کتابها ‹ دیدگاهها - جلد سوم ‹ بخش ۲
دیدگاهها - جلد سوم
بخش ۲ از ۱۳حق هسته ای ایران و تجاوز در پوشش حقوق بشر] روی دو موضوع حمایت از حماس و فعالیتهای هسته ای، ایران، تمام جناحهای ایران موافق هستند یا نه، و نظر خودتان چیست؟ من از طرف دیگران نمیتوانم اظهار نظر کنم باید از خود آنان پرسید. البته حماس از باب اینکه دفاع از کشورشان میکنند، همگی به آنها حق میدهند. و انرژی هسته ای ایران اگر واقعاً صلح آمیز باشد حق مشروع مردم ماست و دیگران حق ندارند ما را از آن منع کنند. آمریکایی که خودش بمبهای اتمی درست کرده و در ناکازاکی و هیروشیما جنایت علیه بشریت انجام داده است حالا آمده به اسم دفاع از حقوق بشر جلو فن آوری صلح آمیز را میگیرد آنها چنین حقی ندارند. متأسفانه این جور شده که به اسم حقوق بشر و به اسم دموکراسی ظلم و تعدی میشود. بارها این را گفته ام که کشورهای خاورمیانه گرفتار استعمار انگلستان بودند و آمریکا را فرشته آزادی میدانستند، اما آمریکا وقتی آمد در صحنه از انگلستان هم بدتر عمل کرد، و اینها همه به اسم دموکراسی و حقوق بشر ظلم میکنند. نظرتان راجع به اظهارات آقای مصباح یزدی و حرفهای اخیر ایشان چیست؟ من راجع به آقای مصباح یزدی قبلاً گفته ام قبل از انقلاب ما با ایشان جلسه ای داشتیم یازده نفره که آقای، مشکینی آقای خامنه ای برادر آقای خامنه ای، آقای ربانی شیرازی و دیگران عضو بودند برای آن جلسه من و مرحوم ربانی شیرازی محاکمه شده و زندانی شدیم. بعداً آقای مصباح را دیگر کسی در انقلاب ندید. ایشان از صحنه های انقلاب به طور کلی کنار بودند حالا ایشان آمده مطلبی میگوید که تقریباً اهانت به آیتالله خمینی هم هست برای اینکه آیتالله خمینی میفرمودند: حکومت مال مردم است و همه کاره مردم هستند جمهوری اسلامی میگفته نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. اما ایشان میگوید: آیتالله خمینی واقعاً نظرش اینها
مصاحبه خبرنگار تلویزیون فرانسه ۴ نبود. معنی حرف ایشان این است که آیتالله خمینی بر خلاف عقیده اش به مردم یک چیزی میگفته و خدای ناکرده بر سر مردم کلاه گذاشته است. این اهانت به آیتالله خمینی است. [طلب حکومت مردمی و انتخابات آزاد ] * شما موافق تغییر رژیم هستید یا خیر؟ اگر منظور تغییر انقلاب و بازگشت به قبل است من قبول ندارم. آنچه ما میخواهیم همان است که آیتالله خمینی فرمود جمهوری یعنی حکومت مردمی یعنی انتخابات آزاد و اسلامی یعنی بر طبق موازین اسلام این با دموکراسی هم منافات ندارد برای اینکه اکثریت قاطع مردم مسلمانند میخواهند موازین اسلامی پیاده شود با ظلم و تعدیات و تجاوزاتی که برخی مسئولین میکنند مردم ولی با اصل انقلاب مخالفتی ندارند باید واقعاً جمهوری اسلامی باشد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته مخالفند
پاسخ به پرسشی در مورد واقعهٔ تخریب حسینیه شریعت قم ۱۳۸۴/۱۱/۳۰ بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیتالله العظمی آقای منتظری دامت برکاته پس از سلام خواهشمند است در صورت امکان نظر شریف خود را در مورد واقعه اخیر تخریب حسینیه شریعت قم و ضرب و جرح تعدادی از هموطنان در این واقعه را اعلام بفرمایید. با سپاس و احترام فراوان @ بسمه تعالی محکومیت تخریب حسینیه و ضرب و شتم دراویش ] پس از سلام و تحیت - متأسفانه پس از گذشت ۲۷ سال از استقرار جمهوری اسلامی هنوز اعمال مخالف شرع و قانون از ناحیه متصدیان امور کشور انجام میشود و با راه انداختن عده ای به نام مردم و ملت فجایع تندی اتفاق میافتد که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست و طبعاً اینگونه اعمال موجب تضعیف نهادهای قانونی جمهوری اسلامی میگردد و نسبت دادن این قبیل اعمال به مردم از مسؤولین مربوطه رفع مسؤولیت نمیکند. و با کمال تأسف همۀ این فجایع به نام اسلام و مذهب و روحانیت انجام میشود و قهراً نسل جوان را به اسلام و روحانیت بدبین مینمایند. اسلام دین رحمت است و در آن حقوق همۀ مردم حتی اقلیت های دینی و اهل ذمه محترم است چه رسد به حقوق مسلمانان و شیعیان.
پاسخ به پرسشی در مورد واقعهٔ تخریب حسینیه شریعت قم تخریب منزل شخصی افراد و حسینیه و ضرب و شتم بندگان خدا به ویژه خواهران هیچ توجیه شرعی ندارد و باطل دانستن برخی افکار و نظریات آنان مجوّز هتک و ضرب آنان و تخریب و تصرف غاصبانه در اموال آنان نمیباشد. اگر این کارها به دستور بالاترها انجام شده که وامصیبتا و اگر خودسرانه انجام گرفته وا أسفا. سوء استفاده از قدرت و ابزار قدرت موجب سخط الهی میباشد. این جانب ضمن محکوم نمودن اعمال انجام شده از مسؤولین محترم شهر مقدس قم مصرانه میخواهم که نسبت به ظلمهایی که در این روزها انجام شد تجدیدنظر جدی نمایند و بدانند که اعتراف به اشتباه و جبران آن شایسته هر مسلمان معتقد به خدا و قیامت میباشد و اصرار بر اشتباه در شأن جمهوری اسلامی نیست. والسلام علیکم. قم - حسینعلی منتظری ۱۳۸۴/۱۱/۳۰
پاسخ به پرسشی پیرامون اسائه ادب به پیامبر گرامی اسلامی با عرض سلام ۱۳۸۴/۱۲/۱ من در قسمت بیانات سایت معظم له نظر شما را در مورد اسائه ادب به ساحت پیامبر گرامی ندیدم. بنده از مقلدین شما میباشم و مشتاقم نظر جنابعالی را در این مورد ال الله علی بدانم. والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین. بسمه تعالی) از نروژ موجب پس از سلام هر چند اسائه ادب به ساحت مقدس رسول خدا نگرانی و تأسف همۀ مسلمانان جهان میباشد و من به سهم خود بسیار متأثر شدم، ولی به نظر میرسد که یک نشریه محلی در دانمارک یا نروژ کاریکاتوری را پخش کردند، اگر کسی اعتنا نمیکرد در دنیا منتشر نمیشد و آثار سوء کمتری داشت. امت الباطل بترک ذکره. ولی اشاعهٔ آن در جهان خودش از مصادیق اشاعه فحشا میباشد و دیدیم که دامن زدن به آن چه آثار سوئی از قبیل: تلف نفوس محترمه و آتش زدن سفارتخانه ها را در پی داشت و بر این اساس من صلاح ندیدم خود را وارد این بحران، نمایم و تفصیل در نامه نمیگنجد. ۱۳۸۴/۱۲/۱ - حسینعلی منتظری
پیام به مناسبت توهین و تخریب حرم مقدس امامین عسکریین علیلا ۱۳۸۴/۱۲/۳ بسم الله الرحمن الرحیم و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) [ اهل سنت از القاعده و جنایت آن علیه حرم عسکریین تبری بجویند ] حادثه دلخراش تخریب گنبد و حرم مطهر دو امام مظلوم و عظیم الشأن حضرت هادی و حضرت عسکری ع به وسیله بمب گذاری موجب تأثر و تأسف شدید گردید. به نظر میرسد این فاجعه که مصیبت بزرگی برای امت اسلامی میباشد حلقه جدیدی است از فتنه گروه منحرف القاعده و امثال آن که متأسفانه خود را به اسلام منسوب کرده و مأموریت اصلی آنها بدنام کردن اسلام واقعی و ایجاد جنگ داخلی بین مذاهب اسلامی در کشور عراق میباشد. آنچه در خنثی نمودن ابعاد فتنه این گروههای منحرف مؤثر است اولاً آگاهی و تنبه اهل سنت و جدا کردن حساب این گروههای فتنه گر از خودشان و اظهار تبری از آنها و ثانیاً قطع حمایتهای مادی و معنوی از آنان میباشد. برادران اهل سنت در عراق بدانند اگر با منزوی نمودن این گروه و قطع حمایت از، آنان فتنهٔ آنان را از بین نبرند سالهای متمادی کشورشان دچار جنگ داخلی خواهد شد و جز ضربه به اسلام عزیز و اتلاف نفوس و از بین رفتن سرمایه های کشور مظلوم عراق عاقبتی نخواهد داشت. انتظار میرود سازمان کنفرانس اسلامی با یک اقدام جدی و به دور از شعار،
تدبیری اتخاذ کند تا کشورهای اسلامی برای مهار نمودن و از بین رفتن این گروههای خشن و جلاد چاره ای بیندیشند و اگر خدای ناکرده از ناحیه بعضی از آنها مساعدتهایی به این گروه ها میشود آن را قطع نمایند. اینجانب این مصیبت بزرگ را به حضرت ولی عصر ارواحنافداه و به حوزه های علمیه و حضرات مراجع و علمای اعلام و همۀ مسلمانان جهان تسلیت میگویم. و از خداوند متعال عاجزانه مسألت دارم که هر چه زودتر امنیت و آسایش را در کشور اسلامی عراق مستقر سازد و دست قدرتهای خارجی را از کشور مظلوم عراق کوتاه نماید. والسلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۲۳ محرم الحرام ۱۴۲۷ - ۱۳۸۴/۱۲/۳ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشی در مورد معاملات شرکتهای اینترنتی (گلدکوئست) ۱۳۸۴/۱۲/۱۰ خدمت حضرت آیتالله العظمی منتظری دامت برکاته سلام علیکم احتراماً میخواستم نظر حضرتعالی در مورد فعالیت در شرکت کوئست اینترنشنال یا گلدکوئست را بدانم. بسمه تعالی با تشکر گلدکوئست و لزوم احتیاط ] پس از سلام و تحیت به طور کلی معاملات اینترنتی در صورتی که موضوع معامله اجناس حلال باشد و شرایط معامله رعایت شود اشکال ندارد، و گرفتن حق دلالی و واسطه گری نسبت به معاملات حلال نیز مانعی ندارد، ولی در رابطه با این قبیل معاملات که اخیراً به انحاء گوناگون رایج شده و ریشه آنها واضح و روشن نیست و دولت نیز نسبت به آنها حساسیت دارد بجاست برادران و خواهران با احتیاط عمل نمایند و خود را گرفتار آنها ننمایند. ۱۳۸۴ حسینعلی منتظری
۱۳۸۴/۱۲/۲۳ «V⟫ مصاحبه رئیس بخش بین الملل تلویزیون دولتی اتریش شما یک آیتالله العظمی هستید و آدم اهل مطالعه؛ تجربه و دانش شما خیلی فراتر است از آنچه که من میدانم اگر سؤالها خیلی ساده و پیش پا افتاده ای است باید به بزرگواری خودتان مرا ببخشید. بسم الله الرحمن الرحیم بی اعتباری القاب اعتباری ] من یک طلبه ای از طلاب قم هستم؛ من هیچ وقت در زندگی مقید به این آداب و القاب نیستم و روابط همه چون انسانند بایستی روابط دوستانه باشد. دیگر ملاحظات اعتباری را باید دور بریزیم و دو نفر انسان باید به راحتی بتوانند با هم صحبت و سؤال کنند و پاسخ دهند. ما در زبان آلمانی ضرب المثلی داریم شبیه آن ضرب المثل فارسی است که میگوید: هر درختی که ثمره اش بیشتر میشود شاخه هایش افتاده تر میشود، هر چه که انسان از نظر علمی پربارتر بشود افتاده تر میشود و این افتادگی شما به خاطر پربار بودن شماست. تشکر میکنم از اینکه وقتتان را به من دادید و من میتوانم در خدمتتان باشم برنامه ای که من تهیه میکنم یک برنامه مذهبی است که در تلویزیون اتریش پخش خواهد شد و سؤالهایم بیشتر در رابطه با مسأله امام زمان، ظهور و موقعیت امام دوازدهم نزد مسلمانان است. ی خواهم بدانم چرا موضوع امام زمان در ایران تبدیل به یک موضوع سیاسی شده، و نظر شما در این مورد چیست؟
مصاحبه رئیس بخش بین الملل تلویزیون دولتی اتریش or موعود گرایی منحصر به اسلام نیست ] هم اصل وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امری مذهبی است و از عقاید ماست. و اینکه در بعضی نوشته ها گاهی میگویند نواب اربعه فقط معرف امام زمان هستند اشتباه است چون از زمان پیغمبر ما ایشان وعده داده بودند که مهدی میآید و زمین را پر از عدل و داد می.کند پس از پیامبراکرم ماما واله وسلم ائمه طالسلام همه وعده ظهور ایشان را داده اند اخباری که راجع به حضرت مهدی هست هم شیعه و هم سنی به نحو تواتر نقل کرده اند حتی کتابی داریم به نام «عقد الدرر فی الامام الثانی عشر» که متعلق به شافعیه است و موضوع آن امام زمان است. اینکه در آخرالزمان یک مصلح جهانی میآید منحصر به اسلام نیست؛ ادیان دیگر چون یهود، مسیحی و زرتشتی ها اجمالاً ظهور ایشان را وعده داده اند. در روایات ما معین کرده اند که ایشان فرزند امام حسن عسگری است، و نسل نهم امام حسین است. هم استفاده ابزاری از مهدویت به تشکیک در آن میانجامد ] اما اینکه امر دینی را ما ابزار سیاسی قرار دهیم و به وسیله آن بخواهیم به اهداف غلط است نباید امور دینی و مذهبی را ابزار و دستاویز امور سیاسی خود برسیم سیاسی قرار داد به گونه ای که مردم در اصل امور دینی هم تشکیک کرده و بگویند: از امام زمان سوء استفاده کنند بنابراین نسبت به اصل وجود حضرت حجت هم تشکیک میکنیم حکومت و حاکمیت بایستی بر طبق مصلحت جامعه کشور را اداره کند و هیچ گاه از اموری که معتقدات مردم است استفاده ابزاری در جهت تثبیت قدرت خود نکند نه اینکه معتقد به ظهور نباشند، آنها هم باید معتقد به امام زمان باشند و ترویج هم بکنند اما نخواهند سوء استفاده سیاسی نمایند. ما با سوء استفاده سیاسی مخالفیم.
ظهور امام زمان پایان تاریخ نیست ] آیا بازگشت حضرت امام زمان معنایش تمام شدن تاریخ بشریت و انسانهاست؟ نه! بلکه قیامت پایان تاریخ است قیامت غیر از مسأله ظهور امام زمان است. فرق است میان قیام حضرت حجت و قیامتی که تمام انسانها که مرده اند دوباره زنده میشوند. چرا در این زمان خاص موضوع امام زمان در مسائل سیاسی ایران دخیل شده و دارد یک نقشی را ایفا میکند؟ ظهور مهدی (عج) واکنش به ظلم است و نباید از آن سوء استفاده شود] من نمیدانم از آنهایی که سوء استفاده میکنند باید پرسید که چرا امور دینی را ابزار سیاسی قرار میدهند. عبارت معروفی است که میگویند: «کل شیء تجاوز عن حده انقلب الی ضده» چیزی که از حد خودش تجاوز کند منقلب میشود به ضدش. پس مسأله ظهور امام زمان امری طبیعی است. در روایات آمده است هنگامی که ظلم و جور تمام دنیا را بگیرد و مردم به ستوه، بیایند آن وقت شرایط شرایطی میشود که پذیرای آمدن یک مصلح جهانی هستند چون مردم همه به ستوه آمده اند راهی جز این ندارند که پذیرای یک مصلح جهانی شوند و آن مصلح جهانی در حقیقت عکس العمل آن ظلم ها و تعدیات است. بنابراین هر وقت جهان به طور کلی رو به فساد رفت و ظلم و جور زیاد شد و زمینه پذیرش مهیا شد آن وقت حضرت حجت ان شاء الله ظهور میکند. این مقتضای روایات است و یک امر طبیعی است اما اینکه از آن سوء استفاده میکنند و میگویند ما میخواهیم خیابانها را مهیا کنیم تا حضرت حجت از این خیابان عبور کنند، کسی به این حرفها اهمیت نمیدهد و مهم نیست؛ گرچه کارهای خلافی است.
مصاحبه رئیس بخش بین الملل تلویزیون دولتی اتریش ۰۰ دربارهٔ امام زمان کتاب موعود «ادیان من را به شما میدهند میتوانید آن را ملاحظه کنید و پاسخ بسیاری از پرسشهای خود را در آن کتاب خواهید یافت. در مذهب شیعه مرگ یک نقش بسیار مهم و جایگاه بسیار بزرگی پیدا کرده، میخواهم بدانم چرا در مذهب شیعه این گونه است؟ غفلت و عبرت از مرگ ] اعتقاد به مرگ منحصر به شیعه نیست بلکه همه انسانها آن را خواهند چشید. خدا صلی الله علیه در قرآن به پیغمبر میفرماید: إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم مَیّتون پیغمبر تو میمیری و همۀ مردم هم خواهند مرد. همچنین میفرماید کُلِّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَ یَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الجَلالِ وَالإِکرام یعنی تمامی کسانی که بر روی زمین هستند فانی خواهند شد، تنها خداست که فناپذیر نیست. انسانها از مرگ غفلت دارند اینکه این همه جنایات در دنیا به دست انسانها انجام میشود برای این است که نوعاً از مرگ غفلت دارند. ما دیده ایم این همه قدرتمندان رئیس جمهورها و پادشاهان همه آمدند چندصباحی حکومت کردند و رفتند بجاست اینهایی که الآن قدرت دستشان است از گذشتگان عبرت بگیرند، ولی متأسفانه عبرت نمیگیرند در قرآن در سوره «عصر» میفرماید: وَالعَصر، إِنَّ الإِنسَانَ لَفِی خُسْر قسم به روزگار و زمانه که همه انسانها در ضرر و .زیانند. قسمهای قرآن براساس آن مطلبی است که در پی میآید، قسم به عصر و زمانه که پر است از قدرتمندان و سیاستمداران و گذشتگان ستمگر همه انسانها در ضرر و زیانند مگر کسانی که ایمان دارند و کارهای نیک انجام میدهند. بنابراین یکی از آثار بسیار مهم به یاد مرگ بودن این است که انسانها از جنایات و ظلم ها دست برمی دارند. کدام یک از فیلسوفهای غربی کتابهایشان در حوزه های علمیه به ویژه در قم تدریس میشود، و کدام یک از آنها بیشتر شهرت دارند و به اصطلاح شناخته شده هستند یا اینکه روی کتابهایشان کار میشود؟
جایگاه فلسفه در حوزه ] از میان فلاسفه غربی افلاطون و ارسطو هر دو معروف هستند و برخی آگاهی از فلسفه این دو فیلسوف، دارند اما از کتابهای فلسفی آنچه که بیشتر در حوزه های علمیه تدریس میشود همان اسفار مرحوم ملاصدراست و کتابهای ملاصدرا محور تدریس فلسفه در حوزه های علمیه است و در حقیقت جمع کرده بین حکمت مشاء استدلالی و حکمت اشراق عرفانی ولی آنهایی که در فلسفه عمیق هستند علاوه بر اسفار ملاصدرا به شفای ابن سینا و کتابهای ارسطو و افلاطون هم مراجعه میکنند. [ آمریکا در روش خود تجدید نظر کند ] ضمناً من پیامی دارم که میخواهم به وسیله شما منتشر شود. سن اینجانب الآن هشتاد و چهار سال است و یاد دارم وقتی که ایران ما تحت استعمار انگلستان بود و از آن طرف شوروی هم به ایران زور میگفت در آن وقت صحبت آمریکا که میشد آمریکا مثل یک فرشته نجاتی برای مردم ایران تصوّر میشد و میگفتند: اگر آمریکا بیاید ظلم و جور انگلستان و شوروی برطرف میشود. ولی متأسفانه چهره خوبی که آمریکا در بین مردم داشت، آن پرستیژی که آمریکا در ایران داشت، در اثر کارهای تندی که آمریکاییها کردند خودشان میراث خوار استعمار شدند. متأسفانه قدرت وقتی که دست افراد بیفتد گره ای که میشود با دست باز کرد سعی میکنند با دندان باز کنند. آمدن آمریکا در عراق و افغانستان هر چند منافعی هم داشته اما مردم را به ستوه آورده و خودشان میگویند حدود دویست میلیارد دلار خرجشان شده، در این دو کشور چقدر هم تلفات داده اند ماندن آنان دیگر عاقلانه نیست و نتیجه اش این شده که همه کشورها شعار علیه آمریکا بدهند. کشوری که فرشته نجات بود الآن چون دیوی شده و مردم علیه آن شعار میدهند، و این برای تندیهایی است که انجام میدهند. اگر نفت میخواهند، گاز میخواهند،
مصاحبه رئیس بخش بین الملل تلویزیون دولتی اتریش ۵۱ نفت و گاز را کشورهای اسلامی ناچارند به دنیا بفروشند و انرژی شما طبعاً تأمین میشود. چالشها و تشنجهایی که در کشورها درست میکنند سبب میشود که نفت و گاز قیمتش بالا رود و همیشه هم درگیری ادامه داشته باشد. اگر در مواردی هم نیت خیر و اصلاحی دارند و میخواهند راهنمایی کنند به کشورها زور نگویند و با زور اعمال قدرت نکنند اسمش را هم میگذارند دموکراسی؛ اما دموکراسی ای که با زور و چماق باشد در این کشورها جا نمیافتد. به نظر میرسد مصلحت آمریکا و آمریکایی ها این است که در روش خود تجدیدنظر کنند. خطای اشغال سفارت آمریکا و لزوم روابط حسنه ] نکته ای که بارها از زبان من شنیده اید این است که من مخالفم که ما با آمریکا روابط نداشته باشیم اینکه یک روز سفارت آمریکا را اشغال کردیم نیز کار اشتباهی بود، و بایستی روابط فیمابین بهبود یابد. فقط رابطه با اسرائیل را ما اشکال داریم، برای اینکه اسرائیل زمینهای فلسطینی ها را غصب کرده است؛ ولی با آمریکا باید روابط حسنه برقرار گردد و در موضوعات مورد اختلاف هم باید دوستانه مسائل حل شود و نخواهند با چماق و با زور برخورد کنند واقعیت این است که این دشمنی ها به ضرر هر دو کشور است. الآن میبینید بوش میخواهد میبینید بوش میخواهد برود پاکستان مردم علیه او شعار میدهند هند میخواهد برود مردم علیه او شعار میدهند؛ علت آن معلوم است، رفتارهای تند آنها سبب شده پرستیژشان در دنیا از بین برود و مردم مدام مرگ بر آمریکا میگویند؛ در صورتی که این امر معلول رفتار خود آنهاست. اگر آنها نفت و گاز را میخواهند دوستانه میشود نفت و گاز را گرفت؛ برای اینکه مردم کشورهای صاحب نفت که نمیخواهند نفت را بخورند، نفت و گاز را خواهی نخواهی به آمریکا و دیگر کشورها میفروشند. اگر تشنج و درگیری باشد انرژی هم گرانتر میشود، مثل حالا که گران شده است.
آمریکا خود را فدای اسرائیل نکند ] حرف من به سردمداران آمریکا این است که قدری ملاحظه احساسات و عواطف مردم را بکنند. فقط تمام همشان را صرف حمایت از اسرائیل نکنند. با اینکه استفاده اقتصادی آنها از کشورهای اسلامی است از عربستان از ایران، از همه کشورهای اسلامی استفاده میکنند، ولی از اسرائیل حمایت میکنند که هیچ درآمدی برای آمریکا و مردمش ندارد و فقط ضرر دارد. امیدواریم خداوند به همۀ ما توفیق دهد که بر طبق عقل و منطق عمل کنیم و از این زورگویی ها که همه جا هست دست برداریم. نظرتان در رابطه با مسائل هسته ای که بین ایران و بقیه کشورها به وجود آمده چیست، و به نظرتان آیا امکان دارد ایران را تحریم کنند؟ حق هسته ای، ایران قربانی تیرگی روابط با آمریکا ] عرض کردم اگر بین دو کشور ایران و آمریکا روابط حسنه بود کار به اینجاها نمیکشید وقتی که دورادور بوش علیه ایران شعار میدهد که ایران حامی تروریست است و میخواهد سلاح هستهای تولید کند ایران هم به گونه ای دیگر علیه آنها شعار میدهد، کار به اینجاها میرسد. حال آنکه میشد همۀ این مشکلات را دوستانه حل کرد به نحوی که حقوق مردم هم تضییع نشود مردم ایران هم مثل سایر کشورها حق دارند از فن آوری هسته ای صلح آمیز استفاده کنند، اما وقتی که بنا شد دو رادور اینها به آنها تندی کنند آنها به، اینها کار به اینجاها میرسد همهٔ مشکلات ناشی از همین تندرویهاست، وگرنه فن آوری هسته ای صلح آمیز یک حق حیاتی است برای همه کشورها. استقلال کشور معنایش این است که تصمیمی که بر اساس مصالح کشور میگیرند دیگران نباید در آن دخالت .کنند این دخالتها همگی ناشی از تندرویهای دو طرف میشود. ان شاءالله موفق باشید.
با سلام خدمت شما پاسخ به پرسشی پیرامون تغییر دین ۱۳۸۵/۱/۹ یک سؤالی داشتم در مورد تغییر دین. مگر ما حضرت مسیح موسی و... رادین خدا نمیدانیم؟ اگر میدانیم پس چرا اگر یک مسلمان بخواهد تغییر دین بدهد باید محاکمه شاید هم اعدام بشود؟ اگر ما به خدای خود اعتقاد داریم پس باید بسپاریم دست پروردگار خود که خود بهتر میداند و کسی نمیتواند شخص دیگری را برای نظرش محاکمه کند. حال سؤال این است که نظر شما در مورد این موضوع چیست؟ با تشکر فراوان از شما @ بسمه تعالی تغییر دین مجازات ندارد ] پس از سلام هر یک از ادیان یهودیت و مسیحیت و زردشتی در زمانی دین حق بوده است ولی دین مقدس اسلام ناسخ ادیان سابقه میباشد، و عدول از آن صحیح نیست. مثل ادیان الهی مثل کلاسهای دانشگاهی است و دین اسلام همچون کلاس و ترم آخر است که شخص یک نحو استقلال علمی پیدا کرده است و دیگر نیاز به استاد ندارد و با عقل کامل شده خود میتواند مشکلات را حل نماید. برای ثبوت حقانیت دین اسلام میتوانید به کتاب از آغاز تا انجام نوشتۀ این جانب مراجعه فرمایید. البته تبدیل دین به نحو اطلاق حکم اعدام ندارد؛ بلکه در شرایط خاصی حکم اعدام جاری است؛ و تفصیل در نامه نمیگنجد. ۱۳۸۵/۱/۹ - حسینعلی منتظری
پاسخ به چند پرسش ۱۳۸۵/۱/۱۸ [ پاسخ به چند اشکال در باب آزادی، بیان رابطه با آمریکا و انتقاد از مسئولان ] با سلام من چندین اشکال داشتم که میخواستم نظر جنابعالی را بدانم. من سنی ندارم که واقعاً بدانم حق با چه کسی بوده و دنبال حقیقت نیز هستم. در سایت شما رفتم و چندین مطلب را دیدم که لازم دانستم اشکالاتی که به نظرم آمد را بیان کنم. شما فرموده بودید آزادی بیان در ایران نیست و شما آزادی ندارید، در حالی که چیزی که دیدم این بود سایت شما را فیلتر نکرده بودند و شما و خیلی از کسانی که شما میگفتید آزادی ندارند میتوانند افکار و حرفهایشان را به نمایش بگذارند، پس این آزادی وجود دارد. دیگر فرموده بودید که در زمان تسخیر سفارت آمریکا شما موافق مسأله بودید و الآن مخالف. چگونه است جریانی که همه چیز آن ثابت بوده و هیچ فرقی با الآن ندارد یک مرجع تقلید بزرگ
روزی با آن موافق است و روزی با آن مخالف ..........
در جایی دیگر شما فرموده بودید که آقای احمدی نژاد اشتباه کرده و این مسأله اسرائیل را نمیبایست مطرح میکرد چراکه به ضررش تمام میشد در حالی که مسأله ایشان مسأله دین و کفر است؛ مخصوصاً در قرآن دستور صریح داریم که با کفاری که شما را از خانه تان بیرون کردند بجنگید... من کاملاً موافق مسئولین نیستم؛ بله فساد در اداره ها غوغا میکند ولی چرا شما اعتقاد دارید و میگویید باید با جنایتکار مصالحه کرد و نباید با آنها برخورد کرد؟... و ضمنا وقتی که میگویید روی او شناختی ندارید چگونه بدون شناخت درباره اش قضاوت میکنید؟... با تشکر
پاسخ به چند پرسش بسمه تعالی با سلام و تحیت ج ۱ - اولاً: سایت مرا تاکنون چندین مرتبه فیلتر کرده اند یا به اشکال دیگری در آن اخلال نموده اند و من مجبور شده ام سایت جدیدی راه بیندازم. ثانیاً رسانه های داخلی را مطلقاً در مورد من سانسور کرده اند و هیچ نشریه ای جرأت نمیکند از من چیزی بنویسد یا نقل کند، و اگر نشریه ای چنین جسارتی را پیدا کند فوراً با او برخورد میشود. ج ۲- مرجع تقلید بودن مستلزم معصوم بودن نمیباشد، بخصوص در موضوعات اجتماعی یا سیاسی ممکن است انسان نسبت به موضوعی اجتماعی یا سیاسی نظری داشته باشد ولی پس از گذشت زمانی نظرش تغییر نماید، و اشغال سفارت آمریکا از این مقوله است مسائل سیاسی و اجتماعی هم تقلیدی نیست، و در مورد نظر فقهی یک مرجع تقلید هم تا زمانی که تغییر نکرده است مقلدین او باید به همان فتوا عمل نمایند. ج - اظهار نظر منطقی و نقد علمی صحبتها و کارهای مسئولین حق هر شهروندی است و از باب امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد میباشد و نباید آن را با جنگ داخلی اشتباه نمود و من هرگز در جایی نگفته ام باید با جنایتکار مصالحه کرد. آنچه من گفته ام و میگویم این است که در مورد رابطه با کشورهای مخالف نیز باید صلی الله علیه همچون پیامبراکرم ا و رابطه ایشان با کفار و مشرکین مصالح اسلام و مسلمانان را مورد توجه قرار داد و تشخیص مصلحت یک موضوع مهمی است که اولاً باید از کارشناسان گوناگون نظرخواهی نمود. ثانیاً یک امر ثابت و غیرقابل تغییر نمیباشد و بستگی به شرایط و اوضاع و احوال متغیر دنیا دارد. ج ۴ نداشتن شناخت نسبت به شخص رئیس جمهور مستلزم عدم جواز
قضاوت درباره اظهارات و روش کاری او نمیباشد ممکن است انسان کسی را اصلاً نشناسد اما نسبت به گفته ها یا عملکرد او اظهار نظر نماید و نقد و بررسی گفتار و رفتار حاکمان نیز نه تنها موجب دلسردی مردم نمیباشد بلکه باعث زیادی بصیرت و کنکاش آنها و تعقیب هر چه بیشتر مسائل مربوط به حاکمیت و مردم شده و آنها را از حاشیه به متن اجتماع و امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میکشاند. آنچه موجب دلسردی مردم میگردد خمود و بی تفاوتی و سکوت مرگبار نسبت به مظالمی است که احیاناً بر مردم میرود. انشاءالله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۵/۱/۱۸ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشی در مورد اعطاء فدک به حضرت زهرا ایلام ۱۳۸۵/۱/۱۹ حضور محترم حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ حسینعلی منتظری دام ظله سلام علیکم از حضرتعالی نقل میکنند که فرموده اید فدک متعلق به حضرت فاطمه زهرا ها نبوده است. آیا این نقل قول از جنابعالی صحت دارد؟ بسمه تعالی) با تشکر پس از سلام، سخن مذکور افتراء و کذب محض است طبق اخبار معتبره از طرق فریقین پس از نزول آیه شریفه و آت ذا القربی حقه رسول خدا فاطمه را خواستند و فدک را به ایشان اعطاء نمودند، منتها اینجانب استنباط کرده ام که اعطاء فدک به حضرت زهرا برای این بوده که همسر امام اوّل و مادر سایر ائمه بوده است و هدف حضرت غنای مالی بیت امامت بوده است و به همین جهت نیز مخالفین، فدک را تصاحب کردند. برای تفصیل میتوانید به مجلّد سوّم از کتاب دراسات فی ولایة الفقیه»، صفحه ۳۲۹ مراجعه فرمایید. ۱۳۸۵/۱/۱۹ حسینعلی منتظری
با سلام « ۱۱) پاسخ به پرسشی پیرامون بحث «غلّو» بسمه تعالی ۱۳۸۵/۱/۲۰ اینجانب برای کنفرانس درس معارف ۲ بحث (غلو) را انتخاب نموده ام. چنانچه مستحضرید امروزه غلو یکی از خارهایی است که گرچه در گذشته دامنگیر عوام بوده ولیکن امروزه آن را از زبان خواصی میشنویم که انگشت تعجب و شگفتی را بر دندان مینشاند. لذا از شما بزرگ گرامی که تاکنون چون استادی هر چند غیر حضوری برای بنده بوده اید و اینجانب هم به نوبه خود از خرمن دانش و معرفت شما دانه هایی در خور خود برچیده ام خواستارم جنابعالی در این امر بنده را از راهنماییهای مدللانه و منتقدانه خود بهره مند بفرمایید. با سلام و تحیت بسمه تعالی با تشکر اگرچه جواب به نحو تفصیل مقدور نیست، ولی اجمالاً عرض میشود که: منظور از غلاة چه کسانی هستند؟] از روایات و تاریخ استفاده میشود که: «غلاة» کسانی بوده اند که یا ائمه را در عبودیت خلق و رزق شریک خدا قرار میدادند و یا معتقد بودند که خداوند متعال کارهای عالم را به آنان تفویض نموده و خود از تدبیر عالم منعزل شده، و یا در ائمهٔ
پاسخ به پرسشی پیرامون بحث «غلوّ» ۶۵۵ اطهار لام یا یکی از ائمه حلول کرده است یا معتقد بودند که آنها غیر از راه الهام علم غیب میدانند یا معتقد بودند که ائمه اطهار انبیاء میباشند، و یا معتقد به تناسخ ارواح بعضی ائمه به بعض دیگر بودند و یا میگفتند معرفت ائمه الام شخص را از جمیع تکالیف بی نیاز میکند. برای بررسی بیشتر میتوانید به (بحار الانوار، ج ۲۵، ص ۲۶۱ باب نفی الغلو فی النبی و الائمة صلوات الله علیهم) مراجعه کنید. برخورد ائمه با غلاة ] و این اعتقادات باعث شد ائمه اطهار برخورد تندی با اینها بنمایند تا جایی که طبق نقل فرمودند: احذروا علی شبابکم الغلاة لا یفسدوهم الغلاة شر خلق الله، یصغرون عظمة الله و یدعون الربوبیة لعباد الله، والله ان الغلاة شر من الیهود والنصاری و المجوس و الذین اشرکوا.» (امالی شیخ طوسی، ص ۶۵۰ و بحار، ج ۲۵، ص ۲۶۵). (بترسید برای جوانانتان از غلات که آنان را فاسد میکنند غلات بدترین خلق خدا هستند. بزرگی خداوند را کوچک میکنند و برای بندگان خدا ربوبیت قائل میشوند. به خدا قسم غلات بدتر از یهود نصاری، مجوس و مشرکین میباشند.) غالیان دانسته یا ندانسته سعی میکردند تا چهره ائمه اطهار و همچنین شیعیان الملام آنان را خدشه دار و از درون آنها را متلاشی کنند این افکار غالیان باعث شده بود که شیعیان در نزد دیگر فِرَق به عنوان مسلمانهای بی مبالات به فروع و احکام دینی قلمداد شوند تا جایی که در زمانی که بحث غدیر خم در پیش ابوحنیفه میشود، ابوحنیفه میگوید: «به اصحابم گفته ام که حدیث غدیر خم را نقل نکنید، هیثم بن حبیب صیرفی میگوید به او گفتم چرا چنین دستوری داده ای؟ آیا حدیث غدیر خم برایت روایت نشده!؟ ابوحنیفه گفت: بله برایم روایت شده و حدیث غدیر خم پیش من هست و لکنک تعلم ان الناس قد غلو منهم قوم ولکن از آنجایی که عده ای مردم غالی شده اند دستور داده ام نقل نکنند.»
ولی خوشبختانه با عملکرد صحیح ائمه اطهار خصوصاً امام صادق و امام حسن عسگری الهلال شیعیان واقعی از خطر غلو و افکار انحرافی نجات یافتند. البته لازم است این نکته گفته شود که ائمه اطهار دارای مقامات و مراتبی از علم و ایمان هستند که برای افراد عادی قابل درک نمیباشد و لذا در زمان ائمه اطهار و کمی بعد از زمان ائمه بسیار شایع بوده که برخی از بزرگان اصحاب را به خاطر اینکه برخی از مقامات را برای ائمه قائل بودند به غلو متهم میکردند. [ نظر مامقانی و بروجردی درباره اتهام غلو به بزرگان ] استاد ما مرحوم آیتالله العظمی آقای بروجردی میفرمودند: «این بدان علت بود که بعضی از شیعیان به خاطر قصور فکریشان در، اعتقادات به کسانی که عقائد کامله ایی نسبت به ائمه اطهار، داشتند نسبت غلو و افراط میدادند.» (البدر الزاهر، ص ۲۹۱). مرحوم مامقانی در مورد محمد بن سنان که اکثراً او را ضعیف شمرده اند و عمده دلیل آنها این بوده که ایشان متهم به غلو است میفرماید: «... ما مکرراً گفته ایم اعتمادی به اتهام افراد به غلو نمیباشد، زیرا آنچه که امروز نزد شیعه در مورد مراتب و مقامات امامان ضروری مذهب است در گذشته غلو شمرده میشد، تا آنجا که مثل مرحوم صدوق قول به اینکه پیامبر و امامان سهو نمیکنند را غلو میدانسته، در حالی که امروز این نظریه جزو ضروریات مذهب است. تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۲۵). در خاتمه برای کسانی که توانایی علمی و یا مالی دارند لازم است در عرصه اعتقادات تلاشی همه جانبه انجام دهند تا جاذبۀ مذهب و اهل بیت را برای اهل دانش و فرهنگ و سایر ملتها و مذاهب بیشتر نمایند تا ان شاء الله مصداق این آیه شریفه قرار گیرند الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله کفی بالله حسیبا) (سوره احزاب، آیه ۳۹). ان شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۵/۱/۲۰ - حسینعلی منتظری
۱۳۸۵/۱/۲۲ «۱۲) مصاحبه خبرنگار شبکه خبری «ان تی وی» ترکیه قبل از هر چیز از اینکه ما را به حضور پذیرفتید خیلی تشکر میکنم؛ هم به نام خود و هم به نام شبکه خبری میخواهم سؤال اولم را از گذشته شما بپرسم اینکه شما از ارکان و پایه های اصلی تشکیل دهنده انقلاب اسلامی ایران هستید در سالهای اولیه همراه امام خمینی کارها را در تهران ادامه میدادید و بعد از یک مدتی به قم تشریف آوردید میخواهم بدانم چه اختلاف نظری وجود داشت و باعث شد شما به قم تشریف بیاورید و کارهای خودتان را ادامه بدهید، از زبان خودتان میخواهم بشنوم. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم [ در ابتدا اختلاف نظری با آیتالله خمینی نداشتم ] من از اول با معظم له اختلاف نظری نداشتم ایشان هم بعد آمدند قم. منتها برای تصویب قانون اساسی انتخاباتی انجام شده بود و من از تهران انتخاب شده بودم، لذا مجبور بودم بروم تهران برای همان تصویب قانون اساسی وقتی که آیتالله طالقانی که امام جمعه تهران بودند از دنیا رفتند آیتالله خمینی مرا به عنوان امام جمعه تهران معین کردند. وقتی که مجلس خبرگان-که- برای تصویب قانون اساسی بود - تمام شد خدمت ایشان رسیدم که من چون یک طلبه هستم مایلم قم باشم، اجازه دهید بروم قم. پس مسأله اختلاف نظر .نبود نظرم این بود که بالاخره در امور سیاسی دولتی هست و دولت تشکیل شده است و مرحوم مهندس بازرگان آن روز به عنوان
نخست وزیر دولت موقت انتخاب شده بود و زرا هم هستند، بنابراین دولت بایستی کارهای سیاسی را انجام بدهد و ما بیاییم قم همان کار آخوندیمان چون درس و بحث را انجام دهیم. ولی در عین حال مراجعات به بیت ما خیلی زیاد بود و من به عنوان توصیه و سفارش به وزرا و دولت تذکراتی میدادم و چون مردم مراجعه میکردند کارهایی را هم انجام میدادم منظور این است که از اوّل اختلاف نظری در کار نبود که من آمدم قم، بعد هم خود ایشان آمدند قم. بعد از بیست و هفت سال که از انقلاب اسلامی میگذرد شما یکی از ارکان اساسی در پیدایش انقلاب اسلامی بودید بعد از این بیست و هفت سال در حال حاضر شرایط جمهوری اسلامی به آن شکلی هست که مد نظر شما در ابتدا بوده و چه کمبودهایی در حکومت فعلی یا در انقلاب فعلی هست و چه نقاط قوتی هست و اصلاً در حال حاضر حکومت را به چه شکلی ارزیابی میکنید؟ تخلف از وعده، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ] قبل از انقلاب و در بحبوحه انقلاب شعار مردم و در حقیقت شعاری که مرحوم آیتالله خمینی و همین طور ماها به مردم القاء کرده بودیم سه چیز بود: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی از باب اینکه در زمان شاه خارجی ها در کشور دخالت کامل داشتند آمریکایی ها در ارتش و جاهای دیگر همه کاره بودند، مردم هم آزاد نبودند که حرفشان را بزنند و نظرشان را بگویند و موازین اسلامی هم رعایت نمیشد بنابراین استقلال :یعنی عدم دخالت کشورهای دیگر در سیاست ایران آزادی یعنی مردم آزاد باشند حرفهایشان را بزنند. جمهوری اسلامی یعنی: حکومت از مردم ناشی شده باشد و بر طبق موازین اسلام هم .باشد این شعار مردم بود، هم آیتالله خمینی این وعده ها را به مردم میدادند هم ما وعده میدادیم. ولی متأسفانه آن جور که میخواستیم عمل نشد و به ویژه میبینیم که مسأله آزادی و جمهوری اسلامی آنگونه که باید رعایت شود نمیشود.
مصاحبه خبرنگار شبکه خبری «ان تی وی» ترکیه جمهوری یعنی گردش نخبگان، آزادی بیان و احزاب ] ۶۹۵ و جمهوری یعنی حکومت ناشی از مردم، باشد یعنی واقعاً نخبگان جامعه آنان که رشد سیاسی دارند حزب سیاسی داشته باشند و این احزاب سیاسی دولتها را روی کار بیاورند و بتوانند ناظر بر حکومت و حاکمیت باشند و بتوانند اعتراضشان را بیان کنند ولی الآن دبیرکلهای احزاب را احضار میکنند و به آنها فشار و تهدید روا میدارند در صورتی که بایستی احزاب نظارت داشته باشند کار دولت آنها بایستی به دولت انتقاد و اعتراض کنند؛ اما دولت مزاحم احزاب میشود. بر حکومت مردمی یعنی دخالت مردم در حدوث و بقاء دولت از طریق احزاب] به نظر میآید اگر بخواهیم حکومت واقعاً حکومت مردمی باشد بایستی نخبگان جامعه و آنهائی که رشد و عقل سیاسی دارند احزابی را تشکیل دهند و این احزاب مستقل باشند و دولت را روی کار بیاورند و بر دولت نظارت داشته باشند، این معنا عمل نشده است. ما الآن میبینیم که آقایان میگویند به احزاب نیاز نداریم، ما همان مساجد احزابمان است معنای اینکه مساجد احزابمان است یعنی یک آقایی توی مسجد یک مطلبی را میگوید اسم شرعیّت هم روی آن میگذارد و مردم را هم تحریک میکند که بروید به فلان شخص رأی بدهید یا فلان کار را انجام بدهید. در صورتی که این کار درستی نیست. اگر ما بخواهیم واقعاً حکومت مردمی باشد باید مردم هم در حدوث دولت و هم در بقائش نقش داشته باشند و نظارت بر دولت داشته باشند که دولت تخطی از قانون نکند. [ ولی فقیه باید ناظر باشد نه حاکم علی الاطلاق ] البته ولی فقیه هم در قانون آمده به اعتبار اینکه نظارت کند از موازین اسلامی
تخطی نشود نه اینکه او حاکم علی الاطلاق باشد و تمام امور دست او باشد. اداره امور باید دست مردم و نخبگان سیاسی و از طریق احزاب باشد. متأسفانه در کشور ما احزاب هنوز جا نیفتاده است در صورتی که باید حاکمیت به دست احزاب سیاسی پایدار باشد. هنوز نگذاشته اند حزب در جامعه ما جا بیفتد و احزاب خلق الساعة تأسیس میکنند بعد هم انتخاباتی درست میکنند و کارها را تمام شده حساب میکنند و به مردم وعده میدهند. مردم هم اگر بخواهند اعتراض کنند کسی گوش به حرفشان نمیدهد و آنها را سرکوب می.کنند بنابراین آن وعده هایی که آیتالله خمینی له و دیگران به مردم دادند، متأسفانه آنگونه که میخواستیم عمل نمیشود. در همۀ شرایط نظر مردم ملاک است نه نظامیان ] در کشور ترکیه ما میبینیم با اینکه آنجا هم رئیس جمهور منتخب مردم دارد و هم نخست وزیر و دولت دارد اما در مواقع حسّاس حرف اول را ارتش میزند. ایران هم تقریباً دارد به این صورت میشود و حرف اول را نیروهای نظامی و انتظامی میزنند و در امور سیاسی دخالت میکنند با اینکه حرف اوّل را مردم باید بزنند و در تمام مواقع حساس هم نظر مردم باید ملاک باشد نه نظر نیروهای نظامی. مسائل روز را مسلماً شما تعقیب میکنید بحث روز بحثهای هسته ای است که در ایران در جریان است، بفرمایید آیا سیاست حکومت فعلی آقای احمدی نژاد را در این امور قبول دارید؟ تأمین حق هسته ای و جلب اعتماد جهانی و مذاکره با آمریکا ] من عرض کردم یکی از شعارهای اوّل ما در انقلاب استقلال بود. معنی استقلال این است که خودِ دولت ایران آنچه را برای جامعه مصلحت میبیند باید عمل کند. و اینکه بخواهد آمریکا یا اروپا به ایران تحمیل کنند که حتی شما انرژی هسته ای صلح آمیز هم نباید داشته باشید، این خود دخالت در امور ایران است. منتها چیزی که
مصاحبه خبرنگار شبکه خبری «ان تی وی» ترکیه هست در مصاحبه هایم جلوتر گفته ام بایستی به گونه ای برخورد کرد که تنش و درگیری درست نشود و کاری کرد که کشور و مردم خسارت نبینند. یکی از راههایش این است که با آمریکا که یک قدرت مطلقه است در دنیا و خواهی نخواهی دارد اعمال قدرت میکند مذاکره مستقیم کرد، و میشود در مقابل قدرتها با زبان خوش و از راه دیپلماسی حرف زد. بر فرض زمانی مصلحت نبود رابطه با آمریکا داشته باشیم ولی حالا چه اشکالی دارد روابط برقرار کنند و دوستانه مشکل را حل کنند و کاری کنند که به درگیری میان دو طرف نرسد. مردم زیر بار حرف زور نمیروند ] ولی اینکه بخواهند به ایران بگویند تو قطعاً بایستی حتی استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای هم نکنی این زور است چون علم دانش و فن آوری انحصاری نیست و از آن همۀ بشر .است چطور اسرائیل الآن هم انرژی هسته ای و هم سلاح اتمی دارد ما که سلاح اتمی نمیخواهیم چرا انرژی هسته ای صلح آمیز هم نداشته باشیم؟! تحمیل به ایران درست نیست مردم هم زیر بار نمیروند و آمریکاییها اشتباه میکنند که میخواهند نظر خود را تحمیل کنند، برای اینکه در دنیای امروز زور دوام .ندارد بنابراین باید دوستانه مشکل را حل کرد، یا روابط برقرار کنند یا واسطه بفرستند نه اینکه بوش در آمریکا علیه ایران شعار دهد ما هم علیه بوش در ایران انتقاد به روابط ترکیه و اسرائیل خطای اشغال سفارت آمریکا و وجوب تحصیل دانش هسته ای ] ضمناً اشکالی هم به دولت ترکیه داریم که همین روابط با اسرائیل است، برای اینکه اسرائیل یک کشور غاصب است زمینهای مردم را غصب کرده و فلسطینی ها را آواره کرده اند. ما غیر از اسرائیل با کشورهای دیگر مشکل نداریم. قبلاً گفته ام که اگر
یک روزگاری سفارت آمریکا در ایران را اشغال کردند کار اشتباهی بود و اشتباه را باید جبران کرد، بایستی روابط برقرار کنند و مشکلات را دوستانه حل کنند؛ استفاده از فن آوری روز حق ایران است. قال رسول الله : «طلبُ الْعِلمِ فَرِیضة عَلَی کُلِ مسلم الا وَ إِنَّ الله یُحِبّ بُغاة «العلم طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. هر علمی میخواهد باشد، چه علوم دینی چه علوم دنیوی برای اینکه دنیای امروز بر اساس علم میگردد. اینکه به ما بگویند شما در این قسمت علمی نباید دخالت کنید و علمش را نداشته باشید حتی صلح آمیز، این مطلب غلطی است و قهراً مردم زیر بار زور نمیروند. و عرض کردم باید یک کاری بکنند این دیوار بی اعتمادی میان دو طرف خراب شود و روابط حسنه باشد و به همدیگر اعتماد کنند. آیا فکر میکنید در نتیجه این مسائل هسته ای و بحثهایی که هست آیا امکان دارد که حمله ای به ایران صورت بگیرد و اگر امکانش باشد یعنی اگر این اتفاق بیفتد فکر میکنید حکومت و یا اینکه ملت ایران چه تدابیری نسبت به این مسأله میتوانند داشته باشند؟ حمله به ایران اشتباه است ] من علم غیب ندارم؛ اما اگر بخواهند حمله به ایران داشته باشند اشتباه میکنند، برای اینکه به افغانستان و عراق که حمله کرده اند الآن با مشکلاتی درگیرند. بخصوص عراق که یک باتلاقی برای آمریکاییها شده و ایران از عراق ضعیف و کمتر نیست. یک روزگاری که مردم از استعمار انگلستان و شوروی مینالیدند آمریکا را فرشته نجاتی فرض میکردند ولی متأسفانه آمریکا هم وقتی که آمد نشان داد که آن هم یک میراث خوار استعمار و جزء مستعمرین است. با توجه به شرایط اگر فرضاً هم به ایران حمله کنند یک اشتباهی کردهاند و مسلماً به ضررشان است، برای اینکه مردم بسیج میشوند علیه آنها امروز دنیای ما دنیای جنگ و حمله نیست، مادامی که گره ای با دست باز میشود نباید آن را با دندان باز کرد. همه
مصاحبه خبرنگار شبکه خبری «ان تی وی» ترکیه خیلی ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید ولی اگر در پایان خودتان چیزی را مد نظرتان هست که به مردم توصیه بفرمایید من در خدمت شما هستم. ترکیه جزو جهان اسلام است ] در همین اتاق مرحوم تورگوت اوزال که آن وقت نخست وزیر ترکیه بود بعد رئیس جمهور شد به ملاقات من آمد در وقتی که جنگ ایران و عراق بود، من به ایشان :گفتم مصطفی کمال نه خدا بود نه پیغمبر و ترکیه یک روزگاری اصلاً مرکز اسلام بوده، برای اینکه حکومت عثمانی آنجا بوده بنابراین اینکه در ترکیه روز یکشنبه به جای جمعه تعطیل باشد یا تاریخ تاریخ مسیحی باشد اشتباه است. شما از باب اینکه ترکیه یک کشور اسلامی است قاعده اش این است که تاریختان، تاریخ اسلام باشد و تعطیلی روز جمعه باشد. ایشان خودش میگفت من مسلمانم و مادرم را فرستاده ام مکه. بنابراین باید سعی کنید که کشور ترکیه به جهان اسلام بپیوندد و اینقدر که اصرار دارید با اروپا متحد باشید آنجاها هم خبری نیست، آنها هم جز اهداف استعماری هدف دیگری ندارند، ان شاءالله موفق و مؤید باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
۱۳۸۵/۲/۷ (۱۳) دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها دفتر تحکیم وحدت شاخه علامه بسمه تعالی در ابتدای این دیدار دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت ضمن تشکر و تقدیر اظهار داشت: ما در مجموعهٔ دفتر تحکیم، جنابعالی را نه تنها به عنوان آیتالله العظمی منتظری و یک مرجع و مجتهد دینی بلکه به عنوان مرجع و الگویی که در تمام ابعاد صاحب نظر هستید میشناسیم و از شما به عنوان مرجعمان الگوپذیری داریم. وی افزود: خصوصیت خاص جنابعالی این است که شما به قدرت «نه» گفتید؛ هر دلیلی که مدنظرتان بود به راحتی با قدرت متارکه کردید. کاری که شما کردید خیلیها حاضر به انجامش نیستند و دو دستی قدرت را چسبیده اند آنها کشور را امروزه متأسفانه تا حد جنگ پیش برده اند و به منافع ملی توجهی ندارند. وی افزود: یکی از بحث هایی که خواهی نخواهی در میان مجامع علمی دانشگاهی و میان دانشجوها مطرح است بحث ولایت فقیه است و اینکه برخی مطرح کرده اند که مخالف ولی فقیه در مسلمان بودنش باید شک کرد میخواستم در ابتدا جنابعالی در این خصوص بیاناتی بفرمایید. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم قبول نداشتن ولی فقیه و ولایت فقیه منافی مسلمانی نیست ] اینکه کسی شخص ولی فقیه را قبول نداشته باشد یا نظریه ولایت فقیه را این دو
دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها مسأله است ولی قبول نداشتن این دو هیچ کدام منافات با مسلمانی ندارد. ولایت فقیه باید برآمده از جمهوریت و اسلامیت باشد ] هم درباره نظریه ولایت فقیه اگر یادتان باشد بعضی از شما شاید یادتان باشد در اوّل انقلاب شعار مردم واقعاً این بود: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»؛ استقلال معنایش این است که بیگانگان نخواهند در مسائل و امور کشور دخالت کنند. آزادی هم یعنی مردم بتوانند حرفشان را بزنند زیرا در زمان شاه مردم آزاد نبودند. آزادی یعنی همه گروهها در مسائل اظهار نظر کنند. از آیتالله خمینی در پاریس پرسیدند: کمونیستها هم حق دارند اظهار نظر کنند؟ گفتند آنها انسانند و اظهار نظر اشکال ندارد مگر یک کسانی بخواهند قیام مسلحانه بکنند که با آنها برخورد میشود. جمهوری اسلامی دو تا کلمه است جمهوری یعنی حکومت ناشی از مردم، آراء مردم اساس حکومت، باشد و اسلامی یعنی حاکمیت بر اساس موازین اسلام باشد. از باب اینکه ما عقیده مان این است که دین اسلام فقط منحصر به مسائل عبادی اخلاقی نیست بلکه در همه شئون انسانها نظر دارد اگر بنا باشد که بر طبق موازین اسلام کشور اداره شود لابد کارشناس موازین اسلام یک مجتهد عادل است بلکه اعلم، او در مسائل میتواند اظهار نظر کند. در قرآن کریم میخوانیم: أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِ اَحَقُّ أَنْ یُتَبِع أَمَّن لَا یَهِدِّی إِلَّا أَن یهدی فَما لَکُم کَیْفَ تَحْکُمُون کسی که مردم را به حق هدایت کند سزاوار پیروی است یا کسی که خودش هدایت نمیشود مگر دیگران هدایتش کنند.» لا یَهدی اصلش «یهتدی بوده است کسی که میتواند هدایت کند مردم را لابد باید علمش را داشته باشد تا هدایت کند افمن یهدی الی الحق کسی که مردم را هدایت میحق احق أن یتبع سزاوارتر است که پیروی بشود آمن لا یهدی الا ان یهدی یا کسی که خودش هدایت نمیشود مگر دیگران هدایتش کنند. فما لکم کیف تحکمون شما چه جور قضاوت میکنید؟ همچنین قرآن میگوید: ﴿هَل یَستَوِی الَّذِینَ کند به
یَعلَمُونَ وَالّذین لا یَعلَمُونَ» یعنی «آنان که عالماند با غیر عالم مساوی اند؟» مساوی نیستند. در نهج البلاغه هم خطبهٔ ۱۷۳ مولا امیرالمؤمنین بالا میفرماید: «إِنَّ أحق الناس بهذا الأمرِ أقواهم عَلیهِ وَاَعْلَمُهُم بِأمر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حاکمیت امر یعنی حاکمیت - «آقواهم آنکه توانایی اش را بیشتر داشته باشد «وَاعْلَمُهم بأمْرِ الله فیه» و داناترین مردم باشد به دستورات خدا در امر حاکمیت. یعنی در امور مربوط به حاکمیت از همه عالم تر و داناتر باشد. ولایت فقیه محدود به فقه و عدم دخالت در همه شئون است ] بر این اساس ولایت فقیه این است که جهات اسلامی حاکمیت را ولی فقیه تشخیص دهد نه اینکه ادارۀ تمام شئون کشور دست او باشد و هر جایی بخواهد دخالت کند چون هرکاری تخصص خاص خود را دارد دنیای امروز دنیای تخصص است. سیاست خارجی متخصص، دارد امور اقتصادی متخصص دارد. کارهای دیگر همگی متخصص دارند در روابط بین کشورها مثلاً با آمریکا رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم اینجا بایستی کسانی که تخصص دارند در این امور نظر بدهند. بنابراین اینکه یک نفر بخواهد در همه امور دخالت کند درست نیست. و لذا در بازنگری قانون اساسی که اواخر عمر مرحوم آیتالله خمینی انجام شد، در بحث ولایت فقیه کلمه مطلقه را اضافه کردند ولی من قبول نداشتم با اینکه اینجانب ولایت فقیه را نوشته ام و در چهار جلد چاپ شده اما کلمۀ مطلقه را من قبول نداشتم و به آن رأی هم ندادم و خیلیها هم رأی ندادند برای اینکه خلاف عقیده مان بود. مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی میفرمایند هیچ تناسب ندارد اموری که مربوط به فقیه نیست، آن فقیه در این چیزها نظر بدهد. فقیه یعنی آن کسی که فقه بلد است بنابراین در اموری که مربوط به فقه و دانش اسلامی است متخصص میباشد و نظرش مُتَّبع است، اما در اموری که او متخصص نیست اصلاً معنی ندارد بگوییم نظر او متبع باشد بلکه بایستی به متخصصش مراجعه بشود. پس ولایت فقیه که یک مشکلی شده است
دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها W برای شماها و دیگران اگر بخواهد قدرت مطلقه باشد من هم قبول ندارم درست هم نیست و بر خلاف عقل و منطق هم هست. اگر میخواهید بگویید اصلاً فقیه دخالت نکند بنابراین اسلامی» که در جمهوری اسلامی گفتید باید حذفش کنید؛ در صورتی که ما میگوییم کشور ما کشور اسلامی است و با این اضافه که دین مقدس اسلام منحصر به مسائل اخلاقی و عبادی نیست و در سایر مسائل چون اقتصاد، سیاست و نحوۀ حاکمیت نیز قرآن و سنت اظهار نظر کرده اند. عقل هم میگوید عالم بر غیر عالم مقدم است توانا بر غیرتوانا و عادل بر فاسق مقدم است بنابراین مسأله ولایت فقیه را شما دیکتاتوری فرض نکنید گرچه در مقام عمل این گونه جلوه کرده است. گاهی بعضی ها از آن سوء استفاده میکنند که کار غلطی میکنند عرض کردم در بازنگری کلمه مطلقه را آوردند ولی من قبول ندارم و رأی ندادم با اینکه بنده متخصص این فن بودم ولی فقیه ایدئولوگ منتخب مردم است ] در مجلس خبرگان قانون اساسی که بودیم من و مرحوم دکتر بهشتی میخواستیم درباره ولایت فقیه صحبت کنیم مثال میزدیم و میگفتیم در حکومت کمونیستی شوروی چون آنها بر اساس مارکسیسم میخواستند حکومت کنند قهراً یک کسی که ایدئولوگ آنان بود میآوردند روی کار حالا یک وقت اشتباه میشد مسأله دیگری است اما بالاخره آن کسی که روی کار میآمد باید ایدئولوگ مسائل مارکسیسم باشد تا بتواند اقتصاد را بر اساس مسائل مارکسیسم اداره کند ما هم که میگوییم «اسلامی» باید اداره کشور بر اساس مسائل اسلامی باشد؛ اما اینکه همه امور به او مربوط باشد غلط است. معنای دولت همین است که هر وزیری متخصص یک قسمت و امور مربوط به آن باشد. من از اینکه شما دانشجوها در عین حالی که درستان را میخوانید و حتماً بخوانید برای اینکه اگر شما که متعهد هستید درس نخوانید دیگرانی که بی تعهدند درس میخوانند و آینده کشور مال آنها میشود برای اینکه دنیا و آخرت
بر اساس علم میچرخد. پس درستان را خوب بخوانید و همیشه نمره بالا داشته باشید در امور کشور هم اظهار نظر میکنید از شما تشکر میکنم. لازمه جمهوریت انتخابی بودن ولی فقیه و نقش زیربنایی احزاب است ] نکته ای که دربارهٔ «جمهوریت» باید گفته شود این است که معنی جمهوری یعنی حکومت مردمی یعنی حکومت طبق آراء مردم تعیین شود، حتی ولی فقیه هم باید از ناحیه مردم تعیین شود. در صورتی که چند نفر حائز شرایط ولی فقیه باشند مردم ببینند کدام عادل و اعلم است و او را تعیین کنند. دنیای امروز بر اساس تشکیلات و احزاب اداره میشود و بایستی احزاب زیربنای حاکمیت باشند، آنها حکومت را بیاورند روی کار آنها همیشه به حکومت نظارت داشته باشند و حدوثاً و بقائاً نقش داشته باشند. امر به معروف و نهی از منکر متوقف بر تحزب است ] دلیلش هم این است که خداوند تبارک و تعالی میفرماید امر به معروف بر همه واجب است جمیع مؤمنین و مؤمنات امر به معروف و نهی از منکر کنند. امر به معروف و نهی از منکر دو مرحله دارد یک وقت در امور جزئی است، مثلاً کسی میخواهد دروغ بگوید، بگویی دروغ نگو یک وقت میخواهیم اساس کشور بر اساس معروف باشد و منکر در جامعه نباشد در امور، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امور کلی میخواهیم امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم که این توقف دارد بر تشکیلات و تحزب حالا اسمش را دفتر تحکیم وحدت بگذار یا اسم دیگر. این مسأله که همه متشکل باشند مهم است چون به تنهایی نمیتوان کاری کرد. بایستی تشکیلات باشد تا این تشکیلات بتواند در یک مسأله اساسی کشور اظهار نظر کند. مثلاً انرژی هسته ای داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ در زمان پیغمبراکرم و ائمه تشکیلات عشایری بوده، پیغمبراکرم هم وقتی که در مدینه میآیند با
دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها رؤسای عشایر بیعت میکنند، در عقبه منی هم رؤسای عشایر با پیغمبر بیعت کردند، رئیس عشیره مثل رئیس حزب حالا بوده است این مسأله عشیره که در صدر اسلام بوده حالا به صورت تحزب و تشکیلات چون تحکیم وحدت، حزب مشارکت همبستگی و دیگر احزاب درآمده است بالاخره بایستی تشکل باشد. در اصول فقه میخوانیم مقدمه واجب واجب است. اگر امر به معروف و نهی از منکر واجب باشد مقدمه اش تشکل است. بر این اساس نخبگان آنهایی که عقل جامعه میباشند - متشکل بشوند و وظیفه شان را انجام دهند. مولا امیرالمؤمنین در وصیت آخرشان به امام حسن و امام حسین علی میفرمایند: «أُوصیکم و من بلَغَهُ کِتابی آنجا وصیتهایی میکنند آخرش میگویند: لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم» امر به معروف و نهی از منکر را این امر به معروف و نهی از منکر همان امر به معروف و نهی از منکر در مسائل کلی اجتماعی است ترک نکنید اگر ترک کنید بدها فرصت را مغتنم میشمارند و بر شما مسلط میشوند سپس هر چه دعا کنید دیگر مستجاب نمیشود. برای اینکه هر کاری را باید از راهش وارد شوید شما از اوّل تشکل داشته باشید و در مسائل اجتماعی کلی و مسائل سیاسی اظهار نظر بکنید تا قدرت دست آدمهای خوب باشد در غیر این صورت بدها فرصت را مغتنم میشمارند و مسلط بر جامعه میشوند پس دیگر هر چه دعا کنید فایده ندارد. این وصیت نامه آخر امیرالمؤمنین الا است. وجوب تشکل و تحزب ] بنابراین این تشکلها امر واجبی است البته سعی کنید آدمهای نخبه بی غرض که اهل فکر و اهل تأمل هستند انتخاب کنید و نظریاتتان را هم بگویید، اظهارنظر بکنید، اگر عملی نشد بگویید خدایا ما آنچه وظیفه مان بود انجام دادیم. انسان نباید مأیوس باشد بلکه باید وظیفه اش را انجام دهد. من با اینکه حالا در جهات سیاسی کشور
به اصطلاح مسئولیتی ندارم اما با این حال نظریاتی اگر دارم در مصاحبه ها و جاهای دیگر میگویم و این را به عنوان انجام وظیفه میگویم. جمهوری یعنی نقش مردم در حدوث و بقای حکومت ] من ضمن تشکر از حضور شما عرض میکنم اولاً درس خوب بخوانید که آینده مال شما باشد و ثانیاً در مسائل کشور نیز اظهار نظر کنید برای اینکه معنی جمهوری یعنی حکومت هم حدوثاً و هم بقائاً وابسته به مردم است. در مصاحبه ای که اخیراً با خبرنگاری از ترکیه داشتم شاید دیده باشید این جهت را تذکر دادم که اگر یک حاکمیتی، باشد حرف اوّل را در مسائل مهم همیشه مردم باید بزنند. نظر مردم ملاک است نه نظامیان ] در کشور ترکیه با اینکه رئیس جمهور و نخست وزیر دارد اما ارتش به قدری مسلط است که در مسائل مهم ارتش حرف اول را میزند. متأسفانه کشور ما هم دارد این جور میشود حرف اوّل را نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج میخواهند بزنند، و این درست نیست بایستی نظر مردم باشد همین انرژی هسته ای هم واقعاً باید نظر مردم ملاک باشد و اینکه بخواهند از خارج به ما تحمیل کنند و بگویند شما حق انرژی هسته ای ندارید درست نیست البته چیزی که هست عقلای قوم که قدرت دستشان هست نخواهند با زور برخورد کنند. دنیای امروز دنیای جنگ و زور نیست. در جنگ ویتنام که آمریکا با ویتنام جنگ میکردند جنگ در ویتنام برقرار بود ولی در پاریس هم جلسهٔ مذاکره دیپلماسی داشتند بایستی که مسائل با دیپلماسی و با زبان خوش حل بشود. همه اش درگیری و تنش نباشد که ما شعار بدهیم علیه آنها و آنها هم علیه ما. بالاخره صاحبان قدرت چه بسا چماقی برخورد میکنند، جلوی زبان زور را حتی المقدور باید گرفت، عقل به آدم این جور میگوید. اما در عین حال زیر بار زور هم نروید.
دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها A ان شاء الله شما موفق و مؤید باشید و مأیوس هم نشوید و آنچه را وظیفه تان تشخیص میدهید با مشورت و با هم اندیشی و ترک تکروی وظایف خود را انجام بدهید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. پرسش و پاسخ حاج آقا در حد مقدور ما را نصیحت کنید. کسب علم و مطالعه کردن واجب است ] عرض کردم هیچ وقت درستان را فدا، نکنید خوب بخوانید و بدانید که دنیا و واله وسلم جمع صلی الله علیه آخرت مربوط به علم است. در «باب العلم کافی» حدیث از پیغمبراکرم است: «قال رسول الله: طلب العلم فریضةً علی کل مسلم الا و انَّ الله یُحبُّ بُغاة العلم» طلب علم بر هر مسلمانی واجب است آگاه باشید خدا طالبین علم را دوست میدارد. «بغاة» «باغی» یعنی طالب آن وقت که شما اهل مطالعه باشید خدا دوستتان دارد. من این را همیشه برای آقایان عرض کرده ام که دو قسم علم داریم یک علم هایی واجب عینی است، یک قسم واجب کفایی واجب کفایی هم واجب، است، اصول عقاید و اخلاق اسلامی و فروع دین که مربوط به دین است واجب عینی است که باید همه بلد باشیم. یک علومی هم واجب کفایی است مثلاً مهندسی؛ مردم نیاز به مهندس دارند. در زندگی امروز باید مهندس و پزشک در قسمتهای مختلفی که مورد نیاز جامعه است باشند اینها نیز واجب است ولی واجب کفایی یعنی به اندازه نیاز. اگر ما دکتر و مهندس به اندازه نیاز داشته باشیم به وظیفه عمل شده اگر کمبود داشته باشیم همه گناهکارند که چرا نرفتند این کمبود و خلأ را پر کنند. شما در آن رشته که درس را پس میخوانید به واجب کفایی عمل میکنید واقعاً ما پزشک اگر به اندازه کفایت نداشته باشیم و یک عده از مردم دچار مرض و مرگ بشوند همه مسئولیت دارند.
حاج آقا ببخشید من از اینکه مزاحم وقتتان میشوم معذرت خواهی میکنم. قبل از اینکه بخواهم سؤال کنم یک توضیحی راجع به جمع حاضر بدهم اینها همه بزرگترینشان متولدین اواخر دهه شصت هستند، زمانی که حضرتعالی قائم مقام رهبری بودید، اصلاً حتی به ذهنشان نمیآید، به قول آقای کدیور میگفتند روز به روز که میگذرد به تاریخ که رجوع میکنی ما به ارزش افرادی مثل شما بیشتر پی میبریم، سؤالی من اینجا دارم راجع به مسائل هسته ای است، نمیدانم شما بیانیهٔ هسته ای ما را خواندید؟ میخواهم راجع به همین مسائل سؤال کنم ما در بیانیه اشاره ای داشتیم در این زمینه که در حکومت حاضر ما برخی حاکمان ناشایسته ای داریم حالا خیلی رک و پوست کنده بخواهم بگویم الآن در حال حاضر برخی از کسانی که زمامدار حکومت ایران هستند بر قد و قواره آنها این قبا سنگینی میکند مسأله هسته ای به یکی از مسائل روز تبدیل شده است، ما وقتی نگاه میکنیم میبینیم که گرچه این پدیده را به عنوان یک پروژۀ ملی یاد میکنند ولی ملت ما کوچکترین نقشی در مسائل هسته ای ما ندارند حتی حضرتعالی در دیدارتان با اعضاء نهضت آزادی حدیثی را بیان کرده اید به هر حال عوام نگاه میکنند ببینند باد به پرچم چه کسی دارد میخورد. مولا امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در خطبه ۲۱۰ میفرمایند: «و انما الناس مع الملوک والدنیا الا من عصم الله» مردم نوعاً با پادشاهان و قدرتمندان و دنیا هستند مگر کسی که خدا حفظش کند. یعنی مردم نوعاً درک سیاسیشان کم است. البته این در سابق بوده حالا نوعاً مردم ب مردم بیدار شده اند، نخبگان در جامعه زیاد هستند که مسائل را تشخیص بدهند این طور نیست که دولت هم بتواند از مردم مسائل را مخفی کند. واقعاً بایستی با نخبگان جامعه مشورت کنند و از نظرات آنها بهره برند. نظر شما در مورد برنامه هسته ای فعلی جمهوری اسلامی که من احساس میکنم کشور دارد تا آستانه جنگ پیش میرود - چیست؟ اشغال سفارت آمریکا اشتباه بود ] در مصاحبه های اخیر عرض کرده ام نباید بگذارند به جنگ و درگیری برسد، باید دوستانه مسائل را حل کنند. من بارها گفته ام که روزگاری فکر میکردیم اشغال
دیدار و گفتگوی جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاهها ۸۱ سفارت آمریکا درست بوده که آن هم درست نبوده حتی ما هم آن وقت تأیید کردیم، اما درست نبود چون اشغال سفارت معنایش اشغال یک قسمتی از کشور آمریکاست آن گذشت ولی فعلاً بایستی مصالح کشور در نظر گرفته شود. به عقیدهٔ من غیر از اسرائیل که ما نمیتوانیم روابط با آن داشته باشیم چون دولت غاصبی است با دولتهای دیگر باید روابط حسنه باشد و دوستانه مسائل را حل کنند. حاج آقا ما معذرت میخواهیم که وقتتان را گرفتیم دربارهٔ مسأله حجاب در جامعه چه میفرمایید؟ حجاب واجب است اما نه به زور] لطمه درباره حجاب و امثال آن ما آیه «لا اکراه فی الدین را داریم، اما اگر فرض کردیم به گونه ای باشد که بخواهند عده ای بی حجاب شده و باعث شود جوانها به فساد کشیده شوند و افراد فاسد سوء استفاده کنند و به طور کلی عفت عمومی میخورد، اینجا میتواند دولت جلوگیری کند و بگوید در جامعه اینگونه رفت و آمد نشود. بالاخره مصالح جامعه را هم باید در نظر گرفت گرچه اکراه در دین نیست. حجاب امر واجبی است اگر بی حجابی بخواهد توسعه پیدا کند و سبب بشود برخی ء استفاده کنند و جوّ فاسد و بی عفتی ایجاد شود دولت باید دخالت کند. امر به معروف و نهی از منکر یکی از مصادیقش هم اینجاست که جو جامعه از فساد به صلاح برسد، تشخیصش را باید عقلای قوم بدهند البته با فشار و زور و بگیر و ببند هم حجاب درست نمیشود حتی المقدور باید با نصیحت و موعظه و کار فرهنگی عمل شود؛ ولی بالاخره نمیشود در جامعه افراد آزاد مطلق باشند و هر کس هر کار میخواهد بکند، دلیل مهم آن این است که مصالح اجتماع بر مصالح فرد مقدم است، به عبارت دیگر حق اجتماع بر حق فرد تقدّم دارد. سوء والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته