کتابها ‹ دیدگاهها - جلد اول ‹ بخش ۱۶
دیدگاهها - جلد اول
بخش ۱۶ از ۱۸نادیده میگیرند پافشاری کنند و به شعار و سخن تنها قناعت نکنند وگرنه روزبه روز بر یأس ملّت افزوده میشود. همه طبقات مردم ما هماهنگ برای رهائی از استبداد و تحصیل آزادیهای مشروع در راه پیروزی انقلاب فعالیت کردند مقاومت کردند شهید دادند، و همه در آن سهیم میباشند. تکیه گاه پایدار و ثابت حاکمیت رضایت ملت است، هیچگاه حاکمیتِ زور ثبات و دوام نخواهد داشت آیا مسؤولین کشور از افکار و نظریات اکثریت جامعه غافل اند یا تغافل میکنند؟! ملت فقط یک عده بسیجی و سپاهی و گروههای خاصی که با تبلیغات وسیع و مکرّر رسانه ها به خیابانها کشیده میشوند و شعارهای تلقینی را تکرار میکنند نیستند همۀ اینها ظاهراً از یک دهم ملت نیز کمتر میباشند. در دنیای پیچیده امروز مشی سیاسی کشور در خیابانها مشخص نمیشود بلکه باید در مجلس اهل نظر متعهد و علاقه مند به استقلال کشور و با مشورت کارشناسهای گوناگون و نخبگان ملت تنظیم گردد. در رژیم سابق نیز این قبیل اجتماعات خیابانی و شعاری تشکیل میشد ولی دیدیم که نتیجه ای جز مغرور و غافل کردن سران از واقعیتها نداشت [ رفراندوم ملی بیانگر نظر اکثریت جامعه است ] در جهان پیشرفته امروز نظر اکثریت جامعه از اجتماعات خیابانی که با تبلیغات گوناگون تشکیل میشود به دست نمیآید، بلکه باید از راه رفراندوم ملی و آزاد و یا آمارگیریهای معمول در جهان و یا نتایج انتخابات آزاد استفاده نمود. متأسفانه در کشور ما بسا یک راهپیمائی سطحی چنان مسؤولین محترم را مغرور نموده که در پی آن دست به کارهای تند و خشونت بار میزنند؛ از قبیل محکومیتهای سنگین و غیر عادلانه برای نخبگان جامعه و یا ترتیب مصاحبه های تلویزیونی تحمیلی برای تثبیت دروغها و اتهامات بی اساسی که سالهاست برای خاموش کردن صداها و تعطیل کردن روزنامه های اصلاح طلب، آنها را تکرار میکنند. مگر در احادیث و فقه ما هرگونه اقرار و اعتراف در حال حبس و شکنجه های روحی و جسمی فاقد ارزش و اعتبار شمرده نشده است؟!
پاسخ به نامۀ خانم مهرانگیز کار و اشاره به برخی مسائل روز ۵۶۳۵ در اصل ۳۸ قانون اساسی میخوانیم: هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است؛ اجبار شخص به شهادت اقرار یا سوگند مجاز نیست، و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است؛ متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود»؛ و در اصل ۳۹ میخوانیم: «هتک حرمت و حیثیت خوانیم: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و مو. مجازات است». به علاوه بر فرض اینکه اقرار و اعتراف فردی در حال آزادی و به اختیار خود انجام شود، آنچه در احادیث و فقه ما ثابت شده این است که: «اقرار العقلاء علی انفسهم «جایز اقرار مردم عاقل علیه خودشان نافذ، است نه اینکه هر چه علیه دیگر بندگان خدا میگویند و میبافند نیز درست و نافذ باشد. چرا در جمهوری اسلامی که بنای آن بر اساس التزام به موازین اسلامی و اخلاقی است این قبیل صحنه های تأسف بار را که خوشبختانه ملت پذیرای آنها نیست و از آنها مشمئز است به وجود میآورند و به وسیلهٔ آنها با آبرو و حیثیت بندگان خدا بازی میکنند؟! و حتی در اجتماعات دینی نیز از آنها استفاده های نامشروع سیاسی کرده، و خیال میکنند با ترتیب این قبیل مصاحبه های تأسف بار حاکمیت خویش را تحکیم نموده اند مردم ما نوار اعترافات متهمین به قتلهای زنجیره ای را مشاهده کرده و یا از آن اطلاع پیدا کرده اند و به بطلان و بی اعتباری این قبیل مصاحبه ها واقف اند. [مفهوم اصلاحات ] و اما مسأله اصلاحات که برای جمعی انحصار طلب به صورت غولی درآمده است، مقصود از آن جز عمل به وعده هائی که در آغاز انقلاب به مردم داده شد از قبیل آزادیهای مشروع و رعایت اصول قانون اساسی و از جمله اصول مربوط به حقوق ملت چیز دیگری نیست؛ و اینکه میگویند: «آنچه مهم است بالابردن سطح اقتصاد کشور است» باید گفت: توسعه اقتصادی کشور مرهون ایجاد امنیت برای اقشار مردم و سرمایه هاست و این شما هستید که با ایجاد بحرانهای سیاسی، مردم و سرمایه ها را از کشور فراری میدهید آیا میدانید در اثر برخی شعارها و برخوردهای تند
چه بسیار از سرمایه های کلان و چه مغزهای متفکر از کشور خارج شدند؟! آیا با این وضع انتظار دارید کسانی به سرمایه گذاری در کشور و ایجاد کار برای نسل جوان رغبت نمایند؟! در خاتمه اینجانب به عنوان فردی که از آغاز انقلاب در صحنه بوده ام و از تاروپود آن با اطلاعم دوستانه به مسؤولین امور و نهادها تذکر میدهم که اگر به ثبات نظام و کشور و باقی ماندن مردم در صحنه علاقه مند هستید در رفتارهای خویش با طبقات ملت تجدید نظر کنید و آنان را که صاحبان اصلی انقلاب و کشور میباشند و نمایندگان آنان را به حساب آورید و ملت را فاقد صلاحیت تشخیص نپندارید، و حرمت خونهای پاک شهدا را حفظ کنید و از خود محوریها پرهیز نمائید؛ در غیر این صورت اینجانب برای کشور و اسلام نسل جوان جداً احساس خطر میکنم. خداوند به همۀ متصدیان امور تنبه و بیداری و خلوص نیت عنایت فرماید. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته ۲۹ جمادی الاولی ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۵/۱۸ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۶/۵ «۸۲) پاسخ به شبهات اعتقادی و تاریخی به نام خدا با عرض سلام و توفیق عبادت به درگاه حضرت احدیت و طلب و درخواست عاجزانه از خداوند منان برای حفظ سلامتی و علوّ درجات معنوی برای حضرت آیتالله العظمی حسینعلی منتظری دامت برکاته؛ خواهشمندم به سؤالات این حقیر پاسخ فرمایید؛ و در پایان هم التماس دعا داریم. س السلام ۱ - آیا انبیاء و امامان هم از گناه و هم از اشتباه مصون هستند. اگر جواب مثبت میباشد، آن اشتباهاتی که ما در زندگی انبیاء مییابیم آدم، یونس و... و آن را ترک اولی مینامیم چیست؟ لطفاً همراه توضیح و استناد به آیات و روایات. س - صلی الله علیه ۲ با وجود سفارش زیاد از پیامبر و امامان معصوم در مورد ازدواج با خانواده های با اصل و نسب و دیندار چرا امام حسن مجتبی از خانواده منافق که هویت خانواده و فرزندانش در تاریخ اسلام اظهر من الشمس است یعنی اشعث کندی که بعدها همین دختر اشعث - جعده - باعث شهادت حضرت گردید زن گرفت؟ آیا بهتر نبود که این امام همام با خانواده با اصل و نسب و دیندار و خانواده ای که دشمن آل علی نباشند ازدواج میکرد؟ س ما معتقدیم که خلیفه دوم ظلم ها در حق علی الان و فاطمه زهرا روا داشته است که نیاز به توضیح در محضر شما نیست. پس به چه علتی حضرت دختر خود یا به نقلی خواهر خود را به زنی به خلیفه دوّم میدهد؟ آیا این کار نوعی سازش و رد اختلافات و کم کردن رنگ جامه و پیراهنی که از بارگناه و معصیت ما بر قامت خلیفه دوم دوخته ایم نیست؟ جام میو خون دل هر یک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد نظر به اینکه اینجانب علاقه فراوان به حضرتعالی دارم و در مکانهای مختلف برای رضایت خداوند از شما دفاع نموده ام، حتی در سپاه پاسداران و غیره... که مشکلاتی هم از این بابت به من
رسیده است و یک بار هم در عالم رؤیا خدمت حضرتعالی رسیده ام و درد دلها کرده ایم، از حضرتعالی تقاضا دارم چند سطری این حقیر را نصیحت، پند و اندرز فرمایید. به امید روز حضور چهره به چهره؛ ان شاءالله. دوستدار شما دبیر ادبیات فارسی ۱۳۸۱/۴/۳۱ [ موضوع عصمت انبیاء ] بسمه تعالی) پس از سلام و تحیت و اعتذار از تأخیر جواب در اثر عدم فرصت؛ پاسخ مفصل نامه نمیگنجد و نیاز به مطالعه کتب مفصله دارد ولی به نحو اجمال ج ۱- استدلال به دلیل نقلی برای عصمت انبیاء مستلزم دور باطل است. مهمترین دلیل بر عصمت انبیاء دلیل عقلی است زیرا هدف از ارسال آنان هدایت مردم و رساندن آنان به کمال است و اگر آن بزرگواران از گناه و خطا محفوظ و معصوم نباشند، طبعاً به گفته های آنان نمیتوان اعتماد نمود و در این صورت حجت خدا تمام نخواهد بود و این امر مخالف حکمت و عدالت الهی میباشد؛ و آنچه مقتضای این دلیل است عصمت آنان از گناه به طور کلی و از خطا و اشتباه در رابطه با تلقی وحی و ابلاغ به مردم است. معصومین علی السلام و اما اشتباه و خطاهای جزئی یا جهل در امور زندگی شخصی و یا فراموشی در امور شخصی ضرری به عصمت آنان در امر رسالت و ابلاغ وحی نمیزند و لذا مورد بحث واقع شده است؛ همچنین است در رابطه با عصمت ائمه آن بزرگواران با اینکه پیامبر یا امام بودند ولی بشر هم بودند و طبعاً اتصاف آنان به لوازم بشریت در صورتی که منافی رسالت یا امامت آنان نباشد مانعی ندارد. و اگر از آیات یا روایاتی عدم عصمت آنان از گناه یا خطا و اشتباه در امور مربوط به وحی و احکام الهی استفاده شود، طبعاً به حکم عقل باید تأویل و توجیه گردد؛ چنانکه در کتب تفاسیر و سایر کتابهای مربوطه توضیح داده شده است.
پاسخ به شبهات اعتقادی و تاریخی ازدواج های سیاسی صدر اسلام ] صَلَّی اللهُ عَلَ ۵۶۳۹ ج ۲- امام حسن مجتبی غیر از جعده همسران دیگری نیز داشتند و از آنان اولاد داشتند. جعده یکی از همسران ایشان بود و پدر جعده اشعث بن قیس از شخصیتهای مقتدر و بارز آن زمان بود و در شرایط آن زمان ازدواجهای سیاسی برای همبستگی سیاسی امری رایج بود، همانگونه که رسول خدا با حفصه و عایشه ازدواج نمود؛ و این قبیل ازدواجها در آن اعصار ضروری بود. و بنا نبود ائمه الام در زندگی اجتماعی با مردم به علم غیب و علم به باطن اشخاص عمل نمایند، بلکه برحسب ظاهر متعارف عمل میکردند. . ج نقل شده که خلیفه دوّم ام کلثوم را خواستگاری نمود، امیرالمؤمنین فرمودند: او صغیره .است خلیفهٔ دوّم :گفت هدفم امر جنسی نیست، بلکه از رسول خدا شنیدم هر حسب و نسبی در قیامت منقطع است غیر از حسب و الله علیه نسب من و انتساب هر قومی از ناحیه پدر است غیر از اولاد فاطمه که من پدر آنها هستم؛ و بالاخره او به عباس عموی حضرت متوسل شد و تهدیدات تندی کرد، و عباس از حضرت امیری درخواست نمود امر ام کلثوم را به او واگذار نماید، و عباس امّ کلثوم را به عقد او درآورد از باب تقیّه و ضرورت. تهدید خطرناک هر حرامی غیر از قتل را حلال می.کند در صورتی که او به ظاهر مسلمان بود، و ازدواجها در آن اعصار نوعاً دارای جنبه سیاسی بوده است، نظیر ازدواج رسول خدا با دختران ابوبکر و عمر و ابی سفیان و هر چند امّ کلثوم صغیره بوده و پدر ولی او بوده است ولی بسا آن ازدواج به مصلحت او بوده است زیرا حفظ جانش بر آن توقف داشته است؛ و بر حسب نقل ابن شهر آشوب از ابی محمد نوبختی در کتاب امامت: «امّ کلثوم صغیره بود و عمر قبل از همبستر شدن با او مرد، و پس از او با سه نفر یکی پس از دیگری ازدواج نمود: عون بن جعفر، محمد بن جعفر، عبدالله بن جعفر». (مناقب، ج ۳، ص ۸۹) ولی در حدیثی امام صادق اصل این ازدواج را انکار کرده اند. (بحار، ج ۴۲، ص ۸۸) هر چند این حدیث مشتمل بر مطلبی است که پذیرفتن آن مشکل است.
و شیخ مفید در جواب مسائل سرویة فرموده اند: «خبر تزویج ام کلثوم به عمر ثابت نیست، زیرا طریق آن زبیر بن بکار است و او مورد وثوق و اعتبار نیست و در اخبارش متهم است، چون نسبت به امیرالمؤمنین الا بغض و کینه داشت، و این داستان به گونه های مختلف نقل شده است و همین اختلاف زیاد به گونه ای که قابل جمع نیست دلیل بر ساختگی بودن اصل داستان است. (بحار، ج ۴۲، ص ۱۰۷) ، در ضمن زبیر بن بکار قاضی مکه بوده از ناحیهٔ خلفای جور؛ لیکن کلام شیخ مفید (ره) قابل مناقشه است زیرا راوی این داستان منحصر در زبیر بن بکار نیست بلکه در کافی دو حدیث به سند صحیح در این رابطه از امام صادق ان نقل شده، و حضرت فرمودند: ان ذلک فرج غصبناه (کافی، ج ۵، ص ۳۴۶) ؛ پس حق جواب این است که طرف مسلمان بود، و تقیه و ضرورت و شرائط سیاسی و اجتماعی روز آن را ایجاب نمود و عقد است و عمل امام معصوم قابل مناقشه نیست. والعلم عندالله. اضطراری نیز صحیح ان شاءالله سالم و موفق باشید. جنابعالی از اینکه اشتغال به تعلیم و تربیت جوانان دارید خوشحال باشید، چون زیاد میتوانید به علم و فرهنگ اسلامی خدمت کنید. در حدیث معتبر از امام پنجم ا نقل شده: «عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد عالمی که از علم او بهره برند از هفتاد هزار عابد افضل است. والسلام علیکم ۱۳۸۱/۶/۵ - حسینعلی منتظری
پاسخ به نامۀ جامعۀ معلمان ایران در رابطه با «چه باید کرد؟» به نام خدا ۱۳۸۱/۶/۱۸ حضور محترم حضرت آیتالله العظمی منتظری پس از عرض سلام و آرزوی سلامتی برای حضرتعالی؛ مبارزات شجاعانه و صادقانه جنابعالی علیه زور و ظلم و فساد... موجب تحسین همگان گردیده است... موجب کمال امتنان است چنانچه ۱ با پاسخ به سؤال چه باید کرد؟ راه و روش مبارزاتی مردم را روشن فرمایید. - ۲ - پیامی به وسیلهٔ جامعه معلمان ایران و جامعه استادان خارج از کشور به سه میلیون هموطنان رانده شده از وطن خویش، خاصه صدها هزار مغزهای متفکر و متخصصین و کارشناسانی که باید در خدمت ملت خویش باشند و برای رهایی از زور و ظلم به ناچار جلای وطن کرده اند و اکنون چرخهای اقتصادی، فرهنگی، علمی، صنعتی و پزشکی کشورهای خارجی را میگردانند بفرستید. با امتنان و احترام - جامعه معلمان ایران بسم الله الرحمن الرحیم جامعه معلمان ایران دامت توفیقاتکم سلام و رحمت خدا بر شما و بر، دانشمندان، استادان فرهیختگان ملت مسلمان ایران در خارج که به راستی سرمایه های ارزنده کشور میباشند، و بر همه برادران و خواهران هموطن که در اثر سوء مدیریتها و برخوردهای تند افراطی و غیر اسلام برخی از متصدیان امور از کشور مهاجرت کرده اند و متأسفانه هر روز بر این قبیل مهاجرتها افزوده می.شود. امید است مسؤولین کشور در روشهای خویش تجدیدنظر نمایند و خود را خدمتگزار همهٔ طبقات جامعه بدانند نه قیم و آقابالاسر آنان، و توجه
نمایند که کشور متعلق به همه مردم ایران است و همۀ طبقات در پیروزی انقلاب ایران سهیم بودند. و انتظار میرود که همۀ هموطنان خارج از کشور نیز به فکر سعادت و پویایی کشور خویش باشند و از آب و خاک و وطن و فرهنگ خود قهر نکنند و در مقاطع حساس از آن دفاع نمایند و بتدریج مقدمات بازگشت به خانه پدری خویش را فراهم نموده و در این راه برخی گذشته ها را فراموش و بعضی رنجها را تحمل کنند. «رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ و از خدای بزرگ و مهربان در رسیدن به این هدف مقدس کمک بخواهند که خداوند کمک یاران خویش میباشد. اینکه پس از اشاره به مشکلات و کارهای خلاف که تا حال انجام شده از اینجانب نسبت به آینده سؤال کرده اید چه باید کرد؟» به نحو اجمال یادآور میشوم که من متخصص و کارشناس فعالیتهای سیاسی و تاکتیکهای مبارزاتی که با هزینه کمتر نتیجه بخش باشد نیستم تا بتوانم در این قبیل مسائل اساسی نظر بدهم. یکی از اشکالهای وارد بر ما این است که نوعاً میخواهیم در همه امور اظهارنظر قاطع کنیم و در مرحلهٔ عمل نیز فقط نظر ما محور عمل قرار گیرد، و این امر ناشی از یک روحیه خودخواهی و منشأ بسیاری از عقب ماندگی هاست من در اینجا فقط چند نکته اخلاقی را یادآور میشوم در قرآن کریم میخوانیم: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم) (سوره رعد، آیه ۱۱) خداوند وضعیت هیچ گروهی را تغییر نمیدهد مگر اینکه آنان روحیات و روش خویش را تغییر دهند. و از رسول خدا نقل شده: «کما تکونوا یُولّی علیکم» (نهج الفصاحة، شماره ۲۱۸۲) همانگونه که میباشید بر شما حکومت میشود. بنا نیست که عالم طبیعت با معجزات و خارق عادات اداره شود؛ این عالم عالم اسباب و مسببات است و اعمال و روش ملت در تحصیل آزادی و خواسته های مشروع آنان نقش اساسی دارد. یکی از راههای سعادت و پیروزی برای انسانها انتقاد از خویش میباشد تا بدین وسیله به خود آییم و در روش خود تجدیدنظر نماییم.
پاسخ به نامه جامعه معلمان ایران ۶۴۳ متأسفانه بسیاری از ما گرفتار برخی اخلاق سوء و خصلتهای زشت اجتماعی میباشیم که منشأ نوع گرفتاریهاست و بتدریج جزء فرهنگ ما شده که لازم است خود را از آنها پاک و مهذب نماییم. اینک به چند خصلت از این خصلتهای زشت اشاره میکنم ۱- روحیه تملق گویی و مدح و ثنای بی رویه نسبت به افراد و متصدیان امور و ساخت شخصیتهای کاذب به گونه ای که آنان باور میکنند و مغرور میشوند، و در نتیجه خود را حق مطلق میپندارند و هیچگونه انتقادی را نمیپذیرند. مدیر یک اداره یا مؤسسه وظیفه دارد خواستههای مراجعین مربوطه را به خوبی مورد توجه قرار دهد وگرنه باید مجازات شود، ولی ما عادت کرده ایم با زبان تملق و ثناگویی حق خود را مطالبه نماییم و او هم انتظار چنین روشی را دارد و بتدریج جزء فرهنگ ما شده است. ما برای مداحان و تملق گویان امتیاز قائل میشویم در صورتی که از رسول خدا نقل شده است «احثوا التراب فی وجوه المداحین» (نهج الفصاحة، شماره ۹۱) بر چهره ستایشگران خاک بیفشانید. و از امیرالمؤمنین اعلام نقل شده: کثرة الثناء مَلَق یُحدث الزهو و یُدنی من الغرّة (غررودررآمدی شماره (۷۱۱۹) ثناگویی زیاد تملّق است در طرف خودبینی و تکبّر ایجاد میکند و او را به غرور نزدیک مینماید پست و مقامهای دنیا برای انسان کمال نمیآورد و جز مسؤولیت چیزی را در پی ندارد ولی در جامعه ما به محض اینکه کسی متصدی پست و مقامی شد ثناگویان او را احاطه میکنند و او را مجمع همه کمالات معرفی مینمایند و او باور میکند و انتظار دارد به جای تذکر و انتقاد همه در برابر او گرنش کنند وگرنه عوامل قدرت او به کار میافتند بزرگی بزرگان واقعی به جای خود محفوظ ولی ما متأسفانه با ثناگوییهای بی رویه از شخصیتها بت میسازیم به گونه ای که همه باید بدون چون و چرا تسلیم آنان باشند وگرنه محاکمه است و زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی شخصیتها را همانگونه که هستند باید شناخت نه آنگونه که قدرتمندان و سیاستمداران میخواهند. رسول گرامی اسلام و به دستور خدا در کارهای عمومی و اجتماعی با مردم
است: مشورت مینمود و به سخنان دیگران توجه میکرد و مستبدانه عمل نمیکرد، و امیرالمؤمنین با اینکه معصوم بودند از انتقاد استقبال میکردند. در خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه از آن حضرت کلامی نقل شده که ترجمه آن چنین آن گونه که با زمامداران ستمگر سخن میگویید با من سخن نگویید، آنگونه که نزد حکام تندرو و بدزبان خود را جمع و جور میکنید با من عمل نکنید. با تصنّع و حالت سازش با من رفتار ننمایید و گمان نکنید نسبت به حقی که به من گفته میشود سنگین و ناراحت میشوم یا در پی بزرگ ساختن خویش میباشم، زیرا کسی که شنیدن حق یا عرضه عدالت بر او سنگین باشد عمل به آنها برای او مشکل تر است. از گفتن حق یا مشورت عدالت آمیز خودداری نکنید زیرا من به عنوان یک انسان خود را بالاتر و ایمن از خطا نمیپندارم مگر اینکه خدا مرا کفایت فرماید». در امور عمومی و اجتماعی مردم باید از مسؤولین انتقاد کنند و آنان باید از انتقادهای دوستانه استقبال نمایند در سیره رسول خدا و امیر المؤمنین لالالا در زمان حکومتشان هیچ بازداشت و محاکمۀ سیاسی وجود نداشت، و مخالفتها را مادام که قیام مسلحانه در بین نبود تحمل میکردند. ۲- روحیۀ نفاق و دورویی و دنیاطلبی؛ ما معمولاً به جهت ترسهای بیجایا طمعهای دنیایی و بسا خیالی با متصدیان امور خوب باشند یا بد منافقانه برخورد میکنیم، و همین امر موجب سوء استفاده و قضاوت ناصحیح آنان میشود. در اجتماعات آنان شرکت میکنیم و یا به عنوان تماشاچی حاضر میشویم و شعارهای تلقینی را تکرار میکنیم و طبعاً در زمرۀ آنان محسوب میشویم، ولی در خفا نسبت به آنان بدگویی میکنیم. اگر کسی واقعاً از روی اعتقاد و تحقیق همراهی کند قابل ملامت، نیست زیرا مقتضای آزادی همین است ولی آنچه مذموم است نفاق و دورویی و دنیاطلبی است که نوعاً به آن گرفتاریم. در خطبه ۲۱۰ نهج البلاغه میخوانیم و انما الناس مع الملوک و الدنیا الا من عصم الله مردم همه با پادشاهان و دنیا هستند مگر کسی که خدا او را حفظ فرماید. در اوّل سوره بقره چهار آیه در رابطه با اهل، تقوی دو آیه در رابطه با کفار و سیزده آیه راجع به منافقین ذکر شده است. ضرر نفاق بسیار بیشتر از کفر است.
پاسخ به نامه جامعه معلمان ایران ۵۶۴۵ روحیه انفعال و عقب نشینی و خودسانسوری در برابر اقتدارگرایان ما معمولاً در برابر قدرتها ضعف نشان میدهیم و حاضر نیستیم از حق و حقیقت حتی حق خودمان دفاع نماییم در صورتی که انسان نباید به کسی اهانت نماید ولی باید با شجاعت و شهامت از آنچه حق است دفاع کند و تسلیم دستورات و فشارهای ناحق نشود. در قرآن کریم میخوانیم: فاستقم کما أمرت و من تاب معک﴾ (سورة هود، آیه ۱۱۲) استقامت داشته باش همانگونه که امر شده ای تو و کسانی که با تو به حق بازگشته اند. از رسول خدا نقل شده: «شیبتنی سورة هود سوره هود مرا پیر کرد، ظاهراً برای این است که استقامت دیگران نیز بر عهده رسول خدا گذاشته شده است که علاوه بر خود دیگران را نیز باید به استقامت و پشتکار وادار نماید. ما که ادعای پیروی از امیرالمؤمنین را داریم آن حضرت در وصیت خود به امام حسن و امام حسین ع فرموده است: «و کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً» دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید؛ ولی ما بسا در برابر ظلمها و تجاوزات سکوت میکنیم. ۴ در مسائل اجتماعی و اساسی باید فکر و عقل سلیم را حکم قرار داد نه احساسات آنی و تبلیغات و جوسازیهای مغرضانه را ولی ما متأسفانه نوعاً در مسائل تحت تأثیر تبلیغات و احساسات آنی قرار میگیریم و حبّ و بغض ما نوعاً بر اساس فکر و منطق نیست. سخن در اینجا بسیار است؛ و بالاخره تا ما خود را نسازیم وضعیت همین است که هست. ان شاءالله سالم و موفق باشید. ۱۳۸۱/۶/۱۸ - حسینعلی منتظری
پیام به مناسبت بیست و سومین سالگرد رحلت آیتالله طالقانی (ره)(۱) بسم الله الرحمن الرحیم انا لله وانا الیه راجعون) ۱۳۸۱/۶/۲۰ سلام و رحمت خدا بر همه علما و دانشمندان و برادران و خواهرانی که در راه مبارزه با طاغوت و ظلم و فساد و تحصیل آزادی انسانها و دفاع از حقوق محرومین و مستضعفین و احیای احکام الهی کوشیدند، و با استقامت و پشتکار عمر شریف خویش را در این مسیر سپری نمودند. سلام بر همه شهدای راه عدالت و آزادی که با خون پاک خود شجرۂ نظام اسلامی را آبیاری نمودند. سلام و درود خدا بر مرحوم آیتالله طالقانی (اعلی الله مقامه) که در انجام وظیفه الهی همگانی امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و مبارزه با طاغوت و طاغوتیان همواره - فعال و پیشقدم بود و در این راه مقدس زندانها و فشارها و سختی ها را تحمل نمود. سلام و درود خدا بر شما برادران و خواهران و فرهیختگان و شیفتگان حق و حقیقت که در این مجلس باشکوه که به عنوان بیست و سومین سالگرد رحلت این مرد بزرگ تشکیل شده شرکت کرده اید. بزرگداشت علما و شخصیتها و تشکیل مجالس یادبود برای آنان نه فقط برای تجلیل و پاسداشت خدمات گرانبهای آنان میباشد بلکه بیشتر به منظور بررسی ۱ - این مراسم در حسینیه ارشاد با حضور جمعیت انبوه برگزار گردید و آقای احمد منتظری به نمایندگی از پدر خویش در مراسم حضور یافت و پیام را تقدیم کرد.
رفتار و سیره آن بزرگواران است تا برای جوانان عزیز که فیض حضور آنان را درک نکرده اند الگو و چراغی فراراه آنان باشند تا مبادا خدای ناکرده گرفتار اهریمنان روزگار و لغزشها و تبلیغات سوء آنان گشته و از مسیر حق و عدالت منحرف شوند. هرگاه ظلم و فساد و انحراف از حق در جامعه مشاهده شود طبعاً افرادی به حکم فطرت خویش به عنوان اعتراض قیام میکنند و چه بسا در اثر برخورد با مشکلات و سختی ها و مقاومت اهل باطل بسیاری از آنان عقب نشینی کرده، لیکن افراد مخلص با استقامت با توکل به خداوند و برای رضای او همه سختیها را تحمل کرده و مقاوم و سرسخت در جبهه حق باقی میمانند، و همین و همین است رمز بزرگی آنان. مرحوم آیتالله طالقانی این گونه بودند ایشان مقاومت و استقامت در راه مستقیم حق را از جد بزرگوارشان آموختند. خداوند متعال در سوره هود خطاب به رسول خدا فرموده است: « فاستقم کما امرت و من تاب معک استقامت داشته باش همانگونه که امر شده ای هم تو و هم کسانی که با تو به حق بازگشته اند). از رسول خدا نقل شده که فرمودند: «شیبتنی سورة هود» (سوره هود مرا پیر کرد) در این سوره رسول خدا مأمور شده که علاوه بر خود یاران خویش را نیز به استقامت وادار نماید. آیتالله طالقانی مبارزی خستگی ناپذیر مفسر قرآن کریم، مخلص، متعهد، متهجد و متخلق به اخلاق اسلامی بود و هیچگاه خودخواه و خودبین و انحصارطلب نبود بلکه پیوسته با همۀ مبارزین و حقیقت جویان همسو و هماهنگ، و در کارهای مهم با دیگران مشورت میکرد؛ او دارای صبر و تحمل و عفو و گذشت بود و نسبت همه طبقات و افراد با محبت و رأفت برخورد مینمود، و از این جهت همه مجذوب اخلاق و شخصیت ایشان بودند؛ چون او پیرو مکتبی بود که در جای جای کتاب عزیزش و سنت پیغمبر و کلمات ائمه به رحمت و رأفت و رفق و مدارا توصیه شده است از جمله: به -۱- بر حسب نص قرآن کریم رسول خدا رحمة للعالمین بود. (سوره انبیاء، ۱۰۷)
به مناسبت بیست و سومین سالگرد رحلت آیتالله طالقانی ۶۴۹ ۲۔ خطاب انک لعلی خلق عظیم سوره قلم، ۴) در رابطه با ایشان است. آیه فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر) . (سوره آل عمران (۱۵۹) در اثر رحمت خدا تو با آنان نرمخو هستی و اگر خشن و سخت دل بودی از کنار تو پراکنده میشدند، پس آنان را ببخش و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن) نشانگر سیره رسول خداست. کلمهٔ «عفو» حکایت از گناهکاری آنان میکند با این حال میفرماید با آنان مشورت کن. ۴ و از آن حضرت نقل شده: «ان الله أمرنی بمداراة الناس کما أمرنی باقامة الفرائض (نهج الفصاحة، شمارۀ ۶۷۷) (خدا همانگونه که مرا به اقامه واجبات امر نموده به مدارا کردن با مردم نیز امر فرموده است). ۵ و در حدیث صحیحی در رابطه با طلب علم از امام صادق نقل شده: ولا تکونوا علماء جبارین فیذهب باطلکم بحقکم) (کافی (۳۶/۱) (علمایی نباشید که با جبر و فشار علم خویش را تحمیل نمایید که این روش، باطل، حق شما را از بین میبرد. جای بسی تأسف است که در نظام جمهوری اسلامی شاهد رفتارهایی خلاف این سیره و روش .هستیم بطور نمونه فردی محترم و شناخته شده را که مجروح جنگ تحمیلی و استاد دانشگاه نیز هست (۱) به اتهام واهی مخالفت با دین و ارزشها با جوسازی و زندان و فشار وادار نماییم که بگوید - نعوذ بالله من سبّ النبی کرده ام و مخالف ارزشهای اسلامی میباشم. ما با این برخوردهای تند و ناصواب باعث دین گریزی نسل جوان خویش میشویم و در روز قیامت باید پاسخگوی اعمال خود باشیم. با خشونت و فشار و بگیر و ببند نه دین خدا تقویت میشود و نه حاکمیت. اینجانب از همه مسؤولین و متصدیان امور انتظار دارم تا دیر نشده در رفتارهای خشن و مستبدانه خویش با بندگان خدا تجدید نظر کنند و با رفق و مدارا و گذشت ۱ - اشاره به آقای دکتر هاشم آقاجری است.
ه ۶۵۰ مشکلات را حل نمایند؛ و به خواسته های ملت که زیربنای حاکمیت میباشند احترام بگذارند، و خود را قیم و آقابالاسر آنان نپندارند و بیش از این در راه تضعیف جمهوری اسلامی قدم برندارند. خداوندکریم درجات مرحوم آیتالله طالقانی را متعالی فرماید، و با اجداد طاهرینش محشور نماید و به همه فرزندان و وابستگان و علاقه مندان صبر و اجر و سلامت و توفیق ادامه راه آن بزرگوار را عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۶/۲۰ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
در مورد محکومیت مجدّد حجة الاسلام آقای یوسفی اشکوری پاسخ به سؤالات بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه) ۱۳۸۱/۷/۲۱ یکشنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۸۱ حضرت آیتالله العظمی حسینعلی منتظری مدظله العالی پس از عرض سلام و آرزوی تندرستی برای آنجناب اطلاع حاصل شد که دادگاه ویژه روحانیت حجة الاسلام حسن یوسفی اشکوری را که از دو سال پیش به اتهام «نشر اکاذیب» درباره قتلهای زنجیره ای در زندان به سر میبرد به پنج سال زندان دیگر محکوم کرده است. چهار سال به اتهام طرح بحث «تغییر پذیری احکام اجتماعی اسلام و بحث اختیاری بودن حجاب» و یک سال نیز به اتهام شرکت در کنفرانس برلین از آنجناب خواهش میکنیم بفرمایید: ۱ - آیا آنچه امروز به نام احکام اسلام میشناسیم آنقدر تغییرناپذیرند که حتی «طرح بحث» درباره تغییر پذیر بودن آنها شایسته چنین مجازات سنگینی است؟ ۲ آیا جنابعالی سه مورد مجازاتی را که حجة الاسلام حسن یوسفی اشکوری، پس از لغو حکم اعدام، به تحمل آن محکوم شده است با قانون و فقه اسلام منطبق میدانید؟ بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه با سپاس - ابوتراب مستوفی
بسم الله الرحمن الرحیم) بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه پس از سلام و تحیت و ضمن تشکر از شما که در جهت اطلاع رسانی روشن نمودن اذهان مردم کوشش میکنید مختصراً معروض میدارم: احکام اسلام دو قسم است: یک قسم احکام ثابت و قسم دیگر احکامی که تابع تغییر مصالح و مفاسد و شرایط زمانی و مکانی میباشد؛ ولی به هر حال تشکیک در هر دو قسم آن به هیچ وجه موجب مجازات نیست بلکه شک مقدمه تحقیق است و اگر کسی واقعاً از روی تحقیق به این نتیجه رسید که حکمی از احکام اسلام در زمان ما تغییر پیدا کرده است چنین کسی اگر اشتباه هم کرده باشد باید ارشاد و راهنمایی شود نه اینکه مانند مجرمین به زندان محکوم گردد. متأسفانه برخی از احکام دادگاهها در مسائل سیاسی برخلاف موازین اسلام و برخلاف سیره و روش پیغمبراکرم و ائمه معصومین الام میباشد. در ضمن توجه شود که دادگاه ویژه روحانیت یک دادگاه فرمایشی است و زیر نظر دستگاه قضائی ایران نیست و برخلاف اصل شصت و یکم قانون اساسی است که میگوید: اعمال قوه قضائیه به وسیلهٔ دادگاههای دادگستری است که باید طبق موازین اسلامی تشکیل شود و به حل و فصل دعاوی و حفظ حقوق عمومی و گسترش و اجرای عدالت و اقامه حدود الهی بپردازد و نامی از دادگاه ویژه در قانون اساسی نیست. علاوه بر آن در این زمان که از هر وقت دیگر به وفاق ملی و وحدت نیروها احساس نیاز میشود صدور چنین احکامی برخلاف عقل سلیم نیز هست و باعث میشود مشروعیت نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش زیر سؤال رود. امیدوارم عقلای قوم از صدور و اجرای چنین احکامی جلوگیری نمایند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۳۸۱/۷/۲۱ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۷/۳۰ (۸۶) در رابطه با نظارت استصوابی (پیام به نمایندگان مجلس شورای اسلامی بسم الله الرحمن الرحیم حضرات نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی دامت توفیقاتکم سلام علیکم - پس از سلام و تبریک به مناسبت میلاد مسعودِ حضرت ولی عص عجل الله تعالی فرجه الشریف به عرض میرساند این روزها مسأله نظارت شورای نگهبان بر انواع انتخابات که در اصل ۹۹ قانون اساسی مطرح شده مورد بحث قرار گرفته است و اینکه آیا مقصود نظارت استصوابی است یا استطلاعی؟ هر چند از اینجانب در این رابطه سابقاً دو نوشته - نسبتاً مفصل - منتشر شده است: ۱ در پاسخ به سؤال جمعی از طلاب حوزه علمیه قم مورخه ۱۳۷۸/۳/۱۷ ۲ در فصل هفتم کتابچۀ حکومت مردمی و قانون اساسی» مورخه دی ماه ۱۳۷۸ که هر دو در قسمت پیامها و نظریات در سایت اینجانب ثبت میباشند؛ ولی چون اینجانب در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتم و از انگیزه تصویب این اصل و مقدمات آن اطلاع کافی دارم لازم دیدم به نحو اختصار مقصود از تصویب این اصل را یادآور شوم «والرائد لا یکذب اهله». مقصود از، نظارت نه استصوابی بود که شورای نگهبان روی یکایک از کاندیداها نظر بدهد و صلاحیت او را تأیید نماید و سپس در معرض آرای عمومی قرار دهد؛ و نه استطلاعی محض زیرا اطلاع فقط بدون اقدام عملی کار لغو و بیهوده ای است؛ بلکه چون در رژیم سابق شاه و دولت او که مجری انتخابات بود در تعیین کاندیداهای مجلس دخالت میکردند و در نتیجه انتخابات آزاد نبود و نمایندگانی را
بر ملت تحمیل میکردند. این موضوع در بین خبرگان مطرح شد که ممکن است در جمهوری اسلامی نیز مسؤولین و متصدیان انتخابات مانند رژیم سابق در تعیین کاندیداها دخالت نمایند و آزادی را از مردم سلب نمایند پس لازم است هیأتی بی طرف بر انتخابات نظارت کند تا مردمی بودن و آزاد بودن آن تأمین گردد، و جلوی دخالتهای ناروا و تقلب در انتخابات گرفته شود و لذا در اصل مذکور تعبیر شده است به «نظارت بر انتخابات نه نظارت بر کاندیداها و شناخت آنان؛ و بالاخره امر نظارت بر عهده شورای نگهبان قرار داده شد تا جلوی دخالتهای ناروا و تقلب را بگیرد؛ البته قانون برای کاندیدا شدن جهت نمایندگی مجلس شرائطی را مشخص میکند که احراز آنها بر عهده قوه مجریه میباشد؛ و هرچند برحسب بند ۹ اصل ۱۱۰ تشخیص صلاحیت خصوص داوطلب ریاست جمهوری بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده ولی این امر غیر از نظارت بر انتخابات است که در اصل ۹۹ ذکر شده است. در ادوار اولیه انتخابات نظارت استصوابی مطرح نبود، ولی در دور چهارم مجلس دخالتهائی شروع شد و در سال ۱۳۷۴ رسماً نظارت را به استصوابی تفسیر کردند و در قانون انتخابات قید نمودند. در صورتی که این تفسیر موجب سلب آزادی و تضییع حقوق مردم و برخلاف انگیزۀ اصلی از تصویب این اصل بود. اینکه چند نفر هر چند صالح باشند خود را معیار اسلام و حق مطلق بپندارند و همه طبقات مردم و حتی علما و دانشمندان و نخبگان جامعه مجبور باشند درک و عقل و شناخت خود را کنار بگذارند و در شناخت کاندیداهای مناطق مختلف مقلّد این چند نفر باشند برخلاف منطق عقلانی است زیرا این امر به معنای قیمومت چند نفر بر همه طبقات مردم کشور و موجب اهانت صریح به آنان میباشد که جامعه را ناراحت و مأیوس، و نهاد شورای نگهبان را در حد یک گروه سیاسی خاص تنزّل میدهد. مردم هر منطقه با وجود علما و بزرگان و نخبگانی در بین آنان معمولاً کاندیداهای آن منطقه را از اعضای شورای نگهبان بهتر میشناسند و هیچگاه اکثریت مردم یک منطقه افراد بی دین و خائن و بی لیاقت را به عنوان نماینده خویش انتخاب نمینمایند.
در رابطه با نظارت استصوابی عمل شورای نگهبان در این سالها انتخابات را دو مرحله ای نموده است و بر خلاف اصول ۶ و ۵۶ و ۶۲ قانون اساسی که میزان و محور را آرای مستقیم مردم قرار داده اند عمل نموده است. بر حسب اصل ۱۱۳ مسئولیت اجرای قانون اساسی بر عهده رئیس جمهور است. و بر حسب اصل ۶۷ هر یک از شما نمایندگان سوگند یاد کرده اید که: «امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت ر خدمت به مردم پایبند، باشم از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.» امیدوارم نمایندگان محترم در انجام وظایف شرعی و قانونی و تأمین حقوق موگلین خویش موفق باشند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۵ شعبان المعظم ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۷/۳۰ قم المقدسه - حسینعلی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت دکتر علیرضا نوری و دکتر هاشمزهی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ۱۳۸۱/۸/۹ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله وانا الیه راجعون جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ عبدالله نوری دامت افاضاته پس از سلام و تحیت با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ناگهانی برادر عزیز و متعهدِ جنابعالی آقای دکتر علیرضا نوری و آقای دکتر هاشم زهی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و همراه آنان را در راه انجام وظیفه و خدمت، دریافت نموده و بسیار متأثر شدم. اینجانب این مصیبت ناگوار را به جنابعالی و ابوالشهید پدر بزرگوار شما و همهٔ خانواده ها و بازماندگان و علاقه مندان و همکاران محترم آن مرحومین تسلیت میگویم و از خداوند قادر مهربان برای آنان رحمت واسعه الهی و حشر با اولیای خدا (سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل و برای جنابعالی سلامت و سعادت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز و ملّت بزرگوار ایران را مسألت مینمایم؛ هر چند به جنابعالی با آن همه سوابق خدمت به اسلام و انقلاب ظلم شده است ولی هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند
امید است به لطف خداوند متعال همه گرفتاریها بر طرف گردد و از وجود جنابعالی بیش از پیش به نفع اسلام و کشور استفاده شود. در خاتمه برای تسلّی خاطر پدر داغدیده شما حدیث امام صادق را یادآور میشوم: «ولد یقدمه الرجل افضل من سبعین ولداً یخلفهم بعده کلهم قد رکبوا الخیل و جاهدوا فی سبیل الله». (کافی ۲۱۸/۳) والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲۴ شعبان المعظم ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۸/۹ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۸/۱۷ (۸۸) پیام در رابطه با محکومیت آقای دکتر سیدهاشم آقاجری با کمال تأسف خبر بسم الله الرحمن الرحیم انا لله وانا الیه راجعون ناگوار و شوک آور محکومیت آقای دکتر سیدهاشم آقاجری مجروح جنگ تحمیلی برادر شهید و استاد دانشگاه را در ماه رمضان، ماه رحمت واسعه الهی به حکمی بی مبنا و ظالمانه دریافت نمودم. هیچ زمانی احتمال داده نمیشد که در انقلابی که به نام عدالت و آزادی و پیاده شدن دستورات حیات بخش اسلام و تأمین حقوق مشروع مردم و با تقدیم این همه شهید و مجروح به پیروزی رسید با چنین برخوردهای تند و خشونت باری به بهانه حمایت از اسلام که شریعت سمحه سهله و دین رحمت و محبت است مواجه شویم. اگر کسانی خواسته باشند به اسلام و نظام اسلامی و روحانیت شیعه ضربه وارد نمایند راهی موفق تر از این وجود ندارد که در عصر ارتباطات جهانی چنین احکام خشونت بار و بی مبنایی را برای یک سخنرانی در یک جای محدود به نام دفاع از اسلام و روحانیت صادر نمایند. جای تأسف است که اقلیتی در کشور به خود اجازه میدهند برای حفظ قدرت و مقام خویش با جان و حیثیت بندگان خدا و آبروی اسلام و کشور بازی کنند، و حضرات آیات و علمای اعلام و مجامع علمی و حقوقی ساکت بنشینند. آیا حفظ جان یک بیگناه آنقدر بی اهمیت است که سنگربانان دین و قانون چنین بی تفاوت تماشاگر آن میباشند؟! امیرالمؤمنین الا پس از آنکه شنید زینت آلات زنان مسلمان و معاهد ربوده شده و
ه ۶۶۰ کسی از آنان دفاع نکرده است فرمودند: «فلو ان امراً مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ماکان به ملوماً اگر مرد مسلمانی پس از این واقعه از روی تأسف بمیرد جای ملامت نیست. اگر فرضاً آقای آقاجری به روحانیت و مرجعیت و کتاب حلیة المتقین اهانت کرده باشد، برحسب کدام شرع و قانونی حکم او اعدام است؟! آیا کسی که مقید به موازین اسلامی و مأنوس با نماز و قرآن میباشد مرتد است؟! و آیا اهانت به روحانیت اگر وجود داشته باشد سبّ النبی محسوب است؟! آقایانی که در این موضوع به تبلیغات سوء پرداخته و جو کاذب ایجاد نمودند، و همچنین کسانی که با صادر کردن احکام تندِ بی مبنا دین مقدس اسلام را دینی خشن معرفی میکنند و در نتیجه نسل جوان کشور را به اسلام و معنویت بدبین مینمایند، باید در محضر عدل الهی پاسخگوی اعمال خود باشند کسانی که با صدور چنین احکامی دین و شریعت را خشن و بی ملاک معرفی میکنند در گناه کسانی که به اسلام و احکام الهی بدبین میشوند شریک میباشند. خوارج نهروان با آن همه شعارهای تند که در حضور امیرالمؤمنین و حتی در نماز جماعت آن حضرت سر میدادند حضرت حاضر به بازداشت و تعرّض نسبت به آنان نشد و تا هنگامی که دست به قیام مسلحانه نزدند با آنان برخورد نکرد و حتی حقوق آنان را از بیت المال قطع ننمود. در کتاب غرر و در رآمدی به نقل از آن حضرت میخوانیم: «ربّ ذنب مقدار العقوبة علیه اعلام المذنب به بسا گناهی که مقدار عقوبت بر آن این است که آن را به گناهکار اعلام نموده و او را متوجه آن نمایید. انتظار میرود در شرایط حسّاس کشور مسؤولین امور تا دیر نشده در روش خود با مردم خویش تجدید نظر نمایند و به جای دشمن تراشی در راه وفاق ملی قدم بردارند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲ رمضان المبارک ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۸/۱۷ قم المقدسة حسینعلی منتظری
آیات) اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم (سورۂ یوسف، آیه ۵۵): ۱۰۸ ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی احسن (سورۂ نحل، آیه ۱۲۵): ۴۶۳،۳۵۲،۳۵۱ اذا آتیتموهن أجورهن (سوره مائده، آیه ۵): ۶۲۰ افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لا ترجعون) (سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵): ۹۰ افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یُهدی فما لکم کیف تحکمون) (سورة یونس، آیه ۳۵: ۱۸۰، ۳۳۲، ۵۰۰ الا ان حزب الله هم المفلحون) (سوره مجادله، آیه ۲۲) ۱۷۸ الدین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وامروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور) (سوره حج آیه ۴۱): ۴۸۰، الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله و کغی بالله حسیبا) (سورة احزاب، آیه ۳۹ ۵۹۰ الزانیة و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مة جلدة) (سوره نور، آیه ۲) ۳۵ الم نجعل الارض مهاداً و الجبال اوتاداً﴾ (سوره نبأ، آیه ۶): ۹۶ النبی أولی بالمؤمنین من انفسهم) (سوره احزاب، آیه ۶): ۳۳، ۳۸ انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً) (سوره دهر، آیه ۲: ۸۹، ۱۱۹ ان الحکم الا الله) (سوره انعام، آیه ۵۷): ۳۸، ۳۷۰ ان الحکم الا الله یقص الحق و هو خیر الفاصلین) (سوره انعام، آیه ۵۷): ۵۰۱ ان الحکم الا لله﴾ (سورة یوسف، آیه ۶۷): ۵۸۳ ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سوّل لهم (سورة محمد، آیه ۲۵): ۴۲۳ ان الذین یحبّون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم (سوره نور، آیه ۱۹): ۷۰
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون) (سوره بقره، آیه ۱۵۹): ۴۸، ۵۲ ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم (سوره رعد، آیه (۱۱) ۲۲۷، ۳۶۴، ۴۰۶، ۵۲۴، ۶۴۲ انا لله و انا الیه راجعون (سوره بقره آیه (۱۵۶) ۲۷، ۶۵، ۶۷، ۹۳، ۱۰۱، ۱۲۳، ۱۲۷، ۳۱۹، ۴۳۱، ۶۵۹،۶۵۷،۶۴۷،۵۶۵،۵۵۹،۵۴۳ ان الله یدافع عن الذین آمنوا) (سوره حج آیه ۳۸): ۴۰۳ انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون ﴾ (سوره حجر، آیه ۹): ۳۳۷، ۵۵۵ انا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفوراً﴾ (سورۀ دهر، آیه ۳): ۴۶۳، انک میت و انّهم (میتون) (سورۀ زمر آیه ۳۰: ۳۱۹، ۵۵۹، ۵۶۶ انما الخمر و المیسر و الانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه (سوره مائده، آیه ۹۰): ۶۱۰ ان هذا لشئ عجاب (سورۂ ص، آیه ۵): ۲۴۵ انی سقیم (سوره صافات، آیه ۸۹): ۵۴۸ اوفوا بالعقود (سوره مائده، آیه ۱): ۱۷۶ اوفوا بالعهد (سوره اسراء، آیه ۳۴): ۱۷۶ اولئک کالانعام بل هم اضل (سوره اعراف، آیه ۱۷۹): ۱۱۹ ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی فاوحی الی عبده ما اوحی» (سوره نجم، آیات ۸ و ۹ و ۱۰): ۵۵۳ خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین) (سوره اعراف، آیه ۱۹۹): ۴۸۶ خذ من اموالهم صدقة تطهرهم (سوره توبه، آیه ۱۰۳): ۱۱۶ فاحکم بینهم بما انزل الله) (سوره مائده، آیه ۴۸): ۵۰۱ فاستقم کما أمرت و من تاب معک (سوره هود، آیه ۱۱۲): ۶۴۵، ۶۴۸ فان حزب الله هم الغالبون﴾ (سورۂ مائده، آیه ۵۶): ۱۷۸ فبشّر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه سوره زمر، آیات ۱۷ و ۱۸): ۳۵۲، ۴۶۳ فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الأمر (سورة آل عمران، آیه ۱۵۹) (۶۲، ۸۷، ۱۳۴، ۲۰۶، ۲۴۰، ۴۸۸، ۵۰۲، ۵۵۰، ۶۴۹،۶۲۹ فذکر انما انت مذکّر لست علیهم بمصیطر (سورة غاشیه، آیات ۲۱ و ۲۲): ۴۶۳
آیات ۵۶۶۵ فی فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم) (سورة روم، آیه ۳۰): ۱۱۴ فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض (سورۂ احزاب، آیه ۳۲): ۶۱۸ فمن شاء فلیؤمن و شاء فلیکفر (سوره کهف، آیه ۲۹): ۴۶۳ فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره ﴾ (سورة زلزال، آیه ۷): ۵۵۶، ۵۶۰، ۵۷۶ قال الملأ الذین استکبروا من قومه لنجر جنک یا شعیب و الذین امنوا معک من قریتنا او لتعودن ملتنا قال او لو کنا کارهین (سوره اعراف، آیه ۸۸): ۴۶۳ قال رب انصرنی علی القوم المفسدین) (سورۂ عنکبوت، آیه ۳۰): ۴۵۷ قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلّمن ممّا علّمت رشداً﴾ (سوره کهف، آیه ۶۶): ۵۵۲ قالوا تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسه فی الارض﴾ (سورۂ یوسف، آیه ۷۳): ۴۵۶ قل انما ان بشر مثلکم یوحی الی ﴾ (سوره کهف، آیه ۱۱۰): ۵۵۳ قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون یحسنون صنعاً» (سوره کهف، آیه ۱۰۴): ۷۱ ون انهم کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الزید فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض (سوره رعد، آیه ۱۷): ۸۰ لا اکراه فی الدین سوره بقره آیه (۲۵۶) ۲۳۰، ۳۸۷، ۴۶۲، ۵۷۴، ۵۷۶، ۵۸۵، ۶۰۴ لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرّشد من الغی (سوره بقره، آیه ۲۵۶): ۴۶۳ لاتدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلّموا» (سوره نور، آیه ۲۷): ۷۳ لا یحب الله الجهر بالسو من القول الا من ظلم) (سوره نساء، آیه ۱۴۸): ۳۹۱ لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا المقسطین (سوره ممتحنه، آیه ۷): ۴۲۹ الیهم ان الله لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس) (سوره حدید، آیه ۲۵): ۹۸، ۴۸۰، ۵۷۵ لکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب) (سوره بقره، آیه ۱۷۹): ۱۲۴ لیخرجن الا عزّ منها الا ذل) (سوره منافقون، آیه ۸): ۴۸۸ ما کان محمداً ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین) (سورۂ احزاب، آیه ۴۰): ۵۵۳ ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید) (سورۂ ق آیه ۱۸): ۳۹۸
ه ۶۶۶ من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل أنه من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض الناس جمیعاً (سورۂ مائده، آیه ۳۲): ۴۵۹ فکأنما قتل من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر (سورۂ احزاب، آیه ۲۳): ۱۰۱ من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض) (سوره مائده، آیه ۳۲): ۴۵۸ و اتوا البیوت من ابوابها (سوره بقره، آیه ۱۸۹): ۷۳ و اذ تأذن ربک لیبعثن علیهم الی یوم القیامة من یسومهم سوء العذاب ان ربک لسریع العقاب انه لغفور رحیم (سوره اعراف، آیه ۱۶۷): ۳۲۳، ۵۶۹ بین و اطیعو الله و رسوله و لا تنازعوا فتغشلوا و تذهب ریحکم﴾ (سوره انفال: آیه ۴۶): ۵۳۷ و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا و اذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً) (سورۂ آل عمران، آیه ۱۰۳): ۵۹۱ و الذین اتخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً بین المؤمنین و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل، و لیحلفن ان اردنا الا الحسنی و الله یشهد انهم لکاذبون﴾ (سوره توبه، آیه ۱۰۷): ۴۹۳ و الذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوری بینهم سوره شوری، آیه ۳۸): ۳۵، ۱۵۳، ۱۷۵ والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم) (سورۂ فتح، آیه ۲۹): ۶۱، ۱۳۱ والسارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما (سوره مائده، آیه ۳۸): ۳۵ و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر﴾ (سوره توبه، آیه ۷۱): ۹۰، و امرهم شوری بینهم سوره شوری، آیه ۳۸) ۵۳، ۱۶۴، ۱۸۳، ۲۶۴، ۳۷۲، ۳۷۸، ۵۸۲ و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک) (سوره مائده آیه (۴۹ ۳۸،۷۹، ۳۷۰، ۳۷۸، ۵۸۳ و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله) (سوره انفال، آیه ۶۱): ۵۷۰ و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما، فان بغت احداهما علی الأخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیء الی امرالله، فان فائت فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا ان الله یحب المقسطین (سوره حجرات آیه (۹) ۳۵، ۴۲۱، ۴۶۶، ۴۷۰ و انک لعلی خلق عظیم سورۀ قلم، آیه ۴): ۴۸۶، ۵۵۰، ۶۴۹ و جعلنا فیها رواسی شامخات (سوره مرسلات، آیه ۲۷): ۹۵
آیات ۶۶۷ و ذکر فان الذکری تنفع المؤمنین (سوره ذاریات، آیه ۵۵): ۴۸، ۶۴ و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون (سورۂ شعراء، آیه ۲۲۷): ۱۲۵ و شاورهم فی الأمر (سورة آل عمران، آیه ۱۵۹) ۱۶۴، ۲۵۴، ۲۶۴، ۲۷۵، ۳۶۳، ۳۷۸، ۴۳۶، ۵۸۳ و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ﴾ (سورة آل عمران، آیه ۱۵۹): ۳۹، ۵۹۵ قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الذین لله» (سوره بقره، آیه ۱۹۳): ۹۸ و لا تبخسوا الناس اشیائهم و لاتعثوا فی الارض مفسدین) (سوره شعراء، آیه ۱۸۳): ۴۵۷ و لا تجسسوا (سوره حجرات، آیه ۱۲): ۹۸ و لاتزال تطلع علی خائنة منهم الا قلیلاً منهم فاعف عنهم و اصفح ان الله یحب المحسنین) (سوره مائده آیه (۱۳) ۱۳۴، ۲۰۷، ۲۴۰، ۲۵۸، ۴۹۱ و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم (سوره انعام، آیه ۱۰۸): ۴۴۷، ۶۲۲ لاتستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم) (سورة فصلت، آیه ۳۴): ۶۲، ۴۸۶ أو لا تطیعوا امر المسرفین، الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون (سوره شعراء، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲): ۵۰۱ و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم) (سوره انفال، آیه ۴۶): ۳۶۹ و لا یجرمنکم شنئان قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا اقرب للتقوی و اتقوا الله) (سوره مائده، آیه ۸: ۵۱۰ ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون) (سورة آل عمران، آیه ۱۰۴) ۱۷۸ و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون) (سوره انبیاء، آیه ۱۰۵): ۳۱۰ و لنبونّکم بشئ من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین، الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون (سوره بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷): ۵۹۹ و لو جعلناه ملکاً لجعلناه رجلاً» (سوره انعام، آیه ۹): ۵۵۳ و لو شاء ربک لآمن من فی الارض کلّهم جمیعاً افأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین) (سورۂ یونس، آیه ۹۹): ۴۶۳ و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض ولکن الله ذو فضل علی العالیمن (سوره بقره، آیه ۲۵۱) ۹۷
ه ۶۶۸ لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین (سوره) ، نور، آیه ۲): ۴۲۸، ۵۱۱ و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین (سورۂ انبیاء، آیه ۱۰۷): ۱۳۴، ۲۴۰، ۶۲۹ ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) (سوره ذاریات، آیه ۵۶): ۵۷۵ و ما کان لنبی أن یغل و من یغلل یأتِ بما غلّ یوم القیامة ثم توفّی کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون) (سورة آل عمران، آیه ۱۶۱) ۴۸۸ و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها (سورۂ نساء، آیه ۷۵): ۹۷، ۱۳۰ و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی) سورة، نجم، آیات ۳ و ۴: ۳۸، ۵۰۱ و یسعون فی الارض فساداً) (سوره مائده، آیه ۳۳): ۴۵۷ و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم (سوره اعراف، آیه ۱۵۷): ۳۶۶ هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب) (سوره زمر، آیه ۹): ۱۸۰، ۵۰۰،۳۳۲ یا ابت استأجره انّ خیر من استأجرت القوی الامین (سورة قصص، آیه ۲۶): ۱۰۹، ۱۶۹ یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضاً (سوره حجرات، آیه ۱۲): ۷۲ یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبات ماکسبتم و مما اخرجنا لکم من الارض» (سوره بقره، آیه ۲۶۷): ۱۱۶ یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود والنصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانّه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی أن تصیبنا دائرة (سورۂ مائده، آیه ۵۱): ۵۹۳ یا ایها الذین آمنوا لاتکونوا کالذین کفروا و قالوا لإخوانهم اذا ضربوا فی الارض او کانوا غزی لو کانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا لیجعل الله ذلک حسرة فی قلوبهم والله یحیی و یمیت والله بما تعملون بصیر (سورۂ آل عمران، آیه ۱۵۶): ۴۸۸ یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم (سوره حجرات، آیه ۱۳): ۵۳۸ یحاربون الله و رسوله» (سوره مائده، آیه ۳۳): ۴۵۷ یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون﴾ (سوره روم، آیه ۷): ۵۵۶
روایات احثوا التراب فی وجوه المداحین» (پیامبر اکرم، نهج الفصاحة، شمارهٔ ۹۱): ۶۴۳ ادرئوا الحدود بالشبهات» (پیامبراکرم، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۴): ۱۳۲ اذا رأیتم المداحین فأحثوا فی وجوههم التراب» (پیامبراکرم، ، مسند احمد، ج ۲، ص ۹۴): ۲۱۱ صلی الله علیه اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله پیامبرا) اصول کافی، ج ۱، ص ۵۴): ۵۲ اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شئ) امام صادق لالالا، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۸): ۵۴۳، ۱۲۷،۹۳،۶۵ «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف فان العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعو الی السیف» امام علی اللا، نهج البلاغه، کلمات قصار ۴۷۶): ۵۹۱ «اسد حطوم خیر من سلطان ظلوم و سلطان ظلوم خیر من فتن تدوم امام علی ا، بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۳۵۹ ۶۲، ۶۸، ۲۳۳ اشیروا علی» (پیامبراکرم، بحار الانوار، ج ۲۰، ص، (۱۲۴ (۹۱، ۹۳، ۲۸۷، ۳۷۸، ۴۰۱، ۴۳۶، ۵۰۲ اعرف الناس بالله اعذرهم للناس و ان یجد لهم عذراً (امام) علی الا، غرر و درر آمدی، حدیث ۳۲۳۰): ۶۳ افینبغی ان یکون الخلیفة علی الأمة الا اعلمهم بکتاب الله وسنة نبیه و قد قال الله: ﴿افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدّی الا ان یُهدی و قال: ﴿و زاده سبطة فی العلم و الجسم و قال: او اثارة من علم و قال رسول الله : (ما ولّت امة قط امرها رجلاً و فیهم اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالاً حتی یرجعوا الی ما ترکوا) یعنی الولایة فهی غیر الامارة علی الأمة» (امام علی الا، کتاب سلیم بن قیس، ص ۱۱۸) ۴۹ «اقامة حدّ الله خیر من مطر اربعین صباحاً» (پیامبراکرم، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۳۰۸): ۵۱۱ اقیلوا ذوی المروئات عثراتهم فما یعثر منهم عاثر الا وید الله بیده یرفعه» (امام علی الا، نهج البلاغه، کلمات قصار (۱۹ (۶۲ ۸۷، ۱۳۶، ۴۹۱
الاسلام قید الفتک» (پیامبر اکرم، اصول کافی، ج ۷، ص ۳۷۵): ۵۸۵ الانسان حریص علی ما منع امام علی عال، بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۶): ۵۶۱ الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر و یحذو فیها علی مثال الصالحین لیحل فیها ربقاً و یعتق رقاً و یصدع و یصدع شعباً و یشعب صدعاً فی سترة عن الناس لا یبصر القائف اثره و لو تابع نظره امام علی عال، نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰): ۵۵۲ الایمان قید الفتک فلا یفتک مؤمن پیامبراکرم، بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۴۴): ۲۳۵، ۵۰۹ «الثناء باکثر من الاستحقاق ملق» امام علی، نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۴۷): ۲۱۱ الخاتم لما سبق و الفاتح لما انفلق امام) علی الالا، نهج البلاغه، خطبه (۷۲): ۱۱۵ الشرکة فی الملک تؤدّی الی الاضطراب امام علی، غرر و درر آمدی، حدیث ۱۹۴۱): ۳۴، ۵۳، ۵۹۵ العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس» امام صادق، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۷): ۱۱۳، ۲۸۸، ۵۸۵ «العفو زکاة القدرة» (امام علی الا، غرر و درر آمدی، حدیث ۹۲۴): ۴۹۱ «اللهم انک تعلم أنّه لم یکن ما کان منا تنافساً فی سلطان ولا التماساً من فضول الحطام ولکن لنری المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک و یأمن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سنتک و احکامک» امام علی الان، نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱): ۲۳۳ «المروءة العدل فی الامرة و العفو مع القدرة و المواساة فی العشرة» امام علی، غرر و درر آمدی، حدیث ۲۱۱۲): ۴۹۱ «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم» (پیامبراکرم، تفسیر صافی، ج ۲، ص ۴۷۷): ۱۶۷، ۳۲۰، ۵۱۸،۴۱۸،۴۰۹ «النصیحة لائمة المسلمین (امام صادق، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۰۳): ۳۱، ۳۲، ۴۲۵ ان اعتی الناس علی الله عزّوجلّ من قتل غیر قاتله و من ضرب من لم یضربه» (امام صادق الا از پیامبر اکرم، اصول کافی، ج ۷، ص ۲۷۴): ۱۳۹، ۲۳۹ انا لانمنعهم الفئ و لانحول بینهم و بین دخول مساجد الله و لانهیجهم مالم یسفکوا دماً وما لم ینالوا محرّماً» (امام علی الا، انساب الاشراف، ج ۲، ص ۳۵۹): ۴۸۵ ان الدرهم یصیبه الرجل من الربا اعظم من ستة وثلاثیین زینة و ان اربی الربا عرض الرجل المسلم (پیامبر اکرم، بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۲۲): ۱۴۱ یوم ان الریاسة لاتصلح الا لاهلها فمن دعا الناس الی نفسه وفیهم من هو اعلم منه لم ینظر القیامة» (پیامبراکرم، اختصاص مفید، ص ۲۵۱): ۵۰ الله الیه
روایات ۵۶۷۱ ان الله أمرنی بمداراة الناس کما أمرنی باقامة «الفرائض (پیامبر اکرم، نهج الفصاحة، شماره ۶۷۷): ۶۴۹ «انّ الله تبارک و تعالی یقول من اهان لی ولیّاً فقد ارصد لمحاربتی و أنا اسرع شئ الی نصرة اولیائی (امام صادق، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۱): ۴۵۰ ان الله فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره (امام علی عال، نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹): ۵۶، ۵۴۰ ان النبی کان یحبس فی تهمة الدّم ستة ایام فان جاء اولیاء المقتول بثبت و الأخلی سبیله» امام صادق، وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۱۲۱): ۴۹۷ ان دمائکم و اموالکم و اعراضکم بینکم حرامه کحرمة یومکم هذا فی شهرکم فی بلدکم هذا لیبلغ الشاهد الغائب» (پیامبر اکرم، نجاری، ج ۱، ص ۲۳): ۱۴۱ ان دین (پیامبراکرم الله لا یصاب بالعقول الناقصة امام سجاد الا، بحار الانوار، ج ۲، ص ۳۰۳): ۱۱۹ ان ذلک فرج غصبناه امام صادق، اصول کافی، ج ۵، ص ۳۴۶): ۶۴۰ ان علیاً رضوان الله علیه لما مضی لسبیله... و لانی المسلمون الامر بعده (امام). مقاتل الطالبیین، ص ۳۵ ۱۵۳، ۱۷۴، ۳۷۲ ان عملک لیس لک بطعمة ولکنه فی عنقک امانه» (امام علی الله، نهج البلاغه، نامه ۶): ۵۳۸ انهم منه قد سمعوا رسول الله یقول عوداً و بدءاً : ما ولّت امة رجلاً قط امرها و فیهم من هو اعلم الا لم یزل امرهم یذهب سفالاً حتی یرجعوا الی ماترکوا فولوا امرهم قبلی ثلاثة رهط ما منهم رجل جمع القرآن ولا یدعی ان له علما بکتاب الله و لا سنة نبیه و قد علموا انی اعلمهم بکتاب الله وسنة نبیه وافقههم و اقرأهم لکتاب الله و اقضاهم بحکم الله» امام علی الان، کتاب سلیم بن قیس، ص ۱۴۸): ۴۹ انی اکره لکم ان تکونوا سبّابین» (امام علی الان، نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶): ۷۰، ۶۲۲ أنّی اکره لکم ان تکونوا سبّابین ولکنّکم لو وضعتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر؛ وقلتم مکان سبّکم ایاهم اللهم احقن دمائنا و دمائهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و یرعوی عن الغی و العدوان من لهج به امام علی عال، نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶): ۴۸۴ «انّی لا آخذ علی التهمة و لا اعاقب علی الظن امام علی الا، غارات، ج ۱، ص ۳۷۱): ۴۸۴ «انّ یهودیاً کان له علی رسول الله صلی الله علیه وسلم دنانیر فتقاضاه فقال له یا یهودی، ما عندی ما اعطیک؛ فقال: فإنی لا أفارقک یا محمّد حتی تقضینی، فقال: اذا اجلس معک؛ فجلس معه حتی صلّی فی ذلک الموضع الظهر والعصر والمغرب والعشاء الآخره والغداة، و کان اصحاب رسول الله لا یتهددونه
و یتواعدونه، فنظر رسول الله الله الیهم فقال: ما الذی تصنعون به؟ فقالوا: یا رسول الله، یهودی یحبسک؟ فقال : لم یبعثنی ربّی - عزّوجلّ بأن أظلم معاهداً و لا غیره. فلما علا النهار قال الیهودی: اشهد أن لا اله الا الله و اشهد أن محمداً عبده و رسوله و شطر مالی فی سبیل الله. اما والله ما فعلت بک الذی فعلت الا لأنظر الی نعتک فی التوراة، فانّی قرأت نعتک فی التوراة؛ محمد بن عبدالله مولده بمکة و مهاجره بطیبة و لیس بفظ ولا غلیظ و لاسخّاب و لامترین بالفحش و لا قول الخناء.، و أنا اشهد أن لا اله الا الله و انک رسول الله. و هذا مالی فاحکم فیه بما أنزل الله؛ و کان الیهودی کثیر المال» (امام علی الان، بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۶): ۴۸۷ «اولی الناس بالعفو اقدرهم علی العقوبة» (امام) علی الان، نهج البلاغه کلمات قصار ۵۲): ۶۲، ۱۳۶، ۴۹۱ ایاک و الاعجاب بنفسک و الثقة بما یعجبک منها و حبّ الاطراء فان ذلک من اوثق فرص الشیطان فی نفسه امام علی عال، نهج البلاغه، نامۀ ۵۳): ۵۰۵ ایها الناس ان آدم لم یلد عبداً و لا امة و ان الناس کلهم احرار امام علی، روضة کافی، ج ۸، ص ۶۹، حدیث ۲۶): ۸۹، ۱۷۶ ایها الناس ان احق الناس بهذا الأمر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه» (امام علی، نهج البلاغه، خطبه (۱۷۳) ۴۹، ۱۸۰، ۳۳۲، ۴۴۰، ۵۰۰، ۵۷۸، ۵۸۸ «أیها الناس ان لی علیکم حقاً و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم... و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب» (امام علی، نهج البلاغه، خطبه ۳۴): ۴۷۹ ایها الناس ان لی علیکم حقاً و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا امام علی الا، نهج البلاغه، خطبۀ ۳۴): ۴۹۵ «ألا و ان لکم عندی أن لا احتجز دونکم سرّاً الا فی حرب و لاأطوی دونکم امراً الا فی حکم (امام علی عاد، نهج البلاغه، نامه ۵۰): ۴۸۲ بارض عالمها ملجم و جاهلها (مکرم (امام) علی الالالالا، نهج البلاغه، خطبۀ ۲): ۲۲۵، بل نترفق به و نحسن صحبته ما بقی معنا پیامبراکرم و سیره ابن هشام، ج ۳، ص ۳۰۵): ۴۸۸ ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لاحیلة لهم من المساکین و المحتاجین و اهل لبؤسی و الزمنی... و تفقد أمور من لایصل الیک منهم ممن تقتحمه العیون و تحقره الرجال ففرّغ لاولئک ثقتک من اهل الخشیة و التواضع فلیرفع الیک امورهم ثم اعمل فیهم بالاعذار الی الله یوم تلقاه فان هؤلاء من بین الرعیّة احوج الی الانصاف من غیرهم وکل فاعذر الی الله فی یأدیه حقه الیه» (امام علی الالا، نهج البلاغه نامه (۵۳): ۴۹۳
روایات ۶۷۳ ثم جعله لا انفصام لعروته و لافک لحلقته و لا انهدام لاساسه و لازوال لدعائمه و لا انقلاع لشجرته و لا انقطاع لمدّته و لاعفاء لشرائعه» (امام علی اللا، نهج البلاغه، خطبۀ ۱۹۸): ۵۵۴ جمال السیاسة العفو فی الامرة و العفو مع القدرة (امام علی، غرر و درر آمدی، حدیث ۴۷۹۲): ۶۳، ۴۹۱ حق علی الامام أن یحکم بما انزل الله و ان یؤدی الامانة فاذا فعل ذلک فحق علی الناس أن یسمعوا له» امام علی اللا، الدر المنثور، ج ۲، ص ۱۷۵): ۴۸۲ حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامة و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامة» (امام صادق، اصول کافی، ج ۱، ص ۵۸): ۱۱۴ لالالالا رب ذنب مقدار العقوبة علیه اعلام المذنب به امام علی، غرر و درر آمدی، حدیث ۵۳۴۲): ۶۳، ۸۷، ۶۶۰،۴۹۱،۴۴۶،۲۰۸، ۱۳۶ رویدا انما هو سب بسب او عفو عن ذنب امام علی الا، نهج البلاغه، کلمات قصار ۴۲۰): ۶۳ سمعت رسول الله یقول فی غیر موطن : لن تقدّس امّة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوّی غیر متتعتع (امام) علی الالا، نهج البلاغه، نامۀ ۵۳): ۴۸۳ شر الناس من لا یعفو عن الزّلة و لا یستر العورة امام علی الا، غرر و درر آمدی، حدیث ۵۷۳۵): ۶۳، ۱۴۱ شر الناس من لا یقبل العذر ولا یُقبل الذنب» (امام علی، غرر و درر آمدی، حدیث ۵۶۸۵): ۴۹۱ شیبتنی سورة هود پیامبراکرم ا، کنز العمال، ج ۱، ص ۵۷۳): ۶۴۵، ۶۴۸ «صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله امام رضا ع ا، اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱): ۱۱۸ «ظفر الکرام عفو و احسان ظفر اللئام تحیر و طغیان» (امام علی ع، غرر و درر آمدی، شماره ۶۰۴۵): ۶۳ عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد امام باقر، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳): ۶۴۰ علیکم بالعفو فان العفو لایزید العبد الا عزّاً فتعافوا یعزّکم الله) امام صادق عالان از پیامبراکرم اصول کافی، ج ۲، ص (۱۰۸) (۶۲، ۱۳۵، ۲۴۰، ۴۹۱ فالجنود باذن الله حصون الرعیة و زین الولاة وعزّ الدین وسبل الأمن و لیس تقوم الرعیة الا بهم امام علی عال، نهج البلاغه، نامۀ ۵۳): ۱۰۱ فان اولی الناس بأمر هذه الأمة قدیماً وحدیثاً اقربها من الرسول و اعلمها بالکتاب و افقهما فی الدین» (امام علی الا، شرح ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۲۱۰): ۵۰ فانّ فی الناس عیوباً، الوالی احق من سترها، فلا تکشفنّ عمّا غاب عنک منها، فانّما علیک تطهیر ما ظهر لک و الله یحکم علی ما غاب عنک، فاستر العورة ما استطعت امام علی الا، نهج البلاغه، نامۀ ۵۳): ۴۸۶
فانه لاطاعة فی معصیة الله» (پیامبراکرم، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۵۱): ۷۵ «فأین الذین قال الله عزّوجلّ: الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان...؟ این المرجون لامر الله ...؟ این الذین خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً؟ این اصحاب الاعراف؟ این المؤلفة قلوبهم؟» امام باقر عال، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۸۲): ۷۶ فلاتکفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فانی لست بفوق ان اخطئ و لا آمن ذلک من فعلی امام علی ال نهج البلاغه، خطبهٔ ۲۱۶): ۹۳ فلاتکلّمونی بما تکلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادرة و لا تخالطونی بالمصانعة و لاتظنوا بی استثقالاً فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلاتکفّوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطئ و لا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی فانما انا و انتم عبید مملوکون لرب لارب غیره یملک منا ما لا نملک من انفسنا» (امام علی الالا، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶ (۹۱، ۱۴۳، ۲۱۲،۲۴۵، ۴۳۶، ۴۷۲، ۴۷۹، ۵۸۴ ۶ «فلما نهضت بالامر نکثت طائفة امام علی الان، نهج البلاغه، خطبه ۳): ۱۵۳، ۱۷۵، ۳۷۲ فلو ان امرأ مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملوماً امام علی الان، نهج البلاغه، خطبۀ ۲۷): ۶۶۰ «فمن ذا الذی بعد ابلیس یسلم علی الله بمثل معصیته؟ کلاً ما کان الله سبحانه لیدخل الجنة بشراً به منها ملکاً ان حکمه فی اهل السماء و اهل الارض لواحد امام علی، نهج البلاغه، بأمر خطبه ۱۹۲): ۵۰۶ سفالاً قال رسول الله : ما ولّت امة امرها رجلاً و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب حتی یرجعوا الی ما ترکوا امام سجاد ع الالا، غایة المرام، صص ۲۹۸ و ۲۹۹): ۴۹ کثرة الثناء ملق یُحدث الزهو و یُدنی من الغرّة (امام علی الان، غرر و درر آمدی، حدیث ۷۱۱۹): ۶۴۳ کل مسکر حرام و ما اسکر کثیره فقلیله حرام پیامبراکرم، اصول کافی، ج ۶، ص ۴۰۸): ۶۱۰ کما تکونوا یولّی علیکم (پیامبراکرم، نهج الفصاحة، شماره ۲۱۸۲): ۳۶۹، ۴۰۶، ۵۲۵، ۶۴۲ لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّاً» امام علی، نهج البلاغه، نامه ۳۱): ۸۹، ۱۷۶، ۳۸۷ لاحکم الا الله، کلمة حق یبتغی بها باطل حکم الله ینتظر فیکم ألا انّ لکم عندی ثلاث خلال ماکنتم معنا: لن نمنعکم مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و لا نمنعکم فیئاً ما کانت ایدیکم مع ایدینا و لانقاتلکم حتی تقاتلوا ثم اخذ فی خطبته» (امام علی الا، مصنف ابن ابی شیبه، ج ۱۵، ص ۳۲۷): ۴۸۵ لاطاعة لمخلوق فی معصیه الخالق امام علی الا نهج البلاغه کلمات قصار ۱۶۵): ۷۴، ۵۰۷
روایات ۶۷۵ «لامرحباً بوجوه لاتری الا فی کل سوء هؤلاء فضول الرجال امطهم عنّی یا قنبر» امام علی الالا، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۳۴۴): ۵۱۱ لا یجری لأحد الأجری علیه ولا یجری علیه الأجری له و لو کان لأحد ان یجری له و لا یجری لایجری علیه لکان ذلک خالصاً لله سبحانه دون خلقه امام علی اللا، نهج البلاغه، خطبهٔ ۲۱۶): ۴۷۴ لا یقام علی احد حدّ بارض العدو امام علی الا، وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۱۰): ۹۹، ۱۳۲ «لعن الله من قتل غیر قاتله او ضرب غیر ضاربه امام رضا از پیامبراکرم، اصول کافی، ج ۷، ص ۲۷۴): ۲۳۹، ۱۳۹ لو استتر ثم تاب کان خیراً له» (پیامبراکرم، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۶): ۱۳۸ لو ان الامام رفع من الارض ساعة لماجت باهلها کما یموج البحر باهله» (امام باقر اصول کافی، ج ۱، ص ۱۷۹): ۵۵۲ لو بقیت الارض بغیر امام لساخت» امام صادق عال، اصول کافی، ج ۱، ص ۱۷۹): ۵۵۲ لو لا انی اکره ان یقال: ان محمداً استعان بقوم حتی اذا ظفر بعدوه قتلهم لضربت اعناق قوم کثیر» (پیامبر اکرم، وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵ ۹۹ واله وس ما اقبح بالرجل منکم ان یأتی بعض هذه الفواحش فیفضح نفسه علی رؤس الملا افلا تاب فی بیته فوالله لتوبته فیما بینه و بین الله افضل من اقامتی علیه الحد» امام علی عاد، وسایل الشیعه، ج ۲، ص ۱۶): ۱۳۸ «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان» (امام صادق ع، اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱): ۱۱۸ من اختال فی ولایة ابان عن حماقته امام علی الا، غرر و درر آمدی، حدیث ۸۷۱۸): ۵۰۵ صلی الله علیه من استطعتم أن تأسروه من بنی عبد المطلب فلاتقتلوه فانّهم أنّما اخرجوا کرهاً) (پیامبر اکرم الهلال مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۵۱): ۴۷۰ من استعمل رجلاً من عصابه... و فیهم من هو أرضی لله منه فقد خان الله و رسوله و المومنین (پیامبر اکرم، المستدرک، ج ۴، ص ۹۲): ۱۶۹ من استعمل عالماً من المسلمین و هم یعلم ان فیهم اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله وسنة نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین (پیامبراکرم، سنن بیهقی، ج ۱۰، ص ۱۱۸): ۵۰ ا من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم (پیامبراکرم ا، اصول، کافی، ج ۲، ص ۱۶۴): ۵۶۷، ۵۸۶ اقرع: عند تجرید او تخویف او حبس او تهدید فلا حدّ علیه امام علی، اصول کافی، ج ۷، من ص ۲۶۱): ۱۳۲
من امّ قوماً و فیهم اعلم منه او افقه منه لم یزل امرهم فی سفال الی یوم القیامة» (پیامبر اکرم، محاسن، ج ۱، ص ۹۳): ۴۹ حتی عن من بحث عن اسرار غیره اظهر الله اسراره امام علی الا، غرر و درر آمدی، حدیث ۸۸۰۲): ۷۳، ۱۴۱ من حقر مؤمناً مسکیناً او غیر مسکین لم یزل الله عزّوجلّ حاقراً له ما قتأ محقرته ایاه امام صادق ع، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۱): ۷۵ من حمل السلاح باللیل فهو محارب الا ان یکون رجلاً لیس من اهل الریبة» (امام باقر، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۳۷): ۴۵۴ ص من خرج یدعو الناس و فیهم من هو اعلم منه فهو ضال مبتدع امام صادق، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ۵۰ :(۵۶۴ «من دخل دار ابی سفیان فهو آمن» (پیامبراکرم، سیره ابن هشام، ج ۴، ص ۴۶): ۴۸۹ «من دعا الناس الی نفسه و فیهم من هو اعلم منه فهو مبتدع ضال امام صادق، تحف العقول، ص ۳۷۵): ۵۰ من شهر السلاح فی مصر من الأمصار فعقر أقتص منه و نفی من البلد و من شهر السلاح فی مصر من الأمصار و ضرب و عقد و اخذ المال و لم یقتل فهو محارب امام باقر، وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۵۳۲): ۴۵۴ من ضرب الناس بسیفه و دعاهم الی نفسه و فی المسلمین من هو اعلم منه فهو ضال متکلف (پیامبراکرم، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۸): ۵۰ من لطم خد امرئ مسلم او وجهه بدّد الله عظامه یوم القیامة و حشر مغلولاً حتی یدخل جهنم الا ان یتوب امام علی الا از پیامبراکرم، من لا یحضر، الفقیه، ج ۴، ص ۱۵): ۱۴۰، ۲۳۹ والا ج واجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرّغ لهم فیه شخصک و تجلس لهم مجلساً عاماً فتتواضع فیه الله الذی خلقک و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک حتی یکلّمک متکلّمهم غیر متتعتع؛ فإنّی سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول فی غیر موطن لن تقدس امة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع امام علی عال، نهج البلاغه، نامۀ ۵۳): ۴۹۴ و و افضل من ذلک کله کلمة عدل عند امام جائر امام علی الا نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۷۴): ۹۱ الله لو ان الحسن و الحسین فعلا مثل الذی فعلت ما کانت لهما عندی هوادة و لاظفرا منی بارادة حتی آخذ الحق منهما و ازیل الباطل من مظلمتهما» (امام) علی الالا، نهج البلاغه، نامه ۴۱): ۱۳۳، ۲۱۳ و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقاً او ادفع باطلاً) امام علی عال، نهج البلاغه، خطبه ۳۳): ۲۶۹
روایات و و الله ما ینتفع بهذا امراؤکم و انکم لتشقون علی انفسکم فی دیناکم و تشقون به فی آخرتکم و ما اخسر المشقة ورائها العقاب و اربح الدعة معها الامان فی النار» امام علی الان، نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۷): ۵۶ اما اللواتی فی صفات ذاته فانه یجب ان یکون ازهد الناس و اشجع الناس و اکرم الناس و ما ذلک لعلل تقتضیه... و اما اذا لم یکن عالماً بجمیع ما فرضه الله تعالی فی کتابه و غیره قلب الفرائض فاحلّ ما حرم الله فضل و اضل... و الثانی ان یکون اعلم الناس بحلال الله و حرامه و ضروب احکامه و امره و نهیه و جمیع ما یحتاج الیه الناس فیحتاج الناس الیه و یستغنی عنهم» (امام علی الا، بحار الانوار، ج ۹۰، صص ۴۴، ۴۵، ۶۴): ۵۰ یتبع و اما حق رعیتک بالسلطان فان تعلم انهم صاروا رعیتک لضعفهم و قوتک فیجب ان تعدل فیهم و تکون لهم کالوالد الرحیم و تغفر لهم جهلهم ولاتعاجلهم بالعقوبة و تشکر الله عزّوجلّ علی ما آتاک من القوة علیهم امام سجاد ال، الخصال، ج ۲، ص ۵۶۷): ۶۳، ۱۳۶، ۲۰۸، ۴۹۱ و انما الشوری للمهاجرین و الانصار فان اجتمعوا علی رجل و سموه اماماً کان ذلک لله امام علی الانا، نهج البلاغه، نامه ۶): ۱۹۳ رضی» و انما الناس مع الملوک و الدنیا الا من عصم الله» امام علی اله، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰): ۶۴۴ و ان من اسخف حالاة الولاة عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر، و یوضع امرهم علی الکبر، و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطراء و استماع الثناء، و لست بحمدالله کذلک، و لو کنت احب ان یقال ذلک لترکته انحطاطاً له - سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمة و الکبریاء، و ربما استحلی الناس الثناء بعد البلاء، فلا تثنوا علی بجمیل ثناء لاخراجی نفسی الی الله و الیکم من التقیة (البقیة خ) فی حقوق لم افرغ من ادائها و فرائض لابد من امضائها، فلا تکلمونی بما تکلّم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادرة و لاتخالطونی بالمصانعة، ، و لاتظنوا بی استثقالاً فی فی حق قیل لی، و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه، فلاتکفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل، فانی لست فی نفسیی بفوق ان اخطئ و لا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی، فانما انا و انتم عبید مملوکون لرب لارب غیره یملک منا ما لا نملک من انفسنا (امام علی الا، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶): ۶۳، و اوّل ذلک الدعاء الی طاعة الله من طاعة العباد والی عبادة الله من عبادة العباد و الی ولایة الله من ولایة العباد... و لیس الدعاء من طاعة عبد الی طاعة عبد مثله» (امام باقر عال، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۳): ۹۸ و أشعر قلبک الرحمة للرعیة و المحبة لهم اللطف بهم و لا تکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و یؤتی علی ایدیهم فی العمد و الخطأ فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب ان یعطیک الله من عفوه