کتابها ‹ دیدگاهها - جلد دوم ‹ بخش ۱۰
دیدگاهها - جلد دوم
بخش ۱۰ از ۱۲بسم الله الرحمن الرحیم) من هم این عید بزرگ و مبارک ولادت پر برکت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را به تمامی آزادی خواهان مسلمانان جهان و شما برادران و خواهران تبریک میگویم. امیدوارم وجود مبارکش باعث رفع مشکلات شود و مورد توجه آن حضرت قرار گیریم و در جهات مختلف سیاسی اقتصادی و اجتماعی وضعیت ما روزبه روز بهتر گردد. بنا بر مزاحمت، ندارم تنها به یک نکته اشاره میکنم و دعاگوی شما هستم. در برخی اظهار نظرها اینگونه مطرح شده است که: «حزب ما مساجد ماست.» اگر معنی این جمله این باشد که دیگر ما نیازی به احزاب و تشکل نداریم و احزاب کنار بروند، این نمیتواند مطلب درستی باشد. بر این اساس آقایان میخواهند بگویند موقع انتخابات که شد با یک فتوی و چند سخنرانی توسط ائمه جمعه و جماعت، شخص مورد نظر خودشان به مردم معرفی شود و مردم تکلیف شرعی داشته باشند به اشخاص خاص مورد نظر آقایان رأی بدهند و احزاب سیاسی و مردم در حقیقت در، اینجا مقلد دیگران باشند. متأسفانه چنین طرز فکری ناشی از آن است که بحث تحزب هنوز در کشور ما پخته نشده و در اجتماع جا نیفتاده است. حال آن که اساس حاکمیت کشور ما را جمهوریت و اسلامیت تشکیل میدهد و این دو با هم منافاتی ندارند اسلام منحصر در احکام عبادی و اخلاقی صرف نیست؛ اسلام برای اداره انسانها قبل از انعقاد نطفه تا ولادت و زندگانی و حتی پس از مرگ دستورالعمل های بسیاری دارد تا برسد به نوع حکومت و چگونگی آن. در حکومت مردمی که مردم انتخابگر تلقی میشوند قبل از برگزاری انتخابات باید احزاب سیاسی مستقل از حکومت برنامههای خود و مجریان این برنامه ها را شفاف و روشن آزادانه به مردم ارائه دهند؛ پس از قبول راهکارهای ارائه شده، مردم از
دیدار دبیرکل اعضای شورای مرکزی و ... حزب مردم سالاری ۶ ۳۶۵۵ میان احزاب هر یک را انتخاب کردند آن حزب زمام امور را به دست میگیرد. اینجا لازم است احزاب حتی از نظر اقتصادی مستقل و مردمی باشند تا حکومتها نتوانند نظرات خود را به آنها دیکته نمایند؛ و با دولتی کردن، احزاب، حکومت بخواهد حرفش را به کرسی بنشاند. اینجانب قبلاً در جواب بعضی اساتید دانشگاه نوشته ام که تحزب از باب مقدمهٔ واجب واجب است چون که در جامعه اسلامی امربه معروف و نهی از منکر واجب است. اگر انسان مسلمان یک فرد را بخواهد امر به معروف کند اینجا عمل فردی مشکلی ندارد؛ ولی گاهی میخواهد حاکم و دولت را امر به خوبی و نهی از بدی نماید و مصالح جامعه را تذکر دهد اینجا دیگر شخص و یک نفر به تنهایی توان آن را ندارد. در اینجا باید افراد جامعه متشکل شوند. این تشکل حزب و گروه چون مقدمه برای انجام واجبی چون امربه معروف و نهی از منکر است خودش یک واجب اجتماعی است، و موجب خواهد شد نیروهای مختلف پراکنده و هم فکر در یک جا متشکل و متمرکز شوند. در این صورت حاکمیت توان برخورد کمتری دارد. مردم لازم است با چشمان باز و درک و شناخت صحیح از کاندیداها وارد عرصهٔ انتخابات شوند اینجا فلسفۀ احزاب روشن میشود البته احزاب جا افتاده نه احزاب خلق الساعة که فقط مدتی قبل از انتخابات با شعارهای عامه پسند و دهان پرکن ایجاد میشوند. حزب صحیح آن است که به فرهنگ سازی پرداخته و مستقل از قدرت و دولت بتوانند برنامه های خود را در معرض درک جامعه قرار دهند تا مردم با دید باز پای صندوقهای رأی بروند. إن شاء الله در انجام این وظیفه مهم موفق و مؤید باشید. برای اطلاع از متن کامل نوشتهٔ اینجانب در رابطه با تشکیل احزاب سیاسی میتوان به کتاب «خاطرات اینجانب پیوست ۱۱۷ صفحه ۱۰۳۱ مراجعه نمود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۷/۹ دفتر آیتالله العظمی منتظری
«VA⟫ پاسخ به سؤالات « رادیو فردا» پیرامون تشیع و مرجعیت دینی الله بسمه تعالی ۱۳۸۳/۸/۱۶ حضور آیتالله حسینعلی منتظری با سلام و آرزوی سلامتی و پایداری رادیو فردا تصمیم دارد برنامه ای دربارهٔ تشیع و مرجعیت دینی تهیه کند. در این باره با آیتالله سید محمد حسین فضل الله در بیروت گفتگو کرده ام. ایشان نظر خود را دربارۀ اسلام و مسائل دنیای جدید و از جمله مسأله مرجعیت و ولایت فقیه بیان کرده است. گردانندگان رادیو فردا و من مشتاق شنوندگان فارسی زبان این رادیو و نیز شنوندگان رادیو بین المللی آزادی را از دیدگاههای شما در مقام یکی از مراجع تقلید شیعه آگاه کنیم اگر گفتگوی تلفنی از جانب شما امکان پذیر نیست، خواهش میکنم به پرسشهای زیر به صورت کتبی پاسخ دهید. هستیم ۱ - به نظر میرسد اسلام در افکار عمومی بسیاری از کشورهای جهان اکنون معنایی هراس آور یافته، زیرا معمولاً در کنار واژه هایی چون «خشونت» و «تروریسم» آورده میشود. در جهان اسلام شماری از مراجع و بزرگان سنتی دینی همراه بسیاری از روشنفکران اسلامی تلاش میکنند حساب اسلام را از استبداد سیاسی خشونت و ترور جدا کنند. اما بیرون جهان اسلام بیشتر صدای نمایندگان استبداد دینی و خشونت طلبی به نام اسلام به گوش میرسد از نظر شما چرا نمایندگان اسلام صلح جو، مداراگر و آزادیخواه هنوز نتوانسته اند صدای خود را بر غوغای نمایندگان اسلام خشونت و استبداد چیره کنند؟ ۲ مسأله ولایت مطلقه فقیه از نظر کارشناسان علوم سیاسی مانع عمده در راه شکل گیری دموکراسی در ایران است. شما تنها فقیهی بوده اید که پس از آیتالله خمینی، مبانی فقهی برای
پاسخ به سؤالات «رادیو فردا ۳۹ ولایت فقیه تأسیس و آن را به تفصیل منتشر کرده اید به نظر میرسد در سالهای اخیر در این مبانی تجدید نظر نموده اید. آیا ممکن است به اختصار علت تجدید نظر در مبانی ولایت فقیه را بیان کنید؟ اگر اکنون به مفهومی از ولایت فقیه باور دارید، این مفهوم چه تفاوتی با تلقی رسمی امروزی از ولایت فقیه دارد؟ ۔ قانون عرفی از نظر شریعت چه جایگاهی دارد؟ آیا ولایت فقیه که مفهومی کاملاً فقهی و در نتیجه دینی است میتواند با مفهوم عرفی و غیر دینی «قانون» محدود و مضبوط شود؟ آیا قانون عرفی میتواند مراجع اقتدار دینی را تحت ضابطه خود بگیرد؟ ۴- مرجعیت شیعه در حال حاضر چه نسبتی با ولایت فقیه دارد؟ آیا مرجعیت شیعه بویژه در ایران میتواند در مقام اقتداری مذهبی و مستقل از حوزۀ حکومت آزادانه فعالیت کند؟ آیا ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه با آزادی فقیهان در بیان آرا و اقوال و مدیریت نهاد فقهی و دینی مرجعیت در تضاد نیست؟ ۵- از نظر شما دموکراسی به مفهوم لغو هرگونه امتیاز مذهبی و غیر مذهبی در دستیابی به قدرت سیاسی و آزادی انتخاب شکل و ماهیت نظام سیاسی برای مردم به نفع مرجعیت شیعه است یا به زیان آن؟ پیشاپیش از لطف شما در توجه و پاسخ به این پرسشها سپاسگزارم. مهدی خلجی - پراگ آبان ماه ۱۳۸۳ بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای مهدی خلجی وفقه الله تعالی لمرضاته پس از سلام و تحیت توجه شما به مسائل دینی و تحقیق و بررسی جنابعالی نسبت به آنها موجب تشکر است. برای پاسخ مفصل به پرسشهای شما بجاست به کتابهای اینجانب از جمله کتاب دراسات فی ولایة الفقیه که به فارسی ترجمه شده و کتاب «دیدگاهها مراجعه شود؛ ولی به نحو اجمال:
اساسی ترین مشکل در راه حاکم شدن اسلام واقعی ] ج ۱ - بروز و ظهور و کارایی یک نظریهٔ صحیح در گرو دو امر است: ۱ - تفسیر و بیان درست و منطقی از آن - ۲ برطرف کردن موانع رشد و شکوفایی یا اجرایی آن. امر اوّل نسبت به سؤال مورد نظر که مربوط به حوزه دین است مسئولیت خطیری است که عهده دار آن اسلام شناسان واقعی و نظریه پردازان دینی بوده و میباشند؛ انجام این مسئولیت گرچه در طول تاریخ اسلام تاکنون از سوی کج فکران یا زورمندان دچار مشکلات بزرگی گردیده است و افراد و نحله های مختلف به تفسیرهای غلط از دین پرداخته و یا زورگویانی با اتکا به قدرت به مقابله با اندیشمندان واقع بین برخاسته اند، ولی با این حال این رسالت به واسطه داشتن پشتوانه صحیح و منطقی همانند جویباری روان و زلال هرچند اندک، به مقدار قابل توجه و شایسته تحسین تحقق یافته است و عمده مانعی که در مسیر رشد و گسترش آن قرار داشته چیزی است که در امر دوّم به آن اشاره میشود. امر :دوم یک تکلیف عقلی و همگانی است تا فضای مناسب و آزاد را برای خودنمایی افکار گوناگون و نقد آن در سطح وسیع جامعه به وجود آورده تا برترین و منطقی ترین نظریه و برداشت از دین که با روح شریعت و فطرت انسانی سازگارتر است بر کرسی مقبولیت بنشیند. متأسفانه قصور یا تقصیر در این زمینه باعث گردیده تا در بیشترین مقاطع تاریخ حاکمان خودکامه که منافع شخصی یا گروهی خود را در خطر و تضاد با معارف اصیل و فطری اسلام میدیده اند با تکیه بر اریکه قدرت بزرگترین موانع را در راه شکوفایی دیدگاههای درست و منطقی از دین در مرحله اجرا به وجود آورند؛ این خطر آنگاه مضاعف میگردد که مقابله با اندیشمندان و دین شناسان، چهره دینی و قانونی گرفته و در پرتو شعار دفاع از دین، آزادی و حمایت از قانون و با شیوه های مختلف تفسیق تکفیر و نسبت همکاری با بیگانگان،
پاسخ به سؤالات «رادیو فردا ۳۶۹ به سرکوب و انزوا کشاندن آنان پرداخته شود؛ اینجاست که عالمان متعهد دین شناس گاه از روی ترس و تقیه و گاه برای رعایت مصالحی که در نظر خود مهمتر میدانند مهر سکوت بر لبها زده و یا اینکه ناچار تک و تنها به مسئولیت روشنگری خود پرداخته و تاوان سنگین آن را هم بپردازند. به هر صورت میتوان گفت اساسی ترین مشکل در راه حاکم شدن اسلام واقعی همین امر دوّم است که برطرف شدن آن منوط به رشد دینی و عقلانی در سطوح مختلف جامعه به صورت یک فرهنگ پایدار، همراه با عزم و اراده ملی میباشد. ولایت فقیه و مرجعیت شیعه ] . ج ۲ و ۳- همان طور که بارها گفته ام منظور از ولایت فقیه» از آن جهت که وصف فقاهت در آن معتبر است در حقیقت ولایت فقه و فهم شریعت بر بخش حاکمیت جامعه است. زیرا هر چند اساس حاکمیت آرای مردم است ولی اکثریت مردم ما مسلمانند و اسلام نسبت به مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستور و برنامه دارد، و فقیه کارشناس آنها میباشد و اگر قید اعلمیت» را نیز شرط بدانیم چون مستفاد از روایات وارده و اعتبار عقلی لزوم این قید است در این صورت ولایت فقیه اعلم به معنای نظارت و تثبیت قویترین فهم و برداشت از دین بر بخش حاکمیت جامعه است، به گونه ای که ملاک موافقت یا مخالفت با احکام شریعت در بخشهای مختلف قانونگذاری اجرایی و قضایی قویترین دیدگاه از شریعت میباشد. و اگر این نظارت از ناحیۀ شورای فقها و مراجع تقلید انجام شود طبعاً بیشتر مورد اعتماد خواهد بود. و هیچ گاه منظور از ولایت فقیه سیطره و جباریت بر جامعه و قیمومت بر آن همانند ل العالم قیمومت بر سفیهان و صغیران نیست. پیامبراکرم اسلام و با این که عقل کل و رسول الهی بود خداوند متعال به او میفرماید فذکر إنما أنت مذکر * لست علیهم بمصیطر (سورة الغاشیة / ۲۱ و ۲۲) پس تو یادآور باش و جز این نیست که تو یادآورنده ای، تو بر آنها سیطره نداری و میفرماید: نحن أعلم بما یقولون و ما أنت
علیهم بجبّار فذکّر بالقرآن من یخاف وعید (سورة ق / ۴۵) «ما به آنچه میگویند آگاهتریم و تو مسلّط بر آنها نیستی پس به وسیلهٔ قرآن یادآوری کن کسانی را که از وعده عذابم میترسند». چنین پس کسانی که در مرتبه ای دون شأن آن حضرت قرار دارند، به طریق اولی دارای سلطه قاهرانه نیستند با زور و چماق نه دین تقویت میشود و نه حاکمیت ثبات پیدا میکند بدیهی است ولایت فقیه به آن معنایی که اشاره شد به حسب مقاطع و شرایط متفاوت در اشکال مختلفی قابل تصویر و تحقق است؛ آنچه تاکنون به عنوان ولایت فرد یا افراد فقیه در نظریات علمی مطرح بوده است، با ملاحظه شرایط و ساختار جامعهٔ پیشین و بساطت و سذاجت آن و مقبولیت حاکمیت فردی در انظار مردم بوده است. و میتوان گفت اگر همراه با تکامل و رشد مذهبی و سیاسی جامعه شرایطی نو پیش بیاید به طوری که جامعه دینی بتواند توسط نخبگان و فرهیختگان آگاه به اسلام و احزاب متعهد و مسلمان و طرق دیگر مانند تصویب قوانین مشروع و محدود کردن قدرت حاکمان حاکمیت را وادار به اجرای احکام شریعت نماید، در این صورت هدف اساسی و اصلی از ولایت فقیه تأمین گردیده است. گفتنی است ولایت فقیه و حاکمیت آن به نظر اینجانب و نیز مطابق با آنچه در قانون اساسی است، امری مردمی و مشروعیت آن مستند به آرا و انتخاب عرف و اکثریت مردم است و بر اساس این مبنا مردم که صاحبان واقعی حکومت اند میتوانند با در نظر گرفتن احکام، اسلام قدرت حاکمه را به هر شکل و شمایلی که مصالح آنان را برآورده ساخته و منافی با اهداف شرع هم نباشد محدود نمایند، و این امر هیچ محذور عقلی یا شرعی در پی ندارد آنچه مشروع نیست آن است که یک جامعه و عرف متشرع که اسلام را به عنوان مکتب الهی برای خود پذیرفته است پذیرا یا تثبیت کننده حاکمیت فرد یا سیستمی باشد که مستبدانه برخلاف احکام شرع مبین حکمرانی کند و هیچکس حق اعتراض نداشته باشد.
پاسخ به سؤالات «رادیو فردا - ج ۴ «ولایت فقیه اگر با تصویر صحیحی که اجمالاً به آن اشاره شد و تفصیلاً نیز در دیگر مکتوبات خود به آن پرداخته ام مورد نظر باشد نه تنها با آزادی فقیهان در بیان آرای خود مخالفتی ندارد بلکه همگام و همسان با آن در حرکت و تکاپوست. ولی ولایت فقیه به معنایی که قدرت حاکمه به تشریح آن پرداخته و شرع و قانون را در راستای آن تفسیر نموده عرصه را برای بیان برخی از آرا و نظرات فقهی، سیاسی و اجتماعی فقها تنگ کرده است. امید میرود مسئولین امر اگر تاکنون بر مضار این امر واقف نگشته اند آگاهی یافته و ضایعه های جبران ناپذیری را که از این طریق بر پیکر دین و حتی بر جایگاه مردمی خود آنها وارد میگردد ترمیم نمایند. حاکمیت باید خود را با آرای مراجع تقلید هماهنگ نماید نه این که انتظار داشته باشد مراجع تقلید ابزار حاکمیت او باشند. ج ۵- مرجعیت شیعه» به لحاظ اینکه یک پایگاه دفاعی برای تفسیر و تبیین دین و مکتب تشیع محسوب شده و در راستای تحقق اهداف آن میاندیشد، طبعاً نمیتواند نظر به لغو هرگونه امتیاز دینی و مذهبی در دستیابی به قدرت سیاسی در هرمهای مرکزی و کلیدی آن که سکاندار تدبیر جامعه است داده و آن را تجویز نماید. بله در ارتباط با بخشهایی دیگر از مناصب سیاسی مرجعیت حق دارد با در نظر گرفتن مصالح نسبت به پیروان دیگر ادیان یا مذاهب الهی امتیاز دینی و مذهبی را الغاء، نماید ولی نسبت به مخالفان دین هرگز چنین حقی را نداشته زیرا این امر با وظیفۀ الهی که بر عهده دارد هیچ سازگاری ندارد. إن شاء الله موفق باشید. ۱۳۸۳/۸/۱۶ حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۸/۲۲ (۷۹) پیام به مناسبت درگذشت برادر مجاهد آقای ابوعمار یاسر عرفات بسم الله الرحمن الرحیم إنا لله وإنا إلیه راجعون برادران و خواهران مظلوم فلسطین و قدس شریف کمیته اجرایی «ساف» نصرکم الله تعالی بنصر قریب. پس از سلام و تحیت؛ درگذشت تأسفبار برادر مسلمان و مجاهد مقاوم آقای ابو عمار یاسر عرفات رحمة الله علیه را به شما و همه مسلمین جهان و مبارزان راه عدالت و آزادی تسلیت عرض مینمایم آن مرد بزرگ در سراسر عمر پر برکت خویش برای آزادی و استقلال ملت فلسطین و دستیابی آنان به حقوق حقه خویش از هیچ کوشش و مجاهدتی دریغ ننمود و در این راه پرفراز و نشیب سختی ها و مرارت ها و تهمت های ناروایی را به جان خرید و هیچگاه مأیوس نشد. گر چه بعضاً سیاستهای او مورد انتقاد برخی از افراد و گروهها قرار میگرفت ولی او بی تردید به چیزی جز رهایی ملت مظلوم فلسطین و قدس شریف از دست اشغالگران متجاوز نمیاندیشید. ابو عمار مجاهدی نستوه در راه اسلام پدری مهربان برای ملت فلسطین و خاری زهرآلود در چشم غاصبان و اشغالگران بود مرد مبارزی که از نوجوانی تلاش خود را در راه آرمان فلسطین آغاز و تا پایان عمر خویش در راه اعاده حقوق تضییع شده ملت مظلوم فلسطین خستگی به خود راه نداد و توانست با حربه گفتگو و نرمش نیز
پیام به مناسبت درگذشت آقای ابو عمار یاسر عرفات vro ماهیت جنگ افروزانه نژاد پرستان اشغالگر را به جهانیان ارائه دهد. به درستی نیم قرن مبارزه حق طلبانه و هوشمندانه او نه تنها برای ساکنین قدس شریف و فلسطین بلکه برای جهانیان الگو و سرمشق خوبی است. ملت بزرگ فلسطین و مبارزان راه آزادی و استقلال از هر گروه و جناحی که هستند باید با حفظ وحدت و یکپارچگی و از راه مذاکره و گفتگو با یکدیگر به حل اختلافات خویش بپردازند و اجازه ندهند که اختلاف نظر و سلیقه آنان سرزمین فلسطین را دچار تشتت و هرج و مرج گرداند. همۀ گروههای فلسطینی برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی به مرکزیت بیت المقدس به عنوان ابتدایی ترین حق خویش تلاش نمایند و در این راه حتی الامکان از شیوه های کم هزینه تر بهره گیرند. اینجانب به سازمان ملل متحد و کشورهایی که خود را ناظران روند صلح میدانند توصیه میکنم که در این راه سیاست متوازنی را پیش گیرند و در راه حمایت از ملت مظلوم فلسطین و اعاده حقوق از دست رفته آنان از هیچ کوششی دریغ ننمایند. در این زمینه آمریکا که خود را پیگیر جدی برقراری صلح در منطقه میداند متأسفانه نگاه برابری نداشته است. از یک سو از سیاستهای جنگ طلبانه و تجاوزکارانه اسرائیل حمایت میکند و آن را به انواع سلاحهای کشتار جمعی مسلح ساخته است، و از سوی دیگر گروههای فلسطینی و کشورهای اسلامی را در این رابطه تحت فشار قرار میدهد. چگونه میتوان شعار خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتار جمعی را سر داد در حالی که موشکهای اسرائیل به کلاهکهای اتمی مجهز شده و امنیت خاورمیانه را به مخاطره انداخته است؟ آیا در اختیار داشتن سلاح اتمی برای اسرائیل با آن آرمان تجاوزگرانه و شعار از نیل تا فرات جایز و دفاع مشروع به شمار میآید و داشتن همین سلاحها برای کشورهای اسلامی نامشروع و مخاطره آمیز است؟ چگونه میتوان از صلح و آرامش در منطقه سخن به میان آورد در شرایطی که
۳۷۴ ه سرزمین های فلسطین در اشغال است و در آنها شهرکهای اسرائیلی ساخته شده و پستهای نظامی و ایستهای بازرسی که موجب تحقیر صاحبان اصلی آن سرزمین است دایر میگردد و هنوز فلسطینیان در محاصره اقتصادی قرار دارند و اسرائیل برخلاف مقررات بینالمللی در داخل سرزمین فلسطینیان اقدام به کشیدن دیوار حائل مینماید؟ چگونه میتوان از حقوق بشر دم زد در حالی که هر روز در سرزمین های اشغالی خون جوانان و کودکان فلسطینی به ناحق ریخته میشود و اسرائیل با جنگی نابرابر به کشتار فلسطینیان و ویران کردن خانه های مسکونی آنان اقدام میکند؟ آیا این اعمال برای اسرائیل دفاع مشروع و برای فلسطینیان ترور و خشونت به شمار میآید؟ از همه آزادیخواهان و صلح طلبان و بشردوستان جهان از هر دین و آئینی که باشند - انتظار میرود که تمهیدی همگانی بیندیشند تا بیش از این خون بی گناهان در این منطقه ریخته نشود و پیروان همۀ ادیان و مذاهب بتوانند با صلح و آرامش و آزادی زندگی کنند و حقوق مسلم خود را بازیابند و به یهودیان صلح طلب اسرائیل نیز سفارش میکنم که اجازه ندهند حاکمان آنان اینگونه اعمال جنایتکارانه را به نام آنان انجام دهند. و به همۀ یهودیان جهان سفارش میکنم اجازه ندهند اسرائیل جنایتهای خود را به نام دین یهود مرتکب شود تا مبادا عملاً چهره شریعت آسمانی حضرت موسی الکریه و خشن نشان داده شود و به برادران و خواهران فلسطینی این سنت الهی را یادآور میشوم که صهیونیستها در اثر جنایاتی که انجام میدهند هیچگاه امنیت و آرامش را به دست نمیآورند. در سوره اعراف از قرآن کریم در رابطه با آنان میخوانیم و إذ تأذن ربّک لیبعثنّ علیهم إلی یوم القیامة من یسومهم سوء العذاب إنّ ربّک لسریع العقاب و إنّه لغفور رحیم) (صدق الله العلی العظیم). در پایان به روح همۀ شهیدان و مجاهدان راه آزادی بویژه مرحوم یاسر عرفات درود فرستاده و مغفرت و رضوان الهی را برای آنان طلب مینمایم؛ و سلامت و
پیام به مناسبت درگذشت آقای ابو عمار یاسر عرفات rvo سعادت و توفیق همۀ خدمتگزاران واقعی به حق و عدالت و آزادی فلسطین و قدس شریف را از خدای منان مسألت مینمایم. قال الله تعالی فی کتابه العزیز: و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین. ألیس الصبح بقریب. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲۸ رمضان المبارک ۱۴۲۵ - ۱۳۸۳/۸/۲۲ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش بخش فارسی رادیو بی بی سی در مورد حجاب بانوان و اشتغال آنها ۱۳۸۳/۸/۲۹ حضرت آیتالله منتظری با سلام همان طور که مستحضرید مسأله حجاب در اروپا به یک مشکل روزمره تبدیل شده است. کشورها قوانینی میگذارند که داشتن حجاب را برای دانش آموزان یا زنان معلم ممنوع میکند. من به عنوان یک مسلمان و یک ژورنالیست مایل هستم فتوای حضرتعالی را در این زمینه بدانم: * آیا زن مسلمان میتواند حجاب خود را در شرایط اضطراری بردارد؟ آیا باید خانه نشین شود یا تحصیل و تدریس را مقدم بدارد؟ این مسأله روز در جهان غرب برای مسلمین است. ممنون میشوم که نظر فتوایی شما را در این زمینه دریافت کنم. طبیعتاً این فتوی را در بی بی سی منعکس خواهیم کرد تا دیگران هم تکلیف خود یا دست کم نظر یک مرجع شیعه را بدانند. از فرصت استفاده کرده عید فطر را نیز به شما تبریک میگویم. با احترام - مهدی جامی - بخش فارسی رادیو بی بی سی با سلام و تحیت بسمه تعالی اینجانب نیز متقابلاً عید سعید فطر را به شما و همه مسلمین جهان تبریک میگویم.
پاسخ به پرسش بخش فارسی رادیو بی بی سی در این که اصل حجاب برای زن یکی از دستورات ضروری دین مبین اسلام است شکی نیست اگر چه شکل خاصی از آن ضروری دین نمیباشد. بنابراین اگر زن شغلی دارد یا میخواهد کاری انجام دهد که مراعات حجاب برای او ممکن نیست باید از آن شغل یا کار صرف نظر کرده و کار دیگری را انتخاب کند که بتواند حجاب شرعی را رعایت نماید و اگر این امر نیز برای او مقدور نیست، پس اگر ترک آن کار یا آن شغل او را به مشقت و عسر شدید و غیرقابل تحمل میاندازد و انجام آن کار یا شغل برای او امری ضروری است در این صورت بعید نیست گفته شود به اندازه رفع ضرورت و عسر و حرج بتواند مقداری از حجاب خود را که ملزم به برداشتن آن میباشد بردارد، مشروط بر این که دست برداشتن از پوشش اسلامی در موارد مذکور باعث فراموشی و از بین رفتن حجاب که شعار دین است نشود. اما اگر بتواند به گونه ای از مثل کلاه یا نهایتاً کلاه گیس هر چند زینت شمرده میشود و مانند آن برای پوشش استفاده کند باید چنین نماید. - ضمناً مسلمانان جهان باید ضمن تشکیل محافل و گردهمایی ها و سایر طرقی که در توان آنهاست از ارزشهای اسلامی دفاع نموده و از دولتهایی که خود را مدعیان رعایت حقوق بشر میدانند بخواهند که حقوق مسلمانان را محترم شمرده و رعایت نمایند. إن شاء الله موفق باشید. شاءالله والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۳/۸/۲۹ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش دانشجویان دانشگاه کلن آلمان در مورد برگزاری رفراندوم ۱۳۸۳/۹/۲۸ بسمه تعالی جناب حضرت آیتالله العظمی آقای منتظری دامت افاضاته با سلام و درود و رحمت خداوند بر شما همان طور که مستحضر هستید در رسانه ها و جراید و سایتهای داخل و خارج ایران در روزهای اخیر بحث طرح برگزاری رفراندوم مطرح میباشد. از آنجا که این طرح آرزوی ساله هر انسان آزاده و دوستدار ایران است میخواستیم لطف نموده و ما را در این رابطه چندین راهنمایی بفرمایید. با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما. هادی هومنی و دانشجویان مسلمان در دانشگاه کلن آلمان بسمه تعالی پس از سلام انتخاب حاکم و تعیین اختیارات او و نظارت بر رفتار وی حق مردم است؛ و یکی از راههای انتخاب، رفراندوم ملی و آزاد است. ۱۳۸۳/۹/۲۸ حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱۰/۲ (۸۲) پیام به حضرات آیات عظام و علمای اعلام نجف و کربلا نجف أشرف بسم الله الرحمن الرحیم إنا لله وإنا إلیه راجعون حضرت آیتالله آقای حاج سید علی سیستانی و حضرات آیات و علمای اعلام نجف أشرف و کربلای معلی دامت برکاتکم پس از سلام و تحیت اینجانب ضمن اظهار تأسف از کشتارهای وحشیانه و شهید نمودن مردم و احیاناً زوّار بیگناه به وسیلهٔ بمب گذاریها و ترورهای کور در بلدتین شریفتین و سایر بلاد عراق و محکوم نمودن آنها و ضمن تسلیت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرات آیات و علمای اعلام و حوزه های علمیه و ملت مسلمان زجردیده عراق بویژه خانواده ها و بازماندگان شهدای عزیز یادآور میشوم: همگی به حساسیت شرایط فعلی کشور عراق توجه داریم و میدانیم چه توطئه هایی در حال وقوع است؛ در چنین شرایطی به مقتضای حکم عقل و شرع لازم است همه اقشار و طبقات مردم عراق اعم از شیعه و اهل سنت و کرد و عرب تحت تأثیر القائات و تبلیغات سوء دشمنان اسلام و مسلمین قرار نگیرند و به آیه شریفه واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا توجه نمایند و با وحدت کلمه و هماهنگی همه احزاب و طبقات مختلف تحت نظارت و هدایت حضرات آیات و علمای اعلام و نخبگان ملت دولتی دلسوز و مدبّر و قوی به وسیلهٔ یک انتخابات آزاد و ملی و
فراگیر تشکیل دهند، و کشور مسلمان عراق را که متأسفانه دستخوش تحیّر و هرج و مرج و ناامنی شده است از این وضع اسفبار نجات دهند و سوژه و بهانه را از دست اشغالگران خارجی و فتنه جویان داخلی بگیرند؛ تا إن شاء الله با همت مردم و رهنمودهای عالمان دین و فرهیختگان، مردمی کشور عراق استقلال واقعی خود را بازیابد و دست اشغالگران خارجی از آن کوتاه گردد. در خاتمه سلامت وجود با برکت آقایان محترم و عزت و سربلندی اسلام عزیز و کشورهای مسلمان و توفیق عمل به وظایف شرعی و عقلی را از خدای متعال مسألت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۹ ذی القعدة ۱۴۲۵ - ۱۳۸۳/۱۰/۲ برادر شما در قم - حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱۰/۵ (۸۳) پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مرحوم حاج آقا مجتبی آیت بسم الله الرحمن الرحیم إنا لله وإنا إلیه راجعون نجف آباد - خانواده و فرزندان محترم مرد تقوا و فضیلت، سید بزرگوار و عالم خدمتگزار، مرحوم مغفور جناب مستطاب آقای حاج آقا مجتبی آیت طاب ثراه پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت معظم له را دریافت نموده و بسیار متأثر شدم. عالم متعبدی که عمر بابرکت خویش را در راه ترویج دین مبین و خدمت به اسلام و مسلمین سپری نمود و همواره معتمد مؤمنین و حامی حق و مستضعفین بود، و بر این اساس بارها مورد تعرض قرار گرفت ولی استقامت خویش را حفظ نمود. اینجانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حوزه علمیه و علمای اعلام و مردم شریف و مبارز نجف آباد و به شما خانواده و فرزندان و منسوبین محترم بویژه به جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ غلامحسین ایزدی دامت افاضاته تسلیت میگویم؛ و از خداوند قادر متعال برای آن مرحوم علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان و منسوبین محترم صبر جمیل و اجر جزیل و سلامت و توفیق خدمت به همه اسلام عزیز را مسألت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۲ ذی القعدة ۱۴۲۵ - ۱۳۸۳/۱۰/۵ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش بخش فارسی رادیو بی بی سی در مورد برگزاری رفراندوم و نظارت نهادهای بین المللی حضرت آیتالله منتظری با سلام الله بسمه تعالی ۱۳۸۳/۱۰/۱۴ همان طور که مستحضر هستید ظرف چند روز گذشته در مورد موضعگیری حضرتعالی دربارهٔ فراخوان ملی برگزاری رفراندوم که از طرف عده ای از دانشجویان و فعالان سیاسی و از طریق سایت اینترنتی شصت میلیون دات کام راه اندازی شده مطالب مختلفی منتشر شده است. از آنجایی که حضرتعالی پیش از این حمایت خود را از برگزاری هرگونه رفراندومی اعلام نموده اید، لطفاً نظر صریح خود را در مورد فراخوان یاد شده که به شصت میلیون دات کام» معروف شده و زمان برگزاری آن همان گونه که در فرمایشات حضرتعالی با دانشجویان مطرح شده بیان بفرمایید. در همین حال لطفا نظر خود را در مورد برگزاری رفراندوم با نظارت نهادهای بین المللی با هدف تغییر قانون اساسی در ایران بیان بفرمایید. بسمه تعالی با تشکر فراوان بخش فارسی رادیو بی بی سی پس از سلام، در غیر معصومین ثبوت حاکمیت برای فرد و بقا و شکل آن تابع انتخاب و آرای مردم است و انتخاب مردم یک زمان و قوانین مصوبه آنان برای نسل
پاسخ به پرسش بخش فارسی رادیو بی بی سی بعد اعتبار شرعی و قانونی .ندارد اینجانب بارها این مطلب را در کتابها و نوشته های خویش بیان کرده ام و مرحوم آیتالله خمینی پس از بازگشت به ایران در بهشت زهرا فرمودند: پدران ما حق نداشتند سرنوشت ما را تعیین نمایند. تعیین سرنوشت هر نسلی در اختیار خود آن نسل است؛ و رفراندوم آزاد و ملی یکی از طرق انتخاب است و تشخیص نظارت نهادهای بین المللی نیز حق خود مردم است. البته از نظر کتاب و سنت در حاکم منتخب مردم شرایطی معتبر است که مردم مسلمان و متعهد به اسلام طبعاً آنها را رعایت خواهند کرد. ۱۳۸۳/۱۰/۱۴ حسینعلی منتظری
پاسخ به سؤال خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در خصوص تعیین سقف مهریه زنان بسمه تعالی ۱۳۸۳/۱۰/۱۷ حضرت آیتالله العظمی منتظری دامت برکاته با سلام احتراماً نظر به طرح اخیر مجلس شورای اسلامی در خصوص تعیین سقف مهریه زنان در ازدواج توسط شورایی منتخب با توجه به منطقه محل سکونت زوجین، نظر جنابعالی در این خصوص و اشکال و یا عدم اشکال چنین طرحی موجب امتنان فراوان خواهد بود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. با سپاس - سرویس اجتماعی خبرگزاری کار ایران (ایلنا) بسمه تعالی سر خبرگزاری کار ایران (ایلنا) با سلام و تحیت هرچند رویه زیاد نمودن مهریه که متأسفانه امروز یک سنت شده مانع بزرگی در راه ازدواج جوانان شده است ولی راه مقابله با آن منع قانونی و اعمال زور نمیباشد؛ زیرا
پاسخ به سؤال خبرگزاری کار ایران (ایلنا) اوّلاً منع آن به عنوان اولی برخلاف قرآن و روایات است؛ ظاهر قرآن که میفرماید و إن أردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم إحدیهن قنطاراً فلا تأخذوا منه شیئاً سورۀ نساء (۲۰) جواز آن است زیرا قنطار به معنای مال زیاد و یک پوست گاو پر از طلا تفسیر شده است. نقل شده که عُمَر بر منبر گفت: در صداق زنها زیاده روی نکنید، اگر به من خبر رسد که در مهر بیش از آنچه رسول خدا قرار داده قرار داده اید من زیاده را به بیت المال بر میگردانم هنگامی که پائین آمد زنی از قریش به او گفت: کتاب خدا سزاوارتر است به پیروی یا گفتار تو؟ گفت کتاب خدا گفت: خداوند در کتاب خود فرموده است و آتیتم احدیهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شیئاً پس عمر دوبار یا سه بار گفت: «کل أحد أفقه من عمر پس به منبر برگشت و گفت: «من شما را از زیاده روی در مهر منع کردم آگاه باشید هر کس هرچه میخواهد در مال خود انجام دهد.» (سنن بیهقی، ۲۳۳/۷) پس اگر مال زیادی به عنوان مهر به زن داده شد هیچ کس نمیتواند به هیچ عنوانی چیزی از آن را از زن پس بگیرد و روایات زیادی دلالت میکند بر این که برای مهر، حدی از نظر کم و زیادی وجود ندارد وسائل الشیعة، ابواب المهور، باب ۱). بلی روایات متعددی نیز دلالت دارند بر این که مستحب است مهر زنان به مقدار مهرالسنة یعنی پانصد درهم باشد. (همان، باب (۴) و روایاتی نیز دلالت دارند بر این که زیاد بودن مقدار مهر مطلوب شارع نمیباشد. از آن جمله از پیامبر نقل شده: بهترین زنان امت من زنانی هستند که سیمای آنان بهتر و مهر آنان کمتر باشد و از امام صادق نقل شده زیاد بودن مهر زن علامت شوم بودن و بی برکتی آن زن میباشد.» (همان، باب ۵). وثانیاً منع آن به عنوان ثانوی و ضرورت اجتماعی و به لحاظ مصالح جامعه و تسهیل امر ازدواج برای جوانان نتیجه ندارد زیرا کسانی که میخواهند مهر را زیاد
نمایند در صورت منع قانونی آن به اسم و عنوان دیگری مهر را زیاد میکنند و بتدریج همان حیله یک سنت میشود. به نظر میرسد راه صحیح مبارزه با این سنت غلط از طرفی کار فرهنگی و تبیین عوارض سوء و مفاسد بالا بودن سقف مهریه هاست؛ و از طرف دیگر پیش قدم شدن افراد شاخص و سرشناس متمکن است در هر منطقه ای در کم قرار دادن مهریه های دختران و منسوبین خود بخصوص افرادی که دارای مسئولیت های مهم ارشادی و یا دولتی هستند. إن شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۳/۱۰/۱۷ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به سؤالات خبرگزاری «رویترز» در مورد انتخابات آینده عراق حضرت آیتالله العظمی منتظری ۱۳۸۳/۱۱/۱ با عرض سلام و احترام این خبرگزاری قصد تهیه گزارشی در مورد انتخابات عراق را دارد لذا تقاضا دارم از آنجا که شما یکی از صاحبنظران در ایران هستید لطف فرموده و به سؤالات این خبرگزاری پاسخ فرمایید. ۱ - سرکار آمدن یک حکومت شیعه در عراق چگونه بر روابط ایران و عراق تأثیر خواهد داشت؟ ۲ - روحانیون در حکومت جدید عراق چه نقشی باید ایفا کنند؟ آیا جدایی دین از سیاست باید در عراق تشویق بشود؟ ۳- آیا بر سرکار آمدن یک حکومت شیعه در عراق باعث جنگ داخلی در عراق خواهد بود؟ حقوق سنّیها چگونه حفاظت خواهد شد؟ ۴ آیا قدرت گرفتن نجف به عنوان مرکزیت شیعه نفوذ قم را کمتر خواهد کرد؟ بسم الله الرحمن الرحیم خبرگزاری رویترز دام توفیقاتهم با تقدیم احترام - پل هیوز پس از سلام در پاسخ به پرسشهای چهارگانه شما در رابطه با انتخابات آینده عراق به نحو اجمال نکته هایی را یادآوری میکنم:
روابط ایران و عراق ] - ج ۱ روابط کشورها باید بر اساس احترام متقابل و شناخت حقوق یکدیگر و رعایت قوانین بین الملل و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر باشد؛ حالا حکومت آینده عراق حکومت شیعی باشد یا غیر شیعی تعیین حاکم و روش حکومت او حق همۀ مردم است که باید با انتخابات آزاد و فراگیر تعیین شود به حکم عقل و شرع لازم است همۀ طبقات مردم عراق اعم از شیعه و سنّی، کرد و عرب و حتی اقلیتهای دینی در تعیین سرنوشت کشور خویش دخالت نمایند و مصالح عالیه کشور و ملت را در نظر بگیرند، و سوژه و بهانه را از دست اشغالگران و فتنه جویان بگیرند. البته چون اکثریت مردم عراق دارای مذهب تشیع میباشند، طبعاً ممکن است با انجام انتخابات آزاد و مردمی اکثر انتخاب شوندگان شیعه باشند. ولی آنان باید بر طبق حق و عدالت و قوانین و مقررات و رعایت حقوق همه شهروندان و طبقات و مذاهب عمل نمایند. [ نقش روحانیون در حکومت عراق ] ج ۲ اینجانب نمیتوانم برای علما و روحانیون عراق تعیین وظیفه نمایم ولی فکر میکنم با توجه به تجربه ایران - روحانیون عراق در امور اجرایی کشور که در تخصص آنان نیست دخالت نکنند و آنها را به اهلش واگذار نمایند. بلکه به مناسبت حکم و موضوع مناسبترین کار برای آقایان محترم نظارت بر قوانین مصوبه است به گونه ای که مخالف با اسلام نباشد؛ و در صورت تخلف مجریان از موازین اسلامی به آنان دوستانه تذکر دهند زیرا ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر از واجبات اسلامی است و همۀ مسلمانان بویژه علمای اعلام نمیتوانند نسبت به این دو فریضه الهی بی تفاوت باشند.
پاسخ به سؤالات خبرگزاری «رویترز» حقوق شیعیان و سنّیها ] ج ۳- چنانچه یک حکومت شیعی در عراق روی کار آید، اگر طبق قوانین و مقررات اسلامی که به اعتقاد ما برحسب موازین عقلی و وجدانی تنظیم شده است عمل نماید هیچگونه برخوردی با اهل سنّت نخواهد داشت؛ زیرا هر دو گروه مسلمانند و برحسب کثرت مشترکات میتوانند با هم تفاهم نمایند. بلکه اقلیتهای دینی و کسانی که به دین خاصی معتقد نیستند نیز از نظر انسانیت و شهروندی دارای حقوقی میباشند که لازم است رعایت شود؛ و در قرآن کریم میخوانیم: لا إکراه فی الدین. حوزه علمیه نجف و قم ] ج ۴- حوزه های علمیه نجف و قم دو شاخه از یک حقیقت میباشند و هدف واحدی را تعقیب مینمایند و حامی و پشتیبان یکدیگر بوده و هستند؛ اقتدار حوزه علمیه نجف اشرف موجب خوشحالی همه شیعیان جهان و از جمله علمای اعلام قم میباشد. البته ممکن است اختلاف سلیقه بین علمای نجف و قم یا سایر علما وجود داشته باشد که آن هم بسا به نفع، باشد زیرا اظهار نظرهای مختلف و تضارب افکار موجب پیشرفت و تکامل خواهد شد. ۱۳۸۳/۱۱/۱ قم حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱۱/۲ (۸۷) دیدار دبیرکل و اعضای نهضت آزادی ایران در دهمین سالگرد بزرگداشت مرحوم مهندس مهدی بازرگان بسم الله الرحمن الرحیم در این دیدار ابتدا گزارش مختصری از همایش دهمین سالگرد بزرگداشت که طی دو روز توسط بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان در حسینیه ارشاد تهران برگزار شد ارائه گردید. سپس حضرت آیتالله العظمی منتظری ضمن تبریک عید قربان و تقدیر و تشکر از علاقه مندان آن مرحوم که به پاسداشت یاد و خاطره وی پرداختند با ذکر جمله ای از امام علی در خطبه ۲۱۰ نهج البلاغه که میفرماید: «و إنما الناس مع الملوک والدنیا إلّا من عصم الله گفتند این جمله بسیار پر محتوا و جالب است، مولا امیرالمؤمنین میفرمایند: اکثر مردم با پادشاهان و قدرتمندان و اهل دنیا هستند مگر آن کسی که خدا حفظش کند نوع انسانها به دنبال آن هستند که باد به پرچم چه کسی میخورد و چه کسی قدرت را در دست دارد چه حق و چه، باطل، تا به دنبال آن روند. در همین زمینه امام حسین این فرمودند: الناس عبید الدنیا والدین لعق علی ألسنتهم» مردم بندگان دنیایند و دین نزد آنها تنها لقلقه زبانی بیش نیست. «فإذا محصوا بالبلاء قلّ الدیانون» هنگامی که گرفتار بلا و امتحان شدند دینداران کم میشوند. وقتی بلا و امتحان و فشارها زیاد شد افراد سعی میکنند برخلاف عقیدهٔ خود حرف زده و عمل نمایند، و کم کم نفاق و دورویی رشد و گسترش پیدا میکند. از این افراد دو چهره و منافق باید به خدا پناه برد. در اوایل سوره بقره چهار آیه پیرامون اهل تقوا است، دو آیه
دیدار دبیرکل و اعضای نهضت آزادی ایران درباره کفار و سپس سیزده آیه دربارهٔ منافقان بیشترین بلا و گرفتاری ای که بر سر، اسلام تاریخ و ملت میآید از ناحیه افراد دورو و منافق است؛ افرادی که ظاهر و باطن آنها یکی نیست. اینجانب با شناختی که از مرحوم مهندس بازرگان داشتم انسانی بود که با قدرتمندان و ملوک سازش نداشت بر آنچه اعتقاد داشت بردبار و مستقیم بود، به فهم و درکش که ناشی از مطالعه و فهم عمیق بود عمل میکرد علت عمده اش این بود که با قرآن، حدیث و معنویات انس داشت. بویژه مطالعات عمیق ایشان بر روی قرآن که به نظر من خمیرمایه استواری و استقامت او از قرآن بود در قرآن خطاب به پیامبر میفرماید: « فاستقم کما امرت و من تاب معک. و میفرماید: إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا متأسفانه ما کمتر اهل استقامت هستیم ولی قرآن روی آن خیلی تأکید دارد. سعی کنید چون مرحوم بازرگان اهل، مطالعه تحقیق و بویژه بر روی قرآن و حدیث باشید؛ اگر بر فرض از من آخوند ناراحت هستید از قرآن و نهج البلاغه قهر نکنید از تشریفات و تبلیغات و فروعات زاید کاسته و به مهمات و واقعیات بپردازید و از حق و حق مداری حمایت کنید در نهج البلاغه میخوانیم: «أیها الناس لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة أهله» در راه هدایت از خلوت بودن و کمی اهل آن وحشت نکنید. «فإنّ الناس قد اجتمعوا علی مائدة شبعها قصیر وجوعها طویل» (خطبۀ ۲۰۱) زیرا مردم نوعاً بر سر سفره ای جمع شده اند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است. الحمد لله آقای دکتر یزدی هم انسانی با سابقه در انقلاب و فعالیتهای اسلامی است، بویژه قبل از انقلاب در کشورهای خارجی من یادم هست مرحوم آقای حاج حسین فرشچی ۔ خدا رحمتش کند به مرحوم آیتالله خمینی دسترسی آمده بود طبس که من در آن شهر تبعید بودم سؤال کرد آقای یزدی در ایالت های آمریکا فعالیتهای مذهبی و دینی گسترده ای دارد اجازه میدهید من قسمتی از وجوهات را در این راه صرف نمایم؟ من هم اجازه دادم این خاطره را هم بارها گفته ام نداشت،
در پاریس من خدمت آیتالله خمینی له رسیدم مطلبی میخواستم بگویم که آقای آنجا بودند ایشان فرمودند بفرمایید ایشان از خودمان هستند. ولی حالا ایشان و خیلی های دیگر را غیر خودی میپندارند. یزدی باز هم تأکید میکنم از مطالعه تحقیق و یادداشت غافل نباشید. زیرا یادداشتهای شما در آینده مورد استفادۀ خود و دیگران قرار میگیرد بر حسب روایتی - روزی امام صادق الله به مفضّل :گفت بنویس و علم خویش را در برادرانت منتشر کن، و هنگام مرگ نوشته هایت را برای فرزندانت باقی گذار زیرا روزی بر مردم میآید که زمان هرج و تحیر است و آنان به کتابهای خویش انس میگیرند». من مجدداً از شما تشکر میکنم امیدوارم خداوند مرحوم مهندس بازرگان را با اولیای الهی محشور فرماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۱۱/۲ دفتر آیتالله العظمی منتظری
پاسخ به پرسشی پیرامون حکم ارتداد ۱۳۸۳/۱۱/۱۱ بسمه تعالی با سلام خدمت حضرت آیتالله العظمی منتظری با آرزوی سلامتی برای شما و نابودی مزورین و دشمنان اسلام عزیز شده من در خارج از ایران زندگی میکنم سؤالی که در اینجا برای من و بعضی از دوستان اروپایی ام وجود دارد این است که چرا کسی را که مسلمان بوده و بعد تغییر دین داده و مثلاً مسیحی میکشند؟ در صورتی که یک فرد مسیحی هم به خدا اعتقاد دارد و در ضمن در قرآن کریم هم میخوانیم که هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست. لطفاً این سؤال مرا جواب دهید. به امید روزی که بتوانیم حضوراً از محضر شما بهره ببریم دست علی نگهدار شما باشد. دختر کوچک شما از اتریش بسمه تعالی پس از سلام، در قرآن کریم نیز در رابطه با مرتد حکم اعدام) مطرح نشده است و قدر متیقن از اعدام مرتدین که از اخبار وارده استفاده میشود در جایی بوده که کسی مسلمان زاده بوده و سپس از روی جحود و عناد برای ضربه زدن به اسلام کافر شود؛ ولی مجرد تردید و یا تغییر عقیده پس از تحقیق اگر اتفاق افتاد موجب اعدام نیست. والسلام علیکم. ۱۳۸۳/۱۱/۱۱ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش یکی از ایرانیان خارج از کشور پیرامون تفکیک رهبری دینی از رهبری سیاسی ۱۳۸۳/۱۱/۲۸ پیرو نامه مفصل یکی از ایرانیان خارج از کشور مبنی بر اعتراض به بسته شدن وبلاگ او، و پیشنهاد تفکیک رهبری دینی از رهبری سیاسی پاسخ ذیل نگاشته شده است. بسمه تعالی پس از سلام، اوّلاً: وبلاگ شما را بسته اند چه ربطی به من دارد، سایت مرا نیز مدتهاست بسته اند. ثانیاً: بر حسب استقراء کتاب و سنت اسلام نسبت به شرایط حاکمیت و روش آن بی تفاوت نیست و نسبت به آنها دستور و برنامه دارد؛ پس تفکیک رهبری دینی از رهبری سیاسی در بسیاری از موارد موجب تضاد و برخورد میشود. بهترین نظریه این است که از بین کسانی که واقعاً واجد شرایط رهبری دینی میباشند، مردم به اختیار خویش فردی را که واجد شرایط رهبری سیاسی نیز میباشد به نحو محدود نه دائم انتخاب نمایند و او چون منتخب سیاسی مردم است باید پاسخگوی ملت باشد و در کارهایی که خود تخصص ندارد دخالت نکند و هر کاری را به کارشناس آن محوّل نماید و از او بازخواست نماید تفصیل را میتوانید در کتاب دیدگاههای اینجانب در سایت ملاحظه نمایید. والسلام علیکم ۱۳۸۳/۱۱/۲۸ حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱۲/۵ (۹۰) پیام تسلیت به مناسبت حادثه ناگوار زلزله زرند کرمان بسم الله الرحمن الرحیم ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشر الصابرین * الذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا إنا لله و إنا إلیه راجعون * اولئک علیهم صلوات من ربّهم و رحمة و اولئک هم المهتدون (سوره بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷) شدن جناب مستطاب حجة الاسلام آقای حاج شیخ نعمت الله صالحی دامت افاضاته پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر ناگوار حادثه زلزله زرند کرمان و حوالی را که منجر به درگذشت صدها نفر از برادران و خواهران مسلمان و مجروح جمع کثیر و تلف اموال و احشام و انهدام خانه ها و اماکن شهری و روستایی شده است دریافت نموده بسیار متأثر شدم؛ آری همواره دوستان خدا گرفتار بلاها و مصائب بوده اند. از خدای متعال برای همۀ درگذشتگان این حادثه ناگوار رحمت واسعه الهی و حشر با ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان و داغدیدگان جمیل و اجر جزیل و برای همه مجروحین شفای عاجل از خدای منان و مهربان مسألت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. صبر ۱۳۸۳/۱۲/۵ . قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱۲/۲۹ (۹۱) پاسخ به پرسشهای آقای دکتر نعمت احمدی به نام خدا محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری با سلام و آرزوی موفقیت و طلب دعای خیر با توجه به این که کلیه قوانین ایران باید علی الاصول حسب اصل ۴ قانون اساسی بر اساس موازین اسلامی باشند و شورای نگهبان به منظور پاسداری از احکام اسلام تشکیل شده است، علی الظاهر کلیه قوانین خصوصاً قوانینی که به تأیید شورای نگهبان رسیده قطعاً منطبق با احکام اسلامی است. از طرفی در منبع احکام اسلامی یعنی، قرآن تعداد آیات الاحکام مشخص است و بسیاری از قوانین از دیگر منابع اسلامی من جمله احادیث و روایات و فتاوی استخراج شده است. حال پرسش این است: س ۱ - استخراج احادیث و روایات و نیز به کار بردن فتاوای معتبر که قاعدتاً بر عهده شورای کاربردن نگهبان است وظیفه ای است مشکل این شورا بر اساس کدام رویه منطقی و با کدام استدلال فقهی به اجماع قطعی در پذیرش حدیث و روایت و فتوای صحیح میرسند؟ و وظیفه افراد دیگری که با مطالعات مستقل و با تکیه بر عقل فقهی نظر دیگری در مقابل نظریه پذیرفته شده دارند از باب شرعی، نه قانونی چیست؟ س ۲ بعضی از قوانین که به وسیلۀ شورای نگهبان با احکام اسلامی تطبیق داده شده است و در آیات الاحکام نص خاصی در آن موضوع وجود ندارد، در عمل مواجه با اشکال میگردند؛ و اصرار بر اجرای این نوع قوانین به صرف تصویب به اعتبار حکم شرعی چه وظیفه ای را برای کسانی که نظریات فقهی دیگری را پذیرفته اند به وجود میآورد؟
پاسخ به پرسشهای آقای دکتر نعمت احمدی س ۳- وجود بعضی از قوانین که منبع شرعی آن غیر از آیات الاحکام است به چهره اسلام در جامعه جهانی لطمه میزند. آیا وقت آن نرسیده است که مجمعی از علما و فقها به همراه حقوقدانان کشور و با تکیه بر مصالح اسلام و جامعه نظریات مناسب تر فقهی را به عنوان راه حل شرعی و پشتوانه اسلامی قوانین استخراج و در تصویب قوانین پیشنهاد نمایند؟ برای نمونه: در باب مسکر آیات مختلفی وجود دارد و در باب حرمت آن اختلاف عقاید، حال اینکه ماده ۱۷۹ قانون مجازات اسلامی مقرر میدارد هرگاه کسی چند بار شرب مسکر بنماید و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه سوم کشته میشود.» یا تبصره ۲ ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی مقرر میدارد: «در صورتی که شخصی کسی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص و یا مهدورالدم نبوده است، قتل به منزله خطای شبیه عمد است؛ و اگر ادعای خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند، قصاص و دیه از او ساقط میشود. این تبصره با اساس وجود دادگستری که مرجع تظلم خواهی است و وظیفه قضات یعنی اجرای قوانین - در تضاد است. همین امر باعث بروز اشکالاتی برای دادگستری و در نهایت وقوع قتل هایی شده است که آخرین آن قتلهای محفلی کرمان بود که عده ای جوان بسیجی به این تفکر که فلان کس شراب خورده است یا معتاد و با تکیه بر شنیده های خود از یکی از علما که گفته است باید امر به معروف کرد و در نوبت اول نصیحت در نوبت دوم معرفی به حاکم و در نوبت سوم به تشخیص خود عمل کرد و با اعتقاد به اینکه فرد اصلاح ناپذیر است و مهدورالدم، شخصاً او را کشت، دردسری واقعی برای قوه قضائیه درست کردند و استانی را به التهاب کشاندند. مهمترین چالش موجود مادۀ ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی است که مقرر میدارد پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.» این ماده باعث قتلهای زیاد و استناد پدر و جد پدری به این ماده شده است. درخواست دارم با تکیه بر مفتوح بودن باب اجتهاد که راز ماندگاری فقه شیعی است و با در نظر گرفتن احکام ثانویه در خصوص مسائل شرعی نظر فقهی خود را در باب سؤالات فوق و
مطالب بیشمار دیگری که در اکثر مواد قانون مجازات اسلامی میتوان یافت و نیز درباره لزوم تشکیل مجمعی از فقها و علما و حقوقدانان در خصوص بازنگری و اصلاح قانون مجازات، اسلامی، خصوصاً موادی که منبع تصویب آنها غیر از آیات الاحکام میباشد، به جهت ارشاد جامعه حقوقی که دست اندرکار اجرای قوانین به تصویب رسیده میباشند بیان فرمایید. و من الله التوفیق. ۱۳۸۳/۱۱/۱ نعمت احمدی - استاد دانشکده حقوق و وکیل دادگستری بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آقای دکتر نعمت احمدی دام عزه وتوفیقه پس از سلام و تحیت پاسخ تفصیلی به نامۀ جنابعالی برای اینجانب در شرایط فعلی که دارم میسور نیست، ولی به نحو اجمال یادآور میشوم: [اختلاف نظر در مباحث فقهی ] ج ۱ مطابقت قوانین مصوبه با رأی و برداشت تمامی فقهای شیعه در مواردی که اختلاف رأی و فتوی وجود دارد امری است محال و در مواردی که مخالفت آنها در فتوی احراز نشده است نیز احراز، مطابقت امری بسیار مشکل میباشد. بر پایه قانون اساسی پیشین مرجعیت یکی از شرایط رهبری بود و طبیعتاً بر اساس ملاک بودن نظرات فقهی رهبر در چهارچوب حاکمیت و حجیت رأی اعلم در موارد اختلاف، مطابقت قوانین مصوب با رأی مرجع اعلم که رهبر است امکان پذیر بود؛ ولی آنچه بر اساس قانون اساسی موجود بعد از بازنگری امکان پذیر شد و شورای نگهبان موظف به تشخیص و نظارت بر آن است عدم مخالفت قوانین مذکور با اصول مسلّمه و احکام اوّلی و ثانوی روشن اسلام و ضروریات فقه شیعه و آراء مشهور فقهاست. و در انجام این مسئولیت هیچگونه اجتهاد و استنباط فقیهانه ای از سوی شورای
پاسخ به پرسشهای آقای دکتر نعمت احمدی نگهبان در کار نیست و اعتباری هم نخواهد داشت. کار آنها در این زمینه و برای حسن عمل به وظیفه نظارتی که دارند تنها نوعی تتبع در انظار فقهی و آراء فقها و در مرحله ای دیگر تفسیر صحیح و مطابق با واقع و فراجناحی از قانون اساسی است و شورای مزبور در این تشخیص و تفسیر حق هیچ نوع ابراز و تحکیم رأی شخصی فقهی و یا اعمال و تحمیل سلیقه سیاسی در تفسیر قانون اساسی را ندارد و تشخیص و تفسیر آنان هیچگونه اعتبار قانونی و حتی شرعی نخواهد داشت. لازم به تذکر است که بنابر این که موافقت قوانین مصوب با آراء همه فقها معتبر نبوده بلکه در صورت اختلاف فتوی عدم مخالفت با اصول قطعی و احکام ضروری و آراء مشهور فقها کافی باشد و شورای یاد شده به وظیفۀ خود عمل نماید، دیگر انظار فقهی مختلف در این راستا اعتبار قانونی نداشته و ملاک سنجش نمیباشند؛ زیرا این امر موجب هرج و مرج در مقام قانونگذاری میشود بلی افراد صاحب نظر که رأی فقهی مخالف با رأی دیگران دارند تنها میتوانند ابراز نظر کرده و برای اثبات صحت نظریه خویش استدلال و برهان اقامه کنند و هر چند نظریهٔ دیگران برای این افراد حجیت شرعی و عقلی ندارد، ولی مخالفت عملی علنی نیز منجر به اختلاف نظم اجتماعی و کشمکش در جامعه خواهد شد. شناسایی موضوعات احکام ثانوی ] ج ۲ علاوه بر قرآن کریم، سنت و عقل دو منبع دیگری هستند که حجت بودن آن دو در مقام استنباط احکام شرعی در جای خود به اثبات رسیده است، و نادیده گرفتن هر یک از آنها خروج از خطوط اصلی برای فهم و رسیدن به معارف دینی است؛ بر حسب حدیث ثقلین که مشهور بین الفریقین میباشد رسول خدا عترت خود را که مقصود ائمه طاهرین است در مرحله حجیت عِدل کتاب خدا قرار دادند و تمسک به هر دو را لازم دانستند منتها در مورد تعارض روایات و اخبار و بالطبع
تفاوت فقها در انظار و افکار همان طور که در پاسخ نخست اشاره شد، صرف عدم مخالفت قوانین با ضروریات و اصول مسلّمه و احکام شرعی اوّلی و یا احکام ثانوی که مخصوص به موارد ضروری میباشد کافی است. یادآوری میشود شناسایی موضوعات احکام ثانوی، احتیاج به کارشناسی صحیح در موضوعات مربوطه توسط کارشناسان مجرب و متشرع دارد. به نظر میرسد نگرش علمی از این سو و گام عملی برداشتن در آن و پرهیز از هرگونه خود اندیشی و خود عملی گروهی و سیاسی و در نظر گرفتن مصالح کلان و عامه، حلال بیشتر مشکلات در این عرصه است. لزوم بازنگری و اصلاح قانون مجازات اسلامی ] ج ۳ در این که احکام شریعت بنابر نظر عدلیه تابع مصالح و مفاسد واقعی است شکی نیست و نیز در اینکه مصالح و فلسفهٔ بخشی از احکام اجتماعی و جزائی اسلام برای عقل جمعی انسانها که به دور از اهواء و نفسانیات باشد قابل کشف و دسترسی میباشد نیز بحثی نیست به نحوی که با اطمینان میتوان گفت اینگونه احکام دارای اسرار مرموز و غیبی و غیر قابل فهم برای بشر نمیباشد. منتها در مقام استنباط احکام نباید از متد لازم یعنی استفاده از قرآن و روایات قطعی و یا مورد وثوق و نیز حکم قطعی عقل و عقلا خارج شد. از طرفی با توجه به این که هدف اصلی از تشریع احکام جزائی اسلام حفظ جامعه از تعدی و تجاوزات افراد مجرم به نفوس و اموال و حقوق مردم و تنبه و اصلاح مجرمین و هدایت آنها میباشد و نیل به این هدف با تغییر و تحول جوامع در ابعاد، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در همه جوامع و اعصار یکسان نخواهد بود، از این رو ممکن است بعضی از مجازاتها به خاطر عدم تبیین صحیح اهداف آن یا عدم اجرای آنها مستلزم بدبینی به اصل شریعت و وهن آن، گردد، در چنین فرضی باید هر چند به طور موقت از اجرای آنها خودداری شود. صحیح
پاسخ به پرسشهای آقای دکتر نعمت احمدی ۴۰۱ از طرف دیگر با توجه به امر فوق الذکر و این که تغییر مصالح و مفاسد مذکور که علت اصلی تشریع احکام جزائی است چه بسا موجب تغییر موضوع احکام میشود، سزاوار است فقیه در مقام استنباط حکم و تنقیح موضوع آن از مشورت با سایر فقها و صاحبنظران و نیز حقوقدانان متدین در یک مجمع فقهی و حقوقی استفاده نماید تا در مقام استظهار و استنباط اطمینان بیشتر به تشخیص خود پیدا نماید. تشکیل چنین مجمعی که از دیر زمان احساس نیاز به آن وجود داشته است قطعاً در مطابقت اجتهاد فقها با اهداف شریعت و درک بهتر مصالح و مفاسد واقعی احکام و رشد جوامع دینی و ارائۀ چهرهٔ عادلانه اسلام در عصر کنونی تأثیر زیادی خواهد داشت. در این صورت چنانچه فقیهی با استناد به کتاب و سنت و عقل قطعی و جمعی در موارد مذکور در سؤال به نتایجی رسید که با فتاوای دیگر متفاوت میباشد، ضمن برخورداری از اعتبار و قوام، لازم میتواند فتاوای او برای تنگناهای جامعه راهگشا و مفید نیز باشد. اصولاً با پیچیدگی جوامع کنونی و گستردگی دامنۀ علوم و بخصوص علم فقه و حقوق اجتهاد و استنباطهای فردی و به دور از مشورت با سایر صاحبنظران کمتر مصیب و پاسخگوی نیازهایی است که به خاطر رفع آنها تشریع احکام جزائی و اجتماعی انجام شده است اینها اصول و نکاتی کلی است که اغماض از آنها در مقام استنباط روا نیست ولی مواردی که شما در نامه خود به عنوان نمونه هایی از چالش ذکر کرده اید از مواردی است که قابل دفاع فقهی و حتی دفاع از نظر فلسفه احکام است که طبیعتاً بحث پیرامون آنها مجال بیشتری را میطلبد. توفیق جنابعالی را از خدای متعال مسألت دارم. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۳/۱۲/۲۹ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسش بخش اینترنتی فارسی بی بی سی پیرامون مصادیق «قتل «نفس» حضرت آیتالله منتظری با سلام بسم الله الرحمن الرحیم ۱۳۸۴/۱/۹ چنانکه مستحضر هستید این روزها در آمریکا مشکلی مورد بحث عمومی است که در ایران و کشورهای اسلامی نیز مشکل ناشناخته ای نیست. در بسیاری از اوقات پزشکان اعلام میکنند که از بیماری که به طور مصنوعی و به کمک دستگاه زنده نگه داشته شده قطع امید کرده اند و باید او را از دستگاه جدا کرد و اجازه داد تا بمیرد آیا به نظر حضرتعالی خاتمهٔ زندگی فرد از این راه با موازین اخلاقی اسلام سازگار است؟ فتوای شما دربارۀ خاتمه دادن به زندگی فرد از روی ترحم چیست؟ این گروه از بیماران که به بیماریهای لاعلاج دچارند معمولاً وصیت میکنند که در صورت قطع امید از آنها به این کار راضی اند. گروه دیگری هم بدون این که در اغما باشند به دلیل رنج جانکاهی که میبرند خواستار خاتمه دادن به زندگی خود هستند. آیا تمکین به نظر پزشک یا بیمار در مورد خاتمه دادن به زندگی بیمار از نظر موازین اسلامی قابل قبول است؟ فرصت را مغتنم شمرده عید نوروز را به شما تبریک میگویم. با احترام مهدی جامی - بخش اینترنتی فارسی بی بی سی ۲۲ مارس ۲۰۰۵
پاسخ به پرسش بخش اینترنتی فارسی بی بی سی ۴ بسمه تعالی پس از سلام و تبریک متقابل در مفروض سؤال اوّل که طرف گرفتار مرگ مغزی شده، اگر حتی یک هزارم احتمال وجود دارد که شعور او برگردد، جدا کردن دستگاه تنفس از او جایز نیست؛ ولی اگر به تشخیص پزشکان متخصص و متعهد مغز او صددرصد مرده است و برگشت حیات امکان ندارد ادامهٔ تنفس مصنوعی به وسیلهٔ دستگاه واجب نیست؛ زیرا او در حقیقت مرده است؛ و بر جدا کردن دستگاه عنوان قتل نفس صادق نیست. ولی در مفروض سؤال دوم که طرف حیات دارد هر چند او رنج میبرد لیکن قطع حیات او جایز نیست و عنوان قتل نفس بر آن صادق است؛ و خود طرف نیز حق ندارد کشتن خود را اجازه دهد لازم است او را به اندازه قدرت معالجه نمود. والسلام علیکم. ۱۳۸۴/۱/۹ حسینعلی منتظری