کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد اول ‹ بخش ۱۴

دیدگاه‌ها - جلد اول

بخش ۱۴ از ۱۸

اوّلاً: مسائل اعتقادی تقلیدی نیست بلکه انسان باید نسبت به آنها بررسی و تحقیق نماید و پرسش در رابطه با آنها لازم است و کسی حق ندارد نسبت به سؤال کننده اعتراض یا او را تکفیر نماید. وثانیاً: الف - عصمت انبیاء: چون هدف از ارسال انبیای الهی هدایت انسانها به سوی کمال بوده است طبعاً آنان نه تنها از گناه و معصیت بلکه از خطا و اشتباه در گرفتن وحی و پیام الهی و نیز در ابلاغ آن به انسانها باید مصون و معصوم باشند و احتمال کوچکترین گناه یا خطا نسبت به آنان موجب بی اعتباری و تزلزل اساس رسالت آنان می‌باشد، و در نتیجه به هیچ گونه سخن و پیامی از آنان به عنوان وحی الهی نمی‌توان اعتماد نمود، و این امر نقض غرض از ارسال آنان می‌باشد عصمت پیامبران به نحو اجمال از اصول مسلّمه ای است که با براهین محکم عقلی و نقلی به اثبات رسیده است بنابراین هرگونه گفتار یا کرداری که برحسب ظاهر با این اصل مسلّم ناسازگار باشد باید به تحقیق و توجیه درباره آن پرداخت در این رابطه می‌توانید به کتابهایی که بزرگان در این مسأله نوشته اند مراجعه فرمائید. از دیر زمان سخن حضرت ابراهیم که فرمودند: انی سقیم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. برخی گفته اند: آن حضرت گرفتار تب نوبه بود، و با نظر به ستارگان دریافت که نوبت تبش فرارسیده و در شرف تب کردن قرار گرفته است لذا :گفت انی سقیم . و علامه طباطبائی گفته اند: دلیل محکمی بر اینکه آن حضرت هنگام این سخن بیمار نبوده وجود ندارد. و با صرف نظر از این گفته ها به دو نکته قابل توجه اشاره می‌کنم: ۱- برخی از مفاهیم مانند مفهوم «ظلم تمام موضوع و علت تامه است برای حکم عقل به قبح، یعنی اگر مفهوم ظلم بر کاری منطبق شد و ظلم شمرده شد آن کار تحت هر شرایطی قبیح است و ممکن نیست کاری ظلم باشد و قبیح نباشد. ولی برخی از

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی ۵۴۹ کارها مانند «کذب» علت تامه برای حکم عقل به قبح نیست بلکه مقتضی این حکم می‌باشد یعنی عنوانی است که بالذات و با قطع نظر از عناوین دیگر قبیح است؛ ولی اگر مصلحت قویتری بر آن منطبق شود مانند دروغ برای ایجاد صلح و آشتی بین دو برادر یا دو طائفه چنین دروغی به حکم عقل قبیح نیست بلکه لازم است و بر این اساس گفته اند دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز». ۲ «توریه» در برخی موارد که اهداف مهمی بر آن مترتب باشد در نزد عقلای جهان امری است پذیرفته بلکه بسا واجب و لازم باشد بسا انسان سخنی می‌گوید که برحسب فهم متعارف و عرفی برداشت خاصی از آن می‌شود ولی گوینده سخن، خلاف ظاهر برداشت عمومی را اراده نموده است و این غیر از دروغ است. ممکن است پیامبران الهی با در نظر گرفتن مصالح مهمی سخنانی بگویند که برحسب ظاهر دروغ است ولی آنان توریه کرده باشند و مثلاً مقصود از سقم ناراحتی روحی و فکری باشد. و اما داستان افترای به عایشه که از سوی برخی افراد انجام یافت و موجب آزار پیامبراکرم گردید: اوّلاً: گرچه اصل اوّلی در انبیاء عصمت از هر نحو گناه و خطاست ولی ممکن است در موارد خاصی در بعضی موضوعات سهو پیامبر دارای مصلحتی باشد، مانند فراهم آمدن زمینه تشریع حکمی از احکام الهی چنانچه در داستان عایشه اتفاق افتاد. شیخ صدوق که از اعاظم محدثین شیعه است سهوالنبی را پذیرفته است، البته در موضوعات روزمره؛ و اما در احکام کلّی الهی پیامبر باید از سهو و خطا مصون و محفوظ باشد و گرنه اعتماد از او سلب می‌شود و این امر استثنا ندارد. و ثانیاً: پیامبر دارای دو جنبه است او در ظاهر بشر است و جسمانی، و در باطن دارای روح قدسی و ملکوتی است و هر چند از جنبۀ دوّم بر همه حقایق مطلع است، ولی برخورد او با مردم بیشتر با جنبهٔ اوّل است و روش و رفتار او چون سایر مردم می‌باشد؛ و ناراحتی ایشان نه از زنای دروغین منسوب به عایشه بلکه از افترا و دروغگویان بود.

و اما داستان ابن ام مکتوم و سورة عبس و تولی اولاً: از امام صادق لا نقل شده که منظور قرآن کریم از شخص عبوس و ترشرو پیامبر اکرم نیست بلکه مردی از بنی امیه بوده است که نزد آن حضرت بود و هنگامی که ابن ام مکتوم آمد آن مرد روی خود را در هم کشید و از او روی گرداند، و با توجه به سیره پیامبراکرم و آیات قرآنی از قبیل انک لعلی خلق عظیم، فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک می‌یابیم که ترشروئی با خلق مردمی پیامبر سازگار نمی‌باشد. وثانیاً: بر فرض مرجع ضمیر در آیه خود پیامبر باشد این امر برای آن حضرت در آن داستان گناه به شمار نمی‌آید؛ زیرا برحسب منقول ابن ام مکتوم با سخن گفتن خود در میان سخن پیامبر پریده و سخن ایشان را قطع نموده است؛ و اعراض از او نوعی تأدیب وی به شمار می‌رفته است و نیز اعراض از او که شخص نابینائی بوده اسائه ادب تلقی نمی‌شده و در عین حال خداوند خواسته است که پیامبرش حتی اینگونه برخوردی را که تلقی می‌شود به جهت فقر و تهیدستی طرف می‌باشد انجام ندهد. ب - در رابطه با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه): ج ۱ اصل وجود امام زمان مورد تردید نبوده تا بخواهیم از راه نواب چهارگانه آن را اثبات نمائیم؛ علاوه بر اینکه به وسیلۀ براهینی که دلالت می‌کند بر لزوم امامت عامه در همه اعصار و زمانها به اثبات می‌رسد به وسیلۀ اخبار متواتره که از پیامبراکرم و ائمه معصومین لا نقل شده و از طرق فریقین روایت شده نیز به اثبات می‌رسد؛ بیش از سه هزار حدیث از طرق شیعه و سنی درباره آن حضرت در دسترس است به گونه ای که اجمالاً در حد تواتر است و موجب قطع و یقین می‌باشد. شما می‌توانید در این زمینه به مسند احمد حنبل، جامع الاصول، کنز العمال، سنن ابن ماجه از کتب اهل سنت، غیبت نعمانی، غیبت شیخ طوسی، کمال الدین صدوق و بحار مجلسی از کتب شیعه مراجعه فرمائید. از زمان خود پیامبر قضیه مهم مهدی و اینکه او فرزند نهم امام حسین می‌باشد و

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی ۶ ۵۵۱ دارای عمر طولانی و غیبت طولانی و اینکه پس از ظهور زمین را پر از عدل و داد می‌نماید و علامتها و نشانه های قبل از ظهور آن حضرت به نحو تفصیل نقل شده است. و اینکه ملقب شدن «جعفر» عموی آن حضرت به لقب «کذاب» فقط به خاطر تکذیب آن حضرت بوده است ثابت نیست و مخالفت چند نفر با وجود آن حضرت آسیبی نمی‌رساند، در طول تاریخ بسیاری از افراد حتی با بدیهیات اولیه نیز به خاطر اغراض سیاسی یا اقتصادی مخالفت کرده اند. ج ۲- با توجه به مطالب یاد شده وجود و بقای آن حضرت با برهان عقلی و نقلی به اثبات می‌رسد و در این گونه امور که اخبار متواتره از زمان خود پیامبراکرم نسبت به آن وارد شده اگر اجماع هم محقق شود به اصطلاح اجماع مدرکی است؛ و معیار، مدرک آن می‌باشد؛ و با توجه به براهین عقلی و اخبار کثیره متواتره چیزی بیش از مرتبه علمی که معمولاً از راه اجماع حاصل می‌شود به دست می‌آید. بنابراین وجود امام زمان فرضیه ای نیست که مرهون خفقان و ترور و امثال آنها باشد، بلکه مرهون عقل سلیم و نقل مسلّم است؛ و به نظر اینجانب نمی‌توان کسی را که بدون اهانت به نقد و نظر علمی در موضوعات مختلف می‌پردازد مورد اهانت قرار داد، چه رسد به تکفیر و یا ترور کسانی که این کارها را انجام می‌دهند علاوه بر اینکه ضعف توان علمی خویش را نشان می‌دهند، به عالم اندیشه و تفکر لطمه می‌زنند. آری مسألۀ اهانت و فحاشی و عناد و انکار ضروری با توجه به ضروری بودن آن امر دیگری است ۶ ج ۳ و ۴ امامت نه مانند سلطنت یک پست و مقام اعتباری موروثی است و نه یک صلاحیت اکتسابی بلکه مقام معنوی الهی و حد اعلای قرب به خداوند است که زمینه های آن مربوط به قبل از تولد است؛ بدین گونه که اصلاب شامخه و ارحام مطهره در تکون او دخالت دارند و دارای استعداد خدادادی ویژه ای است که خداوند با حکمت بالغه خود در افراد خاصی برای وساطت در فیض الهی و راهنمائی انسانها به

عنوان برترین محصول عالم خلقت قرار داده است و راهنمائی آنان منحصر در طرق معهود و متعارف نیست و چه بسا آنان در حال غیبت و پنهانی از طرق غیر متعارف و محسوس به راهنمائی انسانها و حل برخی مشکلات بپردازند، همانگونه که خضر نبی علیا در حال اختفا برای حضرت موسی که یکی از انبیای الهی بود سمت معلمی داشت ﴿قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلّمن ممّا علّمت رشداً﴾ (سوره کهف، آیه ۶۶). در بسیاری از روایات وارد شده که مثل آن حضرت در زمان غیبت مثل خورشید در پس ابر است که با مخفی بودن آن از دید چشمها نور آن به زمین می‌رسد. و در خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه در رابطه با آن حضرت می‌خوانیم: «الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر، و یحذو فیها علی مثال الصالحین، لیحل فیها ربقاً، ویعتق رقاً، ویصدع شعباً، و یشعب صدعاً فی سترة عن الناس لا یبصر القائف اثره و لو تابع نظره». حضرت امیر او راجع به ملاحم و حوادث آینده می‌فرمایند: «آگاه باشید آن کس از ما اهل بیت که آن ملاحم را دریابد با چراغی روشنگر در آن سیر می‌کند و بر روش صالحان رفتار می‌کند تا گره هائی را بگشاید و اسیرانی را نجات دهد، و جمعیتهائی را پراکنده سازد و پراکندگانی را گرد آورد در پنهانی از مردم آن چنان که پی جویان هر چند جستجو نمایند اثری از او نمی‌یابند. علاوه بر اینکه امام در اثر قرب معنوی واسطۀ فیوض الهی است، هرچند تصرّف تکوینی و تشریعی نداشته باشد و به گفته خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب تجرید در رابطه با امام معصوم غائب: «وجوده لطف لطف و تصرّفه لطف آخر» و برحسب برخی اخبار وارده: «لو بقیت الارض بغیر امام (لساخت یا لو ان الامام رفع من الارض ساعة لماجت باهلها کما یموج البحر باهله» (کافی ۱۷۹/۱). و در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث، و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه، و بکم ینفس الهم و یکشف الضر». عدم آگاهی از فائده وجود امام در زمان غیبت دلیل بر بی فایده بودن او نیست. و اینکه امام در همه اعصار و شرائط باید ظاهر و آشکار و همچون امام حسین عمل نماید دلیل محکمی ندارد.

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی ۵۵۳ بلکه برحم حکم عقل و تجربه امام باید بر اساس شرائط و امکانات در هر زمان به وظیفه الهی خود عمل نماید. تفصیل این مسائل در نامه نمی‌گنجد، کسانی که طالب هستند لازم است به کتابهائی که در این زمینه ها نگاشته شده مراجعه فرمایند. ج - خاتمیت حضرت محمد و دین مقدس اسلام: ج ۱ غفلت از عالم ماده و طبیعت و بی توجهی نسبت به آن بسا انسان را به عالم فوق ماده و زمان و مکان متوجه می‌نماید و این پدیده هر چند به نحو موقت و ضعیف برای هر انسانی رخ می‌دهد. حالت خواب و مشاهده وقایعی در آن نمونه ای است از ارتباط انسان با عالم ماوراء طبیعت. پیامبران الهی نه تنها توان ارتباط با عالم فوق را دارند بلکه باید چنین باشند وگرنه توان گرفتن وحی و پیام از سوی خداوند و ملائکة الله را نخواهند داشت. چنانکه اگر جنبه بشری و همگونی با سایر انسانها را نداشته باشند و تنها یک موجود مجرد و ماوراء ماده باشند نمی‌توانند پیام الهی را به انسانهائی که در عالم ماده هستند ابلاغ نمایند. بنابراین پیامبر اجمالاً دارای وجود جمعی و دو جنبه قوی روحانی و مادی است که با جنبه روحانی و اتصال به عالم غیب وحی و پیام را می‌گیرد و با جنبه مادی و بشری آن را می‌رساند. در این زمینه بجاست به آیات شریفه: قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی کهف (۱۱۰) ، و لو جعلناه ملکاً لجعلناه رجلاً (انعام، ۹) و ثم دنی فتدلّی فکان قاب قوسین او ادنی فاوحی الی عبده ما اوحی (نجم، ۸، ۹ و ۱۰) توجه شود. تلقی و گرفتن و حی همان ارتباط با عالم غیب و فرارفتن از سطح ماده و زمان و مکان است. و باز در قرآن مجید می‌خوانیم: ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب (۴۰) این آیه علاوه بر اشاره به دو جنبه ناسوتی و ملکوتی رسول خدا زیرا رسالت وی ارتباط او را هم با مُرسل و هم با مرسل الیه می‌رساند - بر خاتمیت او نیز تصریح دارد.

کلمۀ «خاتم» در کلام عرب به معنای وسیلۀ ختم است، و جمع محلی به الف و لام النبیین) مفید عموم است، است، پس «خاتم النبیین به معنای پایان همه انبیای الهی؛ و اینکه برخی مغلطه کاران خاتم را به زینت تفسیر کرده اند تفسیری است بی مبنا، زیرا در هیچ یک از کتب لغت خاتم به زینت تفسیر نشده است. و اگر به «انگشتر» خاتم می‌گویند بدین جهت است که در سابق افراد نام خویش را بر انگشتر خویش حک می‌نمودند و به جای مهر نامه ها را با آن ختم می‌نمودند. ادیان الهی همچون کلاسهای درسی درجه بندی شده ای هستند که برحسب رشد علمی انسانها کامل تر می‌شوند؛ تا جائی که عقل جمعی انسانها به حدی از بلوغ و رشد برسد که بتواند با کوشش و اجتهاد مستمر برای هر موضوع و هر زمان و هر مکان و هر شرایطی برنامه مناسب با آن را بر اساس عقل کامل شده و مبانی تشریع موجود استخراج نماید که در این صورت نیازی به پیامبر جدید و دین جدید نخواهد بود و طبعاً دین موجود خاتم ادیان الهی و پیامبر آن خاتم پیامبران می‌باشد؛ پس در حقیقت دین مقدس اسلام کلاس نهائی سلسله ادیان الهی است. در خطبۀ ۱۹۸ نهج البلاغه راجع به اسلام می‌خوانیم ثم جعله لا انفصام لعروته، ولا فک لحلقته و لا انهدام، لاساسه و لا زوال لدعائمه و لا انقلاع لشجرته، و لا انقطاع لمدّته، و لا عفاء لشرائعه». ج ۲- جمع قرآن و تقسیم آن به سوره ها و آیه ها در زمان حیات پیامبر و به دستور خود آن حضرت انجام شد؛ آن حضرت علاوه بر ترغیب به حفظ قرآن و بیان فضائل و خواص برای سور و آیات، آن عده ای از افراد را به عنوان کتاب و ح مأمور به نوشتن قرآن کرده بودند، و هنگام نزول آیه جدید می‌فرمودند این آیه را در کجای فلان سوره قرار دهید البته برخی از کلمات به ویژه در زمان عثمان به قرائتهای مختلفی قرائت می‌شد که عثمان برای جلوگیری از تشتت و پراکندگی قرائتهای غیر مشهور را کنار گذاشت و دستور داد قرآن برحسب قرائتهای مشهور نوشته شود، ولی اصل سوره بندی و آیه بندی قرآن در حیات خود پیامبر انجام شده بود.

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی ۵۵۵ ج ۳ قرآن هیچگاه تحریف و کم و زیاد نشده است و اگر از ناحیه عثمان یا دیگری مورد تحریف واقع می‌شد هرگز شخصی چون امام علی که به جهت حفظ اسلام و مصالح آن از حقوق حقه خویش گذشت - لحظه ای آرام نمی‌نشست و حاضر نبود بر سر آن معامله و مجامله نماید اگر اختلافی بود در قرائت برخی کلمات متشابه بود قرآن دارای قرائتهای مشهوری بود که نزد صحابه معروف بود و در زمان معصومین به همانگونه خوانده می‌شده است و به آن احتجاج می‌کرده اند و به قرائت آن ترغیب می‌نموده اند و معیار صحت و سقم اخبار وارده را مطابقت یا مخالفت با قرآن قرار داده اند و در قرآن کریم می‌خوانیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (سوره حجر، آیه ۹). ائمه - ج ۴ قرآن کریم کلام خداست و همانگونه که خدا وجود غیرمتناهی و علم غیر متناهی و قدرت غیرمتناهی است کلام او نیز دارای وجوه مختلف و ظهور و بطون و معانی تو در تو است برخی از آنها درخور فهم همه و برخی درخور فهم خواص یا خواص خواص می‌باشد. قرآن با کلام بشر و حتی کلام انبیاء و اولیای الهی فاصله بسیار دارد؛ و با اینکه عموم مردم از آن برداشتی فراخور حال و سطح فکری خویش دارند و از آن به همان اندازه بهره می‌برند و برای آنان حجت است، ولی درک عمیق و تبیین اسرار دقیق آن به ویژه هنگام مناظره و مجادله کار هرکس نیست. و تنها آورنده قرآن و وابستگان به آن حضرت از دقایق و رقایق آن با اطلاعند. و بر ین اساس استدلال به قرآن با قطع نظر از احادیث وارده از معصومین در تفسیر و تبیین آن کار درستی نیست و لذا پیامبراکرم و در حدیث «ثقلین» مروی از طرق و فریقین امت را بعد از خویش به کتاب خدا و عترت خویش ارجاع دادند و فرمودند: «لن یفترقا». صلی الله علم پس اگر فرضاً امیرالمؤمنین ابن عباس را در مناظره با خوارج از استدلال به قرآن نهی کرده باشند برای این جهت بوده که قرآن «ذووجوه» و دارای معانی دقیق و طبقه بندی است و طبعاً در مقام مناظره طرفین تلاش می‌کنند از وجوه مختلفه آن برند و این امر نه تنها موجب چالش و کشمکش می‌شود بلکه اصل بحث را بی ثمر بهره

می‌نماید، و بسا در نظر آن حضرت ابن عباس توان اقناع آنان و اثبات مطلوب را از قرآن نداشته است؛ و شاید اگر خود حضرت به مناظره با آنها می‌رفتند به وسیلهٔ خود قرآن با آنان محاجه می‌کردند. د - شکنجه و پرونده سازی ج ۱ عذاب در قیامت برای هدایت گمراهان، نیست زیرا ظرف هدایت تشریعی ظرف عمل به دستورات الهی است و آن دنیا و قبل از مرگ است، عذاب اخروی لازمه اعمال زشت و ناشایست بلکه باطن و تجسّم آنها می‌باشد و یک امر گزافی نیست، و هم چنین است جزای اعمال نیک فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره) (سوره زلزال). اصلاً به طور کلی آخرت و مراحل آن باطن همین دنیا و مراحل آن می‌باشد یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا وهم عن الاخرة هم غافلون (روم، ۷). ج ۲ با توجه به مطالبی که در رابطه با شبهه دروغ گفتن حضرت ابراهیم بیان شد پاسخ این سؤال روشن می‌شود به علاوه حضرت یوسف پیش از آن صحنه سازی برادرش «بنیامین را مطلع کرده بود و او را از برادریشان و طرحی که برای مصلحت او بود آگاه نموده بود و او هیچگاه به برادرش حضرت یوسف اعتراض نکرد و از آن اتهام نرنجید و تنها برادران دیگر که از حقیقت امر آگاهی نداشتند اعتراض نمودند، و آنکه نسبت دزدی به آنان داد نیز خود حضرت یوسف نبود و شاید منظور از نسبت ا دزدی به آنان ربودن حضرت یوسف از پدر بوده است که سابقاً انجام شده بود. و بالاخره دروغ مصلحت آمیز و همچنین توریه دو امر متعارف نزد عقلای جهان است چنانچه در داستان حضرت ابراهیم گذشت ان شاءالله سالم و موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۰/۱۰/۲۲ - حسینعلی منتظری

۱۳۸۰/۱۱/۱۹ (۶۵) چرا اعتراض و چرا انتقاد؟ پاسخ به سؤال رادیو صدای آمریکا) سؤال: چه عواملی در طول انقلاب و به دنبال آن باعث شد که جنابعالی که مقام دوم را بعد از آیت‌الله خمینی داشتید و رئیس مجلس خبرگان نیز بودید به ستمی که به مردم می‌شد اعتراض فرمودید. این تغییرات در کشور چطور اتفاق افتاد و از نظر اسلامی نظر جنابعالی درباره این نوع رفتار با مردم چیست؟ بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام هدف اساسی از انقلاب اسلامی ایران که امثال اینجانب نیز از آن حمایت می‌کردیم و به پیروزی رسید - سلطه جوئی و حکومت مطلق بر مردم نبود، بلکه مقصود تأمین حقوق ملت و آزادیهای مشروع و رفع اختناق و ظلم و استبداد و خودسریها و پیاده شدن دستورات حیات بخش اسلام در همه زمینه ها بود؛ و شعار ملت و وعده های مقامات در آغاز انقلاب در سه کلمه: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی خلاصه می‌شد و هرچند در آغاز پیروزی با کارهای خلاف و خشونتها و تندیهای برخی متصدیان امور مواجه می‌شدیم ولی خود را قانع می‌کردیم که طبعاً هر انقلابی در آغاز با مشکلات و تخلفاتی همراه است لیکن به تدریج پس از استقرار نظام وعده ها و شعارها پیاده خواهد شد تا اینکه اینجانب به سهم خود متوجه شدم که پس از استقرار نظام نیز برخی از متصدیان امور هرچند از روی جهل

و اشتباه - کارهائی انجام می‌دهند که با شرع و عقل و منطق سازگار نیست؛ و متأسفانه به نام اسلام و دین انجام می‌دهند و به نصیحت ها و تذکرات توجه نمی‌کنند. و چون آیت‌الله خمینی (ره) رهبر انقلاب و مورد احترام همه بودند و ایشان در تهران و من در قم بودم لذا مطالب و اشکالات را به ایشان می‌نوشتم البته به صورت محرمانه ولی هنگامی که با اتهامات ناروا روبرو شدم و قسمتهائی از آن نامه های محرمانه به صورت تقطیع شده در رنجنامه مرحوم حاج احمدآقا و خاطرات سیاسی آقای ری شهری در سطح وسیعی منتشر شد، ناچار شدم برای تنویر افکار عمومی و رفع اتهامات وارده اصل نامه ها را منتشر نمایم. من از معظم له دور بودم و برخی از متصدیان با ایشان در ارتباط بودند و طبعاً نظریات مختلف و متفاوتی بر ایشان عرضه می‌شد. اینجانب در آخرین ملاقاتم به ایشان گفتم: «واضح است که در یک کشور بزرگ مثل ایران سلیقه های متفاوت و کارهای خلاف وجود دارد، و حتی در زمان حکومت رسول خدا و امیرالمؤمنین الا با مقام عصمتی که آن بزرگواران داشتند نیز وجود داشت ولی آنچه مایه تأسف است اینکه از نام حضرتعالی سوءاستفاده می‌شود و مرتکبین خلاف و خشونتها می‌گویند ما برطبق نظر ایشان عمل می‌کنیم». هم اینک نیز بسیاری از بازداشتها و محاکمات سیاسی و برخوردهائی که با نمایندگان مجلس و دانشجویان و برخی از نخبگان جامعه انجام می‌شود برخلاف منطق و دیدگاه اسلام و سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین می‌باشد، و متأسفانه به نام حمایت از اسلام و دین انجام می‌شود. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۸۰/۱۱/۱۹ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

۱۳۸۰/۱۲/۲۶ (۶۶) پیام تسلیت به مناسبت درگذشت خواهر مکرّمهشان بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون با کمال تأسف و تأثر خبر ناگوار رحلت ناگهانی مرحومه مغفوره، مؤمنه فاضله، معلمه قرآن و احکام الهی یگانه خواهر عزیز و مهربان خود را دریافت نمودم و شوکی بزرگ بر سراسر وجودم وارد شد. اینجانب این مصیبت بزرگ را به همهٔ فرزندان و برادران و بازماندگان و علاقه مندان محترم و از جمله همسر محترم ایشان جناب مستطاب آقای حاج احمد ابراهیمی و جناب مستطاب حجة الاسلام آقای شیخ محسن ابراهیمی (دامت افاضاتهما) تسلیت می‌گویم و از خدای رحیم و مهربان برای آن تازه گذشته رحمت واسعه الهی و حشر با صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و برای همه بازماندگان و علاقه مندان محترم صبر جمیل و اجر جزیل را مسألت می‌نمایم. آری مرگ برای همۀ ما حق است و خواهی نخواهی همه ما را فرا می‌گیرد، همان گونه که خدای متعال در قرآن کریم خطاب به عقل کل و خاتم رسل فرمودند: انک می‌ت و انهم می‌تون خداوندا، پس چرا ما در حال غفلت به سر می‌بریم و از اینگونه حوادث ناگوار و مستمر عبرت نمی‌گیریم و دست از خودخواهیها و نافرمانی ها و ظلمها و تعدیات به حقوق خدا و بندگان خدا برنمی داریم؟! و کمتر به فکر قیامت و حساب و مجازاتهای الهی می‌باشیم؟!

همه در قرآن کریم می‌خوانیم: فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره خداوندا به همه ما حالت تنبه و بیداری عنایت فرما و ما را به جبران گذشته ها موفق نما. والسّلام علی جمیع اخواننا المؤمنین والمؤمنات و رحمة الله و برکاته. محرم الحرام ۱۴۲۳ - ۱۳۸۰/۱۲/۲۶ قم ال المقدسة - حسینعلی منتظری

پاسخ به سؤالی در رابطه با استفاده از اینترنت ۱۳۸۱/۱/۱۰ سلام و عرض ادب خدمت آیت‌الله حسینعلی منتظری خیلی مایل بودم نظر شما را در مورد مقوله استفاده از اینترنت و قانونی که اخیراً توسط شورای عالی امنیت ملی در جهت محدودیت اینترنت ارائه شده است بدانم منتظر پاسخ صریحتان هستم. بسمه تعالی پس از سلام چند روز پیش نیز از کانادا در رابطه با اینترنت در ایران از من سؤال شده بود و من جواب دادم اینجانب اینک هشتاد سال دارم به یاد دارم هنگامی که بچه بودم تازه رادیو در ایران پیدا شده بود و بسیاری از بزرگان و افراد علاقه مند به دین و اخلاق آن را تحریم می‌کردند و می‌گفتند موجب فساد جامعه می‌شود، ولی به تدریج در همه خانه ها و محافل پیدا شد و جنبه عمومی پیدا کرد و تحریمها بی اثر بلکه نتیجه معکوس داشت زیرا الانسان حریص علی ما منع؛ سپس نوبت به «تلویزیون»، ویدئو» و بعد به «ماهواره و اینک به اینترنت» رسیده است و قشرهائی از جامعه با آنها مخالفت می‌میکنند و در این جهت اصرار دارند غافل از اینکه اگر از این آلات و ابزار بسا سوء استفاده می‌شود ولی در تربیت جامعه و پیشرفت علم و فرهنگ و اخلاق و اقتصاد نیز بهرههای بسیاری از آنها برده می‌شود. اینکه با ابزار و آلات مفید مبارزه کنیم کار غلطی است ابزار و آلات که گناه ندارند؛ و مبارزه با آنها یک حرکت قسری موقت است و با وسعت ارتباط جهانی امروز و

استقبال جهان از آنها تحریم آنها جز شکست و عقب ماندگی در پی ندارد، بلکه باید آنها را توسعه داد و تکمیل نمود؛ ولی لازم است دانشمندان و نخبگان و رهبران جامعه آنها را در مسیر صحیح قرار دهند و برای آنها برنامه های خوب و سازنده و با ارزش تهیه نمایند و در راه پیشرفت علم و فرهنگ و منافع مادی و معنوی جامعه آنها را به کار گیرند و با تبلیغات صحیح و عاقلانه، نه آمرانه و خشونت بار جامعه را متوجه سوء استفاده ها نمایند؛ و اگر کسانی علناً سوء استفاده می‌کنند جلوی آنها را بگیرند. از همه نعمتهای الهی ممکن است سوء استفاده شود آیا ما می‌توانیم با همه نعمتهای خدا به بهانه سوء استفاده ها مبارزه کنیم و آنها را تحریم نمائیم؟! ان شاء الله سالم و موفق باشید. ۱۳۸۱/۱/۱۰ - حسینعلی منتظری

تشکر از اظهار همدردی اقشار مردم در غم درگذشت خواهر مکرّمه ۱۳۸۱/۱/۱۴ ۶ بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت و تسلیت به مناسبت شهادت سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین و فرزندان و اصحاب باوفای ایشان سلام الله علیهم اجمعین) و تبریک سال نو بدین وسیله از حضرات آیات عظام علمای اعلام اساتید والامقام، مسؤولین محترم دولتی نمایندگان بزرگوار مجلس شورای اسلامی شخصیت های سیاسی و مبارز و کلیه برادران و خواهران مسلمان که با حضور در مجالس عزای مرحومه مغفوره خواهر مؤمنهٔ اینجانب در نجف آباد و قم و یا توسط روزنامه، تلفن، نامه، فاکس، اینترنت و ... اظهار همدردی فرموده و موجب تسلای خاطر بازماندگان گشتند، کمال تشکر را داشته و از خداوند بزرگ سلامتی و توفیق بیشتر و اجر جزیل برای همه آنان مسألت می‌نمایم. از آنجا که به دلیل محصور بودن نتوانستم حضوراً از عزیزان شرکت کننده تقدیر و تشکر نمایم معذرت خواسته و امیدوارم که خداوند به همهٔ ما توفیق دهد که از مشاهده اینگونه حوادث عبرت گرفته و توجه نماییم که مرگ برای همه ما حق است، تا خود را برای آن و عقبات بعد از آن مهیا سازیم. والسّلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۱/۱۴ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مرحوم آقای دکتر یدالله سحابی ۱۳۸۱/۱/۲۳ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون دانشمند محترم جناب مستطاب آقای مهندس عزت الله سحابی دام عزه وتوفیقه پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت مرد تقوا و فضیلت و علم و دانش مرحوم مغفور آقای دکتر یدالله سحابی (طاب ثراه) پدر بزرگوار جنابعالی را دریافت نمودم. خدمات علمی و اسلامی و مبارزات خستگی ناپذیر و تحمل فشارها و زندانها و تبعیدهای معظم له در رژیم طاغوت در راه تأمین آزادیهای اجتماعی و احقاق حقوق ملت و استقلال کشور بر مردم رشید و حق شناس ایران مخفی نیست. آن مرحوم از چهره های ارزنده ای بودند که با رفیق و همتای خود مرحوم مغفور مهندس مهدی بازرگان طاب ثراه) در راه گرایش نسل جوان و دانشگاهی به ارزشهای اصیل اسلامی و تعلیمات گرانبهای ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) و آشنا نمودن ملت به آزادیهای مشروع و حقوق اساسی آنان و مبارزه با استبداد و ظلمها و تجاوزات، قدمهای مؤثری برداشتند و بدین جهت مورد غضب و کینه دستگاه جبّار زمان خود واقع شدند. اینجانب درگذشت ایشان را به جنابعالی و فرزندان و همه بازماندگان و علاقه مندان محترم تسلیت می‌گویم و برای آن مرحوم علوّ درجات و حشر با اولیای خدا و برای همه فرزندان و علاقه مندان صبر جمیل و اجر جزیل و برای

ه ۵۶۶ جنابعالی سلامت و توفیق ادامه راه آن مرحوم و خدمت به اسلام عزیز و کشور را مسألت می‌نمایم. مرگ برای همه حق است همانگونه که در قرآن کریم خطاب به عقل کل و خاتم رسل می‌خوانیم: انک می‌ت و انهم می‌تون پس لازم است همه ما از مشاهدهٔ این تحوّلات و شرکت در مجالس سوگواری درس عبرت بگیریم و خود را برای مرگ و حساب و کتاب قیامت مهیا سازیم، و نافرمانیها و تجاوزات به حقوق خدا و بندگان خدا را جبران نمائیم. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۱/۲۳ مطابق ۲۸ محرم الحرام ۳ ۱۴۲۳ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

۱۳۸۱/۲/۱ (۷۰) پیام به مناسبت حوادث غمبار فلسطین بسم الله الرحمن الرحیم در کتاب کافی از رسول خدا : من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلاً ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۴) در این ایام که حملات وحشیانه رژیم غاصب اسرائیل به شهرها و روستاهای فلسطین و تخریب ساختمانها و کشتار مردم بی دفاع آنها از بزرگ و کوچک و مرد و زن تحت حمایت دولت آمریکا به اوج رسیده است از ناحیه برخی از دوستان به اینجانب اعتراض می‌شود که چرا در برابر این همه جنایات ساکتید؟! البته با توجه به اهمیت مسأله فلسطین و قدس شریف آقایان محترم تا اندازه ای حق دارند ولی اوّلاً من در رابطه با مسألۀ فلسطین چندین بار هم نوشته ام و هم مصاحبه داشته ام لیکن در جایی منعکس نشده است. وثانیاً: اگر اسرائیل و حامیانش اهل منطق و استدلال و عواطف انسانی بودند با این همه راهپیماییها و اعتراضات همگانی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی و حتی آمریکای شمالی تا حال مشکل فلسطین حل شده بود ولی هنگامی که به افکار عمومی جهان و مقررات بین المللی اعتنا نمی‌شود و تنها زبان زور حاکم می‌باشد آنچه در برابر آن اثر دارد تنها قدرت و زور است. لیکن با اینکه شمار مردم مسلمان جهان از یک میلیارد نفر متجاوز می‌باشد و شمار صهیونیستها در برابر آنان هیچ است متأسفانه قدرت سیاسی و اقتصادی کشورهای اسلامی در اختیار کسانی قرار گرفته که مرعوب قدرتهای بزرگ جهانی هستند و با

همه امکاناتی که دارند قدرت تصمیم گیری ندارند و در این زمینه کمتر احساس مسؤولیت می‌کنند و با همه رفت و آمدهای سیاسی و مذاکرات و کنفرانس ها اقدامات آنان از گفتار و شعار تجاوز نمی‌کند. یکی از پایه های اقتصاد کلان کشورهای قدرتمند نفت و انرژی کشورهای اسلامی است چرا سران کشورهای اسلامی حاضر نیستند با تفاهم و برنامه ریزی صحیح از این قدرتی که خداوند در اختیارشان قرار داده هرچند به طور موقت استفاده نمایند؟! آیا مردمی که دستشان از همه امکانات کوتاه است و خانه و کاشانه و هستی آنان غارت شده و مورد تجاوز و حملات وحشیانه دشمن قرار گرفته اند و سران کشورها و محافل پرطمطراق جهانی و سازمانهای بینالمللی نیز جز حرف و شعار تحویل آنان نمی‌دهند چاره ای جز توسل به کارهای انتحاری دارند؟! مردم مظلوم فلسطین با زبان حال و مقال از همه قدرتمندان به ویژه سران کشورهای اسلامی استمداد می‌جویند و برحسب حدیث یاد شده از رسول خدا هرکس به آنان پاسخ ندهد مسلمان نیست، آیا هنگامی که قدرتمندان اسلامی حاضر نیستند هر چند به طور موقت روابط سیاسی و اقتصادی خویش را با رژیم صهیونیستی و حامیانش به تعلیق درآورند در جواب ملت مسلمان خویش و در پاسخ خدا و رسول خدا در روز حساب و کتاب قیامت چه خواهند گفت؟! سرزمین فلسطین متعلق به ساکنین آن بود و قرنها یهود، نصاری، مسلمان و دروز در آن با تفاهم زندگی می‌کردند ولی پس از جنگ جهانی و استیلاء انگلیس بر آن سرزمین و تصمیم به تشکیل یک دولت صهیونیستی در آن با همه فعالیتها صهیونیست ها توانستند حدود یک ششم از زمینهای فلسطین را خریداری نمایند سپس با زور استعمار و قتل عام مردم فلسطین و آواره نمودن آنان و جمع آوری یهودیان اروپا، آمریکا، روسیه و آفریقا و کمک سازمان ملل حدود پنجاه درصد اراضی را به عنوان کشور اسرائیل در اختیار گرفتند و به آن هم قانع نشده اند و به فکر اشغال از نیل تا فرات افتاده اند. این کشور بر اساس قتل عام و ترور تأسیس شد و هنوز هم بر همین اساس عمل

به مناسبت حوادث غمبار فلسطین ۵۵۶۹ می‌کند و متأسفانه دولت آمریکا که خود از ترور ضربه خورده است با شعار مبارزه با ترور از این دولت حمایت می‌کند و حقوق ملت فلسطین را که صاحبان اصلی این سرزمین می‌باشند نادیده می‌گیرد در صورتی که حق هیچگاه مشمول مرور زمان نمی‌شود. در خاتمه تذکراتی را دوستانه یادآور می‌شوم -۱ از دولتهای اسلامی انتظار می‌رود به حرف و شعار قناعت نکنند و از ملاحظات سیاسی جهانی بکاهند و با مشورت و تفاهم و تصمیم قاطع به راهکارهای عملی بیندیشند و به وظیفه انسانی و الهی خویش در برابر این همه جنایات عمل نمایند؛ و به ملت فلسطین که گرفتار جنایتکاران اسرائیل می‌باشند در این رابطه کمک رسانند. - ۲ به سران دولت آمریکا تذکر می‌دهم که برای خوشایند اقلیت صهیونیست آمریکا و لابی یهود آن کشور بیش از این آبروی ملت بزرگ آمریکا را در سطح جهان حراج نکنند. آیا سزاوار است که با امکانات کشورهای اسلامی و مالیات ملت آمریکا دولت تروریست اسرائیل را مجهز نمایند و از جنایات آن حمایت کنند؟! ۔ به مردم اسرائیل تذکر می‌دهم که حرکت زور حرکت قسری و غیر طبیعی است و قسر و زور هیچگاه دوام ندارد و بالاخره عکس العمل دارد. با زور و قلدری هرگز برای آنان امنیت و آرامش به دست نمی‌آید تحرکات زورمدارانه یهود در صدر اسلام باعث شد که خداوند متعال از راه و حی عاقبت شیطنت ها و پیمان شکنی های آنان را به آنان تذکر دهد: اذ تأذن ربّک لیبعثن علیهم الی یوم القیامة من یسومهم سوء العذاب (سوره اعراف، آیه ۱۶۷) (و هنگامی که اعلام نمود پروردگارت که به طور حتم برمی انگیزاند در برابر آنان تا روز قیامت کسانی را که آنان را عذاب دهند. واضح است که هر عمل زوری بالاخره با واکنشهایی مواجه خواهد شد قتل عامهایی که اینک به وسیله شارون و امثال او در جنین و رام الله و سایر بلاد فلسطینی انجام می‌شود خواهی نخواهی در آینده واکنش خواهد داشت و زندگی و امنیت شما را تباه می‌سازد. پس بیش از همه خودِ ملت یهود باید جلوی این جنایات را بگیرند. دولت آمریکا

و لابی یهود آمریکا به فکر مصالح شما نیستند بلکه درصدد تأمین قدرت و منافع مادی خویش می‌باشند. ۴ به مردم مظلوم فلسطین تذکر می‌دهم که هر چند خانه و کاشانه و هستی شما به زور تصاحب شده و بسیاری از شما آواره شده اند ولی بالاخره ادامه درگیریها و خونریزیها موجب تلفات بیشتر و خسارتهای فراوان می‌شود و خانواده های شما امنیت و آرامش ندارند پس بجاست دلسوزان شما از باب ضرورت در فکر صلحی عادلانه باشند به گونه ای که مصالح ملت فلسطین و آوارگان آنان تأمین گردد. و ان جنحوا للسّلم فاجنح لها وتوکل علی الله (سوره انفال آیه (۶۱) (ای پیامبر، اگر پیشنهاد صلح نمودند آن را بپذیر و بر خدا توکل نما). اینکه دولت غاصب اسرائیل اصل باشد و صاحبان اصلی سرزمین فلسطین تحت حمایت آنان باشند و حکومتی نیم بند به نام «خودگردان داشته باشند ظلمی است آشکار و اهانتی است به مردم مظلوم فلسطین آنان باید حداقل یک دولت مستقل فلسطینی با همه قوا و نیروها و ادوات دفاعی و امکانات به مرکزیت قدس شریف به دست آورند و در این زمینه دولتهای اسلامی بیدریغ به آنان کمک نمایند و سرزمینهایی که اسرائیل بعداً از آنان اشغال نموده برگردانده شود، این امر هم به نفع آنان و هم به نفع اسرائیل خواهد بود. البته اگر ممکن بود در همه سرزمین فلسطین یک دولت واحد مردمی بر اساس آرای عمومی تأسیس می‌شد بهتر بود ولی متأسفانه با این همه خونریزی ها و دشمنی ها که در ظرف بیش از پنجاه سال پدید آمده تحقق چنین امری بسیار مشکل است. از خداوند قادر متعال رفع همه مشکلات و تضادهای غیرانسانی و وجود عواطف بشری در قلوب همه بندگان خدا و توفیق عمل به وظایف انسانی و الهی را برای مسألت می‌نمایم. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمةالله و برکاته. صفر ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۲/۱ قم المقدسة حسینعلی منتظری

۱۳۸۱/۲/۲۸ «۷۱» استفتای شرعی در مورد مصافحه با غیر محارم به نام خدا حضرت آیت‌الله منتظری دام ظله العالی با سلام دانشجویی ایرانی هستم که در یکی از کشورهای اروپایی به تحصیل و زندگی مشغولم. به دلیل دلسوزی برای انقلاب سفارت ایران و برخی دیگر از سازمانهای ایرانی مرا لایق دانسته تا با آنها ارتباط نزدیکی داشته باشم و در حد توان کمک نمایم به دلیل همین ارتباط بارها شاهد صحنه هایی بوده ام که علت نوشتن این نامه و طرح سؤال گردید اطلاع دارید که کارمندان سفارت ایران در این کشور با خانم ها دست نمی‌دهند و اگر چه دلیل آن را مذهبی اعلام می‌کنند اما برای بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان طرفدار انقلاب قابل توجیه نیست بنده صحنه هایی دیده ام که به دلیل همین امتناع واقعاً توهین به کشور و حتی اسلام شده است. ریشۀ این اهانت نیز از اینجا ناشی می‌شود که دیگر مسلمانان و حتی شیعیان در مناصب گوناگون مشکلی در انجام این کار ندارند؛ حتی نمی‌توان گفت که این امتناع تنها مختص ایرانیان است، زیرا بسیاری از ایرانیان حتی افرادی که به عنوان مأمور دولت هستند در دست دادن با خانمها مشکلی ندارند خود بنده ایرانیان متشرعی را دیده ام که منعی قایل نشده اند. تنها استثنا در این میان دیپلماتهای ایرانی هستند و همین باعث ایجاد وهن می‌شود؛ به ویژه آنکه به نظر می‌رسد ایرانیان وابسته به دولت ترسی از اینکه مبادا عدم رعایت این دستورالعمل به ضرر آنها تمام شود وجودشان را گرفته و بعضاً برای فرار از وضعیت حرکات عجیبی انجام می‌دهند. خواهشمندم بنده را روشن فرمایید که آیا چنین وضعیتی به عنوان یک معضلی که باید برای آن چاره ای اندیشید نمی‌باشد. البته موضوع را با برخی ایرانیان مطرح کرده ام اما پاسخ آنها بیشتر شبیه یک توجیه نامه و دستورالعمل دولتی است. [ ... ]

پس از سلام بسمه تعالی اولاً از بسیاری از روایات باب نظر استفاده می‌شود که حرمت آن به جهت احترام شخص مورد نظر است و لذا اگر او نظر را مخالف احترام خود نمی‌داند و خود را نمی‌پوشاند نظر طبعاً جایز است مگر اینکه موجب وقوع در حرام و فساد شود؛ و به خصوص زنان غیر مسلمان قائل به حرمت نظر نیستند بلکه ترک آن را موجب بی احترامی به خود می‌شمارند؛ و بعید نیست این ملاک در دست دادن نیز وجود داشته باشد. و روایات مصافحه با اجنبیه منصرف است به زنان مسلمان. آری اگر نظر یا دست دادن موجب فساد اخلاقی شود یا برای لذت باشد مطلقاً جایز نیست. و ثانیاً: اگر نظر یا مصافحه در محیط و شرائطی ضرورت عرفی داشته باشد و ترک آنها موجب وهن گردد، با وجود ضرورت این قبیل محرّمات مقدماتی به مقدار ضرور حلال می‌شود مگر اینکه فساد اخلاقی را در پی داشته باشد یا برای التذاذ باشد. البته اگر از روی لباس یا دستکش ممکن باشد احتیاط خوب است. ۱۳۸۱/۲/۲۸ - حسینعلی منتظری

پاسخ به سؤالاتی در مورد برخی مسائل روز ۱۳۸۱/۲/۳۱ حضرت آیت‌الله العظمی منتظری مرجع آزاده با سلام احتراماً سؤالاتی پیرامون مسائل اجتماعی - سیاسی دارم که به شرح زیر می‌باشد. قبلاً از پاسخ حضر تعالی تشکر می‌کنم برای آن وجود ارزشمند آرزوی سلامتی دارم. با تشکر - دکتر مسعود امید ۱ - آیا پیوستن ایران به کنوانسیون بین المللی رفع تبعیض از زنان را خلاف شرع می‌دانید یا خیر؟ اگر آری، دلیل قرآنی آن چیست؟ و اگر خیر باز دلیل درون دینی شما چیست؟ [پیوستن به کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض از زنان] بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آقای دکتر مسعود امید وفقه الله تعالی لمرضاته پس از سلام و تحیت مجرّد پیوستن به کنوانسیون نامبرده و شرکت در جلسه های آن اگر مستلزم رأی دادن به مصوّبههای مخالف احکام قطعی اسلام نباشد - اشکال ندارد (نظیر عضویت ایران در سایر مجامع بین المللی بلکه بجاست ایران و سایر کشورهای اسلامی در این گونه مجامع شرکت کنند و در مشترکات با سایر ملل هماهنگ شوند و قاطعانه از احکام قطعی اسلام در موضوعات خاص دفاع نمایند و با منطق و استدلال ثابت کنند

که برخی تبعیضات وارده در اسلام نسبت به زنان بر اساس تفاوت طبیعی و سازمانی زن است و ناشی از ظرافت مخصوص زن و متناسب با کشش و تمایلات درونی او می‌باشد و در حقیقت ارفاقی است نسبت به او با ملاحظه سازمان جسمی و روانی او. به اعتقاد ما احکام اسلام امور جزافی نیست بلکه تابع مصالح و مفاسد واقعی است که بسا عقول ساده انسانها قاصر است از درک آنها نوعاً هر یک از کشورهای جهان نیز دارای سنتهای خاصی می‌باشند که جزء بافت فرهنگ آنان می‌باشد و ناچارند آنها را رعایت نمایند و با این وضع عضویت در مجامع جهانی را نیز پذیرفته و در مشترکات با آنان هماهنگ می‌باشند. عدم شرکت در کنفرانسها، کنوانسیونها و سازمانهای بین المللی انزوای سیاسی را در پی دارد و طبعاً به ضرر کشور تمام می‌شود. حجاب و پوشش زنان ] ۲ آیا دولت اسلامی مجاز است حجاب اجباری را به مردم تحمیل کند؟ آیا مسلمانان در انتخاب نوع پوشش و عدم اجرای تشخیص فقها در این مورد آزاد هستند یا خیر؟ جواب اصل حجاب و پوشش زن از احکام ضروری اسلام است و این هم در رابطه با ظرافت زن و ارزش والای اوست هیچگاه عقلای جهان جواهر نفیس و با ارزش را که ممکن است مورد طمع و تجاوز ناپاکان قرار گیرد در معرض دید همگان قرار نمی‌دهند و آنها را از اغیار می‌پوشانند. البته چادر خصوصیت ندارد بلکه نوع و شکل پوشش به اختیار و انتخاب خود زن و ابسته است و کسی حق ندارد شکل خاصی را به او تحمیل نماید. هرچند در دین و انجام دستورات آن اکراه نیست لا اکراه فی الدین ولی اگر افرادی بخواهند پرده دری کنند عقت و به عمومی لطمه بزنند و نسل جوان را به انحراف بکشند، متصدیان امور باید عاقلانه و به دور از اعمال خشونت جلوی آنها را بگیرند، و اگر از باب اتفاق نوبت به اجرای حدود الهی رسید آنها را اجرا نمایند، زیرا مصلحت جامعه بر مصلحت افراد خاص مقدم است.

پاسخ به سؤالاتی در مورد برخی مسائل روز [ تفکیک ناپذیری احکام عبادی و اجتماعی ] ۵۷۵ برخی از مسلمانان نماز نمی‌خوانند و احکام عبادی اسلام را دستور اسلام نمی‌دانند بلکه آنها را جزء احکام محدود با زمان و مکان خاصی می‌دانند که روبنای فرهنگی جامعه عربستان جاهلیت بوده است، ولی اصول انسانی مثل عدالت را که از اصول دین نیز هست قبول دارند و با ظلم مبارزه می‌کنند؛ آیا این افراد بر کسانی ارجح نیستند که مانند خوارج به احکام عبادی اسلام پایبند هستند ولی اصل دین را که عدالت است تعطیل کرده اند و در روی زمین ظلم می‌کنند؟ اگر خیر، دلیلتان چیست؟ و اگر آری، پس آیا نمی‌توان گفت که آزادگی برتر از دینداری است؟ جواب هر چند اجرای قسط و عدالت یکی از اهداف اساسی ادیان الهی و بعثت انبیاء است چنانکه در سوره حدید از قرآن کریم می‌خوانیم (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ولی دین مقدس اسلام مجموعه ای است از سه عنصر: ۱ معارف و اصول اعتقادی ۲۔ اخلاق فردی و اجتماعی دستورات اجرائی و عملی در همه زمینه ها و از جمله مسائل عبادی که برای تربیت روح و روان انسان و ارتباط کامل او با خدا تشریع شده است. هر فرد مسلمان باید به همه مسائل اسلامی معتقد و متعبّد باشد و به آنها عمل نماید و نؤمن ببعض و نکفر ببعض نباشد. عدالت اجتماعی برای تنظیم صحیح زندگی در این جهان است در صورتی که زندگی انسان محدود به این جهان نیست؛ انسان به مردن فانی نمی‌شود بلکه این جهان مقدمه و پلی است به سوی آن جهان ابدی. و کمال او در عالم عقبی مرهون درجات ارتباط او با کمال مطلق خدای دو جهان است که در اینجا باید تحصیل گردد و بهترین وسیلهٔ ارتباط با خدا عبادات به ویژه نماز است. و در قرآن کریم می‌خوانیم ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون دستورات عبادی هم دارای شکل است و هم دارای باطن و محتوا هر چند ارزش واقعی برای محتواست. ما باید هم به شکل اهمیت دهیم و هم به محتوا هر چند شکل مقدمه

محتوا می‌باشد چنانکه گفته اند: «المجاز قنطرة الحقیقة» (مجاز پلی است برای حقیقت). اگر کسانی ظلم می‌کنند و حقوق دیگران را تضییع می‌کنند یا از شکل عبادات الهی سوء استفاده می‌کنند موجب بطلان اعتقادات یا اعمال ما نمی‌شود. من یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرّة شرّاً یره. متأسفانه در این مرحله دو فکر متضاد و غلط وجود دارد جمعی دستورات اسلام را منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی می‌دانند و برخی چنانکه شما نوشته اید - به طور کلی مسائل عبادی اسلام را نادیده می‌گیرند و به آنها اعتنا ندارند؛ در صورتی که اسلام در همه شؤون مورد نیاز بشر و از جمله در مسائل اجتماعی، اقتصادی، جزایی، سیاسی حاکمیت و شرائط و روش آن با ملت و روابط بین آنها دستور و رهنمود دارد. آزادی یک حق طبیعی است ] ۴۔ خدا در قرآن به آدم و حتی ابلیس آزادی انتخاب داده است؛ آیا حکومت اسلامی می‌تواند از خدا نیز برای هدایت انسان دلسوزتر باشد و آزادی را که خدا حتی به ابلیس داده است از مسلمانان سلب کند با این توجه که از فساد جامعه جلوگیری نماید؟ . جواب اختیار و آزادی عمل در انسان یک امر طبیعی و از مهم ترین نعمتهای الهی است؛ و هیچ مقامی نمی‌تواند و نباید آن را سلب نماید و در قرآن کریم می‌خوانیم ولا اکراه فی الدین دین و اعمالی که به زور و اکراه حاصل شود هیچ ارزشی ندارد ولی ادیان الهی هدایت و راهنمائی انسان را بر عهده دارند و راه استفاده از اختیار و آزادی را به انسانها ارائه نمودهاند و با منطق و استدلال راه سعادت و راه شقاوت را مشخص کرده اند. حکومت اسلامی نیز باید راه انبیاء را ادامه دهد دستورات و احکام الهی را ابلاغ نماید و امر به معروف و نهی از منکر را که یکی از مهمترین دستورات الهی است برای حفظ اسلام و سعادت جامعه اجرا نماید و اگر کسانی بخواهند از آزادی سوء استفاده نموده و به حقوق دیگران تجاوز نمایند جلوی آنان را بگیرد. در جامعه ای دزدان و غارتگران و متجاوزین به حقوق دیگران را به بهانه آزادی - آزاد

پاسخ به سؤالاتی در مورد برخی مسائل روز نمی‌گذارند؛ البته اگر کسانی خواسته باشند به بهانه حکومت اسلامی حقوق دیگران را پایمال کنند و جلوی آزادیهای مشروع را بگیرند باید با آنها برخورد شود، و اسلام حکومت آنان را به رسمیت نمی‌شناسد. وظیفه فقها بیان است نه تحمیل ] ۵ آیا فقها می‌توانند قوانینی خلاف شرع را وتو کنند حتی اگر اکثریت مردم خواهان آن قوانین باشند؟ یا اینکه فقها فقط می‌توانند شرعی بودن یا نبودن قوانین را اعلام کنند و تصمیم گیری و انتخاب را به مردم یا نمایندگان مردم واگذار کنند؟ اگر فقها حق و تو دارند آیا آزادی انتخاب حتی ضلالت که خدا به انسان داده است آزادی تکوینی) توسط فقها قابل سلب است؟ آیا وقتی پیامبراکرم نیز چیزی نیست جز بشیر و نذیر و مسؤول هدایت و گمراهی سایرین نیست فقها می‌توانند تشخیص فقهی خود را بر مسلمانان توسط حکومت اسلامی تحمیل سازند؟ جواب آزادی تکوینی و طبیعی قابل سلب نیست و فقها که کارشناسان فقه می‌باشند وظیفه دارند نظرات کارشناسی خویش را در هر موردی اعلام نمایند، و اکثریت مردم کشور اگر به قوانین دینی پایبند باشند طبعاً به نظر فقها مورد شناخت و انتخاب خود عمل می‌کنند و اگر خدای ناکرده روزگاری اکثریت مردم از دین روی گرداندند فقها و دانشمندان دینی وظیفه ای جز بیان احکام و ارشاد و تبلیغ با منطق و زبان روز ندارند و هیچگاه وظیفه ندارند قوانین دین را با زور به جامعه تحمیل نمایند.، حاکم باید اهل مشورت و انتقاد پذیر باشد] ۶ آیا ولی فقیه باید حکومت کند یا نظارت بدون قدرت؟ آیا مردم صلاحیت تشخیص انحراف و خروج ولی فقیه از عدالت را دارند یا این تشخیص فقط در صلاحیت فقهای خبرگان است؟ جواب حاکمیت برای جامعه امری است، ضروری و مردم لازم است برای نظم جامعه و اجرای قوانین حاکم صالحی را انتخاب نمایند و حاکمیت او با انتخاب مردم حاصل می‌شود. و همانگونه که سابقاً اشاره شد موازین اسلامی منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی نیست بلکه از تتبع در کتاب و سنت به دست می‌آید که اسلام در

مسائل مورد نیاز بشر و از جمله در مسائل اجتماعی، اقتصادی، جزایی، سیاسی، حاکمیت و شرائط و روش حکام نیز دستور و رهنمود دارد؛ و طبعاً اگر مردم به اسلام معتقد باشند برای حاکمیت کسانی را انتخاب می‌نمایند که بر اساس موازین اسلامی کشور را اداره نمایند؛ و به حکم عقل نیز عالم بر غیر عالم و عادل بر غیر عادل و توانا بر غیر توانا مقدم است و بر این اساس است عبارت نهج البلاغه (خطبة ۱۷۳): «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه. و در هر حال حاکم چون منتخب ملت است باید انتقاد پذیر باشد و در برابر ملت مسؤول است و باید کارها را به متخصصین واگذار نماید و با اهل نظر مشورت نماید هنگامی که رسول خدا ن و امیرالمؤمنین علا با اینکه معصوم بودند در امور مشورت می‌کردند و از انتقاد استقبال می‌نمودند وظیفه دیگران در این زمینه روشن می‌گردد انتخاب گذشتگان برای آیندگان حجت نیست ] ۷ آیا نسل امروز می‌تواند نسبت به توافقات نسل گذشته مبنی بر رأی به جمهوری اسلامی تجدید نظر کند و طی یک رفراندوم نظر له یا علیه خود را ابراز دارد یا مجبور به پذیرش انتخاب نسل گذشته است؟ جواب هیچگاه انتخاب گذشتگان برای نسلهای بعد حجت شرعی نیست، بلکه در هر زمان مردم وظیفه دارند با تحقیق و شناخت کامل حاکم صالح واجد شرائط را انتخاب نمایند. و در این زمینه احزاب سیاسی مستقل و نمایندگان منتخب مردم و نخبگان جامعه لازم است از راههای ممکن و عقل پسند اقدام نمایند. البته تفصیل مسائل در نامه نمی‌گنجد. ان شاء الله موفق باشید. ربیع الاول ۱۴۲۳ - ۱۳۸۱/۲/۳۱ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

پاسخ به پرسشهایی پیرامون شخصیت مرحوم دکتر علی شریعتی بسمه تعالی ۱۳۸۱/۳/۱۵ محضر مبارک فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامت برکاته با سلام و تحیت احتراماً به عرض می‌رساند جمعی از دانشجویان در بیست و پنجمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی، به منظور تجلیل و گرامیداشت شخصیت علمی و اجتماعی آن بزرگوار و شناخت هرچه بهتر اندیشه ها آرا و افکار وی در معرفی و تعمیق مبانی تئوریک و ابعاد مترقی اسلام بر آن شدند تا از نظرات و دیدگاههای حضرتعالی بهره مند شوند. لذا از محضر آن بزرگوار مستدعی است پاسخ سؤالات مطروحه را مرقوم فرمایید: ۱- به طور کلی نظر مبارک را در رابطه با بعد علمی و اخلاقی شخصیت مرحوم دکتر شریعتی بیان بفرمایید. ۲ با توجه به این شخصیت علمی و جایگاه افکار وی در عرصه تعلیمات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه، تأثیر اندیشههای شریعتی را در تقویت مبانی اعتقادی و فکری جوانان چگونه می‌دانید؟ ۳ با در نظر گرفتن شرایط سیاسی - اجتماعی ایران قبل از انقلاب ۵۷ نقش سخنرانی ها، گفته ها و نوشته های شریعتی و اساساً حضور او در پایگاهی همچون حسینیه ارشاد را در شکل گیری انقلاب ۵۷ و جهت گیری سیاسی جوانان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ۴ امروز که می‌رویم تا برای بیست و پنجمین بار، سالگرد هجرت شریعتی را بر صفحه تاریخ مرور کنیم، در عصری که گسترش ابزارهای ارتباطی رویاروئی با فرهنگ و تمدن غرب و مکاتب گوناگون بشری لائیک و غیر لائیک) و تقابل با زندگی سکولاریته را اجتناب ناپذیر ساخته، و بی شک قالبهای سنتی و بازدارنده دین هرچند به زبان نو - پاسخگوی روح ترقی خواه انسان

نخواهد بود، به نظر شما بسط و گسترش اندیشه و تفکر شریعتی و شریعتی ها تا چه اندازه جوان امروز را در شناخت و درک مسیر واقعی راهگشا خواهد بود؟ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف دانشکده فنی و مهندسی گلپایگان ۸۱/۳/۱۳ بسم الله الرحمن الرحیم انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف واحد گلپایگان دامت توفیقاتهم پس از سلام در رابطه با پرسشهای شما نسبت به شخصیت مرحوم دکتر علی شریعتی طاب ثراه و نقش او در بیدار کردن نسل جوان کشور یادآور می‌شوم: نقش هرکس و هر چیز را باید در شرائط خاص زمانی و مکانی او بررسی نمود. در مقطعی که مرحوم دکتر شریعتی زندگی می‌کرد دو ویژگی وجود داشت: ۱- خفقان حاکم بر جامعه بخصوص دانشگاهها از ناحیه رژیم. ۲- انزوای مذهب در رشد فکری و حرکتهای سیاسی و در جو مجامع فرهنگی دانشگاهی. در آن مقطع که بسیاری از روشنفکران مذهبی ساکت و خاموش بودند نقش شخصیتهائی همچون دکتر شریعتی در شکستن خفقان موجود و احیای نقش دین و مذهب در بیداری جامعه و جوانان دانشجو بسیار قابل تقدیر است. آن مرحوم با استعداد خاص و قریحه ای که داشت و با تلاشی که نمود توانست بسیاری از جوانان مسلمان را که در معرض سقوط در دامن مارکسیسم و بی دینی بودند نجات دهد و مذهب را از گوشه های مساجد و منابر به عمق دانشگاهها جذب نماید، و اتهام ارتجاع و حمایت مذهب و روحانیت از قدرتها و حکومتهای مستبد را از آنها بزداید. البته هرکس جز معصومین از خطا و اشتباه صددرصد مصون و محفوظ نیست؛ و در هر نوشته ای جز قرآن کریم و کلمات معصومین ممکن است لام اشتباهاتی وجود داشته باشد که باید با نقد علمی و منصفانه مورد بررسی قرار گیرد. توفیق همه شما را از خدای بزرگ و مهربان مسألت می‌نمایم والسّلام علیکم ۱۳۸۱/۳/۱۵ - حسینعلی منتظری

پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم ایلام بسم الله الرحمن الرحیم ۱۳۸۱/۳/۱۸ الحمد لله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمّد صلی الله علیه وآله وسلم واللعنة علی اعدائهم الی قیام یوم الدین. حضور محترم مرجع تقلید آیت‌الله العظمی منتظری دام ظله العالی السلام علیکم و رحمة الله و برکاته از پایگاه اینترنتی چهارده معصوم و از برنامه «دیدار این ماه» به جنابعالی خوش آمد می‌گوئیم؛ آرزو داریم به سؤالات این پایگاه پاسخ فرمائید. از اینکه چنین فرصتی را به ما دادید تشکر می‌کنیم. از خداوند برای جنابعالی توفیق ادامه خدمت به اسلام و مسلمین را مسألت داریم. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته پایگاه اینترنتی چهارده معصوم برنامه «دیدار این ماه» السلام بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر متصدیان و بینندگان پایگاه اینترنتی چهارده معصوم پرسشهای شما در رابطه با موضوعات گوناگون واصل شد. از آنجا که پاسخ تفصیلی به آنها مستلزم نگارش کتابی پرحجم است و حال و مجال من با آن مساعد نیست از این رو به پاسخهای مختصر اکتفا می‌کنم: برکناری از جانشینی رهبری ] سؤال ۱ - جانشینی شما برای امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی در ایران یک امر واضح و روشنی بود؛ چه عواملی موجب تغییر مسیر حوادث شد؟

جواب: آنچه برای من اتفاق افتاد هیچ تأثیر منفی در روح من ایجاد نکرد، بلکه خدا را شکر کرده و می‌کنم که چنین مسؤولیت خطیر و سنگینی را از عهده من برداشت؛ پدرم (ره) نیز وقتی خبر فوق را شنید خداوند را حمد و شکر نمود. ولی برای اطلاع از بعضی علل و اسبابی که در پشت این حادثه وجود داشت می‌توانید به کتاب «خاطرات در سایت، اینجانب به ویژه فصل دهم آن تحت عنوان «غوغای برکناری» مراجعه نمائید. دلیل نفی ولایت مطلقه فقیه ] سؤال ۲ دلیل شما بر نفی ولایت مطلقه فقیه چیست؟ جواب نفی ولایت مطلقه فقیه دلیل نمی‌خواهد زیرا اصل اولی اقتضا می‌کند هیچکس بر دیگری هیچگونه ولایتی نداشته باشد، اثبات چنین ولایتی دلیل قاطع می‌خواهد، و من دلیل قاطعی برای ولایت مطلقه فقیه از کتاب و سنت و عقل پیدا نکردم. تفصیل این بحث در کتاب اینجانب دراسات فی ولایة الفقیه» و نیز در دو جزوه موجود در سایت اینجانب به نام ولایت فقیه و قانون اساسی» و «حکومت مردمی و قانون اساسی ذکر شده است آری اصل وجود حکومت در جامعه امری است، ضروری، و عقل و شرع شرایطی را در حاکم اسلامی و از جمله فقاهت عدالت تدبیر و کاردانی معتبر می‌دانند، که در باب چهارم از جلد اول کتاب فوق مشروحاً ذکر شده است. بدیهی است تحقق چنین حاکمیتی نیاز به بیعت و انتخاب مردم دارد و بر مردم لازم است کسی را که واجد آن شرایط باشد انتخاب، نمایند همانگونه که فعلیت و تحقق خارجی حاکمیت پیامبر و حضرت امیرالمؤمنین نیز با بیعت مردم عملی گردید. منتهی الامر تعیین مدت و زمان حاکمیت فرد غیر معصوم و نیز حدود اختیارات او هم در ابتدا، و هم در ادامه، بستگی به بیعت و انتخاب و رضایت مردم دارد. خداوند در توصیف مؤمنین در سوره شوری می‌فرماید و امرهم شوری بینهم امور آنان با مشورت بین خودشان انجام می‌شود و در سوره آل عمران در خطاب به

پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم ۵۸۳ پیامبر خود با مقام عصمتی که داشت می‌فرماید و شاورهم فی الامر (ای پیامبر در امور با آنان مشورت کن). کلمه «امر» در اصطلاح قرآن و سنت بر امور اجتماعی سیاسی عمومی اطلاق می‌شده است. پیامبر نیز با مقام عصمتی که داشت در کارهای مهم اجتماعی با اصحاب خود مشورت می‌نمود و هیچگاه مستبدانه عمل نمی‌کرد ولایت مطلقه مخصوص خداوند بزرگی است که مالک و خالق همه چیزهاست. در قرآن می‌خوانیم): ان الحکم الا لله ﴾ (سورة یوسف، آیه ۶۷) (حاکمیت بدون قید و شرط مخصوص خداوند است و غیر خداوند حتی پیامبران و ائمه معصومین السلام همگی موظفاند اوامر و احکام خدا را اجرا، نمایند و ولایت آنان فقط در محدوده اجرای احکام الهی است. خداوند در سوره مائده آیه (۴۹) خطاب به پیامبر خود می‌فرماید: «و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک ای پیامبر - حکم و فرمانروائی تو بین مردم باید بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، باشد و از خواسته های آنان پیروی نکن و مواظب باش مخالفین تو را از اجرای بعض آنچه خدا بر تو نازل کرده است باز ندارند). ولایت مطلقه فرد غیر معصوم چه بسا موجب استبداد او در کارها شود، و ممکن است او را به دخالت و اعمال نظر در آنچه اهلش نیست و ادارد، که قهراً زیانهای زیادی را برای مردم به دنبال خواهد داشت؛ و در قانون اساسی اوّل کلمۀ «مطلقه» نبود، در تجدیدنظر و بازبینی آن را اضافه نمودند. محقق بزرگوار مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (طاب ثراه) در حاشیه مکاسب (ص (۲۱۴) می‌فرماید: «فقیه از آن جهت که فقیه است فقط در استنباط احکام شرعی اهل نظر است نه سایر اموری که مربوط است به اداره امور بلاد و حفظ مرزها و تدبیر شؤون دفاع و جهاد و امثال اینها پس معنا ندارد که اینگونه امور به فقیه از حیث فقاهت واگذار شود بلکه باید هر کدام به اهلش واگذار گردد و علت اینکه این گونه امور نیز علاوه بر تبیین احکام الهی به امام معصوم محول شده، این است

که امام معصوم نزد ما امامیه از همه مردم به احکام و اجرائیات و سیاسات عالمتر است، پس نباید او را به دیگران قیاس نمود. سؤال ۳- سبب اعتراض و انتقاد جنابعالی بر صلاحیت و کارهای ولی فقیه چه بود؟ جواب اگر نظر شما در این سؤال به سخنرانی من در ۱۳ رجب ۱۴۱۸ است که حمله وقیح و فجیع به بیت من و محصور نمودن اینجانب در خانه را به دنبال داشت، باید بگویم هدف من از آن سخنرانی جز نصیحت و خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از مرجعیت شیعه و نظام اسلامی نبود. مولای ما حضرت امیران در خطبه (۲۱۶) نهج البلاغه در خطاب به اصحاب خود فرمودند: «فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطئ و لا أمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله مبادا درباره من از تذکر و کلام حقی یا مشاوره عادلانه ای دریغ، کنید زیرا من خودم را غیر قابل خطا نمی‌دانم، و اطمینان به خالی بودن کارهایم از خطا، ندارم مگر اینکه خداوند مرا از خطا و لغزش حفظ نماید). و وقتی شخصیتی مثل حضرت امیران - با مقام عصمت خود را قابل نقد نصیحت می‌داند و از آن استقبال می‌کند، بدیهی است که وظیفه همه ما که مدعی پیروی آن حضرت هستیم این است که به روش آن بزرگوار تأسی کرده و از انتقاد و نصیحت استقبال نماییم. متن سخنرانی فوق در آخر جلد دوّم «خاطرات» در سایت اینجانب وجود دارد. [فقیه باید عالم به زمان باشد ] سؤال ۴ - حدود اجتهاد سیاسی چیست؟ جواب تعبیر به اجتهاد سیاسی متعارف و معمول نیست؛ ولی یک فقیه و مرح دینی باید از حوادث و مشکلات سیاسی اقتصادی، فرهنگی و نظامی زمان خود در حد قدرت اطلاع داشته باشد تا بتواند احکام کلّی آنها را متناسب با زمان از قرآن و سنت استنباط نموده و حق را از باطل جدا .نماید در اصول کافی ج ۱، ص ۲۷)

پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم عالم ۵۸۵ از امام صادق نقل شده که فرمودند: «و العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس» (کسی که به زمان خود آگاه باشد حوادث زمان او را غافلگیر نمی‌کند). و خلاصه کلام اینکه بدون شناخت مسائل و امور سیاسی هر زمان، اظهارنظر فقهی در آنها نمی‌توان کرد؛ زیرا اظهار نظر در هر موضوعی بدون شناخت موضوع و حدود آن صحیح نیست حرمت ترور در اسلام] سؤال ۵ تعریف تروریسم و نظر دین مقدس اسلام در آن چیست؟ جواب بدیهی است که دین اسلام دین عقل و منطق، است، و هدف آن تسخیر دلهای مردم و هدایت آنان به سوی خداوند می‌باشد و این معنا با ارعاب و ارهاب محقق نخواهد شد؛ بلکه برعکس ارعاب و ارهاب موجب تنفّر مردم و اختلال نظام اسلامی و سلب امنیت عمومی می‌باشد. در آیة الکرسی می‌خوانیم: لا اکراه فی الدین و در کافی (ج ۷، ص ۳۷۵) از ابی الصباح کنانی نقل شده که گفت: روزی به امام صادق این گفتم: من یک همسایه ای دارم که حضرت امیرالمؤمنین را مورد سبّ و دشنام قرار می‌دهد، آیا اجازه می‌دهید با او برخوردی کنم؟ حضرت پرسیدند: با او چه برخوردی می‌کنی؟ گفتم: اگر اجازه دهید او را غافلگیر نموده و می‌کشم؛ حضرت فرمودند: ای اباصباح این ترور است و پیامبر از آن نهی نموده است و اسلام مخالف ترور می‌باشد. و داستان خودداری حضرت مسلم از ترور ابن زیاد در حالی که او به عیادت شریک بن اعور آمده بود و تمسک آن حضرت به روایت منقول از پیامبر که: «الاسلام قید «الفتک» اسلام مخالف ترور است مشهور و معروف می‌باشد؛ با اینکه اگر ابن زیاد کشته شده بود به حسب ظاهر اوضاع کوفه به نفع حضرت مسلم و سپس حضرت امام حسین ا منقلب شده بود. یادآور می‌شوم جهاد در اسلام از مقولهٔ ارهاب و ترور نیست بلکه از مقوله دفاع در برابر تهاجمات و تجاوزات دشمن می‌باشد.

منظور از صدور انقلاب پس از پیروزی ] سؤال ۶ مبنای صدور انقلاب که پس از پیروزی انقلاب در ایران مطرح شد چیست؟ و آیا صدور انقلاب از مقولهٔ ارهاب و تروریسم نیست؟ جواب: صدور انقلاب به معنای تهاجم نظامی به کشورها و کشتن افراد نبود، بلکه مقصود از آن حمایتهای فرهنگی سیاسی و تبلیغاتی از ملتهای مظلوم و دفاع از آنها برای رسیدن به حقوق اجتماعی و مشروع خودشان بود؛ و چنین حمایتی از مظلومین علاوه بر اینکه مورد تأیید عقل و همۀ عقلای جهان می‌باشد مطابق روایت منقول از پیامبر اسلام نیز خواهد بود که فرمودند: «من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم، و من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» (کافی، جلد ۲، ص ۱۶۴) (هرکس شب را صبح کند در حالی که به امور و سرنوشت مسلمانان اهمیتی ندهد جزو مسلمانان نیست و هرکس صدای مظلومی را شنید که از مسلمانها استمداد می‌کند و به او جوابی نداد کمکی به او نکرد مسلمان نیست). عملیات استشهادی ] سؤال ۷ نظر جنابعالی در مورد عملیات استشهادی که در فلسطین و جنوب لبنان جریان دارد چیست؟ جواب جهاد به معنای دفاع از نفوس و حقوق اجتماعی و در راه تحقق اهداف الهی امری است که خوبی و لزوم آن مورد تأیید عقل و شرع می‌باشد، و مصادیق و تاکتیکهای آن برحسب اختلاف زمانها و مکانها مختلف خواهد بود؛ و حضور در صحنه جهاد معمولاً مستلزم نوعی فداکاری و استشهاد می‌باشد. عملیات استشهادی که در سؤال به آن اشاره شده دارای اقسام مختلفی است؛ آن قسمی که از مصادیق جهاد در مقابل دشمن متجاوز می‌باشد قهراً مشمول ادله جهاد اسلامی خواهد بود. از طرفی باید گفت مسؤول اصلی مصائب دردناکی که بر ملت مظلوم فلسطین و تمام بی گناهان غیر مسلمان در آن منطقه وارد می‌شود در درجه نخست سران و

پاسخ به پرسشهای پایگاه اینترنتی چهارده معصوم عالم ۵۸۷ مسؤولین دولتهای استعماری هستند که یک اقلیت صهیونیست را از گوشه و کنار دنیا در سرزمین مبارک جمع نموده و با اخراج ساکنین و صاحبان اصلی آن سرزمین، یک غده سرطانی به نام اسرائیل در قلب بلاد اسلامی ایجاد کردند و آن را به تمام وسائل روز مجهز نمودند و در مرتبه بعد دولتهای اسلامی غیر متعهد می‌باشند که از منابع عظیم نفت، گاز و دیگر ثروتهای خداداده که در اختیار دارند در دفاع از اسلام عزیز و قدس شریف و حمایت از مظلومین استفاده نمی‌کنند. سؤال - برای حل مشکلات جاری جهانی مرحوم امام شیرازی (قدس سره) پیامی اعلام نمودند مبنی بر دعوت همگان بر صلح و دوستی و طرد خشونت و زور نظر جنابعالی در مورد این دعوت عام چیست؟ :جواب مرحوم آیت‌الله شیرازی (قدس سره) عالمی مجاهد و دارای بصیرت کافی و سلیقه بودند ولی اینجانب اطلاعی از پیام مذکور ندارم. حسن برد؟ چگونگی محو خشونت ] سؤال -۹ - چگونه ممکن است ریشه های خشونت را که اکنون بر زندگی بشر حاکم است از بین جواب خشونت در جوامع دارای ریشههای سیاسی، اقتصادی و اعتقادی انحرافی می‌باشد و تنها راه مبارزه و از بین بردن ریشه های آن بالابردن سطح فکری و علمی و نشر اخلاق و معنویات در جوامع بخصوص جوانان و نیز رفع فقر عمومی می‌باشد؛ و در حقیقت دو عامل جهل و فقر ریشههای اصلی خشونت می‌باشند، و با از بین بردن جهل و فقر و نشر فضائل انسانی توسط وسائل پیشرفته روز، و ایجاد شغل برای تمام فقرا و محرومین ریشههای خشونت از بین خواهد رفت. آرای مردم زیربنای هر طرحی برای حکومت ] سؤال ۱۰ - به نظر حضرتعالی چهار طرح زیر برای حکومت یعنی ولایت فقیه شورای فقها شورای مردمی و دموکراسی غربی کدام یک بیشتر به مصالح مردم و کشور نزدیکتر می‌باشد؟

جواب در هر چهار طرح فوق آنچه سبب استحکام و استقرار حکومت است همان آرای مردم و رضایت آنان می‌باشد زیرا بدون رضایت مردم هر حکومتی متزلزل و ناپایدار خواهد بود. منتهی الامر در جوامع دینی اگر مردم واقعاً معتقد به اسلام و موازین آن، باشند قهراً خواهان اجرای احکام اسلام و ارزشهای آن می‌باشند؛ و از تتبع در قرآن و سنت ظاهر می‌شود که احکام اسلام منحصر در امور عبادی و اخلاقی نیست بلکه در تمام آنچه مربوط به جامعه است اعم از امور سیاسی، جزایی، اقتصادی و نیز حاکمیت و شرایط آن اسلام به طور کلی دستور و برنامه دارد؛ پس قهراً مردمی که پایبند به کلیت اسلام هستند برای حاکمیت دینی کسانی را انتخاب می‌نمایند که خبیر و بصیر به قوانین و ارزشهای اسلامی بوده تا جامعه و کشور را براساس آن قوانین و ارزشها اداره نمایند؛ و اینجانب از قرآن و سنت و حکم عقل، هشت شرط را برای شخص حاکم استنباط نمودم که مشروح بحث آن در باب چهارم از جلد اوّل کتاب دراسات فی ولایة الفقیه ذکر شده است؛ این هشت شرط ممکن است در یک فقیه وجود داشته باشند و ممکن است در شورائی از فقهای هر زمان باشند. حضرت امیر در خطبه ۱۷۳ نهج البلاغه فرموده اند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه ای مردم همانا سزاوارترین مردم برای حاکمیت قویترین آنان بر آن و عالمترین آنان به احکام خدا در حاکمیت می‌باشد). پس مردم در زمان غیبت این حق را دارند که یک نفر از فقها یا تعدادی از آنان را که جامع شرائط ذکر شده هستند انتخاب نموده و برای حاکمیت آنان زمان معینی و حدود و شرائط خاصی را ضمن بیعت با آنان مقرر کنند و خودشان به طور مستقیم یا به وسیله احزاب سیاسی متشکل از نخبگان و کارشناسان بر عملکرد حاکمان نظارت داشته باشند. و اگر فرض شود روزگاری مردم از تعبد به موازین اسلامی روی گرداندند و حکومت فقیه واجد شرایط را نپذیرفتند، کسی حق ندارد با توسل به زور و عنف مردم را به قبول حکومت فقیه مکره سازد؛ بلکه وظیفه در چنین شرایطی تنها ارشاد و نصیحت و تبلیغ اسلام و برخورد ملایم با مردم است به امید اینکه آنها متنبه شوند.