کتابها ‹ دیدگاهها - جلد دوم ‹ بخش ۸
دیدگاهها - جلد دوم
بخش ۸ از ۱۲چرا اتحاد تبدیل به افتراق شد؟] گروههای دخیل در پیروزی انقلاب نوعاً دارای یک وحدت بودند. چه روندی پیش گرفته شد که این اتحاد تبدیل به افتراق شد؟ قدرت طبعاً انحصار طلبی و استبداد میآورد هر کس در انقلاب شریک پیروزی بود میبایست جذب میشد. همین مجاهدین خلق شب ۲۲ بهمن بعضی از پادگانهای مهم را در تهران اشغال کردند که خود عامل تأثیرگذاری در پیروزی انقلاب بود. در هر صورت قدرت در غیر معصومین استبداد و انحصار طلبی در پی خواهد داشت. وقتی با اینجانب که شخص دوّم انقلاب بودم اینگونه برخورد میشود و تذکرات مشفقانه مرا ضدیت با انقلاب تلقی میکنند و بیش از ۵ سال محصور کنند با دیگران چه برخوردی میشود؛ خدا میداند. جنگ ایران و عراق ] مدتی که از انقلاب گذشت مهمترین حادثه ای که اتفاق افتاد جنگ بود، برخی میگویند جنگ نوعی انتقام گیری آمریکا از ایران بود به دلیل تسخیر سفارت آمریکا در تهران، چه دیدگاهی در این مورد دارید؟ صدام یقیناً به تنهایی نمیتوانست با مردم ایران وارد جنگ شود، کشورهای دیگر چون آمریکا، شوروی سابق و برخی کشورهای اروپایی و عربی کمکهای مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی، کردند که البته با پیروزی انقلاب هم موافق نبودند. من روزی به آیتالله خمینی - هنگامی که هنوز جنگ شروع نشده بود ولی زمزمه هایی در بین بود گفتم اگر در یک کشور انقلاب شود لازمهاش این است که با ارسال گروههای حسن نیت، خیال همسایه ها را راحت کنیم که ما کاری به منافع شما نداریم؛ و اگر این کار انجام میشد آنها از ما و انقلاب ما وحشت نمیکردند، که ایشان در آن موقع نظرشان این نبود که چنین کاری انجام شود.
مصاحبه تلویزیونی شبکه جهانی بی بی سی ۲۸۵ صدور انقلاب به سایر کشورها ] * مهمترین شعاری که بعد از انقلاب در سیاست خارجی داده میشد صدور انقلاب به سایر کشورها بود. عقیدهٔ ما این بود که ملتی اگر قیام کند و در مقابل استبداد پیروز شود، قاعدتاً در کشورهای دیگر اثر دارد. اگر انقلابی معقول و صحیح باشد و ملت های دیگر مشاهده کنند که ملتی با دست خالی با هماهنگی همۀ طبقات و با ایمان و اتکال به خدا در مقابل حاکم جور و ستم و استبداد قیام کرده و پیروز شدند خواهی نخواهی ملتهای دیگر از آن الگو میگیرند؛ و هیچگاه هدف صادر کردن انقلاب به طور رسمی به سایر کشورها نبود. البته آمریکا و برخی کشورها از الگوپذیری سایر ملتها هراس داشتند؛ و میتوان حمایت آنها از جنگ را هم عاملی تدافعی برای جلوگیری از این الگوپذیری دانست. در هر صورت ملت ایران هیچگاه قصد اشغال یا تسخیر کشور دیگری را نداشت. پس از انقلاب چه کمکهایی توسط ایران به فلسطینی ها شده است؟ من از این امر اطلاع ندارم ولی به دستور اسلام اگر مسلمانی از هر گوشه عالم فریادش بلند شد و نیاز به کمک دارد، دیگران باید به او کمک نمایند. این مطلبی است که وجدان و عقل نیز بدان حکم می.کند امام علی به امام حسن و امام حسین ع وصیت میکنند دشمن ظالم و کمک مظلوم باشید من هم برای فلسطینی ها ناراحتم و اگر امکان آن باشد به ملت فلسطین کمک میکنم، اما این که دولت ایران کمک میکند یا نه من نمیدانم. داشت؟ بویژه بعد از انقلاب فعالیتهای ضد اسرائیل در لبنان انجام میشد. این مبارزات چه نتایجی پاسخ سؤال را کسانی باید بدهند که در حاکمیت بوده اند. من تنها یک روحانی بودم ولی از ظلمها و تعدیات به فلسطینیها و دیگران متأثر شده و میشوم. اما این که این کمکها چه نتایجی داشته است من از آن اطلاعی ندارم؛ البته هرگونه عملی نتیجه ای را به دنبال دارد، کم یا زیاد.
رد صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان مصداق سلب آزادی است ] اگر کل انقلاب را در نظر بگیریم انتخابات در آن آنچنان عادلانه نبوده، و از همان اول انقلاب تا به حال اینگونه بوده است، اصلاحات هم راهی به جایی نبرد الآن کشور به چه سمتی میرود؟ پاسخگو بودن در صورتی است که کسی در رأس باشد، من طلبه ای هستم در قم و مسئولیتی ندارم و به قولی کنار گذاشته شده ام اما به نظر من اصل انقلاب کار درست و مبارکی بود ولی شعارهای اولیه انقلاب بویژه آزادی و جمهوری اسلامی عملاً انجام نشده است. باید توجه داشت حکومت با زور و قلدری و انحصار طلبی دوام ندارد. این که چند نفر در شورای نگهبان بنشینند و افراد را بالا و پایین کنند، عده ای را به خواست خود رد صلاحیت، نمایند برخلاف حقوق ملت است. در انتخابات اخیر مجلس دیدیم افراد صالح و متخصص را کنار زدند و به گونه ای افراد مورد دلخواه را مهره چینی کردند. بهترین روش برای حتی تقویت دین آن است که به مردم آزادی بدهند. تجربه نشان داده است که دین در جوامع دارای آزادی بیشتر رشد میکند. این آزادی چگونه باشد؟ همین دخالتهای بیجای شورای نگهبان به نام دین و اسلام نباید باشد. در انتخابات باید آزادی باشد نمایندگان مردم هم باید آزادانه نظرات خویش را بیان کنند جرأت نکند با دادگاههای غیرقانونی مثل دادگاه انقلاب و ویژه روحانیت و کسی هم با آنها برخورد کند. این گونه محاکم غیرقانونی زمان شاه هم بود و هر کجا کم میآورد از عده ای رجاله استفاده میکرد و آنها را برای برخورد با مخالفان به میدان گسیل میداشت. والسلام علیکم و رحمة الله وبر و برکاته.
مصاحبه خبرنگار نشریه «شیکاگو تریبون» بسم الله الرحمن الرحیم ۱۳۸۲/۱۲/۱۲ [ ولایت فقیه ] * یکی از کسانی که ایده ولایت فقیه را مطرح کردند شما بودید. همچنین فلسفه ایجاد شورای نگهبان برای چه بود؟ در رابطه با ولایت فقیه چون انقلاب در سال ۵۷ به پیروزی رسید شعار جمهوری اسلامی همراه با «استقلال» و «آزادی» همیشه مطرح بود. مردم حاکمیتی مردمی دارای عنصر اسلامیت هم باشد. در را میخواستند که علاوه بر - اسلام تنها احکام تعبدی و اخلاقی وجود ندارد بلکه احکام سیاسی، اقتصادی، جزائی و اجتماعی بسیاری وجود دارد برای اجرای چنین احکامی قاعدتاً باید کسی امر حکومت را به دست بگیرد که آگاه به این مسائل باشد. امیرالمؤمنین در خطبهٔ ۱۷۳ نهج البلاغه میفرماید: «أیها الناس إنّ أحق الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه» یعنی شایسته ترین مردم به امر حکومت مسلمین کسی است که قویترین آنان بر حاکمیت و داناترین آنان به دستورات الهی در آن باشد. تفاوتی هم ندارد این شخص اعلم و اقوی معمّم باشد یا فرد دیگری. در زمان آیتالله خمینی در قانون قید «مطلقه» مطرح نبود و پس از درگذشت ایشان در بازنگری این قید اضافه شد و با این کار فقیه فراقانون شد و دیگر قوا بویژه قوای انتخابی عملاً بی خاصیت شدند. هدف از ولایت فقیه که همان ولایت فقه است، انجام امور در
قوای سه گانه بر اساس اسلام، بود ولی با اضافه نمودن مطلقه» یک قدرت فراقانونی را رسمیت دادند [ فلسفه ایجاد شورای نگهبان ] در رابطه با شورای نگهبان هم وظیفه اصلی آقایان این است که برخلاف موازین اسلام و قانون اساسی قانونی تصویب نشود و نظارت بر انتخابات برای این بود که قوه مجریه در امر انتخابات تخلف و دخالت بیجا نکند و جلوی دخالت ها گرفته شود، ولی متأسفانه خود شورای نگهبان افراد را بالا و پایین مینمایند، بسیاری را ردّ صلاحیت بیجا میکنند افراد علاقه مند زجر کشیده و متخصص و دلسوز را برخلاف عقل و شرع از صحنه سیاسی خارج میکنند شورای نگهبان میخواهند انتخاب شوندگان هماهنگ با آنان باشند؛ غافل از این که آنان قیم مردم نیستند و کشور متعلق به همه مردم میباشد. آیا شما با افراد ملیگرا چون بنی صدر تبادل نظر داشته اید؟ در مجلس خبرگان قانون اساسی با آقای بنی صدر تبادل نظر داشتم، البته اختلاف نظراتی هم وجود داشت ولی اهل جنگ و جدال .نبودیم وقتی به پاریس برای دیدار آیتالله خمینی رفته بودم ایشان برای من منزل تهیه کردند. ایشان عمده اختلاف نظرشان درباره ولایت فقیه بود. دربارهٔ خبرگان قانون اساسی این نکته را باید مد نظر داشت که اعضای آن سابقه قانونگذاری نداشتند و توجه نداشتند که سرانجام تصویب بسیاری قوانین چه خواهد شد و چه تضادهایی را در پی دارد آنچه که برای آنان اهمیت داشت حفظ قداست و موقعیت شخص آیتالله خمینی بود. مسئولیت پس از پیروزی انقلاب ] شما پس از پیروزی انقلاب چه فعالیتی داشتید؟
مصاحبه خبرنگار نشریه «شیکاگو تریبون» پس از پیروزی انقلاب به قم آمده و مشغول درس و بحث و مباحثه علمی شدم تا این که برای مجلس خبرگان قانون اساسی از تهران انتخاب شدم و در آن مجلس اینجانب را به ریاست برگزیدند و آیتالله خمینی هم مرا به امامت جمعه تهران نصب کردند پس از اتمام دوره مجلس خبرگان قانون اساسی به ایشان عرض کردم روحیه من با ماندن در تهران سازگار نیست و قصد بازگشت به قم را دارم و شما فرد دیگری را برای امامت جمعه نصب کنید. ایشان فرمودند: خود شما هر کس را میخواهید معین کنید. من آقای خامنه ای را چون خطیب بود به ایشان معرفی و برای امامت جمعه تهران معین کردم احساس ما پس از پیروزی انقلاب این بود که کارهای سابق که در رژیم شاه انجام میشد دیگر تکرار نشده و هیچ بیگناهی زندانی نمیشود جلوی خودسریها گرفته شود و در تمام کارها تحول صورت گیرد، متأسفانه اسم انقلاب اسلامی هست ولی محتوا کم کم عوض شد و همان کارهای خلاف با اسم و رسم دیگری انجام میگیرد؛ و چون به نام اسلام انجام میشود چهره اسلام را خشن جلوه میدهد. حال آن که اسلام دین رحمت و عطوفت است. سیره پیامبر و امام علی و دیگر بزرگان صلی الله علیه دین این گونه نبود. شما چه زمانی احساس کردید مسیر دارد عوض میشود؟ آنچه ما در این چند ساله عمرمان تجربه کرده ایم این است که قدرت در دست هر شخص غیر معصوم باشد موجب استبداد و انحصار طلبی میشود و خود را حق محض و دیگران را باطل محض میپندارد یک باند و گروه خاص، خودی محسوب میشوند و دیگران ظاهراً نه مسلمانند نه ایرانی در روایت امام معصوم لا میفرمایند: «من ملک استأثر» کسی که حاکم و مالک شد خود را بر دیگران مقدم میدارد. از زمان خود آیتالله خمینی کارهای خلاف صورت میگرفت، مثلاً افراد زیادی را اعدام کردند و به تذکرات و اعتراضات هم ترتیب اثر ندادند.
برکناری از مسئولیت ] * احساس شما و خانواده شما پس از برکناری از قائم مقامی رهبری چه بود؟ من که خیلی خوشحال شدم مرحوم پدر من وقتی خبر را شنیده بود سجده شکر به جا آوردند. حکومت چیزی جز مسئولیت نیست و آدم عاقل حتی المقدور زیر بار آن نمیرود مگر آن که وظیفه اقتضا کند امام علی ها هنگامی که حاکم بودند روزی کفش خود را وصله میزدند ابن عباس اعتراض کردند که شما با این موقعیت چرا نشسته و کفش خود را ترمیم میکنید؟ امام فرمودند: «والله لهی أحبّ إلیَّ من إمرتکم إلاّ أن أقیم حقاً أو أدفع باطلاً به خدا قسم این کفش پاره از حکومت بر شما محبوبتر است مگر این که حق را به پای دارم یا باطلی را دفع .نمایم چون کفش حاجت انسان را رفع میکند ولی حکومت جز مسئولیت و گرفتاری چیز دیگری نیست. احساس ایشان در زمان تهاجم نیروهای حزب الله و نیز دوران حصر] میخواستم بدانم زمانی که نیروهای انصار حزب الله به بیت شما تهاجم کردند چه حالتی و حسی داشتید؟ به بیت و دفتر و حسینیه اینجانب چندین بار تهاجم شد، در ۱۳ رجب (۲۳ آبان ۱۳۷۶) من یک سخنرانی کردم قصد من هم خیرخواهی بود و بس؛ یکی از تذکرات من به آقای رئیس جمهوری بود که شما با این پشتوانه مردمی باید استقلال داشته باشید و مطالب دیگر چون مرجعیت شیعه اطلاعات و.... که نیروهای سازماندهی شده به بیت و حسینیه و دفتر یورش آوردند و حتی میخواستند اینجانب را از خانه شخصی ام بیرون برده به وسط جمعیت ببرند. چه هدفی در سر داشتند خدا میداند. ولی من زیر بار نرفتم و مقاومت کردم. پس از آن بیش از ۵ سال محصور شدم و پس از آزادی هم بسیاری از امکانات گرفته شده را بازپس ندادند؛ چون حسینیه محل تدریس من منزل جنب حسینیه دفتر مشهد و وجوهاتی که از دفتر من بردند. در حقیقت رفع حصر کامل نشده است.
مصاحبه خبرنگار نشریه «شیکاگو تریبون» شما در لحظههای حصر چه احساسی داشتید؟ من شخصاً هیچ ناراحت نبودم تنها ناراحتی من از انجام کارهای خلافی بود که به نام اسلام انجام شد و میشود و به مال و خون و اعراض مردم تجاوز میشود و موجب انزجار مردم ر مردم شده است. من گوشه این اتاق کوچک ایام را طی میکردم و باکی هم نداشتم. روزها و شبهای اول نیروهایی را روی پشت بام منزل ما گذاشته بودند، آنها روی بام در حرکت و مزاحم بودند. * از فرزندان پسر شما هر سه نفر روحانی شدند از سیزده نوۀ شما چرا هیچ کدام به سلک روحانیت در نیامدند؟ یکی از نوه های اینجانب سید روح الله هاشمی طلبه شد، طلبه خوش ذهن و حافظه ای هم بود در ماجرای تهاجم به حسینیه در بهمن ۱۳۷۱) برخورد فیزیکی بدی با ایشان شد و به او چند سیلی هم زده بودند این برخورد موجب زدگی او شد. افراد دیگری هم بودند که متأسفانه به واسطه برخوردهای تند و خشن از روحانیت بیزار شده اند. من خودم خیلی علاقه داشتم نوه های من همگی طلبه باشند. بزرگترین اشتباه در موضع گیری ] من با خیلی ها که صحبت میکردم همگی این خصوصیت شما را که به اشتباه خودتان اعتراف میکنید ستوده اند، به نظر شما بزرگترین اشتباه در موضع گیریهایتان چه بوده است؟ من یادم هست که در یک سخنرانی در سالگرد انقلاب :گفتم: ما خطاها و اشتباهاتی داشته ایم باید به آنها اعتراف کرده و توبه سیاسی کنیم. ما در جنگ شعارهای بیجا دادیم که من خودم هم جزء آنها بودم به اسم انقلاب موجب تنش میان خود و دیگر کشورهای همسایه شدیم و موجب وحشت آنها شد. آمریکا و برخی از کشورها هم از این شعارها سوء استفاده کردند در رابطه با جنگ پس از فتح خرمشهر به بیت امام پیغام دادم: الآن فرصت خوبی است تا از عراقی ها امتیاز و غرامت بگیریم؛ که آنجا
گفته بودند فلانی بوی دلار به مشامش خورده است جنگ آنقدر از دو طرف تلفات گرفت که آیتالله خمینی مجبور شدند جام زهر را بنوشند. یا در رابطه با اشغال سفارت آمریکا آن زمان احساسات بر عقل غلبه کرد، من هم حمایت کردم. ولی قطع رابطه با آمریکا وحی منزل و ابدی نیست، باید هرچه زودتر دیوار بی اعتمادی را خراب کرد. درست است که مردم ما از پیشینه آمریکایی ها در کودتای ۲۸ مرداد و ماجرای کاپیتولاسیون و... عصبانی بودند ولی ادامه این وضعیت به زیان ملتهای هر دو کشور است. خلاصه ما میتوانستیم جلوی خیلی کارها را بگیریم ولی این کار را نکردیم. شما دوست دارید بعد از این کشور چگونه اداره شود؟ مسئولین باید نسبت به مردم و خواستههای آنها انعطاف داشته باشند؛ بازداشتها دخالت های بیجای شورای نگهبان در امر، انتخابات، تضییع حقوق مردم، انحصار طلبی و استبداد و روشهای گذشته همگی در نحوه اداره کشور اختلال ایجاد میکند که همۀ ما آرزو داریم از آنها دست برداشته شود. اگر مخالفتی هم داریم با اشخاص نیست ما با کسی بغض نداریم با کارهای صورت گرفته مخالفیم. * شما از شاگردان آیتالله خمینی و نماینده تام الاختیار ایشان بوده اید؟ اینجانب شاگرد مرحوم آیتالله بروجردی بودم و در درس آیتالله خمینی هم شرکت میکردم و به همراه ایشان به درس آقای بروجردی (طاب ثراه) میرفتیم، و بعداً نیز مدتی به درس ایشان حاضر میشدم در زمان مبارزات انقلاب، ایشان که در خارج از کشور بودند هدایت فعالیتهای انقلابی را از باب وظیفه به عهده داشتم. من برای ایشان قداست و احترام زیادی قائل بودم. من همیشه حفظ احترام ایشان را بر خود لازم میدانستم. البته چون از ایشان دور بودم در برخی مسائل نظریاتم را به وسیلهٔ نامه به ایشان اعلام میکردم هرچند این کار خوشایند برخی افراد نبود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
پیام به مناسبت شهادت مظلومانه عزاداران حسینی در روز عاشورا ۱۳۸۲/۱۲/۱۳ بسم الله الرحمن الرحیم إنا لله وإنا إلیه راجعون بار دیگر سنگدلان بی وجدان و دشمنان اسلام و قرآن در روز عاشورای حسینی در کربلای معلی و شهر کاظمین عراق عاشورایی دیگر آفریدند. عترت طاهره نبی اکرم که بر حسب حدیث ثقلین» مستفیض بین فریقین عدل کتاب الهی شمرده شده اند و تمسک به آنان همچون تمسک به قرآنکریم بر امت اسلامی واجب شده است پیوسته در اعصار گذشته مظلومانه مورد هجوم قدرتمندان و دشمنان ستمگر قرار گرفته اند و اینک نیز در روز عاشورای حسینی، شیفتگان و عزاداران آن حضرت در کربلای معلی و کاظمین و کویته پاکستان بر اثر انفجارها و تهاجماتی وحشیانه به خاک و خون کشیده شدند به گونه ای که صدها نفر شهید و جمع بسیاری مجروح گشتند. اینجانب ضمن محکوم کردن این قبیل جنایات هولناک و طلب رحمت واسعه الهی و علوّ درجات برای شهدای عزیز و شفای عاجل برای همهٔ مجروحین و تسلیت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرات آیات و علمای اعلام و حوزه های علمیه و برادران و خواهران مسلمان و همۀ آزادیخواهان جهان و بویژه بازماندگان محترم آن عزیزان و طلب صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان، یادآور میشوم ۱- کسانی که این جنایات را مرتکب شدهاند ممکن است در پی ایجاد اختلاف
بین مذاهب و فرقه های مختلف مسلمان باشند و بخواهند با این گونه اعمال ننگین جنگ و برادرکشی را بین مسلمانان ایجاد کنند غافل از این که پیروان متعهد مذاهب اسلامی علی رغم اختلاف نظرهایی که دارند همگی پیرو پیغمبر رحمة للعالمین بوده و نسبت به اهل بیت و عترت آن حضرت علاقه مند و در مقابل دشمنان اسلام و قرآن هماهنگ و متحد میباشند. ۲ اینجانب اطلاع دارم که همۀ طوائف کشور عراق از قبیل شیعه و سنّی، کرد و عرب خواستار کشوری مستقل و آزاد و اجرای انتخاباتی فراگیر زیر نظر سازمان ملل میباشند. مصلحت دولت های آمریکا و انگلیس و... و ملتهای آنها تن دادن به این خواست مردم عراق و کمک در جهت ایجاد یک دولت مستقل و پر قدرت در این کشور و پایان دادن به اشغال است. از سازمان ملل متحد - به عنوان نماینده همه کشورهای جهان - انتظار میرود با تعیین هیئتی هرچه زودتر به کمک دولت موقت عراق بشتابد و نسبت به شناخت آمرین و عاملین این قبیل جنایات تحقیق نموده و مردم را از نتیجه آن آگاه نماید. پیروان همه ادیان الهی و بلکه همۀ مردم جهان زندگی همراه با آسایش و آرامش و احترام به حقوق دیگران را دوست دارند ترقی و تعالی مادی و معنوی جز در تحمل نظرات خیرخواهان و استفاده از نظرات بهتر میسر نیست و اینگونه جنایات و تجاوز به حقوق دیگران اقداماتی ضد بشریت محسوب گشته و در هر مسلک و مرامی محکوم است. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۱۱ محرم الحرام ۱۴۲۵ - ۱۳۸۲/۱۲/۱۳ قم المقدسة حسینعلی منتظری
پاسخ به تسلیت شهادت شیخ احمد یاسین رهبر حماس إنا لله وإنا إلیه راجعون) ۱۳۸۳/۱/۵ محضر مبارک استاد آیتالله العظمی منتظری سلام علیکم مغفور شهادت جانگداز مجاهد فی سبیل الله، بنیانگذار و رهبر معنوی حماس، مرحوم شیخ احمد یاسین را تسلیت عرض میکنم از خداوند بزرگ برای آن قهرمان مسلمان فلسطین رحمت و رضوان و برای تروریسم دولتی اسرائیل غاصب خذلان و نابودی، و برای مسلمانان اتحاد و عزم جدی برای مبارزه با صهیونیزم و برای فلسطین عزیز آزادی و رهایی خواستارم. آمین یا ربّ العالمین. بسمه تعالی شاگرد شما محسن کدیور پس از سلام و تسلیت متقابل به مناسبت شهادت ناگوار و از دست رفتن مجاهد فی سبیل الله رهبر حماس مرحوم مغفور شیخ احمد یاسین - طاب ثراه - که عمر شریف خویش را در راه خدمت به اسلام عزیز و دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطین سپری نمود، یادآور میشوم: دولت غاصب اسرائیل که بر اساس ترور بندگان خدا و اشغال اراضی مسلمانان و مسیحیان فلسطین پدید آمده اگر گمان میکند که با اعمال این قبیل جنایات ظالمانه
امنیت شهروندان خود را تأمین میکند سخت در اشتباه است؛ زیرا هیچ ظلم و جنایتی از دید خدای عادل و مهربان مخفی نمیماند. در سوره اعراف آیه ۱۶۷ از قرآن کریم در رابطه با خودخواهی ها و برتری طلبی های یهود میخوانیم و إذ تأذن ربّک لیبعثن علیهم إلی یوم القیامة من یسومهم سوء العذاب إنّ ربّک لسریع العقاب... و خداوند اعلام کرد که بر قوم یهود کسانی را مبعوث خواهد کرد که تا روز قیامت آنها را عذابی سخت کند که پروردگارت زود عقوبت میکند.) امید است سران کشورهای اسلامی و همۀ مسلمانان و آزادیخواهان جهان با اتحاد و هماهنگی کامل در راه جهاد و مبارزه علیه این غده سرطانی که به دست استعمارگران خارجی شکل گرفته و تقویت میشود به وظیفه اسلامی و وجدانی خویش عمل نمایند. والسلام علیکم ۱۳۸۳/۱/۵ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۱/۲۱ (۶۲) پاسخ به پرسشهای خبرنگار مجله «تایم» چاپ آمریکا بسمه تعالی [حکومت آینده عراق ] آیتالله العظمی منتظری در پاسخ به سؤال خبرنگار مجله «تایم» چاپ آمریکا در مورد حوادث اخیر عراق اظهار داشتند عراق کشور مستقل و بزرگی است و قصد دخالت در امور داخلی آن کشور را ندارم ولی به لحاظ این که مردم عراق مسلمانند و کشور همسایه ماست و عتبات عالیات ائمه اطهار در آنجاست و مشترکات فرهنگی بسیاری میان ما وجود دارد تنها نظر خود را بیان میکنم آمریکایی ها اگر چه مورد انتقاد واقع شده اند که چرا سلاحهای کشتار جمعی مورد ادعای آمریکا در عراق یافت نشد، ولی به نظر میرسد خود صدام از هزاران سلاح کشتار جمعی خطرش برای منطقه و بلکه جهان اسلام بیشتر بود. با این حال من بارها گفته ام آمریکایی ها لازم است هرچه زودتر پس از حمایت از تشکیل دولت مستقل و مردمی با نظارت سازمان ملل طی یک انتخابات آزاد هرچه زودتر کشور عراق را ترک کنند و گرنه عراق باتلاق دیگری نظیر ویتنام برای آمریکاییها خواهد شد و سربازان آمریکایی بیش از این تلف میشوند، خانواده ها داغدار و خسارت آن را مردم آمریکا متحمل خواهند شد. ایشان در ادامه فرمودند: البته نظرات بزرگان و علمای صاحب نفوذ چون آیتالله سیستانی باید مورد توجه قرار گیرد.
گروه مقتدی صدر و جیش المهدی ] آیتالله منتظری دربارهٔ گروه مقتدی صدر» و «جیش المهدی» فرمودند: اگر - طرفداران مقتدی صدر» نام سربازان «مهدی برای خود برگزیده اند ولی حضرت مهدی (عج) هیچگاه راضی نخواهند بود که به نام ایشان تفرقه، جدایی و جناح بازی پدید آید قاعده اش این است که با هماهنگی با آیتالله سیستانی و سایر علمای اعلام و با اتحاد با مذاهب اهل سنت و کردها که مسلمانند دولتی با ثبات را تشکیل دهند وگرنه ادامه چنین وضعیتی برای همگی خطرناک خواهد بود. فقیه عالیقدر در پاسخ به پرسش خبرنگار تایم مبنی بر حمایت ایران از مقتدی صدر و هدف وی جهت تشکیل حکومت مستقل و این که میخواهیم حکومتی مانند ایران در عراق تشکیل دهیم گفتند: اینجانب از حمایت ایران از ایشان اطلاع ندارم ایشان اگر چه از خانواده آیتالله شهید صدر است ولی ضرورت دارد با بزرگان و علمای اعلام و نخبگان هماهنگ باشند. خدا در قرآن کریم میفرماید: واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و متفرق نشوید. و همچنین میفرماید: و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم نزاع نکنید که ضعیف میشوید و قدرتتان از دست میرود. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و وحدت کلمه آنان را مسألت مینمایم. ۱۳۸۳/۱/۲۱ دفتر آیتالله العظمی منتظری
پاسخ به تسلیت شهادت عبدالعزیز رنتیسی رهبر حماس إنا لله وإنا إلیه راجعون) ۱۳۸۳/۲/۱ محضر مبارک فقیه عالیقدر استاد آیتالله العظمی منتظری سلام علیکم در آستانه سالگرد رحلت رسول اکرم و شهادت جانگداز عبدالعزیز رنتیسی رهبر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس که به فاصله کمتر از یک ماه از ترور رهبر پیشین آن مرحوم شیخ احمد یاسین توسط دولت نامشروع و غاصب و تروریست اسرائیل صورت گرفت را به حضرتعالی تسلیت عرض میکنم بیشک حمایت دولت جنگ طلب آمریکا از شارون در این اقدامات ضد بشری مؤثر بوده است. خداوند آن مجاهد فی سبیل الله و فرزند و همراهانش را در جوار رحمت خویش مأوی دهد و به مسلمانان و همۀ حق طلبان جهان برای مبارزه با این ظلم آشکار همت و عزم بیشتر عنایت فرماید. اللهم إنا نشکو إلیک فقد نبینا و غیبة ولینا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. شاگردتان محسن کدیور بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تسلیت متقابل به جنابعالی و ملت مظلوم و مجاهد فلسطین و همهٔ مسلمانان و آزادیخواهان جهان که مخالف ظلم و جنایت و اشغالگری و ترورهای ناجوانمردانه میباشند یادآور میشوم اینجانب از ملت بزرگ و آزادیخواه آمریکا در
تعجبم چگونه به دولت خود اجازه میدهند با آبروی آنان بازی کند و از دولت غاصب اسرائیل که بر اساس اشغال اراضی دیگران و ترورهای ظالمانه پدید آمده و به آنها ادامه میدهد حمایت نماید و بدین وسیله در روابط بین دولت آمریکا و بیش از یک میلیارد و دویست میلیون مسلمانان جهان خلل وارد نماید. این کار برخلاف عقل و وجدان و ادیان الهی و مصالح دولت و ملت آمریکا میباشد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۲/۱ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۳/۲/۳ (۶۴) دیدار اعضای انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بسمه تعالی اعضای انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در سال جدید طی دیداری در قم با حضرت آیتالله العظمی منتظری گزارشی از فعالیتهای انجمن را در راستای دفاع از آزادی مطبوعات مطرح کردند. [دفاع از حقوق مردم] در ابتدای این دیدار فقیه عالیقدر ضمن خوشامدگویی اظهار داشتند من از این که با وجود فشارها اعضای انجمن وظیفه خود را به خوبی انجام میدهند تشکر میکنم انسان اگر حرفی میزند که حق است باید استقامت داشته باشد. خداوند در سوره هود خطاب به پیامبراکرم وان میفرماید: فاستقم کما أمرت و من تاب معک استقامت پیامبر به جای خود ولی استقامت اصحاب نیز در حقیقت بر عهده آن حضرت گذاشته شده و لذا نقل شده که فرمودند: «شیبتنی سورة هود» سوره هود مرا پیر کرد. و در نهج البلاغه میخوانیم: «أیها الناس لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة أهله» یعنی در راه حق به واسطهٔ کمی اهل آن وحشت نکنید. دفاع شما از مطبوعات که به عنوان رکن چهارم آزادی و دموکراسی مطرح است دفاع از حقوق مردم و اجتماع است. واقعیت این است که دنیا همیشه صحنه جنگ حق و باطل بوده و باید بر حق تکیه کرد و هراسی هم نداشت؛ من به نوبه خود از استقامت و پایداری شما روحیه میگیرم.
لزوم آزادی فکر، عقیده و بیان] ایشان ضمن اشاره به لزوم آزادی فکر، عقیده و بیان گفتند: از باب مثال کتابی که اخیراً از اینجانب به نام از آغاز تا انجام» که دست نوشته های بنده در زندان اوین و در تبیین برخی مباحث کلامی است - به چاپ رسیده است به دلیل آن که در پاورقی آن آمده بود فرضیه ولایت مطلقه فقیه دلیل عقلی و شرعی ندارد، چند ماه در وزارت ارشاد ماند و اجازه نشر نیافت تا بالاجبار آن چند سطر را حذف کردیم و اجازه نشر یافت این قبیل مسائل بسیار است، افرادی در کشور خود را قیم مردم میدانند و فکر میکنند همگی باید مانند آنها فکر کرده و عمل کنند. این دیدگاه بایستی عوض شود. کشور از آن مردم است و مردم حق دارند در تمام مسائل اظهار نظر کنند و کسی حق تفتیش عقاید را ندارد. هیچ حکومت مردمی و جمهوری یعنی حتی اگر کسی نسبت به اسلام نیز اشکالاتی دارد آنها را صادقانه بیان کند و اگر کسی به آنها نقد دارد محترمانه نقادی کند، اگر هم اشکال کننده اهل منطق نیست باید منطقی پاسخ او را گفت اگر در اینگونه موارد از ابراز شبهات جلوگیری شد و پاسخ منطقی داده نشد این کار در حل مشکلات کمکی نخواهد کرد و شبهات در ذهنها باقی میمانند. مرحوم آیتالله خمینی در پاریس میگفتند در حکومت آینده ما حتی کمونیستها هم در اظهار نظر آزادی خواهند داشت ولی با کمال تأسف حتی مسلمانان هم از آزادی بیان برخوردار نیستند. در این چند سال حدود صد روزنامه و مجله به بهانه های واهی توقیف و تعطیل شد؛ به جای این که از اهل قلم که عمر و فکر خویش را صرف نوشتن میکنند تقدیر شود هر روز گرفتار احضار و بازداشت هستند، و توجه نمیشود که تعطیل یک روزنامه چه مقدار خسارتهای مادی و معنوی در پی دارد. ایشان ضمن تأکید بر عدم استثناء در امر پاسخگویی گفتند:
دیدار اعضای انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ۳۰۳۵ تمام افراد از صدر تا ذیل در کشور که دارای مسئولیت هستند باید پاسخگو باشند. حتی رهبر هم مانند یکی از افراد کشور است و امتیاز خاصی ندارد تا از پاسخگویی معاف باشد. او در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است. مخالفان عقیدتی ] آیتالله منتظری در مورد مخالفان عقیدتی گفتند: در برخورد با مخالفان عقیدتی و فکری باید بدون تهمت افترا، و با رعایت اخلاق اسلامی و انسانی مواجه شد؛ زیرا با گرفتن و زندانی کردن کاری از پیش نمیرود. مخالفان نباید از حقوق شهروندی و اجتماعی شان محروم شوند. همانگونه که امام علی الان حقوق خوارج نهروان را از بیت المال قطع نمیکردند و فرمودند: پس از من کسی از آنها را نکشید و مورد تعرض قرار ندهید برخی از آقایان گفته اند: مخالفان عقیدتی، قلم را به جای سلاح به کار میبرند در جواب باید گفت: اگر اینگونه است شما هم باید با سلاح قلم با آنها مبارزه کنید نه با زندان و بازداشت و بگیر و ببند. لزوم وجود رسانه های آزاد و مستقل از دولتها ] ایشان وجود رسانه های آزاد و مستقل از دولت ها را لازم دانسته و فرمودند: در اکثر کشورهای جهان شبکه های تلویزیونی مستقل و آزاد از دولت و حاکمیت وجود دارد و حتی از مخالفان حکومت برنامه پخش میکنند. ولی با این که یکی از شعارهای اساسی انقلاب «آزادی» بود، این امر حتی در بخش رسانه ای هم محقق نشده است و رسانه های شنیداری و گفتاری آنچه با حاکمیت مناسبت دارد منعکس میکنند و به سانسور و بایکوت نظرات مخالفان میپردازند. تضاد در قانون اساسی ] ایشان در ادامه گفتند اگر در قانون اساسی مواردی هم هست که برخی آزادیها را محدود میکند، لازم
است من به عنوان یکی از اعضای خبرگان قانون اساسی به این نکته تأکید کنم: زمانی که قانون اساسی بررسی و تصویب میشد نوعاً کسانی که در قانونگذاری دخیل بودند سابقه قانونگذاری نداشته و توجه به تضادها و مشکلات بعدی نداشتند. با شناختی که از شخص آیتالله خمینی و دیدگاهی که نسبت به ایشان داشتند و ایشان را فردی قدیس با چهره ای ملکوتی میدانستند قوانین را مورد تصویب قرار میدادند. این قوانین با این حال برای همان نسل جنبۀ قانونی داشت و نسلهای بعدی میتوانند بگویند گذشتگان ما چه حقی داشتند برای ما قانون تصویب کنند. این مطلبی است که آیتالله خمینی به آن در بهشت زهرا تصریح کردند. اخیراً یکی از آقایان گفته بود کسی که قانون اساسی را قبول ندارد خائن است. این چه خیانتی است که کسی قانون تصویب شده توسط گذشتگان را قبول نداشته باشد؟! مگر قانونگذاران معصوم بودند؟! متأسفانه در بازنگری قانون اساسی به ولایت فقیه قید «مطلقه» افزوده شد و اختیارات بسیاری به رهبری داده شد و عملاً دیگر قوا از نظر قانونی و اجرایی خلع سلاح شدند. شورای نگهبان و رد صلاحیتها ] آیتالله منتظری ضمن این دیدار با اشاره به انتخابات مجلس در اسفند سال گذشته و حوادث پیرامون آن اضافه کردند هنگامی که به نظارت استصوابی شورای نگهبان انتقاد میشود در جواب میگویند: «اگر شما قصد خرید منزل یا ازدواج یا انجام یک معامله داشته باشید تحقیق میکنید و اصل را بر برائت نمیگذارید این امر درستی است و عقلایی هم میباشد ولی نکته این است که آقای جنتی و آقای یزدی و.... صاحب این کشور نیستند تا بتوانند مطابق میلشان تصمیم بگیرند و حقوق دیگران را تضییع کنند. مردم صاحب کشورند و حق دارند هر کسی را که قبول دارند و مطابق افکار خویش میدانند
دیدار اعضای انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ۳۰۵ انتخاب کنند. همانگونه که اقلیتهای دینی حق انتخاب دارند سایر طبقات جامعه نیز حق انتخاب دارند، و آقایان و دیگران قیم و وکیل مردم نیستند تا برای آنها تصمیم گیری کرده و افرادی را که مطابق جناح خودشان هستند دارای صلاحیت بدانند و دیگران را رد کنند. بیش از مردم که در زمان تصویب قانون اساسی نبودند حق دارند با قانون فعلی مخالف باشند این معنی جمهوریت است. البته چون مردم مسلمانند اسلامیت نظام مورد نظر مردم است و قوانین بایستی براساس موازین اسلام باشد. ایشان با اشاره به برخی رد صلاحیت ها اضافه کردند: افرادی را که اعتراف دارند، مسلمانند اهل، نماز روزه و انجام فروعات و... هستند را متهم به بی دینی کرده و ردّ کردند و حتی به افرادی که روحانی و دارای درجه اجتهاد هستند گفته اند شما التزام عملی به اسلام ندارید فرضاً کسی بگوید من ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارم و بگوید دلیل عقلی و شرعی ندارد، نباید رد صلاحیت شود. در پایان این دیدار اعضای انجمن پیرامون موضوعات مختلف از قبیل مطبوعات آزادی اهل قلم و فعالیتهای انجمن از جمله اعطای قلم طلایی به فعالترین روزنامه نگار کشور و.... با آیتالله منتظری به تبادل نظر پرداختند. لازم به ذکر است شرکت کنندگان در این دیدار آقایان کدیور سیف زاده زهدی شمس الواعظین حکمت، زیدآبادی و خانم مفیدی بودند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۳/۲/۳ دفتر آیتالله العظمی منتظری
مصاحبۀ دکتر «وُدگ» خبرنگار آلمانی بخش غربی صدای آلمان و خانم «گارین» خبرنگار نشریه دویچه آلمان ۱۳۸۳/۲/۱۴ بسم الله الرحمن الرحیم * خبرنگارهایی که به دیدن شما میآیند آیا فکر میکنید برای شما یک حالت منتقل کننده افکار شما به دنیای خارج هم دارند؟ دنیای امروز دنیای ارتباطات است و خواهی نخواهی خبرها منعکس میشود. حالا اگر کسی باشد که صریحاً مطالب را بشنود و منتشر کند و همان چیزی را که میشنود منتشر کند خیلی بهتر است بالاخره نمیشود جلوی مخابرات و اطلاعات را گرفت، امروز دنیا به هم وابسته است. پس پیامهای شما به دنیای خارج میرسد. اجمالاً بله. عواقب رد صلاحیتها توسط شورای نگهبان ] شما فکر میکنید که پس از انتخابات هفتم یک سکون دارد میآید، یک چیزهایی دارد عوض میشود؟ حدیثی از پیغمبراکرم صلی الله علیه وسلم نقل شده که فرمودند: «کل بنی آدم خطاء و خیر الخطائین التوابون همۀ اولاد آدم خطاکار هستند پس بهترین خطاکاران آنهایی هستند که اگر فهمیدند اشتباه کرده اند توبه کنند و لجاجت نکنند. متأسفانه سیاستمداران و قدرتمندان کمتر به این امر عمل میکنند یک وقتی من در یک سخنرانی گفتم که امور
مصاحبه دکتر «ودگ» خبرنگار آلمانی و ... سیاسی هم توبه دارد بسا در سیاست اشتباهاتی رخ داده است، و سیاستمداران چون قدرتمندند اشتباهاتشان هم اشتباهات بزرگی است باید از اشتباهاتی که کرده اند توبه کنند و گذشته ها را جبران نمایند. متأسفانه سیاستمداران و قدرتمندان بالا چون یک عده ثناگو دورشان هستند که همیشه از آنها تعریف میکنند و مشکلات جامعه به آنها گفته نمیشود آنها خیال میمیکنند جامعه مسلط هستند و هر کاری که کردند بر اعتراضی ندارد. در صورتی که این طور نیست. دانشمند مخالف بودند. حالا انتخاباتی که این دوره انجام شد انتخابات سالمی نبود. بسیاری از آنهایی که بودند، به درد بخور بودند نخبگان جامعه، بودند از انقلابیون ایران بودند همۀ اینها را ناروا رد صلاحیت، کردند و یک کسانی را که مطابق میل خودشان و از جناح خودشان بودند انتخاب کردند و به خیال خودشان حالا کشور در اختیار .آنهاست. اگر آنها بخواهند همین طور که جناحی انتخاب کردند جناحی عمل کنند، خواهی نخواهی ملت صدایش در میآید؛ برای این که اکثریت مردم با این انتخابات بر فرض اگر الآن هم مردم ساکت باشند ولی منتظر فرصتی هستند. امروز سیاست زور دوام ندارد چنانکه دین زوری هم ارزش ندارد لا إکراه فی الدین، با زور نمیشود برای مردم دین درست کرد سیاست هم با زور در جهان امروز پیشرفت ندارد بنابراین قدرتمندانی که این طور کارها را انجام میدهند و مردم را کنار میزنند باید در رفتارشان تجدید نظر کنند اگر فهمیدند اشتباه کرده اند باید توبه کنند. همان طور که گناهان خدا توبه دارد در سیاست هم اگر اشتباه کردند باید توبه کنند انعطاف پیدا کنند و حقوق جامعه را به آنان بدهند مردم سفیه نیستند که شورای نگهبان قیم آنان باشند. الآن کسانی را که در این انتخابات رد صلاحیت کرده اند، ظلم به اینها شده و ظلم پایدار نیست. بنابراین جامعه هم تا آخر ساکت نخواهد ماند، یک روزگاری مردم سر و صدایشان بلند میشود؛ پس لازم است که متصدیان امور توبه کنند و نسبت به جامعه انعطاف پیدا کنند.
[ ولایت فقیه ] قبلاً صحبت بود که روحانیون خیلی در کار عملی دخالت میکنند تا نظارت شما فکر میکنید چه کارهایی میتوان در این باره کرد تا فایده داشته باشد؟ اگر میخواهند این ولایت فقیه را که آقایان گفتند و ما هم میگفتیم باقی باشد، راهش این است که همان نظارت بر دولت برای این که موازین اسلامی رعایت میشود یا نه حفظ شود و در کارهای دیگر دخالت نکنند اجرا مربوط به حکومت و دولت است دولت هم باید متشکل از احزاب سیاسی جامعه باشد، و ولی فقیه آنچه را که برخلاف موازین اسلامی است تذکر دهد دنیای امروز دنیای تخصص است. ولی فقیه در فقه اسلام تخصص دارد در اقتصاد تخصص ندارد، در سیاست تخصص ندارد. این کارها را باید به متخصصین ارجاع دهند نه این که اگر کسی ولی فقیه شد در همه کارها بخواهد دخالت کند این کار کار غلطی است و به استبداد منجر میشود. تخصص فقیه بما هو فقیه در فقه است نه در سیاست یا سیاست خارجی یا مثلاً رابطه با آمریکا داشته باشیم یا نداشته باشیم. این امور چه ربطی به ولی فقیه دارد. این را باید سیاستمداران وزارت خارجه ببینند که مصلحت کشور در این است که با آمریکا مثلاً رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم . پس به نظر شما نظارت باید نظارت اخلاقی باشد؟ اخلاقی بدین معنی که اگر عمل نکردند تعقیب نشوند .نه. چون آنچه که مردم به آن رأی دادند «جمهوری اسلامی بود دو کلمه جمهوری و اسلامی، جمهوری یعنی حکومت مردم، پس باید آرای مردم در نظر گرفته شود همه طبقات مردم. و اسلامی یعنی بر طبق موازین اسلام؛ از باب اینکه اکثریت مردم مسلمانند و اسلام این طور نیست که منحصر باشد در مسائل اخلاقی و عبادی اسلام در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جزائی نیز دستور و برنامه دارد مردم رأی دادند به حکومت مردمی با حفظ موازین اسلامی آزادی مطلق به طوری که کارهای خلاف اسلام را هم
مصاحبه دکتر «ودگ» خبرنگار آلمانی و . آزادانه انجام بدهند برخلاف جمهوری اسلامی است. منتها معنای اسلام این نیست که اقلیت های دینی یا آنهایی که مسلمان نیستند از حقوق محروم باشند، آنها هم حقوقشان را دارند چنان که نماینده هم در مجلس دارند همانگونه که به اقلیت های دینی بها داده شده و نماینده در مجلس دارند تمام طبقات مردم باید نماینده در مجلس داشته باشند چنین نیست که فقط شورای نگهبان هر کسی را که پسندید او باید نماینده باشد و مردم دیگر حق تعیین یا اعتراض نداشته باشند. الآن نخبگان جامعه از انتخابات ناراضیاند و کسانی را که قبول دارند شورای نگهبان بی جهت ردّ صلاحیت میکند این کار کار غلطی است جمهوری یعنی حکومت همه مردم، منتها موازین اسلامی هم رعایت شود و این است مردم سالاری دینی. «فقیه» فقط متخصص احکام اسلام است اگر قانونی یا دستوری برخلاف اسلام است او اعتراض کند و بگوید برخلاف اسلام است، چون متخصص فقه است. اسلام دین رحمت و عطوفت است ] * من هیچ وقت منظورم آزادی مطلق نبود امکان دارد سرچشمه مشکلات این باشد که اسلام به صورتهای مختلف میتواند تفسیر بشود و الآن آنهایی که تفسیر خیلی سخت دارند روی کار هستند. امکان دارد مشکل در اینجا باشد؟ قاعده اش این است که علما و بزرگانی که مراجع و متخصص فقه اسلام هستند شورایی داشته باشند و مسائل اسلام زیر نظر شورا معیّن بشود. ما عقیده مان این است که دین اسلام دین رحمت و عطوفت است. قرآن ۱۱۴ سوره دارد ۱۱۳ سوره اولش بسم الله الرحمن الرحیم است، یعنی به نام خداوند بخشنده مهربان و خدا در قرآن به پیغمبر اکرم خطاب میک کند و ما أرسلناک إلّا رحمة للعالمین (سوره انبیاء / ۱۰۷ تو را نفرستادیم جز رحمت برای همه و فرموده است: . فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک) (سورة آل عمران (۱۵۹) ای پیغمبر تو در اثر رحمت خدا نرمخو هستی در مقابل جامعه، و اگر خشن و تند بودی مردم از دور تو پراکنده میشدند.
پس این کارهای خشونت آمیزی که انجام میشود این بازداشت ها، محاکمات سیاسی بیجا اینها همه برخلاف موازین اسلام است باید شورای علما و مراجع بزرگ با هم بنشینند و موازین اسلام را مشخص کنند ولی فقیه باید با آنان مشورت کند. حدیثی داریم که «العلماء حکّام علی الملوک و الملوک حکّام علی الناس» علما حاکم بر پادشاهانند و پادشاهان حاکم بر مردم چون اکثر قاطع مردم مسلمانند، مراجع تقلیدی که مورد توجه مردم هستند موازین اسلام را مشخص کنند و موازین اسلامی در کشور اجرا شود. نه این که هر نویسنده ای هر بچه طلبه ای بخواهد موازین اسلام را معین و مشخص کند بایستی در هر کاری به متخصص مراجعه بشود. متخصص اسلام مراجع هستند که اهل خبره اسلام هستند. در حکومت پنج ساله امیر المؤمنین الا شما یک نفر را سراغ ندارید که به خاطر اعتقاداتش بازداشت یا محاکمه کرده باشند. اصلاً زندانی سیاسی در زمان حکومت امیرالمؤمنین وجود نداشت. خوارج در حضور حضرت شعار علیه ایشان میدادند و کسی به آنان کاری نداشت. الآن ما میبینیم افرادی را دادگاه انقلاب یا دادگاه ویژه که اصلاً در قانون اساسی اسمی از آنها نیست بازداشت میکنند، محاکمه میکنند، ده سال، پنج سال زندان، اینها همه برخلاف موازین اسلام است. آنها که متخصص فقه هستند فقه هستند میدانند که در زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین هیچ بازداشت سیاسی و محاکمه سیاسی و زندانی سیاسی وجود نداشت همۀ اینها برخلاف موازین اسلام است رابطه دین و حکومت ] * دنیای امروزه خیلی پیچیده و بزرگ شده فکر نمیکنید برای این که به خود این مذهب ضرر نخورد بهتر است که مذهب اصلاً خودش را کنار بکشد؟ همانگونه که قبلاً گفته شد دستورات اسلام منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی نیست. اسلام در همه شئون زندگی انسان از جمله اقتصاد، سیاست، حاکمیت و شرایط آن دستور و برنامه دارد؛ پس طبعاً دین از سیاست جدا نیست.
مصاحبه دکتر «ودگ» خبرنگار آلمانی و . البته آقایان به اسم اسلام کارهای تند را انجام میدهند این سبب میشود که اسلام چهره اش مشوه شود و نسل جوان فرار کنند اگر اسلام واقعی که دین رحمت و عطوفت است اجرا میشد نسل جوان هم جذب میشدند فرض این است که اسلام را منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی نمیدانیم و اسلام موظف کرده همۀ جامعه را که در همه مسائل اظهار نظر کنند کشور مال همه مردم است، دین هم مال همه مردم است، منتها چون مراجع تقلید تخصص دارند آنها باید اظهار نظر کنند، مردم هم در مسائل فرعی پیروی میکنند اما یک نفر فقط بخواهد در همه مسائل اظهار نظر کند با اینکه این همه مراجع هستند و به مراجع اعتنا نکند، این درست نیست. بالاخره اسلام منحصر به مسائل عبادی و اخلاقی نیست که ما اسلام را ببریم در کنج مسجد فقط جا بدهیم برای اینکه در مسائل سیاسی و اقتصادی و جزائی و... هم اسلام خواهی نخواهی دستور و برنامه دارد اسلام باید در همۀ شئون مورد توجه باشد، منتها همان جور که هست نه این که کارهای خلاف اسلام به نام اسلام انجام بشود. آیتالله خمینی یک جمله بسیار خوبی میگفت، در تحریرالوسیله میگفت هم هست: کسی که بخواهد دین را از سیاست جدا کند لم یعرف الدین و لا السیاسة، نه دین را شناخته و نه سیاست را. این جور نمیشود گفت که اسلام فقط در مسجد است، بدین معنا که اسلام فقط نماز و روزه است اسلام به همۀ شئون زندگی نظر دارد؛ ولی همه حقوق هم محترم است باید اقلیتها را هم احترام گذاشت پیغمبر اکرم ظلم به اهل ذمه که میشد عصبانی میشدند امیرالمؤمنین برای این که از پای یک ال زن ذمّی خلخالی کشیده بودند فرمودند: اگر مرد مسلمان از روی تأسف بمیرد مورد ملامت نیست. [ تطبیق اسلام با جامعه ] من این طور متوجه شدم که اسلام دائماً خودش را باید وفق بدهد با شرایط موجود. اگر فرض کنیم جامعه جامعه ای شد فاسد، آیا اسلام باید خودش را با این وضع
تطبیق بدهد یا جامعه باید خودشان را با اسلام تطبیق بدهند؟ اگر از نظر علم و صنعت و این قبیل امور منظور است هیچ وقت اسلام با اینها مخالف نیست، بلکه ترویج هم میکند. در سوره فاطر خداوند به همۀ علوم جدید که هست اشاره میکند، میفرماید: «خداوند از آسمان آب نازل کرد که به وسیله آن میوه های رنگارنگ پدید آوردیم، و از کوهها رگه های سفید و قرمز و سیاه و از انسانها و جنبنده ها و چهارپایان رنگارنگ و در حقیقت به همۀ علوم آب شناسی معدن شناسی انسان شناسی، حیوان شناسی و سایر علوم طبیعی اشاره شده و بعد میفرماید: «إنّما یخشی الله من عباده العلماء کسانی که این دانشها را داشته باشند از خدا ترس دارند همین علوم طبیعی که در دانشگاهها تدریس میشود و الآن به آنها اهمیت میدهند اینها را خدا در سوره فاطر ذکر کرده بعد میفرماید: کسانی که این علوم را میدانند از خدا میترسند. این آیه علم فقه و اصول را نمیگوید بلکه همین علوم طبیعی مادی را که در دانشگاهها خوانده میشود میگوید؛ هر کسی اینها را بلد باشد از خدا بیشتر میترسد، برای این که دقایق عالم وجود را وقتی که بررسی میکند به عظمت خدا پی میبرد و از خدا میترسد. پس بنابراین اسلام با پیشرفت علم و صنعت و تکنیک مخالف نیست، ترویج هم میکند؛ با فحشا و چیزهایی که نظم جامعه را به هم بزند مخالف است. آن وقت ما نمیتوانیم بگوییم اگر جامعه رو به فساد رفت، اسلام باید خودش را با جامعه تطبیق کند؛ بلکه اگر انحرافی در جامعه پیدا شد جامعه باید خودش را با اسلام تطبیق نماید. همان جمعیت مثبتی که شما میگویید که باید با شرایط مثبت یعنی علم و این جور چیزها اسلام خودش را تطبیق بدهد با توجه به اینها شما ۲۵ سال آینده را چگونه میبینید؟ اگر مسئولین کمی انعطاف پیدا کنند و به مصالح کشور توجه کنند، این همه پولهایی را که خرج گفتگوها و سمینارهای تکراری میکنند صرف پیشرفت علم و صنعت و تکنیک کنند و نسل جوان را دریابند، طبعاً در آینده خوب خواهد شد. ولی اگر بخواهند پولها را خرج تشریفات زائد، کنند، این به ضرر ملت است.
مصاحبه دکتر «وُ دگ خبرنگار آلمانی و . مردم از سیاست جا خورده اند و یک عده ای هم از مذهب ناامید شده اند. بله، چون کارهای خلاف را به اسم اسلام انجام میدهند شاه قلدری میکرد ولی نه به نام اسلام اما آقایان به اسم اسلام کارهای خلاف را انجام میدهند. این همه محاکمات و بازداشت ها متأسفانه به اسم اسلام انجام میشود، لذا نسل جوان ناامید و ناراحت میشوند. میشما فکر میکنید که جوانان این احساسات مسلمانی را از دست میدهند؟ اگر این رفتارها ادامه داشته باشد .بله مگر اینکه آقایان در رفتارشان تجدید نظر کنند. قدرت چیزی است که استبداد میآورد و قدرتمندان افکار دیگران را نادیده گیرند و خودشان را همه کاره میپندارند و برای جامعه اعتباری قائل نیستند. اگر این جور باشد عاقبت بدی خواهد داشت چون دنیای امروز دنیای زور و قلدری نیست. خواهی نخواهی اگر انعطاف پیدا نکنند ملت را از دست میدهند، و طبعاً فشار خارج نیز بیشتر میشود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی ۱۳۸۳/۲/۲۹ بسمه تعالی) محضر مبارک استاد بزرگوار حضرت آیتالله العظمی منتظری دامت برکاته سلام علیکم و رحمة الله ایام هفته وحدت و میلاد پیامبر رحمت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله . سلاله پاکش حضرت امام صادق ان را به شما تبریک میگویم و از خدای منان سلامتی و توفیق روزافزون آن فقیه فرزانه را خواستارم. با کسب اجازه از محضرتان تعدادی از سؤالات کلیدی و زیربنایی جهت رفع برخی شبها پیرامون مجازاتهای اسلامی را عرضه میدارم تا در صورت صلاحدید با پاسخ هایتان محافل حوزوی و دانشگاهی را در رفع این شبهات و یافتن راهکاری شرعی یاری فرمایید و موجبات تکمیل رساله ای در همین زمینه را که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی پیگیری میشود فراهم آورید. با اعتذار و امتنان محمدحسن موحدی ساوجی بسم الله الرحمن الرحیم معیار ثابت یا متغیر بودن احکام شرع] پرسش اول برای تشخیص ثابت یا متغیر بودن احکام شرع چه معیاری وجود دارد؟ آیا عبادی یا معاملی بودن موضوع آن ملاک است یا تأسیسی یا امضایی بودن آن، و یا معیار دیگری وجود دارد؟
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی ۳۱۵ جواب تغییر حکم شارع با محفوظ بودن و بقای موضوع آن به هیچ وجه صحیح نیست، بلکه معقول نیز نمیباشد؛ زیرا نسبت هر حکمی به موضوع خود همچون نسبت معلول به علت است و با بقای علت انعدام و زوال معلول عقلاً ممکن نخواهد بود. بنابراین تغییر هر حکم نسبت به موضوع خود با نوعی از تغییر و تفاوت در موضوع و در نتیجه زوال موضوع اوّل همراه میباشد و این تغییر به یکی از راههای زیر ممکن است: الف: موضوع حکم تغییر ماهوی پیدا کند؛ نظیر استحاله در اشیای نجس، همچون میته حیوان در نمکزار که پس از مدتی به نمک تبدیل میشود. یا تبدل اجزای میته یا کود حیوانی به اجزای درختان و گیاهان این گونه تغییر تغییر صورت نوعیه و ماهیت به شمار میآید. ب عارض شدن یکی از عناوین ثانویه بر موضوع همچون ضرورت و ضرر و حرج و نظایر آن. به عنوان مثال وضویی که مستلزم ضرر فوق العاده یا مرض باشد با وضویی که چنین نباشد عرفاً دو موضوع شمرده میشوند؛ و لذا هر کدام حکم جداگانه ای دارد. ج: مزاحمت دو حکم در مقام امتثال با فرض رجحان یکی از آن دو بر دیگری؛ همچون تزاحم وجوب تطهیر مسجد با وجوب نماز در فرض وسعت وقت، که در نظر شارع تطهیر مسجد اهم و مقدم بر نماز خواهد بود و در حقیقت حکم وجوب نماز در وسعت وقت مقید است به عدم تزاحم واجب اهمی همچون تطهیر مسجد با آن. د: نسخ حکم سابق به واسطهٔ حکم لاحق؛ و در این قسم هرچند به حسب ظاهر چه بسا موضوع حکم اوّل باقی، است، ولی در حقیقت در نظر قانونگذار اسلامی یعنی شارع مقدس مصالح و یا مفاسدی که بر اساس آن حکم اوّل تشریع شده تغییر نموده است؛ زیرا بدون تغییر آنها تغییر حکم گزاف و بر شارع حکیم قبیح میباشد. و این گونه مصالح و مفاسد که نقش اساسی در تشریع دارند به منزله موضوع حقیقی و در سلسله علل احکام شرعی میباشند بنابراین نسخ حکم به معنای تمام شدن مدت آن به علت تغییر مصلحت یا مفسده در ناحیه موضوع آن میباشد.
ه : پایان موسم در احکام موسمی؛ مثل حرمت گوشت حُمُر وحشیه در یکی از جنگها و یا مثلاً کراهت پوشیدن جامۀ سیاه بر فرض این که حکم مذکور در زمان قیام سیاه جامگان تشریع شده باشد تغییر حکم در این قسم نیز به تغییر مصلحت یا مفسده با توجه به شرایط زمانی باز میگردد؛ زیرا با عدم تغییر مصلحت یا مفسده، تغییر حکم گزاف خواهد بود. و : تغییر در موضوعاتی که موضوع احکام ولایی و حکومتی قرار میگیرند؛ نف جهاد، صلح و تحریم استفاده از بعضی کالاها به خاطر مصالح یا مفاسدی که تشخیص آنها به دست کارشناسان حکومت صالح میباشد در این قسم نیز تغییر حکم به علت تغییر مصالح یا مفاسدی است که منجر به صدور حکم حکومتی میشود. و میتوان این قسم را از مصادیق بند «ج» شمرد. منصوص ز : زایل شدن علت در مواردی که حکم منصوص العلة باشد؛ رمز تغییر حکم در این قسم آن است که علت حکم همان موضوع اصلی آن میباشد و با زوال آن، موضوع حکم زایل یا متغیر شده است. با توجه به اینکه احکام شریعت بدون در نظر گرفتن مصلحت یا مفسدهٔ واقعی و از روی گزاف نمیباشند در این قسم که حکم العلّه میباشد نیز زوال علت به معنای تغییر مصلحت یا مفسده میباشد. از آنچه بیان شد فهمیده میشود اساس تغییر حکم حتی در قسم اوّل که موضوع حکم تغییر ماهوی مییابد، ناشی از تغییر موضوع حقیقی حکم یعنی مصالح یا مفاسد واقعی است؛ که بنابر نظر عدلیه از مبادی اصلی تشریعات شارع حکیم میباشد. البته تشخیص مصالح و مفاسد واقعی و تغییر آنها در بسیاری از احکام برای غیر شارع که به مصالح و مفاسد واقعی و تاروپود نظام خلقت و ساختار وجودی انسان آگاه نمیباشند مقدور و میسور نیست؛ ولی در بعضی دیگر از احکام بسا امکان آن وجود داشته باشد. در تمام موارد ذکر شده، هرچند مستقیماً کشف و دسترسی به مصالح یا مفاسد احکام تغییر یافته برای غیر شارع میسور نمیباشد ولی از این که تغییری در حکم پیدا
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی میشود به نحو برهان ان و کشف علت به وسیلهٔ معلول به دست میآوریم که قطعاً آن مصالح یا مفاسد به شکلی دستخوش تغییر و تبدل گردیده است. بر این اساس اگر فقیه در حوزه احکامی که به یقین تعبّدی نمیباشند، با تشخیص کارشناسان به تغییر مصلحت و مفسده واقعی قطع و یقین پیدا کرد، به طوری که بقای حکم اوّل گزاف باشد، در چنین موردی میتواند حکم جدیدی را استنباط نماید. در حقیقت در این گونه موارد حکم سابق تغییر نیافته بلکه موضوع حقیقی آن که همان مصالح یا مفاسد واقعی میباشد تغییر کرده است؛ و تعبیر به تغییر حکم در آنها تعبیر مسامحه ای است. اجرای حدی که در شرایط خاص موجب وهن اسلام است ] پرسش دوّم در حدود اسلامی اگر اجرای حدی در شرایطی خاص موجب وهن اسلام و ایجاد تنفّر نسبت به مقررات اسلامی در انظار و افکار عمومی، باشد آیا اجرای آن جایز است؟ و اساساً آیا میتوان به اصل و قاعده ای فقهی ملتزم گردید که بر اساس آن به حرمت اجرای هر حکمی که چنین نتیجه ای را به دنبال داشته باشد دست یافت؟ جواب - اجرای حدود گرچه منافع بیشماری را برای جامعه در شرایط طبیعی در صورتی که جرم از راههای شرعی به اثبات رسیده باشد به همراه دارد و پیامبر اکرم فرموده اند: «إقامة حد خیرٌ من مطر أربعین صباحاً» (وسائل الشیعة، باب ۱ از ابواب مقدمات الحدود، حدیث (۴ ولی اگر در شرایط خاصی مصلحت اقوی در ترک آن، باشد حاکم مسلمین میتواند آن را ترک نماید. در موثقه غیاث بن ابراهیم از حضرت امیر آمده است: «لا أقیم علی رجل حداً بأرض العدو حتی یخرج منها مخافة أن تحمله الحمیّة فیلحق بالعدو». (وسائل الشیعة، باب ۱۰ از ابواب مقدمات الحدود، حدیث ۲). و در فرض مذکور در سؤال اگر اقامه برخی حدود با کیفیت ویژه آن در منطقه ای خاص یا در همه مناطق و یا در برهه ای از زمان موجب تنفر افکار عمومی از اسلام و
احکام آن و در نتیجه تضعیف اساس دین گردد، حاکم مسلمین یا متولی حوزه قضا میتواند بلکه موظف است اقامه آن حد را تا زمان توجیه افکار عمومی نسبت به مقررات و حدود اسلامی و علت وضع آنها تعطیل نماید. طائفة من مرحوم فاضل مقداد در کنز العرفان، ذیل آیه شریفة و لیشهد عذابهما المؤمنین (سوره نور آیه (۲ چنین میفرماید: علت این که در این آیه طایفه مقید به مؤمنین شده این است که اگر کفار شاهد اجرای حد فوق باشند، چه بسا مانع گرویدن آنان به اسلام شود؛ و از همین جهت اقامه حد در سرزمین دشمن ناپسند شمرده شده است.» (کنز العرفان، ج ۲، ص ۲۱۸) و مخفی نماند که این مورد نیز در حقیقت از موارد بند «ج» در پاسخ سؤال اوّل تزاحم ملاکات) میباشد. آیا اجرای مجازاتها باید علنی باشد؟] پرسش سوم در اجرای مجازاتها آیا علنی بودن آنها الزامی و یا مورد تأکید شارع مقدس است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ آیا این تأکید شامل همه مجازاتها میشود یا به موارد ویژه ای اختصاص دارد؟ و آیا تماشاچیان باید شرایطی را دارا باشند؟ و حضور چه تعداد از آنان کفایت میکند؟ جواب - در مورد علنی بودن اجرای حدود در قرآن کریم در مورد حد زنا آمده است ولیشهد عذابهما طائفةٌ من المؤمنین) (سوره نور آیه (۲) ظاهر آیه شریفه این است که باید عده ای از مؤمنین شاهد و ناظر اجرای حد زنا باشند و نمیتوان این حد را در خفا و به دور از انظار اجرا نمود. در برخی از روایات نیز آمده است که حضرت امیرا در مقام اجرای حد زنا مردم را مطلع و دستور دادند تا شاهد اجرای حد باشند؛ از جمله روایت احمد بن محمد الا بن خالد است در مورد مردی که نزد حضرت امیر چهار مرتبه به زنا اعتراف نمود و آن حضرت در بین مردم اعلام فرمود: «یا معشر المسلمین، أخرجوا لیقام علی هذا الرجل الحد...». (وسائل الشیعة، باب ۳۱ از ابواب مقدمات الحدود، حدیث ۳). البته آنچه از آیه شریفه فهمیده میشود تنها لزوم علنی بودن اجرای حد زنا
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی میباشد و تعمیم آن به سایر مجازاتها نیازمند دلیل است و برخی از فقها امر در این آیه شریفه را حمل بر استحباب کرده اند؛ از جمله شیخ در مبسوط (ج ۸، ص ۸) ، و خلاف (ج ۵، ص ۳۷۴، مسأله (۱۱) ابن برّاج در مهذب (ج) ۲، ص ۵۲۸) ، محقق در شرایع (ج ۴، ص ۱۴۴) علامه در ارشاد ج ۲، ص (۱۷۳) و شهید اوّل در لمعه (الروضة البهیة، ج ۹، ص ۹۵) این قول را اختیار کرده اند. و در مورد تعدادی که باید شاهد و ناظر اجرای حد زنا باشند، ظاهر آیه شریفه فوق این است که حضور طایفه ای از مؤمنین لازم است در رابطه با تعداد افراد طایفه میان فقها اختلاف است؛ برخی همچون شیخ طوسی در نهایه ص ۷۰۱) ، علامه حلی در قواعد (ج ۳، ص ۵۳۰) و ابن براج در مهذب ج ۲، ص (۲۸) گفته اند که اقل آن یک نفر است و بر یک نفر نیز طایفه گفته شده است. آنان آیه شریفه فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفةٌ لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون﴾ (سوره توبه، آیه ۱۲۲) را به عنوان شاهد ذکر میکنند که به اعتقاد آنان طایفه در این آیه بر یک نفر نیز تطبیق شده است. در برخی از روایات نیز طایفه بر یک نفر تطبیق شده است؛ از جمله روایت پنجم از باب یازدهم از ابواب حد زنا در وسائل الشیعة و نیز حدیث چهارم از باب چهل و دوم از ابواب حد زنا در مستدرک الوسائل. و بعضی دیگر از فقها همچون شهید ثانی در حاشیه ارشاد (چاپ شده همراه با غایة المراد، ج ۴، ص (۲۰۱) و ابن ادریس در سرائر ج ۳ ص (۴۵۴ گفته اند: اقل تعداد طایفه سه نفر هستند؛ ایشان علاوه بر استناد استناد به دلالت عرفی و شاهد حال، به ذیل آیه نفر استشهاد کرده اند که میفرماید: لیتفقهوا فی الدین ولینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون که برای طایفه» که در صدر آیه ذکر شده است ضمیر جمع به کار رفته است و اقل افراد در جمع سه نفر میباشد. و شیخ در خلاف (ج ۵، ص ۳۷۴، مسأله (۱۱) اقل تعداد افراد در «طایفه» را ده نفر دانسته است. و بعضی نظیر علامه در مختلف ج ۹، ص (۱۷۰) و شهید در روضه (ج ۹، ص ۹۶)
گفته اند میزان نظر عرف است؛ یعنی هر آنچه به نظر عرف مدلول طایفه باشد. اهل لغت نیز طایفه را به چند معنا بیان کرده اند راغب میگوید: «طایفه ای از مردم یعنی جماعتی از آنان؛ و به یک نفر نیز اطلاق میشود.» (مفردات الفاظ القرآن، ص ۵۳۱ و ۵۳۲). ابن اثیر نیز میگوید طایفه جماعتی از مردم است و بر یک نفر نیز صدق میکند. (النهایة فی غریب الحدیث والاثر، ج ۳، ص ۱۵۳ نظیر همین معنا در مقاییس، لسان العرب، مجمع البحرین المنجد و المعجم الوسیط ذکر شده است. با این همه بعید نیست بتوان گفت که مقصود از طایفه» به حسب موارد استعمال، من متفاوت میباشد بنابراین چنانچه مقصود از آیه شریفه «ولیشهد عذابهما طائفةٌ المؤمنین این است که اگر حد زنا در خفا اجرا شود موجب عبرت و پرهیز از ارتکاب گناه نمیگردد، بعید نیست حضور یک نفر نیز کافی باشد؛ زیرا در این صورت حد زنا به طور مخفی اجرا نشده است و برای حداقل یک نفر عبرت میباشد، یا نقل آن یک نفر و گواهی او بر اجرای حدّ موجب عبرت دیگران میگردد؛ بویژه با توجه به اینکه مقصود از طایفه بر فرض تطبیق بر یک نفر فردی است که از وجوه مردم و در نظر آنان از جایگاه خاصی برخوردار باشد، به گونه ای که سخن او در میان آنان مقبولیت و پذیرش داشته باشد از روایت غیاث بن ابراهیم از حضرت امیرال (وسائل الشیعة، باب ۱۱ از ابواب حد زنا حدیث (۵) و نیز روایت ابو بصیر از امام صادق (مستدرک الوسائل، باب ۴۲ از ابواب حد زنا، حدیث (۴ هم استفاده میشود که حضور یک نفر در اجرای حد زنا کفایت میک کند. ولی اگر مقصود از آیه شریفه تشدید عذاب بر کسی باشد که حد بر او جاری میشود بعید است با حضور یک نفر این مقصود حاصل شود؛ و حداقل باید جماعتی از مردم حضور داشته باشند. از روایات مربوط به اجرای حد زنا توسط حضرت امیران نیز فهمیده میشود تعداد حاضرین باید بیش از یک نفر باشند؛ زیرا در روایت احمد بن محمد بن خالد که سابقاً ذکر شد - تعبیر «یا معشر المسلمین، أخرجوا...» به کار رفته بود. روشن است که به یک یا دو و یا سه نفر عنوان معشر» صدق نمیکند.
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی و در مورد شرایط حاضران باید توجه داشت که در آیه شریفه به مؤمن بودن آنان تصریح شده است. البته ممکن است گفته شود «مؤمن» در اینجا در مقابل «کافر» و «منافق» استعمال شده است؛ بنابراین صرف مسلمان بودن حاضرین کفایت میکند، هر چند عادل .نباشند مؤید این بیان روایت احمد بن محمد خالد است که در آن بن حضرت امیر الا به یا معشر المسلمین تعبیر کرده اند و نیز در تفسیر قمی ذیل آیه فوق آمده است ابی الجارود از امام باقر نقل میکند که در رابطه با جمله «طائفةٌ من المؤمنین فرمود: «یجمع لهما الناس إذا جلّدوا» که مؤمنین بر «ناس» تطبیق شده اند. اما از ظاهر آیه شریفه و نیز روایات وارده میتوان استفاده نمود که حاضرین نباید از کسانی باشند که خودشان مستحق حدّ الهی هستند وسائل الشیعة، باب ۳۱ از ابواب حدّ زنا، احادیث (۱، ۲، ۳ و ۴ کافی، ج ۷، ص ۱۸۸، حدیث (۱) هرچند سند اکثر این روایات قابل خدشه است و لذا بسیاری از فقها به کراهت آن نظر داده اند؛ نظیر شیخ مفید در (ص ۷۸۱) ، شیخ طوسی در نهایه (ص ۷۰۱) ابن براج در مهذب (ج ۲، ص ۵۲۸) ، محقق در شرایع (ج ۴، ص ۱۴۴) ، علامه در قواعد (ج ۳، ص ۵۳۱) ، شهید اوّل در لمعه (الروضة البهیة، ج ۹، مقنعه ص ۹۶ شهید ثانی در مسالک (ج ۱۴، ص (۳۸۹) و صاحب جواهر (ج ۴۱، ص ۳۵۱). ولی با توجه به آیه شریفه و از مجموع روایات به دست میآید که حضور اقشار مختلف مردم در اجرای حد زنا مطلوب نمیباشد؛ زیرا موجب عکس العملهای تند میشود و نتیجه معکوس در بر دارد. در روایتی آمده است که حضرت امیرا هنگامی که در بصره بودند و میخواستند بر مردی حد زنا را اجرا نمایند، از حضور جماعتی از مردم که برای تماشا آمده بودند جلوگیری کردند و به قنبر فرمودند: لا مرحباً بوجوه لاتری إلا فی کل سوء، هؤلاء فضول الرّجال أمطهم [أبعدهم] عنّی یا قنبر». (وسائل الشیعة، باب ۲۲ از ابواب مقدمات حدود، باب کراهة اجتماع الناس للنظر الی المحدود، حدیث ۱). و به طور کلی نکته ای که در حدود اسلامی باید در نظر گرفته شود این است که اساساً چگونگی اثبات این گونه مجازاتها به گونه ای است که تحقق آن بویژه در جرایم جنسی - بسیار نادر میباشد؛ و بر فرض اثبات موارد سقوط مجازات در آنها
فراوان است؛ و بحث تفصیلی آن در این مختصر نمیگنجد و به نظر میرسد تشریع مجازات برای جرایم موجب حد بیشتر جنبهٔ بازدارندگی داشته است. بنابراین فرض علنی بودن اجرای حد زنا - صرف نظر از مباحث فرعی آن به غایت نادر خواهد بود. عدم جواز استفاده از مجازات شدیدتر ] پرسش چهارم - در زمینه مجازاتهای تعزیری مرحوم صاحب جواهر از صاحب کشف اللثام نقل میکند که هرگاه گناهکار با گونه های دیگری از کیفر تأدیب، شود روی آوردن به تازیانه و تنبیه بدنی دلیلی ندارد؛ مگر در موارد ویژه ای که در آنها نسبت به تنبیه بزهکار نصی وارد شده باشد. (جواهر، ج ۴۱، ص ۴۴۸، دار احیاء التراث العربی) با توجه به این مسأله در اینگونه مجازاتها اعم از این که نسبت به موردی نصی خاص وارد شده باشد یا خیر - اگر اصلاح و تأدیب گناهکار با مجازاتی خفیف تر ممکن باشد آیا میتوان از مجازات شدیدتر استفاده نمود؟ ۶ جواب تعزیر در لغت معمولاً به «منع»، «رد»، «تأدیب» و «ملامت نمودن» معنا شده است، و این که در بعضی کتب لغت بر ضرب یا اشد ضرب تطبیق شده است از باب تعیین مصداق برای مفهوم منع ردّ، تأدیب و مانند آن میباشد. در روایات مربوطه نیز معمولاً از ضرب و تازیانه سخن به میان آمده است؛ و لذا اکثر فقها تعزیر به غیر از تازیانه زدن بر مجرم را جایز نمیدانند. ولی به نظر اینجانب همان گونه که در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۲، ص ۳۱۵ به بعد به تفصیل بحث شده است ذکر تازیانه در روایات فوق از آن جهت بوده که تازیانه در آن روزگار رایجترین و آسانترین و شاید مؤثرترین وسیله جهت بازداشتن مجرمین از تکرار جرم بوده است نه این که خصوصیتی پنهان در آن نهفته باشد. از دقت در لسان روایات مربوط به حدود و تعزیرات بسا به دست میآید که تشریع آنها برای اصلاح فرد و جامعه و بازداشتن افراد خاطی و مجرم از تکرار جرم و تأدیب آنها میباشد نه این که دارای اسراری مرموز باشند که قابل فهم برای عرف و عقلا نباشد و اصلاح و تربیت جوامع و افراد از اموری است که متأثر از شرایط زمانی
پاسخ به پرسشهایی پیرامون مجازاتهای اسلامی و مکانی میباشد و از این جهت برخورد با جرایم و تعزیر مجرمین مختلف نیاز به کارشناسی دقیق دارد. از سوی دیگر اعمال مجازات از قبیل دخالت در محدوده سلطه دیگری است؛ و بر اساس اصل اوّلی مستفاد از عقل و شرع تصرف در سلطه دیگری بدون رضایت بر او جایز نیست مگر در مواردی که شارع آن را تجویز نموده و نوعی ولایت و سلطه غیر را مشروعیت داده باشد؛ مثل امر به معروف و نهی از منکر و نیز اجرای حدود الهی با رعایت شرایط و ضوابط هر یک از آنها اما در مورد تعزیرات قدر متیقن آن است که حاکم شرع واجد شرایط تا جایی بر مجرم سلطه دارد و میتواند او را تعزیر کند که در راه تأدیب و اصلاح وی باشد؛ بنابراین اگر توسط کارشناسان مربوطه تشخیص داده شود که با مجازات خفیفی میتوان مجرم را تأدیب و اصلاح نمود، دلیلی از شرع و عقل بر جواز مجازات شدید وجود ندارد. و اساساً ویژگی عدالت حاکم واجد شرایط که از شرایط اساسی اعمال سلطه توسط وی میباشد - اجازه مجازاتی بیش از اندازه مقدار مورد نیاز را به وی نمیدهد و تعزیر نبایستی موجب هتک کرامت انسانی شود] پرسش پنجم با توجه به اینکه تعزیر مجازاتی است که چگونگی آن از شرایط زمان و مکان تأثیر میپذیرد و حتی برخی از فقها همچون شهید اوّل له آن را تابع عرف میدانند (القواعد والفوائد، ج ۲، ص ۱۴۴، قاعدۀ ۲۰۴ مکتبة المفید) و نیز بر مبنای اصل کرامت انسانی که حضرتعالی نسبت به آن تأکید فرموده اید آیا میتوان به این نتیجه دست یافت که چگونگی مجازاتهای تعزیری که بیشتر مجازاتهای اسلامی را تشکیل میدهند نباید با عقلانیت جمعی جامعه که بنابر قول شهید همان عرف است در تعارض قرار گیرد و نباید به گونه ای باشد که در باور عمومی مردم در یک زمان هتک کرامت انسانی تلقی شود؟ جواب - همانگونه که در پاسخ قبلی اشاره شد از لسان روایات حدود و تعزیرات فهمیده میشود که هدف مهم شارع از تشریع آنها اصلاح فرد و جامعه و تأدیب و