کتابها ‹ رساله حقوق ‹ بخش ۴
رساله حقوق
بخش ۴ از ۵حکومت است؛ و پس از رسیدن به هر نظریه ای میتوانند بدون هراس آن را اعلام نمایند، و اگر یافته آنها به گمان عده ای خطا باشد تنها میتوان با دلیل و برهان به نقادی آن پرداخت.
از سوی دیگر حق بزرگی از سوی جامعه بر عهده دانشمندان است که واقعیات را بیان دارند؛ و در این راه مسامحه و مجامله جایز نیست. و این وظیفه نسبت به امور دینی و فکری خطیر و مهم تر خواهد بود.
از پیامبراکرم (ص) نقل شده است: «هنگامی که بدعت ها در امت من آشکار میشود، بر عالم لازم است که علمش را آشکار نماید؛ و اگر چنین نکند لعنت خدا بر اوست.» (۱)
حق شریک
حق «شریک» آن است که شریکش در غیاب او وظیفه اش را انجام دهد و در حضور او در استفاده از مورد شرکت با او به عدالت رفتار کند؛ بدون مشورت با او تصمیم نگیرد؛ خودسر و مستبد به رأی نباشد؛ مالش را حفظ کند؛ در هیچ چیز کوچک یا بزرگ به او خیانت ننماید، (۲) که در حدیث آمده است: «دست خدا بر سر هر دو شریک است تا زمانی که به یکدیگر خیانت نکنند.» (۳)
حق طلبکار
حق «طلبکار» آن است که بدهکار اگر قدرت بر پرداخت دارد طلبش را بپردازد و او را سرگردان نکند؛ چرا که پیامبراکرم (ص) فرموده است: «سرگردان کردن طلبکار توسط بدهکار توانمند ظلم است.» (۱) و اگر توان پرداخت طلبش را ندارد با زبان خوش رضایتش را فراهم آورد، و از او مهلت بگیرد و با برخورد خوب او را به مهلت دادن قانع سازد؛ (۲) نه اینکه هم طلبش را ندهد و هم با او بدرفتاری کند، که این نشانه فرومایگی است.
حق مشورت کننده
حق «مشورت کننده» این است که مشاور اگر نظر درستی در جهت خیر و صلاح او دارد در اختیار او بگذارد، به گونه ای که اگر خودش به جای او بود همین نظر را عمل میکرد. و بکوشد این اظهار نظر با نرمش و استدلال توأم باشد نه با خشونت و غلظت؛ زیرا نرمش وحشت را میزداید ولی خشونت وحشت آفرین است. و اگر نظری ندارد، او را نزد کسی که در آن مورد صاحب نظر است راهنمایی کند تا نسبت به خیرخواهی او کوتاهی نکرده باشد. (۳)
و بر مشاور حرام است که به مشورت کننده خیانت نموده و او را عمداً گمراه کند؛ و اگر مشاور در مشورت خیانت نمود - و آنچه حق است نگفت - چنانچه مشورت کننده در اثر اعتماد به مشاور متحمل ضرر و زیان مادی یا معنوی شود، مشاور در پیشگاه خداوند مسئول بوده و نسبت به ضرر او ضامن میباشد.
همچنین مشورت کننده باید مشاوری را انتخاب کند که علاوه بر تقوا، (۱) امانتداری، صداقت و خیرخواهی، دارای تخصص و نظرات کارشناسی در رابطه با موضوع مورد مشورت باشد؛ و در این راستا با کسانی مشورت شود که دارای افکار و گرایشات مختلف اند تا موارد خطا را بشناسد. (۲)
حق مشاور
حق «مشاور» این است که اگر به غیر از نظر مشورت کننده و یا مخالف با واقع اظهار نظر نمود مورد تهمت قرار نگیرد؛ زیرا هر کس عقیده و نظری دارد و مشورت کننده در عمل نمودن به نظر مشاور آزاد است؛ پس حق ندارد او را متهم نماید. و اگر نظرش موافق با واقع یا موافق با نظر مشورت کننده باشد، پس از به جا آوردن حمد و شکر خداوند نظر او را قبول نماید؛ و در هر حال مشورت کننده نسبت به
اظهار نظر و دقت مشاور در تشخیص صلاح و فساد از او تشکر کند. (۱) و بجاست اگر مشاور برای بررسی و تحقیق متحمل مخارجی شده است، مشورت کننده آن را جبران نماید؛ بلکه اگر آن را شرط کرده باشند واجب است جبران نماید.
حق نصیحت جو
حق «نصیحت جو» این است که نصیحت کننده آنچه را صحیح و مفید به حال او میداند از او دریغ نکند، و با ملایمت و نرمش - متناسب با فهم و درکش - به او ارائه نماید و بداند که فهم و درک اشخاص مختلف است.
نصیحت کننده باید نصیحت خود را با رحمت و عطوفت ادا کند؛ (۲) و چنانچه مورد نصیحت احکام شرعی بوده و نصیحت جو جاهل به آنها باشد، بر نصیحت کننده از باب ارشاد جاهل واجب است حکم خدا را بیان نماید.
حق نصیحت کننده
حق «نصیحت کننده» این است که در برابرش متواضع باشی و دل خود را برای فهم نصیحتش حاضر سازی و با دقت به آن گوش فرادهی؛
پس اگر نصیحتش را صواب و مطابق حقیقت یافتی، خدا را سپاس گویی و آن را بپذیری و در مقابل آن حق شناسی نمایی؛ و اگر آن را صواب و بر وفق حقیقت نیافتی، متهمش نکنی و بدانی که او در خیرخواهی تو کوتاهی نکرده و فقط نظرش به خطا رفته است. (۱)
حق احسان کننده
حق «احسان کننده» این است که در مقابل احسانی که کرده از او تشکر نمایی و احسانش را به زبان آوری و او را به نیکی یاد کنی و خالصانه در حق او دعا کنی تا در نهان و عیان از او قدردانی کرده باشی. و هر وقت توانستی احسان او را جبران نمایی. (۲)
حق بیمار
عیادت نمودن از افراد بیمار به گونه ای که موجب آزار او نباشد (۳) و تلاش برای رفع مشکلات او حق بیمار است. و اگر بیمار توان مالی برای معالجه را ندارد، بر دولت اسلامی و افراد متمکن است که هزینه معالجه او را تأمین کنند؛ و به ویژه بر پزشکی که توان معالجه بیمار را دارد کوتاهی جایز نیست.
حق همسایه
حق «همسایه» این است که در حضور، کرامت او را و در غیاب، آبروی او را حفظ کنی؛ و اسرارش را فاش نکنی، و در هر حال او را یاری نمایی و در سختی ها تنها نگذاری؛ از خطاهایش بگذری و لغزشهایش را نادیده بگیری؛ اگر نادانی کرد بردباری کنی، و زبان بدگویان را از او بگردانی.
پیامبراکرم (ص) میفرماید: «کسی که با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، هرگز به من ایمان نیاورده است.» (۱) و نیز آن حضرت میفرماید: «هر کس حقوق همسایه اش را ضایع کند از ما نیست، و جبرئیل آنقدر راجع به همسایه به من سفارش نمود که پنداشتم همسایه از انسان ارث خواهد برد.» (۲)
همین تأکید بر حق همسایه در وصیتنامه حضرت امیر (ع) نیز آمده است. (۳)
و در روایتی پیامبر (ص) به حضرت امیر (ع) فرمودند: «یا علی اکرم الجار و لو کان کافراً» (۴) «ای علی! همسایه را اکرام کن هر چند کافر باشد.»
حق همسفر
حق «همسفر» این است که اگر قدرت داری در احسان و اکرام از او فزونتر باشی، وگرنه برابر و در ردیف او باشی؛ همچنان که او تو را محترم میشمارد تو او را محترم بشماری؛ و همان گونه که حفظت میکند حفظش نمایی. در کرامت و جوانمردی بر تو سبقت و پیشدستی نگیرد، و اگر پیشدستی نمود جبران نمایی؛ از محبتی که شایسته اوست کوتاهی نکنی، و به خیرخواهی و نصیحت او پایبند باشی؛ او را در اطاعت پروردگار و ترک گناه یاری نمایی، و در هر حال برای او رحمت باشی نه عذاب. (۱)
حق سائل
خداوند در قرآن میفرماید: ﴿وَ اَمّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ﴾ (۲) «با سائل به تندی و غلظت برخورد مکن.»
حق «سائل» این است که اگر میدانی راست میگوید، به اندازه قدرت حاجتش را برآورده نمایی و برایش دعا کنی و در رسیدن به خواسته اش او را کمک نمایی؛ و اگر در راستگویی او شک داری، مراقب باشی که بدبینی و شک تو در اثر وسوسه شیطان نباشد تا بخواهد تو را از
انجام کار خیر و تقرب به خدای متعال محروم سازد؛ و با این حال اگر خواستی محرومش کنی، مبادا به آبرو و حیثیت او ضربه بزنی، بلکه با زبان خوش او را بازگردانی؛ و اگر بتوانی بر تمایلات نفس خود غالب شوی و با وجود وسوسه شیطان باز حاجتش را برآوری، بی گمان این نشانه عزم راسخ و قدرت روحی تو خواهد بود. (۱)
پدیده فقر و محرومیت در هر جامعه ناشی از ظلمی است که از ناحیه اغنیا و قدرتمداران بر جامعه تحمیل میشود و ثمره آن فقر و حتی تکدی گری برخی است؛ و خداوند در قرآن برای فقرا و محرومان سهمی را مشخص فرموده است، (۲) که اگر این حق ادا میشد فقر و سائلی به وجود نمیآمد.
حق سالخورده
حق «سالخورده» این است که حرمت پیری او را مراعات کنی؛ پیامبر اسلام (ص) در خطبه شعبانیه فرمود: «وقروا کبارکم...»؛ (۳) همچنین فرمودند: «من إجلال الله إجلال ذی الشیبة المسلم» (۴) «احترام و تجلیل نسبت به مسلمانی پیر - زن یا مرد - در حد احترام و تجلیل از خداوند میباشد.»
و نیز حق دارد که از علم و تجربه او که حاصل عمر اوست بهره ببری و او را بر خود مقدم داری و در معاشرت با او خصمانه برخورد نکنی؛ در راه رفتن بر او سبقت نگیری و پیشاپیش او راه نروی؛ نادانش نشماری و اگر رفتار جاهلانه ای از او سر زد او را تحمّل نمایی. (۱)
حق خردسال
حق «خردسال» این است که همواره برای او رحمت باشی؛ پیامبراکرم (ص) در خطبه شعبانیه فرمود: «وارحموا صغارکم...» (۲) و در تربیت و بالابردن فکر و تهیه امکانات علمی و آموزشی او تلاش کنی؛ از خطاهایش درگذری و بر لغزشهایش پرده پوشی نمایی؛ با او مدارا کنی و لغزشهای کودکانه اش را نادیده بگیری؛ از درافتادن و لجبازی با او بپرهیزی؛ و به گونه ای با او برخورد کنی که از گرایش به حقیقت متنفر نشده و روی نگرداند. (۳)
حق معاشر
حق «معاشر» آن است که در معاشرت او را فریب ندهی و با وی تقلب و دورویی نکنی؛ به او دروغ نگویی و با او مثل دشمن رفتار نکنی؛ اگر به تو اعتماد کرد تا حد امکان مراعاتش نمایی؛ و از مجلسی که
با او قرار داری برنخیزی مگر با اجازه او؛ لغزشهایش را فراموش نموده و کارهای نیک او را به یاد داشته باشی. (۱)
حق درگذشتگان
انجام خاکسپاری و مقدمات آن اوّلین حق درگذشتگان میباشد؛ همچنین است احسان به خانواده و به ویژه کودکان شخص درگذشته، و نیز حفظ حرمت او. و بر وارثان بخصوص پسر بزرگتر اوست که نسبت به حقوق الله و یا حقوق الناس که به عهده او بوده است اقدام نماید، و برای او خیرات و صدقات بدهند، و از خداوند طلب مغفرت نمایند. (۲)
سزاوار است بر دولت اسلامی چنانچه فرد درگذشته و وارثانش مالی برای پرداخت بدهیهای او ندارند، بدهیهای او را از بیت المال پرداخت کند. وصی نیز باید وصیتهای مشروع درگذشته را عمل نماید.
حقوق عمومی مسلمانان نسبت به یکدیگر
در روایتی از پیامبراکرم (ص) نقل شده که فرمودند: «بر هر مسلمانی نسبت به برادر مسلمانش سی حق ثابت است که جز ادای آن حقوق یا گذشت صاحب حق از آن راهی ندارد؛ و آن حقوق از این قرار است:
از لغزشهای او بگذرد، هنگام اندوه و مصیبت بر او ترحم نماید، آبروی او را حفظ کند، تقاضای او را نسبت به گذشت از لغزشها اجابت نماید، عذرخواهی او را قبول کند، جلوی بدگویی و غیبت از او را بگیرد، پیوسته او را نصیحت نماید، دوستی خود با او را تحکیم و حفظ کند، عهد و پیمان با او را محترم شمارد، هنگام بیماری از او عیادت نماید، بر جنازه او حاضر شود، دعوت و هدیۀ او را رد نکند، هدیه اش را جبران نماید، و از او به واسطهٔ احسانی که در حق او نموده تشکر کند، در یاری او کوتاهی نکند، ناموس او را حفظ نماید، حوائج او را در حد امکان تأمین نماید، اگر چیزی را طلب نمود جواب مثبت دهد، در پیدا نمودن گمشده اش او را راهنمایی نماید، سلام او را جواب دهد، هرگاه عطسه کرد با گفتن یرحمک الله و مانند آن برای او دعا کند، با خوبی و محبت با او صحبت کند، با خوشرویی به او انعام دهد، قسم او را تصدیق کند (نگوید دروغ است)، با دوستان او دوستی نماید، با دشمنانش دشمن باشد، اگر خواست به دیگری ظلم کند او را بازدارد، و اگر به او ظلمی شده او را یاری نماید تا حقش را بگیرد، در طوفان حوادث او را تنها نگذارد، آنچه را برای خود میخواهد برای او نیز بخواهد، و هرچه را برای خود ناخوشایند دارد برای او نیز نخواهد». سپس فرمودند: «هرگاه کسی در ادای حقی از حقوق برادر مسلمان خود کوتاهی کند، روز قیامت از او مطالبه میشود و باید آن را ادا نماید.» (۱)
در رابطه با اهمیت حق مسلمان بر مسلمان دیگر، در روایتی آمده است: معلی بن خنیس از امام صادق (ع) پرسید حق مسلمان بر مسلمان دیگر چیست؟ و حضرت پس از اشاره اجمالی به اینکه هر مسلمانی بر مسلمان دیگر هفت حق مهم دارد فرمودند: «هر کدام از این حقوق تضییع شود، شخص ضایع کننده از ولایت خداوند خارج میشود و نصیبی از رحمت خداوند نخواهد داشت.» سپس پرسید: آن حقوق به تفصیل چیست؟ حضرت فرمودند: «ای معلّی، من خیرخواه تو هستم و میترسم آنها را یادگیری و عمل نکنی و حقوق را ضایع نمایی!» معلّی گفت: «لاحول و لا قوة الا بالله». سپس حضرت هفت حق از حقوق ذکر شده را به تفصیل برشمردند... (۱)
از سوی دیگر تساوی در مراعات حقوق متقابل نیز مورد نظر اسلام قرار گرفته است. پیامبراکرم (ص) فرمود: «خیری در مصاحبت با کسی که حق تو را بر خودش مانند حق او بر تو مراعات نمیکند وجود ندارد.» (۲) و بسا از کلام حضرت امیر (ع) که فرموده اند: «هر کس حق کسی را که حق انسان را ادا نمیکند ادا نماید، همانا او را پرستیده است.» (۳) استفاده میشود که در صورت عدم مراعات حقی از یک طرف، حق او هم ساقط میشود.
حق پرده پوشی عیوب
از جمله حقوق عمومی و متقابل مسلمانها رازداری و پرده پوشی عیوب یکدیگر است. پیامبراکرم (ص) فرمودند: «ای کسانی که فقط به زبان اسلام آورده اید و هنوز ایمان خالص در قلب شما رسوخ نکرده است، افراد مسلمان را مورد مذمت قرار ندهید و عیوب آنان را تفتیش و تحقیق نکنید، که هر کس چنین کند به یقین خداوند عیوب او را تفتیش و ظاهر میکند، و هر کس خداوند با او چنین کند او را مفتضح و بی آبرو میسازد هر چند در کنج خانه اش باشد.» (۱)
و امام صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) فرمودند: «هرکس کار زشتی را فاش و منتشر سازد، همانند کسی است که ابتدا کار زشتی را انجام دهد؛ و هر کس مؤمنی را سرزنش کند، تا زنده است به همان عیب گرفتار خواهد شد.» (۲)
اهمیت ادای حق مؤمن
در روایتی آمده است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
«هر کس حق مؤمنی را حبس کند و به او نرساند، خداوند روز قیامت او را روی دو پایش پانصد سال نگه میدارد تا اینکه عرق یا خون او جاری میشود، و ندا کننده ای از طرف خداوند ندا میکند: این شخص ستمکاری است که حق خداوند را حبس نموده است؛ و پس از آن چهل روز ملامت میشود، سپس امر میشود او را در آتش افکنند.» (۱)
و نیز آن حضرت در روایت دیگری میفرمایند: «خداوند به چیزی بهتر از ادای حق مؤمن عبادت نشده است.» (۲)
و از امام حسن عسکری (ع) نقل شده است که فرمودند: «آشناترین مردم به حقوق سایر مؤمنین و پرتلاشترین آنان نسبت به ادای آنها، بالاترین شأن و مقام را نزد خداوند خواهد داشت.» (۳)
حقوق ملتها نسبت به یکدیگر
کشورها در روابط خود با یکدیگر دارای آزادی مطلق نبوده، بلکه تابع قواعد حقوق بین الملل میباشند. به عبارت دیگر حقوق بین الملل برای آنها در روابطشان با یکدیگر محدودیتهایی قائل شده است.
و از طرف دیگر انسانها دارای ادیان، فرهنگها و موقعیتهای گوناگون هستند که محترم میباشند؛ از این رو دولتها و ملتهای مسلمان و غیر مسلمان دارای حقوقی متقابل هستند که براساس آن، حکومت اسلامی و مسلمانان نیز نسبت به آنان وظایف خاصی دارند.
قرآن کریم نیز میفرماید: «خداوند شما را از نیکی کردن و عدالت ورزی نسبت به کسانی که درباره دین با شما در جنگ نبوده و شما را از سرزمینتان بیرون نکرده اند نهی نمیکند؛ همانا خداوند عدلورزان را دوست میدارد.» (۱)
بنابراین:
الف- مللی که در حال جنگ با مسلمانان نباشند، باورها و قوانین و مرزهای شناخته شدۀ آنها محترم است و نباید مورد اهانت و تجاوز قرار گیرد.
ب- شناخت معارف اسلامی از راه منطق و استدلال حق همه انسانها بوده تا در اثر تفکر و اندیشهٔ آزاد زمینه دستیابی آنان به حق، توحید و عدالت فراهم آید؛ بنابراین وظیفۀ همۀ مسلمانان است تا زمینهٔ تعامل فکری میان خود و سایر ملل و ادیان را فراهم آورند.
در قرآن کریم آمده است که پیامبراکرم (ص) خطاب به اهل کتاب میفرماید: «ای اهل کتاب بیایید کلمه ای را که میان ما و شماست بپذیرید که جز خدا را نپرستیم و کسی را با او شریک نگیریم....» (۱)
همچنین در همین راستا میتوان به سیره پیامبر در نامه نگاری به سران کشورهای غیر مسلمان چون: نجاشی حاکم حبشه، هرقل حاکم روم، مقوقس بزرگ قبط، خسرو پرویز پادشاه ایران، و هرمزان عامل وی و دیگران استشهاد نمود که خود حاکی از ایجاد زمینه گفتگو میان پیامبر (ص) و آنان است. (۲)
ج- بر امت مسلمان است تا آنجا که ممکن است به ملتهای مسلمان یا غیر مسلمانی که تحت سیطره ظلم و ستم قرار داشته و توان دفاع از خود را ندارند، کمک نموده و از ظلم و ستم رهایشان کنند. حضرت امیر (ع) در آخرین لحظات عمر خویش به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) فرمودند: «همواره دشمن ستمکار و یاور ستمدیده باشید.» (۳)
و اساساً هدف اصلی از جهاد در اسلام کشورگشایی و تحمیل عقیدهٔ دینی با زور و اکراه نبوده است؛ بلکه هدف اصلی و بنیادین، نجات امتهای تحت ستم و دفع و رفع موانع آزادی آنهاست، تا بتوانند آزادانه پس از تحقیق و تفحص عقیدهٔ حق را شناخته و بدان عمل نمایند. تفصیل این بحث در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه، جلد دوم، صفحات ۷۱۰ و ۷۱۱ آمده است.
د- دولتهای غیر مسلمان اگر با مسلمانان در حال جنگ باشند و تقاضای صلح نمایند، این حق را دارند که چنانچه انگیزه آنان خدعه و فریب نباشد، تقاضای آنها از طرف حکومت اسلامی پذیرفته شود؛ قرآن کریم بدین معنا تصریح نموده و خطاب به پیامبراکرم (ص) میفرماید:
﴿وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا...﴾
«اگر تقاضای صلح کرده و به آن متمایل شدند پس تو هم طالب صلح باش.» (۱)
حضرت علی (ع) میفرماید: «صلحی را که بدان دعوت شده اید دفع نکنید، صلحی که رضا و خشنودی خدا در آن است؛ زیرا در صلح راحت لشگریان و آسایش اندوهها و آسودگی برای اهل شهرهاست.» (۲)
و چنانچه پیمان ترک مخاصمه منعقد نموده و به آن متعهد و پایبند باشند، دولت و ملت اسلامی باید تعهد آنان را محترم شمارند و آنان نیز متقابلاً باید به تعهد خود پایبند باشند. در قرآن کریم آمده است: «مگر در مورد آن دسته از مشرکین که با آنان پیمان و عهد بسته اید و آنان به پیمان خود کاملاً عمل نمودند و از دشمنان شما نیز حمایت نکردند، شما نیز به عهد خود تا زمان مقرّر عمل نمایید که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.» (۱)
همچنین اگر پس از این پیمان هرگونه پیمان دیگری بین آنان و مسلمانان - چون میثاقهای جهانی و بین المللی - منعقد شود باید محترم شمرده شود و یک طرفه نقض نگردد.
عموم ادله وجوب وفای به عهد و عقود شامل چنین معاهدات نیز خواهد شد؛ مانند آیه: ﴿أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾ و دیگر آیات که دلالت دارد بر اینکه عهد و پیمان امضا شده الزام آور است. (۲)
آری، در صورت خیانت یک طرف معاهده و نقض پیمان، حق آن طرف ساقط میشود و عمل به مثل متقابلاً انجام خواهد شد. در سورهٔ انفال به همین موضوع اشاره شده است:
﴿وَ إِمّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَیٰ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْخائِنِینَ﴾ (۱)
بنابراین به طور کلی بر هر مسلمانی وفای به عهد واجب، و نقض عهد و اعمال مکر و خدعه حرام است؛ هر چند طرف عهد غیر مسلمان باشد.
ه- اگر دولتهای غیر مسلمان درصدد جنگ یا توطئه علیه حکومت اسلامی و مسلمانان نباشند، دولت اسلامی میتواند روابط متقابل در امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و یا نظامی با آنان برقرار نماید؛ و اگر آنها نیاز به منابع طبیعی و مادی ای که در دست مسلمانان است دارند، دولت اسلامی میتواند با حفظ منافع خود و با قراردادهای عادلانه امکان استفاده آنان را از آن منابع فراهم کند.
و- هیچ یک از افراد ملتها و دولتها حق ندارند در امور داخلی کشورهای دیگر از قبیل: دین، نوع حکومت، افراد حاکم و... که مورد رضایت مردم آنهاست دخالت کنند؛ مگر اینکه آن حکومت تحمیلی باشد و خود مردم از سایر ملل بخواهند که به آنها کمک نموده تا شرایط خود را تغییر دهند؛ و یا اینکه مسأله ای مربوط به سرنوشت همه ملل و انسانها باشد، مانند: تولید مواد مخدر و یا سلاحهای کشتار جمعی؛ که در این صورت نیز مطابق شرایط و توافقات بین المللی لازم است با هر پدیده ای که سلامت و امنیت انسانها را به مخاطره میاندازد برخورد شود.
ز- هیچ یک از افراد و یا دولتها در غیر از زمان جنگ حق جاسوسی در امور دیگر کشورها را ندارند. (۱)
ح- کلیه اماکنی که نزد ادیان و مذاهب، مقدس و محترمند و همچنین آثار ملی و باستانی که به تاریخ و تمدن ملتها تعلق دارد، نباید حتی در زمان جنگ مورد تخریب و یا اهانت قرار گیرد. (۲)
ط- همه دولتها و کشورها در برابر قوانین و تعهدات بین المللی یکسان میباشند، و هیچ کشور و دولتی حق ندارد به خاطر موقعیت جهانی خود یا قدرت نظامی برتر از حق ویژه ای در برابر قوانین بین المللی بهره برداری نماید.
حق مصونیت دیپلماتها
از جمله حقوق متقابل ملتها و دولتها از نظر اسلام، مصونیت نمایندگان اعزامی آنها به کشورها میباشد. نمایندگان دولتها و نیز فرستادگان ویژه آنها حق دارند در حکومت اسلامی آزاد بوده و از
هرگونه تعرض مصون و محفوظ باشند؛ به گونه ای که بتوانند بدون ترس و یا ایجاد مشکلی پیام خود را با صراحت ابلاغ نموده و به وظایف مقرره ای که به توافق طرفین رسیده است عمل نمایند؛ و در این حکم میان زمان جنگ و صلح فرقی نیست. در صدر اسلام نیز به دستور پیامبر اکرم (ص) فرستادگان کفار و مشرکینی که در حال جنگ با مسلمانان بودند، این حق را داشتند که آزادانه پیام خود را ابلاغ نمایند و کسی متعرض آنان نشود. آن حضرت صریحاً فرموده اند: «نمایندگان دشمن نباید کشته شوند....» (۱)
حق اقلیتهای مذهبی
در گذشته که کشورها و حاکمیت ها به شکل کنونی دارای قانون اساسی نبوده اند، حاکمیت ها با اقلیتهای دینی هر کشوری قرارداد خاصی مبنی بر تأمین حقوق آنان با شرایطی منعقد مینمودند و طرفین ملتزم به رعایت آن میشدند؛ اما در شرایط کنونی که کشورها دارای قانون اساسی میباشند و حقوق همۀ افراد در قانون اساسی هر کشوری معین و مشخص شده است، رأی دادن اقلیتها به قانون اساسی که در حکم میثاق ملی میباشد حکم همان قرارداد ذمه را دارد، و قهراً اقلیت های مذهبی نیز همان حقوق شهروندی را دارا میباشند. بنابراین حق اقلیتهای مذهبی که در کشور اسلامی و در پناه حاکمیت اسلام
زندگی میکنند این است که حکومت اسلامی هر آنچه را خداوند از آنان قبول کرده است قبول نماید، و آنچه را بر انجام آن متعهد شده اند از آنان مطالبه کند؛ قرآن کریم میفرماید:
﴿وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنْجِیلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ...﴾ (۱)
«و باید نصارا بر اساس آنچه خداوند در انجیل فرو فرستاده حکم و قضاوت کنند.» و هر مسلمانی باید همچون هم کیشان خود با آنان رفتار نماید و به پیمانهای خود با آنان وفا نماید و آنان را مورد ستم قرار ندهد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «آگاه باشید هر کس به معاهدی (یعنی یکی از اقلیت های دینی که در ذمۀ اسلام نیست ولی با مسلمانان پیمان داد و ستد منعقد نموده است) ظلم نمود، یا نقص و ضرری به او وارد کرد، یا بیش از طاقتش به او کاری محول نمود، و یا بدون رضایتش چیزی را از او گرفت، همانا من در روز قیامت با او مخاصمه خواهم کرد.» (۲)
و حضرت امیر (ع) خطاب به مالک فرمودند: «قلب خود را نسبت به مردم لبریز از رحمت و محبت و لطف به آنان بکن... زیرا مردم یا هم کیشان تو هستند و یا همنوعان تو.» (۳)
همچنین آنان حق دارند در کشور اسلامی با آزادی به آیین خود عمل نمایند؛ مشروط بر اینکه به میثاق خود با حاکمیت اسلامی عمل نموده و تظاهر به خوردن مشروبات الکلی و گوشت خوک و سایر محرمات نکنند که منافی حقوق مسلمانان است. (۱)
حق اسیران
با توجه به آیات و روایاتی که بر حرمت و کرامت ذاتی انسان دلالت میکنند، و نیز عموم آیه شریفه:
﴿... و لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَئانُ قَوْمٍ عَلی أَلا تَعْدِلُوا إِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی﴾ (۲)
«مبادا دشمنی و کینه قومی شما را به بی عدالتی و انجام کارهای ناشایسته وادارد؛ عدالت را مراعات کنید که به تقوا نزدیک تر است.» افرادی که در زمان جنگ به اسارت در میآیند دارای حقوقی هستند؛ از جمله: کشتن (۱) و اذیت
و آزار روحی و جسمی اسیر و اجبار او بر جاسوسی جایز نیست؛ و علاوه بر آنکه حیثیت و مال او باید حفظ شود حق دارد از دیگر مزایای زندگی (غیر از آزادی) از جمله ملاقات با خانواده، امکان تحصیل و تعلیم و امکانات غذا و لباس مناسب و همچنین امکانات بهداشتی، تفریحی و ورزشی بهره ببرد. تجاوز به هر یک از حقوق اسیران علاوه بر آنکه معصیت خداوند است باید جبران شود. (۱)
اسیران حق دارند پس از اتمام جنگ آزاد شوند و دولتها باید مقدمات آزادی آنها را سریعاً فراهم کنند؛ در این رابطه عمل پیامبر (ص) و عفو آن حضرت نسبت به مشرکین مکه پس از فتح آن - با آنکه در ریختن خون مسلمانان در بدر و احد و سایر جنگها دست داشتند - و نیز عفو وحشی قاتل حمزه (ع) بدون کسب رضایت دختر و سایر وارثان او، و نیز عفو مالک بن عوف با اینکه او سبب شهادت
بسیاری از مسلمانان در جنگ هوازن بود و... باید مورد توجه قرار گیرد.
پیامبر (ص) پس از اسارت کفار قریش به آنان خطاب کرده و فرمودند: «ای جماعت قریش، اندیشه میکنید که من در رابطه با شما چه کاری انجام میدهم؟» قریش گفتند: «خوبی! تو برادر با کرامتی و پسر برادر با کرامت.» و پیامبر همۀ آنها را عفو کردند. (۱) حتی پیامبر (ص) خانه ابوسفیان را محل امن قرار داده فرمودند: «هرکس وارد خانه او شد در امان است.» (۲) و هند، زن ابوسفیان که سابقه بدی در دشمنی با اسلام داشت و اعمال فجیع او با جنازه های شهدای احد در تاریخ ثبت شده است، هنگامی که مسلمان شد دو گوسفند نیز هدیه آورد، پیامبر (ص) از او قبول کردند و او را عفو نمودند و در حق گلهاش دعا کردند، و گلهاش زیاد شد.» (۳) (۴)
همچنین است رفتار بزرگوارانه حضرت امیر (ع) با اسرای جنگ
جمل از جمله: عایشه و مروان. با آنکه آنان - همان گونه که حضرت فرمودند - به بیت المال و نگهبانان آن حمله کردند و عده زیادی از مردم را با وضع بسیار بدی به شهادت رساندند، (۱) با این حال مروان آزاد شد و عایشه با احترام همراه با عده ای زن مسلح - که به شکل مرد در آمده بودند - به مدینه فرستاده شد؛ و عبدالله بن زبیر نیز با وساطت محمد بن ابی بکر آزاد شد، و موسی بن طلحة را نزد حضرت آوردند و حضرت از او خواستند تا سه مرتبه استغفار کند، و او استغفار نمود و سپس به دستور حضرت آزاد و تمام وسایل جنگی و غیر جنگی اش که در اختیار لشگر حضرت بود به او برگردانده شد.
ضمناً کودکان، زنان و سالخوردگان کسانی که در حال جنگ هستند از امنیت برخوردار بوده و نباید مورد تعرض و اسارت قرار گیرند.
حق پناهندگی
هر یک از افراد جبهه غیر مسلمان - هر چند در حال جنگ با مسلمانان باشد - حق دارد به جبهۀ مسلمانان پناهنده شود و تقاضای امان نماید؛ و در این صورت تقاضای پناهندگی او باید پذیرفته شود. و امان دادن به او - هرچند توسط ضعیفترین افراد مسلمان باشد - معتبر است.
در قرآن مجید آمده است: «و اگر یکی از مشرکین از تو تقاضای پناهندگی نمود، به او پناه ده تا بلکه کلام خدا را بشنود، و سپس او را به جای امنش برسان.» (۱) و پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مسلمانان با هم برادرند و در خون مساوی یکدیگرند، و اگر پایین ترین شان از طرف آنان به کسی پناه داد باید محترم شمرده شود.» (۲)
اگر مسلمانی که تابع دولت غیر مسلمانی است به یک کشور اسلامی پناهنده شود، دولت اسلامی حق ندارد او را تحویل دهد؛ مگر آنکه میان آن دو کشور قرارداد استرداد پناهندگان منعقد شده باشد. و در این صورت این موضوع باید به کسی که قصد پناهندگی دارد ابلاغ گردد، تا او فریب نخورد و به آن کشور اسلامی پناهنده نگردد.
اگر یک مسلمان به خاطر فرار از مظالم دولت متبوع خود به یک دولت اسلامی پناهنده شود، آن دولت حق ندارد او را تحویل دهد؛ مگر اینکه میان آن دو کشور قرارداد استرداد پناهندگان منعقد شده باشد.
اگر غیر مسلمانی به خاطر تمایل به اسلام به یک دولت اسلامی پناهنده شود، آن دولت حق ندارد او را تحویل دهد؛ مگر آنکه میان آن دو کشور قرارداد استرداد پناهندگان منعقد شده باشد.
اگر کسی - مسلمان یا غیر مسلمان - که تابع دولت اسلامی است به
یک دولت اسلامی دیگر پناهنده شود، چنانچه یکی از حقوق مردمی بر عهده او بوده و صاحب حق در صدد گرفتن آن باشد و بدون تحویل او گرفتن حق ممکن نباشد، دولت اسلامی باید او را تحویل دهد؛ ولی اگر هیچ یک از حقوق مردمی بر عهده او نباشد، تحویل یا عدم تحویل بستگی به اختیاراتی دارد که مردم به دولت منتخب خود داده اند؛ مگر اینکه میان آن دو کشور قرارداد استرداد پناهندگان منعقد شده باشد، که در این صورت باید تحویل داده شود. (۱)
و اصولاً خارج شدن از محدودۀ هر حکومتی - هر چند حکومت حق باشد - حق هر انسانی است و منع او جایز نیست. (۲)
در تاریخ آمده است: حضرت علی (ع) پس از بازگشت از بصره به
کوفه جریر بن عبدالله را که حاکم همدان بود عزل نمود، وی از حضرت خواست که او را به سوی معاویه بفرستد و چنین بهانه آورد که اقوام من در کنار معاویه هستند و من آنها را چه بسا با شما هماهنگ کنم، مالک اشتر ضمن این که چنین کاری را مناسب ندانست به حضرت گفت: فکر این شخص همانند اقوامش میباشد، حضرت فرمودند بگذارید برود... (۱) و نیز بعد از پایان جنگ جمل، والی بصره طی نامه ای به حضرت امیر (ع) نوشت: عده ای از سران و افراد معروف آن شهر درصدد رفتن به شام و تماس با معاویه هستند، آیا اجازه بدهم آنها بروند یا نه؟ حضرت در جواب نوشتند: «متأسف نباش که با رفتن آنها عدد یاران تو کم میشود.» (۲) یعنی بگذار هر کجا میخواهند بروند.
حقوق بین انسان، طبیعت و حیوان
حق بهره برداری از طبیعت و آب و هوا و گیاهان و حیوانات آن و منابع زیرزمینی به طور مساوی متعلق به همه انسانهاست، و کسی نمیتواند مانع بهره برداری دیگری از طبیعت باشد؛ خداوند در قرآن فرموده است:
﴿هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً﴾ (۱)
«خداوند تمام آنچه را در زمین است برای شما خلق نمود.» و نیز فرموده:
﴿وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّماوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ...﴾ (۲)
«آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده است.»
از این آیات فهمیده میشود نسلهای آینده نیز در چنین حقی سهیم هستند. بنابراین کسی حق ندارد به گونه ای از طبیعت استفاده کند که موجب آسیب رساندن به آن و محرومیت دیگران گردد؛ اگرچه بهره برداری او در ملک خودش باشد. به عنوان مثال حق ندارد هوای سالم مورد استفاده دیگران را با دود، آب دریا و رودخانه را با فاضلاب، و زمین را با پراکندن زباله و یا با آزمایشهای اتمی آلوده نماید به طوری
که سلامت انسانها در معرض خطر قرار گیرد؛ بلکه نباید حیات گیاهان و جانوران را نیز به مخاطره اندازد. انسان حق ندارد اموال و اشیائی را که قابل استفاده اند اتلاف نماید؛ به عنوان مثال حق ندارد گوشت قربانی حج را بی جهت دفن کند یا بسوزاند، و یا مازاد تولید گندمش را به دریا بریزد در حالی که گرسنگان بسیاری در دیگر نقاط جهان به سر میبرند. همچنین حق ندارد به گونه ای بیش از حد و بی رویه از منابع طبیعی همچون: جنگلها و دریاها، و منابع زیرزمینی همچون: آب، نفت، گاز، معادن و نظایر آن استفاده کند که آیندگان از آنها محروم شوند؛ زیرا آیندگان نسبت به منابع طبیعی خدادادی حق دارند و همه در مقابل آنها مسئول هستند. نسلهای آینده گرچه اکنون بالفعل موجود نیستند، ولی شارع مقدس برای آنها نیز در این منابع حق قرار داده و در حقیقت آنها در مالکیت نسبت به منابع فوق با ما شریک میباشند و ما باید این حق را رعایت کنیم. (۱)
حقوق حیوانات
حیوانات نیز بر انسان حقوقی دارند. در روایتی پیامبراکرم (ص)
برای چهارپایان چندین حق را برشمرده اند: تأمین فوری آب و غذای حیوانی که در اختیار انسان قرار دارد، و نیز مراعات توان حیوان برای بهره کشی و سوار شدن بر آن، و اینکه صورت آن مورد ضرب قرار نگیرد، و بر پشت حیوان جز در راه خدا سوار نشود. (۱) و در روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «پشت چهارپایان را محل جلوس و نشستن و صحبت نمودن قرار ندهید.» (۲) و حضرت امیر (ع) فرمودند: «با چهارپایان مدارا کنید، و در حالی که بر آنها باری قرار دارد نگاهشان ندارید، و با لجام به آنها آب ندهید، و بیش از طاقت و توانشان چیزی بر آنها حمل نکنید.» (۳) حتی اگر انسان حیوانی را ببیند که از گرسنگی یا تشنگی در حال مرگ است، واجب است آن را نجات دهد.
هیچ انسانی حق ندارد بی جهت به حیوانات آسیب و آزار برساند؛ حضرت امیر (ع) در آخرین جمله از وصیتنامه معروف خود از پیامبراکرم (ص) نقل فرمودند: «مبادا هیچ انسان یا حیوانی را مثله کنید، هر چند آن حیوان سگ هار باشد.» (۴)
و در روایتی از حضرت امام جعفر صادق (ع) آمده است که: «زنی به خاطر اینکه گربه ای را در بند کرده بود و آن حیوان از تشنگی جان داده بود دچار عذاب گردید.» (۱)
همچنین از سفارشاتی که در روایات اسلامی در مورد کیفیت ذبح و صید حیوانات شده است میتوان به حق حیوانات پی برد؛ از جمله: نهی از ذبح حیوان در شب، (۲) کراهت رساندن کارد به نخاع حیوان قبل از ذبح کامل، (۳) نهی از ذبح حیوان اهلی و خانگی توسط صاحبش، (۴) نهی از قطع کردن تمام حلقوم حیوان همزمان با قطع چهار رگ اصلی، (۵) نهی از ذبح حیوان در حالی که حیوان دیگر به آن نگاه میکند، (۶) سفارش به تیز نمودن کارد و سرعت در انجام ذبح (به علت ایذاء کمتر حیوان) و نیز انجام ذبح به شکلی که حیوان کارد را نبیند، (۷) سفارش به بردن حیوان به مذبح با ملایمت و نرمش و نیز خواباندن آن با ملایمت و آب دادن به حیوان قبل از ذبح، (۸) نهی از ذبح حیوان آبستن و
شیرده، (۱) نهی از سوزاندن تمام یا بعضی از اعضای حیوان زنده، (۲) نهی از سر زدن به پرندگان در شب و هنگام خواب و نیز نهی صید بچه های پرندگان قبل از بالندگی، (۳) نهی اخته نمودن حیوانات، (۴) و نهی از صید حیوان به طور کلی و اینکه موجب قساوت قلب میشود. (۵)
✽ ✽ ✽
علاوه بر حقوقی که به طور خلاصه بیان شد حقوق دیگری نیز در شرع مقدس وارد شده که هر کدام در جای مناسب خود بیان شده است؛ از جمله: «حق حضانت کودک»، «حق نفقه»، «حق قصاص یا عفو و یا اخذ دیه توسط اولیای دم»، «حق فسخ عقد بیع و عقد نکاح در موارد معیّن»، «حق فسخ هر عقد لازم در صورتی که ضمن آن شرط شده باشد»، «حق طلبکار نسبت به مال رهن»، «حق شفعه»، «حق جعاله»، «حق سرقفلی در موارد معیّن»، «حق طلاق توسط شوهر و یا توسط زن در صورتی که این حق از طرف شوهر برای زن در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد»، «حق رجوع شوهر در طلاق رجعی» و موارد دیگری
که تفصیل آن در رساله توضیح المسائل آمده است. (۱)
بنابراین شایسته است برادران و خواهران دینی علاوه بر رعایت حقوق واجب الهی به حقوق یکدیگر احترام گذاشته و از تعدی و تجاوز به آن بپرهیزند، همانگونه که راضی نیستند کسی حقوق آنان را پایمال کند؛ در این صورت جامعه اسلامی میتواند راه رشد و کمال خود را طی کند و به مدینه فاضله ای که اسلام میخواهد نایل شود؛ ان شاء الله.
والحمد لله ربّ العالمین
وصلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین.
کتابنامه
۱- قرآن مجید.
۲- نهج البلاغه.
۳- احکام السجون، احمد وائلی، دار الکتب للمطبوعات (بیروت)، ۱۴۰۷ ق.
۴- اختصاص، محمد بن محمد (شیخ مفید)، دارمفید (ایران)، ۱۴۱۳ ق.
۵- الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، عبدالرحمن بن أبی بکر (جلال الدین سیوطی)، ۸ جلد، دارالفکر (بیروت).
۶- ارشاد القلوب، حسن بن محمد (دیلمی)، ۲ جلد، الشریف الرضی (قم)، ۱۴۱۲ ق.
۷- ارشاد، محمد بن محمد (شیخ مفید)، ۲ جلد، کنگره شیخ مفید (قم)، ۱۴۱۳ ق.
۸- أعلام المنجد، معلوف لوئیس، دار المشرق، ۱۹۹۷م.
۹- الغارات، ابراهیم بن محمّد الثقفی الکوفی (ابی اسحاق)، ۲ جلد، انجمن آثار ملّی (تهران)، ۱۳۹۵ ق.
۱۰- غرر الحکم و درر الکلم (الغرر والدرر)، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (آمدی)، دارالکتاب الاسلامی (قم)، ۱۴۱۰ ق.
۱۱- الفقه علی المذاهب الاربعة، عبدالرحمن الجزیری، ۵ جلد، داراحیاء التراث العربی (بیروت)، ۱۴۰۶ ق.
۱۲- الامالی، ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، کتابچی (تهران)، ۱۳۷۶ ش.
۱۳- انساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ۱۳ جلد، دار المعارف (قاهره)، ۱۹۵۹م.
۱۴- بحار الانوار، محمد باقر بن محمد تقی (علامه مجلسی)، ۱۱۱ جلد، داراحیاء التراث العربی (بیروت)، ۱۴۰۳ ق.
۱۵- پاسخ به پرسشهای دینی، شیخ حسینعلی منتظری.
۱۶- تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاو لوبون (مترجم: سید محمد تقی فخرداعی)، انتشارات افراسیاب، ۱۳۸۰ ش.
۱۷- تاریخ دمشق (تاریخ ابن عساکر)، ابوالقاسم علی بن حسن، ۷۰ جلد، دار التعارف (بیروت)، ۱۳۹۵ ق.
۱۸- تاریخ طبری (تاریخ الأمم والملوک)، محمد بن جریر، ۱۱ جلد، دارالتراث (بیروت)، ۱۳۸۷ ق.
۱۹- تاریخ ویل دورانت، ویل دورانت، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی (تهران)، ۱۳۷۴ ش.
۲۰- تاریخ یعقوبی، احمد بن اسحاق الیعقوبی، ۲ جلد، دار صادر (بیروت).
۲۱- تحف العقول، حسن بن علی بن شعبه حرانی، مؤسسة النشر الاسلامی (قم)، ۱۴۰۴ ق.
۲۲- تحفة الأحوذی، ابوالعلا محمد عبدالرحمن بن عبدالرحیم المبارکفوری، ۱۰ جلد، دارالکتب العلمیة (بیروت).
۲۳- تفسیر صافی، ملا محسن فیض کاشانی، ۵ جلد، مکتبة الصدر (تهران)، ۱۴۱۵ق.
۲۴- تفسیر القمی، علی بن ابراهیم، ۲ جلد، دارالکتب (قم)، ۱۴۰۴ ق.
۲۵- تفسیر مجمع البیان، ابو علی الفضل بن الحسن، ۱۰ جلد در ۵ مجلد، کتابفروشی اسلامیه (تهران)، ۱۳۷۳ ق.
۲۶- تفسیر المنار، سیّد محمّد رشید رضا، ۱۱ جلد، دار المنار (قاهره)، ۱۳۶۶ ق.
۲۷- تفسیر نور الثقلین، شیخ عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، ۵ جلد، دار الکتب العلمیة (قم).
۲۸- توضیح المسائل، شیخ حسینعلی منتظری، نشر سرایی (تهران)، ۱۳۸۶ ش.
۲۹- تهذیب الاحکام، شیخ الطائفة ابی جعفر طوسی، ۱۰ جلد در ۵ مجلد، دار الکتب الاسلامیة (ایران)، ۱۳۹۰ق.
۳۰- جامع الاخبار، محمّد بن محمد شعیری، مطبعة الحیدریة (نجف).
۳۱- حقوق الانسان عند اهل بیت النبوة والفکر المعاصر، المحامی احمد حسین یعقوب، دارالهدی (قم)، ۱۴۲۹ق.
۳۲- حکومت دینی و حقوق انسان، شیخ حسینعلی منتظری، نشر گواهان (تهران)، ۱۳۸۸ش.
۳۳- حلیة الأولیاء، ابونعیم اصفهانی، ۱۰ جلد، دار الکتاب العربی (بیروت).
۳۴- خصال، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، ۲ جلد، جامعه مدرسین (قم)، ۱۳۶۲ش.
۳۵- دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، شیخ حسینعلی منتظری، ۴ جلد، دارالفکر (قم)، ۱۴۱۱ق.
۳۶- دعائم الاسلام، قاضی ابی حنیفه نعمان مغربی، ۲ جلد، دار المعارف (قاهره).
۳۷- دعوت به سوی اسلام، ارنولد مسیحی.
۳۸- دیدگاهها، حسینعلی منتظری، ۳ جلد، دفتر معظم له (قم).
۳۹- روح القوانین، منتسکیو، مترجم علی اکبر مهتدی، ۲ جلد، مؤسسه انتشارات امیرکبیر (تهران)، ۱۳۶۲ش.
۴۰- روضة المتقین، محمّد تقی مجلسی، ۱۴ جلد، مؤسسه کوشانپور (قم)، ۱۴۰۶ ق.
۴۱- سنن ابی داود، سلیمان بن أشعث، ۴ جلد، مطبعة مصطفی البابی الحلبی (مصر)، ۱۳۷۱ق.
۴۲- سنن دار قطنی، ابوالحسن علی بن عمر دارقطنی، ۳ جلد، دار المعرفة (بیروت)، ۱۴۲۲ق.
۴۳- السنن الکبری (سنن بیهقی)، ابوبکر احمد بن الحسین بیهقی، ۱۱ جلد، دار المعرفة (بیروت)، ۱۳۵۵ ق.
۴۴- السیرة النبویة (سیرة ابن کثیر)، اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی، ۴ جلد، دار المعرفة (بیروت)، ۱۴۲۲ق.
۴۵- السیرة النبویة (سیرة ابن هشام)، عبدالملک بن هشام الحمیری المعازی، ۲ جلد، مطبعة المصطفی البابی (مصر)، ۱۳۷۵ ق.
۴۶- شبهات حول الاسلام، محمد قطب، دار الشروق (قاهره)، ۲۰۰۵م.
۴۷- شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، ۲۰ جلد در ۱۰ مجلّد، دار الکتب العلمیة (قم)، ۱۳۷۸ ق.
۴۸- صحیح بخاری، ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری، ۴ جلد، داراحیاء التراث العربی (بیروت).
۴۹- صحیح مسلم، ابوالحسین مسلم بن الحجّاج القشیری، ۵ جلد، داراحیاء التراث العربی (بیروت)، ۱۳۷۴ ق.
۵۰- طبقات ابن سعد، محمد بن سعد کاتب الواقدی، ۸ جلد، دار بیروت (بیروت)، ۱۴۰۵ ق.
۵۱- غررالحکم، ابوالفتح عبدالواحد بن محمد الآمدی، دار الکتاب الاسلامی (قم)، ۱۴۱۰ ق.
۵۲- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.