کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد دوم ‹ بخش ۱۲

دیدگاه‌ها - جلد دوم

بخش ۱۲ از ۱۲

اوّلین انحراف در اصول انقلاب ] ۴ اولین انحرافات و مهمترین انحرافات از نظامی که مورد نظر شما بود، از کی و در چه مصداقهایی آغاز شد؟ اجمالاً بروز اوّلین انحراف از تندرویهایی آغاز شد که در دادگاههای انقلاب توسط افراد احساساتی و تند اعمال گردید و متأسفانه بسیاری از قضات شرع را تحت تأثیر قرار دادند و از سوی آنها احکام بیجایی درباره اعدام و مصادره اموال صادر شد. در این باره در کتاب خاطرات مطالبی را آورده ام. البته بخشی از تندرویهای سالهای اوّل، انقلاب معلول شرایط انقلاب و در واکنش به مظالمی بود که در رژیم گذشته صورت گرفته بود؛ اما تدبیر صحیح و عدالت مورد سفارش قرآن اقتضا می‌کرد که مسئولین کشور با نظارت دقیق تر بر جریان امور با تندرویها برخورد و از تضییع حقوق افراد جلوگیری کنند. یکی دیگر از انحرافات، عمده مطلق گرایی و تصویب مطلق اندیشه و گفتار و کردار برخی شخصیتهای انقلاب بود که عرصه را برای ابراز هرگونه فکر دیگری به شدت تنگ نمود و باب نقد و بررسی را مسدود کرد. ۵ اولین حادثه ای که شما را در موضع پرسش نسبت به روند جریانات قرار داد کدام بود؟ همانگونه که در پاسخ پرسش سوم اشاره کردم اعدامها و مصادره های بیجا که توسط دادگاه انقلاب انجام می‌شد و نیز رفتار غیر عادلانه بسیاری از بازجوها با متهمان و زندانیان جزو اولین چیزهایی بود که مرا نسبت به جریان امور کشور حساس نمود و سرانجام احساس وظیفه شرعی و عقلی کرده و اقداماتی را انجام دادم، که از آن جمله اعزام نمایندگان ویژه به داخل زندانها جهت کسب اطلاعات دقیق و برخورد با متخلفین و نیز تشکیل دادگاه عالی انقلاب و هیئت عفو زندانیان بود. دادگاه عالی انقلاب را که با هماهنگی مرحوم آیت‌الله خمینی تشکیل دادم موجب نجات جان هزاران انسان گردید که به ناحق محکوم به اعدام شده بودند، و حکم آنان توسط این دادگاه نقض شد.

پاسخ به سؤالات سایت روز ۴۴۵ ۶- برخی معتقدند عوامل و افرادی بین شما و حضرت آیت‌الله خمینی ایستادند که بعدها میوه چین انقلاب شدند نظر شما در این مورد چیست؟ من نمی‌خواهم از افراد خاصی نام ببرم؛ اما به طور اجمال عوامل و جریانی بخصوص در وزارت اطلاعات در این میان تفتین می‌کردند و گزارشات غیر واقعی را در مورد من و بیت اینجانب به آیت‌الله خمینی می‌دادند تا بتوانند ذهنیتی را برای ایشان درست کنند و به مقاصد خود برسند و مقاصد خود برسند و متأسفانه به آن موفق شدند. برای همسر آقای گنجی نوشته اید از آنچه بر این خانواده می‌رود احساس شرمندگی می‌کنید. مهمترین انتقادی که به شخص خودتان در ارتباط با مجموعه جریانات انقلاب وارد می‌دانید و بابت آن احساس ناخوشایندی دارید چیست؟ اینجانب خود را مبرا از عیب و ایراد نمی‌دانم و از انتقاد منصفانه دیگران نسبت به خود استقبال می‌کنم و در نوشته ها و مصاحبه ها این موضوع را به دفعات یادآور شده ام. و در رابطه با مجموعهٔ جریانات انقلاب انتقاداتی را بر خود وارد می‌دانم که بیان آنها در این مختصر نمی‌گنجد و شاید در فرصت دیگری در اختیار همگان قرار داده شود. هیچ یک از ما معصوم نیستیم؛ از رسول خدا نقل شده: «کل بنی آدم خطاء و خیر الخطائین التوابون همۀ اولاد آدم خطا کارند و بهترین خطاکاران توبه کنندگان می‌باشند. دستاوردهای انقلاب ] امروز از آنچه شما به عنوان انقلاب اسلامی» می‌شناختید و بدان باور داشتید چه باقی مانده است؟ ۹ - امروز از آنچه شما به عنوان جمهوری اسلامی» می‌شناختید و آرزومند آن بودید چه باقی مانده است؟

مردم دور از انصاف است اگر بخواهیم کارهای خوب بسیاری را که بعد از انقلاب برای شده و خدمات فراوانی که توسط افراد دلسوز و مخلص برای پیشرفت کشور انجام گرفته است نادیده بگیریم؛ اما آنچه به مردم وعدهٔ آن را می‌دادیم و برای آن انقلاب کردیم اهداف بالاتر و ارزشمندتری بود که متأسفانه به آنها نرسیدیم. با این همه به گمان من هنوز دیر نشده است؛ چنانچه مسئولین بالا و تصمیم گیرنده بخواهند می‌توانند مسیر گذشته را اصلاح کرده و بسیاری از حقوق تضییع شده را جبران نمایند. - جریان واپسگرا و تحجر ] ۱۰ نظر شما دربارۀ جریان واپسگرا و تحجّر چیست؟ مصداق آن کدام است؟ جریان واپسگرا و تحجّر در هر زمان بوده است. معمولاً عموم افراد، قدرت تعمق و تحقیق در مسائل فکری و مذهبی و تشخیص حق و باطل را ندارند و بعضاً در مسائل فکری به جزم اندیشی و مطلق انگاری و تعصب روی می‌آورند و طبعاً در این میان عده ای قشری و ظاهربین می‌شوند؛ و ضرر اینگونه افراد کمتر از دشمنان آگاه نیست. حضرت امیر توسط همین افراد به شهادت رسید و سایر ائمه اطهار نیز معمولاً گرفتار همین افراد بودند و حکومت های غاصب هم از اینگونه افراد برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می‌کنند. تشخیص مصادیق جریان فوق در هر زمان با چارچوبهای محکم و شفاف عقلی و موازین بین و آشکار شرعی برای اهل نظر که رسالت هدایت جامعه را دارند امکان پذیر است مصادیق آن در مسائل گوناگون مختلف است. پرونده هسته ای ایران ] ۱۱ نظر شما درباره پرونده هسته ای ایران چیست؟ به دست آوردن انرژی هسته ای برای مقاصد صلح جویانه و عام المنفعة حق هر

پاسخ به سؤالات سایت روز ۴۴۷ ملتی است و انحصار آن در حوزهٔ قدرتهای بزرگ موجب تضییع حقوق ملتهای ضعیف می‌باشد. حقوق بشر در ایران ] ۱۲ نظر شما درباره وضع حقوق بشر در ایران چیست؟ حبس افرادی که در سالهای اخیر به خاطر اظهار نظر یا انتقاد از حاکمیت به زندان رفته و یا به دیگر محرومیتهای اجتماعی محکوم شده اند، و نیز برخورد با اهل قلم و اندیشه و با روزنامه های غیر وابسته به حاکمیت از بهترین نمونه های وضع اسفبار صَلَّی اللهُ عَلی حقوق بشر در ایران است. در زمان پیامبر و امیرالمؤمنین اللا هیچ زندانی سیاسی وجود نداشت و افراد را برای افکارشان و اظهار آنها محاکمه و زندانی نمی‌کردند. وظایف مسلمانان ] ۱۳ با توجه به شرایط امروز ایران چه اعمالی بر مسلمانان واجب است و چه اعمالی از دید شما «حرام» تلقی می‌شود؟ گرچه مسائل و مصادیق سیاسی قابل تقلید نیست و هرکس باید براساس تحقیق و تشخیص خود عمل کند اما به طور کلی امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد سازنده و متناسب با شرایط زمان و مکان وظیفه شرعی و عقلی هر مسلمان است و سکوت در برابر مظالم و تجاوزات به حقوق انسانها در صورتی که به نوعی تأیید و تقویت آنها به شمار آید حرام است. [ اصلاح قانون اساسی لازمترین کار اصلاحی ] ۱۴ اگر امکان تغییر یا تصحیح بعضی امور را داشتید اولین چیزی که تغییر می‌دادید چه بود و اولین مسیری که اصلاح می‌کردید کدام؟

از آنجا که عمده و اکثر کارهای خلاف و اشتباهاتی که از سوی حاکمیت انجام می‌شود به نوعی شکل قانونی به خود می‌گیرد و با بررسی دقیق، زمام تمام امور در کشورداری به ساختار کنونی ولایت فقیه منتهی می‌شود و منشأ اساسی ترین مشکلات، مطلقه بودن ولایت فقیه در قانون اساسی و محدود نبودن آن از نظر زمان و سایر جهات می‌باشد لذا به نظر اینجانب اوّلین کار اصلاحی که باید انجام شود اصلاح قانون اساسی توسط نمایندگان منتخب مردم و در جوی کاملاً آزاد می‌باشد. رابطه ملت و مذهب ] ۱۵ - حضرت آیت‌الله امروز رابطه دو مقولۀ «ملت» و «مذهب» در ایران را چگونه می‌بینید؟ برخی نگران «ملت»اند برخی نگران مذهب»، شما نگران چه هستید؟ از جنبۀ نظری و تئوری تفکیک بین ملت سالم و مذهب صحیح ناصواب است؛ زیرا هیچ ملتی بدون مذهب درست به رستگاری نمی‌رسد و مذهب می‌تواند صورت و فصل حقیقی یک ملت و چهره باطنی و معنوی آن به شمار آید؛ همان طور که هیچ مذهبی بدون در نظر گرفتن منافع ملی جایگاه مردمی و جایگاه عقلی نخواهد داشت. ولی مع الأسف از جنبه عملی گاه به لحاظ ضعف اعتقاد و ایمان و گاه به علت تفسیرهای ناروا از، مذهب عده ای جانب ملیت و گروهی جانب مذهب را گرفته و به سوی افراط یا تفریط می‌گرایند؛ و آنچه موجب نگرانی است تفکیک بین آن دو و ترجیح بی رویه یکی از آنها بر دیگری به معنای اثبات یکی و نفی دیگری از جنبه نظر و یا عمل می‌باشد. از طرف دیگر متأسفانه در اثر عملکرد مسئولین که به نام مذهب و دین می‌باشد امروز شاهد نوعی فاصله بین ملت بخصوص قشر جوان و مذهب مشاهده می‌شود که بسیار خطرناک و موجب نگرانی می‌باشد. عزت و سربلندی اسلام و کشور را از خدای متعال مسألت دارم. إن شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة مة الله.

۱۳۸۴/۹/۱۹ « ۱۰۷) پیام به ملت عراق به مناسبت انتخابات پارلمان ملی آن کشور @ بسم الله الرحمن الرحیم) واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا (آل عمران، ۱۰۳) واطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (انفال، ۴۶) آستانه ملت بزرگوار کشور عراق ایدکم الله تعالی السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. اکنون که با پشت سرنهادن سقوط حکومت ظالم صدام و فراهم شدن حضور شما مردم در صحنه های سرنوشت ساز خویش که البته همراه با تحمل سختیها و مقاومت در برابر بسیاری از ناملایمات بوده است در انتخابات پارلمان ملی» قرار گرفته اید، به عنوان تذکر نکته هایی را یادآور می‌شوم: شما به خوبی به حساسیت شرایط و اوضاع فعلی کشور خویش واقفید و می‌دانید که جریانات خطرناکی کشور شما را به سمت جنگ داخلی سوق می‌دهند و می‌خواهند شما را از داشتن یک جو آرام و استقرار یک حکومت مردمی و فراگیر و نیرومند مأیوس نمایند. در این میان جریان وابسته به صدام و حزب بعث نیز با آنان در یک جبهه فعال شده و به بهانه اختلاف مذهبی با ترورهای کور و ایجاد خشونت و ناامنی، از بین بردن نخبگان و سرمایه های انسانی کشور را در رأس برنامه های خود قرار داده اند. و تا اوضاع عراق به همین صورت باشد نیروهای خارجی نیز از آن کشور خارج نمی‌شوند و به بهانه حفظ امنیت و جلوگیری از خونریزی و خشونت ممکن است سالها کشور شما در اشغال آنان باشد. بنابراین وظیفۀ ملی و دینی شما ملت عزیز و مظلوم ایجاب می‌کند هرچه زودتر

ارکان حاکمیت ملی و مردمی را با شرکت همگانی در انتخابات پارلمان ملی» که در ۱۵ دسامبر جاری انجام می‌شود تقویت نمایید تا پس از سالها خفقان و سرکوب و محرومیت از انتخابات آزاد و فراگیر بتوانید یک حکومت مردمی و مستقل از غرب و شرق و متکی بر آراء همۀ طبقات کشور روی کار آورید و کشور را از جنگ داخلی و برادرکشی که خواست دشمنان اسلام و ملت عراق است نجات دهید. بر همه برادران و خواهران لازم است با رأی دادن به افراد نخبه و دانا و متعهد و پایبند به موازین عقلی و دینی امنیت و آرامش و استقلال کشور خویش را بیمه نمایند. و به کسانی که از گروههای تفرقه انگیز حمایت می‌کنند تذکر می‌دهم: شما با چه مجوّز عقلی و دینی از جریاناتی حمایت می‌کنید که دست به ترور و برادرکشی می‌زنند؟ آیا سنت پیامبر بزرگ اسلام و تعالیم قرآن مجید این جنگها و ترورها را تأیید می‌کنند؟! آیا تقسیم قدرت در عراق بر اساس جمعیت کشور و رسیدن هر کدام از طبقات مختلف کشور از قبیل کرد و عرب و سنی و شیعه و اقلیتهای دینی به حقوق خود بر حسب جمعیتشان مخالف عدالت است؟! چرا کشورهای اسلامی و عربی توجه به خطر جنگ داخلی عراق نمی‌کنند و از گروههای تروریست و خونریز بیزاری نمی‌جویند؟ اگر این گروهها خدای ناکرده در عراق موفق شوند و به اهداف خود نائل شوند فردا نوبت سایر کشورهای اسلامی و عربی خواهد بود. امید است برادران و خواهران کشور عراق از هر مذهب و گروه به اهمیت این انتخابات توجه نمایند و با شرکت همگانی دشمنان پیشرفت و استقلال و وحدت ملی را مأیوس نموده و بهانه اشغال را از نیروهای خارجی بگیرند. توفیق همگان را از خدای بزرگ و مهربان مسألت می‌نمایم. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۴/۹/۱۹ - ۷ ذی القعدة ۱۴۲۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۰۵ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

۱۳۸۴/۱۰/۱۷ (۱۰۸) مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» بسم الله الرحمن الرحیم شعارها و آرمانهای اولیه انقلاب ] با توجه به اینکه حضرتعالی یکی از بنیانگذاران حکومت جمهوری اسلامی هستید، آن حکومتی که شما پیش خودتان در اوائل انقلاب فرض می‌کردید این حکومت که الآن هست همان است یا اگر نیست چه فرقی با آن دارد؟ متأسفانه آن حکومتی که آیت‌الله خمینی در پاریس به مردم وعده می‌داد ما هم در ایران برای آن تبلیغ می‌کردیم آن گونه که می‌خواستیم نشد. اگر یادتان باشد شعاری که مردم می‌دادند و خود آیت‌الله خمینی هم به مردم می‌گفتند: استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود آزادی معنایش این نیست که فقط مسئولین آزاد باشند هر چه می‌خواهند بگویند و انجام دهند معنایش این است که مردم حرفشان را بتوانند بزنند. ما می‌بینیم مولا امیرالمؤمنین وقتی که حکومت پیدا کردند با اینکه ایشان معصوم بودند فرمودند: «فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فإنی لست فی نفسی بفوق أن أخطئ و لا آمن ذلک من فعلی الا أن یکفی الله» (خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه باز ندارید خودتان را از گفتار حق و مشورت عادلانه، زیرا من ذاتاً بالاتر از خطا نیستم و از آن در کار خود ایمن نمی‌باشم، مگر خدا مرا کفایت نماید. اگر کسی به عنوان نصیحت چیزی بگوید آقایان با او خیلی تند برخورد می‌کنند اگر یادتان باشد اینجانب یک سخنرانی به مناسبت سیزده رجب - سال ۱۳۷۶ - در این

حسینیه کردم و به عقیده خودم این سخنرانی دفاع از انقلاب و اسلام و آیت‌الله خمینی بود. متجاوز از پنج سال مرا در همین سال مرا در همین خانه محصور کردند. و از آن روز تا حالا هشت سال است درب این حسینیه را بسته اند حسینیه ای که داخل آن درس فقه گفته می‌شد مراسم سوگواری ائمه الا انجام می‌شد فقط عکس آیت‌الله خمینی و آقای خامنه ای را به دیوار این حسینیه زدهاند و در آن را بسته اند خانه ای در اصفهان دفتر بنده بود و آنجا درس، بحث مباحثه و مسائل دینی گفته می‌شد، دادگاه ویژه روحانیت آن را گرفت، یکی از قضات دادگاه ویژه حکم کرده که خانه فروخته شود و به نفع آنها مصادره شود خانه ای هم در مشهد دفتر من بود آن را هم به همین صورت توقیف کرده اند. در حالی که آنجا فقط درس و بحث و مباحثه بود. وقتی که با بنده که به قول شما خود از پایه گذاران نظام بوده ام این گونه برخورد می‌شود وای به حال دیگران. در زمان امیرالمؤمنین ان افراد علیه خود حضرت شعار می‌دادند. عبدالله بن کوّاء در نماز علیه خود ایشان شعار داد، اصحاب و حضرت نگفتند بگیرید و با آنها برخورد کنید، حضرت امیر مادامی که خوارج قیام مسلحانه نکردند و دست به کشتن صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ نزدند با آنان برخورد نکرد؛ ما اصلاً جایی نداریم که در زمان پیغمبر یا امیرالمؤمنین عالان کسی را به عنوان مخالف سیاسی بازداشت و محاکمه کرده باشند، بازداشت سیاسی و محاکمه سیاسی در صدر اسلام نداشتیم. در زمان ما آقای گنجی حرف زده و مطلب نوشته است قیام مسلحانه که نکرده اسلحه هم که ندارد، چند سال او را در زندان به حال بد و گاه در انفرادی نگه داشته اند و حتی حقوق بشر و زندانی نسبت به او رعایت نشده است. اینجانب که یکی از پایه گذاران انقلاب بودم سالهاست از حقوق سیاسی محروم می‌باشم و اموال مرا مصادره می‌کنند و هیچ روزنامه ای هم جرأت ندارد یک کلمه از من بنویسد، آیا این معنای آزادی است؟ آن آزادی ای که می‌خواستیم این بود؟ شعار مردم جمهوری اسلامی بود. آیت‌الله خمینی می‌فرمودند: جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد و خود ایشان بارها می‌فرمودند: «میزان رأی ملت

مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» ۶ For است». جمهوری یعنی حکومت مردمی اسلامی هم یعنی حکومت بر اساس موازین اسلام این خواسته همه بود. حالا می‌گویند آیت‌الله خمینی له به جمهوریت نظر نداشته است. نمی‌دانند که این توهین به آیت‌الله خمینی است. معنایش این است که آیت‌الله خمینی خدای ناکرده آدم دروغگویی بود که جمله ای را به مردم القا می‌کرد ولی مقصود واقعی اش نبود؛ چون می‌گفته میزان رأی ملت است، ولی با مردم صادق نبوده است. من یادم هست ایشان در پاریس گفتند: «حتی کمونیست ها در اظهارنظر آزادند. فقط کسانی که قیام مسلحانه بکنند در این صورت باید با آنها برخورد بشود، اما باید آزاد باشند و حرفشان را بزنند حال آن که من مسلمان یک صحبت کردم بیش از پنج سال محصور و اموال من هنوز هم در توقیف آقایان است؛ هنوز هم از حقوق شهروندی محرومم. چند روز گذشته آقای رئیس جمهور :گفت حقوق بشر در ایران رعایت می‌شود. این سخنان برای من وقتی می‌شنوم به طنز شبیه است بنده وقتی می‌بینم با حقوق امثال من اینگونه برخورد می‌کنند و مرا از حقوق خودم محروم می‌کنند چگونه باور کنم حقوق دیگران را تضییع نمی‌کنند بالاخره به شعارهایی دلشان را خوش کرده اند و الان هم به اسم آیت‌الله خمینی هر کاری می‌خواهند می‌کنند. در صورتی که برخلاف نظر ایشان است. به اسم، اسلام آقایان کارهایی را انجام می‌دهند در نتیجه نسل جوان از اسلام هم زده شده اند اسلام دین رحمت و عطوفت است. قرآن ۱۱۴ سوره دارد، ۱۱۳ سوره اولش بسم الله الرحمن الرحیم» است، یعنی به نام خداوند بخشنده مهربان قرآن به پیغمبر می‌گوید: «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فی الامر در اثر رحمت خدا ای پیغمبر نرمخو هستی اگر غلیظ و خشن بودی مردم از تو دور و پراکنده می‌شدند مردم را عفو کن طلب مغفرت برایشان بکن لابد آدمهایی را که کار خلاف کرده اند می‌گوید ببخش با اینها در امور هم مشورت کن. یعنی مخالفین را ببخش و با آنها مشورت کن. این دین اسلام است، اما متأسفانه با مثل آقای اکبر گنجی

که اظهار نظراتی کرده است این گونه برخورد می‌کنند و همۀ دنیا اعتراض می‌کنند و کسی هم گوش نمی‌دهد. من برای خودم نمی‌گویم، حقوق دیگران هم به بهانه های مختلف از دست می‌رود. وکیل دادگستری را می‌گیرند زندان می‌کنند برای اینکه از محکومین سیاسی دفاع کرده است. یک آدم دانشمندی که سالها خدمت کرده به یک بهانه هایی زندان می‌کنند. آن حکومتی که ما می‌خواستیم این نبود. حالا امیدواریم إن شاءالله مسئولین کمی به فکر بیفتند و تجدید نظر کنند و ببینند نسل جوان را دارند از دست می‌دهند. یک جوری رفتار بکنند که نسل جوان نسبت به اسلام بیشتر از این بدبین نشوند. آیا به نظر شما نشانههایی از این تجدید نظر و تفکر جدید بین مسئولین دیده می‌شود؟ نه ظاهراً؛ من که ندیدم. اگر بود علامتی پیدا بود. در هر حال تا مادامی که در کارها تجدیدنظر نکنند وضع همین است و خطرناک هم هست. إن شاء الله خدا به دل مسئولین بیندازد که در درونشان تغییر یابند. بحران مشروعیت ] * سؤال دیگر این است که به نظر بسیاری از صاحب نظرها بحران اصلی که در حال حاضر گریبانگیر جمهوری اسلامی است بحران مشروعیت است آیا به نظر شما این نظر درست است؟ اگر درست است دلیل این عدم مشروعیت و بحران مشروعیت چیست؟ من برای اینکه مشکل مشروعیت پیش نیاید حکومت باید بر اساس خواست مردم باشد. خود پیغمبراکرم با این که در قرآن کریم آمده است: «النبی أولی بالمؤمنین أنفسهم تا مادامی که مردم با پیغمبر بیعت نکردند متصدی حاکمیت نشد. امیرالمؤمنین علی تا مادامی که مردم بیعت نکردند متصدی حکومت نشد. امام حسن مجتبی در نامه ای که به معاویه می‌نویسد می‌گوید: وقتی که امیرالمؤمنین از دنیا رفت ولانی المسلمون الأمر من بعده مسلمانها مرا ولی قرار دادند و بعد از پدرم با من بیعت کردند همه تکیه شان روی بیعت و روی خواست مردم بود، با اینکه آنها

مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» ۴۵۵ معصوم بودند با این که حکومت واقعاً متعلق به آنها بود با این حال به بیعت اتکا می‌کنند. آیت‌الله خمینی بارها می‌فرمود: میزان رأی مردم است». بنابراین وقتی که بنا باشد مردم یک حاکمیتی را نخواهند با آن بیعت نمی‌کنند، و اینجاست که بحران مشروعیت پیش می‌آید. [آیا حکومت اسلام و ولایت فقیه با جمهوریت قابل جمع است؟] خیلی از صاحب نظران خارجی می‌گویند که جمهوری اسلامی یک جمله متناقضی است. یعنی هیچ حکومتی نمی‌تواند هم جمهوری باشد و دموکراتیک هم اینکه اسلامی باشد. نظر شما در مورد اینها چیست؟ مردم ایران اکثریت قاطعشان مسلمانند این را نمی‌شود منکر شد، چه شیعه و چه سنی همه مسلمان هستند. دین مقدس اسلام بر حسب آنچه از کتاب و سنت به دست می‌آید دینی نیست که فقط مسائل اخلاقی و عبادی را ذکر کند، بلکه تمام شئون مردم را اسلام زیر نظر دارد؛ و حتی راجع به حاکمیت از قرآن و سنت استفاده می‌کنیم که چه شرایطی برای حاکم هست اکثریت قاطع هم مسلمانند، بنابراین مردم رأی می‌دهند که حاکم بر اساس موازین اسلامی حکومت کند و این خواست اکثریت مردم است. و این دو با هم تناقضی ندارند. البته جمهوری اسلامی باید به مردم بگوید اسلام حق است اما چماقی نباید باشد خدا به پیغمبر در قرآن می‌گوید: فذگر انما انت مذکّر لست علیهم بمصیطر ای پیغمبر تو تذکر بده تو تذکر دهنده ای، تو سیطره بر مردم نداری و نمی‌توانی برخورد کنی. بنابراین دین و حکومت نباید دیکتاتوری باشد. از باب این که اکثریت قاطع مردم مسلمان هستند و در رژیمهای سابق موازین اسلامی رعایت نمی‌شد گفتند جمهوری اسلامی یعنی حکومت مردمی که خواهان اسلامند؛ و چون خواهان اسلامند بر طبق موازین اسلام باید باشد ترکیب این دو از این جهت بوده است.

البته ایراد اصلی که این صاحب نظرها دارند به ولایت فقیه بر می‌گردد. می‌گویند اصل ولایت فقیه با جمهوریت و دموکراسی سازگار نیست، می‌گویند به هر حال حکومت می‌تواند ولایت فقیه باشد ولی دیگر نمی‌تواند جمهوری و دموکراتیک باشد. این ایراد وقتی پیش آمد که آقایان آمدند کلمۀ «مطلقه» را هنگام بازنگری و در بحبوحه فوت امام اضافه کردند. من با این که خود از بنیانگذاران تئوری ولایت فقیه در مجلس خبرگان اول بودم به ولایت مطلقه رأی ندادم، برای اینکه قبول نداشتم. ولایت فقیه در نوشته ها و کتابهایم هست ولی مطلقه نیست. ولایت از آن فقیه است چون وقتی کسی می‌خواهد بر طبق موازین اسلام حاکمیت داشته باشد باید آگاه به موازین اسلام باشد یعنی فقیه باشد. ما در مجلس خبرگان مثال می‌زدیم می‌گفتیم در شوروی سابق چون می‌خواستند کشور را بر اساس نظریهٔ مارکسیسم اداره کنند آنکه ایدئولوگ بود سرکار می‌آوردند تا بداند موازین مارکسیسم را چطور پیاده کند، حالا وقتی که بناست جمهوری بر طبق موازین اسلام در کشور باشد باید حاکم کسی باشد که کارشناس موازین اسلام است و قرآن هم می‌گوید هل یستوی الذین یعلمون والّذین لا یعلمون آیا عالم و غیر عالم با هم مساویاند؟ قرآن می‌گوید: «أفمن یهدی إلی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدّی إلا أن یهدی کسی که به حق هدایت می‌کند سزاوار است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که خودش باید هدایت شود. معنای ولایت فقیه همین حد است که ولی فقیه بر طبق موازین اسلام حکومت کند، نه اینکه در همه کارها دخالت کند. سیاست، خارجی، اقتصاد فرهنگ و.... هر یک خودش باید متخصصینی داشته باشد تا طبق مصلحت نظام کار کنند. این درست نیست که یک نفر همه کاره باشد. بنابراین منظور از ولایت فقیه این بود که یک فقیه کارشناس مسائل اسلامی در رأس باشد چون بناست کشور بر اساس موازین اسلام اداره شود. آیت‌الله خمینی به همین اعتقاد داشت و بیش از این هم نمی‌گفت. به نظر شما دلیل این صحبت ها که در مورد حکومت اسلامی به جای جمهوری اسلامی - گفته می‌شود و نظریه کشف شدن ولی فقیه چیست؟ این حرفها بی اساس است.

مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» ۴۵۷ اگر بی اساس هم باشد به نظر شما چه هدفی دارند؟ لابد یک کسانی می‌خواهند حکومت از خودشان باشد بعضی از آقایان گفتند که ولایت فقیه نصب از طرف خداست و شخص خاص را ما کشف کرده ایم یعنی خداوند یک فرد را نصب کرده است در صورتی که اگر نصب درست باشد نصب کننده به عنوان کلی «فقیه» را نصب کرده است پس همۀ فقهای عدول منصوب هستند نه یک شخص خاص طرح حکومت اسلامی هم به جای جمهوری اسلامی درست نیست؛ چون پیغمبر با این که پیغمبری اش از طرف مردم نبود اما حاکمیتش را بر اثر بیعت با مردم به دست آورد. امیرالمؤمنین هم همین طور؛ پس باید بیعت باشد. ولایت مطلقه که یک نفر همه کاره باشد و کاری به رأی و نظر مردم نداشته باشد را من قبول ندارم. اشتباهات مسئولین و لزوم تجدیدنظر] با توجه به تمام این صحبتهایی که شد فکر می‌کنید که در آینده نزدیک یا آینده دور تغییری حاصل بشود؟ یعنی آیا تغییری مثلاً در حوزه ها به وجود می‌آید؟ من علم غیب و از آینده خبر ندارم بستگی به این دارد که آقایان تجدیدنظر کنند. و اگر تجدیدنظر نشود مردم به این شعارها و به این چیزها قانع نمی‌شوند. آقایان وقتی که می‌روند یک جا مردم می‌آیند استقبال خیال می‌کنند اینها همه پیرو و مطیع آقایانند. من خودم یک بار به آیت‌الله خمینی :گفتم آقا این مردم که اینجا آمده اند و برای شما شعار می‌دهند خیال نکنید اینها همه موافق این روشهای حکومتی هستند. بعضی ها از رفتار حاکمیت دلشان خون است اما مسلمانند و به شما اعتقاد دارند برای اینکه یک مرجع تقلید هستید ولی مسائل را خوب می‌فهمند. اشکالی که به من می‌گرفتند این بود که دو سه ماه یک بار می‌رفتم مسائل را به ایشان تذکر می‌دادم، در عوض یک عده ای ناراحت بودند می‌رفتند چیزهای دیگری می‌گفتند. من به ایشان گفتم: آقا! من می‌خواهم تا پنجاه سال دیگر سوژه ای علیه شما نباشد و انتقاد نکنند،

یک رفتارهایی در آینده علیه شما سوژه می‌شود من به عنوان خیرخواهی و چون به ایشان علاقه داشتم می‌رفتم تذکر می‌دادم وظیفه ام بود این وظیفه همگانی است، کسانی که در این مسائل ساکت می‌شوند گناه می‌کنند. بزرگترین اشتباهات آن دوره را در چه چیزی می‌دانید؟ به طور خلاصه کسانی خودشان را مطلق می‌گرفتند و می‌رفتند به ایشان حرفهایی می‌زدند، ایشان هم معصوم که نبودند خواهی نخواهی تحت تأثیر قرار می‌گرفتند. ما معیار را نباید شخص آیت‌الله خمینی بدانیم ایشان که معصوم نبودند، خودشان هم خود را معصوم نمی‌دانستند باید ببینیم کتاب و سنت چه گفته اند و ائمه رفتارشان چگونه بوده، آنها معیار هستند. من منظورم اشتباهات حکومت در زمان ایشان بود. از اشتباهات حکومت، همین بگیر و ببندها که آن روز هم بود. زندان کردن افراد، بسیاری از اعدامها که در زندانها اتفاق افتاد اینها و امثال آن کارهای خلاف بود. بجز اعدامها دیگر چه؟ وعده هایی که به مردم داده شد - مثل آزادی و به آن عمل نشد. حقوق شهروندی افراد خیلی جاها تضییع می‌شد. در اینجا باز هم من موعظه می‌کنم اینهایی که متصدی امور هستند تجدید نظر کنند و روش خود را اصلاح نمایند. اعدام مجاهدین خلق و کمونیستها ] حضرت آیت‌الله! آیا خود شما گاهی افسوس می‌خورید که یک کاری را باید می‌کردید که این کار انجام نشد؟ بنده تا آن اندازه که قدرت داشتم فعالیت می‌کردم و خیلی کارهای دیگر شاید آن وقت به ذهنم نیامد که انجام دهم من هم معصوم نیستم ولی همین مسأله زندانها را من به ایشان نامه نوشتم و تعقیب کردم. من یادم هست وقتی که آقایان دو بار نامه از

مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» آیت‌الله خمینی برای اعدام مجاهدین خلق گرفتند، بعد نامه ای برای اعدام کمونیستها از ایشان گرفتند آقای خامنه ای آن روز رئیس جمهور بود داخل همین خانه به من گفت: یک عده آمده اند به من گفته اند از امام یک نامه گرفته اند برای اعدام کمونیستها، و خیلی کار بدی است.» گفتم: «آن روز که نامه گرفتند و مجاهدین خلق را که بالاخره مسلمان بودند دو هزار و هشتصد نفرشان را اقلاً اعدام کردند چطور شما آن را هیچ نگفتی؟!» ایشان گفت: «مگر نامهٔ دیگری نوشته اند؟» گفتم: شما چه رئیس جمهوری هستی که از آن نامه خبر نداری؟ آن وقت نامه ای را که گرفته بودند برای کمونیستها ایشان فهمیده بود و عصبانی بود. آقای خامنه ای می‌گفت: ما وقتی می‌آییم اینجا این اخبار دو سه ماهه را از شما کسب می‌کنیم و ما می‌بینیم شما منبع اخبار کشور هستید. یادم هست نامۀ اوّل که از آیت‌الله خمینی گرفته بودند راجع به مجاهدین خلق، دو روز بعد یکی از قضات آمد و نامه را نشان داده و گفت ما چه کنیم با این نامه؟ من شب آن روز اصلاً خوابم نبرد. خیلی فکر کردم تا اینکه نامه ای برای آیت‌الله خمینی نوشتم و یک نسخه اش را هم فرستادم برای شورای عالی قضایی آن زمان تا از این اعدامها جلوگیری شود. منظور این است که این مسائل را آن اندازه که از من بر می‌آمد تعقیب می‌کردم، اما خیلی از آنها را هم شاید آن وقت توجه نداشتم. بحران انرژی هسته ای ] حالا ما بپردازیم به مسأله هسته ای ایران دولتهای غربی همانطور که می‌دانید دغدغه خاطری دارند در مورد برنامه هسته ای ایران آیا به نظر شما حق دارند که این دغدغه خاطر را داشته باشند؟ آن روزها مثلی می‌گفتند خرما خورده نمی‌تواند به دیگری بگوید خرما نخور. آمریکایی ها در هیروشیما و ناکازاکی بمب اتمی انداختند و این همه مردم را تلف کردند و الآن هم سلاح هسته ای دارند، روسیه و پاکستان هم دارند، حالا چطور به

ایران ایراد می‌گیرند؟ اینها نمی‌توانند به ایران بگویند شما حتی از انرژی هسته ای استفاده صلح آمیز هم نکنید. اینجا سازمان ملل مسئولیت دارد، سازمان ملل بایستی به آمریکا و اروپا بگوید خودتان که سلاح هسته ای دارید بیایید اول اینها را نابود کنید، ایران هم اگر داشته باشد باید نابود کند من نمی‌گویم ایران سلاح دارد یا ندارد، اما ایران مدعی است من می‌خواهم از انرژی هسته ای استفاده صلح آمیز کنم و این یک امر مشروع است. سازمان ملل باید عدالت را رعایت کند آمریکا و کشورهای دیگر را نگذارد سوء استفاده کنند ایران را هم نگذارند سوء استفاده کند. اما این که اصلاً انرژی هسته ای نداشته باشد مطلب نادرستی است. [ رابطه ایران با آمریکا ] * با توجه به اینکه آمریکا نمی‌خواهد که ایران حتی فن آوری هسته ای داشته باشد و با توجه به اینکه آمریکا تنها ابرقدرت موجود در دنیاست آیا شما نگران این نیستید آمریکا و یا اسرائیل با توجه به صحبت هایی که الان می‌شود، یعنی عدم همکاری ایران به مناطق استراتژیک ایران حمله کنند؟ باید مسئولین با زبان دیپلماسی این مسأله را حل کنند و نگذارند کار به بحران و جنگ برسد. اینکه ما به طور کلی با آمریکا قطع رابطه کنیم درست نیست. باید با زبان دیپلماسی کار کنند تا روابط دوستانه، بشود این وظیفه مسئولین است. مسئولان نباید تندی بکنند تا آنها لج کنند سیاستمداران در سیاست نباید به دنبال لجبازی و بحران آفرینی باشند من یادم هست آمریکاییها وقتی که در ویتنام جنگ می‌کردند، در پاریس با ویتنامیها نشستهای دوستانه و دیپلماتیک داشتند. آیا شما از آن دسته سیاستمدارانی هستید که می‌گویند ما تا رابطه مان را با آمریکا برقرار نکرده و مشکلاتمان را با آمریکا حل نکنیم رابطهٔ ما کلاً با دنیای خارج حل نمی‌شود؟ آمریکا یک دولت قدرتمند است و اگر ما با آن کشور روابط نداشته باشیم هر دو ضرر می‌کنیم. حتی اشغال سفارت آمریکا با این که من خودم آن وقت تأیید می‌کردم -

مصاحبه خبرنگار هفته نامه «نیوزویک» ۴۶۱۵ کار اشتباهی بود سفارت آمریکا را اشغال کردن یعنی جزئی از کشور آمریکا را اشغال کردن و این کار درستی نبود. * پس برگردیم به آن سؤال قبل؛ اگر افسوس می‌خورید که شاید می‌توانستید یک کاری کنید این اشغال سفارت یکی از آنها بوده؟ درست است؛ در جو و تلقی آن روزها خیلیها از جمله ما این حرکت را تأیید می‌کردیم. کشتار یهودیها ] در مورد این صحبتهای جدید آقای احمدی نژاد در مورد کشتار یهودیها و هولوکاست و اینها چی فکر می‌کنید دلیل این صحبت ها چیست؟ این حرف را سابقاً من در نوشته هایم داشتم که فرض می‌کنیم نازیها و لهستانی ها و اتریشی ها شش میلیون یهودی را قتل عام کردند چرا غرامتش را فلسطینی ها بدهند؟ اسرائیل را بر همین اساس با زور درست کردند از این جهت ما می‌گوییم مشروع نیست. شصت هفتاد سال پیش دولت اسرائیل وجود نداشت، در حال حاضر باید سازمان ملل فکر اساسی بکند و نگذارد حقوق فلسطینی ها که آواره شده اند پایمال شود. به عقیده من یک انتخابات همگانی باید بشود. یهود و مسلمانها و مسیحیان همه رأی بدهند و یک حاکمیتی انتخاب نمایند نه این که امکانات دست اسرائیل باشد و فلسطینیها حق نداشته باشند حرف حقشان را بزنند. * یک سؤال آخر هم هست که آیا در شرایط حاضر فکر می‌کنید این صحبتها درست باشد حالی که همه دارند.... به نظرم باید یک جور حرف زد که با اصول دیپلماتیک مناسب باشد. به قول معروف هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. اگر حرفی درست هم باشد اما انسان باید جایش را بسنجد و بعد مطرح کند.

* خیلی ممنون، لطف کردید. سفارش بر خبررسانی صحیح ] موفق باشید. همیشه وقایع را آن جوری که هست انتقال دهید. گزارش و اخبار غلط ندهید و گزارش و اخبار غلط را هم ترتیب اثر ندهید چون حق بر همه چیز مقدم است. من وقتی به آیت‌الله خمینی نامه می‌نوشتم یک عده به من می‌گفتند اینها ممکن است باعث شود قائم مقام رهبری از شما گرفته شود، می‌گفتم: گرفته شود، ما باید چیزی که حق است و وظیفه مان است انجام بدهیم حالا به هر جا می‌خواهد منتهی بشود. من هیچ وقت نه طالب مقام بودم نه چیز دیگری. همه ما از اول هم که در انقلاب شرکت کردیم به عنوان این که یک حکومت دینی عاقلانه ای به وجود بیاید که حقوق همه حتی حقوق اقلیتها و مخالفین محفوظ باشد وارد صحنه مبارزه شدیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

۱۳۸۴/۱۰/۱۸ « ۱۰۹) مصاحبه خبرنگار کانال سه تلویزیون ایتالیا بسم الله الرحمن الرحیم لزوم توجه به شعارها و اهداف اولیه انقلاب ] خیلی تشکر می‌کنم که اجازه دادید به منزل شما آمده و ملاقاتی داشته باشم و شما را از نزدیک ببینم. من مشغول ساختن مستندی راجع به زندگی سیاسی و اجتماعی مردم ایران هستم و مدت دو هفته است در ایران به سر می‌برم به عنوان اولین سؤال، نظر شما بعد از انتخاب رئیس جمهور جدید راجع به شرایط و اوضاع سیاسی ایران در حال حاضر چیست؟ اوّلاً من تشکر می‌کنم از کسانی که به دنبال تحقیق هستند و اوضاع اجتماعی و سیاسی ملتها را بررسی می‌کنند البته در صورتی که قصدشان خیر باشد و هدفشان این باشد که به نفع ملتها قدم بردارند این جای تقدیر و تشکر دارد. دنیای امروز به هم وابسته است و نمی‌شود در یک کشوری ظلم و خلاف حق باشد و کشورهای دیگر ساکت باشند. مردم همه مسئولیت دارند، چون مثل یک خانواده هستند. در یک خانواده اگر یک نفر کمبود و مشکلی دارد دیگران جبران و از او دفاع می‌کنند. این کاری صحیح است عرض کردم در صورتی که قصد خیر باشد و بخواهند سطح شناخت و آگاهی مردم را بالا ببرند. هدف اصلی از انقلاب ایران این بود، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. این فراز شعاری بود که همواره مردم برای انقلاب تکرار می‌کردند. سه

معنای آزادی این نبود که فقط مسئولین دولتیها و صاحبان قدرت آزادی داشته باشند؛ بلکه مقصود این بود که مردم همه در اظهار نظر آزاد باشند. امروز اکثر مردم درس خوانده و باسوادند، اهل فکر و اهل تأمل هستند و حق دارند در تمام امور از جمله امور سیاسی اظهار نظر کنند معنای استقلال این است که دولتهای دیگر نباید در سرنوشت کشور دخالت کنند امروز ملت ها همه می‌خواهند مستقل باشند و خودشان در سرنوشت کشورشان تصمیم گیرنده باشند معنای جمهوری یعنی حکومت مردمی باشد و مردم سرنوشت کشورشان را تعیین کنند؛ و با تشکیل احزاب سیاسی و انتخابات آزاد مردم حاکمیت را تعیین کنند اسلامی هم، چون اکثر مردم ایران مسلمانند حاکمیت باید بر مبنای دستورات اسلامی باشد. دین مقدس اسلام دینی نیست که فقط به مسائل عبادی و اخلاقی توجه داشته باشد بلکه اسلام برای همه مسائلی که مورد نیاز بشر است از جمله اقتصادی اجتماعی و سیاسی دستور و برنامه دارد. با تأمل و دقت در قرآن و سنت پیغمبر چنین مطلبی استفاده می‌شود. [آیا مسئولین انتقاد پذیرند؟ ] شما اشاره کردید به شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی شما برای این آزادی هزینه های زیادی دادید و سختی هایی کشیدید، حالا این احساس آزادی را دارید؟ متأسفانه نه مثلاً قبل از انقلاب در ایران اختلاف طبقاتی عمیق حکم فرما بود، یک عده خاصی بر ثروت نفت و گاز کشور مسلط بودند و اکثر مردم در فقر و بدبختی به سر می‌بردند و مردم در اظهار نظر سیاسی آزاد نبودند بعد از انقلاب متأسفانه آن خواسته هایی که ما داشتیم بسیاری از آنها فقط به شعار اکتفا شد. در مسائل اقتصادی ثروت کشور در اختیار دولت و یک قشر خاص می‌باشد و اختلاف طبقاتی عمیق هنوز در جامعه حکم فرماست و بسیاری از مردم فاقد شغل و بیکارند، آزادی بیان هم ندارند و نمی‌توانند حرفشان را بزنند و اگر حرف بزنند با آنها برخورد می‌شود.

مصاحبه خبرنگار کانال سه تلویزیون ایتالیا ۴۶۵۵ از باب مثال همه می‌دانند که بنده از پایه گذاران انقلاب بودم، با این حال به دلیل یک سخنرانی که در سیزده رجب سال ۱۳۷۶ کردم برخوردهای غیرقانونی و تندی کردند، بیش از پنج سال در همین خانه محصور بودم و از خانه نمی‌توانستم بیرون بروم، غیر از فرزندان و برادران من کسی حق نداشت وارد خانه شود. حسینیه ای که مرکز درس و روضه خوانی و سوگواری بود هشت سال است در آن را بسته اند و خانه ای که در مشهد و اصفهان به عنوان دفتر اینجانب بود و مسائل شرعی را پاسخ می‌دادند هر دو را اشغال کردند دفتر اصفهان را علاوه بر اشغال، قاضی دادگاه ویژه روحانیت حکم کرده که فروخته و به نفع آن دادگاه مصادره شود. ما در اسلام داریم اگر اهل ذمه از ذمه خارج شد گرچه خودش احترام ندارد اما مالش محفوظ است یعنی حتی اهل ذمه اگر خلاف دستورات عمل کنند احترام مالشان محفوظ است به چه دلیل قانونی و شرعی دفتر بنده را در اصفهان و مشهد توقیف می‌کنند و هیچ روزنامه ای حق ندارد نظرات مرا منعکس کند؟ اینها خلاف آن آزادی است که شعار انقلاب ما بود امیدوارم إن شاء الله مسئولین تجدید نظر در کارشان کنند. البته نمی‌خواهم بگویم در خارج از کشور هم حقوق بشر خوب رعایت می‌شود در آنجا هم اشکالات هست. خلاصه این که اصل انقلاب انقلاب صحیحی بود برای اینکه مردم از زورگویی های حاکمیت سابق به ستوه آمده بودند انقلاب کردند ولی نتیجه ای که منظورشان بود نگرفتند. شما فکر می‌کنید چرا نمی‌شود از دولت انتقاد کرد و چرا دولت افراد را زندانی می‌کند، مثلاً خبرنگار داریم که در زندان است فقط به خاطر صحبتی که کرده انتقادی که داشته، چرا این گونه است؟ همین بازداشتها اصل اشکالی است که ما داریم حکومت امیر المؤمنین الا الگوی خوبی است برای حکومت اسلامی امیرالمؤمنین علی در زمان حاکمیتش هیچ محاکمه بازداشت و زندانی سیاسی نداشت مخالفان ایشان چون سران خوارج

و مثل عبدالله بن کوّاء در نماز علیه امیرالمؤمنین شعار می‌دادند اما تا دست به اسلحه نبردند و قیام مسلحانه نکردند آزاد بودند. امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در خطبهٔ ۲۱۶ می‌فرماید: «فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل، فإنّی لست فی نفسی بفوق أن أخطئ» از گفتار حق و مشورت عادلانه دربارهٔ من ابا نکنید برای اینکه من ذاتاً فوق خطا نیستم. علی با این که ما ایشان را معصوم می‌دانیم این چنین می‌فرماید؛ اما مثلاً با من که یک سخنرانی کردم در سیزده رجب با اینکه قصدم اصلاح امور و به نفع انقلاب، بود اینگونه برخورد کردند. یا آقای اکبر گنجی از آن کسانی است که در جبهه جنگ بوده طرفدار و علاقه مند انقلاب است، چون یک روزنامه نگار منتقد بوده و نسبت به قتلهای زنجیره ای انتقاد داشت، چند سال است که به طرز فجیعی در زندان می‌باشد؛ با این که همه تذکر دادند، حتی برخی از مجامع بین المللی خواستار آزادی او شدند، ولی ترتیب اثر ندادند. چرا اینگونه است؟ لابد آقایان می‌خواهند حاکم باشند به هر نحوی که باشد. با این که حاکم باید خدمتگزار مردم باشد و خواست مردم را اجرا کند. متأسفانه به اسم اسلام اینگونه حکومت می‌کنند و این سبب می‌شود نسل جوان از اسلام زده شود. حال آن که برحسب موازین اسلامی حقوق همه باید رعایت شود حتی حقوق اقلیت ها، و آنها هم باید آزاد باشند. آیت‌الله خمینی که رهبر انقلاب بود در پاریس فرمودند: همه آزادند در اظهار نظر حتی کمونیستها. باید همه مردم در اظهارنظر آزاد باشند. اما متأسفانه حتی وکیل دادگستری را که از مقتولین زنجیره ای دفاع کرده زندان می‌کنند. نظر شما راجع به رئیس جمهور الآن کشور چیست؟ من با ایشان آشنایی و ارتباطی ندارم؛ ولی بالاخره رئیس جمهور یعنی منت مردم که به نفع مردم کار کند و نباید فقط به شعار تنها قناعت کند.

مصاحبه خبرنگار کانال سه تلویزیون ایتالیا ۴۶۷ [ همیشه طالب حق باشید و منعکس کننده واقعیتها ] خیلی از شما تشکر می‌کنم که وقت گرانقدر و گرانبهایتان را در اختیار من قرار دادید و توانستم با شما صحبتهای مفید داشته باشم. صحبتهای شما بسیار جالب بود و حتماً در تلویزیون ایتالیا پخش خواهد شد. به خاطر اینکه شما یکی از افرادی هستید که سعی می‌کنید پل سازی کنید بین فرهنگها و تمدنها و کشورها پلهایی باید ساخته شود تا بتوانیم ارتباطی برقرار کنیم، ارتباط که برقرار شود به صلح می‌انجامد صلح باعث می‌شود درک متقابل بین کشورها و ملت ها به وجود بیاید که در نتیجه در دنیا صلح و ثبات بهتری به وجود خواهد آمد. من از شما به عنوان این که یک خبرنگار هستید انتظار دارم که سعی کنید مسائل را همانگونه که مشاهده و احساس می‌کنید منعکس نمایید مبادا یک وقت خلاف واقع مطلبی منعکس شود همیشه طالب حق باشید و منعکس کننده واقعیتها. اگر همه طبق وجدانمان عمل کنیم دنیا و آخرت هر دو اصلاح می‌شود. امیدوار هستم که بتوانم این درخواست شما را عمل کنم إن شاء الله موفق باشید.

۱۳۸۴/۱۰/۳۰ « ۱۱۰) دیدار اعضای نهضت آزادی ایران و جمعی از دوستان مرحوم مهندس مهدی بازرگان بسم الله الرحمن الرحیم خداوند إنشاء الله مرحوم مهندس بازرگان درجاتش را عالی کند و با محمد و آل محمد محشور نماید و به همۀ بازماندگان و علاقه مندان ایشان هم صبر و اجر عنایت کند. آقایان شاید مرا شناخته باشند که آدم صریح اللهجه ای هستم و بسا مطالبی به ذهنم می‌آید که نمی‌توانم نگویم. از جمله جمعیتهایی که به نظر من در جمهوری اسلامی به آنها ظلم شده جمعیت نهضت آزادی است چون وقتی که در حکومت سابق هیچ کس هیچ چیز نمی‌گفت حالا نمی‌خواهم تخطئه کنم اما تقریباً همه ساکت بودند و ساکت نشستند جمعیت نهضت آزادی و مرحوم مهندس بازرگان و یاران و دوستانش یک حزب اسلامی تشکیل دادند و تاوانش را هم دادند این همه زندان رفتند، در تبعید برازجان و جاهای دیگر رفتند. و بالاخره هزینه های سنگینی پرداخت کردند به خاطر همین تعهدشان نسبت به حزب نهضت آزادی. بارها شاید از من شنیده اید که اصلاً تشکل و تحزب یک امر واجب است، برای این که ما در اصول خوانده ایم مقدمه واجب واجب است امر به معروف و نهی از منکر یک واجب همگانی است قرآن مجید می‌فرماید: والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر . الف و لام برای استغراق است،

دیدار اعضای نهضت آزادی ایران و ... ۴۶۹۵ یعنی همه مردهای مؤمن و همۀ زنهای مؤمن نسبت به یکدیگر ولایت دارند، «ولی» به معنای دوست نیست ولی یعنی صاحب اختیار یعنی همۀ مردم نسبت به یکدیگر صاحب اختیارند خدا این ولایت را برای همه قرار داده که اگر شما امر به معروف کردید یک کسی نگوید به شما ربطی ندارد؛ چون در جواب می‌گویید آن خدائی که خالق و رازق شماست و نظام وجود دست اوست این ولایت را برای من قرار داده است. همه مردها و همه زنهای مؤمن، بخصوص زنها را در اینجا خداوند عنایت کرده ذکر فرموده است. در جاهای دیگر آیات نوعاً به لفظ مذکر است و ما به عنوان اشتراک در تکلیف می‌گوییم شامل زنها هم می‌شود اما در اینجا خدا عنایت داشته زنها را هم جدا ذکر کرده است والمؤمنون یعنی همه مردهای مؤمن والمؤمنات و همه زنهای مؤمن بعضشان نسبت به بعض دیگر صاحب اختیارند. منتها ولایت مقول به تشکیک است دارای مراتب است این مرتبه از ولایت نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را خدا برای همه مردهای مؤمن و همۀ زنهای مؤمن قرار داده؛ یعنی زنی حق دارد به من بگوید تو چرا فلان کار را کردی فلان کار را نکردی. بالاخره این وظیفه همگانی است و این وظیفهٔ امر به معروف و نهی از منکر آنجایی که در یک امور جزئی است تحزب نمی‌خواهد اما یک وقت آمرین به معروف و نهی کنندگان از منکر می‌خواهند نسبت به اصلاح جامعه سخن بگویند و حرف بزنند، در جامعه اگر اشتباهی و کجی هست صحبت کنند و حرف بزنند در این صورت وقتی مؤثر است که متشکل باشند. یک جمعیت متشکلی باشند و هماهنگ تا نسبت به اصلاح جامعه و جلوگیری از فساد جامعه اقدام کنند و سخن بگویند. بنابراین امر به معروف و نهی از منکر در سطح وسیع اگر بخواهد اجرا بشود توقف تشکل و تحزّب دارد و مقدمه واجب واجب است. عشایر در زمان ۶ پیغمبر اکرم یک نحو تشکلی داشتند پیغمبراکرم با قبائل بیعت می‌کرد، جوری بود که رئیس قبیله وقتی یک حرفی می‌زد دیگران هم پیروی می‌کردند؛ خودش یک نحو تشکلی بوده است. در زمان ما بایستی به اختیار خودمان تشکیلاتی

داشته باشیم که آن تشکیلات هدفش این باشد که نسبت به اصلاح جامعه اقدام بکند و از فساد جلوگیری نماید؛ این همان امر به معروف و نهی از منکر است. و عرض کردم در رژیم سابق که اصلاً کسی گوشش به این حرفها نبود واقعاً آقایان نهضت آزادی اقدام کردند، اقدام خداپسندانه ای و جمعیتی بودند که وظیفه شان را انجام دادند و هزینه اش را هم پرداختند حالا در زمان ما در جمهوری اسلامی آقایان خیال می‌کنند که حزب و تشکل بایستی تابع دولت باشد. می‌گویند چرا این حزب زیر نظر ما نیست، پیرو ما نیست. در صورتی که دولت بایست تابع افراد و ملت باشد نه اینکه ملت تابع دولت در این جهت احزاب سیاسی باید باشند و اینها در تشکیل دولت و در برنامه ها و روش دولت نظر داشته باشند این که چرا این حزب مطابق می‌ل ما نیست این مثل حزب رستاخیز می‌شود که در زمان شاه بود. من به سهم خودم از برادران نهضت آزادی تشکر می‌کنم که با ثبات و استقامت ایستاده اند. و مرحوم مهندس بازرگان واقعاً خدمت بزرگی کرد که بزرگترین خدمتش اینکه این حزب دینی را تشکیل داد و اهداف بزرگی هم داشت، منتها ما در عالم طبیعت به همۀ اهدافمان نمی‌رسیم عالم طبیعت عالم تزاحم و تصادم است. انسان نباید مأیوس بشود. بالاخره نهضت آزادی از حزبهایی است که به قصد تأمین آزادی و پیاده کردن دستورات اسلام و دفاع از اسلام و جلوگیری از دیکتاتوری و فساد تشکیل شده، امیدواریم آقایان دلسرد نشوند بایستی که حزب نظارت داشته باشد بر رفتار دولت حدوثاً و بقائاً، دولت و برنامه هایش باید زیر نظر احزاب سیاسی مستقل خدا پسند باشند. در مسائلی که اخیراً مطرح شده من نخواستم وارد بشوم اما من چند روز پیش یک مصاحبه داشتم با خبرنگار نیوزویک او مسائل جاری کشور را پرسید، من گفتم این بیانی که بعضی آقایان دارند در حقیقت می‌خواهند بگویند که رهبر انقلاب آیت‌الله خمینی خدای ناکرده حقه بازی کرده با اینکه عقیده نداشته است به جمهوری اسلامی برای اینکه کلاه بر سر مردم بگذارد آمده گفته جمهوری اسلامی، این توهین

دیدار اعضای نهضت آزادی ایران و ... به ایشان است. این بزرگترین اهانت به ایشان است. از اوّل خود ایشان گفت جمهوری اسلامی و در قانون اساسی هم همۀ اینها نوشته شده است. خداوند إن شاء الله مرحوم مهندس بازرگان درجاتش را عالی کند و به همه بازماندگانش صبر و اجر عنایت فرماید. به آقایان هم توفیق بدهد که در هر شرایطی وظایفشان را عمل بکنند به اندازه اش تذکر بدهید. من با تندیها مخالفم ولی بالاخره حرف حق را باید انسان بزند و سکوت روا نیست امام حسین در سفر کربلا پس از برخورد با اصحاب حرّ حدیثی از پیغمبر نقل کردند که اگر انسان جور و ظلم و چیزهای خلاف ببیند و لم یغیر علیه بقول ولا فعل کان حقاً علی الله أن یدخله مدخله» آن ساکتین هم حکم جائرین را پیدا می‌کنند بنابراین سکوت روا نیست. من را هم می‌کنند در حالی که من به عقیدۀ خودم وظیفه ام را انجام می‌دهم و هیچ وقت هم دنبال مقام و مرجعیت و این جور چیزها نبوده ام این جور مقامات امور اعتباری است و تمام می‌شود و می‌رود؛ اگر ما عقیده داریم به آخرت باید کاری بکنیم که مورد تخطئه رضای خدا باشد. إن شاء الله همۀ شما موفق و مؤید باشید یک حمد و سوره هم برای مرحوم مهندس بازرگان بخوانیم. خدا إن شاء الله شما را حفظ نماید و عاقبت همه مان را ختم به خیر کند. دکتر ابراهیم یزدی من از طرف خودم و از طرف شورای مرکزی نهضت آزادی ایران از فرمایشات جنابعالی تشکر می‌کنم و این عید سعید بزرگ غدیر را به جنابعالی و بیت محترم و آقازاده های بزرگوار تبریک می‌گویم و امیدوارم که ملت ما همچون گذشته از برکت پیروی واقعی از علی الا به آنچه در مصلحت ملت و موجب رضای حق است بتواند ادامه بدهد، و همچنین برای جنابعالی آرزوی سلامت و طول عمر و ادامۀ خدمات و استمرار بر قول ثابت را داریم. بدون شک همان طور که حضرتعالی فرمودید مقدمۀ هر کار واجبی را واجب، مقدمه هرکار حلالی را حلال و مقدمۀ هر کار حرامی را حرام می‌دانیم اگر ما پذیرفته ایم جمهوریت را و اگر

پذیرفته ایم دخالت مردم را بر سرنوشت خودشان لاجرم مقدمه اش را که تحزب و کار جمعی است باید بپذیریم؛ راه گریزی نیست و ما متأسفیم که بیست و هفت سال پس از انقلاب کسانی پیدا شده اند که علناً و صریحاً اصل جمهوریت را انکار می‌کنند آن مطلبی را که حضرتعالی اشاره فرمودید بی تردید یک توهین است به رهبر انقلاب که او به چیزی که اعتقاد نداشت مردم را دعوت کرده است. اما من یک نکته ای را که الآن به خاطرم رسید عرض کنم یک نامه ای منتسب به امام منتشر شده است این نامه را ما بارها گفته ایم که بر طبق نص صریح وصیتنامه امام که گفته است خط و امضای من هر دو باشد، گفتند خط را کارشناسی کرده اند بعد یک آقایی آمد گفت نخیر سید احمد آقا گفته اند این خط خط من است هم اینقدر که او اعتراف کرده که خط من است اعتبار ندارد. اما هنگامی که ما در یکی از مصاحبه ها مورد سؤال قرار گرفتیم و گفتیم نامه اصالت، ندارد ما را به دادگاه احضار کردند به جرم توهین به مقام رهبری، فقید و بعد هم پرونده اوّل رفت به دادگاه عادی بعد به دادگاه انقلاب. در خدمت جناب صدر به عنوان وکیل حقوقی ما رفتیم آنجا گفتیم آقا شما حرفهای جدید می‌زنید که در تاریخ هزار و چهارصد سالۀ اسلام سابقه ندارد مسلمانها هزار و چهارصد سال است پیرامون صحت و سقم احادیث پیامبر خدا بحث می‌کنند هیچ کس تا حالا نگفته که شک و تردید در یک حدیث منتسب به پیامبر توهین به پیامبر است حالا شما می‌گویید توهین؟! شش ماه ما را محکوم کردند. حالا عرض من این است که ما در یک وضعیتی قرار گرفته ایم که بعضی ها به نام دفاع از اسلام دارند زیراب جمهوریت را می‌زنند و چنین مسائلی را مطرح می‌کنند که مصداق بارز تشویش اذهان است اما متأسفانه دادگاههای ما مثل این که زورشان به دانشجویی می‌رسد یا به یک افراد خاصی یا به نهضت آزادی می‌رسد که به ما می‌گویند اصلاً شما قاچاقی نفس می‌کشید. غیر از آن زندانهای زمان شاه که حضرتعالی اشاره فرمودید در همین دوران جمهوری اسلامی در سه نوبت دوستان بسیار خوب ما آقایان توسلی صباغیان منصوریان و دیگران را بردند زندان، حتی جناب صدر هشتاد و چند ساله را بردند زندان به عنوان همین اقدام برای براندازی. اخیراً به ما می‌گویند که شما دنبال براندازی آرام هستید آرام یعنی چه؟! همین طور که مستحضر هستید سی و چند نفر از اعضای نهضت آزادی ایران را مجموعاً به صد و ده سال زندان محکوم کردند، بنده را هم

دیدار اعضای نهضت آزادی ایران و ... پنجاه و دو جلسه بازجویی کردند؛ هنوز تکلیف دادگاه معلوم نیست. به هر حال ما در چنین شرایطی هستیم و مایلیم نظر جنابعالی را نسبت به این مسأله که اصلش کلامی و فقهی است بدانیم آقایان مدعی هستند به نظریۀ نصب و نظریه انتخاب را رد می‌کنند. جنابعالی که یک شخصیت برجسته اسلامی و عالم به علم زمان و شریعت هستید بفرمایید که اصلاً نصب به این معنایی که آقایان می‌گویند جایی در اندیشه اسلامی دارد یا نفوذ مسیحیتی است که معتقد بودند منشأ قدرت الهی است نه زمینی و مردم حقی ندارند و اصولاً چنین چیزی در اندیشهٔ اسلامی جایی دارد یا ندارد؟ هم آیت‌الله منتظری: یک جزوه ای من نوشتم به نام حکومت مردمی و قانون اساسی»، این جزوه در دیدگاههای من روی سایت هست آقایان می‌توانند نگاه کنند. آنجا من از باب مثال نوشتم امام مجتبی) با این که ما برای ائمه المقام عصمت قائلیم) در نامه به معاویه نوشت که وقتی پدرم از دنیا رفت «ولانی المسلمون الأمر من بعده» مسلمانها امر حکومت را به من واگذار کردند و مرا والی قرار دادند. ادله زیادی من در آنجا ذکر کرده ام من مسألۀ نظریهٔ نصب را در آنجا نقد کرده ام. حالا بالاخره عالم طبیعت عالم تزاحم و تصادم است اما انسان آن را که تشخیص داد وظیفه اش می‌باشد عمل کند استقامت داشته باشد: فاستقم کما أمرت و من تاب معک و از این که آقایان نسبت به شما مزاحمت کردند من واقعاً به سهم خودم متأثر شدم و عذرخواهی می‌کنم و متأسفانه خیلی ظلمها و کارها به حساب اسلام انجام می‌شود پنج سال و دو سه ماه مرا اینجا در خانه محصور کردند، این حسینیه ما هشت سال است که در توقیف می‌باشد. حسینیه چه گناهی کرده در این کشور؟! دفتری در اصفهان داشتم که در اختیار آقایان است و آقای علی رازینی قاضی دادگاه ویژه حکم کرده فروخته شود به نفع دادگاه ویژه من نفهمیدم چرا؟ در فقه داریم اگر اهل ذمه از ذمه خارج شد خودش حکم ذمه بر او بار نیست اما مالش از باب اینکه یک روزگاری مال اهل ذمه بوده محترم است احترام مالش محفوظ است. این در فقه

ماست. حالا من نمی‌دانم به چه مناسبت خانه ای که دفتر من بوده و در آن درس گفته می‌شد یا مثلاً کسی ممکن بود وجوهاتی بیاورد آنجا این را آقای علی رازینی حکم کرده فروخته شود به نفع دادگاه ویژه دفتر مشهد را هم همین طور توقیف کردند. این حسینیه هم توقیف است. چند روزی آمدند شعار دادند غذا هم در ظرف یک بار مصرف به آنها دادند خوردند، گربه ها آمدند بقیه را خوردند گربه ها هم آنجا مرده اند. همین طور این وضعیت آنجا باقی است. اینها را من چطور به حساب جمهوری اسلامی بگذارم؟ وقتی که آقایان می‌گویند حقوق بشر در کشور کاملاً رعایت می‌شود من برایم یک جوک است برای این که من یکی از پایه گذاران انقلاب بودم وقتی که بنا باشد مال من احترام نداشته باشد و حقوق من رعایت نشود چطور باور کنم که حقوق دیگران رعایت می‌شود؟ «اللهم أصلح کل فاسد من امور المسلمین». والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است

بسمه تعالی درسهای حضرت آیت‌الله العظمی منتظری به صورت لوح فشرده (CD) ۱ مجموعه آثار متن ۵۰ جلد کتاب منتشر شده معظم له ۲ درسهایی از نهج البلاغه، ۱۹۵ درس - صوتی درسهایی از نهج البلاغه، ۱۹۵ درس - تصویری یک (CD) (ده CD) (شصت و چهار (CD) ۴ درس خارج فقه (دراسات فی المکاسب المحرمة) ، ۵۶۵ درس - صوتی شش (CD) درس خارج فقه کتاب الزکاة) ، ۷۲۲ درس - صوتی العروة الوثقی صلاة المسافر) ، ۲۴ درس - صوتی (هفت CD) یک CD) العروة الوثقی صلاة المسافر) ، ۲۴ درس - تصویری (دوازده (CD) ۸ درس فلسفه (منظومه حکمت امور عامه ۱۱۹ درس - صوتی یک CD) ۹- درس فلسفه (منظومۀ حکمت امور عامه) ۱۱۹ درس - تصویری صد و نوزده (CD) ۱۰ درس فلسفه (منظومۀ حکمت الهیات) صوتی (درس ادامه دارد) (دو CD) ۱۱ درس فلسفه (منظومهٔ حکمت الهیات تصویری درس ادامه دارد (بیست (CD) (یک CD) ۱۲ - درس خارج فقه (سب المؤمن) ، ۱۰ درس - صوتی ۱۳ درس خارج فقه (سب المؤمن) ، ۱۰ درس - تصویری ۱۴ از آغاز تا انجام، متن کتاب به صورت گفتاری ۱۵ - روضه، کافی ۱۱۹ درس - صوتی، ۱۶ - روضهٔ کافی ۱۱۹ درس - تصویری ۶ ۱۷ نماز عید فطر سالهای ۱۳۸۴ الی ۱۳۸۷ - تصویری - ۱۸ درس اخلاق (جامع السعادات) - صوتی (درس ادامه دارد) ۱۹ - درس اخلاق (جامع السعادات) - تصویری (درس ادامه دارد) ۲۰ - اسوه پایداری - صوتی و تصویری (شش CD) یک (CD) (شش (CD) (چهل و هشت (CD) (چهار (CD) (دو CD) صد (CD) (یک CD) ۲۱ - کتاب همراه کتابهای قابل استفاده با گوشی تلفن همراه با پسوند JAR) یک (CD)

فهرست کتابهای منتشر شده فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری . کتابهای فارسی ۱ - درسهایی از نهج البلاغه (۳ جلد) ۲ خطبه حضرت فاطمه زهرا علیا از آغاز تا انجام (در گفتگوی دو دانشجو) ۴۔ اسلام دین فطرت ۵- موعود ادیان ۶- مبانی فقهی حکومت اسلامی (۸ جلد) جلد اوّل: دولت و حکومت جلد دوم امامت و رهبری جلد سوّم قوای سه گانه امر به معروف، حسبه و تعزیرات جلد چهارم احکام و آداب اداره زندانها و استخبارات جلد پنجم: احتکار سیاست خارجی قوای نظامی و اخلاق کارگزاران .... جلد ششم منابع مالی حکومت اسلامی جلد :هفتم منابع مالی حکومت اسلامی، فیء، انفال جلد هشتم احیاء، موات، مالیات، پیوستها، فهارس رساله توضیح المسائل رساله استفتائات (۳) جلد) ۹- رساله حقوق ۱۰ احکام پزشکی ۱۱ - احکام و مناسک حج ۱۲ احکام عمره مفرده ۱۳ معارف و احکام نوجوان ۱۴ معارف و احکام بانوان ۱۵ استفتائات مسائل ضمان - ۱۶ حکومت دینی و حقوق انسان ۱۱۵۰۰ تومان ۳۰۰۰ تومان ۱۵۰۰ تومان ۶۰۰۰ تومان ۴۰۰۰ تومان ۲۵۰۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۳۰۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۳۰۰۰ تومان ۴۵۰۰ تومان ۴۵۰۰ تومان ۲۰۰۰ تومان ۹۰۰۰ تومان ۵۰۰ تومان ۱۵۰۰ تومان ۲۰۰۰ تومان ۵۰۰ تومان ۱۵۰۰ تومان ۲۰۰۰ تومان (نایاب) ۱۵۰۰ تومان

۱۷- مجازاتهای اسلامی و حقوق بشر ۱۸- مبانی نظری نبوت ۱۹ سفیر حق و صفیر وحی - ۲۰- جلوههای ماندگار پند، حکمت، سرگذشت ۱۵۰۰ تومان ۱۰۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۳۰۰۰ تومان ۲۱ - ستیز با ستم بخشی از اسناد مبارزات آیت‌الله العظمی منتظری (۲ جلد) ۱۵۰۰۰ تومان . کتابهای عربی - ۲۲ دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الإسلامیة (۴ جلد) ۱۱۰۰۰ تومان ۱۰۰۰۰ تومان - - ۲۳ کتاب الزکاة (۴ جلد) ۲۴ دراسات فی المکاسب المحرّمة (۳جلد) ۲۵ - نهایة الأصول ۲۶ - نظام الحکم فی الإسلام ۲۷ البدر الزاهر (فی صلاة الجمعة والمسافر) ۲۸ کتاب الصوم ۲۹ کتاب الحدود ۳۰ کتاب الخمس ۳۱- التعلیقة علی العروة الوثقی ۳۲ - الأحکام الشرعیّة علی مذهب أهل البیت ۳۳ مناسک الحج والعمرة ۳۴ مجمع الفوائد ۳۵- من المبدأ إلی المعاد (فی حوار بین طالبین) ۳۶ الأفق أو الآفاق (فی مسألة الهلال) ۳۷ منیة الطالب (فی حکم اللحیة والشارب) ۳۸- رسالة مفتوحة (ردّاً علی دعایات شنیعة علی الشیعة وتراثهم) ۳۹ موعود الأدیان ۴۰ - الإسلام دین الفطرة ۴۱- خطبة السیدة فاطمة الزهراء علیلا ۱۲۰۰۰ تومان ۳۲۰ تومان ۴۰۰۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۴۵۰۰ تومان ۵۰۰ تومان ۴۵۰۰ تومان ۷۰۰ تومان ۱۵۰۰ تومان ۲۵۰ تومان ۲۵۰۰ تومان ۱۵۰۰ تومان ۱۰۰۰ تومان ۵۰۰ تومان ۵۰۰ تومان ۴۰۰۰ تومان ۶۰۰۰ تومان ۴۰۰۰ تومان