کتابها ‹ دیدگاهها - جلد اول ‹ بخش ۱۰
دیدگاهها - جلد اول
بخش ۱۰ از ۱۸و آزادی از مردم سلب میشد چون خود مسؤولین برای هر منطقه کسانی را محرمانه مشخص میکردند و آرای مردم را باطل مینمودند این اصل تصویب شد تا اینکه شورای نگهبان جلوی این دخالتهای ناروا را بگیرد نه اینکه خود شورای نگهبان در بین کاندیداها افراد خاصی را انتخاب نماید و مردم مجبور باشند به خصوص آنان رأی بدهند. و در حقیقت انتخابات دو مرحله ای شود و لذا تعبیر نظارت بر انتخابات در متن اصل است نه نظارت بر کاندیداها و کم و زیادکردن و بالا و پایین بردن آنان. این عمل آقایان یک نحو قیمومت بر ملت و اهانت به آنان تلقی میشود، ملت خودشان نوعاً هم مسلمانند و هم رشد دارند و هم نسبت به کاندیداهای محلّ چون نوعاً اهل محل میباشند شناخت بیشتری دارند و اگر از باب فرض یکی دو مورد هم بر اثر اشتباه افراد نامناسب به مجلس راه یابند چون در اقلیت میباشند کاری از آنان ساخته نیست؛ و این امر بهتر است از اینکه اصل انتخابات را با دخالتهای ناروا به طور کلی لکه دار نماییم. چرا و چگونه حکومت برآمده از انقلاب اسلامی به بیراهه رفت؟] س - بسیاری از مردم در زندانها اعدام شدهاند همانگونه که جنابعالی در خاطرات خودتان گفته اید و یا روشنفکران به قتل رسیده اند) در اواخر سال ۱۹۹۸ که این کار به دست عوامل وزارت اطلاعات انجام گرفت؛ بسیاری دیگر به زندان افتادند؛ روزنامه ها بسته شدند (به نام اسلام؛ بسیاری از روحانیون عالی رتبه در این ارتباط گرفتار شده اند. در این ارتباط سؤال میشود الف آیا قدرت بخشی از روحانیون را فاسد نکرده است؟ ب آیا جمهوری اسلامی به همه خونهای ریخته شده میارزد؟ جواب اینجانب برخلاف بسیاری از آقایان که معتقدند در مسائل سیاسی باید به روش دیپلماسی و غیر صریح برخورد نمود - آنچه را درک میکنم به طور صریح و شفاف بیان میکنم البته ادعای عصمت یا نبوغ نیز نمیکنم و ممکن است در برخی مسائل اشتباه کنم همه به یاد داریم که یکی از شعارهای اصیل ملت ایران در آغاز انقلاب کلمه «آزادی» بود و واضح است که هدف اظهار مخالفت با بگیر و ببندها و
پاسخ به پرسشهای روزنامه داچ ۵۳۸۳ پرونده سازیهای رژیم سابق بود که تحمل شنیدن انتقاد و اعتراض را نداشتند و مخالفین فکری خود را با سرکوب و زندان پاسخ میدادند؛ و آیتالله خمینی نیز در مصاحبه ها و سخنرانیها و عده آزادی همه طبقات را میداد و از بازداشتها و زندانها به ویژه نسبت به علما و روحانیین و آزادی خواهان شدیداً انتقاد میکردند؛ و در روز ورود به ایران در بهشت زهرا فرمودند: «شاه قبرستانها را آباد کرد. و با شناختی که نوع مردم و از جمله اینجانب از ایشان داشتیم ایشان با بازداشتها و ترور و محاکمات و اعدامهای بی رویه جداً مخالف بودند و هیچگاه حاضر نبودند کسی به بهانه مخالفت با ایشان یا اهانت به ایشان بازداشت یا زندانی شود و نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی، و طبقات مختلف مردم علاقه مند و مخلص بودند. ولی انقلاب اسلامی هنگامی به پیروزی رسید که نه ایشان و طرفداران ایشان تجربه حکومت داشتند و نه موازین و مقررات حکومت دینی متناسب با زمان و شرایط جهان تبیین شده بود نه به متصدیان گذشته اعتماد داشتند و نه خود کادر مجهزی را در رشته های مورد نیاز تربیت کرده بودند از باب نمونه حداقل به هزار قاضی مجتهد عادل عاقل کار آزموده دلسوز و مهربان نیاز داشتیم که ده نفر واجد شرایط نیز نداشتیم و در این میان کسانی کارها را در دست گرفتند که هر چند مسلمان و دارای روحیه انقلابی بودند ولی به موازین اسلامی و حقوق انسانها آشنا نبودند و بسا در بسیاری از دلها عقدههای فراوانی نسبت به متصدیان سابق وجود داشت و از طرف دیگر گروههای فرصت طلب و طالب مقام با عضوگیریهای سریع وارد میدان عمل شدند و برای قبضه نمودن قدرت دست به تندرویها و فعالیتهای مسلحانه زدند و طبعاً زمینه ساز عکس العمل افراد ناآزموده و قضات ناوارد احساساتی شدند، و شخص آیتالله خمینی هر چند مرد پاک و مخلصی بودند لیکن بر همه امور و جزئیات اشراف نداشتند و بسا با گزارشهای ضد و نقیض مواجه میشدند، و در اواخر جداً مریض بودند و دیگران بیت ایشان را اداره میکردند و همه این امور موجب بروز ضایعات فراوانی شد. و بالاخره حکومت اسلامی ساده مبتنی بر اقامه قسط و عدل و احقاق حقوق همه طبقات جامعه و عفو و گذشت عملاً از مسیر اصلی خود منحرف شد و متأسفانه همان
روش غلط الگو شده و هنوز ادامه دارد؛ که البته گناه این انحرافات را نباید به حساب اسلام یا اصل ولایت فقیه گذاشت بلکه به حساب عدم تجربه و عدم تربیت کادر لازم و جهالت ها و سوء مدیریتها و انحصار طلبیها و فرصت طلبی ها و عدم مشورت در امور و احاله کارهای مهم به افراد ناوارد تازه کار باید گذاشت. صدور اشتباه و انحراف از مسیر حق از انسانهای غیر معصوم غیر متخصص در جهان بسیار اتفاق افتاده است ولی با تذکر دادن نخبگان و عقلای قوم متصدیان امور تجدید نظر میکنند و گذشته ها را جبران مینمایند و برنامههای خویش را اصلاح میکنند. لیکن آنچه در ایران ما مایه تأسف است اصرار متصدیان امور بر همان روشهای غلط سابق و عدم تجدید نظر در برنامه ها و سرکوب نخبگان و تذکردهندگان است؛ به گمان اینکه چند نفر عقل کل میباشند و دیگران همه سفها و نیازمند به قیم. س تجاوز بی سابقه به حریم روحانیت و مرجعیت در حکومت اسلامی ] ۴- بعضی از روحانیون عالی رتبه مثل حضرتعالی در حصر خانگی هستند، اشخاص دیگری در زندان هستند آیا اینگونه اعمال که به وسیله دیگر روحانیون انجام میشود با احترامی که از نظر اسلام باید به علما گذاشت منافات ندارد؟ حافظ جواب: روحانیت و مرجعیت شیعه در ادوار مختلف تاریخ دارای استقلال و حریم اسلام و مذهب و مصالح ملت و پناهگاه محرومین و مظلومین بوده است و در برابر هجوم قدرتهای خارجی و استعماری از استقلال کشور دفاع میکرده اند؛ ولی متأسفانه این دژ محکم به بهانه حمایت از حکومت اسلامی شکسته شد و هنوز هم ادامه دارد. عظمت و شوکت هر کشور به فرهنگ و دانش آن کشور وابسته است و مظهر فرهنگ کشور ما حوزه های علمیه و دانشگاهها و مطبوعات آزاد میباشد که به وسیله ایادی یک جناح از حاکمیت و افراد فریب خورده وابسته به آنها مورد تجاوز و هتک قرار گرفت. اگر دشمنان اسلام و روحانیت برای شکستن حریم حوزه های علمیه و قداست روحانیت و مرجعیت شیعه میلیاردها تومان خرج میکردند نمیتوانستند اینگونه عمل کنند که به دست آقایان انجام شده و میشود.
پاسخ به پرسشهای روزنامه داچ ۱۳۸۵ خطرات پخش «خاطرات» ] س ۵- جنابعالی خیلی صریح اللهجه و تأثیرگذار هستید، لذا برای محافظه کاران خطرناک میباشید. چاپ خاطرات شما در اینترنت حتماً آنها را عصبانی کرده است. آیا شما نمیترسید که نیروهای محافظه کار باکشتن حضرتعالی شما را خاموش کنند؟ جواب شخص مسلمان به ویژه اهل علم وظیفه دارد در برابر آنچه در جامعه میگذرد بی تفاوت نباشد و ارشاد جاهل و امر به معروف و نهی از منکر وظیفه انسانی و الهی همگان است و زندگی و مرگ انسانها به دست خداست ما پیروان حضرت سیدالشهداء امام حسین میباشیم که خود و اولاد و یاران خویش را در راه تقویت اسلام و امر به معروف و نهی از منکر فدا نمود. س حرکت قسری در برابر مطالبات مردم دوام ندارد ] ۶- رئیس جمهور خاتمی در این اواخر هشدار داده است که سختیهای غیر معقول، خطر اصلی برای انقلاب و جمهوری اسلامی است. او از کسانی صحبت کرد که ارزشها را در مقابل ارادهٔ مردم میگذارند و مذهب را در مقابل آزادی آیا به راستی محافظه کاران جمهوری اسلامی را به خطر میاندازند؟ جواب: مردم ایران نوعاً مسلمانند و از آغاز انقلاب طالب حکومت مردمی بر اساس موازین اسلامی بودند و اینک نیز بر عزم و اراده خویش باقی هستند و ارزشهای اسلامی در خطر نیفتاده است. محور اسلام اقامه قسط و عدل و احقاق حقوق همه طبقات حتی اقلیتهای مذهبی است و از هر گونه تجاوز به حقوق یکدیگر نهی کرده است و با آزادیهای عقلانی و سیاسی مخالف نیست، برخی متصدیان امور خودشان را مجسمه اسلام واقعی پنداشته و تحمل شنیدن سخنان دیگران را ندارند و شکست خودشان را شکست اسلام میپندارند و برخی سرکوبها و بازداشتها برای حفظ موقعیت خودشان میباشد نه برای حفظ اسلام. س آیا برای محافظه کاران امکان دارد که حرکت اصلاح طلبی را سرکوب کنند، و یا آنکه سرانجام اراده مردم پیروز خواهد گشت؟
جواب حکومتها میآیند و میروند و آنچه باقی میماند مردم و خواسته های آنان میباشد. با رشد و آگاهی ای که در مردم پیدا شده و با توسعه ارتباطات جهانی، مردم دست از اصلاحات اساسی برنمی دارند و هیچگاه حرکت قسری دوام ندارد. س کفش پاره حکومت ] آیا از اینکه از جانشینی آیتالله خمینی کنار گذاشته شدید خیلی ناراحت هستید؟ آیا اگر شما کشور را رهبری میکردید وضع خیلی فرق داشت؟ جواب حکومت صددرصد ملازم با مسئولیتهای سنگین است و انسان عاقل حتی المقدور از پذیرفتن مسؤولیت فرار میکند مگر اینکه ناچار باشد، من از اوّل نیز طالب جاه و مقام نبودم تا از دست رفتن آن موجب ناراحتی من شود. امیرالمؤمنین علی در خطبه ۳۳ نهج البلاغه با اشاره به کفش پارۀ خویش فرمودند: «به خدا قسم الا این کفش برای من از حکومت بر شما محبوبتر است مگر اینکه بتوانم حقی را به پا دارم یا از باطلی جلوگیری نمایم. والسّلام علیکم - ۱۳۷۹/۱۲/۲۰ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهایی پیرامون رفراندوم آقای آیتالله العظمی منتظری ۱۳۷۹/۱۲/۲۰ در حال حاضر با تجربه ای که مردم ایران طی ۲۲ سال گذشته از حکومت جمهوری اسلامی کسب کرده اند علاقه مند هستم که نظر شما را درباره پرسشهای ذیل بدانم. ۱ - آیا مردم ایران حق دارند که از طریق رفراندوم قانونی و عادلانه، نوع حکومتی را که میخواهند انتخاب کنند؟ ۲ آیا باید محدودیتی در پیشنهاد انواع دیگری از حکومت به غیر از جمهوری اسلامی وجود داشته باشد؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم. بسمه تعالی ارادتمند شما - اردلان پیروزی پس از سلام و تحیّت؛ خداوند انسانها را مختار و آزاد خلق کرده است و به اصل اوّلی هیچکس بر دیگری حق سلطه و حاکمیت ندارد، مولا امیرالمؤمنین عالی در نامه ۳۱ نهج البلاغه به فرزند خویش امام حسن فرموده اند: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّاً بنده غیر مباش در حالی که خدا تو را آزاد قرار داده است. فقط خداوند که خالق ذات ما و مالک تاروپود وجود ماست حق حاکمیت و فرماندهی بر ما دارد و به حکم عقل و وجدان دستور او بر ما نافذ و اطاعت او واجب است. همانگونه که انسانها در اختیار دین و مذهب آزادند لا اکراه فی الدین در انتخاب نوع حاکمیت نیز طبعاً آزادند؛ نه دین قابل تحمیل است و نه حاکمیت؛ و حکومت تحمیلی حرکتی است قسری و دوام ندارد به ویژه در جهان توسعه یافته و ارتباطات
مدرن امروز ولی آزادی انسان در انتخاب دین یا حاکمیت دلیل بر حق بودن هر دین و مذهب یا هر نحو حکومتی نخواهد بود بلکه حق بودن ضوابطی دارد که از راه تفکر و تعقل صحیح به دست میآید. و به اعتقاد ما مسلمانان دین اسلام دین حق است که از ناحیه عقل پذیرفتن آن بر ما لازم است و خاتم ادیان الهی میباشد؛ و از تتبع در آیات کتاب و سنت پیامبر و ائمه معصومین به دست میآید که دستورات اسلامی منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی محض نیست بلکه نسبت به همه نیازهای بشر و از جمله مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جزایی حکومت و شرایط حاکم، اسلام دستور و برنامه دارد. و خدای متعال حق حاکمیت خویش را به خود انسانها واگذار نموده که برای اداره امور سیاسی و اجتماعی خویش کسانی را که صلاحیت دارند با رعایت شرایط و موازین اسلامی انتخاب نمایند و حاکم منتخب از نظر مدت حکومت و حدود اختیارات تابع انتخاب آنان میباشد و او در مرحله عمل حق استبداد و تکروی ندارد؛ او باید با مشورت، مصالح ملت را با رعایت ضوابط اسلامی در نظر گرفته و انجام دهد، و هر کاری را به متخصص آن واگذار نماید و مردم حق نظارت و انتقاد دارند و جلوی انحرافات را باید بگیرند. و بالاخره متصدیان امور قیم و آقا بالاسر مردم نیستند بلکه خدمتگزار آنان صلی الله علیه میباشند؛ و حتی پیامبر و امیرالمؤمنین هر چند در زمان خود اصلح ناس بودند برای حاکمیت ولی حکومت ظاهری آن بزرگواران برحسب انتخاب و بیعت مردم با آنان تشکیل شد لیکن اگر از باب فرض مردم اسلام و حکومت دینی را به هر دلیل نخواستند و نپذیرفتند ما نمیتوانیم به آنان تحمیل کنیم، فقط حق ارشاد و تبلیغ و استدلال برای اثبات حقانیت دین و موازین دینی و حاکمیت آن خواهیم داشت؛ و تفصیل مسائل در نامه نمیگنجد. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۷۹/۱۲/۲۰ حسینعلی منتظری
انگیزه چاپ و انتشار کتاب خاطرات پاسخ به پرسشهای آقای مهندس مصطفی ایزدی) بسمه تعالی ۱۳۸۰/۱/۱۲ محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری سلام علیکم ضمن آرزوی سلامتی و شکیبایی برای حضرتعالی و عرض تبریک عید سعید غدیر، از شما خداوند بزرگ مسألت مینمایم که هر چه زودتر محدودیتهای غیرقانونی تحمیل شده بر پایان یافته تا شاگردان و مقلدانتان بتوانند حضوراً کسب فیض نمایند... اینجانب علاقه مندم که نظرات شما را در مورد چند سؤالی که پیرامون کتاب «خاطرات» و حواشی آن دارم، بدانم. خواهشمندم چنانچه حوصله و فرصت دارید پاسخهای سؤالاتم را مرقوم فرمایید. ضمن اعتذار و تشکر از شما استدعا دارم بنده را از دعای خیر فراموش نفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آقای مصطفی ایزدی دام توفیقه ۱۳۷۹/۱۲/۲۴ ارادتمند مصطفی ایزدی پس از سلام و تحیّت؛ نامۀ مورخه ۱۳۷۹/۱۲/۲۴ جنابعالی که در ضمن مشتمل بر پرسشهایی در رابطه با انتشار کتاب خاطرات اینجانب بود واصل شد. از توجه خالصانه شما نسبت به اسلام و انقلاب و ارزشهای اسلامی متشکرم
و هر چند منعکس نمودن همه افکار و اندیشه های اینجانب در این زمینه ضمن یک نامه معمولی میسر نیست، ولی از باب ما لا یدرک کله لایترک کله» نکته هایی را در پاسخ سؤالهای هشتگانه شما یادآور میشوم سؤال اوّل آیا فکر اولیه تدوین و انتشار خاطرات از آن خودتان است؟ یا فکر شاگردان و پرسشگرانی که خاطرات شما در جلد اول کتاب پاسخ سؤالات آنهاست؟ سؤال دوم: هیچکس بر ضبط و ثبت کردن خاطرات و اندیشه های مردان بزرگ خرده نمیگیرد، و ضرورت آن را انکار نمیکند؛ اما به نظر شما انتشار این خاطرات در حال حاضرکار درستی است؟ اگر اقدام درست و به موقعی است آیا مصلحتی در آن وجود دارد؟ جواب پس از انتشار رنجنامه مرحوم حاج احمدآقا و خاطرات سیاسی آقای ری شهری در سطح وسیع که مشتمل بر تهمتهای ناروا و تحریفهای فراوان نسبت به مسائل اینجانب و بسیاری از نیروهای متعهد به اسلام و انقلاب بود، و بازداشتها و محاکمات غیر عادلانه ای که در همین رابطه نسبت به بندگان خدا انجام میشد و میشود من مشاهده کردم حقائق مسلّم و اهداف آن در حال مسخ و تحریف شدن است و متأسفانه همه اینها به نام حفظ اسلام و ارزشهای آن انجام میشود. روزنامه های رسمی و کثیر الانتشار کشور را وادار نمودند همه رنجنامه را چاپ کردند، بدون آنکه پاسخهای طرف مقابل را چاپ کنند؛ و حدود ۱۲ سال هرچه خواستند و توانستند علیه من و بسیاری از علاقه مندان به اسلام و انقلاب بافتند و حتی مرا قاتل مرحوم آیتالله خمینی معرفی کردند. نامه ۶۸/۱/۶ منسوب به ایشان را به انحاء مختلف پخش کردند با اینکه همان زمان حجة الاسلام آقای حاج شیخ عبدالله نوری از بیت معظم له به من تلفن زدند که امام فرمودند این نامه پخش نشود و ما آن را محو کردیم آخرالامر در صحیفۀ امام نیز آن را منتشر کردند. یکی از دوستان به مسؤول اصلی نشر آثار امام میگوید مگر بنا نبود نامه ۱/۶ منتشر نشود؟! و او پاسخ میدهد اسناد باید حفظ شود آیا آنچه من در کتاب خاطرات از اسناد و نامه ها آورده ام اسناد نیست؟ چرا آقایان اسناد را گزینشی در اختیار مردم قرار میدهند؟! با پخش این نامه به انحاء مختلف و تهاجم بیش از یک دهه به اینجانب ام
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» ۱۳۹۱ روز و شاگردان و وابستگان اینجانب با توجه به نقش من در اصل انقلاب و تأسیس نظام، اذهان ملت را نسبت به همه ارزشها مشوب و بدبین نمودند و طبعاً پرسشهایی را در اذهان اقشار جامعه به وجود آوردند. با اینکه دفاع از نفس حق طبیعی هر انسان بلکه هر موجود زنده ای است و قرآن کریم میفرماید: لا یحبّ الله الجهر بالسوء من القول الاّ من ظلم آقایان کوچکترین امکان و مجال دفاع را از من سلب کردند و از آن تا حال کاری کرده اند که نشریات جرأت نداشته و ندارند از من یا راجع به من چیزی بنویسند جز برای اهانت و تخریب و تهمت و اگر احیاناً برخی از مطبوعات اخبار مربوط به اینجانب را منعکس میکردند سروکار مسئولان آنها با دادگاه و زندان بود. در کدام کشور عقب افتاده ای با یک شهروند عادی خود این چنین رفتار شده است؟! در چنین شرایطی برای من این احساس به وجود آمد که سکوت در برابر این همه تحریف و قلب حقائق تاریخ انقلاب روا نیست و بسا من مسؤولیت شرعی داشته باشم همزمان همین احساس و نگرانی در بسیاری از دوستان و علاقه مندان به اسلام و انقلاب مشاهده شد و از من خواستند که آنچه را میدانم و در خاطر دارم برای نسل معاصر انقلاب و آینده ثبت و ضبط نمایم؛ ولی اشتغالات درسی و مراجعات گوناگون مانع شروع کار و اجابت آنان میشد. البته بجا بود من که در کوران انقلاب بوده ام روز به روز حوادث را یادداشت میکردم تا نیازی به طرح پرسشهای گوناگون از ناحیه دوستان نمیشد توجه به این نکته ضروری است که این قبیل پرسشها در اذهان نسل معاصر انقلاب و بسیاری از افراد و اقشار ملت وجود داشته و دارد، به ناچار خود را آماده پاسخ در حد مقدور به بخشی از پرسشهای دوستان نمودم. به تعبیر دیگر انگیزه من از ثبت خاطرات به یادمانده و اسناد باقی مانده جز دفاع از خود و کسانی که در رابطه با من مورد ظلم قرار گرفتند و نیز تبرئه اصل اسلام و انقلاب از خلافکاریهایی که احیاناً با نام آنها انجام شده نبوده است. همه میدانند که من خود از پایه گذاران انقلاب اسلامی ایران بودم و طبعاً بسیاری از تندرویها و خلافکاریها به حساب من نیز گذاشته میشد در صورتی که من مخالف بودم و بارها در موقعیتهای مختلف آن را ابراز میکردم و کمتر در جایی منعکس میشد، از طرف دیگر تصمیم گیرنده و مباشر دیگران بودند به ناچار بر من لازم بود
به عنوان دفاع - تذکرات کتبی و شفاهی خود را در رابطه با این مسائل که سابقاً به عنوان انجام وظیفه شرعی و انسانی انجام شده - منتشر نمایم؛ این امر حق طبیعی هر انسانی است. و اما انتشار آن در زمان حیاتم به این دلیل است که اکنون که من زنده هستم خروارها دروغ و تهمت و اهانت را نثار من کرده و میکنند چه رسد به زمانی که من زنده نباشم و آنان با تشکیک در صحت مطالب کتاب و انتساب آنها به من آن را بی اعتبار نشان دهند سالها اینجانب به هدف حفظ حرمتها از نشر اسناد موجود خودداری کردم و در برابر اتهامات و اهانتها نسبت به من و وابستگان من و محاکمات نمودم به امید اینکه متصدیان در روش خویش تجدیدنظر نمایند، ولی مشاهده شد که آنان دست بردار نیستند لذا در نهایت چاره ای جز انتشار خاطرات و آنان صبر اسناد ندیدم. سؤال سوم هدف شما از اجازه چاپ و انتشار این خاطرات آن هم در سطح بین المللی چه بوده است؟ نظرتان در مورد ادعای افرادی که گفته اند آیتالله منتظری با انتشار این دو جلد کتاب، از حضرت امام خمینی انتقام گرفته است چیست؟ جواب: از آنجا که اینجانب به مسائل و مشکلات جهان اسلام و مسلمانان خارج از کشور بسیار اهمیت میدادم همواره پس از پیروزی انقلاب، آنان روابط فکری و عاطفی زیادی با من داشتند لذا متصدیان امور دامنهٔ تهاجمات و افترائات را به خارج از کشور نیز کشاندند و در نشریات خارج نیز منتشر مینمودند و حتی از قرار نقل متواتر برخی از سفارت خانه ها و رایزنیهای فرهنگی کشور در خارج با بودجه بیت المال کشور همان دروغها و جعلیات را به فضای خارج نیز منتقل نمودند تا چهرهٔ مرا در بین مسلمانان جهان خراب کنند و خود را از زیر فشار افکار عمومی آنان خلاص نمایند. در چنین وضعیتی برای من هیچ امکانی برای دفاع وجود نداشت جز مصاحبه هایی که احیاناً توسط برخی خبرگزاریها و یا نشریات آزاد خارج از کشور انجام میشد و یا استفاده از اینترنت». کتاب خاطرات در سطح محدودی با مشقتهای فراوان تکثیر شد، ولی متأسفانه
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» ۳۹۳ مأمورین دادگاه ویژه پس از بازداشت فرزندم «سعید» نسخه های موجود آن را در ضمن سایر اشیاء به غارت بردند و طبعاً ناچار شدم بگویم آن را نیز در سایت اینجانب در اینترنت بگذارند آقایان غافل از اینکه در جهان ارتباطات پیشرفته امروز این قبیل فشارها و سانسورها نتیجه معکوس دارد متأسفانه در عصر ارتباطات جهانی آقایان میخواهند به سبک و روش پانصد سال پیش حکومت کنند. اما در مورد ادعای اینکه اینجانب با نشر خاطرات میخواستم خدای ناکرده - از مرحوم امام انتقام بگیرم اوّلاً: روحیات و عملکرد من در گذشته و حال بهترین گواه است که من هیچگاه به دنبال ریاست و مقام نبوده ام وگرنه میتوانستم با مداهنه و سازش کاری و مصلحت سنجی شخصی و برخوردهای دیپلماسی و چند پهلو با مسائل و مشکلات انقلاب برخورد نمایم و در برابر تندرویها و خلافکاریهای مشهود سکوت نمایم و کسی را از خود نرنجانم تا مقام و موقعیت خویش را حفظ نمایم هرچند برخی از مسؤولین همین امر را به من توصیه میکردند من در طلب چیزی نبوده ام که اکنون با فقدان آن ناراحت باشم و خدای ناکرده در فکر انتقام برآیم. انتقام کار افراد جاه طلب و طالب مقام است. ثانیاً: بسیار ساده انگاری است که اتفاقات و حوادثی را که به وقوع پیوست طبیعی و عادی پنداریم و دستهای پشت پرده و جریانات مرموز را بی تأثیر در این حرکات بدانیم من همان زمان این نکته را در برخی نامه هایم به مرحوم امام نوشتم و یادآور شدم که آنچه را حضرتعالی معتقد بودید با آنچه به نام شما جریان دارد و عمل میشود تفاوت زیادی دارد. شناختی که من از معظم له داشتم نیز همین نظر را تأیید میکند، ایشان هرگز به مظالمی که به نام ایشان انجام شد راضی نبودند. وضع مزاجی و کسالت شدید ایشان زمینه را فراهم نمود تا کارهای زیادی به نام ایشان انجام شود، و یا گزارشهایی برخلاف واقع به ایشان بدهند و سپس مقاصد خویش را تعقیب نمایند؛ مانند ۱- گزارش پیروزیها و پیشرفتهای غیر واقعی و حتی گزارش تعداد اندک شهدا در جبهه ها که زمینه ادامه جنگ شد نمونه ای از این حرکات بود؛ که سرانجام پس از آن
همه ضایعات و تلفات و شهدای، فراوان با کسب آگاهی و گزارش واقعی ایشان قطعنامه را قبول و به تعبیر خودشان «جام زهر را نوشیدند». ۲ گزارشهایی که منجر به دستور اعدام چند هزار زندانی شد در حالی که قبلاً محکوم به چند سال زندان شده بودند. گزارشی که به ایشان داده شد مبنی بر اینکه بیت من در اختیار مجاهدین خلق است و آنان مورد مشورت من میباشند؛ و بعضی را نیز نزد ایشان بردند تا به همین مضمون غلط گواهی دهند و ایشان را تحت تأثیر قرار دهند. بدیهی است که ایشان علم غیب نداشتند و در این اواخر در حال بیماری به سر میبردند و به توصیه پزشکان لازم بود در حال استراحت و به دور از هیجانات باشند، و از طرف دیگر ایشان به وزارت اطلاعات) که دیدیم سرانجام کارش به کجا رسید) و برخی از مسؤولین اعتماد کامل داشتند و بسا هر چند به ملاحظه حال ایشان - برخی از مسائل واقعی به ایشان گزارش نمیشد و در نهایت نتیجه کار همان شد که همه مشاهده کردیم. البته همان گونه که قبلاً نیز گفته ام این اشکال بیش از همه به سیستم تمرکز قدرت در فرد باز میگردد و اساساً در هیچ زمان شایسته نیست تمامی قدرت در اختیار یک فردِ غیر معصوم جائزالخطا و غیر پاسخگو قرار گیرد، هرچند او عالم ترین و باتقواترین بوده باشد؛ زیرا قدرت نامحدودِ بدون مسؤولیت و نظارت، معمولاً موجب فساد وسوء استفاده حواشی میگردد. ثالثاً: انتقام از امام کار افراد و جریاناتی است که به قداست انقلاب و معظم له ضربه زده و میزنند در حالی که قبل از انقلاب ذرّه ای به ایشان و انقلاب اعتقاد نداشتند و در مبارزات هیچ حمایتی از مبارزه و ایشان نمیکردند ولی پس از پیروزی انقلاب فرصت طلبانه در ارگانهای مهم نظام نفوذ نموده و بتدریج با کودتای خزنده نیروهای اصیل انقلاب را حذف فیزیکی یا شخصیتی نمودند و خود صاحب انقلاب و کاتولیک تر از پاپ شدند اینان که در لوای عناوین مقدس و محترم در پی منافع سیاسی و اقتصادی خویش میباشند و بیشترین استفاده ابزاری را از نام انقلاب و امام میکنند و برای هر کاری از شخصیت ایشان بهره برداری مینمایند، ضربه به حیثیت و
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» ۱۳۹۵ قداست ایشان زده و میزنند؛ نه من که میگویم چرا واقعیتها را به ایشان گزارش ندادید؟ چرا سالها بعد از رحلت ایشان هنوز از نام ایشان استفاده ابزاری میکنید؟! این جماعت سرانجام با آن همه تبلیغات مستمر در ۲۲ سال گذشته انقلاب را ناکام نموده تا جایی که متأسفانه دیگر برای نسل جدید نه جاذبه دارد و نه پیامی خوش، و امروز شاهد وضعیت اسفبار مادی و معنوی جوانان میباشیم و خود را به شعارهای تکراری و توخالی قانع ساخته ایم. تهمت انتقام از امام را نوعاً کسانی مطرح میکنند که رفتار خودشان نقش اساسی در اوضاع نابسامان کشور داشته و دارد و همواره در صدد تفتین و جدایی بین من و معظم له بودند و در محافل خود تقابل بین من و ایشان را ترویج میکردند و امروز که بخشی از حقائق روشن شده این اتهام را با زبانی دیگر مطرح میک کنند. جز اسرار نظامی آن هم برای مدت محدود هیچ سری برای مردم نباید بماند ] سؤال چهارم حضرتعالی چه در دوران مبارزه برای سرنگونی نظام شاهنشاهی و چه در دوران نظام اسلامی به عنوان دومین شخصیت انقلاب اسلامی محرم اسرار مردم و حاکمیت ۶ ۶ جمهوری اسلامی بودید؛ به همین دلیل عمده اطلاعات سری و محرمانه نظام اعم از اطلاعات سازنده یا تخریبی در اختیار جنابعالی بوده است آیا درست است که این اطلاعات سری و محرمانه آشکارا منتشر شود؟ در صورتی که مخالفت شدید و حتی دشمنی عناصر اصلی حاکمیت با جنابعالی در بالاترین حدی هم که باشد به نظر میرسد که نباید حیثیت اسلام و تشیع و منافع ملی در چشم دشمنان مخدوش گردد. جواب: اوّلاً من اساساً با روشهای مخفی کاری و به حساب نیاوردن ملت در حاکمیت و اداره کشور مخالفم حکومت به ویژه در عصر رشد ملت ها باید شفاف و صریح و پرجاذبه باشد. البته اسرار نظامی در حال جنگ با دشمن نباید فاش گردد. ثانیاً: مصلحت حاکمیت و ملت در این است که اشتباهات و خلافکاریها بازگو شود تا موجب توجه و عبرت متصدیان امور گردد و در روشِ خویش تجدیدنظر نمایند، وگرنه اساس حاکمیت دینی در معرض خطر سقوط قرار میگیرد. اشتباه و
خطا در امور تقنینی و اجرایی و قضایی از شخص غیر معصوم بسیار اتفاق میافتد و شخص مرتکب آن اگر دقت خود را به کار برده باشد قابل ملامت نیست. آنچه گناه و موجب ملامت است عدم جبران خطا و اصرار بر صحت و ارتکاب نظیر آن میباشد. ثالثاً: در عصر ارتباطات مدرن جهانی چیزی مخفی نمیماند زیرا حوادث مهم از راههای مختلف در سطح جهان منعکس میگردد. رابعاً: چند چیز ممکن است ادعا شود که از اسرار نظام بوده است: ۱ نامه منسوب به مرحوم امام خطاب به قضات دادگاههای انقلاب سراسر کشور در رابطه با اعدام زندانیان در صورتی که اولاً: اعدامها کاری است که ۱۲ سال پیش انجام شد و دنیا هم مطلع شد و تحلیل و تفسیرهای مختلف رسانه های جهانی نسبت به آن نیز به اطلاع ملت رسید و این موضوع یک سر نظامی یا امنیتی حکومت به شمار نمیآید تا لازم باشد که مخفی بماند. ثانیاً: ما چه بخواهیم چه نخواهیم اعدامهای مزبور به حساب جمهوری اسلامی و سران آن گذاشته شده است زیرا باور کردنی نیست که چند هزار زندانی که دوره محکومیت خویش را میگذرانند بدون دستور یک دفعه همه ممنوع الملاقات شوند و در ظرف مدت کمی اعدام شوند. اگر چنین کاری خوب و لازم بوده و به دستور امام انجام گرفته است چرا از نام بردن آن یا انتساب آن به ایشان نگران شویم؟! چگونه ممکن است کاری خوب و مطابق مصلحت باشد و مرحوم امام به گفته آقایان دستور آن را داده باشند ولی نام بردن از آن به ضرر اسلام و انقلاب باشد؟! و اگر این عمل بد و برخلاف مصالح دینی و ملی بوده است چرا متصدیان آن راضی شدند به نام مرحوم امام چنین کار بدی صورت پذیرد و به حیثیت اسلام و انقلاب و شخص معظم له چنین ضربه ای وارد آید؟! چه مصلحتی بالاتر از دفاع از مظلومینی است که ناعادلانه خون آنان ریخته شده است گرچه از مخالفین ما باشند. ۲ نامه اعتراضی اینجانب به مرحوم امام در رابطه با اعدام زندانیان مذکور. در صورتی که این نامه سالها پیش از آنکه در خاطرات اینجانب آورده شود توسط
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» ۱۳۹۷ کسانی غیر از من و بیت من برای رادیو بی بی سی ارسال و در ۶۸/۱/۵ توسط این رسانه منتشر گردید که طبعاً در آن شرایط موجب ناراحتی اینجانب شد. اما به دروغ القا نمودند که نامه توسط بیت من برای رادیو بی بی سی فرستاده شده است. انتشار این نامه در بی بی سی حدود هشت ماه پس از نگارش آن در ۶۸/۱/۵ یک روز قبل از تاریخ نامه ۶۸/۱/۶ واقع شد و ظاهراً زمینه ای درست شد برای ناراحتی آن مرحوم و تحریک و موضع گیری ایشان علیه اینجانب اگر نامه ۶۸/۱/۶ مربوط به ایشان باشد. ۳- نامه مورخه ۶۵/۷/۱۷ من در پاسخ به نامه مرحوم امام در رابطه با سیدمهدی هاشمی. . در صورتی که در خاطرات آقای ری شهری و رنجنامه به نحو تقطیع شده آمده و طبعاً پس از کار آقایان لازم بود همه آن نامه نقل شود و نامه های اینجانب به معظم له با لحن محترمانه و برای تذکر به ایشان بوده است نه به عنوان موضع گیری در برابر ایشان و هیچگاه ایشان برای خود مدعی مقام عصمت نبودند. من در همه عمرم صریح اللهجه بوده ام و در برابر مرحوم استاد آیتالله العظمی بروجردی نیز چنین بوده ام؛ مطلبی را که حق میدانستم صریحاً میگفتم و اهل سخنان دو پهلو یا تملّق آمیز، نبودم و هدفی جز انجام وظیفه الهی نداشتم احترام بزرگان به جای خود محفوظ، ولی حق و حقیقت از همه کس و همه چیز محترمتر است. البته ادعای عصمت نمیکنم و بسا خطا و اشتباهاتی هم داشته باشم خطا و اشتباه در غیر معصومین طلال سلام یک امر عادی و طبیعی است و ما حق نداریم به کسی بگوییم: چون ممکن است در برخی موارد اشتباهی رخ دهد تو خاطراتت را ننویس و در مسائلی که مورد تهاجم واقع شده ای از خود دفاع نکن مگر اینکه مطابق میل ما بنویسی. البته حق داریم موارد اشتباه نویسنده را دوستانه تذکر دهیم. از باب نمونه در همین کتاب خاطرات در صفحه ۴۰۷ در رابطه با فرزندان رضایی به جای «رضا» «حسین» ذکر شده که لازم است تصحیح شود. و یا در صفحه ۵۹۰ گفته شده: آمدن هشت نفر از سران کشورها نزد مرحوم امام بعد از فتح خرمشهر بوده، و برحسب آنچه برخی نوشته اند قبل از آن بوده است که البته در اصل مطلب اثری ندارد. و آنچه در کتاب خاطرات من مهم است اسناد خطی آن میباشد که احتمال
اشتباه یا تحریف در آنها راه، ندارد هر چند در این رابطه برخی از آقایان نسبت به اینجانب هرچه خواستند گفتند و نوشتند ما باید گفته ها و نوشته های خویش را از اعمال خویش به حساب آوریم و در قرآن کریم میخوانیم: «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید اعاذنا الله تعالی من وساوس الشیطان والنفس الامارة». ۴- موضوع دیگری که ادعا شده از اسرار بوده است اوضاع و مسائل جبهه های جنگ است. در صورتی که همه مسائل جنگ در سطح جهانی منعکس شده است. آیا آشفتگی در فرماندهی و برخی اشتباهات و گزارشهای غلط و ناهماهنگی بین ارتش و سپاه از اسرار بود؟! ما خیال میکنیم اگر سرمان را زیر برف کردیم، دیگران ما را نمیبینند. ناهماهنگی سپاه و ارتش در جبهه ها را رسانه های خارجی منعکس میکردند و در تحلیلهای خویش آن را مطرح مینمودند. آیا خرید سلاح از آمریکا و آمدن هیئت آمریکایی به سرپرستی «مک فارلین» به تهران از اسرار است؟ این موضوع را خارجی ها بهتر از ما میدانند و کتابها راجع به آن نوشته اند. اسرار نظام بهانه فرار از پاسخگویی ] سؤال :پنجم میدانیم که در تمامی کشورها بین مقامات بلندپایه چنین اختلافها و برخوردهایی پیش آمده و میآید، اما قاعده و قانون بر این است که اسناد طبقه بندی کشور، در دوران حیات نسل بعد از طبقه بندی خارج میشود؛ مثلاً در انگلستان پس از ۴۰ سال، در آمریکا پس از ۳۰ سال و دیگر کشورها در همین حدود آیا انتشار آزاد اسناد طبقه بندی شده حتی «بکلّی سری» مربوط به بالاترین مقامات کشور، مثل رهبر کبیر انقلاب اسلامی در دوران حیات نسل اول انقلاب صحیح میباشد؟ به عبارت دیگر اگر حادثه آغاز سال ۶۸ پیش نیامده بود و حضرتعالی اکنون رهبر انقلاب بودید به اینگونه مطالب که متعلق به نظام و مملکت میباشد و به دلیل اینکه شما قائم مقام رهبری بودید در اختیارتان، بود اجازه انتشار میدادید یا نه؟
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» :جواب اسناد طبقه بندی شده که به آن اشاره شده و با عرف متداول کشورها مقایسه نموده اید مربوط است به اسراری که زمان و شرایط آن هنوز نگذشته باشد و متعلق است به اسرار نظامی یا سیاسی و امنیتی حکومتها، ولی اگر زمان و آمد آن بسر آمده باشد و مربوط به یک حادثه گذشته باشد به هیچ وجه از اسناد سری به حساب نمیآید. از باب مثال لشکرکشی آمریکا به ویتنام با آنکه حیثیت سیاسی و نظامی یک ابرقدرت در گرو آن بود پس از پایان جنگ و خروج نیروهای آمریکا از ویتنام در همان زمان نسل معاصر مورد نقد و بررسی قرار گرفت و بسیاری از ناگفته ها گفته شد. هم چنین جریان مک فارلین در کشور ما به بهانه اینکه از اسرار نظام است از مردم و نیروهای انقلابی مخفی نگه داشته شد ولی در خود آمریکا دیدیم که چگونه در معرض افکار عمومی قرار گرفت و مقامات بالای کاخ سفید را در دادگاه ملت و افکار عمومی به پاسخگویی کشاند و راجع به آن مقاله ها و کتابها نوشته شد. متأسفانه در کشور ما همین کلمه اسرار «نظام بهانه ای شده است برای فرار مسؤولین بالا از پاسخگویی به ملت و افکار عمومی. وانگهی اگر قرار است اسناد مرحوم امام محرمانه بماند چرا بعضی از آنها به شکل گزینشی منتشر میشود و به طور یک جانبه سر و صدا راه میاندازند تا موجب تشویش افکار شود؟ بدیهی است هنگامی که چنین جفا و تبعیض انجام میشود آن هم برخلاف نظری که معظم له داشتند، دیگران نیز طبعاً حق دارند به منظور دفاع از خود بعضی از اسناد دیگر را منتشر نمایند. و اما اینکه در سؤال آمده اگر حادثه آغاز سال ۶۸ پیش نیامده بود من چگونه با انتشار بعضی از مطالب فوق برخورد میکردم؟ باید گفت اوّلاً فرض پیش نیامدن حادثه سال ۶۸ بدین معناست که کارهای خلاف و حق کشی هایی که در آن سال و قبل از آن شروع شد و هنوز هم ادامه دارد به منصه وقوع و تحقق نرسیده باشد و این فرض مستلزم این است که نه خاطرات آقای ری شهری و نه رنجنامه و نه ۱۲ سال اهانت و تهمت و تحریف حقائق در روزنامه ها و.... هیچ کدام بروز و ظهور پیدا نکند و قهراً این همه مظالم انجام نشود؛ در این
اذهان عموم صورت بدیهی است وقتی به کسی ظلم نشود نیازی به دفاع پیش نمیآید. من آنچه را در این زمینه گفته یا نوشته ام در راستای دفاع از خود و پاسخ به شبهاتی است که در ایجاد شده و تبرئه اسلام و انقلاب و حتی شخص امام لازم بوده است. وثانیاً: شیوه من قبل از حادثه سال ۶۸ بر مخفی کاری و نامحرم پنداشتن مردم نبود. من بر این باور بوده و هستم که جز بعضی مسائل نظامی و امنیتی که مخفی کردن آنها ضروری میباشد سایر مسائل حکومتی را نباید از مردم که صاحبان اصلی کشور و انقلاب و حکومت میباشند مخفی نگه داشت یک حکومت مردمی نمیتواند مسائل مهم را از مردم مخفی نماید شما کشورهای پیشرفته را ملاحظه کنید که چگونه مردم و رسانه های داخلی آنها سیاستها و عملکردها و ریز و درشت کارهای مسؤولین خود را با ذره بین بررسی و نقد میکنند و همین است رمز پیشرفت آنها در سیاست و اقتصاد باید خلافها و اشتباهها بیان شود تا جبران شده و تکرار نگردد. گناه اصلی من در نظر آقایان در حقیقت همین شیوه لزوم انتقاد از مسؤولین و اطلاع مردم از آنچه در صحنه سیاست انجام میشود بود. پس از اینکه مجلس خبرگان مرا به عنوان قائم مقام رهبری» معرفی کرده بودند و آیتالله آقای حاج سید صادق روحانی در درس خویش نسبت به این امر انتقاد کرده بودند و از ناحیه اطلاعات ایشان را محصور کرده بودند آقای ری شهری وزیر اطلاعات وقت به منزل من، آمدند من نسبت به حصر معظم له اعتراض کردم و گفتم شما به یک عالم و مدرّس حوزه باید حق انتقاد بدهید و خواستم از ایشان رفع حصر بشود، ولی ایشان ترتیب اثر ندادند و بهانه واهی مصلحت نظام را مطرح کردند متأسفانه بعداً شنیدم به ایشان گ گفته بودند حصر شما به دستور آقای منتظری است - در آن هنگام من معتقد بودم هرکس از هر قشر و جناحی که هست باید بتواند آزادانه انتقادش را با من و دیگران مطرح کند و من همه نامه های انتقادی و حتی اهانت آمیز را میخواندم و به قدر توان بر آنها ترتیب اثر میدادم. مسؤولین و متصدیان امور باید انتقاد پذیر باشند و به مردم اجازه دهند حرفشان را بزنند، وگرنه خواسته ها و حرفها در دلها عقده خواهند شد و بسا مجموع عقده ها روزی منفجر شود و همچون سیل بنیان کن اساس حکومت را ویران نماید.
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» [امام خمینی محترم ولی آشکار شدن حقایق محترم تر] ۵۴۰۱ سؤال ششم جنابعالی به دفعات یکی از اهداف مکاتبه با حضرت امام خمینی (ره) و یکی از انگیزه های اصلی جلوگیری از اشتباهات حاکمیت را حفظ حیثیت معظم له و ممانعت از مخدوش شدن چهرهٔ ملکوتی استاد عظیم الشأن خودتان ذکر میکردید؛ آیا انتشار بعضی مطالب در کتاب «خاطرات» که مربوط به اقدامات امام خمینی است و به نظر شما اشتباه میباشد، از اهداف اولیه و انگیزههای اصلی حضرتعالی فاصله ندارد؟ جواب: آری حفظ حرمت معظم له چون حرمت معظم له چون هم استاد من بودند و هم رهبر انقلاب و ذاتاً مرد پاک و مخلصی بودند برای من اهمیت داشته و دارد، اما آنچه من در خاطرات گفته ام به دلیل رعایت اصل مهمتری چون بیان حقایق و دفع شبهات بود. احترام بزرگان به جای خود محفوظ ولی آشکار شدن حقایق مهم تر است. با همه اینها اشاره به دو نکته را در اینجا لازم میدانم هم ۱ - حفظ حیثیت و حرمت ایشان به معنای معصوم دانستن و مطلق انگاشتن ایشان نیست ایشان و همه ما خود را پیرو پیامبراکرم و حضرت امیر میدانیم. پیامبر در مسائل اجتماعی و سیاسی به اصحاب خویش میفرمودند: مال العالیة اشیروا علی شما توجه دارید که کلمه «علی» برای استعلاء و اشراف است، پس مفاد کلام ایشان این است که بر من و کارهای من اشراف داشته باشید و مرا راهنمایی کنید. از حضرت امیر در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه کلامی نقل شده که ترجمه آن چنین است: «آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن میگویید با من سخن نگویید، آنگونه که نزد حکام تندرو و بدزبان خود را جمع و جور میکنید با من عمل نکنید، با تصنّع و حالت ساختگی با من رفتار منمایید و گمان نکنید نسبت به حقی که به من گفته میشود سنگین و ناراحت میشوم یا در پی بزرگ ساختن خویش میباشم؛ زیراکسی که شنیدن حق یا عرضه عدالت بر او سنگین باشد، عمل به آنها برای او مشکل تر است. پس از گفتن حق یا مشورت عدالت آمیز خودداری نکنید زیرا من به عنوان یک انسان خود را بالاتر و ایمن از خطا نمیپندارم مگر اینکه خدا مرا کفایت فرماید.» هنگامی که آن بزرگواران با اینکه از نظر ما معصوم میباشند مردم را به انتقاد و
نصیحت دعوت میکنند چگونه جمعی کنند چگونه جمعی آیتالله خمینی را غیر قابل انتقاد میدانند و هر سخن انتقادی و خیرخواهی را با تهمت و اهانت پاسخ میدهند؟! آیا معظم له راضی بودند که عده ای به نام هواداری ایشان را غیر قابل نقد و در عداد معصومین معرفی نمایند؟ آیا چنین معرفی از امام خمینی به ویژه پس از رحلت ایشان تعظیم و تمجید از ایشان است و یا ضربه زدن به معظم له و استفاده ابزاری از نام ایشان؟ -۲- اگر کارهای خلافی به نام اسلام یا معظم له انجام شده و موجب بدبینی و سستی ۲ پایه های اعتقادی اقشار زیادی به ویژه نسل جوان و غیر معاصر با انقلاب و امام گشت آیا نقد این خلافکاریها و کوشش در تبرئه دامن پاک اسلام و ایشان از آنها موجب مخدوش شدن چهره ایشان است؟! اعدامهای دسته جمعی و غیرقانونی سال ۶۷ و ضمانت جبران آن در قانون ] سؤال هفتم در خاطرات منتشر شده حضرتعالی مطالبی وجود دارد که دشمنان انقلاب اسلامی آن را وسیله محکومیت بین المللی ایران و مسئولان انقلاب اسلامی قرار داده اند، مثلاً اطلاعاتی را که جنابعالی از اعدام منافقین افشاء کرده اید؛ آیا اینگونه مطالب در دادگاههای بین المللی میتواند سند محکومیت جمهوری اسلامی و به محاکمه کشیدن مقامات مسؤول دوران امام خمینی باشد؟ و از نظر حقوقی بخصوص حقوق اسلامی برای طرح در دادگاه چه اعتباری دارد؟ جواب: هدف اینجانب از بیان حوادث مورد اشاره و از جمله مسأله اعدام زندانیانِ دربند، بیان واقعیتها و حفظ تاریخ از تحریف و پاسخ به پرسشهایی است که در این زمینه به شخص من ارتباط دارد؛ البته تاریخ هم وقایع تلخ دارد و هم وقایع شیرین و طبق موازین اسلامی و مبانی فقهی دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هیچکس را نمیتوان از دادخواهی محروم نمود و اگر فرضاً حقی از کسی ضایع شده باشد شخص قاضی یا دولت اسلامی باید آن را جبران نماید البته این امر یک مسأله حقوقی است نه یک مسأله سیاسی و جنجالی. در اصل ۳۴ قانون اساسی آمده است: «دادخواهی حق مسلّم هر فرد است و هرکس میتواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید، همه افراد
انگیزه چاپ و انتشار کتاب «خاطرات» ۴۰۳ ملت حق دارند این گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هیچکس را نمیتوان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.» در اصل ۱۷۱ میخوانیم: «هرگاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در حکم یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر مقصّر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر این صورت خسارت به وسیلهٔ دولت جبران میشود و در هر حال از متهم اعاده حیثیت میگردد.» سؤال :هشتم متأسفانه انتشار کتاب «خاطرات دل جمع اندکی از مقلدان و دوستداران امام خمینی را که از علاقه مندان حضرتعالی نیز بودند آزرده کرد و در واقع در جبهه مدافعین شما در برابر ظلمها و حق کشیهایی که بر حضرتعالی میرود رخنه ای ایجاد شده است؛ به نظر شما با اینگونه افراد چگونه باید مواجه شد و جنابعالی برای آنان چه سخنی دارید؟ جواب: اینجانب از هیچکس درخواست دفاع از شخص خودم را ندارم ان الله یدافع عن الذین آمنوا البته هرکس عقلاً و شرعاً وظیفه دارد از آنچه حق میداند دفاع نماید و اگر در دفاع از حق کوتاهی نمود نزد خداوند مؤاخذه خواهد شد. در ضمن من خود را معصوم و مبرا از خطا و اشتباه نمیدانم؛ در کتاب خاطرات اینجانب نیز مانند هر کتاب دیگری غیر از کتاب خدا - ممکن است خطاهایی وجود داشته باشد، و من از انتقادات منصفانه استقبال میکنم چنانچه قبل از پخش خاطرات این کتاب بین جمعی از دوستان توزیع شد و نظرات آنان مورد توجه قرار گرفت، باب نقد در هر زمینه باید باز باشد؛ ولی حساب نقد علمی از حساب اتهامات و اهانتهایی که در دوازده سال گذشته به شکل یک سنت درآمده و هنوز هم ادامه دارد جدا خواهد بود. ان شاءالله سالم و موفق باشید. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. محرم الحرام ۱۴۲۲ - ۱۳۸۰/۱/۱۲ قم المقدسة حسینعلی منتظری
حضرت آیتالله منتظری (۴۹) پاسخ به پرسشهای مجله سیما ۱۳۸۰/۱/۱۸ با عرض سلام و آرزوی موفقیت و تبریک نوروز ۱۳۸۰، خواهشمندم به چهار پرسش اینجانب جهت چاپ در مجله سیما پاسخ فرمایید. قبلاً از لطف جنابعالی سپاسگزارم. با سپاس فراوان سلامتی شما را از خداوند آرزومندم. سردبیر - امیر کاویان - سؤال ۱ امروز بسیاری از رهبران مذهبی در ایران نسبت به شرایط مردم سکوت کرده اند در حالی که در سال ۱۳۵۷ با مردم بودند؛ به نظر جنابعالی این سکوت چه معنایی دارد؟ پس از سلام و تبریک متقابل بسمه تعالی جواب در آغاز انقلاب انگیزه همگانی مبارزه با استبداد و سلب آزادیهای مشروع و بازداشتهای بی اساس و محاکمات فرمایشی و بی اعتنایی به ارزشهای اخلاقی و دینی بود؛ و شعار ملت «استقلال، آزادی جمهوری اسلامی» بود. متأسفانه اینک همان کارهای خلاف به نام اسلام و نظام انجام میگردد و از غفلت و صداقت توده ها سوء استفاده میشود. منظور اصلاح طلبان عمل به همان وعده های اولیه است که عملاً زیر پا گذاشته شده نه مخالفت با اصل نظام ولی مدعیان اصلاحات به مخالفت با اصل نظام متهم میشوند و طبعاً جمعی جز سکوت راهی نمییابند.
سؤال -۲ با توجه به شرایط ایران و نظر مردم آیا شما از هواداران خود دعوت میکنید در انتخابات خرداد ماه شرکت کنند؟ جواب فعلا که چنین تصمیمی ندارم. سؤال - اگر در آینده در ایران یک رفراندوم برگزار شود خود جنابعالی به کدام سیستم حکومتی رأی میدهید؟ جواب اعتقاد و نظر اینجانب از نوشته هایم و از جمله از پاسخ به پرسشهای خبرنگار داچ نیوز هلند مورخه ۱۳۷۹/۱۲/۲۰ که در سایت اینجانب موجود است . به دست میآید، میتوانید از آن نقل فرمایید. - سؤال ۴ آیا به موقعیتی میرسیم که با افزایش فشارها بر مردم رهبران مذهبی آنها را به مقاومت در برابر حکومت دعوت کنند؟ و اصولاً با این شرایط چه باید کرد؟ و شما به آینده امیدوارید؟ جواب: در قرآن کریم میخوانیم (ان الله لا یُغیّر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم خدا اوضاع هیچ ملت را تغییر نمیدهد مگر اینکه آنان روحیه و روش خویش را تغییر دهند. و از رسول خدا نقل شده: «کما تکونوا یُوَلّی علیکم» آنگونه که میباشید بر شما حکومت می.شود عالم طبیعت عالم اختیار است و سرنوشت ملتها به دست خود آنها سپرده شده است و تاریخ بر این امر گواه است؛ البته آنان موظف اند موازین الهی و انسانی را رعایت نمایند. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۸۰/۱/۱۸ - حسینعلی منتظری
پیام به مناسبت بازداشتهای سیاسی نیروهای ملی مذهبی بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف و متعهد ایران وفقکم الله تعالی لمرضاته ۱۳۸۰/۱/۲۱ پس از سلام و تحیت بعد از گذشت حدود یک ماه از بازداشت عده ای از مسلمانان آزادیخواه موج جدیدی از دستگیریهای جمعی با انگیزه سیاسی آغاز گردید و افراد زیادی از شخصیتهای سیاسی مذهبی به دستور قوه قضائیه به اتهام واهی براندازی نظام بازداشت شدند. ضمن ابراز تأسف از این برخوردهای تند و غلط در این رابطه نکته هایی را یادآور میشوم ۱- اکثر افراد بازداشت شده را که اینجانب میشناسم هیچگاه درصدد براندازی نظام اسلامی نبوده اند؛ و در بحران سالهایی که گروههای مسلح درصدد براندازی نظام بودند اینان اعمال آنان را محکوم و مردود میدانستند و در اظهارات خویش صریحاً مواضع خود را اعلام میداشتند. آری وادار نمودن افراد بازداشت شده به اعترافات دروغ و جرائم انجام نشده و سپس اظهار توبه و ندامت و تقاضای عفو شیوه ای است که متأسفانه سالهاست در جمهوری اسلامی به شکل یک سنت در آمده است. همین شیوۀ غلط در رژیم سابق و در کشورهای کمونیستی وجود داشت و در کشورهای استبدادی نیز وجود دارد. از اظهارات برخی متصدیان این دستگیریها به دست میآید که آقایان ظاهراً توانسته اند از بعض دستگیرشدگان اعترافاتی به دروغ و مصاحبه هایی فرمایشی در راستای اهداف از پیش تعیین شده خویش بگیرند و به دنبال آن شخصیتهای محترمی را که افرادی متعهد و اصلاح طلب میباشند به شکل جمعی بازداشت نمایند.
اینجانب بارها اعلام داشته ام که اینگونه اعترافات هیچگونه ارزش شرعی و حقوقی ندارد و برخلاف موازین شرع مقدس اسلام و قانون اساسی و قوانین بین المللی میباشد و در افکار عمومی نیز بی ارزش و کاملاً اثر معکوس خواهد داشت. در اصل ۳۸ قانون اساسی میخوانیم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است اجبار شخص به شهادت اقرار یا سوگند مجاز نیست، و چنین شهادت و اقرار و سوگند فاقد ارزش و اعتبار .است متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود. ۲ تعدادی از دستگیر شدگان از مبارزین قدیمی و با سابقه در انقلاب بوده و سالها در زندانهای رژیم گذشته زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته اند، و از چهره های آگاه و متعهد و خدمتگزار و علاقه مند به اسلام و کشور و دارای تخصصهای مورد نیاز کشور میباشند و برخی از آنان از دوستان و همکاران مرحوم مهندس بازرگان در دولت موقت هستند، دولتی که روزگاری مرحوم امام خمینی آن را حکومت شرعی خواندند و قیام بر ضد آن را قیام بر ضد حکومت خدایی و قیام بر ضد خدا شمردند. (صحیفه نور، ج ۵، ص ۳۱) آیا دنیا به ما نمیخندد که چگونه جمعی در یک مقطع حکومتشان حکومت خدایی و در مقطع دیگر همان جمع با داشتن همان مواضع و اعتقادات، دشمن و برانداز نظام اسلامی محسوب میشوند؟! بر طبق موازین دینی و قانون اساسی هرگونه اظهارنظر تا زمانی که موجب تضییع حقوق افراد نگردد آزاد است. در هیچ زمان و هیچ کشوری اظهار نظر و انتقاد از روش سیاستمداران و قدرتمندان موجب براندازی اصل نظام آن کشور نمیشود بلکه موجب تنبه و تغییر روش و اصلاح اشتباهات حاکمان و در نتیجه تثبیت نظام خواهد شد. آری، در صورت تکرار خطاها و اشتباهات و مظالم و عدم اجازه انتقاد به مردم و صاحب نظران ممکن است وضعیت به حدّ عصیان و انفجار برسد، که در این صورت باید خطاکاران و مستبدان را نیروهای برانداز به شمار آورد. در جمهوری اسلامی بر اساس شرع و قانون هیچ مقامی تحت هیچ عنوانی حق جلوگیری از اظهار نظر و نصیحت و ارشاد را ندارد هیچ قانونی نیز نمیتواند
پیام به مناسبت بازداشتهای سیاسی نیروهای ملی مذهبی ۴۰۹ اظهار نظر و انتقاد را ممنوع نماید هنگامی که مولا امیرالمؤمنین با اینکه به اعتقاد ما دارای مقام عصمت بودند فرموده اند: «رفتار شما با من به گونه تسامح و سازش نباشد، مپندارید برای من شنیدن حق سنگین است و انتظار ندارم مرا بزرگ شمارید، زیرا کسی که شنیدن حق و عرضه عدالت برای او سنگین باشد عمل به آن دو برای او سنگین تر است پس از گفتار حق و راهنمایی به عدالت دست برندارید که من خود را بالاتر و ایمن از خطا نمیپندارم مگر اینکه خدا مرا کفایت نماید.» (نهج البلاغه، خطبه (۲۱۶) مدعیان پیروی از آن حضرت نباید از انتقاد جلوگیری نمایند، و باید انتقادات را تحمل نمایند. - مسؤولین جمهوری اسلامی که خود بعضاً از محکومین و زندانیان سیاسی رژیم سابق بودند و دیدند که بگیر و ببندها و محاکمات سیاسی برای آن رژیم نتیجه معکوس داشت چگونه اجازه میدهند همان سنخ اعمال تحت لوای قدرت خودشان انجام شود؟! «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم، از تأثیر عمیق آه خانواده ها و فرزندان خردسالِ گرفتاران باید ترسید. جای تأسف است که اینگونه خلافکاریها و مظالم اینک به نام دین و حکومت دینی و به نام حضرت امیر و با ادعای پیروی از روش آن حضرت انجام میشود. در دستورات اسلام و سیره رسول خدا و حضرت امیر این قبیل برخوردها و محکومیتهای سیاسی و اینکه کسانی را به مجرد اعتقاد و یا اظهارنظر و انتقاد بازداشت کرده باشند وجود ندارد. در کجای تاریخ ثبت شده است که امیرالمؤمنین با مخالفان خود که به شکلهای غیر مسلحانه با سیاستهای آن حضرت مخالفت مینمودند برخورد کرده و آنان را بازداشت و یا از حقوق اجتماعی خود محروم نموده باشد؟! مخالفان آن حضرت در زمان حکومت آن حضرت به صورت علنی و با آزادی کامل علیه ایشان فعالیت میکردند و حتی عبدالله بن کواء در حضور آن حضرت علناً به ایشان اهانت میکرد و نسبت کفر به آن حضرت میداد، ولی تا زمانی که آنان دست به سلاح نبردند نه تنها آنان را بازداشت نکرد بلکه حقوق آنان از بیت المال را نیز قطع ننمود. آیا نسبت دادن چنین شیوه هایی به مقام شامخ آن حضرت توهین به ایشان و مشوّه نمودن چهره پاک و معصوم آن بزرگوار نیست؟!
انجام این قبیل مظالم و تجاوز به حقوق اولیه شهروندان و صاحب نظران آن هم به نام دین و حکومت دینی سرانجامی جز بدبین نمودن اقشار مختلف جامعه و نسل جوان و روشنفکران مذهبی به اصل دین و حاکمیت دینی و سست کردن پایه های اعتقادی آنان را در پی ندارد عنوان محارب و مفسد و باغی بر کسانی منطبق میشود که دست به قیام مسلحانه بزنند و مجرد انتقاد و نصیحت و حتی قبول نداشتن برخی اشخاص نه محاربه است نه افساد و نه بغی و یا ارتداد؛ در جامعه افرادِ منکر خدا آزادانه زندگی میکنند آیا شخص حاکم از خدا برتر است. خوب است آقایانی که این عناوین را به کار میبرند حداقل به احادیث اهل بیت و به کتب فقهیه مراجعه فرمایند. متأسفانه برخی از متصدیان امور با بی توجهی به افکار عمومی و حقوق ملت حکومت را ملک طلق خویش پنداشته و خود را مساوی با نظام و انقلاب و حتی اسلام میپندارند در صورتی که هیچ نظامی به اشخاص وابسته نیست بلکه قوام آن به ملت است و کشور متعلق به همۀ ملّت و حاکمیت وابسته به ملت است و حتی حکومت ظاهری رسول خدا و امیرالمؤمنین ما نیز با بیعت مردم فعلیت پیدا نمود. هیچگاه دین که امر قلبی و اعتقادی است با زور حاصل نمیشود، و حاکمیت به ویژه در عصر ارتباطات پیشرفته جهانی با زور و تحمیل ثبات نخواهد داشت. اینجانب به آقایان نصیحت میکنم دست از اعمال تند و خشونت آمیز بردارند و تا دیر نشده در روش خویش تجدید نظر نمایند و به خواست ملت تن دهند و بیش از این موجبات سستی پایههای نظام را فراهم نکنند و مغرور قوای مسلح به ظاهر تسلیم خویش نگردند، که رژیم سابق نیز همین قوا را به اضافهٔ پشتیبانی قدرتهای بزرگ در اختیار داشت. متأسفانه در این میان قوه قضائیه که باید مظهر عدالت و بی طرفی باشد - خود را در باتلاقی گرفتار نموده که علاوه بر شکست استقلال و قداست خود حیثیت نظام و اسلام و کشور را در معرض هتک قرار داده است. ۴ اهدافی را که جناح حاکم و مخالف اصلاحات اساسی در سالهای اخیر از سرکوبها و قلع و قمع روزنامه نگاران دانشجویان روشنفکران و نخبگان جامعه و
مناسبت بازداشتهای سیاسی نیروهای ملی مذهبی به ۴۱۱ روحانیین آزادیخواه دنبال میکند بر همگان روشن است جناح حاکم برای حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی خود با هر نحو آزادیخواهی و اصلاح طلبی از هر قشر جامعه باشد برخورد میکند و توجه ندارد که این رویه نتیجه معکوس دارد. و ظاهراً شدت عمل اخیر در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری است که در پیش روست و هدف آنان کانالیزه کردن انتخابات به نفع خویش و کنار زدن قشرهای وسیعی از ملت است. در صورتی که کشور و دولت و انتخابات مربوط به همه ملت و حق همۀ آنان میباشد. اگر انتخابات در کانال خاصی بیفتد طبعاً انتخاب نبوده و شرکت در آن و تأیید آن در حقیقت امضای ابطال و تضییع حقوق دیگران میباشد. در همه کشورها و حتی کشورهای جهان سوم سعی میکنند هنگام انتخابات هر چند برای حفظ ظاهر از ایجاد بحران و جوّ خشونت و ارعاب پرهیز نمایند تا حیثیت انتخابات عمومی لکه دار نشود. اینجانب بارها گفته ام که نظارت استصوابی شورای نگهبان نیز به اساس انتخابات لطمه میزند و برخلاف روح قانون اساسی است. من که رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بودم خوب به یاد دارم که تصویب اصل ۹۹ در رابطه با نظارت شورای نگهبان بر انتخابات به منظور جلوگیری از دخالتهای ناروای مسؤولین و مجریان انتخابات در تعیین کاندیداها و یا نحوه انتخابات بوده همانگونه که در رژیم سابق وجود داشت نه اینکه خودِ شورای نگهبان نسبت به کاندیداها اظهار نظر نماید و افرادی را طرد نماید در متن اصل مذکور نظارت بر انتخابات ذکر شده نه نظارت بر کاندیداها ملت ایران الحمد لله نوعاً دارای رشد دینی و سیاسی میباشند و خودشان کاندیداها را بهتر میشناسند، و طبعاً منتخبین افراد صالح و متعهد و کارشناس میباشند. والسّلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته. ۱۳۸۰/۱/۲۱ قم المقدسة حسینعلی منتظری
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۱۳۸۰/۲/۱۸ بسم الله الرحمن الرحیم) محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی منتظری سلام علیکم، ضمن آرزوی سلامتی و توفیق برای آن وجود شریف خواهشمند است در صورت امکان به مسائل شرعی ذیل پاسخ فرمایید. با تشکر عزّت عالی مستدام باد خانواده های بازداشت شدگان اخیر احمدزاده، ارتضاء، اشفاق بازرگان بسته نگار بنی اسدی پدرام پیمان، توسلی، حجتی، رضایی رجایی، رحمانی، رفیعی، رئیس طوسی، سحابی، سرجمعی، صابر، صباغیان، علوی، علیجانی، عمرانی، غروی، اصفهانی، فرزدی کاظمیان، مسکین، مسموعی، منصوریان، مدنی، محمدی اردهالی، ملکی، نعیم پور، یوسفی اشکوری. بسم الله الرحمن الرحیم خانواده های محترم بازداشت شدگان سیاسی اخیر دامت توفیقاتکم پس از سلام و تحیت نامۀ شما که حاوی سؤالات شرعی پیرامون برخی مسائل قضایی اسلام بود واصل شد. ضمن آرزوی سلامت برای شما و برادران محترم بازداشت شده اخیر و آرزوی آزادی هرچه سریعتر آنان به پاسخ اجمالی سؤالات مطرح شده میپردازم:
زندان در اسلام و نفی مجازات زندان ] پرسش ۱- مفهوم زندان و زندانی در شرع مقدس چگونه تعریف شده است؛ و به طورکلی شرایط زندانی و حقوق او هنگام بازداشت، پیش از اثبات جرم و پس از آن، از دیدگاه شرع و قانون چیست؟ جواب زندان به شکل کنونی و رایج دارای مبنای دینی نیست و ریشه ای در تاریخ صدر اسلام ندارد، آنچه وجود داشته در موارد بسیار معدود و آن هم با وضعیت و شرایطی کاملاً متفاوت با زندانهای کنونی بوده است. در اسلام اصولا سه نوع زندان وجود دارد: ۱ زندان به عنوان حدّ مانند زندانی نمودن آمر به قتل دزد در مرتبه سوم دزدی پس از اجرای حد در دو مرتبه، قبل زن مرتد با شرایطی که برای آن گفته شده است. ۲ زندان به عنوان تعزیر نسبت به جرائم خاصی که حاکم شرع واجد شرایط میتواند مجرم را با شلاق یا زندان تعزیر نماید؛ که در این گونه موارد همان گونه که تعداد شلاق باید کمتر از حد باشد مقدار زندان نیز باید متناسب با همان تعزیر شلاق باشد که کمتر از حد است. تذکر این نکته لازم است که چون هدف اصلی از تعزیر، اصلاح و تنبه مجرم میباشد نه انتقام و کینه ورزی از این رو تعزیر منحصر به زندان و شلاق نیست بلکه دارای مراتبی است که از توبیخ و تهدید شروع میشود و آخرالامر نوبت به شلاق یا زندان میرسد. و بسا در شرایط کنونی دنیا امور دیگری غیر از شلاق و زندان در تنبه و اصلاح روحیه مجرمین بهتر مؤثر باشد که طبعاً باید از آنها استفاده نمود، به ویژه با توجه به مفاسد و اثرات مخرب زندان در زمان حاضر از جمله صرف بودجه های زیاد از بیت المال به هدر رفتن نیروهای کار و مولد جامعه تخریب و افساد روحیات افراد جوان در اثر معاشرت و حشر با مجرمین حرفهای از بین رفتن زمینه تنبه و اصلاح که هدف اصلی از تشریع زندان میباشد از بین رفتن احساس مسؤولیت نسبت به خود و جامعه، پایین بودن سطح بهداشت و سلامت اخلاقی و آموزشهای لازم و
از هم پاشیدن اساس خانواده های آنان و ..........
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۵۴۱۵ توسعه زندانها و پرکردن آنها به گونه ای که فعلاً رواج دارد هیچ دردی را از جامعه دوا نمیکند بلکه روز به روز بر مفاسد اجتماعی میافزاید و برخلاف شرع و عقل و منطق است و نتیجه معکوس دارد. زندان در دو مورد فوق به عنوان حد و (تعزیر باید پس از ثبوت جرم توسط محکمه صالح به تصدی مجتهد عادل آگاه باشد و پیش از آن به هیچ وجه زندانی نمودن متهم مشروع نیست زندان اکتشافی است یعنی زندانی نمودن متهم قبل از اثبات جرم برای تحقیق و کشف جرم آنچه از روایات و فتاوای فقها استفاده میشود قدر متیقن از این نوع زندان اتهام مربوط به قتل میباشد، آن هم حداکثر کمتر از هفت روز؛ در روایتی از امام صادق نقل شده است که فرمودند: «شیوه پیامبر چنین بود که فرد متهم به قتل عمد را شش روز زندانی مینمود اگر در طول این مدت اولیای مقتول دلیل و بینه ای برای اثبات قتل اقامه مینمودند مطابق موازین عمل میشد وگرنه او را آزاد مینمود.» (وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص (۱۲۱) و میتوان حکم اتهام تجاوز به حقوق مهمۀ دیگر را نیز از آن استنباط نمود در صورتی که شبهه فرار متهم وجود داشته باشد. و اما در اتهامات سیاسی شیوۀ حضرت امیرالمؤمنین الان چنین بود که مخالفان سیاسی و منتقدان خود را تحمل مینمود و تا زمانی که دست به سلاح نمیبردند و در عمل با آن حضرت دشمنی و خصومت نمیکردند برخوردی با آنان نداشت. در این رابطه به چند نمونه اشاره میشود - ۱- در کتاب «غارات» آمده است حضرت امیر عالی در رابطه با خریت بن راشد که از سران معروف خوارج بود و اعتراض عبدالله بن قعین به آن حضرت که چرا او را آزاد گذاشته ای و از او میثاق و تعهدی نمیگیری فرمودند: «اگر ما هرکس را به صرف اتهام دستگیر نماییم زندانها پر خواهد شد.» سپس فرمودند: «من بر خود روا نمیدانم که افراد را بازداشت و زندانی کنم مگر اینکه دشمنی خود را در عمل با ما اظهار دارند.» (غارات، ج ۱، ص ۳۳۵) توجه شود که «خریت مخالف سیاسی حضرت بود و جمعی را با خود همراه کرده بود و با زبان و گفتار مخالفت مینمود و از نظر احتمال دست بردن به سلاح متهم بود و مثل عبدالله بن قعین نیز از همین نظر به حضرت اعتراض داشت.
۲- در همان کتاب آمده است که علی فرمودند: «من کسی را به صرف گمان دستگیر و مؤاخذه نمیکنم و با کسی نمیجنگم جز کسی که با من مخالفت و نصب عداوت و عملاً اظهار دشمنی نماید...» (غارات، ج ۱، ص ۳۷۱) عبدالله بن کوّاء نیز از سران خوارج بود و در مسجد به هنگام نماز خواندن حضرت در نماز ایشان اخلال مینمود و به ایشان توهین میکرد، ولی حضرت شعارها و اهانتهای او را تحمل مینمود - ۴ در کتاب مصنف ابن ابی شیبه (ج ۱۵، ص ۳۲۷ از کثیر بن نمر نقل شده است که :گفت: روزی در نماز جمعه علی بودم و ایشان مشغول خطابه بود، ناگهان مردی (از خوارج) وارد شد و گفت: «لا حکم الا لله»، سپس دیگری آمد و همین شعار را اعلام نمود آنگاه عده ای دیگر از اطراف مسجد همین شعار را فریاد زدند، در این هنگام حضرت به آنان اشاره نمودند که بنشینید و فرمودند: «آری، من هم میگویم: لا حکم الا لله، ولکن این کلمه حقی است که از آن باطل طلب میشود، من در انتظار حکم خدا دربارۀ شما هستم اکنون شما بر من تا زمانی که با ما هستید سه حق دارید: حق استفاده از مساجد خدا برای عبادت و حق استفاده از بیت المال امکانات دولتی) ، و تا زمانی که اقدام مسلحانه نکنید با شما نمیجنگیم (حق امنیت در زندگی، س خطبه را ادامه دادند. سپس پیداست که مقصود حضرت از اینکه فرمودند تا زمانی که با ما هستید...» همراهی و حمایت آنان از ایشان و یا حتی عدم مخالفت و انتقاد نیست، بلکه عدم اقدام مسلحانه میباشد؛ سعه صدر و تحمل علی نسبت به مخالفان خود تا آنجا بود که حتی بعد از اقدام مسلحانه از سوی مخالفان هرگز از آنان به عنوان «منافق» یا «مشرک تعبیر نکرد بلکه میفرمود آنان برادران ما هستند که بر ما مسلحانه آوردند.» (وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۶۲) بنابراین بازداشتهای موقت رایج و به طورکلی زندان سیاسی مصطلح نه از نوع حدّ است و نه تعزیر و نه از نوع سوم یعنی اتهام بزرگی از قبیل خون، و از سوی دیگر با سیره معصومین همخوانی ندارد و چون برخلاف اصل اولی آزادی هر انسان و اصل برائت او میباشد، طبعاً مجوزی برای آن در شرع وجود ندارد. هجوم
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۵۴۱۷ و اگر گفته شود در بعضی موارد چنانچه متهم سیاسی بازداشت نشود نظام مختل پس کنند خواهد شد، از باب تزاحم اهم و مهم زندانی کردن او جایز بلکه واجب میشود، در جواب گفته میشود اختلال نظام اگر به معنای اختلال یا سست شدن قدرت بعضی اشخاص و حاکمان است اختلال آن مجوّز عدول از اصول اولیه ذکر شده و ارتکاب کار حرام نیست؛ و اگر به معنای اختلال حاکمیت مورد نظر مردم است که با رأی خود آن را انتخاب کرده اند، آزاد بودن هیچ فرد یا جمعی که فعالیت غیر مسلحانه میمعمولاً موجب چنین اختلالی در یک نظام پایدار مردمی نخواهد شد. و اما حقوق زندانی نیز در مواردی که حبس او جایز باشد مورد نظر و تأکید اسلام قرار گرفته است از جمله حفظ حیثیت و کرامت و حقوق انسانی او، مراعات نیازهای مادی و معنوی زندانی از قبیل بهداشت و تغذیه کافی و امکانات مناسب، امکان ملاقات زندانی به تنهایی با همسر خود لزوم توجه مسئولان جدید قضایی نسبت به اوضاع و احوال زندانیان گذشته، ضامن بودن حکومت در صورت کوتاهی و یا زیاده روی نسبت به حقوق زندانیان مراعات شؤون دینی زندانی، حق داشتن وکیل برای دفاع از حقوق خود و.... لازم به ذکر است که مشروح بحث مربوط به زندان در اسلام در کتاب «دراسات فی ولایة الفقیه» ج ۲، ص (۴۲۱ و ترجمه آن مبانی فقهی حکومت اسلامی» (ج ۴، ص ۲۵) بیان شده است. و اما حقوق زندانی و ضوابط زندان از نظر قانون در اصول ۳۲ تا ۳۹ قانون اساسی مورد توجه قرار گرفته است و اگر از باب فرض - برخی از مسؤولین بالای نظام اظهار بی اطلاعی نمایند از زندانهای کشور و سبک بازجوئیها و برخورد با زندانیان اینجانب به طور دقیق از رفتارها و برخوردهای خلاف به ویژه نسبت به زندانیان سیاسی مطلعم والرائد لا یکذب اهله - این برخوردها برخلاف عقل و شرع و صد درصد ظالمانه و موجب وهن نظام اسلامی است. و بر شخص رئیس جمهور محترم برحسب سوگندی که یاد کرده: «از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم اصل ۱۲۱ و بر مجلس شورای اسلامی که مطابق اصل ۷۶ حق تحقیق و تفحص در
تمام امور کشور را دارد واجب و لازم است که نسبت به این قبیل مسائل بی تفاوت نباشند بلکه به هر طریق ممکن جلوی این انحرافات را بگیرند و توجه نمایند که: الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم. اقرار در زندان و اقرار ناشی از فشار یا تهدید ارزش شرعی و قانونی ندارد ] پرسش ۲- در قضای اسلامی شرایط صحت اعتراف چیست؟ آیا اقرار کسی نسبت به دیگری نافذ است؟ اقرار فرد نسبت به خود دارای چه شرایطی است؟ آیا گرفتن اقرار از متهمان زندانی تحت فشارهای روحی و شکنجه های روانی پس از تحمل چندین ماه زندان انفرادی، به لحاظ شرعی معتبر است؟ جواب: اقرار بر دوگونه است: یکی برای ثبوت جرم و دیگری برای کشف امر مجهول، در مورد اول باید گفت یکی از راههای ثبوت جرم اقرار متهم علیه خودش میباشد؛ ولی اقرار شرایطی دارد و از جمله اینکه در حالت طبیعی و عادی و آزادی کامل و بدون اکراه و تهدید باشد. امام صادق از حضرت امیر نقل نموده که فرمودند: «هرکسی در حال ترس، یا در زندان یا در اثر تهدید و یا در حالی که او را عریان نموده باشند به چیزی اقرار نماید نباید بر او حد جاری شود.» (وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص (۴۹۷ همچنین آن حضرت فرمودند: «هرکس در اثر ترساندن یا کتک خوردن و یا در زندان به چیزی اقرار نماید بر او حد جاری نمیشود.» (دعائم الاسلام، ج ۲، ص (۴۶۶) روایات دیگری نیز در این مورد وارد شده است که میتوان به کتاب دراسات فی ولایة الفقیه و کتاب «مبانی فقهی حکومت اسلامی» مراجعه نمود. لازم به ذکر است تعبیر به «حد» در این روایات اختصاص به حد مصطلح ندارد و شامل «تعزیر» نیز میگردد، و بر فرض اختصاص به طریق اولی و با تنقیح مناط موارد تعزیرات را نیز در بر میگیرد. بنابراین هر اقراری که ناشی از تهدید فشار روحی و جسمی، نگاه داشتن در زندان و امثال آن هرچند تحت عنوان تعزیر باشد اعتباری ندارد، اصولاً در شرع مقدس تعزیر پس از ثبوت جرم است نه برای اثبات جرم
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۴۱۹ همچنین اقرار باید از روی اراده و اختیار و یقین و بدون هرگونه القایی باشد لذا اقراری که در اثر تلقین های مکرر بازجو در یک فضای خاص روحی، و یا مثلاً در اثر هیپنوتیزم یا خوراندن داروهای خاص از زندانی گرفته میشود، از نظر شرع و قانون هیچ گونه اعتباری ندارد و مرتکب آن مجرم است. اقرار علیه دیگری نافذ نیست ] و اما اقرار و اعتراف شخص بر علیه دیگری در هیچ حالی حتی اگر از روی اکراه و ترس یا تلقین و مانند آن نباشد نافذ و معتبر نخواهد بود؛ و هیچ محکمه صالحی نمیتواند کسی را با اقرار و اعتراف دیگری بازداشت و یا محکوم نماید. مگر اینکه شهادت دو مرد عادل با شرایط آن در میان باشد. اما در مورد گرفتن اقرار برای امر، مجهول چنانچه از روی تهدید یا فشار روحی و یا تعزیر باشد، نه برای محکومیت اقرارکننده اعتبار دارد و نه اساساً شرع مقدس چنین اجازه ای داده است. ممکن است گفته شود اگر قاضی واجد شرایط تشخیص داد که کسی مطالب مهمی را میداند که در راستای مصالح نظام اسلامی یا حفظ حقوق لازم المراعات قرار دارد و از اظهار آنها خودداری میکند در این صورت میتواند آن شخص را مورد تعزیر یا تهدید و فشار قرار دهد زیرا اظهار آن مطالب بر او واجب و ترک آن حرام میباشد، و طبعاً برای ترک واجب مستحق تعزیر خواهد بود؛ لکن این بیان از دو جهت مورد اشکال است: ۱- اساس این سخن بر حجت بودن علم قاضی استوار است، و این مسأله محل اختلاف میباشد. ۲- اینکه قاضی باید این معنا را احراز کند که شخص مورد نظر نیز اظهار آن مطالب را بر خودش واجب میداند و از روی عناد با حق آنها را کتمان میکند، تا بتواند به خاطر ترک واجب او را تعزیر نماید؛ و احراز این موضوع برای قاضی ممکن نیست، زیرا او نمیتواند از ضمیر آن شخص نسبت به این امر مطلع شود.
را بنابراین در صورتی که قاضی یقین هم داشته باشد کسی مطالب نافع و مهمی میداند شرعاً نمیتواند او را تعزیر نماید تا چه رسد به اینکه قاضی گمان یا شک داشته باشد. بازجویی شبانه شرعاً جایز نیست ] پرسش - آیا بازجویی های طولانی به ویژه در نیمه های شب از متهم جهت اقرار شرعاً جایز است؟ جواب بازجوییهای طولانی و یا در نیمه های شب که موجب سلب تعادل روحی و جسمی زندانی میباشد از مصادیق شکنجه است که هیچ مجوز شرعی و قانونی و انسانی ندارد و هر گونه اعترافی که در این حال از متهم گرفته شود علاوه بر اینکه ظلم و گناه است برای هیچ محکمه صالحی نمیتواند مدرک و دلیلی برای مجرم بودن آن شخص یا دیگری به حساب آید. - . مفهوم، براندازی محاربه بغی، افساد و ارتداد ] پرسش ۴ مفهوم براندازی در شریعت اسلام چگونه تبیین میشود، و اصولاً آیا این مفهوم با مفاهیمی همچون «محاربه»، «بغی»، «افساد» و یا «ارتداد» در ارتباط است؟ جواب آنچه در قرآن و اخبار وارده دیده میشود عناوین «محاربه»، «بغی»، «افساد» و «ارتداد» است. در تعریف و تبیین عناوین فوق بین مفسران و فقها اختلاف زیادی وجود دارد و هر کدام با دیدگاه خاص خود و تمسک به شواهد گوناگون مفهوم خاصی از عناوین فوق را ارائه دادهاند که این نوشته گنجایش آن مباحث را ندارد. از طرف دیگر بر اساس یک قاعده قطعی و مورد قبول همۀ فقهای اسلام در امور مربوط به نفوس و اموال و آبروی افراد باید حداکثر احتیاط و دقت را نمود، و در مواردی که از نظر مفهوم یا مصداق شکی وجود دارد باید به قدر متیقن آن اکتفا نمود. بر این اساس قدر متیقن از معنای «محاربه عبارت است از موردی که فرد یا افرادی به منظور افساد و ترساندن و سلب امنیت مردم با استفاده از سلاح و قدرت نظامی اقدام عملی نمایند در حقیقت استفاده از سلاح و و اتکا به آن جزو ذات معنای
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۵۴۲۱ محاربه که از ریشهٔ حرب است - میباشد. طبق این معنا هرگونه ارعاب و ترساندنی که از ناحیه فرد یا افراد مسلح و یا از طرف حکومتها با اتکا به نیروی نظامی آنها در جهت اخلال امنیت عمومی و ارعاب آنان انجام شود و برای افساد و برهم زدن آرامش و تعادل روحی مردم و سلب آزادی آنان باشد مصداق محاربه خواهد بود. اما عنوان «بغی» مهمترین مدرک معتبر آن آیه ۹ از سوره حجرات است: و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما فان بغت احدیهما علی الاخری فقاتلوا الّتی تبغی حتی تفیئ الی أمر الله نکاتی در این آیه قابل توجه است که عبارتند از: ۱- «بغی» در لغت به معنای تلاش و طلب توأم با تجاوز از حد اعتدال و میانه روی است. و در کتب فقهی به معنای خروج بر امام معصوم یا امام عادل تفسیر شده است. ظاهراً در ذات معنای «خروج» استفاده از سلاح نهفته است، پس به هر تجاوز از اعتدال هر چند بدون سلاح باشد خروج صادق نیست. ۲ - شهید اوّل در متن لمعه «بغی» را در خروج بر امام معصوم منحصر نموده است، و محقق و صاحب جواهر آن را به خروج از اطاعت امام عادل تفسیر نموده اند (جواهر الکلام، ج ۲۱، ص (۳۲۴ ولی از ظاهر آیه شریفه و اطلاق آن چهار مورد استفاده میشود که ظاهراً بغی همه آنها را شامل میگردد: الف تجاوز مسلحانه یک طایفه از مؤمنین بر طایفهٔ دیگر ب تجاوز مسلحانه طایفه ای از مؤمنین بر حاکمیت حق ج تجاوز مسلحانه حاکمیت بر طایفه ای از مؤمنین د تجاوز مسلحانه دولتی مسلمان بر دولت مسلمان دیگر. بحث استدلالی این موضوع در این نامه مختصر نمیگنجد. در معنای واژهٔ «بغی» عصیان و سرکشی از حق و طلب باطل نهفته است. طبق این معنا بغی در موردی صادق است که حق و باطل روشن و شفاف بوده و فرد یا گروهی از روی علم و عمد حق را نادیده گرفته و با زور سلاح بر اهل حق تجاوز نمایند. بنابراین اگر طرفین نزاع در فهم حق و تشخیص آن اختلاف دارند، بعید است مصداق بغی و عنوان «باغی» صدق کند.
۴ برای «بغی» حد خاصی در آیه شریفه و روایات تعیین نشده؛ بلکه تنها مجازات آن ادامۀ برخورد نظامی با شخص یا گروه باغی تا هنگامی که در عمل تسلیم حق شود، ذکر شده است. بنابراین اگر شخص یا گروه باغی در عمل حقانیت حاکمیت یا گروه دیگر را پذیرفتند هیچگونه مزاحمت و مجازات دیگری نباید در مورد آنان اعمال گردد. کرده اند: شیخ طوسی و عده ای دیگر از فقها برخورد با بغاة را به سه شرط مشروط الف اینکه آنان عده زیاد و در محل امن و غیرقابل نفوذ باشند، به طوری که بدون قتال و جنگ نتوان به آنان دست یافت. پس اگر جمعیتی کم و ناتوان باشند باغی نیستند. ب اینکه به دور از دسترس حکومت، باشند مثلاً در یک منطقه جدا از حاکمیت مستقر باشند. ج اینکه بغی آنها بر اساس یک تفکر و اعتقادی خاص باشد. این قید برای خروج راهزنان و قطاع الطریق از مصداق بغاة میباشد. (مبسوط، ج ۷، ص ۲۶۴) هر چند شرط اول و سوم برخلاف ظاهر آیه شریفه، است، ولکن مطابق با احتیاط مورد نظر شارع میباشد. بنابراین به طور کلی میتوان :گفت: «بغی» تجاوز مسلحانه گروهی از مسلمانان بر گروه مسلمان دیگر و از بین بردن حقوق آنان میباشد و خروج بر امام معصوم یا عادل فقط یکی از مصادیق آن به شمار میآید. اما «افساد فی الارض» به معنای کاری است که موجب خارج کردن جامعه از حالت اعتدال باشد به گونه ای که امنیت و آسایش مردم را برهم زند و زندگی سالم انسانها را مختل نماید. در کتاب مفردات راغب آمده است: «فساد خارج شدن هر چیز است از اعتدال، خواه به اندازه کم باشد یا زیاد ظاهراً در معنای افساد وجود سلاح لحاظ نشده است بلکه شامل هرکاری است که با قصد و علم و آگاهی نوعی فساد اجتماعی را در جامعه پایه ریزی یا تشدید، نماید و امنیت اجتماعی و اقتصادی را سلب نماید. پس در صدق افساد قصد افساد در جامعه و علم به تأثیر کار مورد نظر شرط میباشد.
پاسخ به سؤالات شرعی خانواده های بازداشت شدگان سیاسی ۴۲۳ بنابراین افساد نیز مانند هر گناه دیگری که موجب حد است از عناوین قصدیه میباشد و باید با قصد و علم و آگاهی انجام شود؛ لذا هرگونه فعالیتی که موجب مفسده عمومی در جامعه میشود اگر بدون قصد افساد و بدون علم و توجه باشد، بلکه به انگیزه های دیگری انجام شود حکم افساد بر آن مترتب نیست. همچنین در صورتی که احراز شود قصد افساد یا علم به تأثیر عمل مربوطه در بین بوده است ولکن محدوده فعالیت آن چنان وسیع و گسترده نبوده که بر آن «افساد فی الارض» صدق نماید مشمول حکم مفسد نخواهد شد. لازم به ذکر است در مورد مفسد فی الارض بین مفسرین و فقهای اسلام اختلاف وجود دارد که آیا عنوان آن مستقل و جدای از عنوان محارب دارای احکام مربوطه است یا اینکه افساد قید و شرط است برای ترتب حکم محارب؛ و بعید نیست محارب مصداقی از مفسد فی الارض، باشد که در این صورت حکم در آیه مترتب بر افساد فی الارض خواهد بود. و اما درباره ارتداد ظاهر این است که این عنوان در موردی است که حق و هدایت برای شخص روشن و واضح باشد و با این حال از روی عناد آن را انکار نماید. این معنا از ظاهر آیه شریفه ان الذین ارتدوا علی أدبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سوّل لهم... (سوره، محمد آیه ۲۵ به خوبی استفاده میشود. در این رابطه اینجانب قبلاً به صورت مشروح مطالبی را بیان داشته ام، مراجعه ۶ شود. نشریه) ، کیان شماره های ۴۵ و ۴۷؛ و نیز رساله توضیح المسائل مسائل ۳۲۱۰ و ۳۲۱۱ چاپ جدید). و اما در مورد عنوان «براندازی باید گفت این عنوان هیچگونه ارتباطی با عناوین «محاربه»، «افساد فی الارض» و «ارتداد ندارد و ظاهراً از مصادیق «بغی» است و به وجه فعالیتهای سیاسی اعم از انتقاد تجمع سخنرانی، مقاله نویسی و حتی تظاهرات آرام در انتقاد از حاکمیت را شامل نمیگردد و صرفاً حمله مسلحانه برای براندازی حکومت مورد رضایت مردم را در بر میگیرد زیرا تجاوز مسلّحانه و طغیان با علم و آگاهی و قصد از مقوّمات بغی است و فعالیتهای غیر مسلحانه یا مسلحانه بر علیه حکومت ظالم برای احقاق حقوق حقه بغی نیست در این زمینه اینجانب به تفصیل در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه» سخن گفته ام.