کتابها ‹ خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها) ‹ بخش ۲۱
خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها)
بخش ۲۱ از ۲۱آقایان تا چیزی میشود به ما میگویند «ضد ولایت فقیه ضد ولایت فقیه! خدا پدرت را بیامرزد اصلا ولایت فقیه را ما، گفتیم ما علم، کردیم ما کتاب درباره اش نوشتیم، حالا ما شدیم ضد ولایت فقیه؟! یک عده بچه که اصلا وقتی که ما بودیم و این کارها را میکردیم افتند ضد ولایت فقیه! خجالت بکشید؛ اصلا نطفه شان منعقد نشده هم این چه کارهایی است؟! ! بود، حالا راه میولایت فقیه مثل ولایت امیرالمومنین (ع) باید نظارت بر کشور داشته باشد، نظارت بر احزاب داشته باشد نظارت بر دولت داشته باشد؛ اما نه اینکه در همه جا دخالت کند، در جمهوری اسلامی دولت باید مستقل باشد؛ یعنی دولتی که بتواند کار بکند. من یکی از اشکالاتم به آقای رییس جمهور آقای خاتمی واقعا این است، من پیغام هم دادم نمیدانم به ایشان گفتهاند یا نه البته ایشان با من ارتباطی ندارند، اما من اول که انتخاب شدند برایشان پیام دادم بعد هم به ایشان پیام شفاهی دادم که این طور که پیش میروید نمیتوانید کار کنید؛ یک نفر رییس دولت اگر، وزرایش استاندارهایش با او هماهنگ نباشند یک قدم نمیتواند بردارد؛ من پیغام دادم که من اگر جای شما بودم میرفتم پیش رهبر می :گفتم شما مقامت محفوظ، احترامت محفوظ، ولی ۲۲ میلیون مردم به من رای، دادند به من هم که رای دادند این ۲۲ میلیون همه میدانستند که رهبر کشور به کسی دیگر نظر دارد دفترشان و خودشان و، همه شخص دیگری را تایید میکردند؛ ۲۲ میلیون آمدند به ایشان رای دادند؛ معنایش این است که ما آن تشکیلات را قبول نداریم رای این ۲۲ میلیون معنایش این است که ما آن را که شما میگویید قبول نداریم ایشان قاعده اش این بود میرفت پیش مقام رهبری میشما احترامت محفوظ ۲۲ میلیون به من رای دادند از من انتظارات دارند و اگر بنا بشود که بخواهید در وزرای، من در استاندارهای من دخالت بکنید افرادی را به من تحمیل کنید من نمیتوانم کار بکنم؛ بنابراین من ضمن تشکر از مردم استعفا میدهم به مردم میگویم ایهاالناس میخواهند در کار من دخالت کنند. قاعده این بود که به این صورت عمل نماید. مردم از وزرا هم انتظارات دیگری داشتند. من برای آقای دری هم که وزیر اطلاعات گفت
شد پیغام دادم که مشکل وزارت اطلاعات فقط وزیرش، نبود اصلا بافت وزارت اطلاعات خراب است. در عین حالی که در اطلاعات آدمهای خوب آدمهای علاقه مند و متدین نیز وجود دارد ما خودمان طرفدار تشکیل اطلاعاتیم؛ شما مبانی فقهی من را مطالعه کنید در جلد چهارم یک فصلش به طور مفصل راجع به اطلاعات است به طور جداگانه هم چاپ شده است؛ آقای سراج وقتی که رییس کمیته بود آن را چاپ کرد - اما اطلاعات باید روی اساس باشد نه این کارهایی که می.کنند به ایشان پیغام دادم که اطلاعات بافتش خراب است اگر بناست همان معاونها و همان کادر باشند و جنابعالی فقط ماشین امضا باشی و در اطاق وزارتخانه بنشینی هر چه معاونها و مدیرکل ها آوردند فوراً امضا کنی بدان کلاهت پس معرکه است آنچه مردم از تو میخواهند این است که اصلا بافت آنجا را عوض کنی، اطلاعاتی که هماهنگ با مردم باشد؛ نه یک آدمهای ناجور، آدم هایی که میخواهند پرونده برای افراد درست کنند. من اطلاع دارم بعضی آدم های عوضی آنجا هستند؛ البته آدم خوب هم در آنجا هست. آقای رییس جمهور به عقیده من قاعده اش این بود یک قدری محکم تر میآمد. مقام رهبری هم بایستی که همان رهبریش را میکرد معنای رهبری این است که نظارت کند که در کشور کارهای خلاف شرع انجام نشود اگر یک وقت رییس جمهوری، وزیری خواست کار خلاف، بکند از مقررات شرع منحرف شود او جلویش را بگیرد؛ نه اینکه یک تشکیلات و یک گارد سلطنتی درست کند از پادشاهان دنیا زیادتر و کس هم دسترسی نداشته باشد و در وزارتخانه دخالت کنند در استاندار دخالت کنند، در همه جا دخالت کنند؛ خود، ایشان اینهایی که اطراف ایشان، هستند، این غلط است. این طور کشور پیش نمیرود؛ کشوری که چند ارگان حکمفرما داشته باشد، دولت جدا، تشخیص مصلحت جدا و دفتر رهبری، جدا هر کدام بخواهند اعمال قدرت کنند، اینجور کشور اداره نمیشود و حکومت مطلقه به این صورت که تکلیف کشور را دوسه نفر معین کنند و مردم هیچ کاره باشند این در دنیای امروز مواجه با شکست میشود. گاهی از اوقات هم میگویند این حرفهایی که میزنید تضعیف نظام است؛ آقای گفته: هاشمی شنیدم میترسیم ایران هم افغانستان شود؛ خوب اشتباه کرده، «نظام» مجمع
که شخص نیست، نظام یعنی نظام اسلامی؛ والله همین مردم اگر ببینند نظام اسلامی -یعنی اسلام - بخواهد زیرپا برود قیام میکنند. این مردم روی علاقه به اسلام آمدند قیام کردند؛ زورگوییهای مامورین و مسئولین است که مردم را از آخوند زده میکند! اینجور مرتب ولایت فقیه گفتن، این بیشتر زدگی دارد. ما آنچه از آقای دری در این مدت که وزیر شده دیدیم هرجا رسیده در خطبه جمعه شهرری و هرجای دیگر - مرتب میگوید ولایت مطلقه ولایت مطلقه باباجان یک چیز را اگر خیلی تعریف کردی این بد تعریف کردن است. اصلا مردم میگویند ولایت فقیه چیست؟ اما اگر به او بفهمانی که دولت را مردم انتخاب میکنند حکومت حکومت مردم باید باشد، مردم خودشان کشور را اداره کنند. - ولی فقیه» هم به شرط اینکه اعلم، باشد مجتهد اعلم مدیر مدبر باید نظارت کند که بر خلاف شرع و قانون کاری انجام نشود. آن وقتی که بازنگری قانون اساسی بود مشروح مذاکراتش چاپ شده - در مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی آقای امینی این روایاتی را که دلالت میکند کسی را که انتخاب میکنیم، باید اعلم باشد خوانده است؛ آنجا آقای خامنه ای یک صحبتی کرده اند؛ من عین عبارت را یادداشت کردم برای برادران بخوانم در جلداول مذاکرات بازنگری قانون اساسی صفحه ۱۹۴ وقتی آقای امینی روایات را میخوانند آقای خامنه ای میگویند این عبارتی است که در بازنگری چاپ شده- : «منتها آن دوسه روایتی که آقای امینی اشاره کردند که در ذهن ما هم این روایات همواره بود واقعا باید این روایات علاج شود. این جوابی که جناب آقای یزدی فرمودند که اعلمیت یعنی اعلمیت به اداره امر نه این انصافا خلاف ظاهر است؛ علاوه بر اینکه، افقهیت و فیهم من هو افقه منه، و فیهم من هو اعلم منه؛ این را حالا آقایان علما و فضلا فکر کنند و یا برایش علاجی بکنند. » خوب جناب آقای خامنه ای علاجی، ندارد دوسه روایت نیست بلکه برحسب ضبط من دوازده روایت است صحیحه هم در آنها هست؛ در روایت آمده: «هر ملتی که کسی را بیاورد روی کار در صورتی که اعلم از او در مردم وجود دارد این مردم کارشان به
سراشیب و سقوط میرود؛ مگر اینکه برگردند به آنچه ترک کردند. در آن موقع من روایات را جمع آوری کردم و نوشتم لیکن بعضی از آقایان مانع از ارسال آنها شدند، ولی حالا بجاست آقایان آنها را ببینند این روایات دوازده روایت است؛ روایت های خیلی محکم و متقن نوشتم حضرات آیات و حجج اسلام و آقایان محترم اعضای شورای بازنگری قانون اساسی دامت برکاتهم و در همان نامه روایاتش را ذکر کرده ام یکی از روایات این است انهم قد سمعوا رسول الله (ص) یقول عودا و بدءا (یعنی پیغمبر همیشه میفرمود : ماولت امة رجلا قط امرها و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا». بنابراین رهبر باید اعلم باشد؛ شخص اعلم به کتاب خدا باید نظارت داشته باشد که کج نروند. اما کشور را دولت باید اداره کند و منتخب مردم باشد؛ جمهوری است؛ قانون اساسی ما این را میگوید جمهوری است مردمی است مردم هم باید احزاب، تشکیل بدهند خودشان حکومت تشکیل بدهند و ولی فقیه اگر واجد شرایط باشد باید نظارت بکند البته اختیاراتی هم دارد که در قانون اساسی ذکر شده است. مردم و این را هم به شما بگویم اینکه میگویند «خط قرمز» این خط قرمز که مرتب میگویند، خط قرمز خدا و پیغمبر (ص) و امام معصوم (ع) است غیر از اینها خط قرمز نیست. کسی به خلیفه دوم گفت اگر کج بروی من با این شمشیر راستت میکنم. تازه مردم به پیغمبر (ص) هم میآمدند نظرشان را میگفتند. این را هم به شما بگویم اینکه چهارتا روزنامه را وادارند به یکی حمله کنند، یک عده بچه در قم راه بیندازند اینها دیگر فصلش گذشته است. فرضاً ائمه جمعه را هم تحریک کنند یک چیزی بگویند همه میدانند که امام جمعه ها بعضاً حقوق بگیرند؛ اگر چهارتا بچه را راه بیندازند همه فهمیدهاند اینها دیگر برد .ندارد اگر روزنامه ها را وادارند بنویسند روزنامه ها این همه چیز، نوشتند آبروی خودشان را می.برند اینها دیگر برد ندارد باید روش را عوض کرد باید حق را شنید و عمل کرد. اینجا باید به آقای خامنه ای گفت اینکه میگویید این دوسه روایت را باید علاج کرد اولا دوسه تا روایت نیست بلکه من تا دوازده روایت را اینجا جمع کرده ام، ثانیا باید
عمل کرد، اینکه میگویید باید فکری کرد فکرش این است که به آنها عمل کنید. حالا صرف نظر از مساله، رهبری مرجعیت را چرا دیگر؟ شما که در شأن و حد مرجعیت نیستید. من قبلا به ایشان تذکر دادم در شرف فوت مرحوم آیتالله اراکی بود من به وسیله آیتالله مومن راجع به چند چیز برای ایشان پیام دادم این صورت متن پیام است؛ به دست ایشان هم رسیده است بند هفتم آن را من میخوانم؛ به ایشان پیام دادم: «مرجعیت شیعه همواره قدرت معنوی مستقلی بوده؛ بجاست این استقلال به دست شما شکسته نشود و حوزه های علمیه جیره خوار حکومت نشوند که برای آینده اسلام و تشیع مضر است؛ و هر چند ایادی شما تلاش کنند جنابعالی اثباتا موقعیت علمی مرحوم امام (ره) را پیدا نمیکنید؛ نگذارید قداست و معنویت حوزه ها با کارهای دیپلماسی ارگانها مخلوط شود. تیپ فلان چه حقی دارد بیاید در قم یک عده بچه راه بیندازد و حوزه را به هم بزند؟! به مصلحت اسلام و حوزه ها و جنابعالی است که دفتر شما رسماً اعلام کند: چون ایشان کارشان زیاد است و وظیفه اداره کشور را به دوش دارند از جواب دادن مسائل شرعی معذورند و از حال به بعد جواب مسائل شرعی داده نمیشود و رسماً مراجعات علمی و دینی و حتی وجوه شرعیه جزئیه را کمافی السابق به حوزه ها ارجاع دهید، این پیام تاریخش ۷۳/۸/۱۲ است وقتی که تازه آقای اراکی را برده بودند بیمارستان؛ و خود آیتالله مومن به من گفت یکی از این آقایان که میرود در دفتر ایشان در قم مینشیند و مسائل را مطابق نظر آقای خامنه ای جواب میدهد به ایشان گفتم که ایشان که رساله ندارد، شما چگونه فتاوا را بر طبق نظر ایشان جواب میدهید؟ گفت ما روی تحریر امام جواب میدهیم گفتم مردم آخر مساله ایشان را میخواهند گفت میگویند ایشان فتوایش مثل فتوای امام است ما روی تحریر امام جواب میدهیم! خوب این معنایش مبتذل کردن مرجعیت شیعه نیست؟ اینکه آمدند در شب بعد از فوت آیتالله اراکی عده ای بچه راه انداختند در خیابان جلوی جامعه مدرسین، مثل همین الان که راه میاندازند بعد هم سه چهار نفر از تهران آمدند سه چهار نفر از تهران آمدند و اصلا (کسانی که ایشان را میگفتند هفت هشت نفر بیشتر نبودند و به زور هفت نفر را به عنوان مرجع
گفتند که ایشان را هم جزو، کنند در صورتی که ایشان در حد فتوا و مرجعیت نیست. بنابراین مرجعیت شیعه را مبتذل، کردند بچه گانه کردند با یک عده بچه اطلاعاتی که راه انداختند اینها مصیبتهایی است که ما در این کشور میبینیم. خدایا به حق محمد و آل محمد (ص) استقلال این کشور امام زمان (عج) را حفظ فرما. (آمین) (حضار) گرفتاریها برطرف بفرما. مریضها شفای عاجل عنایت بفرما. به حق محمد و آل محمد (ص) تعجیل در فرج امام زمان (عج) بفرما. نام ما را در طومار طرفداران امیرالمومنین (ع) ثبت و ضبط بفرما. از همه شما معذرت میخواهم. والسلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.
پیوست شماره ۲۵۵: مربوط به صفحه ۷۷۶ پیام معظم له پس از حمله به حسینیه و بیت، ایشان، مورخه ۱۳۷۶/۸/۲۸ بسم الله قاصم الجبارین انا لله و انا الیه راجعون برادران و خواهران مسلمان و هموطنان عزیز پس از سلام و درود بی پایان بر پیامبر رحمت حضرت خاتم انبیاء (ص) و ائمه هدی بخصوص حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بر همه پیامبران الهی سلام الله علیهم اجمعین و سلام و تحیت به شما برادران و خواهران، به عرض میرساند: معمولا آیه شریفه فوق برای اعلام رحلت یک فرد مسلمان نوشته میشود ولی اینک من آن را برای شکستن حریم قرآن و دین و حوزه مقدسه علمیه قم و روحانیت شیعه و مقدسات دینی و علما و بزرگان حوزه و حتی حریم، و ولایت به کار بردم روز جمعه سیزدهم رجب ۱۴۱۸، مطابق با ۱۳۷۶/۸/۲۳ روز ولادت باسعادت مولی الموحدین امیرالمومنین (ع) اینجانب مطالبی را که تذکر آنها را وظیفه دینی خود میدانستم با منطق کتاب و سنت پیامبراکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) بیان کردم به خیال اینکه کشور ما کشور اسلام و پایگاه ائمه معصومین (ع) میباشد و ظاهرا شما کم و بیش از سخنان من مطلع شده اید. پس از اینکه بعضی از روزنامههای مزدور و متملق همچون سابق هر چه خواستند از تهمت و اهانت دریغ نکردند در روز چهارشنبه ۱۸ رجب مطابق با ۱۳۷۶/۸/۲۸ به و بهانه حمایت از ولایت فقیه جمعی از افراد بی منطق را به نام حزب الله به راه انداختند به زور و تهدید و اغفال بعضی از محصلین بی گناه دبیرستانها را هم با آنان همراه کردند و ضمن راهپیمایی در خیابانهای قم آنان را به طرف حسینیه شهدا و دفتر اینجانب حرکت دادند؛ و با شکستن دربها و قفلها آنها را اشغال کردند و هر چه توانستند شکستند و پاره کردند و هر چه خواستند گفتند و اهانت کردند و در این میان همکاری بعضی از افراد اطلاعاتی با حمله کنندگان بسیار محسوس بود. در این میان اصرار داشتند به بهانه محافظت از من مرا از اطاق و کتابخانه و منزل شخصی خارج نمایند و ببرند و همه هستی مرا در اختیار رجاله ها و غارتگران قرار دهند و معلوم نبود مرا به کجا میخواستند ببرند و همین بی سیم به دستها حتی میخواستند برای این منظور
درب خانه اندرونی را با دیلم از جا بکنند تا به من دسترسی پیدا کنند و به زور ببرند. جمعی از فضلا و طلاب و برادران را بازداشت و تلفنها را قطع کردند و بلندگوهای حسینیه را در اختیار گرفتند و مانند لشگر مهاجم پیروز شده با شعارهای انحرافی و توهین آمیز و به نام حمایت از ولایت فقیه و ولی فقیه خودشان هر چه خواستند گفتند و پخش کردند و موجبات ناراحتی همه همسایگان محترم را فراهم نمودند معلوم شد در منطق آقایان ولایت فقیه یعنی غارت اموال و شکستن و پاره کردن کتابها و حتی قرآن کریم، ولایت فقیه یعنی تصرف غاصبانه در خانه و ملک، دیگران ولایت فقیه یعنی اهانت به حوزه های علمیه و علما و فقه و علم و بی احترامی به همه مقدسات. خوب شد نمردیم و ثمره ولایت فقیه آقایان را برای چندمین بار لمس کردیم. فرستادن رجاله ها برای غارت هستی من سابقه دارد؛ در بهمن ۱۳۷۱ نیز همین عمل را انجام دادند و هستی مرا و حتی آرشیو چهارده ساله مرا بردند و پس ندادند؛ و بالاخره در زمان عملیات وحشیانه آقایان من مشغول مطالعه نهج البلاغه بودم، ولی زنان و همسایگان همه گریه و زاری میکردند این ولایت فقیه چماقی و آمیخته با غارت و فحاشی برای آقایان مبارک باد. بی پناه. و برحسب اخبار واصله موثقه آتش بیار معرکه رییس قوه قضائیه که باید مظهر قانون و عدالت باشد بوده است ایشان در شب چهارشنبه به قم آمدند و فرمان آتش را صادر کردند و به تهران بازگشتند و با این حال مردم ما انتظار دارند قانون و عدالت در کشور حکم فرما باشد وقتی که با مثل من که هم سابقه مبارزاتی دارد و هم استاد بسیاری از علما و مسئولین کشور بوده ام این طور عمل می، شود پس وای به حال مردم گناه بی من تا حال برای رعایت نظام اسلامی که با خون شهدای عزیز ما آبیاری شده است ساکت بودم و با تحمل همه تعدیات و ظلم هایی که نسبت به من و بیت من و شاگردان و علاقه مندان به من و زندانی کردن بسیاری از آنان انجام میشد میخواستم خدای ناکرده از ناحیه من به اسلام و انقلاب ضربه ای وارد نشود، ولی چه کنم که دخالتهای ناروا در حوزه علمیه قم و شکستن حریم حوزه علمیه و از بین بردن استقلال آن و قداست مرجعیت و مراجع به وسیله راه انداختن بچه های بی منطق و خشن در مقاطع مختلف موجب اعلام نظر صریح اینجانب شد. الان هم به همه علمای اعلام و بزرگان حوزه ها اعلام خطر میکنم که علاوه بر خطراتی که اقتصاد و امنیت کشور با آن
مواجه است حوزه های دینی و علمی با وضع فعلی در معرض سقوط قرار گرفته، و هرکس ساکت و بی تفاوت باشد باید در روز قیامت پاسخ گوی سکوت خود باشد. اینجانب از ابتدای شروع انقلاب اسلامی در سال ۴۲ همواره آسایش و آرامش خود و خانواده و حتی جان خود را در معرض تهاجم از خدا بی خبران قرار داده ام و فرزند عزیزم شهید محمد منتظری در همین راه توسط منافقین کوردل به شهادت رسید، هم اکنون نیز از هرگونه جان فشانی در راه اسلام و انقلاب و کشور دریغ ندارم. جای تعجب است که بعضی از آقایان محترم به من اظهار میکردند با اینکه گفته های شما حق بوده ولی در شرایط فعلی و دعوت از سران کشورهای اسلامی خوب بود شما صحبت نمیکردید، غافل از اینکه صحبت من به جایی ضرر نمیزد، آنچه در شرایط فعلی صلاح نبود و صددرصد به ضرر بود حمله وحشیانه و غارت با سر و صدا و زمینه سازی برای تبلیغات رادیوهای بیگانه بود که قهراً میفهماند کشور ما از نظر امنیت نامساعد است و من به سهم خود ضمن تشکر از کسانی که دعوت دولت جمهوری اسلامی ایران را پذیرفته اند از ریاست محترم جمهوری اسلامی سئوال میکنم که آیا جنابعالی توان حفظ امنیت آنان را در برابر حمله احتمالی مهاجمین دارید؟ اگر ندارید پس با چه جرأتی از آنان دعوت نموده اید؟ و اگر توان آن را دارید پس چرا برای حفظ امنیت مراکز فرهنگی و دانشگاهها و حوزه های علمیه و جاهای دیگر کاری جدی انجام نمیدهید و از این بی نظمی ها جلوگیری نمیکنید؟ در خاتمه متذکر میگردد که آقایان با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه» دست به همه خرابکاری ها میزنند در صورتی که من از بنیانگذاران ولایت فقیه میباشم و در این موضوع چهار جلد کتاب مفصل از من چاپ شده آقایان عنوان کلی ولایت فقیه را با شخص مخلوط میکنند. من اگر کسی را واجد شرایط ندانم این امر به معنای ضدیت با کلی ولایت فقیه نیست. چه کنیم که کار دست بچه های بی سواد و بی منطق افتاده، و بالاخره قلم اینجا رسید و سر بشکست. اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا (ص) و غیبة ولینا وکثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا.... من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال والسلام علی جمیع اخواننا المسلمین و رحمة الله و برکاته ۱۳۷۶/۸/۲۸ - قم، حسینعلی منتظری