کتابها ‹ دیدگاهها - جلد اول ‹ بخش ۱۵
دیدگاهها - جلد اول
بخش ۱۵ از ۱۸پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم لا مردم حساب استبداد حاکمان را از اسلام جدا میکنند ] ۵۵۸۹ سؤال ۱۱ - در افکار مسلمانان عرب و نیز مردم ایران به خاطر عملکردهای ناصحیح بعضی مسؤولین در ایران نوعی ملیگرایی اگر چنین تعبیری درست باشد - دیده میشود؛ جنابعالی این پدیده را چگونه ارزیابی میکنید؟ جواب ملت مسلمان ایران با اینکه برخی کارهای استبدادی و برخی امور خلاف شرع و عقل را از بعضی مسؤولین مشاهده میکنند ولی با این حال هنوز به اسلام و اجرای احکام آن و اقامه قسط و عدل در تمام عرصه ها مقیّد و پایبند میباشند؛ پس مسؤولین باید به مصالح مردم و خواسته های آنان فکر کنند و با کارهای ناصحیح و خطاهای خود کاری نکنند که موجب یأس مردم و جدائی کامل آنان از حاکمیت گردند. سؤال ۱۲- میشنویم سختگیریهای زیادی نسبت به مهاجرین و تبعید شدگان عراقی به ایران از سوی بعضی نهادها اعمال میشود علت این سختگیریها چیست؟ و چگونه میتوان آنها را برطرف نمود؟ بر من جواب اینجانب به خاطر حصر خانگی که به دنبال سخنرانی رجب ۱۴۱۸ تحمیل شد از بسیاری از اوضاع جاری کشور منقطع شده ام و لذا از تفصیل آنچه بر برادران و خواهران مهاجر و تبعید شدگان عراقی میگذرد و نیز از اسباب و علل آن نه اطلاعی دارم و نه توان اقدامی و لذا فقط میتوانم اظهار همدردی و اظهار تأسف نمایم از اینکه نمیتوانم خدمتی به آنان بکنم؛ ولکن همواره دعا میکنم و از خدای قادر که مسبب الاسباب است میخواهم تا به قدرت خودش همه مشکلات را حل نماید؛ انّه علی کل شئ قدیر. پالایش مذهب بخصوص در عرصهٔ اعتقادات راه ماندگاری ] سؤال ۱۳ و ۱۴- حضرتعالی برای اقامه و زنده نگاه داشتن پیام جهانی تشیّع و ایجاد تحول مناسب با زمان در آن چه پیشنهادی دارید؟ و با سیاست تهاجمی که تمدن غربی در پیش گرفته است چگونه باید برخورد نمود؟
جواب شکی نیست که مذهب تشیّع به خاطر مبانی محکم اعتقادی و عملی ای که گرفته شده از اهل بیت عصمت و طهارت میباشد مذهبی است غنی که عقل سلیم نیز با آن مساعد است؛ ولکن متأسفانه چه بسا در اثر مرور زمان و وجود جوهای فکری دیگر، بعض نظریات غیر صحیح که یا بوی غلو میدهد و یا با عقل سلیم مخالف است در آن نفوذ کرده است و لذا وظیفه دانشمندان آگاه است که در جدا نمودن این آرای فاسد از، مذهب بخصوص در عرصه اعتقادات آن تلاشی همه جانبه انجام دهند تا جاذبۀ مذهب را برای اهل دانش و فرهنگ سایر ملت ها و مذاهب بیشتر نموده و جوامع پیشرفته جهان به سمت مذهب غنی تشیّع گرایش پیدا نمایند. برای انجام این رسالت مهم باید از زبان روز و امکانات و وسائل پیشرفته زمان از قبیل رادیو، تلویزیون و اینترنت حداکثر بهره برداری شود. این یک وظیفه ای است شرعی بر عهده توانمندان علمی و مالی معتقد به تشیّع خداوند در آیه ۳۹ سوره احزاب میفرماید الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله وکفی بالله حسیباً آنهائی که رسالتهای الهی را تبلیغ میکنند و فقط از خدا میترسند و از غیر او نمیترسند و خداوند برای حسابرسی و پاداش آنان کافی است). پس هر مال و نیرویی که توسط متمکنین علاقه مند در راه اعتلای کلمة الله و نشر مذهب اهل البیت صرف میشود از خداوند مخفی نمیماند و او به بهترین وجه پاداش کامل آنان را خواهد داد. درسی از یازده سپتامبر ] سؤال ۱۵ پس از حوادث سپتامبر همواره مسلمانان در معرض اتهام ارهاب و تروریسم قرار - گرفته اند برای رهائی از این جو اتهام چه باید کرد؟ جواب: حوادثی که در سپتامبر در آمریکا رخ داد هیچگاه مورد تأیید عقل و شرع نخواهد بود و از بدترین انواع ظلم و جنایت بر انسانیت بود؛ لذا تمام برادران و خواهران مسلمان در هر کشور و منطقه ای که هستند باید از این حوادث اظهار برائت و تنفر نمایند؛ ولکن بر کسی پوشیده نیست که مرتکبین این جنایت بزرگ روزگاری نه چندان دور تحت حمایت دولت آمریکا قرار داشتند و از خصلت های دولتهای
پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم عالم استعمارگر این است که طبعاً از تکرار حوادث مشابه حادثه سپتامبر ابائی ندارند، و برای نیل به اهداف و سیاستهای شیطانی خود نظیر این حادثه را در سایر مناطق دنیا مستقیم یا غیر مستقیم طراحی میکنند. شما ملاحظه کنید اسرائیل که مولود دولتهای استعماری است با حمایت دولت آمریکا در فلسطین چه فجایعی را از قبیل کشتار، تخریب و نابودکردن خانه و کاشانه یک ملت مظلوم مرتکب شده و میشود؟ و مسبّبین این فجایع نمیخواهند بفهمند و درک کنند که در نظام هستی هر صدائی و عملی عکس العمل مناسب با آن را به دنبال خواهد داشت. حضرت امیر در نهج البلاغه حکمت (۴۷۶ خطاب به نماینده خود در فار میفرماید: «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف فان العسف یعود بالجلاء، والحیف یدعو الی السیف (با مردم به عدالت رفتار کن و از زورگوئی و ظلم به آنان پرهیز نما، زیرا زورگویی به مردم منجر به ترک وطن و خانه و کاشانه آنان میشود، و ظلم به آنان موجب سلاح به دست گرفتن و مقابله با حاکمیت خواهد شد). پس وظیفهٔ عقلا و آگاهان هر ملتی است که مراقب و ناظر رهبران و مسؤولین کشور خود باشند و آنان را از ظلم و زورگوئی بر ملت خویش باز دارند، و از حادثه فوق در آمریکا که نتیجه و بازتاب عمل کارگزاران آن در سایر مناطق جهان بود عبرت گیرند. [مفهوم وحدت اسلامی ] سؤال ۱۶ وحدتی که بین مسلمانان اعلام و تبلیغ میشود بر چه اساسی میتواند باشد؟ جواب: خداوند در سوره آل عمران آیه ۱۰۳ میفرماید: واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید و به یاد آورید زمانی را که با هم دشمن بودید و خداوند دلهای شما را به یکدیگر مهربان، نمود، و همگی با هم برادر شدید). اینجانب در گذشته به مناسبت اختلاف شیعه و سنی در میلاد حضرت رسول ا هفته وحدت را اعلام نمودم و مقصودم این نبود که سنّی شیعه، یا شیعه سنی شود؛
بلکه مقصود این بود که تمام مذاهب اسلامی در یک جبههٔ سیاسی و اقتصادی در مقابل دشمنان اسلام و متجاوزین و مستکبرین جهان برای مصالح امت اسلامی تشریک مساعی نمایند. امروز تعداد مسلمانان جهان متجاوز از یک میلیارد و دویست میلیون نفر میباشد و با اشتراک همگی در اصول اسلام و فرائض مهم و معنویات آن، مالک ثروت و ذخائر بزرگی هستند که سایر ملتها و دولتها به آنها احتیاج دارند، با این حال متأسفانه بسیاری از دولتهای اسلامی تحت نفوذ و سیطرۀ بیگانگان قرار گرفته و سران آنها به خاطر جلب رضایت یهود و نصاری از مصالح ملتهای خود دفاع کنند. ننگ است برای دول اسلامی که یک اقلیت صهیونیست بر فلسطین مظلوم و قدس شریف تجاوز نموده و هر روز بیگناهانی را بکشند و شهرها و خانه های آنان را تخریب، نمایند و رؤسای کشورهای اسلامی تنها به دادن شعارها واعلام حمایت های لفظی و صادر نمودن بیانیه ها اکتفا نمایند بازگشت مجد و عظمت اسلام و مسلمانان تنها در سایه وحدت کلمه و اتحاد عملی مسلمانان و پرهیز از تفرقه و تشتت نیروها خواهد بود. نمیمحدوده دخالت فقیه در سیاست ] سؤال ۱۷ - محدودۀ دخالت یک فقیه در سیاست به معنای متعارف آن چقدر است؟ جواب وظیفهٔ فقیه از آن جهت که فقیه است و متخصص و کارشناس فقه اسلام باشد نظارت بر قوانین مصوّب و امور اجرائی و قضائی و ملاحظه موافقت آنها با قوانین اسلام و نیز مراقبت بر تأمین حقوق مردم بخصوص اقشار ضعیف میباشد، و اعمال ولایت او تنها در موارد بسیار نادری است که به خاطر تنگناهای قانونی پیش آید که البته باید به طور موقت و محدود .باشد. فقیه نباید در اموری که اهلیت و کارشناسی آن را ندارد دخالت نماید همانگونه که در کلام مرحوم آیتالله شیخ محمدحسین اصفهانی تصریح شده بود. آنچه موجب یأس مردم و زدگی آنان از حکومت دینی میشود دخالت فقیه یا کارگزاران او در اموری است که اهلش نیستند، میو نیز اعمال استبداد در امور مربوط به مردم.
پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم لا انفعال مسلمانان در برابر سرکوبگری های اسرائیل ] ۵۹۳ سؤال ۱۸ - به نظر حضرتعالی علت سکوت جهان اسلام نسبت به آنچه در فلسطین اشغالی میگذرد چیست؟ و آیا صرف صدور بیانیه و محکوم نمودن مظالم جاری نفعی برای مسلمانانی که گرفتار غارت و سرکوب و فشار قرار گرفته اند دارد؟ جواب: بدیهی است که صرف تشکیل اجتماعات و صادر نمودن بیانیه و محکوم نمودنهای شعاری در برابر آن همه سرکوب و قلع و قمع مسلمانان نفع چندانی ندارد؛ و این قلع و قمع در حالی است که مسلمانان با امکانات مادی و معنوی که خداوند به آنان داده است اگر عملاً متحد و هماهنگ شوند قدرت دفاع از مظلومین در برابر اسرائیل و حامیان آن را خواهند داشت؛ ولکن مع الاسف سران اکثر دول اسلامی به جای جلب رضای خداوند و ترس در برابر، او رضایت قدرتهای ظالم را جلب میکنند و از آنها میترسند خداوند در سوره مائده آیه ۵۱ میفرماید: یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم أولیاء بعض و من یتولهم منکم فانّه ان الله لا یهدی القوم الظالمین فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی أن تصیبنا دائرة ای مردم مؤمن، یهود و نصاری را دوست خود نگیرید، آنها چنین هستند که برخی از آنها برخی دیگر را دوست میگیرند؛ و هرکس از شما آنان را دوست گرفت همانا جزو آنان حساب میشود؛ همانا خداوند ظالمین را هدایت نمیکند؛ و تو ای پیامبر - افرادی را که روح آنها مریض است مشاهده میکنی که در راه دوستی آنان میشتابند و میگویند میترسیم خطری متوجه ما شود). منهم تحزب در اسلام ممدوح است ] سؤال ۱۹ آیا تحزّب در اسلام وجود دارد؟ جواب: اسلام نه فقط با تحزب مخالف نیست بلکه آن را مورد ترغیب و تشویق نیز قرار میدهد؛ و چه بسا اگر عمل به وظائف دینی یا سیاسی متوقف بر تشکیل حزب باشد، تشکیل آن عقلاً از باب مقدمه واجب واجب میشود. از طرفی همانگونه که امر به معروف و نهی از منکر در امور جزئی و فردی واجب
است، در امور اجتماعی که مربوط به اصلاح جامعه و سوق آن به رشد و کمال است نیز واجب میباشد؛ و در این گونه امور امر به معروف و نهی از منکر میسر و عملی نخواهد شد مگر با تجمع اهل فکر و صلاح و تعاون و همکاری منظم با یکدیگر، و آیا حزب چیزی جز این است؟ از طرف دیگر احزاب مستقل و متشکل از افراد خبره و حق طلب میتوانند افراد صالح و شایسته ای را برای ریاست دولت و اعضاء و کارگزاران آن پیشنهاد نمایند تا توسط آرای مردم انتخاب شوند، و نیز میتوانند بر عملکرد دولت ها و حکومتها نظارت دائمی داشته باشند و برنامههای مفید را به حاکمیت ارائه دهند و جلوی لغزشها و انحرافات و خطاهای آن را بگیرند؛ و طبعاً نظام اسلامی و دولت آن را مستحکم و قوی گردانند. بدیهی است در عصر کنونی یعنی عصر توسعه ارتباطات و گستردگی آن و گستردگی جریانات سیاسی و عمق آنها، اداره کشور و اصلاح امور آن بدون تعاون و تعاضد و همکاری و همفکری همه اقشار مردم و نخبگان آنها ممکن نخواهد بود. در صدر اسلام نیز تشکّل قبائل و عشائر مختلف و بستن پیمان و عهدنامه بین، آنان در حقیقت نوعی تحزب سیاسی بود بنابراین تحزب یک امر جدید و وارد شده از غرب، نیست بلکه امری است که در بین همۀ عقلا و همۀ امتها در هر زمانی مقبول و معمول بوده است هر چند شکل و کیفیت آن برحسب زمانها و مکانها مختلف خواهد بود. نکته ای که هر حزب سیاسی صالح باید به آن توجه داشته باشد این است که پیوسته مصالح و منافع مردم را باید بر مصالح و منافع حزبی و اشخاص و اعضای آن مقدم دارد. شورای فقها و وحدت رهبری ] سؤال ۲۰ آیا وقت آن نرسیده است که طرح امام شیرازی (ره) یعنی طرح شورای فقها و مراجع در شرائط کنونی به مرحله عمل و اجرا درآید؟ جواب در طرح فوق اگر آنچه از فقیه منتخب انتظار میرود فقط همان نظارت بر قوانین مصوّب و جاری کشور در اجرائیات و امور قضائی و مراقبت در جهت عدم
پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم عالم ۵۹۵ مخالفت آنها با احکام اسلام باشد بدون دخالت فقها در اجرائیات و اموری که فقیه تخصصی در آنها ندارد - طرح فوق طرح خوبی است و حتی مطابق با احتیاط نیز میباشد؛ زیرا در این طرح علاوه بر استفاده از نظرات و افکار سایر فقها و مراجع حمایت مقلدین سایر مراجع و فقها از نظام اسلامی نیز به دست آمده است، و همین حمایت موجب استحکام نظام در مقابل حوادث و طوفانها خواهد شد. اما اگر انتظار از فقیه دخالت در تمام امور و قرار گرفتن او در مسؤولیت اعلی در امور اجرائی قضائی و سایر امور مربوطه، باشد در این صورت هرچند وظیفه چنین فقیهی پرهیز از استبداد به رأی خود و لزوم مشورت در تمام امور با اهل خبره و سپس تصمیم گیری میباشد آنگونه که پیامبراکرم به امر خداوند چنین عمل مینمودند و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله (ای پیامبر در امر حکومت با مردم مشورت کن پس آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن) ، در این صورت که فقیه در رأس تمام ارگانها و امور کشور قرار میگیرد تعدد مقام مسؤول و شورائی شدن مسؤولیت فقها موجب تزلزل و اضطراب حاکمیت خواهد شد؛ و در تاریخ نیز سراغ نداریم که در یک زمان در یک منطقه چند نفر هر چند صالح و شایسته در رأس امور قرار گرفته باشند آنکه در رأس امور قرار میگیرد باید یک نفر باشد ولکن باید با اهل فکر و فقهای صاحب نظر مشورت نماید. در کتاب غر رو در رآمدی، ج ۲، ص ۸۶، حدیث ۱۹۴۱ از حضرت امیرا نقل نموده که فرمودند: «الشرکة فی الملک تؤدی الی الاضطراب شرکت در حاکمیت منجر به اضطراب و آشفتگی امور میشود). تفصیل این بحث را در جای مناسب خود باید ملاحظه نمود. والحمد لله ربّ العالمین. ۲۶ ربیع الاول ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۳/۱۸ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۳/۲۸ (۷۵) پاسخ به پرسشی پیرامون نظریه ولایت فقیه انتخاب مستقیم ولی فقیه برای مدت معین با وظیفه نظارتی و پاسخگویی ] جناب آقای [ ... ] دام توفیقه بسمه تعالی پس از سلام و تشکر از فعالیتهای علمی جنابعالی و اعتذار از عدم حال و مجال برای پاسخ مفصل به پرسشهای شما. سابقاً نصب فقها برای حاکمیت در عصر غیبت در ذهن اینجانب جا افتاده بود، و نوشتن دو پیام و مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی بر این اساس بود؛ و بیشتر فرمایش مرحوم آیتالله بروجردی در ذهن من مؤثر بود، که بعداً در کتاب «دراسات فی ولایة الفقیه» به آن اشکال کردم. (ج ۱، ص ۴۵۹) البته اگر فرضاً نظریۂ نصب صحیح باشد، مقصود نصب عنوان «فقها» میباشد، و طبعاً همۀ فقهای واجد شرایط منصوب میباشند و هیچ مقامی حق عزل برخی از آنان را ندارد؛ ولی نظریۀ نصب را من در کتاب دراسات نقد کرده ام، و فعلیت حاکمیت به نخب امت میباشد. اینکه فقیه منتخب غیر از رئیس قوه مجریه باشد امری بود که در مجلس خبرگان به احترام آیتالله خمینی (ره) انجام شد، وگرنه فقیه واجد شرایط باید به عنوان ریاست قوه مجریه و مقام مسؤول با بیعت انتخاب شود و مدت و حدود حاکمیت او باید تعیین شود؛ و بیعت یک قرارداد اجتماعی لازم العمل میباشد، و در تخلفات بزرگ مردم او را عزل میکنند در این رابطه به جلد اوّل دراسات (ص ۵۹۳) مراجعه فرمایید.
اینکه شخصی را به عنوان ولی فقیه انتخاب کنند و همۀ اهرمهای قدرت را در اختیار او قرار دهند و او پاسخگو نباشد و یک رئیس قوه مجریه انتخاب نمایند و مسؤولیتها را بر عهده او بگذارند در صورتی که اهرمهای قدرت در اختیار او نباشد یک تضاد لاینحل است و قابل دوام نیست یا باید ولی فقیه همان رئیس قوه مجریه باشد با پاسخگویی در برابر ملت و یا اگر فقیه حاضر نشد ریاست قوه مجریه را با مسؤولیت بپذیرد طبعاً او فقط به لحاظ تخصص فقهی خود باید ناظر باشد که قوانین و اجرائیات برخلاف موازین اسلامی نباشد، و اگر فرضاً در موردی قوانین پاسخگو نباشد و گره کوری پیدا شد و نیاز به اعمال ولایت شرعی باشد او با مشورت متخصصین اعمال ولایت کند نه اینکه در هر موضوعی بخواهد دخالت کند و کشور را به چالش بکشد. شما در این رابطه میتوانید به دو جزوۀ ولایت فقیه و قانون اساسی» و حکومت مردمی و قانون اساسی اینجانب مراجعه فرمایید. هر دو جزوه هم در سایت و هم در کتاب «دیدگاههای اینجانب موجود میباشند. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۸۱/۳/۲۸ - حسینعلی منتظری
پیام تسلیت در رابطه با زلزلهٔ استانهای قزوین و همدان بسم الله الرحمن الرحیم ۱۳۸۱/۴/۲ ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون (سورۂ بقره، آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷) با کمال تأسف خبر ناگوار وقوع زلزله در دو استان قزوین و همدان که موجب انهدام خانه ها و اماکن بسیاری از روستاها و کشته و مجروح شدن جمع کثیری از خواهران و برادران عزیز گردید و خسارات زیادی را در پی داشت دریافت نموده و بسیار متأثر شدم. ضمن تسلیت این مصیبت بزرگ به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و همۀ بازماندگان محترم و برادران و خواهران مسلمان، امید است خداوند قادر کریم همه از دست رفتگان عزیز را مشمول رحمت واسعه خویش قرار داده و آنان را با اولیای معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) محشور فرماید و به بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل صابران را عنایت فرماید. از متصدیان امور و همه برادران و خواهران متمکن انتظار میرود در جهت همدردی با مصیبت زدگان داغدار با ارسال کمکهای لازم وظیفه الهی و انسانی خویش را انجام دهند؛ و در این جهت برادران و خواهران مجازند از یک سوم سهم امام بدهی خود در این راه مصرف نمایند. والسّلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۴/۲ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۴/۷ «VV⟫ در مورد استقلال حوزۀ علمیه و قداست مرجعیت شیعه پاسخ به نامه مجمع مدرّسین و محققین حوزه علمیه قم) بسمه تعالی شماره ۱۳۲ - ۸۱/۳/۲۲ محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری مدظله العالی پس از سلام و آرزوی عزّت و سربلندی برای حوزه های علمیه و مرجعیت تشیع و آن مرجع بزرگوار، همان طور که مستحضر هستید یکی از افتخارات مرجعیت شیعه و حوزه های علمیه، حفظ هویت و استقلال آن از هر نهاد و قدرت سیاسی و حکومتی بوده است به گونه ای که حوزه های علمیه با عنایت حضرت ولی عصر (عج) و در پناه مراجع مکرّم و پشتیبانی مردم متدین همواره رسالت تعلیم و تزکیه و تهذیب نفس و تبلیغ و دفاع از اسلام و تشیّع را به دوش کشیده است، و این روندی بوده که حوزه ها را از هر گونه گزند و آسیبی مصون داشته است. ۶ متأسفانه در سالهای اخیر حوزه علمیه قم مرکز فرهنگ تشیع شاهد حرکات و جریاناتی است که جز تلخ فرجامی نتیجه ای نمیتواند در پی داشته باشد. عده ای که حتی نمیتوان نام گروه سیاسی بر آنها نهاد، به تحریک عواملی از بیرون حوزه را پایگاه ترویج افکار خود کرده و از این اهرم مقدس به دنبال برخورد با همه عالمانی هستند که در پی استقلال حوزه و حفظ قداست آن هستند. مدرسه فیضیه که عالمان پاک و فقیهان فرهیخته را در دامن خود پرورش داده است، امروز هر از چندگاهی به کانونی مبدل میگردد که با تزکیه تعلیم و تعلم فاصلهٔ زیادی دارد. بیانیه هایی بر دیوار این مدرسه و دارالشفاء چسبانده میشود و یا در اجتماعات خوانده میشود که علما و بعضی از مراجع را با ذکر نام و مشخصات مورد هتک و تهمت قرار میدهند جریده ای که به نام فیضیه منتشر میشد هیچ حریم و نزاکتی را نمیشناخت و به ساحت مرجعیت همواره جسارت میکرد به گونه ای که به خاطر تخلفات مکرّر محکوم به توقیف گشت.
در تجمعی که اخیراً این افراد در فیضیه داشتند علاوه بر توهین به افراد، حریم مرجعیت را نیز ۶ شکستند و هیچ پرهیزی نیست که در فردا و فرداها با هرکس سر ناسازگاری داشتند حریم ها را شکسته و اساس مرجعیت را مخدوش نمایند؛ کاری که سالهاست برخی اجانب با ارسال جاسوس و اعمال نفوذ در پی آن بوده و میباشند. متأسفانه اینگونه خودسریها که از سوی عده ای اعمال میشود اهداف آنها را محقق میسازد؛ و جای تأسف است که گاهی اجتماعاتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد که به نام شورای مدیریت منعقد میگردد. حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) با وجود جامعیت شرایط برای مرجعیت شیعه و تقلید اکثریت مردم از معظم له و عظمت معنوی و علمی غیر قابل انکار ایشان هرگز نخواستند پس از رهبری طوری در حوزه ها دخالت کنند که خدای نکرده استقلال حوزه در برابر حکومت اگرچه حکومت حق و مشروع خدشه دار شود تا جایی که تعیین اعضای مدیریت حوزه علمیه قم را به عهده مراجع موجود در حوزه ها گذاشتند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که وظیفه خود را حمایت از مرجعیت و استقلال حوزه ها میداند، ضروری میداند که این خطر را بدین وسیله محضر مراجع معزّز به عنوان متولیان حوزه ها یادآور شود تا با نفوذ و اعتباری که این بزرگان در میان مردم و حوزه ها دارند جلوی آسیبها را بگیرند تا اساس استقلال حوزه و مرجعیت مخدوش نگردد و نگذارند حوزه ها در دام گروههایی بغلطد که هیچ ارتباطی با حوزه ندارند مراجع مکرم نیک میدانند که امروز جوانان سر دو راهی قرار گرفته و این تحیر و تردید بیشتر به عملکرد برخی کسانی بر میگردد که به نام دین بر نارضایتی ها افزودند و یا اسلام را به گونه ای خشن و تهدیدآمیز بر سر منابر و تریبونهای عمومی مطرح مینمایند؛ و اگر امروز به عنوان حوزه علمیه تحرکاتی صورت گیرد که مباین علم و اخلاق و انسانیت و اصول اولیه اسلام باشد و به خاطر رضایت خاصه سخط عامه را در پی داشته باشد، چگونه میتوان از نسل جوان انتظار اقبال به حوزه ها و روحانیت را داشت؛ لذا تقاضا میشود تا دیر نگشته، آقایان مراجع و علمای بزرگ جلوی حرکتهای مشکوک و از بیرون هدایت شده را بگیرند و نگذارند حوزه های علمیه از رسالت تاریخی خود خارج و ابزار دست عده ای گردد. در پایان سربلندی مراجع عظام را در پناه ولی عصر (عج) آرزومندیم. (مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم)
در مورد استقلال حوزه علمیه و قداست مرجعیت شیعه بسم الله الرحمن الرحیم مجمع مدرّسین و محققین حوزه علمیه قم دامت برکاته ۵۶۰۳ پس از سلام و تحیت نامۀ شمارهٔ ۱۳۲ مورخه ۸۱/۳/۲۲ آن مجمع محترم که متضمن هشدار و اعلام خطر نسبت به برخی جریانات تند و تحرکات زننده و غیر منطقی از ناحیهٔ برخی عناصر غیر مسؤول و معلوم الحال در داخل حوزه علمیه بود واصل شد و شنیدم که نظیر این نامه برای همه حضرات آیات حوزه علمیه فرستاده شده است. ضمن تقدیر و تشکر از توجه آقایان محترم به خطر و عواقب سوء این گونه جریانات برای کیان و استقلال حوزه علمیه و قداست روحانیت و مرجعیت شیعه و احساس وظیفه آقایان نسبت به این موضوع یادآور میشوم: اینجانب خطری را که تذکر داده اید در حدود ده سال قبل کاملاً احساس کردم، و در این زمینه در تاریخ ۱۳۷۱/۱۲/۴ نامه ای مشروح به مرحوم آیتالله العظمی آقای گلپایگانی (طاب ثراه) نوشتم که متأسفانه عمر آن مرحوم وفا نکرد و فرصت کافی برای اقدام پیدا نکردند. متن نامه در کتاب خاطرات اینجانب (جلد ۲، صفحه ۱۵۲۷) ثبت است. منشأ اصلی وجود این قبیل جریانات تخریبی و تند در حوزه علمیه و در سطح کشور، تفکر و خط مشی غلطی است که میخواهد از قداست دین و روحانیت و حوزه های علمیه برای مقاصد سیاسی و تثبیت حاکمیت خود استفاده ابزاری نماید و در نتیجه تاکنون صدمات فراوانی به روحانیت و حوزه علمیه، بلکه اصل دین و مذهب وارد شده است؛ و به طور کلی رابطه بین نسل جوان کشور و دین و مذهب و روحانیت را تضعیف نموده است. احترام حاکمیت اسلامی به جای خود محفوظ ولی ما حق نداریم ارزشهای اسلامی و قداست و استقلال روحانیت را فدای نهادهای حاکمیت کنیم. حکومت باید دینی و بر اساس موازین اسلامی باشد ولی دین و روحانیت نباید حکومتی باشند و استقلال خود را از دست بدهند دین امری است الهی و معنوی که مردم پس از آموزش صحیح به اختیار خود آن را میپذیرند، و هیچگاه با زور و اکراه
به دست نمیآید لا اکراه فی الدین. مردم از مسیر دین به حاکمیت حق راه مییابند، ولی از مسیر حاکمیت و قدرت و اجبار پذیرای دین نمیباشند؛ بلکه اجبار نتیجه معکوس دارد و حاکمیت را نیز تضعیف میکند. جناح خاصی که در حاکمیت روز به روز پایگاه مردمی آن ضعیف تر میشود، برای حفظ موقعیت و قدرت و سلطه خویش استفاده ابزاری از دین و مذهب و حوزه ها را خط مشی خود قرار داده و دیگران را به بی دینی متهم میکند. این جناح انحصار طلب همه چیز را برای بقای قدرت سیاسی و اقتصادی خود به کار میگیرد، و ضربه ای که این خط مشی تاکنون به اسلام و روحانیت و حوزه های علمی وارد نموده است به این زودی قابل جبران .نیست متأسفانه هتک مرجعیت شیعه و ترور شخصیتهای علمی و دینی کشور که از اهداف دیرینه دشمنان اسلام و کشور بوده ناآگاهانه توسط این جریان مرموز داخلی در حال اجرا میباشد. ترور شخص و ترور شخصیت دو روی یک سکه هستند که برای مقاصد پلید و اجرای سیاستهای شیطانی انجام میشوند. اگر دشمنان اسلام برای شکستن حریم و استقلال مرجعیت شیعه که بارها در مقاطع حسّاس از استقلال و قدرت مردمی آن ضربه خورده اند میلیاردها تومان خرج میکردند نمیتوانستند اینگونه که از ناحیهٔ این قبیل جریانات انجام شده عمل نمایند. انتظار میرود از ناحیه حضرات آیات بزرگوار و اساتید محترم و فضلای متعهد و آگاه حوزه علمیه قم برای نجات آن از خطرات اقدام اساسی و هماهنگ انجام شود. حوزه علمیه قم که فعلاً چشم امید جهان تشیع به آن دوخته شده است امانتی است الهی که به آقایان محترم سپرده شده و طبعاً مسؤولیت حفظ استقلال و عظمت آن بر عهده آنان میباشد. تا زمانی که سرنوشت حوزه از خارج آن و توسط عناصر و ارگانهای منتسب به حاکمیت تعیین میشود و عناصری معلوم الحال و خودسر، تحت حمایت برخی ارگانهای سیاسی و نظامی با زنده باد و مرده باد گفتن و حمله به شخصیت ها و علمای دینی حوزه علمیه را ملعبه و جولانگاه مقاصد سیاسی خود قرار میدهند وضعیت حوزه علمیه روز به روز بدتر خواهد شد.
در مورد استقلال حوزه علمیه و قداست مرجعیت شیعه ۵۶۰۵ اینجانب در شرائط تحمیلی فعلی و حصر خانگی امکان فعالیت در این زمینه را ندارم ولی از همه بزرگان و آیات و اساتید محترم و طلاب جوان حوزه انتظاره میرود در حد توان خویش از راههای منطقی و معقول چاره اندیشی نمایند. اگر با سکوت و بی تفاوتی ما اعتبار و قداست این میراث عظیم تشیّع مخدوش گردد و استقلال و عظمت آن از بین برود در برابر خدای بزرگ و نسل آینده چه جوابی خواهیم داشت؟! از خداوند قادر متعال عزّت و عظمت اسلام و کشور و صیانت حوزه های علمیه را مسألت مینمایم. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ضمیمه ۱۶ ربیع الثانی ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۴/۷ قم المقدسة - حسینعلی منتظری بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی گلپایگانی دامت برکاته پس از سلام و تحیت به عرض میرساند حوزه علمیه قم (صانها الله تعالی عن الحدثان) با وسعتی که پیدا کرده و از هر جهت مورد توجه عالم تشیّع و دوست و دشمن قرار گرفته، اینک زعامت و حفظ استقلال و عظمت آن عملاً به عهده حضرتعالی گذاشته شده و قهراً تحمل زحمات در این راه موجب خشنودی خدا و اجر عظیم خواهد بود. خاطر شریف مستحضر است که عظمت حوزه های علمیه شیعه همیشه مرهون استقلال آنها و جدائی از مراکز قدرت بوده است معیار فضیلت ها در حوزه های علمیه باید درجات علمی و تقوا و جنبه های معنوی و بزرگ منشی اشخاص باشد؛ و اداره شؤون حوزه باید در داخل آن به دستور زعیم حوزه و به تصدی منصوبین از قبل او انجام شود. در چنین حوزه ای است که ممکن است امثال شیخ انصاری و میرزای شیرازی (قدس سرهما تربیت شوند که علاوه بر درجات علمی و معنوی دارای
استقلال فکری و قاطعیت بودند و تحت تأثیر قدرتهای مادی و سیاسی جهان قرار نمیگرفتند. ولی متأسفانه مشاهده میشود که مسیر حوزه علمیه قم به سمتی است که در آینده چیزی شبیه حوزه های دولتی اهل سنت خواهد شد که از خود استقلال ندارند و حقوق بگیران حکومتها، هستند و بالاجبار ثناگوی دولت ها و ابزاری در دست مراکز قدرت و ملعبۀ سیاستهای حاکم میباشند دولت ها و مراکز قدرت هرچند خوب و صالح باشند ولی بالاخره وابستگی به آنها استقلال فکری و قاطعیت را از علمای حوزه ها خواهد گرفت. این درست است که دین مقدس اسلام از سیاست جدا نیست، ولی این بدان معنی است که حوزه های علمی و دینی باید سیاست ممالک اسلامی و مسلمین را مورد توجه قرار دهند و حتی المقدور جلوی اشتباهات و انحرافات را بگیرند، نه اینکه حوزه و علمای اعلام ابزار سیاستهای حاکم باشند. شورای مدیریت حوزه علمیه قم هر چند صادقانه عمل کنند ولی وقتی میتوانند عظمت حوزه را حفظ نمایند و حوزه را در مسیر صحیح قرار دهند که ارگانهای حاکم کشور، حوزه و افراد حوزه را به صورت عوامل سیاستهای خود قرار ندهند؛ و روی همین اصل بود که مرحوم امام (ره) در وقتی که قدرت داشتند مع ذلک چون در حوزه نبودند برای نظم حوزه و تشکیل شورای مدیریت نظر حضرتعالی را مورد توجه قرار دادند و خودشان کمتر دخالت میکردند. سیاست بازی و قدرت زدگی در حوزه علمیه قم بشدّت رو به گسترش است و عملاً به جای رشد ارزشهای علمی و معنوی وابستگی به قدرت و سیاست و شؤون دنیوی رشد پیدا می.کند در حوزه علمیه پایگاههائی احداث شده که طلاب و محصلین ساده لوح را به صورت ثناگو و زنده بادگو در میآورد و بر اساس اهدافی که از خارج حوزه تعیین و شعارهایی که دیکته میشود طلاب و فضلای حوزه را به این طرف و آن طرف میکشند. آیا با این وضع حضرتعالی انتظار دارید در آینده فقهای اصیل و جامع الشرائط و علمای قاطع و خدمتگزار به عالم اسلام و تشیع که مخالف هوی و مطیع لامرالله باشند داشته باشیم؟ من اطلاع دارم که بسیاری از علما و فضلای حوزه علمیه از وضع موجود ناراحت هستند و نظرشان متوجه تصمیم حضرتعالی است.
در مورد استقلال حوزه علمیه و قداست مرجعیت شیعه ۵۶۰۷ بجاست حضرتعالی به وسیلۀ شورای مدیریت جدید و یا به هر وسیله ای که صلاح میدانید جلوی دخالتهای بیجا را بگیرید. احتیاج ارگانهای دولتی به اهل علم و روحانیین برای تصدی امر قضا و ارشاد و تبلیغ البته باید در حوزه علمیه مورد توجه قرار گیرد و در این جهت با آنها همکاری شود ولی این امر مستلزم دخالتهای بیجای ارگانهای دولتی در حوزه و ملعبه قرار دادن طلاب جوان و ساده لوح و تحریک آنان در مسیر سیاست بازیهای آنان نیست؛ و بالاخره اگر حضرتعالی اقدام نکنید و چاره ای نیندیشید در آینده ای نه چندان دور حوزه علمیه قم هویت معنوی و استقلال و عظمت خود را از دست خواهد داد و در نتیجه ملت نیز از روحانیت منقطع خواهد شد. دولت حتی اگر بخواهد امکاناتی از قبیل بهداشت و بیمه و امثال اینها را در اختیار روحانیت و حوزه قرار دهد باید از مسیر ریاست حوزه و تحت نظارت او باشد. البته میدانیم که علما و طلاب معصوم نیستند و ممکن است از ناحیه بعضی از آنان اشتباهات و یا خلافهائی بروز نماید ولی برای جلوگیری از آنها باید از طرف شورای مدیریت حوزه هیئتی مأمور رسیدگی و تذکر دادن و توبیخ و تنبیه متهمین تعیین شود که خودشان مسائل را بررسی و حل نمایند و یا نهایتاً از طرف آنان به محاکم قضائی رسمی ارجاع شود قدرتمندان معمولاً گرههائی را که از دست باز میشود با دندان باز کنند و این امر صحیحی نیست امید است حضرتعالی به هر نحو صلاح میدانید میاقدامات لازمه را مبذول دارید. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱ رمضان المبارک ۱۴۱۳ - ۱۳۷۱/۱۲/۴ حسینعلی منتظری
«VA⟫ پاسخ به سؤالاتی در مورد آزادیهای اجتماعی بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیتالله العظمی منتظری مرجع آزاده ۱۳۸۱/۵/۷ با سلام، متأسفانه حصر غیرقانونی و تحریم مطبوعاتی شما سبب شده است تا نظرات حضرتعالی به عنوان یک متخصص فقه به راحتی در اختیار عموم مردم و صاحب نظران قرار نگیرد؛ لذا یکی از وسائلی که میتوان از نظرات حضرتعالی مطلع شد و به تبادل نظرات پرداخت همین نامه ها و سؤالات است. حضرتعالی علی رغم مشکلات در حصر و مشغله فراوانی که دارید تاکنون برخوردی پدرانه و مسئولانه با این نوع سؤالات داشته اید که شایان تقدیر است و سبب ایجاد سنت حسنه در حوزه ها میشود که با سؤالات و نظرات با تکبر برخورد نکنند که والله ارحم الراحمین. لذا سؤالاتی از حضرتعالی دارم که پاسخ استدلالی و قرآنی شما کمافی السابق موجب تشکر خواهد بود. سؤالات مربوط به احکام معمولاً توسط روشنفکران دینی پیش پا افتاده تلقی شده و تاکنون طرح نشده اند؛ در صورتی که همین مسائل شرعی یکی از ارکان استبداد دینی در محدود کردن آزادیهای اجتماعی است. بنابراین طرح این سؤالات مربوط به احکام عملیه فقهی را دارای ابعاد اجتماعی دانسته و پاسخ شما به روشن تر نمودن زیربناهای فقهی درباره آزادیهای اجتماعی کمک خواهد کرد. بسم الله الرحمن الرحیم) با تشکر دکتر مسعود امید ۲۷ تیر ۱۳۸۱ جناب آقای دکتر مسعود امید دام توفیقه پس از سلام پاسخ مفصل به پرسشهای جنابعالی در نامه نمیگنجد، لذا پاسخ اجمالی هر پرسش را در ذیل آن یادآور میشوم
پاسخ به شبهه ای در مورد مسکرات] س ۱ - اسلام مسکرات را حرام میداند مسکر نیز هر چیزی است که انسان را از حالت طبیعی و هوشیاری خارج سازد. لذا اولاً: چرا هر نوع وجود الکل در نوشیدنی ها یا سس غذا توسط فقها حرام شده است، حتی اگر مقدار آن ناچیز بوده و مصرف کم آن سکرآور نباشد؟ حرمت وجود الکل چه اساس قرآنی دارد؟ با توجه به اینکه الکل با درصد پایین برای کارکرد سالم سیستم گوارش مفید نیز هست. چرا فقها به محتوای سکرآور توجه نکرده اند و هر نوع الکل با هر میزان غیر سکرآوری را نیز حرام کرده اند؟ ثانیاً: مواد مخدری چون تریاک و هروئین که بسیار سکرآورتر و مخدرتر از آبجو است چرا توسط فقها تحریم نشده است و حتی مصرف تریاک در بین برخی از فقها و روحانیون رایج نیز هست؟ آیا تمایلات و عادتهای شخصی در این نوع فتاوای فقهی دخالت ندارد؟ جواب در آیه ۹۰ سوره مائده میخوانیم (انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه در این آیه عنوان خمر را به نحو اطلاق رجس و از، عمل شیطان شمرده و به اجتناب از آن امر نموده است و اطلاق لفظ شامل یک قطره از آن هم میشود؛ و در اشربه محرّمه کتاب وسائل بابی را منعقد نموده بدین عنوان: ما اسکر کثیره فقلیله حرام آنچه زیاد آن مست میکند کم آن نیز حرام است؛ و در این باب دوازده روایت که سند غالب آنها صحیح است آورده است، از جمله به سند صحیح از امام صادق نقل نموده: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : «کل مسکر حرام، و ما اسکر کثیره فقلیله حرام» رسول خدا فرمودند: هر مسکری حرام است، و آنچه زیاد آن مست میکند کم آن نیز حرام است. و برحسب حدیث معروف «ثقلین» که سنی و شیعه آن را از رسول خدا نقل کرده اند گفتار عترت پیامبر همچون کتاب خدا حجت است و باید به هر دو تمسک جست. و بالاخره مسأله از نظر احادیث و فقه قابل تردید نیست و اسکار حکمت حکم است نه علت و تمام موضوع حکم تا با کم شدن موضوع، حکم تغییر کند. و اما مواد مخدر چون صریحاً در کتاب و سنت مورد نهی واقع نشده اند لذا حرمت آنها مانند سایر اشیاء تابع مضر بودن آنها میباشد، و چون مقدار کم آنها مضر نیست طبعاً دلیلی بر حرمت آن نداریم. واله وسا
پاسخ به سؤالاتی در مورد آزادیهای اجتماعی در نکاح مبرز قولی لازم و در معاطات مبرز عملی کافی است ] ۵۶۱۱ س ۲ - رضایت طرفین ملاک شرعی بودن عقود است. آیا این رضایت طرفین» یک قاعده عام است یا محدود به معاملات است؟ اگر عام است آیا حکومت اسلامی مجاز است مانع از روابط آزاد دختر و پسرانی که بالغ هستند بشود و تراضی طرفین را ندیده بگیرد؟ اگر تراضی طرفین یک قاعدهٔ عام نیست آیا با توجه به اینکه فقها «ازدواج را نیز جزو عقود میدانند نمیتوان این قاعده را در مورد روابط جنسی نیز صادق دانست؟ در هر صورت ملاک قرآنی خود را عنوان نمایید. جواب نکاح یکی از عقود عقلایی و شرعی است و در همه عقود و از جمله نکاح، رضایت قلبی طرفین و مبرز عملی یا قولی لازم است؛ در غیر نکاح، مبرز عملی معاطات - کافی است، ولی در نکاح به جهت اهمیت آن و اینکه زیربنای تأسیس خانواده است احتیاط کرده اند که مبرز قولی صریح در بین باشد تا تردیدی در میان نباشد، و عربی بودن نیز از باب احتیاط و تأسی به عمل پیامبر و ائمه است؛ ولی اگر به کسی که عربی بداند دسترسی نداشته باشند دو طرف میتوانند به زبان خودشان عقد را جاری نمایند. و اما روابط پسر و دختر اگر در چهارچوب شرع باشد و اختلاط آنان موجب وقوع در حرام نباشد اشکال ندارد و حکومت اسلامی نباید از آن مانع شود؛ ولی اگر به شکل نامشروع، باشد حکومت اسلامی میتواند در حد ضرورت از آن جلوگیری نماید؛ ولی تندرویها و برخوردهای خشن که موجب تنفر از دین میشود جایز نیست. - س ۳۔ حضرتعالی تئوریسین ولایت فقیه هستید و اخیراً آن را در حد نظارت فقیه طرح کرده اید؛ آیا این نظارت دارای حق و تو در برابر انتخاب ملّت نیز هست؟ اگر آری که دیگر نظارت نیست بلکه همین ولایت مطلقه است و اگر خیر دیگر چه ضرورتی به وجود شورای نگهبان که حق وتوی مصوبات مجلس را دارد؟ جواب برای پاسخ به این سؤال به پاسخهای اینجانب به سؤال پنجم و ششم خودتان که در تاریخ ۱۳۸۱/۲/۳۱ نوشته شده و در سایت موجود است مراجعه
فرمایید و برای تفصیل میتوانید به کتابچه حکومت مردمی و قانون اساسی» اینجانب که در سایت موجود میباشد مراجعه نمایید. س ۴ آیا فقها وظیفه بشیر و نذیر را در رساندن پیام شرع به مردم دارند یا موظف به اجرای شرع و تحمیل آن به مردم هستند؟ اگر شق اوّل صحیح است آیا حجاب اجباری از نظر شما شرعی است؟ آیا میتوان حکمی را اجباری کرد و افراد تحت حکومت اسلامی را به منافقانی که در بین دوستان یک نوع پوشش دارند و در خیابانها پوششی دیگر تبدیل نمود؟ آیا این آثار اجتماعی اجرای اجباری احکام شرعی را شرعی میدانید؟ :جواب در رابطه با مسأله حجاب نیز به پاسخ سؤال ۲ خودتان که در تاریخ فوق نوشته شده مراجعه فرمایید. س حجاب اجباری و بی حجابی اجباری ] ۵- ممالکی که از نظر فقها بلاد کفر هستند کشورهای غربی دارای حکومت سکولار) به مسلمانان این آزادی را میدهند که پوشش خود را داشته باشند و مثل آتاتورک و رضاشاه بی حجابی را اجباری نمیکنند با توجه به اینکه ادعای فقها این است که اسلام دین رحمت است چرا وقتی یک خانم بی حجاب خارجی خبرنگاران و هیأتهای دیپلماتیک) وارد کشور اسلامی میشود به پوشش او احترام نمیگذارند و او را مجبور به پوشش اسلامی میکنند؟ آیا حجاب اجباری تفاوتی با بی حجابی اجباری در سلب آزادی پوشاک افراد دارد؟ حجاب اجباری چه دلیل قرآنی دارد؟ جواب درست است که وظیفهٔ اصلی فقها تبلیغ اصول و معارف و اخلاق و احکام اسلامی است، ولی توجه دارید که تشریع قوانین و احکام اسلامی به منظور عمل و اجرای آنها میباشد و فراهم نمودن شرایط و زمینهٔ پیاده شدن موازین اسلامی توسط مردم نه با زور و اکراه - مستلزم حاکمیت یک قدرت اجرایی است که با بیعت و انتخاب خود مردم به دست آمده باشد و مردم پشتیبان آن باشند. اگر اکثریت مردم یک کشور مسلمان باشند و طبعاً احکام اسلام و اجرای آنها را پذیرفته و به آن علاقه مند، باشند و این مردم به اختیار خود نه با زور یا شانتاژ با فقیهی عادل و آگاه به موازین
پاسخ به سؤالاتی در مورد آزادیهای اجتماعی ۵۶۱۳ اسلامی بر این اساس که او از راههای معقول و منطقی زمینهٔ جاری شدن دستورات اسلام را فراهم نماید - بیعت کردند در این صورت حاکمیت دینی میتواند از مسیر تصویب قوانین مانع تظاهر به محرمات الهی و از جمله تظاهر به بی حجابی اقلیت افراد کشور در ملأعام شود؛ زیرا تظاهر اقلیت به بی حجابی بسا مشوّق بی عفتی شود و آن را رواج دهد و موجب تضییع حقوق اکثریت طرفدار حجاب گردد؛ همچنین است تظاهر به سایر محرمات اسلامی هیچگاه مردم عاقل مصالح و خواست اکثریت جامعه را فدای هوا و هوس اقلیت نمیکنند و اما کیفیت ورود و تردّد زنان دیپلمات و یا خبرنگار و یا توریست وابسته به کشورهای خارج در داخل کشور تابع قراردادهای سیاسی ای است که کشور اسلامی با کشورهای غیر مسلمان منعقد مینماید. اگر حاکم اسلامی تظاهر به محرّمات الهی یا بی حجابی را برای جامعه اسلامی مضرّ تشخیص دهد میتواند ورود و تردّد و رفتار آنان را محدود نماید و جلوی تظاهر به آنها را بگیرد. س ۶- همان طور که مطلع هستید بسیاری از روحانیون در ایام کشته شدن عُمَر جلسۀ جشن و سرور دارند و به روایاتی استناد میکنند که به رفع القلم» معروف است. طبق این روایات ارتکاب هر گناهی برای شادمانی به منظور قتل عمر واجب است و ملائک آن را ثبت نمیکنند. آیا شما این روایات را معتبر میدانید و چنین جلساتی را که گاهی فساد جنسی نیز در آنها روی میدهد شرعی میدانید؟ جواب: رفع القلم به معنایی که در سؤال آمده است هیچ مدرک عقلی و شرعی ندارد و موضوع مذکور در سؤال به هیچ وجه مجوّز ارتکاب گناه نمیباشد. ان شاءالله سالم و موفق باشید. ۱۳۸۱/۵/۷ - حسینعلی منتظری
۱۳۸۱/۵/۷ (۷۹) پاسخ به سؤالاتی در رابطه با آیات سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر و در مورد اهل کتاب بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و درود به فقیه عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری، عزیز مردم حقیقت جو سلام علیکم و رحمة الله و برکاته بنده شانزده سال است در آلمان زندگی میکنم و در هیچ گروهی نیستم و ان شاء الله خادم اهل بیت باشم. در طول این سالها موفق نشده ام به ایران سفری داشته باشم. از اینکه امروز از اینترنت استفاده میکنیم و از اینکه مستقیماً شما نامه مرا میخوانید و جواب میدهید خدایم را شکر میکنم شرمنده هستم که وقت پرارزش شما را میگیرم ما در اینترنت در پالتاک (www.paltalk.com بیشتر از یک سال است که اطاق اسلامی ایجاد کرده ایم. روزی بیشتر از پانصد نفر ایرانی وارد پالتاک میشوند و در اطاقهای گوناگون بحثهای مختلف میکنند و امکان صوت و نوشتار و دوربین عکس در این اطاقها موجود میباشد؛ و این پالتاک معروفترین چت در دنیا میباشد. حرکت اسلامی به زبان عربی زیاد میباشد و آیتالله فضل الله نیز چند ساعتی در ماه با اطاقی که به نام وی است مستقیم به جواب سؤالات میپردازند. بعد از عاشورا ما نیز تماس مستقیمی روزانه با حرم حضرت معصومه (س) و حرم حضرت امام رضا (ع) داریم ولی چون اکثریت از خارج ایران تماس میگیرند و پاسخ صحیح به مسائل شرعی داده نمیشود از شما تقاضا دارم در صورت امکان ماهی حتی نیم ساعت هم شده به ما هدیه کنید. افرادی که در خارج متولد شده اند گاهی فقط سخن فارسی را بلد هستند و حتی حروف فارسی را نمیتوانند بخوانند. نقش شما و یا نماینده ای که برای ما میفرستید برای اینترنت باعث میشود که افراد در هر جا که هستند بتوانند اسلام واقعی را لمس کنند، و چیزی شیرین تر و
جذاب تر از اسلام حقیقی وجود ندارد. من چند روز پیش شاهد بودم که فرد اهل کتاب ایرانی ای که در کانادا زندگی میکند مسلمان شد. ما تمام سؤالات را جمع میکنیم و در هنگام پاسخگویی قدرت صوت و نوشتار را از همه میگیریم که مزاحمتی ایجاد نشود زیرا همه جور افراد وارد اطاق میشوند. ما اجازه بحث سیاسی نمیدهیم و سعی میکنیم که همیشه فقط بحث دینی صورت گیرد؛ و چون سنی و اهل کتاب نیز در اطاق وجود دارد، سعی میکنیم بیشتر از آیات قرآن کریم مسائل پاسخ داده بشود. خوشحال میشوم اگر در این راه شما ما را هدایت و ارشاد کنید که ما همان را دنبال داشته باشیم. اگر نماینده ای از طرف شما با من تماس بگیرد من تمام اطلاعات از اطاقها و ایجاد اطاق و کنترل اطاق را میتوانم در فرصت کوتاهی آموزش بدهم. ما در حال حاضر بحث اهل کتاب را میکنیم. من اطلاعات دینی خیلی ناچیز دارم و در این باب تا به حال نتوانستم کمک مفیدی داشته باشم، ولی برای اینکه این سنگر اسلام خالی نماند مشغول به کار شدم و وقتی سؤالات شرعی میشود مشکلاتی ایجاد میشود دعا و سخنرانی استاد شهید مطهری را دائم پخش میکنیم و همیشه سعی میکنیم مراسم خوبی پخش کنیم مانند کار یک رادیو نظر فقهی شما را همه قبول دارند و دوست داریم مستقیم نظرات شما را بدانیم خیلی ممنون که این نامه را خواندید. من از خداوند طول عمر و سلامتی شما را آرزومندم، مرا ببخشید که اینگونه جسارت کردم و وقت شما را گرفتم امیدوارم که موجب آزار نشده باشم. سؤال در مورد اهل کتاب در اسلام داریم به امید اینکه هم به زودی جوابهای شما را دریافت کنم اینکه بتوانیم صدای شما را در اینترنت حتی اگر هم به صورت ضبط شده باشد پخش کنیم و ده وهم بشنویم. والسّلام علاءالدین بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آقای علاءالدین دام توفیقه پس از سلام و تقدیر و تشکر از فعالیتهای دینی و فرهنگی جنابعالی و اعتذار از تأخیر جواب، هرچند پاسخ مفصل به پرسشهای دهگانه شما در نامه مختصر نمیگنجد ولی پاسخ مختصر هر یک را در ذیل آن یادآور میشوم:
پاسخ به سؤالاتی در مورد اهل کتاب ۵۶۱۷ س ۱ - آیاتی که خطاب به زنان پیامبر شده است آیا حالت حکم شخصی و اخلاقی دارد؟ و چرا احکام شخصی و اخلاقی از احکام عمومی که مجازات نیز دارد تمیز داده نمیشود؟ و آیا آیه ۳۲ سورۂ احزاب برای زنان اهل کتاب نیز میباشد؟ یعنی اگر نازک و نرم سخن بگویند و در عموم بخندند در اسلام مورد مجازات میتوانند قرار بگیرند در حالتی که حتی بعضی مردها صدای جذاب و نرمی میتوانند داشته باشند و نیز در عموم میخندند. در حال درس روخوانی قرآن، زنان مسلمان در اطاق اینترنت قرآن کریم را تلاوت میکنند آیا این نیز اشکالی دارد؟ جواب در رابطه با آیه ۳۲ سوره احزاب و آیات قبل از آنکه خطاب به زنان پیامبر میباشد نکته هایی را تذکر میدهم: صلی الله علیه الف از اینکه همانند نبودن زنان پیامبر با زنان دیگر به :جمله ان اتقیتن مشروط شده به دست میآید که مجرّد زن پیامبر بودن موجب برتری آنان نمیشود، بلکه اگر با تقوا همراه باشد موجب برتری خواهد بود. ب زن پیامبر بودن موضوع یک حکم اختصاصی غیر از احکام سایر زنان مسلمان نمیباشد، بلکه موجب تأکید همان احکام میشود؛ همه زنان مسلمان نسبت به احکامی که در آیات فوق ذکر شده مانند نازک و رقیق نکردن صدا در برابر مردان نامحرم قول به، معروف عدم تبرّج و ظاهر شدن با زینت و غیر اینها یکسان هستند، ولی این احکام نسبت به زنان پیامبر مورد تأکید واقع شده، لذا در آیه های ۳۰ و ۳۱ گناه نافرمانی و همچنین اجر و پاداش آنان را مضاعف ذکر کرده است. از لحاظ اجتماعی و اعتبار عقلایی نیز چنین است؛ زیرا جایگاه رهبران در بین مردم دارای ویژگی خاصی میباشد و آنان در هر حال الگوی مردم میباشند و توقع از آنان بیشتر است و طبعاً زنان و بستگان آنان نیز هر کدام در حد خود به نحوی الگوی مردم میباشند و رفتار و گفتار مثبت و منفی آنان تأثیر خاصی روی دیگران خواهد داشت. و بالاخره زنان پیامبر حکم خاصی و رای احکام سایر زنان ندارند، بلکه انتظار و توقع مردم و صاحب شریعت از آنان در مقایسه با دیگر زنان بیشتر میباشد و لازم است بیشتر دستورات را رعایت نمایند.
ج هر چند در فقه اسلام مسأله ای مطرح است که آیا فروع فقهی شامل کفار نیز میباشد و یا آنان فقط به اصول مکلف میباشند؟ ولی برحسب ظاهر، مخاطب به آیات سوره احزاب و همچنین آیهٔ ۳۱ سوره نور در رابطه با حجاب و پوشش، زنان مسلمان میباشند. لیکن اگر کفّار موجود در بلاد اسلامی در عقد ذمه متعهد شده باشند که به خاطر مصالح جامعه اسلامی زنان آنان نیز بدون حجاب و به حالت تحریک آمیز در ملأعام تردد نکنند باید به تعهد خویش عمل نمایند و حاکم اسلامی میتواند آنان را به آن ملزم نماید. د مقصود از جمله * فلا تخضعن بالقول خارج نمودن صدا از حال عادی به حالتی است که معمولاً تحریک کننده شهوت در مردها و موجد طمع در دل افراد ناسالم میباشد، و لذا به دنبال آن آمده است فیطمع الذی فی قلبه مرض، پس اگر صدای زن در خواندن قرآن یا دعا یا خطابه به حالت عادی باشد هر چند ممکن است به خاطر ظرافت طبیعی ای که در صدای زن وجود دارد بعضی مردها تحریک شوند ولی بر آنان واجب نیست کاری کنند که صدای معمولی آنان را نیز مرد اجنبی نشنود، حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام الله علیهما) در مجامع عمومی خطبه میخواندند؛ لیکن اگر کسی فرضاً از صدای عادی زن نیز تحریک میشود او نباید گوش بدهد. س ۲ آیا همه اهل کتاب کافر و نجس میباشند؟ آیا میتوان با استناد به سوره بقره آیه ۶۲ گفت که همه اهل جهنم نیستند؟ جواب مقصود از کافر بودن اهل کتاب کافر بودن نسبت به اسلام است نه نسبت به مبدأ و معاد و به نظر اینجانب اهل کتاب - یهود، نصاری و مجوس - ذاتاً نجس نیستند و نجاست آنان عارضی است؛ به جهت عدم اجتناب از خوک و خمر و میته و امثال اینها مسلمان نیز اگر از اینها اجتناب نکند نجاست عارضی دارد. پس اگر اهل کتاب دست و بدن خود را بشویند پاک میشوند. و آنچه از آیه ۶۲ سوره بقره فهمیده میشود این است که اگر کسی پس از تحقیق و تفحص به یکی از ادیان الهی اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است؛ ولی این معنا دلیل بر حقانیت واقعی
پاسخ به سؤالاتی در مورد اهل کتاب ۵۶۱۹ همه ادیان در همه زمانها، نیست در هر زمان و هر مکان واجب است افراد نسبت به تشخیص دین حق تفحص و تحقیق نمایند؛ و اگر کسی به حقانیت اسلام در این زمان پی برده باشد و با این حال از روی عناد و تعصب یا سایر انگیزه ها زیر بار حق نرود، اهل نجات نمیباشد. با قطع نظر از آیه ۶۲ سوره بقره اگر کسی پس از تحقیق و تفحص و بدون تعصب به دینی معتقد شد و بر طبق موازین آن عمل نمود بر خداوند قبیح است که او را عذاب نماید، زیرا از مصادیق ظلم محسوب است؛ و به اصطلاح اگر کسی از روی جهل و اشتباه راه خلافی را طی نمود ولی جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهی نخواهد بود؛ هر چند در اثر اشتباه مسیر مسیر کمالات و مقامهایی را که ممکن بود از مسیر حق به دست آورد طبعاً از آنها محروم خواهد بود. س ۳- آیا کشوری که اکثریت اهل کتاب هستند مانند کشورهای غربی، میتوان این کشورها را کشور کفر و بلدکفار نامید؟ جواب: اگر مقصود از کافر منکر مبدأ و معاد باشد بر اهل کتاب صدق نمیکند: زیرا آنان به مبدأ و معاد اعتقاد دارند و اگر مقصود منکر نبوت پیامبر اسلام باشد، آنان به این معنا کافر میباشند اصل کلمه کفر» به معنای پوشیدن چیزی است، کسی که حقیقت را بپوشاند و برخلاف آن سخن گوید کافر است. س ۴ با در نظر داشتن اینکه هم ازدواج و هم ذبح اهل کتاب مراسم خود را دارد (آیه ۵ سوره مائده) آیا میتوانند مسلمانان این مراسم را به رسمیت نشناسند و آیا ازدواج با زن اهل کتاب جایز میباشد؛ و غذاهای مانند گوشت گاو و گوسفند و مرغ آنها حرام و نجس میباشد، و آیا سبزی و لوبیا و... از اهل کتاب حرام و نجس میباشد؟ . جواب ازدواج اهل کتاب اگر طبق موازین دین خودشان انجام شود، از نظر اسلام رسمیت دارد و احکام زن و شوهر بر آنان مترتب است و ازدواج اهل کتاب با زن مسلمان جایز نیست ولی ازدواج مرد مسلمان با زنی که از اهل کتاب باشد، اگر ازدواج موقت باشد بدین گونه که مدت و مهر معین شده باشد اشکال ندارد، و ازدواج
دائم با زن کتابی بین فقها محل بحث است؛ و منشأ اختلاف، روایات وارده از ائمه اطهار است؛ و بسا جملهٔ اذا آتیتموهن اجورهن در آیه ۵ سوره مائده به قرینه کلمه اجر» ظاهر در ازدواج موقت باشد؛ و بالاخره احتیاط در ترک ازدواج دائم است. در رابطه با طعام اهل کتاب که در آیه نامبرده ذکر شده در اخبار وارده از ائمه به گندم و حبوبات تفسیر شده و گفته اند شامل ذبیحه اهل کتاب نمیشود، پس استفاده از نان و حبوبات آنان بی اشکال است؛ و بسا همین آیه بر پاکی و طهارت اهل کتاب دلالت داشته باشد. برای تفصیل در این مسائل باید به کتابهای تفسیر و حدیث و فقه مراجعه نمود. و برحسب حدیث ثقلین که سنی و شیعه آن را از پیامبر نقل کرده اند کتاب خدا و عترت پیامبر هر دو برای ما حجت میباشند و باید به هر دو تمسک جست. س ۵ آیا میشود اهل کتاب را به رفتن به جهاد اجبار کرد و مورد مجازات قرار داد؟ جواب: جهاد بر دو قسم است جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی برای دعوت به اسلام هرچند به نظر اینجانب برگشت جهاد ابتدایی نیز به جهاد دفاعی است و بالاخره اگر جهاد برای دفاع در برابر دشمن مهاجم باشد که به کشور و ملت حمله کرده است، طبعاً به حکم عقل و وجدان بر هر شهروندی که توان داشته باشد دفاع لازم است و حاکمیت حق دارد آنان را بسیج نماید؛ و اگر هدف از جهاد دفاع از اسلام و ارزشهای اسلامی باشد الزام و اجبار اهل کتاب که به اسلام اعتقاد ندارند نسبت به آن جایز نیست. س ۶ آیا میشود از اهل کتاب به زور جزیه گرفت و حتی با آنها در این رابطه جهاد کرد؟ جواب: اهل کتابی که در سایه حاکمیت اسلام و در کشور اسلامی زندگی میکنند و حاکمیت حقوق آنان را تضمین کرده است گرفتن جزیه از آنان در برابر گرفتن زکوات و اخماس و سایر مالیاتهای اسلامی است که از مسلمانان گرفته میشود. و همانگونه که حاکمیت اسلامی برای رفع نیازهای عمومی میتواند مسلمانان را به پرداخت زکوات و اخماس مجبور نماید اهل ذمه را نیز میتواند به دادن جزیه مجبور کند.
پاسخ به سؤالاتی در مورد اهل کتاب ۵۶۲۱ و به طور کلی اهل کتاب که در کشور اسلامی زندگی میکنند برای تضمین حقوق خود در عقد ذمه به پرداخت جزیه متعهد میشوند؛ و در صورت تخلف از تعهدات خود الزام آنان جایز میباشد. س ۷۔ آیا اجازه گرفتن زن از شوهر از احکام شخصی و اخلاقی نیست؟ و آیا میتوان از زن اهل کتاب جواز کتبی شوهر با تاریخ و امضا برای خروج وی از خانه یا مملکت را درخواست کرد؟ جواب در اسلام برای زن و شوهر بر یکدیگر حقوقی ذکر شده که برخی از آنها لازم و برخی اخلاقی است. مرد بر زن دو حق اساسی لازم دارد: اوّل بدون اذن شوهر از خانه بیرون نرود دوّم - برای لذت جنسی در برابر خواست شوهر تمکین نماید. مسأله ۲۶۱۰) توضیح المسائل، اینجانب چاپ جدید که در سایت اینجانب موجود است). و حقوق و روابط بین زنان اهل کتاب و شوهرانشان از احوالات شخصیه آنان میباشد و حاکمیت حق ندارد موازین اسلامی را بر آنان تحمیل نماید. س ۸ آیاتی که در مورد حجاب و پوشش سر آمده است خطاب به مؤمنین است نه به عموم مردم، حال آیا میتوان زنان اهل کتاب را به پوشش سر اجبار و مورد مجازات قرار داد؟ جواب حجاب زنان اهل کتاب نیز از احوالات شخصیه آنان الات شخصیه آنان میباشد، و حاکمیت نباید موازین اسلامی را بر آنان تحمیل نماید. ولی اگر در عقد ذمه متعهد شده باشند که بدون حجاب اسلامی در ملأ عام تردد نکنند و یا احیاناً تردّد آنان بدون حجاب مستلزم مفاسدی برای جامعه اسلامی باشد و به عفت عمومی ضربه میزند، دخالت حاکمیت در حد ضرورت جایز است - س ۹ از آنجا که برای فرزندان از همه اسمهای زیبا میتوان استفاده کرد، اگر این اسم به زبان ترکی یا انگلیسی و یا عربی و یا آلمانی باشد چگونه است و اهل کتاب چقدر در انتخاب اسم آزادی دارند؟ جواب هرکس در انتخاب اسم برای فرزند خویش آزاد است و به هر زبانی باشد مانعی ندارد، ولی بهتر است در انتخاب اسم فرهنگ دینی و ملی خویش را مراعات نماید.
س ۱۰ آیا لعنت عموم اهل کتاب در این زمان که بعضی اعتقاد به کفر آنان دارند جایز میباشد، و آیا میتوان سه خلیفه را نیز لعنت کرد؟ جواب: سبّ و فحش دادن به هیچ انسانی جایز نیست. در قرآن کریم میخوانیم: و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم خدایان دیگران را سبّ نکنید که آنان نیز خداوند را سب میکنند و حضرت امیر به لشکر خود که بعضاً لشکر معاویه را مورد سبّ و ناسزا قرار داده بودند فرمودند: «انی اکره لکم ان تکونوا سبّابین من خوش ندارم که شما اهل سبّ باشید. ولی کلمه «لعن» به معنای طرد و دوری از خیر است. البته بی جهت جایز نیست کسی را لعن کنیم ولی اگر کسی ظالم و شرور باشد لعن او بدین معناست که از خدا میخواهیم او را به جهت بدیهایش طرد کند و از رحمت خود او را محروم نماید، و این امر در حقیقت اظهار بیزاری از ظلم و جنایت است. و اما موضوع «چت» و مصاحبه با اینجانب در شرایط فعلی حصر برای شخص من مشکل است؛ اگر مایل باشید با حجج اسلام والمسلمین آقایان سید محمدعلی ایازی، محسن کدیور یا احمد قابل که از هر جهت شایسته میباشند به نمایندگی از طرف اینجانب انجام شود در صورت تمایل اطلاع دهید تا آدرس ایشان برای شما فرستاده شود. ان شاء الله سالم و موفق باشید ۱۳۸۱/۵/۷ قم المقدسة حسینعلی منتظری
پاسخ به سؤالاتی در مورد اظهارات آقای دکتر هاشم آقاجری بسمه تعالی) ۱۳۸۱/۵/۱۶ محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری دام ظله سلام علیکم با توجه به شرایط ایجاد شده در جامعه که دانشجویان اساتید و روشنفکران دینی به صرف سخنرانی یا نوشتن مطالب که هر از گاهی تحت عناوینی گسترده چون اهانت به مقدسات ائمه اطهار، مرجعیت و سبّ النبی العیاذ بالله) مورد محاکمه و مجازات قرار میگیرند، و از آنجاکه عناوین فوق برگرفته از فقه اهل بیت میباشد و همواره مراجع عظام تقلید تنها مرجع تفسیر آن بوده و محاکمۀ این روشنفکران بازتابی بس خطرناک برای دین در میان اقشار مختلف جامعه خصوصاً قشر جوان و دانشجو و همچنین چهره ای بسیار خشن و غیر منطقی از اسلام خصوصاً شیعه در محافل علمی - حقوقی دنیا دارد خواهشمند است مرقوم بفرمایید که اگر کسی عبارات زیر را صرف نظر از صحت و سقم آنها در سخنان و یا مکتوبات خود بیان کند میتوان گوینده را محکوم به عناوین مذکور کرد ۱- هر نسلی برای خودش یک تجربه ای داشته یک عرفی، داشته اینها را نباید مقدس کرد، تبدیلش کرد به یک ستون و خطوط لایتغیر ابدی؛ که گاهی شما میبینید که حتی مراسم بسیار ساده، شده جزو عناصر اصلی دین و علائم اصلی مسلمانی... شما آثار علامه مجلسی را ببینید، حلیة المتقین مجلسی به درد مسلمان سیصد - چهارصد سال قبل میخورد. ۲- یکی از کارهایی که شریعتی در نقد این دیدگاه) میکرد همین بود. میگفت امامان و پیامبران را نباید به عنوان موجودات فراانسانی فوق) انسان (نگاه کنیم؛ یک موجودات غیر بشری، غیرانسانی که اصلاً همه چیز آنها با ما فرق دارد اصلاً قبل از خلقت همه اینها خلق شده اند، آب و
گلشان از آب و گل دیگری است خونشان رنگ دیگری است تولدشان یک جور دیگر است، وقتی که متولد میشوند ناف بریده متولد میشوند، وقتی که متولد میشوند از شکم مادر میآیند با دست میآیند روی زمین پاهایشان روی هوا در همان حال اذان میگویند وقتی که راه میروند اصلاً سایه ندارند، برخلاف آدمهای دیگر که سایه دارند آنها سایه ندارند؛ دو تا چشم جلویشان دارند، دو تا چشم پشت سرشان دارند چهار چشمی هستند؛ اگر عدالت داشتند اگر سخاوت داشتند، اگر شجاع بودند، اگر روابطشان با مردم خوب بود و اگر آنها صفات عالیه را داشتند به خاطر این بود که از جنس دیگری بودند. پروژه پروتستانتیسم اسلامی دکتر شریعتی البته در همۀ ویژگیها با پروتستانتیسم مسیحی یکسان نبود و نیست ویژگیهای خاص خود را دارد اما در عین حال اعتراض بود به مذهب رسمی (دستخوش انحطاط) و شریعتی تمام تلاشش را معطوف به این کرد که اولاً این دین انحطاطی را نقادی بکند، ثانیاً عناصری را که در دین حقیقی وجود دارد بازسازی مجدد بکند. یعنی ساختارشکنی از دین سنتی و نقادی و نقد آن و بازسازی دین، نو دینی که طراز انسان ترقی خواه و اصلاح طلب و نوگرای عصر حاضر باشد تمام آموزه های دینی که دستگاه رسمی و سنتی مذهب ارائه میکرد آموزه هایی گردگرفته سیاه تاریک عتیقه که باید نقادی میشد و دور ریخته میشد. پروژه شریعتی پروتست کردن و اعتراض کردن به آن اسلام و دین بود. ۶ ۴ آنچنان فهم و درک و اندیشه درباره قرآن را بزرگ و دشوار میکردند که جوان اصلاً میترسید قرآن بخواند. شریعتی آمد در این زمینه شکست این تابوها را به جوانان و دانشجویان گفت که خودتان بروید قرآن را بخوانید، اگر متد داشته باشید بهتر از بسیاری از روحانیان حرفه ای میتوانید قرآن را بفهمید؛ اگر قرار باشد مردم خودشان بروند قرآن را بخوانند و بفهمند، وقتی میخواهند ازدواج کنند آنقدر مشکل نباشد ازدواج که حتماً باید یک خطبه طولانی آن هم با جملات عربی با مخارج خیلی صحیح «ه» و «ح» و مخرج نافی و مقعدی و دهانی کاملاً رعایت شود؛ حتماً احتیاج به یک طبقه دارد که اینها را ادا بکند؛ ولی وقتی شما اینها را ساده کردید و گفتید که نه آقا اینجوری نبوده، در صدر اسلام امام جماعت حرفه ای نداشتیم هر گروه مسلمانی بوده از ده نفر، بیست نفر، صدنفر، یکیشان جلو میایستاد و بقیه هم به او اقتدا میکردند، کی گفته که حتماً یک آخوند باید بایستد به عنوان امام جماعت؟ شریعتی با تفکیک عالم و روحانی میگفت ما در اسلام عالم داریم، رابطه عالم با متعلّم
پاسخ به سؤالاتی در مورد اظهارات آقای دکتر هاشم آقاجری میدهد ۵۶۲۵ است، معلم و متعلم، معلم در سرکلاس مرید نمیخواهد؛ بسیاری از شما یا دانشجو و دانش آموز هستید، معلم و استادید، نه معلم به دانشجو و دانش آموز به چشم مرید نگاه میکند نه متعلم و استاد به چشم مراد نگاه میکند؛ رابطه ای که بین معلم و متعلم وجود دارد یک رابطه تعلیمی و آموزشی است. متعلم امروز آموزش میبیند تا خود معلم فردا باشد رابطه یک رابطه یادگیری و انتقادی هم هست دانشجو ممکن است در کلاس از استادش هم انتقاد، بکند کما اینکه در خود حوزه های دینی تا حدودی همین رابطه برقرار است؛ حتی امروز طلبه به آن استادی که درس مثلاً خارج به او انتقاد میکند، جر و بحث میکند؛ شریعتی میگفت رابطه دین شناسان با مردم رابطه معلم و متعلّم است نه رابطه مراد و مرید نه رابطهٔ مقلد و مقلد که مردم از او تقلید بکنند، مگر مردم میمونند که از او تقلید بکنند رابطهٔ معلم و متعلم؛ متعلّم میفهمد و بعد عمل میکند و سعی میکند این فهمش را رشد بدهد تا روزی خودش از معلم بی نیاز بشود تا بتواند مستقیم مراجعه کند بفهمد و درک کند. رابطه روحانیت سنتی با عوام رابطهٔ مراد و مریدی است رابطهٔ مراد و مریدی یعنی مراد همیشه مراد باشد و مرید هم همیشه مرید باشد؛ تا ابد این حلقه برگردنش باشد. رابطه عالم با مردم یک رابطه انتقادی است چون علم دارد به عنوان اینکه علم دارد ما سخن راگوش میدهیم، هرجا هم سخنی به نظرمان آمد ممکن است انتقاد و بحث کنیم. جمعی از طلاب حوزه علمیه قم و دانشجویان حقوق دانشگاه آزاد اسلامی بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تشکر از توجه آقایان طلاب و دانشجویان محترم به مسائل اجتماعی و حوادثی که در کشور رخ میدهد اینجانب متن سخنرانی آقای دکتر سیدهاشم آقاجری در همدان را خوانده ام هدف ایشان نقل نظریات مرحوم دکتر شریعتی در سالگرد درگذشت ایشان بوده است. البته در برخی از عبارات ایشان سوءتعبیرهائی وجود داشته که بسا به حساب مرحوم دکتر نیز گذاشته شود و طبعاً لازم است ایشان از تعبیرات سوء خویش عذرخواهی نماید. ولی در سخنرانی ایشان اهانت به رسول خدا و ائمه اطهار وجود ندارد تا چه رسد به سب آن بزرگواران.
با شناختی که من از شخص ایشان دارم و تعهدی که نسبت به موازین اسلامی دارد، هیچ باور نمیکنم نسبت به آن بزرگواران قصد سب یا اهانت داشته باشد. مجلس خاصی در همدان بوده و شهرهای دیگر از آن اطلاع نداشتند. اهانت به مقدسات را آنان انجام دادند که روی اغراض سیاسی در جرائد و منابر و خطابه ها جنجال راه انداخته و شایعه پراکنی نمودند جای تأسف است که ما برای تصفیه حسابهای سیاسی و جناحی، بزرگان و مقدسات دینی را وجه المصالحه قرار دهیم. بارها از ناحیه گروههایی تحریک شده به مرجعیت و روحانیت و حوزه علمیه قم هتاکی و اهانت شد و آقایان محترم همه به سکوت گذراندند و یا تأیید نمودند، ولی حالا یکدفعه در پی سخنرانی نامبرده همه حامی علما و مرجعیت شیعه شدند؛ و بسیار باعث تأسف است که عده ای در مقابل اهانت به روحانیت چنان موضع گیری تند و خشن مینمایند ولی همین افراد معصومین را مورد اهانت قرار میدهند و آن نورهای پاک را در حد مراجع تقلید تنزّل میدهند. آن و اما در رابطه با مسأله تقلید رجوع عقلای جهان در هر فن و رشته به متخصص رشته تقلید تعبّدی نیست؛ عقلا در کارشان تعبّد، ندارند بلکه راه علمشان رجوع به کارشناس و متخصص است و روابطشان روابط معلم و متعلّم میباشد، و لذا در امور مهم اگر از گفته متخصص وثوق و اطمینان پیدا نکردند به آن عمل نمیکنند. اگر از گفته پزشک اطمینان پیدا نکردند هیچگاه حاضر نیستند عمل جراحی قلب خود را مثلاً در اختیار او قرار دهند. دلیل ما برای تقلید از مجتهد اگر بنای عقلا، باشد طبعاً در صورتی میتوانیم به فتوای او عمل کنیم که به صحت آن و مطابقت آن با واقع وثوق و اطمینان علم عادی - پیدا کنیم. آری اگر دلیل ما برای تقلید آیات قرآن و اخبار وارده از ائمه اطهار باشد، بنا بر دلالت آنها فتوای مجتهد حجت تعبّدی میشود مانند حجیّت بینه شرعیه. ولی توجه دارید که این دلیل برای عوام که میخواهند تقلید کنند فائده ندارد، زیرا آنان مجتهد نیستند که از آیات قرآن و اخبار وارده استنباط کنند، و تقلید در آن از مجتهد مستلزم دور باطل است.
پاسخ به سؤالاتی در مورد اظهارات آقای دکتر هاشم آقاجری ۶۲۷ ابن زهره که از بزرگان فقهای شیعه است تقلید را قبول ندارد. ایشان در اوّل کتاب «غنیه» میفرماید: «فصل - لا یجوز للمستفتی تقلید المفتی، لان التقلید قبیح، و لأن الطائفة مجمعة علی انه لا یجوز العمل الا بعلم... اینک ترجمۀ کلام ایشان «فصل - جایز نیست فتواگیرنده از فتوادهنده تقلید کند چرا که تقلید قبیح است، و نیز طائفه امامیه اتفاق دارند که عمل جز بر اساس علم جایز نیست و کسی نمیتواند بگوید که وجود دلیل - اجماع طائفه - بر وجوب مراجعه عامی به فتوادهنده و عمل به گفته او با توجه به اینکه جایزالخطا میباشد او را از اقدام به قبیح مصون میدارد... زیرا ما قبول نداریم که در صورت جایزالخطا بودن، فقیه علمای امامیه بر عمل به نظر وی اجماع داشته باشند... پس اگر گفته شود اگر عمل به گفتار وی جایز نباشد پس رجوع عامی به وی چه فائده ای دارد؟ در پاسخ میگوئیم فائدۀ آن این است که با مراجعه به فتوای وی و فتوای سایر علمای، امامیه راهی به علم برای وی گشوده میشود، در نتیجه براساس یقین خویش به حکم شرعی عمل میکند.» برای تفصیل در مسأله میتوان به کتاب دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۱۰۲ و یا ترجمه آن «مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج ۳، ص ۱۷۸ مراجعه نمود. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲۷ جمادی الاولی ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۵/۱۶ قم المقدسة حسینعلی منتظری ال
پاسخ به نامۀ خانم مهرانگیز کار و اشاره به برخی مسائل روز بسم الله الرحمن الرحیم سرکار خانم مهرانگیز کار وفقها الله تعالی لمرضاته ۱۳۸۱/۵/۱۸ پس از سلام و تحیت - رنجنامه تأسف بار جنابعالی در رابطه با رفتارهای غیرانسانی و غیراسلامی با همسر شما (۱) را دریافت نمودم. همانگونه که بارها تذگر داده ام این قبیل بازداشتها و محاکمات سیاسی و مصاحبه های تحمیلی و برخوردهای تند و خشونت بار با بازداشت شدگان نه با عقل سلیم سازگار است و نه با اسلام؛ و تأسف بارتر اینکه این کارهای خلاف به بهانه حمایت از اسلام عزیز انجام میشود و قهراً چهره نورانی اسلام مشوّه و خشن معرفی میگردد. قرآن کریم یکصد و چهارده سوره دارد که یکصد و سیزده سورۀ آن با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده است و خدای تعالی دو صفت رحمان و رحیم بودن را برای خود انتخاب کرده است. در سوره انبیاء (آیه ۱۰۷) در خطاب به پیامبر میخوانیم: «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین (تو را نفرستادیم جز اینکه برای عالمین رحمت باشی) ؛ و در سوره آل عمران (آیه ۱۵۹) در خطاب به آن حضرت میخوانیم فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر (در اثر رحمت خدا تو با آنان نرم خو هستی و اگر خشن و سخت دل بودی از دور تو پراکنده میشدند پس آنان را ببخش و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان -۱- آقای سیامک، پورزند روزنامه نگار و پیرمرد هفتاد ساله ای است که مدتها بود در زندان مخفی نگهداری میشد و در شرایط نامعلومی او را به نمایش اعترافات تلویزیونی کشانده و نهایتاً ۱۱ سال زندان محکوم کردند. به
مشورت کن). کلمهٔ «عفو» حکایت از گناهکار بودن آنان میکند؛ با این حال میفرماید پس از عفو و گذشت آنان را مورد مشورت خویش قرار بده؛ یعنی به آنان بها بده و آنان را غیر خودی مپندار؛ این است دستور و روش اسلام. در نامه مولا امیرالمؤمنین الان به مالک اشتر که به عنوان حاکم مصر معین شده بود میخوانیم: «و أشعر قلبک الرحمة للرعیة و المحبة لهم و اللطف بهم، و لا تکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزّلل وتعرض لهم العلل، و یؤتی علی ایدیهم فی العمد و الخطأ فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحبّ ان یعطیک الله من عفوه و صفحه» (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳) ، (رحمت و محبت و لطف نسبت به رعیت را در عمق دل قرار بده و بر آنان درندهٔ حمله ور، مباش زیرا آنان دو گروه میباشند یا برادر دینی تو و یا همچون تو انسانند لغزش آنان زیاد و حوادثی برای آنان رخ میدهد و از دست آنان گناهانی به عمد یا خطا سر میزند، پس با آنان عفو و گذشت داشته باش، همانگونه که دوست داری خدا نسبت به تو عفو و گذشت داشته باشد. در زمان حکومت ساده و عادلانه رسول خدا و امیرالمؤمنین اند هیچ نحو محاکمه سیاسی یا زندانی سیاسی وجود نداشت؛ این شما و این تاریخ اسلام؛ و با اینکه خوارج در مقابل امیرالمؤمنین شعارهای تند میدادند و سرسختانه مخالفت میکردند، ولی مادامی که دست به قیام مسلحانه و خونریزی نزدند، حضرت با آنان برخورد نکردند و حتی حقوق آنان را نیز از بیت المال قطع ننمودند. اینکه شما نوشته اید حکومتی که شما از مؤسسین آن بوده اید»، هدف اساسی از انقلاب اسلامی ایران که امثال اینجانب نیز از آن حمایت میکردیم سلطه جوئی و حکومت مطلق بر مردم نبود بلکه مقصود تأمین حقوق ملت و آزادیهای مشروع و رفع اختناق و ظلم و استبداد و خودسریها و پیاده شدن دستورات حیات بخش اسلام در همه زمینه ها بود. اینجانب مدتی بود که تصمیم داشتم در مسائل سیاسی کشور اظهار نظر نکنم، زیرا متأسفانه گوش شنوائی وجود ندارد و نصیحتها و انتقادهای خیرخواهانه را
پاسخ به نامۀ خانم مهرانگیز کار و اشاره به برخی مسائل روز ۵۶۳۱ مخالفت با نظام و اسلام قلمداد میکنند، و با جنجال و ایجاد بحران و راه انداختن گروههای شناخته شده میخواهند به روشهای اشتباه خود ادامه دهند، همانگونه که دیدیم با پیام دلسوزانه آیتالله طاهری اصفهانی - با سوابق درخشانی که ایشان در انقلاب دارند به جای استقبال از آن چگونه برخورد کردند و برخی چه اندازه مطالب رطب و یابس به هم بافتند و دیگران را متهم نمودند. ولی از طرف دیگر با مشاهده رفتارهای ناهنجار و ظلمهائی که نسبت به برخی از نخبگان جامعه و بندگان خدا به بهانه حفظ اسلام و نظام انجام میگیرد، و در نتیجه روزبه روز بر یأس ملت بیدار که صاحبان اصلی کشور و انقلاب میباشند و به جداشدن آنان از حاکمیت افزوده میشود میترسم سکوت مطلق مورد غضب خدا واقع شود؛ لذا از باب تذکر یادآور میشوم محاکمات غیرقانونی قوه قضائیه ] هنگامی که استقلال کشور اسلامی از ناحیه ابرقدرتها مورد تهدید جدی واقع شده و بیش از همه وقت کشور به اتحاد و همبستگی همۀ طبقات و به گفته آقایان به وفاق ملّی نیاز دارد چگونه قوه قضائیه به خود اجازه میدهد جمعیتی مسلمان و متعهد را که یک روز نخبگان جامعه اسلامی محسوب بودند، و عده ای از مسؤولین فعلی نظام افتخار میکردند با آنان ارتباط دارند و به حزب اسلامی شهرت داشتند (۱) و اینک نیز به اسلام عزیز پایبند هستند و به هر دلیل مورد توجه بسیاری از طبقات جامعه میباشند و پس از انقلاب رهبر فقید انقلاب زمام کشور و انقلاب را در اختیار آنان قرار داد، در چنین زمانی با ایراد اتهامات واهی و بی اساس از قبیل براندازی هرچند وزارت اطلاعات که مسؤول امنیت کشور است رسماً اعلام کرده است که این گروه برانداز نیستند - مورد محاکمات غیرقانونی و محکومیتهای ناجور و نامناسب قرار دهد؟ و این اعمال در حالی انجام میشود که اصل ۱۶۸ قانون اساسی رسیدگی به محاکمات سیاسی را علنی» و «با حضور هیأت منصفه در محاکم ۱ - منظور «نهضت آزادی ایران است که حکم انحلال آن از سوی دادگاه انقلاب صادر و رهبران آن به زندان و جریمه محکوم شدند.
دادگستری میداند؛ و نمونه ای از برخوردهای قوه قضائیه اینکه پیرمرد پاک حقوقدانی را که در رژیم سابق با همۀ خطراتی که برای او داشت به نحو رایگان وکیل رسمی انقلابیون بود و در اولین دولت پس از انقلاب به عنوان وزیر دادگستری معرفی شد و همۀ عمر خویش را در راه خدمت به خلق خدا سپری کرده است، به شلاق محکوم میکند (۱) وقتی که من این حکم را شنیدم و در جریده ای خواندم، به جای قاضی این حکم و همۀ مسؤولین بالای کشور به سهم خود به عنوان فردی که در پیروزی این انقلاب سهیم میباشد شرمنده شدم. میباشد متأسفانه کارهایی در روزهای اخیر انجام شده که به نظر میرسد افراد تصمیم گیرنده حتی مصلحت خود را تشخیص نمیدهند چگونه در چنین موقعیت حسّاسی که برای کشور پیش آمده قوه قضائیه نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس (۲) را با همۀ سوابق خدمت او به انقلاب، و در حالی که برای رفع اتهامات وارده بر کشور با نماینده اتحادیه اروپا مشغول مذاکره میباشد، به بهانه های واهی به زندان و پرداخت جریمه و محرومیت از کارهای مطبوعاتی محکوم میکند؟ چگونه به جای مجازات قاتلین و آمرین قتلهای وحشتناک زنجیره ای و حمله کنندگان به دانشگاه وکلای رسمی ورثه مقتولین و دانشجویان را به جرم خوب دفاع کردن از آنان محکوم مینماید؟ با چه توجیهی به جای مجازات لباس شخصی های شناخته شده ای که به کوی دانشگاه تهران و تبریز یورش بردند و این همه جنایتهای هولناک را مرتکب شدند و آبروی کشور را حراج، نمودند دانشجویان معترض به این یورش وحشیانه را به زندانهای طویل المدة محکوم میکنند؟ اینها همه پرسشهائی است که در اذهان فرد فردِ ملت ما خلجان دارد و متأسفانه متصدیان امور از اینها با خونسردی عبور مینمایند. اگر با این همه اقدامات ضدّ ملی ۱ - منظور آقای احمد صدر حاج سیدجوادی است که در سن بالای هشتاد سال به اتهام کاذب براندازی بازداشت و محکوم شد. ۲- آقای محسن میردامادی
پاسخ به نامه خانم مهرانگیز کار و اشاره به برخی مسائل روز ۶۳۳ خیال میکنید هنوز اکثریت مردم با شما هستند چرا اینقدر از پیشنهاد رفراندوم ناراحت میشوید؟! در جهان امروز با شبکههای ارتباطات وسیعی که وجود دارد، مقیاس عظمت و استقلال و عدالت هر کشوری را روش قوه قضائیه آن کشور میدانند. معنای وفاق ملّی این نیست که چند نفر خود را قیم و عقل منفصل جامعه و مجسمه اسلام پندارند و همۀ دانشمندان و نخبگان و نمایندگان ملت خفه شوند و بی چون و چرا مطیع آنان باشند وگرنه محاکمه است و زندان و اتهام به بی دینی. [غیرقانونی بودن دادگاه انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت ] پس از پیروزی انقلاب و وجود شرائط استثنائی برای کشور از باب ضرورت دادگاه انقلاب تأسیس شد اگر پس از گذشت بیست و چهار سال از پیروزی هنوز نظام کشور استقرار نیافته است پس باید در مبادی و روش و مدیریت آن تجدیدنظر نمود؛ و اگر استقرار یافته است دادگاه انقلاب نهادی است، زائد، پرهزینه، و برخلاف حکمت و عدالت. در قانون اساسی ما نامی از هیچ یک از دادگاه انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت وجود ندارد؛ و این دو دادگاه غیرقانونی عملاً در احقاق حقوق ملت و بسط عدالت همگانی نقشی ندارند بلکه برای کوبیدن مخالفین سیاسی و دگراندیشان از آنها استفاده میشود. برحسب اصل ۶۱ قانون اساسی: اعمال قوه قضائیه به وسیله دادگاههای دادگستری است که باید طبق موازین اسلامی تشکیل شود و به حل و فصل دعاوی و حفظ حقوق عمومی و گسترش و اجرای عدالت و اقامه حدود الهی بپردازد». هر چند نامۀ ۱۶۴ نفر از نمایندگان مجلس شورا در اعتراض به مسائل فوق و اینکه جز پناه بردن به خدا چه میتوان کرد؟ قابل تقدیر است ولی انتظار ملت از آقایان نمایندگان با توجه به مسؤولیت خطیرشان بیش از این است از مجلس شورا که در رأس امور است و از رئیس جمهور محترم که مسؤولیت اجرای قانون اساسی را به عهده گرفته اند انتظار میرود که در برابر انحصارطلبان که آزادیهای مشروع ملت را