کتابها ‹ دیدگاهها - جلد سوم ‹ بخش ۴
دیدگاهها - جلد سوم
بخش ۴ از ۱۳کتاب و سنت برای حاکمیت بر مسلمین شرایطی را استفاده میکنیم که بسا عقل هم با آنها مساعد باشد. شرایط زمامدار در اسلام ] اگر فرض کنیم امر دائر شود بین اینکه یک نفر عالم به موازین اسلامی حاکم باشد یا یک نفر غیر عالم پیداست عالم به موازین اسلامی مقدم است؛ چون مردم مسلمانند و میخواهند کشور مطابق موازین اسلامی اداره شود. قرآن هم میفرماید: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ اولوا الالباب»: «آیا آنهایی که عالماند با آنهایی که عالم نیستند یکسانند؟! آدمهای عاقل این را میدانند.» در سوره یونس (آیه (۳۵) خدا میفرماید: (أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقُّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدّی إِلا أَنْ یُهْدی: «آیا کسی که مردم را به حق هدایت کند سزاوار پیروی است یا کسی که دیگران باید او را هدایت کنند؟ امیرالمؤمنین در خطبهٔ ۱۷۳ نهج البلاغه میفرمایند: «إنّ أحق الناس بهذا الأمر أقواهم عَلَیه واعلَمَهُم بِأمر الله فیه»: «همانا سزاوارترین مردم به امر حاکمیت، تواناترین ایشان بر آن و داناترین آنان به فرمان خدا در آن. بنابراین اگر بنا باشد مطابق موازین اسلامی حاکمیت برپا شود، باید حاکم آگاه به موازین اسلام، مدیر مدبر شجاع و عادل باشد و حریص و طماع نباشد. اینها شرایطی است که ما در کتاب ولایت فقیه که چهار جلد عربی و ترجمه به فارسی هم شده ذکر کردیم. هر عاقلی میفهمد عالم بر غیر عالم مقدم و مدبر و مدیر بر غیر مدبر و مدیر و عادل بر غیر عادل مقدم است. اما در عین حال حاکمیت بر مردم، چون اساسش مردمند باید با رأی و نظر مردم شکل گیرد. حتی پیغمبراکرم هم بعد از آنکه مردم با ایشان بیعت کردند حاکم شدند. امام حسن مجتبی در نامه ای به معاویه میفرماید وقتی که پدرم از دنیا رفت ولانی المسلمون الامر من بعده» مسلمانها
مصاحبه خبرنگار نشریه «فرانکفورتر آلگماینه آلمان ۱۲۵ مرا والی قرار دادند پس معلوم میشود تحقق ولایت از ناحیه مردم است. پس از پیامبر و ائمه اطهار مردم چون مسلمانند و متعهد به موازین اسلامند، شرایطی که اسلام در کتاب و سنت برای حاکم ذکر کرده اگر در فقیهی وجود داشت، با رأی و نظر مردم حاکم میشود. ولایت فقیه نظارت ایدئولوگ اسلامی است ] ما در مجلس خبرگان که بودیم مثال میزدیم و میگفتیم که مردم شوروی از باب اینکه مارکسیست بودند طبیعی است کسی را که ایدئولوگ مارکسیسم باشد سرکار میآوردند، برای اینکه میخواستند کشورشان بر اساس موازین مارکسیسم اداره شود. ما هم چون مسلمانیم و اسلام منحصر در امور عبادی و اخلاقی نیست موازین حکومت، اقتصاد و سیاست را هم متعرض است، بنابراین آن کسی که حاکم میشود بایستی بجز عدالت و مدیریت به موازین اسلامی هم عالم باشد. تأکید میکنم حتماً باید مردم او را انتخاب کنند و پس از انتخاب هم مردم ناظر بر حاکمیتش باشند. خودسرانه کار نکند بلکه طبق موازین اسلام عمل کند. صَلَی اللَّهُ عَلم حتی پیغمبر واله وسلم و پیامبر و ائمه هم ولایت مطلقه ندارند ] و ائمه الهم ولایت مطلقه به این معنی نداشتند. قرآن می:فرماید: «فَاحْکُم بَیْنَهُم بِما أَنْزَلَ الله پیامبر بر طبق آنچه که به او دستور داده میشود باید عمل کند. این نظر ما در ولایت فقیه است اما ولایت مطلقه ای را که آقایان در بازنگری اضافه کردند من این را قبول نداشتم و به آن رأی هم ندادم. نفی شاخص بودن فرد در حکومت ] معنی این ولایت مطلقه فقیه که آقایان میفرمایند این است که یک نفر به عنوان شاخص قرار داده شود و در همه امور دخالت کند و کسی هم حق نداشته باشد به
O ۱۲۶ خطاها اعتراض کند در صورتی که حتی امیرالمؤمنین الا با اینکه ما آن حضرت را معصوم میدانیم در خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه میفرمایند: «فَلا تَکُفّوا عَنْ مَقَالَة بحق او مَشْوِرَة بعدل فإِنِّی لَسْتُ فی نَفْسی بفوق أن أخطئ»: «شما خودتان را باز ندارید از گفتار حق و مشورت عادلانه برای اینکه من فوق خطا نیستم بایستی مردم حاکم را راهنمایی و هدایت کنند تا به استبداد نرسد. در مورد نظریه شما در مورد ولایت فقیه چند نفر از آیات عظام در قم و در جهان تشیع هستند که نظر شما را قبول دارند؟ ولایت فقیه را علما قبول دارند چون اختراعی نیست ] آقایان نوعاً و اجمالاً ولایت فقیه را قبول دارند این نظریه اختراعی نیست، چون از کتاب و سنت استفاده میشود. از گذشته مسأله ولایت فقیه مطرح بوده ولی به صورت مدوّن در کتابها کمتر بوده است. مرحوم آیتالله خمینی در این زمینه در نجف سیزده درس گفتند، بعداً هم در مجلس خبرگان مطرح شد، چیز تازه ای نیست. مردم اساس حاکمیت اند ] من از همان اول نظرم این بود که اساس حاکمیت مردمند. مرحوم آیتالله خمینی نیز میفرمود: میزان رأی ملت است. حالا آقایان دم از رأی ملت میزنند اما انتخاباتشان تقریباً به انتصابات منجر میشود! حضرتعالی چه توصیه ای برای مردم عراق دارید با توجه به ناآرامی هایی که در آن کشور هست؛ و چه درسی را میشود از این تاریخچه ای که در ایران بوده گرفت و به مردم عراق داد که زودتر به صلح و آرامش برسند و این درگیریها کمتر بشود؟
مصاحبه خبرنگار نشریه «فرانکفورتر آلگماینه» آلمان اسلام با ترور و اجبار در عقیده مخالف است ] مردم عراق شیعه و سنّی چون همه مسلمانند بایستی بر طبق موازین اسلامی عمل کنند. این قتل عامها و ترورهایی که انجام میشود همه مخالف موازین اسلام است. از پیغمبراکرم صلی الله علیه وسلم نقل شده که فرمودند: «الاسلام قید الفتک» یعنی: «اسلام ترور را منع میکند.» وقتی که ابن زیاد آمد در کوفه یاران امام حسین در آنجا با مسلم بن عقیل صحبت کردند که در مجلسی که ابن زیاد میآید او را ترور کند اما مسلم بن عقیل او را ترور نکرد، پرسیدند چرا او را ترور نکردی با اینکه ابن زیاد شری بود که ریشه اش باید برداشته شود؟ در جواب گفت من یادم آمد که پیغمبر اکرم فرمودند: الاسلام قید الفتک» بنابراین این ترورهایی که برخی گروهها به اسم اسلام انجام میدهند آبروی اسلام را میبرند؛ اسلام با ترور اشخاص مخالف است، و قرآن هم درباره آزادی و عدم اکراه میگوید لا اکراه فی الدین»: «در دین اکراه و اجبار نیست. همچنین میفرماید لکم دینکم و لی دین . تفاهم ملی و رأی اکثریت راه نجات عراق] قاعده اش این است که مردم عراق اعم از شیعه و سنّی کرد و عرب، همه تفاهم کنند و یک حکومت طبق نظر اکثریت تشکیل دهند؛ چون نمیشود نظر همه افراد در حاکمیت اجرا شود. پس حتماً بایستی در رأی گیری ملاک اکثریت باشد، اکثریت هر نظر دادند به همان عمل کنند گروهها و سلایق مختلف باید منافع ملی کشورشان را ملاحظه نمایند. هر گروه از خواستهای خودشان کمی کوتاه بیایند قطعاً به توافق میرسند. با جنگ و ترور کار به جایی نمیرسد وضعیت عراق برای همه اهمیت دارد. من بارها درباره عراق مطالبی گفته ام و نوشته ام. البته در گذشته و تاریخ عراق حدود هشتاد سال حکومت دست اهل سنّت، بوده با اینکه شیعه در عراق اکثریت دارند.
حالا بعد از سقوط صدام شیعه ها معتقدند چون اکثریت با آنهاست پس حاکمیت باید با نظر آنان باشد در مقابل اهل سنت میخواهند همانگونه که هشتاد سال متصدی حاکمیت بودند در حال حاضر نیز حاکمیت دست آنان باشد! البته دنیا عوض شده و در همه دنیا ملاک اکثریت است ولی حقوق اقلیت هم باید حفظ شود حتی حقوق غیر مسلمانها مانند مسیحیها یهودیها، مجوسیها و...چون درباره حفظ حقوق اهل ذمه دین اسلام خیلی تأکید کرده است. جنابعالی در صحبتهایتان به اختلافاتی که در شیعه و سنّی هست اشاره کردید، با توجه به اختلافی که میان شیعه و سنّی در عراق هست و شما میفرمایید باید توافق صورت گیرد، الآن منازعات سیاسی که در لبنان هست باز هم ظاهراً بین یک گروه شیعه و دولت سنی است، به نظر شما چه جور گفتگویی باید صورت بگیرد بین اهل سنت و شیعیان تا اختلافها به حداقل برسد؟ سیاست یک بام و دو هوای حاکمان ایران ] باید هر گروهی از انحصار طلبی بیرون آمده و دیگران را بپذیرند و به رسمیت بشناسند. متأسفانه در لبنان هم سیاستهای غلطی دنبال میشود. مخالفان با نافرمانی مدنی علیه دولت قیام کرده اند مقامات ایران هم از نافرمانی مدنی آنها حمایت میک کنند؛ حال آنکه در ایران خودمان اگر کسانی تجمع کنند یا حرفی بزنند میگویند این براندازی نظام است. در کار آقایان تضاد هست که میان داخل و خارج تفاوت قائل میشوند. حرمت ذاتی انسان و نفی اجبار در عقیده ] در لبنان و عراق همه باید تفاهم کنند. اسلام با اینجور مشاجرات مخالف است. عرض کردم قرآن فرموده: «لا اکراه فی الدین این آیه به ما درس میدهد که در دین اکراه نیست و همه مسلمانها حق دارند اهل کتاب هم حق دارند از این انسان بما أنه
مصاحبه خبرنگار نشریه «فرانکفورتر آلگماینه» آلمان ۱۲ انسان حرمت ذاتی دارد و با خشونتها و ترورها حرمت انسان از بین میرود، هم در عراق هم در فلسطین مردم مظلوم فلسطین را هم آواره کرده اند و هر روز مزاحمشان میشوند. گروههای فلسطینی هم اگر با تفاهم و دوستانه مسائل را حل میکردند کار به کشمکش بین آنان نمیرسید. طمع زیادی که بعضی گروهها دارند افراد را تحریک میکنند و کار به اینجا میرسد که خود فلسطینی ها به روی هم اسلحه میکشند. لزوم تعامل و گفتگوی پیروان همۀ ادیان ] * بحث گفتگوی بین فرق مذهبی پیش آمد، شاید این سؤال من هم به نوعی به آن مرتبط باشد. میخواستم در مورد امکان گفتگو بین جهان اسلام و جهان مسیحیت صحبت کنید. موسی مسلمانها با همه مذاهب حتی با یهود هم باید تعامل و گفتگو داشته باشند. البته ما با صهیونیسم مخالفیم اما با یهود هیچ مخالفتی نداریم آنها هم تابع پیغمبر خدا حضرت هستند بنابراین تمام فرقی که معتقد به خدا هستند باید با هم تفاهم داشته باشند؛ به ویژه مسیحیان. قرآن میفرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنوا الیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذین آمَنوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارِی ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ . مسیحیها نوعاً استکبار ندارند گرچه بعضی از حکومتهایشان مستکبرانه عمل میکنند ولی باید با پیروان اسلام بنشینند و در جهات مختلف اعم از سیاست و اقتصاد و.... با هم هماهنگ باشند. آیا میتوانیم از صحبتهای شما چنین نتیجه گیری کنیم که میتوان جلوی برخورد تمدنها را گرفت و لازم نیست برخوردی به وجود بیاید؟ [ تفاهم تمدنها و انسانها به جای برخورد تمدنها ] بله تفاهم تمدنها باید باشد بلکه تفاهم .انسانها مولای ما امیرالمؤمنین علی در نامه ای که به مالک اشتر مینویسد میفرماید: «و لا تکوننّ عَلَیْهِم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلِهِمْ
فإنّهم صنفان إمّا أخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق» با مردم همچون جانور درنده مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری زیرا آنان دو دسته اند یا برادر دینی تواند یا انسانی همچون تو در آفرینش.» نظرات جنابعالی به عنوان نظریات معتدل و میانه رو در جهان اسلام معروف است. من میخواهم بدانم که آیا رسانه ای یا کانال ارتباطی با مردم و با جهان اسلام دارید؟ قربانی اعمال سانسور و محدودیت ] تنها کانال ارتباطی و اطلاع رسانی من سایت است که تا به حال سه مرتبه فیلتر شده. و نشریات و رسانه ها حق انتشار مطالب من را ندارند و اگر مطلبی منتشر کنند با آن نشریه برخورد قضایی میشود. است؟ با توجه به شرایطی که امروز هست وضعیت تدریستان و ارتباط شما با شاگردانتان چطور است درس البته با بالا رفتن سن انسان نمیتواند زیاد کار بکند ولی من شبهای سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه از کتاب جامع السعادات نراقی که کتاب خوبی اخلاق میگویم. با مردم هم ارتباط دارم. متأسفانه درب حسینیه شهدا که محل تدریس و برگزاری مراسم سوگواری و عزاداری بود بسته اند دو تا عکس از آقایان به دیوارش نصب کرده اند و باعث بدبینی مردم نسبت به آنها شده اند. از نظر جا در چیست؟ مضیقه هستیم و باید پرسید بستن درب حسینیه چیس رابطه دین و سیاست ] * سؤال آخر از حضور جنابعالی شما فکر میکنید دین و امور حکومتی تا چه میزان باید با هم تداخل داشته باشند و تا چه میزان باید از همدیگر جدا باشند؟
مصاحبه خبرنگار نشریه «فرانکفورتر آلگماینه» آلمان ۱۲ من عرض کردم دین مقدس اسلام منحصر به مسائل عبادی و اخلاقی نیست، مسائل حکومت و سیاست و اقتصاد و... نیز در اسلام هست بنابر همین مطلب است که آیتالله خمینی میگفتند کسی که بخواهد دین را از سیاست جدا کند نه دین را فهمیده است نه سیاست را البته از دین نباید استفاده ابزاری کرد. آقایان متأسفانه استفاده ابزاری از دین میکنند و الا اگر به موازین دینی ملتزم باشند و حقوق دیگران را رعایت کنند اشکالی پیش نخواهد آمد. سوء استفاده سیاسی از دین به دین ضرر میزند. من از صحبتهای شما خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار دادید خیلی ممنونم افتخار بزرگی بود برای من امیدوارم خدا به شما سلامتی بدهد و همیشه سالم و سربلند باشید. خبرنگار امانت دار است ] ان شاء الله شما هم در کارتان موفق باشید. در کارتان موفق باشید سعی کنید به عنوان خبرنگار واقعیات را منعکس کنید، خبرنگار امانتدار است و باید آنچه را مشاهده میکند گزارش کند. مبادا یک جایی تحت تأثیر جوّ قرار بگیرید و حقایق را منعکس نکنید. خبرنگاری شغل شریفی است اما به شرط اینکه امانتدار خوبی هم باشید. ان شاء الله موفق باشید.
بیانات معظم له در دیدار جمعی از علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان ۱۳۸۵/۱۰/۳۰ در سالگرد درگذشت آقای مهندس مهدی بازرگان دبیر کل نهضت آزادی ایران و نخست وزیر دولت موقت اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی و علاقه مندان مرحوم بازرگان از شهرهای مختلف پس از شرکت در مراسمی که در قم بر سر مزار آن مرحوم تشکیل شده بود با حضرت آیتالله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند؛ مشروح این دیدار که با بیانات معظم له آغاز شد بدین شرح است: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) بسم الله الرحمن الرحیم و لَنَبلونکم بِشی مِنَ الخَوف والجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأموالِ وَالْأَنفسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ. الذینَ اذا أصابتهم مصیبةٌ قالوا انا لله و انا الیه راجعون. اولئک عَلیهِم صَلواتٌ مِنْ رَبِّهِم وَ رَحْمَةٌ وَ اولئکَ هُمُ المُهْتَدُونَ) فضائل و سجایای مهندس بازرگان ] در آغاز، سالروز درگذشت مرحوم مهندس بازرگان را به شما برادران و خواهران و همه علاقه مندان، تسلیت میگویم درجاتش عالی است، خداوند متعالی گرداند و به همه بازماندگان و علاقه مندان ایشان صبر و اجر عنایت کند. مرحوم مهندس بازرگان از افرادی بودند که واقعاً الگوی دیگران بود و در برهه ای
بیانات معظم له در دیدار جمعی از علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان از زمان بسیاری از کسانی را که از دین بیگانه شده بودند به اسلام دین و معنویت جذب کرد آن مرحوم نسبت به دین و معنویت مرد عمل بود. خاطره ای را در این خصوص قبلاً عرض کردم؛ یک وقتی در حسینیه ارشاد آقای میناچی یک عده ای را دعوت کرده بود از جمله: شهید مطهری مرحوم شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی و مرحوم بازرگان و بنده در آن جلسه بودیم. جلسه ای بود که مباحث مختلف تاریخی سیاسی و انتقادی مطرح میشد ناگهان دیدیم مرحوم مهندس بازرگان در جلسه نیستند؛ بعد دیدیم رفته است گوشه ای سجاده اش را انداخته و چون وقت نماز بود داشت نماز اوّل وقت میخواند؛ مرحوم آقای مطهری گفتند: ما یک عده آخوند و روحانی اینجا نشسته ایم و مباحث بی فایده ای را مطرح میکنیم و مهندس رفته نمازش را اول وقت میخواند ان شاء الله من هم عرائضم را زودتر تمام میکنم آقایان هم به نمازشان میرسند خلاصه اینکه ایشان وجودش واقعاً برای تمام نسل ها به ویژه نسل جوان جاذبه داشت. این گونه نیست که قدرت جذب افراد به دین و معنویت از آن روحانیون تنها باشد. ایشان مردی بود که در عین حالی که دانشگاهی، درس خوانده و سیاسی بود و متخصص در این امور بود با این حال به جهات دینی بسیار اهمیت میداد تصدی حکومت ارزشی جز برای بپاداشتن حق ندارد ] توصیه میکنم هم به خودم و هم به شما برادران و خواهران که دنیا خوب یا بد میگذرد مولی امیرالمؤمنین میفرماید: «ما اصفُ مِن دارِ اوّلها عناء و آخرُها فَناء» من چگونه توصیف کنم دنیایی را که اولش سختی و پایانش فناست همه ما رفتنی هستیم پس باید برای آن عالم فعالیت و کار کرد امیرالمؤمنین هنگامی که فرمانده کل قوای مسلمین بودند در ذی قار - ظاهراً منطقه ای بوده نزدیک همین العماره کنونی در عراق نشسته بودند کفششان را وصله میکردند حضرت به ابن عباس که ظاهراً اعتراض داشت فرمودند این کفش من چقدر میارزد؟ گفت: قیمت ندارد و به
= نقلی گفت: «کسرة درهم»! یک درهم شکسته بنابر آنچه در نهج البلاغه (خطبه ۳۳) آمده حضرت فرمودند: «وَالله لهی احب الی من إمرتکم الا ان أقیم حقاً او ادفع باطلاً» «به خدا قسم این کفش پاره محبوب تر است نزد من از حکومت بر شما مگر اینکه حقی را بپا دارم یا جلوی باطلی را بگیرم برای اینکه کفش رفع حاجت آدم را میکند اما حکومت جز مسئولیت هیچ چیز دیگری نیست و آدم عاقل حتی المقدور سراغ مسئولیت نمیرود مگر اینکه از باب ضرورت به عهده اش بیفتد که آن وقت وظیفه است؛ لذا فرمودند: «مگر اینکه حقی را به پا دارم یا باطلی را برطرف و دفع کنم حکومتی که انسان نتواند کاری برای اسلام و جامعه انجام بدهد جز وبال و گرفتاری نیست. = به اندازه توان اشکالات را بگوئید ] آقایان به اندازه قدرت و توانتان در مسائل باید تذکر بدهید. که ان شاءالله تذکر برای مؤمنین مفید است. برخی مسئولین خیال میکنند باید مردم خفه شده و هیچ نگویند؛ در خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه مولی امیرالمؤمنین میفرمایند: «فَلا تکفُوا عَن مقالة بحق أو مشورة بعدل فانّی لستُ فی نفسی بفوق أن أخطیء الا ان یکفی الله». علی الا با اینکه ما ایشان را معصوم میدانیم میفرماید: «شما خودتان را باز ندارید از گفتار حق و مشورت عادلانه من ذاتاً فوق خطا نیستم»؛ سپس میفرمایند: «مگر اینکه خدا مرا کفایت کند. این دستور حضرت است که از گفتار حق و مشورت عادلانه دست برندارید و باید مسائل گفته شود الحمدلله آقایان به اوضاع و امور توجه دارند و لازم است به اندازۀ قدرت و توانتان اشکالات را بگویید در حال حاضر دو موضوع خیلی به نظر من در کشور ما مهم است: برخورد عاقلانه و مذاکره با قدرتها ] نکته اوّل اینکه بالاخره آمریکا گرچه ما میگوییم مرگ بر آمریکا ولی اینها
بیانات معظم له در دیدار جمعی از علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان قدرتی هستند، امکانات هم ۱۳۵ دستشان هست من نمیخواهم بگویم سیاست آنها درست است با اینکه رفتاری که آنها دارند در آینده به ضرر خودشان است چنانچه آمریکا در ویتنام شکست خورد در عراق با اینکه میلیارها دلار خرج کرد شکست خورد و به اهداف خود نرسید و باید از عراق خارج شده و حکومت را به دست خود عراقیها بدهند اما دست بردار نیستند؛ با این اوصاف انسان باید با دشمن عاقلانه برخورد کند و به گونه ای نباشد که آنها را تحریک کنیم اینها باعث میشود مشکلاتی برای کشور ما پدید آید باید با گفتگو مسایل را حل کرد. من یادم هست در جنگ ویتنام آمریکایی ها با ویت کنگها که جنگ داشتند در ویتنام جنگ ادامه داشت اما در پاریس با هم جلسه داشتند و مذاکرات برقرار بود تندرویها به ضرر مردم و کشور است و بایستی این مسأله جوری باشد که دشمنان ما تحریک نشوند. وزیر خارجه آمریکا به منطقه آمده و کشورهای عربی را دارند علیه ما به ناحق بسیج میکنند. ما با این ناحق باید جوری برخورد کنیم که دودش در چشم ملت نرود. البته اینکه چه کار باید کرد؟ عقلای قوم و اهل خبره و بصیرت میدانند که باید چگونه با ظرافت برخورد کرد و مسائل و مشکلات را حل کرد و از شعارهای تند و تحریک آمیز پرهیز نمود تا هزینه کمتری را مردم متحمل شوند. این نکته اوّل. چرا مردم با وجود ثروت نفت و گاز فقیرند؟] نکته دوّم: آنچه خیلی ما لمس میکنیم و به ما مراجعه میکنند، مردم همه مینالند و از رسانه ها هم معلوم میشود؛ مسألۀ فشار اقتصادی و گرانی سرسام آور است. در این باره آیا نباید مسئولین تلاش کنند؟! بعضی کشورها نفت و گاز ندارند با این حال کشورشان را از نظر اقتصادی اداره میکنند و روی پایشان ایستاده اند اما ما با اینکه این همه نفت و گاز و منابع دیگر داریم خرجهای بیهوده انجام میدهیم و به فکر دیگر کشورها هستیم ولی به فکر گرفتاری مردم خودمان نیستیم و متأسفانه روز به روز
O ۱۳۶ مایحتاج عمومی گران و گرانتر می.شود آقایان برای حل معضلات اقتصادی تصمیمات مقطعی انجام میدهند مثلاً میگویند به حقوق کارمندان فلان مقدار اضافه کرده ایم ! برخی از مسئوولان علی رغم گرانیها و فشارها میگویند: بیش از ۱۳٪ تورم نداریم در صورتی که انسان وقتی که بررسی و سؤال میکند میبیند در برخی مانند مسکن و....بیش از ۵۰% قیمتها بالا رفته است؛ اینکه بیاییم تحلیل کرده، مصاحبه کنیم و بگوییم: «تورم از ۱۳٪ بیشتر نیست و گرانی نداریم و وضعمان الحمدلله خوب است با این تحلیلها و شعارها که مشکلات و معضلات اقتصادی برطرف نمیشود در هر صورت بایستی که دولت و مسئولین از خرجهای بیهوده از مسافرتهایی که هیچ فایده ای برای مردم و کشور ندارد جلوگیری کنند. واقعاً این نفت و گاز مالکش همۀ مردم هستند، مردم فقط یک عده خاص نیستند که برخی حقوق و امکانات کلان داشته باشند و یک کارمند یک معلم و یک کارگر با حقوق خیلی کم و بخور و نمیر بخواهد زندگی کند. مردم ما با اینکه به این وضعیت اعتراض نمیکنند و ساکت اند، اما میفهمند و خوب هم میفهمند بایستی برای مردم کاری کرد و شما آقایان برادران و خواهران و همۀ اقشار هم به اندازه قدرتتان، به اندازه توانتان دوستانه به آنهایی که دست اندرکارند تذکر بدهید مردم دولت را انتخاب کرده اند نه برای شعار دادن! بلکه شعار مقدمه کار است و ما خیال میکنیم با شعار دادن کشور اداره میشود. هر روز تکرار میکنیم که فلان چیز حق مسلم ماست. خیلی خوب! حقتان است؛ اما حق را باید به گونه ای گرفت که مشکلات پدید نیاید و بهانه به دست دیگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همین است که آقایان میگویند و ما حق و حقوق دیگری نداریم؟! برادران و خواهران که تشریف دارید از علاقه مندان به مرحوم مهندس بازرگان هستید ایشان از آن گروه آدمهایی بود که ساکت نبود و برای همین در زمان شاه یادتان هست به چه تبعیدها و زندانها - مثل زندان برازجان و جاهای دیگر گرفتار میشد . با این حال ایشان وظایف خود نسبت به جامعه را انجام میداد.
بیانات معظم له در دیدار جمعی از علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان صبر در مشکلات ناشی از تواصی به حق ] * انسان وظیفه دارد حقایق را بگوید و صبر هم داشته باشد. خداوند در سورهٔ «والعصر» میفرماید: بسم الله الرّحمن الرّحیمِ وَالعَصر إِنَّ الانسانَ لَفِی خُسر (قسم به عصر و زمانه همانا انسانها در (زیانند الا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند اگر ما صالحات را انجام دادیم کافی است؟ نه وَ تَواصَوا بِالحَقِ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ «تواصوا» باب تفاعل است یعنی: به یکدیگر سفارش کنید به اینکه پشتیبان حق باشید و حق را بگویید. طبیعی است که گفتن حق دنبالش زندان اوین و جاهای دیگر در پی دارد لذا میفرماید: «وَ تَواصَوا بالصبر صابر و بردبار باشید در مشکلات. در این سوره به عصر و زمانه قسم میخورد. این قسم به «عصر» به نظر میآید قسم به تاریخ باشد همیشه خدا قسمهایی که دارد با مطالبی که دنبالش میآید تناسب دارد. قسم به عصر و زمانه :یعنی به تاریخ که پر است از حوادث سخت و ناگوار که انسانها در ضرر و زیانند مگر کسانی که ایمان کامل دارند و کارهای نیک را انجام میدهند و در مقابل جامعه هم مسئولیت دارند. خدایا ما را وادار به آنچه رضای تو در آن است بازدار از آنچه سخط تو در آن است. خدایا ملتمسین دعا ملتمسات، دعا حاجت روا .فرما. خدایا رفتگان خاک و مرحوم مهندس بازرگان و سایر بزرگانی که به اسلام و دین خدمت کردند درجاتشان را عالی کن و با محمد و آل محمد محشورشان فرما. خدایا بحق محمد و آل محمد تعجیل در فرج امام زمان (عج) بفرما. عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. خدایا به این برادران و خواهرانی که زحمت کشیدند از تهران و جاهای دیگر جمع آمدند، اجر عنایت فرما. شدند و من در پایان از همه برادران و خواهران عذرخواهی میکنم وقت نماز و وقت ناهار است و قاعده اش هم بود از بیانات آقایان استفاده کنیم. حالا اگر آقای دکتر یزدی مطلبی دارند بفرمایند. ان شاءالله همگی موفق و موید باشید.
سخنان آقای دکتر ابراهیم یزدی بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین من از طرف خودم و از طرف اعضاء شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و دیگر اعضاء و علاقه مندان نهضت از شهرستانهای مختلف ایران از، اصفهان، زنجان، قزوین، نائین، کاشان، تبریز، میاندوآب، قم و شهرهای مختلف که اینجا آمده اند؛ از فرمایشات جنابعالی تشکر میکنم و از رهنمودهایی که دادید. ما وظیفه خودمان میدانیم که هر بار که بر سر مزار مرحوم مهندس بازرگان گردهم میآییم تا پیمانهایمان را تجدید بکنیم و از روح بزرگ آن مرحوم مدد بگیریم، خدمت حضرتعالی هم برسیم. شما مجسمه استقامت و مقاومت هم در دوران استبداد ستم شاهی بودید و هم در این دورانی که به نام حکومت اسلامی کارهایی شده است و میشود که حقاً درست نیست که اینها به نام اسلام انجام شود خوشبختانه نهضت آزادی ایران با پیروی از آن سنتهای نیکویی که بزرگان به جا گذاشته اند و جنابعالی هم اشاره ای فرمودید، دست از مقاومت و ایستادگی خودش برنداشت و نمیدارد به رغم اینکه فشارها علیه نهضت همچنان ادامه دارد؛ بعضاً از تشکیل جلسات ما خودداری میکنند و دوستان ما را در تهران و شهرستانها مرتباً وزارت اطلاعات میبرد و میآورد. هر کس هم که در جلسات شرکت کند مورد ایذاء و اذیت قرار میگیرد پرونده محاکمات نهضت آزادی دوستان و اعضا همچنان مفتوح است، وثیقه های سنگینی که از دوستان ما گرفته اند به رغم گذشت زمان همچنان آزاد نمیکنند کسانی هستند که پس از محاکمه هنوز وثیقه دارند. به عنوان مثال در خراسان یکی از علاقه مندان شش ماه زندان موقت بود اما دادگاه فقط او را به چهار ماه زندان محکوم کرده دو ماه هم طلب دارد اما سندهای وثیقه او را آزاد نمیکنند. دائماً دوستان ما را اذیت میکنند. جلسات را بعضاً میآیند به هم میزنند اما به فضل الهی و با استمداد از ارواح بزرگان؛ دوستان نهضت آزادی ایران همچنان محکم ایستاده اند. پیرامون آن مسائلی که حضرتعالی اشاره کردید چون مسأله گرانی و مسأله بحران انرژی هسته ای و سیاستهایی که در زمینه های بین المللی به کار برده میشود و دائماً دشمن تراشی میکنند در تمام این موارد نهضت آزادی مواضع
بیانات معظم له در دیدار جمعی از علاقه مندان مرحوم مهندس بازرگان ۱۲ خود را بیان کرده است و میکند و از این فشارها هم نهراسیده است و نمیهراسد. تا زمانی که نفس داریم و این قلبهایمان میتپد ما احساس میکنیم که وظیفه داریم حق مردم را بیان کنیم با هر زبانی که باشد البته با زبان ادب احترام و قانون و نه فراتر از قانون و نه چیزی کمتر از قانون گفته ایم و میگوییم. برخی از مطالبی که در این ماههای اخیر یا در این روزهای اخیر پیرامون مسائل مبرمی که فرمودید وجود دارد، نهضت مطالبی نوشته است که بنده نُسخی را آورده ام که خدمتتان تقدیم کنم علاوه بر این مجموعه اسناد نهضت آزادی ایران در طول چهل و پنج سال گذشته به صورت لوح فشرده تکمیل شده خدمتتان تقدیم میکنیم مجدداً از فرمایشات و از رهنمودهایتان صمیمانه تشکر میکنیم امیدواریم همچنان دعای خیر شما بدرقه راه پویندگان و جویندگان راه حقیقت و مبارزین نهضت آزادی باشد؛ تا زمانی که آزادی برای ملت ما تحقق پیدا نکرده است جنبش برای آزادی ادامه دارد نهضت ادامه دارد و امیدوار هستیم که خداوند هم کمک کند من حیث لا یحتسب» که بر توفیقات این مجموعه افزوده بشود. مهمترین مسأله این است که ما به مردم بگوییم نباید ناامید شوید باید امیدوار بود و به دلیل اینکه بعضی از کارها صورت میگیرد ما نباید منفعل بشویم و صحنه را خالی بکنیم. خوشبختیم و به درگاه ایزد منان دعا میکنیم که خداوند این توفیق را به این جمع ما داده است که به رغم همه ناملایمات همچنان در صحنه حضور داشته باشیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۵/۱۰/۳۰ دفتر آیتالله العظمی منتظری
۱۳۸۵/۱۱/۷ (((۲۷) دیدار اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان روز جمعه ۱۳۸۵/۱۱/۶ در قم با حضرت آیتالله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. در ابتدای این دیدار آقای عمادالدین باقی دبیر انجمن ضمن معرفی اعضاء همکاری حقوق دانان وکلاء و اعضاء را فقط بر اساس حس انسان دوستی و داوطلبانه اعلام و فعالیت انجمن را حمایت از حقوق همۀ زندانیان اعم از سیاسی و غیرسیاسی توصیف و معرفی وکیل برای زندانیانی که توان یا جرأت گرفتن وکیل را ندارند از دیگر فعالیتهای این انجمن نام برد. به گفته وی این انجمن بزرگترین تشکل غیر دولتی در سالهای اخیر است که به حقوق بشر به ویژه زندانیان اهتمام دارد. پس از سخنان دبیر انجمن حضرت آیتالله منتظری به ایراد سخن پرداختند: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین کارهای انسانی را با عزم جزم و صبر تا آخر ادامه دهید ] در ابتدا از آقایان و خانمها به واسطهٔ زحمات طاقت فرسایی که تحمل میکنید تقدیر و تشکر میکنم و از خداوند بزرگ میخواهم شما را همیشه موفق و مؤید بدارد تا در این امر انسانی روز به روز با استقامت تر از گذشته به فعالیت ادامه دهید. انسان یا نباید پای در کاری بگذارد یا اینکه عزم خودش را جزم کند که تا آخر با صبر و تحمل بماند. این جاست که خداوند هم به او کمک میکند و اجر میدهد. خداوند در سورۀ «والعصر» میفرماید: «بسم الله الرّحمن الرَّحیم وَالعَصر إِنَّ الانسانَ لَفِی خُسر
دیدار اعضای انجمن حمایت از حقوق زندانیان ۱۴۱ (قسم به عصر و زمانه، همانا انسانها در زیانند؛ الا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند؛ اگر ما صالحات را انجام دادیم کافی است؟ نه! ﴿ وَ تَواصَوا بِالحَقِ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ، (و سفارش به حق و صبر کنند). در پی خیلی فعالیتها برخورد و زندان هست ولی باید صبر و تحمل کرد. در قرآن آن قدر که مقام و منزلت برای صابران قایل شده است برای دیگران قایل نشده است. میفرماید: «انّما یُوفَی الصَّابِرُونَ أَجرَهُم بِغَیرِ حِسابِ؛ (همانا به صابران بدون حساب مزد و اجر داده میشود). دنیا محل تزاحم حق و باطل است. و طبعاً زندان، محرومیت و دیگر گرفتاریها را در پی دارد. در زمان هبوط آدم، دو فرزندش یکی حق بود و یکی باطل و بین آنان برخورد وجود آمد؛ و این سنت ادامه دارد. ما دائم در حال امتحان شدن هستیم. قرآن میفرماید: الّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاتَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیْکُم اَحسَنُ عَمَلاً) خداوند) مرگ و زندگی را خلق کرد تا مشخص شود کدام یک از شما عمل احسن و برتر دارید؛ خدا این را میداند؛ میخواهد در عمل به ما هم ثابت شود. بنابراین دنیا محل تزاحمات و تصادم هاست. به جای فشار در داخل و امتیاز در خارج با مردم مهربان باشید ] درباره وضعیت فعلی کشور و فشارهای بین المللی که ما به طور جدی با آن روبرو هستیم مطلبی را لازم است بگویم آیا عاقلانه ترین راه چیست؟ آیا بهتر نیست علاوه بر پرهیز از تندروی ها - فضای باز سیاسی در کشور حاکم شود؟ آیا نباید با مردم خودمان مهربان تر شویم؟ متأسفانه هنوز در برخی جاها از اساتید دانشگاه، دانشجویان، فرهیخته گان و مردم عادی به بهانه های واهی یا سیاسی زندانیاند. روش عاقلانه در این وضعیت حساس این است که آنها آزاد شوند. متأسفانه برخی در مقابل خارجی ها حاضرند کوتاه بیایند اما در مقابل مردم خودمان کوتاه نمیآیند. زمانی که ما در زندان بودیم پس از گذشت شش ماه در سلول انفرادی و برگشت از پرونده خوانی شب لباسهای مرا آوردند و به بهداری زندان اوین منتقل کردند. در
بهداری زندان آیتالله طالقانی و آقایان هاشمی رفسنجانی انواری، لاهوتی، مهدوی کنی و خلاصه هفت نفر روحانی بودیم ما را در آنجا جمع کردند. وقتی همدیگر را دیدیم گویا دنیا را به ما داده اند. من در بین صحبت ها گفتم چرا حکومت ایران در مقابل روسها که شهرهای ایران چون قفقاز را گرفته است این قدر کوتاه آمده اند آنجا ظاهراً شنود گذاشته بودند. فردایش که روز عاشورا بود سرهنگ و زیری به سراغ ما آمد در ضمن صحبتها گفت آخر ما توان مقابله با روسها را نداریم آنها قدرت دارند! واقعیت هم همینگونه است برخیها زورشان به مخالفان خارجی نمیرسد ولی بر مخالفان فشار میآورند. به قول سعدی: گربه شیر است در گرفتن موش لیک موش است در مصاف پلنگ [ تقسیم شهروندان به خودی و غیر خودی برخلاف قرآن است ] این نظریه ای که آقایان مطرح میکنند به نام خودی و غیرخودی» و به واسطهٔ آن بسیاری از نخبگان و مردم را به حساب نمیآورند و تنها اقلیتی را صاحب کشور و انقلاب میپندارند بر خلاف آن چیزی است که قرآن از پیامبرش میخواهد. صلی الله علیه خداوند در خطاب به پیامبر میفرماید: «فبما رحمة من الله لِنتَ لَهُم ولَو کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ القَلْبِ لانفضُّوا مِنْ حَولِک، ای پیامبر در اثر رحمت خدا نرمخو هستی برای مردم و اگر تندخو و خشن بودی از کنارت پراکنده میشدند) ﴿فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاستغفر لَهُم، آنان را عفو کن و برای آنان استغفار نما). ۶ مشورت با مخالفان در قرآن ] شاورهم فی الامر، نکته جالب اینکه پس از دستور عفو و استغفار برای آنان که طبعاً مخالفین میباشند میفرماید با آنان در امور مشورت کن و به قول امروزی ها آنان را به بازی بگیر این نکته دارای اهمیت است. موافقان که همیشه با تو هستند مهم این است که به مخالفان بها دهی و از نظرات آنها استفاده کنی. با این
دیدار اعضای انجمن حمایت از حقوق زندانیان ۱۴۳ روش دیگر خودی و غیر خودی معنی ندارد. متأسفانه ما از مخالفان خود که در میان آنها افراد نخبه متعهد و متخصص هم هست به بهانه غیر خودی بودن استفاده نمیکنیم. من امیدوارم تا دیر نشده است مسئولان کمی بیدار شوند و از انحصار طلبیها دست بردارند. [ انواع زندان در اسلام و منع حبس بیش از ۶ روز] نکته دیگری که به مناسبت فعالیت شما برادران و خواهران درباره زندانیان باید تذکر دهم این است که ما در اسلام سه نوع زندان داریم ۱ - زندان به عنوان حدّ ۲ - زندان به عنوان تعزیر ۳ و زندان اکتشافی در نوع سوم برای ثبوت جرم و تحقیق و کشف جرم مجرم را زندان می.کنند در روایت معتبری از امام صادق نقل شده که فرمودند: «اِنَّ النبی کان یحبس فی تهمة الدم ستة ایام، فان جاء اولیاء المقتول بِثَبَتٍ ال والا خلی سبیله» (وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص (۱۲۱) در این روایت معتبر امام صادق از نبی اکرم صلی الله علیه وسلم نقل میکند که در مورد متهم به قتل پیامبر عملاً او را تنها شش روز زندانی میکرد اگر اولیای دم دلیل محکمی علیه متهم اقامه میکردند جرم ثابت میشد و گرنه آزادش میکردند. اما متأسفانه در این زمان ماهها افراد را بازداشت موقت و پس از مدت مدیدی آزادش میکنند گاهی هم تبرئه میشود در روایات داریم که: «رُبَّ ذَنبٍ مِقدار العُقوبَة علیه اعلام المُذنب به یعنی چه بسا جرم و گناهی که مقدار عقوبت آن فقط اعلام گناه به مجرم است که تو این کار را کرده ای و ما اطلاع داریم و همین برای او کافی است. دلایل عدم قابلیت اثبات و اجرای سنگسار ] نکته ای که یکی از خواهران سؤال کردند دربارۀ سنگسار بود. پاسخ در این مجال نمیگنجد ولی به طور مختصر میدانید که اصل این حکم در دین یهود بود. آنها زیاد این حکم را اجرا میکرده اند. در زمان پیامبر هم کم و بیش موردی بوده که این صلی الله عالم
حکم اجرا شده است. اما دو مطلب اینجا هست یکی اینکه ثابت شدن زنای با احصان که علت سنگسار است؛ خیلی مشکل و قریب به محال است. چون یا باید طرف از روی اختیار و نه تهدید ترس یا شکنجه چهار بار اقرار کند یا چهار نفر شاهد عادل همزمان شهادت دهند که او را به نحو خاص دیده اند و در اینجا علم قاضی هیچ اعتباری ندارد مطلب دیگر اینکه اگر شخص اقرار کرد اما پس از اقرار انکار کرد در اینجا انکارش مسموع است و حکم رجم برطرف میشود و اگر انکار نکرد باید جوری باشد که مجرم بتواند فرار کند درباره اجرای احکام از برخی روایات استفاده میشود که اگر شرایطی است که موجب وهن و سستی دین میشود مثلاً در کشورهای خارجی - نباید حکم اجرا شود و بالاخره اثبات جرم زنای با احصان که به موجب آن حکم سنگسار اجرا میشود بسیار مشکل است و این حکم در حقیقت خاصیت بازدارندگی به قول معروف مترسک را دارد. لازم به ذکر است که در پایان به درخواست حضار، آیتالله منتظری به ذکر خاطراتی از زندان و شهید محمد منتظری پرداختند. ۱۳۸۵/۱۱/۷ دفتر آیتالله العظمی منتظری
پاسخ به پرسشهایی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران حضرت آیتالله العظمی منتظری ۱۳۸۵/۱۱/۱۹ با عرض سلام و آرزوی سلامت و تندرستی برای جنابعالی موجب امتنان خواهد بود که به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: پرسش ۱: برخی معتقدند که انقلاب در ابتدا از مسیر خود منحرف شد. در صورتی که با این نظر موافقید، دلایل آن را چگونه ارزیابی میفرمائید؟ پرسش ۲: برخی معتقدند که مشکلات ایران حاصل خارج شدن دین از قلمرو رسالت خویش و ورود آن به قلمرو حکومت است. نظرتان را بیان فرمائید؟ پرسش : وضعیت فعلی کشور و فشارهای بین المللی در ایران را چگونه ارزیابی میفرمائید، دلایل و راه حل آن چیست؟ پرسش ۴: نقش ایران در سیاست عراق را چگونه ارزیابی میفرمائید؟ و نظرتان را دربارهٔ اختلافات شیعه و سنی بیان فرمائید؟ پرسش ۵: نظرتان را دربارهٔ برقراری رابطه با آمریکائیان بیان فرمائید؟ بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت متقابل؛ با احترام و امتنان ستاره درخشش ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۵
انقلاب اسلامی برای کسب آزادی و عدالت اجتماعی و نفی استبداد بود ] چون در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب هستیم قبل از پرداختن به پاسخ های جنابعالی ذکر این نکته ضروری است که مردم ما در آغاز انقلاب در شعارهای خود میگفتند: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ در زمان شاه نفت ما به قیمت خود فروخته میشد و پول ما نیز در جهان ارزش داشت ولی چیزی که مردم را رنج میداد و آنان را به سوی انقلاب سوق میداد استبداد شاهانه و اختناق، قانون شکنی، فشار ساواک سلب آزادیها و غارتگریها و فساد اجتماعی بود؛ مردم در برابر این خصلتها برای کسب، آزادی عدالت، اجتماعی، رفع تبعیضات و تشکیل جمهوری اسلامی یعنی حکومتی مردمی توأم با موازین اسلامی قیام کردند؛ در نظر مردم استبداد استبداد، است خواه از ناحیه شاه باشد خواه از ناحیه روحانیت. مردمی که شعارشان «جمهوری اسلامی بود معلوم بود حاکمیت اسلام را پذیرفته اند و مقصودشان از آزادی، آزادی بیان و اظهار نظر در مسائل سیاسی و اجتماعی میباشد، رسانه های گروهی کشور متعلق به همۀ طبقات جامعه است نه قشر خاصی و بالاخره مردم میدیدند اختناق در جامعه حکم فرماست، لذا برای نجات از این وضعیت به انقلاب روی آوردند. به عبارت دیگر پیش از انقلاب در کشور رژیمی مستبد و خودسر با زور و اختناق و بی اعتنای به عقاید و افکار عمومی و با تکیه بر قدرتهای خارجی حکومت میکرد، و وابستگان رژیم در سایه قدرت سلطنت کشور و ثروت آن را ملک طلق خود میپنداشتند، ثروت کشور به یغما میرفت در صورتی که اکثریت قاطع مردم در فقر و محرومیت به سر میبردند در این صورت هم عقل و هم شرع حکم میکرد که مردم نباید در برابر ظلمها و زورگویی ها و چپاولها ساکت و بی تفاوت باشند، همانگونه که ظلم و تعدی گناه است تحمل ظلم نیز گناه است مگر اینکه انسان ناتوان باشد. خدا غیرت و شهامت را در سرشت انسان قرار داده تا از حق خود ناموس خود، کشور
پاسخ به پرسشهایی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۴۷ خود و دین خود دفاع کند. پس بر این اساس اصل قیام برای انقلاب اسلامی یک وظیفه وجدانی و شرعی بوده است. با این مقدمه به پاسخ پرسشهای جنابعالی میپردازم پاسخ ۱: اصل انقلاب و تشکیل نظام جمهوری اسلامی کار بزرگ و مقدسی بود که به وسیلهٔ نهضت همۀ طبقات ملت و به رهبری مرحوم آیتالله خمینی انجام شد، و به مردم وعده های زیادی و از جمله آزادی سیاسی و توسعۀ اقتصادی و فرهنگی داده شد و اهداف والا و با ارزشی در نظر بود که متأسفانه به بسیاری از آنها دست نیافتیم. کارکرد نظام را نه میتوان مطلقاً منفی شمرد و نه مثبت. هم کارهای مثبتی انجام شده و هم کارهای زیانباری که برخلاف مصالح اسلام و ملت و کشور بوده است و متأسفانه نوعاً به نام اسلام انجام شده و میشود. علل دست نیافتن به اهداف انقلاب ] به طور اجمال علت مشکلات پیش آمده را میتوان چنین بیان نمود: الف: روشن نبودن ابعاد حکومت دینی برای متصدیان امور؛ فقهای شیعه به دلیل انزوای سیاسی در طول قرون متمادی توفیق تبیین ابعاد حکومت دینی متناسب با زمان و وظایف حاکم و حقوق ملت را پیدا نکرده بودند و جمهوری اسلامی اوّلین تجربه حکومت دینی به وسیله فقهای شیعه بود. ب قانون اساسی نیز اولین تجربه ای بود که توسط خبرگان هر چند دلسوز - ولی بدون تجربه تنظیم شد و طبعاً دارای نقائص و تضادهایی میباشد از جمله اینکه مسؤولیت ها نوعاً بر عهده رئیس جمهور و قوه مجریه است ولی اهرمهای قدرت در اختیار رهبری قرار داده شده بدون اینکه پاسخگو باشد و بر این اساس بسیاری از کارهای اساسی و مهم راکد میماند و در این میان کسی پاسخگو نیست. د: مسؤولین و متصدیان امور پس از اینکه به قدرت رسیدند گرفتار یک گونه انحصار طلبی شدند و بر این اساس بسیاری از نیروهای مفید و فعال کشور حذف
شدند و صفا و صمیمیت گذشته فراموش شد، و به جای استقرار نظام عدالت و قسط، نظام خودی و غیر خودی شکل گرفت و بیگناهانی به زندان افتادند. نتیجه اینگونه سیاست این است که کارها در اختیار جناحی خاص قرار میگیرد و به تذکرات و انتقادات بی اعتنایی میشود و بر اساس سنت الهی و تجربه تاریخ هنگامی که کارهای بزرگ به دست افراد کوچک و کارهای کوچک به دست افراد بزرگ قرار داده شد اختلال امور و تضییع حقوق و مصالح کشور را در پی خواهد داشت و بالاخره عدم تجربه و خودمحوری متصدیان امور و عدم تحمل انتقادات دیگران منشأ عمده مشکلات است. ولایت مطلقه عامل شکست حاکمیت دینی ] پاسخ ۲ اگر منظور شما از ورود دین به قلمرو حکومت اصل ولایت فقیه، است باید گفت: اصل ولایت فقیه به طور اجمال و نیز ضرورت آن به معنای صحیح و معقول از مسائل اساسی فقه اسلامی است و عقل و کتاب و سنت بر صحت آن دلالت میکند، ولی معرفیهای اغراق آمیز به ویژه اضافه کردن قید مطلقه به آن - و مطلق نگری و عدم توجه به سایر اصول قانون اساسی و از جمله اصول مربوط به حقوق ملت موجب بروز تضاد و چالش در اداره کشور گردیده و خسران و زیانهایی را به دنبال داشته است. همانگونه که من قبلاً گفته ام با این روش که آقایان دارند و اینگونه که عمل میکنند حاکمیت دینی شکست خواهد خورد و با کمال تأسف چون کارهای خلاف خود را با نام اسلام توجیه میکنند، قهراً مردم به اسلام و هر نوع حکومتی که به نام اسلام باشد روی خوش نشان نخواهند داد. [ فقر و بحران نتیجه فروکاستن همۀ حقوق ملت به حق هسته ای ] پاسخ : اینکه ما در حال حاضر در وضعیت کم نظیر بحرانی، چه از داخل چه از
پاسخ به پرسشهایی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۴۹ خارج به سر میبریم در آن شکی نیست. گذشته از لحاظ سیاسی و فرهنگی، از جهت اقتصادی مردم ما با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم میکنند، مردم گله مند هستند. کشوری که این همه منابع متنوع دارد به دلیل نبود مدیریت اقتصادی کارآمد از بسیاری از کشورها که دارای نفت و گاز نیستند عقب مانده است. مسؤلان هم با ارائه آمارهای غیر واقعی و شعار به توجیههای غیر قابل قبول روی آورده اند، از آن مهمتر اینکه فشارهای بین المللی بر سر بحث انرژی هسته ای هم یکی از عوامل ایجاد مشکلات اقتصادی شده است. ما هم اعتقاد داریم که انرژی هسته ای حق ماست اما آیا ما حق و حقوق دیگری نداریم که بر سر آن این همه هزینه بپردازیم؟ ما نباید با شعارهای تند و بدون پشتوانه دیگر کشورها را علیه خود تحریک کنیم. تندرویها به ضرر ملت و کشور است و دودش در چشم مردم میرود. باید در بحران از همه ظرفیتها نخبگان و اهل بصیرت استفاده کرد. پیوندهای عمیق و تاریخی ایران و عراق مجوز دخالت در امور داخلی آنها نیست ] پاسخ ۴: به واسطۀ همگونی در بسیاری از مسائل ایران و عراق، آینده دو کشور از لحاظ سیاسی و فرهنگی نمیتواند از هم جدا باشد و خواهی نخواهی بر یکدیگر تأثیر خواهند گذاشت. حاکمیتی هم که در عراق پا میگیرد باید بر طبق نظر اکثریت جامعه آنجا باشد و حکومت مردمی مطابق خواست آنها باید برقرار باشد و چون مردم عراق مانند مردم ایران متدین هستند حاکمیت آن نمیتواند بدون در نظر گرفتن دین و مذهب، باشد و اقلیتها هم باید آزادانه بتوانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند. صدام یکی از اشتباهاتش این بود که میخواست عُلقه و وابستگی این دو کشور و مردم آنها را از هم جدا کند. دو کشور ایران و عراق ارتباطات تنگاتنگ فرهنگی، دینی و مذهبی با یکدیگر دارند و مشاهد مشرّفهٔ عراق مورد توجه و احترام همه شیعیان
جهان است. البته ما حق دخالت در امور داخلی عراق را نداریم و مردم آنجا خودشان برای آینده خود تصمیم گیرنده اند و حاکمیت آنها نیز باید طبق خواست مردم و اکثریت باشد. عراق با وحدت همه فرقه ها نجات مییابد ] اما متأسفانه برخی از گروه های شیعه و سنی عراق با تندروی ها آب به آسیاب دشمنان هر دو فرقه میریزند و تا تمام فرقه های عراقی متحد و هم آهنگ نشوند کشور آنها از هرج و مرج و اشغال نجات پیدا نخواهد کرد. شیعه و سنی هر دو مسلمانند و اسلام دین رحمت و مسالمت است نه ستیز و خشونت. در قرآن کریم میخوانیم: یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة ولا تتبعوا خطوات الشیطان، واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا، ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم. سیاست خارجی و رابطه با آمریکا باید تابع شرایط سیاسی و اقتصادی و مصالح باشد ] پاسخ : نظر به اینکه آمریکا محرک کودتای ۲۸ مردادِ زاهدی علیه دکتر مصدق و برگشت شاه بود و پس از کودتا آمریکا تقریباً همۀ شؤون سیاسی و اقتصادی کشور را قبضه کرد و پس از انقلاب نیز پولهای ایران را بلوکه کرد در آغاز انقلاب مردم ایران از آمریکا عصبانی بودند و در نتیجه دانشجویان سفارت آن را در ایران اشغال نمودند و آمریکا هم رابطهٔ خود را با ایران قطع نمود و بر این اساس مرحوم امام ارتباط با آن کشور را به طور کلی نهی کردند ولی واضح است که چنین حکمی موقتی است و ممکن است برحسب شرایط سیاسی و اقتصادی عوض شود، و این امر در گرو این است که رابطه به نفع کشور باشد و به اصطلاح از قبیل رابطهٔ دو کشور مستقل باشد نه از قبیل رابطهٔ گرگ و میش این موضوعی است که افراد متخصص و کارشناس در سیاست خارجی ایران هماهنگ با وزارت خارجه باید بدون لحاظ جناح بندیهای
پاسخ به پرسشهایی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۰۱، کشور منافع و مضار آن را در شرایط فعلی بررسی نمایند. اگر بنا باشد سوء ء سابقه مو - ترک رابطه باشد انگلیس و روس در گذشته بیش از آمریکا به ایران ضربه ملاک شرایط فعلی کشور و جهان و مصالح انقلاب و نظام است نه جریانات گذشته به نظر من امروز دیگر قطع رابطه با آمریکا به مصلحت کشور زده اند، پس نیست. البته آمریکا نیز لازم است از اشغال افغانستان و عراق و خسارتهای انسانی و مالی فراوانی را که متحمل شده درس بگیرد و توجه نماید که ملتها بیدار شده اند و دیگر با جوسازیها و تهدیدها نمیتواند حاکمیت خود را بر جهان تحمیل نماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۵/۱۱/۱۹ قم حسینعلی منتظری
پیام به مناسبت سالگرد توهین و تخریب حرم مقدس امامین عسکریین عاله ۱۳۸۵/۱۱/۲۳ بسم الله الرحمن الرحیم قل لا اسألکم علیه اجراً الا المودة فی القربی برادران و خواهران مسلمان السلام علیکم و رحمة الله و برکاته در سالگرد مصیبت حمله وحشیانه به حرم مطهر امامین عسکریین و تخریب آن توسط گروهی منحرف و اغفال شده ضمن اظهار نگرانی شدید و تسلیت مجدد به همه مسلمانان جهان دو نکته را یادآور میشوم: جنایت وهابیان علیه حرم عسکریین را نباید به حساب اهل سنت نهاد ] ۱ اینکه اهل سنت همچون شیعیان به اتکاء حدیث شریف ثقلین که متواتر بین شیعه و سنّی میباشد از موالیان و علاقه مندان اهل بیت پیامبر و عترت آن حضرت میباشند و هرگز به اینگونه اعمال که موجب آزردگی و تأثر شدید روح شریف پیامبر اسلام میباشد - راضی نمیباشند پیامبراکرم در حدیث شریف «ثقلین» عترت خود را عِدل قرآن معرفی نمودند و تمسک به آن دو را تا روز قیامت مورد تأکید قرار دادند بنابراین برادران اهل سنّت نیز همچون شیعیان از چنین بی حرمتی بزرگی که به حرم شریف دو امام عزیز که از عترت پیامبر هستند ناراحت و متأثر میباشند و نباید کار یک عده وهابی منحرف که ناشی از اغراض سیاسی و در جهت اهداف دشمنان اسلام است را به حساب اهل سنت گذاشت و
پیام به مناسبت سالگرد توهین و تخریب حرم مقدس امامین عسکریین علی اختلاف کلمه و چه بسا جنگ داخلی که خواست دشمنان شیعه و سنّی میباشد را دامن زد. ۲ - انتظار میرود علما و مراجع محترم عراق و شیعیان غیور و افراد مؤثر آن کشور با حمایت کامل دولت عراق شهر مقدس سامراء و حرم مطهر امامین عسکریین علیه را از غربت درآورند و با تشریک مساعی و تدبیر کامل به طور دائم کاروانهای زیارتی با شکوه و هیآت مذهبی را با اسکورت نیروهای امنیتی به آن شهر مقدس روانه نمایند تا ان شاء الله به تدریج شهر سامراء از وضعیت اسفناک و غربت کنونی درآید و کانونی قوی از موالیان و علاقه مندان عترت پیامبر گردد. از خدای متعال نصرت و عظمت اسلام و وحدت کلمۀ مسلمین و دفع شرّ اجانب را مسألت دارم. والسلام علی عبادالله الصالحین. ۱۳۸۵/۱۱/۲۳ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۸۵/۱۲/۱ (۳۰) مصاحبه خبرنگار روزنامه «مانیچی» ژاپن بحث روز بین المللی در رابطه با ایران و مسأله هسته ای ایران است. الآن فشار غرب زیاد است تا در ایران فعالیتهای هسته ای را متوقف کنند. جنابعالی منافع ملی کشور را در چه راه حلی میبینید یعنی ایران اگر به چه شکل عمل کند بهترین راه برای منافع ملی کشور خواهد بود؟ - اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین تأمین حق هسته ای با جلب اعتماد جامعه بین المللی ] پاسخ ما باید شعارهایی را که تحریک کننده آمریکا و غرب است کنار بگذاریم. ولی با این حال انرژی هسته ای صلح آمیز چیزی است که ضرورت دارد، در دنیا همهٔ کشورها برای اینکه پیش بینی میکنند نفت و گاز در آینده تمام میشود به انرژی هسته ای صلح آمیز روی آورده اند و این برای کشورها ضروری است. ما هم با سلاح های اتمی و مخرب مخالفیم. وانگهی چرا آمریکا و غرب به ایران فشار میآورد، در حالی که اسرائیل هم اسلحه اتمی دارد خود آمریکا با اسلحه اتمی به دو شهر ناکازاکی و هیروشیمای ژاپن حمله کرد و هزاران نفر را کشت. الآن هم در زرادخانه هایش این کلاهک ها را دارد کشوری که خودش اسلحه مخرب دارد حق ندارد به امثال ایران تحمیل کند که انرژی صلح آمیز هم نباید داشته باشی؟
مصاحبه خبرنگار روزنامه «مای ینجی» ژاپن منع ایران از حق هسته ای ظالمانه است ] این حکم ظالمانه است. اروپاییها هم از دست آمریکا مینالند چون میخواهد در همه جا دخالت کند در اخبار آمده بود که آمریکا هواپیماهای جاسوسی اش را به کشورهای اروپایی میفرستد آنها اعتراض دارند که چه حقی دارد آمریکا در کشورهای ما تصرف کند. ایران هم یک کشور مستقل و بزرگی است و اگر دولت و ملت یک چیزی به مصلحت شان باشد کشور دیگری حق ندارد با آن مخالفت نماید. سلاح های اتمی باید نابود شوند ] البته اسلحه مخرب اتمی و هسته ای را همۀ ما مخالفیم آمریکا و اسرائیل هم که دارند باید آنها را نابود کنند زیرا وجود این سلاحها در دنیا به ضرر جهانیان تمام میشود. حکام آمریکا ممکن است روزی دوباره بی عقلی کرده و مانند هیروشیما و ناکازاکی بخواهند نقطه دیگری از جهان را بمباران کنند به ویژه اینکه این سلاحها پیشرفته تر شده و دنیایی را خراب میکند. تعجب ما از ملت آمریکا است که چرا به دولت خود اعتراض نمیکند که پرستیژ و آبروی ما را دارید در دنیا می.برید از باب مثال همین حملاتی که آمریکا به عراق و افغانستان کرد در صورتی که همۀ دخالتها تا حال به ضرر خودش بوده است، در عراق متوقف شده و هر روز مورد حمله واقع میشود و بیش از سه هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شدند؛ میلیاردها دلار هزینه میکند و با این حال تقصیر کشتارهایی که در عراق انجام میشود به گردن آمریکاست چون بر اساس قوانین بین المللی اشغالگر مسئول تأمین امنیت کشور اشغال شده است.
در رابطه با مسأله استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای جامعه بین المللی و آمریکا فشاری که آورده اند این است که به طور کلی ایران غنی سازی را تعلیق کند و اگر تعلیق نکند تحریم های بیشتری در راه خواهد بود و این تحریمها بیشتر به گرانیها و عدم رضایت عمومی منجر خواهد شد. آیا شما فکر نمیکنید اگر غنی سازی ادامه یابد در نهایت باز هم تحریمهای بیشتری اعمال شود و به ضرر مردم ایران شود؟ باید با اجتناب از تندروی و با گفتگو بهانهٔ تحریم و حمله را گرفت ] پاسخ این تحریم ها تازه نیست، سالهاست آمریکا ایران را تحریم کرده و به کشورهایی که با ایران مبادله اقتصادی دارند فشار میآورد که رابطه شان را به هم بزنند ملت ما با همۀ مشکلات خو گرفته اند ولی تحریمهای بین المللی مطرح شده برای ما مشکل ساز خواهد بود. من این نکته را قبلاً عرض کردم که نبایستی در عرصهٔ بین المللی تندروی کرد بلکه بایستی افراد عاقل متخصص و موجّه بیایند و مسائل و مشکلات را با گفتگو حل کنند و نگذارند کار به جای باریکی برسد که آمریکا هم سوژه به دست بیاورد و سرموضع بیاید و خدای نکرده مثل حمله به عراق و افغانستان به ایران هم تعرض کند. البته اگر این کار را انجام بدهد دیوانگی محض است و همه ضرر میکنند. اما با این حال بایستی که وزارت خارجه و سایر مسئولین مربوطه با مذاکرات مشکل را حل کنند. من یادم هست در جنگ ویتنام با اینکه ویت کنگ ها با آمریکاییها جنگ میکردند اما در پاریس جلسات صلح آمیزی بود که با هم مذاکره میکردند. بایستی مذاکرات در هر حال در بین باشد و هر دو از سر لجاجت پایین بیایند. در مورد رئیس جمهور فعلی آقای احمدی نژاد؛ شما در گفته هایتان از ایشان انتقادهایی داشته اید و گفته اید صحبتهای افراطی به نوعی به ضرر مملکت تمام میشود. در مورد سیاست اقتصادی ایشان نظرتان چیست؟ آیا سیاست اقتصادی دولت فعلی میتواند به نفع ملت کارساز باشد؟
مصاحبه خبرنگار روزنامه «مای ینجی» ژاپن وعده های بی عمل دولت ] پاسخ - وقتی ایشان میخواست انتخاب شود و عده های زیادی به مردم دادند و میخواستند نفت را سر سفره مردم بیاورند. حتی جاهایی که میروند، مسافرت هایی که به استانها میکنند بسیاری از اوقات مردم انتقاد دارند که وعده هایی که در آن استانها داده شده درصد کمی عملی شده و بسیاری از طرح ها و قول و قرارها هنوز اجرایی نشده است بایستی از شعار کاست و به عمل افزود. خلاصه وعده هایی که اول دادند برای انتخابشان اکثراً انجام نشده است. راه حل هم دارد که متخصصان باید نظر دهند. کشور ما از نظر منابع نفت، گاز و منابع دیگر غنی است و از خیلی کشورها بیشتر داریم کشورهایی که نفت و گاز ندارند بهتر از ما اداره میشوند. پول نفت مال مردم است نه دولت و دیگر کشورها ] بایستی خرجهای بیهوده نکنند و در راه رفاه مردم قدم بردارند. نفت و گاز مال مردم است نه مال دولت و باید خرج خود مردم کنند نه خرج تشریفات دولتی و دیگر کشورها این مقامهایی که رئیس جمهور، وزراء، استاندارها و دولتی ها دارند امانت است مردم این امانتها را به عهده اینها گذاشته اند بایست امانتها را ادا کنند. در قرآن آمده است ان الله یأمرکم أن تؤدوا الامانات الی اهلها (خدا به شما امر میکند امانت ها را به اهلش بدهید مردم این پستها را به شما داده اند و انتظار دارند پول مردم را خرج مصالح آنان کنید. در اظهارات شما در جایی خوانده ام که شما فرموده اید طبق شرایط زمان، ما شعارها و رفتارمان را باید عوض کنیم، آنها را به روز کنیم؛ الآن در شرایط امروز شما فکر میکنید ما چطور باید مسائل انقلاب و شعارهای انقلاب را پیش ببریم؟
مخالفان هم جزو مردماند و باید انحصارطلبی را کنار گذاشت ] پاسخ روشی که آقایان پیش گرفته اند این است که: در کارهایشان نوعی انحصار طلبی وجود دارد و یک قشر خاص خیال میکنند صاحب و مالک انقلاب بوده و حاکمیت و ثروت کشور هم باید در اختیار اینها باشد باید اینها از این اشتباه دست بردارند. بدانند که اولاً همه قشرها حتی مخالفان را بایستی به حساب آورد. در قرآن، خدا به پیغمبراکرم خطاب میکند «فَبِما رَحمةٍ مِنَ اللَّهُ لِنتَ لَهُمْ وَلَو کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ القَلْبِ لاَنفَضُّوا مِنْ حَولِکَ فَاعْفُ عَنْهُم وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ یعنی: ای پیغمبر در اثر رحمت خدا تو نرم خو هستی و اگر خشن بودی از اطراف تو پراکنده میشدند اینها را عفو کن و برایشان استغفار کن عفو و استغفار مربوط به مخالفین است. بعد میفرماید با همین مخالفها مشورت کن نمیفرماید: با موافقها. آقایان خودی و غیرخودی درست کردند و همه مشورتها، کارها و پست ها از آن خودی هاست و دیگر مردم را هیچ فرض کردند؛ در صورتی که همه مردم صاحب انقلاب هستند در بدو انقلاب همهٔ قشرها سهیم بودند. معروف است میگویند: انقلاب فرزندان خودش را میخورد! الآن به گونه ای شده آنهایی را که در انقلاب نقش داشتند، از انقلابیون اصیل بودند و به مصالح کشور علاقه مندند کنار میزنند و یک قشر خاصی میخواهند حکومت کرده و اقتصاد هم دست آنها باشد. این روش کاملاً اشتباه است اگر چنانچه دولت میخواهد واقعاً کشور اداره شود و خارجی ها هم به ما زور نگویند بایستی از انحصار طلبیها دست بردارند. گاهی برای یک انتقاد جزیی افراد را زندان می.کنند آنهایی که در انقلاب سهیم بودند تحت فشار قرار گیرند. این بازداشتها زندانها و کارهای تندی که انجام میدهند اینها به خصوص در مواقع بحرانی به ضرر کشور و ملت است و همین هم سبب میشود خارجیها در کشور ما طمع کنند. میخلاصه خداوند به پیغمبر اکرم میفرماید: همین هایی که مخالفند عفوشان
مصاحبه خبرنگار روزنامه «مای ینجی» ژاپن ۱۵۹ کن و برایشان استغفار کن و با اینها مشورت کن وقتی که با مخالف مشورت کردی و کنند. به او بها دادی آنها هم میآیند و در مواقع بحرانی همکاری میک انواع محدودیت و خشونت و حصر تاوان یک انتقاد ] از باب مثال عرض میکنم؛ همه اعتراف دارند که بعد از آیتالله خمینی در ایران کسی که نقش محوری در مبارزات را داشت اینجانب بودم امام سالها از کشور دور بودند؛ در ترکیه و نجف بودند. آنهایی که انقلابی بودند به بنده مراجعه میکردند. ولی در اثر یک سخنرانی در سیزده رجب سال هفتاد و شش پنج سال و نیم مرا در همین خانه محصور کردند و مانع درس و بحث و ملاقاتها شدند. در حالی که در آن سخنرانی حقایقی را ذکر کردم و تذکراتی را از باب وظیفه مطرح کردم. در تهاجمی که بعد از سخنرانی شد این حسینیه شهدا را تصاحب کردند الآن هم درب حسینیه را بسته اند، هر چه افراد تذکر میدهند حتی در روز عاشورا یکی از گویندگان هم تذکر داد که مگر حسینیه چه گناهی کرده ولی گوششان بدهکار نیست. الآن حدود نه سال است درب حسینیه را بسته اند و ما برای مجالس سوگواری و درس با کمبود جا مواجه هستیم. با دیگر انتقادکنندگان هم همین روش را داشته اند، قهراً دشمن هم احساس میکند در بین ملت اختلاف هست و طمع میکند. اگر میخواهند دشمن قطع امید کند باید در داخل با ملت هماهنگ شوند و دست از تنگ نظری ها بردارند، من این را از باب مثال عرض کردم در دانشگاه هم این انحصارطلبیها رایج است. آزادی برای موافق و مخالف و آزادی پس از بیان ] گاهی از اوقات اساتید دانشگاهها و دانشجویان را برایشان سخنرانی میکنند. از جمله در سخنرانیها میگویند شما بایستی در سیاست کشور سهیم باشید و اظهار نظر کنید اما اگر دانشجویان انتقاد کنند با آنها برخورد قضایی و امنیتی میکنند و آنان را از ادامه تحصیل باز میدارند. این تضادها را بایستی حل کنند و آزادی مردم و
مخالفان را تأمین نمایند اوّل انقلاب میگفتیم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»؛ آزادی نه معنایش آزادی مسئولین یا قشر خاصی است بلکه منظور آزادی همه ملت است. یادم هست که مرحوم آیتالله خمینی در پاریس که بودند از ایشان پرسیدند: آیا کمونیست ها هم حق دارند نظرشان را بگویند ایشان در جواب گفتند: در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند». اینکه آزادی بیان باشد اما آزادی پس از بیان نباشد و مخالفان به زندان و حص بروند، این معنی اش آزادی نیست. پاسخ به اینکه چرا چند ماه دیگر صبر نکردید تا رهبر شوید؟] من در پایان سؤالی دارم البته برایم سخت است پرسیدن، آن ولی اگر جسارت نیست میپرسم؛ شما در اظهار نظراتی که در آخرین ماههای دوران مسئولیت خود داشتید انتقادهایی که فرمودید؛ بعد از آن ظاهراً دو سه ماه بعدش آیتالله خمینی له فوت کردند و شما به هر حال به صلی الله علیه وسلم رهبری انقلاب انتخاب میشدید آیا بهتر نبود که شما صبر میکردید و بعد از اینکه رهبری را به دست میگرفتید شروع میکردید و اصلاحاتی را انجام میدادید و آنچه که مد نظرتان بود اجرا میکردید؟ آن زمان آن اظهارات را کردید و باعث سوء تفاهمی شد برای آیتالله خمینی و باعث مسائلی بعد از آن شد آیا بهتر نبود که شما صبر میکردید؟ پاسخ معنای این پیشنهاد شما این است که اگر انسان مطالب خلاف حقی را مشاهده کرد و دید به عده ای در جامعه ظلم میشود با خیال راحت بگوید: خوب! به جهنم که ظلم به مردم میشود. الآن مصلحت نیست اعتراض کنم و بگذارد حق زیر گذاشته شود. برای اینکه میخواهد در آینده نزدیک مقام پیدا کند! چنین چیزی خلاف شرع انسانیت و منطق، است ما نباید حقیقت را فدای مصلحت کنیم. خدا در قرآن کریم در سوره «عصر» میفرماید: وَالعَصرِ انَّ الإنسانَ لَفِی خُسْر، الاّ الَّذِینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، وَ تَواصَوا بِالحَقِ وَ تَواصَوا بالصَّبر، قسم به عصر و زمانه، همانا انسان در زیانکاری است مگر کسانی که ایمان بیاورند و اعمال صالح انجام بدهند.
مصاحبه خبرنگار روزنامه «مای ینجی» ژاپن ۱۶۱۵ آیا پس از ایمان وظیفه تمام شد؟ نه! باید به یکدیگر نسبت به حق سفارش کنند و حق را متذکر شوند؛ البته حق را که میگوییم ممکن است پست و مقام ما را بگیرند، به زندان انداخته و مشکلات ایجاد کنند لذا میفرماید یکدیگر را سفارش به صبر کنید که اگر هزینه ای داشت باید تحمل کرد. پس ما باید در هر حال حق را بگوییم. وانگهی این مقامهای دنیوی بی ارزش اند امیرالمؤمنین وقتی که به طرف کوفه میآمدند در ذی قار نزدیک عماره عراق نشسته بودند کفش خود را وصله میکردند، ابن عباس به حضرت عرض کرد: در این موقعیت نشسته اید کفش وصله میکنید، شما فرمانده کل قوا و امیر و حاکم هستید. حضرت فرمودند: «این کفش من چقدر ارزش دارد؟». ابن عباس عرض کرد: «کشرة درهم» به اندازه یک درهم شکسته! سپس حضرت میفرماید: «والله لهی احبّ الی من إمرتکم الا ان اقیم حقاً او ادفع باطلاً» به خدا قسم این کفش پاره محبوبتر است نزد من از حکومت بر شما، مگر اینکه بتوانم حقی را بپا دارم یا باطلی را دفع کنم بنابراین اگر جو به گونه ای باشد که من نتوانم حقی را اقامه کنم یا باطلی را بر طرف کنم این حکومت جز مسئولیت چیز دیگری نیست و از کفش پاره هم کمتر است چون کفش رفع حاجت انسان را میکند اما حاکمیتی که مقامی در آن داشته باشم ولی نتوانم کاری برای احقاق حق مردم انجام فقط یک مسئولیت بیهوده است. دهم والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
واکنش به فتوای مفتی سعودی مبنی بر انهدام اماکن مقدس شیعیان ۱۳۸۵/۱۲/۲ * در پی صدور فتوای انهدام اماکن مقدس شیعیان از سوی عبدالله بن جبرین مفتی وهابی سعودی، آیتالله العظمی منتظری در آغاز درس اخلاق طی بیانات کوتاهی ضمن اشاره به فتوای صادر شده از سوی این مفتی وهابی گفتند: الظهر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین فتوای مفتی وهابی برای تشدید اختلاف شیعه و سنی و جنگ در عراق است ] اخیراً یکی از مفتیان وهابی سعودی طی فتوایی اعلام کرده است که: قبور ائمه شیعه بایستی تخریب گردد. این شخص چند سال پیش در پاسخ به سؤالی درباره ذبیحه اهل تشیع گفته بود: «ذبیحۀ آنان خوردنش حرام است چون اغلب شیعیان مشرک هستند» با اینکه برخی از اهل سنت خوردن ذبیحۀ اهل کتاب را جایز میدانند این مفتی خوردن ذبیحه شیعه را حرام میداند و شیعه را از اهل کتاب بدتر میداند! چنین اشخاصی از بقایای همان کسانی هستند که قبور ائمه بقیع و یاران و اصحاب پیامبر را تخریب کردند اینها قبر پیامبر و زیارت آن را هم شرک میدانستند و قصد تخریب آن را هم داشتند که با مخالفت جهان اسلام مواجه شدند، هدف اصلی از این قبیل فتاوا ایجاد اختلاف و تشدید آن در بین شیعه و سنی است و هدف دیگر تضعیف شیعیان است چون در ایران حکومتی شیعی حاکم است و در عراق هم چون اکثریت با شیعه است قهراً حاکمیت از آنان خواهد بود؛ که موجب صلی الله علیه
واکنش به فتوای مفتی سعودی مبنی بر انهدام اماکن مقدس شیعیان ۱۶ نگرانی اینها شده است؛ از این جهت با حمایتهایی که از آنها میشود درصدد تحریک طرفداران خویش برای تضعیف شیعه هستند و از این سو هم برخی شیعیان را تحریک نمایند تا جنگ بین شیعه و سنی راه اندازی شود. [ فلسفه زیارت قبور در شیعه ] صلی الله علیه تمام مسلمانانی که تا به حال برای زیارت قبر پیامبراکرم به مدینه رفته اند لالالالالات هیچ کدام برای عبادت پیامبر به مدینه نمیروند یا مسلمانانی که برای زیارت ائمه الام به مشاهد شریفه مشرف میشوند فقط برای ادای احترام به آنهاست و نه عبادت و پرستش آنها؛ مگر این بزرگان اهل بیت پیامبر نیستند که در قرآن در شأن آنها آمده است ﴿قُلْ لا أسئلُکُم عَلَیْهِ أَجْراً إِلا المَوَدَةَ فی القُربی»، آیا مودت و احترام قربای پیامبر شرک و کفر است؟! وانگهی قبل از اسلام قبوری که متعلق به بزرگان بوده احترام برایش قائل بوده اند؛ مانند انبیاء و اولیاء الهی که در فلسطین و لبنان هنوز آثاری از آن وجود دارد. وقتی که اسلام غلبه کرد و صاحب فتوحات شد هیچ گاه نگفتند اینها مظاهر شرک است و باید آنها را خراب کنید. احترام به پیامبر و ذریه ایشان به پا داشتن و تعظیم شعائر الهی است و توسل به آنها در حقیقت توسل به خداوند است و شرک نیست. برادران و خواهران اعم از شیعه و سنی باید توجه داشته باشند که این قبیل مفتیان که حتی از تخریب قبر عسگریین حمایت کردند و هر روز هم در عراق جنایاتی را مرتکب میشوند نه سنی هستند و نه شیعه اعمال تروریستی که در عراق میدهد و عاملان آن خود را از اهل سنت معرفی میکنند مورد تأیید اهل سنت هم و نیستند. آنها عده قلیلی از وهابیین هستند که حتی اهل تسنن هم با آنها مخالفند چنین نیست که بگوئیم سنی ها در عراق شیعه ها را میکشند بلکه اینها دشمنان هم شیعه و هم سنی هستند که با تحریک دشمنان اسلام هر روز خون مسلمین را به زمین میریزند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.