کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد دوم ‹ بخش ۹

دیدگاه‌ها - جلد دوم

بخش ۹ از ۱۲

هر تربیت افراد خاطی و مجرم می‌باشد. و چون تشریع آنها برخلاف اصل اوّلی تسلط انسانی بر خود می‌باشد لذا باید به قدر متیقن که مورد اذن قطعی شارع می‌باشد اکتفا نمود؛ و آن مواردی است که تعزیر کمتر موجب هتک حرمت انسانی وی گردد. بر این اساس اگر نوع تعزیر یا شکل اجرای آن موجب هتک کرامت انسانی و در تعارض با مبانی و ارزشهای پذیرفته شده اخلاقی در یک جامعه باشد، دلیلی بر جواز آن وجود ندارد. به علاوه تعزیر برای رعایت مصالح فرد و جامعه و حفظ حقوق الهی و مردمی است، و هتک حرمت و کرامت انسانی خود از اموری است که مبغوض و منهی عنه شارع است، و چگونه با امری که مبغوض شارع است حرمت احکام شریعت و حقوق الهی و مردمی حفظ می‌گردد؟ از طرفی اهانت و هتک حرمت انسانی از عناوین عرفی متغیر است که فرهنگ و آداب و رسوم ملت ها در ازمنه و امکنه گوناگون در صدق و عدم صدق آن تأثیر دارد، و چه بسا کاری در بین ملتی و یا در زمان و مکان خاصی هتک حرمت و کرامت انسانی شمرده شود و در بین ملت دیگر و یا زمان و مکان دیگر این گونه نباشد؛ چنانکه ممکن است عمل و رفتاری در زمان یا مکان خاصی اهانت و موجب تعزیر باشد و در مکان یا زمان دیگری نباشد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۲/۲۹ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

۱۳۸۳/۳/۲ (۶۷) مصاحبه خبرنگار روابط بینالملل تلویزیون اتریش (ORF) بسم الله الرحمن الرحیم ارتباط علمی حوزه قم با مراکز علمی دیگر کشورها ] دروسی که در حوزه علمیه قم تدریس می‌شود در چه رشته هایی است، و آیا حوزه قم با دانشگاهها و مراکز علمی دیگر کشورها ارتباط علمی دارد؟ جهان امروز یک دهکده جهانی است و همه شهرها و کشورها به هم مربوطند. زمان زمان ارتباطات است. قهراً حوزه علمیه قم هم توجه دارد به کتابهایی که در دنیا نوشته می‌شود به مسائلی که در آنها مطرح است و به وسیلهٔ دانشگاهها علوم و کتابها متبادل می‌شود. در نمایشگاه کتاب نیز مثلاً طلاب قم هم سراغ کتابهای خارجی می‌روند مطالعه دارند ولی در مورد تحصیل طلاب چه رشته هایی مورد توجه است فعلاً من نمی‌دانم ولی بالاخره می‌دانم که مسائل روز مورد توجه است، چون امروز دنیا به هم مربوط است نمی‌شود گفت که دور حوزه قم را دیوار بکشیم و از دنیا جدا کنیم خواهی نخواهی ارتباط دارند. حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف ] چه تفاوتی وجود دارد بین حوزه علمیه در قم و حوزه های علمیه در نجف و کربلا؟ چند سالی که صدام بود حوزه علمیه نجف در حقیقت خیلی ضربه خورد و فعّال نبود؛ و روی این اصل حوزه قم یک ارتقاء زیادی پیدا کرد حدود ۳۰ هزار طلبه الآن

در قم هست و ارتباطشان هم با دنیای خارج خیلی زیادتر است. نجف تازه بعد از صدام می‌خواهد وسعت پیدا کند و قهراً می‌توان گفت ارتباط جهانی قم با دنیا بیشتر است، بخصوص بعد از انقلاب حتی قبلش هم من یادم است که «هنری گربن» فرانسوی مدتها می‌آمد هم قم و هم تهران با علامه طباطبایی راجع به فلسفه و عرفان بحث می‌کرد، او می‌گفت در فرانسه تشخیص داده اند که عرفان اسلامی یکی از چیزهایی است که می‌شود نسل جوان را به وسیلهٔ آن جذب کرد که سراغ کارهای خلاف نروند به همین منظور روی عرفان اسلامی زیاد کار می‌کرد. و مرحوم طباطبایی جلسات زیادی هم در قم و هم در تهران با ایشان داشت. یک شب من خودم حاضر بودم در تهران که دکتر سیدحسین نصر - حالا در آمریکاست مترجم بود و من هنری گربن» را ملاقات کردم. الآن هم یک چنین ارتباطاتی هست و کتابهای خارجی علامه کنند، مورد توجه است فلسفۀ اروپایی، ها فلسفۀ غرب مورد توجه، است مطالعه می‌ک بعضی ها می‌فرستند جوانهایی را در آمریکا، کانادا و جاهای دیگر تا علوم جدید را یاد بگیرند بیایند اینجا به دیگران یاد بدهند؛ ارتباطات بالاخره وجود دارد. ما یک اخبار غیبیه ای از امامانمان داریم از جمله این حدیث از امامان ما رسیده که «در آخرالزمان علم از کوفه قطع و در قم ظاهر می‌شود. مراد از کوفه حتماً نجف بوده است؛ و در این مدتی که صدام برای حوزۀ علمیه نجف مزاحمت ایجاد می‌کرد عملاً این طور بود که قم مرکز علوم اسلامی شده بود. بعد از انقلاب توجه دنیای خارج به قم خیلی زیاد شد؛ البته ممکن است حالا یک سرخوردگی هایی پیدا شده باشد اما اوّل انقلاب قم خیلی مورد توجه خارج و داخل قرار گرفت، برای اینکه کانون انقلاب بود سبب شد بیشتر مورد توجه قرار گیرد. و کتابهایی هم که در قم نوشته می‌شود خیلی هایش به خارج صادر می‌شود. این نکته را توجه دارید که بر اثر انقلاب هم قم و هم مذهب تشیع مورد توجه جهان قرار گرفت، چون که انقلاب انقلاب شیعی بود و آیت‌الله خمینی در رأسش بود، لذا مذهب تشیع خیلی در دنیا مورد توجه قرار گرفت هم شهر قم و حوزۀ آن.

مصاحبه خبرنگار روابط بین الملل تلویزیون اتریش * با این صحبتی که شما فرمودید به نظر شما مرکز تشیع در حال حاضر قم است یا نجف و کربلا؟ البته هر دو چون نجف سابقه دارد در اثر سابقه مورد توجه علماست ولی اخیراً قم بیشتر مورد توجه واقع شده چون برای نجف صدام مزاحمت ایجاد کرده بود قم بیشتر مورد توجه بود علاوه بر این که قم چون مرکز انقلاب بود انقلاب سبب شد که دنیا به قم و مذهب تشیع توجه زیادی بکنند و حتی کتابهایی هم راجع به این جهت نوشته شده حتی آنهایی هم که مخالف هستند یک چیزهایی نوشته اند و قم را مورد توجه قرار داده اند. الآن بسیاری از علمایی که در قم هستند همانهایی هستند که در نجف بوده اند و به قم مهاجرت کرده اند، در نجف بزرگ شده اند ولی الآن در قم درس دارند. [ آیا اسلامی که در ایران هست می‌تواند الگو واقع شود؟] * به نظر شما این شیوه از اسلام که در ایران وجود دارد می‌شود به عنوان یک الگو و یک مدل قرار بگیرد برای بقیه کشورهای اسلامی؟ اگر تندروی هایی که شده و سوء استفاده ها را کنار بگذارند بله. وعده های زیادی اوایل انقلاب به مردم داده شد و مردم امیدوار بودند بنابراین بود که در کشور آزادی باشد و حکومت در دست مردم باشد. معنی جمهوری یعنی حکومت مردمی و مردم واقعاً نقش داشته باشند نقش اساسی جوری نباشد که دخالتهای ناروایی انجام شود از ناحیه شورای نگهبان یا جاهای دیگر اگر از اینها دست بردارند و به مردم بیشتر بها بدهند ممکن است ایران روزگاری الگو شود برای سایر کشورهای اسلامی. خلاصه یک تندروی ها و انحصار طلبیهایی در این وسط پیدا شده است. متأسفانه قدرت یک مقداری استبداد و انحصار طلبی می‌آورد؛ اگر دست از این استبدادها و خودسری ها برداشته شود و جوری نباشد که مثل شورای نگهبان خودشان را قیم مردم پندارند و نمایندگان مردم را به بهانه های واهی رد کنند و واقعاً حکومت مردمی

باشد، طبعاً نمونه خوبی خواهد بود. این امید ما بود که کشورهای اسلامی دیگر هم توجه کنند به این معنا. و آن چیزی هم که از اوّل گفته شد صدور انقلاب معنای صدور انقلاب این نبود که بروند مثلاً عراق یا آذربایجان را تصرف کنند یا دخالت در کشورهای دیگر بکنند، منظور این بود چنانچه مردم کشورهای دیگر می‌دیدند یک حکومت اسلامی در ایران به وجود آمده و ایده آل است و آزادی به مردم داده و از نظر اقتصادی هم پیشرفت دارد، قهراً آنها هم پیروی می‌کنند و الگو می‌شود. صدور انقلاب یعنی عملاً فرهنگ انقلاب صادر شود نه اینکه بروند و کشورهای دیگر را اشغال کنند یا در کشورهای دیگر تصرف نمایند چنین چیزی منظور نبود منتها آنهایی که دشمن انقلاب بودند این تفسیرها را در خارج کردند که اینها می‌خواهند بیایند کشورهای دیگر را اشغال کنند و همین سبب شد که ایران تحریم شد و هشت سال جنگ به ایران تحمیل کردند همان وعده ها که اوّل انقلاب داده شد «آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی» چیزهایی بودند که هر کشور اسلامی به آنها علاقه مند بود، بدون آنکه بخواهند در کشورهای دیگر دخالت کنند. شده [ تنظیم قانون اساسی ] آن زمان که قانون اساسی تنظیم می‌شد آیا شما مواظب بودید این قانون اساسی که نوشته می‌شود مطابق باشد یا نزدیکی داشته باشد با دنیای مدرن امروزی؟ واقع مطلب این است که ما سابقه قانونگذاری، نداشتیم اولین باری بود که وارد بودیم لذا آن جور که می‌بایستی قانونهای اساسی کشورهای دیگر مطالعه شود یا مثلاً عواقبی را که بر این قانون اساسی مترتب است ملاحظه کنیم این چیزها کمتر مورد توجه واقع می‌شد برای این که افراد اولین مرتبه بود که در قانونگذاری وارد شده بودند. خیلی ها هم اصلاً با دنیای خارج ارتباط نداشتند، با رادیوهای خارج، تلویزیونهای خارج یا کتابهای خارجی خیلیها سر و کار نداشتند. روی این اصل

مصاحبه خبرنگار روابط بین الملل تلویزیون اتریش قانون اساسی آن طور که دلخواه باشد طوری که در آینده به آن اشکالی وارد نباشد تنظیم نشد. بخصوص در بازنگری باز یک اضافاتی کردند مثل ولایت مطلقه فقیه که این چیزی است که برای دنیا زننده است و خود مردم ایران خیلی قبول ندارند. بنابراین یک طور قوانینی که مورد اشکال است تصویب شده و اینها در اثر این است که افراد تجربه نداشتند برای قانونگذاری خود من اوّلین مرتبه ام بود که در این رشته وارد شده بودم و من شده بودم رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی، و این طور امور مهم که مربوط به اداره کشور است تجربه می‌خواهد بر این اساس در قانون اساسی تضادهایی دیده می‌شود از یک طرف مسئولیتها به طور کلی بر عهده رئیس جمهور گذاشته شده و از آن طرف امکانات و اهرمهای قدرت در دست او نیست. آن که مسئولیت دارد باید قدرت هم دست او باشد امکانات دست او باشد. این تضادی است در قانون اساسی ما که من بعداً در نوشته هایم در کتاب دیدگاهها و جاهای دیگر خیلی اینها را تذکر دادم همۀ مسئولیتها بر عهده رئیس جمهور است اما اهرمهای قدرت دست او نیست. دموکراسی در اسلام و دموکراسی در کشورهای غربی ] به نظر شما آیا تفاوتی وجود دارد بین دموکراسی در اسلام و دموکراسی در کشورهای غربی؟ مثلاً ما در کشورهای اروپایی برای ارزشهای مسیحیت ارزش قائل هستیم هرکسی می‌تواند مراسم مذهبی خودش را به جا بیاورد، و در کنار آن باز هم دموکراسی را داریم که در واقع همه می‌توانند از منافع و امکاناتی که دموکراسی برایشان به وجود آورده استفاده کنند، آیا به نظر شما تفاوتهایی وجود دارد بین دموکراسی اسلام و دموکراسی کشورهای غربی؟ دین مقدس اسلام با سایر ادیان به نظر من اجمالاً تفاوت دارد. دین مقدس اسلام دستوراتش منحصر به مسائل عبادی و اخلاقی نیست؛ بلکه در امور سیاسی، اقتصادی، جزائی حاکمیت و شرایط آن و این قبیل امور دستور و برنامه دارد.

بنابراین ما با این که می‌گوییم دموکراسی یعنی حکومت مردم، اما چون اکثریت مردم به موازین اسلامی معتقدند قهراً حاکم مسلمین بایستی این قبیل دستوراتی را که از اسلام است رعایت کند و لذا ما اسم نظام را گذاشتیم جمهوری اسلامی»، دو تا کلمه است: «جمهوری» یعنی حکومت مردمی و «اسلامی» یعنی با رعایت موازین اسلام. در قانونگذاری موازین اسلام باید رعایت شود این که فقط افراد آزاد باشند در مسجد وظیفه شان را انجام بدهند اما در جامعه اسلام پیاده نشود این برخلاف موازین اسلام است چون «جمهوری» قید اسلامی دارد، باید موازین اسلامی هم رعایت شود. اما در عین حال حاکمیت در اختیار مردم است یعنی مردم باید حاکم را انتخاب کنند، مدت برایش معین، کنند شرایط را تعیین نمایند این طور که ولایت فقیه مطلقه و دائم باشد و محدود نباشد این درست نیست. روگردانی نسل آینده از اسلام ] از این نگران نیستید که یک وقت با این اتفاقاتی که دارد می‌افتد و کنترلهایی که می‌شود یا به همان صورتی که فرمودید ولایت فقیه قدرت مطلقه و نامحدود گردد و تمامی رفتارهای اقتصادی و سیاسی باعث شود که جوانها یا نسل آینده ناراحت شوند و آن موقع از دین اسلام روگردان بشوند؟ بله، وحشت دارم و روی همین اصل من همیشه در نوشته هایم این جهت را می‌گویم که شاه جهات اسلامی را رعایت نمی‌کرد ولی به اسم اسلام نبود. او زور می‌گفت اما نه به اسم اسلام متأسفانه الآن زور می‌گویند به اسم اسلام، و قهراً مردم از اسلام هم زده می‌شوند این زورگوییها بازداشتهای، سیاسی محاکمات سیاسی اینها همه برخلاف موازین اسلام است مردم باید در اظهار نظر آزاد باشند. لذا من در نوشته هایم دارم که اگر به این وضع که الآن پیش می‌رود ادامه دهند ولایت فقیه از آیت‌الله خمینی شروع شد و به شخص فعلی ختم می‌شود. باید مسئولین تجدیدنظر کنند، به مردم آزادی بدهند، و این فشارهایی که بر مخالفین وارد می‌شود قطع شود، زندانیان سیاسی را آزاد کنند. افراد زیادی بی جهت در زندانها هستند، محاکمات

مصاحبه خبرنگار روابط بین الملل تلویزیون اتریش سیاسی همه غلط است. در زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین که حاکم بود محاکمات سیاسی و زندانی سیاسی وجود نداشت. در حضور مولا امیرالمؤمنین علیه آن حضرت شعار می‌دادند و هیچ وقت مزاحمشان نشدند؛ اما الآن تاکسی یک شعار بدهد چند سال زندان در پی دارد اینها همه برخلاف موازین اسلام است، و چون به اسم اسلام انجام می‌شود ضررش زیادتر از آن است که در زمان شاه واقع می‌شد، برای این که آن به اسم اسلام نبود اما آقایان به اسم اسلام این کارها را انجام می‌دهند. با این صحبت هایی که فرمودید آینده سیاسی مملکت را چگونه پیش بینی می‌کنید؟ بالاخره باید مسئولین در رفتارشان تجدید نظر کنند و الا عاقبت خوبی ندارد. من کتابهای ملاصدرا و هنری گربن را مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که خیلی چیزهای شبیه به همدیگر دارد. شما نقش ملاصدرا را امروز چگونه بررسی می‌کنید و چگونه می‌بینید؟ نقش ملاصدرا در علوم و اعتقادات است مربوط به سیاست نیست. من خودم از مدرسین اسفار ملاصدرا، بودم چندین سال اسفار ملاصدرا را تدریس می‌کردم. این کتاب مربوط به مسائل فلسفه و عرفان و اخلاق است جنبه سیاسی در آن منظور نیست. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مصاحبۀ هفته نامۀ «پیک روز» چاپ کانادا حضرت آیت‌الله منتظری با سلام بسمه تعالی رابطه اسلام و خشونت ] ۱۳۸۳/۳/۱۲ در آمریکای شمالی آمریکا و کانادا) مخالفین اسلام تقریباً کنترل مطبوعات را در دست دارند. خبرها جوری پخش می‌شود که اسلام و تروریسم با هم مترادف باشند. سؤال من این است که چگونه مردم مسلمان و روحانیون در مقابل شکنجه های زندانیان ابوغریب و یا رفتار غیر انسانی اسرائیل علیه فلسطینی ها موضع می‌گیرند ولی در مقابل سر بریدن یک فرد به فرض جاسوس سیا) با نام خدای بزرگ الله اکبر) موضع نمی‌گیرند؟ آیا خشونت جزئی از اسلام است؟ یا خشونت فرهنگهای مختلف به نوعی در اسلام وارد شده است؟ صلی الله علیه با این که فرهنگ حاکم بر جزیرة العرب در زمان ظهور اسلام فرهنگ خشونت و تندی بود، ولی اسلام به طور اصولی با خشونت مخالفت نمود. و از این روست که سوره های قرآن بجز یک سوره با نام خدای رحمان و رحیم شروع شده است. و خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می‌فرماید: لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک (سوره آل عمران (۱۵۹) اگر تو ای محمد خشن و تندخو بودی همانا مردم از دور تو پراکنده می‌شدند. و از طرفی سیره و خط مشی کلی آن حضرت عفو و گذشت و تساهل حتی با مخالفین خود بود. از جمله در زمانی که مکه به دست مسلمانها فتح

مصاحبه هفته نامه «پیک روز» چاپ کانادا شد، پیامبر سران مخالف خود را مورد عفو قرار داد و حتی خانه ابو سفیان را که در متن توطئه و خونریزیها قرار داشت محل امن معرفی نمود. حضرت رسول صلی الله علیه وسلم که در مکه وارد شدند همۀ مردم را آزاد کردند (عفو عمومی) ولی ۲۵ سال گذشته در جمهوری اسلامی هیچگاه عفو عمومی فراگیر داده نشد. شما به عنوان یکی از بنیانگذاران این جمهوری این مسأله را چگونه می‌بینید؟ تنها حق شهروندان که در سیستم قضایی ضایع نمی‌شود حق قصاص است! با توجه به توضیح سؤال بالا انتظار عفو عمومی در جمهوری اسلامی انتظار بجایی است امید است مسئولین به آن توجه نمایند. فلسفه حدود اسلامی ] * در جمهوری اسلامی از نظر فقهی اجرای حد را به نوعی سبک تر کردن گناه متهم در روز قیامت می‌دانند. امام سجاد می‌فرماید: پاک خدایا ترا نافرمانی می‌کنند و چنانکه گویی ترا نمی‌بینند، و تو بردباری می‌کنی چنانکه گویی ترا نافرمانی نکرده اند؛ با بندگانت چنان نکویی می‌کنی که گویی به آنان نیازمندی و تو ای آقای من از آنان بی نیازی آیا واقعاً خدایی با چنین صفات ترحم و بخشندگی نیازی به اجرای حدود برای به راه راست آوردن مردم در این دوره تاریخی) دارد؟ بدیهی است با ارتکاب گناه موجب حد به یکی از حقوق الهی یا مردمی تجاوز شده است؛ و فلسفه حدود اسلامی منحصر به سبک کردن گناه مردم نیست، بلکه از جمله مصالح مهم آنها تأمین حقوق الهی و مردمی است که مورد تجاوز قرار گرفته است؛ و مجازات شخص مجرم که یکی از مصادیق آن اجرای حدود اسلامی است اختصاص به جامعه دینی و مکتب اسلام ندارد بلکه در تمام جوامع و مکاتب شخص مستحق مجازات ویژه است که بدون آن هیچ تضمینی برای سلامتی جامعه مجرم وجود ندارد.

تکلیف شرعی در مسائل سیاسی ] * تکلیف شرعی که از طرف مراجع و علما صادر می‌شود (بویژه بعد از انقلاب در انتخابات) به نوعی جنبه سیاسی داشته و استفاده های سیاسی از آن می‌شود آیا این مسأله در تقابل با تعقل و آزادی فردی در این دوره نیست؟ وظیفهٔ علما و مراجع ارشاد و راهنمایی می‌باشد نه الزام و اجبار مردم بر اموری مانند شرکت در انتخابات آری آزادی مردم در دخالت و تعیین سرنوشت اجتماعی و انتخاب حاکمان و حکومت صالح مورد حکم عقل و تأیید شرع می‌باشد. * اگر تکلیف شرعی لازم است و به عنوان یک وظیفه شرعی احساس می‌شود، چگونه در قبال تناقض سیستم حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با حکومت علی مراجعی مانند شما تکلیف شرعی نمی‌کنند؟ وظیفۀ همۀ طبقات در مقابل خطاها و لغزشهای حکومتها اعم از روحانی و غیر، روحانی سنتی و روشنفکر و غیر آنها تذکر دادن و نصیحت و خیرخواهی و در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد [انتقاد و تذکر مخصوص طبقه خاص نیست ] شوخی و انتقاد از مراجع در ایران جرم محسوب می‌شود البته در حال حاضر با آنان که در حمایت از ولایت مطلقه هستند) اسلام شدیداً با دخالت در حریم خصوصی افراد مخالف است ولی در این دوره از زمان که روحانیت وارد سیاست شده است و به عنوان یک طبقه ممتاز سیاسی هم محسوب می‌شود با در نظر گرفتن این که در مدرنیته در حوزۀ سیاست سیاستمداران بایستی مواظب رفتار عمومی خود باشند و نیز پاسخگو در برابر مردم باشند، شما این دوگانگی را چگونه می‌بینید؟ انتقاد و تذکر مخصوص طبقهٔ خاص نیست آیه شریفه والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر» (سوره توبه/ ۷۳) «مردان و زنان مؤمن هر کدام نسبت به دیگری ولایت دارند که یکدیگر را امر به معروف و نهی

مصاحبه هفته نامه «پیک روز» چاپ کانادا ۳۳۵ از منکر نمایند. برای هر زن و مرد مؤمنی نسبت به دیگری نوعی ولایت قرار داده است و محدوده آن ولایت حق تذکر دادن و امر به معروف و نهی از منکر کردن می‌باشد. البته مسئولیت طبقات حاکم سنگین تر است و باید در برابر مردم پاسخگو باشند. [فلسفه تشریع احکام ] بعضی از قوانین فقهی نیاز به تجدیدنظر دارند؛ با توجه به دستاوردهای جدید علمی مثلاً با آزمایش خون می‌توان تشخیص داد که زنی باردار است بنابراین نیازی به عده نگه داشتن سه ماه و ده روز) نیست یا دی ان ای مشخصات بچه یا فردی یا نسب وی را در چند ساعت مشخص می‌کند. اکنون در آزمایشگاهها مشابه سازی موجودات انجام می‌شود یا در موردی خانمی در انگلیس بعد از ۱۰ سال توانست با استفاده از اسپرم شوهر مرحومش که در آزمایشگاه نگهداری می‌شد باردار شود طبق قوانین فقهی بچه دار شدن بدون داشتن همسر می‌تواند حکم زنا را در پی داشته باشد. منظور من از طرح این سؤالات این است که ماکی شاهد حضور رساله های عملیهٔ جدیدی از طرف مراجع خواهیم بود که بتواند نیازهای نسل جدید را هم پاسخگو باشد؟ اگر فقیه با استناد به ادله شرعیه و به کمک کارشناسان هر رشته ای به فلسفه و مصلحت حکمی یقین پیدا کرد و مطمئن شد فلسفه تشریع حکم چه بوده است، می‌تواند بر طبق یقین خود فتوی بدهد؛ که البته این یقین به آسانی به دست نخواهد آمد. * فرزند خانم زهرا کاظمی خبرنگار عکاس که سال گذشته در ایران به قتل رسید همان روزهای اوّل طبق استفتایی از آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله صافی نظر ایشان را در مورد اجازه دفن مادر به فرزند و روشن شدن علت قتل وی پرسیدند که اجازه دفن به پسر داده می‌شد (در غیاب همسر و در برابر مادر مقتول). چگونه مقامات قضائی ایران به راحتی این استفتاها را ندیده می‌گیرند و از انتقال جنازه به کانادا خودداری می‌کنند؟ مقامات قضایی باید پاسخ بدهند.

اگر حضرت رسول در حال حاضر حضور فیزیکی داشتند چه رویه ای را در پیش می‌گرفتند؟ آیا با حکم سنگسار و تعیین دیه گوسفند و شتر در ایران فعلی و جهان امروزی چنین حکم هایی را می‌دادند، یا با توجه به شرایط تاریخی و زمانی و فطرت انسانی و شیوه زندگی نظر می‌دادند؟ چگونه می‌توان برده داری را اجرا نکرد در حالی که در اسلام وجود داشته است؟ ولی از آنجا که در دنیای امروزی تقریباً منسوخ شده و با روح برابری و برادری در اسلام متناقض است دیگر منسوخ شده است. اکنون که پیامبراکرم ا و ائمه معصومین حضور ندارند، عالمان دینی احکام دین را با استناد به ادله شرعی یعنی قرآن و روایات معصومین لام و عقل استنباط کرده و در اختیار مردم قرار می‌دهند. و چنانچه در موردی که از مسائل متغیر و متحول است فقیه مصلحت یا مفسده ای را که تشریع حکمی بوده است به طور قطع تغییر یافته دید، چون موضوع حکم عوض شده است حکم آن نیز عوض خواهد شد. هم آقای رفسنجانی و هم مجاهدین خلق از نظر سیاسی شما را زیر سؤال می‌برند. شما خودتان را در زمینهٔ سیاسی چگونه می‌بینید؟ من در هر شرایطی آنچه را که تکلیف شرعی و عقلی خود دانسته ام عمل کرده و کاری به قضاوت دیگران نداشته و ندارم. وقتی که شما جانشین ولایت فقیه بودید مزاحهای زیادی در مورد شما (حداقل) در بخشی از جامعه ایران رایج بود ولی از وقتی شما عزل شدید یکباره قطع شد شما چگونه این را می‌بینید؟ من از این موضوع اطلاعی ندارم. شیعیان مخصوصاً ایرانیها کمتر پایبند شعائر مذهبی در خارج هستند. تقریباً می‌شود گفت مسلمانان ایرانی نقشی در جا افتادن اسلام در محیط زندگی نداشتند. شاید یکی از دلایل اصلی عملکرد روحانیت سیاسی در ایران است به طور کلی ایرانیان از دین در اینجا دوری می‌کنند، برعکس مسلمانان اهل سنت از حکومت ایران تعریف می‌کنند نکته جالب این است در میزان دوری مسافتی از حکومت و هواداری از آن جوانان هم بیشتر تحت تأثیر اسلام سیاسی اهل سنت هستند، نظر شما چیست؟

مصاحبه هفته نامه «پیک روز» چاپ کانادا به جوانان توصیه می‌کنم که حساب اسلام را از عملکرد مدعیان اسلام و آنهایی که اسلام را ابزار سیاسی خود کرده اند جدا کنند و الگوی خود را سیره و خط مشی پیامبر و ائمه معصومین ها قرار دهند. عملکردهای مقتدی صدر مرا یاد آقای هادی غفاری می‌اندازد که سخنرانی هایشان را در مسجد با نام دکتر شریعتی آغاز می‌کردند ولی بعداً خودشان در سرکوب آزادیهای فردی فعال بودند. شما وظیفه مسلمانان در قبال عراق را چگونه می‌بینید؟ وظیفه مسلمانان در قضیه عراق توصیه به حق و تقویت وحدت کلمه و توجه به مصالح دینی و ملی کشور عراق می‌باشد. با تشکر مجدد از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.

پاسخ به پرسشی پیرامون مطلب مندرج در کتاب «تتمة الأعلام» ۱۳۸۳/۴/۱۰ بسمه تعالی) محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامت برکاته پس از عرض سلام و آرزوی سلامتی آن فقیه عالیقدر اخیراً مطالبی را در کتاب «تتمة الأعلام زرکلی، ج ۱، ص ۱۸۵ به جنابعالی نسبت داده اند مبنی بر این که شما آیت‌الله خمینی را معصوم و هر کس را که به عصمت او ایمان نداشته باشد مرتد دانسته اید. خواهشمندم نظر شریف خود را بیان بفرمایید. قم - شریف زاده بسمه تعالی پس از سلام مطلب مذکور کذب محض است محتمل است نسبت به ایشان اتهاماتی وارد کرده باشند و من بر حسب اطلاعاتم از ایشان دفاع کرده باشم، ولی هیچگاه ایشان را متصف به صفت «عصمت نکرده ام غیر از انبیای عظام و دوازده امام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین همه انسانها جایزالخطا و الاشتباه می‌باشند؛ و در حدیث نبوی وارد شده است کل بنی آدم خطاء وخیر الخطائین التوابون». والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۴/ حسینعلی منتظری

پاسخ به پرسشی پیرامون مطلبی در روزنامه کیهان ۱۳۸۳/۴/۱۵ بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی منتظری اخیراً در روزنامه کیهان (شمارهٔ ۱۷۹۸۳) به تاریخ پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۳۸۳ در رابطه با جریان مک فارلین و سفر هیئت همراه او به تهران جهت فروش سلاح به ایران، چنین آمده است: ... دیگر اینکه طرف ایرانی مذاکره کننده جناح آیت‌الله منتظری (قائم مقام رهبری) بودند که با اطلاع کامل شخص وی در این مدت با هم تماسها و مذاکرات سری داشته اند...». آیا این نسبت به حضرتعالی صحت دارد؟ بسمه تعالی پس از سلام و تحیت، سخن مذکور از آن دروغهای شاخدار است. جای بسی تعجب است که برخی ارباب جراید کشور با نشر بعضی از مطالب ساختگی می‌خواهند تاریخ معاصر را تحریف نمایند و در نتیجه آبروی مطبوعات را می‌برند. اینجانب از جریان مذاکره با آمریکاییها و خرید سلاح از آنان بکلی بی اطلاع بودم و هنگامی از آن مطلع شدم که هیئت آمریکایی به تهران آمده و برگشته بود، که خیلی تعجب نموده و در ملاقاتی که در همان ایام رئیس جمهور سابق با اینجانب داشت به ایشان اعتراض کردم که ایشان درصدد توجیه کار برآمد.

مشروح این ماجرا در کتاب خاطرات اینجانب (جلد ۱، صفحه ۵۸۶ و پیوستهای مربوط به آن ذکر شده است. لازم به ذکر است در نوشته جات مسئولین آن ایام هم چنین ادعاهایی نیامده است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۴/۱۵ حسینعلی منتظری

پاسخ به نامۀ حجة الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی رئیس جمهور تحت عنوان «نامه ای برای فردا ۱۳۸۳/۵/۲۰ بسمه تعالی) دفتر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری مدظله العالی با عرض سلام و تحیت چنانکه استحضار دارید چندی پیش از سوی آقای رئیس جمهور نامه ای خطاب به ملت ایران تحت عنوان نامه ای برای «فردا» منتشر گردید. در این نامه ضمن ارائه منظری تاریخی به روند کلی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر از فضای سیاسی کشور بعد از دوم خرداد ۷۶ نیز تصویری عمومی با اشاره به دستاوردها و موانع فراروی جنبش اصلاح طلبی ترسیم شده است. نهاد ریاست جمهوری در پی آن است که نظرات ارزشمند نخبگان در خصوص این نامه را گردآوری و به اطلاع رئیس محترم جمهوری برساند ضمن ارسال یک نسخه از نوشته مذکور برای تقدیم به حضور حضرت آیت‌الله العظمی منتظری (مدظله العالی) استدعا دارد این دفتر را از نظر مبارک معظم له مطلع فرمائید. معاون امور سیاسی - حسین واله بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و تحیت نامه حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای خاتمی ریاست محترم جمهوری ایده الله تعالی تحت عنوان نامه ای برای «فردا که توسط دفتر ایشان ارسال شده بود ملاحظه شد.

قصد نداشتم در رابطه با عملکرد آقای خاتمی و اصلاحات وعده داده شده ایشان فعلاً اظهار نظر کنم ولی با توجه به ارسال نامۀ ایشان برای من، و انتظار و تمایل دفتر ایشان به اظهار نظر به چند کلمه ای اشاره می‌کنم و آقایان توجه دارند که اینجانب همواره در گفتار و نوشتار خود صریح اللهجه بوده ام. مراتب دیانت و فضل و آگاهی به مسائل روز و تعهد نسبت به وظایف دینی و ملی و سوابق درخشان و فضیلت خانوادگی جناب آقای خاتمی و مخصوصاً شخصیت معنوی و اخلاقی پدر بزرگوار ایشان مرحوم آیت‌الله آقای حاج سید روح الله خاتمی - طاب ثراه - برای همگان روشن است. همچنین تردیدی ندارم که ایشان با حسن نیت و با علاقه به تحقق اهداف انقلاب، اسلامی خود را کاندیدای ریاست جمهوری نمودند و اصلاحاتی را به مردم وعده دادند. مردمی که سالهای تلخ جنگ تحمیلی را تحمل نموده ولی قشر عظیمی از آنان در اثر عملکرد مسئولین و متصدیان امور نسبت به وعده های داده شده در انقلاب به یأس و ناامیدی و یا به تردید و آشفتگی و احیاناً به بدبینی نسبت به آینده رسیده بودند. در چنین فضایی آقای خاتمی با شعارهای بسیار زیبا و دلنشین و مطابق خواسته های مردم، وعده اصلاحات را که جز وفا به وعده ها و شعارهای اولیه انقلاب نبود به مردم اعلام نمود، و مردم نیز بر همین اساس چنان اقبالی نمودند که برای همگان غیر منتظره بود. اکنون بعد از گذشت بیش از هفت سال از ریاست جمهوری ایشان متأسفانه دیده می‌شود یأس و ناامیدی و یا بدبینی مردم مجدداً به همان وضعیت زمان قبل و یا بدتر از آن رسیده است و نیز دیده می‌شود قشر عظیمی از نسل جوان احساس بی هویتی می‌کند و به آینده خود کاملاً بدبین می‌باشد. اینجانب نمی‌خواهم با بی انصافی بگویم جریان اصلاحات هیچ توفیقی به دست نیاورد، اما می‌خواهم بگویم آنچه به دست آمد در مقابل آنچه وعده داده شده بود و امکان دسترسی به آن نیز فراهم شد و نیز در مقابل آنچه خواسته و انتظار مردم بود بسیار ناچیز می‌باشد.

پاسخ به نامۀ حجة الاسلام والمسلمین خاتمی ۳۴۳ آقای خاتمی در نامه ای برای «فردا و نیز در بسیاری از سخنرانیها و مصاحبه های خود سعی کرده اند علت یا علل این ناکامی را تشریح، نمایند، ولی به نظر اینجانب بیانات ایشان تاکنون قانع کننده نمی‌باشد. ایشان در این رابطه چند محور را مطرح و مورد تأکید قرار داده اند: ۱ - ایشان فرهنگ استبداد زدگی ملت ما را مطرح می‌کنند و این که سالها وقت باید صرف شود تا این فرهنگ غلط از بین برود. در وجود فرهنگ استبداد زدگی بحثی و اختلافی نیست اما سخن این است که چرا ما در عمل به این فرهنگ مشروعیت می‌دهیم؟ چرا ما در عمل تسلیم خواسته های متولیان این فرهنگ شدیم؟ و چرا به جای اینکه با توکل به خدای متعال و اعتماد به نفس تسلیم رضای خدا و خواسته مردم شویم، در هر فرصتی که پیش آمد سرانجام راضی نمودن متولیان فرهنگ استبداد زدگی را ترجیح دادیم؟ بدیهی است در چنین فضایی استبداد به خود مشروعیت قانونی می‌دهد و به دنبال آن خواسته های ناشی از فرهنگ استبداد زدگی شکل قانونی به خود می‌گیرد و قهراً زور و خشونت نیز عملاً قانونی می‌گردد. انسان اگر فرضاً در برابر قدرتها توان مقاومت نداشته باشد، انتظار می‌رود حداقل توجیه گر و مجری مظالم و کارهای خلاف آنان نباشد و یا با سکوت خود روی آنها صحه نگذارد. ۲ - ایشان در نامه اخیر خود و در جاهای دیگر گفته اند باید این پندار غلط را از ذهن خود بزداییم که برای رهایی باید منتظر قهرمان بود.» کسی نگفته است که مردم ما منتظر آمدن قهرمانی از غیب و رها نمودن آنان از وضعیت کنونی می‌باشند؛ بلکه بحث این است که مردم ما در جریان اصلاحات کار خود را به بهترین وجه انجام دادند و با آن همه تلاش و تبلیغات مسموم و انحرافی جناح مخالف اصلاحات، دو مرتبه به صحنه آمدند و رأی چشمگیری دادند، و در هر فرصتی که پیش می‌آمد از شعارهای اصلاحات و شخص ایشان پشتیبانی نمودند. آیا

بود انتظار مردم از آقای خاتمی برای عمل به وعده های خود که مورد تأکید و تأیید آنان به معنای انتظار قهرمان شدن ایشان بود؟ مگر مردم چه کاری باید می‌کردند و نکردند؟ آقای خاتمی موانع سر راه اصلاحات چه موانع به اصطلاح قانونی و یا غیر آنها را چه هنگامی برای مردم تشریح نمود و از آنان کمک خواست و مردم به ایشان پاسخ مثبت ندادند؟ در شرایطی که جناح مخالف اصلاحات به کارشکنی و سنگ اندازی خود ادامه داد، حداقل چیزی که مردم از آقای خاتمی انتظار داشتند این بود که صریحاً با مردم صحبت کند و عذر خود را به مردم بگوید و از مردم بخواهد عذر او را پذیرفته و آبرومندانه کنار رود. کنار رفتن آبرومندانه مستلزم و یا به معنای معارضه با حاکمیت نمی‌باشد، بلکه قطعی ترین پیامد و اثر آن حفظ حیثیت و جاذبه جریان اصلاحات و شخص ایشان بود و قهراً ایشان می‌توانست در آینده منشأ تحول و تداوم راه اصلاحات باشد. اما در پیش گرفتن سیاست دو پهلو حرف زدن و در عمل جناح اقتدارگرا را راضی نمودن و حقیقت را قربانی مصلحت کردن و عدالت را در موارد گوناگون و نسبت به افراد زیادی قربانی مظالم تحمیلی و ناخواسته نمودن عاقبتی جز همین وضعیت که پیش آمده است ندارد. ایشان می‌گوید: «زور و خشونت را نباید و نمی‌توان با زور و خشونت پاسخ داد.» منتقدین سیاستهای آقای خاتمی هیچگاه نگفته اند زور و خشونت طرف مخالف اصلاحات را باید با زور و خشونت پاسخ داد بلکه می‌گویند: چرا عملاً با سیاست محافظه کاری و دو پهلو عمل کردن و حقایق را از مردم پنهان نمودن به زور و خشونت اقتدارگرایان مشروعیت بخشیده شده و تحکیم گردید؟ کسانی به زور و خشونت متوسل می‌شوند که در بین مردم جایگاه و خواستگاهی ندارند، اما جریان اصلاحات که در آغاز دارای پشتوانه قوی مردمی بود چه نیازی به توسل به زور و خشونت داشت؟

پاسخ به نامۀ حجة الاسلام والمسلمین خاتمی ۳۴۵ مردم سالاری وقتی از شعار به عمل می‌رسد که مردم کاملاً در جریان کارشکنی های مخالفین اصلاحات قرار گیرند. طبیعی است هنگامی که آقای خاتمی سیاست محافظه کاری و ملاحظه بیش از اندازه رقبای اصلاحات را پیش می‌گیرد مردم بتدریج از شخص و جریان وابسته به ایشان و نیز از اصلاحات مأیوس و ناامید می‌شوند، که نمونه آن را در انتخابات شوراها و در جریان رد صلاحیتها و تحصن تعدادی از نمایندگان مجلس دیدیم. اشتباه بزرگ ایشان این بود که از همان روزهای اوّل ریاست جمهوری و تعیین اعضای کابینه-که- جناح اقتدارگرا در ضعف کامل و حتی شوک غیر منتظره بود - به جای اتخاذ سیاست متکی به خود و انتخاب افرادی که خود تشخیص می‌داد، با داشتن سرمایه عظیم رأی مردم افراد و سیاستهای تحمیل شده را قبول نمود و کسانی را که به کمتر از نابودی او راضی نبودند حیات سیاسی دوباره بخشید و به آنان مشروعیت داد و در این رابطه بسیاری از علاقه مندان و همفکران خود را از دست داد. اشتباه کلیدی ایشان سرآغاز انحراف در مسیر ا اصلاحات بود، و همه دیدیم که متعاقب آن، آقای خاتمی مجبور شد در هر مورد رضایت آنان را جلب کند؛ و بدون گرفتن امتیازی پیوسته به آنان امتیاز داد تا رسید به وضعیت کنونی که متأسفانه دولت او تقریباً در مسائل اساسی کشور در حاشیه قرار گرفته و تصمیم گیریهای اصولی کشور در جای دیگر توسط همان جناحی انجام می‌شود که ایشان مرتباً به آنان امتیاز می‌داد، و با این حال نمی‌دانم چرا ایشان همین حقیقت را صریحاً به مردم نمی‌گوید؟ از خدای متعال حسن عاقبت برای همگان و عزّت و سربلندی اسلام و ملت همین شریف ایران را مسألت دارم. والسلام علی جمیع إخواننا المسلمین. ۱۳۸۳/۵/۲۰ قم المقدسة - حسینعلی منتظری

پاسخ به پرسشهای خبرنگار صدای آمریکا ۱۳۸۳/۶/۱۱ حضرت آیت‌الله العظمی منتظری با عرض سلام و آرزوی سلامت و تندرستی برای جنابعالی موجب امتنان خواهد بود که به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: ۱ - ارتباط جنابعالی با آیت‌الله سیستانی تا چه حدی است؟ ۲ - ارتباط آیت‌الله سیستانی با ایران نظرتان را درباره مقتدی صدر بیان فرمایید. ۴ - نقش ایران در سیاست عراق را چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟ ۵ نظرتان را درباره برقراری رابطه با آمریکا بیان فرمایید. با احترام و امتنان - ۹ شهریور ۱۳۸۳ - ستاره درخشش پس از سلام و تحیت بسمه تعالی [آیت‌الله سیستانی ] ۱ - ایشان یکی از مراجع تقلید معروف هستند ولی اینجانب با ایشان نه رابطه کتبی دارم و نه رابطهٔ تلفنی یا تلگرافی، فقط قبل از حصر پنج ساله من ایشان در رابطه با دروس حوزهٔ قم به وسیلۀ شخصی پیام داده بودند به اینجانب، و شنیدم کتابهای مرا با علاقه خوانده اند.

پاسخ به پرسشهای خبرنگار صدای آمریکا ۳۴۷ ۲ - ایشان در ایران زیاد مقلّد و پیرو دارند و آقای سید جواد شهرستانی داماد ایشان در قم نماینده تام الاختیار و توزیع کننده شهریه ایشان می‌باشد. ۔ [مقتدی صدر] من ایشان را نمی‌شناسم، اجمالاً می‌دانم فرزند مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد صادق صدر می‌باشد که پس از وفات مرحوم آیت‌الله خویی از ناحیه صدام به عنوان مرجع شیعه معرفی شد ولی بعداً ایشان با صدام درافتاد و از طرف صدام او و دو پسرش به شهادت رسیدند مقتدی صدر از نظر معلومات یک طالب معمولی است ولی با تشکیل جیش المهدی در برابر آمریکاییها و دولت موقت عراق قیام کرد. اینجانب با روش او مخالف بودم و سابقاً در اعلامیه ای در رابطه با مسائل عراق عمل ایشان را تخطئه، نمودم همانگونه که بقای آمریکایی ها را نیز تخطئه کردم. اعلامیه های من در سایت من موجود است. [ نقش ایران در سیاست عراق ] ۴ ایران لازم است بدون دخالت در سیاست عراق دنبال روابط دوستانه و عاقلانه باشد. زیرا ایران و عراق دو کشور همسایه و هم کیش هستند و به یکدیگر وابستگی قومی و دینی و مذهبی .دارند و اگر نظریات و رهنمودهایی ایران نسبت به مسائل عراق دارد باید دوستانه باشد نه مداخله جویانه برقراری رابطه ایران با آمریکا ] با وجود ارتباطات عمیق خبری و سیاسی و اقتصادی جهان امروز قطع ارتباط با آمریکا به ضرر هر دو کشور است؛ لازم است با حفظ استقلال و عدم مداخله در سیاست یکدیگر روابط برقرار شود. بیش از همه صهیونیست های آمریکا مخالف برقراری روابط حسنه می‌باشند

اینجانب در پاسخ به سؤالات جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه» در تاریخ ۱۳۷۷/۱۱/۱۲ به نحو تفصیل مسأله را مطرح کرده ام؛ کتاب دیدگاهها، شمارهٔ ۷، ص ۸۴ که در سایت اینجانب موجود است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۶/۱۱ حسینعلی منتظری

پیام تسلیت به مناسبت شهادت آقای حاج داود کریمی ۱۳۸۳/۶/۱۶ بسم الله الرحمن الرحیم إنا لله وإنا إلیه راجعون تهران فرزندان و خانواده و همرزمان مرد باتقوا و مبارز خدمتگزار به اسلام و انقلاب و کشور مرحوم مغفور آقای حاج داود کریمی طاب ثراه پس از سلام و تحیت با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ایشان را دریافت و بسیار متأثر شدم. ایشان که از فرماندهان و بنیانگذاران متعهد سپاه و از جانبازان جنگ تحمیلی و همواره با قرآن و نهج البلاغه و معارف اسلامی مأنوس از کسانی بود که با تحمّل زندانها و شدائد و محرومیتها و حفظ روحیۀ صبر و استقامت هیچ گاه در انجام مسئولیت ها و حمایت از حق و طرفداران آن کوتاهی نکرد. اینجانب این مصیبت را به همه فرزندان و خانواده و بازماندگان و علاقه مندان و همرزمان محترم آن مرحوم تسلیت می‌گویم؛ و از خداوند قادر متعال برای ایشان رحمت واسعه الهی و حشر با ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین، و برای همه بازماندگان و علاقه مندان صبر جمیل و اجر جزیل و برای همه خدمتگزاران متعهد سلامت و سعادت و خدمت بیشتر به اسلام و کشور را مسألت می‌نمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲۰ رجب ۱۴۲۵ - ۱۳۸۳/۶/۱۶ حسینعلی منتظری

۱۳۸۳/۶/۲۳ «۷۴) مصاحبه خبرنگار ایتالیایی بسم الله الرحمن الرحیم رابطه اسلام با دیگر ادیان ] جنابعالی هم به عنوان یک رجل مذهبی و هم سیاسی مطرح هستید، سؤالات من هم در همین دو حوزه است. برخی افراد در کشورهای غربی طرح برخورد تمدنها را مطرح می‌کنند، آنها اسلام را متهم می‌کنند که در قرآنش با دیگر ادیان ستیز و جنگ مطرح شده است، شما چه نظری در این مورد دارید؟ بحث برخورد تمدنها درست نیست بلکه بایستی میان آنها هماهنگی وجود داشته باشد. آنچه که به اسلام نسبت داده می‌شود که اسلام دین ستیزه جو و جنگ طلب است این چنین نیست جنگهایی که در صدر اسلام رخ داده تدافعی بوده است. جنگ دفاعی حق طبیعی هر انسان است و عقل به آن حکم می‌کند که اگر انسانها مورد هجوم قرار گرفتند باید از خودشان دفاع کنند قریش و کفار در برهه های مختلف مسلمین را مورد تعرض قرار می‌دادند جنگها هم در مقام دفاع از کیان اسلام و مردم مسلمان بود. این که ادعا شده اسلام و قرآن دیگر ادیان را به رسمیت نمی‌شناسد اینگونه نیست و قرآن در رابطه با ادیان دیگر به گونۀ دیگری وارد شده است؛ در سوره بقره، آیه ۶۲ آمده است: إنّ الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابئین من آمن بالله و الیوم الآخر یعنی آنها که ایمان آوردند و یهود و نصاری و صابئین، کسانی که ایمان به

مصاحبه خبرنگار ایتالیایی ۳۵۱ ۵ خدا و روز جزا آوردند لا خوف علیهم ولا هم یحزنون آنان ترس و اندوه ندارند. بویژه نسبت به مسیحیت اسلام عنایت خاص دارد؛ در سوره مائده، آیه ۸۲ می‌فرماید: لتجدنّ أشدّ الناس عداوة للذین آمنوا الیهود والذین أشرکوا و لتجدن أقربهم مودة للذین آمنوا الذین قالوا إنا نصاری ذلک بأنّ منهم قسیسین و رهباناً و لا یستکبرون ای پیامبر کسانی که شدیدترین دشمنی ها را با مؤمنین دارند مشرکین و یهود هستند و آنان که بیش از دیگران با مسلمین دوست هستند نصاری می‌باشند زیرا از آنها کشیشها و راهبها هستند و اهل استکبار و تکبر نیستند. نصاری برخلاف مشرکین و یهودیها با مودت دوستی و حسن همجواری با مسلمین زندگی می‌کردند آنچه که در تاریخ اسلام از خشونت و جنگ و یورش مشاهده می‌کنید ناشی از خشونت طلبی و جنگ طلبی خلفای جور بنی امیه و بنی العباس است. کار آنها را شما به حساب «اسلام نگذارید، همانگونه که جنگهای صلیبی را به حساب «مسیحیت» نمی‌گذاریم، چون حضرت مسیحا با آن مخالف است و اسلام هم مخالف جنگهایی بود که خلفا راه انداختند. جایگاه خشونت در اسلام] ما کاملاً با شما موافق هستیم ولی از طرفی برخی دیگر در دنیای اسلام هستند چون اسامه بن لادن که آزادانه می‌گویند بر اساس قرآن باید جنگ کرد و کشتار راه انداخت. ما با این روش مخالف هستیم. این حرفهای امثال بن لادن به اسلام خیلی در دنیا ضربه زده است. صحیح است! متأسفانه این قبیل افکار ضربه اساسی به دین می‌زند. او مخالف اسلام حرف می‌زند اسلام ترور و آدم کشی را منع کرده است. من برای شما چند دلیل ذکر می‌کنم کسی به امام صادق ا می‌گوید: فلان کس به علی خیلی بد می‌گوید، اجازه دهید جوابش را بدهم ایشان می‌گویند چگونه؟ آن شخص می‌گوید: ترورش

می‌کنم حضرت می‌فرماید این ترور است و رسول خدا از ترور نهی کرده اند: الاسلام قید «الفتک اسلام مانع ترور است. (کافی، ۳۷۵/۷). مسلم بن عقیل از طرف امام حسین الا به کوفه اعزام شد تا مقدمات حضور ایشان در شهر کوفه را فراهم کند ابن زیاد که از طرف یزید بن معاویه والی کوفه شده بود می‌خواست شبی به عیادت یکی از رجال کوفه به نام شریک بناعور برود، شریک بن اعور به مسلم گفت: وقتی ابن زیاد آمد تو مخفی شده او را ترور کن. قاعدتاً اگر ما باشیم می‌گوییم چه خوب است برای این که از شرّ ابن زیاد راحت شویم او را ترور کنیم، ولی وقتی ابن زیاد به خانه شریک آمد هر اندازه شریک به مسلم علامت داد که حمله کند مسلم اقدامی نکرد. وقتی ابن اعور به او اعتراض کرد مسلم بن عقیل گفت: یادم آمد به این کلام رسول خدا صلی الله علیه وسلم که فرمودند: «الاسلام قید الفتک» اسلام مانع ترور است. [ ارتباط سیاست با مذهب و عقل با شرع ] برخی از فلاسفه معروف در ایتالیا که شاید شما آنها را بشناسید و انسانهای بزرگی هستند به دو ایده اعتقاد دارند ۱ - جدایی سیاست از مذهب ۲ - جدایی اعتقادات مذهبی با اعتقادات عقلی. نظر شما چیست؟ به نظر ما هر دوی آنها قابل مناقشه است. اوّلاً: ما عقل را امّ الحُجج یعنی اساس حجتها و براهین می‌دانیم و احکام و قوانینی را که مخالف عقل باشد قبول .نداریم هیچگاه احکام شرعی مخالف عقل نیست؛ و خود شرع و قرآن ما را به عقل ارجاع می‌دهند در موارد زیادی قرآن بحث تعقل و تفکر و اندیشه را مطرح کرده است و مردم را به اندیشه کردن در امور تکوینی و غیرتکوینی سفارش نموده است. ما در اسلام لا إکراه فی الدین را داریم که معنی اش این است دین زوری قابل قبول نیست ما می‌گوییم: «کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع». حکم عقل و شرع با هم تلازم دارند و تضاد

مصاحبه خبرنگار ایتالیایی ۳۵۳ در آنها نیست و اگر تضادی در جایی مشاهده شد در اینجا آنچه عقل می‌گوید مقدم است، چون ام الحجج است. و ثانیاً در مورد رابطهٔ مذهب و سیاست هم احکام اسلامی منحصر به احکام عبادی و اخلاقی نیست در دین اسلام هم اجتماعیات و هم سیاست و اقتصاد و حاکمیت و شرایط و روش آن وجود دارد و در رابطه با آنها اسلام دستورالعمل دارد، این یک واقعیت خارجی است که نمی‌توان آن را منکر شد. اسلام از این جهت با مسیحیت تفاوت اساسی دارد. شما قبول دارید اگر مذهب و سیاست یکی شد به دین ضربه می‌خورد؟ تلفیق مذهب با سیاست اگر هر دو حق باشند مشکلی پیش نمی‌آید. روزی پاکروان از سران ساواک رژیم سابق به آیت‌الله خمینی گفته بود: شما مرجع هستید، سیاست یعنی دروغ تزویر و حقه بازی آقای خمینی گفته بود: اگر سیاست به الا معنای دروغ حقه بازی و تزویر است ما اهلش نیستیم؛ ولی سیاستی که ما می‌گوییم به معنای تزویر نیست، سیاست به معنای تنظیم امور و برنامه ریزی صحیح برای ادارهٔ جامعه است، و این هم جزء دین است این درست است که دین در سیاست تأثیر می‌گذارد، این قابل قبول، ولی آیا سیاستمداران حتماً باید از رجال دینی باشند؟ این چنین نیست که منحصر در آنها باشد بلکه باید در هر رشته به متخصصین آن جوع کرد و فقها چون تخصص در فقه دارند باید به جنبهٔ فقهی قوانین و برنامه های اجرایی بپردازند و امور دیگر را باید به کارشناسهای آنها ارجاع داد. جایگاه زنان در اسلام و اشاره به مسأله ارث ] در کشورهایی که مذهبی هستند مثل ایران زنها حق کمتری نسبت به مردها دارند، آیا این ناشی از دین است یا تاریخ؟

هیچ وقت دین نگفته است تنها مردها صاحب حقاند و زنها از این حق محرومند، اگر زنها تخصصهای لازم را در جامعه دارند آنها هم حق دارند در امور مورد نیاز وارد شوند. مثلاً همین فقه و مرجعیت اگر زنی پیدا شد که فقیه بود می‌تواند فتوی دهد، می‌تواند مرجع تقلید، باشد مانند دیگر تخصص ها که حتی از سوی مردها به زنان رجوع می‌شود اگر واقعاً زن توان اداره جامعه را داشته باشد چنان که برخی زنها الآن در رده های مدیریتی از مردها بهتر کار کرده اند چه اشکالی دارد آنها انتخاب شوند؟ ولی در قضاوت و حاکمیت در درجه بالا تصدّی زنها محل اشکال است. در این رابطه می‌توان به فصل دهم از کتاب دراسات فی ولایة الفقیه» ج ۱، ص ۳۳۵ مراجعه نمود. ولی راجع به ارث زنها که نصف مردهاست چه می‌گویید؟ آیا این یعنی رعایت حقوق زن؟ این سؤال برای خیلیها مطرح است من لازم است در این رابطه کمی توضیح دهم. هم زن توان کار دارد و هم مرد، و هر دو صاحب عقل و شعورند، ولی عملاً این زن است که خانه داری می‌کند بارداری را تحمل می‌کند و فرزند از او متولد می‌شود و تربیت بچه ها را او انجام می‌دهد که این هم ناشی از این است که طبیعت زن و مرد از بسیاری جهات تفاوت اساسی دارد زن مظهر عواطف و احساسات است و بچه بیش از همه چیز به محبت و عاطفه نیاز دارد. از طرف دیگر زن وقتی شوهر می‌کند از طرف مرد مهر به وی اعطا می.شود مرد علاوه بر مهریه که به زن می‌دهد مخارج خانه را هم به دوش دارد در حالی که زندگی و بچه ها متعلق به هر دو می‌باشد، ولی مرد مخارج زندگی را به عهده دارد و زن در خانه یک مصرف کننده بیش نیست، مرد تولید می‌کند و زن مصرف می‌کند. مرد هم به همان اندازه مصرف می‌کند نه بیشتر. با این حال زن - به ارث می‌برد و از آن مرد است. مرد باید روی این کار تولیدی انجام دهد و از آن علاوه بر مخارج خود هم خرج بچه ها را بدهد و هم مخارج زن را. در صورتی که زن آن متعلق به خودش را در زندگی مشترک خرج نمی‌کند بلکه مخصوص خودش می‌باشد. پس در مرحله مالکیت به مرد می‌رسد و به زن، ولی در مرحله مصرف

مصاحبه خبرنگار ایتالیایی ۳۵۵ مال که نصف مال مرد است برای زن صرف می‌شود؛ پس در حقیقت مال به زن رسیده و آن به مرد. در غرب واژه ای داریم به نام مدرنیته شما چه تصوری از آن دارید؟ ما از صنعت و تکنولوژی غرب استفاده می‌کنیم و مخالف آن نیستیم؛ ولی معنای مدرنیته امور غیر اخلاقی بی بندوباری اخلاقی و اقتصادی است ما با آن مخالف هستیم چون آن را برخلاف وجدان و عقل می‌دانیم. از این گفتگو لذت بردیم تشکر وافر دارم که ما را پذیرفتید. إن شاء الله موفق باشید.

۱۳۸۳/۷/۵ (۷۵) مصاحبه خبرگزاری «آسوشیتدپرس» بسم الله الرحمن الرحیم مسائل و مشکلات عراق ] حضرت آیت‌الله العظمی منتظری در این مصاحبه راجع به کشور عراق و حوادثی که در آن اتفاق می‌افتد فرمودند: حل مسائل عراق با هم اندیشی نخبگان استفاده از قدرت مرجعیت شیعه، تشریک مساعی تمام نیروها و اقوام و تشکیل دولت فراگیر طی یک انتخابات آزاد می‌سر خواهد شد. این که برخی نیروهای تندرو با سوء استفاده از اسم اسلام و دین دست به قتل و ترورهای کور و آدم ربایی زده و حتی عتبات عالیات را سنگر خویش قرار می‌دهند و موجب هتک اعتاب مقدسه می‌شوند، نه تنها موجب خروج نیروهای اشغالگر نخواهد شد بلکه با این، تحرکات، اسلام دین و مردم عراق ضربه خواهند خورد. جهاد دفاعی در برابر اشغالگران با تهیه امکانات و ابزار آن واجب و لازم است، ولی جهاد غیر از ربودن افراد بیگناه و ترور آنهاست. البته نیروهای خارجی هم باید بدانند که ماندن در عراق به نفع آنها نیست و باید هرچه زودتر آن کشور را ترک نمایند، ماندن طولانی در آن کشور صددرصد به ضرر آنان خواهد بود. ایشان ادامه دادند اخیراً در رسانه ها خواندم دو زن از تبعه کشور ایتالیا که جهت امور بشردوستانه

مصاحبه خبرگزاری آسوشیتدپرس» rov وارد عراق شده بودند در اعتراض به حضور نیروهای خارجی در عراق توسط ربایندگان ربوده شده و احتمالاً به قتل رسیده اند. در صورتی که اگر اعتراضی به اشغال هست دولتها باید جوابگو باشند نه شهروندان آن کشورها در قرآن می‌فرماید: ولا تزر وازرة وزر اخری هیچ کس بار و مسئولیت دیگری را به دوش نمی‌کشد. این آیه از آیات محکمه قرآن است. اگر ربایندگان اعتراض به حضور نیروهای یک کشور دارند، چرا تاوان آن را چند تبعه بیگناه و بی پناه پس دهند؟ قطعاً چنین تحرکات خشن خارج از اصول انسانی و شرعی است و مخالف نص صریح قرآن است. برخوردهای غیرانسانی و غیر منطقی گروههای فشار] ایشان در رابطه با رفتار غیرانسانی و غیر منطقی ای که با آقای دکتر سروش در قم انجام شد فرمودند: متأسفانه برخوردهای گروه فشار و غیرقانونی با نخبگان و اهل علم هنوز ادامه - دارد؛ چند شب پیش گروهی که به غلط نام خود را حزب الله گذاشته اند به جلسه سخنرانی علمی آقای دکتر سروش که عالمی متعبد است حمله کرده و آن را به هم زده و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند با چه مجوز شرعی این قبیل کارهای غیر منطقی انجام می‌شود؟ چرا باید یک مجلس علمی محدود توسط عده ای شناخته شده مورد تهاجم قرار گیرد و دولت و نیروی انتظامی با آنها برخورد ننمایند؟! فلسفه وجودی دولت و قوا حفظ نظم و آرامش در جامعه است و تأمین امنیت نخبگان در رأس آن قرار دارد. اگر دولت و نیروها در برخورد با عناصر آشوب طلب نکوشند نشان از ضعف و سستی آنهاست و آبرو و حیثیت کشور را زیر سؤال می‌برند. ایشان ادامه دادند چنین وضعیتی در رژیم سابق هم بود وقتی در عرصه سیاسی و اجتماعی

می‌آوردند عناصر آشوب طلب دون مایه را برای ضرب و شتم مردم به میدان می‌فرستادند. ایشان در پاسخ به سؤالی پیرامون انتخابات آینده ریاست جمهوری و برخورد شورای نگهبان با این انتخابات با توجه به بعد زمانی از اظهار نظر خودداری کردند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۷/۵ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۳/۷/۹ (۷۶) مصاحبه خبرنگار نشریهٔ مصری «الوطن العربی» بسم الله الرحمن الرحیم آرمانها و دستاوردهای انقلاب ] خواهشمندم حضرتعالی دورنمایی از حالت کلی انقلاب را پس از گذشت ۲۵ سال بفرمایید آیا به نظر شما چیزی از انقلاب باقی مانده است؟ ظاهراً اسم انقلاب هست؛ ولی وعده هایی در اوّل انقلاب به مردم داده شد که به بسیاری از آنها عمل نشده است و اصلاحاتی که آقای خاتمی مطرح کرد مطلب نوظهوری نبود بلکه مقصود عمل به همان وعده های اولیه انقلاب بود. از جمله آزادی بیان و فکر و مردم متأسفانه مشاهده کردند و عده ها عمل نشد و دلسرد شده اند. جنابعالی دیدگاههایی برخلاف اقداماتی که انجام شده و می‌شود دارید، آیا به همان دیدگاهها اعتقاد دارید؟ من می‌گفتم چرا به مردم فشار می‌آورید؟ چرا به وعده های داده شده عمل نمی‌کنید؟ در زمان پیامبراکرم و امام علی بازداشت سیاسی نبود، چرا کارهایی را برخلاف سیره آنان انجام می‌دهیم با اینکه خودمان را پیرو آنان می‌پنداریم؟ اعتراضات من هنوز به قوت خود باقی است. من با اصل انقلاب به هیچ وجه مخالف نیستم. ما خودمان از ایجاد کنندگان انقلاب بودیم. ما می‌گوییم در زمان امام علی مخالفان سرسختی چون عبدالله بن کواء علیه ایشان در نماز شعار ی داد و کسی متعرض وی نشد ولی الآن هیچ کسی حق اظهارنظر ندارد.

در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه امام علی الان می‌فرماید: «فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فإنی لست فی نفسی بفوق أن أخطئ و لا آمن ذلک من فعلی إلا أن یکفی الله» وقتی ایشان می‌گویند: به من مشورت بدهید حرف حق را بزنید من فوق خطا نیستم؛ حساب دیگران معلوم است چرا آقایان اجازه نمی‌دهند کسانی که انتقاد دارند حرفشان را بزنند؟! این اشکال من بود و حال هم هست. «جمهوری اسلامی دو کلمه است «جمهوریت یعنی حکومت ناشی از مردم، «اسلامی» یعنی بر اساس موازین اسلام چون دین اسلام منحصر در احکام عبادی و اخلاقی نیست. تضادی میان این دو کلمه نیست چون مردم اسلام می‌خواهند و می‌خواهند احکام اسلام جاری گردد. دارید؟ رعایت موازین اسلام و قانون اساسی ] آیا اشکالاتی که شما دارید از قوه مجریه است یا به اختیارات داده شده به ولی فقیه هم اشکال کسانی که تصمیم گیرنده هستند باید بر اساس موازین اسلامی عمل نمایند. آنها خودشان را فوق قانون می‌پندارند و به کسی پاسخگو نیستند با این که در قانون اساسی تصریح شده است که رهبر مانند سایر مردم است و باید بر اساس مقررات عمل نماید. آیا یکی از اصول قانون اساسی که اسلامیت است مورد عمل نیست؟ بله به موازین اسلام عمل نمی‌شود خشونتها زندانها و بازداشت ها خلاف اسلام است. در قرآن از ۱۱۴ سوره تنها یک سوره «بسم الله» ندارد و در آن هم نیامده است به نام خداوند منتقم جبار»؛ ولی در ابتدای ۱۱۳ سوره آمده است: «به نام خداوند بخشنده مهربان خداوند به پیامبر خطاب می‌کند: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک در اثر رحمت خدا تو نرمخو هستی برای آنان و اگر خشن و تندخو بودی از کنارت پراکنده می‌شدند. وعده های

مصاحبه خبرنگار نشریه مصری «الوطن العربی» اولیه انقلاب بر اساس رحمت و رأفت اسلامی بود. من خود در سالهای قبل انتقاداتی کردم و از روی خیرخواهی مطالبی را متذکر شدم چند سال من را در همین خانه محصور کردند که چرا امر به معروف و نهی از منکر کرده ام. [ صدور انقلاب ] شما انتقادتان به خشونتهاست حال آنکه اصل انقلاب که در سال ۱۹۷۹ پیروز شد اصلاً بحث صدور انقلابش با خشونت همراه بوده است. بسا چنین فکری در اوّل پیروزی انقلاب وجود داشت که باید انقلاب صادر شود. ولی مقصود اصدار انقلاب، نبود معنای صدور انقلاب یعنی اگر عمل ما عاقلانه باشد قهراً برای دیگر کشورها جاذبه خواهد داشت وقتی انقلاب بر اساس اصول صحیحی شکل گرفت طبعاً خودش صادر می‌شود، نه این که بخواهیم انقلاب را با زور صادر نماییم. [اسلام و تروریسم] آیا شما این نظر را قبول دارید که یکی از جنبه های منفی جمهوری اسلامی ارتباط با گروههای مخالف تروریستی بوده است؟ اگر چنین چیزی بوده غلط بوده است و ما با ترور و تروریسم هستیم. و گروه مجاهدین خلق که فعالیتهای تروریستی می‌کردند از کشور رانده شدند. از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نقل شده که «الاسلام قید الفتک» اسلام منع کننده ترور است. بر همین اساس بود که مسلم بن عقیل در کوفه در خانه شریک بن اعور حاضر نشد ابن زیاد والی کوفه را ترور کند دین و سیاست هیچ یک با زور جا نمی‌افتند. [سوء مدیریت ] گفته می‌شود انقلاب ایران تغییرات بنیادی ایجاد نکرد چون جوانان فعلی ایرانی با مبانی آن آشنا نیستند و تفاوتی نکردند.

این ناشی از سوء مدیریت است وگرنه مردم تابع حق هستند. اگر ما در داخل خوب عمل می‌کردیم و در خارج عراق را علیه ما تحریک نمی‌کردند، قهراً پیشرفت در داخل و خارج داشتیم. است؟ آیا واقعاً میان اصلاح طلبان و محافظه کاران درگیری و تعارض هست یا این یک ظاهرسازی ظاهر سازی که نیست دو نظریه است و مخالفتها جدی است. آیا انقلاب نیاز به یک انقلاب دیگر دارد؟ اگر تعبیر به انقلاب هم نشود در هر صورت اصلاحات و تغییرات جدی لازم دارد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

۱۳۸۳/۷/۹ «VV⟫ دیدار دبیرکل اعضای شورای مرکزی، دبیران استانها و مسئولین شاخه های حزب مردم سالاری بسمه تعالی در آستانه نیمه شعبان دبیرکل اعضای شورای مرکزی دبیران استانها و مسئولین شاخه های حزب مردم سالاری در قم با فقیه عالیقدر دیدار کردند. در ابتدای این دیدار آقای دکتر کواکبیان دبیرکل این تشکل طی سخنانی گفت: خوشحالیم که در شب ولادت منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در خدمت یکی از استوانههای فقه و فقاهت در جهان تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی منتظری هستیم. حزب مردم سالاری بر اساس دیانت و خودباوری و اعتقاد به مرجعیت و فقاهت شکل گرفته و بر این باور است که میان دین و مردم سالاری تنافی وجود ندارد ما از اندیشه های حضرتعالی در کتاب گرانقدر حکومت اسلامی بهره ها برده و پی بردیم در اندیشه سیاسی اسلام مردم سالاری با دین باوری تضاد ندارد و باید در امر حاکمیت گردش نخبگان وجود داشته و این گونه نباشد که گروه خاصی همیشه در قدرت باشند جنابعالی به ما عیدی بدهید با رهنمودهای سازندۀ خود که إن شاء الله مثمر ثمر خواهد بود. پس از سخنان دبیرکل حزب مردم سالاری حضرت آیت‌الله العظمی منتظری بیاناتی در رابطه با موضوع حزب و تحزب گرایی و لزوم نشر فرهنگ آن در جامعه به شرح زیر ایراد کردند