کتابها ‹ دیدگاهها - جلد سوم ‹ بخش ۵
دیدگاهها - جلد سوم
بخش ۵ از ۱۳لازم به ذکر است شیخ عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین از شاگردان شیخ بن باز است که پس از عبدالرحمن البراک دومین مفتی وهابیهاست. وی در تاریخ ۱۴۱۲/۳/۲۲ه . ق طی فتوایی خوردن ذبیحه شیعیان را به دلیل مشرک دانستن آنها حرام قلمداد کرده بود که پس از صدور این فتوا آیتالله العظمی منتظری طی بیانیه ای در تاریخ ۱۴۱۲/۶/۱۰ (۱۳۷۰/۹/۲۷) با عنوان: «رسالة مفتوحة الی اخواننا فی الحجاز والمنطقه الشرقیة»، به پاسخگویی به این فتوای باطل و تفرقه افکن پرداختند و از شیعیان آن منطقه خواستند در برابر این گونه فتاوا تحمل خویش را از دست ندهند. این رساله مختصر با اضافاتی به کتاب تبدیل و به برخی از شبهات وهابیون درباره عقاید شیعه پاسخ داده است. ۱۳۸۵/۱۲/۲ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت حجة الاسلام والمسلمین سید محمود مطلبی ۱۳۸۵/۱۲/۱۵ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون رضوان شهر، جناب مستطاب حجة الاسلام آقای حاج سید کریم مطلبی دامت افاضاته پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت مرحوم مغفور عالم متعهد و روحانی خدمتگزار حجة الاسلام آقای حاج سید محمود مطلبی - طاب ثراه - ابن عم بزرگوار جنابعالی و امام جمعه سابق رضوان شهر را دریافت نموده و بسیار متأثر شدم سید بزرگواری که عمر شریف خویش را در راه خدمت به اسلام عزیز و ترویج مذهب تشیع سپری نمود و بسا با ناملایماتی نیز مواجه شد. این جانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و علماء و روحانیین محترم رضوان شهر و به جنابعالی و خانواده محترمه ایشان و همۀ فرزندان و بازماندگان و علاقه مندان و مردم شریف رضوان شهر تسلیت میگویم و از خداوند کریم رحیم برای آن مرحوم علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرین - سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان و علاقه مندان صبر جمیل و اجر جزیل و برای جنابعالی سلامت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز را مسألت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۶ صفر ۱۴۲۸ - ۱۳۸۵/۱۲/۱۵ حسینعلی منتظری
مصاحبه خبرنگار سایت خبری «روزآنلاین» * با سلام و عرض ادب ۱۳۸۶/۱/۲۸ سئوالات زیر برای آگاهی از نظریات شما برای درج در نشریه روزآنلاین، ارسال میشود. پیشاپیش از محبت شما سپاسگزاری میکنم خبرنگار سایت روز سؤال ۱ - بسیاری میپرسند آیتالله منتظری آزاد است یا در حبس» به سر میبرد. در پاسخ گفته میشود شما در حبس خانگی نیستید. این پاسخ دقیقی است؟ شما در چه وضعیتی قرار دارید؟ سؤال ۲ - کلاسهای درس شما برقرار است؟ در چه وضعیتی؟ شاگردان شما همانگونه به شما دسترسی دارند که در دوران پیش از حبس خانگی»؟ سؤال ۳ در کلاسهای درستان از چه مقولاتی سخن میگویید؟ بسم الله الرحمن الرحیم) پس از سلام و تحیت و آروزی موفقیت برای شما. گزارش، آزارها محدودیتها فعالیتهای علمی و روزمره ] جواب ۱ و ۲ و ۳ این جانب در بهمن ماه ۱۳۸۱ پس از تحمل بیش از ۵ سال بس خانگی آزاد شده و در حال حاضر مراجعه کنندگان شامل شاگردان و دیگر
مصاحبه خبرنگار سایت خبری «روزآنلاین» ۱۶۷۵ اقشار مردم بدون مانع میتوانند با من ملاقات نمایند فعالیتهای علمی روزانه ۶ این جانب شامل پاسخ گویی به پرسشهای مختلف با موضوع های فقهی، قرآنی، ، سیاسی، اجتماعی فرهنگی و... است که یا از طریق، نامه مراجعه حضوری و یا از طریق ایمیل میباشد. تدریس کتاب جامع السعادات مرحوم نراقی با موضوع اخلاق و برخی بحثهای فلسفی یا فقهی هم از فعالیتهای علمی در طول هفته است. برخی از آثار هم یا چاپ نشده یا باید تجدید چاپ شود که بر روی آنها هم نظارت مستقیم دارم. سؤال ۴ جدا از سئوالات مشخص دینی مهمترین سئوالاتی که از جانب شاگردان و طرفداران شما با شما مطرح میشود چیست؟ چه تغییری در جنس این سئوالات میبینید؟ مایلید نمونه هایی از آن را نقل کنید؟ جواب به جز پرسش های دینی، فقهی و کلامی؛ در زمینه های سیاسی، فرهنگی و مسائل روز پرسشهای بسیاری از راههای مختلف واصل میشود (به ویژه مسائل روز که به فراخور تحولات ایجاد شده برای مردم مطرح میشود) میتوانید برای اطلاع از موضوعات مختلفی که در این زمینه طرح میگردد به سایت این جانب مراجعه فرمایید. سؤال ۵ امروز در باورهای دینی و سیاسی شاگردانتان چه ویژگیهایی را مشاهده میکنید که با گذشته تفاوت دارد و توجه شما را بر میانگیزد؟ نگرشهای متفاوت در شاگردان ] جواب - شاگردان این جانب هر یک با توجه به استعداد تلاش، کوشش و تحقیق خویش دارای نگرشهای متفاوتی هستند که حق هم همین است که آنان پس از فراگیری روشها نزد استاد خود در موضوعات مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی و
فرهنگی صاحب رأی و نظر باشند و بر باوری که به آن معتقد شده اند پافشاری نمایند. برخی از شاگردان اینجانب با توجه به تحول و تطور سریع در اندیشه بشری، نسبت به حقوق طبیعی انسان و چگونگی تطبیق موضوعات با احکام، فعالیتهای علمی قابل ارزش و تقدیری انجام دادهاند که امیدوارم هر یک در هر کجا هستند با استقلال رأی و نظر از، تحقیق، تأمل و تتبع در متون بازنمانده علم اندوزی را به عنوان یک اصل اولی فراموش نکنند. سؤال ۶ - حضرت آیتالله بسیاری سال ۸۶ را برای ایران سال دشواری ترسیم میکنند. شما این سال را چگونه میبینید؟ جواب من نیز چون بسیاری از مردم ایران با توجه به وضعیت داخلی و خارجی به ویژه مشکلاتی که در حوزه سیاست و اقتصاد مشاهده میکنم مشکلات را قابل پیش بینی میدانم که امیدوارم با درایت و تنش زدایی در عرصه های داخلی و خارجی از وقوع معضلات پیش رو جلوگیری گردد. سؤال ۷ مسئولین جمهوری اسلامی این سال را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده اند. این ترکیب از نظر شما چه معنایی دارد و چشم انداز اجرایی شدن آن را چگونه میبینید؟ سؤال ۸ در سخنان مسئولین ایجاد تفرقه و تضعیف وحدت ملی ایرانیان» مورد نکوهش قرار گرفته به نظر شما چه کس یا کسانی و چه گروه یا گروههایی موجب ایجاد تفرقه و تضعیف وحدت ایرانیان» میشوند؟ چگونه؟ وحدت دستوری نیست و با تنگ نظری، انحصار طلبی و نفی حقوق شهروندان حاصل نمیشود ] جواب اگر شعارهای داده شده مبنی بر ایجاد وحدت و یکپارچگی چه در سطح ملیت و چه اسلامیت - تنها در مرحله حرف بیان و تبلیغات رسانه ای باشد چون
مصاحبه خبرنگار سایت خبری «روزآنلاین» ۱۶۹۵ گذشته آثار عملی بر آن بار نخواهد شد وحدت امری دستوری نیست که با اوامر فرادستان به منصه ظهور برسد نمیتوان دیگران را غیر خودی دانست، برخی را از حقوق شهروندی محروم کرد در مدیریتها و تصمیمات کلان تنگ نظری و انحصار طلبی را نصب العین قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت و از سویی از وحدت و همدلی آن هم یک طرفه - سخن به میان آورد البته به مقتضای «الناس علی دین ملوکهم» چنانچه رهبران جامعه دست از تنگ نظری بردارند و مخالفان فکری خود را تحمل کنند و مثلاً در انتخابات آینده آنان را حذف ننمایند و فضای سیاسی را آزاد کنند، این گونه امور میتواند به اتحاد و انسجام واقعی در بین آحاد ملت کمک فراوانی نماید و امیدوارم به بهانه ایجاد وحدت مردم از حقوق شهروندی خویش محروم نشوند. سؤال -۹ گفته میشود دشمنان به بهانههایی همچون، قومیت مذهب و گرایشهای صنفی درصدد هستند وحدت کلمه ملت ایران را از بین ببرند و در جهان اسلام نیز اختلافات مذهبی را دامن بزنند و با به راه انداختن جنگ شیعه و سنی میان ملت ایران و جوامع اسلامی فاصله ایجاد کنند. شما با این باور موافقید؟ منشأ این بهانه ها کجاست و چیست؟ - اتهامات بی اساس و بازداشت ناراضیان و فاصلۀ حاکمان با مردم مانع وحدت ] جواب ایجاد اختلاف میان اقوام و مذاهب و گرایشهای دینی از سیاستهای دیرینه استعمار است که متأسفانه برخی از همین مذاهب و اقوام با تأکید بر اختلافات بدون در نظر گرفتن مشترکات - به دام دشمنان خود افتاده اند. اما در بارهٔ گرایشهای صنفی باید گفت اعتراضات اخیر ناشی از برخی شعارهای بدون پشتوانه اقتصادی است. متأسفانه قشرهایی چون معلمان و کارگران که باید مورد احترام و تکریم باشند در برخی بخش ها از مشکلات معیشتی رنج میبرند قهراً آنان نیز چون دولت فعلی با شعار توسعه اقتصادی به عرصه آمده اند و پس از عدم تحقق وعده ها اعتراضات خود
را مطرح میکنند که در برخی شهرها با بازداشت و برخوردهای تند مواجه شده اند. بدون دلیل و ارائه اسناد و مدارک نمیتوان به اعتراض کنندگان تهمت ارتباط با بیگانه زد و آنها را عامل اختلاف و برهم زنندۀ وحدت ملی دانست. وجود فاصله میان حاکمان و اقشار، مذاهب و اقوام مهمترین عامل تفرقه و جدایی است که قهراً بیگانگان از این آب گل آلود بهره میبرند. سؤال ۱۰ آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی در پیام نوروزی خود، سال ۸۵ را «سالی سرشار از کوشش، جوشش عزت مجاهدت همگانی و افتخار برای ملت ایران دانسته و گفته است در سال گذشته در عرصه علمی و فناوری پیشرفتهای بزرگ و دستاوردهای ارزشمندی برای ملت ایران به دست آمد و در عرصه اقتصادی نیز گامهای بلندی در زمینه های مختلف از جمله در سرمایه گذاری داخلی و خارجی و سازندگی برداشته شد به طوری که حجم تقاضا برای سرمایه گذاری داخلی دو برابر و در سرمایه گذاری خارجی نیز این حجم چند برابر شده است. در سال ۸۵ در عرصه فرهنگی امید و تلاش ایمان و محبت و عشق به انسانها و آرمانهای الهی در ایران موج زد. این جملات بی غلط است؟ مردم مرجع قضاوت درباره عملکرد کارگزارانند ] جواب عمده موفقیتهای فعلی مرهون تلاش و کوشش دولتهای قبلی هم هست. امیدوارم آمار ارقام و گزارشهایی که در باره پیشرفت ها در عرصه های مختلف ارائه میگردد، در زندگی روزمره مردم به ویژه اقشار ضعیف مردم، مستمری بگیران و کارگران قابل لمس باشد در حقیقت این مردم هستند که باید درباره صحت یا سقم این اظهارات نظر دهند. سؤال ۱۱ اگر شما قرار بود سال ۸۵ را تصویر کنید از چه جملاتی استفاده میکردید؟
مصاحبه خبرنگار سایت خبری «روزآنلاین» ۱۷ سالی پر از شعار و فشار] جواب سال گذشته دارای فراز و نشیبهایی بود اما سالی پر از شعار فشار اقتصادی، ایجاد تنش در سطح جهانی بهره نبردن از نیروهای دلسوز و انقلابی، سکوت نخبه گان تشدید سانسور و... سؤال ۱۲ - آرزوی شما برای سال ۸۶ چیست؟ جواب - آرزوی قلبی من سعادت و سلامت ملت ایران رفاه و گشایش در امور اقتصادی و امکان رشد معنوی آنان و مصون ماندن از گزند مشکلات داخلی و خارجی است و این معنا محقق نمیشود جز با جلب رضایت عامه مردم و عدم تبعیض در عرصههای مختلف توسط حاکمیت. هر تبعیضی ظلم نیست و هر اظهارنظری ممنوع نیست ] سؤال ۱۳ امروز فعالین زن در جامعه ایران کمپینی تحت عنوان یک میلیون امضا برای رفع تبعیض از زنان به راه انداخته اند. در جریان این کمپین هستید؟ نظر شما درباره دستگیری فعالین این حرکت چیست؟ جواب - صرف نظر از اینکه معنا و مراد از تبعیض در مورد زنان چیست و اینکه آیا هر تبعیضی ظلم محسوب میشود یا نه؟ نظرم این است که نباید مانع از اظهار نظر شد و نباید اظهار نظر را با زندان و مجازات و توهین پاسخ داد. سؤال ۱۴ خانم شیرین عبادی پیشنهاد کرده برای حل مسأله اتمی ایران، بهتر است دولت جمهوری اسلامی «رفراندوم هسته ای» برگزار کند و نظر مردم را جویا شود. سؤال این است که به نظر شما، الف این رفراندوم کارساز است؟ ب آیا زمینه های برگزاری این رفراندوم را میبینید؟ ج از دید شما این مسأله با توجه به جمیع جهات، چه راه حلی دارد؟
لزوم نظرخواهی در امور مهم کشور] جواب در امور بسیار مهمی که به مصالح کشور مربوط است مانند موضوع مورد سؤال باید علاوه بر استفاده از نظر کارشناسان مختلف اعم از آنهایی که داخل نظام میباشند یا غیر آنان از مردم یا نمایندگان آنان نظرخواهی شود. ولی بعضی از قسمت های مورد سؤال که جنبهٔ کاملاً تخصصی دارد را باید کارشناسان نظر دهند. البته در چنین امری که قدرتهای جهان نسبت به آن حساسیت پیدا کرده اند برای عبور از بحران جاری نباید با شعارهای تحریک آمیز و بدون خاصیت حساسیت آنها را تشدید نمود و آنها را به اجماع و مقابله با کشور واداشت. حقوق دیگری جز انرژی هسته ای هم داریم ] گاه در تزاحم میان اهم و مهم عقل حکم میکند که برای حفظ امر اهم از مهم صرف نظر کرد و اگر انرژی هسته ای حق ماست گذشته از اینکه ما حقوق دیگری هم به جز این داریم قطعاً با شعارهای تند و گاه بی محتوا نمیتوان از آن حراست کرد، بلکه سرمایه عظیم حمایت مردمی میتواند در این راستا کارساز باشد. سؤال ۱۵ - شما از حقوق شهروندی خود برخوردارید؟ مصادیق نقض حقوق شهروندی ام] جواب گرچه وضعیت این جانب به ظاهر عادی است اما برخی اقدامات امنیتی و قضایی درباره شاگردان مقلدان و اماکن مربوط به اینجانب و به ویژه نشر اندیشه های پس از علمی و سیاسی ادامه دارد چنانچه برخی از علاقه مندان، شاگردان و منسوبان سالها هنوز با قرار وثیقه های سنگین آزادند ولی پرونده های آنان هنوز مفتوح است. در سال گذشته تعداد دیگری از آنان احضار و محاکمه شده اند. جراید از انتشار
مصاحبه خبرنگار سایت خبری «روزآنلاین» نظرات این جانب منع شدهاند و در موارد نادر هم با سانسور همراه است. برخی رسانه ها آزادانه مطالب خلاف واقع و تهمتهایی را مطرح میکنند که برای ما امکان پاسخگویی فراهم نیست و حق دفاع از خود را نداریم چاپ کتاب های علمی و مذهبی هم در برخی موارد دچار اشکال و بهانه جویی میشود. حسینیه شهدا در کنار بیت دفتر اصفهان و مشهد هم هنوز توسط نیروهای امنیتی و دادگاه ویژه روحانیت بازپس داده نشده است با این اوصاف نمیتوان گفت که حقوق شهروندی به طور کامل اجرا میشود. توفیق شما و همکارانتان را از خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مرحوم آقای فخرالدین حجازی ۱۳۸۶/۲/۳۱ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون * تهران، خانواده محترم دانشمند بزرگوار و خطیب توانا مرحوم مغفور آقای فخرالدین حجازی - طاب ثراه - پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر درگذشت آن مرحوم که عمر خویش را در راه دفاع از اسلام و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت سپری نمود دریافت و متأثر، شدم. این جانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف - و حضرات علماء اعلام و اخوان مؤمنین و مؤمنات و به شما بازماندگان محترم تسلیت میگویم و از خداوند قادر متعال برای آن مرحوم علو درجات و حشر با ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین - و برای همه بازماندگان محترم و علاقه مندان جمیل و اجر جزیل مسألت مینمایم. صبر والسلام علیکم. ۴ جمادی الاولی ۱۴۲۸ - ۱۳۸۶/۲/۳۱ حسینعلی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت همسر مرحوم آیتالله طالقانی ۱۳۸۶/۲/۳۱ بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون سرکار مخدره اعظم خانم طالقانی دامت توفیقاتها پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر درگذشت مؤمنه صالحه، والده مکرّمه شما و همسر مرحوم آیتالله طالقانی - طاب ثراه - را دریافت و متأثر شدم. مادری که در دامان خویش فرزندی همچون جنابعالی که از مبارزین سابقه دار و از مدافعین اسلام عزیز و انقلاب اسلامی و حقوق حقه مستضعفین و محرومین بوده و هستید تربیت نمود این جانب این مصیبت را به شما و همه بازماندگان محترم تسلیت میگویم و از خداوند کریم رحیم برای آن مرحومه مغفوره و پدر بزرگوارتان مرحوم آیتالله طالقانی اعلی الله مقامه - علو درجات و حشر با ائمه طاهرین - سلام الله علیهم اجمعین و برای شما و همه بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل، و برای جنابعالی سلامت و توفیق بیشتر برای خدمت به اسلام عزیز و بندگان خدا را مسألت مینمایم والسلام علیکم ۴ جمادی الاولی ۱۴۲۸ - ۱۳۸۶/۲/۳۱ حسینعلی منتظری
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۱۳۸۶/۳/۵ به نام خدا محضر مبارک فقیه عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری دامت برکاته با عرض سلام و آرزوی سلامتی و توفیق حضرتعالی به استحضار میرساند که اخیراً از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی کتابی تحت عنوان خاطرات آیتالله مهدوی کنی» به چاپ رسیده است در این کتاب مطالبی پیرامون تأسیس جامعة الامام الصادق » و نیز خاطراتی در ارتباط با حضرتعالی آمده که برخلاف اسناد و مدارک موجود و بعضاً مغایر با گفته های شما در کتاب شریف «خاطرات» می.باشد هر چند که از این مغایرتها در بعضی از نوشته ها و خاطرات بعضی از افراد دیگر هم وجود دارد، اما از آنجا که آیتالله مهدوی کنی منصوب جنابعالی در رأس دانشگاه امام صادق میباشد اظهارات ایشان میتواند قابل توجه باشد. لذا به منظور رفع پاره ای از ابهامات که برای خوانندگان اینگونه خاطرات پیش میآید لازم دیدم در خصوص سه نکته از گفته های ایشان نظر حضرتعالی را جویا شوم چنانچه ضرورت میبینید و وقت پاسخگوئی دارید تقاضامندم علاقه مندان به تاریخ انقلاب اسلامی را از نظرات خویش آگاه فرمائید: ۱ در زمینهٔ تشکیل دانشگاه امام صادق و اساسنامه آن نوشته اند: در این اساسنامه آیتالله منتظری به عنوان ریاست عالی آمده است. اختیارات کلی این جامعه در اختیار هیئت امنا بود البته عنوان ریاست عالی برای آیتالله منتظری مبتنی بر این بود که ایشان به سمت قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان تعیین شده بود ولی پس از عزل ایشان از این سمت، قهراً ریاست عالی موضوعاً منتفی گردید و پس از بروز مشکلاتی که مانع از حضور ایشان در جلسات هیئت امنا و قهراً منجر به استعفای ایشان شد سرانجام ادامه کار هیئت امنا بدان شکل غیر ممکن مینمود مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنه ای مصلحت دیدند تا زمان اصلاح
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۱۷۷ اساسنامه و تعیین امنای جدید جریان کارهای جامعه با نظر حقیر انجام گیرد و در واقع من به عنوان جانشین هیئت امنا با تعیین هیئت مدیره ای مرکب از بعضی از اعضای امنا و جز آنان، مسئولیت اداره جامعه را عهده دار شدیم.» (ص ۳۹۷) ۲ در مورد تذکرات شما در دوران قائم مقامی رهبری، گفته اند: قائم مقام قاعدتاً باید آنچه را که رئیس اصلی میگوید بگوید. اگر ایشان قائم مقامی را پذیرفته بودند اقتضا داشت ببینند امام چه میگوید ایشان هم همان را بگویند؛ به خصوص پس از اینکه رسماً به عنوان قائم مقامی منصوب و معرفی شدند و امام هم قبول کردند و حتی عنوان آیتالله را پذیرفتند و در برخی از مکتوبات نیز نوشتند. معنای قائم مقامی چیزی جز این نیست؛ مگر میشود قائم مقامی روش یا سیاستی را اتخاذ بکند که برخلاف نظر رئیس و رهبر اصلی باشد؛ ولی جناب آقای منتظری غالباً نظرات خودشان را بیان میکردند نقدهایی نسبت به مسائل سیاسی کشور از جمله سپاه، قوه قضائیه و دولت داشتند؛ گاهی هم به خود امام مستقیم یا غیر مستقیم اشکال و ایراد میگرفتند.» (ص (۳۵۹ ۶ ایشان ضمن تشریح علت برکناری حضرتعالی از قائم مقامی و بیان اینکه روش انتقادی شما دیگر قابل تحمل نبود به ملاقات علمای صاحب نقش در انقلاب با مرحوم امام در سال آخر حیات ایشان اشاره کرده و اظهار داشته اند: «پس از پایان مجلس امام به آیتالله منتظری فرمودند شما بنشینید، با شماکار دارم ظاهراً همان مجلس بود - امام باز ایشان را به طور خصوصی نصیحت کردند امام فرمودند شما دیگر چنین حرفهایی نزن، تاکجا شما میخواهید به این حرفهایی که دشمن از آن سوء استفاده میکند، ادامه بدهید. البته ما از آن جلسه بیرون آمدیم و ایشان به تنهایی نشستند این را خود آقای منتظری نقل کردند ولی پیدا بود که این نصیحت را نپذیرفته بودند. آقای منتظری میگفتند من احساس وظیفه میکنم باید این حرفها را بزنم عملاً هم این طور بود که باز هم ادامه دادند و به روش سابقشان عمل کردند تا به عزل منتهی شد.» (ص ۳۶۱) امیدوارم همیشه و در همه حال در ذیل توجهات حضرت ولی عصر (عج) نستوه و سربلند باشید.، با سپاس فراوان ارادتمند ۱۳۸۶/۲/۲۴ - مصطفی ایزدی
بسم الله الرحمن الرحیم) محقق محترم جناب آقای مصطفی ایزدی دام توفیقه با سلام و تحیت نامه شما را خواندم ضمن تقدیر از توجه شما به مسائل انقلاب و حوادث گذشته و پیگیری نسبت به آنها یادآور میشوم: نقد اظهارات آیتالله مهدوی کنی و نقل ماجرای تشکیل دانشگاه امام صادق ] اینجانب جناب آیتالله مهدوی کنی دامت افاضاته را که از دوستان قدیم میباشند - فردی، متدین اخلاقی و معتقد به قیامت و حساب و کتاب میدانم و لذا احتمالاً مطالب نقل شده از ایشان و نیز برخی دیگر از مطالب این کتاب) به خاطر فراموشی و عدم مراجعه به اسناد موجود و یا حداقل عدم استفسار از کسانی است که هنوز دست سیاست موجب فراموشی آنان نشده است. اینجانب به خاطر مصالحی قصد پاسخ دادن به بسیاری از مطالب خلاف واقعی را که علیه من در این مدت منتشر شده و اخیراً در قالب خاطره گویی و غیره بر حجم آن افزوده شده است نداشته ام و به حداقل اکتفا کرده ام؛ اما تحریف وقایع و بیان مطالب خلاف از امثال ایشان دور از انتظار و موجب شگفتی و تأسف است ذیلاً به طور اجمال به نکات مورد سؤال میپردازم: ج ۱ تأسیس جامعة الإمام الصادق در اصل به پیشنهاد اینجانب بوده که در ابتدای اساسنامه این جامعه به آن تصریح شده است. پیش از پیروزی انقلاب، سه نفر از افراد خیر و متعهد زمین وسیعی را برای امور دینی خریده و در نظر گرفته بودند، که یکی از آنان جناب آقای حاج سید رحیم خانیان بود که در زندان اوین با ایشان آشنا شده بودم. پس از آزادی از زندان و پیروزی انقلاب، یک روز ایشان و آقای محمدعلی نوید و آقای مهدیان که صاحبان این زمین بودند به من مراجعه کردند و
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۱ ۱۷۹ گفتند ما آن را در اختیار شما میگذاریم تا در آن کاری فرهنگی و دینی به هر شکل که صلاح میدانید انجام گیرد و اوراق سهام آن را که به منزلهٔ سند مالکیتش بود به اینجانب دادند چون تازه انقلاب به پیروزی رسیده بود و در آن زمان صحبت از انتخاب سفرا و کارداران برای خارج بود با مشورت خود آقایان تصمیم گرفتیم در این مکان دانشگاهی بنا شود که در آن افرادی برای تصدی پست سفارت یا کارداری و یا خانه فرهنگ و در ضمن تبلیغ اسلام در خارج از کشور تربیت شوند و هم علوم روز و علوم اسلامی به آنان آموزش داده شود. سپس محل دیگری که ساخته و آماده بود برای دانشگاه در نظر گرفته شد و این زمین به عنوان پشتوانه مالی آن قرار گرفت؛ بعداً با پیگیری من و تلاش جدی آقای نوید و برخی آقایان یک کارخانه بزرگ نساجی در مشهد نیز به عنوان پشتوانۀ دیگر مالی جامعه تأسیس شد. نامه ها و پیگیریهای اینجانب در این ارتباط موجود و بعضاً در روزنامه های آن زمان نیز منعکس هم شده است. بعد از مشورت با آقایان فوق الذکر افرادی را برای هیأت امنای جامعة الإمام الصادق لا معرفی کردم که از جمله آنان حضرات :آقایان: مشکینی، خامنه ای و مهدوی کنی بودند جامعه دارای اساسنامه ای است که از نظر حقوقی به ثبت رسیده و در آن ریاست عالیه جامعه برعهده بنده گذاشته شده است؛ و در حقیقت من هم جزو هیأت مؤسس و هیأت امنا هستم و هم ریاست عالیه آن را برعهده دارم و حتی آقای مهدوی با حکم اینجانب مسئولیت ادارۀ آن را به عهده گرفتند. و اینکه گفته شده: عنوان ریاست عالی برای آیتالله منتظری مبتنی بر این بود که ایشان به سمت قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان تعیین شده بود خلاف واقع است؛ زیرا اولاً: مطابق ماده ۹ اساسنامه ریاست عالیه به عنوان رکن اوّل و بالاترین مرجع جامعه» به شخصیت حقیقی و نه حقوقی اینجانب آن هم به صورت «مادام العمر» واگذار شده و در آن هیچ نامی از عناوینی مثل قائم مقامی رهبری یا رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی و.... نیامده است. سایر اعضای هیأت امنا نیز به عنوان شخص حقیقی است
عضو هستند نه حقوقی، چرا که در این صورت باید موضوع عضویت تعدادی از آنان منتفی گردد ثانیاً: اعلام قائم مقامی من توسط مجلس خبرگان رهبری که از نگاه آقای مهدوی مبنای عنوان ریاست عالی دانسته شده است در سال ۱۳۶۴ بوده؛ در حالی که اساسنامه جامعة الإمام الصادق الا برحسب تاریخ آخر اساسنامه در ۱۳۶۱/۸/۱۵ به تصویب رسیده است. - و ثالثاً: اگر فرضاً این گونه بود که ایشان گفته اند چرا پس از به قول ایشان برکناری مکرر واسطه فرستادند و تقاضای تفویض اختیارات کردند؟ استدلالهای نادرست ] همچنین اینکه گفته شده پس از بروز مشکلاتی که مانع از حضور ایشان در جلسات هیأت امنا و قهراً منجر به استعفای ایشان شد.... برخلاف واقع و خلاف مواد اساسنامه است؛ زیرا براساس تصریح ماده ۱۳ اساسنامه: در صورتی که هر یک از اعضای هیئت امنا به استثنای ریاست عالیه بدون عذر موجه شخصاً به مدت سه ماه در جلسه شرکت ننماید مستعفی تلقی خواهد شد و هیأت امنا مراتب را کتباً به نشانی قانونی وی ابلاغ و در صورتی که با گذشت دو ماه از تاریخ ابلاغ، تمایل خود را به شرکت در جلسات اعلام ننماید استعفای او قطعی خواهد بود.» و مطابق تبصره ۴ ماده ۹: «حداقل هر شش ماه باید جلسات هیأت امنا در حضور ریاست عالیه تشکیل گردد.» بنابراین نه تنها ریاست عالیه موظف به حضور در جلسات هیأت امنا نمیباشد بلکه سایر اعضای هیأت امنا موظفند حداقل هر شش ماه یک بار در حضور وی تشکیل جلسه دهند. و نیز اینکه گفته شده آقای خامنه ای مصلحت دیدند که تا زمان اصلاح اساسنامه و تعیین امنای جدید جریان کارهای جامعه با نظر آقای مهدوی انجام گیرد و ایشان به
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۵ ۱۸۱ عنوان جانشین هیأت امنا، باشد خلاف مقررات مادهٔ ۱۲ اساسنامه و دو تبصره آن است و جناب آقای خامنه ای تنها یکی از مؤسسین و از اعضای هیأت امنا میباشند. ریاست عالیة جامعة الإمام الصادق الا برای من مقامی نیست و جز مسئولیت و گرفتن وقت ثمره ای نداشته و ندارد؛ ولی هیچ کس شرعاً مجاز به تخلف از مواد اساسنامه نیست و نمیتواند برخلاف اساسنامه برای هیأت امنا جانشین تعیین کند یا بدون پیش بینی در اساسنامه آن را اصلاح و یا امنای جدید منصوب نماید. و صرف نظر از بحث مصداقی، موارد رجوع به ولی فقیه جامع الشرائط در اساسنامه مشخص شده است. (تبصره ۲ از ماده ۹، بند «ع» ماده ۱۱ و ماده ۳۶) آقای مهدوی خود به خوبی میدانند که در تشکیل جلسات در حضور اینجانب کما فی السابق نه مانع شرعی وجود داشت و نه مانع قانونی؛ فقط مخالف میل برخی آقایان بود. آقای مهدوی واسطه ای را فرستاده بودند که من اختیارات را به ایشان تفویض نمایم؛ و چون این کار مخالف اساسنامه بود از آن استنکاف کردم. و این مسائل در زمانی اتفاق افتاد که در سطح کشور کتابها و مقالات مختلفی در تیراژهای میلیونی و با پول بیت المال علیه من پخش و تهمتها و دروغهای فراوانی به من نسبت داده میشد و من هیچ امکان دفاع نداشتم؛ و سرانجام من از روی اکراه و به خاطر اینکه در این میان حقوق یک عده دانشجوی بیگناه تضییع نشود و امر دانشگاه مختل نگردد، در ذیل نامۀ هیأت امنا نوشتم که آنچه اکثریت هیأت امنا تأیید کنند مورد قبول اینجانب .است این نوشته که تحت فشارهای سیاسی امضا شد برفرض اعتبار شرعی - به هیچ وجه به معنای استعفا و تفویض ریاست عالیه نبوده و ماده ۹ اساسنامه و تبصره های ۱ و ۴ آن همچنان به قوت خود باقی بوده و هست. و آقایان اگر خود را پایبند شرع و اخلاق بدانند موظفند مطابق اساسنامه بویژه مواد ۵، ۶، ۹، ۱۳ ۱۱، ۱۸، ۳۳ - ۲۹ و ۳۷) عمل کنند و حق تخطی از آن را ندارند. و از این جهت در تاریخ ۱۳۷۴/۹/۱۲ نیز که چند سال از حوادث سال ۶۸ میگذشت به دنبال تقاضای یکی از اعضای هیأت امنا در نامه ای به آقای مهدوی کنی
از ایشان خواستم مقرر کنند اوقات تشکیل جلسات هیأت امنا قبلاً به اینجانب ابلاغ شود تا نماینده ای را برای شرکت در آن بفرستم و نیز خواستم صورت کارهایی که تا آن مدت انجام شده اجمالاً برای اینجانب ارسال شود؛ ولی هیچ پاسخی از ایشان به دستم نرسید! غصب سایر مؤسسات و مکانهای شخصی یا تحت تولیت ] یادآوری میکنم در طول سالهای گذشته مؤسسات و امکنه مختلفی که شرعاً و قانوناً من مؤسس یا ناظر و یا متولی آنها هستم و هیچ ارتباطی با عنوان قائم مقامی نداشته است و حتی بعضاً مالک قانونی آنها میباشم از سوی آقایان غصب شده است که دارالشفاء، مرکز فرهنگی، لندن تشکیلات مرکز جهانی علوم اسلامی و مدرسه حجتیه از جمله آنها میباشد علاوه بر این حدود ده سال است که حسینیه شهداء و دفتر مشهد را توقیف کردهاند و چند سال است دفتر اصفهان را با حکم دادگاه ویژه مصادره کرده اند انتظار نبود آقایان با جامعة الإمام الصادق » نیز این گونه عمل کنند دلایل تذکرات انتقادی خصوصی به امام خمینی ] ج ۲ تذکرات و انتقادهای اینجانب در آن مقطع در دیدار مسئولین با اینجانب که ضمن تأیید و حمایت از آنان ارائه میدادم مربوط به کارهای خلافی بود که به نظر اینجانب برخلاف مصالح کشور و انقلاب و بعضاً برخلاف نظر مرحوم امام توسط بعضی نهادها انجام میشد و موجب نارضایتی مردم و بدبینی آنها به اصل اسلام و انقلاب و چهره مرحوم امام شده بود و در بعضی موارد که نظری برخلاف نظر امامه داشتم آن را ضمن نامههای محرمانه با احترام کامل و حفظ موقعیت ایشان به اطلاع ایشان میرساندم و این در شرایطی بود که بسیاری از بزرگان و شخصیتها که بعضاً در خاطرات ذکر کرده ام نزد من میآمدند و از اوضاع جاری و خلافکاریها اظهار
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۵ ۱۸۳ گفتند: شکایت و ناراحتی میکردند و حتی بعضی که عضو خبرگان بودند به من ما شما را قائم مقام معرفی کردهایم برای اینکه مطالب را به عرض امام برسانید. و اینجانب او را از نامه ای که در همان روزها برای امام فرستاده بودم مطلع ساختم و او خدا را حمد کرد که مطالب و حقایق به اطلاع امام رسیده است. و بعضی از آقایان که از اوضاع جاری سخت ناراحت و نگران بودند و اظهار میداشتند که همه مطالب به اطلاع امام نمیرسد در پاسخ این درخواست من که شما مطالب را به اطلاع امام برسانید، میگفتند: ما جرأت نمیکنیم صراحتاً این مطالب را به ایشان بگوییم. گناه من این بود که آنچه دیگران با ملاحظات سیاسی به امام نمیگفتند من از باب وظیفه و دلسوزی و برای اینکه در تصمیم گیریهای امام مؤثر باشد صریحاً و بدون تعارف به ایشان میگفتم و راههای پیشنهادی را نیز به ایشان ارائه میدادم. و به نظر من اگر دیگران همان اشکالاتی را که نزد من مطرح میکردند خودشان بدون واهمه و ملاحظه به مرحوم امام نیز میگفتند، قطعاً در تصمیم گیری ها و در روند اجرای امور و اصلاح اوضاع کشور تأثیر مثبت داشت. و این در شرایطی بود که در بعضی موارد یقین داشتم گزارشهای خلاف واقعی به ایشان رسیده است به نحوی که اگر حقیقت مطلب به اطلاع ایشان برسد تصمیم دیگری در امور جاری و مهم خواهند گرفت. آیا در در چنین وضعیتی وظیفه شرعی و عقلی اینجانب این نبود که آنچه را حق میدانستم به اطلاع رهبر انقلاب برسانم؟ آیتالله خمینی له هیچگاه مدعی عصمت خویش نبودند، و تذکر دوستانه وظیفۀ همۀ مؤمنین به ویژه مسئولین بوده است. و معنای «قائم مقامی بز اخفش بودن و عدم انجام وظایف شرعی نیست. درضمن شما میدانید که من از اول با اعلام خود به عنوان «قائم مقام» مخالف بودم و رسماً آن را به رئیس مجلس خبرگان رهبری نوشتم خاطرات، ج ۱، ص ۴۷۲ و ۴۷۳) پیامبراکرم با آنکه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی بودند مورد خطاب و شاورهم فی الامر قرار گرفتند و به اصحاب و یاران خود میفرمودند:
اشیروا علی مغازی، ج ۱، ص (۲۰۹) یعنی مرا از نظر مشورتی خود آگاه سازید و حضرت امیر نیز با آن مقام عصمت که داشتند به اصحاب خود فرمودند: فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فإنّی لست فی نفسی بفوق أن أخطئ ولا آمن ذلک من فعلی الا أن یکفی الله ...» (خطبهٔ ۲۱۶ صبحی صالح یعنی از گفتن سخن حق یا نظر مشورتی خودداری نکنید، زیرا من برحسب ذات فوق خطا نیستم و از آن ایمن نمیباشم مگر اینکه خدا کفایت نماید. به نظر اینجانب آنهایی که نظرات خود را به اطلاع ایشان نمیرساندند و در مقابل کارهای خلاف شرع سکوت مقرون به امضا و تأیید میکردند صحیح عمل نکردند نه اینجانب که نظراتم را به پیروی از کتاب و سنت به اطلاع رهبر فقید انقلاب میرساندم، یا در دیدارها و سخنرانیها تذکراتی را برای اصلاح امور میدادم. اکنون که سالها از آن زمان میگذرد و نامه های من به امام در خاطرات منتشر است تاریخ و مردم بهترین گواه میباشند، اینجانب خود را معصوم نمیدانم ولی خوب است جناب آقای مهدوی کنی یک نمونه از به قول ایشان ایرادهایی را که به امام گرفتم و برخلاف حق و حقیقت بوده است ارائه میدادند. یا بخشی از نقدهای خلاف واقعی را که به بعضی ارگانها داشته ام و در رسانه ها منتشر شده است یادآور میشدند، آیا به نظر ایشان مسئولین ارگانهای مورد نظرشان از پیامبراکرم و حضرت امیر بالاتر بودند؟ شده اینجانب علاوه بر اینکه در انقلاب و تأسیس نظام نقش بسزایی داشتم و طبعاً در کارهای خلاف نیز سهیم و شریک محسوب میشدم به واسطه عنوان قائم مقامی رهبری که مردم به من داده بودند و خبرگان آن را تصویب و تأیید کرده بودند، خودم را در مقابل خدا و مردم مسئول میدانستم و سکوت و بی تفاوتی در برابر تندرویها و کارهایی که آنها را خلاف شرع و خلاف مصلحت اسلام و انقلاب میدیدم و تضییع حقوق و اوضاع زندانها و زندانیها و اعدامها و مصادره های غیر شرعی و بردن آبروی افراد مختلف را حرام میدانستم و به همین جهت در آن مقطع برای اصلاح امور
پاسخ به سؤالات مهندس مصطفی ایزدی پیرامون خاطرات آیتالله مهدوی کنی ۱ ۱۸۵ کارهای زیادی با کمک بسیاری از شخصیتها و دوستان دلسوز و متعهد انجام دادم که به نظرم در دفاع از اسلام و انقلاب و چهرۀ مرحوم امام و رضایت اقشار مختلف مردم نقش زیادی داشت که به بخشی از آنها در خاطرات اشاره کرده ام. [سکوت به طمع رهبری در روزهای پایانی حیات امام، فرصت طلبی و عافیت طلبی بود ] و اگر آدم فرصت طلب و عافیت طلبی بودم در آن مقطع به ویژه چند ماه پایانی حیات مرحوم امام سکوت میکردم و با همان شعارهایی که هر روز مردم برایم میدادند سرگرم میشدم و به حفظ مقام و قدرت دل خوش میکردم و متخلفین از شرع و قانون را که تخلفات آنان با نام امام انجام میگرفت از خود ناراحت نمیکردم. ج ۳ در رابطه با کنار رفتن از قائم مقامی رهبری در کتاب خاطرات به بخشی از مسائل و جریانات پشت پرده که منتهی به آن شد اشاره کرده ام و عمده آن، ذهنیتی بود که در اثر گزارشهای کذب و مغرضانه توسط بعضی نهادها برای امام پیدا شده بود مبنی براینکه بیت من در اختیار مجاهدین خلق است و من درصدد آن هستم که بعد از رحلت امام مجاهدین خلق را به قدرت و حاکمیت برسانم. اما ملاقاتی که آقای مهدوی به آن اشاره کرده اند ظاهراً مربوط است به دعوتی که مرحوم امام از عده ای از علما و شخصیتها و مسئولین بالای نظام کرده بودند تا وصیتنامه ایشان را به مشهد یا مجلس شورای اسلامی .ببرند من هم جزو مدعوّین بودم. در آن ملاقات و نیز در هیچ یک از ملاقاتهایی که من با مرحوم امام داشتم ایشان با من این گونه که آقای مهدوی نقل کرده اند سخن نگفتند. ان شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۶/۳/۵ - حسینعلی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آیتالله حاج آقا حسن طباطبایی قمی ۱۳۸۶/۳/۲۱ بسم الله الرحمن الرحیم «اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء» (اصول کافی، ج ۱، ص ۳۸) حضرت مستطاب عالم متقی آیتالله آقای حاج آقا تقی طباطبایی قمی دامت برکاته پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر درگذشت عالم بزرگوار و فقیه عالی مقدار حضرت آیتالله آقای حاج آقا حسن طباطبایی قمی -اعلی الله مقامه - ه برادر محترم جنابعالی را دریافت و متأثر شدم. عالم بزرگواری که عمر شریف خویش را در راه دفاع و حمایت از اسلام عزیز و مذهب شریف اهل بیت عصمت و طهارت - سلام الله علیهم اجمعین - سپری نمود؛ و از پیشگامان و پایه گذاران انقلاب اسلامی و از مبارزان در این راه بود و طبعاً متحمل حصر و حبس و تبعید و ناملایمات بسیاری شد و پس از پیروزی انقلاب نیز متأسفانه مورد بی مهریها و محرومیتهای زیادی واقع شد. این جانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف و به حضرات علماء اعلام و حوزه های علمیه و به جنابعالی و آقازادگان محترم ایشان و همه بازماندگان و علاقه مندان و بیت شریف مرحوم آیتالله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی قمی اعلی الله مقامه تسلیت میگویم. و از خداوند قادر متعال برای آن مرحوم علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرین
پیام تسلیت ۱۸ - سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان و علاقه مندان صبر جمیل و اجر جزیل و برای جنابعالی سلامت و سعادت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز را مسألت مینمایم. والسلام علیکم ۲۵ جمادی الاولی ۱۴۲۸ - ۱۳۸۶/۳/۲۱ حسینعلی منتظری هم چنین فقیه عالیقدر در آغاز درس شرح جامع السعادات مرحوم نراقی در جمع طلاب و عموم مردم ضمن درخواست علوّ درجات برای آن عالم ربانی ضمن اشاره به مبارزات آن مرحوم خاطر نشان کردند: هم آیتالله طباطبایی قمی از سابقون و پیشگامان و پایه گذاران انقلاب اسلامی بودند. به گونه ای که میتوان گفت استان خراسان به واسطه محوریت ایشان به تحرک درآمد که در پی آن متحمل زندان و تبعید شد چنانچه مدتی ایشان به همراه مرحوم امام و مرحوم آیتالله محلاتی در زندان بودند و با هم آزادی نسبی پیدا کردند و سپس هر سه بزرگوار محصور شدند. از آن پس مدتی به کرج تبعید شدند. یادم هست که پس از مدتی از کرج به قم آمده بودند نمیدانم مرخصی آمده بودند یا آزاد شده بودند یکی از دوستان ما، مرحوم شیخ محمود خادمی نجف آبادی که با بیت امام در تماس بود آمد و گفت: احمد آقا خمینی گفته است چون امام در قم نیستند شما از طرف امام از ایشان محترمانه تجلیل نمایید که من هم به دیدن ایشان رفتم و سپس ایشان را به منزل خود در محلهٔ عشقعلی قم دعوت کردم که پسر خواهر ایشان مرحوم حاج آقا رضا صدر هم همراه ایشان بودند. در هر صورت زحمات ایشان در به ثمر رسیدن انقلاب قابل نسیان نیست اما متأسفانه به واسطهٔ برخی سوء تفاهمات پیش آمده نسبت به ایشان بی مهریهایی پس از انقلاب انجام شد که آن هم گذشت.
من این ضایعه اسفبار را به بیت آن مرحوم و به بازماندگان، علاقه مندان و به ویژه آیتالله حاج آقا تقی قمی برادر ایشان که از اعاظم علماء میباشند و در قم تشریف دارند تسلیت میگویم و برای آنان صبر جزیل و اجر جمیل خواستارم. امیدوارم خداوند درجات ایشان را عالی فرماید. ۱۳۸۶/۳/۲۱ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
۱۳۸۶/۳/۲۳ (۳۸) بیانات معظم له در ابتدای درس اخلاق پیرامون حادثه سامرا بسم الله الرحمن الرحیم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والآصال رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر الله... با کمال تأسف پس از ۱۶ ماه از فاجعه ای که ببار آمد و گنبد و حرم شریف سامرا تخریب شد، مجدداً امروز جنایتکاران جرأت کرده و به گونه دیگر حرم عسکریین علی را مورد تعرض و تخریب قرار دادند این جنایت علاوه بر شیعه، از سوی اهل سنت نیز محکوم و مورد انزجار واقع شده است. چون آنان نیز حفظ حرمت ائمه شیعه را لازم میدانند. [ عترت، بالاتر از امامت ] بر حسب حدیث ثقلین متواتر بین شیعه و سنی پیامبر بعد از خود، مردم را به کتاب خدا و عترت خویش ارجاع داده است از باب مثال در صحیح مسلم (۱۸۷۳/۴) آمده است: «انا تارک فیکم ثقلین اولهما کتاب الله... ثم قال: و اهل بیتی.» و در سنن ترمذی (۳۲۸/۵) نقل شده: «انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی... کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی آن حضرت عترت و اهل بیت خویش را در عرض قرآن قرار داده است و همانگونه که تمسک به کتاب خدا عمل به دستورات خداست تمسک به عترت پیامبر نیز عمل به دستورات
آنان میباشد و آنچه آنان میفرمایند با واسطه از طرف خدا نازل شده است. در حدیث معتبر از امام صادق الا آمده است: حدیثی حدیث أبی و حدیثُ أبی حدیث جدّی وَ حدیث جدی حدیث الحسین...و حدیث امیرالمؤمنین حدیث رسول الله و حدیث رسول الله الله قول الله (الوسائل (۵۸/۱۸ آنچه که ائمه اطهار لا میگفتند از خودشان نبود بلکه فرموده های رسول خداست. مرحوم آیتالله العظمی بروجردی میفرمودند: اگر برفرض ما از مسأله امامت هم صرف نظر کنیم خود پیامبراکرم در رابطه با احکام اسلامی علاوه بر کتاب خدا ما را به عترت خودشان ارجاع داده اند. عترتی که حتی قاتلین آنان و خلفای جوری که به هر طریقی آنان را به شهادت رسانیدند، به علم عظمت و بزرگواری آنان اعتراف داشتند ولی با این حال این سیره مردم دنیا و دنیاپرستان است که برای حفظ دنیای خویش هر کاری را انجام میدهند. چگونگی جلوگیری از غربت سامرا ] این جانب در ۱۶ ماه قبل به شیعیان به ویژه به علمای نجف و جاهای دیگر پیغام دادم که رها و ترک کردن سامرا کار درستی نیست و باید بر اساس یک برنامه مشخص هر روز و هر شب تعدادی از مردم شهرهای مختلف در قالب کاروانهای زیارتی با هزینه خود مردم برای زیارت حرم عسکریین و کاظمین با اسکورت و حفاظت نیروهای امنیتی عراق در این اماکن مقدسه حاضر شوند و نگذارند این مکانهای مقدس غریب بمانند. در خبرها آمده بود که حتی یک نفر هم در ماجرای اخیر کشته نشده معلوم میشود حتی یک زائر هم حضور نداشته است. درست است که گفته میشود آنجا ناامنی است ولی در نجف و کربلا هم بمبگذاری میشود، با ترک و رها کردن این اماکن مقدسه قطعاً وضعیت بهتر نخواهد شد. من یادم هست که مرحوم آیتالله سید محمد شیرازی له مقید بودند شبهای جمعه تعدادی را برای زیارت به سامرا بفرستند. رحمه
بیانات معظم له در ابتدای درس اخلاق پیرامون حادثه سامرا ۱۹۱ اینکه ما آن منطقه را به حال خود واگذاریم گناه بزرگی است و ما متأسفانه در این مورد کوتاهی کرده ایم و نباید آن منطقه از نظر مذهبی یک دست باشد. خدا رحمت کند مرحوم آیتالله حججی از علمای روشن نجف آباد میگفتند: من با اینکه آقای حاج میرزا حسن شیرازی را مرد بزرگی میدانم و به عظمت ایشان اعتراف دارم ولی یک اشکال به ایشان دارم که چرا ایشان که در سامرا بودند منطقه شیعه نشین را وسعت نداده اند و فقط به ساخت تنها یک مدرسه اکتفا کرده است. در سامرا زمین های بسیاری بود از شط تا برج متوکل قاعده اش این بود که عشایر شیعه از جنوب عراق در آنجا اسکان داده میشدند تا به گونه ای نباشد که شهر سامرا تماماً یک طرفه باشد. اگر به این امور عمل شده بود ما امروز شاهد غربت قبور ائمه هم نبودیم. این فجایع را گروهی به نام اسلام انجام میدهند که جایگاهی در میان مسلمین ندارند. آن روزی که رفت و آمد در بیت ما جرم و حرام نبود! آقای دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت به من گفتند ملک فهد خودش به من میگفت: «شما فکر میکنید ما وهابی هستیم حال آنکه این گونه نیست. ما هم با آنها مخالفیم اما چه کنیم ناچاریم و از آخوندهای وهابی هراس داریم». برخی ممانعت از نشر کتابی در نقد وهابیت دفاع از شیعه و وحدت مسلمین ] نکته ای را که در این جا لازم است تذکر دهم اینکه حدود ۱۶ سال پیش از یکی از علمای عربستان به نام عبدالله بن جبرین که از اعضای هیأت استفتای آنهاست - سؤال شده بود آیا میتوان از قصابی که شیعه است گوشت خرید؟ وی در جواب گفته بود: نمیشود چون شیعه ها مشرک و مرتدند ذبیحۀ آنها حرام است. در حالی این فتوا صادر شده است که اکثر اهل سنت ذبیحۀ اهل کتاب را حلال میدانند. اینجانب آن روز در نقد این فتوا نامه ای سرگشاده به برادران شیعه خود در منطقه حجاز نوشتم که ترجمه آن در کتاب خاطرات اینجانب وجود دارد. در این اواخر نیز ۳۸ نفر از علمای وهابی از جمله ایشان فتوا به تخریب قبور امامان شیعه دادند و ایشان
گفته بود تخریب سامراکار خوبی است. من علاوه بر نقد فتوای قبلی، این نظریه را هم نقد کردم و آن نامه تبدیل به کتابچه ای حدود ۸۰ صفحه شد. وقتی برای گرفتن مجوز چاپ مراجعه کردند به وزارت ارشاد از آن موقع حدود سه ماه میگذرد و وزارت ارشاد از دادن مجوز چاپ کتابی که در دفاع از عقاید شیعه و نقد علمی مخالفان است طفره میرود. ما خودمان طرفدار اتحاد مسلمانان هستیم بر همین اساس اعتقاد داریم فتوای افرادی چون عبدالله بن جبرین وحدت و انسجام مسلمین را خدشه دار کند. سؤال من این است که چرا وزارت ارشاد از چاپ کتابی مانع میشود که طرفدار وحدت مسلمین است؟ چرا از چاپ کتابی جلوگیری میکند که در نقد کسانی است که تخریب قبور امامان شیعه را لازم میدانند؟ شما از نشر کتابی که در نقد کسانی است که شیعیان را مشرک و مرتد میدانند و تخریب قبور امامان را تجویز میکنند جلوگیری کرده اید! و در ضمن این کتابچه در سایت اینجانب ثبت است. مینگذارید سامرا غریب بماند ] من مجدداً به عنوان طلبه ای از قم اعلام میکنم که واجب است بر علمای نجف، کربلا، سایر بلاد و بر متصدیان، امور دولت عراق و دولت ایران و سایر دول اسلامی و همه مسلمین جهان که نگذارند شهر سامرا در غربت .بماند دولت ایران باید از دولت عراق بخواهد که در این زمینه کوتاهی نشود. تأمین امنیت عراق بر عهده اشغالگران است ] البته کشور عراق در اشغال است و اشغالگران بر اساس قوانین و کنوانسیونهای بین المللی باید امنیت کشور اشغال شده را تأمین کنند ولی دولت عراق هم نباید دست روی دست بگذارد و علاوه بر آن همگی مسلمانان در این خصوص مسئولیت دارند. و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب و چه تعظیم شعائر الهی بالاتر از اینکه پایگاه اسلام و مسلمین احیا گردد.
بیانات معظم له در ابتدای درس اخلاق پیرامون حادثه سامرا کار آمریکا در سقوط صدام خوب و ماندن در عراق بد است ] البته در این جا باید گفت آمریکایی ها گرچه با سقوط صدام کار خوبی انجام دادند اما کشور عراق دولت با ثبات میخواهد مردم عراق پذیرای شما نیستند. به نفع شماست که بیش از این میلیارها دلار مردم آمریکا را صرف ماندن در کشوری نکنید که هر روز در آن تلفات میدهید چنانچه تا کنون بیش از سه هزار تلفات داده اید. و در عوض هم در بین ملتها ابهت آمریکا شکسته شود و آبروی کشورتان برود. من یادم هست هنگامی که نوجوان بودم مردم چون از استعمار انگلیس و روس به تنگ آمده بودند آمریکا را فرشته نجاتی فرض میکردند غافل از اینکه آمریکا خودش میراث خوار استعمار و بدتر از آنها عمل میکند مگر آمریکا قیم دیگر مناطق جهان است؟ رئیس جمهور آمریکا با وجود مخالفتهایی حتی از داخل آمریکا مثل کنگره دست از لجبازی برنمی دارد و به اشغال عراق و افغانستان ادامه میدهد و هر روز هم ایران را تهدید میکند مگر شما چه کاره دنیا هستید؟! دنیای امروز با زور و تهدید سازگار نیست. من مجدداً این ضایعۀ اسفبار را به شما برادران و خواهران و همه مسلمین و ملل عدالت خواه جهان و به ویژه خدمت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت عرض میکنم و از خدا میخواهم عاملان این جنایت را متنبه کند و اگر متنبه نمیشوند ریشه کن فرماید. ان شاء الله. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۶/۳/۲۳ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آیتالله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی ۱۳۸۶/۳/۲۶ بسم الله الرحمن الرحیم) اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء» (الکافی، ۳۸/۱) جناب مستطاب فاضل محترم حجة الاسلام والمسلمین آقای محمد جواد فاضل دامت افاضاته پس از سلام و تحیت، با کمال تأسف خبر درگذشت مرحوم مغفور عالم بزرگوار و روحانی خدمتگزار حضرت آیتالله آقای حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی طاب ثراه والد محترم جنابعالی را دریافت و متأثر شدم. فقیه بزرگواری که عمر خویش را در راه دفاع از اسلام عزیز و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت - سلام الله علیهم اجمعین و تدریس علوم دینیه و تربیت فضلا و طلاب - محترم سپری نمود تا به رحمت ایزدی واصل شد. اینجانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - و حوزه های علمیه و علماء اعلام و به جنابعالی و همه بازماندگان و علاقه مندان تسلیت میگویم و از خداوند قادر متعال برای آن مرحوم علو درجات و حشر با ائمه طاهرین - سلام الله علیهم اجمعین و برای همه بازماندگان و بستگان و علاقه مندان صبر جمیل و اجر جزیل و برای جنابعالی سلامت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز را مسألت مینمایم. ۶ والسلام علیکم. ۱ جمادی الثانی ۱۴۲۸ - ۱۳۸۶/۳/۲۶ حسینعلی منتظری
۱۳۸۶/۴/۳ (۴۰) پیام به نشست مطبوعاتی حق صلح بسم الله الرحمن الرحیم پس از حمد و سپاس خداوند و با سلام و احترامات فائقه خدمت حضار محترم و ۶ برگزار کنندگان نشست مطبوعاتی حق صلح از اینجانب خواسته شده که درباره صلح و همزیستی مسالمت آمیز از دیدگاه اسلام مطالبی بیان کنم. [صلح در قرآن] قرآن کریم کتاب مقدس و آسمانی بارها درباره صلح سخن گفته و از ابعاد گوناگون به این موضوع مهم پرداخته از کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده تا همزیستی جامعه و در میان ملتهای مختلف خداوند در سوره، انبیاء آیه ۱۰۷ پیغمبر اسلام را رسول رحمت برای همه مردم جهان نامیده است و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین. [هدف صلح ] هدف اصلی صلح در اسلام ایجاد آرامش و از بین بردن خصومت و جنگ و برگزیدن زندگی مسالمت آمیز در حیات اجتماعی و ایجاد فضای معنوی است و این در صورتی است که کسی نخواهد و اگر بخواهد نتواند بر دیگری برتری جویی کند، به مقررات اجتماعی پایبندی نشان دهد و حقوق اجتماعی دیگر انسانها را رعایت کند
در اهمیت صلح در جامعه ایمانی میفرماید انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم . (سوره حجرات، آیه (۱۰) همانا مؤمنان با هم برادرند پس در میان برادرانتان اصلاح کنید. چنان که در جایی دیگر به زبانی دیگر میفرماید یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین. (سوره بقره، آیه ۲۰۸) ای مؤمنان همگی در صلح و مسالمت وارد شوید و از گامهای شیطان که در پیش روی انسانها مینهد تبعیت نکنید. صلح اصل اساسی در خانواده، جامعه و نظام بین الملل ] از سوی دیگر اسلام برای همبستگی در نهاد خانواده اهمیت قائل است و راهکارهایی جهت پایداری آن ارائه میدهد و در صورت بروز مشکل به صلح دعوت میکند و به اصل کلی اشاره می.کند و الصلح خیر سوره نساء، آیه ۱۲۸). و این جمله نشان میدهد که نه تنها صلح و آرامش در خانواده بلکه در اجتماع و کشور و نظام بین المللی اصل اساسی است همزیستی پیروان ادیان ] این همزیستی مسالمت آمیز و پرهیز از تشنّج شامل همه پیروان ادیان بلکه همهٔ انسانها می.شود در این باره خطاب به پیامبر و مسلمانان میفرماید و آن جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله (سوره انفال آیه (۶۱) و اگر دشمنان تمایل به صلح و داشتند بپذیرید و بر خدا توکل کنید. مسالمت جویی الله این نکته در همزیستی با پیروان ادیان کاملاً روشن میشود و میفرماید: «لاینها کم عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین (سوره ممتحنه آیه (۸) خدا شما را از نیکی کردن و دادگری نسبت به کسانی که در دین با شما کارزار نکرده اند و شما را از خانه هایتان
پیام به نشست مطبوعاتی حق صلح ۱۹۷ بیرون نرانده اند باز نمیدارد؛ به درستی که خدا عدالت پیشگان را دوست میدارد. گسترش صلح و پرهیز از جنگ طلبی ] بر این اساس است که در روایت معتبر از امام صادق وارد شده است: «وافش السلام فی العالم»: مسالمت و صلح را در جهان گسترش دهید. از نظر اسلام تمام گفتار و رفتار مسلمانان و به ویژه حاکمان کشورها باید به گونه ای باشد که پیامد جهانی خشونت و جنگ طلبی نداشته باشد و بهانه به جنگ طلبان ندهد و از سوی دیگر نسبت به همزیستی مسالمت آمیز، یعنی به رسمیت شناختن یکدیگر و احترام متقابل و پذیرفتن وجود تفاوتها در میان انسانها تاکید شده است. امام علی در نامه به مالک اشتر بر روی مشترکات انسانها تاکید کرده میفرماید: اصولاً مردم دو دسته اند: یا هم کیش تواند و مسلمان و یا همانند تو در خلقت اند و انسان؛ پس مواظب باش زیانی به آنان نرسد و با آنان مهربان باش. اینکه در برخی گفته ها از دین رحمت الهی تصویری ارائه شود که جز جنگ و خشونت تداعی نشود، قطعاً بر خلاف اهداف دین و ناسازگار با آموزه های قرآن کریم است و هرگونه اقدامی در جهت برهم زدن زندگی مسالمت جویانه و برخلاف عقل و شرع است و تا کسانی اقدام به رفتار ستیزه جویانه نکرده باشند، مسلمانان نباید فضای ستیزه گری را ترویج کنند. وجوب وفا به امان مشرک حربی ] امام صادق میفرماید: اگر لشکری از مسلمین قوم مشرکی را محاصره کنند و بر یکی از مشرکان امان بخواهد و یکی از مسلمانان به او امان بدهد واجب است دیگران و حتی فرماندهان لشکر اسلام که به این امان وفا کنند وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۶۷).
در پایان با تشکر از دست اندرکاران این گردهمایی و آرزوی صلح جهانی و انزوای جنگ طلبان توفیق ترویج همزیستی میان همه انسانها را از خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. جمادی الثانی ۱۴۲۸ - سوم تیرماه ۱۳۸۶ قم - حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهای خبرنگار «بی بی سی» در مورد مسائل روز ایران محضر حضرت آیتالله منتظری با سلام و ادب ۱۳۸۶/۴/۹ احتراما از حضرتعالی درخواست میشود با توجه به وقایع اخیر که درکشور روی داده است و با توجه به مسائل بین المللی بذل توجه نموده سؤالات این شبکه خبری را پاسخ دهید. با تشکر فراوان فرانسیس هریسون، خبرنگار مقیم بی بی سی در تهران اخیراً شاهد شکل گیری و شدت سرکوب در ایران هستیم هزاران نفر را به جرم بدحجابی در تهران دستگیر کرده یا با آنها بدرفتاری نموده اند برخی از خانمها حتی در تهران توسط پلیس مرد در ملأ عام کتک خورده اند بدون اینکه جرم آنها در دادگاه ثابت شده باشد، بسیاری از افراد به عنوان اراذل و اوباش دستگیر شده و در ملأ عام با آنها بدرفتاری شده است بدون آنکه در دادگاه حاضر شده و یا از خود دفاع کرده باشند. به نظر شما رفتار پلیس در این گونه موارد مفید فایده است یا مضر و خلاف موازین شرعی است؟ بسمه تعالی - پاسخ با سلام و تحیت ارعاب و زور در برخورد با بی حجابی نتیجه عکس میدهد] هر چند اکثریت مردم مسلمان و مخالف با بی حجابی و بی بند و باری میباشند و
طبعاً نباید حقوق آنان نادیده گرفته شود اما از طرف دیگر تأمین حقوق اکثریت علاوه بر اینکه نباید موجب تضییع حقوق اقلیت گردد باید با روش منطقی و معقول و مفید و مؤثر انجام شود نه با زور و ارعاب و برخوردهای فیزیکی و خشن؛ زیرا اینگونه روشها اثر منفی دارد و انگیزه بی حجابی را تقویت میکند و از سوی دیگر موجب متهم شدن دین به تأیید و ترویج خشونت میشود و چهره نظام اسلامی را مشوه و خراب میسازد. [ برخورد با مجرم و متهم فقط در چارچوب قانون ] برخورد با اراذل و اوباش یا هرکس دیگری که سلب امنیت کند و مزاحم نوامیس مردم شود و زورگیری کند لازم است لکن باید در چهارچوب قانون و با روشهای تحقق عدل و سازنده آنها را از ادامه کارشان بازداشت؛ و هر گونه مجازات و ضرب و شتم قبل از اثبات اتهام در دادگاه صالح، مشروع نیست.(۱) بسیاری از معلمان و کارگران تنها به خاطر تقاضای صنفی دستگیر و زندانی شده اند. آیا آنها واقعاً باید به خاطر درخواستهای صنفی زندانی شوند؟ پاسخ - خواسته های صنفی معلمان، کارگران و دیگر اصناف باید با گفتگو و مسالمت و در چهارچوب قوانین با رعایت عدل و انصاف پاسخ داده شود و دولت -۱- اهمیت این نکته در آن است که در سال ۱۳۸۶ نیروی انتظامی با هدایت رهبران کشور طرحی موسوم به امنیت اخلاقی و طرح دیگری موسوم به امنیت اجتماعی را اجرا کرد که در طرح نخست برخورد وسیع با بدحجابها صورت گرفت و در طرح دوّم دستگیری های گسترده خشونت آمیز در مناطق مختلف انجام شد که همراه با ضرب و شتم و خشونت بود و در تلویزیون و مطبوعات تصاویر تکان دهنده ای از این صحنه ها و سیمای خونین مضروبین و گرداندن آنها در داخل شهر با آویزان کردن آفتابه بر گردنشان را نمایش میدادند و هدف آن را ایجاد رعب در اراذل و اوباش اعلام میکردند. هنگامی که این اعمال مورد انتقاد حقوقدانان و مطبوعات قرار گرفت آنها نیز تهدید به برخورد و متهم به حمایت از اراذل و اوباش شدند آیتالله منتظری در چنین شرایطی نظرات مذکور را بیان کرده اند.
پاسخ به پرسشهای خبرنگار بی بی سی در مورد مسائل روز ایران ۲۰ موظف است علل و ریشههای نارضایتی اصناف مختلف را کشف و برطرف نماید. روشن است که مشکلات با سرکوب و زندان حل و فصل نمیشود. البته ممکن است به طور مقطعی و در کوتاه مدت صدای معترضین خاموش شود، اما قطعاً نارضایتی به صورت عقده در خواهد آمد و برای کشور و دولت خطر آفرین میشود. ضرورت رعایت حقوق متهم ] تعدادی از شهروندان با ملیت دوگانه ایرانی - آمریکایی در ایران به جرم جاسوسی دستگیر شده اند هاله اسفندیاری حق ملاقات وکیلش را ندارد. این مورد تا چه حد میتواند بر روابط خارجی ایران تأثیر بگذارد و چه پیامی میتواند برای ایرانیان خارج از کشور داشته باشد؟ پاسخ - اینجانب از ماهیت مورد سؤال و اتهام مذکور اطلاعی ندارم اما به طور کلی اعلام مجرمیت قبل از ثبوت جرمی در دادگاه صالح، شرعاً و قانوناً ممنوع است و هر متهمی حقوقی دارد که باید از آن استفاده نماید. درباره منع حضور در کنفرانسهای علمی خارج کشور توسط وزارت اطلاعات ] - نظر حضرتعالی درباره اطلاعیه وزارت اطلاعات مبنی بر عدم رابطه ایرانی ها با خارجی ها و ممنوع کردن آنها از شرکت در مجالس آنها و یا شرکت در کنفرانسهای علمی خارج از کشور چیست؟ پاسخ از هدف اطلاعیه مذکور اطلاعی ندارم و قضاوتی نمیکنم، اما صرف شرکت در مجالس و کنفرانسهای علمی که موجب تبادل معلومات و کسب تجربیات دیگران میباشد نه تنها ضرری برای کشور و نظام، ندارد بلکه موجب رشد سطح علمی کشور نیز خواهد بود. آزادی فکری و سیاسی در مراکز علمی و دانشگاهی ] نظر حضرتعالی درباره اغتشاشات دانشگاه امیرکبیر چیست؟ آیا به نظر شما دانشگاهها نیازمند دومین انقلاب فرهنگی است؟ آیا بسیاری از اساتید باید از دانشگاهها اخراج شوند؟
پاسخ اصولاً آزادی فکری و سیاسی در مراکز علمی و فرهنگی نباید محدود گردد، مگر اینکه مخل به آزادی و حقوق دیگران باشد به جای این محدودیت، باید زمینه پاسخ به شبهات دانشگاهیان را فراهم نمود. همچنین محروم ساختن دانشگاه از اساتید متبحر به خاطر اختلافات فکری و سیاسی ظلم به دانشگاه و محیطهای علمی و خلاف شرع و عقل سلیم است. مردم مرجع ارزیابی وضعیت اقتصادی خود هستند ] دولت معتقد است وضع اقتصادی ایران بحرانی نیست اما ۵۷ اقتصاددان در نامه ای به رئیس جمهور اوضاع را بحرانی قلمداد کردند. به نظر شما فقرا در چه وضعیتی هستند و آیا فاصله غنی و فقیر در ایران زیاد شده است؟ پاسخ - قضاوت نهایی و صحیح در این موضوع با مردم است. شما میتوانید با یک نظر سنجی مردمی و بدون سانسور از وضعیت اقتصادی مردم و فقرا اطلاع دقیق پیدا کنید. ضرر سلب آزادی بیان برای روزنامه نگاران ] * آیا به نظر شما دولت اجازه دارد از روزنامه نگاران بخواهد درباره اوضاع اقتصادی یا حقوق بشر سخن نگویند؟ آیا این گونه رفتارها شرایط سیاسی ایران را حادتر میکند؟ پاسخ - منع روزنامه نگاران از سخن گفتن درباره حقوق بشر و اوضاع اقتصادی در افکار عمومی تأثیری ندارد بالاخره معیار رضایت عامه مردم است، مردم از اوضاع خودشان بهتر از هرکسی دیگر آگاه هستند تلقی معمولی از منع مذکور، سلب آزادی بیان است و این عنوان برای چهره حاکمیت دینی ضرر خواهد داشت. اشتباه رد صلاحیتها ] آیا حضرتعالی درباره شرایط انتخابات مجلس هشتم نگرانی دارید؟ در دوره قبل بسیاری از
پاسخ به پرسشهای خبرنگار بی بی سی در مورد مسائل روز ایران اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند. آیا فکر میکنید این امر دوباره تکرار شود؟ پاسخ - پیشتر در بیانیه های متعدد راجع به رد صلاحیتهایی که از سوی شورای نگهبان انجام شده است اظهار نظر کرده ام امیدوارم مسئولین مربوطه اشتباهات گذشته را تکرار نکنند این اشتباهات و نظائر آن که در سالهای گذشته مشاهده شد آسیبهای فراوانی به چهره حاکمیت در بین مردم و در جهان وارد نمود. ظالمانه بودن تحریم ها و بهانه سازی های دولت ] * درباره تحریمهای سازمان ملل علیه ایران چه احساسی دارید؟ بسیاری معتقدند فشارهای غرب بر ایران به خاطر بحث هسته ای این بهانه را به دولت میدهد که فشارهای بیشتری برای سرکوب آزادیها اعمال نماید. نظر شما چیست؟ پاسخ - تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران کاری است ظالمانه و هرگز با شعارهای حقوق بشری دولتهای ذی نفوذ در آن سازمان جهانی تناسبی ندارد. البته دولت ایران نیز نباید بهانه و سوژه به دست قدرتمندان بدهد. امیدوارم فشارهای غرب بهانه ای برای سرکوب بیشتر آزادیهای مشروع نباشد. حق داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز ] به نظر شما هزینه ای که ایران برای انرژی هسته ای میدهد به انزوای بین المللی ایران در جامعه جهانی میارزد؟ پاسخ به هر حال دستیابی ملت ایران به انرژی هسته ای صلح آمیز حق طبیعی آنان میباشد و دولتهای ذی نفوذ حق ندارند مانع آن شوند و موجبات انزوای ایران را فراهم آورند. انشاءالله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۶/۴/۹ حسینعلی منتظری