کتابها ‹ دیدگاهها - جلد اول ‹ بخش ۱۳
دیدگاهها - جلد اول
بخش ۱۳ از ۱۸عن ۵۰۶ حماقته» (شماره (۸۷۱۸) کسی که در حکومت خویش گرفتار خودخواهی و تکبر شود حماقت خود را نمایانده است. و در خطبه قاصعه از نهج البلاغه (۱۹۲) بعد از بیان داستان شیطان و اینکه خداوند عبادت شش هزار ساله او را در اثر ساعتی تکبّر نابود نمود میخوانیم: «فمن ذا الذی بعد ابلیس یسلم علی الله بمثل معصیته؟ کلاً، ما کان الله سبحانه لیدخل الجنة بشراً بأمر اخرج به منها ملکاً، ان حکمه فی اهل السماء و اهل الارض لواحد» پس چه کسی بعد از ابلیس با همان معصیت سالم میماند هرگز خداوند بشری را داخل بهشت نمینماید با همان کاری که به سبب آن فرشته ای را از آن بیرون نمود، حکم خدا در اهل آسمان و اهل زمین یکسان است. شکل حکومت تابع عقیده اکثریت است ] ۹- در صورتی که غالب جمعیت کشور مسلمان باشند طبعاً حاکم اسلامی براساس موازین اسلامی انتخاب میشود و حکومت او نیز باید بر اساس قوانین اسلامی باشد ولی چنین نیست که غیر مسلمانان نادیده گرفته شوند. آنان نیز انسانند و حق حیات و زندگی دارند و کسی حق تعرّض نسبت به آنان ندارد، به ویژه اهل کتاب که در انجام مراسم دینی خویش آزادند و باید حقوق و حرمت آنان رعایت شود. در نامه حضرت امیر به مالک اشتر میخوانیم و أشعر قلبک الرحمة للرعیة و المحبّة لهم و اللطف بهم و لا تکوننّ علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق.» (نهج البلاغه نامۀ (۵۳) از ته دل نسبت به مردم خود رحمت و محبت و لطف داشته باش و بر آنان همچون درندگان مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری زیرا آنان دو گروه بیش نیستند یا برادران دینی تو هستند و یا انسانهائی همچون تو میباشند. حقوق مخالفان سیاسی ] تعرّض نسبت به مخالفین سیاسی نیز تا وقتی که دست به یورش و حمله مسلحانه نزده اند جایز نیست. در دستورات اسلام و سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین لالالا بازداشت و محاکمه سیاسی و اینکه کسانی را به مجرد اعتقاد و یا اظهار نظر در برابر
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین حاکمیت و انتقاد از آن بازداشت و محاکمه نمایند وجود ندارد. مخالفین سیاسی حضرت امیر عال در زمان حکومت آن حضرت به صورت علنی فعالیت داشتند و اظهارنظر میکردند و بسا در حضور آن حضرت علناً علیه ایشان شعار میدادند، ولی تا زمانی که دست به سلاح نبردند نه آنان را بازداشت نمود و نه حقوق آنان را از بیت المال قطع کرد و میفرمود اگر ما هر کس را به صرف اتهام دستگیر نمائیم زندانها پر خواهد شد. اینکه اینک معمول شده به مجرد اتهام یا اختلاف نظر سیاسی به بهانه حفظ حاکمیت و یا، امنیت کسانی را بازداشت میکنند و از حقوق اجتماعی محروم مینمایند و باعث اختلال در زندگی و ناراحتی فرزندان و خانواده ها میشوند هیچ مبنای شرعی و قانونی ندارد و ظلم فاحشی است نسبت به آنان و خانواده ها؛ و طبعاً مشروعیت نظام اسلامی را زیر سؤال میبرد و بدتر از آن اینکه آنان را در حال بازداشت از همه حقوق اجتماعی مربوط به مال و عرض و اهل و خانواده و اطلاعات محروم مینمایند و برای اوقات بندگان خدا هیچ ارزشی قائل نیستند. متصدیان این امور باید در قیامت در محضر عدل الهی پاسخگو باشند. در رژیم سابق نیز این کار به بهانه حفظ امنیت و حاکمیت معمول بود و دیدیم که نتیجه معکوس داشت. دستور برخی مقامات نیز مجوز این اعمال نامشروع نمیباشد، زیرا « لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق نهج البلاغه حکمت (۱۶۵) اطاعت مخلوق در معصیت خالق جایز نیست ما گناهی بزرگتر از قتل نداریم و در حدیث معتبر وارد شده که: «پیامبر در تهمت خون متهم را شش روز زندان میکرد اگر مدعی دلیل محکمی ارائه نمیکرد آن حضرت متهم را آزاد میکرد.» (وسائل، ج ۱۹، ص ۱۲۱) با زور و زندان و چماق نه دین تقویت میشود و نه حاکمیت تثبیت میگردد. اگر این بگیر و ببندها به دستور بالاترهاست که وااسفا و اگر به ابتکار خود متصدیان است که وامصیبتا آقایان از یک طرف متعرض مخالفین سیاسی میشوند، و از طرف دیگر به اتحاد همه اقشار دعوت میکنند؛ در صورتی که اتحاد یک سویه و اینکه همهٔ اهل فکر و نظر فهم و درک خود را رها کنند و تسلیم فهم و درک واحدی گردند انتظار بیجایی است. در رابطه با حقوق مخالفین سیاسی حاکمیت میتوان به جزوه پاسخ اینجانب به پرسشهای آقای کدیور» مراجعه نمود.
تهاجم فرهنگی یا طمع به ذخایر و بازار کشور؟] اینکه آقایان نوعاً روی «تهاجم فرهنگی تکیه دارند و در خطابه ها و سخنرانی ها آن را به دشمن خارجی نسبت میدهند به نظر اینجانب دشمن خارجی نه به اسلام ما کار دارد و نه به انقلاب آنان طالب ذخائر و معادن و بازار ما میباشند. آنچه موجب زدگی و گریز نسل جوان از موازین اسلامی و ارزشها و باعث فرار مغزهاست عمل نکردن مسؤولین به وعده های آغاز انقلاب و پس از آن و انحصارطلبی ها و تکرویها و طرد نخبگان جامعه و بی اعتنایی به افکار عمومی و استفاده ابزاری از ارزشهای اسلامی است و اگر مسؤولین در رفتارهای خویش تجدیدنظر نکنند آیندهٔ خوبی برای کشور اسلامی ایران پیش بینی نمیشود و گناه آن بر عهده آقایان خواهد بود. ادله حرمت ترور در اسلام] پرسش دوّم ترور مخالفین سیاسی در دین مقدس اسلام چه حکمی دارد؟ و نظر حضرتعالی در رابطه با حمله تهاجمی اخیر به وسیله هواپیماهای ربوده شده به مراکز تجاری و نظامی آمریکا چیست؟ جواب دین مقدس اسلام دین عقل و منطق است و با هرگونه خشونت و ترور مخالف است، زیرا علاوه بر تجاوز آشکار به حقوق انسانها اختلال نظام و سلب امنیت عمومی را در پی دارد. در حدیثی معتبر نقل شده که ابو صباح کنانی به امام صادق میگوید: همسایه ای داریم که نسبت به امیرالمؤمنین الله بدگویی میکند اجازه عملی را نسبت به او میدهید؟ حضرت فرمودند آیا تو اهل کاری هستی؟ گفتم به خدا قسم اگر اجازه دهید در کمین او مینشینم هنگامی که به دام افتاد با شمشیر او را میکشم. حضرت فرمودند: یا ابا الصباح هذا الفتک و قد نهی رسول الله عن الفتک. یا ابا الصباح ان الاسلام قید الفتک کافی، ج ۷، ص (۳۷۵) ای ابو صباح این کار ترور است و رسول خدا از ترور نهی فرمودند ای ابو صباح اسلام تحقیقاً قید و مانع ترور است. کلمه «فتک» به معنای ترور است. صَلَّی اللهُ عَلَ
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین ۵۵۰۹ و پس از اینکه حضرت مسلم بن عقیل فرستاده امام حسین شهر کوفه را برای ورود امام حسین مهیا کرده بود و ابن زیاد به دستور یزید به کوفه آمد و با زور و ارعاب و حکومت نظامی کوفه را کنترل، کرد روزی بنا شد ابن زیاد به دیدن شریک بن اعور که یکی از سران بود بیاید و شریک که از شیعیان بود با مسلم قرار گذاشت که مسلم در منزل در جایی پنهان شود و هنگامی که شریک طلب آب کرد مسلم وارد شود و ابن زیاد را ترور کند، که طبعاً اوضاع کوفه به نفع مسلم برمیگشت؛ ولی مسلم کاری انجام نداد و پس از اعتراض شریک حضرت مسلم از پیامبر نقل کرد: «ان الایمان قید، الفتک فلایفتک مؤمن ایمان قید و مانع ترور است و مؤمن ترور نمیکند. وسلم البته در جهاد معمولاً هم میکشند و هم کشته میشوند ولی جهاد غیر ترور است. و در جهاد نیز لشکر اسلام در آغاز حمله نمیکرد بلکه پس از حمله دشمن به ناچار مسلمانان از خود دفاع میکردند. واقعه یازده سپتامبر ] و اما در رابطه با حوادث اخیر آمریکا (۱) که منجر به کشته شدن بسیاری از مردم بی گناه و ورود خسارتهای سنگین شد اینجانب ضمن ابراز همدردی با ملت و دولت آمریکا و تسلیت به خانواده های مصیبت زده اعلام میدارم اوّلاً چنین اعمالی به هیچ وجه با دین مبین اسلام که دین عقل و رحمت و محبت است - سازگار نیست و متهم نمودن اسلام و جامعه مسلمانان به ترور و یا حمایت از تروریسم گناهی است بزرگ و نابخشودنی و هرچند در طول تاریخ برخی از حکام ۱ اشاره به حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ برابر با ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ در آمریکاست که طی آن دو عدد از هواپیماهای مسافری ربوده شده توسط اعضای سازمان القاعده به برجهای دوقلوی نیویورک کوبیده شد و طی آن بیش از ۳۰۰۰ تن از مردم عادی کشته شدند. این واقعه جهان را تکان داد و موجب تشکیل ائتلاف جهانی ضد تروریستی گردید که نخستین اقدام آن حمله نظامی به افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان بود از آن پس جهان در مسیر تازه ای قرار گرفت و جو شدیدی علیه اسلام و مسلمانان در غرب بوجود آورد.
ستمگر و یا افراد تند و احساسی کارهای خشن و ناشایست خود را به نام دین اسلام انجام داده اند، ولی الگو و معیار ما، اسلام پیامبر و امامان معصوم است که واله وسلم مظهر لطف و محبت بودند و حقوق همه مردم را محترم میشمردند. وثانیاً: انتظار میرود دولت آمریکا عاقلانه برخورد کند و از هرگونه اقدام خشن و عکس العمل تند و هجمه های کور و بی رویه خودداری نماید. هیچ کس مخالف مجازات مجرمین نیست ولی اگر در این راه خون بیگناهان زیادی ریخته شود به هیچ وجه قابل توجیه نمیباشد. از باب مثال افغانستان کشوری است که اقلیتی به نام طالبان به هر دلیل، حاکم بر سرنوشت مردم مظلوم آن شدهاند حمله به چنین کشوری برای مردم بی گناه و زنان و اطفال آن فاجعه ای است، بزرگ و با اصول انسانی سازگار نمیباشد. علاوه بر این ممکن است دولت آمریکا را در باتلاقی مانند ویتنام دچار نماید. در قرآن کریم میخوانیم ولا یجرمنکم شنئان قوم علی ان لا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی، و اتقوا الله سوره مائده آیه (۸ دشمنی قومی و ادارتان نکند که دست از عدالت بردارید عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیک تر است و از خدا بترسید. باید عقلای جهان با یکدیگر مشورت و تفاهم کنند و راه صحیح مبارزه با تروریسم و کشف علل و انگیزه های آن را بررسی نمایند و برای خشکاندن ریشه های آن اقدام نمایند مبارزه اساسی مبارزه با علل حوادث است. متأسفانه در این میان اسرائیل از جوّ کاذبی که علیه اسلام و مسلمانان ایجاد شده است سوءاستفاده کرده و حملات خود را از زمین و هوا به مردم مظلوم فلسطین تشدید نموده است؛ و تاوان حملات نازیها به یهود را به ناحق از مردم فلسطین مطالبه میکند. غافل از اینکه حکومت ظلم بالاخره دوام نخواهد داشت. اجرای علنی حدود، ضوابط و شرایط آن] پرسش سوم: با توجه به اینکه اخیراً نسبت به اجرای علنی حدود بحث هایی در میان هست نظر حضرتعالی در این زمینه چیست؟ جواب: هدف از اجرای حدّ انتقامجویی از مجرم نیست بلکه منظور تنبه مجرم و عبرت دیگران و جلوگیری از شیوع گناه است. در حدیث معتبر از رسول خدا
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین ۵۵۱۱ نقل شده اقامة حدّ خیر من مطر اربعین صباحاً) (وسائل، ج ۱۸، ص ۳۰۸) اجرای یک حد از باران چهل روز بهتر است؛ یعنی آثار و برکات آن برای جامعه از فوائد باران چهل روز بیشتر است. ر رابطه با حد زنا در قرآن کریم میخوانیم و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین سوره نور آیه (۲ باید برای اجرای حدّ زانی و زانیه طائفه ای از مؤمنین حضور یابند. ذکر خصوص «مؤمنین برای این است که آنان که قولشان معتبر و حجت است حاضر شوند و گواهی دهند بر اجرای حدّ تا خبر منتشر شود و باعث عبرت دیگران گردد، نه اینکه اقشار مختلف و رجاله ها و فضول الرجال اجتماع کنند و جنجال برپا شود و در نتیجه عکس العملهای تند را در پی داشته و اجرای حد نتیجه معکوس داشته باشد و یک نحو اشاعه فحشاء محسوب گردد. صاحب وسائل در مقدمات حدود باب ۲۲ میفرماید: «باب کراهة اجتماع الناس للنظر الی المحدود و در ذیل این عنوان حدیثی را نقل میکند بدین مضمون در حالی که امیرالمؤمنین در بصره بودند مردی را برای اجرای حد بر او آوردند، وقتی حاضر شدند جماعتی از مردم، آمدند حضرت به قنبر فرمودند: ببین این جماعت کیستند؟ گفت بر مردی حد جاری میشود؛ حضرت نگاهی به آنان کرده و فرمودند: «لا مرحباً بوجوه لاتری الأ فی کل سوء، هؤلاء فضول الرجال، امطهم عنّی یا قنبر.» گشایش مباد برای کسانی که جز در بدیها دیده نمیشوند، اینان مردان فضول میباشند، قنبر آنها را از من دور کن. معلوم میشود حضور اقشار مختلف مردم مطلوب نبوده بلکه کراهت دارد؛ زیرا طبعاً عکس العملهای تند در پی دارد. آنچه مطلوب است حضور برخی از مردم مؤمن است تا داستان را به طور صحیح نقل کنند و به گوش مردم برسانند. در اینجا به چند نکته اشاره میکنم ۱ هر چند حدود الهی باید اجرا شود ولی کیفیت اجرای آنها باید به گونه ای باشد که موجب جنجال و تبلیغات سوء علیه اسلام و مسلمین نگردد. ۲ جرائم جنسی وقتی ثابت میشود که چهار نفر شاهد عادل با چشم خود عمل را مشاهده کرده باشند و نزد قاضی مجتهد عادل شهادت داده باشند و یا طرف در محیط و جو آزاد نه- در زندان و یا تحت فشار و تهدید - چهار مرتبه نزد مجتهد عادل اقرار کرده باشد و این امر خیلی کم اتفاق میافتد.
مورد حدود الهی گناهان خاصی است؛ و حکم سایر گناهان در صورت ثبوت تعزیر است؛ و در تعزیرات دست قاضی باز است و در بسیاری از موارد باید به نصیحت و توبیخ و تهدید اکتفا کرد و یا به طور کلی عفو نمود. البته تفصیل این مطالب در نامه مختصر نمیگنجد. شمه ای از اقدامات ستمگرانه دادگاه غیر قانونی ویژه روحانیت ] پرسش چهارم نظر حضرتعالی راجع به دادگاه ویژه روحانیت و عملکرد آن چیست؟ و برخورد آن با جنابعالی چگونه است؟ :جواب در رابطه با قانونی نبودن دادگاه نامبرده و ضررها و خسارتهایی که از ناحیه آن به روحانیت و حوزه های علمیه وارد شده اینجانب سابقاً مطالبی را نوشته ام و ادله قانونی نبودن و ضررهای آن را اجمالاً بیان کرده ام که در کتاب «خاطرات» اینجانب (صفحه ۷۳۸ و پیوست ۲۲۲ صفحهٔ ۱۴۶۱) و در فصل ششم از جزوه «حکومت مردمی و قانون اساسی منتشر شده است. البته بحث اینجانب در رابطه با اصل این نهاد است نه اشخاص و متصدیان آن.، و اما برخوردهای آن با اینجانب چیزی نیست که مخفی باشد. از سال ۱۳۶۸ به بعد به بهانههای گوناگون متعرض شاگردان و مرتبطین با اینجانب شده اند و بسیاری از آنان را به جهت ارتباط با من محاکمه و زندانی کرده اند؛ و ایادی آنها از هیچ تهمت و اهانتی نسبت به اینجانب دریغ نداشتند؛ و کاری کرده اند که هیچ نشریه ای جرأت نشر آثار و نوشته های مرا ندارد و گرنه مورد تعقیب قرار میگیرد. و در بهمن ۱۳۷۱ با هجوم بیش از یکهزار نفر نیروی مجهز به وسائل تخریب به دفتر اینجانب و حسینیه شهداء حدود پنج ساعت منطقه را محاصره کردند و هرچه توانستند شکستند و اموال و وسائل زیادی را به غارت بردند. هر چند برخی از آنها را پس دادند ولی اکثر آنها را تاحال نداده اند. و یک بار دیگر نیز به حسینیه شهداء حمله کردند و ابزار و وسائل را شکستند رسماً اعلام کردند که درس باید تعطیل شود. و و پس از سخنرانی در ۱۳ رجب ۱۴۱۸- که هدفی جز دفاع از حریم مرجعیت شیعه و روحانیت نداشتم از ناحیه سپاه و اطلاعات جمعیت بسیاری از شهرستانهای
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین ۵۵۱۳ مختلف و از جمله اصفهان جمع آوری و به منزل اینجانب و دفتر و حسینیه شهداء هجوم آوردند و پس از شکستن دربها و وسائل و پاره کردن کتابها و غارت اموال و بازداشت جمعی از فضلا که در دفتر بودند اصرار داشتند مرا از منزل خارج نمایند و در نتیجه تحویل مهاجمین مسلح دهند که پس از مقاومت، مرا در منزل محصور کردند و فعلاً حدود چهار سال است که در حصر میباشم و عملاً در اختیار مأمورین سپاه و دادگاه ویژه میباشم و با تضییقات آنان میباشم و با تضییقات آنان مواجه هستم حسینیه شهدا را که سالها محل برگزاری مجالس سوگواری و درس فقه و نهج البلاغه بود پس از خرابکاریهای زیاد در آن در اختیار گرفتند و پس از چند روز سخنرانیهای مبتذل و هتاکی ها و شعارهای ناهنجار در آن دربهای آن را پلمب نمودند که هنوز به همان حال زار باقی است. و دفتر اینجانب در قم و مشهد را نیز اشغال کردند که فعلاً در اختیار و تصرف آنها میباشد. و سعید فرزند اینجانب را که مجروح جنگی است و یک چشم و یک گوش خود را در این رابطه از دست داده است بیش از نه ماه است بازداشت کرده اند که هنوز در سلول انفرادی به سر میبرد و نسخه های زیادی از کتاب خاطرات» مراکه به زحمت زیادی تهیه شده بود با خود بردند. و چند ماه است که جمعی از بستگان و علاقه مندان مرا نیز به اتهام پخش نوشته ها و خاطرات اینجانب بازداشت نموده.اند در صورتی که خاطرات» چیزی جز حقایق و واقعیتهایی که خود شاهد آن بوده ام نیست؛ البته اینجانب ادعای عصمت نمیکنم و ممکن است برخی اشتباهات جزئی در آن رخ داده باشد که این امر لازمه طبیعت هر انسانی است. و انگیزه اصلی از ثبت خاطرات به یاد مانده و اسناد، چیزی جز دفاع از خود و کسانی که در رابطه با من مورد ظلم قرار گرفتند و همچنین تبرئه اصل اسلام و انقلاب از خلافکاریهایی که احیاناً به نام اسلام و انقلاب انجام شده نبوده است و این امر حق طبیعی هر انسانی است. و اینکه افرادی توقع داشته باشند خاطرات انسان مطابق میل و سیاست گذاری آنان نوشته شود و از بسیاری از واقعیات چشم پوشی گردد بسیار توقع بیجایی است. تاریخ هم وقایع خوب و شیرین دارد و هم حوادث تلخ و ناگوار و واقعیات
خواهی نخواهی روشن میشود پس چرا به دست خودمان روشن نشود؟ اینجانب پیوسته با سیاست مخفی کاری و سرپوش گذاشتن روی حقایق مخالف بوده ام. سیاست اسلامی باید صریح و شفاف باشد به ویژه در عصر اطلاعات مدرن و پیشرفته و بالاخره پخش خاطرات در نظر آنان بزرگترین گناه اینجانب محسوب میشود. و آقایان بازداشت شده به عنوان گروگان نگه داشته میشوند. حالا این قبیل اعمال با کجای اسلام و موازین اسلامی سازگار است، باید از آنان پرسید. ضمناً به دنبال حصر فرمایشی و غیرقانونی، اینجانب، از طرف «دادگاه ویژه روحانیت به بانکهایی که من در آنها حساب داشتم دستور دادند چکهای فلانی را پرداخت نکنید باید چک را بفرستند به دادگاه ویژه تا معلوم شود برای چه مصرفی میخواهند و پس از اجازه دادگاه پرداخت شود. اکثر بانکها به این دستور ترتیب اثر دادند و طبعاً مختصر پول من در آنها راکد ماند، که من صبر و تحمل کردم؛ و برخی که ترتیب اثر ندادند من با آنها ارتباط مالی داشتم و مختصر وجهی که میرسید در مصارف شرعیه و طلاب نیازمند و فقرای از مؤمنین مصرف میشد - تا اینکه در روز ۸۰/۴/۲۵ از طرف دادگاه ویژه به منزل فرزندم احمدآقا که در حقیقت دفتر اینجانب نیز بود یورش بردند و کمدهای حاوی اسناد مالی و تلفن و دفاتر شهریه و صورت حسابهای شخصی و بانکی و نوشته ها و استفتائات و متجاوز از دو میلیون تومان پول نقد وجوه شرعیه و نماز و روزه را بدون حساب و کتاب با خود بردند و دربها را نیز پلمب نمودند و در روز ۸۰/۴/۲۷ آمدند و به احمد آقا گفتند: باید تعهد بدهی کسی را در منزل راه ندهی و پس از امتناع او دربهای سالن و اطاقها را با آهن جوش دادند و رفتند و طبعاً رفت و آمد مراجعین برای مسائل و امور شرعی و اقامه مجالس مختصر سوگواری مرسوم در دالان خانه انجام میشود. متأسفانه در جمهوری اسلامی مقام مسئولی که پاسخگوی این قبیل اعمال خودسرانه باشد وجود ندارد و طبعاً باید به خدای متعال پناه برد. برای شخص من این امور مهم نیست زیرا هیچگاه به پول و مقامهای اعتباری دنیا اعتنا نداشته ام و حاضر نبوده و نیستم دین و وجدان و هویت خویش را به کسی یا مالی یا مقامی بفروشم.
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین ۵۵۱۵ ولی به حضرات علمای اعلام و حوزه های علمیه تذکر میدهم که همواره روحانیت و مرجعیت شیعه پناهگاه مظلومین و محرومین و سدی محکم در برابر استعمارگران و زورگویان بوده است و طبعاً قدرتها برای روحانیت حریم قائل بودند، ولی اینک دادگاه غیرقانونی ویژه همه حریمها را شکسته و میشکند، و بسا کسانی نیز در این راه غلط و اشتباه از افراد خام و گروههای بی اطلاع بهره میبرند و آنان را در مسیر اهداف غلط خویش تحریک مینمایند. هنگامی که برای بازرسی منزل صبیه اینجانب آمده بودند او به مأمورین میگوید: چون شما از یک نهاد غیرقانونی هستید من درب را باز نمیکنم، آنها شیشه را شکستند و وارد منزل شدند و در همین حال با عصبانیت :گفتند: شما ده سال است میگویید و مینویسید خلاف قانون است و ما هم هر کار دلمان خواست انجام میدهیم؛ با توجه به اینکه شوهر او نیز روحانی نیست. اینجانب به حضرات علمای اعلام و مراجع محترم اعلام مینمایم از ما گذشت و من همچون آفتاب لب بام میباشم ولی اگر بنا باشد دادگاه ویژه به این قبیل خودسریها ادامه دهد و مقامی در این میان پاسخگو نباشد و شما نیز ساکت باشید، حریمی برای هیچکس باقی نخواهد ماند و مرجعیت و حوزه های علمیه تحت سیطره قدرت به طور کلی مبتذل خواهد شد و همان پدید آید که استعمارگران خارجی و دشمنان اسلام و روحانیت آرزوی آن را داشتند. هنگامی که به دنبال ربوده شدن زینت آلات برخی زنان مسلمان و اهل ذمه مولا امیرالمؤمنین فرمودند: «اگر مرد مسلمانی در اثر این جنایت از روی تأسف بمیرد مورد ملامت نخواهد بود بلکه سزاوار میباشد وظیفهٔ آقایان در برابر این قبیل غارتگریهای خودسرانه واضح و روشن میگردد آیا آقایان توجه دارند که سکوت و عدم اعتراض آنها به رضایت آنان تفسیر میشود؟ علما و بزرگان لازم است با مشاوره و هماهنگی آنچه را در کشور اسلامی و جهان اسلام میگذرد زیر نظر داشته باشند و نسبت به آنها بی تفاوت نباشند. در خاتمه به منظور انجام وظیفۀ الهی چند نکته را یادآور میشوم: ۱ روزنامه نوروز شنبه ۸۰/۵/۲۰، ص ۱۱ به نقل از رئیس کل دادگاه ویژه در
مصاحبه با «ایسنا» برای توجیه بازداشتهای ناروای برخی از فضلای حوزه علمیه قم او علناً آنان را به اقدام علیه امنیت و مصالح نظام متهم کرد و گفت: مسائل خیلی عمیق و ریشه دار است و در پاسخ به سؤال دیگری درباره عملکرد دادگاه ویژه و اینکه آیا این دادگاه میتواند با مجتهدین و مراجع برخورد کند :گفت: «صلاحیت هایی که دادگاه ویژه دارد در آیین نامه مربوط به آن آمده است». جای تعجب است که در کشور اسلامی قبل از تشکیل دادگاه صالح حیثیت و آبروی بندگان خدا علناً ملعبه و بازیچه افراد مدعی علم و عدالت گردد. اشتباه آقایان این است که خودشان را صددرصد تجسّم کامل اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و عقل کل و قیم جامعه و دیگران را مخالف اسلام و نظام میپندارند، و طبعاً هر گونه انتقاد و تذکر دوستانه را مخالفت با اسلام و نظام میشمارند. در صورتی که تندرویها و بازداشتها و محاکمات بی حساب آقایان و مسؤولین است که بحران ایجاد میکند و خانواده ها را پریشان و سازمانهای حقوقی جهان را علیه ما بسیج مینماید و در نتیجه امنیت کشور را در معرض خطر قرار میدهد. و برخورد آقایان با مجتهدین و مراجع است که عظمت و شوکت روحانیت و مرجعیت شیعه را میشکند و آنان را از صحنه زندگی مردم کنار میزند. نمایندگان مجلس نباید به احضارهای دادگاه غیرقانونی ترتیب اثر دهند ] ۲ دادگاه انقلاب نیز یک امر موقت و ضروری بود برای آغاز انقلاب و در قانون اساسی نامی از آن نیست و پس از استقرار نظام وجهی برای ادامه آن وجود ندارد، ولی متأسفانه ابزاری شده است برای سرکوب هر صدای مخالف و برخوردهای تند و ظالمانه با نخبگان جامعه که در پیروزی انقلاب نقش مؤثر داشتند و حتی برخورد با نمایندگان منتخب ملت. و عملکرد آن عملاً به آبروی اسلام و نظام اسلامی و دستگاه قضائی کشور و مجلس شورای اسلامی که باید در رأس امور باشد لطمه اساسی میزند. بسیار جای تعجب است که نمایندگان مجلس با اینکه در سطح جهانی برای آنان مصونیت سیاسی قائل اند و برحسب اصل ۸۶ قانون اساسی: «نمایندگان مجلس در مقام ایفای نمایندگی و اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمیتوان آنها را به سبب
پاسخ به پرسشهای جمعی از مقلدین ۵۱۷ نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرائی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد به احضارهای بی حساب و غیرقانونی آن دادگاه ترتیب اثر میدهند و در نتیجه ابهت مجلس شورای اسلامی شکسته میشود و جمهوریت و مردمی بودن نظام زیر سؤال میرود و طبعاً صددرصد به ضرر ثبات و استقرار نظام میباشد به اصطلاح معروف حرمت امامزاده را متولی امامزاده باید حفظ نماید. [ منع تحقیق و تفحص مجلس در نهادهای مربوط به رهبری توهین به ملت ] مطابق نص اصل ۷۶ قانون اساسی مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و برحسب اصل ۸۴ هر نماینده در برابر تمام ملت مسؤول است و حق دارد در تمام مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید مفاد این دو اصل عام است و هیچ تخصیصی بر آنها وارد نشده است؛ با این حال اخیراً مجمع تشخیص مصلحت تصویب کرده است که «مجلس شورا در نهادهایی که زیر نظر رهبر است حق تحقیق و تفحص ندارد مگر با اجازه رهبر» این امر یک بدعت سیاسی تازه است از ناحیه مجمع مذکور که خود از ناحیه رهبر منصوب است، و توهین به مجلس و ملت میباشد. اوّلاً: مجمع مذکور حق قانونگذاری ندارد. ثانیاً مطابق ذیل اصل ۱۰۷ «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است آیا نهادهای زیر نظر رهبر از خود رهبر مهم ترند؟!ثالثاً: خود رهبر به وسیله خبرگان از ناحیه ملّت انتخاب میشود و نهادهای زیر نظر او به وسیلهٔ بیت المال و سرمایه ملت اداره میشوند، پس طبعاً ملت و نمایندگان آنها حق دارند بر او و نهادهای زیر نظر او نظارت داشته باشند. و رابعاً: مصوبه مجمع مذکور در نهایت موجب وهن مقام رهبری هم میباشد چون هنگامی که در موردی مجلس شورای اسلامی استجازه کند اگر او اجازه دهد این مصوبه بی خاصیت میباشد و اگر اجازه ندهد موجب سوءظن مردم به آن نهاد میشود زیرا قضاوت خواهد شد که مگر در آن نهاد تحت نظر رهبری چه خبر است که حاضر نیستند تحقیق و تفحص صورت بگیرد زیرا آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
۴ به رئیس جمهور جناب آقای خاتمی تذکر میدهم که جنابعالی چهار سال قبل سوگند یاد کردید که از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت میکنم در این سال نیز آن سوگند را تجدید نمودید ولی متأسفانه به هر دلیل در برابر حق کشیها و تعطیل مطبوعات مردمی و بازداشتهای فرمایشی و محاکمات بی حساب به بهانه های ساختگی و واهی، نتوانستید کاری انجام دهید و به سکوت خود ادامه دادید اینک نیز اگر همان رویه ادامه داشته باشد طبعاً موجب دلسردی و یأس ملت شریف خواهد شد و خدای ناکرده به طور کلی از اسلام و حکومت اسلام و روحانیت زده میشوند. ۵- به متصدیان امور نیز تذکر میدهم که از اعمال تند و خشونت آمیز و بگیر و ببندها دست بردارند و تا دیر نشده در روش خویش تجدید نظر کنند و مغرور قوای مسلّح به ظاهر تسلیم نگردند که رژیم سابق نیز همین قوا را به اضافه پشتیبانی قدرتهای بزرگ در اختیار داشت و توجه کنند که «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم و دین و ارزشهای آن نیز هیچگاه با زور و زندان تثبیت نمیگردد، بلکه نتیجه معکوس دارد. در سیاست رحمانی باید تدبیرهای عاقلانه و مآل اندیشیهای خردمندانه و صبر و تحمل و سعه صدر ملاک، باشد نه تحمیل و حسّ انتقامجویی و لجاجت زور حرکت قسری است و به گفتۀ فلاسفه حرکت قسری دوام ندارد.» خداوند به همۀ ما سعه صدر و توفیق انجام وظایف الهی و انسانی را عنایت فرماید. ان شاء الله. اللهم انک تعلم انی لا ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله. خداوندا تو خود مرا شفاف و صریح اللهجه و در برابر تجاوزات به حقوق مردم حسّاس آفریدی. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۰/۶/۲۵ قم المقدسة حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهای جامعه معلمان ایران ۱۳۸۰/۶/۳۰ حضور محترم حضرت آیتالله العظمی منتظری با عرض سلام و آرزوی پیروزی نبرد دانش علیه جهل موجب کمال امتنان خواهد بود چنانچه برای روشن شدن افکار عمومی نظراتتان را دربارهٔ سؤالات زیر اعلام فرمایید: ۱ در مصاحبه کتبی با روزنامۀ او مانیته فرانسه اظهار فرموده اید که لازم است تغییراتی در قانون اساسی داده شود. اوّلاً تغییرات مورد نظر جنابعالی دربارهٔ چه فصول و مواد قانون اساسی است؟ آیا معتقدید که ولی فقیه باید از قانون اساسی حذف شود، یا از اختیارات او کاسته شود؟ ثانیاً تغییرات مورد نظر جنابعالی را آن هم با اعلام رسمی آقای خاتمی رئیس جمهور که هرگونه تغییر در قانون اساسی خیانت به اسلام و ملت ایران است چگونه و از چه طریق میتوان به مورد اجرا گذاشت؟ ۲ - چون تشریح مظالم رژیم در داخل و خارج کشور آن هم به نام مبارزه، کوچکترین دردی را دوا نمیکند، جنابعالی با تجربیاتی که در طول مبارزات خویش آموخته اید برای استقرار حاکمیت اراده ملت بر کشور و محو مظالم و جنایات و فساد از جامعه چه طرح و برنامه عملی ارائه میفرمایید؟ - ۶ تجربیات ذی قیمت مبارزات دو دهه اخیر ملتهای از بند استبداد و استثمار خارجی رسته که به دنیای آزاد و صنعتی پای نهاده اند به ملتهای در بند استبداد آموخته است که هیچ معجزه ای جز نیروی متشکل این ملتها قادر نیست راهشان را به سوی حاکمیت اراده خویش هموار سازد برای تشکل یکپارچهٔ مردم ایران چه طرح و پیشنهادی ارائه میفرمایید؟ ۴ تسلیم آقای خاتمی به جناح ارتجاعی و ضد مردمی و سازش او با این جناح و سکوت مطلق ایشان در مقابل این همه ظلم و جنایت و فساد در جامعه موجب قطع امید مردم از ایشان شده است؛ نظر جنابعالی در این باره چیست؟ با احترام و تشکر ۲۲ شهریورماه ۱۳۸۰ - جامعه معلمان ایران
بسم الله الرحمن الرحیم جامعه معلمان ایران دامت توفیقاتهم پس از سلام و تحیت و اعتذار از تأخیر جواب پاسخ چهار پرسش شما را به طور اجمال یادآور میشوم اشکالات قانون اساسی کنونی ] پاسخ پرسش اوّل تدوین قانون اساسی ایران در آغاز انقلاب به دلیل شرایط حاکم بر جامعه به سرعت انجام گرفت؛ و خبرگان قانون اساسی که اینجانب نیز یکی از آنان بودم با همۀ حسن نیتی که داشتند تجربه قانون گذاری نداشتند. و از سوی دیگر نظامی که مورد نظر آنان بود با سایر نظامهای موجود و حاکم در سایر کشورها کاملاً متفاوت بود و برای اولین بار تجربه میشد؛ و در بازنگری ای که در سال ۱۳۶۸ انجام شد مشکلات دیگری نیز به وجود آمد. به نظر میرسد مواردی که نیاز به تغییر یا اصلاح دارد بسیار است که هنگام تحقق شرایط باید زیر نظر افراد با تجربه و شخصیتهای حقوقی و متعهد و دلسوز مشخص گردد. تجربه پس از پیروزی انقلاب و به ویژه سالهای اخیر برخی اشکالات و بن بست های قانون اساسی را روشن کرده است که به پاره ای از آنها اشاره میشود: ۱- در قانون اساسی موجود وظایف و مسؤولیتهای بسیار و سنگینی بر عهده رئیس جمهور (رئیس قوه مجریه گذاشته شده ولی قدرت و امکانات متناسب با این وظایف در اختیار او گذاشته نشده است. برحسب اصول ۳ و ۱۲۱ حراست از مرزها و استقلال کشور از وظایف رئیس جمهور شمرده شده در حالی که قوای نظامی کشور تحت فرمان رهبری قرار داده شده است تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی و دفاع از حرمت اشخاص و حقوق ملت بر عهده رئیس جمهور گذاشته شده در صورتی که او توان قانونی نسبت به تأمین امور نامبرده را دارا نیست.
پاسخ به پرسشهای جامعه معلمان ایران ۵۵۲۱ ترویج دین و اخلاق و پشتیبانی از حق و گسترش عدالت و بالا بردن سطح آگاهی های عمومی بر عهده او میباشد، در حالی که صدا و سیما که بزرگترین ابزار اینها میباشد زیر نظر مقام رهبری است. در اصل ۱۱۳ مسؤولیت اجرای قانون اساسی بر عهده رئیس جمهور گذاشته شده، در حالی که اهرمهای قدرت در اختیار مقام رهبری است. در حوزه وظایف و اختیارات رئیس جمهور و تداخل آنها با اختیارات سایر قوا نیز اشکالاتی به نظر میرسد که اینها همه به اصلاحاتی نیاز دارد و لازم است اهل نظر و تحقیق به آنها رسیدگی نمایند. ۲ قید مطلقه که در بازنگری قانون اساسی به ولایت فقیه اضافه شده بنابر تفسیری که آقایان از آن دارند علاوه بر اینکه با اصل ۱۱۰ که وظایف و اختیارات مقام رهبری را محدود مینماید منافات دارد دیگر جایی برای قانون اساسی و قوانین دیگر و سایر نهادها از قبیل مجلس شورا و ریاست جمهوری و وزرای او باقی نمیماند. و بالاخره اگر عمل به قانون اساسی و قوانین مقرّره الزامی است پس ولی فقیه باید در چهارچوب قوانین عمل نماید و اگر الزامی نیست و ولی فقیه فراقانون میباشد، آنگونه که برخی اصرار دارند و به گفتهٔ بعضی از آقایان ولی فقیه هرچه بگوید همان قانون است و به تعبیر دیگر حاکمیت حاکمیت فردی است و هیچ محدودیتی در کار نیست در این صورت قانون اساسی و سایر قوانین و نهادها به طور کلی لغو و بی اعتبار خواهند بود. از جمله اشکالات مهم در قانون اساسی متمرکز کردن اکثریت قریب به اتفاق اهرمهای قدرت در رهبری است بدون اینکه مسئولیتی بر عهده او گذاشته شده باشد و او در برابر ملت و نمایندگان ملت پاسخگو باشد نصب رؤسای قوه قضائیه، قوای نظامی و انتظامی، سازمان صدا و سیما و فقهای شورای نگهبان، اعضای مجمع تشخیص مصلحت امضای حکم ریاست جمهوری و دیگر اختیاراتی که در اصل ۱۱۰ به او واگذار شده است؛ او حتی میتواند در قوای دیگر مانند قوه مقننه و مجریه از طریق شورای نگهبان منصوب خود بنابر تفسیر نظارت آن به نظارت استصوابی نظر خود را اعمال نماید.
تمرکز هشتاد درصد قدرت در رهبری بدون پاسخگویی موجب محروم شدن ملت از تعیین سرنوشت خویش میباشد. علاوه بر این تمرکز قدرت در یک فرد غیر معصوم جایزالخطا خواه ناخواه خطر آفرین است و با سیاست گسترده و پیچیده جهان امروز سازگار نیست و فقدان یک نهاد مردمی کار آمد که مسؤولیت نظارت مستمر و توان سؤال از عملکرد رهبری را داشته باشد بر نقص این قانون میافزاید. خبرگان رهبری نیز به دلایل زیر قادر بر انجام این مسؤولیت سنگین نمیباشد زیرا الف - اعضای مجلس خبرگان به وسیلهٔ فقهای شورای نگهبان که منصوب خود رهبر هستند مورد تأیید قرار میگیرند که قهراً این چنین افرادی نمیتوانند نظارت صحیح و آزادانه بر عملکرد رهبری داشته باشند. ب - بسیاری از اموری که زیر نظر رهبری است از امور تخصصی است و با ترکیب فعلی مجلس خبرگان از روحانیون امکان نظارت بر آن امور وجود ندارد. ج ترکیب مجلس خبرگان از آقایانی است که هر کدام معمولاً چند شغل و مسؤولیت مختلف داشته و امکان نظارت دائم و مستمر بر عملکرد رهبری و حواشی او و نهادهای عریض و طویل زیر نظر او را ندارند. ۴ یکی از نهادهایی که در اصول ۱۰۷ و ۱۰۸ قانون اساسی مطرح شده «خبرگان رهبری است که تعیین مقام رهبری و نظارت بر او به آن واگذار شده، در صورتی که تجربه بیست ساله نشان داد که خیلی موفق نبوده و اکثر ملت که صاحبان کشور و حکومت میباشند با تردید و ابهام آن را تلقی میکنند و اشکالاتی را نسبت به آن طرح مینمایند اوّلاً: چه بسا برای یک منطقه فقط یک نفر را آن هم خارج از آن منطقه معرفی مینمایند و با وجود بسیاری از علما و بزرگان در آن منطقه مردم مجبورند به همان فرد رأی بدهند و این امر در حقیقت انتصاب است نه انتخاب. وثانیاً: تعیین مرتبه علمی و دیگر صلاحیتهای کاندیداها به فقهای شورای نگهبان محوّل شده که خود آنان منصوب مقام رهبری میباشند و در نتیجه رهبر با یک واسطه از ناحیه خود رهبر تعیین و ابقا میشود و این دوری است باطل.
پاسخ به پرسشهای جامعه معلمان ایران ۵۲۳ و ثالثاً: با وجود همۀ مراجع و علما و اساتید آگاه در کشور چگونه تعیین رهبر بر عهده افراد خاصی گذاشته میشود که از نظر علم و آگاهی و شناخت از آنان نازلترند. و رابعاً چرا خبرگان فقط از قشر روحانیون انتخاب میشوند در حالی که فقاهت یکی از شرایط رهبر است و شرایط دیگری نیز در او معتبر است؟! و خامساً: چرا مردم خودشان مستقیماً پس از تحقیقات رهبر را تعیین نکنند همانگونه که پس از تحقیقات مراجع تقلید را مشخص مینمایند؟! ۵- به مجمع تشخیص مصلحت که در اصل ۱۱۲ مطرح شده اشکالات زیادی و وارد است که در فصل چهارم از حکومت مردمی و قانون اساسی» یادآور شده ام و از جمله از آنجا که حکومت امر مردمی است و آنان صاحبان اصلی کشور میباشند باید در تعیین نهادهای حکومت نقش اساسی داشته باشند و برحسب اصل ششم امور کشور باید به اتکای آرای عمومی از راه انتخابات اداره شود، اعضای مجمع تشخیص مصلحت باید از بین افراد خبره و باتجربه به وسیله آرای ملّت انتخاب شوند نه از ناحیه رهبر. راه بازنگری در قانون اساسی اصل ۱۷۷ که در سال ۶۸ اضافه گردید به گونه ای است که فقط رهبر این امکان و قدرت را دارد که برخی از اصول قانون اساسی را زیر نظر افرادی که نوعاً توسط خود او انتخاب میشوند تغییر دهد، در صورتی که باید راه برای مردم و منتخبین آنان که صاحبان اصلی حاکمیت و کشور میباشند برای بازنگری قانون اساسی باز باشد. در اصل ۹۸ تفسیر قانون اساسی به طور مطلق و بدون هیچ ضابطه ای بر عهدهٔ شورای نگهبان گذاشته شده و این امر راه را برای تفسیر به رأی آنان باز گذاشته و آنان نظارت شو را بر انتخابات را به نظارت استصوابی تفسیر کرده اند و در این رابطه در اثر اختلاف سلیقه و دید جناحی حقوق بسیاری از افراد تضییع میشود. در قانون اساسی در بخش حقوق ملت قوانین بسیار ارزنده ای وجود دارد که نه تنها هیچ ضمانت اجرایی برای آنها پیش بینی نشده است بلکه برخی از قوانین دیگر که متضمن تفویض اختیارات گسترده به حاکمان است مانع از اجرای آنها میشود.
۹ از جمله مواردی که در قانون اساسی مورد سوء استفاده مراکز قدرت قرار گرفته استثنائاتی است که در ذیل بعضی از قوانین آمده که لازم است اصلاح گردد و راهکار مناسب برای آنها ارائه شود؛ مانند استثنائاتی که در ذیل اصول ۲۲، ۲۴، ۲۵ و ۳۳ وجود دارد. اینها نمونه ای از مشکلات در قانون اساسی است که لازم است در فرصت مناسب اصلاح و در معرض آرای عمومی قرار داده شود. و اما اینکه میگویید آقای خاتمی گفته اند: تغییر قانون اساسی خیانت به اسلام و ملت ایران است شاید ایشان تصور کرده اند که در شرایط فعلی کشور بسا گروهی بخواهند به نفع خود و ضرر مردم از این مسأله سوءاستفاده کنند، وگرنه برحسب اصل ۱۷۷ قانون اساسی بازنگری در آن در وقت مناسب مانعی ندارد. قانون اساسی وحی منزل نیست که قابل تغییر نباشد. و اما در رابطه با مسأله ولایت فقیه با فرض اینکه اکثریت قاطع مردم ایران مسلمانند و نسبت به آن متعهد میباشند و دستورات اسلام منحصر در مسائل اخلاقی و عبادی نیست بلکه در همه مسائل مورد نیاز بشر و از جمله مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جزایی، حاکمیت و شرایط و وظایف حکام، اسلام دستور و رهنمود دارد، طبعاً لازم است فرد متخصص و کارشناس مسائل اسلامی که از آن به فقیه» تعبیر میشود متصدی اداره کشور و یا ناظر بر اداره آن باشد. برای تفصیل در مسأله میتوان به کتاب «مبانی فقهی حکومت اسلامی» اینجانب که در شش جلد چاپ شده است و یا حداقل به پاسخ اخیر اینجانب به پرسشهای جمعی از مقلدین که در سایت موجود است مراجعه نمود. راههای عملی اصلاح وضع موجود ] پاسخ پرسش دوّم عالم طبیعت عالم اسباب و مسببات است. معجزات و کارهای خارق عادات شرایط خاصی دارد. در قرآن کریم میخوانیم: «انّ الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم (سورة رعد، آیة (۱۱) خداوند اوضاع هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا اینکه خود آنان روحیات و روش خویش را تغییر دهند.
پاسخ به پرسشهای جامعه معلمان ایران ۵۵۲۵ و از رسول خدا نقل شده: «کما تکونوا یولّی علیکم» (نهج الفصاحة، شماره ۲۱۸۲) همانگونه که هستید بر شما حکومت میشود. به نظر میرسد در شرایط فعلی اصلاح ساختار نظام و استقرار حاکمیت مردم و احقاق حقوق آنان متوقف بر آگاه کردن مردم به حقوق خود، اطلاع رسانی صحیح توسط رسانه های مستقل تشکل احزاب سیاسی، قوی انتخاب نمایندگان شجاع و آگاه، تصویب قوانین راهگشا توسط مجلس و بالاخره پافشاری مردم بر استیفاء حقوق خود و استقامت در این راه میباشد بدون تردید این شیوه هرچند در درازمدت و برای نسل آینده کشور نتایج سودمندی خواهد داشت و برحسب گفتار مشهور حق گرفتنی است»، و به زبان عربی: «من طلب شیئاً و جد وجد هرکس طالب چیزی باشد و جدیت کند آن را مییابد. پاسخ پرسش سوم برای انسجام و یکپارچگی ملت جهت کسب حقوق خود علاوه بر اموری که در پاسخ پرسش دوّم به آنها اشاره شد توکل به خدا، اخلاص، ایثار و فداکاری ارتباط و هماهنگی بین احزاب و نهادهای مردمی و افراد مخلص و مدافع حقوق ملت و حمایت آنان از ناحیه مردم و گروههای مردمی، امری است لازم و ضروری. بدیهی است که انسجام بین عامه مردم جز با انسجام و وحدت در بین خواص مورد توجه آنان میسور نیست. [ قصور آقای خاتمی ] پاسخ پرسش چهارم با توجه به سخنان و مواضع خاص آقای خاتمی در برخی از مواقع تسلیم شدن او به جناح خاصی معلوم نیست ولی به نظر میرسد ایشان در بسیاری از مسائل نظیر قتلهای زنجیره ای حمله به کوی دانشگاه، تعطیل کردن مطبوعات و بازداشتهای سیاسی پیاپی بر اساس مصالحی که خود تشخیص میدهد نسبت به نقض قوانین و تضییع حقوق اغماض میکند و یا حداقل با مردم شفاف سخن نمیگوید و موانعی را که وجود دارد صریحاً بیان نمیکند. و در نتیجه
فرصتهای گرانبهایی را که میشد از آنها برای اجرای قوانین و اصلاح نظام و احقاق حقوق مردم بهره گرفت از دست داده است. بجاست ایشان به وعده ها و شعارهای انتخاباتی و سوگندی که نسبت به پاسداری از حقوق ملت یاد کرده اند توجه نمایند و تحت هیچ شرایطی نسبت به آنها کوتاهی ننمایند؛ وگرنه موجبات یأس و بدبینی مردم نسبت به نظام اسلامی و روحانیت فراهم خواهد گردید. والسّلام علیکم ۱۳۸۰/۶/۳۰ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش رادیو آزادی پیرامون تحولات افغانستان حضرت آیتالله حسینعلی منتظری با احترام ۱۳۸۰/۷/۱۸ به دنبال تحولات اخیر در افغانستان شمار معدودی از مفتیان پاکستان همصدا با ملاعمرو اسامه بن لادن اعلان جهاد داده و درگیری طالبان با آمریکا و بریتانیا را جنگ میان کفر و اسلام خوانده اند. نظر شما در این زمینه چیست؟ با تجدید احترام رادیوی اروپای آزاد - رادیو آزادی پراگ - ۱۷ مهرماه ۱۳۸۰ بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین پس از سلام - در تاریخ ۸۰/۶/۲۵ اینجانب نظر خویش را در رابطه با حکم شرعی ترور و حمله به مراکز تجاری و نظامی آمریکا و ابراز همدردی با ملت و دولت آمریکا و تسلیت به خانواده های مصیبت زده نوشتم و تذکر دادم که دین مقدس اسلام دین عقل و منطق است و با هرگونه خشونت و ترور مخالف است. هیچ کس مخالف مجازات مجرمین نیست ولی اگر در این راه خون بی گناهانی ریخته شود به هیچ وجه قابل توجیه نیست مخالفت آمریکا با طالبان مجوز کشتن مردم بی گناه و زنان و اطفال افغانستان نمیباشد. بیش از بیست سال است کشور بیگ افغانستان گرفتار جنگ و خونریزی و قهر طبیعت شده است و حمایت و دفاع از
مردم مظلوم در هر جای جهان و از جمله افغانستان و فلسطین و چچن به قدر امکان و توان وظیفۀ همۀ دولت ها و ملتهای باوجدان است. آفت بزرگ تروریسم به معنای دولتی و غیر دولتی آن بلایی است جهانی که کم و بیش همه کشورها به آن گرفتارند و مبارزه با آن بر همۀ دولت ها و ملتها واجب و لازم است. باید عقل جمعی جهان با بی طرفی کامل نسبت به مبارزه با آن و راه مبارزه تصمیم بگیرند؛ و از باب مثال «آمریکا» که خود از حامیان «تروریسم» بوده و هست ولی فعلاً از آن ضربه خورده با عصبانیت خاصی که پیدا کرده نمیتواند خودسرانه نسبت به آن تصمیم بگیرد و خود را قیم همۀ جهان پندارد و از همه کشورها توقع داشته باشد کورکورانه در کنار آن باشند و حمله نظامی به کشورها و تخریب مؤسسه ها و پایگاهها و کشتن مردم بی دفاع دوای این آفت بزرگ نیست و از قبیل دفع فاسد به افسد میباشد. همه مبارزه اساسی با هر پدیده ای مبارزه با علل و ریشه های آن میباشد وگرنه مبارزه سطحی خواهد بود سازمان سیای آمریکا در بسیاری از کشورهای ضعیف با یک نحو «تروریسم» خواسته های خود را بر آنان تحمیل کرده و میکند. و اینک نیز از اسرائیل غاصب که پیدایش آن با ترور و قتل عام مردم فلسطین و تصاحب زمینها و خانه های آنان و آواره نمودن اکثر ملت آن به وقوع پیوسته سرسختانه حمایت میکند. میدانیم که در سرزمین فلسطین بیش از هزار سال بود که در آن همه ملل از یهودی، مسیحی و مسلمان با کمال آرامش و صلح و صفا زندگی میکردند ولی پس از جنگ جهانی دوم صهیونیستهای اروپایی و آمریکایی و سایر کشورها به فشار و کمک دولت انگلیس بر فلسطین مسلط شدند و مردم مظلوم آن را قتل عام و آواره کردند و دولتی به نام «اسرائیل» تشکیل دادند؛ و حتی حاضر نیستند سهمی برای صاحبان اصلی آن سرزمین قائل شوند حق هیچگاه به مرور زمان از بین نمیرود. هنگامی که ما میبینیم دولت آمریکا از چنین دولتی که پیدایش آن بر اساس ترور و قتل عام و آواره کردن صاحبان اصلی فلسطین بوده و هنوز بر ترورهای خود ادامه میدهد حمایت صریح میکند، طبعاً باید انتظار عکس العملهای تند و خشن را از ناحیه برخی افراد و گروهها داشته باشد.
پاسخ به پرسشهای رادیو آزادی پیرامون تحولات افغانستان ۵۲۹ بی جهت نیست که در آمریکا و سایر جهان علیه حمله آمریکا به افغانستان راهپیمایی میکنند و از ملت افغانستان و فلسطین حمایت مینمایند. بر اساس نظرسنجی مجله نیوزویک چاپ آمریکا: «۵۸ درصد مردم آمریکا معتقدند پشتیبانی واشنگتن از رژیم نژاد پرست اسرائیل عامل محرکه اصلی حملات انتحاری ۱۱ سپتامبر به پنتاگون در واشنگتن و مرکز تجارت جهانی در نیویورک است». دولت فعلی آمریکا که تحت تأثیر فشارهای برخی لابیهای یهود آمریکا قرار دارد با روحیه اقتدارگرایی که به خود گرفته نمیتواند هدایت و رهبری مبارزه با «تروریسم جهانی را به عهده گیرد و انتظار داشته باشد دیگران از آن پیروی نمایند. حکومت زور و استبداد در جهان امروز دوام نخواهد داشت. و بر همه دولت ها و مردم آزادیخواه جهان لازم است از مظلومین و محرومین در همه جهان حمایت و دفاع نمایند. والسلام علی جمیع عبادالله الصالحین و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۰/۷/۱۸ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۰/۷/۲۴ (۶۰) پاسخ به پرسشهایی در مورد خلیفهٔ سوم عثمان بسمه تعالی ۱ - عثمان به لحاظ شخصی چه جور آدمی بود؟ ۲ چه طور صحبت میکرد؟ دوستانش چه جور آدمهایی بودند و دولتش چه افرادی بودند؟ ۴ ۔ سابقۀ او چه طور بود؟ و رابطه او با اصحاب رسول الله چگونه بود؟ ۵ شیوه حکومتش چگونه بود؟ ۶ چه عواملی باعث ایجاد نارضایتی از او شد؟ چرا نارضایتیها تشدید شد و به قتل رسید؟ بسم الله الرحمن الرحیم جواب پس از سلام و اعتذار از تأخیر جواب به جهت مشکلاتی که در این مدت برای اینجانب رخ داد و هنوز هم ادامه دارد. عثمان بن عفان قریب چهل و هشت سال قبل از هجرت متولد شد. پدرش عفان فرزند عاص بن امیه بود بنابراین از طائفهٔ بنی امیه است و در حقیقت خلافت بنی امیه از او شروع شد. وی از پیشگامان در پذیرش اسلام و از جمله افرادی است که به جهت آزار مشرکین از مکه به حبشه هجرت نمود و از زمرهٔ کاتبان وحی نیز به شمار میرود تا قبل از خلافت همچون بسیاری از اصحاب معمولی رسول خدا بود، و همطراز با امثال ابوذر و سلمان و عمار و مقداد نبود. از نظر روحی دارای طبع ملایم بود ولی شجاع و با اراده نبود، تجمل گرا بود و
برخلاف ابوبکر و عمر لباس فاخر میپوشید؛ سخنان او از نظر فصاحت و بلاغت امتیاز و برجستگی خاصی نداشت؛ به نقلی او هنگامی که انتخاب شد خواست خطبه بخواند گفت: «الحمدلله» و نتوانست ادامه دهد فوراً گفت: «انتم بامام فعّال احوج من امام (قوّال نیاز شما به پیشوای فعّال بیش از پیشوای سخنور است. داماد رسول خدا بود و پس از وفات همسرش با یکی دیگر از دختران پیامبر ازدواج نمود و از این جهت به او «ذوالنورین» میگفتند. او خود را پیرو رسول خدا و دو خلیفهٔ پیش از خود و خواهان عدالت اجتماعی، آزادی و.... معرفی مینمود چنانکه از خطبه منقول از او به دست میآید. (تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۹۳) هر چند در عمل خلاف گفته های او به وقوع پیوست و به لحاظ ضعف اراده و متأثر بودن از ناحیه دوستان و دولتمردان و مشاوران بی کفایت و مغرضی همچون ابوسفیان، مغیرة بن شعبه مروان بن حکم معاویة بن ابی سفیان، سعید بن عاص عبدالله بن سعد بن ابی سرح، ولید بن عقبه عبدالله بن عامر و امثال آنان که بعضاً به صلی الله علیه اساس نبوّت پیامبراکرم و بی اعتقاد بودند و تحت شرائط غلبه و پیروزی اسلام به حسب ظاهر مسلمان شده بودند بدترین شیوه حکومت و زمامداری را در آن زمان به وجود آورد. او در حفظ بیت المال مسلمین بسیار سهل انگار بود در یک روز از بیت المال دویست هزار درهم به ابوسفیان و چند هزار درهم به مروان بخشید؛ به حارث بن حکم داماد خود صدهزار درهم و به حکم بن عاص سیصد هزار دینار بخشید. بسیاری از املاک عمومی مسلمانان را در اختیار بستگان خود قرار داد، چراگاههای عمومی را برای اطرافیان خود قرق کرد و به آنان اختصاص داد، خمس غنائم جنگ با آفریقا را به مروان بن حکم بخشید ابوموسی اشعری اموال زیادی از بصره به مدینه فرستاد عثمان آنها را بین فرزندان خود تقسیم نمود. حکم بن عاص را مسؤول جمع آوری زکات از منطقه ای نمود و بعد همه زکات را به او بخشید. نسبت به احکام اسلام نیز آشنائی کامل نداشت؛ در سفری نماز مسافر را تمام
پاسخ به پرسشهایی در مورد خلیفهٔ یفۀ سوم . عثمان خواند، او از عبیدالله بن عمر که هرمزان را به ناحق کشته بود و باید قصاص میشد گذشت نمود، خویشاوندان خود و افراد نالایق را بر مسند امور میگماشت که یکی از آنان ولید بن عقبه حاکم کوفه بود که در زمان زمامداری خویش شراب خورد و در حال مستی برای امامت جماعت به مسجد حاضر شد و نماز صبح را چهار رکعت خواند؛ و آنگاه که اصحاب بزرگ پیامبر مانند عمار بن یاسر ابوذر، مقداد، عبدالله بن مسعود، ابن عبّاس، سعد بن ابی وقاص و حتی عبدالرحمن بن عوف که عثمان با اشارهٔ او در شورای تعیین خلیفه به خلافت رسید و بسیاری دیگر از مهاجرین و انصار به عملکرد عثمان اعتراض مینمودند با بی توجهی و بی اعتنائی او مواجه میشدند، و بلکه گاه با خشونت با آنان رفتار مینمود. عمار بن یاسر و عبدالله بن مسعود از کسانی بودند که مورد ضرب و شتم عثمان قرار گرفتند و در نتیجه عمّار ناقص العضو و به مرض فتق مبتلا گردید و عبدالله بن مسعود شکستگی استخوان پیدا نمود، ابوذر نیز مورد ضرب قرار گرفت و به منطقهٔ بیابانی «ربذه» تبعید شد. از طرف دیگر کسانی مانند حکم بن عاص را که مورد نفرت مسلمانان بود و پیامبر او را از مدینه تبعید کرده بود به مدینه بازگرداند و به او صدهزار درهم داد و پسرش مروان بن حکم که او نیز مورد غضب پیامبر قرار گرفته بود از مشاورین خاص عثمان و برنامه ریزان حکومت او گردید. بدیهی است این قبیل کارها برای مردمی که با مکارم اخلاقی پیامبراکرم و شیوه حکومت او آشنا بودند و به تعالیم رهائی بخش آموزنده و انسان ساز و اهداف عالی اسلام مانند عدالت در همۀ طبقات و از همه جهات و مخالفت با تبعیض و باندبازی واقف بودند و برای تحقق آنها جان فشانی و ایثار کرده و رنج و محنت کشیده بودند، و نیز سختگیریهای ابوبکر و عمر نسبت به بیت المال و کارگزاران و ساده زیستی آنان را دیده بودند، بسیار ناخوشایند و گران بود؛ و بدین جهت روزبه روز اوضاع کشور اسلام و مسلمین نابسامان تر از قبل و عملکرد دستگاه خلافت نارضایت بخش تر از گذشته میگشت.
مردم از اکناف و اطراف شهرهای مدینه بصره کوفه و مصر جمع شدند و از عثمان خواستند از گذشته خود توبه کند و به اصلاح امور پرداخته و کارگزاران فاسد و نالایق را عزل نماید و بر این امر اصرار ورزیدند. و عثمان نیز در اواخر مستأصل شد و از امام امیرالمؤمنین علی درخواست نمود به گونه ای مردم را آرام نموده آنها را از خود براند؛ و بالاخره پس از مذاکرات زیاد عثمان از مردم سه روز مهلت خواست تا به خواسته های آنان عمل نماید. آنان متفرق شدند ولی عثمان در این هنگام در تدارک جنگ با آنان برآمد؛ سه روز مقرّر گذشت و هیچ تغییر و اصلاحی صورت نگرفت. قرار گذاشت حاکم مصر را که مصریان از او شکایت داشتند عزل نموده و محمد بن ابی بکر را جایگزین او کند ولی قبل از اینکه محمد بن ابی بکر و همراهان او به مصر برسند و او از سوی خلیفه متصدی امور گردد در بین راه قاصدی را سوار بر شتر عثمان یافتند و به او بدگمان شدند او را تفتیش نموده نامه ای از ناحیه عثمان به والی مصر با خود داشت که در آن بر قتل محمد بن ابی بکر و باقی ماندن والی سابق بر مسند خویش تأکید و ترغیب شده بود. آنان به مدینه بازگشتند و عثمان از اصل نامه اظهار بی اطلاعی نمود و گفت آن شتر را از من ربوده اند و نامه را جعل کرده اند؛ و به مردم گفت: اگر بنا باشد هر کس را شما خواستید بگمارم یا عزل کنم پس من چه کاره ام، این حکومت شما میشود نه حکومت من؛ به او گفتند باید به خواست ما عمل نمائی و به اصلاح امور بپردازی و یا کنار روی و یا کشته میشوی او گفت: من هرگز جامه خلافت را که خداوند به من پوشانده است از خود نمیگنم بالاخره این نامه و امثال آن یا واقعاً از ناحیۀ خود عثمان بود و یا آنچنان حکومت او افسارگسیخته بود که این کارها به نام او انجام میشد. مردم چهل شبانه روز او را محاصره کردند و سرانجام پس از هیاهو و اعتراض مردم که اطراف منزل عثمان را محاصره کرده بودند یکی از سپاهیان عثمان از بالای خانه او تیراندازی کرد و یک نفر از اعتراض کنندگان را کشت مردم معترض از عثمان خواستند قاتل را به آنان تحویل دهد و او استنکاف و اظهار بی اطلاعی از قاتل نمود و درگیری و زدوخورد پدید آمد و در این بین عده ای به خانه عثمان هجوم آورده و او را کشتند.
پاسخ به پرسشهایی در مورد خلیفهٔ سوم عثمان ۵۳۵ این اجمالی از مطالبی بود که مورّخین بزرگ همچون، طبری واقدی، بلاذری و دیگران به آنها اشاره کرده اند هر چند همۀ جزئیات وقایع و ابعاد شخصیتی و روحی اشخاص را نمیتوان از تاریخ به دست آورد. پس به طور اجمال این امور نسبت به عثمان قابل انکار نیست ۱- عثمان ویژگیهای لازم را برای رهبری جامعه اسلامی از قبیل علم، تعهد، کاردانی، شجاعت، اراده و درایت نداشت. مال العالم ۲ او به شیوه پیامبراکرم در امر حکومت که اهمیت دادن به مردم و نظریات آنان و مشاوره با نخبگان جامعه در امور مهم، سیاسی اقتصادی و نظامی از پایه های اساسی آن بود پایبند نبود. اموال عمومی را غیر عادلانه و بیشتر بین نزدیکان خود تقسیم مینمود. ۴ افراد نالایق و فاسدی را که در زمان پیامبر مورد طرد واقع شده و منزوی بودند بر نشاند. مسند امور مهم صحابیان محبوب و مورد اعتماد پیامبر و مردم را به جهت نصایح خیرخواهانه و انتقاداتشان نسبت به عملکرد نادرست او مورد شکنجه و آزار قرار داد. می ۶ او نه آماده پذیرش اصلاح و تغییر در ساختار حکومت خود بود، و نه حاضر بود کنار رود. و ضروری است که با چنین شرائط خلافت و خلیفه هر دو در معرض خطر و شورش عمومی قرار میگرفت. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۰/۷/۲۴ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۸۰/۹/۲ (۶۱) پیام به ملت افغانستان و بسم الله الرحمن الرحیم اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (انفال، آیه ۴۶) ملت مسلمان و متعهد افغانستان وفقکم الله تعالی لمرضاته پس از سلام گرم و تبریک به مناسبت تابش شعاعی از نور آزادی در آن کشور جنگ زده، و تسلیت به خانواده های محترم داغدیده و مصیبت زده سالهای متمادی جنگ و خونریزیهای وحشتناک. یادآور میشوم شما برادران و خواهران بیش از بیست سال است که جنایات و مظالم طاقت فرسای اشغالگران شوروی سابق و حکومتهای دست نشانده ضد خدا و درگیریهای گروهی ناشی از خودخواهیهای برخی سران را تجربه و لمس کرده اید و چه بسیار نفوس محترمه و انسانهای با ارزش و ثروتها و نعمتهای خدادادی و فرصتهای گرانبها را از دست داده اید. اینک انتظار میرود همه برادران و خواهران مسلمان و افراد و نخبگان کشور اعم از شیعه و سنّی و قومیت های مختلف از این گذشته ناگوار درس عبرت گیرند و به حساسیت موقعیت کنونی توجه نمایند. و نگذارند ملت مسلمان و غیور افغانستان گرفتار توطئه گران و بازیگران سیاسی جهانی شوند، و کشور شما پایگاه نیروهای اجنبی گردد. بجاست همه احزاب و گروهها و نخبگان سیاسی کشور به دور از گرایشهای گروهی و فرقه ای و مذهبی و خودخواهی های نفسانی یک تشکل سیاسی از افراد متدین و متعهد و عاقل و آگاه نسبت به شرایط زمانی و سیاستهای پیچیده جهانی به وجود آورید، و از کشمکشهای قومی بی اساس که تا حال از آن ضربه خورده اید پرهیز نمایید.
در قرآن کریم میخوانیم یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم) (حجرات، آیه (۱۳) مردم ما شما را از یک مرد و یک زن خلق نمودیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید زیرا با ارزشترین شما نزد خدا با تقواترین شما میباشد. یعنی قبیله و قومیت معیار ارزش نیست معیار ارزش نزد خدا تقوا .است نمیگویم حاکمیت مخصوص طبقه و قومیت خاصی باشد و دیگران محروم باشند؛ حکومت مربوط به همه ملت است و همه آنان حق رأی و انتخاب دارند. حاکمیتی که براساس انتخاب ملّت و رضایت آنان نباشد ثبات و استقرار نخواهد داشت؛ و حتی حاکمیت رسول خدا نیز به وسیلهٔ بیعت با مردم استقرار یافت. مقصود این است که انتخاب مقامها و پستها براساس صلاحیت و توانایی و عدالت و تقوا باشد نه تعصب های گروهی و قومی. در اینجا به نحو اختصار به چند نکته اشاره میکنم - مقام و پست برای انسان کمال نیست بلکه مساوی با مسؤولیت است و هرچه مهم تر باشد مسؤولیت آن بیشتر است. در نامه ششم از نهج البلاغه میخوانیم که مولا امیرالمؤمنین به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان نوشتند: ان عملک لیس لک بطعمة، ولکنه فی عنقک امانة» کار تو برای تو طعمه نیست بلکه بر گردنت امانت است. انسان عاقل معمولاً از پذیرش مسؤولیت و امانت گریزان است مگر اینکه بتواند خدمتی انجام دهد و احساس وظیفه نماید که در این صورت اگر خوب عمل کند نزد خدا مأجور خواهد بود. افراد ملت معمولاً در تشخیص صلاحیتها و توانایی ها اختلاف نظر دارند و طبعاً پس از پرسشها و مشورتها بسا چند نفر مورد توجه میباشند. پس در اینجا لازم است با انتخابات عمومی آزاد حائز اکثریت را مشخص نمایند و در این زمینه احزاب سیاسی مستقل آزاد پایدار- نه احزاب دولتی یا احزاب خلق الساعة موقت هم در تشکیل دولت صالح و هم در نظارت بر آن نقش اساسی دارند و از بروز استبداد و خودکامگی جلوگیری مینمایند. +- نظر به اینکه مردم افغانستان مسلمانند و نسبت به موازین اسلامی تعهد دارند
پیام به ملت افغانستان ۵۳۹ و دستورات دین مقدس اسلام منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی نیست، بلکه نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی جزایی و حاکمیت، اسلام هرچند به نحو کلی و جامع دستور و برنامه دارد بنابراین لازم است حضرات علمای اعلام کشور بر رفتار و روش حاکمیت نظارت دقیق داشته باشند تا مبادا از موازین اسلامی منحرف گردد؛ و لازم است حکومتی که پدید میآید این نکته را مورد توجه قرار دهد. و بهترین راه برای انجام این امر مهم تشکیل شورایی از علما و فقهای آگاه به مسائل سیاسی و شرایط زمانی است تا در این زمینه اختلاف و ناهماهنگی پدید نیاید. این امر یک وظیفه اسلامی است بر عهده حضرات علما که نباید نسبت به آن بی تفاوت باشند. ۴- لازم است دولتی که ان شاء الله در افغانستان تشکیل میشود از خشونت و انتقامجویی پرهیز نماید و نسبت به گذشته ها با وسعت صدر و عفو و گذشت برخورد کند وگرنه بهانه ای به دست قدرتهای خارجی میدهد تا نیروهای نظامی خود را در کشور باقی گذارند. پیامبر گرامی اسلام با آن همه که مسلمانان در جنگهای گوناگون از قریش صَلَّی اللهُ علیه و ابوسفیانها ضربه خورده بودند پس از فتح مکه در خطاب به اهل مکه فرمودند: یا معشر قریش ما ترون انی فاعل بکم ؟ به نظر شما من با شما چه خواهم کرد؟ قالوا: خیراً اخ کریم و ابن اخ کریم شما خوبی خواهید نمود، شما برادری بزرگوار و فرزند برادری بزرگوار میباشید؛ حضرت فرمودند: «اذهبوا فأنتم الطلقاء» بروید که همه شما آزاد و رها هستید؛ و حتی ابوسفیان و هند و وحشی قاتل حمزه نیز مورد عفو واقع شدند. حکام باید خود را خدمتگزار ملت خویش بدانند نه قیم و آقا بالاسر آنان؛ و حتی در مجازاتهای قانونی و شرعی نیز افراط و تندروی ننمایند و نسبت به مخالفین سیاسی و غیر مسلمانان با محبت و عاطفه برخورد نمایند و حقوق آنان را رعایت کنند. در نامه حضرت امیرالمؤمنین به مالک اشتر میخوانیم: «وأشعر قلبک الرحمة للرعیه و المحبة لهم واللطف بهم و لا تکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
از صمیم قلب نسبت به مردم خود رحمت و محبت و لطف داشته باش و بر آنان همچون درندگان مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری زیرا آنان دو گروه بیش نیستند یا برادران دینی تو هستند و یا انسانهایی همچون تو میباشند. ۶ حکام اسلامی باید از کارهای تشریفاتی که مخارجی سنگین بیت المال مسلمین تحمیل میکند بپرهیزند و زندگی ساده و بی آلایش رسول خدا و ائمه هدی را الگوی زندگی خویش قرار دهند. در خطبه ۲۰۹ نهج البلاغه میخوانیم: ان الله فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر «فقره خداوند بر پیشوایان عدالت واجب کرده که خود را هم سطح مردم ضعیف قرار دهند تا فقر فقرا موجب هیجان آنان نگردد. عظمت و شوکت حکام به امور شعاری و تشریفات ظاهری نیست، بلکه به ایمان ملت و علاقه قلبی آنان به حکام وابسته است. هستی بیش از بیست سال است کشور اسلامی افغانستان گرفتار هجوم اجانب و درگیریهای داخلی و خشکسالی ممتد و بلایای طبیعی است و طبعاً اکثریت ملت از ساقط شدهاند و فقر عمومی و کمبود بهداشت و مظاهر فرهنگی در آنجا حکم فرماست. دیدن چهره های چروکیده و ژولیده آوارگان افغانی از کودکان و زنان و سالخوردگان بر صفحه تلویزیون هر صاحب وجدانی را متأثر مینماید، به علاوه جبران خرابی های سالها جنگ و درگیری نیاز به کمکهای بی دریغ همه برادران و خواهران متعهد دارد. لذا بدین وسیله از همه آنان انتظار دارد به هر وسیله ممکن و قابل اطمینان کمکهای جنسی و پولی و ارزی خود را به آنان برسانند برادران و خواهران علاقه مند مجازند از ثلث سهم امام در این راه صرف نمایند، ان شاء الله عندالله مأجور باشید. والسّلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۷ رمضان المبارک ۱۴۲۲ - ۱۳۸۰/۹/۲ قم المقدسة حسینعلی منتظری
در رابطه با دیهٔ اهل کتاب پاسخ به سؤال آقای مهندس طاهری، نماینده نجف آباد بسمه تعالی ۱۳۸۰/۹/۱۹ حضرت آیتالله العظمی منتظری دامت برکاته سلام علیکم با آرزوی سلامتی و قبولی طاعات و عبادات مخصوصاً در ایام و لیالی مبارک ماه رمضان به استحضار میرساند تعدادی از همکاران اینجانب در مجلس شورای اسلامی که از اقلیت های مذهبی میباشند سؤال زیر را از حضرتعالی دارند خواهشمند است با پاسخ آن اینجانب و آنان را مستفیض فرمائید. انشاءالله هرچه سریعتر ایام بسیار تلخ حصر به سر آید تا مقلدین بتوانند از آن وجود نورانی و مبارک از نزدیک بهره مند شوند. سؤال: نظر به اینکه موضوع دیه اهل کتاب و برابری آن با دیه مسلمانان در برخی از محاکم عمومی و انقلاب با نظرات متفاوت بررسی و حکم صادر میشود که گاه سبب نگرانی و تضییع حق جوامع اهل کتاب میشود متمنّی است آن حضرت فتوای موصوف مورد درخواست جوامع اهل کتاب را ارسال فرمایند که موجب سپاس خواهد بود. امید است با فتوای آنجناب نگرانی جوامع یادشده رفع، و انعکاس آن موجب فخر نظام اسلامی در جهان باشد. پیشاپیش از بذل توجه آن حضرت سپاسگزار است. ضمن پوزش از حضرتعالی و التماس دعا و من الله التوفیق مصطفی طاهری نجف آبادی
بسمه تعالی جناب مستطاب آقای مهندس طاهری نماینده محترم نجف آباد دام توفیقه پس از سلام و اعتذار از تأخیر پاسخ به پرسش جنابعالی در رابطه با دیه اهل کتاب؛ فقهای اهل سنت در دیه اهل کتاب اختلاف دارند حنفیه دیه همه آنان را مانند دیه مسلمان ده هزار درهم و قرائن آن میدانند؛ و غیر حنفیه دیه زرتشتی را هشتصد در هم مید دانند ولی دیه یهودی و نصرانی را شافعیه چهار هزار درهم و مالکیه و حنبلیها نصف دیه مسلمان میدانند. و اما فقهای شیعه مشهور آنان دیه هر سه فرقه را هشتصد در هم میدانند و بر این امر اخبار صحیحهٔ بسیاری دلالت دارد؛ و هر چند در برخی اخبار شیعه چهار هزار درهم، و در برخی مانند دیه مسلمان نیز ذکر شده، ولی نوعاً فقها این اخبار را حمل بر تقیه کرده اند و به آنها عمل نکرده اند. و شیخ طوسی (ره) این اخبار را حمل نموده بر کسی که عادت دارد اهل کتاب را بکشد؛ و برخی از فقهای معاصر اخبار متعارض را حمل نموده بر اختیار دولت اسلامی برحسب شرائط و موقعیت افراد. ولی بالاخره کثرت اخبار هشتصد درهم و صحت آنها و عمل مشهور فقها بر طبق آنها قابل اغماض نیست. لیکن برای رفع دغدغه هموطنان و جلوگیری از تبلیغات مخالفین نظام اسلامی به ویژه در شرائط جهانی امروز راهی وجود دارد بدین گونه که چون اهل کتاب در ذمه یا امان دولت اسلامی میباشند ممکن است دولت اسلامی در عقد ذمه یا امان به عنوان شرط ضمن عقد لازم متعهد شود که در صورتی که آنان به شرائط ذمه و امان عمل نمایند دیه آنان را مانند دیه مسلمان پرداخت نماید، که طبعاً زائد بر هشتصد درهم از بودجه دولت پرداخت میشود این موضوع در بودجه کشور منظور میگردد و به مصلحت نظام و کشور و جمع بین الحقوق میباشد و مجلس شورای اسلامی نیز آن را تحت ضوابط و شرائطی تصویب مینماید، و مصادیق آن زیاد نیست تا مستلزم بودجه سنگینی شود. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۸۰/۹/۱۹ المقدسة حسینعلی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت رحلت حضرت آیتالله العظمی شیرازی (ره) بسم الله الرحمن الرحیم) انا لله و انا الیه راجعون ۱۳۸۰/۹/۲۷ «اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدّها شییء» (اصول کافی ۳۸/۱) با کمال تأسف خبر ناگوار رحلت فقیه بزرگوار و مرجع عالی مقدار حضرت آیتالله آقای حاج سید محمد شیرازی (اعلی الله مقامه) را دریافت کردم و بسیار متأثر شدم. فقدان معظم له ضایعه ای بزرگ و ثلمه جبران ناپذیری بود برای عالم تشیع و حوزه های علمی شیعه. عالم جلیل القدر و مجاهد متعهدی که در علوم اسلامی از قبیل اصول، فقه، تفسیر، حدیث و کلام محقق و متبحر و دارای تألیفات واسع و ارزشمند در رشته های گوناگون بودند؛ و عمر شریف خویش را در عراق و ایران در نشر معارف و علوم اسلامی و مجاهدات و مبارزات سیاسی و دفاع از کیان اسلام و تشیّع صرف نمودند، و در این مسیر رنجها و مشقتهای بسیاری را تحمل کردند. اینجانب این مصیبت بزرگ را به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روحانیت شیعه و حوزه های علمی و بیت شریف شیرازیها به ویژه برادر بزرگوار ایشان آیتالله حاج سید صادق شیرازی و حجج اسلام والمسلمین فرزندان محترم آن مرحوم و آقایان مدرسیها و همۀ بازماندگان و علاقه مندان و برادران و خواهران مسلمان تسلیت میگویم؛ و از خداوند قادر متعال برای آن فقید سعید علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) و برای همه بازماندگان و علاقه مندان
محترم صبر جمیل و اجر جزیل و سلامت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز و حوزه های علمیه را مسألت مینمایم و به فضلای محترم حوزه ها توصیه میکنم که از موسوعه ارزشمند «الفقه معظم له که جامع ابواب، عبادی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، حکومتی و اخلاقی اسلام میباشد بهره مند گردند. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۳ شوال ۱۴۲۲ - ۱۳۸۰/۹/۲۷ شمسی قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۰/۱۰/۲۲ (۶۴) پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی حضرت آیتالله منتظری مرجع عالیقدر با سلام اینجانب در حال تحقیق در امور دینی - اسلامی هستم و در این راستا سؤالاتی دارم. با توجه به اینکه حضرتعالی به عنوان یک دانشمند دینی تنها مرجعی هستید که سعه صدر کم نظیری دارید و کنکاش علمی مقدسترین امور را به اطاعت کورکورانه آنها ترجیح میدهید، تصمیم گرفتم نظرات شما را درباره فرضیه های زیر جویا شوم امیدوارم به زودی از حصر غیرقانونی خلاص شوید تا محققین امور دینی بتوانند از دانش و وجود ارزشمند حضرتعالی بهره بیشتری ببرند. فرضیه معصومیت: اگر انبیای اولوا العزم معصوم هستند چرا ابراهیم نبی به دروغ تمارض کردند تا در شهر مانده و بتها را بشکنند؟ آیا معصومین میتوانند دروغ مصلحتی بگویند؟ حضرت محمد نیز برای مدتی تحت تأثیر جو افترا به عایشه قرار گرفته بودند و به غلط شک داشتند که عایشه مرتکب زنا شده است ولی بعد به اشتباه خود پی بردند؛ آیا اگر ایشان فوت کرده و فرصت اصلاح اشتباه خود را نداشتند مسلمانان عایشه را زناکار نمیدانستند؟ ترشرویی ایشان با ابن ام مکتوم و ترجیح دادن مباحثه با سران قریش به پاسخگویی به سؤال یک نیازمند که در سوره عبس به آن اشاره شده است و خطایایی از این قبیل که شما خود به آنها آشناترید و برای اختصار مطلب اشاره بیشتری نمیکنم. فرضیه امام زمان: ۱ آیا میتوان به قول ۴ نفر نواب امام زمان (که معصوم نیستند اعتماد کرد و ادعای آنان را درباره وجود امام زمان پذیرفت؟ جعفر برادر امام حسن عسگری معتقدند که برادرش فرزندی ندارد و به همین جهت برای جلوگیری از افشای راز مارک جعفر کذاب خورد.
آیا احتمال دارد که این نواب برای مصلحت تشکیلات شیعه مبادرت به جعل خبر وجود مهدی را پنهان کرده باشند؟ آیا غیبت کبرای مهدی پس از فوت این چهار نوّاب، این فرضیه را تقویت نمیکند که مهدی ساخته و پرداخته آنها بوده و واقعیت نداشته است؟ توجه شود که حسین بن منصور حلاج معتقد بود که مهدی فوت کرده است و ابوسهل نوبختی از بزرگان شیعه نیز معتقد بود که مهدی در دوران مخفی بودن فوت کرده است. ۲- با توجه به اینکه اجماع درباره صحت وجود امام زمان وجود ندارد و کوچکترین ادعایی درباره جعلی بودن مهدی و یا هر تحقیق انتقادی در این زمینه با تکفیر و یا ترور روبرو میشود (ترورکسروی) آیا میتوان به فرضیه ای که حیاتش مرهون ترور و خفقان بوده اعتماد کرد؟ اگر فرضیه مهدی کاذب نیست و فقها قادر به دفاع هستند چرا هر نوع نقد امام زمان را به بهانه توهین به مقدسات تکفیر میکنند؟ آیا شما این تکفیرها را قبول دارید؟ آیا امام باید در هر خطری به سان امام حسین حضور داشته باشد یا خودش مخفی شود و امتش را در خطرات رها سازد؟ فرضیۀ غیبت امام زمان برای حفظ جانش چه تطبیقی با امامت پیشتازانه امام حسین دارد؟ ۴۔ اصولاً امام به معنای پیشوای زنده در هدایت امت است؛ امام زمان که نقش فعالی در حل مشکلات ندارد آیا اصولاً میتوان او را امام نامید؟ آیا امامت مثل سلطنت یک پست و مقام موروثی است یا یک صلاحیت اکتسابی؟ فرضیه خاتمیت اسلام ۱ آیا حضرت محمّد مشروط به زمان و مکان هستند یا ماوراء آن؟ در صورت اوّل خاتم بودن حضرت محمد (احزاب (۴۰ به این مانند است که ایشان سرآمد پیامبران قبل از خود بوده اند نه پس از خود. در صورت دوّم چگونه یک انسان میتواند ماوراء زمان و مکان باشد؟ استناد قرآنی این ادعا و اینکه بعد از ایشان پیامبری نخواهد آمد چیست؟ توجه شود که قرآن ایشان را مثل سایر مردم با همان خصوصیات بشری میداند. ۲۔ اگر حضرت محمد ادعای جهانی و ابدی بودن پیام خود را داشتند چرا تلاشی برای تدوین قرآن و ممهور کردن آن برای جلوگیری از تحریفات احتمالی نکردند و این کار توسط حکومت جور عثمان انجام شد؟ آیا عثمان در تدوین قرآن مسائل انسانی را مد نظر داشت یا مصالح قدرت خود را؟
پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی ۵۴۷ آیا انتقادات عبدالله مسعود به قرآن عثمان و سوزاندن نسخ دیگر قرآن توسط حکام، سندیت قرآن فعلی که توسط عثمان گردآوری شده را مخدوش نمیکند؟ ۴- اگر قرآن باید راهنمای اعمال مسلمین و راهنمای استدلالات آنها باشد چرا امام علی به عبدالله بن عباس توصیه کردند تا در مذاکره با خوارج به قرآن استدلال نکند؟ آیا این توصیه و ردّ حکم قراردادن قرآن در جنگ صفین به این مفهوم نیست که قرآن نمیتواند به عنوان قانون اساسی و ملاک حل اختلافات مردم در هر زمان قرار گیرد؟ اگر چنین نباشد همیشه به شورای نگهبانی که مفسّر دین باشد نیاز خواهد بود و در این اندیشه چه راهی برای خلاصی از استبداد دینی وجود دارد؟ شکنجه و پرونده سازی به عنوان روشی برای هدایت گمراهان ۱ آیا دوزخ در قیامت برای هدایت گمراهان است؟ اگر آری، چرا نمیتوان چنین روش هدایتی را در زندانها به کار بست؟ ۲ آیا پرونده سازی یوسف برای برادرش از طریق صحنه سازی کردن و اتهام دزدی به او زدن برای دیدن پدرش اقدام درستی بود؟ اگر آری آیا میتوان چنین روش پرونده سازی دروغین را برای مصالح حکومتی که بسیار بالاتر از مصالح شخصی چون دیدن پدر است به کار بست؟ اگر خیر، چرا یک پیغمبر اقدام به پرونده سازی دروغین کرده بدون اینکه توبه کند؟ قبلاً از صراحت سؤالات که لازمه یک تحقیق علمی است پوزش طلبیده و از راهنماییهای حضرتعالی سپاسگزارم. ارادتمند دکتر مسعود امید نیویورک بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر امید دام توفیقه پس از سلام و اعتذار از تأخیر جواب در اثر ابتلاء شدید به کسالت، به نحو اختصار یادآور میشوم: