کتاب‌هاخاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها) ‹ بخش ۸

خاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها)

بخش ۸ از ۲۱

این همه تلفات و خسارات و مسئولیت علافی و سردرگمی صدها هزار نیروی معطل که اگر به کار گرفته نشوند پراکنده می‌شوند و دیگر به این زودیها آنان چه ارگان و چه شخصی است خدا داند؟ می‌جمع می‌سر نیست با برای جبهه و جنگ باید فکر اساسی بشود و با تضاد ارتش و سپاه جنگ منظم و تحصیل پیروزی بسیار بعید است و همین طور که در ملاقات اخیر عرض شد اطراف بصره همه خور است و شط است و رودخانه و مشکلات الی ما شاء الله، وانگهی فرضاً بصره فرضاً بصره فتح شود عراق فتح نشده است. عراق بدون بصره مفروض است، ولی عراق بدون بغداد فرض نمی‌شود و به جای ریختن این جوانان عزیز در خور و شط اگر دو نیروی مجهز تهیه می‌شد یکی برای شکستن خط دشمن در جبهه مندلی و دیگری برای حرکت به طرف بغداد احتمال پیروزی بسیار قویتر بود از مندلی تا بغداد حدود صد کیلومتر است و اگ بغداد در تیر رس تیرهای ما قرار بگیرد سقوط صدام تقریبا حتمی است البته اگر تصمیم گرفته شد باید فکر همه جوانب بشود در خاتمه یک نکته اساسی را یاد آور می‌شود و آن اینکه تضاد سپاه و ارتش و خود محوری سپاه و تحقیر ارتش برای آینده کشور خطرناک است، من در روزهای اول تصویب قانون اساسی این جهت را پیش بینی می‌کردم منتهی نظر بر این بود که وظیفه ارتش دفاع از کشور است در مقابل دشمن خارجی و وظیفه سپاه پاسداری از انقلاب و حفظ آن در مقابل دشمنان داخلی است؛ و بالاخره باید برای آینده بر این اساس طرح ریزی شود. پس باید روی ارتش کار شود و تصفیه و تهذیب گردد و نیروهای مردمی و بسیج هم به آن وابسته شود تا یک ارتش قوی و مجهز و متخصص در فنون نظامی داشته باشیم همه چیز در دنیا تخصص لازم دارد. قطعاً جنگ و امور نظامی، بیشتر به تخصص نیاز دارد چرا با اینکه عراق از نظر جمعیت ثلث ایران است و نه سپاه دارد و نه حدود چهار سال است می‌جنگد این امر فقط برای ارتش مجهز و بسیج متخصص آن است. حالا اگر تعهد و تهذیب دینی و اخلاقی نیز به تخصص و نظم ضمیمه شود قهراً نیروی ایده آلی خواهد بود از بی نظمیهای سپاه اینکه حدود بیست فقره انفجارهای مهم در مهمات ما به وسیله سپاه رخ داده و این بی نظمی ها در ارتش وجود ندارد نامه به طول انجامید و مطالب تمام نمی‌شود و رعایت حال حضرتعالی برای ما از اوجب واجبات است. والسلام علیکم و ادام الله ظلکم ج ۲ ۱۴۰۴ - حسینعلی منتظری

محضر مبارک رهبر بزرگ انقلاب آیت‌الله العظمی امام خمینی مدظله العالی پس از سلام، پیرو نامه قبل مختصرا به عرض می‌رساند: ۱ - آقای هاشمی رفسنجانی در تلفن با ناراحتی می‌گفت که آقا فرموده:اند یک وقت فلانی کلمه ای می‌گوید آیا حضرتعالی احتمال داده اید که من فکر نکرده مطلبی را که محرمانه به حضرتعالی نوشته ام در ملا عام هم بگویم و یا اشکال به اصل نوشتن اینجانب بوده است؟ ۲ - با وجود این همه نیرو از طبقات مختلف در جبهه ها و بودن فضلا و اهل علم در آنجا، قهراً اخبار جبهه ها در انحصار افراد خاص نیست و از کانالهای مختلف اخبار جبهه و اعتراضات می‌رسد. ۳ – برای مردم چه باید گفت یک مساله است و بررسی دقیق از آنچه واقعا در جبهه ها انجام شده و می‌شود مساله دیگری است و جواب اسکاتی و توجیهی به مردم نیز اثر موقت دارد. ۴ - منظور این نیست که نباید جنگید منظور این است که از کجا باید حمله کرد و به چه نحو باید جنگید و آیا جان این همه جوانهای مردم که در اثر بی اعتنایی و بی احتیاطی و پخته نبودن طرحها و طراحین و نرساندن مهمات با تمکن و شناسایی نکردن منطقه تلف می‌شوند ارزش دارد یا نه؟ و جواب مردم و معترضین را چه باید گفت؟ و آیا هر چیزی به تخصص نیاز دارد ولی جنگ به تخصص نیاز ندارد؟ ه – آیا گزارش افراد خاص فقط معتبر است و یا به گزارش فرماندهان نظامی و مسئولین جهاد سازندگی و نماینده خود حضرتعالی در جهاد و بعضی از فرماندهان رده دوم سپاه که همه در صحنه بوده و معترضند نیز باید گوش داد. ۶ - ضمنا در حمله خیبر فقط، تلفات نجف آباد فقط از قرار معلوم حدود هزار نفر است. حسینعلی منتظری

خدا رو بسم اله الله من الیهم شماره بانده می‌ن از سلام و دعام برای سلامت و با انکه میدان حضرت تا نسبت ب تکر جنگ دایکه در جمعه که می‌گذرد اهمیت فوق العاده تا ب چه در می‌دهید و از خمارات جانے اخیر گران می‌باشد ولی بنظر رسد آنچه در این خود و از طرق مختلف دریافته ام برای اسقاط تکلیف بعرض برسانم و آلا و الیکم این جانب پس از اطلاع از جریانات مختلف داختر سیاه در طی بیش از یک سال / و با اتکاء به گزارشهای مستند و بدون غرض از طرف افراد متدین بغیر احساس می‌کنیم که سپاه با هم مختنات و با اینکه خدمات از زنان سپاه بانقلاب و کشور مفعول به ریت جذب نیروها می‌لایق و با کفایت را ندارد و آثار آن در جوعوام کا حدث مجدداً با توجیه ولت مسمون نیست و که در بر دهان و دیگران جبهه - با اینکه پس از رکود چندین ماهمه ویر و اسید آن سر از وحید ها شدند و یا مسئله نام کشف رمز عدم اتعالجه از و این همه نیروی پیر و مردمی است که فعلا در جمعه جمع شدهاند و بسیاری از آنان بخاطر بودن طرحی صحیح یا شنیده مجروح در سیر با بسیار سرگردان و نا امید از آینده

وقت کشی می‌کنند البته این حقیقت که جنگ جنگ است و دشمن مجهز بلاهای مدون شرق و غرب می‌باشد ه بر انکار است ولی اینچه بوی نگران و تالف است اینکه با این همه خلوص و فداکاری ملت بعد انان ما چرا اولین جنگ نسبت به فظ جان آنان واقیه تدارکات ممکنه از پیش و محتمله ه بین راه حلی برای و اینه طرهای خسته و مطمئن که حتی المقدور تلفات کمتر و بازده بیشتر با شد اهتمام ندارند سپاه که خود را صالح جنگ و قوات احتماه آینده می‌داند تقریبا گرفتار یک نو خود محمودی شد و اصدار تخمین نظامی و چه ها ی مخلص جهاد سازندگی رای نمی‌آورد ای رای و /. را تحقیر می‌نماید و بدون راسته امکانات لازمه و پیش بینی شکست تمامی محله و بلکه آنان راد وبا بے اعتنائے با عتراضات و پیشنهادات تخصیان با عجله در چند مورد حمله می‌کند و د وقتی شکست می‌خورند و تنها در حمله چین تجر چند هزار رشید و بیش از ده هزار مجموع الویم و علانی هم در جزایر مجنون بدون امکانات و تدارکات لازمه محصور یونی و بر آن احتمال تلف آنان می‌رود تازه بفکر ساختن راه می‌افتند که اولا دو ماه طول می‌کشد در صورتی که هدف این جزائر بوده و نیست و اقای سرهنگ شیرازی معنی است که فر تمام این نقطه ضعفها وحظه را قبلاً کتنا گوشزد کردم و توجهی نشر مجاست حضرت اقای ایشان را نخوا امید و از او هم توی تی بخواهید در صورتی که افراد اپنا مخصوص شاه و ایر وز خدمات کا جانے انجام دادند از ومیدهند و به تمامی با هم می‌گویند ما پیشنهاد کمک کردیم در رشد و حالا از زنان کم می‌خواهند و بچه جهاد آم

*۱.VE

شماره ..........

(۳) سلہ هیشت خودشان از حضرت اما یه می‌گذارند با است و ارتقای فقط گزارش شما این اکتفا نکند یا اتالا انها را محور فرمایشات خود قرار دهید چون فرمایشات شما در یا جهان فیکس شد - الان فرمایش است حضرتقال و صحبتهای آقای کاسم هذا مورد سوال و اعتراضات افراد مخلص شهر است و از جمه که مادر شوال خود رزمندگان که در این استند اثر معکوس دارد و آنان در دل سرد می‌کند البته ب می‌را آقای هاشمی با صدا چندین میلیارد بشکه نفت جزائر کوراً عنوان شود و قدامت هدف ما را در جنگ لکه دار کند و مردم عراق را علیه ما تحر یک نماید و رادیوی عراق هم روی آن مانور بدید ما هم در چیلات اسم در خوا به هم در خیبر شکست خوردیم و بسیاری از بچه های معصوم به تجربه تعلیمات ندیدی را شهادت یا اس دوست داریم تمامی و یارا پر از تبلیغات خلط کردیم در صورتی که نه راه بهره بغداد را قطع کردیم و نه در تری است ونه بین دو سیاه طرق جدائی انداختم و تنها در ماله چنبر چندین هزار شهید می‌رویم و بیش از ده هزار مجروعا وعد اگر دادیم از یک شر کوچک نجف آباد حدود پانصد نفر رشید و مفقود شدند و علاوه نیروهای یا در جزائر مجنون بدون امکاعلانات و نداشتی مهمات سنگینی بر آن در معرض خطر شهادت با اسارت می‌باشند حالا تولیت این همه تلفات و چنارات و تئولیت علاقه و سردرگمی صدی هزار یزدی ت که اگر بکار گرفته شوند پراکند می‌شود و دیگر به این زود را جمع آنان می‌رفت با چه ارگان معطل کر و چه شخصی است خدا می‌داند ؟ برای مهد و جنگ باید فکر می‌شود و با تا دارای و سیاه منکر نظم و تحصیل پیروزی بسیار بعید است و همین طور که در ملاقات ایر عرض شد اطراف بصره همه خور است و نظر است و رود خانه و شکلات الرامات والمه وانگهی فرضا بصره فتح شود عراق فتح نشریات - می‌نگاه

شماره... ن عراق بدون بهره مفروض است و لا عراق بدون بغداد فرض نشود و بجای رکاتن ان اجداد عزیز در خورد وسط اگر دونز وی موز بسته شد یکی برای شکستن خط دشمن در جده مندی در یت و دیگری برای شرکت باطراف بغداد احتمال پیروزی بسیار قویتر بود از منالے تا بغداد صد تردن ما حدود صد کیلو تراست و اگر بغداد در تیرک تورهای ما قرار گیرد سقوط صدام تقریبا کمی البته اگر تصمیم گرفته شد باید فکرمه طواف بشود در خاتمه یک نکته اساسی را یاد آور لوگو و آن اینکه تضاد سپاه و ارتش و خود محوری سیاه دقیقتر ارتش برای آینده کشور خطرناک است مر در روزهای اول تصویب قانون اساسی این است را پیش بینی می‌کردم منها نظ براین بود که وظیفه ارتش دفاع از کشور است در تقابل دشمن خارجی وظیفه سپاه پاسداری از انقلاب و حفظ آن در تقابر امان داغ است و بالاخره باید برای آینده بر این اساس طرح ریزی شود پس باید روی ارتش کار شود و تصفیه و تهذیب گرده و نیروهای مردمی باسی مهم به آن وابسته شود تا یک ارتش قوی و مجوز و تخصص در فنون نظامی داشته باشیم همه چیزد این تحصیل قطعاً جنگ و امور نظامی بیشتر به تخصص نیاز دارد چرا با اینکه عراق از نظر شیعیات تلک ایران است و نه سیاه دارد و نه بسیج ولا حدود چهار سال است می‌جنگد این امر فقط برای ارتش محمد د متخصص آن بہت حالا اگر متعهد و تهذیب دینی و اخلاق نیز به تخصص و نظم صمیم خود قهرا نیروی ایدالے خواهد بود از بے نظیمی کی سیاه اینکه حدود بیست فقره انفجار های ج مهم در ایات کا بوسله سپاه رخ داده و این نے نظمی در ارتش بعود ندارد ۲ تیم کی ما دارد. رازم شود بطول انجامید و مطالب تمام نمی‌شود در حمایت حال حضر تقاله برای ما از او جد واجبات است والسلام علیکم و ادام التعلم ۱۴۰۴/۲۳ است

و و و و و و و و انا انا انا انا انا انا یا قلاب آیت را العظم امام ضمنی ملا یاز اور پیر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ایرانیان داوای بارانی امر قبل می‌گفت که اقا فرموده اند: یک وقت فراز کلمه ای می‌گوید آیا منفرت کا احتمال داده اید - آنام فلان اه در یک کره ای را که هر از مهر تا شام در سلام هم بگویم و یا شما با اروراستی این جانب بوده است؟ در الخضار افراد خاصی نیست و از کانالهای مختلف اخبار همه به اعتراضات برسد. برای مردم چه باید گفت یک مشکل است و بررسی دقیق از انچه واقعا در همه ی انجام شد سئله دیگری است جواب اسکات و توجهی مردم نیز اثر وقت دارد . ۴ نظور این نیست که باید جنگیده جدیة جنگید منظور این است را از یک باید همه کرد به چه نو باید بد و یا جهان این همه جوانهای مردم که در ان به امامان و در راستای دوخته بودن طرف و طراحان تعرضتین و رساندن مهمات با تمکن و شناس ته نکردن منطقه تلف می‌شوند ارز شر دارد یانه جواب مردم و راجه باید گفت و یا هر چیزی به مخفی نیاز دارد و او نگر به تخصص نیاز ندارد؟ یا ۵ آیا گزارش افرادها من فقامت است و با و یا به زار شر فرماندهان نظامی و سول این جهاد سازندگی و نماینده خود خوردن در جهاد و بعضی از فرمانده گان رده دوم سده که هم در هفته بوده و معترفند بہت یافته در حال نیز انسان نیز باید گوش داد. وفق تا تلفات عجف البر فقط از قرار معلوم حدود هزار نظر آت

پیوست شماره ۱۳۰ مربوط به صفحات ۵۸۷ و ۶۰۷ نامه آقای منوچهر قربانی فر در مورد مک فارلین که رونوشت آن را برای معظم له ارسال نموده بود. بکلی سری ۶۵/۴/۱۸ گزارش در ده صفحه بنام خدا برادر عزیز و ارجمندم، آقای محسن کنگرلو هم با عرض سلام لازم است در مورد مسئله آمریکاییها که یک سال است وقت همه را گرفته و اکنون شکل و حالت ناخوشایندی بخود گرفته است نکات ذیل را بعرض برسانم. تلفناً اگر بخاطر داشته باشید من روز دوشنبه و سه شنبه ۹ و ۱۰ تیر ماه جاری مذاکرات مفصلی با جنابعالی بعمل آوردم و گفتم سیاست یعنی موقع شناسی و بهره برداری از موقعیتها و شناخت زمانهای مساعد و مناسب برای بهره برداری و گرفتن امتیازات من توضیح دادم که روز جمعه ۱۳ تیرماه جشن دویست و دهمین سالگرد استقلال آمریکا و جشن یک صدمین سال برپایی مجسمه آزادی در نیویورک است و بدین مناسبت جشن بسیار با شکوهی به نام روز آزادی در نیویورک در پای مجسمه آزادی برپا می‌گردد که آمریکاییها آنرا جشن قرن می‌نامند و رئیس جمهور آمریکا و رئیس جمهور فرانسه می‌همانداران این جشن خواهند بود چون روز آزادی و جشن آزادی است اگر ما روز پنج شنبه ۱۲ تیرماه وساطت کنیم و کشیش گروگان آمریکایی در بیروت را آزاد کنیم و او در این جشن حضور یابد چون یک مرد روحانی نیز می‌باشد می‌توانیم بهره برداری زیادی نموده و بسیاری از خواسته های خود را از آمریکاییها بگیریم که البته طبق معمول کسی به این توصیه من گوش نکرد، در حالی که آمریکاییها انتظار داشتند ما حداقل این قدم را برایشان برداریم. به هرحال آمریکاییها می‌گویند پس از آنکه سال قبل ایرانیها با وساطت خود موجب آزادی یک کشیش آمریکایی (W.WIER) گرفتار در بیروت را فراهم آوردند که البته ما هم قبل از این کار ۵۰۴ موشک TOW به عنوان نشان حسن نیت و یک قدم مقدماتی در اختیارشان گذاردیم و در طول سال گذشته یعنی از آن زمان تا کنون ما آمریکاییها قدمهای مثبت و سازنده ذیل را به نشان حسن نیت و نهایت احترام به رژیم جمهوری اسلامی برداشته ایم ولی در مقابل ایرانیان کوچکترین قدم و یا نشانی در جهت بهبود روابط حتی به طور سری برنداشته اند.

۱ - پس از آزادی کشیش هر کجا و هر زمان مقامات آمریکایی نامی از کشورهای حامی تروریسم و تروریسم پرور به میان آوردند نام ایران نبوده و ریاست دیوان عالی کشور آمریکا در یک مصاحبه رسمی از کشورهای، لیبی سوریه یمن، جنوبی کوبا به نام کشورهای حامی و تقویت کننده تروریسم یاد کرد. ۲ – در رابطه با جنگ ایران و عراق وزارت خارجه ما طی اعلامیه رسمی استفاده از سلاح شیمیایی را به شدت محکوم کرد. - سفیر آمریکا در سازمان ملل اولین کسی بود که رای به محکومیت رسمی عراق برای کاربرد سلاح های شیمیایی داد. ۴ - اعلامیه رسمی در مورد سازمان مجاهدین خلق که سازمانی تروریستی و مارکسیستی است و بخشنامه به کنگره و کلیه کمپانیها و موسسات آمریکایی و توقف هرگونه مساعدت به مخالفین رژیم جمهوری اسلامی ایران ه - مخالفت با کاهش قیمت نفت بطوری که معاونت ریاست جمهور آقای جورج بوش در دو سخنرانی و مصاحبه رسماً اعلام داشتند سقوط و تنزل قیمت نفت در نهایت به ضرر ایالات متحده آمریکا خواهد بود و قیمت نفت باید افزایش یابد. ۶ - اعزام دو هواپیمای آمریکایی با بیش از یکهزار موشک TOW در دو نوبت با قیمت تمام شده برای خودمان. ۷ – فرستادن یک هیئت عالیرتبه ۵ نفره از کاخ سفید و وزارت دفاع برای ملاقات با آقای کنگرلو و هیئت همراه ایشان و دادن قسمتی از اطلاعات نظامی مقدماتی در مورد عراق که قرار شد در جلسات بعدی و توافق نهایی اطلاعات کاملتر و جامع در اختیار گذارده شود. - ورود هیئت بسیار بلند پایه کاخ سفید به ریاست آقای رابرت مک فارلین دستیار و مشاور ویژه آقای ریگان و ۵ نفر همراهان سویل و نظامی عالیرتبه و اقامت چهار روزه آنها در تهران که بیش از یک پنجم وسائل یدکی سیستم موشکی مورد درخواست را نیز با خود همراه آورده بودند، بعلاوه اطلاعات کامل نظامی و فنی و اطلاعاتی در مورد چگونگی تهدیدات دولت روسیه شوروی نسبت به ایران و طرح نظامی و سیاسی آن دولت با جزئیات کامل برای هجوم خاک ایران و فعالیتهای روسیه شوروی در کردستان - بلوچستان - عراق و همکاری های آن دولت با مخالفین کمونیسم رژیم اسلامی و مهم تر از همه اعلام نظر صریح و روشن دولت آمریکا که ما رژیم جمهوری اسلامی را تثبیت شده و مورد احترام می‌دانیم و هیچ گونه مخالفتی با آن نداشته و تعهد می‌کنیم که به هیچ وجه قصد تحت نفوذ درآوردن و یا تغییرات و یا دخالتی در امور داخلی آنرا نداریم و سپس تسلیم صورت جلسه کامل و موافقت نامه ای بود که نشان دهنده حسن نیت و همراهی کامل آمریکا با جمهوری اسلامی بخصوص در رابطه با به

جنگ و مسائلی است که این رژیم را تهدید می‌کند (لطفا آن صورت جلسه را مجددا و دقیقاً مورد بررسی قرار دهید. آمریکاییها می‌گویند، می‌دانید که چه رفتار توهین آمیز و غیر دوستانه ای با ما به عمل آمد و دست خالی ما را که سفیر دوستی و یاری بودیم باز گرداندند که شرح آن را خود آقایان بهتر از هر کس می‌دانند. هرکس همانطور که آگاهید مقامات آمریکایی در تهران بارها تاکید کردند که در مقابل آنچه پیشنهاد نمودهاند فقط انتظار دارند که مقامات ما وساطت و ریش سفیدی نموده و با استفاده از نفوذ مذهبی و معنوی خود موجبات اخلاص چهارنفر گروگان آمریکایی را که بیش از دو سال است در بیروت گرفتار شدهاند فراهم آورند و با این عمل انسانی هم خانواده ها و فرزندان خردسالی را که به انتظار دیدار پدرانشان می‌باشند خشنود فرمایند و هم دست مقامات آمریکایی را از هر نظر باز کنند تا با پشتیبانی های سری و لازم در پشت سر قرار گیرند. شما آنها صریحاً روشن کردند که از نقطه نظرهای سیاسی، اقتصادی، تسلیحاتی آمادگی کامل همه گونه همراهی و همکاری را دارند ولی بشرط آنکه این مساعدتها به حساب گروگانها گذاشته نشود و به حساب حسن روابط و حسن نیت و دوستی و مهر ایالات متحده آمریکا منظور گردد. قبل از آمدن من و هیئت آمریکایی به تهران یعنی چهارم خرداد ۶۵ توافق کلی بر این مبنا بود که به محض ورود هیئت عالیرتبه و بلند پایه آمریکایی به تهران که مقداری از وسائل مورد درخواست را با خود خواهد، آورد مقامات ایرانی با وساطت فوری موجبات آزادی یکجا و دست جمعی گروگانهای آمریکایی را در بیروت فراهم آورند و بلافاصله پس از آن بقیه وسائل مورد درخواست ایران وارد تهران گردد و هیئت آمریکایی آنقدر در تهران بماند تا بقیه تجهیزات از جمله رادارهای بزرگ H.P نیز وارد تهران شوند نسبت به تامین بقیه نیازهای تسلیحاتی ایران توافق و تعهد رسمی به عمل آمده و در زمینه های سیاسی و اقتصادی نیز موافقت های سری حاصل گردد و پس از انجام تمام این مراحل آمریکایی ها تهران را ترک نمایند اما با اینکه هیئت ده نفری آمریکایی و هواپیمای غول پیکر اختصاصی آنها چهار روز در تهران ماند ولی متاسفانه به جایی نرسیدیم بخوبی بخاطر دارید که در روز آخر اقامت آنها جناب آقای دکتر نجف آبادی در حضور جنابعالی و آقای دیگر چندین بار اصرار کردند که موافقت شود که فعلا وساطت شود و دوگروگان آزاد گردند ولی آقای مک فارلین نپذیرفتند و جواب داد ما اینجا آمده ایم که مسائل اساسی و استراتژیک و مهم را حل و فصل کنیم و در کنار شما بایستیم و اینکار باید یکجا حل شود تا مشکلی در این راه نباشد و راه یک باره برای همه

چیز و همه کار هموار گردد. لازم است خاطر نشان سازم در سال ۱۹۸۵ چهل و پنج هزار و هفتصد و سه نفر آمریکایی جان خود را در بزرگ راههای آمریکا از دست دادند و در همان سال یکهزار و سیصد و یک نفر آمریکایی در اثر گیر کردن لقمه در گلویشان فوت کردند (شکموها) ما نباید آمریکایی ها را چنان تحت فشار بگذاریم که این چهارنفر را هم جزو آمار فوق به حساب آورند و ما این فرصت تاریخی را همراه با یک سال رنج و مشقت و صرف هزینه های فوق العاده برای من از دست بدهیم. می‌دانید که ۴۵ روز است اینکار گره خورده من به شما اطمینان می‌دهم که آمریکایی ها نه می‌توانند و نه خواهند توانست قدمی دیگر در این راه بردارند مگر آنکه ما حداقل آنچه را که آقای دکتر نجف آبادی اصرار می‌کردند در ابتدا و مقدمتاً انجام دهیم و به نظر من هرچه می‌خواهیم بکنیم و یا هر تصمیمی دارید باید ظرف دو سه روز آینده به مرحله اجرا درآید. اکنون فقط سه راه حل وجود دارد من آنها را کاملا راضی نموده و با هرسه راه حل موافقند که البته به نظر من قویا توصیه می‌کنم که راه حل اول را انتخاب فرمایید. ۱ - شما مبلغ وسائل وارد شده به علاوه وسائل کسری ۱۷۷ قلم را نقدا و فورا بپردازید و مابه التفاوت بقیه ۲۴۰ قلم و مبلغ دو HP را چک بانک ملی ایران شعبه لندن به تاریخ ۳۰ ماه ژانویه یعنی ۲۱ روز دیگر بدهید. ۲ - در همان شب وساطت نموده و دونفر را از گروگانها را آزاد نمایید. ۳ – آمریکایی ها تا حد اکثر ۲۴ ساعت بعد از این عمل کلیه ۲۴۰ قلم کالا یعنی حدود چهار هزار عدد وسائل یدکی و دو H.P غول پیکر را در تهران و بندرعباس تحویل خواهند داد. - بلافاصله پس از تحویل کامل و دقیق کلیه وسائل فوق شما نسبت به آزادی دو گروگان باقیمانده اقدام فوری نموده و ضمنا از نظر انسانی و مذهبی وساطت نمایید تا محل دفن گروگانی را که سال قبل فوت شده است (W.BUCKLY) نشان دهند تا جسد او نیز به آمریکا حمل و در کنار گور مادرش که چنین وصیت نموده است دفن گردد. ه – ۷۲ هفتاد و دو ساعت پس از تحویل کلیه ۲۴۰ قلم وسائل هاگها و دو H.P و آزادی تمام گروگانها هیئت بلند پایه آمریکایی در ژنو یا فرانکفوروت یا تهران به نظر شما حضور خواهند یافت دقیقاً و در مورد مفاد صورت جلسه پیشنهادی اقدام نموده و متعهد خواهد شد و به علاوه بقیه H.P.S -اچی پی ها و وسائل یدکی هلی کوپترها و کلیه احتیاجات مورد نیاز ارتش ایران را بررسی و در این مورد توافق و تاریخ تحویل آنها مشخص و معین می‌گردد، در حالی که آماده اند کارشناسان فنی و ماشین آلات آزمایشی و تعمیراتی را نیز بلافاصله اعزام دارند.

راه حل دوم که زمان بیشتری گرفته و دردسرهای بیشتری دارد: ۱ - شما مبلغ وسائل وارد شده به علاوه وسائل کسری ۱۷۷ قلم را نقدا پرداخته و مابه التفاوت ۲۴۰ قلم را چک بانک ملی ایران شعبه لندن به تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۱ روز دیگر صادر و تحویل فرمایید. ۲ - در همان شب وساطت نموده یکی از گروگانها را آزاد نمایید. ۳ – آمریکایی ها ۱۲ ساعت بعد از این عمل کلیه ۲۴۰ قلم کالا را در تهران تحویل خواهند داد. ۴ - بلافاصله پس از تحویل کامل و دقیق ۲۴۰ قلم در تهران باید وساطت نموده و در همان روز دو گروگان دیگر آزاد گردیده و مبلغ دو H.P را همان روز پرداخت فرمایید. ۵ - حداکثر ۲۴ ساعت پس از آزادی این دو گروگان و پرداخت مبلغ .H.P این دستگاه های رادار در بندرعباس تحویل خواهند شد. ۶ - پس از ورود کامل و صحیح دو H.P شما نسبت به آزادی گروگان آخر (نفر چهارم) و جسد ویلیام باکلی وساطت و اقدام می‌فرمایید. ۷ - ۷۲ هفتاد و دو ساعت پس از تحویل کلیه ۲۴۰ قلم وسائلهاگها و دو H.P و آزادی تمام گروگانهای آمریکایی هیئت بلند پایه آمریکایی در ژنو یا فرانکفورت یا تهران به نظر شما حضور خواهند یافت و دقیقاً در مورد مفاد صورتجلسه پیشنهادی اقدام نموده و متعهد خواهد شد بعلاوه بقیه H.P.S اچ پی ها و وسائل یدکی هلی کوپترها و بقیه احتیاجات مورد نیاز ارتش ایران را بررسی و در این مورد توافق و تاریخ تحویل آنها مشخص و معین می‌گردد، در حالی که آماده اند کارشناسان فنی و ماشین آلات آزمایشی و تعمیراتی را نیز بلافاصله اعزام دارند. شخصاً و شرافتاً به هر نحو که شایسته بدانید متعهد می‌شوم و تضمین می‌کنم که بلافاصله پس از انجام مرحله آخر یعنی پس از تحویل ۲۴۰ قلم و دو H.P و آزادی کلیه گروگانهای آمریکایی حداکثر ظرف یک ماه ۳۰۰۰ موشک TOW به قیمت سی و هشت میلیون و پانصد هزار دلار) ۳۸۵۰۰۰۰۰$) یعنی قیمت تمام شده برای خود آمریکایی ها و ۲۰۰ دویست عدد موشک ساید ویندر SIDE VINDER که به روی هواپیماهای .F و F ما مستقر می‌گردد به همان قیمت تمام شده در تهران تحویل، دهم البته اگر پولش را در اختیارم بگذارید نه مثل اینبار که دیگر چیزی برای من باقی نگذاشتید. ۸ - من راه حل سوم: برای آنکه ما واسطه خیر بودیم موجب شر نشویم آمدیم تا وصل کنیم و دوستی ایجاد نماییم نه موجب تفرقه و دشمنی و کدورت بیشتر شویم چنانچه دو راه حل فوق را صلاح

رود، نمی‌دانید بلافاصله و خیلی سریع وسائلی را که آوردهاند عینا پس بفرستید تا در قضیه بسته شود انگار نه اشتری آمده و نه استری رفته است و هر کس دنبال کار خود و راه خود ان شاء الله در آینده شرایط و زمینه مجددا فراهم می‌گردد و آنگاه اقدام می‌شود، یعنی نباید شاءالله استخوان لای زخم بگذاریم زیرا دلیلی هم ندارد اگر من در راه دوستی و خیرخواهی و صداقت و اعتقاد و اعتماد دچار مشکلات عظیم و دردسرهای مادی و معنوی و حیثیتی شده ام در راه مهر به میهن و دوستیم با شما بوده و عیبی ندارد ان شاء الله چون نیت خیر بوده خداوند منان جبران خواهد کرد. استدعا دارد در جهت خیر و مصلحت جمهوری اسلامی فورا و بدون فوت وقت نسبت به انجام این قضیه تصمیم سریع و قاطع اتخاذ فرمایید. با عرض تشکر و احترام منوچهر قربانی فر امضاء ۶۵/۴/۱۹

دیگر سری صفحریم بنام خدا برادر عزیزه از خمارم، آقا محسن نگرلو ۱۳۶۵ - ۱۸ - ۴ گزارش در ۱۰ صفحد با عرض سلام، لازم است در مورد مسئله آمریکا یری که یکسال است وقت همه را گرفته و هم النون شکل حالات اور شاید درد در راه است ان کا خیال را برای پیان. اگر بخاطر داشته باشید من روز در شنبه و سه شنبه ۹ و ۱۰ تیر ماه جاری مذاکرات مفصل تلفات با جنابعالی بعمل آوردم و گفتم یاس یعنی موقع شناسی و بهره بردار از موقعیت ها و شناخت زمان مناسب با بهره بردار رو گرفتن امتیازات، من توضیح دادم که روز جمعه ۱۳ تیر ماه جشن دو بیست دهمین سالگرد استقلال آمریکا و جشن یک صدمین سال بر پایش محمد آزادی در نیویورک است و با این مناسبت جشن بسیار باشکوهی تمام روز آزادار در تو بیورک در پای مجسمه آزاد به پایگردد که آمریکا تیری آنرا جشن قران می‌نامند و رئیس جمهور آمریکاد رئیس جمهور فرانسه می‌هماندارا این جشن خواهند بود، چون روند آزاد کر جشن آزاد در است اگر ما روز رایج منه ۲ تیر ماه وساطت کنیم و کشیشی گروگان آمریکائی در بیروت را آزاد کنیم و او در این جشن حضور یابد، چون یک مرد روحانی نیز می‌باشد می‌توانیم بهره برداری زیادی نموده و بسیاری از خواسته های خود را از آمریکا را بگیریم که البهای معمول کی باین لا

ام توصیه من گوش نکرد، در حالیکه آمریکا تیرا انتظار داشتند ما حداقل این قدم را برایشات برداریم. در حال آمریکا شیر می‌گویند، پس از آنکه سال قبل ایرانیها با وساطت خود موجب آزاد یک کشیش آمریکائیں (Wee) گرفتار در بیروت را فراهم آوردند. که البته ما هم قبل از اینکار ۵:۴ موشک toon بعنوان نشان حسن نیست و یک قدم مقدمایش در اختیار نشان گذاردیم. و در طول سال گذشته یعنی از آنزمان تا کنون ما آمریکا تیرا قدمهای ثبت رسازنده ذیل را به نشان حسنانیت و نهایت احترام برژیم جمهوری اسلامی برداشته ایم ولی در مقابل ایرانیان کوچکترین قدم و یا نشانیف در جهت بهبود روابط حتی بطور شرم برنداشته اند. (پس از آزاد کشیش هر کجا و هرزمان مقامات آمریکایش نامی از کشور های هامی تروریسم دیا تروریسم پیر در میان آوردند نام ایران نبوده و ریاست دیوان عالی کشور آمریکا در یک مصاحبه رسمی از کشور های لیبی - سوریه - یمن جنوبی - کوبا - نام کشور های خاصی و تقویت کننده تروریسم یاد کرد. ۲) در رابطه با جنگ ایران و عراق، وزارت خارجه ماطی اعلامیه رسمی استفاده از سلاح شیمیایش را بشدت محکوم کرد.

(د) سفیر آمریکا در ساز نام اولین کسی بود که رای به حکومت رسمی عراق بازار کار برد سلام کی شیپ ایش داد ۴) اعلامیه رسمی در مورد سازمان مجاهدین خلق که سازمانی تروریستی و مارکسیستی است. بخشنامه به کنگره، کله کمپانیه و شورت آمریکائی و توقف برگونه مسهورت ویة به مخالفین رژیم جمهوری اسلامی ایران (۵) مخالفت با کاهش قیمت نفت بطور یکه معاونت ریاست جمهور آقای جورج بوش در دو سمزایف و مصاحبه رسماً اعلام داشتند، سقوط و مشتری قیمت نفت در نهایت بطور ایالات متحده آمریکا خواهد بود و نیست گفت باید افزایش یابد To.m وم دو پیاری مشکو اغرام رو ہوا پیما آمریکایی با بیش از یکگذار می‌شک مه تر در ده نوسیت با قیمت تمام شده برای خودمان (۱) فرستادن یک پیشت عالی رتبه یه نفره از کاخ سفید و وزارت دفاع به العلاقات به آقای کنگرلو و پیشت همراه ایشان و دادن قسمتی از اطلاعات نظامی مقدماتی در مورد عراق که قرار شد در جب بعدی و توافق نهایش اطلاعات کامل تر و جامع در اختیار گذارده شود

(ع) ورد و بیشت بسیار بلند پایه کافی سفید بریاست آقای رابرت مک فارلین دستیار و مشها در ویژه آقای رایگان و یا نو همراهان سویل و نظامی عالیرتبه و اقامت بیرها و روزه آنها در تهران که بیش از پا وسائل ید کی سیستم موشکی مورد درخواست را نیز با خود بهمراه آورده بودند، بعلاوه اطلاعات کامل نظامی رفتی و اطلاعاتی در مورد چگونگی تهدیدات دولت روسیه شود و امنیت با هر است و طرح نظام می‌ں رسپاسی آن دولت با جزئیات کامل به ایرانجوم منک ایران مفعالیتهای مردیه شوره در کردستان - بلوچستان عراق و پیکار یا از آن درست با مخالفین کمونیسم رژیم اسلامی و مهم تر از همه اعلام نظر صریح در روشن دوست آمریکا که ما رژیم جمهوری اسلامی را تثبیت شده و مورد احترام می‌دانیم و هیچ گونه مخالفتی با آن نداشته و تعهد می‌کنیم که بهیچ وجه قصد تحت نفوذ در آوردن و یا تغیرات و یا دخالتی در امور داخلی آنرا نداریم و سپس تسلیم صورت جلسه کامل و موافقت نامه ای بود که نشان دهنده حسن نیست و ہمرا ہی کامل آمریکا با جمهوری اسلامی مخصوص در رابطه با جنگ و مسائلی است که این رژیم را تهدید می‌کند (لطفا آن صورت جلسه را مجددا که دقیقاً مورد برسی قرار دید) آمریکائیها می‌گوینده می‌دانید که چه رفتار توهین آمیز و غیر دوستانه ای با ما بعمل آمد و دست آمدود شخاصی مار که سفیر دوستی و یاری بودیم باز گرداندند که شرح آن را خود آقایان بهتر از پرکس می‌دانند.

رها همانطور که آگاهی اقامت آمریکائی در توان بارها تاکید کردند که در مقابل آنچه در تهران ید که پیشنهاد نموده اند فقط انتظار دارند که مقامات ما وساطت و ریش سفیدل نمود و با استفاده از نفوذ مذہبی و معنوی خود موجبات اخلاص چهار نفر گردگان آمریکائی را که بیش از ده سال است در بیروت گرفتار شده اند فراهم آورند و با این عمل انسانی ہم خانواده ها و فرزندان خردسایی را که بانتظار دیدار پدرانشان می‌باشند خشنود فرمایید و هم دست مقامات آمریکایش را از پر نظر باز کنند تا با پشتیبانیها / تر و لازم در پشت سر شا قرار گیرند. آنها صریحا گویش کردند که از نقطه نظر های سیاسی - اقتصادی تسلیماتت آمادگی کامل به گواه برای هر یک را دارند و می‌بن کر آنکه این ماه ها می‌گرد گازی بشرط مساعد به روگانها ولی گذاشته نشوده به حساب حسن روابطور حسن نیست و دوستی دور ایالات متحده آمریکا به و متحده منظور گردد قبل از آلین من و هیئت آمریکایش به تهران یعنی چهارم خرداد ۶۵ توافق یکی به - این می‌لی بود که محض ورود بیت عالی رتبه بلند پایه آمریکا این تهران که مقدار کران وسائل مورد درخواست را با خود خواهد آورد، مقامات ایرانی با وساطت فوری موجبات آزادی یکجا دوست جمعی کرد کانال آمریکایش را در بیروت فراهم آورند و بلافاصله پس از آن تقیه مسائل مورد در خوست ایران در بیداری گردد و هیئت آمریکایی آنقدر در تهران بماند تا بقیه تجهیزات از جمله را دهای بزرگ HP نیز وارد تهران شوند نیست

دی) بتائین نبیه نیاز های شیمایی ایران توافق و تعهد رسمی بعمل آمده و در زمینه های سیاسی و اقتصاد نیز موافت هالتر حاصل کرد و پس از انجام تمام این مراحل آمریکا شیره تقارن را ترک نمایند، اما با اینکه هیئت دانول آمریکا یا دیوارهای غول پیکر اختصاصی آنها چهار روز در تهران ماند ولی متاسفانه بجایش نرسیدیم، منجوجی بخاطر دارید که در روز آخر اقامت آنها خوب آقای دکتر نجف آباد در حضور جنابعالی و آثار دیگر چند است بار اصرار کردند که موافقت شود که فعلاً وساطت شود و دو گروگان آزاد گردند ویی آقای مک فارلین نپذیرفتند و جواب داد ما اینجا آماده اید که مسائل اسایی و استراتژیک و مهم را حل و فصل کنیم و در کنار شما بایستیم و اینکار باید یکجا قتل شود تا مشکل در این راه نباشد و راه یکباره به الی همه چیزو همه کار هموار گردد. و لا لازم است خاطر نشان سازم که در سال ۱۹۸۵ چهل دیناج ندارد بمقتصد و سه نفر آمریکایی ل جان خود را در بزرگ را برای آمریکا از دست دادند و در بانه سال یکهزاره سعیده یک نفر خود را در را آمریکایش در اثر گیر کردن لقمه در گلویتان موت کردند (شکموها) ، ما نباید در آمریکا تیره را چنان تحت فشار بگذاریم که این چها و نو را هم جزو آمار فوق محجاب آورند و ما این فرصت تاریخی را همراه با یک ل رنج و مشقت و صرف هزینه های فوق العاده برای من از دست بدهیم. از می‌دانید که ۴۵ روز است اینکار گره خورده، من بشما اطمینان شدیم که آمریکا تیرا بشما نه می‌توانند وند خواند توانست قدیمی دیگر در اینرا بردارند؛ مگر آنکه ما حداقل آنچه را

(V) و که آثار دکتر نجف آب در ادرار کردند در ابتدا مقدمات انجام دهیم . بنظر من هرچه می‌خواهیم بکنیم دیا پر تصمیمی دارید باید ظرف روشه روز آینده عبر حله اجرا در آید اکنون فقط سه راه حل وجود دارد و من آنها را کاملاً راضی نموده و با هر سه راه حل موافقند که البته بنظر من قویا توصیه می‌کنم که راه حال اول را اتنی سیب فربما بعد به ۱) شما مبلغ وسائل وارد شده بعلاوه وسائل سر / ۱۷۷ قلم را نقداً و فوراً بیر دازید و ما به الفقه بقیه ۲۴۰ قلم و مبلغ دو HP را چک بانک ملی ایران شعبه لندن بتاریخ ۳۰ ماه ژوانیه یعنی ۲۱ روز دیگر بد بنده (۲) در پیمان شب وساطت نموده و دو تو را از گروگانها را آزاد نمایید ۳) ۲۴ آمریکا گیری تا حداکثر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا یعنی دو چار ندارد و و سالگیدکی و دو جز غول پیکر را در تهران و بندر عباسی تحویل خواهند داد. ا با فاصله پس از تحویل کامل و دقیق کلیه رسانه فوق شما نسبت به آن دارد در گرگان باقیمانده اقدام فوری نموده و ضمنا از نظرات نی و مذہبی وساطت نمائید تا محل دفن com گرد گایش را که سال قبل فوت شده است را نشان دهند تا جد او نیز به که سال مردمی آمریکا حمل و در کنار گور مادرش که چنین وصیت نموده است .دفتنی .گردد دو تمام گروگانها، پشت بلند پایه آمریکایش در ژنو یا فرانکفورت یا تهران بنظر

(^) شما حضور خواهند یافت و دقیقاً در مورد مفاد صور تجمله پیشنهادی اقدام نموده و تعهد خواهد شد و بعلاوه بقیه H.p.s اچھی پی ها و وسائل یدکی های پوسته ها - - ه یکه احتیاجا مورد نیاز ارتش ایران را بررسی و در این مورد توافق و تاریخ تحویل آنا شخص معلین می‌گردد، در حالیکه آماده اند کارشناس فنی و ماشین آلات آزمایشی و تعمیر این را نیز بلافاصله افرام دارند را حال دوم که زمان بیشتر گرفته و دردسرهای بیشتری دارد و (۱) شما مبلغ وسائل وارد شده بغداده و سائل کسر / ۱۷۷ قلم را نقداً پرداخته و البته ج؟ قلم را چک بانک ملی ایران شعبه لندن تاریخ ۲۰ ژونکه یا روز دیگر صادر تحویل فرمایید. در میدان شب وساطت خود، یکی از گروگانها را آزاد نمایید می‌آمریکا شیرها است بعد از این عمل کلیه ۱۲۴۰ قلم کالا را در تهران تحویل خوانند داد تم) بلافاصله پس از تحویل کامل و دقیق ۱۲۰ قلم در شهدان باید وساطت نموده و در بهار روز پاد دیگر رد گروگان دیگر آزاد گردیده و مبلغ در HP را با روز پرداخت فرمانیه (۵ حداکثر ۲۴ است پس از آزادی این برگردیگان و پرداخت مبلغ جز برادر اینجا دستگاهدار رادار در بندر بجای تحویل خواهند شد

(۶) پس از ورود کامل و صحیح در جز بربار شما نسیت به آزادی گروگان آخر (نو چهارم) وجد ویلیام با کلی وساطت و اقدام نیرو تایید و ۲۷ ۷۲ بقا در دو ساعت پس از تحریک علیه به قلم سال ها گرد و در اجرا بود و آزادار در دو پس لایه های اقلیم و های تمام گروگانهای آمریکائی، پیشت بلند پایه آمریکایی در ژنو یا فرانکفورت یا تهران یا با یاد - نظر شما حضور خواهند یافت و دقیقاً در مورد مفاد صور تجمله پیشنهادی اقدام نموده و متعهد خواهد شد و بعلاوه یقه Has اچ پی ها و وسائل یدکی هلی کوپندها و بقیه احتیاجات مورد نیاز ارتش ایران را برای و در این مورد توافق و تاریخ تحویل آنها مشخصی و معین می‌گردد، در حالیکه آماده اند کارشناران فنی به ماشین آلات آزمایش و تعمیر این را نیز بلافاصله افرام دارنده دیلانا (۸) من مشخصاً که شرافتا به ره که شایسته با این ماده می‌شود و تینی نمی‌کنم به این که حداکثر ظا تصد می‌لیم پس از انجام مرحله آخر یعنی پس از تحویل ۱۱۰ قلم و دو برابرار و آزاد می‌کردگارهای مالیاتی ظرف یکماه ۳۰۰ شه هزار موشک from نقیمت می‌دہشت می‌ون یا نه به زور دار ۳۸۵۰۰) معنی قیمت تمام شده با خود آمریکا نیری و ۳۰ دوست عدد موشک ساید دید / SIDE WINDER که سردار بهوا یا م/ F۴ : ۵ ما متو می‌گردو به بها نیست تمام شده در تهران تحویل دهیم، البته اگر پولش را در اختیارم بگذارید نه مثل اینبار که دیگر چندا به این معنی نگه داشتید

راه حل شوم مالی آنکه ما واسطه خیر بودیم موجب شهر نشویم، آمدیم تا وصل کنیم و دوستی ایجاد نمائیم نه موجب تفرقه و دشمنی و کد درست بیشتر شویم، چنانچه دو راه حل فوق را اصلاح نمی‌دانید بلافاصله وخیلی سریع و سانگلی را که آورده اند می‌نات پس بفرستید تا در قضیه بسته شود و انگار نه اشتری آمد و نه استری رفته است و پر کسی دنبال کار خود و راه خود می‌رود، انشالله در آیند. شرایط و رینیه مجدد فراهم می‌گردد. آنگا. اقدام می‌شود، یعنی نباید استخوان رای زخم بگذاریم زیرا دلیلی هم ندارد، اگر من در راه دوستی و خیر خواهی و صداقت و اعتقادر اعتماد دچار مشکلات عظیم و در سورکر مادی می‌نوا و حیثیتی شده ام در راه مهر به می‌همن و دوستیم با شما بوده و عیبی ندارد انشااله چون نیست خیر بوده خداوند منان جبران خواهد کرد. استدعا دارد، در جهت تغیر و مصلحت جمهوری اسلامی فوراً و بدون فوت وقفت نسبت به انجام این قضیه تصمیم سریع و قاطع اتخاذ فرمائید. سے با بر خیانت کرد احترام منو جهد قربانی فر

پیوست شماره ۱۳۱: مربوط به صفحات ۵۸۷ و ۶۰۷ نامه مجدد آقای منوچهر قربانی فر در مورد مک فارلین که رونوشت آن را برای معظم له ارسال نموده بود. بنام خدا حضور برادر عزیز و ارجمندم آقای محسن کنگرلو بکلی سری است خصوصی است ۱۳۶۵/۴/۱۹ گزارش در ۱۹ صفحه با عرض سلام و ارادت آرزوی توفیق و سلامتی برای شما و خانواده محترم و التماس دعای خیر برای خود دارم. برادرجان برای آنکه بدانی به خاطر اعتماد و احترام به مسلمانی و شرافت و انسانیت و اعتقاد به مردانگی شما به چه مصیبت و گرفتاری بزرگی دچار شده، ام لازم است توجه تان را به مسائل ذیل جلب نموده و توضیح دهم که عدم توجه و دقت جنابعالی چه مسائلی برای یک برادر و یار وفادار و دوست فداکار که همه چیز خود را برای شما و پیشبرد هدفهای مقدسمان که پیروزی در این جنگ می‌هنی و تحمیلی به گرو گذارده بوجود آورده اید. برادر عزیز ترا به قرآن مجید سوگند ترا به جان بچه های عزیزت، قسم من بجز خدمت بجز دوستی بجز فداکاری بجز رنج و زحمت کشیدن چه بدی در حق شما کردم؟؟؟؟ که شما این گونه که شرح آن خواهد آمد با من رفتار نمودید. آیا من از شما انتظار دستمزد و پاداش و حق و حساب و توقعات مادی داشتم؟؟؟ آیا شما تاکنون به من چیزی داده اید؟ بجز اینکه صد بار استدعا کردم برای پیشبرد و پیشرفت و تسریع در کارهای خودتان و دست یابی به منابع بهتر مقداری خاویار آنهم به هزینه خود من بفرستید که هرگز نفرستادید و یکبار هم که من خودم خاویار طلایی در تهران با هزار زحمت و هزینه زیاد تهیه کردم و تحویل دفتر شما در تهران دادند آنها هرگز به من نرسید و معلوم نشد چه کسی و کجا آنها را خورد. من نمی‌خواهم به خدماتی که به شما و به جمهوری اسلامی در گذشته کردم بپردازم، اما لازم می‌دانم فقط به مسائل همین یکسال گذشته اشاره کنم من و جنابعالی مشترکاً بیش از دو سال بود که به هر در زدیم و چه کارها که نکردیم تا موشک تاو TOW و سلاح های مدرن دیگر تهیه کنیم ولی بالاخره به این نتیجه رسیدیم که همه

شنیدیم هم این حرفها دروغ و داستان است و این گونه موشکها و سلاحهای پیشرفته و بسیار مدرن را فقط از دست دولتها می‌توان گرفت و نه از طریق واسطه ها و دلالان لذا همانطور که از سابقه امر دقیقاً اطلاع دارید بواسطه روابط شخصی و دوستانه خصوصی بین خودم و تنی چند از زمامداران فعلی آمریکا از حزب جمهوری خواه عازم آنجا شدم و با آنها مذاکرات مفصلی کردم و گفتیم و که دوستی همیشه بهتر از دشمنی است و از راه دوستی و صفا است که می‌توان کدورتها و دشمنی ها و سوء تفاهمات و نفاق را زدود و به حسن تفاهم رسید و مسائل واقعی یکدیگر را درک کرد و بعلاوه ما که در جنگ هستیم چه بهتر حتی از راه مصلحت شده مویی از خرس بکنیم و از آنها وسائلی بگیریم زیرا هدف ما از این حرفها مقدس تر و بزرگ تر است و چون از خود اطمینان کامل داشتم و به قول معروف کسی که چیزی بارش نیست هراسی ندارد. فقط با یک پیام تلفنی جنابعالی بلند شده و با یک هواپیمای اختصاصی بزرگ فقط در حالی که ۱۰۴ موشک تاو TOW همراه داشتم به تهران آمدم در حالی که قیمت آنها را خودم تهیه کرده و ۲۰ روز قبل از آن به آمریکایی ها داده بودم و به خداوندی خدا بودم و به خداوندی خدا سوگند از آوردن همان هواپیما ۵۶ هزار دلار هم ضرر کردم و آنرا از جیبم پرداختم و به روی شما هم نیاوردم گفتم جای دور نمی‌رود و اینهم سهم من برای پیروزی در جنگ و جبران کوچکی از گذشته ها اگر به بایگانی مراجعه فرمایید به گزارشی برخورد می‌فرمایید که در همان سفر خدمتتان دادم و گزارش جامع و مفصلی بود و امروز که بیش از یک سال از آن زمان گذشته هر آنچه نوشته بودم به حقیقت پیوسته و به خصوص قیمت نفت و مسائل سیاسی، دیگر، بگذریم بعد از آن بلافاصله یک هواپیمای دیگر با ۴۰۰ موشک تاو برایتان فرستادم و از آن زمان تاکنون چه ها که نگذشته در یک سال گذشته من به شهادت خودتان که به مسلمانیت اعتقاد دارم هر روز و هر شب چند بار به شما تلفن زدم و به طور متوسط فقط بیش از ۳۰۰ دلار روزانه هزینه مکالمات من با شما شده است. در یک سال گذشته بعلاوه ارسال ده ها گزارش اطلاعاتی و خبری و گذرنامه و اسناد متفرقه برای شما، موجبات ایجاد حسن تفاهم و درک مسائل و تفهیم نظریات دولت ایران به مقامات کاخ سفید را فراهم آورم و مهم تر از همه زمینه ای فراهم آوردم که آمریکایی ها سرشان را جای پایشان گذاردند و به تهران آمدند و در راس هیئت هم دومین شخصیت حزب جمهوری خواه و با نفوذترین شخص روی رئیس جمهور معروف به پسر خوانده ریگان (رابرت مک فارلین بود که خدمتتان آوردم تا رسماً اعلام کند که جمهوری اسلامی را رژیمی بحق و مردمی و قابل احترام و ستایش می‌دانند و حاضرند محرمانه در کنآرمان قرار گیرند تا ان شاء الله کار جنگ را یکسره کنیم و با ما دوستی کنند. بعد از خدا خود شما بهتر می‌دانید که من در ایجاد دوستی و رابطه ویژه بین ایران و دولت جدید فرانسه نقش اساسی را ایفا کردم

و در حالی که به توافق سری و قطعی برای بارگیری کشتی اول در پاریس دست یافته بودم و همه کارها آماده شده بود، درست روز بعد از آن بدون کوچکترین خبری از طرف شما و بدون اطلاع من جناب معیری معاون محترم نخست وزیر به پاریس تشریف آوردند و درست برخلاف جهتی که من با هزار زحمت و حیل رفته بودم حرکت کردند و دو پا را در یک کفش کرد که مسعود و دستگاه او از پاریس باید برود من همان روز به شما تلفن کردم که به جناب نخست وزیر بگوئید، فورا به آقای معیری دستور فرمایند که در مورد رفتن مسعود اصلا پافشاری که نکنند هیچ بگویند حضور او در فرانسه از نظر ما بلامانع است زیرا با حضور او در پاریس بارگیری فوریش امکان پذیر شده بود ولی شما گفتید ایشان دیگر رفته است و نخست وزیر چنین کاری نمی‌تواند بکند و بنده هم بالاخره معنی هماهنگی را فهمیدم و نتیجتاً آبروی مرا بردید و اینها فکر کردند که من دروغگو هستم و این حرفها را که باید اجازه دهید ما کشتی اول را بارگیری کنیم جزو شرایط بلکه است از خودم درآورده ام و وقتی خیلی اصرار کردم گفتند تو چه کاره ای و کو اجازه ات؟ نفر دوم دولت خودش اینجاست و می‌گوید، برود تو می‌گویی بار شود برو بابا دنبال کارت!! گرچه این عمل برای همیشه در ذمه من است و من قاطعانه اطمینان می‌دهم که با نهایت قدرت و سرعت می‌توانم اینکار را انجام دهم در حالی که درست ۳۹ روز است سر همین قضیه هتل هیلتون ژنو و ماجرای آن من را روی هوا نگه داشته ای و نمی‌دانم چگونه باید از دست اینکار که تقریبا تمام راه را رفته خلاص شوم. من در این یک سال گذشته نه تنها هر روز و هر شب چندین نوبت به شما تلفن زده ام بلکه فقط سه بار به تهران آمدم شش بار به آمریکا رفتم و یک بار هم به دستور شما فقط با یک اطلاع ۸ ساعته برای دیدارتان به دبی آمدم و بیش از ۵۰ بار به کشورهای اروپایی و خاورمیانه سفر کرده ام حتما بیش از ۳۰ بار از نقاط مختلف دنیا فقط برای چند ساعت به فرودگاه فرانکفورت رفته ام تا آقای آدم بیک نماینده جنابعالی را ملاقات کنم و اسناد و اوراق و یادداشتهایی را به وسیله پیک برای شما ارسال دارم مخارج و هزینه های سرسام آوری را متحمل شده ام که فقط خدا شاهد آن است. من هر چه وسائل برای شما حمل شده وجه آنرا دو هفته زودتر به آمریکایی ها پرداخته ام و آن وسائل به شما تحویل گردید بدون آنکه نامه ای، تلکسی تلگرامی، ضمانتی چکی از شما داشته باشم و همیشه چندین روز پس از تحویل با تاخیر وجه آنها را باز پرداخته اید من خداوند بزرگ را به شهادت می‌طلبم و به دوستی دو مرد سوگند می‌خورم من بجز ضرر مادی و رنج و ناراحتی روحی از دوستی شما خیری ندیده ام و حالا که شما با آمریکاییها در تماس مستقیم هستید، بپرسید و تحقیق کنید آیا من بجز ضرر در کار نفع دیگری داشته ام؟ آنها دولت هستند نمی‌توانند دروغ بگویند و دوستی و رابطه شما

آنها با شما بسیار مهمتر و با ارزش تر از رابطه شخصی من با آنها است. هر آنچه کرده ام به خاطر آینده و به خاطر دوستی و برای ثبوت حسن نیت و صداقتم بوده است من به زحمات و ضررهایی که در مورد بارگیری کشتی دوم و اعزام دو هیئت برزیلی و سوئیسی و بلژیکی و کانادایی در سه نوبت به تهران و اقامت طولانی آنها و ارسال چندین تن بار آنها که همه به هزینه من انجام گرفت و کوچکترین نتیجه ای هم نگرفتیم نمی‌خواهم اشاره کنم. من در همین سفر آخر خودم به تهران یعنی ۴۰ روز قبل بیش از پنج طرح مهم اساسی و حیاتی و مادی آوردم که به هیچ کدام از آنها کوچکترین پاسخی هم نداده اید، به من دیگر ثابت شده که رنج بیهوده می‌کشم و وقت تلف می‌کنم و این راه به ترکستان است اما برادر عزیز شما در مقابل برای من چه کردید؟؟ جز اینکه با این کار آخرتان و عدم پردا پول مردم پس از دو ماه مرا به نابودی و به باد رفتن حیثیت اجتماعی و بانکی و سیاسی انداخته ای این است محبتهایی که بشارت می‌دادید و رافت اسلامی برای آنان که به شما بازگردند؟ من بارها به شما تذکر دادم که به خاطر بسیاری مسائل شخصی و خصوصی من با آمریکاییها که قابل شرح نیست، شما چنانچه موقعیت مرا تحکیم و تقویت کنید، من هرآنچه را که بخواهید و حتی به نظرتان غیر ممکن است می‌توانم از آنها برای شما بگیرم اما شما برخلاف تمام اصول و ضوابط شرع و عرف و سیاست و اطلاعات و انسانیت نامه بکلی سری را که در مورد که آنها به شما نوشته بودم چه چیزها می‌توان از آنها گرفت آوردید و در هتل هیلتون عینا به آنها دادید و من برای آنکه به شما ثابت کنم دروغ گو نیستم و یک انسان صادق و فداکار هستم، روی یک پا ایستادم و اصرار کردم تا شما مجبور شدید آن گزارش را فتوکپی کرده و به آنها یک نسخه بدهید. اما در مورد این قضیه آخر و آمدن آمریکاییها و مقداری از وسائل یدکی لازم می‌دانم که شرح ما وقع را آنطور که گذشته است دقیقاً بازگو کنم که صددرصد مورد تایید جنابعالی نیز می‌باشد. شما در طی مدت دو روز و چهار ساعت مکالمات تلفنی لیستی کامل با تمام مشخصات را که شامل ۲۴۰ قلم و ۴۰۳۰ عدد وسائل یدکی مختلفه مربوط به سیستم ضد هوایی موشکهای هاگ بود به من دادید و گفتید اگر موافقت کنند که مقدمتاً این وسائل را در اختیار ایران، گذارند ما هم قدمهای مثبت برای آنها برخواهیم داشت، من آن لیست را به آمریکایی ها دادم البته این قضیه بعد از آن بود که خود جنابعالی و هیئت ایرانی با مقامات آمریکایی در فرانکفورت ملاقات کرده بودید آمریکاییها بعد از یک هفته پاسخ دادند که این کار بسیار مشکلی است زیرا مربوط است به سیستم سال ۱۹۷۵ و ما باید آنها را از گوشه و کنار دنیا با مشکلات فراوان تهیه کنیم ولی چون حسن نیت داریم بطور اصولی برای انجام این کار، موافقیم اما لازم است لیست رسمی و کتبی به ما بدهید تا دقیقاً عمل شود، جنابعالی

هم لیست رسمی رسمی را فرستادید آنها بررسی کردند و گفتند که ۶ قلم از این لیست مقابل مشخصات آن سفید است و ۹ قلم دیگر هم نه تولید می‌شود و نه موجود است ولی عدم وجود آنها از نظر فنی هیچ تاثیری ندارد و در مورد ۱۰ قلم دیگر هم گفتند آن تعدادی که مورد درخواست است فعلا موجود نیست و دو ماه طول می‌کشد تا آن تعداد را هم تهیه کنیم من در سه نوبت متوالی این موضوع را که تعدادی مقابل آنها سفید است و تعدادی اصلا موجود نیست و تعدادی هم موقتا یعنی در زمان تحویل کسری دارد با ذکر دقیق شماره و مشخصات آنها در اختیارتان گذاشتم و آقای سام از وزارت دفاع هم که فارسی می‌داند تلفنی از لندن قبل از آمدن به تهران با شما صحبت کردند و دقیقاً این موضوع را به اطلاعتان، رساند، شما فرمودید اشکالی ندارد اما آن اقلامی را که کسری دارند حتما باید تهیه و تحویل دهند و ما عین تعداد مورد تقاضای خود را می‌خواهیم، آمریکاییها قیمت لیست درخواستی را پس از محاسبه دادند که بیست و چهار میلیون و سیصد و هفتاد و سه هزار و دویست دلار می‌شد (۲۴۳۷۳۲۰۰ که باید ده روز قبل از تحویل بپردازیم و این مبلغ شامل اقلامی که فعلا کسری است نمی‌شود من بیش از پنج بار به جنابعالی اطلاع دادم که آقاجان لیستی را که درخواست کرده اید منهای رقم های کسری که بعداً تامین می‌کنند ۲۴ میلیون و چند هزار دلار می‌شود که شامل کلیه هزینه ها از قبیل چندین بار حمل و جابجایی، بیمه، پاک کردن مارک و آزمایش نهایی و بسته بندی می‌باشد و یکبار هم که من قبلا به شما اطلاع دادم فردا که تلفناً مذاکره می‌کنم آمریکایی ها در لندن هستند و روی خط خواهند بود و جنابعالی برای اینکه اطمینان حاصل کنید من دروغ نگفته ام برای چندمین بار و وسط مذاکرات قیمت دقیق را خواستید که من به اطلاعتان رساندم در حالی که آنها در اطاق بودند و روی خط و مشترکاً با شما صحبت می‌کردیم فرمودید اشکالی ندارد جنس را حرکت دهید و هرچه بیشتر ممکن است با خود همراه بیاورند اگر ممکن است حتی بیش از ۵ آنرا ولی هواپیمای آنها مارک نداشته باشد و گذرنامه های آنها هم غیر آمریکایی باشد بار هم مارک نداشته باشد. من می‌دادم که طبق معمول همیشه وجه جنس را از بانکها موقتا تهیه کرده و به جای شما به اطلاع رساندم که قیمت جنس این بار فوق العاده زیاد و تامین آن از محل اعتبارات بانکی و نقد کردن سفته های اعتباری خیلی مشکل است فرمودید ضمانت نامه بانکی می‌دهیم پنج روز به اینکه چگونه شما ضمانت نامه بانک ملی بدهید یا بانک مرکزی گذشت و هیچ کس و هیچ بانکی حاضر نشد در مقابل ضمانت نامه های این دو بانک حتی یک دلار هم به ما اعتبار بدهد گفتند این قانون است به کشور در حال جنگ اعتبار نمی‌توانیم بدهیم، شما فرمودید معطل نکن کار خراب می‌شود هرجور شده تهیه کن به محض ورود می‌پردازیم اینبار مثل دفعات قبل یکروز هم تاخیر نمی‌شود می‌خواهی چک شخصی مرا از آدم بیک در فرانکفورت و

بگیر و به بانک بده، عرض کردم وقتی ضمانت نامه بانک ملی و بانک مرکزی را نمی‌پذیرند چک شما به چه درد می‌خورد؟ به هر حال با گرفتن سفته های تایید شده دوست سوری مشترکمان و دو شرکت نفتی که دائما برای آنها از لیبی نفت می‌خرم و قرار دادن آنها به علاوه تعهدات شخصی از محل اعتبارات در کردیت سوئیس C.S.B ژنو که از آن اطلاع دارید، کل مبلغ را برای مدت سه هفته یعنی تا اول ماه جون وام گرفته و در مقابل چک تضمینی هم به بانکهای لندن دادیم و عینا وجه مورد درخواست را در اختیار آمریکایی ها قرار دادیم در اینجا لازم است خاطر نشان سازم که من طی گزارشی که به تهران فرستادم و حتما کپی آن در بایگانی هست توضیح دادم که آمریکایی ها گفتند اینبار ایرانی ها فکر بسیار عاقلانه ای کرده اند و چیزی خواسته اند که خیلی بدرد آنها می‌خورد و با هزینه ای حدود ۲۵ میلیون دلار یک سیستم موشکی ضد هوایی را که خرید آن امروز حداقل ۲ میلیارد دلار هزینه دارد بطور کامل و فعال مورد استفاده قرار می‌دهند یعنی من قیمت وسائل مورد درخواست شما را کتبا نیز قبل از ورود آنها به شما گزارش کرده ام آمریکایی ها گفتند که به آقایان اعلام فرمایند ما چندین قلم از وسائل مورد درخواست آنها را که جزئی از کل یک قسمت بود به جای آن جزء به صورت کامل فرستادیم چون می‌دانیم جایگزینی آن آسان تر و موثرتر می‌باشد و بعلاوه با اینکه ایران تقاضا نکرده بوده ما می‌دانیم که آنها احتیاج به ده ژنراتور دیزل مخصوص دارند و ما آن اجزاء را که به صورت کلی دادیم و این ده ژنراتور دیزل که به وزن سه تن می‌باشد نیز در محاسبه منظور نگردیده و هدیه ای است از طرف ما، بعلاوه ما آماده ایم مجانا کارشناسان مخصوص خود را با گذرنامه غیر آمریکایی برای مدت یک هفته همراه با وسائل آزمایشی (Testing equipments و وسائل راه اندازی و اندازه گیری (calibration equipments به ایران اعزام داریم تا این سیستم موشکی مانند ساعت سوئیس و با خطای صفر برایشان کار کند و بنده آنرا خدمتتان نوشتم و وقتی هم آمریکاییها در تهران بودند خودشان این موضوع را اطلاع دادند که مانند بقیه کارهای دیگر پاسخی داده نشده آمریکایی ها در تهران چند بار تاکید کردند که قیمت کل ۲۴۰ قلم وسائل یدکی مورد درخواست ایران را منهای ارقام کسری تماما دریافت داشتهاند و بنده چند بار در حضور خود شما و آقایان دیگر این مسئله را روشن کردم، آمریکایی ها در مذاکرات طولانی توضیح دادند که قبل از آنکه وجه جنس را دریافت کنند هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند و چند بار توضیح دادم که ۲۴ میلیون دلار به دولت این آقایان که اینجا حضور دارند به حساب شما قبلا پرداخت شده است. پس از ترک آقایان از تهران و در مذاکراتی که جنابعالی با من داشتید فرمودید که باید حتما کسری بقیه اقلام را تامین کنند و با بقیه بیاورند و لیستی هم به من دادید که شامل ۱۷۷ عدد وسائل یدکی کسری می‌گردید من عرض کردم نمی‌دانم قیمت آنها چیست، پس از

مراجعت و مذاکره با آمریکایی ها نتیجه را خدمتتان عرض می‌کنم لیست را به آنها دادم گفتند یک هفته تا ده روز طول می‌کشد تا این قیمتها و محلهایی که می‌توانیم آنها را تامین کنیم روشن شود من خدمتتان اصرار کردم که مدت زیادی از پرداخت وجه به آمریکایی ها و تحویل حدود یک پنجم از وسائل گذشته فعلا وجه این وسائلی را که آمده بعلاوه وجه کسری جنسها بپردازید که ما اقلاً چند درصد از طلب بانکها را پرداخت کنیم تا فرصت بیشتری داشته باشیم که اصل قضیه را بکلی حل نماییم و همه وسائل یکجا وارد گردد، فرمودید بسیار خوب و چندین روز مرا معطل کردید که امشب زنگ بزن نشد فردا ظهر زنگ بزن، نشد فردا صبح زنگ بزن نشد، جمعه شد نشد تا خلاصه آمریکاییها قیمت اجناس کسری را هم دادند و من خدمتتان دادم، فرمودید حالا باید جزء به جزء قیمت هر ۲۴۰ قلم را، بدهی عرض کردم این کار عملی نیست، چون همانطور که مسبوقید اینها را از کارخانه و یا شرکتی نخریدهاند بلکه آنها را از نقاط مختلف دنیا به اشکال مختلفی جمع آوری کرده اند و خود شما به خوبی از آن آگاهید، فرمودید درست است فقط از نظر حسابداری و بودجه لازم است من به آمریکاییها، گفتم جواب دادند تقریبا غیر ممکن است و وقت زیاد می‌خواهد تا محاسبات جداگانه به عمل آید ولی گفتند موضوعات و نکات ذیل را دقیقاً برای آقایان روشن فرمایید. ۱ – هیچ کدام از این وسائل از کارخانه ای یا شرکتی ابتیاع نگردیده زیرا اینها یدکی اتومبیل نیستند که کارخانه یا فروشگاه آنها را در قفسه بگذارد و مشتری برای خرید مراجعه کند، بلکه اگر کسی مشتری این نوع وسائل باشد باید اول اجازه خرید آنرا از طریق دولت خود از وزارت دفاع آمریکا بگیرد و وزارت دفاع هم این اجازه را از کنگره آمریکا کسب نموده و پس از تصویب رئیس جمهور جواز مخصوص صادر و به خریدار می‌دهند و آنگاه خریدار آن جواز را بعلاوه وجه وسائل به کارخانه می‌پردازد و کارخانه آن وسائل را معمولا و بطور متوسط بین ۱۸ تا ۲۴ ماه بعد تحویل می‌دهد اما باید توجه داشته باشید که اقلام مورد درخواست شما از وسائل مختلف عموما از هر قلم سه عدد یا پنج عدد یا ۷ عدد یا ۱۲ عدد است و کارخانه ها برای چنین تعدادی خط تولید راه نمی‌اندازند و باید تعداد مورد درخواست از این ارقام بسیار بالاتر باشد. - ۲ – ما هیچ یک از این وسائل را در انبارهای خود نداشتیم چون مربوط به سیستم سال ۱۹۷۵ است که ما اکنون سیستم دیگری داریم و نتیجتاً باید این اجناس را برای شما از کشورهای دوست و متحد خود تهیه کنیم ولی در آنجا هم با این اشکال مواجه بودیم که اگر راسا تقاضا کنیم چون می‌دانند ما خودمان چنین سیستمی نداریم فورا پی می‌برند که برای چه می‌خواهیم و همه چیز آشکار می‌گردد کشورهایی که می‌توانستند این وسائل را در اختیار ما بگذارند عبارتند از، اسرائیل کره، جنوبی فیلیپین ما برای حفظ راز مجبور شدیم

مقداری از این وسائل را از طریق دلالان ویژه و با نفوذ مخصوص تهیه کنیم و برای مثال در یک مورد که احتیاج به ۲۷ لامپ مخصوص داشتیم که فقط در پایگاه فیلیپین موجود بود، توسط ایادی خودمان مامور مربوطه را خریده و این لامپها را بطور غیر مجاز از آن کشور خارج کردیم (یعنی بلند کردن و آنگاه تمام این چهار هزار عدد جنس را از آن کشورها به آمریکا آورده و در کارگاه های ویژه خودمان مارک روی آنها را پاک کردیم و یک به یک آنها را با دستگاه های آزمایشی امتحان نمودیم که صددرصد سالم و صحیح باشند و آنگاه آنها را مجددا بسته بندی و به پایگاهی نزدیک تر به ایران ارسال داریم که برای حمل فوری آماده باشد، ما برای انجام این کار دو تیم ویژه را برای مدت سی روز مامور کردیم و بطور قطع می‌گوییم اگر حتی این وسائل برای خودمان بود نمی‌توانستیم آنها را به این سرعت و یکجا فراهم آوریم و در آخر بعنوان مثال دیگر، از یکی از دولت ها که مجبور شدیم ۱۲۷۰ عدد از این وسائل را بگیریم، با کارخانجات مربوطه تماس گرفته بودند به آنها گفته بودند که اگر جواز را بیاورند سفارش آنها تا ۲۰ ماه دیگر آماده می‌شود البته با تعداد سفارش بسیار بیشتر در نتیجه ما مجبور شدیم به آنها تعهد که اگر حادثه ای پیش آید که کسری این وسائل در دفاع هوایی آنها اثر گذارد، مستقیما بدهیم دفاع از آنها را به عهده بگیریم. من پس از یک هفته که قیمتها را به جنابعالی دادم و دو ساعت و سی دقیقه دادن لیست به جزئیات قیمتها طول کشید فرمودید تا فردا وجه آن وسائل را که آمده بعلاوه وسائل کسری به حساب بانک سوئیس واریز می‌گردد که البته این فردا هرگز نیامده ۶ روز طول کشید من روزی سه بار به جنابعالی تلفن زدم که چه شد فرمودید فردا درست می‌شود ظهر زنگ بزن، شب زنگ بزن، صبح زنگ بزن و بالاخره پس از ۶ روز مصیبت که بنده هر روز فشار بانک ها و فشار کسانی را که از آنها سفته گرفته بودیم خدمتتان توضیح می‌دادم تا یک شب گفتید کار خراب شده عرض کردم چرا فرمودید ما یک فیش و لیستی داریم از این وسائل مربوط به سال ۱۹۸۵ در همین کارخانه یعنی مربوط به ۱۸ ماه قبل که کارخانه قیمت این وسائل را داده و ۶ برابر ارزانتر است از قیمتهای آمریکاییها من خدمتتان عرض کردم این نمی‌تواند حقیقت داشته باشد و قطعاً کسی خلاف گفته به هر حال بلافاصله به آمریکایی ها مراجعه کردم، گفتند بکلی مزخرف است چون این وسائل که ایران خواسته بود متعلق به یک کارخانه نیست و در ۵۴ کارخانه مختلف و در ایالات مختلف آمریکا تولید می‌شود و هر کارخانه کاری جداگانه دارد و بعلاوه رسماً به آقایان بفرمایید یک بار به ما در تهران بدترین توهینها را کردید و فرمودید که ما اجناس دست دوم و کار کرده برای شما آورده ایم که بعداً کارشناسان خودتان آزمایش کردند معلوم شد اشتباه کرده اید و معذرت خواستید، حالا ما را دزد هم می‌کنید، به آقایان بگویید که البته هیچ کدام از این وسائل از کارخانه ای تهیه نشده و می‌دانید چگونه ابتیاع کرده ایم و

قیمت چند بار حمل و بیمه و بسته بندی را داده، ایم ما به عنوان یک ابرقدرت که بخاطر حسن تفاهم و دوستی و رابطه نوین قدم جلو گذاشته، ایم نه حق داریم و نه می‌توانیم کار تجاری بکنیم و اگر آقایان فکر می‌کنند کلاهی سرشان رفته فورا جنس را پس بفرستند و هیچ هزینه ای هم به آنها تعلق نمی‌گیرد و ما پول شما را تمام و کمال می‌دهیم ما بعنوان یک ابر قدرت اگر در جایی مقاصد مادی و بهره برداری اقتصادی داشته باشیم دنبال فروش چند وسائل یدکی آن هم مال دیگران نمی‌رویم بلکه دنبال می‌لیاردها می‌گردیم و این هم دست مزد ما و توهین آخر. گفتند ما وقتی وسائل را به این شکل و با این سرعت بخواهیم ممکن است گاهی اوقات تا ۱۰ برابر قیمت اصلی هم گرانتر بخریم اما ما در این مورد نهایت تلاش را برای شما کرده ایم و فکر می‌کردیم که جای تشکر و سپاس بسیار از طرف شما خواهد داشت، گرچه ما تعهد می‌کنیم در آینده وسائلی که در انبارهای خودمان موجود باشد و مورد نیازتان است با همان قیمت که خود ما یعنی دولت آمریکا ماه ها و سالها قبل از کارخانجات تهیه کرده عینا در اختیارتان بگذاریم که امروز برای خود ما شاید دو سه برابر تمام می‌شود مانند موشکهای TOW که در گذشته به شما دادیم. من تمام این مسائل را مفصلا و با توضیحات دیگری چندین بار طی مذاکرات تلفنی خدمتتان عرض کردم و خود جنابعالی هم مستقیما با واشنگتن تماس گرفتید و آمریکایی ها هم برایتان توضیحات لازم را دادند و در آخر هم گفتند که چقدر ناراحت شده اند از این توهینی که به آنها شده، من روز یک شنبه ۸ تیر ماه وخامت و پیامدهای ناشی از واخواست شدن چکهای خودم و سفته های بانک لندن را خدمتتان عرض کردم و خواهش کردم شما روز دو شنبه صبح با آقای سالاته در بانک کردیت سوئیس ژنو تماس بگیرید و بفرمایید همین یکی دو روزه کارها حل می‌شود و اقدامی نکنند و صبح روز دو شنبه ۹ تیر ماه آقای محمدی به سالاته زنگ زده بود و فرموده بودند، یکی دو روز وقت بدهید و روز سه شنبه ۱۰ تیر هم آقای آدم بیک از آلمان از طرف شما زنگ زده بود که سالانه از دست من خیلی عصبانی و ناراحت بوده و گفته بود این کار خیلی به ضرر او تمام می‌شود و بالاخره من روز چهارشنبه ۱۱ تیر ماه ساعت ۲/۳۰ دقیقه بعد از ظهر با جنابعالی صحبت کردم و همه چیز را توضیح دادم دقیقاً فرمودید ساعت ۶ بعد از ظهر آن روز زنگ بزن ما یا تا فردا پول این وسائلی را که آمده می‌پردازیم و یا این وسائل را عینا فوری پس می‌دهیم من از جنابعالی خیلی تشکر کردم و گفتم تو را به خدا و بخاطر نجات آبروی من و خودتان تکلیف این کار را امشب روشن کنید از آن تاریخ تا این لحظه که ۴ صبح روز پنج شنبه ۱۹ تیر ماه است کوچکترین اقدامی نشده و فقط به وقت کشی مشغولید. برادر عزیز برادر، نازنین برادر مسلمان خودت را یک لحظه جای من بگذار ببین با من چه کرده اید و پاداش زحمات و فداکاریها و تلاشهای مرا چگونه داده اید.

برادر فردا درست ۶۴ روز است که ما ۲۴ میلیون دلار بانکها را به نام شما به آمریکایی ها داده ایم همان روز اول بانک فقط یک در صد یعنی ۲۴۰ هزار دلار بابت کارمزد این اعتبار برداشت کرده، بعد ببینید بهره سنگین چنین اعتباری در مدت ۶۴ روز فقط تا حالا چقدر می‌شود؟ و حالا ۲۵۶ هزار دلار بابت و اخواست سفته ها و چکها و نکول اعتبار صورت حساب داده اند، اما از همه اینها بالاتر و مهمتر با ۱۷ سال صداقت و درستکاری و اعتبار من در بانک سوئیس چه کردید. برادرجان الان ۶۴ روز است این وسائل به تهران وارد شده آیا جواب اعتماد و اعتقاد به جمهوری اسلامی همین است برادر عزیز یادت می‌آید ۷ ماه قبل در ژنو تشریف داشتید و ۲۵ میلیون دلار بطور دربست و بدون سند در اختیار من گذاشتید که برای شما توسط آمریکایی ها موشک هاگ وارد کنم ولی وقتی اولین هواپیما وارد شد معلوم گشت که این نوع هاگها مورد نظر شما نیست و اشتباه است و فقط مبلغ موشکهای وارد شده حدود ۵ میلیون دلار بود، یادتان آید چطور ناراحت شدید و قلبتان گرفت و من شما را نیمه شب به بیمارستان بردم تا صبح بر بالین شما ایستادم و صبح اول وقت به بانک کردیت سوئیس رفتم و ۲۰ میلیون دلار را به حساب شما ریختم و رسید آن را برایت به بیمارستان آوردم و دو ماه بعد هم هواپیما فرستادم و موشکها را پس بردیم و تمام هزینه های حمل و بیمه و مخارج دیگر آنرا دادیم و یک دینار هم هزینه ای به حساب شما منظور نشد و پول شما تمام و کمال و بدون کوچکترین دردسری بلافاصله برگشت شد. برادر آن رفتار مسلمانی است یا این که حال شما می‌کنید؟ آیا این است جواب متقابل کاری که برای شما کردم؟ در حالی که شما فقط در مقابل مهندس موسوی مسئول بودید و من گرفتار سه بانک اروپایی و دو شرکت بزرگ و یک دوست عزیز و یک عمر اعتبار و حیثیت هستم. می‌دانید برادر عزیز چرا ما باید اعتماد و اعتقاد به رژیم اسلامی و آبروی آن را بر باد شما دهیم. سیستم بانکی و تجارت در اروپا مثل یک خانواده کوچک است فردا گند این قضیه تمام دنیا را گیرد، و دیگر آبرویی برای من که هیچ تمام شده ولی برای جمهوری اسلامی هم نمی‌ماند و خواهید دید که وزیر و یا سفیر همین کشور سوریه خواهد آمد و خواهد گفت قضیه چیست؟ ده میلیون سفته یک سوریه ای واخواست شد که پول آن به وزارت دفاع آمریکا رفته که اسلحه برای ایران بیاورند بانک سوئیس که می‌داند پول را چه کسی داده و چه کسی باید آن را بازپرداخت کند، تا آبرو ریزی بزرگ نشده و حیثیت همه ما بر باد نرفته و این دردسرها به حساب من و شما گذاشته نشده قال این قضیه را بکنید ما آمدیم زیر ابرویش را برداریم داریم بکلی کورش می‌کنیم، ما برای خدمت آمدیم داریم خائن می‌شویم.

برادر عزیز تاکنون منهای مخارج و هزینه های یک ساله فقط کارمزدها و بهره های بانکی و مخارج مخصوص این کار بالغ بر دو میلیون دلار گردیده، هیچ اشکالی ندارد من نابود شوم بهتر از این است که پای جمهوری به این کار کشیده شود. همین فردا وسائلی را که آوردهاند عینا پس، بفرستید فورا تحویل می‌دهیم و پولمان را پس می‌گیریم و این چند میلیون دلار را که تاکنون هزینه شده است من مطمئن هستم که چون نیت خیر بوده است و واقعیت هم بر طرفین قضیه روشن است به شکلی باید حل شود. برادرجان در این شرایط که کسی حاضر نیست حتی صد هزار دلار در اختیار شما بگذارد انصاف داشته باشید من فقط در مقابل دستور شما بدون نوشته و سند و مدرک ۲۴ میلیون دلار اعتبار برایتان گرفتم ارزش این کارها را باید بدانید نه آنکه آنها را لجن مال کنید. آمریکایی ها به من می‌گویند این دوستانت با تو که اینطور برایشان سینه چاک می‌دهی و جانفشانی می‌کنی اینطور عمل می‌کنند با ما چه خواهند کرد. من از شما برادر عزیز می‌خواهم و استدعا دارم، بخاطر خدا نه بخاطر من بخاطر آبروی جمهوری اسلامی و بخاطر انسانیت و شرافت تکلیف این قضیه را در چند ساعت آینده روشن فرمایید و از حالا به بعد همه چیز و مسئولیتهای آن فقط به عهده شماست. با عرض تشکر و احترام ارادتمند منوچهر قربانی فر امضاء - ۱۳۶۵/۴/۱۹

بنام خدا حضور برادور ریز و ارجمندم آقا محسن لنگرو بکلی متری است خصوصی است. آب ۱۳۶۵ - ۴ -۱۹ گزارش در ۱۹ صفحه) با عرض سلام و ارادت، آرزوی توفیق سلامتی برای شما و خانواده محترم و التماس دعامر خیر برای خود دارم. برا در جان برای آنکه بعد ایف مخاطر اعتماد و احترام به مسلمانی و شرافت و است نیست و اعتقاد مردانگی شما بچه می‌ت گرفتار از بزرگی دچار شده ام لازم است و توجه تان را بمسائل ذیل جلب نموده و توضیح دهم که عدم توجه و دقت جنابعالی چه مسائلی برای برادر و یار وفادار و دوست فدا کار که همه چیز خود را برای شما و پیشبرد هدفهای ز مقدسمان که پیروز در این جنگ می‌هنی، تحمیلی بگره گذارده بوجود آورده اید و برادر عزیز ترا بقرآن مجید سوگند، ترا بجان بچه های عزیزت قسم، من منجر خدمت مبخر دوستی می‌ز خدا کاول بو رنج و زحمت کشیدن چه بدا در حتی شما کردم؟؟؟ که شما اینگونه که شرح آن خواهد آمد با من رفتار نمودید آیا من از شما انتظار دستمزد و پاداش و حق و حساب و توقعات مادر داشتم؟؟؟ آیا شما تا کنون بمن چیزی داده اید؟ جز اینکه صد بار است می‌کردم به اربیتبرد ویشرفت و تشریح در کارهای خودتان و دوست یابی به منابع بهتر مقداری خاویار

(ص) (۲) آنهم به هزینه خود من بنوشید که برگزر فرستادید و یکبار هم که من خودم خاویار طلایش در تهران با هزار زحمت و بزینه زیاد تهیه کردم و تحویل دفتر شا در تهران دادند و آنها بهرگز معین نرسید و معلوم نشو چه کی و کجا آنها را خورد و چه کسی و که ن می‌خواهم بود این که ه ه ه ه ه ا ا ا ا د گه شته کرد بپردازم، اما لازم می‌انم فقط بسائل پرین یکسال گذشته اشاره کنم من و جنابعالی شتر که بیش از دو سال بود که بهر در زدیم و چه کارها که نکردیم تا موشک تار ۷۰۰۰ نمی‌دانیم. و سلاحها مورد دیگر تهیه کنیم ولی بالاخره این نتیجه رسیدیم که همه ی این حرفی در ریخ دروغ و داستان است و اینگونه موشکها به سلاحهای پیشرفته و بسیار مدرن را فقط از دست دولت ها می‌توان گرفت و نه از طریق واسطه ها و دلالان، لذا می‌نطور که از سابقه امر دقیقاً اطلاع دارید بواسطه روابط شخصی در خصوصی بین خودم و مالی تنی چند از زماموران فعلی آمریکا از حزب جمهور نخواه عازم آنجا شدم و با آنها و مذاکرات مفصلی کردم و گفتم و شنیدیم که دوستی همیشه بهتر از دشمنی است و از براه دوستی و صفا است که می‌توان کدورترها و دشمشتی ها و سوتفاهمات و نفاق را از دود و به حسن تفاهم رسید و مسائل واقعی یکدیگر را درک کرد و بعدا ده ما که در جنگ هستیم چه بهتر حتی از راه مصلحت هم شده موی از خرسی بکنیم و از آنها وسائل بگریم زیرا هدف ما از این حرفها مقدس تر و بزرگ تر است و چون از خود اطمینان کامل

(ص) سے) داشتم و قبول معرف کسی که چیزی بارش نیست هراسی ندارد، فقط با یک پیام تلفنی جنابعالی بلند شده و با یک هواپیمای اختصا می‌ں بزرگ فقط در حالیکه ۴ موشک تاو بود ۳۰۰۰ بهمراه داشتم به تهران آمدم در حالیکه قیمت آن را خودم تهیه کرده و یه روز قبل از آن امریکا شیر داده بودم ہم لا ر مخداوند خدا سوگند از آوردن یه بار یا ده هزار دلار هم فرو کردم و آنها از جیم پرداختم و برای شما هم نیاوردم گفتم جا دور نمی‌رود و اینهم مهم من مدال پیروز در جنگ و جبران کوچکی از گذشته ها، اگر به بایگانی مراجعه فرمایید به گزارش برخورد می‌مانید که در بیان سنو خدمتتان دادم گزارش جامع و مفصلی بود و امروز که پیش از یک الی از آنترمان دادم گذشته هر آنچه نوشته بودم محقیقت پیوسته و مخصوص قیمت نفت و مسائل سیاسی دیگر بگذریم، بعد از آن بلافاصله یک هواپیما دیگر با یک موشک تاو برایتان فرستادم و از آنزران تاکنون چه ها که نگذشته، در یک ل گذشته من بشهادت خودتان که مسلمانیت اعتقاد دارم پر روز و هر شب چند بار بشما تلفن زدم و بطور متوسطه فقط بیش از ۳۳۰۰ دلار روزانه هزینه مکالما من با شما شده است ۴۰۰ در یکسال گذشته بعلاوه در سال دوه ها گزرورش اطلاعانی و برای گذرنامه و اسناد تفرقه برای شماه موجبات ایجاد حسن تفاهم و درک مسائل و تفهیم نظریات دوست ایران به مقامات کاخ سفید را فراهم آورم و مهم تر از بیمه زمینه ای فراهم آوردم که آمریکا تیری سرشان را جای پاکتان گذاردند و تهران آمدند و در راس پیشت هم دو می‌ن

(صفر (۴) شخصیت حزب جمهوریخواه و با نفوذترین شخص دورا رئیس جمهور معروف به پسرخوانده ریگان ن رابرت مک فارلین بود که خوشتان آوردم تا رسماً اعلام کند که جمهوری اسلم این را رژیمی محبق و مردمی مقابل احترام و ستایش می‌دانند و حاضرند محرمانه در کنارمان قرار گیرند تا انشا الله کار جنگ را یکسره کنیم و با ما دوستی کنند. ن بعد از خدا خود شما بهتر از پرکسی می‌دانید که من در ایجاد دوستی و رابطه ویژه بین ایران و دوست جدید فرانسه نقش اسامی را اینجاه کردم و در حالیکه به توافق تر و قطعی بردار بارگیری کشتی اول در پاریس دست یافته بودم و پسند کارها آماده شده بود، درست روز بعد از آن بدون کوچکترین خبری از طرف شماره بدون اطلاع من جناب معیدا مان محترم نخست وزیر بپاریس تشریف آوردند و درست بر خلاف جهتی که من با هزار زحمت تحلیل رفته بودم حرکت کردند و دو پا را در یک کفش کرد که مسعود و دستگاه او از پاریس باید می‌رود ده من این روز شبا تلفن کردم که به جناب منظفت زیر بگوئید افراً به آثار جدا دستور فرمایند که در مورد رفتی مسعود اصلاً پافشاری که نکند پانچ بلکه بگویند حضور او در فرانسه از نظر ما بلامانع است، زیرا با حضور او در پاریس بارگیری فوریش امکان پذیر شده بود، ولی شما گفتید اب دیگر رفته است و نخست وزیر چنلی کاری نمی‌تواند کلندر وانیزه درود علو نده پیم بالاخره معنی هم آهنگی را فهمیدیم و فیجتاً آبروی مرا بردید را نیز فکر کردند که من در نگو که بستم و این فرود را که باید اجازه دبید ماکشی اول را بارگیری کنیم جرد شرایط است از خودم

(ص ۵) در آوردم، وقتی خیلی اصرار کردم گفتند توجه کار کار کی اجازات لا نوچه برو بابا ؟ نفردوم نفر دوم دولت خودش اینجاست و می‌گوید بروده تو می‌گویش بار شود برو با با دنبال کار با گرچه این عمل بردار بیشه در ذمته من است و من قاطعانه اطراف امید هم بانان شدید هم که با نهایت قدرت و سرعت می‌توانم اینکار را انجام دهم در حالیکه درست ۲۹ روز است مربعین قضیه و قتل می‌تون ژنو مهاجرای آن من را روی هوا نگه داشته ای و می‌دانم چگونه باید از دست اینکار که تقریباً تمام راه را رفته ام خلاص شوم. من در این یک از گذشته نه تنها بر روز و هر شب چندین نوبت بیشما تلفن زده ام فقط شئه بار تهران آمدم، شش بار با مریکا رفتم و یکبار هم و تورشی فقط با یک اطلاع ه ساعته برای دیدارتان بدبی آمدم و بیش از ۵۰ بار به کشورهای اروپایش و خاورمیانه سفر کرده ام، حتما بیش از ۲۳۰ بار از نقاط مختلف دنیا فقط برای چند ساعت نبوددگاه فرانکفورت رفته ام تا آقای آدم بیک نماینده جنابعالی را ملاقات کنم و اسناد و اوراق و یا یادداشت هایش را بوسیله پیک به اس شما ارسال دارم، خارجه و هزینه های سرسام آور را را متحمل شده ام که فقط خدا شاهد آنست، من هرچه مسائل برای شما حمل شده رسائل وجد آنرا در هفته زودتر با مریکا یا پرداخت مو آن را گل شما تحویل گردید بدون آنکه نامه ای تلکس - تلگرامی - ضمانتی، چکی از شما داشته باشم و همیشه چندین روز پس از تحویل با تأثیر وجبه آنها را باز پرداخته اید، من خداوند بزرگ را به دست می‌طلبیم و دوستی

دو به شماخیرا ندیده دو مرد سولند می‌خورم، من بجز ضرر مادی و رنج و ناراحتی روحی از دوستی شما خیرا ندیده ۱ و حالا که شما با آمریکا نیها در تماس مستقیم هستید، بپرسیده تحقیق کرند آیا من بخر ضرر در کار شما نفع دیگر داشته ام؟ آنها دولت هستند نمی‌توانند دروغ بگویند و دوستی در ابطه آنها با شما بسیار مهم تر و با ارزش تر از رابطه شخصی من با آنهاست. هر آنچه کرده ام مخاطره آینده و مخاطر درستی و برای ثبوت حسن نیست و صد افتم بوده است من بر جهات و ضررهایش که در مورد بارگیری کشتی دوم و احترام در بیشت برزیلی و سوئیس بار یار و کانادایش در سه نوبت تهران و اقامت طولانی آنها و ارسال چندین تن بار آنها که به بنزینی من انجام گفت و کوچکترین نتیجه ای نگرفتم می‌خواهم اش رو نم من در بهمن سفر آخر خودم تهران یعنی ۴۰ روز قبل بیش از یه طرح مهم اسامی دستاتی و مادی آوردم که به هیچ که ام از آنها کوچکترین پاسخی هم نداده اید، بهمن دیگر ثابت شده که رنج بیر بوده می‌کنیم و وقت تلف می‌کنم و این راه به ترکستان است اما برادر عزیز شما در مقابل بدلا من چه کردید؟؟ جز اینکه با این کار آخرتان دوم پرداخت پول مردم پس از دو ماه مرا به نابود و به با درختن حیثیت اجتمایی و بانکی و سیاسی انداخته ای، این است محتره این کیت می‌دادید و رافت اسلامی به است آنان که شما باز گردند؟به من بارها بشما تذکر دادم که بخاطر بسیاری مسائل شخصی خصوصی من با آمریکا می‌را که قابل شرح نیت، شما چنانچه موقعیت مرا تحکیم و تقویت