کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد دوم ‹ بخش ۲

دیدگاه‌ها - جلد دوم

بخش ۲ از ۱۲

، تاجرنیا، طاهری، احمدی موسوی خوئینی جلالی زاده، پیران لقمانیان و خانم حقیقت جو با ایشان ملاقات داشته و به تبادل نظر پرداختند. همچنین آقایان دکتر هادی معاون وزیر خارجه) سراج الدین موسوی (سفیر ایران در پاکستان) ، عبدالله نوری، محسن کدیور، صالح آبادی (معاون وزیر تعاون) ، خانم اعظم طالقانی به اتفاق دیگر اعضای بیت مرحوم آیت‌الله طالقانی با ایشان دیدار و گفتگو نمودند. دیدار آیت‌الله طاهری اصفهانی همراه با شور و شعفی وصف ناپذیر و در حضور جمعیت انبوهی برگزار گردید. در این دیدار آیت‌الله طاهری اظهار داشت: «با وجود کسالت شدید دیگر هجران برایم غیر قابل تحمل بود». همچنین گروههای سیاسی مختلف خصوصاً دانشجویان و اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت با آیت‌الله منتظری دیدار کردند. طی چند روز گذشته خبرنگاران بسیاری از خبرگزاری ها و روزنامه های کثیر الانتشار جهان با حضور در بیت معظم له به انعکاس اخبار مربوط به ملاقاتها و سخنرانی های ایشان پرداختند. خبرگزاریهای ایرنا ایسنا، الجزیره، رویترز، آسوشیتدپرس، ابوظبی، آلمان، ترکیه و نشریات گاردین فاینشنال تایمز، نیوزویک نیویورک تایمز و ... از جمله این رسانه های گروهی اند. لزوم توجه به شعارها و اهداف اولیه انقلاب ] آیت‌الله منتظری در جواب سؤال خبرنگاران مبنی بر اینکه با توجه به تحولات اخیر در کشور جنابعالی چه توصیه ای برای حاکمیت دارید فرمودند: باید دید شعارها و اهداف اولیه انقلاب چه بوده .است شعار اوّل انقلاب «استقلال، آزادی جمهوری اسلامی بود که استقلال یعنی اینکه دیگران برای ما تصمیم نگیرند و ما خود سرنوشتمان را به دست گیریم و آزادی هم یعنی اینکه مردم و حتی اقلیتها آزاد باشند تا در سرنوشت خویش تصمیم گیرنده باشند.

گزارش رفع حصر (۱) ایشان آزادی را آزادی تمام اقشار مردم دانسته و این که آزادی تنها مخصوص طیف و قشر خاصی باشد را کاملاً مردود شمردند. آیت‌الله منتظری وجود برخی انحصار طلبیها را مخالف اصول اولیه انقلاب دانستند و اصلاحات را عمل به همان شعارهای اولیه انقلاب ارزیابی کردند. رد نظارت استصوابی ] معظم له ضمن ردّ نظارت استصوابی با اشاره به این که اینجانب خود در مجلس خبرگان اوّل حضور داشتم ضمن بیان هدف اولیه تشکیل شورای نگهبان فرمودند: اگر بناست جمهوری اسلامی واقعی برقرار باشد باید دخالتهای بی مورد برطرف گردد، چرا که وجود نظارت استصوابی در حقیقت به این معناست که انتخابات کانالیزه و طی دو مرحله انجام شود و این خلاف جمهوریت نظام است. انتقاد از برخی ارگانهای غیرقانونی ] ایشان همچنین در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن انتقاد از برخی ارگانهای غیرقانونی که در قانون اساسی نامی از آنها برده نشده است فرمودند: نمایندگان امین مردم هستند و بودجه بیت المال که از آن مردم است نباید برای چنین نهادهایی که مربوط به شرایط و وضعیت دوران اوّل انقلاب بوده است مصرف شود. [ اهمیت شوراها ] آیت‌الله منتظری طی دیدار با خانواده مرحوم آیت‌الله طالقانی ضمن یادآوری خاطرات آن مرحوم و تأکید بر دلسوزی وافر ایشان برای مردم، ضمن اشاره به اهمیت شوراها به عنوان پایه و مبنا برای تحقق جمهوری اسلامی و مردم سالاری، بر حضور مردم در انتخابات شوراهای اسلامی تأکید کردند.

ایشان فرمودند مردم نباید از دخالت در سرنوشت خود مأیوس شوند مخصوصاً آن که نظارت استصوابی هم در این انتخابات وجود ندارد؛ البته من بارها گفته ام نظارت شورای نگهبان به این معنی بود که دولت و مجریان انتخابات نباید حق کسی را ضایع کرده و با اعمال نفوذ، حق حاکمیت مردم را پایمال نمایند نه اینکه برخی خود و دیگر همفکرانشان را خودی و بقیۀ مردم که اکثریت را دارند غیر خودی محسوب کرده و با اعمال حاکمیت انحصارگرایانه آزادیهای مشروع و قانونی را سلب نمایند. در دیدارهای معظم له با اقشار مختلف مردم در طی روزهای گذشته، ایشان ضمن تشکر از اظهار محبت مردم از آنها خواستند که نسبت به احکام و معارف دینی خویش آگاه شده و به واسطهٔ عملکرد بد برخی از روحانیون از دین و اسلام فاصله نگیرند. ایشان ضمن تأکید بر آزادی تمامی انسانها و مسلمین جهان، بخصوص برای آزادی مسلمانان گرفتار، فلسطین کشمیر و چچن دعا کردند. ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

«V⟫ گزارش رفع حصر (۲) ۱۳۸۱/۱۱/۱۴ بسمه تعالی آقای مهندس طهایی استاندار قم و آقای حقیقی معاونت سیاسی امنیتی استانداری و آقای محمودی فر فرماندار شهرستان قم با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. اعتباری بودن و بی ارزش بودن مناصب دنیوی ] معظم له ضمن خوشامدگویی و تشکر، با اشاره به برخی از آموزه های دینی مبنی بر اعتباری بودن و بی ارزش بودن مناصب دنیوی فرمودند: پذیرفتن مسئولیت که همراه با گرفتاری نیز هست مستلزم خدمت خالصانه به مردم است و تا زمانی که پستی یا مقامی بر دوش انسان سنگینی می‌کند باید مقاوم بود و مسئولیت را به طور کامل انجام داد که این نزد خدا ارزش است و اجر دارد. اهمیت خدمت به خلق خدا ] ایشان با اشاره به وضعیت مادی نامناسب برخی اقشار جامعه افزودند: بایستی به وضعیت افراد ضعیف و فقیر رسیدگی شده و برای جلوگیری از مهاجرت بی رویه از روستاها راهکارهای عملی ارائه گردد که انجام امور عام المنفعة در این راستا تا اندازه ای می‌تواند کارساز باشد.

ایشان در پایان ضمن دعای خیر برای آقایان خدمت به خلق را از بالاترین عبادات دانسته و یادآور شدند که عبادت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست و اضافه کردند البته تسبیح و سجاده مراتبی از عبودیت است ولی نباید برخی مستحبات مانع انجام خدمت به مردم شوند، و با خدمت به خلق می‌توان به کارها رنگ عبادت زد. لازم به ذکر است دیدارهای عمومی آیت‌الله العظمی منتظری با اقشار مختلف مردم که از نقاط مختلف کشور برای دیدار با ایشان به قم آمده اند ادامه دارد، که گزارش آن در اطلاعیه های بعدی خواهد آمد. ۱۳۸۱/۱۱/۱۴ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

گزارش رفع حصر (۳) ۱۳۸۱/۱۱/۱۵ بسمه تعالی آیت‌الله العظمی منتظری رضایت خداوند را بر همه چیز مقدم می‌دارم. آیت‌الله امینی امام جمعه قم و نائب رئیس مجلس خبرگان) ، آیت‌الله محمد مؤمن (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان) آیت‌الله طاهری خرم آبادی (عضو مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران) ، حجج اسلام امام جمارانی و آشتیانی از اعضای بیت امام، آقایان دکتر فضل الله صلواتی و دکتر محسن رهامی (حقوقدان و رئیس دانشگاه پردیس قم) ، حجة الاسلام یحیی کبیر (رئیس گروه فلسفهٔ دانشگاه قم) ، حسین مجاهد (رئیس جبهۀ مشارکت استان همدان به همراه جمعی از فعالان سیاسی همدان، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت (آقایان رضوی، فقیه مؤمنی، امین، زاده، نظری عامری، نسب، ظاهرپور اوحدی و جمعی از بانوان با حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو داشتند. ۶ [ مبحث تقیه ] آیت‌الله العظمی منتظری در ادامه دیدارهای روزانه با اقشار مختلف مردم طی دیداری که در روز ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ صورت گرفت ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام جواد و اشاره به چگونگی شهادت آن امام فرمودند: امامان شیعه چون در مقابل ظالمان و ستمگران سکوت را روا نداشتند و در بیان حق کوتاهی نکردند یا با شمشیر کشته یا با سم مسموم شده اند.

ایشان در همین زمینه ادامه دادند تقیه مخصوص امور جزئی است و انسان برای حفظ جان خویش می‌تواند در امور جزئی و غیر اساسی بهانه به دست دیگران ندهد اما در اصول کلی و اساسی و اولیه و حساس نمی‌توان سکوت اختیار کرد و سکوت در قبال آنها گناهی نابخشودنی است. بر همین اساس است که امامان ما با مرگ طبیعی از دنیا نرفته اند و حاکمان زورگو آنها را چون بیان حق و افشای ظلم می‌نمودند از میان برداشتند. ایشان با اشاره به بحث تقیه ادامه دادند در آموزه های دینی ما گفته شده تقیه سپر مؤمنان است و استفاده از سپر در جنگ است، از اینجا می‌توان نتیجه گرفت تقیه به معنی انزوا و سکوت در مقابل ظلم نیست بلکه به معنی آن است که انسان باید حرف حق را بیان کند و در ضمن خود و جانش را نیز حفظ نماید. وظیفه اصلی انبیا و امامان مشخص نمودن مرز میان حق و باطل است و سکوت در بسیاری موارد امضاء و تأیید باطل است. ایشان لازمه بیان حق را استفاده از استدلال، پرهیز از شعار و خشونت برشمردند با اشاره به برخی اظهارنظرها مبنی بر اینکه علما و مراجع دینی در عمر خویش حتی یک خطا نکرده اند فرمودند: و چنین ادعایی سخن درستی نیست این یعنی مقام عصمت برای آنان قائل شدن، و این خود پایین آوردن مقام معصومین است نه بالابردن مقام علما. لازم به ذکر است که در پی ناراحتی قلبی عارض شده برای حضرت آیت‌الله العظمی منتظری معظم له ساعت ۱۰/۵ صبح امروز (۱۵) بهمن ماه) برای بررسیهای پزشکی به بیمارستان کامکار قم رفتند و پس از گرفتن نوار قلب و معاینات پزشکی دیگر بنا بر توصیه پزشکان ایشان به بخش CCU منتقل گردیدند، و برای اطمینان بیشتر و تحت نظر بودن در بیمارستان بستری شدند. ۱۳۸۱/۱۱/۱۵ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۱/۱۱/۲۷ (۹) گزارش رفع حصر (۴) بسمه تعالی) آیت‌الله سید صادق شیرازی آیت‌الله ملکوتی حجة الاسلام والمسلمین توسلی از اعضای بیت امام) ، حجة الاسلام والمسلمین دکتر محمد مجتهد شبستری، دکتر سید کاظم موسوی بجنوردی رئیس کتابخانه ملی و دائرة المعارف بزرگ اسلامی با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. * طلال بن عبدالعزیز امیر مکه مکرمه با آیت‌الله العظمی منتظری تلفنی گفتگو کرد. آیت‌الله منتظری ضمن آرزوی سلامتی حجاج فرمودند: «خدمت به حجاج بیت الله الحرام امری با ارزش می‌باشد». علی رغم درخواست مؤکد دفتر آیت‌الله العظمی منتظری مبنی بر کاهش ملاقاتهای فقیه عالیقدر که در پی عارضه قلبی و بنا بر توصیه اطبای محترم صورت گرفت، علاقه مندان و مقلدین معظم له که از راههای دور و نزدیک جهت دیدار با ایشان راهی قم شده بودند طی روزهای گذشته با ایشان ملاقات کردند. لازم به ذکر است که در ملاقاتهای روزانه معظم له افرادی از شهرهای مشهد، اصفهان، ساوه، همدان طبس و کرمانشاه شرکت داشتند. همچنین طلال بن عبدالعزیز در هفته گذشته طی تماس تلفنی ضمن آرزوی سلامتی برای فقیه عالیقدر گفت: «إن شاء الله طی سفری که به ایران خواهم داشت از نزدیک با شما ملاقات خواهم کرد».

مهندس لطف الله می‌ثمی و آقای عمادالدین باقی نیز با معظم له دیدار و تبادل نظر کردند. باقی پس از دیدار با آیت‌الله العظمی منتظری گفت: «شیرینی دیدار با ایشان بر شیرینی آزادی از زندان ترجیح داشته و دارد». فقیه عالیقدر در دیدار شاخه جوانان حزب مشارکت ایران اسلامی به سؤالات مختلف آنان پاسخ، گفتند که مشروح این دیدار در اطلاعیهٔ بعدی به اطلاع خواهد رسید. خانواده مهندس عباس عبدی از دیگر دیدارکنندگان بودند که معظم له ضمن تفقد و دلجویی از آنان آرزوی آزادی ایشان و تمامی زندانیان سیاسی را نمودند. آیت‌الله العظمی منتظری همچنین برای بازدید به بیوت حضرات آیات: شبیری زنجانی موسوی اردبیلی صانعی گرامی و امینی، رفتند، و نیز در حسینیه ۶ ۶ آیت‌الله حاج سید محمد وحیدی حاضر شدند و ضمن گرامیداشت یاد آن مرحوم با منسوبین ایشان دیدار کردند ۱۳۸۱/۱۱/۲۷ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۱/۱۱/۲۹ (۱۰) گزارش رفع حصر (۵) (دیدار شاخهٔ جوانان جبههٔ مشارکت ایران (اسلامی) بسمه تعالی همانگونه که در اطلاعیه قبلی به اطلاع رسید در دیداری که شاخه جوانان جبههٔ مشارکت ایران اسلامی با آیت‌الله العظمی منتظری داشتند سؤالاتی مطرح شد که اهم آنها و سخنان فقیه عالیقدر به شرح زیر می‌باشد: ۱- جنابعالی از جهات مختلفی از چهره های شاخص برای نسل جوان هستید، یکی از آن جهات این است که حضرتعالی میان دموکراسی و رأی مردم از سویی و دینداری و حکومت دینی از سوی دیگر آشتی ایجاد کرده و در مقام ایجاد تطبیق این دو هستید، بر همین اساس سؤال این است که به نظر شما چگونه می‌توان میان حکومت دینی و رأی مردم آشتی داد؟ ۲ قرائتی از دین می‌شود و رایج است که موجب ناکارآمدی دین در ایجاد حکومتی مردم سالار می‌باشد آنان به گونه ای دین را تفسیر کرده و می‌کنند که گویی آنان با لائیکها به توافق رسیده اند که دین ناتوان از ایجاد بستری است برای حکومتی دموکراتیک که همگام با آموزه های دینی باشد با این معضل چه باید کرد؟ معضل مهمی که جوانان با آن روبرو هستند و موجب فرار آنان از دین و اخلاق شده است این است که متولیان رسمی دین عملکردهای خوبی در برخی جاها از خود نشان نمی‌دهند در این رابطه باید چه کرد؟ ۴- تشکیل احزاب سیاسی تا چه حدی می‌تواند با مبانی و آموزه های دینی سازگار باشد، و هدف اصلی از تشکیل احزاب چه می‌تواند باشد؟

بسم الله الرحمن الرحیم مسائلی را که جنابعالی مطرح فرمودید اگر بخواهیم به طور تفصیل در اطراف آنها صحبت کنیم ساعتها طول می‌کشد بلکه شاید برای جواب به آنها نیاز به تألیف کتابی باشد. [ امربه معروف و نهی از منکر و بی تفاوت نبودن نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی ] من فرازی از وصیتنامه مولا امیرالمؤمنین الا خطاب به امام حسن و امام حسین عالی و سایر فرزندان ایشان و هر کس که نامۀ آن حضرت به او برسد که طبعاً من و شما نیز مشمول آن می‌باشیم - را نقل می‌کنم: «أُوصیکُما و جمیع وَلَدی و أهلی و مَن بَلَغه کتابی بتقوی الله و نَظمِ أَمرِکُم... لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فَیُوَلّی علیکم شِرارُکُم ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُستَجابُ لَکم» (نهج البلاغه - نامۀ (۴۷) سفارش می‌کنم شما و همۀ اولاد

و اهل خود و هر که را که نامۀ من به او برسد به حفظ حریم خدا و نظم امورتان و .......... امر

به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدان شما بر شما حاکم می‌شوند پس هرچه دعا کنید مستجاب نمی‌شود. ظاهراً حضرت نمی‌خواهند بفرمایند اگر این دو فریضه الهی را ترک کنید خدا بر شما غضب می‌کند و به عنوان عقوبت و جزای عمل بدان شما را بر شما مسلّط می‌کند؛ بلکه منظور این است اگر این دو فریضه الهی را در سطح وسیع ترک کنید نتیجه طبیعی و قهری آن حکومت نااهلان و زورگویان است. افراد جامعه به یکدیگر وابسته و پیوسته اند و حکومت و قانون برای جامعه ضرورت دارد و خواه ناخواه تحقق می‌یابد. اگر افراد نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و آنچه در جامعه می‌گذرد بی تفاوت بوده و هرکس تنها به فکر مسائل شخصی خویش باشد، طبعاً افراد سودجو و قدرت طلب فرصت را غنیمت شمرده و حاکمیت جامعه را تصاحب می‌کنند، و با

گزارش رفع حصر (۵) سکوت و بی تفاوتی افراد جامعه بی قانونی و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران رواج می‌یابد؛ ولی اگر افراد و نخبگان جامعه احساس وظیفه نموده و در برابر ظلمها تجاوزها و اعمال خلاف قانون اعتراض و مقاومت نمایند طبعاً حاکمیت سیر طبیعی خود را طی کرده و در اختیار افراد صالح قرار می‌گیرد. نهی از منکر منحصر در امور جزئی از قبیل کنار رفتن روسری یک دختر نیست، بلکه بیشتر در مسائل اصولی و بنیادی جامعه است. همۀ مردم باید در برابر ظلم و تجاوز به حقوق اجتماعی افراد حاکمیت روابط بر ضوابط، سلب آزادیهای مشروع، تقسیم افراد جامعه به خودی و غیر خودی انجام بازداشت های غیرقانونی و محاکمات خودسرانه و اسراف در بیت المال عمومی و تضییع آن اعتراض کنند. [ لزوم تحزب سیاسی ] این قبیل امر به معروف و نهی از منکر در سطح وسیع و عمومی بر تحزب و تشکل های سیاسی توقف دارد تا بتوانند هم دولت صالح و قادر تشکیل دهند و هم در مراحل مختلف بر کارهای دولت و مسئولین نظارت داشته باشند، و به اصطلاح اهل مدرسه «مقدمه واجب، واجب است». اگر همه افراد جامعه احساس مسئولیت کرده و بر کار مجریان و متصدیان امور نظارت شود حکومت و جامعه سالم و صالح می‌شود اما اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید نتیجه اش این است که آدمهای خودسر و قدرت طلب بر شما مسلّط می‌شوند و سپس شما هر چه دعا کنید مستجاب نمی‌شود درست است دعا به جای خود باید باشد و نفس دعا عبادت خداست و در شرائطی مستجاب می‌شود، ولی عالم طبیعت عالم اسباب و مسببات است و حکومت نیز بر اساس یک اسباب خاصی تشکیل می‌شود؛ پس افراد جامعه نباید نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بی تفاوت باشند و همگان باید نسبت به آن احساس مسئولیت کنند. در زمان پیغمبر مسأله قبیله و عشیره رایج بوده و وقتی که رؤسای قبایل واله وسلم

تصمیم می‌گرفتند در واقع تمام جامعه تصمیم گرفته بود برای اینکه رؤسای قبایل متبوع و همۀ افراد جامعه تابع آنان بودند ولی در جامعه ما مسأله قبیله و عشیره مطرح نیست؛ بنابراین تحزب سیاسی که اکنون در دنیا آن را پذیرفته اند و مطابق عقل و شرع است باید در جامعه ما جا بیفتد. من به آقایان که تحت لوای یک حزب هستند توصیه می‌کنم قبل از این که بخواهید حزب خاصی را در جامعه جا بیندازید اوّل سعی کنید اصل پذیرش حزب را در جامعه جا بیندازید. مردم ما هنوز باورشان نیامده که پذیرش تحزب و تشکل وظیفه شرعی است و صددرصد مفید است. این که امیرالمؤمنین ا می‌فرماید: اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید حکومت بدان تشکیل می‌شود و بدان بر شما مسلّط می‌شوند برای جلوگیری از چنین حکومتی راهی نیست جز این که تحزب در جامعه جا بیفتد و افراد نخبه و خوب متشکل بشوند و حکومت را به وسیلهٔ حزب سالم و مقتدر در دست بگیرند؛ این وظیفه ای است الهی. اینجانب سابقاً در رابطه با تحزب سیاسی و این که این مسأله از مقدمات امر به معروف و نهی از منکر است مطلبی نوشته ام که در کتاب خاطرات (صفحه ۱۰۳۱) آمده است و می‌توانید مراجعه فرمائید. وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را توسعه دهیم و نخواهیم آن را فقط به مسائل جزئی منحصر کنیم قهراً مسأله تحزب در جایی که مسأله عشیره و قبیله منتفی است از باب مقدمۀ واجب واجب می‌گردد و برای همه مردم واجب است برای اصلاح جامعه اصل تحزب را بپذیرند. شما هم سعی کنید مردم فرهنگ و اصل گرایش حزبی را بپذیرند؛ نه اینکه در یک انتخابات چهار نفر جمع شوند و سر و صدایی راه بیندازند یک وکیلی درست کنند بعد هم بروند سرکار و زندگی خودشان و تا چهار سال دیگر ساکت بمانند و کجیها را تحمل کنند. در جوامع امروز یک حزب تشکیلات مستمر و پایدار دارد برنامه مشخص و مدوّنی دارد، نخست وزیر و نماینده مجلس انتخاب می‌کند حتی اینقدر مجهز هستند که وقتی حزب پیروز می‌شود نخست وزیر آماده و وزیر آماده دارند نمایندهٔ آماده دارند. این چیزی است

گزارش رفع حصر (۵) که امیرالمؤمنین الله فرموده و وظیفه اسلامی است منتها آنان عمل می‌کنند و ما عمل نمی‌کنیم در همین وصیتنامه امیرالمؤمنین نامه (۴۷) می‌فرماید: «الله الله فی القرآن علیلا لا یَسْبِقُکُم بالعمل به غَیْرُکُم مواظب باشید که در عمل به قرآن، دیگران از شما سبقت نگیرند. اگر قرار باشد امر به معروف و نهی از منکر به نحو وسیع در رأس فرائض باشد چنانکه از برخی احادیث استفاده می‌شود و مسائل کلی و اصولی اجتماع را شامل شود، و اگر بنا باشد این وصیت به نحو وسیع و صحیحی انجام شود، این امر بر تحزب سیاسی توقف دارد بنابراین تحزب سیاسی یک واجب شرعی خواهد بود که باید فرهنگ آن در جامعه جا بیفتد باید برای مردم جا بیفتد که اصل تحزب هم واجب شرعی و هم واجب عقلی است. استقبال از انتقادات سازنده ] اگر می‌خواهید جامعه اصلاح شود و از استبداد نجات پیدا کنید، باید جامعه بپذیرد که بدون سر و صدا و بدون این که به یکدیگر توهین کنند از متصدیان امور انتقاد نمایند معنای انتقاد این نیست که به یکدیگر اهانت کنند. معنایش این است که حقایق و واقعیات را بگویند و بنویسند و مردم را آگاه نمایند و با رقابتهای سالم و عاقلانه وارد صحنه شوند. ما همه انسانیم و کرامت انسانی نسبت به همه باید حفظ شود. اعتقاد به ولایت فقیه ] این که آقایان شورای نگهبان شرایطی را برای کاندیداها ذکر کرده و در این رابطه بسیاری را رد می‌کنند به آقایان باید گفت این که شما می‌گوئید مثلاً شرط نمایندگی مجلس اعتقاد به ولایت فقیه است این غلط .است باید گفت که اگر راست می‌گوئید

موجب باید کاری کنید که جامعه معتقد به اسلام شود و باور کند که فقیه در جامعه منشأ اثر است. اگر قرار باشد که جامعه ولایت فقیه را قبول نداشته باشد و به زور بنویسد من ولایت فقیه را قبول دارم این نفاق است. کسی هم که ولایت فقیه را قبول ندارد جزو افراد جامعه بوده و دارای حقوق شهروندی است. من و شما اگر عُرضه داریم باید رفتارمان طوری باشد که جامعه اسلام را بپذیرد واقعیات اسلام را بپذیرد، فقیه را بپذیرد و برای او شأنی قبول کند، نه این که رفتار ما و انحصارطلبی های ما گریز نسل جوان از اسلام و ارزشهای اسلامی گردد. این که شما ولی فقیه را یک انسان ماورائی و فراقانونی می‌شمارید اشتباه است. ولی فقیه باید مجتهد و عادل باشد و در مسائل فقهی تخصص داشته باشد که نظر او در این گونه مسائل مطاع و قبول، است ولی در مسائل سیاسی و اقتصادی و سایر امور که تخصص ندارد باید مسائل را به متخصصین ارجاع دهد. مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد حسین اصفهانی در این رابطه می‌فرماید: این گونه امور باید به کسانی که در این قبیل امور بصیرت دارند ارجاع شود، و فقیه به عنوان فقیه در استنباط احکام خداوند اهل نظر است؛ پس وجهی نیست برای ارجاع این قبیل امور به فقیه». فقیه از باب این که در فقه تخصص دارد و می‌گوید حکم فلان مسأله اقتصادی به طور کلی چنین می‌باشد، فتوای او برای مقلدین او مورد قبول است؛ اما سیستم اقتصادی مناسب با اوضاع کشور چیست؟ باید بگوید این در تخصص من نیست و باید متخصص امور اقتصادی نظر بدهد. سیاست در مسائل خارجی چگونه است؟ با آمریکا مثلاً روابط حسنه داشته باشیم یا نه؟ بایستی سیاسیون کشور نظر بدهند، من تخصص ندارم مگر کسی که در فقه و اصول تخصص پیدا کرد باید در سیاست خارجه نیز تخصص داشته باشد یا بدون تخصص نظر بدهد؟ ولایت فقیه این نیست که کسی که ولی فقیه شد عقل کل است و دیگران همه ضعیف و محجورند. این حرف برخلاف عقل و شرع است.

گزارش رفع حصر (۵) ۵۰ وظایف شورای نگهبان ] و یا مثلاً چهار نفر در شورای نگهبان بگویند در فلان شهر و منطقه باید فلانی نماینده مردم باشد. این حکم زور است و ظلم به مردم آن منطقه می‌باشد. مردم خودشان افراد را خوب می‌شناسند. خود من در تصویب قانون شورای نگهبان بودم و اصل ۹۹ را تصویب کردیم در آنجا مطرح شد که در انتخابات رژیم سابق، شاه و دولت او تصمیم می‌گرفتند که نماینده نجف آباد مثلاً حسن باشد و مردم نجف آباد حسن را نمی‌شناختند و به آنان تحمیل می‌شد چه کار کنیم که جلوی این تحمیلها را بگیریم که به مردم ظلم نشود و آزادی انتخابات تأمین شود؟ گفتیم مقدسترین نهاد شورای نگهبان، است آنان نظارت کنند تا جلوی ظلم و تحمیل مجریان را بگیرند. تصویب اصل ۹۹ برای این بود که مجریان انتخابات در انتخابات دخالت نکنند و بگذارند مردم در انتخاب نماینده خود آزاد باشند نه این که آنان انتخابات را دو مرحله ای کنند اوّل خودشان برای هر منطقه افرادی را مشخص و معین نمایند و سپس مردم آن منطقه ناچار باشند یکی از منتخبین آنان را انتخاب نمایند. این امر برخلاف قانون اساسی و آزادی ملت است مردم هر منطقه ای افراد صالح شهر خود را بهتر از چند نفر هر چند فقیه - در شورای نگهبان می‌شناسند. این چه زوری است که به مردم گفته می‌شود و هنوز می‌گویند و نسل جوان را از اسلام و روحانیت بیزار کرده و می‌کنند چنین نیست که مردم بیدین یا سفیه باشند و آنان مجسمه اسلام یا قیم جامعه باشند. البته اصل شورای نگهبان نهاد مقدسی است و باید قداست آن حفظ شود ولی در حد وظایف قانونی خود، نه این که همه کاره کشور و قیم مردم باشد و مردم هیچ کاره باشند. آنچه بر عهده شورای نگهبان است ۱ لحاظ عدم مغایرت مصوبات مجلس شورا با موازین اسلامی و قانون اساسی. ۲- نظارت بر انتخاباتها جهت تأمین آزادی انتخابات و عدم تحمیل افراد خاصی

بر مردم، نه نظارت بر کاندیداها و قبول و رد آنها؛ و اینکه اخیراً برای انجام این امرِ خلاف در همه استانها نمایندگیهایی ثابت تعیین نموده و هزینه هایی را بر بیت المال تحمیل کردهاند بر خلاف قانون است و نمایندگان مجلس نیز در تصویب این بودجه مسئولیت سنگین دارند و باید پاسخگو باشند. آزادی از اهداف اصلی و شعارهای آغاز انقلاب اسلامی، بود، شورای نگهبان حق ندارد عقاید و سلیقه های خود را نسبت به شناخت اشخاص به دیگران تحمیل نماید کشور ملک طلق قشر خاصی نیست ملک همۀ مردم است انقلاب و حاکمیت نیز متعلق به همۀ طبقات مردم بوده و همه باید در آن نقش داشته باشند؛ حاکمیت اگر بر خلاف نظر اکثریت ملت باشد ثبات و دوام نخواهد داشت. سیاست جزو دین ماست و با دین توأم می‌باشد و همه حق دارند در مسائل سیاسی اظهارنظر نمایند، و کسی نمی‌تواند و حق ندارد دیگران را از دخالت در سیاست منع نماید. هیچ کس حق ندارد دیگری را متهم یا به او توهین نماید یا با آبروی او بازی کند. همه افراد غیر از معصومین قابل انتقاد می‌باشند بلکه مولا امیر المؤمنین للللا با وجود مقام علم لدنی و عصمت کبری در خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه از انتقاد استقبال می‌نمایند. ایشان فرموده اند : «فلا تَکْفُّوا عَن مَقالةٍ بحقِّ او مشورةٍ بعدلٍ فإِنی لَسْتُ فی نَفْسی

بِفَوقِ أَن أُخْطِئَ و لا آمَنْ ذلک من فعلی الا أنْ یکفی الله من نَفْسی ما هو أَمْلَکُ بِهِ مِنّی ..........

متأسفانه در جمهوری اسلامی بعضاً اینگونه ارزشها و موازین شرعی نادیده گرفته می‌شود و بالاخره بر حسب فرموده مولا امیرالمؤمنین الا امر به معروف و نهی از منکر به معنای وسیعش اگر بخواهد در زمان ما اجرا شود برای آن راهی جز تشکیل و تقویت احزاب سیاسی مردمی مستقل و آگاه نیست؛ و وقتی تقویت شد اینها زمام امور را در دست می‌گیرند آن وقت افراد فاسد و ظالم و فرصت طلب کنار زده می‌شوند. حضرت می‌فرمایند اگر این کار را نکنید بدان بر شما مسلط می‌شوند، حالا شما هر چه می‌خواهید دعا کنید، جواب این است که عالم طبیعت عالم اسباب و مسببات است و بنا نیست با معجزه اداره شود خودتان کوتاهی کردید.

گزارش رفع حصر (۵) پس خلاصه کلام این که لازم است اصل تحزب را در نوشته ها و سخنرانیها جا بیندازید قبل از این که بخواهید حزب خودتان را جا بیندازید، تا مردم باورشان بیاید که این یک وظیفه شرعی است. من این را وظیفه شرعی می‌دانم که به شما بگویم تا شما در جامعه به مردم برسانید و فقط یک مسألۀ سیاسی نیست بلکه وظیفه شرعی و خدایی است امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین واجبات است که همه واجبات و فرائض به آن وابسته و قائم است. إن شاء الله همه سالم و موفق باشید. والسلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۱۱/۲۹ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

گزارش رفع حصر (۶) دیدار جمعی از روحانیون و افرادی که به دلیل فعالیتهای سیاسی زندانی شده بودند. ۱۳۸۱/۱۲/۲ بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا از تمامی عزیزان از اقشار مختلف، مردم برادران خواهران، شاگردان و بستگان که به واسطه من حقیر دچار زحمات صدمات و مشکلاتی شده اند، ضمن عذرخواهی تشکر می‌کنم و لابد شاید در این رابطه وظیفه تشخیص داده اند اما اینجانب راضی به زحمت شما نبودم و همیشه دعاگوی شما بوده و هستم. در همین جا لازم می‌دانم مطالبی را ذکر کنم: [مقام صابران ] همانگونه که از آیات قرآن استفاده می‌شود قرآن می‌فرماید: «إِنَّما یُوفّی الصابرونَ أجرهم بغیر حساب آنها که صابرند و بردبار اجر و مزد آنها بدون حساب پرداخت می‌شود. در هیچ عملی اینگونه مزد و اجر وعده داده نشده که بدون حساب و کتاب .باشد. تنها مقام صابران، است که این نشان از اهمیت صبر و تحمل در شداید و مشکلات دارد صبر هم طبق برخی روایات به صبر در طاعت، صبر در معاصی و صبر در مصیبت تقسیم شده است که انبیا و اوصیای الهی الگوهای ما در تمامی مراتب صبرند و آنها به واسطهٔ همین صبر و تحمل بود که دین خدا را حفظ کردند. [ مبحث تقیه ] مطلب دیگر این است که گر چه در روایات اقسامی برای تقیه ذکر شده و ما را به

گزارش رفع حصر (۶) ۶ رعایت آن سفارش کرده اند اما تقیه در اصول کلی، ارزشها آرمانها و مسائل حساس اصلی مصداق ندارد. در فروعات و جزئیات انسان باید تقیه نماید که به واسطهٔ مسائل جزئی خطری متوجهش نشود اما این ربطی به اصول اسلام و انقلاب ندارد. در آنها تقیه جایز نیست و نباید سکوت نمود. شما به زندگی و سیره انبیا و ائمه اطهار نگاه کنید. هنگامی که یاری اصل اسلام و اصول کلی به میان آمده آنها سکوت نکرده و قیام نموده اند و تاوانش را نیز پرداخته اند. بر همین اساس فرموده اند: «از ما نیست مگر این که یا مسموم شده است یا با شمشیر شهید شده است و این نشان از آن دارد که آنان هیچگاه در مقابل ظلم و جور طاغوت سکوت نکرده اند. [ اهمیت تحصیل و علم اندوزی ] نکته دیگر این که همانگونه که چندی قبل در دیدار با برخی از دانشجویان عزیز گفته ام و به شما نیز عرض می‌کنم در عین اینکه به دنبال فعالیتهای سیاسی هستید هیچ گاه از تحصیل و علم اندوزی غافل نباشید. این گونه نباشد که فعالیت های سیاسی شما را از تحصیل علم باز دارد که ضررش متوجه شما و جامعه خواهد شد، چراکه بی دردها و آنها که در راه انقلاب و حفظ آن حتی تلنگری نخورده اند در آینده جامعه را قبضه خواهند کرد؛ و شما که زندان رفته اید کتک خورده اید محرومیت کشیده اید، منزوی می‌شوید باز هم تأکید می‌کنم جامعه امروز ما شدیداً به روحانیون باسواد، اعم از مجتهد سخنران و منبری احتیاج دارد و من بارها به نوه های خود گفته ام دوست داشتم تمامی شما روحانی و معمم بودید و وقتی برخی از آنها نزد من درس می‌خوانند لذت می‌برم. در فرایند آموزش علم باید هم استاد و هم شاگرد هر دو متواضع باشند، نکند استاد به شاگردش بی احترامی کند و شخصیت او را منکوب نماید؛ و مواظب باشید عالم جبّار و زورگو نباشید و نخواهید با قدرت نمایی و جلال و جبروت علم را به دیگران تحمیل نمایید. ممکن است در ظاهر مردم به علمای جبّار احترام گذارند اما در باطن اینگونه نیست. از سوی دیگر شاگرد هم باید تواضع نسبت به استاد را کاملاً رعایت نماید.

به مناسبت اهمیت علم این نکته را هم بگویم که ساختمان وجودی انسان دارای سه مرحله است: ۱ عقل و تفکر که حیوانات از این مرحله محروم هستند. ۲ امیال و عواطف که انسانها با حیوانات اشتراک دارند. اعضاء و جوارح. به همین نسبت دین هم به سه مرحله تقسیم شده است: اوّل: اصول دین که ایمان به خدا و غیب و پیامبران است. دوّم: اخلاق که مرحلۀ متوسط است که متأسفانه در جامعه امروزی ما کاملاً مغفول مانده و من بارها گفته ام مشکل ما مشکل اخلاق و معنویت است. بر این اساس حتماً از مطالعه کتب اخلاقی غفلت نکنید معراج السعادة و جامع السعادات را فراموش نکنید. مرحله سوم فروع دین است که مربوط به اعضاء و جوارح است، چون نماز، روزه، حج و... که شما عزیزان باید در هر سه رشته متخصص شوید و از آنها غافل مباشید. رعایت تقوای الهی در فعالیتهای سیاسی ] نکته پایانی که به نظر من مهم است این که در فعالیتهای سیاسی رعایت تقوای الهی را نموده و مواظب باشید در کارزار سیاسی هتاکی دروغ پردازی، تهمت و غیبت وارد نشود، چه در جراید و چه در سخنرانیها متأسفانه کار سیاسی در جامعه ما امروزه مملو از این نابهنجاریهاست؛ مواظب باشید شما این گونه نبوده اید و شأن شما بالاتر از این است که من بخواهم در این باب تذکر دهم. اصولاً انسانی که منطق و سلوک دارد نیازی به این گونه حربههای غیر شرعی و غیر اخلاقی ندارد. من قصد نداشتم که به شما چیزی یاد دهم بلکه می‌خواستم از شما تشکر کنم، و امیدوارم خداوند شما را در تمام مراحل موفق و مؤید بدارد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۱۲/۲ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۱/۱۲/۸ « ۱۲) دیدار اعضای کمیسیون حقوق بشر اسلامی بسم الله الرحمن الرحیم امیدوارم مشکل تمام زندانیان سیاسی حل شود. حصر من هنوز به طور کامل رفع نشده است. قبل از رفع حصر در دفتر من شنود کارگذاشتند. دکتر ضیائی فر دبیر کمیسیون حقوق بشر (اسلامی به همراه آقایان دکتر هاشمی، دکتر حبیب زاده و دکتر امینی از اعضای آن (کمیسیون با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. فقیه عالیقدر در این دیدار ضمن تشکر از آقای ضیائی فر و همراهان و اشاره به این که نیروهای سپاه با روش خود مانع عزیمت ایشان به تهران برای انجام آزمایشهای قلبی شدند، فرمودند: رفع حصر من کامل نشده و آنان مثل گذشته عمل می‌کنند، و برخی مکانها چون حسینیه شهدا و دفتر مشهد هنوز مسترد نشده و برخی از حسابهای بانکی اینجانب هنوز مسدود است؛ و قبل از رفع حصر محل دفتر و ملاقاتها را شنودگذاری کرده اند. سفارش به استقامت و پشتکار در دفاع از حقوق شهروندان ] ایشان فعالیتهای بشر دوستانه کمیسیون حقوق بشر را مهم ارزیابی و ضمن بیان حدیثی از پیامبراکرم بدین مضمون: «محبوبترین مردم نزد خدا کسی است که

نفع او برای مردم بیشتر باشد» فرمودند: شما نباید به نام و شعار اکتفا کنید، بلکه باید با استقامت و پشتکار در دفاع از حقوق شهروندان بکوشید و فشارها را تحمل نمایید. اظهار نگرانی از محاکمات سیاسی ] ایشان ضمن اظهار نگرانی از موارد نقض حقوق بشر و محاکمات سیاسی ای که به نام دین و اسلام صورت می‌گیرد فرمودند: سؤال من این است که حضرت علی که به ظاهر چند سال حکومت کردند کدام محکوم سیاسی را در زندان و حبس داشتند؟ در تاریخ حاکمیت ایشان کدام محاکمه سیاسی را سراغ دارید؟ همان خوارجی که مخالف سیاسی حضرت بودند و حتی سران آنان در نماز بر ضد حضرت شعار می‌دادند تا هنگامی که دست به شمشیر نبرده بودند کدامشان توسط نیروهای امنیتی حضرت امیر دستگیر و محاکمه شدند؟ خریت بن راشد که از سران خوارج بود با اصحابش از حضرت امیرالمؤمنین از نظر سیاسی جدا شدند به حضرت اعتراض شد چرا آنان را بازداشت نمی‌کنید؟ فرمودند: در این صورت زندانها را پر خواهیم نمود. آنچه که در تاریخ داریم بر خلاف تصور و مشی آقایان است؛ حضرت امیر الان نه تنها آنان را بازداشت نکردند بلکه حقوق آنان را نیز از بیت المال قطع ننمودند و پس از شکست آنها در جنگ نهروان نیز حقوقشان را مانند بقیه مردم از بیت المال پرداخت می‌کردند. حق اظهار نظر برای همه ] ایشان سپس به بیان خاطره ای از اوایل انقلاب پرداختند که از مرحوم آیت‌الله خمینی در پاریس سؤال شد: «آیا کمونیستها هم حق اظهار نظر دارند؟» ایشان فرمودند: «بلی، آنان نیز حق اظهار نظر دارند و کسی حق ندارد برای اظهار نظر متعرض آنان شود؛ ولی ما به محض این که کسی انتقاد یا اظهار نظری داشته باشد

دیدار اعضای کمیسیون حقوق بشر اسلامی ۶۷ متعرّض او می‌شویم و به مجرد ورود به کشور او را در فرودگاه بازداشت می‌کنیم و با این اعمال به وسیلهٔ رسانه های جهانی این گونه در دنیا مطرح می‌شود که در کشور ما کسی حق اظهار نظر ندارد ایشان برخی عملکردها را موجب بدبینی مردم و نسل جوان به اسلام دین و ارزشهای اخلاقی دانستند و فرمودند: هنگام پیروزی انقلاب و ورود آیت‌الله خمینی تمامی اقشار ملت خوشحال بودند، اما متأسفانه برخی حرکات که به نام دین انجام شده است موجب شده که از رغبت مردمی کاسته شود علت آن هم این است که برخی برای حفظ قدرت خویش دین را وسیله قرار داده و از دین استفاده ابزاری می‌شود. تأکید بر شعارهای اولیه انقلاب ] ایشان ضمن تأکید بر شعارهای اولیه انقلاب چون استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» فرمودند: مردم به خاطر معیشت انقلاب نکردند؛ آنها دیدند، اسلام آزادی و استقلالشان در خطر است لذا همه طبقات در انقلاب شرکت کردند نباید وضعیت پس از انقلاب به گونه ای باشد که تنها اسمی از اسلام و آزادی، باشد در عین این که باید به مسائل اقتصادی نیز بها داد. انتقاد از نهادهای فراقانونی ] ایشان نهادهای فراقانونی که مانع از فعالیت برخی نهادهای قانونی چون مجلس می‌شوند را مورد انتقاد قرار داده و فرمودند: نمی‌توان پذیرفت برخی از افراد عقل کل و دارای ملکه عصمت باشند و بقیه مردم هیچ؛ باید دیدگاههای اقشار مختلف خصوصاً نخبگان با هر گرایشی جمع آوری و

به آن ترتیب اثر داده شود وگرنه با انحصار و مطلق، انگاری جامعه از آنچه هست بدتر خواهد شد و ارزشی باقی نخواهد ماند کشور متعلق به همه مردم است و همه نسبت به حاکمیت و روش حاکمیت آن حق اظهار نظر دارند. دنیای امروز دنیای رسانه هاست ] ایشان دنیای امروز را دنیای رسانه ها دانسته و این که دنیا یک دهکده کوچک است را عین واقعیت دانستند و فرمودند: نمی‌توان امروزه نظرات و اندیشه ها را محدود و محصور کرد. برخی به این باور نرسیده و گویی در ۵۰۰ سال قبل زندگی می‌کنند ایشان لزوم شناخت و بیان واقعیتهای جامعه را ضروری دانسته و از برخی مسئولین که در اظهار نظرات خویش واقعیات جامعه را بیان نکرده و یا آن را وارونه منعکس می‌کنند انتقاد نمودند. آیت‌الله العظمی منتظری ضمن تأکید بر فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اطلاع رسانی کمیسیون حقوق بشر گفتند: برای تسریع در رعایت حقوق بشر نبایستی از تفاهم و تعامل با مجامع بین المللی غافل باشید؛ چون برخی از حکومتها متأسفانه به تذکرات و فشارهای داخلی اعتنا هستند ولی به واسطهٔ فشارهای خارجی و بینالمللی مجبور به رعایت حقوق شهروندان می‌شوند و به فشارهای آنها ترتیب اثر می‌دهند. بی لزوم هم اندیشی علمای دین با نهادهای مربوط به حقوق بشر] معظم له راه حل مشکلات موجود در تعامل دین با حقوق بشر را هم اندیشی و مشورت علمای دین دانسته و خواستار آن شدند که برای حل معضلات اجتماعی علما و بزرگان با یکدیگر به مشورت و تبادل نظر بپردازند.

دیدار اعضای کمیسیون حقوق بشر اسلامی ۶۹۵ ایشان ضمن اظهار تأسف از استنکاف برخی آقایان علما از دیدار و گفتگو با نهادهای مربوط به حقوق بشر علت آن را نهاد غیرقانونی و دخالت های ناروای دادگاه ویژه روحانیت دانستند که موجب خدشه دار شدن عظمت و استقلال حوزه ها و روحانیت و مرجعیت شده است به گونه ای که به جای این که برحسب حدیث شریف: «الملوک حکّام علی الناس، والعلماء حکّام علی الملوک» علما حکام بر ملوک و قدرتمندان باشند، ملوک و قدرتمندان حکام بر علما شده اند. کلمهٔ «ملوک» کنایه از قدرتمندان است. ایشان در پایان ضمن اشاره به برخی موارد نقض حقوق بشر، از کمیسیون حقوق بشر اسلامی در فرایند احقاق حقوق اساسی شهروندان تقدیر و تشکر کردند. ۱۳۸۱/۱۲/۸ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

پاسخ به سؤال یک خبرنگار هنگام شرکت در انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا ۱۳۸۱/۱۲/۹ بسمه تعالی * مبنا در شوراها باید نظر اکثریت باشد. ثبات و استواری حکومت به مردم است. آیت‌الله العظمی منتظری در ساعت ۱۰/۵ صبح روز ۸۱/۱۲/۹ رأی خود را در صندوق سیّار شماره ۳۳۳ ریختند. معظم له پس از رأی دادن در پاسخ به سؤال خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی مبنی بر میزان اهمیت حضور مردم در انتخابات شوراها و میزان تأثیرگذاری آن در رسیدن به اهداف اسلام، انقلاب و کشور فرمودند: ثبات و استواری حکومت و نظام به مردم است مردم باید در اصل حکومت و چگونگی آن اعم از انتخاب رئیس جمهور، مجلس و سایر نهادها دخیل باشند و رأی آنها تشریفاتی نبوده و باید تأثیرگذار باشد بخصوص مواردی که به عمران و آبادی شهرها و روستاها مربوط است و مردم خودشان مستقیماً در آنها دخالت داشته و دارند. در سوره شوری خداوند می‌فرماید: و أمرهم شوری بینهم» که امر به معنای امور اجتماعی و کلی است. در آیه دیگر خداوند خطاب به پیامبراکرم والدوس فرمود و شاورهم فی الأمر ای پیامبر با مردم در کارهای اجتماعی مشورت فرما. پیامبر هم

هنگام شرکت در انتخابات با آن عظمتش باید با مردم مشورت می‌کرد مشورت نه تنها مشورت با موافقین بلکه مشورت با مخالفان را نیز شامل می‌شود و این مسأله دارای اهمیت بسزایی می‌باشد؛ همانگونه که در همین آیه می‌فرماید: فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر یعنی برای آنانی که با تو مخالفت می‌کردند طلب عفو کن و از آنان درگذر و گذشت کن و سپس امر می‌کند که با همین مردمی که مخالف تو بودند مشورت کن. و عملاً پیامبر اکرم در مشورت بسا از نظر و رأی خویش گذشت نموده و تابع نظر اکثریت می‌گردید و ما هم باید پیامبر را الگوی خویش قرار دهیم. بدین لحاظ به برادران و خواهرانی که حائز اکثریت آرا می‌شوند تذکر می‌دهم که مبادا در شوراها برخی افراد تکروی کرده و بخواهند نظر خویش را اعمال کنند و یا از جلسه قهر، نمایند بلکه باید با هم اندیشی و هماهنگی در تمام امور با نخبگان و صاحبان تخصص مشورت شود و آنگاه که اکثریت به تصمیمی رسید همگی تابع نظر اکثریت باشند؛ و متأسفانه سابقاً در برخی شوراها با رعایت نکردن این جهات مشکلاتی پدید آمده بود که امیدوارم تکرار نشود و مصالح شهرها و روستاها و کلیهٔ شهروندان کاملاً رعایت شود. من دعاگوی تمامی اعضای شوراها هستم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۱/۱۲/۹ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۱/۱۲/۱۷ (۱۴) گزارش رفع حصر (۷) بسمه تعالی در ادامه دیدارهای فقیه عالیقدر طی روزهای گذشته آیت‌الله شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی، مهندس محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی) و دکتر مصطفی معین (وزیر علوم و تحقیقات و فن آوری با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و تبادل نظر کردند.، همچنین ایشان در دیدار با آقایان اسماعیل زاده، جعفری، کیان ارثی و لقمانیان (نمایندگان محترم، لنجان ساوه فریدن و همدان در مجلس شورای اسلامی) جایگاه مجلس را در حمایت از حقوق مصرّح ملت در قانون اساسی دارای اهمیت دانسته و بر پایداری مجلس در برابر قانون شکنیها و نهادهای غیرقانونی تأکید نمودند. معظم له رأی مردم به آقای خاتمی در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ را نفی بی قانونی ها و اقدامات خودسرانه گذشته ارزیابی و فرمودند: متأسفانه امید مردم به اصلاحات وعده داده شده به واسطه برخی محافظه کاریها به یأس و ناامیدی تبدیل شده است، در حالی که باید در انجام وعده های داده شده استقامت کرد، همانگونه که خداوند به پیامبراکرم می‌فرماید: «فاستقم کما أمرت صَلَّی اللَّهُ علیه صلی الله علیه و من تاب معک که هم خود پیامبر و هم اصحاب و یاران پیامبر باید در راه حق استقامت کرده و بردباری پیشه کنند. دکتر ابراهیم یزدی دکتر محققی و مهندس ابوالفضل بازرگان نیز با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو داشتند. همچنین در دیداری که دکتر حبیب الله پیمان

گزارش رفع حصر (۷) به همراه خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی داشتند دکتر پیمان ضمن اظهار نگرانی از چشم دوختن بعضی نخبگان و نسل جوان به آن سوی مرزها به واسطه ناامیدی از اصلاحات داخل خواستار آن شد که با توجه به اقبال نسل جوان به مبانی دینی با نگرش جدید و مدرن، آن تمهیداتی اندیشیده شود تا به سؤالات و شبهات نسل جوان با نگرش نوین به اندیشه های دینی پاسخ داده شود. در دیداری جداگانه آقایان مهندس عزت الله سحابی، محمد بسته نگار، دکتر ملکی، تقی رحمانی دکتر رضا رئیس طوسی هدی صابر دکتر رفیعی، مهندس بنی اسدی، کیوان صمیمی و رضا علیجانی به همراه خانواده های خود با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو داشتند. در رابطه با سؤالات مکرّر در مورد زمان شروع درس فقه حضرت آیت‌الله العظمی، منتظری به اطلاع می‌رسد که محل تدریس ایشان (حسینیه شهدا) هنوز تحویل داده نشده است؛ البته بنا بر گفته مسئولین مربوطه امید است که پس از تعمیرات لازم تحویل داده شود. ۱۳۸۱/۱۲/۱۷ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۱/۱۲/۲۲ « ۱۵ پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم قل لله المشرق والمغرب یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم (سوره بقره، آیه ۱۴۲) با عرض سلام خدمت فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله منتظری شروع حرکت جدید اسلام را ایران با انقلاب اسلامی آغاز نمود و یک حرکت جهانی به وجود آورد که امروز شاهد آن هستیم و کشورهای عربی در حال رشد تفکر اسلامی هستند. ولی در حالی که خود این حرکت را شروع کردیم خود دربهای علم و منطق را بستیم و حرکت افرادی مانند استاد مطهری و شریعتی را متوقف ساختیم که این باعث شد در دنیا با دید دیگری به ما ایرانیان نگاه کنند. مصلحت اندیشی و محافظه کاری روحانیت برای حکومت باعث شده است خیلی از بحث ها مطرح نشود. علت بعضی از دین ستیزی ها در ایران همین دیدگاه روش اسلام تاریخی است که به آن اجازه حرکت داده نمی‌شود و فقط انسان حق تکرار سخنان گذشته را دارد. متأسفانه هر شخصی که در راه اسلام شناسی قدم بردارد و نظرهای جدیدی را بازگو کند به عنوان دشمن، کافر و غرب زده محسوب می‌شود. سخنان آقای دکتر آقاجری هنگامی گفته می‌شود که این دایره بسته باشد و تنها راه حل را جدایی اسلام ناب از اسلام تاریخی بدانند بنده معتقد هستم افرادی هستند که بتوانند در جهت اسلام صحیح قدم بردارند؛ زیرا تماسی که با نماینده های شما داشتم متوجه شدم که این حرکت را فقط روحانیت مستقل از دیدگاه حکومتی می‌توانند به هدف برسانند؛ زیرا استقلال فکری را حفظ می‌کنند. امروز نیز ما مطهری ها را داریم ولی اسلام حکومتی حتی باب اجتهاد را بسته است و با هر مرجعی که سخن اسلام روز را بزند شدیداً برخورد می‌کنند، و گاهی به صدور شبنامه (متأسفانه گاهی از خود حوزه علمیه قم صورت می‌گیرد و تهمت در رسانه های عمومی

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی V منجر می‌شود با احزابی که تلاش در اصلاحات دارند مانند حزب، مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و ملی مذهبی ها مبارزه شدید می‌کنند و روزنامه ها و نشریات را می‌بندند و روزنامه ای مانند کیهان به خود اجازه می‌دهد هم مرجع تقلید، رئیس جمهور و حتی رئیس مجلس را ساده اندیش بخواند. نمی‌دانم ایشان را چه کسی انتصاب کرده است؟ یا با این نظر موافق هستند و لذت می‌برند و یا مخالف؟ اگر مخالف هستند چرا در برابر این ظلم سکوت می‌کنند؟ اگر بخواهیم بین دانشگاه و حوزه ارتباط قوی برقرار سازیم باید بتوانیم در تفکر اسلامی قدم به جلو بگذاریم. یکی از استادهای دانشگاه روزی یک سخنرانی کرد یکی از دانشجویان به او انتقاد کرد که ۱۰ سال پیش نظر شما چیز دیگری بود؛ استاد دانشگاه فرمود خدا را شکر می‌کنم که نظر جدیدی دارم و همان نظر ۱۰ سال پیش را تکرار نمی‌کنم؛ زیرا همین شاهد رشد فکری و حرکت به جلو است. به همین دلیل احتیاج به مرجع تقلید زنده و آگاه داریم که زمان شناس باشد و از فشار خشک مقدس ها و اخباریها نترسد و باعث رشد دین در قلب جامعه گردد. بنده ۲۱ سؤال از جناب آقای دکتر محسن کدیور کردم که چند ماه پیش برای جنابعالی نیز یک نسخه آن را فرستادم، ظاهراً به علت مشغله هنوز فرصت جواب دادن نیافته اید. با آرزوی پیروزی و سلامتی برای شما و خانواده گرامی. التماس دعا - شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۱ - علاءالدین ۱ - آیا تمام گروهها حق سخن و فعالیت در اسلام دارند؟ حتی گروههایی که مذهبی نیستند؟ ۲ محارب و برانداز چه کسانی هستند؟ و در چه مورد باید مجازات بشوند؟ ۳- آیا اسلام با زور و با قدرت شمشیر وارد ایران شد؟ ۴۔ آیا حجاب در اسلام اجباری است؟ اگر خانمی برای پوشش سر در کشورهای اهل کتاب مورد بی احترامی و هتک حرمت بشود، باز پوشش سر برای ایشان واجب است؟ ۵ فروع دین و حتی جهاد در اسلام اجباری است یا اختیاری؟ ۶ - معنای عصمت چیست؟ آیا معنای آن این است که گناهان بخشیده شده است؟ چه کسانی وارد بهشت می‌شوند؟ فقط شیعیان؟ آیا مراسم ازدواج و ذبح اهل کتاب را اسلام می‌پذیرد و قبول دارد؟

۹ - معنای تقلید مشاورت است یا کورکورانه عمل کردن؟ ۱۰ آیا زن نیز حق طلاق دادن و گرفتن دارد؟ ۱۱ آیا مردم حق انتخاب رهبر و نظارت بر رهبر را در اسلام دارند؟ ۱۲ آیا ازدواج دختر با سن ۹ سالگی پیام اسلامی است؟ و آیا اعتقاد داشتن این که زنان صدر اسلام با سن ۱۴ و یا ۱۶ سالگی ازدواج کرده اند کفر محسوب می‌شود؟ ۱۳ - آیا ازدواج غیر دائم (صیغه) نباید ثبت بشود و تعداد آن بینهایت است؟ و شرط عدالت در آن نمی‌باشد؟ ۱۴ - آیا اعتقاد به چشم زخم چشم زدن در اسلام وجود دارد و یا اینکه خرافات حسا می‌شود؟ دارد؟ ۱۵ - آیا در اسلام زندان به عنوان مجازات وجود دارد؟ آیا در اسلام اصلاً زندانیان سیاسی معنا ۱۶ - آیا در زمان پیامبر سنگسار شده است؟ و آیا در اسلام سنگسار داریم؟ ۱۷ - آیا در اسلام شکنجه مفهومی دارد؟ و آیا شکنجه خلاف قوانین اسلامی نیست؟ شکنجه روحی آیا حرام است؟ ۱۸ - آیا در اسلام موسیقی حلال داریم؟ ۱۹ - آیا در اسلام ترور داریم؟ آیا می‌شود فردی را ترور شخصیتی کرد به نام خدمت به اسلام؟ ۲۰ - کسی که دین و مذهب خود را تغییر می‌دهد محکوم به مرگ باید بشود؟ ۲۱ - آیا در بلاد غیر مسلمان می‌توان حد را جاری نکرد که به اسلام برنگردد و افکار عمومی به اسلام بدبین نشوند؟ بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای علاءالدین دام توفیقه پس از سلام و اعتذار از تأخیر جواب در اثر کسالت های مختلف و هجوم پرسشهای گوناگون و رفت و آمدهای زیاد پس از رفع اجمالی حصر، به نحو اختصار جوابهایی را یادآور می‌شوم و تفصیل در نامه نمی‌گنجد.

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی VV حق اظهارنظر برای همه ] ج ۱ از دیدگاه اسلام همۀ افراد و گروهها حق سخن گفتن و فعالیت را تا زمانی - که به حقوق دیگران تجاوز نشود - دارا می‌باشند؛ و سلب این حق به هیچ وجه جایز نیست. و چون این آزادی حقی خدادادی و فطری است مردم نیز نمی‌توانند آن را از خود سلب نمایند و خلاف فطرت خدادادی عمل کنند. محارب و برانداز کیست؟ ] ج ۲ محارب کسی است که با زور سلاح امنیت مردم یا حکومت مردمی را سلب نماید و به حقوق و اموال و اعراض جامعه تجاوز مسلحانه نماید. و انتقاد از حکومت هیچ ربطی به براندازی و محارب بودن ندارد البته در انتقاد نیز باید حقوق اشخاص حقیقی و حقوقی رعایت گردد و کسی مورد هتک و توهین و افترا قرار نگیرد، ولی در صورت ارتکاب عناوین- فوق یعنی توهین و افترا نیز عنوان محاربه صادق نیست. برای توضیح بیشتر در این زمینه می‌توان به پاسخ های اینجانب به پرسشهای آقای دکتر محسن کدیور در سایت اینجانب مراجعه نمود. [آیا اسلام با قدرت شمشیر وارد ایران شد؟] ج ۳۔ اوّلاً: بنابر نص قرآن کریم که فرموده لا اکراه فی الدین و نیز آیات دیگری همچون آیه ۹۹ سوره یونس و ۸۸ سوره اعراف در قبول و اعتقاد به دین و عمل به آن نباید هیچ اجبار و اکراهی در میان باشد. ثانیاً: بنابر شهادت تاریخ قدرت نظامی مسلمانان در هنگام مسلمان شدن ایرانیان قابل مقایسه با قدرت نظامی حکومت شاهنشاهی و کهن ایران نبود؛ علاوه بر این که مسلمانان از نظر تجربیات جنگی در مقایسه با حکومت ایران بسیار ضعیف و کم اطلاع بودند. بنابراین نمی‌توان شکست ایران را مرهون قدرت شمشیر و سلاح مسلمانان دانست.

ثالثاً: با زور و شمشیر نمی‌توان دینی را در قلوب مردم راسخ نمود؛ بلکه معمولاً مردم در مقابل تحمیل دین یا هر عقیده و یا عمل حساسیت منفی نشان می‌دهند و از آن گریزان می‌شوند. بنابراین روی آوردن مردم ایران به اسلام جز سرخوردگی آنان از مظالم حکومت شاهنشاهی و تبعیضات معروف آن و مجذوب شدن به سوی شعارهای جذاب همراه با عمل مسلمانان و ارزشهای اسلامی که در آنان می‌دیدند، عامل دیگری نمی‌توانست داشته باشد. [آیا حجاب در اسلام اجباری است؟] ج ۴ در این زمینه لازم است به چند نکته توجه شود: الف - اصل حجاب زن در مقابل نامحرم از احکام قطعی اسلام است؛ اما نوع آن در اسلام مطرح نیست و در اختیار زن می‌باشد و او در انتخاب نوع حجاب آزاد است و کسی نمی‌تواند نوع و شکل خاصی از حجاب را به زن تحمیل نماید. ب همانگونه که در پاسخ سؤال ۳ اشاره شد دین اعم از اصول فروع و اخلاق - قابل تحمیل نیست و اصولاً دین تحمیلی در هر یک از امور ذکر شده ارزشی ندارد؛ بلکه باید با منطق و استدلال و موعظه حسنه و عمل صحیح دین را تبلیغ نمود تا افراد از روی اعتماد و رغبت به دین روی آورند. ج اگر فرض شد در محیطی به هر دلیل مراعات حجاب موجب هتک آبروی زن یا رسیدن ضرری قابل توجه به او شود به حدی که موجب عسر و حرج و مشقت او باشد، در حد ضرورت و رفع حرج می‌تواند حجاب را مراعات ننماید، همچون سایر موارد تقیه و حرج؛ ولی چنین فرضی بسیار نادر است. آیا فروع دین اجباری است؟] ج ۵ چنان که گفته شد در هیچ یک از شئون دینی اعم از اصول و فروع و

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی اخلاق نمی‌توان کسی را مورد اجبار و اکراه قرار داد و ارزشی هم نخواهد داشت. و جهاد به معنای دفاع از اسلام و کشور اسلامی واجب کفایی می‌باشد؛ پس چنانچه به اندازه نیاز و دفع دشمن افراد در صحنه حضور داشته باشند نمی‌توان کسی را به آن اجبار نمود، بلی اگر افراد به اندازه نیاز در صحنه نباشند حکومت مشروع مردمی می‌تواند به مقدار نیاز افراد را برای دفاع اعزام نماید. [ معنای عصمت ] ج ۶- معنای عصمت این است که معرفت و شناخت معصوم نسبت به مبدأ و معاد و ایمان به آنها به حدی قوی باشد که عملاً گناه کردن او امکان نداشته باشد؛ نه این که گناه می‌کند ولی فوراً توبه کرده و گناهش بخشیده می‌شود، زیرا سایر افراد غیر معصوم نیز اگر بعد از گناه توبه نمایند بنابر نص قرآن و روایات متواتر گناهشان بخشیده می‌شود. چه کسانی وارد بهشت می‌شوند؟ ] ج ۷ بنابر مفاد آیه شریفة: إنّ الذین آمنوا و الذین هادوا والنصاری والصابئین من آمن بالله والیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم أجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لا هم یحزنون (بقره، آیه (۶۲ هر کس از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، نزد خداوند مأجور است و هیچ خوف و غصه ای در قیامت نخواهد داشت. البته آیه فوق مربوط به کسانی است که قبل از بعثت بوده اند و یا پس از بعثت آن حضرت تحقیق خود را کرده باشند ولی پیامبراکرم به نتیجه صحیح دست نیافته و به یکی از ادیان قبل از اسلام باقی باشند؛ ولی کسانی که حقانیت اسلام و خاتمیت آن را می‌دانند و با علم به آن هنوز به ادیان سابق باقی هستند و یا بدون تحقیق به ادیان سابق باقی هستند مشمول آیه فوق نمی‌باشند. همچنین در مذاهب گوناگون یک دین نیز آنانی که به مذهب خود هر چند باطل باشد معتقد و

پایبند باشند و نسبت به انتخاب آن مذهب تحقیق لازم را انجام داده و جحد و عنادی نداشته باشند و عمل صالح انجام دهند مأجور و مصون از عذاب خواهند بود. ازدواج با اهل کتاب و حکم ذبیحه آنان] ج - اسلام ازدواج اهل کتاب را به رسمیت می‌شناسد؛ یعنی آثار مربوطه را بر ازدواج آنان مترتب می‌کند. و ازدواج مسلمانان با زنان اهل کتاب نیز با شرایطی صحیح می‌باشد، و تفصیل آن در کتابهای فقهی مذکور است. ولی خوردن ذبایح آنان را برای مسلمانان جایز نمی‌داند؛ زیرا یکی از شرایط حلال بودن ذبیحه، مسلمان بودن ذابح می‌باشد. البته ظاهر آیه ۵ سوره مائده که می‌فرماید و طعام الذین أوتوا الکتاب حل لکم وطعامکم حلّ لهم شامل ذبایح اهل کتاب نیز می‌شود، و مقتضای آن حلال بودن آنها برای مسلمانان می‌باشد؛ ولی عموم آیه فوق به وسیله روایاتی که دلالت بر شرط بودن اسلام در ذابح دارد تخصیص می‌خورد، و تخصیص عمومات قرآن به روایات صحیح امری است متداول که نظیر آن در موارد زیادی در فقه دیده می‌شود. - [ معنای تقلید ] ا. ج ۹ اوّلاً باید دانست که تقلید در اصول دین و اعتقادات صحیح نمی‌باشد و تنها در فروع دین و احکام عملی است که تقلید راه دارد و ثانیاً تقلید در فروع دین از قبیل رجوع به کارشناس و متخصص می‌باشد نه از قبیل تقلید کورکورانه و تقلید به این معنا امری است عقلایی که تمام عقلای جهان در هر کاری که نمی‌دانند بویژه در امور مهمه به اهل فن و کارشناس مورد اعتماد خود مراجعه می‌کنند، و منحصر به مسائل شرعی نیست؛ و عقلا در این مراجعه به نظر متخصص مورد اعتماد، اطمینان شخصی می‌کنند؛ و اگر فرضاً به هر دلیل مطمئن نشوند مراجعه نمی‌کنند. تقلید در مسائل شرعی نیز چنین است. پیدا

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی A۱ [حق طلاق ] ج ۱۰ اصولاً در اسلام طلاق در اختیار شوهر می‌باشد؛ ولی اگر زن بخواهد حق طلاق داشته باشد می‌تواند ضمن عقد ازدواج شرط کند که او از طرف شوهر وکیل بلاعزل باشد که چنانچه اموری را که با شوهر شرط کرده انجام ندهد یا حقوق او را تأمین ننماید زن بتواند خود را از طرف شوهر طلاق دهد و در این صورت دیگر شوهر نمی‌تواند حق طلاق را از زن سلب نماید. [ مشروعیت رهبر] ج ۱۱ در مشروعیت حاکم و رهبر در زمان عدم حضور امام معصوم دو نظر وجود دارد یکی نصب و دیگری انتخاب مطابق نظر، اوّل رهبر که باید علاوه بر شرایطی که در جای خود ذکر شده - کارشناس مسائل دینی یعنی فقیه باشد، از طرف شارع نصب شده است و مردم باید از او تبعیت نمایند و انتخاب آنان تأثیری در مشروعیت او ندارد و نمی‌توانند اختیارات او را محدود نمایند. ولی مطابق نظر دوّم، این مردم هستند که باید رهبر را انتخاب نمایند و اگر رهبر واجد شرایط باشد و مردم او را انتخاب نکنند رهبری او نه مشروعیت می‌یابد و نه تحقق عملی. اینجانب در کتاب «ولایة الفقیه نظر دوّم را ارائه و نظریه نصب را رد کرده ام. مطابق نظریه انتخاب مردم هم در انتخاب رهبر و هم در تداوم رهبری او و هم در محدود نمودن زمان رهبری و تعیین شرایط مشروع دیگر و نیز در نظارت بر عملکرد او حق اظهار نظر و تعیین سرنوشت خواهند داشت همچنین بر اساس این نظریه مردم می‌توانند وظایف رهبری را که در سه حوزه افتاء اجرا و قضا جریان می‌یابد - تفکیک کرده و هر یک را به فرد یا افراد واجد شرایط واگذار نمایند. - [ملاک بلوغ دختر] ج ۱۲ ملاک اصلی بلوغ دختر همان رشد جسمی و روحی اوست و این رشد به

سب اغلب دختران بویژه در مناطق گرمسیر همچون عربستان در حدود سن نه سالگی ظاهر می‌شود و علت این که در بسیاری از روایات که مورد عمل فقها و اصحاب حدیث است سن نه سالگی قید شده است همین می‌باشد. بنابراین اگر دختران در بعضی مناطق یا بعضی اقوام و نسلها به دلیل شرایط آب و هوا یا شرایط دیگر در نه سالگی به رشد جسمی و روحی کافی نرسیدند و غریزه جنسی در آنها رشد لازم را ننمود، هر چند ازدواج با آنان با وجود اذن ولی و مصلحت آنان می‌باشد ولی همبستر شدن با آنان محل اشکال است؛ و سایر تکالیف دینی نیز ا موجب عسر و حرج آنها باشد بر آنان واجب نخواهد بود. صحیح و داشتن یا نداشتن اعتقاد به این که زنان صدر اسلام در سن چهارده یا شانزده سالگی ازدواج کرده اند، نه جزو اصول دین است و نه فروع آن؛ و ربطی به کفر و اسلام شخص ندارد. [ ازدواج غیر دائم ] ج ۱۳ - ثبت ازدواج - چه دائم و چه غیر دائم - شرط صحیح بودن آن نیست؛ بلکه برای جلب اعتماد و پیشگیری از تضییع حقوق زوجین بخصوص زن می‌باشد. ولی در شرایط کنونی جوامع و وجود زمینه های فریب و شهوت رانیهای افراطی و امکان رها نمودن همسر و تضییع حقوق او ثبت ازدواج مانع بروز بسیاری از مفاسد می‌باشد. و در عقد غیر دائم با توجه به این که فلسفه تشریع آن تشکیل خانواده نبوده بلکه جلوگیری از هرج و مرج جنسی و اطفای شهوت از راههای نامشروع بوده است، از این رو تعداد خاصی منظور نشده است و با توجه به لزوم رضایت زن و لزوم ذکر مهر و تعیین مقدار آن در عقد غیر دائم و این که زن می‌تواند وجوب نفقه و ارث بردن از شوهر را در عقد شرط، نماید عدالت نیز مراعات شده است و عقد غیر دائم نوعی ارضای غریزه جنسی زن و مرد از راه مشروع می‌باشد که می‌تواند جایگزین هرج و مرج و روابط نامشروع زن و مرد در بعضی جوامع غیر اسلامی باشد؛ و نیز می‌تواند گشایشی برای زنان و مردانی باشد که آمادگی یا توان ازدواج دائمی و تشکیل خانواده را ندارند.

پاسخ به برخی پرسشهای اعتقادی و سیاسی [اعتقاد به چشم زخم ] ج ۱۴ چشم زخم از قبیل تأثیر برخی ارواح خبیثه در برخی امور است. و بدیهی - است روح انسان ممکن است پاک و منزه و یا آلوده به انواع آلودگی های روحی و فکری باشد، و هر کدام نیز درجاتی دارد و تأثیر اراده و روح انسان در امور در جای خود ثابت شده و عقلاً نیز اشکالی ندارد و رمز کرامات و معجزات نیز همین تأثیر قوت ارادۀ نبی یا ولی است که به اذن خداوند در مواقعی عمل می‌کند. و نیز از این قبیل است تصرفات روحی برخی مرتاضین . و بنابر نظر مفسرین شیعه و سنی آیة شریفة و إن یکاد الذین کفروا لیزلقونک صلی الله بابصارهم... (سوره قلم، آیه (۵۱) در رابطه با چشم زدن به پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم توسط کفار نازل شده است و مراد از ازلاق» به «ابصار» که در آیه ذکر شده است همان چشم زدن می‌باشد. و در روایتی توسط جابر از پیامبراکرم نقل شده است که چه بسا چشم، انسان را روانه گور و شتر را داخل دیگ می‌نماید تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص ۳۹۱؛ و ترجمه آن: ج ۱۹، ص ۶۴۸). زندان و زندانی سیاسی از دید اسلام ] ۱۵ - اساساً در اسلام زندان در موارد خاصی و تحت شرایط خاصی تجویز شده است که تفصیل آن را در جزوه پاسخ به سؤالات آقای دکتر محسن کدیور بیان کرده ام و زندانی نمودن مخالفان سیاسی و عقیدتی که با شیوه های غیر مسلحانه فعالیت می‌کنند، در زمان پیامبراکرم و حضرت امیر سابقه نداشته است؛ و با این که از ناحیۀ منافقین یا خوارج - بجز انتقاد - کارشکنی های زیادی علیه پیامبر و حضرت امیر صورت می‌گرفت ولی تا زمانی که اقدام مسلحانه ای از طرف آنان انجام نمی‌شد برخوردی با آنان به عمل نمی‌آمد.