کتابها ‹ واقعیتها و قضاوتها
واقعیتها و قضاوتها
۶۶۹ صفحه
ضمیمۀ شمارۀ پانزده: مربوط به صفحات ۲۹۴ و ۴۲۸
متن استعفای آقای مهندس موسوی (نخست وزیر)


ضمیمۀ شمارۀ، شانزده: مربوط به صفحۀ ۲۹۷
نمونه ای از اعلامیههای بعد از دستگیری سید مهدی هاشمی
چرا ملاقاتهای قائم مقام رهبری لغو شده است ؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
"مجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومة لائم درراه خدا کوشند و از سرزنش سرزنش گری بیم نمیکنند.
باشده - ۵۲
مکتب رهایی بخش اسلام حیات ریویایی اش در این مدسال اخیر رابخاطر تلاش، مجاهدت، زجر وستمهای فراوان روحانیت آگاه اه - پیشرو ومتعهد به ارزشهای والای اسلام دارد، روحانیتی چون سید جمال ها، مدرس نا اب ملری خا، سعیدی ها، مظهری ها، بهشتی ها و محمد منتظری ها....
باہیروزی انالان للاء ر ایران نه تنها بعد از چندین قرن تلاش جهت استقرار حکومت اسلام به ثمر رسید، بلکه نیامی مستفعلون بالم از این حرکت حجت گرفت و با امید ویاری انقلاب اسلامی ایران میروند که دستهای لرزان استعمار را قطع و آنان را به زباله دان تاریخ بیاندازند.
استتار که در طول تاریخ با انواع ترفند وحمل جدایی دین از سیاست را مبلغ بود، اکنون با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تمام رشتههای چندین قرنی خود را پنبه میبیند حرکت توفنده و استعمار برانداز، ولایت قلیه خصوصا با انتخاب قلیه غالبا در توسط است اسلام استعمار را شدیدا به، وحشت انداخته و آخرین مکر و حیله ای را بکار برده
تا درباره تاریخ صدر اسلام تکرار گردد !
پیامبر خدا (س) در حال خداحافظی با امتش و آماده و منتظر ملاقات با معبودش است، از جمع میخواهد که برند والی بیاورند تاوسیت کند، لکن آن خناسان که بانبات خاص و معلومی اسلام آورده بودند این سخن پیامبر (س) را . - عنیاتی بیش نمیدانند ومی گویند آن رجل لیجر، آری آنان استمرار حرکت انبیاء را خطر و قدرت سیاسی خود را در حال از دست دادن میدیدند. لذا همین امتی که برای پیامبر (ص) از جان ومال و فرزند خویش میگلشنب، بعداز وفات ناگهان انگار که امام علی (ع) وجود نداشته و با نقال دانایان آگاه به مسائل منزوی شدن امام علی بن ابی طالب (ع) رضایت میبخند، اسلام در طول تاریخ شربه از تقال و دوروبی کسانی خورده است که برای رسیدن بلدرت از هر ملی اباتمی کرده اند .
۴ ا مشکل ترین مبارزه ها مبارزه باتفاق است که مبارزه با زیرکهایی است که احمقهارا وسیله قرار،
این پیکار از پیکار باکثر به مراتب مشکل تر است زیرا در جنگ، باکثر مبارزه با یک جریان مشکوف و ظاهر وبی پرده است راما مبارزه باتقان، در حقیقت مبارزه با کفر مستور است نفاق دور و دارد یکرو ظاهر که اسلام است و مسلمانی ویکرو باطن که کار است و شیطنت، و درد آن برای تودیها و مردم عادی بسیار دشوار وگاهی غیر ممکن است و لذا مبارزه باتقان غالبا بشکست برخورده است زیراتودیها شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمیگذرد ولهفته را روشن نمیسازد. و آنقدر برد ندارد که تا اعیان باطنها نفوذ کنده
" است حزب الله امروز با چنین تفاقی روبرو هستیم! "
ولایت فقیه که با انتخاب قائم مقام آن میرفت اسلام را زنده ویریا بودنش، را حفظ و استمرار خط انبیا (ع) باشد ر میرود که جهان ستمدیده به خود آگاه گردند که آری آنان هستند و باید در این بردن بشدن برسند، اما میبینیم که استکبار توسط بستهای مرمور وناشناخته شده ای که آقایانی را سمبل این تابا کرده اند - درباره ترفند جدیدی را یاه نمایش گذاشته است تا از این رهگذر استمرار رهبری اسلام منقطع شده و است اسلام با پاس روبرو گردد و بقبولانند که آری اسلام میں حکومت نیست مکتب نماز خواندن، دعاکردن، مستحبات ! انجام دادنست واگر حکومتی
باشد، باید حکومتی چون خلاقت ابتدائی بنام اسلام باشد که هرگاه آن خلافت هم به زبانشان شود بایک حرک
حکومتی الحادی چون آتاتورک را جانشینش کنند، و مردم هم که از دست ظلمیهایی بنام اسلام بستوه آمده، و از - لام رادین حکومت دیکتاتوری و خلقان دیده اند، آزادانه و با گشاده رویی از چنین رهبری مانند آناتورک استقبال میکنند
اینبار روبیان مکار برای تکرار تاریخ صدر اسلام مستقیما قلبه عالیقدر، قائم مقام رهبری حضرت آیه، الله
ری را نشانه گرفته اند !
است حزب الله آیا، مستحضر هستید که چرا فقیه عالیقدر ملاقاتهای رسمی خود. والقو، نموده اند ؟ إ شخصیت بزرگواری که در زمان خلقان رژیم منحوس و مدفون شاهنشاهی بارها و بارها مورد هجوم تبلیقانی - جسمی استکبار قرار گرفته بود، عالم آگاه و دانایی که باوجود شناخت از، فرزند شهیدش - کسی که بقول حضرت امام فرزند اسلام و قرآن بود که همواره مورد اذیت و آزار بدخواهان قرار میگرفت و یا .. هیچگاه لب به سخن نگشودند، و همواره سکوت .... رابخاطر حفظ نظام ترجیح، دادند اکنون چه شده است، چه مسائلی دارد نظام را خدشه دار میسازد که ایشان با کمال استقامت و خارج از فشارهای گوناگونی که جهت باز راه افتادن ملاقاتها کنند، ملاقاتهای رسمی خود را قطع کرده اند ؟ !
اگر فراموش نکرده باشیم قلیه عالیقدر بارها هشدار داده اند که در مسائل خطی و باندبازی و گرونگرایی دارد نشوید، و احساس خطر کردند که انقلاب، دارد فرزندان خود را می. خورد و کردتان خزنده در جریان است که خراء نیروهای مخلص رانقلابی را از محله سیاست کنار بگذارد.
لکن اینبار مجریان و طراحان کردهای خزنده نه تنها به محلی کاری اکتفا نکرده، بلکه پاکتال بی پروای
یعی در حذف با هتم للیه بالبندر، را دارند، تا شاید، بر آینده خود جزء اییان رانمار ایشان باشند و در
سیاست که آقایان خود را متبحر، در مسائل سیاسی انقلاب میدانند) با ایشان مشورت نمایند !
است حزب الله برای اینکه آگاه شوید که چرا قلیه عالیقدر ملاقاتهای خویش را لقر کرده اند ماتعدادی از. دانشجویان دانشگاههای تهران که وقبله خود میدانیم هم در سنگر علم ودانش و هم در سنگر سیاستهای روز جهانشار ابر خود حجت دانستیم که با پیگیری ملل لتر ملاقاتهای رسمی بقیه عالیلتر، شبه ای از این دلایل قطع ملات
را اعلام بداریم تا انشاالله هم در محله واقعی انقلاب باشید وهم از مسئولین علل آن را جویا شوید:
۱- روابط و سازش پشت پرده با استکبار شرق و غرب، در مورد حل معضلات انقلاب، خصوصا جنگ. مقدس و رهایی بخش اسلام علیه بعثیان کافر:
از آنجا که عده ای هنوز قدرت ایثارگری و شهادت طلبی مردم را. درک نکرده اند و با ادامه جنگ. عدم تراناب ولیاقتشان در تغییر امور برای همگان روشن میشود، باروشهایی کاملا زیرکانه و دورویانه، در صدد پایان جنگی روشی آبرومندانه | اما در خلاء سازش با شرق و غرب از جمله محبتهایی در این مورد که آیندۀ نظام رژیم عران از آمریکا وحشت، ندارد، بلکه. باید از سیاست شوروی در آنجا هراسید | اگر حکومتی چون لیدها، شیخ زائدها بجای مدام آورده شود برای انقلاب اسلامی متر وخطر ناک نیست لکن اگر سیاست شوروی در آنجا اعمال گردد برای انقلاب وآیا طبل اخبار، رسیده چه از بعضی مسئولین و چه، در یک سری مطبوعات اروپایی ملاقات دکت لیف آبادی (محمد علی هادی نجف آبادی نماینده، تهران) با رابرت مک، فارلین مشاور امنیتی ریگان برسر حل مسئله جنگه ربا ملاقات مخفی. ربا، ظاهراً عللی با شخصیتهای مختلف شرقی و غربی ریا چراغ سبز خواست
از آمریکا !
- دستگیری حجه الاسلام والمسلمین سید مهدی هاشمی نماینده فقیه عالیقدر در امور نهفتهای آزادیبخش بهان:
از آنجا که انقلاب همواره شعارش بر این بوده که، از مستفعلین عالم حمایت معنوی و مادی کند، لذا از، ابتدای پیروزی انقلاب توسط للیه عالیقدر ونیز حمایتهای بیدریغ معنوی، وتائیدات مکرر حضرت امام است، در این موضوع بطور فعالانه برخورد، میشد، شہید بین الملل اسلام محمد منتظری به، همراه حجه الاسلام سید، مهدی هاشم
با ایجاد مرکزی برای یاری رساندن عملی به محرومین ومجاهدین مسلمان دیگر بلاد و نیفتهای رهایی بخش ای
خواسته، و شمار اساسی انقلاب یعنی صدور انقلاب به حیطه عمل در آورند .
شہید بین الملل جان خوبش را بخاطر همین اهمیت، مدور انقلاب از، دست داد و استکبار از او وحشت فراوانی داشت حجه الاسلام والمسلمین سید مهدی هاشمی آنگاه که برادر و یار، غم خواری را از دست داد با درد آهنی این موضوع و تحمل فشارهای روانی - عملی که جهت جلوگیری از این کار میشد، این مسئولیت عظیم را
نمایندگی از فقیه عالیقدر بردوش گرفت و تمام نیرویش را در تربیت، و کافر ساختن نیروهای مخلصی از دیگر کشورهای اسلامی چون لطانی - فیلیپین - بحرین - عرال - عربستان - کویت - مصر - ترکیه و نیروهای مخلص و مجاه
.T.
آفریقای جنوبی و .... - بکار گمارد، نهشتهای آزادیبخش از لیاقت و درایت و کاردانی این شخصیت بخوبی آگاهند. ایشان از خردسالی همراه و همیار شهید محمد منتظری بوده، تا هنگام شهادت فرزند اسلام و قرآن، شخصیتی که خاطر مبارزات خستگی ناپذیری علیه رژیم شاه بارها تحت تعقیب بود و با، ترفند وحمله رژیم ستمشاهی دستگی ربه سه بار اعدام محکوم شد. لکن این خواست خدا بود که ایشان بماند ونهضت اسلامی را همراه با تلاش وروحی انقلابی - جهانی شهید محمد منتظری در جهت بسط، ونقول و تثبیت انقلاب در جهان فعال باشد
اکنون ایشان بدلایل مبهمی که، هنوز برکسی معلوم نیست بعد از، دعوت ایشان برای ادای توضیحات، ماندگار ودیگر باز نمیگردد ۱۰۰۰
۳. ایجاد مزاحمت و حمله به کتابخانه سیاسی حوزه علمیه، قم و دستگیری مسئول آن حجه الاسلام محمودی:
کتابخانه سیاسی حوزه علمیه قم مرکزی است جهت رشد سیاسی طلاب که زیر نظر الیه عالیقدر قائم علام رهبری اداره میشود.
همیشه روحانیت مبارز و ترقی خواه، از شبک و کیبردهای مسائل سیاسی و عدم آشنا شدن به مسائل روز جهان در حوزههای علمیه مینالیده است. و بارها برای رسیدن به این خواسته دلاشهای فراوانی کرده اند. این مرکز بانام کتابخانه سیاسی حوزه علمیه قم به همت قلبه عالیقدر ایجا در توسط برادرانی متعهد به ارزشهای انقلاب و خوشفکر از روحانیون حوزههای علمیه، قم مدیریت میشود. اهمیت این مرکز از این بابت است که طلاب جوان را رشد سیاسی داده و آنان را در مسائل روز، و اهمیت تحلیل مسائل بین المللی و شناخت پیدا کردن به اوضاع کشورها و ملتها قرار میدهد. تا در آینده اینان کادرهای ورزیده ای باشند که علاوه بر رسیدن به مدارج علمی، دروس اسلامی در محله سیاست های جهانی لیز متبحر و آگاه شوند. تا هم در کنار پیشه کردن تقوای الهی، سیاستمداری دانابه احکام اسلامی هم باشند.
حال بر چه اساسی وچه ابهاماتی به این مرکز حمله میبرند و مسئول آن را دستگیر میکنند و برای این کتابخانه ایجاد محدویت می: نمایند، معلوم نیست ۱۲
۲- دستگیری تعدادی از برادران مخلص وحزب اللهی و تلاشگر ورزمنده جبهه های نبرد حق علیه باطل:
پیرومسائل بالا، او به خانه های افرادی حمله میبرندودرحالی به دستگیری اینان میپردازند که در آن منازل همسران باردار، مادرانی پیر فرزندانی خردسال، پدرانی مسن وجودداشته ریایی احترامی به نوامیس آنان رستن چشمار همسر و مادر تعدادی از این برادران توسط آقایانی که به، این منازل بورش بزنه اندوسپس آنان را به مکان نامعلوم
+
بردن، بهم ریختن اثاثیه منازل، بردن لوازم شخصی افراد، برخورد غیراخلاقی با خانواده های این افراد، بشکلی که " تعدادی از این پدران و مادران کهنسال دچار امراض قلبی و ۰۰۰ بوده و ممکن بردیا این بورش این امراض تشدید گردد.
آقایانی که معلم اخلاق و قرآن هستند. و اخلاق اسلامی تدریس میکنند رسما در قیامت را تحلیل وبررسی میکنن به شاگردان خود چه یاد، داده اند که به منازل برادرانی مخلص ورزمنده که بارها و بارها در جبهه های جنگ. ب افرادی که نه، تنها در جبهه جنگ بلکه برای گسترش اسلام افغانستان را نیز در نوردیده بودند و با تحمل فشارهای طاقت فرسائی به کمک رزمندگان افغانی و ۰۰، شتالته اند، این چنین هند حرمت، میکنند و به، نوامیس آنان توهی
ربی احترامی ۱۱۲
خدایا این دردها را به که گوشیم ؟ خدایا ما را از. شر وساوس خناسانی که، هر از گاه به وسوسه مینشینند تا انقلاب اسلامی که امید محرومین عالم است را به پاس تبدیل کنند. خلاص بگردان!
خدایا اینبار مردم هوشیار و آگاهند، شهیدان فراوانی دادهاند. محلولهای زیادی تقدیم کرده اند، سخت های فراوانی را تحمل کرده اند. خدایا این مردم درراه، تواند. خدایا استعمار از اسلام سیلی، بزرگی خورده، خداب این انقلاب را توسط دست با توانا ربا کفایت رهبریت جهان اسلام، پیر جماران، علی زمان، حضرت اسام حمیلی بت شکن و توطئه شکن والشاکر خط استعمار، برای جهان ستمدیده کان محفوظ بدار -
شمنا " قابل تذکر است که فرزندرزمنده قلیه، مالبقدر سعید منتظری نیز برای چندساعت توسط این باند بازداشت و سپس رها میشود. هم انا نزلب البلد فی دوله کریمه تعزیها الاسلام واهله وتقل بها النقال واهله
واللام
" " تابرنیاد، دسیسه های استکبار جهان گروهی از دانشجویان دانشگاههای تهران»
پیروزیاد نهضت رهایی بخش اسلام در سرتاسر جهان
" انشاء باد خط قاسطین، تاکتین، مارلین درمیین اسلامی ایران
" خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار - منتظری نستوۀ برای حفظا سلام محافظت بارما "
ضمیمۀ شمارۀ هفده: مربوط به صفحۀ ۲۹۷
نمونۀ دیگری از اعلامیه های بعد از دستگیری سید مهدی هاشمی
الله الرحمن الرحیم
حضرات مستطاب آقایان خامنه ای و ماشی علینا الله -
همانطور که اطلاع دارید بیش از یک هفته است حضرت آیه الله العظمی منتظری داده ظله العالم ملاقاتهای، رسمی خود را تمایل ردست اندرکاران کشور بزرگ اسلامی از فیض عظمی ایشان محرومد رباشناختی که ما رشما از معظم له داریم محمد الله والدته عدالت راخلاس و دور اندیش راندالوسف حضرت ایشان بعدی است که شبیه جزئی بردن امر را بکلی منتفی میارد، رم - لیا اتخاذ تصمیمی با این ادیت مبتدی پر حجت شرعی وقطع به تکالیف برده است و بنابر اخبار مسموع بر خلاف انتظار عدم توجه شا اتایان گرامی به هشدارهای بموقع این تحر در وعلامه مفضال در مورد خلاف شرع های بازی رساری در امورات مختلله لکام حاکم یکی از موجبات این تصمیم سرنوشت ساز برده است را تابان مستمر نار
او حضرت امام " ۱، روإحناله القدل اگر بنا باشد از نقیبی عالیسلام ومسلط بر الله جعفری رامرونهیه سیاسی جهان اسلام ومارلن دلون، وبنر افرازنده رایت شریعت وارزانه بی بدیل روزگار نام ببریم
۵ بالفعل در سراسر حوزه های علمیه جز او را نمیتوانیم در بین رجال دین نام بریم وبراین اساس در خبر بزرگان دین، انتخاب مردم را صائب دانسته ومقام معظم له رامزید بر مرجعیت به عنوان قائم مقام رهبری اعلام داشتند، وبلا شک بی اعتنائی به نظرات معظم له بی اعتنائی به حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا القراب مقدمة الندا وقناعت تشیع میباشد فلذا حسب وظیفه دینیه بشر ایجاد راختصار خطرات سرد ندارم
رایط معانی را متذکر شده واطاله کلام شی تر دووجا، رائق دارد که آقایان بزرگزار بدوراز براهما هرچه سریعتر پا کردن نهادن بیش از پیش بدستور شرع انور موجبات رضایت فقیه عالیقدر را فرام کرده رایشان ارتباطات و ملاقاتهای خود را کمافی السابق به حالت عادی برگردانند
ا خدشه دار شدن نداست راستحکام مرجعیت در المان عامه برای
بادنایت به عملکرد واثار دامهمون در خورد سایر مراجع بانظام واحیانا متقابلا برخورد نامناسب یا امثال ارکه در مشهد است و مرجع خلق مسلمانها و دیگرانی که در نبله ولم رسایر بلاد عمرا اه با انقلاب نبرده، نیستند، و توجه خاص نظام شیعه جعفری به مقام والارعظیم مرجعیت تقلید ودر ردیف بات بحسن انتہاء مکرم شمردن وفرض بردن حفظ قداست این مقام شامخ در فرهنگ علوی شیمی جای تاسف رحیرت است که آقایان محترم و مسئولین عظیم الشان امر تنا با چه مجوز شرعی اجاره داده انداین چنی سلام عظهم مرجعیت معتقد به انقلاب اسلامی در جبریت آن، منک حرمت شود را با بحرالب سرا
نامه شیعه به عدم اتکاء نظام با حمد ادماما به فتوار نظر مراجع تقلید واز در آینده اندیشیده اند ؟
T - تاثیر سو درجبهه های نبرد با دشمنان دین:
بدون شک یکی، از عوامل مهم دلگرمی مردم عزیز در جبهه های جنگ علاقه رائد الرسف رزمندگان به حضرت امام رحضرت ابه الله العظمی منتظری دام علیا العالی است و خدشه دار کردن این علاقه مان غالسانه و صادقانه چه بسا مرجب مشکلات عظیم وخسران های جبران ناپذیر خواهد شد و حفظ این
علاقه ما یک امر لازم وفرض و ضروری نظام دینی میباشد .
۳- پاس رنا اسیدی در جامعه:
تردید یکی از عوامل بزرگ انقلاب اسلامی و استقبال بی نظیر و بی سابقه مردم از اسلام، و حکومت اسلامی رروحانیت معظم پاس رنا امیدی مردم از سال ها وقشرهای سیاسی بی دین و امید بستن به اسلام و "
علما. اسلام بوده وخت، بنابراین بروز اینکرت برخوردهای شنیع نسبت به ارکان استرار شریم
ران امید شدن از روحانیت را سلام عزیز ولاجرم عواقب وخیم رسولی بهمراه خواهد داشت "
- سواستفاده وتشریق شدن ملحدین و معاندین داخلی وخارجی:
یکی از اهداف شرم ملحدین ومعاندین همیشه این برده است که از روحانیت رعلماء معظم دین در بین
مرسلین سلب. المیدان شده راین طور وانمود کنند که روحانیت از اداره کشور عاجز وحتی به بلیه
اختلاف مبتلا خواهند شد را مثال حوادثی که در این روزها در شهر طیبه تم من آل محمد (س) در
جریان است میتواند بزرگترین کنک را به افکار شرم آنها بکند
ه - - استفاده سره تبلیغاتی استکبار جهانی: حتما اطلاع دارید با اینکه چندروز از قطع
ملاقاتهای معظم له و تعطیل کتابخانه ملقب به ایشان ردستگیری نماینده ایشان در امر نوشتها
رتعطیل مراکز مربوطه به آن نمیگذرد که از برقهای وابسته تبلیغاتی نغمه های شوم و استفاده سره از این حوادث به گوش مدرسد و باتوجه به هرچه حساس تر شدن مسئله لازم است اقدام عاجل به عمل آمده و فرچه دردتر این سلاح خطرناک از اعداد دین گرفته شود
- سواستفاده وتوطئه عملی اعداء دین با احساس خلاء در رهبری اسلام و انقلاب:
چلا کہ مظلمه به اوجمله موجبات تسریع در تشکیل مجلس خبرگان واقدام به کتابت رسیتنانه شرینه سیاسی رهبر عظیم الشان انقلاب رفع احساس خلاء در رهبری آینده رماپرس ساختن اعداالله رپیش گیری از فتنه شیاطین رخداان برد، ولی متاسفانه حوادث ناگوار جاری خدای، ناخواسته میرود که شریه مولیه ای، بر ترام رهبری، فرود آورد رومینه برای مجوم دشمنان خارجی فرام سارد.
- عابری شدن ملتهای مسلمان، ومظلوم تحت ظلم وستم دول جابره:
طبق آیه شریفة ومالکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستفعلین من الرجال انغ الدام درجهت مظلومان و محرومان تحت ظلم ظلمه ماده وجائره واجب میباشد خامه که در دنیای کلونی مظلومان دنیا رکزی قابل اطمینان تر ردلروتر از ایران اسلامی، سراغ ندارند راز قرار معلوم اقدامهای بزرگی هم از ناحیه قائم مقام معظم رهبری قلیه عالیقام توسط نماینده ایشان در این امور شده است که متاسفانه با دستگیری نماینده معظم له وتعطیلی مراکز مربوطه این امور، که بحق یک تکلیف فرض و بزرگ شرعی ملت مسلمان ما رمسئولین نظام بوده است: علاوه بر قطع شدن ارتباطات خاص با آنها منزوی شدن دوباره شیعه جعفری در چهار دیواری ایران و خطر مایوس شدن مظلومان دنیا که امروز تنها باوران انقلاب ایران در عالم میباشند، و در نتیجه کوتاهی دریک تکلیف بزرگ شرعی که فرمان اکید قرآن کریم استدا دربر دارد، خود شبابزرگان مستمرید که اگر بخواهیم ترالی ناده این واقعه اف ناک را تماما ومشر را مورد دلت نظر قرار بدهیم بقول معروف مثنوی معتادین گاند گردد. اما آنچه شهرو و معلوم همه است مسئولین محترم نظام متاسفانه حتی در جزئیات از سرمایه کر انسانی انقلاب یعنی رهبری معظم آن استفاده کرده و با جسارت تمام درسه دارائی ها رد املایمات و موضوعات مرجعیت رومیزی دخالت داده شده و سرمایه انقلاب که باید سرول در جهت تحولات جهانی رکسترش عدالت اسلام در عالم باشد صرف صلاح جلوه دادن مفاسدی شده که معلول مراد ای دندانی افراد
در پایان با المان به اصالت حفظ نظام اسلامی متذکر میشود متاسفانه اخبار متواتره حتی حاکم از مفاسدی از قبیل ارتباط ناہیدا بادول ملحده در شرل وکتورهای معاند در غرب میباشد رایانا" مسرعات از افرادلته، حتی سلب عدالت از بنز مدول معظم میکند راذا دار الامر بین المسئولین المرجرمین رأیه الله العظم المنتظری درزه علیه مدرسین را ساتید رحمه کانی که معبودشان ابراز تلی است بالایت، رتمام وجود جان ندای ولایت الهه، ومقام معظم رهبری، و قائم مقام رهبری میباشند. رامید است مسئولین محترم آنچنان تو دیب انفاس شریکه نمایند که وجود شریف آنها والعالشان موجب مظبت دین مبین اسلام خاصه شیعه جعفری رخشنودی قلب ناونین حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا التراب مقدمة اللدا ورضایت حضرت امام است والیه عالیقدر فرام کرده راساس تکلیف نشود که لاجرم متکلمین متعهد بر فراز مقابر از لان معصوم (ع) بخوانند:
میانی، زمان علی الناس وجوههم شامگاه من تبشره وللربهم مظلمه متکدره ء الله قدیم یدعه والبدء. لیهم سنه، المومن بینهم محقر، والمنافق بینهم مرارا، امرا تهم جاملون جائزون.
وال لام علی من اتبع اله جمعی از اساتید حوزه علمیه ل
irre/۷/۲۶
ضمیمۀ شمارۀ هیجده: مربوط به صفحۀ ۳۶۴
متن کامل کیفرخواست، دادستان دادگاه ویژه، روحانیت، درباره سید مهدی هاشمی
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت
در این پرونده آقای مهدی هاشمی فرزند سید محمد شماره شناسنامه ۱۷۴۶ متولد سال ۱۳۲۳ اهل قهدریجان ساکن، قم، متأهل، دارای دو فرزند با سابقه کیفری بازداشت موقت از تاریخ ۶۵/۷/۲۰ متهم است به «محاربه، فساد، ایجاد فتنه، رعب، و وحشت در بین مردم از طریق ذیل
۱- سازماندهی و رهبری گروههای متعدد، ترور، آدم ربائی قبل و، بعد از انقلاب
۲- تلاش در تأسیس و ادارۀ، سپاه خود مختار و مستقل لنجان سفلی و تغذیۀ تدارکاتی و تسلیحاتی آن و ایجاد درگیری با کمیته انقلاب اسلامی محل که منجر به کشته، و زخمی شدن دهها نفر گردید.
خارج کردن بیش از ۲۸۰ قبضه سلاح، و مهمات و اموال بسیاری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جاسازی و اختفاء آنها
ایجاد شبکۀ نفوذ. در ارگانها و ادارات مختلف و سرقت اسناد و مدارک طبقه بندی شده و کسب اخبار و اطلاعات
۵- به انحراف کشاندن جوانان و تشکیل و سازماندهی افراد مسأله دار و افراطی و اخراجی از ارگانها و نهادهای انقلاب اسلامی
۶- تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه، بین مسئولین
ایجاد سوء ظن و بدبینی نسبت به مسئولین و نظام جمهوری اسلامی به وسیله نشر اکاذیب و افترا و تهمت، در قالب اطلاعیه، و شبنامههای بی نام و نشان با عناوین و امضاهای جعلی
مخالفت و اقدام علیه سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی که منجر به اختلال در روابط و مناسبات خارجی کشور شده است که از عواقب آن کشته شدن صدها نفر بر اثر درگیریهای نظامی بوده است.
شرح دلائل و مستندات اتهامات
بند اول: سازماندهی و رهبری گروههای متعدد ترور و آدم ربائی قبل، و بعد از انقلاب: از قبل از انقلاب قتلها، و جنایات مرموزی در منطقه قهدریجان، و اصفهان و حوالی اتفاق افتاده و هر کدام به نحوی به مهدی هاشمی، و گروهش منتسب میباشد و لیکن آنچه که بر اساس محتویات پرونده و اقاریر و اعترافات، صریح شخص وی توسط گروه او صورت گرفته است به شرح زیر میباشد
الف) قتلهای قبل از انقلاب به ترتیب وقوع حادثه
۱- قتل جهان سلطان آقائی: متهم در صفحه ۲۰۵ جلد دوم پس از تشریح فساد اخلاق وی اعتراف مینماید: من افرادی را مأمور تحقیق کردم و همین که احساس خطر جدی کردم به دوستانی که آنان نیز مصر بر جلوگیری از این مفاسد بودند، گفتم شرعاً قلع و قمع این فاسد بلا اشکال است.
۲- قتل رمضان مهدی زاده: متهم در صفحات ۲۱۱ و ۲۱۲ جلد دو پرونده چنین اقرار مینماید
که من گفتم سنت، نهی از منکر اسلامی را زنده کنید آنگاه روایت امام باقر را برای آنان ترجمه کردم و گفتم طبق روایت توسل به خشونت هنگامی که سایر راهها به بن بست، رسید مجاز است و تصمیم آنان برای اقدام قطعی شد و کار را عملی کردند در صفحه ۲۰۵ جلد ۲ اظهار میدارد: به بعضی از دوستان گفتم اگر توان داشته باشید، از نظر شرعی معدوم ساختن بلا اشکال است.
قتل شیخ قنبر علی صفرزاده: متهم، در صفحه ۷۳۲ جلد ۵ در خصوص همین قتل میگوید من گفتم او را تمام کنید، یعنی نابودش کنید و آنها پس از مدتی تعقیب و، مراقبت او را از بین بردند. متهم در صفحه ۶۱۶ اعتراف مشابهی دارد.
۴- قتل سید ابوالحسن موسوی شمس آبادی متهم تا مدتی نقش خویش را در قتل فوق تکذیب نموده و تحلیل مینماید که بیگانگان و دستهای مرموز آنان است که با پیش کشیدن قتل شمس آبادی و نسبت دادن آن به وی با توجه به قرابتی که با آیتالله العظمی منتظری، دارد، قصد زیر سؤال بردن معظم له را دارند (صفحات ۶۷ الی ۷۰ و ۷۹ پرونده
در صفحه ۹۱ پرونده میگوید از آنجا که برای محضر عدل الهی و دادگاه اخروی ارزش بیش از محاکمۀ دنیوی قائلم، خدا را گواه گرفته که قبل از حوادث، مزبور کوچکترین اطلاعی از آن نداشتم
در صفحات ۷۳۱ و ۷۳۲ پرونده جریان را اینگونه توضیح میدهد آقای جعفرزاده و شفیع زاده به حسب فطرت اسلامی و مبارزاتی خود را برای عملیات ضد ساواکیها و عوامل رژیم آماده ساخته بودند، و با من به مشورت پرداختند، من این انحراف را در آنان دامن زدم که فعلاً خطر آخوندهائی که یا ساکتاند یا هوادار رژیماند بیشتر است و از جمله آنان مرحوم شمس آبادی را به عنوان محور تعیین کردم گفتم به دلائلی نابودی ایشان ارجحیت دارد. آنان اول مخالفت میکردند، بعداً من اطلاعات و دلائل خودم را بطور قوی برای آنان تشریح ساختم و آنان را به لزوم انجام قتل معتقد ساختم و آنان نیز دونفره برای این کار برنامه ریزی کردند بعداً محمد اسماعیل ابراهیم را هم دست خودشان ساختند و او از من پرسید اشکالی ندارد؟ گفتم نه بلا اشکال است بعداً از لحاظ وسیله نقلیه در مضیقه بودند به محمد ایمانیان تلفن کردم که یک، ماشین در اختیارشان بگذارد.
ب) قتلهای بعد از انقلاب
۱- قتل مهندس امیر عباس بحرینیان: متهم ابتدا در صفحه ۹۷ پرونده اظهار میدارد: اطلاعات من از حادثۀ مزبور یک سلسله مسموعات بیش، نیست... گفته میشد برخی از برادران سپاه و دادستانی در رابطه با قتل بحرینیان دستگیر شدند که یکی، دو نفرشان از اعضای سپاه لنجان سفلی بودند که یکی از آنها حسین جعفرزاده، است و در صفحه ۶۰۱ جلد ۴ از قول احمدی مسئول سابق واحد اطلاعات سپاه لنجان سفلی مطرح میکند که واحد اطلاعات اصفهان چند نفر نیرو از ما، خواست، در جریان قتل بحرینیان و ما نیز سه نفر با برگ مأموریت معرفی کردیم.
نهایتاً در صفحه ۷۳۳ جلد، ۵ نقش خویش را به طور واضح تشریح نموده و میگوید: به هنگام اوج گیری اختلافات سپاه و کمیته در اصفهان به صورت یک ماجرای عمومی درآمده بود من یک شب در راه دزفول به جعفرزاده: محمد حسن) گفتم مهندس بحرینیان در این اختلاف محور اصلی است و اگر او زده شود، ماجرا تمام خواهد شد او نیز همین عقیده را داشت به او گفتم برو اصفهان با دوستان دیگر نیز همکاری کنید و ترتیب زدن او را بدهید او رفته بود با حسن ساطع و حسن ساطع نیز با
آقای امید که حاکم شرع اصفهان بود، مقدمات را فراهم کرده بود و توسط چند نفر که دو نفرشان بنام مهدی زاده و جعفرزاده که عضو واحد اطلاعات سپاه لنجان بودند قتل بحرینیان را انجام داده بودند.
۲ و ۳ و ۴ - قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش بنام هادی همایون، و سعید: قبل از انقلاب منزل نامبرده مورد حمله مسلحانه قرار میگیرد، و به آن تیراندازی میشود ولی کسی کشته نمیشود، متهم ابتدا خود را بی اطلاع از آنچه به دستور خودش صورت پذیرفته قلمداد مینماید و میگوید: من از کم و کیف آنچه قبل از انقلاب اتفاق افتاده خبر ندارم صفحه ۲۹۰ جلد، (۲) ولی با شنیدن اعتراف ضبط شده یکی از متهمین بنام اسماعیل ابراهیمی مبنی بر دخالت و اطلاع نامبرده، اظهار میدارد: من، در یکی دو جلسه به دوستان گفته بودم که از قرار اطلاع. منزل آقای حشمت مرکز افراد خوش گذران و لاابالی و به هر حال یک منکر اجتماعی است و باید، در فکر کاری باشید (صفحه ۲۹۲ جلد. ۲)
و بالاخره در صفحه ۶۰۶ جلد ۴ پرونده به مقر عباسقلی حشمت و تیراندازی به آنرا از جمله اقدامات، قبل از انقلاب بر میشمردند.
پس از انقلاب متهم با عواملش باز درصدد ضربه زدن به حشمتیها بر میآیند.
متهم در صفحه ۵۳۵ چنین بیان میکند در این رابطه پس از یک سلسله اخباری که به من رسیده بود که او قصد ترور مرا دارد، و چند بار از قرار نقل محافظین ام تعقیبهایی صورت گرفته بود، به غلامرضا مرادی گفتم برو با رضا مرادی و دوستان دیگر جلسه کنید و ترتیب نابودی عباسقلی را بدهید، زیرا او علاوه بر اینکه آدم فاسدی است فعلاً پشتوانه منافقین محلی گشته است غلامرضا نیز پیغام را برد و رضا مرادی و محمد کاظم زاده قتل را انجام دادند.
مرادی در صفحه ۷۸۵ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: در اوائل سال ۶۴ بود که توسط آقای هاشمی پیغامی برای ما رسید که عباسقلی حشمت با چند نفر قصد ترور آقای هاشمی را دارند و گفت که ما باید قبل از اینکه آنها موفق به ترور آقای هاشمی بشوند زودتر دست به اقدام بزنیم و عباسقلی حشمت را ترور کنیم. سپس در ادامۀ اعترافات چگونگی ربودن و انجام قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش را با همکاری محمد کاظم زاده تشریح مینماید. که مشروح آن در کیفرخواست صادره علیه نامبردگان آمده است.
ریاست محترم دادگاه علاوه بر قتلهای مذکور که متهم به آنها اعتراف نموده و موارد عدیده ای از درگیریهای خونین و ضرب و جرح و غارت و تصرفات عدوانی اموال و اراضی در منطقه انجام گرفته است و همگی منتسب به او و ایادی وی میباشد که متهم، در صفحات ۶۰۶ و ۶۰۷ پرونده به نمونه هایی از آنها اشاره نموده است. متهم با ارتکاب چنین جنایات و جرائمی است که میتواند منطقه را به صورت قلعه تسخیر شده درآورد و آنچنان جوی از ارعاب و وحشت در منطقه حاکم و امنیت اجتماعی را سلب نماید که حتی پس از ماهها که از دستگیری نامبرده و ایادیش میگذرد، ذره ای از ترس و وحشت مردم کاسته نگردیده و از خوف آنکه عوارض و عواقب نامعلومی متوجه آنان گردد از ادای هرگونه شهادت به این اجحافاتی که بر آنها وارد شده، خودداری مینمایند.
۲- تلاش در تأسیس و ادارۀ سپاه خود مختار، و مستقل لنجان سفلی و تغذیه تدارکاتی و تسلیحاتی آن و ایجاد درگیری با کمیتۀ انقلاب اسلامی محل که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر گردید.
در رابطه با شرح این بند از اتهامات متهم خلاصه ای از اعترافات و اقاریر نامبرده در این زمینه در ۵ محور جمع بندی شده و ذیلاً ارائه میگردد
الف - - تأسیس و تثبیت سپاه خود مختار
ب - - جلسات متهم با سپاه در زمینۀ انتصابات داخلی
ج - - انگیزه و اهداف متهم در رابطه با با سپاه منطقۀ قهدریجان.
متهم در رابطه با استفادههایی که در این چند سال در رابطه با سپاه بدست آورده در صفحات ۴۹۷ و ۴۹۸ و ۴۹۹ پرونده اظهار میدارد
۱ تثبیت و تحکیم پایههای اصلی یک تفکر در میان مردم و از همه روشنتر همین نکته که به جای خاموش ساختن شعله های اختلاف سعی میکرده ام برای کسب پیروزی در یک تفکر و بینش جناح بندیها استمرار یابد.
پشتوانه ای در انتخابات مجلس... در انتخابات، دورۀ اول سید محمد باقر هاشمی و دورۀ دوم میرزائی موافقت یک جزء مهم قضیه بوده است.
۳- در پناه قدرت و نفوذ سپاه تدریجاً ارگانها و دوائر دولتی یک دست شده و در خط واحدی قرار گرفتند: بنیاد شهید، فرماندۀ، ژاندارمری، جهاد سازندگی، آموزش و پرورش... حتی فرماندار نیز با مشورت این سپاه انتخاب میشد.
۴- این سپاه پشتوانه قدرت، سپاه مبارکه و درچه و خمینی شهر بود که سپاه اصفهان نتواند به آنها زورگوئی کند و، در پرتو این وحدت نظر، من به توسعه و گسترش تفکرات خود در مناطق یاد شده دلگرمتر میشدم..
د - - تغذیه تدارکاتی و تسلیحاتی سپاه
ه - درگیریها
متهم در این زمینه در صفحات ۷۴۹ و ۷۵۰ جلد پنجم پرونده میگوید در لنجان سفلی وقتی که مسأله سپاه و کمیته مطرح شد. که طبعاً تضاد و رقابتی بین این دو نهاد انقلابی بود من با الهام از همان روح تندروی... از جمله حمایت کنندگان جدی سپاه منطقه بودم و در این زمینه سخنرانی زیاد میکردم... منتهی حمایت من مؤثر و کارساز، بود، در اثر این حمایتها رقابتها اوج گرفت و بعداً تبدیل به زد و خورد این دو ارگان شد.
متهم در زمینه درگیری مسلحانه دیگری که در منطقه رخ، داده، چنین میگوید من گاه و بیگاه که به منطقه میآمدم در جلساتی که مرکب از روحانیون و معتمدین محل که به همین منظور تشکیل میشد، شرکت میکردم. سیاست حاکم بر این جلسات شورائی انجام یک برخورد قانونی با مسأله بود زیرا، قضایا دقیقاً خطی بود....
اما در کنار این سیاست، حمایت شدید افرادی چون حاج سید محمد باقر هاشمی نمایندۀ مجلس و آقاهادی در قم، نیروها را به مقاومت بیشتر شارژ میکرد که این خود یک انحراف بود.
(سرانجام) در روز سوم شعبان که مراسم راهپیمائی بود، در حالی که نمایندۀ منطقه در محل حضور داشت، اصطکاک و درگیری شروع شد که حدوداً یازده نفر از کمیته و سپاه و مردم عادی مقتول و تعدادی نیز مجروح شدند.
این سپاه آنچنان خود مختارانه در منطقه اقدام مینموده که امنیت و آسایش را از مردم سلب مینماید، خود متهم در این زمینه در صفحه ۵۰۱ جلد ۳ پرونده اعتراف مینماید
ایک حالت خودمختاری کامل بر خود سپاه حاکم بود که زیر بار احدی نمیرفت یک چنین حالتی بر یکایک افراد سپاه حتی افراد عادی آن حکمفرما بود. از بابت خودسرانه عمل کردن و خود مختاری حتی مردم خود منطقه عاجز شده بودند.
خارج کردن بیش از دویست و هشتاد قبضه سلاح، و مهمات، و مواد منفجره و اموال بسیاری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جاسازی و اختفاء، آنها، متهم در این ارتباط در صفحه ۷۶۳ پرونده اظهار میدارد
همین که انحلال واحد) (نهضتها صورت گرفت، حس کردم حرکتی است علیه نهضتها، و لذا وقتی برادران ما مقادیر زیادی اسلحه و مهمات خارج کردند، و یا به هنگام تحویل، و تحول، تحویل ندادند با اینکه میدانستند این کار خلاف قانون و مقررات است ولی با همان ذهنیت خاص به این کار خلاف قانون تن در دادند و این سلاحها از سپاه خارج شد.
متهم در صفحه ۷۳۳ جلد ۵ پرونده در یک جمع بندی کلی از سلاح و مهمات و مواد منفجره ای که بطور غیر قانونی از سپاه خارج گردیده و به دستور نامبرده مخفی گردیده است، چنین اظهار میدارد: این عمل را نخست در آغاز تأسیس، واحد نهضتها شروع کردم و مقداری به حسن ساطع دادم که در اصفهان مخفی کند، بعداً به، هنگام انحلال پادگان میمه به رضا مرادی گفتم سلاحها را در قهدریجان مخفی کند و پس از انحلال واحد نهضتها نیز به قاسمی که، مسئول تدارکات واحد بود گفتم هر چه در انتظامات، واحد هست به اضافۀ آنی که از تدارکات مرکزی گرفته بودیم به سپاه تحویل ندهد و نگهداری کند که او نیز محمد کاظم زاده را مأمور این کار ساخت و به من اطلاع داد که مقداری سلاح ها نزد محمد کاظم زاده است، و مقداری در منزل محمد شوری است.
به آقای حسنی نیز گفتم هر چه مواد منفجره در قسمت عملیات خارجی وجود دارد، حفظ کند. مقداری سلاح نیز از پایگاه، وحدتی دزفول رسیده بود که آنها را نیز به محمد قاسمی گفتم نگهداری کند.
آن مقداری که نزد آقای حسنی بود یک بخش آن به غلامرضا مرادی منتقل شد، و بخش دیگرش به مرتضی، رحیمی که هر دو در خانه هایشان در قهدریجان جاسازی کردند.
سلاح هائی که نزد ساطع بود، به رضا مرادی منتقل شد و به اضافه سلاحهای قبلی که نزدش بود مقداری را در سپاه به رسم امانت داده بود، نگهداری کنند و، مقداری را جاسازی کرده بود که البته در موارد فوق الذکر با اینکه من خودم به افراد سفارش میکردم سلاحها را در جای مطمئن نگهداری کنند ولی از جای دقیق آن خبر نداشتم جز در مورد، مرتضی رحیمی و غلامرضا مرادی
رضا مرادی در زمینه مخفی نمودن اسلحه، در صفحه ۷۹۹ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: در رابطه با مخفی کردن، سلاح از واحد نهضتها بطور غیر قانونی، یک کامیون اسلحه، را در منزل محمد کاظم زاده به دستور مهدی هاشمی مخفی کرده بودم که بعد از، دستگیری محمد کاظم زاده اعتراف کرد و قبلاً هم تعداد ۵۰ قبضه از آنها را به من داده بود که تحویل حبیب الله طاهری بدهم، بعد از انحلال واحد نهضتها باز توسط امیری و حسن ساطع و برادر شهید علی، رضائیان مخفی کرده بودند
که بعداً در تابستان ۶۵ از من خواست که آنها را جابجا کنم که من هم با شخصی به نام امیری از منزل علی رضائیان آوردم در منزل خودم و بعداً در صحرای قهدریجان مخفی کردم. تعدادی اسلحه کلت که، ۱۵ قبضه بود، به، دستور مهدی هاشمی از جهاد گرفتم ولی باز تحویل خود جهاد سازندگی دادم.
گزارش ویدئوئی کشف سلاحهای مذکور که کف اطاق، منزل فوق) محمد شوری) به صورت ماهرانه ای جاسازی، شده بود، هم ضمیمه پرونده میباشد. صورت مجلس اسلحه و مهمات و مواد منفجره، و انواع چاشنیهای الکتریکی .... که از منزل واقع در یوسف آباد، متعلق به آقای حسنی بدست آمده در صفحات ۸۶۴ و ۸۶۲. و ۸۶۳ پرونده مندرج است.
صورت مجلس، سلاح، و مهمات کشف، شده، در یکی از باغات اطراف قهدریجان که توسط رضا مرادی مخفی گردیده در صفحه ۸۷۴ پرونده، مندرج است.
صورت مجلس سلاح و مهمات کشف شده از کف هال. منزل محمد کاظم زاده که توسط نامبرده مخفی گردیده، در صفحه، ۸۷۵ پرونده مندرج است.
متهم انگیزه و اهداف خود را در مورد جمع آوری و اختفاء، سلاح و مهمات، مذکور در صفحات ۷۴۲ و ۷۴۳ جلد، ۵ پرونده چنین تصویر نموده است
خصلتهای شیطانی، مانند قدرت طلبی که نتیجۀ غرور و عجب بود و خود محوری و استبداد فکری ریا، تکبر، خود بزرگ بینی مرا احاطه کرده بود و منشأ بسیاری. از برخوردهای عملی ام، در قتلها، انباشتن اسلحه و، مهمات، افشاگری علیه مسئولین و... از این خصلت شیطانی سرچشمه گرفته بود. (صفحه ۷۴۲ پرونده: من در اوج خط بازیها نسبت به آیندۀ رهبری معتقد بودم که پس از حضرت امام در کشور جنگ داخلی راه خواهد، افتاد مانند لبنان و یکی از انگیزه های انباشتن سلاح نیز همین بود که در آن، شرایط بتوانم، مقاومت کنم و معادله را به نفع خط مورد نظر تغییر دهم. (صفحه ۷۴۳ پرونده)
۴- ایجاد شبکۀ نفوذ. در ارگانها و ادارات مختلف و سرقت اسناد و مدارک طبقه بندی، شده و کسب اخبار اطلاعات، در این خصوص اقاریر و اعترافات نامبرده نسبت به اقدامات انجام شده، در دو مقطع زمانی به شرح زیر ارائه میگردد
الف - مواردی که در مقطع زمانی انحلال واحد، نهضتهای سپاه از اسناد و مدارک جمع آوری نموده اند: متهم، در صفحه ۲۴۸ جلد ۲ پرونده ضمن بر، شمردن اشیاء خلاف قانون که پس از انحلال واحد مزبور در منزل آقای حسنی نگهداری شده است از اسناد محرمانه وزارت اطلاعات و وزارت کشور و وزارت سپاه، به عنوان اولین نمونه یاد میکند.
و، در صفحه ۷۶۳ جلد، ۵، پرونده نیز اظهار میدارد: مقداری اسناد محرمانه، دولتی که علی القاعده میبایست تحویل. سپاه یا مقامات ذیصلاح میدادیم، به همان دلیل تن) به خلاف قانون دادن) پیش ما ماند.
و در صفحه ۷۳۴ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد که استاد زیادی از مکاتبات طبقه بندی شده و اطلاعاتی سپاه را پس از انحلال واحد نگهداری کردم البته به آقای حسنی و قاسمی گفتم آنان این کار را انجام دادند.
ب - مواردی که پس از انحلال واحد با ایجاد شبکۀ نفوذ در ارگانها و نهادها به کسب اخبار و جمع آوری اسناد، و مدارک پرداختهاند. متهم در این رابطه مواردی را ذکر نموده است و سعی، در عادی جلوه دادن این گونه روابط مینماید.
متهم در صفحه ۸۱۸ جلد ۵ پرونده در رابطه با افرادی که در ارگانها نفوذ داده و یا در ارتباط با کسب اخبار و بدست آوردن اسناد و مدارک به نحوی استفاده از آنها مینموده است، چنین اظهار میدارد
مرتبطین من در ارگانها به سه دسته تقسیم میشوند، بعضی فقط جنبۀ هم فکری داشته، بعضی دیگر جنبۀ، مشورت در امور نیز داشته و بعضی رابطه با آوردن اخبار و اسناد نیز داشته اند... انگیزۀ اصلی دو چیز بوده است
۱- دسترسی به اطلاعات یا اسنادی که در ارتباط با مسأله نهضتها به آن نیاز داشتیم
۲- اطلاع یافتن از اخبار خطی در راستای معادلات سیاسی داخلی
متهم در صفحات بعدی تا صفحه ۸۲۴، پرونده، به ذکر اسامی افراد پرداخته و اخبار و اسناد و مدارکی را که از وزارت اطلاعات وزارت، کار، وزارت ارشاد، سازمان حج و زیارت، دفتر سیاسی سپاه، واحد اطلاعات سپاه، ستاد، مرکزی، سپاه، مؤسسات مطبوعاتی بدست آورده ذکر مینماید که دلالت بر سعی و تلاش بی وقفۀ وی بر جمع آوری نکات ضعف و موارد ضربه پذیری ارگانها و وزارتخانه ها دارد.
متهم قبل از دستگیری از آنجا که احساس میکند بزودی بدست عدالت گرفتار خواهد شد، سعی در امحاء مدارک جرم نموده و دستور جمع آوری اسناد، و مدارک غیر قانونی را میدهد، در این زمینه در صفحه ۴۹۱ جلد ۳ چنین اظهار میدارد: بعد از اینکه برادر حسنی خود را معرفی کرد و بازداشت شد من به برادر جعفرزاده مسئول آرشیو کتابخانه مؤسسه قم گفتم آرشیو را دقیقاً بازرسی کند چنانچه اسناد دولتی غیر، مجاز در آن هست آنها را خارج کند. و ایشان نیز بعد از چند روزی گفت جدا کرده ام.... برخی از همین اسناد مربوط به آن زمانی بود که برادرانی مشترکاً بین سپاه و وزارت ارشاد اسلامی فعالیت داشتند از طریق روابط آورده بودند، آنها را گفتم از آرشیو خارج سازد، به برادر صالحی نیز که مسئول امور مالی و تدارکاتی مؤسسه بود گفتم انبار و کلیۀ مؤسسه را بررسی کند چنانچه مسأله ای خلاف قانون دارد، آنها را جدا سازد.
به برادر شوری نیز مشابه آنچه به آقای صالحی گفته بودم، گفتم که بررسی کنید در دفتر تهران اگر احیاناً اشیاء و اسنادی غیر از نهضتها وجود دارد پاکسازی کنید.
۵- به انحراف کشاندن جوانان و تشکیل و، سازماندهی افراد مسأله دار و افراطی و اخراجی ارگانها و نهادهای انقلاب اسلامی
ریاست محترم دادگاه
در ارتباط با شرح این قسمت از اتهامات متهم چنانچه خواسته باشیم، به دقت ریشه یابی نموده تا عمق ضلالتها و انحرافات ایجاد شده در جوانان توسط مشارالیه را مشخص و تصویر نمائیم میبایست بطور دقیق سوابق فکری - سیاسی و عملکردهای وی از قبل از انقلاب تاکنون و نیز افکار و اعمال افراد فریب خورده را دقیقاً بررسی و بازنگری نمائیم، لیکن به علت ضیق مقال و مقام به همان اشاراتی که در آغاز گردش کار به عمل، آمد، اکتفا نموده و صرفاً به نقل اقاریر و اعترافات متهم در
خصوص تشکیل نیروهای منحرف و التقاطی، و اخراجی از ارگانها در شهرستانهای مختلف و کادرسازی در حوزۀ علمیه و القاء افکار خویش به طلاب جوان و مرتبط ساختن آنان به هم و روی در روی هم قرار دادن آنان با مسئولین نظام، میپردازیم
۱- کادرسازی تحت پوشش حزب الله: در این زمینه اعترافات متهم در سه بخش ارائه میگردد:
الف - - انگیزه و اهداف
ب - - کمیت و کیفیت نیروها
ج - - تشکیلات حزب الله در شهرستانها.
الف: انگیزه و اهداف متهم از تشکیل نیروها (تحت پوشش حزب الله):
متهم در صفحه ۴۸۵ جلد ۲ پرونده اظهار میدارد: این جریان نیز یک نقطه انحراف بسیار بزرگ داشت و آن اینکه اولاً: من بخاطر تقویت خط فکری مورد قبول خود، دست به این تلاشها میزدم و آنجاها که خط فکری ام طرفدار نداشت یا مخالف آن بودند، من نیز رفت، و آمدی نداشتم، ولی هر کجا که احساس میکردم جوانانی پرشور یافت میشوند که هوادار بالفعل یا بالقوه افکار من هستند، من با تمایل وصف ناپذیری بسوی آنان میشتافتم...
ثانیاً: من در جو خاص عمل زدگی نمیفهمیدم که رشد و توسعه چنین جریانی در کشور چه پیامدهای خطرناکی ممکن است در بر داشته باشد و عملاً این کار توسعه یک خطر بالقوه برای آینده محسوب میشده، لذا باید عرض کنم، اینگونه جلسات (چه) به نام حزب الله و یا غیر حزب الله) از نظر یک سلسله انگیزههای درونی با، بعضی ناخالصیها توأم بوده است، بطور حتم اگر مثلاً روابط من با مسئولین جمهوری اسلامی تیره نشده بود، یا اگر اختلاف نظرها پدیدار نمیگشت، انگیزه چندانی برای پرداختن به امور نمیداشتم
متهم در صفحه ۷۳۸ پرونده نیز چنین میگوید: هدف اصلی از حرکت علاوه بر کار فرهنگی نمایش قدرت و اشباع غریزۀ قدرت طلبی بود که پس از دیدن کم، مهری از مسئولین کشور در من زنده، شده بود، من متأسفانه در اکثر روابط با حزب الله تحلیلهای انحرافی داغی که از اوضاع کشور و مسئولین داشتم منتقل میساختم و همگی در یک روند خطی درآمده بودند.
ب: کمیت و کیفیت نیروهای تشکل یافته تحت پوشش حزب الله:
متهم در این زمینه، در صفحات، ۷۶۵ و ۷۶۴ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: در ضمن این جریان افراد واخورده، داغ، تند، ترکش خورده (اخراج، شده) و منحرف و عناصر مختلفی هم جذب شدند صفحه ۷۶۴ پرونده
متهم در صفحات ۳۵۱ و ۳۵۲ جلد ۲ پرونده نیز چنین اظهار میدارد: آفت مطلق گرائی در جذب اینگونه نیروها موجب گشته بود که حتی اگر فردی متخلف است ولی بخاطر ترکش خوردن انگیزه جذب نسبت به وی پیدا کنم و توجهم از پی آمد این انگیزه در مورد کسانی که صلاحیتشان برای کار کم بود و یا نقاط ضعف اخلاقی و اجتماعی باعث اخراجشان از بعضی ارگانها شده، تقلیل یابد.
ج: تشکیلات حزب الله در شهرستانها:
اصفهان
دستجرد خیار (دستگرد)
سایر شهرستانها - متهم در صفحه ۱۵۷ جلد ۱ پرونده میگوید: در اواخر تلاشهائی شده بود تا در .......... نیز تجمعی از برادران حزب الله بوجود آید که در بعضی جاها مانند .......... زمینه ها بیشتر فراهم بود، و در ... . کمتر.
متهم با توجه به اهداف و انگیزههائی که در ابتدای شرح این بند از اتهامات ذکر گردید، در صفحه ۴۵۶ جلد ۳ پرونده اظهار میدارد: بطور مثال مناطقی که نسبت به پذیرش چنین انگیزه ای استعداد نشان میدادند، به ترتیب عبارتند از: k....... k....... k... ۴ .......... k... k....... kora
در صفحه ۷۳۷ پرونده نیز بیان میدارد: یک تشکیلات در تهران فراهم کرده بودم که اعضای آن عبارت بودند از .......... و .... در ... توسط .... تشکیلاتی به همین بافت تأسیس کردیم، در ... به توسط ... زمینههای چنین تشکیلاتی را فراهم ساخته بودم، طی تماسهائی با ... و تشکیل دو جلسه در منزل او و جمع کردن بعضی نیروهای فرهنگی و جهاد سازندگی نسبت به جلسات حزب الله در نجف آباد به آنان زمینه دادم، در ... نیز زمینههای اولیه آن فراهم شده بود.
... تشکیلات .......... قبل از مقطع .... و ... بود، و من غیر مستقیم آقای .... با آنان در ارتباط بودم و مقداری کمک مالی نیز به آنان کردم.
خلاصه آنکه متهم در صفحه ۱۵۷ جلد ۱۲ پرونده طرح آینده خود را در زمینه این فعالیتها چنین تصویر مینماید: در آینده قصد داشتم به یاری خدا با اعزام طلاب جوان مدارس برای تبلیغ در شهرستانهای مختلف ایران تجمعات فرهنگی تربیتی (یا) به نام حزب الله یا هر اسم) دیگر تأسیس کرده و رابطه را با حوزه علمیه برقرار سازیم.
و در صفحه ۷۳۲ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: روی هم رفته باید بگویم تصمیم گرفته بودم در کل کشور در مراکز استانها از نیروهای داغ و پرتحرک چنین تشکیلاتی را راه اندازی کرده و به قم مرتبط سازم (صفحه ۵۳۸ پرونده
۲- کادرسازی در مدارس حوزۀ علمیه قم: متهم در این زمینه در صفحه ۷۶۵ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: من بخاطر اینکه تصور میکردم باید حوزه علمیه و طلبه های جوان بر اساس ذهنیت ها و افکار و اندیشه هایی که من دارم، ساخته شوند. لذا بطور فعال روی اینها کار میکردم و چندتا از برادرها که مسئولین این مدارس بودند را دور هم جمع کردم، این چند نفر هر دو سه هفته یک بار
نشستیم مسائل حوزه علمیه را در مدیریت و برنامه ریزی هایشان بحث میکردیم.
و در صفحه ۷۳۸ جلد ۵ پرونده چنین اظهار میدارد: به قم و حوزۀ علمیه به عنوان یک پایگاه اصلی قدرت نگاه میکردیم که بالقوه نیروها و کادرهای آینده انقلاب و کشور را در داخل و خارج پرورش خواهد داد، و از آنجا که عطش قدرت، و احراز پایگاه در درازمدت نصب العین ما شده بود تا افکار انحرافی خود را در همه جا گسترش داده و یک بازوی نیرومند روحانی در اختیار داشته باشیم با همکاری و همفکری آقایان .......... k... k... k... ۴... ۴ .......... در طی جلسات متعددی که در بافتهای گوناگون تشکیل میشد، روی هم رفته به این نتائج رسیدیم.
متهم در صفحات ۱۵۳ و ۱۵۴ به نقاط ضعف و انحراف حرکت خود، و دوستانش که به قول خودش چه بسا به جدائی از خط انقلاب کشیده میشد، اشاره نموده و اظهار میدارد
۱- افراط و تندروی هم در تحلیل مسائل سیاسی کشور و هم در تنظیم برنامه های آموزش، این
حالت معلول اعتقاد به ایده آل ها از یک سو و افتادن، در جریان خط بازی از سوی دیگر بود.
غرور: این حالت هم، در ماها بود و هم داشت، در طلبههای جوان رشد میکرد نوعی غرور به صحت. راه که احتمال بروز خط و یا انحراف را تقلیل میداد
مطلق، اندیشی: این حالت متأسفانه در بعضی دوستان، نسبت به ما وجود داشت که من باطناً از وجود چنین تصوری، دربارۀ خودم، رنج میبردم این دوستان در بسیاری مسائل ملاک صحت و سقم افکار، و اندیشهها و یا افراد. را من میدانستند و از طرفی حرکت خود را نیز خیلی مطلق میکردیم از این، نظر به نقطه نظرهای مخالف اهمیت نمیدادیم.
۴- تأکید بیش از حد بر سیاست: این نقطه ضعف در آموزش سیاسی طلبه ها مشهود بود و نوعی روح تهی شدن از معنویت و قداست، در بعضی طلبه های جوان بوجود آمده بود که واقعاً موجب تأسف بود.
-۵-، مجموعاً طلبه های زیر پوشش مدارس اکثراً در اثر عوامل فوق الذکر، دچار نوعی دلهره های خطی و روانی میشدند، به گونه ای که از ترس اینکه حرکتشان منزوی و بدنام، نشود و یا خطوط مقابلشان موفق شوند، دچار احساس وابستگی، بیش از حد به مسئولین خود میشدند.
در مورد کتابخانۀ سیاسی و برخوردهائی که آقای. محمودی از روی طغیان با بعضیها میکرد و اخبارش به ما میرسید که چه تعبیرات ناهنجاری بکار میبرد آنقدر مشمئز کننده بود که همه افراد جلسه با او درگیر میشدیم
نوعی. بدبینی به، مسئولین کشوری: این. بدبینی که. در بعضیها، شدید و، در بعضیها خفیف بود معلول مسائل خطی بود به این معنی که بعضی از، ماها مشی عملی دولتمردان کشور را رو در روی خود میدیدیم و خود را نیز یک جناح، مستقل از آنان، در صورتی که اگر انصاف میدادیم ما با آنان وجوه مشترک زیاد داشتیم ولی سعی نشد بر اساس مشترکات با آنان تفاهم کنیم.
جعفر محمودی مسئول کتابخانۀ سیاسی، در صفحه ۸۳۵ پرونده در خصوص کتابخانه سیاسی اظهار میدارد: حرکت مدرسه کادرسازی و. مهره سازی است همانند آنچه در شوروی و احزاب بین المللی معمول است... و، با موفقیت و به عنوان یک رسالت الهی ظریف، سعی شده است تمام عینیتها و دست اندازهای ارتجاعی و توطئه آمیز حوزه را به نحوی حکیمانه بحساب آورده و علاج و عبور کند.
متهم در صفحات ۷۲ الی ۸۷ سعی دارد ثابت نماید که: تشکیلات و اصولاً تحزب به صورتی که امروزه در جهان مطرح است و، در کشورهای اسلامی رایج، گشته، در نصوص اسلامی ما و تاریخ صدر اول و زمان. معصومین ما وجود نداشته و نمیتوان در آیات و روایات. و تاریخ اسلام دلیل و مدرکی نسبت به این نوع تشکیلات که امروزه با آن مواجهیم یافت.
به دنبال نظریات فوق متهم این سؤال مطرح، میشود: چگونه است که اگر این تشکیلات بنام حزب الله باشد نه تنها موجه است بلکه ضروری و لازم و اگر به نام حزب و یا گروه و، سازمانی که، در راستای افکار او نباشد، غربی و غیر اسلامی است؟
۶ تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه، بین مسئولین
در این رابطه نخست دیدگاههای متهم نسبت به مقام معظم رهبری انقلاب ذکر میگردد، سپس
اقدامات بیهودۀ وی در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین بیان میگردد.
الف - - متهم در صفحه ۳۰۵ جلد ۲ پرونده اظهار میدارد
اعتماد زیادی که به امام داشتم در طول زمان در اثر حوادث سیاسی و فعل و انفعالات تدریجاً کم شد.
و در صفحه ۷۵۴ جلد ۵ پرونده میگوید: فکر کردم، در مسئولین کشور یک، جریان دارد شکل میگیرد. اولاً به موقعیت کلی انقلاب و جنگ توجه نمیکردم و من در عالم خود و خط و ربط خودم بودم، کاری به انقلاب و جنگ، نداشتم، میگفتم حضرت امام تدریجاً اشراف خود را بر اوضاع کشور از دست میدهد.
و در صفحه ۱۸۰ جلد ۱ پرونده اظهار میدارد: در این اواخر چنین پنداری، در من بوجود آمده بود که العیاذ بالله معظم له توسط سه نفر کانالیزه شده اند، و تنها از مجاری مزبور مسائل کشور را حل و فصل مینمایند.
اقدامات و تلاشهای، بیهوده متهم در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف بین مسئولین
متهم با تعدادی از همفکران با دلسوز نشان دادن خویش نسبت به اسلام و انقلاب خود را به دفتر فقیه عالیقدر نزدیک کرده و از موقعیت حاصله در جهت پوشانیدن نقاط ضعف و اهداف شیطانی، حداکثر سوء استفاده را مینموده اند. متهم در این زمینه در صفحه ۷۵۶ پرونده اظهار میدارد: عوامل نفسانی و ذهنی مرا به اینجا کشاند که دفتر فقیه عالیقدر را به عنوان یک پایگاه برای اهداف خودم انتخاب کنم و در صفحه ۳۳۰ نیز میگوید: از طرفی بودن شخص، اخوی در مسئولیت، دفتر، عاملی بود که مرا، و هر فرد دیگری، را که در شرائط من، بود، تشویق به همکاری با دفتر میکرد.
متهم در صفحه ۷۳۹ چنین میگوید: یکی از گناهان اصلی من، این بود که نقاط ضعف فکری و عملی خود را که از قبل و بعد از انقلاب داشتم با حضرت آیتالله منتظری مطرح نساختم تا با زمینۀ اصلاح من فراهم شود و یا حداقل این همه، به من اعتماد نکنند، بلکه در هر مسأله سعی میکردم در حضور ایشان خود را مظلوم جلوه داده و ترحم و حمایت ایشان را به خود جلب کنم
نامبرده نه تنها سعی در پوشانیدن انحرافات و لغزشهای خویش داشته است، بلکه هر یک از مسئولین که مخلصانه تلاش در اصلاح وی و متذکر نمودن او را داشته اند، آنان را دشمن خود قلمداد کرده و با جوسازی و تهمت اقدامات مسئولین، را در جهت تضعیف و مخالفت با فقیه عالیقدر وانمود نموده و همین شیطنت را حتی در مراحل اولیه بازجوئی با کتمان جرائم خویش تکرار و چنین اظهار میدارد: بنظر میرسد ایادی پشت پرده و مرموز برای موفق شدن در امر تضعیف فقیه عالیقدر و رهبری آینده انقلاب حساب شده یک سوژه و بهانۀ خوبی بدست آورده باشند. و آن عبارت است از نزدیکی من با آیتالله منتظری... و از همین ارتباط و نزدیکی. قصد کوبیدن یک جریان مقدس را دارند... ما به عنوان خاکریز اول انتخاب شده ایم تا با لوث کردن و بدنام کردن ما خدای نخواسته به خاکریز بعدی برسند.
متهم انگیزۀ خود را در این زمینه از نوشتن نامهها و انتقال گزارشات و اخبار چنین بیان میکند
میخواستیم با نوشتن این نامهها. و گزارشات خدمت ایشان افکار و تمایلات خود را القاء، بکنم و تلفن کنم و خط بدهم و، در مقابل خطری که احساس میکردم وجود، دارد، خودم را مصون نگه دارم و، در خدمت، ایشان و در دفتر ایشان از اعتماد پاک و بی شائبه ای که این فقیه بزرگوار به من داشت سوء استفاده کردم. و من خودم را در این گنهکار میدانم که از اعتمادها سوء استفاده میشد.
متهم در صفحه ۷۴۰ جلد ۵ پرونده اظهار میدارد: از یک سال قبل از بازداشتم رفت و آمد مسئولین محترم جمهوری اسلامی خدمت آقا شروع شد و. همۀ آنان نسبت به سوابق من، قبل از انقلاب و نقاط ضعف بعد، از انقلاب خدمت آقا صحبتهایی. را مطرح میساختند از قبیل: رابطه با ساواک جمع کردن نیروهای تندرو داشتن اسلحه و مهمات، جریان آقای شمس آبادی و.... این روند چند ماه بطول انجامید و حضرت آیتالله منتظری همچنان، در مقابل صحبتهای آنان مقاومت میکردند من از اخبار رفت و آمدها توسط اخوی که در جلسات آنان حضور داشت، مطلع میشدم و سعی نمودم با نوشتن گزارشاتی خدمت آقا تحلیلهائی غلط و انحرافی را جهت جلب نظر ایشان به خودم و انتقاد از مسئولین کشوری و اینکه منشأ این بدگوئیها حسد. آنان و ناراحتی ایشان از من است و.... القاء کنم تا بلکه نظر حمایت معظم له از خود را تقویت کرده، باشم اخوی نیز سهم مؤثری داشت و او نیز همین تحلیل ها را حضوراً با آقا مطرح میساخت.
متهم در صفحه ۷۴۱ پرونده اظهار میدارد: تلاش من و اخوی. در آن روزها این بود که، ذهن آقا را با آقای هاشمی رفسنجانی و حاج سید احمد آقا بدبین ساخته و به ایشان بقبولانیم که این آقایان به شما دروغ میگویند و مجموعه برخوردها این خواستۀ شیطانی ما را تحقق بخشیده بود.
نامبرده، در صفحه ۷۴۱ جلد، ۵ پرونده چنین اظهار میدارد. شرمنده ام که بگویم ما در آن روزها، بخاطر توهم شیطانی که. داشتم که حضرت امام، نیز، در این خط بازیها وارد شده و تحت تأثیر مسئولین قرار گرفته، سعی میکردیم حتی الامکان موضع، فقیه عالیقدر چیزی برخلاف موضع حضرت امام باشد.
ایجاد سوء ظن و بدبینی نسبت، به مسئولین و نظام جمهوری اسلامی به وسیلۀ نشر اکاذیب و افتراء و تهمت، در قالب اطلاعیه و، شبنامههای بی نام و نشان یا با عناوین و امضاهای جعلی
متهم جهت لکه دار نمودن چهرۀ مسئولین و، هتک حرمت و تضعیف آنان و ایجاد اختلاف بین آنان و بدبین کردن مردم نسبت به انقلاب. و، مسئولین توسط عواملش اقدام به تهیه و، نشر اعلامیه ها و جزوه هایی با امضاهای، مختلفی نموده و، به صورت غیر قانونی و مخفی پخش کرده است.
متهم در صفحه ۳۸۱ جلد ۲ پرونده، بیان میدارد: من یقین دارم در پرتو این اوراق یک جو ناسالم در مملکت و یا در برخی اقشار مردم بوجود آمده بود و حتماً دامن پاک بعضی ها را مخدوش کرده است: از همه بدتر اینکه اوراق، مزبور بطور پنهانی و سری پخش میشد.
متهم در صفحه ۷۴۴ جلد ۵ پرونده تحت عنوان خلاصة الکلام چنین اقرار مینماید
در این رهگذر از توطئه گری، افشاگری، تهمت، زدن، جوسازی، ایجاد بدبینی دریغ نورزیدم
در همین راستاست که حتی اصلی ترین مسأله کشور را زیر سؤال برده و در صفحه ۷۴۲ جلد ۶ پرونده چنین میگوید: لذا چندان اعتقادی به ماهیت جنگ نداشتم و همین امر موجب ارائه تحلیلهایی انحرافی شده بود که مثلاً این مسئولین کشورند که جنگ را علم کرده اند و در صفحه
۸۹۱ جلد ۶ پرونده از قول آقا هادی چنین نقل میکند که میگفت: این جنگ یک حرکت انحرافی است و مسئولین میخواهند در پرتو این جنگ مخالفین داخلی خود را تصفیه کنند، البته اعتقاد من نیز در آن مقطع همین بود.
مخالفت و اقدام علیه سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی که منجر به اختلال در روابط و مناسبات خارجی و درگیریهای نظامی و کشته شدن صدها نفر گردیده است.
متهم در رابطه با خودسرانه عمل کردن خود در زمان واحد نهضتها، در صفحه ۷۵۰ جلد ۵ پرونده چنین میگوید با هر گونه برقراری نظم و مدیریت و برنامه ریزی مخالفت میکردم، لذا به این نظمها و مدیریتها معتقد نشدم، نوعی خود محوری و گستاخی در وجودم ظهور، کرد، زمانی که عضو شورای فرماندهی سپاه بودم در سالهای اول انقلاب، گاهی بر خلاف نظر شورا، و فرماندهی خودم با تشخیص خودم، تصمیم گیری میکردم و نتایج تلخی هم داشت (صفحه (۷۵۰) مثلاً در تشخیص اینکه چه نهضتی خوب است یا بد است، کمک بکنیم یا نکنیم یک برداشتهای عجولانه ای داشتم و اقداماتی هم میکردم که متکی به تشخیص خودم بود (صفحه ۷۶۳ جلد ۵ پرونده
متهم در صفحه ۴۵۱ جلد ۳ پرونده اظهار میدارد: پس از انحلال نهضتها در سپاه فقیه عالیقدر طی حکمی مرا مأمور ادامه فعالیت و حمایت از نهضتهای آزادیبخش فرمودند، تصریح نمودند هم کتباً و هم شفاها که برنامه ریزی ها باید با همآهنگی دولت و ارگانها انجام گیرد و به طور کلی نظر اصلیشان بر فعالیتهای فکری و فرهنگی بود ولی متأسفانه به چند دلیل عملاً از رهنمود معظم له تخلف ورزیدیم یکی همان حالت غرور نفسانی خود من بود که به برنامه ریزی های وزارت امور خارجه چندان اعتقادی نداشتم تا خود را ملزم به همآهنگی با آنها بدانم و دیگری فاصله روانی بود که بین ما و آنها بوجود آمده بود، و عملاً هر گونه ارتباط و تماس را قطع کرده بود.
نامبردۀ در صفحه ۴۵۲ جلد ۳ پرونده بیان میدارد: در پرتو چنین اعتقادی مؤسسۀ نهضت جهانی اسلام را پایه گذاری کرده و بدون احساس نیاز به حمایت دولتمردان و ارگانهای مربوطه فعالیتها را ادامه دادم، اکنون به وضوح دریافت کرده ام که همین تصور، و اعتقاد مبدأ یک سلسله لغزشها گشته است، مانند احساس دوگانگی با نظام که دورنمای فعالیت هایم بوده است و ناهماهنگی ها با برنامههای وزارت خارجه و دیگران یکی از لوازم لاینفک کار ما بود.
متهم در صفحه ۱۲۷ جلد ۱ پرونده پس از بیان مطالبی در همین زمینه میگوید: اختلاف نظرهای ما در مورد مسائل بین المللی با، وزارت خارجه. روزبروز تشدید میشد و در صفحه ۵۱۳ جلد ۳ پرونده اظهار میدارد: تصادم با برادران وزارت خارجه به نحو بی سابقه ای تشدید شد.
و در صفحه ۱۴۷ پرونده اظهار میدارد مخالفتهای نخست وزیری و وزارت خارجه را مخالفت با یک واجب شرعی تلقی کرده و بر آن شده بودیم طرحهای خود را حتی با مخالفت آنان عملی سازیم...
متهم در راستای مخالفت با وزارت خارجه اقدام به پخش اعلامیه هایی نیز مینماید که در صفحه
۷۵۱ جلد ۵ پرونده صراحتاً اعتراف مینماید که اعلامیه علیه وزارت خارجه با تأئید من پخش گردید.
متهم در یک جمع بندی کلی در صفحه ۴۷۳ اظهار میدارد
اعتقاد به خنثی گری سیاست خارجی و لوث کردن آنان. داشتم زیرا، معتقد بودم رابطه با، دولتها هدف اصلی وزارت خارجه است و این سیاست را برای انقلاب جهانی مخل، تشخیص داده بودم و سعی، بر خنثی ساختن کار آنان. در عراق، افغانستان، خلیج و غیره داشتم. گزارشاتی که به آقا میدادم یک نمونه از این اعتقاد بود. پخش اعلامیه بنام افغانیها بر علیه وزارت خارجه نمونۀ دوم آن بود و بطور کلی، در برخوردها با نهضتها سعی داشتم جناح اصلی انقلاب را خودم، معرفی کنم و وزارت خارجه را یک ارگان دولتی محافظه کار و بی خاصیت
ریاست محترم دادگاه
با توجه به دلائل و مستندات کیفرخواست روشن شد، متهم با، سازماندهی و رهبری گروه های ترور و آدم ربانی و کشتن افرادی، قبل و. بعد از انقلاب و انباشتن سلاح و مهمات، ایجاد شبکه نفوذ در نهادها و ارگانهای مختلف سرقت اسناد، و جمع آوری اخبار طبقه بندی شده، و ایجاد تشکیلات باصطلاح حزب. الله) و. سازماندهی افراد مسأله دار و انحرافی درصدد کسب قدرت و رسیدن به حاکمیت و جایگزینی تشکیلات جدید، در راستای، افکار انحرافی خویش، با فتنه انگیزی، ایجاد رعب و وحشت در جمهوری اسلامی سبب، بروز اختلالاتی خطرناک در نظام جمهوری اسلامی گردیده است علیهذا با عنایت به مراتب فوق و با توجه به
۱- اقاریر و اعترافات صریح متهم
۲. اقاریر و اعترافات سایر متهمین
مصاحبه های انجام شده توسط متهم.
صورت. مجالس کشف سلاح و، مهمات و گزارشات مصور مربوط به آن
۵- گزارش، مصور ویدئوئی کشف اجساد، مقتولین
طومار و گزارشات مردمی مندرج در پرونده
اعلامیه ها، مهرها، وسائل جعل اسناد و مدارک سرقت شده و منعکس در پرونده.
سایر، محتویات پرونده
و باستناد ماده ۱۹۹ قانون. مجازات، اسلامی، قانون حدود و قصاص و مواد ۱۰ - ۱۲ - ۲۰ -
۲۱- ۳۴ - ۳۵ - ۸۶ - ۸۷ - ۸۸ - ۱۴۰ و ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی تعزیرات، مجرمیت نامبرده محرز، و مسلم است، و از مصادیق بارز محارب و مفسد فی الارض میباشد. از آن دادگاه محترم تقاضای مجازات وی. را طبق موازین شرعی و قانونی دارم. ضمناً در مورد سایر متهمین و مرتبطین وی پروندههائی، مجزا تشکیل و در دادگاه جداگانهای مطرح خواهد شد.
دادستان دادگاه ویژه روحانیت
علی فلاحیان
ضمیمۀ شمارۀ نوزده: مربوط به صفحۀ ۴۴۵
متن کامل دادنامۀ حاکم شرع دادگاه ویژۀ روحانیت دربارۀ سید مهدی هاشمی
بسمه تعالی
دادنامه:
پروندۀ اتهامی سید مهدی هاشمی فرزند سید محمد در تاریخ ۶۶/۴/۱۹ و ۲۰ - ۲۲-۲۴- ۶۶/۵/۲۵ در دادگاه ویژه روحانیت مطرح و به شرح صورت جلسههای پیوست مورد رسیدگی قرار گرفت.
در جلسۀ مقدماتی دادگاه، در ۶۶/۴/۱۹ نامبرده علیرغم دلائل و شواهد اقاریر مکرر و صریح خود در مراحل مختلف، تحقیق، عمده اتهامات را منکر شده یا به نحوی توجیه نموده که نحوۀ توجیهات غیر موجه و بی مورد و اظهارات پر از تناقض وی حاکی از اصرار و استمرار بر روش انحرافی گذشته بود. پس از جلسه دادگاه، متهم با اطمینان از اینکه توجیهات وی در اقناع دادگاه موثر نبوده با یکی از بازجویان تماس گرفته و از برخورد غیر صادقانه خود در جلسه دادگاه، عذرخواهی و تقاضای تجدید محاکمه مینماید تا به خیال خود همانند گذشته که با اظهار ندامت و تعهد همکاری با رژیم سابق از مجازات نجات یافت، این بار نیز با استفاده از همین شیوه از مجازات رهایی یابد.
به دنبال این پیشنهاد متهم احضار و از وی خواسته شد از روش گذشته توبه نموده و با صداقت کامل با دادگاه برخورد نماید که متهم ضمن قبول این مسأله و اظهار ندامت از روش انحرافی خود، فرصت خواست تا نسبت به جبران خطاهای گذشته و بیان مطالبی که تاکنون کتمان کرده و برخورد با سایر متهمان که عامل انحراف آنان بوده است اقدام نماید، سپس. در یک نوشتۀ ۲۸ صفحه ای که ضمیمه پرونده است به عمده جرائم خود صریحاً اعتراف نموده و در چند مصاحبۀ تلویزیونی در این زمینه نیز شرکت میکند. لکن با گذشت حدود یک ماه و روشن شدن مواردی از عدم صداقت در برخوردهای متهم، معلوم شد که نامبرده مطالب قبلی پرونده را با تغییراتی به صورت تکراری مطرح میکند و منظور او از گرفتن فرصت برای جبران اشتباهات گذشته، دفع الوقت و تأخیر دادگاه است.
لذا در تاریخهای ۱۰ الی، ۲۵ جلسات دادگاه به منظور محاکمه وی تشکیل شد، در این جلسات ابتدا کیفرخواست صادره علیه متهم قرائت و نامبرده پس. از استماع کیفرخواست نسبت به ارتکاب جرائم مذکور در آن اعتراف نموده و گفت مطالب مذکور در کیفرخواست حداقل جرائم، من است و من جرائم بیشتری مرتکب شده ام و سپس مسائلی در مورد انگیزه های انحراف خود و مطالبی در مورد وضعیت منطقه قهدریجان و سابقۀ اختلافات محلی و روحیه خشونت در بعضی از مردم و ایجاد جو رعب، و وحشت در منطقه از قبیل تهدید، تیراندازی، تخریب مزارع و چاههای آب را توضیح داد و در رابطه با همکاری خود با ساواک اعتراف نمود که ابتدا تعهد و همکاری با رژیم در حد جزئی و به منظور استخلاص از زندان بوده ولی به تدریج این انحراف گسترش پیدا کرده و شامل کارهایی از قبیل معرفی بعضی از انقلابیون و مبارزین به ساواک و داشتن جلسات متوالی با ایادی ساواک و دادن گزارش به آنان و تشویق بعضی از جوانان جهت ورود به حزب رستاخیز و امثال آن گردیده است. در پایان این بخش ضمن پذیرش اتهامات، اظهار نمود که من یک جانی بالفطره نبوده ام و هر چند در انجام جرائم فوق انگیزه های باطلی داشتم ولی انگیزههای حقی هم جزو اهداف من بوده است.
سپس. اتهامات مذکور در کیفرخواست به ترتیب برای متهم قرائت، شد و متهم در هر مورد دفاعیات و اظهاراتی بیان داشت.
در مورد بند اول: سازماندهی و رهبری گروههای ترور و آدم ربائی) متهم نسبت به تشکیل گروه ترور و امر به قتل جهان سلطان آقائی، رمضان مهدی زاده، شیخ قنبر علی صفرزاده، سید ابوالحسن شمس آبادی، عباسقلی حشمت و مهندس بحرینیان اعتراف کرد و گفت پنج نفر اول به دستور او و مهندس بحرینیان با پیشنهاد آقای
امید نجف آبادی کشته شدهاند و سعید و همایون حشمت نیز توسط ایادی او و بدون، دستور وی به قتل رسیده اند. متهم انگیزۀ اقدام به، قتلهای فوق را فاسد یا مجرم بودن مقتولین، ذکر میکند ولی اعتراف دارد که فساد و جرم آنان در حد جواز قتل نبوده و وی بدون مجوز شرعی دستور قتل آنان را صادر کرده است.
ضمناً نامبرده. نسبت به انجام اعمال دیگری از قبیل تیراندازی تهدید و تخریب مزارع و چاههای آب توسط ایادی خود اعتراف دارد.
در مورد بند دوم: تأسیس سپاه خودمختار لنجان سفلی و تغذیۀ تسلیحاتی آن و، درگیری با کمیته که منجر به قتل و جرح دهها نفر گردیده است) اظهار نموده من به، دلیل نفوذی که در منطقه داشتم، سپاه را تشکیل دادم که سپاه. متنفذی، بود و فرمانده و اعضاء شورا با من مرتبط بودند و من، در جلسات، شورا شرکت میکردم. البته سپاه در ابتداء مستقل و خود مختار نبود تا اینکه سپاه اصفهان به منظور انحلال این پایگاه حرکتهای تند را آغاز کرد و من چون انحلال را صلاح نمیدانستم گفتم اسلحه ها را تحویل ندهند و مقداری پول و سلاح نیز از واحد نهضتها به آنان دادیم که آنان در مضیقه نباشند.
ضمناً متهم نسبت به تحریک افراد تندرو سپاه قهدریجان علیه کمیته که منجر به درگیری سپاه و کمیته و قتل و جرح تعدادی از طرفین شده است و نیز اشراف و تسلط بر، ارگانها و ادارات منطقه از طریق سپاه و هم خط بودن مسئولین ارگانها، در منطقه، اعتراف نمود و انگیزۀ کارهای مذکور را تندروی و قدرت طلبی ذکر کرد.
در مورد بند سوم: خارج نمودن و جاسازی، بیش از ۲۸۰ قبضه سلاح و مقدار زیادی مهمات و سایر اموال (سپاه گفت مقدار سلاح خارج شده از سپاه بیش از مقدار مذکور است که این سلاح، و مهمات در زمانهای مختلف از سپاه. خارج. شده است، قسمتی. در اوائل انقلاب خارج، شد که انگیزه از این کار مقابله با کودتای احتمالی، نیروهای راست ارتش و سپاه و به منظور تشکیل دولت جدید پس. از کودتا بود. قسمتی. دیگر در موقع انحلال واحد نهضتها بود که انحلال واحد موجب خشم من و سایر نیروهای واحد شده بود لذا اسلحه ها را تحویل ندادیم تا بعداً برای کار نهضتها، و سایر نیازها مورد استفاده قرار گیرد مقادیری هم در زمانهای دیگر انجام شد.
ضمناً جاسازی سلاحها در اصل با اطلاع و به دستور من بوده ولی جزئیات آنرا سایر متهمان در جریان هستند. متهم نسبت به خارج، نمودن و اخفاء مهمات و سایر اموال از سپاه نیز اعتراف نمود.
در مورد بند چهارم: ایجاد شبکه نفوذ در ارگانها و سرقت اسناد و اخبار و اطلاعات طبقه بندی شده) اعتراف نمود که با حدود نزدیک به صد نفر در ارگانهای مختلف مرتبط بوده که با بعضی صرفاً ارتباط فکری و خطی داشته ولی تعدادی از آنان علاوه بر ارتباط فکری و خطی، همکاری عملی داشته اند و اخبار عادی یا طبقه بندی شده محل کار خود را منتقل میکردند یا در مورد امور مربوط، به، مسئولیتشان مشورت مینموده اند.
وی در مورد نوع اخبار و اطلاعات بدست آمده از این طریق گفت که این اخبار بیشتر مسائل خارجی اختلافات، خطی، ضعفهای مسئولین کشور، و مسائل سپاه بود و بالاخره، نسبت به سرقت اسناد طبقه بندی شده از مجلس. شورای اسلامی وزارت خارجه، وزارت ارشاد، صریحاً اعتراف نمود.
در مورد بند پنجم: منحرف نمودن جوانان از طریق ایجاد تشکل انحرافی در شهرستانها و حوزه جذب افراد افراطی و مسأله دار) ضمن اعتراف به نقش خود در استفاده از سازماندهی و تشکل نیروهای انحرافی و افراطی به عنوان یک اهرم، نیرومند مردمی برای پیشبرد اهداف قدرت طلبانه از جمله ایجاد کادرهای لازم برای برنامه های آینده و نیز استفاده، در مسائل سیاسی مانند انتخابات. کیفیت ایجاد تشکیلات به اصطلاح حزب الله قهدریجان اصفهان. و چند شهر، دیگر و میزان دخالت این تشکیلات در امور نهادها و ادارات و انتخابات و نیز چگونگی دخالت خود، در مدیریت بعضی از مدارس علوم. دینی قم از طریق نفوذ. در شورای مدیریت آن مدارس و القاء افکار خود به آنان را مشروجاً بیان نمود.
در مورد بندهای ششم و هفتم: تلاش) در تضعیف مسئولین جمهوری اسلامی و ایجاد تفرقه و اختلاف در بین
آنان و مردم از طریق توطئه و نشر اکاذیب و تهمت) صریحاً اعتراف نمود و اقدامات انجام شده در زمینۀ فتنه انگیزی و تفرقه افکنی تهیه و تنظیم و تکثیر اطلاعیه علیه مسئولین و انتشار مطالبی متضمن توهین به مقدسات انقلاب و ارتکاب جعل، سند و جعل عنوان بر این مسیر و نیز اثرات بسیار مخرب و لطمات شدید وارد شده بر جمهوری اسلامی از طریق انجام این موارد را شرح داد و انگیزه خود را تندروی و قدرت طلبی و انتقامجوئی از کسانی که علیه وی، فعالیت مینمودند ذکر کرد.
در مورد بند هشتم: کارشکنی و اقدام علیه سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی ایران) ضمن اعتراف به کارشکنی و مخالفت با، سیاست خارجی جمهوری اسلامی توضیحاتی در مورد کیفیت درگیری با نهادهای مربوط از جمله نخست وزیری، سپاه پاسداران، وزارت امور خارجه و اثرات مخرب و زیانبار، این اقدامات از جمله ایجاد مشکل در ارتباط با کشورهای همسایه و مسلمان و ایجاد اختلاف و جنگ داخلی بین بعضی گروههای مبارز افغانی و در نتیجه کشته و مجروح شدن صدها نفر و نیز به هدر رفتن امکانات فراوانی در رابطه با مسائل نهضتها و دستگیری مقدار قابل توجهی از انقلابیون در اثر اقدامات افراطی توسط حکومتهای طاغوتی مطالبی ذکر نمود و در مورد ارتباط بعضی از عناصر کشورهای خارجی با، وی به منظور کسب اطلاع از امور داخلی و دادن خط برخورد در مورد تقویت بعضی از گروههای داخلی علیه گروههای دیگر اعتراف نمود.
با توجه به موارد مذکور متهم به دلیل تشکیل گروههای ترور و ایجاد رعب، و وحشت در منطقۀ قهدریجان با انجام کارهایی از قبیل، قتل، تیر اندازی، تخریب مزارع و چاههای آب توسط ایادی وی و به دلیل تسلط بر سیاه و سایر ارگانهای قهدریجان و خارج کردن منطقه از کنترل مسئولین مرکزی و جمع آوری، و اخفای سلاح و مهمات غیر مجاز فراوان جهت تحقق اهداف قدرت طلبانه خود محارب است، و نیز به دلیل گمراه نمودن تعداد قابل توجهی از جوانان منطقه و غیر آن و کشاندن آنان به مسیر انحرافی خود و اخلال و کارشکنی، در تحقق اهداف مقدس جمهوری اسلامی، در داخل و خارج و توطئه و تحریک فراوان علیه مسئولین جمهوری در حدی که توطئه علیه نظام اسلامی محسوب میشود، مفسد فی الارض میباشد.
از طرفی با توجه به جهات زیر
۱- ملاحظه روحیات سوابق منافقانه وی قبل از پیروزی، انقلاب که در عین همکاری گسترده با ساواک خود را از انقلابیون درجه اول وانمود میکرد.
۲- توجه به نحوۀ برخورد منافقانۀ وی در پروندۀ قتل مرحوم شمس آبادی
۳- تناقض گوئی و برخورد غیر صادقانه، در، مراحل: تحقیق که، در، هر مورد ابتدا بطور کلی منکر شده و سپس قسمتی از اتهام، را میپذیرد و توجیه میکند و سرانجام موقعی که اطمینان به بی فایده بودن انکار پیدا کرد اعتراف میکند و در هر مرحله اظهارات خود را با سوگندهای جلاله فراوان تأکید میکند
۴- ملاحظه مکاتبات وی در زندان با سایر متهمان که، در عین اظهار ندامت در مقابل بازجو با نوشتن نامه مخفی به سایر متهمان روحیه داده و آنها. را دعوت به انکار مطالب میکند.
۵- و بالاخره توجه به نحوۀ برخورد متناقض و غیر صادقانۀ وی در دادگاه به شرح مذکور در مقدمۀ حکم و بروز - موارد متعددی از عدم صداقت پس از اظهار ندامت در دادگاه، دروغ بودن ادعای وی در زمینۀ توبه نیز روشن است.
لذا در اجرای آیه کریمه انما) جزاء الذین یحاربون الله و رسوله ویسعون فی الارض فساداً. ان یقتلوا أو یصلبوا.... و آیات شریفه: (لئن لم ینته المنافقون والذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لتغرینک بهم ثم لایجاورونک فیها الا قلیلا ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا و به استناد فتاوی فقهای عظام در مورد حد محارب و مفسد نامبرده، به عنوان محارب و مفسد به اعدام محکوم میگردد، حکم صادره قطعی و لازم الاجراء است.
حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت
علی رازینی
ضمیمۀ شمارۀ بیست: مربوط به صفحۀ ۵۳۱
تذکرات حضرت آیتالله العظمی منتظری به آقای مهندس موسوی نخست وزیر



به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقی است