کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد سوم ‹ بخش ۸

دیدگاه‌ها - جلد سوم

بخش ۸ از ۱۳

هدم آزادی انتخابات و دو مرحله ای کردن توسط شورای نگهبان ] برخوردهایی که در ایام انتخابات شد واقعاً خلاف شرع و قانون بود. بندگان خدا را با انحصار طلبی از حقوق خود محروم کردند بارها عرض کردم فلسفه وجودی گفتند اصل ۹۹ این بود که در زمان شاه دولتی ها در امر انتخابات دخالت می‌کردند می‌گم فلانی باید از صندوقها بیرون بیاید پس از انقلاب در مجلس خبرگان برای جلوگیری از دخالتهای متصدیان امور و برای جلوگیری از تکرار وضعیت سابق آنجا مطرح شد به نظرمان آمد شورای نگهبان نظارت کند چون منصوب از طرف امام و لابد نهادی قدیساند و جلوی دخالتها و تصرفها را خواهند گرفت و ضامن اجرای آزادی در جامعه خواهند بود. غافل از اینکه آقایان خودشان را فعال مایشاء قرار داده اند و انتخابات شده است دو مرحله ای، اوّل آقایان انتخاب می‌کنند سپس مردم از بین منتخبهای آنان انتخاب می‌کنند. در این دوره که وزارت کشور هم وارد این کارها شد. این درست نیست که اگر کسی ما را قبول ندارد او را انگ عدم التزام به اسلام بزنیم و مزاحم او شویم، یا بگوییم او متعهد نیست. از نظر امام دوستدار رجوی و مخالف خمینی هم نباید زندانی شود ] یک وقتی من به مرحوم امام خمینی گفتم آقا یک کسی است می‌گوید من با رجوی رفیقم به او هم علاقه دارم و از آخوندها و حتی آیت‌الله خمینی خوشم نمی‌آید اما می‌خواهم دنبال کسب و کارم باشم و کاری هم با شما ندارم، آیا این شخص باید در زندان نگهداری شود یا آزادش کنیم؟ ایشان گفتند: برای چه نگهش داریم من نه خدایم نه پیامبر نه امام معصوم! حالا من را قبول ندارند نداشته باشند. وقتی قصد ضربه زدن ندارد برود دنبال زندگی اش با هر عقیده ای که دارد.

دیدار شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران و... ۲۸۵ ضرورت تأمین معاش و مسکن معلمان ] این ایام مصادف است با هفته معلم و شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری که می‌بینیم همزمان با این ایام نام ایشان مطرح می‌شود عکس ایشان پخش می‌شود؛ در صورتی که خوب است فقط جنبۀ شعاری و صوری نباشد و واقعاً اهداف ایشان بیان شود. واقعیت مطلب این است که در اقشار زحمت کش جامعه ما مظلومتر از قشر معلم وجود ندارد. برای اینکه حقوق و درآمد آنها از نصف یک زندگی فقیرانه هم کمتر است. اگر صاحب مسکن نباشد که این حقوق دریافتی آنها کفاف کرایه خانه را هم نمی‌دهد امامان علیهم السلام ما اگر مشکلات داشته اند حداقل مستأجر نبودند در حالی که پستهای زیادی در کشور هست که به بهانههای مختلف حقوقهای کلانی دارند پولهای کلانی به خارج از کشور می‌دهند ولی معلم ها از نظر معیشت در رده پایینی قرار دارند با اینکه اگر به فرهنگ و تعلیم و تربیت اهمیت می‌دهیم اگر آینده کشور ر و آیندگان را می‌خواهیم باید به همین قشری که فرزندانمان را در مدارس تربیت می‌کنند بها بدهیم. هر کسی می‌آید وعده هایی می‌دهد، بر اثر فشارها معلمها تحصن و تجمع می‌کنند اما جز وعده و وعید خبر دیگری نیست. اگر به دنبال فراگیری معارف دینی هم هستیم در همین مدارس می‌توانیم زمینه سازی کنیم و مبانی دینی فرزندان را تقویت و محکم کنیم ان شاء الله مسئولین از خواب غفلت بیدار شوند و در مسئله مهم فرهنگ تعلیم و تربیت واقعاً سرمایه گذاری کنند. [ آثار آقای صالحی نجف آبادی خواندنی است ] این ایام ضمناً مصادف است با درگذشت عالم ربانی دیگر مرحوم آیت‌الله حاج شیخ نعمت الله صالحی که حقیقتاً از علمای زاهد و با تقوا بود. و متأسفانه مورد ظلم واقع شد با اینکه کتب با ارزش ایشان خواندنی است. من کتاب با ارزش «غلوّ» ایشان به بحث خرافات و غلوّ اشاره کردید اخیراً من این کتاب را تا را نخوانده بودم شما

آخر خواندم خیلی با ارزش است. حالا هم غلوّ و خرافات در جامعه دارد رشد پیدا می‌ک .کند، دین امامت امام زمان (عج) جنبه ابزاری پیدا کرده است. مسئله دارد لوث می‌شود جوری می‌شود که کم کم نسل جوان می‌گوید اصلاً پیداست خبری نیست. استفاده ابزاری از اسلام و امام زمان گناه بزرگی است ] یک روز بحث استقبال از ایشان مطرح می‌شود. اینها استفاده ابزاری از اسلام و امام زمان (عج) است و گناه بزرگی است. بارها گفته ام زمان شاه اگر کار خلافی می‌شد به آن رنگ و بوی اسلام نمی‌دادند. حالا چند نفر از آقایان خودشان را اسلام مجس می‌دانند. قانون اساسی فقط ولایت فقیه نیست اصول دیگر و حقوق ملت هم هست ] واقعیت این است که با این جور برخوردها مردم را از دست می‌دهند. باید کاری کرد که دل مردم به دست، آید بیت المال مال این مردم است. این گونه نیست که اختیارش دست چند نفر باشد هرجور بخواهند تصمیم گیری کنند. اگر ولایت فقیه هم در قانون اساسی آمده معنی اش این نیست که یک نفر همه کاره باشد و مابقی مردم اهمیت نداشته باشند در قانون اساسی ما فقط اصل ولایت فقیه نیست، اصول دیگری هم هست مانند اصول مربوط به حقوق ملت آنها را رها کرده اند فقط همین را گرفته اند. و تا چیزی گفته می‌شود می‌گویند مرگ بر ضد ولایت فقیه و آن را چماق کرده اند برای زدن بر سر افراد. ولایت فقیه برای نظارت بود نه خودکامگی ] این ولایت فقیه را ما پر و بال دادیم کتاب درباره اش نوشتیم، ولایت فقیه یعنی فقیه ناظر باشد که احکام اسلامی در کشور اجرا شود نه اینکه یک نفر فعال ما یشاء باشد. پیامبر و حضرت امیر الا هم خودشان را فعال مایشاء نمی‌دانستند. خود

دیدار شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران و ..........

TAY امیرالمؤمنین در خطبهٔ ۲۱۶ فرمودند: «فلا تکفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطیء» یعنی شما از گفتار حق و مشورت عادلانه صرف نظر نکنید. ذاتاً فوق خطا .نیستم حضرت با اینکه معصوماند این گونه حرف می‌زنند و خود را ذاتاً فوق خطا نمی‌دانند. من حبس منتقدان و خدمتگزاران ] حالا جوری شده است که هر کس انتقادی و اشاره ای به آقایان می‌کند فوراً به زندان محکوم می‌شود. از باب مثال حجة الاسلام آقای هادی قابل با سوابق انقلابی اش و خدمت پس از انقلاب، یا آقای عمادالدین باقی که از حقوق زندانیان دفاع می‌کرد - زندانی شده اند. در توصیه به حق از سختی و زندان و مرگ نهراسید ] در هر صورت مشکلات بسیار است ولی با این حال امیدوارم ناامید نشوید، عافیت طلبی و بی تفاوتی پیشه نکنید و به فکر جامعه باشید و صبر و تحمل داشته باشید. سوره والعصر» را بخوانید که انسانهای با ایمان را دارای صبر و تحمل می‌داند و می‌گوید آنها تواصی به حق و صبر می‌کنند. انسان با احساس مسئولیت نباید از مشکلات هراس داشته باشد فوقش زندان می‌کنند یا می‌کشند. یک وقت یکی از بزرگان به من گفت: ائمه در مقابل حکومتها ساکت بودند، گفتم: که اولاً: ساکت نبودند اگر ساکت بودند پس چرا شهیدشان می‌کردند و ثانیاً؛ امام حسین هم جزو ائمه بودند گفت حالا او حسابش جداست. گفتم یعنی امام حسین ال امام نبود؟! در زیارت نامه امام حسین می‌خوانیم: «اشهد انک قد اقمت الصلوة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر پس باید از امام حسین ای الگو گرفت و ایشان را اسوه قرار داد و بی تفاوت نبود و به اندازه قدرت و توان از دین اسلام و حقوق مردم دفاع کرد.

درآمد نفت برای رفع فقر مردم است ] مشکلات اقتصادی مردم هم که اشاره کردید واقعاً مهم است. نفتی که الآن حدود ۱۱۵ دلار است و پیش بینی می‌شود تا ۲۰۰ دلار هم برسد با این حال اقشار بی بضاعت جامعه در زندگیشان بهبودی ایجاد نشده است. این پولها باید برای مردم صرف شود و حداقل زندگیشان را بتوانید تأمین کنید. خداوند کسانی را که دلسوزند و زحمت می‌کشند اجرشان بدهد، رفته گان خاک درجاتشان را عالی کند و به شما هم توفیق و اجر عنایت فرماید و عاقبت همه ما را ختم به خیر نماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دفتر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری

دیدار جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران دانشگاه هنر شهرکرد و کاشان و همچنین جمعی از اقشار مختلف مردم ۱۳۸۷/۳/۹ طی دیدار کوتاه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاههای تهران دانشگاه هنر) ، شهرکرد و کاشان در روز پنج شنبه ۱۳۸۷/۳/۹ با حضرت آیت‌الله العظمی منتظری، ایشان ضمن تشکر از فعالیتهای دانشجویان در دانشگاه ها به ویژه انجمنهای اسلامی دربارهٔ اهمیت کسب علم و دانش فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم [وجوب آموزش علوم] هیچ دینی به اندازۀ اسلام به اهمیت علم اندوزی تصریح ندارد. خدا در قرآن کریم می‌فرماید: «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون در روایات هم آمده است: طلب العلم فریضة علی کل مسلم اینکه می‌فرماید: طلب العلم فریضة هم شامل واجب کفایی است و هم واجب عینی تحصیل برخی علوم واجب کفایی است، چنانچه مردم منطقه ای احتیاج به برخی تخصصها دارند مانند پزشکی که بر همه افراد لازم است تا برآورده شدن نیاز به پزشک به این رشته و تخصص بپردازند. برخی از علوم هم فراگرفتنش واجب عینی است مانند اصول عقاید اخلاق و فقه. بر حسب مراحل سه گانه وجودی انسان. از اهمیت همه که بگذریم علم اخلاق آنقدر اهمیت دارد که پیامبراکرم می‌فرماید: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». متأسفانه امروزه ارزشهای اخلاقی در دانشگاه ها حوزه ها و به ویژه در حوزه سیاست خیلی کمرنگ شده است و

صلی الله علیه مباحث اخلاقی را کوچک می‌شمارند. حال آن که اساس بعثت پیامبر برای اکمال مکارم اخلاق بوده است. طلب علم و دانش در اسلام از نظر، مکان، زمان استاد و شرایط، دارای محدودیت نیست. در اصول کافی آمده است: «لو یعلم الناس ما فی طلب العلم لطلبوه ولو بسفک المهج و خوض اللجج»، یعنی اگر مردم می‌دانستند آنچه را که در تحصیل علم بدست می‌آید آن را طلب می‌کردند هر چند به ریخته شدن خون دلها و فرو رفتن در گردابها باشد. [با تحصیل خود آینده کشور را بیمه کنید ] دانشجویان عزیز که احساس وظیفه می‌کنید و در صحنه های سیاسی و اجتماعی وارد می‌شوید، توجه داشته باشید اگر شما درس نخوانید بی دردها و عافیت طلبها درسها را می‌خوانند و آینده کشور و اسلام را قبضه خواهند کرد و آن وقت دردی از دردهای مردم دوا نمی‌شود. [محرومیت از تحصیل به جرم عقیده ] متأسفانه از گوشه و کنار اخباری هنوز به گوش می‌رسد که مزاحمت برای دانشجویان از لحاظ جلوگیری از تحصیل علم ادامه دارد و به بهانه های مختلف آنها را از آموختن علم باز می‌دارند مثلاً آنها را ستاره دار می‌کنند و این درست نیست که کسی به صرف ابراز عقیده یا مخالفت با برخی افراد از حقوق اجتماعی خود محروم شود. با تحمل مشکلات امر به معروف و نهی از منکر مانع تسلط اشرار شوید ] با همه این مشکلات و گرفتاریها که برای شما ایجاد می‌شود، سفارش من این است که امر به معروف و نهی از منکر را که وظیفه همگانی است فراموش نکنید. بنابر

دیدار جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان و ..........

بر آنچه که امیرالمؤمنین در وصیت خود به امام حسن و امام حسین لالالا فرموده اند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کنید اشرار و بدان شما مسلط می‌شوند و آن وقت هر چه دعا کنید مستجاب نمی‌شود». امر به معروف و نهی از منکر را منحصر ندانید در مسایل جزیی؛ بلکه در مسایل اجتماعی و سیاسی باید هر یک در حد توان خود سکوت نکرده و تواصی به حق و در صورت بروز مشکلات تواصی به صبر نمایید. در پایان این دیدار یکی از دانشجویان درباره علت برکناری ایشان از قائم مقامی رهبری در سال ۱۳۶۸ سؤالی کردند که ایشان فرمودند: در مورد سال ۶۸ همه چیز را نگفته ام ] من از چند ماه قبل از آن اتفاق احساس می‌کردم که برنامه ای در کار است، مطالبی هم هنوز هست که من نخواستم پرده دری کنم ولی از برکناری ام هیچ ناراحتی نداشته و ندارم حتی پدر مرحوم من وقتی خبر کنار رفتن من را شنیده بود سجده شکر بجا آورده بود که مسئولیت از روی دوش من برداشته شده است. اصلاً آدم عاقل سعی می‌کند که کمتر مسئولیت داشته باشد دنیا هم از این بالا و پایینها زیاد دارد. مهم این است که انسان وظیفه اش را انجام دهد تا نزد خدا حجت داشته باشد. همچنین معظم له طی دیدار جمعی از اقشار مردم در روز جمعه ۱۳۸۷/۳/۱۰ با ایشان فرمودند: معارف، اخلاق، فقه و سه مرحله وجودی انسان ] امام باقر می‌فرمایند: «الکمال کل الکمال التفقه فی الدین و الصبر علی النائبة و تقدیر المعیشة» در این حدیث پر محتوا امام باقر بالاترین کمال را یکی فهم دین و

فرورفتن در آن برای درک معارف دین می‌داند تفقه که در این روایت می‌فرماید به این معنی نیست که همگی علم فقه را فراگیرند و فقیه شوند. انسان سه مرحله وجودی دارد عقل و تفکر که با آن مآل اندیشی می‌کند و حیوانات از این نعمت محرومند؛ اصول و معارف مربوط به این مرحله است یعنی اعتقاد به مبداء و معاد، نبوت، ملائکه الهی و...؛ مرحله دیگر مرحلهٔ عواطف غرائز و احساسات است که در این مرحله انسان نوعی تجرد دارد اما این تجرد برزخی است و کامل نیست؛ حیوانها هم این مرحله را دارند برای تنظیم این مرحله وجودی علم اخلاق کاربرد دارد که این علم می‌گوید: عاطفه محبت و غیرت خوب است و خشونت، حسد، بداخلاقی و بی غیرتی ناپسند است؛ و در پی آن مرحله سوم که مربوط به اعضاء و جوارح است آید که عبارت است از حلال و حرام خدا و اوامر و نواهی که علم فقه متصدی است. اما آنچه که در این حدیث به عنوان یکی از کمالات دانسته و می‌فرماید: «التفقه فی الدین» یعنی فرورفتن در فهم دین مربوط به همۀ این سه مرحله است و معنی اش فقه اصطلاحی نیست. می‌آن با کتاب خواندن و افزایش آگاهی خود و فرزندانتان را از دوزخ حفظ کنید ] در این زمانه که جهان را رسانه ها فراگرفته است سایت ها و شبکه های ماهواره ای مختلفی علیه دین تبلیغات می .کنند در مقابل آنها با شعار و خشونت نمی‌توان از دین دفاع کرد بلکه باید مردم اطلاعات و آگاهی های دینی خود را افزایش دهند. سعی کنید کتاب خواندن را جزو کارهای روزانه خود قرار دهید. جوانان و فرزندان خود را تشویق کنید که با کتب علمی و دینی آشنا شوند. در قرآن سفارش شده است که علاوه بر خودتان خانواده خود را هم از آتش دوزخ دور نگه دارید؛ قرآن می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً البته در این راه مواظب باشید نسل امروزی با گذشته تفاوت دارند و نمی‌توان با پرخاش، تنبیه و تندی آنها را تربیت کرد بلکه با عاطفه محبت و مهربانی باید با

دیدار جمعی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان و.... آنها برخورد کرد مادران که دامنشان اوّلین کلاس برای تربیت فرزندان است در این جا نقش مهمی دارند. بنابراین از کتاب و کتاب خوانی غفلت نکنید اگر کسی می‌خواهد کار خیر و باقیات الصالحات انجام دهد بسیار مناسب است که کتاب تهیه کرده در مراکزی مثل مساجد و کتابخانه ها قرار دهد تا اهل مطالعه از این نظر در مضیقه نباشند که این عمل در بالابردن فرهنگ مردم اثر مهمی دارد. [ صبر بر مشکلات از کمالات است ] در فقره دوّم این روایت می‌فرماید: «والصبر علی النائبة یعنی از دیگر کمالات صبر بر مشکلات و گرفتاری هاست. آنقدر صبر و تحمل و سعه صدر داشتن اهمیت دارد که قرآن کریم در مقام صابران می‌فرماید: «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب یعنی به صبر پیشه گان بدون حساب و کتاب اجر داده می‌شود. برنامه ریزی و محاسبه در زندگی ] در سومین فراز می‌فرماید و تقدیر المعیشة انسان باید در امور معیشتی خود اهل اندازه گیری و برنامه ریزی باشد. در زمان گذشته مردم اهل قناعت بودند و در امورات زندگی اهل زیاده روی اسراف و تجمل نبودند و انتظارات خود را پایین می‌آوردند و به همین دلیل زندگی و معیشت را مدیریت می‌کردند. اما گذشته از مردم که باید در معیشت خود اندازه گیری داشته باشند؛ چون اقتصاد ما اکثراً دولتی است و آزاد نیست و دولت در بیشتر شؤون اقتصادی دخالت دارد و متصدی آن است چون مسئولیت معیشت مردم و تنظیم بازار در دست دولت است، پس باید در این باره برنامه ریزی و مآل اندیشی داشته باشد. گاهی مشاهده می‌شود خود دولت عامل گرانفروشی است؛ چنانچه برنج گندم و.... را از خود کشاورزان خریداری کرده و خیلی گران تر به مردم می‌فروشد.

آذوقه مردم با شعار تأمین نمی‌شود ] دولت باید کاری کند که آذوقه مردم تأمین شود تا اقشار ضعیف و کم درآمد صدمه نخورده و بتوانند به راحتی خود و خانواده شان را تأمین کنند. فقط با حرف و شعار، عزل و نصب ها، برنامه نویسی و... امور اقتصادی حل نمی‌شود. حرف و شعار برای مردم مسکن و آذوقه نمی‌شود. اگر هم می‌گویید خشکسالی آمده است برای آن هم باید از قبل برنامه ریزی می‌شد و راه کارهای مقابله با خشکسالی شناسایی می‌گردید تا امروز به راحتی این مشکل حل می‌گشت و مردم در مضیقه قرار نمی‌گرفتند. ان شاءالله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

۱۳۸۷/۳/۱۱ (۶۰) پاسخ به پرسشهای مهندس لطف الله می‌ثمی درباره قانون اساسی و نقش شورای نگهبان در تفسیر آن بسمه تعالی) برادر گرامی جناب آقای آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری سلام علیکم بما صبرتم فنعم موسی عقبی الدار. همان طور که می‌دانید انقلاب شکوهمند توحیدی اسلامی و مردمی ملت ایران در بهمن ۱۳۵۷ به ثمر رسید مرحوم امام خمینی رهبر این انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی سعی بلیغی داشتند تا قانون اساسی جمهوری اسلامی هر چه زودتر تدوین و به آرای عمومی ملت برای تصویب نهایی گذارده شود. با اینکه مجلس خبرگان قانون اساسی ثمره انتخابات طبیعی و دموکراتیک بود و ملت ایران با بسیج فوق العاده در این انتخابات شرکت کردند، با وجود این مرحوم امام اصرار داشتند که ثمره این تلاش ارزشمند و اندیشه ورزی سازمان یافته برای تصویب نهایی به رأی مردم گذاشته شود. در جریان تدوین قانون اساسی با اینکه ۴۵ مجتهد جامع الشرایط و چند مرجع تقلید، بنیانگذار جمهوری اسلامی و اندیشمندان و روشنفکران زیادی این سند قانون اساسی را امضا کردند و مشروعیت مذهبی و عرفی یافت، ولی در جریان تدوین قانون اساسی و تشکیل اولین مجلس شورای ملی (بعداً اسلامی از سوی برخی از علمای دینی زمزمه هایی به گوش رسید که «نیازی به قانون اساسی نداریم و مگر حلال و حرام محمدی تا ابد حلال و حرام نیستند.» و «مگر این

احکام مدون و موجود نیست ..........

از آنجا که امام خمینی هم زمان رهبر انقلاب مرجع سنتی رهبر قانونی و همچنین مردمی و

کاریزما بودند این دسته از علما یارای مخالفت و مقاومت در برابر انقلاب به رهبری امام را نداشتند. از این رو این حرکت شکل دیگری یافت؛ متوسل شدند به احکام اولیه و حتی مقاومت در برابر تصویب قوانین از طریق احکام ثانویه .... تا اینکه در سال ۱۳۶۶ مرحوم امام، ولایت مطلقه یا عامه را مطرح کردند که با تکیه به روح، قرآن حاکمیت مستضعفین بر مستکبرین سیر احکام اولیه ثانویه رایج در رساله ها و آموزشهای جاری را دور زده و حاکمیت و اولویت احکام اجتماعی قرآن بر احکام فردی و فرعی مندرج در رساله ها و فقه مصطلح را مطرح کردند و به نظر می‌رسد شاید در این راستا بود که جایگاهی را برای قانون اساسی و قانونگرایی در اسلام تبیین نمودند. وقتی قانونگرایی تثبیت و سه بار قانون اساسی به رأی مردم گذاشته شد، این دسته از علما مطرح کردند که بالاخره تفسیر قانون اساسی با فقهاست آن هم براساس آموزشهای رایج فقهی مصطلح که مراجع تقلید در این راستا نسبت به آنها مقام علمی بالاتری داشتند. در ادامه مطرح کردند که تک تک مواد قانون اساسی مشروط است به اصل چهارم قانون اساسی و اصل چهارم هم مشروط است به موازین اسلامی موازین اسلامی هم مشروط است به فهم فقهای شورای نگهبان. حال با توجه به اینکه اگر این مقدمات درست باشد خواهشمندیم ما را راهنمایی کرده و در صورت موافقت با پرسشهای زیر درج در نشریه چشم انداز ایران پاسخ دهید. باشد که گامی در جهت احیای قانون اساسی ثمره انقلاب برداشته شود. ۱ - جایگاه قانون اساسی و قانونگرایی با توجه به نمونه قانون اساسی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی) در اسلام چیست؟ ۲ - آیا می‌توان قانون اساسی را در ردیف احکام اجتماعی قرآن که بر احکام فردی اولویت دارد تلقی کرد؟ آیا تفسیر قانون اساسی توسط فقهای محترم شورای نگهبان بایستی روش، چارچوب و آیین نامه ای داشته باشد یا نه، یعنی وفادار به متن قانون اساسی باشد که مشروعیت هم دارد و یا اینکه باید به موازین فقهی و اجتهاد مصطلح ارجاع داده شود؟ با تشکر - لطف الله می‌ثمی

پاسخ به پرسشهای مهندس لطف الله می‌ثمی بسم الله الرحمن الرحیم ایمیل و نامه شما که متضمن چند سؤال در مورد جایگاه قانون اساسی در اسلام و ملاک اسلامی بودن آن و نیز نقش شورای نگهبان در تفسیر قانون اساسی و چارچوب آن بود واصل و ملاحظه شد. ضمن تقدیر از توجه و پیگیری شما نسبت به مسائل مهم و کلیدی کشور یادآور می‌شوم اینجانب نسبت به نقاط قابل تأمل در قانون اساسی مواردی را قبلاً متذکر شده ام که در کتاب «دیدگاهها وجود دارد و نکات گفتنی دیگری هست که فعلا مجال بیان آنها نیست، اما به طور اجمال نسبت به سؤالات فعلی شما چند نکته را متذکر می‌شوم [قانونگزاری تابع مصالح و مفاسد است ] ۱ اصل قانونگزاری و قانونگرایی در جامعه در راستای حفظ نظم آن و استیفای حقوق از بدیهیات عقل عملی و زیر مجموعه های حسن عدالت است که شرایع الهی نسبت به آن حکم تأسیسی و مولوی و خارج از چارچوب فهم همگانی عاقلان ندارند، ولی به لحاظ اینکه از نظر عقل و عقلائی باید تشریع و تدوین هر قانونی مبتنی بر مصالح و مفاسد باشد و از دیدگاه ادیان آسمانی که به هدف سوق دادن انسان از فرش طبیعت و عالم ماده به عرش برین ماوراء طبیعت و گشودن دریچه های عالم معنا از سوی حق تعالی فرو فرستاده شده اند مصالح و مفاسدی که باید ملاک تشریع قوانین باشند منحصر به اموری که زندگی دنیوی انسان را تأمین کند نیست، بلکه باید با توجه به هدف اصلی شرایع وحیانی و تحقق و تأمین نیازهای مادی و معنوی و دنیا و آخرت مورد نظر و سنجش و کشف قرار گیرند و چنین نظر و سنجشی، دیدی تیزبین و فراتر از افق انسان مادی می‌خواهد.

[در موارد تعارض، اصل برشریعت است و در تراحم ملاکات، اصل برمصلحت برتر ] بر این اساس تنظیم قانون و تشریع و گرایش عملی و اجرایی به آن باید بر پایه قوانین شرع و عدم مخالفت با آن صورت پذیرد؛ و در موارد تعارض با آن، جانب شریعت اتخاذ گردد؛ مگر در مواردی خاص که با دید کارشناسان دینی و امور جامعه مصلحتی برتر وجود داشته باشد که در این قبیل موارد که در حقیقت از موارد تزاحم ملاکات احکام اولی و ثانوی دینی می‌باشد با توجه به احکام ثانوی دینی که ناظر به موارد اضطرارند ترجیح با جانب مصلحت اهم و برتر است. عدل امری عقلی و برون دینی است ] و بنابراین اصل قانونگزاری و قانونگرایی امری عقلایی بلکه براساس پذیرش حسن عقلی، عدل امری عقلی و برون دینی است ولی کیفیت تنظیم و مفاد و اجرای آن در جامعه دینی امری درون دینی است که باید بر پایه قواعد شرع تحقق یابد. احکام ثانوی مستلزم ولایت مطلقه نیست ] ۲ قبول احکام ثانوی مستلزم ولایت مطلقه فقیه نمی‌باشد، زیرا تمام فقهائی که ولایت مطلقه فقیه یا اصل ولایت فقیه را قبول ندارند قائل به احکام اولیه و ثانویه می‌باشند، منتها بحث در تشخیص موارد احکام ثانویه است؛ که طبعاً در احکام فردی به عهده خود مکلف است و در احکام اجتماعی که به حاکمیت مربوط است به عهدهٔ اهل خبره مورد قبول حاکمیت و مردم می‌باشد. قانونگزاری در موضوعات احکام امری عرفی و عقلایی است] ۳۔ اکثر اصول قانون اساسی یا قوانین عادی اولاً مستلزم و به معنای تغییر حلال و حرام دین نیست تا خیال شود با حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم

پاسخ به پرسشهای مهندس لطف الله می‌ثمی القیامة» منافات دارد زیرا قانونگزاران در قوانین مذکور درصدد تشریع احکام یا استنباط آنها نبوده اند بلکه درصدد تشخیص و تنقیح موضوعات احکام بوده اند، آن هم موضوعاتی که تعیین آنها و بیان حدود و شرایط و موانع آنها با شارع نمی‌باشد. و نیز درصدد احراز عناوین اولی و ثانوی موضوعات احکام و کیفیت اجراء احکام اولی و ثانوی بوده اند و این گونه امور برعهده شارع مقدس نمی‌باشد و کاملاً عرفی و عقلائی خواهد بود. چگونگی انتخاب مدیران و اداره جامعه خارج از شمول اصل چهارم قانون اساسی است ] ثانیاً: اصل چهارم قانون اساسی به مناسبت حکم و موضوع مربوط به آن اصولی است که در ارتباط با احکام شرع باشد؛ بنابراین اصولی که به چگونگی انتخاب مدیران جامعه یا نحوه اداره جامعه و یا احراز و اجراء احکام شرع مربوط است، موضوعا از این اصل خارج می‌باشند. ثالثاً: ارائه برداشتی از اصل چهارم که موجب بی اثر شدن قانون اساسی گردد، نه مقصود تدوین کنندگان قانون اساسی بوده و نه اکثریت مردمی که به آن رأی مثبت دادند چنین برداشتی داشته اند. نیاز به تائید مجدد قانون اساسی توسط مردم] و در هر صورت چون قانون اساسی مربوط به مدیریت کلان جامعه و تصرف در شئون مختلف آن می‌باشد اکنون که نزدیک به سه دهه از آن می‌گذرد و ترکیب جمعیت به طور غالب تغییر کرده قانون اساسی کشور باید مورد رضایت اکثریت مردم حاضر قرار گیرد. [ تفاوت مبنای نصب و نخب در ولایت فقیه و آثار عملی آن ] ۴ - شما می‌دانید مبنای فقهی اینجانب در مورد ولایت فقیه با مبنای فقهی مشهور

و مرحوم امام در کتب فقهی ایشان تفاوت دارد ایشان ولایت فقیه را از باب نصب می‌دانستند و طبعاً لوازم خاص خودش را خواهد داشت، ولی اینجانب ادله نصب را از نظر ثبوت و اثبات مخدوش می‌دانم که در جلد اول کتاب «ولایة الفقیه» به تفصیل متعرض آن شده ام. بنابر نظریه نخب، مشروعیت ولایت «فقیه جامع الشرایط» موقوف به انتخاب صحیح او توسط مردم و بیعت آنان با او می‌باشد، و قهراً مردم که یک طرف عقد بیعت هستند حق دارند ضمن بیعت و انتخاب، مدت ولایت را محدود و نیز شرائطی را که خلاف شرع نباشد و مصلحت می‌بینند در آن مقرر نمایند؛ و فقیه منتخب نیز شرعاً باید مطابق شرایط مندرج در بیعت عمل نماید. مطابق نظریه نخب همان گونه که اصل نصب به ولایت از نظر دلیل مخدوش است، به طریق اولی دلیل ولایت مطلقه فقیه - به معنای رائج و معمول فعلی نیز مخدوش می‌باشد. و به همین جهت اینجانب در همه پرسی بازنگری قانون اساسی که ولایت مطلقه را به آن اضافه کردند شرکت نکردم و به آن رأی ندادم بنابر این اساس همان گونه که مشروعیت ولایت فقیه جامع الشرایط موقوف به رأی مردم است مشروعیت اجرائی قانون اساسی که ضوابط کلی مدیریت کشور را معین می‌کند نیز بستگی به آراء مردم دارد، زیرا اعمال قانون اساسی در کشور نوعی تصرف در مقدرات مردم و ایجاد محدودیت برای سلطه آن نسبت به نفوس و اموال و کشورشان می‌باشد و تصرف در سلطه دیگران بدون اجازه شارع مقدس و رضایت آنان جایز نیست. البته عدم مخالفت هر یک از اصول قانون اساسی با اسلام توسط خبرگان قانون اساسی که بسیاری از آنان از مجتهدین و اسلام شناسان متعهد بوده اند تضمین شده است و جای تردید نمی‌باشد. ضوابط تفسیر قانون اساسی توسط شورای نگهبان ] -۵ تفسیر اصول قانون اساسی - چنانچه نیاز به تفسیر داشته باشند هر چند مطابق اصل ۹۸ به عهده شورای نگهبان، است اما تفسیر هر متنی ضابطه و قاعده ای دارد؛

پاسخ به پرسشهای مهندس لطف الله می‌ثمی و مهمترین ضابطه و قاعده آن این است که نباید مخالف نص و ظاهر آن متن و فهم اهل لسان از کلمات و لغات و اصطلاحات مندرج در متن باشد، چنان که نباید مخالف اراده و نظر ماتن و قانونگزار و هدف او از تدوین قانون باشد؛ وگرنه موجب نقض غرض خواهد بود. و اگر گفته شود فقهای شورای نگهبان چون منصوب ولایت مطلقه فقیه هستند حق دارند قانون اساسی را مطابق مصلحت زمان تفسیر کنند، باید گفت لازمه این تصور، بطلان قانون اساسی به کلی و عدم نیاز به آن و صوری بودن آن است، در صورتی که مردم هرگز چنین نظری نداشتند و آن را به عنوان میثاق انقلاب تلقی کردند. نظر مرحوم امام نیز چنین نبود ایشان هم در تدوین قانون اساسی و هم در عمل به آن کاملاً جدی بودند و هرگز آن را صوری و ظاهری نمی‌دانستند. بنابراین هر تفسیری که مخالف نص یا ظاهر قانون اساسی و نیز روح آن باشد شرعاً و قانوناً اعتباری ندارد. یکدست بودن و فقدان تضارب آراء سبب تفسیرهای خاص شورای نگهبان ] ۶ به نظر می‌رسد نگرانی که در مورد تفسیرهای خاص شورای نگهبان وجود دارد که عوارض آن از جمله در انتخابات مختلف و اعمال نظارت استصوابی در چند سال گذشته ظاهر شده یکی از علل آن یکدست بودن فقهای شورای نگهبان از نظر دیدگاه فقهی و سیاسی می‌باشد به یقین اگر شورای نگهبان از نظر فقهی و سیاسی یکدست نبود علاوه بر اینکه تضارب آراء و افکار بهتر صورت می‌گرفت مشکلات مربوط نیز به وجود نمی‌آمد و چه بسا مرحوم امام هم تشکیل شورای مصلحت را لازم نمی‌دیدند. در شرایط فعلی و با ساختار کنونی قانون اساسی و صرف نظر از نکات ذکر شده علاج موقت همین است که ترکیب فقهای شورای نگهبان از حالت یکدست بودن و تمایل داشتن به جناح خاص خارج شود تا هم در اثر تضارب آراء و افکار مختلف نتایج مطلوبتری به دست آید و هم پشتوانه مردمی بیشتری داشته باشد؛ و عملاً

بسیاری از این بدبینیها و فاصله ها از بین برود. البته تمایل داشتن به جناح خاص اگر موجب تضییع حقوق انسانها نگردد نافی عدالت آنان نیست ولی عوارض منفی آن برای مدیریت کشور و حفظ حقوق تمام جناحهای سیاسی علاقه مند به نظام جمهوری اسلامی قابل انکار نمی‌باشد. ۱۳۸۷/۳/۱۱ حسینعلی منتظری

اشاره (۶۱) پاسخ به پرسشهای گاهنامه اطلاع» پیرامون تشکیک دربارهٔ کتاب خاطرات معظم له ۱۳۸۷/۵/۱۵ خاطرات حضرت آیت‌الله العظمی منتظری طی سالهای ۷۶ ۷۴ توسط ایشان بیان شده و پس از طی مراحل فنی در سال ۱۳۷۹ برای اولین بار بر روی شبکه اینترنت قرار گرفت. از همان روز انتشار با توجه به اهمیت مطالب طرح شده در کتاب خاطرات و ساختارشکنی حاکم بر آن که بر اساس برخی اسناد و مدارک و ناگفته هایی از زبان معظم له بود تاکنون این کتاب با نقد و نظرهای فراوانی روبرو بوده است و افراد گروه ها نهادها و برخی جراید مخالف، آن پس از آنکه از نقد محتوایی کتاب به زعم خویش فارغ شدند این روزها و به ویژه با تولد برخی نشریات جدید بر آن شده اند که اصل انتساب آن را به آیت‌الله العظمی منتظری مورد خدشه قرار داده و کتاب را ساخته و پرداخته اطرافیان بدانند یا اگر «خاطرات» را منتسب به ایشان بدانند مطالب آن را القاء شده از سوی اطرافیان قلمداد نمایند! گاهنامه اطلاع» در پس این شبهه افکنی ها بر آن شد که علی رغم تأکیدات قبلی ایشان مبنی بر اینکه «خاطرات» از خود ایشان است و کسی هم القاء نکرده است، مجدداً جهت رفع جوسازی های پردامنۀ اخیر این شبهه را مطرح و از ایشان بدون پروا استفسار نماید که این اقدام در نهایت و برخلاف منویات شان این خیر بزرگ را داشت که یکبار دیگر حضرت آیت‌الله منتظری در حیات خویش بر مطالب کتاب صحه بگذارند و بیش از پیش آن را تحکیم نمایند. آنچه در پی می‌آید متن کامل این پرسش و پاسخ است» اطلاع: با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید این اواخر شنیده شده برخی رسانه ها مطرح می‌کنند که خاطراتی که از شما منتشر شده از طرف شما نوشته نشده است بلکه برخی از افراد به اسم شما انجام داده اند.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین در مقابل تاریخ نگاری فرمایشی ] بعضی آقایان دلشان می‌خواهد مثل برخی وقایع نگاران سلاطین، مطابق می‌ل همان پادشاه وقایع را منعکس کنند، حالا حق باشد یا باطل جوری که او خوشش آید. وقایع نگاران معمولاً این جورند. و لذا تاریخ هایی که نویسنده آنها همین وقایع نگاران سلاطین بودهاند صددرصد اعتماد به آنها مشکل است به همین جهت که اینها نوعاً رضایت خاطر همایونی آن شخص را در نظر می‌گرفتند. حالا هم آقایان دلشان می‌خواسته من چنانچه خاطراتی از انقلاب دارم مطابق می‌ل آنها بنویسم و وقایع نگار آقایان باشم در صورتی که آزادانه سؤالاتی از من کردند و جواب دادم و همه اش مربوط به خود من است همان اوّل کتاب خاطرات هم هست اگر کسی مراجعه کند؛ از اوّل گفتم برای اینکه تاریخ تحریف می‌شد اقدام کردم و آنچه در ذهن من بود گفته و نوشته ام. من ادعای عصمت نمی‌کنم کما اینکه دو مورد که تذکر دادند؛ در جوابی که به آقای مصطفی ایزدی دادم آن دو مورد ذکر شده و جزیی بود پس سؤال از من شده و من هم جواب دادم. بعد هم چند مرتبه خودم مراجعه کردم اگر به نظرم جایی اصلاح لازم بوده است انجام دادم و از باب اینکه بعضی چیزها ممکن بود به اشخاص بَرخُورَد، لذا از برخی خاطرات صرف نظر کردم، چنانچه اوّل آن کتاب هم نوشته ام «بخشی از خاطرات». اطلاعاتی را راجع به اشخاص داشتم نخواستم افشاگری کنم آنچه مورد توجه من بود این بود که آنچه واقعیت دارد و مربوط به انقلاب است یادداشت کنم. (۱) ۱ ۔ الف کتاب خاطرات صفحه ۴۰۷، سطر ۱۶ که، رضا حسین نوشته شده بود و تصحیح شد. ب: آخر صفحهٔ ۵۹۰، و جریان نماز پشت سر شده است. آقا که تصحیح

پاسخ به پرسشهای گاهنامه اطلاع» آیت‌الله خمینی از نگاه من ] با اینکه مرحوم آیت‌الله خمینی این اواخر با من خوب برخورد نکرد من هیچ وقت نسبت به ایشان اهانت نکرده ام. البته آقایان دلشان می‌خواهد آقای خمینی را در حد یک امام معصوم برسانند؛ خود آیت‌الله خمینی هم چنین ادعایی نداشت. ایشان مردی بود متدین مجتهد و انقلابی اما معصوم از خطا نبود. آقایان هر که را بخواهند از حواریون ایشان حساب می‌کنند، به عقیده من هیچ کس به اندازه من مربوط به ایشان نبوده است و ارتباط با ایشان نداشته است. من و فرزندم شهید محمد] و تمام خانواده و فرزندانم به انقلاب و ایشان خیلی خدمت کردیم و خدا بود که انقلاب پیروز شود که الحمدلله هم پیروز شد. قصدمان هم آقایان پس [استفاده سیاسی از نام آیت‌الله خمینی ] از آن که آیت‌الله خمینی از دنیا رفته است دارند یک آیت‌الله خمینی درست می‌میکنند که خودشان به برکت ایشان به مقاصدشان برسند با اینکه می‌دانند ایشان دیگر رهبر انقلاب نیست و خواهی نخواهی مرگ همه را فرا می‌گیرد حتی آیت‌الله خمینی را خدا پیامبر را در قرآن خطاب می‌کند که: ﴿إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم می‌تون. بنابراین خاطرات نوشته شده را از من سؤال کردند، من جواب دادم؛ بعداً هم مراجعه کردم اوّل کتاب هم گفته ام برای اینکه تاریخ از تحریف مصون باشد مطالبی را ذکر می‌کنم و پایان آن هم از کسانی که سؤالها را مطرح کردند تشکر کردم. بالاخره هر چه در آن کتاب هست مربوط به اینجانب است؛ منتهی مطابق می‌ل آقایان بسا نباشد و من وقایع نگار آقایان نبودم حتی وقایع نگار آیت‌الله خمینی هم نبودم. به آیت‌الله خمینی علاقه داشتم شاگردش هم بودم، از ایشان استفاده هم کردم، آدم خوبی هم بود اما معصوم نمی‌دانستم آنچه که به نظرم رسید در خاطرات یادداشت کردم و خاطره نویسی تقریباً پس از این خاطرات خیلی گل کرد و خیلی ها

خاطره نویس شدند ولی واقع مطلب این است همان واقعیاتی را که اطلاع داشتم بدون اینکه بخواهم کسی را تحقیر کنم یا اهانت کنم آوردم ] حتی عرض کردم بعضی از چیزها که به نظرم نسبت به اشخاص تند بود بسا من ذکر نکرده ام لذا گفته ام بخشی از خاطرات. تاریخ سازی ها و حذف چهره های کلیدی انقلاب موجب تردید مردم به تاریخ اسلام هم می‌شود ] انقلاب پس تشکیکهایی که آقایان می‌کنند توجه کنند شما دارید قلب واقعیات می‌کنید مردم هم می‌فهمند و کارهایی که شما می‌کنید مثل «مستند روح الله» و امثال آنها اینها چنین نیست که صددرصد به نفع آیت‌الله خمینی باشد. این ها به ضرر اسلام و انقلاب و همچنین آیت‌الله خمینی است؛ برای اینکه چه بسا مردم بگویند شاید نسبت به معصومین هم نکند مثل همین چیزها و روشی است که آقایان دارند نسبت به آیت‌الله خمینی ذکر می‌کنند. جوانها که آیت‌الله خمینی را ندیده اند اما پیرها آیت‌الله خمینی را دیده بودند روابط ما با ایشان را همه می‌دانند همه می‌دانند که من در متن بودم؛ چه بسا حالا می‌خواهند یک داستان را برای کسی بنویسند اسم مرا هم نمی‌نویسند و سانسور می‌کنند؛ مردم که می‌دانند و می‌گویند پس معلوم می‌شود آن داستانهایی که نسبت به ائمه می‌گویند آنها هم همین جوری است و انتخابی السلام است و هر چه خواستند می‌گویند و مطابق می‌لشان تاریخ را می‌گویند. و اینها به ضرر آیت‌الله خمینی و به ضرر اسلام است. من عقیده ام این است که مؤسسه نشر آثار امام باید اعتراض کنند به این جور چیزها و سوء استفاده هایی که از امام می‌کنند. و وسیله قرار دادن ایشان و نام ایشان برای اغراض سیاسی آقایان در حقیقت اهانتی به ایشان است. ایشان را نباید ابزار اغراض سیاسی خودشان قرار دهند و متأسفانه این جوری شده است و الا همه می‌دانند آیت‌الله خمینی هر چه بودند از دنیا رفته اند و دیگران دارند کشور را اداره می‌کنند؛ پس غرضشان این است که نام ایشان را ابزار قرار دهند و

پاسخ به پرسشهای گاهنامه اطلاع» هم به برکت ایشان برای خودشان یک چیزهایی را درست کنند و یک عده را بکوبند. ما الحمدلله از اوّل که در صحنه بودیم بنا نبود اسممان .باشد. هر چه انسان مسئولیت نداشته باشد بهتر است چون پاسخگویی دارد بنابراین من شکر خدا را هم به جا می‌آورم که مسئولیتی در مقابل کارها ندارم ولی مردم قضایا را می‌دانند و این جور که شما مستندسازی می‌کنید مطابق می‌لتان به ضرر هم آیت‌الله خمینی و هم به ضرر اسلام است و مردم نسبت به همه چیز بدبین می‌شوند. اطلاع برخی آقایان می‌گویند خاطرات مال شما است ولی بر اساس حرفهای دروغی بوده که اطرافیان شما به شما گفته اند و شما بر اساس آن اطلاعات اشتباه این حرفها را بیان کرده اید ! سندیت و اعتبار کتاب خاطرات ] اگر همگی کتاب خاطرات را مطالعه کنید عمده اسنادش است. اسناد را که آنها نمی‌توانند حاشا کنند نامه های آیت‌الله خمینی نامه های این جانب، نامه هایی که به افراد نوشته ام اینها را که نمی‌شود حاشا کرد عمده خاطرات هم همین اسنادی است که در آن هست، ۲۵۵ سند است. اینها کدامش دروغ است؟! آقایی گفته بود خاطرات فلانی سرتاپایش دروغ است؟ آیا اینها همه اش افتراء است؟ ۲۵۵ سند است که خیلی هاش خط آیت‌الله خمینی یا دیگران است چه داعی دارند که اینها را دروغ و افتراء و القائات بدانند! من خاطرات و واقعیات و نه القائات را نوشته ام؛ آیت‌الله خمینی هم استادم بوده و استادم بوده و هم به ایشان علاقه داشته و علاقه دارم و ایشان را آدم شجاعی می‌دانستم ولی مصون از خطا نمی‌دانستم خود ایشان هم خودشان را مصون نمی‌دانستند خود آیت‌الله خمینی در وصیت نامه شان گفته اند هر چه به من نسبت دادند یا صدای من باشد یا خط من؛ حال چیزهایی به ایشان نسبت می‌دهند که نه با خط ایشان مناسب است نه صدای ایشان است. عرض کردم ایشان دیگر محل ابتلاء مردم نیستند آنکه محل ابتلاء مردم است آقایان فعلی ] هستند که امام را ابزار سیاسی

خودشان کرده اند و برای خودشان چانه زنی می‌کنند. اطلاع بحثی را از آقای مهدوی کنی مطرح کردند در مصاحبه ای که اخیراً داشته اند و گفته اند: اشکال آقای منتظری این بود که به مقتضای قائم مقام رهبری عمل نمی‌کردند مثلاً امام اعلام کردند نهضت آزادی را راه ندهید و کسی که قائم مقام است بگوید خیر راه بدهید. این تضاد در حکومت ایجاد می‌کند خواستم بدانم استنباط شما درباره قائم مقامی چه بود؟ قائم مقامی، بز اخفش بودن نیست ] اولاً من نخواستم مرا قائم مقام قرار دهند و آقایان می‌دانند خبرگان که مرا قائم مقام قرار داد من خودم به آن اعتراض کردم و نامه ای نوشتم که این کار، کار اشتباهی بوده است. من به هیچ وجه مایل نبودم که مرا به عنوان قائم مقام قرار دهند. ثانیاً من هم بشری بودم که درس خوانده بودم و اطلاعات داشتم. معنی قائم مقامی یعنی بز اخفش و هیچ نگوید گرچه اشتباه در بین باشد؟ اصلاً قائم مقام باید اشتباهات آن رئیس را بگوید برای اینکه نمی‌شود بز اخفش باشد و رئیس هر چه گفت او ساکت باشد. من قائم مقام هستم یعنی نزدیک به رهبر و اگر اشتباهاتی هست باید تذکر بدهم و الاخیانت .است تو که قائم مقامی نزدیک رهبری و تو می‌توانی حرفها را بزنی. امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد وظیفۀ انسان است و من تذکراتی که می‌دادم همه را به نفع اسلام و انقلاب می‌دانستم حالا یک عده آنها را به ضرر خودشان می‌دانستند و قدرت دست آنهاست هر چه می‌خواهند بگویند خُب بگویند! چون واقعیات با این گفته ها از بین نمی‌رود مردم هم واقعیات را می‌فهمند شبی نزد مرحوم امام راجع به آقای شریعتمداری صحبت می‌کردم و گفتم آقا! ۵۰ سال دیگر بالاخره تاریخ قضاوت می‌کند که حاج آقا رضا صدر را که [آیت‌الله شریعتمداری] وصیت کردند بر او نماز بخواند نگذاشتند نماز بخواند. او این ماجرا را نوشته و در دسترس هم هست. توی تاریخ هم هست گرچه ۵۰ سال دیگر،

پاسخ به پرسشهای «گاهنامۀ اطلاع» می‌گویند آقای خمینی به یک مرجع که رقیبش بود حتی نگذاشت نماز بخوانند. این را به ایشان گفتم پس واقعیات را باید گفت آنهایی که انجام نمی‌دهند گناه می‌کنند. :اطلاع به نظر شما خود مرحوم امام خمینی روش شما را می‌پسندید که شما همیشه مؤید نباشید. بالاترین درجه نزدیکی با آیت‌الله خمینی و یادی از شب رحلت آیت‌الله بروجردی و جو آن زمان ] نمی‌دانم در ذهن ایشان چه بوده از اوّل من احتمال نمی‌دادم که خیال کنند من می‌خواهم علیه ایشان کاری انجام دهم من و ایشان به طوری با هم مربوط بودیم که شبی که آیت‌الله بروجردی از دنیا رفت بحرانی بود شب با ایشان نماز مغرب و عشا را در خانه ایشان خواندم و دو سه ساعت با ایشان صحبت کردم، حتی راجع به مرجعیت و مراجع آینده. حتی راجع به آقای حکیم که ایشان گفتند من آقای حکیم را ندیده ام اما اگر مقام علمی ایشان تنها مستمسک العروة الوثقی ] باشد خیلی مهم نیست، اگر علم ایشان در حد این کتاب باشد خیلی مهم نیست. آن شب یک نفر نیامد خانه ایشان را بزند و راجع به مرجعیت از ایشان سؤال کند. فردا صبح رفتم محلهٔ عربستان، قم، خانه آقای گلپایگانی، قبلاً آنجا خانه داشتند، جمعیت آمده بودند با سلام و صلوات ایشان را ببرند فاتحهٔ آقای بروجردی جو این بود، با ایشان من مأنوس و مربوط بودم. ایشان جوری بود که در مجلسی که می‌نشست] خیلی ابهت داشت و همیشه روزهای عید که افرادی دیدن ایشان می‌آمدند همین طور نشسته بود، همه منتظر بودند که من بروم و احیاناً یک شوخی بکنم سپس مجلس خودمانی می‌شد. اینها را همه می‌دانستند و ما نسبت به ایشان خودی حساب می‌شدیم و مطالب را ی.گفتیم هم خود هم خانواده ام به ایشان و انقلاب خدمت کردیم. این آقایانی که حالا ادعا می‌کنند که از حواریون بودند هیچ کدام به اندازه من نزدیک به امام نبودند.

اجازه مصرف وجوهات به آقای رفسنجانی در ایام تبعید به خلخال ] من یادم هست خلخال تبعید بودم روزی لباسهایمان جمع شده بود می‌خواستیم بشوییم. کنار نهر آبی رفتیم. خانواده می‌شست و من آب می‌کشیدم. آقای هاشمی رفسنجانی برای اینکه دسترسی به امام نداشت و می‌خواست وجوهاتی را اجازه بگیرد و در راهی مصرف کند آن راه طولانی را تا خلخال آمده بود و سراغ من را گرفته بود. از راه که رسید گفت: کارت به لباس شویی رسیده است! و خلاصه آمده بود اجازه پولی را بگیرد برای مصرف یعنی در آن زمان] پس از امام من را رهبر انقلاب می‌دانستند. [ تلاش بی حاصل برای حذف آقای منتظری از تاریخ ] حالا بعضی هر چه خواستند گفتند و خواسته اند مرا به طور کلی از صحنه حذف کنند حالا نشده است. از باب مثال در یک مجله ای دیدم کسی گفته است در جامعهٔ مدرسین یک جلسه ۱۱ نفر داشتیم که نام آقای مصباح یزدی و آقای هاشمی رفسنجانی در آن هست. اسم همگی را آورده اند و نوشته اند ۱۱ نفر بوده اند اما ۱۰ نفر را اسم برده اند. با اینکه من هم جزو آن جلسه بودم اسم من را حذف کرده اند. آخر این چه جور برخوردی است. من با این جور چیزها بزرگ نمی‌شوم ولی این سبکی شما را می‌رساند. این قدر سانسور که یک جلسه ۱۱ نفری را که من هم جزوش بودم اسم ۱۰ نفر را می‌آورند و اسم من را حذف می‌کنند. :اطلاع نقدی که بر خاطرات وارد می‌کنند اینکه آقای منتظری با انتشار خاطرات باعث شده است خوراک برای بیگانگان تهیه شود علیه انقلاب و علیه نظام. در دنیای ارتباطات نمی‌شود سر زیر برف کرد] یعنی هیچ حرف حقی را انسان نباید بزند! ما حرف حق زدیم. خود آقای خمینی

پاسخ به پرسشهای «گاهنامۀ اطلاع» در پاریس که بود با رادیوهای خارجی مصاحبه می‌کرد. از من هم بعضی مسائل را سؤال کرده اند من هم جواب داده ام دنیا الآن به هم مربوط شده است یک دهکده جهانی شده است. حرفها منعکس می‌شود من هم نگویم دیگری می‌گوید. این برخوردهایی که آقایان دارند و خیال می‌کنند سرمان را زیر برف کردیم دیگر کسی ما را نمی‌بیند اشتباه می‌کنند (۱) تمام حوادث که در ایران می‌گذرد مثل بازداشتهای بی جا منعکس می‌شود کسی آمده مطالبی را گفته است راجع به افرادی، نباید بازداشتش کرد بلکه آن مسائل را باید جبران کرد نه اینکه یک عده دیگر را بازداشت کنیم که چرا این حرفها را گفته اید و واقعیات را گفته اید دنیا به هم مربوط است. رادیو، تلویزیون، اینترنت و ماهواره هست آقایان خیال کردند سر زیر برف کرده اند دیگر کسی آنها را نمی‌بیند. از من هم یک واقعیاتی را سؤال کردند من هم جواب گفته ام. :اطلاع در ایام ۱۳ رجب .هستیم احساس شما از سخنرانی ۱۳ رجب) (آبان ماه ۱۳۷۶) چیست؟ سخنرانی ۱۳ رجب افتخار من است ] سخنرانی ۱۳ رجب مطالب حقی بود که گفته ام و آقایان برخورد بدی کردند. آن سخنرانی از افتخارات من است. آقایان مایلند مطابق می‌ل آنها وقایع منعکس شود و تاریخ را بیان کنند. همیشه این جوری بوده است. آقایان می‌گویند چرا این جوری شده است و یک واقعیاتی که خلاف می‌ل ماست منعکس شده است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۷/۵/۱۵ دفتر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری ۱ کنایه از این ضرب المثل است که می‌گویند کبک در زمستان برای فرار از صیاد سر خود را زیر برف می‌کند با این خیال که وقتی او کسی را نمی‌بیند لابد دیگران هم او را نمی‌بینند و به این ترتیب کبک به آسانی شکار و قربانی می‌شود.

۱۳۸۷/۶/۲۸ (۶۲) دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در آستانه سال تحصیلی و در ابتدای دوره جدید فعالیت این شورا با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار کردند. در این دیدار ابتدا اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم گزارشی از وضعیت دانشگاهها ارائه کردند و نسبت به فضای حاکم بر دانشگاهها و کشور شدیدا انتقاد کرده و ابراز داشتند: اواخر سال تحصیلی گذشته ما شاهد اعتراضات صنفی دانشجویان در چند دانشگاه بودیم. در دانشگاه زنجان دانشجویان نسبت به سوء استفاده معاون دانشجویی آن دانشگاه از قدرت و جایگاه خویش جهت ارتکاب اعمال منافی عفت در محیط دانشگاه اعتراضات چند هزار نفری در چند روز متوالی داشتند. در نهایت مسئولین دانشگاه ضمن پذیرش این اشتباه و عذرخواهی از دانشجویان به آنها قول دادند به این امر رسیدگی کنند و با هیچ یک از معترضین برخوردی صورت نگیرد. اما پس از تعطیلی دانشگاهها همان مسئولین خلف وعده کردند و ۵ نفر از دانشجویان را در این رابطه بازداشت کردند دانشجویان زیادی را به کمیته انضباطی فرا خواندند و سعی کردند را به کلی وارونه جلوه داده و دانشجویان بیگناه را مقصر قلمداد کنند اعضای دفتر تحکیم در ادامه ضمن اعتراض به ستاره دار کردن دانشجویان و بازنشستگی اجباری و گسترده اساتید مجرب، به وضعیت سایر دانشگاهها اشاره کرده و گفتند: دانشگاه در تربیت معلم نیز ما شاهد وضعیت مشابهی بودیم دانشجویان نسبت به مشکلات صنفی اعتراضاتی داشتند و در نهایت مسئولین دانشگاه با مطالبات دانشجویان موافقت کرده و قول دادند که با هیچ یک از معترضین برخوردی صورت نگیرد ولی باز در تابستان بیش از ۱۰ نفر از دانشجویان به دادگاه انقلاب احضار شدند، چندین نفر آنها بازداشت شدند و احکام سنگین محرومیت از تحصیل مسأله

دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ۳۱۳۵ توسط کمیته انضباطی به صورت غیابی برای آنها صادر شد. در دانشگاه سهند تبریز هم ما شاهد چنین وضعیتی بودیم. همچنین از ابتدای تابستان جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه تبریز بازداشت شده اند که همچنان در زندان به سر می‌برند. دانشجویان همچنین به مسائل جاری کشور و سوء مدیریتی که کل کشور را فرا گرفته پرداختند و ۶ خاطرنشان کردند: «متأسفانه در اثر سوء مدیریت گسترده مسئولین نابسامانی های فراوانی کشور را فرا گرفته است. در کنار تمام مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... آنچه بیش از همه مایه تاسف است فضای غیر اخلاقی است که حاکمیت ما دچار آن شده و جامعه را نیز با خود به سمت این فضا سوق می‌دهد. در حال حاضر برای سرکوب دانشجویان تنها به ابزارهایی چون محرومیت از تحصیل، بازداشت احکام سنگین قضایی و ... بسنده نمی‌کنند بلکه دست به سناریوسازی می‌زنند و با دست آویز قرار دادن مقدسات و مراجع سعی می‌کنند با القائات رسانه ای و فشار و اذیت و آزار، دانشجویان را متهم به لاقیدی کنند. همین افراد وقتی منافع فردی و باندی شان اقتضا کند تندترین توهینها را به مراجع می‌کنند و از کسی صدایی هم بلند نمی‌شود. نه از کفن پوشان خبری می‌شود و نه از مومنین دو آتشه ای که خونشان به جوش بیاید و رگ غیرتشان بالا بزند.» ۶ دعوت دانشجویان به امر به معروف و نهی از منکر و استقامت در برابر مشکلات ] آیت‌الله منتظری پس از استماع سخنان دانشجویان در سخنان کوتاهی ضمن تبریک به اعضای جدید شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، آنها را به صبر و استقامت در برابر مشکلات و دشواریها توصیه کردند. ایشان همچنین وضعیت فعلی کشور را نامناسب توصیف کردند و ضمن انتقاد از کارهای نادرست مسئولین دانشجویان را به امر به معروف و نهی از منکر در این زمینه فراخواندند. سپس آیت‌الله منتظری به حدیثی از حضرت علی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر اشاره کردند و گفتند: «وضعیت فعلی کشور اصلاً خوب نیست و باید

تلاش کنیم وضعیت بهتر از این بشود. حضرت علی می‌فرماید اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید بدان بر شما مسلط می‌شوند و هر چه دعا کنید خدا دعای شما را مستجاب نمی.کند شما را به امر به معروف و نهی از منکر و همچنین صبر و استقامت در برابر مشکلات دعوت می‌کنم تمام افراد باید به اندازه وسع و توان خود تلاش و کوشش کنند، حتی اگر این تلاشها به نتیجه نرسد. ما باید تلاش خود را بکنیم، اگر به نتیجه نرسید تکلیف از گردن ما ساقط است.» دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۷/۶/۳۰ (۶۳) دیدار اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در قم با حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار که آقای مهندس بهزاد نبوی نیز حضور داشت ابتدا آقای محمد سلامتی ضمن ارائه گزارشی از کنگره اخیر این سازمان گفت: سازمان تصمیم بر این دارد که با جدیت در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت کرده و از آقای خاتمی حمایت نماید. سپس حضرت آیت‌الله منتظری فرمودند: توافق اصلاح طلبان بر نامزد واحد و اتمام حجت با رهبری ] اولاً در مورد اینکه چه کسی کاندیدا شود و شما از چه کسی حمایت می‌میکنید من نظری ندارم؛ ولی مسأله ای که لازم است رعایت شود اینکه حتماً اصلاح طلبان یک کاندیدای واحد داشته باشند و روی یک نفر توافق نمایند. ثانیاً هر کس که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد باید با مقام رهبری اتمام حجت کند که چون مردم به او مسئولیت داده اند باید مطابق آن اختیار هم داشته باشد و بتواند کابینه خود را هماهنگ انتخاب کند تا در اجرای امور موفق باشد نه اینکه افراد کابینه و یا استاندارها و دیگر امور به او تحمیل شود. وظیفه ولی فقیه نظارت است نه دخالت ] مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانی می‌فرماید: فقیه بما انه فقیه متصدی فقه

است و نه چیز دیگر ولی فقیه باید نظارت کند که در قوه مقننه قانون خلاف اسلام تصویب نشود مسئولین اجرایی خلاف اسلام کاری نکنند و قوه قضائیه خلاف اسلام قضاوتی نکند نه اینکه در همه امور سیاسی و اقتصادی و غیره دخالت مستقیم کند. در پایان حضرت آیت‌الله منتظری از حاضرین تشکر کردند که در امور سیاسی و اجتماعی جامعه دخالت می‌کنند و نسبت به تحولات و سرنوشت جامعه بی تفاوت نیستند و در واقع امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند و زحمت آن را به جان می‌خرند. مدارا با اهل سنت و دوری از تفرقه ] پس از آن یکی از حاضرین از بعضی گویندگان مذهبی انتقاد کردند که مطالبی وحدت شکن در سخنرانی مطرح می‌کنند و برادران اهل سنت را رنجیده خاطر می‌نمایند. صَلَّی اللَّهُ علیهِ آیت‌الله منتظری در این مورد فرمودند: سیره پیغمبراکرم بر این بود که تمامی مسلمین را تحمل می‌فرمودند و تا آخر عمر شریف خود با تمامی اصحاب مدارا و کار می‌کردند و با تمام توجه و علاقه ای که به حضرت علی داشتند، دیگران را هم مورد لطف و محبت قرار می‌دادند. اینجانب از این مسأله ای که اشاره کردید نسبت به برادران اهل سنت مطرح شده است بسیار ناراحت شدم و امیدوارم گویندگان این گونه مطالب مصالح اسلام و مسلمین را در نظر داشته باشند و از تکرار و مطرح کردن چنین سخنان تفرقه افکن پرهیز نمایند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دفتر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۷/۷/۱۱ (۶۴) گزارش برگزاری نماز عید سعید فطر بسمه تعالی امسال نیز چون سالهای گذشته دفتر آیت‌الله العظمی منتظری شاهد صفوف به هم فشرده مردمی بود که پس از یک ماه عبادت و بندگی آمده بودند که نماز عید فطر را به امامت معظم له اقامه کنند. واله وسلم ایشان پس از اقامه نماز به ایراد خطبه پرداختند و در خطبهٔ اوّل نماز ضمن قرائت آیات و را و روایاتی دربارۀ فلسفۀ روزه و روزه داری تقوا و پرهیز از گناه را فلسفه اساسی روزه ذکر کردند و ضمن تبیین معنا و مفهوم تقوا آن را پرواداشتن و خودداری از انجام گناهان دانستند که بایستی انسان اعضاء و جوارح خویش را در اختیار و کنترل عقل و شرع قرار دهد. آیت‌الله العظمی منتظری همچنین ضمن قرائت روایتی از پیامبراکرم و پرهیز از گناه «زبان»، «شکم» و «شهوت را باعث جلوگیری از افتادن در ورطهٔ گناه و سقوط ارزشهای انسانی برشمردند و ضمن آن بدترین گناه در ماه مبارک رمضان را دروغ بستن به خدا و پیامبر دانسته و به حدیثی اشاره کردند که پیامبر می‌فرماید روزگاری فرا خواهد رسید که مطالب کذبی به من نسبت داده خواهد شد. آیت‌الله منتظری در خطبه دوم نماز پس از سفارش مجدد به رعایت تقوا و پرهیزکاری پس از قرائت سوره والعصر فرمودند در این سوره خداوند به عصر و زمانه یا تاریخ قسم می‌خورد که نشان از اهمیت لحظه لحظه آن است و می‌فرماید تمامی انسانها در خسران و زیان هستند و عمر و زمان را با خسارت سپری می‌کنند،

سپس مگر آنان که به واقعیات جهان هستی یعنی خدا و وسائط فیض و قیامت ایمان آورند. انسان که از نظر اعتقادی به باور رسید در پی آن بایستی عمل صالح انجام دهد و همچنین مؤمنین باید یکدیگر را تواصی و سفارش به حق نمایند یعنی تمام مردم جامعه امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه عملی کنند و کسی از این واجب مهم شانه خالی نکند ممکن است در این راه مشکلاتی برای انسان پدید آید؛ مثلاً پرونده سازی کنند یا زندانی شود یا مشکلات دیگر برای همین در ادامه می‌فرماید: و تواصوا بالصبر و یکدیگر را سفارش به صبر و تحمل در مقابل مشکلات و موانع کنند ترک، انتقاد اشرار را مسلط می‌کند ] ایشان در ادامه ضمن تأکید بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر آن را منحصر به امور جزیی و پیش پا افتاده در جامعه ندانسته، تذکر و انتقاد از حاکمان را مهم ترین مصداق این واجب الهی ذکر کردند و در این باره :گفتند حضرت علی در وصایای پایانی خود می‌فرمایند: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، ممکن است شما سؤال کنید که اگر ترک کنیم چه تأثیری دارد؟ حضرت در پاسخ می‌فرماید: که اثر طبیعی اش این است که اشرار و بدان بر شما مسلط می‌شوند و هر چقدر شما به درگاه الهی دعا کنید دعاهایتان مستجاب نمی‌شود همچنین از رسول خدا نقل شده که فرموده اند: «کما تکونوا یولّی علیکم یعنی همان گونه که باشید بر شما حکومت می‌کنند یعنی تا شما وظایف خود را به خوبی انجام ندهید و خود را عوض نکنید دیگران از این موقعیت استفاده کرده و بر شما مسلط شما مسلط می‌شوند. سکوت و تملق در برابر منکرات حکومتی گناه است ] آیت‌الله العظمی منتظری در ادامه ضمن انتقاد از کسانی که فقط ستایشگر مسئولان و حاکمان هستند، سکوت آنان در مقابل منکراتی که انجام می‌گیرد را گناهی

گزارش برگزاری نماز عید سعید فطر ۵ ۳۱۹ بزرگ برشمرد و پس از اشاره به شعارهای اولیه انقلاب چون استقلال آزادی و جمهوری اسلامی که مردم بر این اساس جان فشانی می‌کردند آزادی را یکی از مهم ترین خواستههای مردم در انقلاب ذکر کردند و ضمن اشاره به سخنان رئیس جمهوری در آمریکا که مدعی شده بود آزادی در ایران بیشتر از همه جای دنیا وجود دارد گفتند غصب حسینیه و اموال شخصی و ادعای آزادی ] چرا شعارهای شما با عمل کردتان در داخل مناسبت، ندارد از سویی آنجا ایران را آزادترین کشور دنیا می‌دانید اما در کشور ما آزادیهای مشروع و قانونی را سلب می‌کنید از باب نمونه شما مردم امروز از نظر جا و مکان در این محل در مضیقه هستید در حالی که بیش از ده سال است درب حسینیه شهدا که مکان تدریس آل محمد و سوگواری آن بزرگواران بود توسط مسئولان پلمب شده است. صلی الله علیه فقه خوب است بدانید که حتی یک ریال از بودجه این حسینیه از وجوهات شرعیه یا دولتی پرداخت نشده و پول آن کاملاً شخصی است. وقتی با من که همه می‌د می‌دانند در انقلاب نقش بسزایی داشتم این گونه برخورد می‌شود و اماکن ما غصب می‌شود و گفته های ما سانسور می‌شود وای به حال مردم عادی اگر آقایان از این موضوع خبر دارند و دم از آزادی می‌زنند که واویلا و اگر اطلاع ندارند وا اسفا. ما دعا می‌کنیم که خداوند به مسئولان و حاکمان عقل و درایت عنایت کند و آنچه می‌گویند و انجام می‌دهند همراه با عقل و درایت باشد خداوند گرفتاری گرفتاران را برطرف گرداند. ملتمسین دعا را حاجت روا فرماید و باران رحمت خودش را بر ما نازل نماید طاعات و عبادات ناچیز ما را در این ماه مورد قبول درگاهش قرار دهد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۷/۷/۱۱ دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

۱۳۸۷/۷/۱۴ (۶۵) دیدار اعضای مجمع نیروهای خط امام اعضای سازمان جوانان و دانشجویان و شاخه تهران آن مجمع در قم با آیت‌الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. در ابتدای این دیدار جوانان خط امام به بیان مطالب و دغدغه خاطرهای خود پرداختند و نگرانی خود از برخی معضلات سیاسی و اجتماعی را برشمردند. لزوم انجام کار تشکیلاتی و پرهیز از افراط و تندروی ] سپس آیت‌الله منتظری ضمن تشکر از آنان به دلیل حساسیتی که درباره مسایل روز جامعه دارند از آنها خواستند در عین فعالیت و تلاش جهت رفع نقایص، پرهیز از افراط و تندروی در تمام عرصه ها را ضروری شمردند. ایشان ضمن اینکه تصریح کردند: «بروید و کار تشکیلاتی کنید»، بر لزوم انسجام فکری و تشکیلاتی جوانان مسلمان و سیاسی تأکید کرده و فرمودند: امروز وضعیت به گونه ای است که فعالیت فردی و پراکنده بازده مناسبی در جامعه ندارد و باید با برنامه و تشکیلات منسجم به فعالیت در جامعه روی آورد. مبانی فقهی تشکیل حزب ] ایشان مبنای فقهی تشکیل حزب را از باب مقدمهٔ واجب یعنی امر به معروف و نهی از منکر دانسته و فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر از واجبات الهی است که متأسفانه در جامعه ما فقط منحصر به امور جزیی از جمله چند تار موی یک خانم شده

دیدار اعضای مجمع نیروهای خط امام است که از زیر روسری اش بیرون آمده حال آن که بدترین منکرات در جامعه، چون ظلم تعدی تضییع حقوق شهروندان و سلب آزادیها رواج می‌یابد و کسی هم از این بدیها و منکرات نهی نمی‌کند. خالی شدن عرصه از منتقدان بدان را حاکم می‌کند ] به ایشان در این باره به وصیت امام علی اشاره کردند که می‌فرمایند: امر معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کنید بدان و اشرار بر شما مسلط خواهند شد. ایشان علت تسلط بدها را خالی شدن عرصه از حضور مردم و منتقدان دانستند که دیگران از این عرصه خالی سوء استفاده کرده و بر مردم حاکم خواهند شد و به بیان امام علی در اینجا دیگر دعا و استغاثه فایده ای ندارد برای اینکه خود ما از انجام وظیفه شانه خالی کردیم و به وظیفه خود عمل نکردیم. هم استفاده از حداقل امکانات برای آگاهی دادن به جامعه ] ایشان وجود مشکلات و موانع و همچنین نبود وسایل ارتباطی میان نیروهای دلسوز جامعه با مردم را مانع از انجام رسالت آنان ندانسته فرمودند: باید از حداقل های موجود استفاده برده و جامعه را آگاه ساخت که اگر جامعه به رشد فکری رسید مسائل کلان آن قابل حل خواهد بود. مشکلات مانع حقگویی نشود ] آیت‌الله منتظری ترویج نفاق و نفاق پروری، ثناگویی و دین گریزی در میان جوانان را از مهمترین تهدیدها و آسیبهای اجتماعی ذکر و فرمودند: انسان مسلمان باید با توکل بر خدا با حریت و آزادگی و بدون تنش و بحران سازی حرف خود را بزند و در راه انجام وظیفه از افتادن در ورطهٔ روزمرگی و بی تفاوتی پرهیز کرده و مشکلات، مانع حق طلبی و حق گویی نشود؛ چرا که خداوند در سورۀ «والعصر» پس

از ایمان عمل صالح و توصیه به حق توصیه به صبر پایداری و بردباری را از اوصاف انسان های با ایمان می‌داند. آیت‌الله منتظری انقلاب را حاصل، مبارزات شکنجه ها شهادت طلبی و تلاش تمامی اقشار مردم دانستند و حفظ آن را در گرو اصلاح امور و رفع ضعفها و ناکارآمدیها دانسته و در پایان مجدداً از دل مشغولی جوانان خط امام درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور تقدیر کردند و برای موفقیت آنان در تمام عرصه ها دعا کردند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دفتر آیت‌الله العظمی منتظری

مصاحبه روزنامۀ «ماینیچی» ژاپن به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامت برکاته ۱۳۸۷/۷/۲۶ با آرزوی قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی و آرزوی سلامتی و طول عمر و ابراز تشکر و قدردانی از پذیرش سؤالات این روزنامه با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ایران به زودی سیامین سالگی خود را جشن خواهد گرفت روزنامه ماینیچی ژاپن قصد دارد به مناسبت سی سالگی انقلاب اسلامی ایران مجموعه مصاحبه هایی را با شخصیتهای طراز اول کشور به انجام برساند با توجه به نقش و جایگاه حضرتعالی در به ثمر رسیدن انقلاب و رویدادهای بعد از آن اگر اجازه بفرمایید گزارش اول در این زمینه را با مصاحبه حضرتعالی در روزنامه درج کنیم. با تشکر فراوان مدیر دفتر روزنامه ماینیچی تاکایوکی کاسوگا سؤال ۱ - حضر تعالی در کتاب خاطرات خود ذکر کردید که من همیشه زندان بانها و مسئولین زندان را از برخورد غیر اسلامی با زندانیان برحذر می‌داشتم من به زندانها نماینده می‌فرستادم که زندانها را بازرسی کنند که اخلاق اسلامی در آنها رعایت شود و به زندانیان ظلم نشود و حقوق آنها پایمال نگردد، درست است که یک کسی زندانی ما شده ولی نباید به او ظلم بشود هر چند به قول آقایان - از منافقین باشد، آقایان انصاری نجف آبادی و محمدی یزدی مدتها نماینده من در زندانها بودند و به شکایات زندانیان رسیدگی می‌کردند؛ خلاصه من با تندرویها مخالف بودم نسبت به هر کسی که می‌خواست باشد؛ حتی