کتابها ‹ دیدگاهها - جلد سوم ‹ بخش ۱۱
دیدگاهها - جلد سوم
بخش ۱۱ از ۱۳از اینکه با صرف وقت گرانبهای خود علاوه بر اینکه به شکوفایی فقه عدالت محور اهل بیت یاری کرده از سقوط آن در ورطهٔ فقه اشعری امنیت محور» توجیه گر ظلم ممانعت میکنید - برای مؤمنان تشنه حق در این شرایط خطیر ارائه طریق میفرمایید، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم این شاگرد کوچکتان را در این کنج غربت از دعای خیر فراموش نفرمایید. عزّت عالی مستدام باد. ۱۴ تیر ۱۳۸۸ محسن کدیور سؤال -۱ - تصدی مناصبی که بر اساس قانون لازم الرعایه - شرط ضمن عقد خدمت کلیه متصدیان خدمات عمومی - مشروط به شرایطی الزامی از قبیل، عدالت امانتداری، تدبیر و برخورداری از رأی اکثریت مردم است پس از سقوط شرایط و احراز مکرّر صفات متضاد به نحو شیاع و در حد اطمینان قریب به یقین چه حکمی دارد؟ بسم الله الرحمن الرحیم و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای دکتر محسن کدیور دامت برکاته پس از سلام و تحیت و تبریک متقابل پاسخ تفصیلی سؤالات جنابعالی فرصت بیشتری میطلبد، ولی اجمالاً به پاسخهایی اشاره میشود: سقوط شرایط تصدی موجب سقوط قهری ولایت است ] ج ۱ - از بین رفتن هر یک از شرایط مذکور در سؤال که شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی میگردد و اما شرایطی غیر از آن شرایط که شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی آن امور معتبر نیست ولی
پاسخ به پرسشهای حجة الاسلام والمسلمین دکتر محسن کدیور ۴۰۵ ۵ طرفین یعنی متولی و متصدی و مردمی که او متولی و متصدی کار آنها گردیده بر آن میثاق بسته و تعهد نموده اند تخلف از این گونه شرایط موجب خیار تخلف شرط شده و مردم میتوانند متصدی و متولی را به واسطهٔ تخلف از شرط از منصبش عزل نمایند. ولی سقوط عدالت، امانتداری یا برخورداری از رأی اکثریت و تأیید مستمر از ناحیهٔ آنان که از شروط مشروعیت تولیت و زمامداری است موجب میشود که پس از سقوط آنها، اصولی مانند حمل بر صحت و اصالت برائت درباره کارهای متصدی در امور جامعه که فاقد شرط گردیده جاری نشود بلکه وی باید برای اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاق حقوق مردم و بقاء بیعت اکثریت مردم با او، بینهای معتبر و دلیلی معقول برای مردم بیاورد و آنان را راضی کند و در موارد اختلاف در پیشگاه داوری آزاد عادل و بی طرف و کاملاً مستقل از حاکمیت ادعای خود را به اثبات رساند. و داوری هر نهادی که زیر نفوذ یا وابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمیباشد. سؤال ۲ - وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی که علیرغم امر به معروف و نهی از منکر مکرّر ناصحان و مشفقان بر اعمال خلاف شرع خود اصرار دارند چیست؟ در صورت ادامه تصدی به زور مردم باید با رعایت مراتب و با اتحاد و تشکیلات آنان را برکنار کنند ] ج ۲ همانگونه که گفته شد متصدیانی که شرعاً و عقلاً تولیت و تصدی امر آنان اجتماعی را از دست داده اند خود به خود از مقام خود معزولند و تصدی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان از آن منصب را با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و حفظ ترتیب «الاسهل فالاسهل والانفع فالانفع و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و
بخواهند.بدیهی است که این وظیفه ای همگانی میباشد که هر کس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازۀ آگاهی و توانایی که دارد فرامی خواند و کسی نمیتواند به بهانه ای از عمل به آن شانه خالی کند و خواص جامعه که از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ کلمه و اعتبار بیشتری برخوردارند مسئولیتی خطیرتر دارند و باید با اتحاد و همفکری و ایجاد احزاب و تشکیلات و تجمعات خصوصی و عمومی به دیگران اطلاع رسانی کرده و راه چاره را به آنها بنمایانند مولی امیرالمؤمنین در وصیت آخرشان فرمودند: «لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم» (نهج البلاغه نامه (۴۷ حاکمیت و تسلط اشرار نتیجه طبیعی ترک امر به معروف و نهی از منکر است زیرا آنان از فرصتها سوء استفاده میکنند. سؤال - آیا ارتکاب معاصی کبیره ذیل و اصرار بر آنها به سلب ملکهٔ عدالت و تحقق «ملکهٔ جور» منجر میشود یا خیر؟ الف: آمریت و تسبیب در قتل نفوس محترمه. ب آمریت و تسبیب اقوی از مباشرت در ارعاب و اخافهٔ مسلحانه و ضرب و جرح مردم بیگناه در شوارع. ممانعت قهرآمز از اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین از ج طریق انسداد کلیه مجاری عقلانی و مشروع اعتراض مسالمت آمیز. د سلب آزادی و حبس آمران بالمعروف و ناهیان عن المنکر و ناصحان و اعمال فشار برای گرفتن اقرار بر امور خلاف واقع از آنها. ه ممانعت از اطلاع رسانی و سانسور اخبار که مقدمه واجب انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین است. و افترا به معترضان خواهان اجرای عدالت مبنی بر اینکه «هر که با متصدیان امور مخالف است مزدور اجنبی و جاسوس خارجی است» ز: کذب و شهادت دروغ و گزارشهای خلاف واقع در امور مرتبط با حق الناس.
پاسخ به پرسشهای حجة الاسلام والمسلمین دکتر محسن کدیور ح خیانت در امانت ملی. ط استبداد به رأی و بی اعتنای به نصیحت ناصحان و تذکر عالمان. ی ممانعت از تصرف مالکان شرعی در ملک مشاع سرنوشت ملی. ۴ کوهن اسلام و شین مذهب از طریق ارائه چهره ای بسیار خشن غیر معقول، متجاوز، خرافی و استبدادی از اسلام و تشیع در جهان معاصی ذکر شده موجب خروج از عدالت و مصداق ظلم و دارای مجازات است ] ج ۳ ارتکاب همۀ معاصی نامبرده یا اصرار بر برخی از آنها از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکهٔ عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی است. به راستی اگر اینگونه معاصی موجب فسق و خروج آشکار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چه معصیتی است که انجام آن گواه ستم و بی عدالتی در انظار همگان است؟! و روشن است که هرگونه معصیتی به ویژه چنان معاصی نامبرده در صورتی که در قالب دین، عدالت قانون انجام گیرد مفسده ای افزون دارد و بیشتر موجب خروج از عدالت شده و دارای مجازات دنیوی و اخروی شدیدتری خواهد بود زیرا اینگونه ارتکاب معصیت علاوه بر مفسدهٔ خود معصیت مفسده فریبکاری و مفسده تخریب چهره، دین عدالت و قانون را نیز دربر دارد. و در مواردی که کارهایی به نظر متصدیان حاکمیت عادلانه و مشروع و به نظر عده زیادی از مردم نامشروع و مصداق فسق و ظلم و تضییع حقوق میباشد، باید نظر و قضاوت داوران عادل و بی طرف و مرضی الطرفین ملاک قرار گیرد. سؤال ۴ آیا تمسک به جملاتی از قبیل حفظ نظام از اوجب واجبات است مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیر پانهادن بسیاری از ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی از قبیل صداقت و امانتداری است؟ آیا به بهانه حفظ مصلحت نظام میتوان از اجرای اصل اصیل «عدالت»
که صفت ممیز فقه سیاسی تشیّع در طول تاریخ بوده است - صرف نظر کرد؟ اگر برخی متصدیان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصی خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخیص خطای خود اصرار کنند، وظیفه شرعی مؤمنان چیست؟ حفظ نظامی اوجب واجبات است که بر پا کننده عدل باشد نه زندان و زور و شکنجه ] ج ۴- حفظ نظام به خودی خود نه موضوعیت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسی میباشد؛ به ویژه اگر مقصود از «نظام» شخص باشد نظامی که گفته میشود: «حفظ آن از اوجب واجبات است نظامی است که طریق و مقدمه و بر پا کننده عدل و اجراء فرائض شرعی و مقبولات عقلی باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمی خواهد بود. بنابراین با توجه به این نکته تمسک به جمله «حفظ نظام از اوجب واجبات است به هدف توجیه و صحه گذاری بر امور متصدیان و کارگزاران و عدالت نمایی کار آنان برای دیگران در حقیقت تمسک به عام در شبهه مصداقیه و میان دعوا نرخ تعیین کردن و تنها به قاضی رفتن است؛ که اگر چنین تمسکی از روی ناآگاهی باشد باید طبق مراتب امر به معروف و نهی از منکر با آن معامله نمود. از طرف دیگر بدیهی است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمیتوان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود زیرا اصل نیاز به نظام برای اجرای عدالت و حفظ حقوق، و در یک کلمه اجرای احکام اسلامی است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و کارهای خلاف اسلام نظام عادلانه و اسلامی را حفظ و تقویت نمود؟ . [ اعتراف گیریهای استالینی تحت زندان و شکنجه، محکوم و بی ارزش است و عاملان اعتراف گیری مجرمند ] حاکمیتی که بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران و تصرف غاصبانه و تغییر در آراء آنان و کشتن و بستن و بازداشت و شکنجه های قرون وسطی و استالینی
پاسخ به پرسشهای حجة الاسلام والمسلمین دکتر محسن کدیور ۴ و ایجاد خفقان و سانسور روزنامه ها و اخلال در وسائل ارتباطی و زندانی کردن عقلاء و نخبگان جامعه به بهانه های واهی و تحمیل اعتراف به امور خلاف واقع به ویژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهان محکوم و بی ارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بیت عصمت و طهارت لا اقرار و اعتراف در زندان یک ذره اعتبار شرعی و قانونی ندارد و نمیتواند ملاک حکم باشد. (وسائل، کتاب الاقرار، باب ۴ و ابواب حد السرقة، باب ۷) مردم رشید ایران نیز از حقیقت این اعترافات که نمونه های آنها در تاریخ حکومت های فاشیستی و کمونیستی ثبت است کاملاً آگاه میباشند و میدانند این اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی با زور و شکنجه و تهدید در جهت پنهان نمودن ظلمها و بی عدالتی ها و تحریف چهرۀ اعتراضات مسالمت آمیز و قانونی مردم از فرزندان به بند کشیده آنان گرفته می.شود و مسئولین مربوطه بدانند که آمر و متصدی و مباشر گرفتن اینگونه اعترافات و مصاحبه های دروغ گناه کار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزیر خواهند بود. کشور متعلق به مردم است نه و تصمیم از ناحیۀ آنان میباشد و متصدیان امور خدمتگزار مردم مال من و شما میباشند. مردم حق تجمع برای دفاع از حقوق خود را دارند ] مردم باید بتوانند با تجمعات آزادانه و تبلیغات کتبی و شفاهی از حقوق خویش دفاع کنند شاه هنگامی صدای انقلاب مردم را شنید که دیگر دیر شده بود. امید است متصدیان امور نگذارند به آنجا برسد، بلکه هر چه زودتر در برابر خواسته های ملت خویش انعطاف پیدا کنند جلو ضرر را از هرجا بگیریم به نفع خواهد بود. سؤال ۵ امارات شرعی ولایت (جائر چیست و علمای اعلام اعلی الله کلمتهم) و نیز مکلفان در قبال بروز آن چه وظیفه ای دارند؟
ولایت جائر یعنی مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاق های ملی ] ج ۵ جور مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاق های ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت میورزد جائر و ولایتش جائرانه است و تشخیص چنین ولایتی در درجه اوّل بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین میباشد که هم به احکام و موازین عقل و قوانین حاکم آشنایند و هم با قرائن و شواهد اطمینان آور به مخالفت عمدی با آنها پی برده و میتوانند آن را مستدل .کنند مشروط بر اینکه از هرگونه نفوذ حاکمیت و ملاحظات خطی و سیاسی آزاد و مستقل باشند و در درجهٔ دوم بر عهده عموم مردم است که به اندازۀ آگاهی خود از آن احکام و قوانین و با مرتکزات دینی و عقلی خود و رودر رویی مستقیم با موضوعات و مشکلات، دینی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، مخالفت عمدی حاکمان را با شرع و قانون لمس کرده و احساس نمایند. هر کس به قدر توان در برابر بی عدالتی مسئول و ترس از مخلوق شرک است ] بالاخره به طور اجمال عدالت یا بی عدالتی حاکمان امری ملموس در جامعه و آثار آن نمایان است و چهره در نقاب ندارد و هر کس به هر مقدار آگاهی و توان در مقابل بی عدالتی ها و تضییع حقوق مردم مسئولیت دارد و باید دیگران را هم آگاه کرده و هم با در نظر گرفتن شرایط موجود و حفظ مراتب امر به معروف و نهی از منکر راهکار ارائه دهد چون نمیشود و نمیتوان باور کرد که انسانی عدالتخواه باشد ولی در راه آن گامی برندارد یا هراس داشته یا خود و دیگران را با تسویل و آراستن کوتاهی خود یا تسویف و امروز و فردا کردن و یا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم کند. ترس از مخلوق شرک بالله العظیم است و تسویل و تسویف هم ضلال و اضلال.
پاسخ به پرسشهای حجة الاسلام والمسلمین دکتر محسن کدیور خداوند از عالمان تعهد گرفته در مقابل ظلم سکوت نکنند ] ۴۱۱ سیره اولیای معصومین نیز تلاش در راه عدالت اجتماعی بود و اگر آنها تنها به السلام امور فردی اسلام همت و اکتفاء داشتند این همه ظلم و ستم بر ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار کشیدن و تحت مراقبت قرار دادن و در نهایت به شهادت رساندن آنان برای چه بود؟! خداوند از عالمان به خصوص عالمان دین میثاقی غلیظ گرفته که در مقابل ظلم سکوت نکنند اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم» (نهج البلاغه، خطبة). البته عمل به این میثاق همانگونه که ثوابی عظیم دارد هزینه ای سخت هم خواهد داشت. أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون. و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین) (سوره عنکبوت، آیه های ۲ و ۳) به هوس راست نیاید به تمنّی نشود اندر این راه بسی خون جگر باید خورد ان شاءالله موفق باشید. ۱۷ رجب ۱۴۳۰ - ۱۳۸۸/۴/۱۹ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۴/۲۲ (۹۴) پیام در اعتراض به کشتار مسلمانان در کشور چین من سمع بسم الله الرحمن الرحیم رجلا ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم» (پیامبر اکرم) با سلام و تحیت به همه مسلمانان و مردم آزاده جهان کشته شدن حدود ۱۸۰ نفر از مسلمانان مظلوم چین توسط نیروهای دولتی آن کشور موجب تأسف و ناراحتی اینجانب و مردم شریف ایران شد. این حادثه تلخ که در حقیقت نوعی نسل کشی میباشد در کشوری انجام شد که دولت آن مدعی تمدن و پیشرفت و پایبندی به ارزشهای انسانی و مقررات بین المللی میباشد. مردم آزاده جهان به یقین این مسلمان کشی را شدیداً محکوم میکنند و از دولت های آزاد جهان و سازمانهای بین المللی حقوق بشر و به خصوص سازمان کنفرانس اسلامی میخواهند بر اساس کنوانسیونها و معیارهای مورد قبول همه کشورها که حق حیات را برای همه اهالی هر مملکت و اقلیتهای دینی و قومی هر کشور به رسمیت شناخته اند دولت چین را محکوم و خواستار مجازات مسببین این کشتار فجیع شوند. از طرف دیگر سکوت دولتها مخصوصاً دولتهای اسلامی موجب تعجب و تأسف فراوان است. ما نباید حرمت و حیثیت و خون مسلمانها را فدای روابط دیپلماسی خود نماییم هر کجا شخص بیگناهی مظلومانه کشته شود، مو
پیام در اعتراض به کشتار مسلمانان در کشور چین ۴۱۳ ناراحتی و تأسف شدید خواهد بود و باید آن را محکوم نمود و در حد توان از این فجایع انسانی جلوگیری کرد خواه این جنایت در فلسطین باشد یا در چچن، یمن، آلمان و یا در ایران (۱) برحسب حدیث شریف نبوی تذکر دادن و امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای همگانی است. بدیهی است انجام وظایف اخلاقی و معنوی دخالت در امور داخلی کشور دیگر محسوب نمیشود. از دولت چین انتظار میرود که از این راه اشتباه برگردد و ضمن مجازات مسببین این جنایت هر چه زودتر افراد بازداشت شده را آزاد نماید و خسارات وارده به مردم را جبران کند. امیدوارم شهدای مظلوم این حادثه بزرگ مورد رحمت حق تعالی قرار گیرند و بازماندگان آنان با صبر و استقامت مصداق این آیه شریفه قرآن قرار گیرند که: انما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۸/۴/۲۲ قم - حسینعلی منتظری ۱ این نکته در پیام آیتالله منتظری تعریضی است به سکوت دولت ایران در برابر مسلمان کشی در چین و در چچن روسیه بخاطر روابط سیاسی نزدیکی که با آنها دارد، و همزمان جنجال بر سر کشتار مسلمانان در فلسطین و لبنان بخاطر اختلافات سیاسی با آمریکا و غرب؛ و در واقع دلسوزی برای مسلمانان فلسطین و لبنان به دلایل سیاسی است نه انسانی و اسلامی. همچنین به مسلمان کشی در ایران به ویژه پس از انتخابات و اعتراضات گسترده به تقلب از سوی مردم اشاره شده است و همه این موارد را از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر شمرده است.
اعتراض به توهین و مزاحمت برای حجج اسلام والمسلمین کروبی و نوری ۱۳۸۸/۴/۳۰ بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ مهدی کروبی دامت افاضاته پس از سلام و تحیت و آرزوی موفقیت برای جنابعالی در راه خدمت به اسلام و مسلمین با کمال تأسف خبر توهین و مزاحمت برای جنابعالی و نیز حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ عبدالله نوری را دریافت کردم و بسیار متأثر شدم. اینجانب تاکنون آنچه را وظیفه شرعی و ملی خود میدانستم متذکر شده ام، و در اینجا نیز یادآوری میکنم که مشروعیت و مقبولیت نظام بستگی به رضایت و آراء اکثریت مردم دارد و این مسأله ای است که هنگام تصویب قانون اساسی مورد توافق خبرگان ملت قرار گرفت و در مقدمه و اصول متعدد قانون اساسی به آن اشاره شده است. [ در توهین و تعرض به مردم و شخصیتها، سبب اقوی از مباشر و گناه بر گردن مسئولان است ] متأسفانه امروز کار به جایی رسیده است که از حضور مردم در صحنه به شکل مسالمت آمیز و شنیدن صدای حق طلبی آنان وحشت وجود دارد، تا آنجا که حتی حضور امثال جنابعالی را که از چهره های خدمتگزار و با سابقه در مراحل گوناگون
اعتراض به توهین و مزاحمت برای حجج اسلام والمسلمین کروبی و نوری ۵ ۴۱۵ انقلاب اسلامی هستید در نماز جمعه تحمل نمیکنند و مورد توهین و مزاحمت قرار میدهند. کاملاً روشن است که در این مورد و موارد مشابه سبب اقوای از مباشر است و گناه این فحاشی ها و اهانتها به گردن کسانی است که به افرادی حقوق میدهند و آنان را به این کارهای زشت وادار میکنند و در واقع از پول مردم مظلوم خرج میکنند تا خادمان واقعی مردم منکوب شوند و این ظلمی است مضاعف در حق صاحبان اصلی این کشور عزیز اینجانب سخت نگران آینده نظام و کشور میباشم و مصرانه از تصمیم گیرندگان میخواهم تا دیر نشده و فرصتها از دست نرفته است به توصیه ها و راه حلهای پیشنهادی توسط دلسوزان انقلاب و ناصحان مشفق توجه نمایند و شرایطی فراهم نمایند تا اعتماد از دست رفته مردم به دست آید و حقوق تضییع شده آنان جبران گردد و موجبات نارضایتی مردم و بحران کنونی از بین برود. من دست کسانی را که برای نجات جمهوری اسلامی از بحران زحمت میکشند میبوسم؛ و امیدوارم با اصلاحات جدی در روند کنونی اداره کشور نظام جمهوری اسلامی که برای تشکیل و تداوم آن زحمات فراوان کشیده شده است محفوظ و پایدار بماند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۸/۴/۳۰ حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۵/۷ (۹۶) پاسخ به نامه جمعی از نخبگان و شخصیتهای فرهنگی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم حضرات آقایان حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی کروبی و حجة الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و مهندس میرحسین موسوی و سایر نخبگان و شخصیت های فرهنگی و سیاسی امضاء کننده نامۀ مورخ ۱۳۸۸/۵/۳ دامت برکاتهم پس از سلام و تحیت و آرزوی سلامتی و توفیق بیشتر برای شما عزیزانی که با احساس وظیفه شرعی و ملی گوشه ای از حوادث تلخ و مظالم جاری را متذکر شده بودید، یادآور میشوم: این جانب نیز مانند شما آقایان از اوضاع جاری و بحرانی کنونی که در اثر ندانم کاری و بی تدبیری بعضی از مسئولین برای جمهوری اسلامی پیش آمده سخت، نگرانم و آنچه را وظیفه شرعی و ملی خود تشخیص میدادم در پیام ها و نوشته های قبلی تذکر داده ام و الان نیز متذکر میشوم که: حاکمیت تاکنون چه نفعی از بحرانی که به وجود آورد برده است؟ جز اینکه اکثریت قاطع مردم عزیز را نا راضی و خشمگین نموده و فاصلهٔ خود را با آنان بیش از پیش کرده و جایگاه نظام جمهوری اسلامی را در دنیا ضعیف نمود و حساسیت و بدبینی بسیاری از مردم کشورهای دیگر و سازمانهای جهانی حقوق بشر را بیش از پیش برانگیخته است؟
پاسخ به نامه جمعی از نخبگان و شخصیتهای فرهنگی و سیاسی از تجربه حکومت شاه و سایر رژیمهای استبدادی درس نگرفته اند ] FIVO تصمیم گیرندگان حوادث و فجایع اخیر آیا تجربه حکومت شاه و سایر رژیمهای استبدادی را از یاد برده اند؟ مگر رژیم شاه با ایجاد خفقان و رعب و سرکوب آزادی خواهان و سانسور رسانه ها و زندانی و شکنجه نمودن فعالان سیاسی و معترضین و اعتراف گیری از آنان و پرونده سازی و تبلیغات دروغ توانست در مقابل موج اعتراضات و نارضایتیهای مردم مقاومت کند؟ مشروعیت نظام را زیر سؤال برده اند ] چرا عقلای قوم کارها را به دست یک عده افراد نامتعادل و اسیر توهمات و تمایلات خطی و گروهی داده اند تا همه چیز و از جمله مشروعیت نظامی که تاکنون برای آن این همه سرمایه گذاری شده است را زیر سؤال ببرند و زمینه بدبینی و بی اعتقادی به اصل اسلام و انقلاب را بین نسل جوان تقویت نمایند و آنان را نسبت به حاکمیت دینی متزلزل سازند؟ نظامیان را به برادرکشی واداشته اند ] چرا نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج را به برادرکشی و سرکوب مردم وا میدارند؟ آیا هدف از تشکیل سپاه و بسیج برای برادرکشی و سرکوب مردم بود؟ عزیزانی که اکنون در زندانها اسیر هستند و از آنان با زور و شکنجه اعتراف و مصاحبه میگیرند و هر روز جنازهٔ یکی از آن عزیزان را به خانواده ها تحویل میدهند چه گناهی کرده اند؟ جز اینکه به تخلفات عدیده و تقلب در انتخابات به طور مسالمت آمیز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟
اعتراف گیری های تحت زور و شکنجه جرم و آمرین و عاملین آن باید مجازات شوند ] این گونه اعترافات هیچ جرمی بزرگ شده اند و باید در دادگاهی عادل و بی طرف و علنی محاکمه شوند تا مردم واقعاً احساس کنند به حقوقشان توجه شده است و به آینده امیدوار شوند، نه اینکه درصدد اغفال مردم باشند و مثلاً با تعطیلی یک بازداشتگاه تمام گناه را به گردن یک ساختمان بیندازند. مبنای شرعی و قانونی ندارد و آمرین و عاملین آن مرتکب این جانب مجدداً به تصمیم گیرندگان تذکر و هشدار میدهم تا بحران کنونی عمیق تر نشده و رشته کارها از دست آنان خارج نگشته عقل و شرع و منطق را حکم قرار دهند و موجبات و عوامل این بحران و نارضایتی مردم را از بین ببرند و عملاً پاسخی معقول و قانع کننده به مردم بدهند و توجه داشته باشند که مردم ایران بسیار فهیم و دانا هستند و اگر خطاکاران واقعاً مجازات نشوند قانع نمیشوند. در خاتمه سلامتی شما عزیزان و مجد و عظمت اسلام عزیز و ملت شریف ایران و توانایی برای احقاق حقوق تضییع شده و آزادی زندانیان حوادث اخیر که به اتهامهای واهی دستگیر شده اند را از خداوند قادر متعال مسألت دارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۸/۵/۷ حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۵/۱۳ (۹۷) پیام در اعتراض به دادگاههای فرمایشی بسم الله الرحمن الرحیم والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر » (سوره توبه، آیه ۷۱) اقرار گیریهایی که سالهاست رایج شده، غیرقانونی جرم و از منکرات بزرگ است ] با کمال تعجب و تأسف، مردم عزیز و زجر کشیده ما این روزها ناباورانه شاهد پخش غیر شرعی و غیر قانونی و غیر اخلاقی مصاحبه اسیران و عزیزان دربندشان میباشند؛ عزیزانی که بیش از چهل روز است محبوسند و از بین آنان تعدادی هم مظلومانه به شهادت رسیده اند. این جانب در پیامهای قبلی یادآور شدم اینگونه اقرارها و اعتراف گیریها که متأسفانه سالهاست در جمهوری اسلامی رائج شده و در زندانهای غیر قانونی و در شرایط کاملاً غیر عادی و با فریب و تهدید زندانی و قطع نمودن رابطه او با واقعیتهای جامعه و با وارد نمودن فشارهای روحی و جسمی گرفته میشود به کلی فاقد وجاهت شرعی و قانونی بوده و از منکرات و گناهان بزرگ به حساب میآید؛ و از نظر شرعی و قانونی جرم قطعی خواهد بود که مباشران و متصدیان و آمران آنها باید محاکمه و تعزیر شوند، و از طرفی هیچ محکمهٔ صالحی نباید و نمیتواند کسی را بر اساس اینگونه اعترافات و مصاحبه ها محکوم به حکمی نماید. از امام صادق الله نقل شده که حضرت امیر فرمودند: «هر کس با
تهدید و تخویف و یا در زندان به چیزی اقرار نماید نباید بر او حدی جاری شود (وسائل الشیعة کتاب الحدود) و در روایت دیگر نقل شده که آن حضرت فرمودند: «هر کس در اثر ترساندن یا ضرب و کتک و یا در زندان به کاری که موجب حد است اقرار نماید نباید آن حد بر او جاری شود (دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۴۶۶) ؛ و به استناد همین روایات است که همه فقهای شیعه اقرار و اعتراف با زور و تهدید و در شرایط غیر عادی را حتی علیه خود متهم شرعاً حجت و نافذ نمیدانند. علاوه بر آن شکستن شخصیتهای سابقه دار و مؤثر در انقلاب و تشکیل نظام به بهانه های واهی و ناجوانمردانه خود یکی دیگر از گناهان کبیره است که آمران و عاملان آن را گرفتار وضعیتی خواهد کرد که بی تردید دامن خود آنها را هم خواهد گرفت. مردم میپرسند این چه نظامی است که مسئولین بلند پایهٔ قبلی آن در دولت و مجلس و غیره که بسیاری از آنان در تشکیل نظام نقش مؤثر داشته اند به خیانت به کشور متهم میشوند؟! حقوق تضییع شده مردم در انتخابات را جبران کنید ] این جانب از باب امر به معروف و نهی از منکر و از باب خیرخواهی و نصیحت مجدداً به تصمیم گیرندگان و دست اندرکاران امور تذکر میدهم و از آنان میخواهم کاری بکنند تا حقوق تضییع شده مردم در انتخابات جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و کاری کنند تا مردم راضی شوند نه اینکه پس از سرکوب آنان و زندانی نمودن صدها نفر از مردم معترض اقدام به انجام منکر دیگری کرده و افراد و شخصیتهایی که به خدمتگزاری به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر کدام سالها در مسئولیتهای حساس خدمت نموده اند را زندانی نموده و آنان را در و شرایطی قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمایشی و فرمایشی بر خلاف عقائد افکار خود و مطابق میل حاکمان صحبت کنند و به نفاق و خیانت و به گناهان نکرده ای اعتراف نمایند که هیچ سنخیتی با آنان ندارد و هیچ انسان عاقلی آن را قبول نمیکند؟
پیام در اعتراض به دادگاههای فرمایشی ۴۲۱ چرا کاری میکنند تا مردم دادگاههای آنها را با دادگاههای استالین و صدام و سایر دیکتاتورها مقایسه نمایند؟ حاکمانی که مدعی تشیع و پیروی از حضرت علی میباشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در مورد اقرار و اعترافِ در زندان و با تهدید و فشار عمل میکنند؟ و چرا چهرهٔ اصل دین و مذهب و حاکمیت دینی را زیر سؤال برده و در داخل و خارج خراب و مشوّه میکنند؟ به یقین انجام این مصاحبه ها و گرفتن این اعترافات دروغ و خلاف واقع از اسیرانِ دربند و پخش آنها علاوه بر اینکه هیچ مشکلی از مشکلات عدیده کشور را حل نمیکند، بی اعتمادی مردم و خشم و عصیان آنان را بیش از پیش در پی دارد و بحران کنونی جمهوری اسلامی را عمیقتر خواهد کرد و جایگاه آن را در دنیا ضعیف تر از پیش میسازد. کشور متعلق به مردم است و آنها حق تجمع آرام و ابراز نظرات از رسانه ها را دارند ] بر حسب قانون اساسی کشور متعلق به همۀ مردم است و آنان حق دارند به وسیلهٔ تجمعات آرام و جرائد و حتی رادیو و تلویزیون نظرات خویش را ابراز نمایند. چرا رادیو و تلویزیون فقط در اختیار حاکمیت است؟ و چرا تجمعات آرام و متین مردم چماق و بازداشت و شکنجه و محاکمات کذایی را در پی دارد؟ در خاتمه این جانب ضمن اظهار همدردی با خانواده های داغدار و مصیبت زده که جوانان عزیز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست دادند، با قلبی محزون دیگر بار به آنان تسلیت میگویم و از خداوند بزرگ برای آن عزیزان مغفرت و رحمت الهی، و برای خانواده ها و بازماندگان معزّز آنان صبر جمیل و اجر جزیل و برای همه زندانیان حوادث اخیر آزادی، فوری و برای متصدیان امور تنبه و بیداری و انعطاف و اعتذار از ملت عزیز را مسألت مینمایم. والسلام علی عباد الله الصالحین و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۸/۵/۱۳ - حسینعلی منتظری
پیام به مناسبت درگذشت آقای حاج حسن مهرآبادی ۱۳۸۸/۵/۱۴ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون والده محترمه و خانواده و فرزندان مرحوم مغفور مومن متعهد، بنده صالح خدا، آقای حاج حسن مهرآبادی رحمةالله علیه با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ایشان را دریافت و بسیار متأثر شدم. این جانب این مصیبت را به شما و همۀ بازماندگان و علاقه مندان محترم تسلیت میگویم و از خداوند کریم رحیم برای ایشان رحمت واسعه الهی و حشر با ائمه طاهرین - سلام الله علیهم اجمعین و برای شما و همه بازماندگان و متعلقین صبر جمیل و اجر جزیل و سلامت مسألت مینمایم. مرگ برای همه ما حق است. همان گونه که در قرآن کریم در خطاب به عقل کل و ین خاتم رسل میخوانیم انک میت و انهم میتون. پس خوشا به حال کسانی که از مشاهده این گونه صحنه ها متنبه میشوند و در اداء دیون الهی و حقوق مردمی کوشش مینمایند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳ شعبان ۱۴۳۰ - ۱۳۸۸/۵/۱۴ حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۶/۴ (۹۹) پاسخ به نامۀ ۲۹۳ نفر از روشنفکران و نخبگان بسم الله الرحمن الرحیم انما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب) حضور محترم برادران و خواهران عزیز روشنفکران و نخبگان محترم حاکمان چشم و گوش خود را بسته اند ] پس از سلام و تحیت؛ در رابطه با نامۀ ارسالی مورخ ۸۸/۶/۱ آن عزیزان، ضمن قدردانی و ارج نهادن به ایثارگری و شهامت و پایداری شما و ملت بزرگوار و عزیز، ایران معروض میدارم که اینجانب بارها تذکرات و پیشنهادهایی را برای بیرون رفتن از این بحران ویرانگر ارائه نموده ام ولی ظاهراً حضرات برای رسیدن به مقاصد دنیوی خویش چنان چشم و گوش و دل بر حقایق بسته اند که نه میبینند و نه میشنوند، ولی از آنجا که هنوز مبارزات با رژیم گذشته در اذهان بسیاری از افراد زنده است و در میان سردمداران حکومتی بعضاً کسانی هستند که خود طعم شکنجه و زندان و... را چشیده اند اینجانب هنوز نا امید نیستم و امیدوارم تا کاملاً مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهوری اسلامی را در بین توده های زجر کشیده و سیلی خورده ایران و در سطح جهانی خدشه دار نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند. دیر نشده
اسلام دین آزادی عقیده، بیان و برهان است ] دین اسلام، دین کامل الهی است و در آن آزادی عقیده و بیان چنان روشن و واضح است که قرآن کریم در مورد اصل پذیرش دین میفرماید: «لا اکراه فی الدین یعنی زور و اجباری در پذیرش دین نیست؛ و باید پذیرفتن اصول دین با استدلال و برهان باشد. و سیره و روش رسول خدا و ائمه معصومین نیز این گونه بوده که مردم در کمال آزادی و بدون لکنت زبان و بدون هیچگونه ترس و واهمه ای درباره مسائل انتقاد و اظهار نظر نمایند بزرگترین ستم و ظلم به اسلام عزیز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حکومت دینی و اسلامی است. شجاعت کنید و اعلام نمایید حکومت نه جمهوری است نه اسلامی و کسی حق انتقاد ندارد ] امیدوارم مسئولین امر از این راه انحرافی که در پیش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استیفا، نمایند خسارات را جبران نموده و بیگناهان را بیش از این در زندان نگه ندارند و با پایان دادن به سناریوهای نمایشی دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانی بیش از این قضاء اسلامی را مسخره نکنند؛ و یا لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام کنند این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و هیچ کس هم حق اعتراض و اظهار نظر و انتقاد ندارد امیدوارم خداوند کریم در این ماه مبارک رمضان همه ما را از کجروی ها باز داشته و مشمول هدایتهای مستمر خویش قرار دهد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۴ شهریور ماه ۱۳۸۸ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۶/۱۴ (۱۰۰) دیدار دانشجویان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت دانشجویان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با آیتالله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار ابتدا دو نفر از دانشجویان ضمن تشکر از معظم له عنوان کردند: هم به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصیلی جدید دانشگاهها، این توفیق بود که امسال طبق معمول هر سال خدمت برسیم با این تفاوت که معمولا در سالهای گذشته اوّل مهر فضا را بازتر میگذاشتند و فشارها علیه دانشجویان فعال کمتر بود، ولی امسال متأسفانه از همین حالا سخت گیریها را شروع کرده اند؛ و حتی تلاش داشتند که با مراجع معظم تقلید تماس گرفته نشود، ولی علیرغم میل آقایان این کار انجام شد و خدمت رسیدیم. متأسفانه مسأله حمله وحشیانه به کوی دانشگاه هم فراموش شد و با اینکه از حمله سال ۱۳۷۸ بسیار فجیع تر و شدیدتر بود ولی در مقایسه با جریانات دیگر تحت الشعاع قرار گرفت. به هر حال از جنابعالی تشکر میکنیم که در دفاع از حقوق مردم یک لحظه سکوت نکردید؛ و حقیقتاً اگر آیندگان بخواهند قضاوت کنند که دینداران واقعی از حقوق مردم دفاع کردند، حتما اقدامات حضرتعالی در رابطه با حوادث اخیر مثال زدنی خواهد بود. متأسفانه مسئولین امور کاری کرده اند که بسیاری از جوانان افسوس حکومت پهلوی را میخورند، و همان طور که فرموده اید از این حکومت نه جمهوری باقی مانده و نه اسلامی. در این جمع ما، تعدادی از دانشجویان از تحصیل محروم شده و ستاره دار هستند، ولی همچنان به فعالیتهای سیاسی و وظایفی که به عنوان یک دانشجو بر عهده دارند ادامه میدهند، و مراجعی که در برابر ضایع کردن حقوق مردم ایستادگی میکنند تکیه گاه ما جوانان هستند.
سپس آیتالله منتظری طی سخنانی فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم [«تواصی بالحق زندان اوین را به دنبال دارد و صبر میطلبد ] من از شما عزیزان تشکر میکنم که نسبت به امور بی تفاوت نیستید و انجام وظیفه میکنید. امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است. در قرآن کریم میخوانیم: والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات آیا این ایمان و عمل صالح کافی است؟ قرآن میفرماید: نه، و تواصوا بالحق» یعنی همه باید یکدیگر را سفارش به حق کنند. خوب این سفارش به حق زندان اوین و محرومیت های متعدد را به دنبال دارد؛ برای همین میفرماید و تواصوا بالصبر همدیگر را به بردباری و صبر و استقامت دعوت کنند. [محرومیت از تحصیل ظلم بزرگی است ] البته اگر خوب هم درس بخوانید آینده متعلق به شما خواهد بود. و محروم کردن دانشجویان از تحصیل ظلم بزرگی است. خداوند در سوره فاطر پس از ذکر علومی مثل انسان شناسی جانورشناسی گیاه شناسی معدن شناسی و علوم دیگر میفرماید: الله من عباده العلماء یعنی خداوند در نظر عالمان دارای خشیت و بزرگی است و مقصود از علما در این آیه آقایان دانشگاهیان است؛ یعنی کسانی که با این علوم فوق ارتباط دارند خلاصه اینکه علاوه بر بی تفاوت نبودن و انجام وظیفه کردن درس هم خوب بخوانید. انما یخشی منظور از نظام یک شخص نیست ] متأسفانه الان بعضیها منظورشان از نظام یک شخص است؛ در حالی که این درست نیست؛ حفظ نظام حفظ شخص نیست بلکه مقصود آن است که نظام باید
دیدار دانشجویان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت FPV باشد تا دستورات اسلام اجرا شود ولی متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت میکنند و تحت فشار از آنها اعترافات بی اساس میگیرند که اینها همه بر خلاف اسلام است. شخصیتهای انقلاب در زندانند ] خیلی از شخصیتهایی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند و الان هم انقلابی اند متأسفانه در زندان هستند این اعتراف گیریها همه بر خلاف اسلام است. دستورات اسلام را زیر پا میگذارند و میگویند برای حفظ نظام است؛ در حالی که امام خمینی فرمودند: ملاک رأی ملت است؛ الان صریحاً میگویند ملاک رأی یک نفر است، و این برخلاف موازین است. قرآن کریم میفرماید: «المومنون والمومنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر همه نسبت به یکدیگر ولایت دارند یعنی همه حق دارند و باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. نسبت به زندانیان بی تفاوت نباشید ] الان انحرافی پیش آمده که همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند و جلوی این انحرافات را بگیرند بیگناهانی در زندان هستند که این ظلم بزرگی است و باید نسبت به آن بی تفاوت نباشیم. ان شاء الله صابر و بردبار باشید و خدا اجرتان دهد. اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین. ۱۳۸۸/۶/۱۴ دفتر آیتالله العظمی منتظری
۱۳۸۸/۶/۲۲ « ۱۰۱) پیام به مراجع عظام تقلید علماء و حوزه های علمیه بسم الله الرحمن الرحیم عن رسول الله : اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه .... (الکافی، ج ۱، ص ۵۴) حضرات مراجع عظام تقلید و علمای اعلام، قم، نجف، مشهد مقدس، تهران، ، اصفهان، تبریز شیراز و سایر بلاد اسلامی دامت برکاتهم پس از سلام و تحیت این جانب با توجه به شرایط جاری در کشور و مظالمی که هر روز شاهد آن هستیم و کارهای خلافی که به نام دین و مذهب تشیع انجام میشود شرعاً خود را موظف میدانم از روی خیرخواهی و احساس خطر جدی نسبت به مصالح دین و کشور و از باب و ذکر فان الذکری تنفع المومنین اموری را یادآور شوم: هدف از انقلاب اسلامی تغییر رسمها بود نه اسمها ] ۱ - همه میدانیم که انقلاب ما یک انقلاب دینی و ارزشی بود و هدف اصلی از آن با تحمل آن همه مصیبت، ها سختیها، تبعیدها زندانها و شکنجه ها، تنها تغییر اشخاص حقیقی حاکمیت و تغییر صوری در بعضی امور جزئی نبود؛ بلکه مقصود حاکمیتی بود که در تمام عرصه ها به عقائد اخلاق و احکام شرع مبین پایبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد؛ و در پرتو آن حاکمیت، ایمان مکارم اخلاق، عدالت و
پیام به مراجع عظام تقلید علماء و حوزه های علمیه آزادی از استبداد و خفقان محقق شده حقوق اقشار مختلف مردم تأمین گردیده و مظالم و تجاوز به حقوق آنان ریشه کن شود و ملت ما از این جهات احساس راحتی و آسایش نماید و در مقابل سایر ملتها سربلند و الگوی تحقق عدالت، عزت، کرامت و ارزشهای انسانی باشد. هدف این نبود که فقط نام و نشان و شعارها تغییر کند ولی عملاً همان مظالم و انحرافات رژیم گذشته و تجاوزات به حقوق به شکل دیگری به عنوان حاکمیت دینی و ولایت فقیه جریان پیدا کند. نظام موجود ولایت نظامیان است نه ولایت فقیه ] این جانب که همه میدانند مدافع سرسخت حاکمیت دینی و از پایه گذاران ولایت فقیه - البته نه به شکل مرسوم فعلی بلکه به گونه ای که مردم او را انتخاب نمایند و بر کارهای او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق آن در بعد علمی و عملی تلاش زیادی نموده ام، اکنون در مقابل مردم آگاه ایران به خاطر ستم هایی که تحت این نام و عنوان بر آنان میرود احساس شرمندگی کرده و خودم را در پیشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل خونهای ریخته شده شهدای عزیز و تجاوزات به حقوق مردم بیگناه مورد عتاب میبینم بسیاری از افراد با سابقه در انقلاب از طریق نامه، ایمیل و یا حضو را به من میگویند: حاکمیت دینی که شما وعده آن را به مردم میدادید و ولایت فقیه را مجری آن ی آن میدانستید و میخواستید آن را به پا دارید همین است که امروز ما آن را مشاهده میکنیم؟ در حالی که آنچه مشاهده میشود در واقع حکومت ولایت نظامی است نه ولایت فقیه مراجع و علما پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات حکومتها ] ۲ حضرات مراجع و علمای اعلام خوب میدانند که در طول تاریخ پیوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حکومتها بوده اند، و این افتخار را
O ۴۳۰ داشته اند که در مقابل حکومتهای جائر و در کنار مردم و مدافع شریعت و حقوق اقشار ستم دیده باشند و در این راه صدمات و محرومیتهایی را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خیر الجزاء. البته پس از پیروزی انقلاب متأسفانه این سابقه درخشان و نورانی به واسطه اعمال خلافی که در حکومت انجام گرفت و چه بسا روحانیت هم در آن نقش نداشت ولی به علت کوتاهی در نهی از منکر در معرض تحول و خطر جدی قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحکیم تئوری هدف وسیله را توجیه میکند» انحراف در مسیر انقلاب و دور شدن از اهداف اولیه آن آغاز و این خطر جدی تر شد تا آنجا که امروز با تأسف باید گفت به پایگاه معنوی و مردمی روحانیت و مرجعیت و به تبع آن به اسلام و مذهب که به طور سنتی متکی به روحانیت و عجین با آن بوده و از آن راه ترویج میگردیده ضربه زیادی وارد شده است که معلوم نیست چگونه و چه زمانی قابل جبران میباشد! عجین بودن مذهب و عالمان و متخصصان دینی که امری مقبول و معقول و مورد تأیید مردم مسلمان است موجب شده است که هر آسیب وارد بر روحانیت، قهرا متوجه اسلام و مذهب نیز باشد. مبارزه با بدعتها و امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از سلطه اشرار وظیفه مراجع و روحانیت ] در چنین وضعیتی مسئولیت مراجع محترم و روحانیت شیعه سنگین تر خواهد بود؛ زیرا علاوه بر وظایف عمومی آنان که لازمه رشته تخصصی آنان و توجه مردم به روحانیت و مرجعیت است وظیفه دفاع از حیثیت مذهب و تطهیر دامن آن از کارهای خلافی که حاکمیت به نام مذهب انجام داده و میدهد نیز بر عهده آنان خواهد بود؛ زیرا کارهای خلاف شرعی که خلاف اهداف اولیه انقلاب هم میباشد و به نام
پیام به مراجع عظام تقلید علماء و حوزه های علمیه دین و مذهب انجام میگیرد از مصادیق بارز بدعت است. بدعت منحصر به تشریع و وارد کردن رسمی حکم غیر دینی در دین نیست بلکه شامل هر کار خلاف شرعی که به نام شرع و و مذهب انجام گردد نیز خواهد بود. در آیه ۷۱ سوره توبه میخوانیم: والمومنون والمومنات بعضهم أولیاء بعض، یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر به مقتضای جمع محلی به الف و لام استغراق، همه مومنین و مومنات نسبت به یکدیگر در حد امر به معروف و نهی از منکر ولایت دارند؛ پس علماء اعلام به طریق اولی دارای این ولایت میباشند و نباید ساکت باشند. و در وصیت مولا امیرالمومنین میخوانیم لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم نهج البلاغه نامه (۴۷) ترک امر به معروف و نهی از منکر و بی تفاوت بودن مردم در برابر کارهای خلاف، طبعاً موجب سلطه اشرار است و دعاء فقط دردی را دوا نمیکند. با توجه به آنچه گفته شد متذکر میشوم حوادث و فجایع ماههای اخیر که پس از انتخابات ریاست جمهوری در کشور و در مرئی و مسمع حضرات مراجع و علمای محترم رخ داد زنگ خطری است برای روحانیت و مرجعیت. سرکوب مردم به نام دین ] در این حوادث حق کشیها، ظلمها تخلفات فراوان به نام دین و با تأیید بخش اندکی از روحانیون حکومتی و وابسته انجام شد و به دنبال آن، اقشار وسیعی از مردم معترض طبق حق شرعی و قانونی و بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسی با انتخاب مسالمت آمیزترین، راه اعتراض خود را به حاکمیت ابلاغ کردند و حاکمیت به جای اینکه به ندای حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمین حقوق تضییع شده آنان برآید جمعیت چند میلیونی را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل بیگانه نامید و به بدترین وضع و با خشونت کامل مردان و زنان بی دفاع را مورد ضرب
و شتم و سرکوب قرار داد و عده زیادی را بازداشت و گروهی را در خیابانها و عده ای را در زندانهای مخوف به شهادت رساند. عجب اینکه حاکمیت با تکیه بر نیروی نظامی و انتظامی و کشیدن اسلحه بر روی مردم بی پناه و بی سلاح آنان را شهید و یا زندانی نموده ولی در نهایت مردم را محارب نامیدند. خود بحران ایجاد کرده و نظام را به مخاطره انداخته ولی مردم و پایه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف نظام مینامند. بازداشت ها اعتراف گیری ها دادگاههای فرمایشی و انواع فشارهای دیگر موجب تخریب اعتقاد مردم ] همزمان با سرکوب مردم، تعدادی از فعالان سیاسی و نخبگان کشور که هر کدام از آنان سالها در جمهوری اسلامی خدمات با ارزشی داشته اند را بازداشت و با طرح های از پیش تعیین شده بر خلاف شرع و قانون شروع به پرونده سازی و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمایش آنها در دادگاههای فرمایشی غیر شرعی و غیر قانونی نموده و در نتیجه آئین قضایی اسلام را مورد مسخره جهانیان قرار داده است؛ و به جای مجازات جدی آمران و عاملان آن همه جنایت فقط با وعده دادن مجازات آنان همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتلهای زنجیره ای، به بازداشت افراد خدمتگزار دیگر و فشار بر دو کاندیدای محترم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی کروبی و جناب آقای مهندس میرحسین موسوی - دام توفیقهما و حفظهما الله تعالی - و بستن دفاتر و روزنامه های آنان و بازداشت همفکران و همکاران معزز آنان و متهم نمودن افراد صدیق و خدوم در رسانه های وابسته حکومتی نموده و حتی از جایگاه مقدس نماز جمعه به امور واهی و دروغ همچنان ادامه میدهند که نهایت این روند موجب تخریب بیشتر اعتقاد مردم به روحانیت و مرجعیت شیعه و اسلام عزیز خواهد شد.
پیام به مراجع عظام تقلید علماء و حوزه های علمیه انتظار بزرگ مردم از مراجع و علما در این شرایط خطیر] در چنین شرایطی است که مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و علمای محترم و این حقیر انتظاراتی دارند که با توجه به وظیفه سنگینی که شریعت مقدسه بر دوش عالمان دینی قرار داده است و نیز مسئولیت سنتی و تاریخی جعیت و روحانیت انتظار بجایی است مردم میگویند این ظلمها و حق کشی ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است چرا مراجع محترم و علمای دین که حافظ دین و مذهب و حصن اسلام و شریعت و مدافع حقوق مردم و مبین احکام شریعت و از جمله امر به معروف و نهی از منکر و اظهار مخالفت با خلافها و بدعتها هستند، در مقابل این همه بدعتها و کارهای خلافی که به نام دین و مذهب انجام میشود به پیروی از دستور پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم اظهار علم و مخالفت صریح با بدعت ها نمیکنند؟ و آیا این همه مظالم و حق کشیها و جنایات از بیرون آوردن خلخال از پای یک زن یهودی توسط سربازان معاویه کمتر است که مولای متقیان حضرت علی فرمود: اگر مرد مسلمانی از غصه آن بمیرد نباید ملامت شود؟ نهج البلاغه، خطبه (۲۷). به یقین حضرات مراجع و علمای محترم قلباً از این منکراتی که به نام دین و مذهب انجام میشود نگران و ناراحت میباشند و بعضاً اقداماتی نیز نموده اند اما آیا با توجه به مفاد حدیث شریف نبوی که اظهار علم را واجب دانسته این مقدار کفایت میکند؟ سکوت مراجع در برابر ظلم به مردم به نام دین جایز نیست ] ۴۔ حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ کلام خود در حاکمیت توجه دارند و میدانند که حاکمیت در حفظ مشروعیت خود به آنان نیاز دارد و از این رو اینک آنان را هر چند به حسب ظاهر به رسمیت میشناسد و از آنان ترویج میکند، و نیز میدانند که حاکمیت از سکوت آن حضرات در قبال کارهای خلاف خود
بهره برداری میکند پس آیا سزاوار است در امور مهمه ای که به حیثیت و آبروی دین و مذهب و تأمین حقوق اقشار عظیمی از مردم و نیز دینداری و حفظ اعتقادات مذهبی جوانان مربوط است سکوت کرده به نحوی که بین مردم چنین تلقی شود که خدای ناکرده مراجع و روحانیت موافق و موید کارهای خلافی هستند که به گوشه ای از آنها اشاره شد؟ امید به اصلاح با همفکری، مراجع معترضان و نمایندگان عاقل و امین نظام ] در خاتمه یادآور میشوم این جانب هنوز از اصلاح امور مأیوس نشده ام و به نظر میرسد مراجع عظام تقلید میتوانند ترتیبی دهند تا با راهنمایی و ارشاد آنان و با همفکری با دو کاندیدای محترم ریاست جمهوری و نمایندگان عاقل و معتدل و کارشناس متدین و امین از طرف نظام راههای برون رفت از این بحران بزرگ را که برای جمهوری اسلامی و مشروعیت آن پیش آمده است بررسی کرده تا آنچه را مصلحت دیدند صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گیرد. و بالاخره حاکمان سیاست یک بام و دو هوا و به کیش خود خواندن و طرد کردن دیگران را نه به طور موقت، بلکه برای همیشه رها کنند و مردم را که صاحبان اصلی حکومتند از روی صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلامیت و جمهوریت حقیقی و عدالت واقعی را اجرا نمایند. برای انسان اقرار به اشتباه ننگ، نیست زیر بار حق نرفتن ننگ است. عظمت اسلام و مسلمین و عزّت و کرامت مردم ایران و سلامتی و توفیق بیشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم. ۲۳ رمضان المبارک ۱۴۳۰ - ۱۳۸۸/۶/۲۲ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به نامۀ آقای مهندس میرحسین موسوی متن نامه آقای مهندس میرحسین موسوی بسم الله الرحمن الرحیم مرجع عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری (دام ظله) ۱۳۸۸/۶/۳۱ با سلام؛ پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوی اینجانب صادر شده است. احساس نیازی که همواره برای همفکری و همکاری با مرجعیت گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق کرد تا نسخه ای از آن را جهت اخذ راهنمایی تقدیم کنم. اولین هدف در این بیانیه آن است که اگر خشم و نارضایتی در مردم به وجود آمده است آنان تصور نکنند که این احساسات منفی انباشته شده در ضمیرشان متوجه دین است. این رسالتی است که به نظر میرسد بر عهده تمامی کسانی که اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف، علی الخصوص جوانان که اینک اکثریت جامعه ما را نیز شکل میدهند میان برداشتهای نادرست گزینشی و سطحی از دین و حقیقت آن اشتباه کنند و بر اثر هیجانهای عاطفی از اسلام فاصله بگیرند. رسانه های دولتی اصرار دارند که ما را مسبب و محرک حوادث این چند ماهه معرفی کنند، حال آن که رفتارهای مسئولان کشور نه فقط در انتخابات، بلکه از سالها پیش هیمه هایی را انباشته بود که با خطاهای این ایام شعله ور شد و با باد نخوتی که بر آن دمیدند ابعاد این آتش روز به روز توسعه پیدا کرد. اینجانب قطعاً حق را به مردمی میدهم که با برخوردهای غیر اسلامی، غیرقانونی و : غیر منصفانه حقوقشان پایمال شده است؛ و با استناد به مدارک غیرقابل انکار بدون تردید اعتقاد دارم که در انتخابات تقلبهای سازمان یافته و وسیع رخ داده است. در عین حال اگر در موجی که از
خشم مردم برخاسته است احساس خطر برای اصل کشور و اصل نظام نمیکردم، برایم سخت نبود که بیست سال دیگر سکوت کنم. اما این گونه نبود و نیست که مردم با سکوت یا سازش یک نفر دست از حرکت خود بردارند، بلکه پس از مدت کوتاهی بلاتکلیفی به زودی این حرکت از نو و با شکلی کور و در حالی که به هیچ یک از دلبستگان به نظام اعتماد نداشت آغاز میشد و چه بسا دیگرانی که برای این کشور و ملت خوابهای ناگوار دیده اند در هدایت آن به سوی منافع و مطامع خود طمع میکردند. هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و حرکات قبلی این است که تکاپوهای مردم در چهارچوب نظام باقی بماند و در دام ساختارشکنی های خطرناک نیفتد. این خطری است که اگر محقق شود به راحتی میتواند از ایران افغانستان و عراقی دیگر بسازد. ما نمیتوانیم برای خوش آمد کسانی که نمیتوانند این خطر را ببینند وظیفه خود را در پیشگیری از آن فراموش کنیم، کما اینکه نمیتوانیم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته های به حق مردم و بازگو کردن آن در گفته های خود از آنان دعوتی برای آرامش داشته باشیم. مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در رساله الفت نامه غایت اکثر تکالیف شرعیه را حصول محبت و الفت اجتماعی ذکر میکند نتیجه ای که از این محبت و الفت ناشی خواهد شد همان چیزی است که در علوم جدید از آن با عنوان شبکه های اجتماعی نام میبرند، به عنوان راهی برای مهار حکومت و بازداشتن آن از تکرار خطاهایش و به مثابه روشی که به سرزندگی اجتماعی بینجامد و بستری که توانها و عواطف به هیجان آمده را در بستر خود جای دهد و از سرریزهای تخریب کننده آن جلوگیری کند تقویت شبکه های اجتماعی در این بیانیه توصیه شده است. این پیشنهاد میتوانست بنا بر آن چیزی که فیض میفرماید رونویسی از نسخه اسلام تلقی شود، اگر چه کسانی که در بی انصافی مبالغه میکنند آن را رونویسی از نسخه سیا خوانده اند. و سرانجام در این بیانیه راهکارهایی برای برون رفت از بحران فعلی ارائه شده است که امیدوارم مورد اعتنا قرار گیرند. ۱۳۸۸/۶/۲۱ با احترام میرحسین موسوی
پاسخ به نامۀ آقای مهندس میرحسین موسوی پاسخ آیتالله العظمی منتظری: بسم الله الرحمن الرحیم [ سربلندی مهندس موسوی در آزمایش و ابتلاء ] جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دامت توفیقاته ۴۲ Fry پس از سلام و تحیت؛ نامه مورخ ۱۳۸۸/۶/۲۱ جنابعالی همراه با ضمیمه آن واصل و ملاحظه گردید. شخصیت جنابعالی و تعهدتان نسبت به ارزشهای دینی و اخلاقی و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در دوران جنگ تحمیلی و حمایتهای مکرر مرحوم امام خمینی له از شما برای همگان روشن است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر و وقایع و فجایع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسیعی از مردم و نخبگان قرار گرفتید، در حقیقت از آزمایش و ابتلاء بزرگی در پیشگاه خداوند متعال و در مقابل مردم آگاه سربلند بیرون آمدید و تاکنون در حد امکان و توان خویش از حقوق تضییع شده مردمی که با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری افتخار بزرگی را برای کشور آفریدند دفاع نمودید، که جای بسی تقدیر و تشکر دارد. [ تقویت شبکه های اجتماعی مطابق با قرآن است و سنگ بنای اصلاح نظام ] امور پیشنهادی ضمیمه نامه جنابعالی که در حقیقت تقویت و فعال نمودن شبکه های اجتماعی و نهادهای مردمی است اموری معقول و سنجیده و مطابق مقتضای حال و شرایط کشور و نیز مطابق دستور قرآن است که میفرماید: یا ایها الذین آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا...) (سورة آل عمران، آیه ۲۰۰؛ اگر با انصاف و به دور از تنگ نظری مورد بررسی قرار گیرد و آنها را عملی سازند و جو
پلیسی و بگیر و ببند کنونی خاتمه یابد میتواند راه مفید و موثری برای برون رفت از بحران کنونی که در اثر قدرت طلبی و خودخواهی و غرور و ندانم کاری ها دامنگیر جمهوری اسلامی شده است باشد و سنگ بنای تحولی مثبت در جهت اصلاح نظام و حفظ آن از خطر فروپاشی و انشقاق و پراکندگی صفوف ملت گردد. البته توجه دارید راه اصلاحی مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و نجات جمهوری اسلامی از این بحران بزرگ انتخاب کرده اید بس دشوار بوده و در معرض فشارها و تهدیدهای بسیاری از ناحیه کسانی است که این بحران را ایجاد کرده اند. مطمئن باشید که با اتحاد و صبر و استقامت خداوند بنا بر وعده خود، راههای هدایت برای پیروزی را به مردم عزیز عنایت میفرماید. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین (سورۂ عنکبوت، آیه ۶۹) ؛ و از طرفی استقامت در این راه الهی انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ایمنی و نداشتن ترس و اندوه میسازد ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لا تخافوا ولا تحزنوا... (سوره فصلت، آیه ۳۰). دلایل غیرقانونی و غیر شرعی بودن اعتراف گیریها و دادگاههای نمایشی ] بعد از انتخابات عده ای از نخبگان و فعالان سیاسی و مطبوعاتی متأسفانه بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون برای اعتراف گیری های غیر حقیقی و دروغین مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضی آنان از رسانه های عمومی پخش گردید، و این مسلّم و بدیهی است که اقرار شخص بر علیه شخص دیگری در چنین شرایطی معتبر و مسموع نیست؛ بلکه آنچه بیشتر مورد تأکید روایات مستفیضه میباشد این است که حتی اقرار شخص بر علیه خودش در زیر هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهدید، تجرید، حبس، ترس و مانند آن اعتباری نداشته و مسموع
پاسخ به نامه آقای مهندس میرحسین موسوی نمیباشد. وسایل الشیعة، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸؛ و دراسات فی ولایة الفقیه، جلد دوم، صفحه ۳۷۸) و اجتهاد در مقابل نص این روایات صحیح نیست؛ و نظر دادن در مقابل آنها بدعتی واضح است و اصل «اقرار العقلاء علی انفسهم «جایز فقط در شرایط عادی و بدون اعمال زور و فشار نافذ است. علاوه بر این در اصل سی و هشتم قانون اساسی آمده است: «هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار و یا سوگند مجاز نیست؛ و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود طبق عموم و اطلاق این اصل، هر گونه شکنجه ای برای اعتراف گیری و کسب اطلاعات مجازات دارد و اقرارها و اعترافات گرفته شده از این طریق نیز ارزش و اعتباری ندارد. روشن است که حبس در سلول انفرادی بویژه در دراز مدت که متهم را زیر فشار وادار به اعتراف میکند از مصادیق بارز شکنجه است؛ و با اعمال فشار و شکنجه، مخصوصاً به شکل وحشتناکی که در دوره اخیر انجام شده و شرایط غیر عادی که در پی آن وجود دارد اعترافات متهم حتی بر علیه خودش نیز معتبر و مسموع نیست؛ حتی اگر متهم بارها در آن شرایط و از طریق مصاحبه و میزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب اشتباه و جرم شده است اعترافات مکرر با وجود آن شرایط در بی اعتبار بودن حکم همان اعتراف اولیه را دارد همچنین در اصل سی و نهم قانون اساسی آمده است هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر بازداشت زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» حال چگونه شده است که افراد سرشناسی که سالها برای این نظام خدمت کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار در معرض دید میلیونها نفر مورد هتک حرمت و
حیثیت قرار گرفته اند ولی هیچ کس در قبال این مسأله نه تنها مجازات نمیشود بلکه مورد تأیید و تشویق قرار گرفته و اعترافات نیز معتبر شمرده میشود؟! آنچه در این خصوص مشکل را بیشتر کرده و اعترافات را بی اعتبارتر میکند این است که در سیستم قضایی کنونی کشور، مدعی و طرف دعوا در مقابل متهمان سیاسی که جریان فکری مقابل حاکمیت هستند خود اعتراف گیران و محاکم قضایی وابسته به حاکمیت است؛ و نزد هیچ عقل سلیمی در هیچ کجای جهان، این گونه اعترافات و نیز حکم و داوری متعاقب آن کمترین ارزش حقوقی و قضایی را ندارد؛ چون در چنین محکمهای مدعی و قاضی یکی است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل ۱۶۸ قانون اساسی آمده است همین است، که متأسفانه به این اصل مانند بسیاری از اصول قانون اساسی بی توجهی شده و به آن عمل نمیشود. اقدامات اخیر حاکمیت و دادگاههای نمایشی آن علاوه بر اینکه خلاف شرع و خلاف مصالح کشور و اسلامیت و جمهوریت نظام و از بدعت های بارز میباشد، برخلاف مصلحت دنیوی خود حاکمان که میخواهند حکومت و ریاست کنند نیز میباشد. حاکمیت اگر به جای سرکوب مردم و ایجاد فجایع اخیر، عقل و شعور سیاسی را حکم قرار داده و به تذکرات بعضی از بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و یک هیأت بیطرف و مرضی الطرفین را برای رسیدگی به شبهات انتخاباتی تعیین نموده بود هرگز گرفتار بحران عدم مشروعیت کنونی نمیشد. حکومتی که در آن اقشار وسیعی از مردم و نخبگان، ناراضی و در فشار باشند قابل دوام نیست. اگر حکومت کردن با این شیوه و روش و با ایجاد رعب و خفقان و استبداد و سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادی خواهان و گروههای سیاسی مختلف ممکن بود، رژیم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز پابرجا بود. نظامی که تحت لوای اسلام بوده و افتخار شیعه بودن را دارد با انجام چنین اعمالی نه تنها در سطح جهان بلکه در کشور و در میان توده ها و جوانان خودمان نیز موجب
پاسخ به نامه آقای مهندس میرحسین موسوی ۴۴۱۵ بدبینی نسبت به اسلام و دین گشته و عجز اسلام از تحقق عدالت در جامعه را اعلام میکند؛ و متأسفانه تصمیم گیرندگان امور بر این حقیقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسی تملق گویان که طبق حدیث پیامبر خدا باید خاک بر دهان آنان ریخته شود دل خوش کرده اند. سلامتی و توفیق جنابعالی را در پیمودن این راه خطیر از خداوند بزرگ مسألت دارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۳۱ شهریور ماه ۱۳۸۸ – ۲ شوال ۱۴۳۰ - قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۸۸/۷/۷ (۱۰۳) پاسخ به نامه مجمع زنان اصلاح طلب متن نامۀ مجمع زنان اصلاح طلب بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری با سلام و احترام؛ از آنجا که سهم علمای دین در مبارزات مردم ایران بر ضد حکومت ستم شاهی و شکل گیری انقلاب اسلامی برکسی پوشیده نیست؛ نظر به اینکه ایران تنها کشور شیعی است که به اقتدای مولای متقیان، علی الا در جهان حکومت میکند و نام علی از مأذنه های آن بلند است و همین امر ایران را پناهگاه شیعیان جهان قرار داده است. با توجه به اینکه امام خمینی با این اندیشه انقلاب اسلامی ایران را پایه گذاری کردند که در سایه حکومت دینی و به ویژه حکومت شیعی انسانهایی که در این جامعه زندگی میکنند بتوانند از آرامش و رفاه برخوردار باشند و به تعالی اندیشه و تکامل معنوی خویش بپردازند؛ ۶ از آنجا که مراجع دینی ما در طول تاریخ به عنوان مرجع ملجاء و پناه جامعه محسوب شده اند و به پیروی از ائمه معصومین علیهم السلام هرگز حاضر به مداهنه، وعاظ سلاطین شدن، ترس و جبن و حمایت از ظلم و ظالم تن نداده اند؛ چون خداوند از آنان پیمان گرفته که در مقابل سیری ظالمان و گرسنگی مظلومان آرام ننشینند، و لو لا أخذ الله من العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سخب مظلوم ...». نظر به اینکه پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی و زحمات و لطمات زیادی که بر مردم
پاسخ به نامۀ مجمع زنان اصلاح طلب ۴۱ وارد شد و این مردم برای و به امید آن که شاهد جامعه ای توحیدی و عدالت گستر باشند، مصائب را تحمل کردند، اما امروز شاهد شرایطی هستند که نه تنها عدالتی در میان نیست بلکه حرمت و کرامت انسانی مورد هجمه قرار گرفته و جان و آبروی انسانها بی مقدار شده، تا جایی که هرکس به خود اجازه میدهد که حریم و حرمت و آبروی اشخاص را با ادعاهای واهی مخدوش سازد و به بازی گیرد و جان انسانها بدون دلیل از آنها ستانده میشود؛ از آنجا که برخی مقدسات دینی به نام دین مورد هجمه قرار گرفته و بسیاری از منهیات مانند، دروغ، تهمت، افترا و غلو در دین به راحتی اشاعه داده میشود آن هم توسط اداره کنندگان جامعه و رسانه ملی که نقش نخست در تربیت جامعه را دارد و به تعبیر امام خمینی یک دانشگاه است، و با در نظر داشتن این نکته که «الناس علی دین ملوکهم دیر نیست اگر فرهنگ خدعه و نیرنگ و دروغ به رویه ای معمول در جامعه بدل شود و زحمات دینداران برای اصلاح جامعه عملاً بی اثر بماند؛ ما جمعی از زنان مسلمان که کوشیده ایم دین و آموزه های آن را در جان خود نهادینه کنیم و مادران ما با شیره جانشان این آموزه ها را به ما منتقل کرده اند به عنوان وظیفه بر خود فرض دانستیم تا آنچه را که برای حفظ قدرت و حکومت و بر اساس توهمات و ادعاهای واهی بر جامعه میگذرد و زنان مسلمان و فرزندان و همسرانشان را مورد بدترین و سخت ترین تهمتها و افتراها و بی حرمتی ها قرار میدهد، بازگو کنیم و حجت را بر همه کسانی که فریاد مسلمانی را میشنوند تمام کنیم تا مبادا در مقابل این تعرضات و تضییقات ساکت باشند به ویژه آن کسان که علمای دین ما باشند. اول آنکه ظاهراً در این زمانه باید مرتب اقرار کرد که ما مسلمانیم ایرانی هستیم، دین و کشور و ملت خود را دوست داریم و برای پیروزی انقلاب اسلامی از سالها قبل از انقلاب زحمات زیادی متحمل شده ایم، عزیزترین کسان خود را تقدیم این انقلاب کرده ایم و همچنان برای حفظ و بقای آن از هیچ فداکاری فروگذار نمیکنیم و به تعبیر امام خمینی له نخواهیم گذاشت این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد آنانی که خود را وارث دروغین انقلاب میدانند و بر شاخه نشسته و بن میبرند و این امری است که دیگر برکسی پوشیده نیست. دوم آنکه؛ برای جلوگیری از انحرافاتی که به نام دین و گفتمان امام و انقلاب صورت میگیرد اما نه ربطی به دین دارد و نه به انقلاب به بازگو کردن انحرافات پیش آمده خواهیم پرداخت تا به این وسیله سهم خود را در حفظ دین و انقلاب و اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر انجام داده باشیم.