کتابها ‹ دیدگاهها - جلد سوم ‹ بخش ۶
دیدگاهها - جلد سوم
بخش ۶ از ۱۳۱۳۸۶/۴/۲۱ (۴۲) پاسخ به پرسشی پیرامون حکم سنگسار در اسلام در تاکستان به دنبال اجرای حکم سنگسار یک مرد متهم به زنای محصنه در هفته گذشته پرسشهای مکرّری از محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری (دامت برکاته) از سوی برخی مقلدین، تشکلهای حقوق بشری داخلی و خارجی و خبرگزاریها مطرح گردیده، که معظم له در پاسخ مرقوم فرمودند: [فلسفه حکم سنگسار ] بسمه تعالی پس از سلام، حکم سنگسار در تورات به نحو وسیعی وجود داشته، ولی در اسلام فقط در زنای با احصان با شرایطی ثابت است و راه اثبات :آن ۱ - شهادت چهار نفر عادل که با چشم خود عمل را مشاهده کرده باشند که تحقق آن بسیار بعید است ۲ اقرار خود متهم چهار مرتبه در جو و محیط، آزاد نه در زندان یا تحت فشار. و اجرای آن به مجرد علم قاضی محل اشکال است. و آنچه اخیراً در تاکستان اتفاق بر خلاف موازین بوده است و اگر طرف بعد از اقرار انکار نمود، انکار او بر موازین فقهی مسموع است؛ و در صورت، اقرار طرف حق فرار دارد و اگر فرار کرد تعقیب او جایز نیست و اگر در زمانی یا مکانی اجرای حکم شرعی موجب وهن مذهب باشد باید از اجرای آن خودداری نمود با این خصوصیات که ذکر شد در حقیقت حکم سنگسار مترسکی بیش نیست برای پرهیز مردم از گناه بسیار بزرگ. افتاد ۱۳۸۶/۴/۲۱ - حسینعلی منتظری
۱۳۸۶/۶/۱۲ (۴۳) گفتگوی آقای عمادالدین باقی با حضرت آیتالله منتظری قبل از اینکه به سؤالهای اصلی بپردازم همیشه در ذهنم بود که در یک فرصت مناسب این سؤال را از شما بپرسم. سال ۶۹ و ۷۰ من با یکی از دوستان برای دیدن مرحوم آقای آشتیانی به مشهد رفته بودیم، آقای آشتیانی از سوابق و خاطراتش با شما صحبت میکرد، ایشان میگفت: بعضی از کسانی که به آیتالله منتظری توهین میکنند ایشان را نمیشناسند و نمیدانند ایشان چه کسی هستند؛ بعد به این مناسبت اشاره کرد که من آقای آشتیانی (یک بار برای دیدن آقای منتظری به روستای وشنوه رفتم، دیدم که آقای منتظری بی قرار و ناراحت هستند و مدام قدم میزنند و حرص میخورند، به ایشان گفتم چرا شما ناراحت هستید؟ آقای منتظری گفتند به دلیل اینکه آقای بروجردی با آقای خمینی ۱ این گفتگو به صورت متنی در شهریور ۱۳۸۶ روی سایت آیتالله منتظری انتشار یافت و متعاقباً برخی از سایتها آن را نقل کردند؛ اما بخشهایی از این گفتگوی تصویری که به مدت سی دقیقه گزینش شده بود نخستین بار در روز درگذشت معظم له پخش شد و طی سه روز به صورت مکرر فیلم این گفتگو در بخشهای مختلف خبری و غیر خبری بی بی سی انتشار یافت. بازتاب و تأثیر شگرف مصاحبۀ مذکور در آن روزهای خاص سبب واکنش فوری حکومت گردید و بعد از چند روز آقای عمادالدین باقی به اتهام انجام این مصاحبه و پخش آن توسط بی بی سی با یورش مأموران امنیتی به خانه اش بازداشت و روانه زندان گردید ایشان پس از شش ماه بازداشت موقت که پنج ماه آن در سلول انفرادی بود در دادگاهی که به اتهام این مصاحبه برگزار شد به شش سال حبس محکوم گردید. بنابر گفته آقای باقی بازجو در پاسخ اینکه این قبیل مصاحبه ها در دنیای امروز امری عادی است و با چنین واکنشها و مجازاتهایی روبرو نمیشود، گفته است: ما بیست سال منتظری را بایکوت خبری و تصویری کردیم و از خاطره ها محو شده بود اما شما در نیم ساعت زحمت بیست ساله ما را هدر دادید.
برخورد تندی کرده اند و ایشان را طرد کردند من به آقای منتظری :گفتم به جای اینکه ناراحتی کنید به دیدن آقای بروجردی بروید و با ایشان صحبت کنید؛ که آقای منتظری به دیدن آقای بروجردی رفته و به آقای بروجردی گفته بودند چرا آقای خمینی را طرد کردید، مگر چند تا مثل ایشان در قم وجود دارد آینده قم را به چه کسی میخواهید بسپارید؟! بعد آقای منتظری به من گفتند که اگر امر دائر شود بین آقای خمینی و آقای بروجردی چون آقای بروجردی خیلی طرفدار دارد و آقای خمینی خیلی تنهاست من از آقای خمینی حمایت میکنم؛ خلاصه ایشان آنجا از آقای خمینی طرفداری کردند و طرف آقای خمینی را گرفتند آقای آشتیانی :گفت آقای منتظری به دیدن آقای بروجردی رفتند تا شفاعت کنند که آقای بروجردی موضعش نسبت به آقای خمینی تلطیف بشود. آقای آشتیانی یک چنین داستانی را تعریف کرد و من همیشه دلم میخواست بدانم اصل ماجرا چه بوده است. بسم الله الرحمن الرحیم اغتشاش فدائیان اسلام در قم هتاکی به آیتالله بروجردی و انتقادات آیتالله خمینی به آنان ] پاسخ: اصل این موضوع اجمالاً زمانی بود که فداییان اسلام و طرفداران مرحوم نواب صفوی به قم آمده بودند تعدادشان هم زیاد بود و تقریباً قم را داشتند قبضه میکردند. من یادم هست که مرحوم واحدی وقتی میخواست حمام برود، تعداد زیادی طلبه به دنبالش راه میافتادند که ایشان را بدرقه کنند. و تقریباً حوزه قم محل سخنرانی فداییان اسلام شده بود خود نواب صفوی به قم آمد و یک سخنرانی ایراد کرد و منبری رفت و سورۀ الهیکم التکاثر را با یک شوری میخواند، و آقای سیدهاشم و مرحوم آقای واحدی سخنرانیهای تندی میکردند، این افراد بالاخره مرحوم آیتالله بروجردی را مورد حمله قرار دادند و در حقیقت میگفتند که پیرمرد مرجعیت شیعه را قبضه کرده و ساکت است و هیچ چیز نمیگوید و اسلام در خطر است، و نسبت به خود مرحوم آیتالله بروجردی در تعبیراتشان هتاکی داشتند.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی دولتیها هم چون اینها روحانی بودند نمیخواستند بدون نظر آیتالله دخالت کنند. اصلاً به Y.V بروجردی من یادم هست که ما نزد آیتالله خمینی که تعدادمان پنج شش نفر بود درس زکات میخواندیم که صحبت از فداییان اسلام به میان آمد آقای خمینی گفتند: اینکه وضع نشد، این افراد حوزه را به هم ریخته اند اینها حوزه را از حوزویت خارج کرده اند، عقیده من باید دولت اینها را تعقیب کند یعنی چه این چه معنی دارد؟! اگر با آقای بروجردی حرف دارند باید محترمانه حرفشان را به آقای بروجردی بگویند نه اینکه مرجع تقلید را مورد هجوم و حمله قرار دهند. بالاخره مرحوم آیتالله خمینی از اینها ناراضی بودند. گفتگوی انتقادی آقای مطهری با نواب صفوی ] و مرحوم مطهری گفتند که من با دیدن چنین اوضاعی رفتم با نواب صفوی بیش از یک ساعت دنبال رودخانه راه رفتیم و صحبت کردیم که بالاخره کیان تشیع همیشه به مرجعیت بوده و شما هم اگر حرفی و صحبتی دارید دوستانه مطرح کنید و بنویسید و این طور حمله کردن به مرجع شیعه درست نیست مرحوم آقای مطهری هم از آقای بروجردی دفاع کرده بودند. البته آقایان در حسن نیت آقای نواب و فدائیان اسلام تردید نداشتند ولی روش تند آنان را تخطئه میکردند و بالاخره یک تعدادی مثل آقای حاج شیخ اسماعیل معزی و جمعی دیگر با چوب و چماق آنهایی را که در قم سخنرانی میکردند بیرون کردند و نگذاشتند که شهربانی دخالت کند، وگرنه شهربانی خیلی متمایل بود که دخالت کند بالاخره آقای خمینی و مطهری با روش آنها (فداییان اسلام مخالف بودند هر چند آنان را دارای نیت خوب میدانستند. ولی افرادی که میخواستند تفتین کرده و پرونده درست کنند نزد مرحوم آیتالله بروجردی وانمود کردند که آقای خمینی و آقای مطهری طرفدار فداییان اسلام هستند و از این تندروی هایی که فداییان اسلام انجام دادند حمایت میکردند.
چگونگی القای بدبینی نسبت به آیتالله خمینی و آقای مطهری ۶ در ذهن آیتالله بروجردی ] این را هم بگویم که از طرف آیتالله بروجردی به آقای حاج آقا عبدالله تهرانی پیشنهاد شده بود که شما یک عده از طلبه هایی را که با هوش و بی غرض هستند معین کنید که در حوزه اگر یک طلبه ای دنبال کارهای خلافی است و آبروریزی میکند اینها را گزارش بدهند. در حقیقت گزارشگر حوزه باشند تا بعد با طلبه های متخلف صحبت بشود و تنبیه شوند. مرحوم حاج آقا عبدالله عده ای از جمله من را دعوت کرد، آقای جلال آشتیانی و آقای مولایی هم که مدتی متولی آستانه حضرت معصومه بود دعوت شدند، به آقاجلال آشتیانی و من و جمعی دیگر که حدود ۷ یا ۸ نفر بودیم گفتند که اگر کار خلافی در حوزه انجام شد گزارش بدهیم. یک روز من در روستای وشنوه خدمت مرحوم آیتالله بروجردی بودم، ۷ یا ۸ نفر دیگر هم حضور داشتند و آقای آشتیانی هم حضور داشتند آقاجلال شروع کردند علیه فداییان اسلام صحبت کنند و بعد به آقای بروجردی :گفت اینها را که از قم بیرون کردند پیش مرحوم آقای کاشانی رفتند و آقای کاشانی اینها را تشویق کرده و به هر نفر از آنها ۵۰ تومان داده است بلافاصله آقای بروجردی :گفتند من نمیدانم چرا بعضی از عقلای قوم با اینها همکاری میکردند؟! هر کس که بود میفهمید که منظور از عقلای قوم همان تیپ آقای خمینی است. بعد آقای بروجردی بلافاصله به حاج محمدحسین احسن گفتند: راستی حاج محمد حسین آن نامه ای را که حاج آقا روح الله از مشهد نوشته بود بیاور تا جواب آن را بدهیم. اینجا من یقین کردم منظور آقای بروجردی از عقلای قوم، آقای خمینی بوده و صحبت های آقا جلال تحریک آمیز بود. من ناراحت شدم و به آقاجلال گفتم که پیداست آقای بروجردی نسبت به آقای خمینی سوءظن پیدا کرده، در صورتی که خود من در درس آقای خمینی حضور داشتم و آقای خمینی گفتند که این کارها اشتباه است و باید شهربانی
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی دخالت کند اینها حوزه را به هم زدهاند و حفظ حوزه و حریم مرجعیت از همه چیز واجب تر است. آقای خمینی این طور گفتند اما حالا در ذهن آقای بروجردی این طور رفته، مشخص است که یک عده میخواهند برای آقای خمینی و آقای مطهری پرونده درست کنند که این طور هم شد به طوری که آقای بروجردی نامه آقای مطهری را نگرفت و دلیل آن هم به خاطر همین جوسازی ها بود. منظور این است که من همان جا با آقاجلال صحبت کردم که ایشان نسبت به آقای خمینی نباید این طور فکر کنند. به آقا جلال گفتم که: باید یک کاری بکنیم که این مطلب که آقای خمینی محرک فداییان اسلام بوده است از ذهن آقای بروجردی بیرون بیاید، و من عکس این مطلب را از آقای خمینی شنیده ام. این اصل جریان بود. سر اعدامشان هم آقای خمینی و هم آقای بروجردی مخالفت کردند. من جریان را طی یک نامه به آقای مطهری که در آن زمان در فریمان بودند نوشتم که آقای خمینی مشهد است و این جریانی را که نزد آقای بروجردی اتفاق افتاده است ایشان به آقای خمینی بگوید آقای مطهری هم به مشهد رفته و جریان را برای آقای خمینی تعریف کرده بودند. من در حقیقت از آقای خمینی حمایت کردم. این جریان بیشتر از این نبود. [ گزارش منفی به آیتالله بروجردی دربارۀ آقایان خمینی، منتظری و مطهری ] بعد آنگونه که نقل شد کسانی میخواستند آقای خمینی آقای مطهری و من را در ذهن آقای بروجردی ملکوک کنند که اینها طرفدار فداییان اسلام هستند، تا ما سه نفر مطرود آقای بروجردی شویم. وقتی که گزارش را تهیه کردند اسم من هم در آن بوده، اما هنگامی که خواستند نزد آقای بروجردی ببرند یک کسی گفته بود آقای بروجردی به آقای منتظری خیلی علاقه دارد چون مقرر درسش، است، اگر آقای منتظری را ضمیمه کنید آن دو نفر هم مورد تردید آقای بروجردی واقع میشوند، آن وقت اسم من را قلم گرفتند و به آقای بروجردی راجع به آقای خمینی و آقای مطهری گزارش
دادند که ایشان را ناراحت کردند و بعد هم سبب شد آقای خمینی تا چند وقت خانه آقای بروجردی نمیرفتند. امتناع آیتالله بروجردی از دریافت نامه آقای مطهری ] مرحوم مطهری وقتی میخواست به تهران کوچ کند به آقای بروجردی نامه ای نوشت به عنوان اینکه من آمدم با شما خداحافظی کنم که موفق نشدم ایشان نامه را به من دادند. من روز پانزدهم شعبان خدمت آقای بروجردی بودم، جمعیت زیادی هم بودند، از جمله حاج آقای اشراقی هم بود من به آقای بروجردی گفتم آقای مطهری میخواست به تهران برود و نتوانست خدمت شما برسد این نامه را خدمت شما فرستاد، آقای بروجردی از گرفتن نامه امتناع کردند که معلوم شد ذهن ایشان را خیلی پر کرده اند. آقای حاج میرزا ابوالحسن گفت مگر نمیدانی که در ذهن ایشان کرده اند که آقای مطهری هم از حامیان فداییان اسلام بوده است؟ حالا تو آمده ای نامه مطهری را میخواهی به آقا بدهی؟! به همین قیاس این همه اطلاعاتی را که به آقای بروجردی گزارش میدادند خیلی شبیه به اتفاقی است که راجع به خود شما پیش آمد، همین کار با آقای خمینی شده، طوری مسائل را به ایشان میگفتند که ایشان از شما ناراحت میشدند و انگار که بیت شما پایگاه منافقین»(۱) است و بعد هم تصور شد که مدارس شما پایگاه منحرفین در قم است. واگذاری ادارۂ مدارس به آیتالله امینی و ارزیابی وی از مدارس آیتالله منتظری ] پاسخ مدارس تحت نظارت اینجانب را هنگامی که متوجه شدم نسبت به من ۱- این عیناً تعبیری است که در نوشته های مخالفان حکومتی آیتالله منتظری از جمله در رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی آمده و نقل قول است.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی ۲۱ حساسیت پیدا شده، خودم در اختیار آقای امینی گذاشتم، یادم هست روزی که آقای امینی گزارش مدارس را میدادند گفتند در مدرسهٔ بعثت طلبه هایی هستند به قدری با استعداد و خوش قلم که واقعاً موجب آبروی حوزه هستند و برخی را اسم بردند ایشان میخواستند من را امیدوار کنند ارزیابی آقای امینی در بارهٔ جو سازی های آن زمان که علیه مدارس تحت اشراف بنده شده بود خوشبختانه مثبت بود. راجع به زندان و اعدام کردن فداییان اسلام خاطره ای دارید؟ شباهتی در اعدام فدائیان اسلام و سید مهدی هاشمی ] :پاسخ اما اعدام فداییان اسلام برحسب مسموع وقتی که صحبت اعدامشان شده بود آیتالله بروجردی حاج احمد را به تهران فرستاده بودند که به شاه بگوید و وساطت کند و جلوی اعدام اینها را بگیرد. آن وقت شاه آبعلی رفته بود و آنها کاری کردند که آنها را اعدام کردند و بعد حاج احمد را پیش شاه فرستادند. دقیقاً مثل جریان سیدمهدی هاشمی که من به مرحوم امام از طریق آقای سید سراج موسوی پیغام دادم که سیدمهدی خودش قاتل نیست بر فرض هم که آمر به قتل باشد حکمش اعدام نیست، به هر حال ایشان قاتل نیست. این طور که برای من گفتند ری شهری و عوامل او گفته بودند اگر آقای سراج پیش امام برود همه چیز را به امام میگوید، بنابراین سریعاً سیدمهدی را اعدام کردند و زمانی که نامه به دست امام رسیده بود وقتی بود که اعدامش کرده بودند. یکی از اشکالات به نامهٔ ۱/۶ این است که در آن نامه از سیدمهدی تعبیر به قاتل شده، بالاخره باید موازین شرعی رعایت شود آمر به قتل خیلی با قاتل فرق دارد. من در نامه ای که به آقای سید سراج دادم که به امام بدهد نوشتم که شما عجله نکنید، زنده را میشود اعدام کرد ولی مرده را نمیشود زنده کرد.
اما راجع به زندان و اعدام فداییان و راجع به اعدام سیدمهدی و دوستانش دو سؤال کلیدی داشتم، یکی درباره اعدام و دیگری دربارهٔ زندان سؤال راجع به اعدام این است که به هر حال این اتفاقات نشان میدهد که کشور با اعدامهای سیاسی همیشه مواجه بوده و از آن جمله با اعدامهای سال ۶۷، و در واقع یک سؤالم این است در قرآن تنها جایی که خداوند به مجازات به قتل نفس مجوز داده است در مسأله قتل نفس است یعنی غیر از این مثلاً در موارد سیاسی و غیره مجازات به قتل وجود ندارد من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الارض»، «فساد» را شما در کتاب ولایت فقیه استناد کردید و میگویید که این فساد به تنهایی کافی نیست و در واقع ملاک مرگ نمیشود. اعدام های سال ۶۷ و دست اندرکارانش ] پاسخ: اعدامهای سال ۶۷ یکی از نقطه ضعفهای جمهوری اسلامی است؛ برای اینکه در عملیات مرصاد یک عده ای میخواستند به تهران بیایند و بالاخره تعدادی از آنها بازداشت میشوند و حکم اعدام آنها صادر شد؛ و من در نامه ای به مرحوم امام نوشتم نسبت به اعدام این افراد مردم حرفی نمیزنند اما کسی که جلوتر در زندان بوده و به ۲ یا ۳ سال محکوم شده حالا از او بپرسید تو هنوز سر موضع خود هستی، به محض اینکه میگویند که من سر موضع هستم این هم با نظر اکثریت سه نفر، یعنی قاضی و دادستان و نمایندۀ اطلاعات آن وقت فوری او را اعدام کنید! روش درستی نیست که متأسفانه با همین شیوه از قرار مسموع ۲۸۰۰ یا ۳۸۰۰ نفر را تردید از من است اعدام کردند بعداً آقای پورمحمدی و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای نیری قاضی و آقای رئیسی، چهارنفر بودند که من آنها را احضار کردم و به آنها گفتم: الآن ماه محرم است و لااقل به احترام این ماه دست نگه دارید؛ آقای نیری گفت ما الآن هفتصد نفر دیگر را در اوین آماده کرده ایم که اعدام کنیم بگذارید این هفتصد نفر را اعدام کنیم و بعد فرمایش شما را اجرا میکنیم؛ گفتم یعنی چه؟! من میگویم در ماه محرم هستیم احترام آن را حفظ کنید. من در خاطراتم همه این اتفاقات را گفته ام. در آن زمان من قائم مقام بودم و از من یک مقدار ملاحظه میکردند.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی ۲۱ آن چیزی که من میخواستم مطرح کنم این بود که شما در کتاب «دراسات فی ولایة الفقیه» این بحث را دارید و در کتاب «دیدگاهها» هم نوشته اید و بیان کرده اید أو فساد فی الارض فقط فساد کافی نیست و هر فسادی موجب اعدام نمیشود؛ در واقع دو تا نکته میخواهم بگویم، یکی اینکه اصلاً به طور کلی نظر شما راجع به اعدامهای سیاسی چیست؟ و دوم اینکه: بحث زندان که حالا از دو سه زاویه مطرح است یکی اصل زندان و یکی هم یک ویژگی که شما داشتید و ما درکس دیگری این ویژگی را ندیدیم یعنی یکی از عناصر مهم فکری و عملی زندگی شما بوده که برای خود من هم همیشه الگو بوده و من از بچگی یادم هست که از پدرم میشنیدم که تعریف میکردند از اینکه شما همیشه به خانواده زندانیان خیلی عنایت داشتید و سخاوتمندانه عمل میکردید و کمک مینمودید؛ و من طی سالها میدیدم که شما افراد را صرف نظر از اینکه چه گرایشی و چه فکری دارند به خانواده شان کمک میکردید. حتی در اتهام قتل سقف بازداشت موقت فقط ۶ روز است ] :پاسخ راجع به زندان ما روایت معتبر داریم وسائل جلد ۱۹ ص ۱۲۱ چاپ اسلامیه که میگوید: «پیامبراکرم ا کسی را که متهم است به اینکه کسی را کشته و قاتل است تا شش روز اجازه دادند این فرد را حبس کنند در طی شش روز مدعیان قتل اگر شاهد آوردند و ثابت کردند بسیار خوب و اگر شاهد نیاوردند پیامبر او را آزاد میکرد برای اینکه به زندگی افراد اهمیت میداد کسی که متهم به قتل بود پیامبر میفرمود برای تحقیق تا شش روز میتوانید او را نگه دارید. حالا در این زمانه که تحقیق خیلی راحت تر است چرا باید تا یک اتفاقی رخ میدهد چند نفر را بگیریم و زندانی .کنیم اتهام قتل که این قدر مهم است شش روز بیشتر اجازه نداده اند که متهم زندانی شود روایت هم معتبر است. من خدا را شاهد میگیرم که هر چه راجع به نظام و ایران میگویم قصد خیرخواهی دارم و هدفم این است که حالا که بعد از قرنها یک نظامی به نام اسلام روی کار آمده سوژه کمتر داشته باشد.
بازداشتهای بی مورد سیاسی بحران زاست ] ما میبینیم راجع به اتهام قتل پیامبر بیشتر از شش روز اجازه نمیدهد که متهم را زندانی کنند ولی حالا به یک اتهامات مبتذل افرادی را مدتها زندانی و بازداشت میکنند؛ مثلاً همین تحکیم وحدتیها و دانشجویان، یک روز دولت با دانشجویان برخورد میکند و یک روز زنها را بازداشت میکند برای اتهامات واهی؛ مثل اینکه خیال میکنند کشور با بحران اداره می.شود چنین فکری اشتباه است، اگر میخواهند کشور را اداره کنند باید آرامش حکم فرما باشد. توجه ندارند که بازداشتها، چه دانشجو باشند چه غیر دانشجو، کشور را بحرانی میکند و در خارج زود منعکس میشود. تنبیه حامیان حقوق زندانیان به جای تشویق !] مثلاً اگر کسانی کارشان رسیدگی به امور زندانیان و حقوق زندانیان باشد، اصلاً دولت باید به چنین کسانی که این کارها را انجام میدهند و برای زندانی ها کاری میکنند که باعث میشود مردم یک مقدار امیدوار شوند جایزه بدهد، مردم میگویند: اگر فلان کس زندان رفته کسانی هستند که از آنها حمایت میکنند و اگر نیازی دارند تا جایی که بتوانند نیاز آنها را برطرف میکنند به جای اینکه دولت از چنین افرادی تقدیر کند همین امر را بهانه میکند و آنان را محاکمه و محکوم میکند. خلاصه کشور با آرامش اداره میشود نه با بحران. بازداشت به بهانۀ انقلاب مخملی و اعدام بحران زا و بدتر از انقلاب مخملی ] متأسفانه ما هر روز میبینیم که یک بحران در کشور ما درست میشود، یک روز کسانی که از آمریکا آمده اند به بهانهٔ اینکه قصد انقلاب مخملی! و یا قصد دیگری داشته اند از آنها مصاحبه میگیرند؛ یک روز تحکیم وحدتیها را بازداشت میکنند،
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی در صورتی که اینها هیچ وقت مخالف نظام نبوده بلکه میخواهند حقوق مردم تأمین شود و جمهوری اسلامی ثابت و برقرار باشد. امروز دنیا به هم مربوط است، یک دانشجو را شما زندانی میکنید یکی دو ساعت بعد رادیوهای خارجی این مطلب را منعکس میکنند و طبعاً بحران درست میشود بایستی دولت اگر میخواهد نظام برقرار باشد کاری کند که آرامش در کشور حکم فرما شود نه به بهانه های مختلف کسانی را زندانی کنند. گفتم پیامبر برای اتهام قتل شش روز بیشتر اجازه نمیدهد کسی را زندانی کنند آن وقت شما به اتهامات واهی مدتها افراد را زندانی میکنید و محاکمات مبتذل و مهمتر از همه اعدامهای رائج بی اساس به بهانه حفظ امنیت کشور انجام میدهید چه کسی مخالف امنیت کشور است؟ هیچ عاقلی نمیخواهد کشور بحرانی باشد مردم الان همه اوضاع عراق را میبینند که یک عده ای هر روز تعدادی را به بهانههای مختلف می.کشند. بنابراین مردم همه میخواهند کشور امنیت داشته باشد بحران ایجاد نکنید این بازداشت ها این زندانی ها زندان ۲۰۹ و زندانهای دیگر مدام به بهانه های واهی زندانهای این شکلی ایجاد میکنید به طور کلی کار غلطی است. به سوی زندان زدایی و نفی اعدامهای بی اساس ] نزد امیرالمؤمنین وقتی راجع به خریت بن راشد که از رؤسای خوارج بود - و گروه او صحبت کردند بعضی گفتند چرا بازداشتشان نمیکنید؟ حضرت فرمودند: اگر بخواهم اینها را زندانی کنم اذاً ملأنا السجون منهم آن وقت زندانها را از آنها پر کرده ایم. معلوم میشود پرکردن زندانها کار عاقلانه ای نیست. خود آقای سید محمود هاشمی هم میبینیم که در تعبیراتش با زندان مخالف است. وقتی میبینیم پیامبر برای قتل شش روز بیشتر اجازه زندان نمیدهد چرا شما برای امر واهی هشتاد روز، دو سه ماه یک سال، سه سال افراد را زندانی میکنید و بسا اعدامهایی بی اساس انجام میدهید؟!
در انتقادات طمعی ندارم ] ما همه به جمهوری اسلامی و اصل نظام علاقه مندیم؛ و از من هم دیگر گذشته است، من نه میخواهم مرجع تقلید باشم و نه میخواهم رهبر کشور باشم و هیچ وقت امید این القاب و عناوین را نداشتم و از اوّل هیچ وقت شوق رسیدن به مقام را نداشتم. نه خودم به فکر مقام و موقعیت بودم نه پدرم به فکر این مسائل بود. پدرم آدم متدینی بودند علاقه داشتند که من درس بخوانم و فرد مفیدی برای مردم و جامعه باشم، و من اگر مربی داشتم با آن حافظه قوی که داشتم باید خیلی بیش از این درس میخواندم. شما میبینید که در رسانه ها سازمانهای حقوق بشر وقتی گزارش میدهند که در دنیا چند تا دیکتاتور است و اسم میبرند میگویند مثلاً بن لادن، معمر قذافی بشار اسد و ... این نتیجه روزنامه بستنها و بازداشتها و محاکمات مبتذل است. ما اینها را که میبینیم ناراحت میشویم که شما نمیخواهید کشورمان در صدر قرار بگیرد، کشوری با سابقه تاریخی ارزشمند. در رژیم شاه به افکار عمومی جهان اهمیت میدادند ] :پاسخ دنیا به هم مربوط است یک قضیۀ کوچک در دنیا منعکس میگردد سپس پیرامون آن تحلیل میکنند و از آن نتیجه گیری میکنند. در همین رابطه من از زمان سابق خاطره ای یادم آمد؛ ما در زندان اوین بودیم، یک روز دیدیم ازغندی بازجو آمد دست عباس اشراقی را گرفت و او را بیرون برد، (عباس اشراقی یکی از مجاهدین خلق و یکی از همین اشراقی های قم بود این عباس اشراقی بیماری صرع داشت و غش میکرد آن روز به ازغندی که روزی بازجویم بود :گفتم او را کجا بردی؟ گفت: آزادش کردم گفتم چطور؟ گفت: اگر فردا این جا میمرد توی دنیا برای ما معرکه میگرفتند چرا ما باید برای خودمان معرکه درست کنیم؟ آنان با اینکه طاغوت بودند ولی این قبیل ملاحظات را هم داشتند.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی یعنی به افکار عمومی اهمیت میدادند برای حفظ وجهه خودشان؟ نظارت بین المللی بر زندانها در زمان شاه ] پاسخ خاطره ای دیگر؛ یک روز مرا که در بند یک اوین با علما بودیم خواستند، بعد ازغندی گفت که آقای منتظری من از طرف اعلیحضرت برای شما پیام آورده ام، حالا راست میگفت یا دروغ نمیدانم از عفو بین الملل آمده اند و اسم دو نفر را آورده اند که با این دو نفر مصاحبه کنند یکی شما و یکی هم یوسفی از کردها، اینها آمده اند پیش اعلی حضرت شما را نام بردنده اند و من از طرف اعلی حضرت برای شما پیغام آورده ام که آبروی کشور را حفظ کنید، حرفی از شکنجه و این جور چیزها نگویید که آبروی کشور حفظ بشود و مدام تکرار میکرد که من از طرف اعلی حضرت برای شما دو نفر پیغام آورده ام گفتم از من ردش کن! گفت نمیشود، چون آن کسی که آمده این دو اسم را آورده بالاخره ما را مجبور کردند که یک روز برویم، ما رفتیم و دیدیم که حتی تیمسار ثابتی هم آمده بود، علاوه بر سرهنگ افشار رئیس زندان اوین و ازغندی بازجو ده پانزده نفر از جمله طباطبایی که جزء معاونین تیمسار مقدم رئیس ساواک بود نیز آمده بودند. بالاخره حدود پانزده نفر نشستند، یک نفر مصاحبه کننده که بلژیکی بود یکی یکی سؤال میکرد و من هم جواب میدادم. تقریباً دو ساعت مصاحبه طول کشید، مثلاً وضعتان چگونه است و خوراکتان و غذاتان چگونه است، بعد دست آخر گفت: من یک سؤال دارم راستش را بگو! آیا در زندانهای ایران شکنجه هم وجود دارد؟ من در کتاب خاطرات هم این داستان را گفته ام من گفتم: « I can't answer this question من این سؤال را نمیتوانم جواب بدهم. خندید و همه خندیدند و تمام شد بعد ازغندی گفت: آقای منتظری شما انگلیسی بلد بودید؟ چرا این سؤال را به انگلیسی جواب دادید؟ گفتم: ترسیدم مترجم بد ترجمه کند. دیگر نگفت که خوب گفتی یا بد، ولی نزد افراد خیلی خوب منعکس شد که من هم واقعیت را گفتم و هم پرده دری نکردم. منظور این است که آنها
روی این جهت خیلی اهمیت میدادند که چیزی خلاف مصالح کشور گفته نشود؛ اما آقایان گاهی از اوقات یک کارهایی میکنند که انعکاس پیدا میکند در دنیا و رادیوهای خارجی در صدر خبرهای خود مطرح میکنند ولی اینها با کشان نیست. شما میخواهید با بحران کشور را اداره کنید نمیشود بالاخره یک جا سر باز میکند. یک کاری بکنید که مردم را راضی کنید. دانشجو همین اندازه که میگوید من به نظام اسلامی معتقدم قبول کنید امیرالمؤمنین در خطبهٔ ۲۱۶ نهج البلاغه میفرمایند: فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فإنی لست فی نفسی بفوق أن أخطئ الا أن یکفی الله»: از گفتار حق و مشورت عادلانه خودتان را باز ندارید، چراکه من ذاتاً فوق خطا نیستم. مگر اینکه خدا کفایت کند حضرت علی الا با اینکه معصوماند میفرماید: من فوق خطا نیستم مگر اینکه خدا کفایت کند اما این چند نفر آقایان که سر کار هستند مثل اینکه خودشان را فوق خطا میدانند و معصوم و مابقی دیگر هیچ هستند ! روحیه نقادی و انتقادم به آیتالله بروجردی ] روزی یکی از علمای تبریز به خانه آیتالله بروجردی آمده بود و به او بی احترامی شده بود من مطلع شدم و روحم در عذاب بود، خدمت آیتالله بروجردی رفتم و گفتم آقا شما آقا مرجع کل، تاج سر همه، ولی بقیه هیچ نیستند، یک آقای تبریزی در شهر خودش موقعیت دارد اینجا آمده است باید با ایشان محترمانه برخورد شود من واقعیات را میگفتم و عقیده ام این است که بگویم. حالا نیز واقعاً دوستانه تذکر میدهم که آقایان در روششان تجدیدنظر کنند، این بازداشتها، این زندانیها و این محاکمات و حتی دادگاه ویژه روحانیت و... خلاف قانون است. دادگاه ویژه روحانیت غیر قانونی است ] دادگاه ویژه به گونه ای خاص در زمان امام بود ولی مثل حالا نبود بعد آقای ری شهری با یک سؤال و جواب از آقای خامنه ای دوباره آن را به جریان انداخت
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی ۲۱ اینها همه غلط است این را هم صاف و بدون غرض بگویم که اگر یک وقت مقامهای بالا بخواهند بگویند به ما ربطی ندارد و دستگاههای پایین هستند که این کارها را انجام میدهند این اشتباه است؛ همان طور که در زمان شاه مردم همه کارهای خلاف را گردن شاه میانداختند الآن نیز همهٔ این بازداشتهای ناحق و کارهای خلاف قانون و خلاف شرع را گردن مقامهای بالا میگذارند بنابراین باید در روش خود تجدید نظر کنند. اگر با * اگر مقام بالا مخالف باشد باید یک حرفی بزند و جلوگیری کند؛ برخی مراجع تقلید هم این بگیر و ببندها مخالف باشند و بدانند با این کارها آبرو و حیثیت کشور در دنیا برده میشود باید یک کلمه حرف بزنند و مخالفت کنند. مجوز شرعی و قانونی بدرفتاریها با من و اطرافیانم چیست؟] :پاسخ من یک سخنرانی کردم در ۱۳ رجب اتفاقاً همین روزها دهمین سالگرد آن است، من عقیده ام بود حرفهایی که گفته بودم حق بود حالا شما بگویید: فرضاً یک مقدار حرفهای من اشکال داشت ولی نزدیکان، من شاگردان، مقلدان و علاقه مندان چه گناهی کرده اند که بسیاری از آنها توسط نهادهای امنیتی و دادگاه ویژه روحانیت بازداشت و زندانی شدند خیلی از این افراد هنوز با وثیقه های سنگین آزادند و سالهاست وثیقه های آنها بدون دلیل توقیف شده یا ممنوع الخروج شده اند، این حسینیه ما چه گناهی کرده است؟ ۱۰ سال است درب این حسینیه را بسته، دفتر مشهد را هم بسته اند و همچنان در غصب است دفتر اصفهان که بدتر آقای علی رازینی روی آن حکم نوشته که فروش برود به نفع دادگاه ویژه. به آقای محسنی اژه ای گفته اند، او گفته بله روی آن حکم شده، مثل اینکه حکم امام زمان است با کدام قانون و شرع ملک شخصی را میتوانند یک چنین حکمی برایش بدهند؟ تازه دفتر من در اصفهان شرعاً ملک آقای رجایی است. دفتر مشهد ما را هم درش را بسته اند،
کتابهای زیادی خریده بودیم و کتابخانه ای داشت که افراد میآمدند مطالعه میکردند آن را نیز تصرف کردند و معلوم نیست آن همه کتاب چه شد منظور این است که با من برخوردهای تندی کردند و میکنند به چه مجوّز شرعی و قانونی؟! همین حسینیه شهدا جنب منزل، من هر کس که از جلوی آن رد میشود میبیند آنجا را پلمب کرده اند و یک عکس از آقای خمینی و یک عکس از آقای خامنه ای بر روی دیوار آن نصب کرده اند معنایش این میشود که این دو نفر سبب بستن اینجا شده اند. یک وقت هم باد عکسها را پاره میکند دوباره از نو عکس جدید نصب میکنند. آقای هادی قابل روز عاشورای سال گذشته که در دفتر من روضه بود و ایشان خطیب این مراسم بودند وقتی دیدند جمعیت زیادی در داخل دفتر، راهرو دفتر و حتی در کوچه نشسته اند گفتند: من دوستانه به مسئولین محترم تذکر میدهم که بعد از چند سال حسینیه درش باز شود برای اینکه این حسینیه غیر از اینکه در آن درس فقه و اصول و روضه بوده چیز دیگری در آن نبوده من تقریباً مطمئن شدم که آقایان دنبال بهانه میگردند و میآیند حسینیه را تحویل میدهند نتیجه چه شد؟ چند ماه بعد آمدند جوشها را محکم تر کردند به خیال اینکه یک وقت ما درب آن را باز نکنیم! ممانعت از چاپ کتابی در دفاع از شیعه و نقد وهابیت ] ۶ من یک رساله در ردّ وهابیت تقریباً شانزده سال پیش ۱۴۱۲ قمری، ۱۳۷۰ شمسی نوشتم زیرا از فردی به نام عبدالله بن جبرین که الان هم زنده است و در عربستان جزء مفتیان سعودی محسوب میشود سؤالی کرده بودند که آیا میتوانیم از یک قصاب که شیعه است و به مهمان خانه ها گوشت میدهد گوشت بخریم؟ ایشان در جواب نوشته بود که: شیعه ها کافرند و ذبیحه آنها نجس و حرام است و شما حق ندارید این کار را بکنید. در صورتی که آنان ذبیحۀ اهل کتاب را میخورند اما در مورد شیعه گفته بود که ذبیحه شان حرام است. من آن زمان یک ردّی برای او به عربی نوشتم با نام «نامه سرگشاده به برادران ما در حجاز و منطقه شرقی که در کتاب خاطرات من
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی نامه ۲۲ همان جواب عربی و ترجمهاش ثبت، است پیوست ۱۹۷ جلد ۲ ص ۱۳۵۴ به بعد تا اینکه باز پارسال دوباره همین آقای عبدالله بن جبرین خراب کردن حرم شریف سامرا را تأیید کرده و گفته بود که باید این مقبره ها خراب شود. یک عده از علمای سنت نیز همین فتوا را دادند که علمای قم هم جواب دادند من در اثر این معنا همان سرگشاده را یک مقدار توسعه دادم و شبهۀ آنها را پاسخ گفتم و تذکر دادم که آن پاسخ برای شانزده سال پیش بوده حالا بر آن اضافه شده و آن رساله در سایت این جانب ثبت است اوایل اسفند سال گذشته این رساله را برای اجازه چاپ به وزارت ارشاد داده ایم و هنوز اجازه چاپ نداده اند، اصلاً مگر چاپ این قبیل کتابها عقلاً و شرعاً احتیاج به اجازه چاپ دارد؟ یادش به خیر آقای سید مرتضی پسر مرحوم آیتالله سید محمد شیرازی یک روز با من صحبت میکردند میگفت هر کتابی که نمیشود چاپ کنید ببرید لبنان و در لبنان هم اگر نشد چاپ کنید ببرید اسرائیل! شما یک کتاب از اوّل تا آخر علیه اسرائیل و و صهیونیسم بنویسید در اسرائیل میشود چاپ کرد آنها آن جور برخورد میکنند شما این جور مانع تراشی میکنید کتابی که در ردّ وهابیت و به نفع شیعه، به نفع اسلام به نفع وحدت مسلمین نوشته میشود آقایان پنج شش ماه وقت کشی میکنند و نهایتاً نیز اجازه چاپ نمیدهند. این مسأله خودی و غیر خودی که راه انداخته اید برای مردم قابل هضم نیست مردم همه خودی هستند و اسلام و کشور برای همه مردم است نه برای یک قشر خاصی ان شاء الله خداوند نگاهی عبرت آموز از حوادث روزگار به همه مسئولان عنایت فرماید و بدانند که این مسئولیتها میدان آزمایش افراد است و این پست و مقامها پایان یافتنی، است چیزی که میماند اعمال نیک و بد ماست که برای آن باید حساب پس داده شود. زندگی با کمونیستها از جمله محمد علی عمویی در زندان ] یک مطلب کوچک هم دربارۀ آقای عمویی که از افسران کمونیست بوده و با شما در زندان
بودند میخواستم بپرسم ایشان خیلی ذکر خیر از دورۀ زندانشان که با شما بوده میکنند. :پاسخ بله مرحوم محمد هم همیشه با آنان بحث میکرد، آنها افسران کمونیست بودند و ما با آنها سلام علیک داشتیم؛ حتی یک روزی که ما از بند سه به بند چهار زندان قصر آمده بودیم میخواستند از ما پذیرایی کنند خودشان به ما گفتند ما حسین توسکی را که مسلمان است میگوییم غذا بپزد تا برای شما اشکال نداشته باشد. برای اولین بارکجا در زندان آقای عمویی را دیدید و خاطراتی اگر با ایشان دارید بازگو کنید. ایشان در خاطراتشان خیلی از شما تعریف و تمجید میکنند از جمله میگویند که حضرت آیتالله منتظری جزء معدود کسانی بودند که بعد از انقلاب به طور واقعی توسط نمایندگانشان به زندانها سرکشی میکردند و نگران احوال زندانیان بودند و اوج این مسأله هم دقیقاً در همان سال ۶۷ بود که ایشان تنها کسی بودند که راجع به آن اتفاق و فاجعه ملی موضع گیری کردند. من میخواهم اگر خاطراتی دارید به طور خلاصه بیان کنید. :پاسخ عرض کردم در زندان قصر ایشان به اصطلاح جزء کمون ما نبود و جزء کمون کمونیستها بود و من آقای علی بابایی و دکتر شیبانی و جمعی دیگر تیپ مذهبی ها بودیم؛ من از همان اوّل عقیده ام این بود که با افراد باید برخورد خوبی داشته باشیم. اخلاقاً با آقایان رفت و آمد میکردیم و صحبت میکردیم ولی آنها برای خودشان بودند ما هم برای خودمان به هر حال یک عده از افسران بودند، رئیسشان آن وقتی که ما بودیم آقای محمدتقی کی منش بود بعد آقای حجری، آقای شلتوکی و همین آقای محمدعلی عمویی و دیگران بودند. بعد از انقلاب یعنی سال ۶۱ دوباره ایشان آقای عمویی) بازداشت میشوند و در خاطراتشان یادآوری میکنند که هیئتهای متعددی از طرف شما به زندانها سرکشی میکردند و مخصوصاً شما توسط یکی از افراد که نماینده شما در زندانها بودند جویای احوال ایشان بودید، اگر ممکن است راجع به خاطرات آن دوران و راجع به اتفاقات سال ۶۷ بگویید.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی ۲۲ اعزام نماینده به زندانها و جلوگیری از اعدام ۶ هزار زندانی ] پاسخ یکی از کارهایی که من در آن سالها انجام دادم این بود که نماینده هایی را به زندانها میفرستادم به این منظور که ظلم به افراد نشود و یا حقی پایمال نگردد. یادم هست آقای محمدی گیلانی یک روز میگفت وقتی که شما دادگاه عالی را در قم درست کردید و گفتید که هر چه اعدامی هست باید پروندۀ آنها به قم بیاید، به من که قاضی القضات اوین بودم خیلی برخورد گفتم پرونده ای که زیر دست من بوده حالا برود قم زیر دست شاگردانم و آنها روی آن نظر بدهند؟ اوّل من ناراحت شدم اما حالا میفهمم که حق با شما بوده است برای اینکه حداقل شش هزار نفر از افرادی که اعدامی بودند و شما به وسیلهٔ دادگاه عالی جلوی اعدامشان را گرفتید حالا ما آنها را آزاد کردیم و به هیچ جای کشور هم لطمه نمیخورد من افرادی را که نمایندگان من بودند میفرستادم که در زندان بررسی میکردند و حتی از زندانیان نامه میآوردند. کمک مالی به خانواده زندانیان بدون اعتنا به عقیده و اتهام آنها ] تا اندازه ای که میتوانستم از حقوق آنها دفاع میکردم و حتی گاهی اوقات به افراد زندانی یا خانواده آنان کمک مالی هم میکردم در رژیم گذشته هم من به خانواده زندانیان رسیدگی میکردم یادم هست ازغندی در بازجویی ها به من میگفت: شما به زندانی ها کمک کردید گفتم مگر خلاف شرع کردم؟ زندانی هم یک بشر است؛ شما زندانش کردید به جای خود، اما او خودش خرج دارد زن و بچه اش خرج دارند حالا خرج خودش را شما میدهید زن و بچه اش هم خرج دارند من وجدانم حکم میکند که به زن و بچه اش کمک کنم از همان زمان از غندی این را جزء جرمهای من گرفته بود. * نکته مهمی که من میخواستم در سؤالم بیاورم این است که شما چنانچه من بخشی از آن را لااقل در این سالها شاهد بودم آدمها را صرف نظر از اینکه چه عقیده و فکری دارند کمک میکنید !
:پاسخ مهم اینکه هرکسی با هر عقیده ای یک «انسان» است. امیرالمؤمنین عال در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر مینویسد: با مردم با انصاف رفتار کن. «فإنّهم صنفان: إما أخ لک فی الدین أو نظیر لک فی الخلق» چون یا برادر دینی توست و یا یک انسانی مثل تو است. یعنی ولو کافر است ولی انسان است با انصاف با آنها رفتار کن من افرادی را که میگفتند وضع زن و بچه شان خوب نیست به هر جوری بود به قدر توان کمک میکردم. مثلاً مرحوم آیتالله خمینی ترکیه بودند بعد هم نجف بودند من هم یک رقتی وضعم خوب نبود اما حتی شهریه خودم را که میگرفتم میدیدم یک نفر زندانی است به زن و بچه اش کمک میکردم میگفتم توکل بر خدا، خدا بعد برای ما میرساند، و وظیفه ام را انجام میدادم. [اعدام های سال ۶۷] عذر میخواهم فقط یک توضیح مختصر در مورد موضع گیریهایتان در رابطه با اعدامهای ۶۲۴ به بعد به سال ۶۷ بفرمایید. :پاسخ این موضوع در کتاب خاطرات این جانب پیوست ۱۵۲ جلد ۱ ص نحو تفصیل مذکور است اما به طور اختصار میگویم که مرحوم امام نامه راجع به اعدام زندانیان را روز پنج شنبه نوشته بودند روز شنبه این نامه به وسیلهٔ یکی از قضات به دست من در قم رسید و ایشان گفت حالا ما با این نامه چه کنیم؟ من هم با آقایان سیدهادی هاشمی و قاضی خرم آبادی صحبت کردم آنان گفتند امام ناراحت میشود چیزی نمیخواهد بنویسید و رفتند خانه شان بالاخره من دیدم وجدانم ناراحت است، با قرآن کریم استخاره کردم برای امام نامه بفرستم این آیه آمد و هدوا إلی الطیب من القول و هدوا إلی صراط الحمید من یک نامه به امام نوشتم و یک نسخه از آن را هم به شورای عالی قضایی فرستادم برای اینکه آنها را مسئول میدانستم، که اعدام اینها درست نیست و بعد از آن هم نامۀ دیگری به امام، نوشتم بعد هم صحبت هایی با آقای پورمحمدی و دادستان و قاضی و آقای رئیسی کردم که اینها در خاطرات هست.
پاسخ به پرسشهای یکی از فعالان سیاسی سکوت به طمع رهبری جایز نبود ] بعضی ها میگویند اگر شما این کار را نکرده بودید آن حساسیتها به وجود نمیآمد و شما بعد از امام زمام رهبری را در دست میگرفتید. پاسخ: من هیچ وقت دنبال اینکه بخواهم رهبر شوم نبودم. آنچه وظیفه ام بود انجام میدادم. معنی حرف آن بعضی این است که من بگذارم مردم را بکشند! خلاف شرع انجام شود، برای اینکه بعد میخواهم رهبر شوم؟! اصلاً و ابداً وجدانم به چنین امری راضی نمیشد خدا را شاکرم الآن آرامش و سکون، دارم وجدانم هم راحت است چون آنچه را وظیفه خود میدانستم انجام دادم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۶/۶/۱۲ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
۱۳۸۶/۷/۲۱ (۴۴) گزارش برگزاری نماز عید سعید فطر بسمه تعالی) پس از یک ماه بندگی و خضوع در برابر خالق هستی در پرتو پرهیز از چرب و شیرین طعام عید عاشقان فرارسید و سروشیان آسمان بر زمینیان غبطه خوردند که آنان چگونه نفس اماره را با ریسمان عقل و ایمان به زنجیر کشیدند و نظاره گر قدسیان صفتانی بودند که شانه به شانه مراسم نیایش به درگاه اهل الکبریاء والعظمة» را شکر گزاردند. همزمان با این عید بزرگ مسلمین دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری پذیرای تعداد کثیری از مؤمنانی بود که از راههای دور و نزدیک جهت اقامه نماز و شکرگزاری به درگاه حق و تبریک به فقیه عالیقدر به قم آمده بودند. به دلیل اشغال حسینیه شهدا، از آغاز حصر معظم له آبان ۱۳۷۶ تا به حال، و در مضیقه بودن مکان جهت برگزاری نماز عید علاقه مندان از ساعتها قبل صفوف نماز را تشکیل داده بودند؛ به گونه ای که تا یک ساعت قبل از حضور معظم له مکان مذکور مملو از جمعیت شده بود و پس از حضور فقیه عالیقدر جهت اقامه نماز، بسیاری از شرکت کنندگان در کوچه منتهی به دفتر به اقامه نماز پرداختند. آیتالله العظمی منتظری پس از اقامه نماز طی خطبه های نماز ضمن عرض تبریک و تهنیت حلول ماه شوال و عید سعید فطر حاضران را به تقوا، پرهیز و دوری از گناه و معصیت سفارش و فلسفهٔ اصلی روزه را بر اساس آیات قرآن تقوا و پایداری، در مقابل معاصی ذکر و توبه اصلی را جبران حق الناس و حق الله دانستند.
گزارش برگزاری نماز عید سعید فطر ۲۲ ایشان ضمن اشاره به خطبه ای از حضرت علی، مرگ را یکی از مهمترین موانع عصیان خداوند برشمردند و ضمن قرائت آیهای از قرآن کریم به اعتراف شیطان در اغوای انسانها با استفاده از راهها و طرق متفاوت اشاره کردند. در پایان معظم له ضمن قرائت سوره والعصر» مردم را به صبر و پایداری در برابر ناملایمات در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی و ... سفارش کردند. لازم به ذکر است قبل از برگزاری مراسم نماز عید حجة الاسلام والمسلمین محمدعلی کوشا از فضلای حوزه علمیه و عضو مجمع محققین و مدرسین قم ضمن سخنانی با ذکر فرازهایی از یکی از خطبه های نهج البلاغه عید واقعی را دوری انسان از گناه دانست. وی با اشاره به کثرت جمعیت و کمبود جا برای برگزاری مراسم مختلف مذهبی و درس گفت: «در حکومت دینی و نظامی که روحانیت در رأس آن حاکم است چرا باید حسینیه ای که به نام شهدا و محل برگزاری مراسم مذهبی است بیش از ۹ سال درب آن بسته باشد و مردم اینگونه در تنگنا قرار داشته باشند؟!» وی از خداوند برای بازگشایی این مکان و حصول فرج دعا کرد. همچنین در این مراسم علاوه بر اقشار مختلف مردم آقایان عبدالله نوری محسن کدیور، عیسی سحرخیز، علیرضا علوی تبار، سید محمد علی ایازی، ابوالفضل موسویان حسن، متقی حسین مجاهد و جمعی از فعالان جنبش دانشجویی و ... ضمن شرکت در مراسم نماز با معظم له دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار فقیه عالیقدر ضمن پرسش از وضعیت حجة الاسلام والمسلمین هادی قابل که در اولین روز ماه مبارک رمضان توسط دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت شده است، از ادامه بازداشت وی به اتهامات سیاسی اظهار نگرانی کرده و این گونه بازداشت ها را با ادعای مسئولان مبنی بر وجود آزادی کم نظیر بیان در ایران» در تعارض دانستند. ۱۳۸۶/۷/۲۱ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
۱۳۸۶/۸/۱۱ (۴۵) دیدار اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت بسم الله الرحمن الرحیم انتقاد از بازداشت دانشجویان ] اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت روز جمعه ۱۳۸۶/۸/۱۱ در قم با حضرت آیتالله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. این دیدار در پی محکومیت تعدادی از دانشجویان و اعتراض دانشجویی به این گونه احکام صادره صورت گرفت معظم له ضمن تشکر از صبر و استقامت دانشجویان با اظهار تأسف شدید از برخوردهای تند و خشن با منتقدان به ویژه فرهیختگان و دانشجویان، این گونه احکام را غیر شرعی غیر قانونی و غیر عاقلانه دانسته فرمودند: در روایات ما رسیده است که پیامبراکرم متهم به قتل را فقط تا شش روز بازداشت میکردند اگر شاکیان و مدعیان قتل دلیل و شاهد کافی برای اتهام زده شده میآوردند مورد بررسی قرار میدادند و الا متهم را آزاد میکردند. آنچه ما در این عمرمان از سیره پیامبر و ائمه اطهار به دست آورده ایم این است که این بزرگان برای آزادی و حق مردم ارزش قائل بودند. افرادی را که به اتهامات واهی در پی پرونده سازیهای معمول بازداشت میکنند اکثرشان را میشناسم؛ آنان افرادی متدین و معتقد به ارزشها هستند. از اتهام ضدیت با انقلاب و کشور هم کاملاً مبرا میباشند. آنها فقط از عقل و شعور خود استفاده کرده و انتقاد میکنند.
دیدار اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت ۲۲ انتقاد به بازداشت آقایان قابل و باقی ] ایشان ضمن اشاره به بازداشت حجة الاسلام والمسلمین هادی قابل و آقای عمادالدین باقی گفتند: این آقایان را با پرونده سازیهای واهی و اتهامات ساختگی با احکام سنگین روبرو و روانه زندان کرده اند همین آقای باقی که در زندان است مگر چه فعالیتی انجام میداد جز حمایت از حقوق زندانیان و خانواده های آنان؟! تلاش بی مزد آقای باقی این بود که اگر خانواده ای نان آورش در زندان است کمتر سختی بکشد و زندانی بتواند از حقوق خودش آگاه باشد و استفاده نماید. برایش فرقی هم نمیکرد زندانی سیاسی باشد یا غیر سیاسی آیا این چنین افرادی را باید زندان کرد یا بر اساس تدبیر و عقلانیت باید جایزه داد؟ آیا فعالیتهای امثال ایشان و دیگرانی که معتقدند و فعالیتهای حقوق بشری میکنند باعث نمیشود که فشارها بر روی کشور ما از این لحاظ کمتر باشد؟! در رژیم شاه هم دانشجویان را ستاره دار نمیکردند ] برخوردهایی هم که با دانشجویان میشود بدون دلیل شرعی و قانونی است به ویژه اینکه آنها را ستاره دار میکنند (۱) و حتی از حق طبیعی تحصیل محروم مینمایند. همین احمد ما با اینکه من زندانی و از مخالفان سرسخت شاه بودم و شهید فراری بود با این حال از سوی وزارت فرهنگ و یا ساواک از تحصیل محمد هم محروم نشد و توانست در دانشگاه پلی تکنیک مدرک مهندسی اش را بگیرد. ۱ منظور از دانشجویان ستاره دار کسانی بودند که پس از انتشار لیست قبول شدگان، اسامی آنها با ستاره هایی مشخص میشد و وقتی برای ثبت نام مراجعه میکردند معلوم میشد با وجود احراز صلاحیت علمی و قبولی در آزمون از حق تحصیل به دلیل داشتن فعالیت سیاسی در انجمنهای اسلامی یا انتساب به خانواده منتقدان یا محکومان سیاسی محروم شده بودند و تنها معدودی از آنها سابقهٔ بازداشتهای کوتاه مدت داشتند.
تشدید فشارها بی رابطه با انتخابات ریاست جمهوری دهم نیست ] ایشان ضمن اشاره به نزدیکی فصل انتخابات آینده این گونه فشارها را بی ارتباط با برگزاری انتخابات ندانسته فرمودند: فشارها روز به روز افزایش مییابد تا شرایطی فراهم شود و همراه با نظار استصوابی یک انتخابات ظاهری که نتیجه آن از قبل مشخص شده برگزار گردد. ایشان ادامه دادند آقایان قضاتی که به راحتی برای منتقدان و دانشجویان حکم صادر میکنند بدانند احکام آنها غیر شرعی و غیرقانونی است. انکار توهین به مقدسات مسموع است ] قبلاً هم درباره دانشجویانی که احکام سنگینی برای آنها صادر شده از من سؤال شد من هم نوشتم حرف آنها که میگویند توهین به مقدسات نکرده اند مسموع است و حکمی علیه آنها نمیتوان صادر کرد. آقایان قضات که چنین احکامی را صادر میکنند آیا مفهوم زندان را میفهمند و درک میکنند؟ مدتی خودتان به زندان به ویژه انفرادی بروید تا درک کنید زندان یعنی چه ! من خودم بیش از پنج سال در رژیم گذشته زندان بودم و سه سال تبعید؛ و در این رژیم هم بیش از پنج سال در حصر غیر قانونی؛ به خوبی درد زندان و زندانی را لمس میکنم. فقر روزافزون برای ملتی ثروتمند ] فقیه عالیقدر ضمن اشاره به مشکلات فزاینده اقتصادی و معیشتی مردم گفتند: با اینکه نفت بیش از نود دلار شده و معادن و پول این نفت مال مردم است و باید برای رفع مشکلاتشان هزینه شود با این حال وضعیت تورم بر اثر بی درایتی روز به روز بدتر میشود و بر اثر برخی شعارها فقر و مشکلات افزایش پیدا کرده است. اخباری
دیدار اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت ۲۲ که به ما میرسد واقعاً ناراحت کننده است. در خبرها میخواندم که پدری به واسطهٔ فقر دختر نوجوانش را به دویست هزار تومان فروخته است؛ تازه خریداران چهل هزار تومان بیشتر به او نداده اند تهدیدهای خارجی و اغوای مردم ] تهدیدها و فشارهای خارجی به کشور از دیگر محورهای سخنان ایشان فرمودند: بود که من بی اطلاع و بی خبر از اخبار روز نیستم توجه به برخی گزارشات باید جدی باشد. آقایان بیش از حد اوضاع را طبیعی جلوه میدهند و فکر میکنند اگر جنگی در بگیرد آب از آب تکان نمیخورد؛ ولی باید بدانید این مردم دیگر مردم گذشته نیستند که داوطلبانه روی مین میرفتند. اگر در فکر گذشته اید اشتباه میکنید. درست است که روزی میگفتند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» اما اگر بی تدبیری کرد و حتی به نقاطی خاص نیز حمله کرد خسارت آن را مردم متحمل میشوند؛ مردمی که دیگر مردم گذشته نیستند. زمینه جنگ را از بین ببرید ] بنابراین نباید بگذاریم حتی زمینۀ جنگ و حمله هم فراهم شود. باید با مذاکره مستقیم مشکلات را حل کرد. من یادم هست که آمریکایی ها در عین جنگ در ویتنام، در پاریس با ویت کنگها در حال مذاکره بودند. از نظر داخلی هم مردم را «آدم» حساب کنید، آنها را «محرم» بدانید. حال که بحران خارجی هست نخواهید با ایجاد بحران داخلی کشور را مطابق میل خود اداره کنید. منتقدان سکوت نکنند ] افرادی هم که انتقاد به وضع موجود دارند سکوت نکنند اما به گونه ای باید انتقاد
کرد که هزینه کمتری داشته باشد و نیروها حفظ شوند امر به معروف و نهی از منکر واجب است و از مصادیق کامل تر آن دربارۀ حاکمان است که اگر این واجب اجتماعی سیاسی ترک شود بر اساس وصیت امام علی به امام حسن و امام حسین الله بدها» و «اشرار بر مردم مسلط میشوند. [ توصیه به صبر و استقامت و تحصیل علم برای دانشجویان ] در پایان آیتالله العظمی منتظری ضمن تقدیر و تشکر از فعالیتهای دانشجویان و فعالان سیاسی با قرائت سوره والعصر آنها را به صبر و استقامت سفارش کرده، و تحصیل علم را همراه با اینگونه فعالیتها توصیه کردند و از دانشجویان خواستند برای آینده کشور و ادارۀ آن از علم اندوزی بازنمانند و گرنه بی دردها، فرصت طلبها و خشک مغزها آینده کشور را قبضه خواهند کرد. ۱۳۸۶/۸/۱۱ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری
پاسخ به پرسشهای سایت خبری «روز آنلاین ۱۳۸۶/۸/۲۳ ۱ - ده سال پیش در چنین روزهایی جنابعالی از سوی شورای عالی امنیت ملی ایران، در . قرار گرفتید. به نظر شما علت اصلی عصبانیت این شورا و مجموعه حاکمیت از شما چه بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و تحیت انگیزه سخنرانی ۱۳ رجب ] علت اصلی عصبانیت حاکمیت از سخنرانی اینجانب که جز نصیحت و خیرخواهی و نقد منطقی نبود را باید از خود آنان سؤال نمائید. من در این سخنرانی - هیچ هدف و نظری جز تذکر و دفاع از حریم مرجعیت نداشتم. حالا اگر حاکمیت تلقی دیگری کرده و دست به کارهای زشت و خلاف شرع و قانون زد، مربوط به من نمیباشد؛ خود حاکمیت باید پاسخگو باشد. ۲ آیا اکنون که حصر شما برطرف شده است جنابعالی به عنوان یک مرجع تقلید در بیان اعتقادات خود کاملا آزاد هستید؟ آیا جنابعالی از همان آزادیهایی که سایر مراجع تقلید برخوردار هستند، برخوردار هستید؟ اینجانب گهگاهی در مصاحبه ها و دیدارها تذکراتی به مسئولین کشور میدهم،
ولی نشریات از درج آنها ممنوع شده اند؛ و چنانچه یک نشریه ای برخلاف منع و نهی آقایان کلمه ای از من را منتشر نماید مورد تعقیب و مؤاخذه قرار میگیرد. ۴ - زمانی که شما در حصر قرار گرفتید، دولت آقای خاتمی با شعار اصلاحات روی کار آمده بود اما امروز مجموعه حاکمیت به صورت یکپارچه در اختیار محافظه کاران قرار گرفته است. آیا به نظر شما دوران اصلاحات نتایج ملموسی در زمینه آزادی بیان و تحقق اهداف خود داشته است؟ در دوره اصلاحات کوتاهی شد ] متأسفانه از فرصتی که شما به آن اشاره کردید خوب استفاده نشد در صورتی که امکان داشت استفادههای بیشتری از آن بشود و در هر حال معنای اصلاحات واقعی و به دور از شعار آن است که اهداف و ارزشهای منظور دراصل انقلاب که احیاناً بخاطر مرور زمان یا عوامل دیگر رو به فراموشی و غفلت یا تحریف قرار گرفته است مجددا احیا گردد و مورد عمل حاکمیت قرار گیرد طبیعی است وقتی یک نظام در کوران حوادث و فراز و نشیبهائی قرار میگیرد چه بسا در اثر عوامل مختلفی دچار انحرافاتی بشود که نیاز به اصلاحات جدی خواهد داشت. در چنین شرایطی وظیفه اقشار و افراد صاحب نظر و خیرخواه که مقبولیت مردمی نیز دارند این است که از تذکرات و انتقادات منطقی و سازنده و نیز از ارائه طرحهای مفید و در جهت اصلاح ساختار نظام کوتاهی نکنند تذکرات و انتقادات اینجانب نیز چه در گذشته و چه در حال بر همین اساس بوده است. موانع اصلاح طلبی در ایران ] ۵- به نظر شما موانع اصلاح طلبی در ایران چیست؟ آنچه میتواند مانع اصلاح یک نظام مشروع و مردمی شود منافع مادی یا سیاسی قشری است که اصلاحات را مانع و سد راه خود میبیند. البته کسی که مدعی
پاسخ به پرسشهای سایت خبری «روزآنلاین» ۲۳۵ اصلاح طلبی است نیز باید در درجه اوّل فکر و عمل او مطابق با اسلام و اهداف انقلاب باشد، وگرنه نمیتواند منشأ تحول و اصلاح امور قرار گیرد. مردم نظارت استصوابی برخلاف قانون اساسی است ] ۶ در آستانه انتخابات مجلس هشتم قرار داریم. آیا رویه فعلی در بررسی صلاحیت ها را مطابق اهداف نویسندگان قانون اساسی و یا حتی موافق شرع میدانید یا خیر؟ امیدوارم در بررسی صلاحیتها اغراض سیاسی و گروهی دخالت نداشته باشد تا اعتماد بیشتری پیدا نمایند و بتوانند نمایندگان مورد نظر خود را انتخاب کنند. چون در رژیم سابق مقامات بالا در انتخاب نمایندگان مجلس دخالت میکردند و کسانی را تحمیل میکردند در مجلس خبرگان قانون اساسی برای جلوگیری از این امر نظارت شورای نگهبان تصویب شد ولی متأسفانه آقایان نظارت را به نظارت استصوابی تفسیر کردند و خود شورای نگهبان در تعیین صلاحیت کاندیداها دخالت میکند و در حقیقت انتخابات دو مرحله ای شده است و این امر برخلاف نظر خبرگان قانون اساسی و نقض غرض آنان میباشد. [ دروغگویی مسئولان به مردم در هیچ شرایطی جایز نیست ] ۷ در طول سالهای اخیر رسم شده است که برخی از سران جناح حاکم با بهانه تأمین مصلحت، دروغهای زیادی به مردم میگویند که در رسانه ملی نیز انتشار پیدا میکند. آیا دروغگویی به ملت تحت عنوان مصلحت جایز است؟ دروغ گفتن به مردم آن هم در اموری که به مردم و مصالح آنان مرتبط است در هیچ شرایطی جایز نیست. و متأسفانه چنین احساسی در بسیاری از مردم ما نسبت به حداقل بخشی از حاکمیت به وجود آمده است که تداوم آن برای نظام خطرناک میباشد و موجب زیاد شدن فاصله مردم با نظام و بی اعتقادی کامل آنان خواهد شد.
نباید با شعارهای تحریک آمیز زمینه جنگ را درست کرد ] برخی از کارشناسان معتقدند که هم اکنون افکار عمومی جهان برای جنگ با ایران آماده شده است و از چنین جنگی حمایت میکند شما چه توصیه ای به مسئولان کشورمان دارید؟ اینجانب در چندین مصاحبه متذکر شده ام که نباید مسئولین مربوطه با طرح شعارهای تحریک آمیز سوژه به دست دشمنان بدهند و زمینه جنگ جدیدی را علیه ملت و کشورمان به وجود آورند. این گونه شعارها اثری جز ایجاد بحران و حساس نمودن کشورهای مختلف و فاصله گرفتن آنها از ما و تشدید تحریم های اقتصادی برای کشور ما ندارد و این همان چیزی است که اسرائیل درصدد آن میباشد. ۹ در شرایطی که سخنرانیهای آتشین و مواضع تند برخی مدیران دولت سبب شده است که کشور در معرض تهاجم نظامی و فشار اقتصادی قرار گیرد، به نظر شما نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیان چه اقدامی برای جلوگیری از وقوع رخدادهای تلخ میتوانند انجام دهند؟ نخبگان روشنفکران و تمام اقشار وظیفه دارند خطر این سخنرانی های آتشین و مواضع تند بعضی مدیران را به شکل منطقی و مستدل به اطلاع آنان برسانند، تا بلکه ان شاءالله از وقوع رخدادهای تلخ برای کشور و ملت جلوگیری شود. انتخابات آزاد ] ۱۰ - حاکمیت شرکت در انتخابات تحت هر شرایطی را یک تکلیف شرعی میخواند. شما چه نظری در این باره دارید؟ آیا اگر انتخاباتی آزاد نبود و مردم احساس کردند که در بررسی صلاحیت یکجانبه و خلاف عمل شده است، آیا باز هم مردم موظف به شرکت در انتخابات هستند و یا تکلیف دیگری دارند؟ دخالت در سرنوشت خود یک وظیفه شرعی و عقلی است به نحوی که هرکسی به نحو آزاد و آگاهانه بتواند در سرنوشت خود و امور مربوط به کشور خود دخالت
پاسخ به پرسشهای سایت خبری روزآنلاین ۲۲ نماید؛ و این وظیفه هیچ گاه ساقط نمیشود حال اگر موانعی بر سر راه عمل به این وظیفه وجود داشته باشد تکلیف اصلی ساقط نمیشود بلکه باید به نحو معقول و منطقی و با مراعات شرایط امر به معروف و نهی از منکر زمینه رفع موانع موجود را به وجود آورد تا هر کسی بتواند آزادانه و آگاهانه با شرکت در انتخابات، سرنوشت خود را معین نماید و متصدیان انتخابات نیز توجه داشته باشند اگر با تنگ نظری و انحصار طلبی همچون بیشتر انتخابات گذشته عمل نمایند بیشترین ضربه را به مشروعیت نظام وارد میسازند و پشتوانه مردمی آن را ضعیف و طبعاً فاصله نظام را با مردم بیشتر میکنند. ان شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله. ۱۳۸۶/۸/۲۳ حسینعلی منتظری
اشاره: «۴۷) گزارش دیدار مجمع زنان اصلاح طلب ۱۳۸۶/۱۰/۶ مجمع زنان اصلاح طلب در آستانه عید غدیر خم در قم با حضرت آیتالله العظمی منتظری دیدار کردند. در آغاز این دیدار خانم دکتر زهرا شجاعی به نمایندگی از مجمع طی سخنانی به فعالیت زنان ایران اسلامی در عرصه های سیاسی اجتماعی و مدیریتی اشاره کرد. وی ضمن اشاره به انتخابات پیش رو و بیان دغدغه خاطر بانوان در این رابطه خواستار رهنمود از سوی فقیه عالیقدر شد. پس از آن حضرت آیتالله العظمی منتظری در چند محور به ایراد سخن پرداختند. سخنان خانم دکتر زهرا شجاعی: بسم الله الرحمن الرحیم ضمن تقدیر و تشکر از حضرتعالی و تبریک عید غدیر خم و آرزوی سلامتی برای جنابعالی، جمع حاضر ترکیبی است از زنان اصلاح طلب که در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی اعم از نمایندگی مجلس، معاونت رئیس جمهوری و دیگر عرصه ها بوده و فعال هستند. خوشحالیم که به برکت انقلاب اسلامی زمینه حضور زنان در حوزه های علمی سیاسی و اجتماعی فراهم شده است. در قبل از انقلاب تنها ۲۵ درصد زنان ما باسواد بودند که در حال حاضر ۸۱ درصد آنها از نعمت سواد برخوردارند. حضور در دانشگاهها ضد ارزش بود ولی در حال حاضر ۶۴ درصد ورودی دانشگاهها را دختران تشکیل میدهند در این زمینه در سالهای گذشته محدودیتی نبود ولی متأسفانه در سال گذشته طرحی با عنوان سهمیه بندی جنسیتی تصویب شد که در برخی
گزارش دیدار مجمع زنان اصلاح طلب ۲۲ رشته ها زنان محروم شدند و تنها ۴۰ درصد حق به آنها داده شد. به نظر ما این ظلم و بی عدالتی نسبت به آنهاست. در حوزه مدیریتی و سیاسی همچنان تفکر مردسالاری حاکم است و به آنها اجازه ورود به عرصه هایی این چنینی داده نمیشود با اینکه زنان و دختران در مبارزات زمان انقلاب نقش مهمی داشتند. پس از انقلاب با شکل گیری مجلس خبرگان با تلاش زیاد تنها یک خانم توانست به این مجلس راه یابد و در مجالس بعدی تا به حال از وجود آنها استفاده نشده است. در مجلس شورای اسلامی هم در دورهٔ اوّل ۴ خانم و سپس ۷ و در حال حاضر ۱۳ خانم در مجلس حضور دارند. این در حالی است که در مجلس زمان طاغوت آخرین مجلس ۲۰ زن حضور داشتند. در مجلس فعلی درصد حضور زنان ۴/۴ درصد است حال آن که میزان حضور زنان در مجالس دنیا اعم از آمریکا، اروپا آفریقا و حتی کشورهای همسایه ۱۵ درصد است. حال آن که زنان ما همراه با سلامت اخلاقی و تلاش در مشارکت امر خانواده و تربیت فرزند دوشادوش همسران خود؛ از توانمندیهای بسیاری برخوردارند و پس از انقلاب توانستند با طرح مدلی جدید وارد عرصه ها شوند. ولی متأسفانه در انتخابات مختلف رد صلاحیت از این قشر مهم جامعه بسیار است به گونه ای که حیثیت و آبروی آنها با رد صلاحیت مورد خدشه واقع شده است. اگر انتخابات آینده هم اینگونه باشد حتماً بر مشروعیت و مقبولیت تأثیر خواهد گذاشت و ما از این جهت بیش از همه نگران اصل نظام هستیم تا حقوق زنان ما در تلاش هستیم که با رایزنی با احزاب و گروههای ذی نفوذ به این مهم توجه شده و زمینه برای مشارکت حداکثری زنان فراهم شود. متأسفانه در مجلس فعلی طرحهایی به تصویب رسیده است که ناشی از حضور کم رنگ خانمهاست که با عدم شناخت و دفاع از سوی زنان صورت گرفته است. امیدوارم با رفع برخی ابهامات و با تلاش و نفوذ امثال حضرتعالی مسائل حل شود و خانمها بتوانند با حضور بیشتر در لیست کاندیداها زمینه حضور بیشتر را فراهم کنند. پس از پایان سخنان خانم شجاعی یکی دیگر از بانوان حاضر خواستار آن شد که با توجه به اینکه حکومت ما بر اساس فقه شکل گرفته است و قوانین از مباحث فقهی بیرون کشیده میشود؛ جنابعالی و دفتر شما بر روی قوانین موضوعه در حوزه زنان تحقیق کرده و شاهد پیشرفت دربارهٔ قوانین مثل ارث و دیه پیرامون زنان باشیم که بتواند در مجالس آینده مورد توجه و مثمر ثمر باشد و براساس فتاوای جنابعالی قوانین در رابطه با حقوق زنان شکل گیرد.
پس از اظهار نظر، حاضرین فقیه عالیقدر فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم من هم به نوبۀ خود فرارسیدن عید بزرگ و سعید غدیر خم را به شما زنان که احساس وظیفه کرده اید و نسبت به مسائل کشور و انقلاب حساس بوده و بی تفاوت نیستید تبریک میگویم. من در اینجا به چند نکته مهم اشاره میکنم: [عمومیت امر به معروف و نهی از منکر] نکته اوّل :اینکه همانگونه که میدانید امر به معروف و نهی از منکر یک واجب شرعی است که از نص صریح قرآن استفاده میشود. من بارها عرض کرده ام هنگامی که در باب واجبات در قرآن خطابی آمده است خطاب به مردان است. مثلاً میفرماید: اقیموا الصلاة یا اتوا الزکاة و موارد دیگر که میگوییم از باب اشتراک در تکلیف شامل زنان هم می.شود اما دربارۀ امر به معروف و نهی از منکر در سوره توبه هم مردان و هم زنان هر کدام را جداگانه ذکر کرده است و میفرماید: «والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر. در بدو امر خداوند به دلیل اینکه کسی اشکال نکند که شما چه کاره اید که در امور ما دخالت میکنید مؤمنان اعم از زن و مرد را ولی یکدیگر قرار داده است. ولایت در این جا به معنی دوستی نیست بلکه یک نحو ولایتی خدا که ولی و خالق همگی است به آمر و ناهی داده است. البته این ولایت به قول فلاسفه مقول به تشکیک است یعنی نوعی و حصه ای از ولایت پس هر یک طبق این آیه دربارۀ امر به معروف و نهی از منکر نسبت به یکدیگر صاحب اختیارند و اجازه تصرف دارند. مطلب دیگر اینکه امر به معروف و نهی از منکر با عمومیت آن درباره مردان و زنان، مربوط به مسایل جزیی فقط نیست که مثلاً یک خانمی چند تا مویش بیرون آمده به او تذکر داده شود بلکه شامل تمام مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه است.
گزارش دیدار مجمع زنان اصلاح طلب [ ترک انتقاد بستر تسلط اشرار ] ۲۴۱ چنانچه از تعلیل حضرت امیر در وصیت پایان عمرشان به دست میآید آنجا این که میفرماید: «لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر، فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم یعنی اگر شما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردید طبعاً بدها و اشرار بر شما مسلط میشوند آن وقت هر چه دعا کنید دعایتان مستجاب نمیشود. چون از راهش وارد نشدید بی تفاوت نسبت به سرنوشت جامعه بودید و آن وقت نتیجه طبیعی آن تسلط اشرار بر جامعه خواهد بود. نتیجه اینکه این واجب شرعی عام است و مخصوص قشر خاص نیست و شما زنان گرامی هم وظیفه دارید اگر من آخوند پایم را کج گذاشتم به من انتقاد کنید و تذکر دهید و اگر این وظیفه را انجام ندادید گناه کرده اید و به ویژه دربارۀ حاکمیت و مسئولان همگی وظیفه داریم که بی تفاوت نباشیم و در برابر اشکالات سکوت روا نیست. نکته دوم اینکه: شورای نگهبان نباید قیم مردم شود ] درباره انتخابات به صراحت میگویم متأسفانه انتخابات وضعیت خیلی بدی پیدا کرده است و گناه آن گردن آقایان شورای نگهبان است چون شورای نگهبان خود را برخلاف قانون قیم جامعه میدانند. اخیراً هم یکی از آقایان گفته اند: اصل بر برائت نیست. در مقام نقد این اظهار نظر استناد کردن به اصل ۳۷ قانون اساسی که مربوط به قضاوت است درست نیست اما من به عنوان کسی که رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بودم مرحوم شهید بهشتی هم نایب رئیس، بودند وظیفه دارم به آقایان تذکر بدهم که فلسفه وجودی تصویب اصل ۹۹ این نیست که آقایان آن را به استصوابی تفسیر کرده اند. در مجلس خبرگان قانون اساسی بحث شد که برای اینکه گذشته تکرار نشود و از دخالت حکومت در امر انتخابات جلوگیری شود، بنا شد گروهی از
افراد نخبه و خبره جامعه که تشخیص داده شد شورای نگهبان که هم از مجتهدین میباشند و هم منصوب امام بر این مهم نظارت داشته باشند. من یادم هست مثلاً در شهر نجف آباد به مردم تحمیل شد که آقای محمود محمود باید نماینده شود برای عدم تکرار این دخالتها از سوی استاندار، فرماندار یا بخشدار اصل ۹۹ تأسیس شد تا آزادی انتخاب مردم تضمین شود. متأسفانه آقایان به گونه ای عمل میکنند که خود را صاحب اختیار مردم میدانند و به خود حق میدهند که بگویند در فلان شهر فلانی نباشد و فلانی باشد !! درست است که اگر خواسته شود کسی به عنوان فرماندار یا استاندار منصوب شود باید حتماً تحقیق نمایند که فرد صالحی باشد اما در امر انتخابات شورای نگهبان چنین حقی ندارد. و اصلاً در حیطه وظایف شورای نگهبان نیست تا بیاید و به اصل برائت تمسک نماید یا تمسک ننماید اینکه در صلاحیتها اصل بر برائت هست یا نیست جایی است که بحث صلاحیتها کار و وظیفهٔ شما باشد. حال آن که از اوّل و در قانون اساسی چنین وظیفه و کاری به شما محول نشده است. گزارشاتی میرسد که از همین الآن آقایان گفته اند فلانی و فلانی را نمیگذاریم پایشان به مجلس برسد. بحث صلاحیت ها هم طبق قانون مشخص شده و وزارت کشور باید به آن رسیدگی کند آن هم بدون اغراض و مطامع سیاسی. عمل شورای نگهبان و نظارت استصوابی یعنی چند میلیون شهروند در فلان شهر یا استان عقل جمعی شان نمیرسد ولی ۶ نفر عقل منفصل مردم هستند و آنها نسبت به کاندیداها و توان آنان از مردم مطلع ترند !! عمل آقایان یعنی تشخیص جامعه هیچ و رأی و نظر چند نفر همه چیز به ویژه اینکه آقایان از روی جهات سیاسی برخی اعمال نظرات را دارند شماها تلاش کنید آقایان هم در شورای نگهبان تجدیدنظر کنند زمینه انتخابات آزاد را برای حضور مردم فراهم کنند. در آغاز انقلاب شعار مردم این بود، استقلال، آزادی جمهوری اسلامی نکته سوم اینکه و
گزارش دیدار مجمع زنان اصلاح طلب ۲۴ حکمت قانون ارث ] در سخنان برخی خانمها بود که برخی قوانین و فتاوا برای حقوق زنان تغییر و اصلاح شود اصل تحقیق و تتبع امر خوبی است و باید به آن اهتمام داشت اما در برخی موارد چون ارث نمیتوان اجتهاد در مقابل نص صریح قرآن کرد. وانگهی در باب ارث اینکه مردان دو برابر زنها ارث میبرند حکمتی وجود دارد که به آن باید توجه داشت برخی تبعیضها روی حساب است و خلاف عدل نیست. معمولاً حدود سی سال یک بار ثروت عمومی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، ثروت باید دست کسی باشد که مولد است و تولید میکند. در جوامع نوعاً مردها علاوه براینکه تولید کننده هستند مخارجی چون، مسکن، نفقه زن خرج فرزندان، جهیزیه، مهریه به عهده آنهاست. زنها معمولاً گرفتار حمل و زایمان و خانه داری و تربیت اولاد میباشند و کمتر میتوانند خود را گرفتار تولید و تکثیر ثروت و کارهای سنگین نمایند. در قبال مولد بودن مرد و مخارجی که به عهده وی از سوی شرع گذاشته شده است دو سهم میبرد و زن که مولد نیست و مخارج خانه و خانواده به عهده وی نیست یک سهم میبرد. این یک سهم را خداوند از باب تفضل و مخارجی که مخصوص زن است قرار داده است پس خداوند ظلمی در حق خانمها نکرده است. این مطالب و مطالبی از این قبیل محل خود را میطلبد و در این مختصر نمیتوان تمام زوایای بحث را با توجه به تخصصی بودن آن و با عنایت به مبانی توضیح داد. امیدوارم خداوند به شما در انجام وظایف خود توفیق و سلامت عنایت فرماید. ان شاء الله موفق و مؤید باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری