کتابها ‹ دیدگاهها - جلد اول ‹ بخش ۹
دیدگاهها - جلد اول
بخش ۹ از ۱۸پاسخ به پرسشهای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بسمه تعالی محضر آیتالله العظمی منتظری با سلام ۱۳۷۹/۱۰/۲۲ به عرض میرساند سؤالات و شبهات زیادی اذهان جوانان و دانشجویان جامعه ما را به خود مشغول کرده و یکی از این سؤالات که زمینه ساز تزلزل ایمان مذهبی بسیاری شده مرزبین ماهیت دین و دین حکومتی که توجیه گر قدرت و تطهیر کننده اعمال کارگزاران میباشد است. جنابعالی تجربه تلخ سالها، زندان شکنجه و تبعید در رژیم گذشته را و حکومتی که خود یکی از بنیانگذاران آن بوده دارید و با امور حکومتی طی سالهای قائم مقام رهبری آشنا میباشید و به سبب اعتراض به عملکرد کارگزارانی که حقوق مردم را نادیده میانگاشتند از قائم مقامی برکنار و از حقوق اساسی محروم شدید. طی یازده سال مقاومت در مقابل تمامیت خواهان و تحمل هرگونه محرومیت و زندان خویش و دوستانتان دست از دفاع از اسلام و حقوق مردم برنداشتید. با توجه به این پیشینه تجارب گرانبهایی در این راه سخت و پرفراز و نشیب کسب نموده، لذا ضروری است این تجارب گران قیمت به نسل جویای حقیقت، صداقت، حریت و مردانگی و.... منتقل شود. ۶ همانگونه که مستحضر هستید عملکرد و سیاستهای طی سالهای گذشته به نام دین انجام شده است. در یک بررسی اجمالی از وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی فرهنگی و حقوق فردی جامعه ایران طی سالهای اخیر این نتیجه به دست میآید که این عملکردها مبتنی بر این فرضیه بوده است «حفظ قدرت به هر قیمتی مجاز است. در راستای اثبات این فرضیه منافع ملی، منابع انسانی، مادی و تقسیم بودجه کشور بین خودیها و به قتل رساندن مخالفین و زندانی کردن منتقدین و تبدیل شدن حقوق اساسی و طبیعی انسانها به مزاحی و نیز عملکرد قوه قضائیه نیازی به بیان ندارد. همۀ این اعمال به اسم دین صورت گرفته است و مناصب عالی از رهبری تا قوای سه سه گانه دست روحانیون میباشد و قانون اساسی نیز عصارۀ دین معرفی میشود پس موفقیت و ناکامیها در کارنامه دین ثبت خواهد شد. در
عکس العمل طبیعی این جریان شکل گیری روند دین گریزی در سطح جامعه است برای نمونه در محیط های دانشگاهی هر عملی که رنگ مذهبی داشته باشد جاذبه و مقبولیت خود را از دست داده است و حتی دیده میشود بسیاری سعی دارند نمود و ظاهر مذهبی خود را پنهان کنند. آنچه موجب امیدواری است وجود انسانهای شریفی است که با عمل خود «قرائت رسمی دین حکومتی» و «تئوری حفظ قدرت به هر قیمتی واجب است را نقد کرده اند، گرچه چهار سال زندانی شدن حضرتعالی به خاطر چند انتقاد برای انسانهای آزاده بسیار تلخ و ناگوار است اما موجب دلگرمی نیروهای انقلابی و نقد قرائت حکومتی از دین و نیز سرافرازی روحانیت و مرجعیت شیعه در تاریخ خواهد شد. (۱) غیر از حضرتعالی عده ای از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی از جمله انسان دلسوزی چون مهندس عزت الله سحابی به اتهام یک سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر در زندان به سر میبرد. با توجه به مقدمات فوق سؤالات بدین شرح میباشد: - ۱ در مقابل کسانی که در اثر عملکرد متولیان امور کشور اسلام را مسؤول نابسامانی ها و متهم به طبیعت استبدادی میکنند چه پاسخی میتوان داد؟ ۲- ما جوانان مسلمان معتقد به انقلاب نیز شاهد نابسامانیهای، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نادیده گرفته شدن حقوق اولیه انسانی به نام اسلام هستیم در اثر این مسائل دچار نوعی دوگانگی و شک و ناامیدی به آینده و توانمندی دین در اداره جامعه شده ایم جهت رفع این حالت و احساس امید به آینده چه باید کرد؟ حکومتها چون مسافری هستند که باید سیکلی را طی کنند پس از آن به تاریخ میپیوندند، گرچه حضرتعالی از همان ابتدا با اعتراض به عملکرد دادگاهها و اطلاعات و.... حساب خود را جدا کردید اما جنابعالی یکی از بنیانگذاران و دومین شخصیت انقلاب بوده اید و از سوی دیگر با تلاش شما نظریهٔ «ولایت فقیه» در قانون اساسی گنجانیده شد و طی مباحثی آن را نظریه پردازی نموده اید، برای این مسائل چه پاسخی میتوان داد؟ در پایان توفیق و آزادی شما و همه دربندان آزاده را از خداوند متعال خواهانیم. به امید عزّت و سربلندی ایران اسلامی جمعی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ۱۳۷۹/۱۰/۱۵ - ۱ بازداشت خانگی آیتالله منتظری تا زمان ارسال نامه و پرسشهای دانشجویان بیش از سه سال به طول انجامیده بود و پس از آن نیز همچنان ادامه داشته است.
پاسخ به پرسشهای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر جدا کردن حساب عملکرد مسؤولان از اسلام] بسم الله الرحمن الرحیم آقایان دانشجویان عزیز پس از سلام و تحیت ۵۳۴۱ جواب ۱ : تأثیر عملکرد منفی برخی متصدیان امور در قضاوت عمومی ملت و بدبینی آنان نسبت به اسلام و حکومت قابل انکار نیست زیرا امروز نوعاً کارها از ناحیه مسؤولین به نام اسلام انجام میشود و طبعاً تاوان آن را باید اسلام بپردازد. ولی انتظار میرود دانشجویان و علاقه مندان حساب عملکرد مسؤولین را از حساب اسلام عزیز جدا .نمایند اسلام دارای مصادر و الگوهای شفاف و روشن میباشد علاوه بر قرآن کریم و نهج البلاغه امیرالمؤمنین و اخبار معتبر و صحیح عملکرد و سنت پیامبر و ائمه معصومین باید ملاک قضاوت ما باشد. تقدم حفظ ارزشها بر حفظ حکومت ] درست است که تحوّل زمان و شرائط اجتماعی تفاوت بارزی بین زمان ما و زمان آن بزرگواران به وجود آورده است ولی در عین حال رفتار و گفتار آن بزرگواران میتواند برای همه اعصار در همه زمینه ها الگو و سرمشق باشد. هیچگاه آن حضرات به حکومت و نظام سیاسی به دیده مطلوب بالذات و هدف اصلی نمینگریستند، بلکه نظام سیاسی را وسیله ای برای تحقق ارزشهای معنوی و ضوابط اخلاقی و اجتماعی میدانستند و در مرحلهٔ تعارض بین آن دو قدرت و حکومت خود را فدای ارزشها مینمودند. ما اگر به همین یک نکته توجه کرده بودیم و آن را ملاک تصمیم گیریها قرار داده بودیم امروز مواجه با بدبینی ها و دین گریزی نسل جوان و متهم شدن حاکمیت اسلام به استبداد نبودیم. طبیعی است هنگامی که افرادی دلسوز و منتقدانی صاحب نظر و آزادی خواه نظیر آقای مهندس سحابی و سایر آزادی خواهان در بند با داشتن سوابق
مبارزاتی و عشق به انقلاب اسلامی به خاطر اظهار نظر و انتقاد از عملکرد حاکمیت زندانی و یا از حقوق اجتماعی محروم میشوند اسلام و حکومت دینی به استبداد و تجاوز به حقوق ملی متهم میشود. جواب ۲ : همانگونه که گفته شد نباید کارهای خلافی را که به نام اسلام از ناحیهٔ متصدیان امور انجام میشود به حساب اسلام و حکومت اسلامی گذاشت بلکه لازم است تفکر و گفتار و رفتار خود را با کتاب و سنت و معیارهای اصیل اسلامی منطبق نماییم. ولایت فقیه را با نفی حقوق ملت استبدادی جلوه دادند ] جواب ۳ : آری ولایت فقیه با تلاش و فعالیت اینجانب و مرحوم شهید بهشتی و چندتن دیگر از خبرگان در قانون اساسی گنجانده شد. زیرا اصل ولایت فقیه به طور اجمال و نیز ضرورت آن به معنای صحیح و معقول از مسائل اساسی فقه اسلامی بود و عقل و کتاب و سنت بر صحت آن دلالت میکرد. ولی معرفیهای اغراق آمیز نسبت به آن و مطلق نگری و استفاده های ناصحیح و بیجا از آن و عدم توجه به سایر اصول قانون اساسی و از جمله فصل حقوق ملت آن را به صورت یک نهاد استبدادی نشان داد و موجب بروز تضاد و چالشهای فراوان در اداره کشور گردیده و خسران و زیانهایی را به دنبال داشته است. در این رابطه شما جوانان را به پاسخهایی که اخیراً به چند پرسش در تاریخ ۱۳۷۹/۱۰/۱۷ نگاشته ام ارجاع میدهم. ان شاءالله سالم و موفق باشید. ۱۳۷۹/۱۰/۲۲ قم المقدسة حسینعلی منتظری
اتهامات ناروای آقای مصباح یزدی به نیروهای ملی مذهبی پاسخ به پرسشهای رادیو بین المللی فرانسه ۱۳۷۹/۱۰/۲۵ حضور حضرت آیتالله العظمی منتظری مدظله العالی با سلام خواهشمندم به پرسشهای اینجانب پاسخ بفرمایید. آیتالله مصباح یزدی در نماز جمعه دیروز گفتند روشنفکران دینی و ملی مذهبی ها علی رغم اعتقاد به خداوند و توحید او از آنجا که در اوامر خداوند چون و چرا میکنند همچون ابلیس اند و هر حکمی که برای ابلیس جایز است باید برای اینها نیز قائل بود. پرسش ۱ : همسان شمردن روشنفکران دینی و افراد ملی مذهبی با ابلیس از نظر جنابعالی از نظر دینی قابل قبول است؟ پرسش ۲ : آیا عدم اطاعت از حکومت کنونی ایران را میتوان با عدم اطاعت از احکام الهی برابر دانست؟ پرسش ۳ : مجازات ابلیس طرد و سنگسار است آیا سخنان آیتالله مصباح یزدی را میتوان به عنوان فتوای قتل علیه روشنفکران دینی و افراد ملی مذهبی تلقی کرد؟ با احترام مسؤول بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه بسم الله الرحمن الرحیم مسؤول محترم بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه پس از سلام و تحیت پاسخ پرسش :اوّل گفته ایشان هیچ قابل پذیرش نیست؛ ایشان متأسفانه به محض اینکه بسا یک فرد ناآگاه در یک مورد تعبیر ناروایی داشته باشد همه آزادیخواهان
متعهد را با سابقه خوب و درخشانی که در دفاع از اسلام و انقلاب داشته اند به تهمتهای ناروا متهم مینماید و طبعاً احکام ناعادلانه دادگاه انقلاب را در حق آنان تأیید میکند؛ در صورتی که در دین مقدس اسلام و سیره پیامبر و امیر المؤمنین الا این قبیل محاکمات سیاسی به منظور تصفیه حسابهای شخصی یا گروهی وجود ندارد. این قبیل محاکمات سیاسی در رژیم سابق نیز وجود داشت و همه ما آنها را محکوم میکردیم و چون فعلاً به نام اسلام انجام میشود موجب دین گریزی ملت خواهد بود. پاسخ پرسش دوّم: منشأ اشتباه این است که چند نفری را که متصدی حکومت هستند تجسم اسلام و نظام پنداشته و انتقاد از افراد را انتقاد از اسلام و نظام میپندارند. پاسخ پرسش سوّم اگر ایشان در تعبیراتشان چنین قصدی داشته باشند قضاوتی است ظالمانه و برخلاف عقل و شرع اینگونه قضاوتهاست که دین را کانون خشونت معرفی میکند و نسل جوان را از دین بیزار مینماید. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۷۹/۱۰/۲۵ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بسمه تعالی حضرت آیتالله العظمی منتظری ۱۳۷۹/۱۱/۷ با عرض سلام و آرزوی طول عمر و ادامۀ توفیقات خواهشمند است نظر خود را راجع به موارد زیر اعلام فرمایید. ۱ آیا اعمال شکنجه جسمی یا روحی و تعزیر در جهت گرفتن اقرار از متهم شرعاً صحیح است؟ - ۲ آیا اقرار اخذ شده به روشهای فوق معتبر است؟ محاکمات اخیر سیاسی در کشور همانند محاکمه تعدادی از روشنفکران، روزنامه نگاران، دانشجویان و روحانیون به جرم سخنرانی، شرکت در کنفرانس و.... در چهارچوب قوانین قضایی اسلامی (ظاهراً) انجام میگردند. لطفاً نظر خود را در این مورد بفرمایید. شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر پیرامون اقرار از متهم در شرایط غیر عادی و محاکمات سیاسی از نظر اسلام ] پس از سلام بسمه تعالی - ج -۱ جایز نیست و مصداق بارز ظلم میباشد. ج ۲- هیچگونه ارزش و اعتبار شرعی و قانونی ندارد.
ج ۳- همانگونه که بارها تذکر داده ام ما در دستورات اسلام و در سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین عالان این گونه محاکمات سیاسی نداریم و موجب تشتت و اختلاف کلمۀ مسلمین میگردد آن بزرگواران از تذکر و انتقاد استقبال میکردند. امیرالمؤمنین با اینکه از نظر ما معصوم میب باشد در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه سخنی دارد که ترجمۀ آن چنین است رفتار شما با من به گونه تساهل و تسامح نباشد، مپندارید شنیدن حق برای من سنگین است و انتظار ندارم مرا بزرگ شمارید، زیرا کسی که شنیدن حق و عدالت برای او سنگین باشد عمل به آن دو برای او سنگین تر است پس از گفتار حق و راهنمایی به عدالت دست برندارید، که من خود را بالاتر و ایمن از خطا نمیپندارم مگر اینکه خدا مرا کفایت فرماید.» ان شاءالله سالم و موفق باشید. ۱۳۷۹/۱۱/۷ حسینعلی منتظری
۱۳۷۹/۱۱/۹ (۴۲) پاسخ به پرسشهای جمعی از دانشجویان تهران حضور محترم حضرت آیتالله منتظری دامت برکاته سلام علیکم و رحمة الله سالهاست که رویه ای در سیستم امنیتی انتظامی و قضایی باب شده که اساس آن گرفتن اقاریر و اعترافات از زندانیان در شرایط ویژه ای است که بی تردید حضرتعالی از نحوۀ آن فشارها بی اطلاع نیستید. چرا که شما هم شرایط سخت زندان را درک کرده اید. لذا سؤالات زیر در رابطه با موضوع فوق مطرح میباشد: ۱ - آیا چنین اقاریری دارای ارزش حقوقی و قضایی میباشند؟ ۲- آیا اینگونه اعتراف و اقرار گرفتن با ارزشهای دینی مطابقت دارد؟ شایعات فراوانی در مطبوعات به چشم میخورد بیانگر این مسأله که دستهایی در پی خدشه دار ساختن چهره های مردان صدیق و خدمتگزار نسبت به ملت و مردم از طریق وارد ساختن فشارهای فراوان روحی و... به آقایان مهندس سحابی علی افشاری و سعید منتظری، با ساختن فیلم هویت دوّم میباشند. با توجه به لزوم رعایت شأن و کرامت انسانها که اسلام بر آن صحه گذارده آیا زمان آن فرا نرسیده که برای همیشه به این شیوه ها که بر کرامت انسان ضربه وارد میسازد خاتمه داده شود؟ تا رنج و آلام کسانی که در گذشته نیز در زیر این نوع فشارها اقاریر و اعترافات تحمیلی داشته اند نیز التیام یابد؟! ۱۳۷۹/۱۱/۸ جمعی از دانشجویان تهران
پس از سلام و تحیت اقرار گرفتن از افراد در شرایط ویژه ] بسم الله الرحمن الرحیم ج ۱- برحسب احادیث مستفیضهٔ وارده از طریق شیعه و سنی اینگونه اقرارها هیچ گونه اعتبار و ارزش شرعی ندارد و ترتیب اثر بر آنها جایز نیست. برای تفصیل میتوان به کتاب دراسات فی ولایة الفقیه» ج ۲، ص ۳۷۸؛ و «مبانی فقهی حکومت اسلامی ج ۳، ص ۵۷۷ مراجعه نمود. ۲ جایز نیست و مصداق بارز ظلم میباشد بلکه حبس طولانی نیز به مجرد اتهام جایز نیست زیرا آزادی و امنیت اجتماعی را متزلزل میکند. و اصل اوّلی بر برائت انسانهاست. در حدیث معتبر از امام صادق لا نقل شده که رسول خدا شخص متهم به خون را شش روز حبس میکرد اگر اولیای مقتول دلیل محکمی اقامه نمیکردند او را رها مینمود. رعایت شأن و کرامت انسانها ] ج ۳- همانگونه که بارها یادآور شده ام این قبیل بازداشتها و فشارها و محاکمات سیاسی برخلاف موازین اسلامی و سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین اللا میباشد؛ آن بزرگواران از تذکرات و انتقادات استقبال میکردند و حرمت انسانها و کرامت آنان را رعایت و گفته های مخالفین را تحمل مینمودند. و تا هنگامی که مخالفین دست به حمله مسلحانه نمیزدند مزاحم آنان نمیشدند و حتی حقوق آنان را نیز از بیت المال قطع نمیکردند در رژیم سابق این قبیل بازداشتها و محاکمات وجود داشت و دیدیم که نتیجه معکوس داد. متأسفانه اینک این قبیل کارها به نام اسلام و به بهانه حمایت از ارزشهای دینی انجام میشود و در نتیجه نسل جوان را از
پاسخ به پرسشهای جمعی از دانشجویان تهران ۳۴۹ اسلام و دین بیزار می.کند و چهره نورانی شریعت سمحه سهله اسلام را در جهان تاریک و مشوّه نشان میدهد. - ج ۴ فیلم ننگین هویت را یک بار برای افراد مسلمان و متعهد نسبت به انقلاب و کشور ساختند و آنان را به اتهامات ناروا متهم نموده و با آبروی بندگان خدا بازی کردند، در صورتی که آبروی مسلمان همچون خون او محترم است. و در حدیث از رسول خدا نقل شده که آیا شما را خبر ندهم به بدترین شما؟» عرض کردند: آری ای رسول خدا فرمودند: «سخن چینان تفرقه افکنان بین دوستان و جویندگان عیب برای افراد بری و بیگناه». (کافی، ج ۲، ص ۳۶۹) صحیح بجاست متصدیان امور به جای اینگونه کارهای تخریبی و مخالف مصالح ملی به خود آیند و در و در رفتار خویش تجدیدنظر کنند و توجه نمایند که زیربنای حکومت، ملت است؛ و با این خشونتها فاصله بین دولت و ملت روز به روز عمیق تر میگردد. و به اصطلاح معروف در ضرر از هر جا برگردیم به نفع است. سیاست و اداره کشور باید بر اساس عقل و عاطفه باشد نه بر اساس لجاجت و انتقام. والسّلام علیکم وعلی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۱۱/۹ قم المقدسة - حسینعلی منتظری
۱۳۷۹/۱۱/۱۴ (۴۳) پاسخ به استفتاء در مورد گفتگوی تمدنها بسمه تعالی ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی اح حضور محترم حضرت آیتالله العظمی منتظری دام ظله با عرض سلام و آرزوی سربلندی اسلام و مذهب اهل بیت و سلامتی حضرتعالی، همان طورکه استحضار دارید مبحث گفتگوی تمدنها از طرف ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد گردیده است که مورد استقبال جهانی قرار گرفته است لذا یکی از اولویت کاری این مرکز با استفاده از طلاب و فضلا، تحقیقات جامع در این زمینه میباشد. از آنجا که نظر آن جناب راهنمای روشنی برای ما خواهد بود، استفتائات ذیل جهت جواب شافی تقدیم میگردد: ۱ - گفتمان بین علما و تمدنها و مبادلات فرهنگی که موجب رفع کدورت بین المللی میشود چه حکمی دارد؟ - ۲- استفاده از کلمۀ جامعۀ مدنی بر اساس مدینة الرسول دارای چه حکمی میباشد؟ آیا ایجاد زمینه در رسانه های گروهی و تمهیداتی که منجر به طرح نظریات دیگران میشود ۴- سازمانهای بین المللی غیر مسلمان که شعار و اهداف ما را قبول، دارند، همکاری با آنان چه حکمی دارد؟ ۵- قرن حاضر را قرن گفتگوی تمدنها مینامند که ثمره آن صلح و سلام است، آیا تبلیغ و ترویج این نحو گفتمان جایز است؟ ۶- چنانچه گفتگوی آزاد و تمدنها موجب طرح و شناخت اسلام در جوامع غیر مسلمان گردد، جایز است؟
چنانچه ممنوعیت و یا آزادی تبلیغ ادیان و تمدنها موجب مقابله به مثل آنان برای مسلمان داخل آن کشور شود آیا به این دلیل میتوان آنها را آزاد گذاشت؟ یکی از افتخارات، قرآن اسلام و مذهب شیعه مناظرات آنها میباشد، آیا این مربوط به اصول دین است و یا محدودیتی ندارد؟ و علی فرض اینکه محدودیتی ندارد تحت عنوان گفتگوی تمدنهاست یا گفتگوی ادیان؟ با تشکر فراوان مرکز مطالعات و پژوهشهای راهبردی آسیا پس از سلام بسمه تعالی ج ۱- کار پسندیده بلکه لازمی است زیرا نشر اسلام و ارزشهای آن جز با تفاهم و تعامل فکری امکان ندارد. قال الله تعالی: ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن. ۲- استفاده از کلمات و اصطلاحات متداول برای تفهیم و تفهم مانعی ندارد، والامر سهل. ج - امکان ندارد. تعامل فکری و فرهنگی بین افراد بشر بدون ابراز نظرات موافق و مخالف قال الله تعالی: ﴿ الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه. - ج ۴ هرگونه همکاری فرهنگی، سیاسی و اقتصادی با دولت ها و مجامع غیر مسلمان در راستای مصالح اسلام و کشور مانعی ندارد بلکه بسا لازم میباشد، و قرآن و سنت پیامبر و ائمه آن را تأیید میکند. ج ۵ از ترویج خشونت و تندی تا حال چه نفعی عائد اسلام و کشور شده است؟! اصولاً حق و عدالت در جهان امروز با منطق و استدلال و گفتمان بهتر پیاده
پاسخ به استفتاء در مورد گفتگوی تمدنها ۳۵۳ میشود. تعبیرات تند و اعمال خشونت آمیز به ویژه اگر به نام دفاع از اسلام انجام شود چهره نورانی دین را در نزد نسل جوان خشن و کریه نشان میدهد. ج ۶ برای نشر اسلام و عدالت راهی جز ترویج و گفتگو با مردم دنیا و نیز عمل به آنها وجود ندارد آری اگر در برابر ملتهای جهان با شعار آزادی و گفتگوی تمدنها برخورد نماییم ولی با ملت خودمان با خشونت برخورد نماییم، گفتگوی تمدنها یک شوخی سیاسی تلقی میشود. ج ۷ در جهان امروز که دنیا به شکل یک دهکده جهانی در آمده و هر فکر و نظری با سرعت به وسیلهٔ تکنولوژیهای جدید به همۀ نقاط جهان میرسد تفکر سانسور و ممنوعیت خودگول زنی و چشم پوشی از واقعیات است؛ در چنین موقعیتی ما باید با منطق قوی و مستحکم خود را مجهز نماییم تا بتوانیم از حق و عدالت دفاع نماییم. . ج - اسلام به عنوان یک آیین آسمانی دارای سه قسمت است: اصول اعتقادی، اخلاق و فروع عملی بر ما لازم است ارزشهای این دین الهی را در هر سه قسمت با بیان و منطق علمی و زبان روز به جهان معرفی نماییم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۱۱/۱۴ قم المقدسة حسینعلی منتظری
۱۳۷۹/۱۱/۱۹ (۴۴) به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (مصاحبه با بخش فارسی رادیو (آمریکا) بسمه تعالی ۱ - ۲۲ بهمن ماه وارد سال بیست و سوم انقلاب میشویم نظرتان درباره کارکرد نظام جمهوری اسلامی در این مدت چیست؟ ۲ به طوری که در خاطراتتان اشاره کرده اید در طول ۲۱ سال گذشته مصائب و مشکلات بزرگی بر مردم ایران تحمیل شده است عامل اصلی این محرومیتها نوع حکومت دینی بوده است یا قانون اساسی یا آیتالله خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی و یا مجریان امور مملکت؟ بسیاری از مردم ایران معتقدند که بدون تغییرات اساسی در قانون اساسی هیچ یک از مشکلات موجود حل نخواهد شد. نظر حضرتعالی در این باره چیست؟ ۴۔ اصولاً قانون اساسی چه وظایف و اختیاراتی برای جانشینی رهبری تعیین کرده است؟ ۵- آیتالله خمینی چه وظایفی بر عهده جنابعالی گذاشته بودند؛ توفیقتان در انجام این وظایف تا چه درجه بوده است موانعی که در سر راهتان بود چیست؟ ۶ در نامه مورخ ۶۵/۷/۱۷ حضرتعالی به آیتالله خمینی مرقوم فرموده بودید «حدود هشت سال است با خشونت و اعدام زیاد و بازداشت زیاد و مصادره های بیجا حکومت کردیم حضرتعالی به خوبی میدانید که تضییقاتی که به آنها اشاره فرمودید از اولین روز استقرار نظام جمهوری اسلامی آغاز گردیده است چرا جنابعالی از ابتدا اعتراض نکرده اید که کار به اینجا کشانده شود؟
۷ اختلاف حضرتعالی با آیتالله خمینی بر سر چه مسائلی آغاز شد. آیا آغاز این اختلافات بر سرآقای سید مهدی هاشمی بود یا مسائلی دیگر؟ در وضع کنونی نظرتان درباره آینده کشور چیست؟ پیام و رهنمود حضرتعالی دربارهٔ وظایف مردم برای رفع مشکلات موجود چیست؟ بخش فارسی رادیو آمریکا هدف اولیۀ جمهوری اسلامی آزادی و توسعه بود ] بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت ج ۱ اصل انقلاب و تشکیل نظام جمهوری اسلامی کار بزرگ و مقدسی بود که به وسیله نهضت همۀ طبقات ملت و به رهبری مرحوم آیتالله خمینی انجام شد. و به مردم وعده های زیادی و از جمله آزادی سیاسی و توسعه اقتصادی و فرهنگی داده شد و اهداف والا و با ارزشی در نظر بود که متأسفانه به بسیاری از آنها دست نیافتیم. کارکرد نظام را نه میتوان مطلقاً منفی شمرد و نه مثبت. هم کارهای مثبتی انجام شده و هم کارهای زیانباری که برخلاف مصالح اسلام و ملت و کشور بوده است. و متأسفانه نوعاً به نام اسلام انجام شده و میشود. ریشه یابی مشکلات بعد از انقلاب ] ج ۲ به طور اجمال ریشه ها و عوامل مشکلات پیش آمده را میتوان چنین بیان نمود: - الف روشن نبودن ابعاد حکومت دینی برای متصدیان امور؛ فقهای شیعه به دلیل انزوای سیاسی در طول قرون متمادی توفیق تبیین ابعاد حکومت دینی متناسب با زمان و وظایف حاکم و حقوق ملت را پیدا نکرده بودند و جمهوری اسلامی اوّلین تجربه حکومت دینی به وسیله فقهای شیعه بود. ب قانون اساسی نیز اولین تجربه ای بود که توسط خبرگان هر چند دلسوز ولی بدون تجربه تنظیم شد، و طبعاً دارای نقائص و تضادهایی میباشد از جمله اینکه
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مسؤولیتها نوعاً بر عهده رئیس جمهور و قوه مجریه گذاشته شده، ولی اهرمهای قدرت در اختیار رهبری قرار داده شده بدون اینکه پاسخگو باشد، و بر این اساس بسیاری از کارهای اساسی و مهم راکد میماند و در این میان کسی پاسخگو نیست. ج دو گونه نگرش نسبت به مسائل کشور متصوّر است از کلی به جزئیات و از جزئیات به کلی. نگرش مرحوم آیتالله خمینی به مسائل کشور نوعاً یک نگرش کلی بود و به جزئیات کمتر توجه داشتند در صورتی که لازم است از حوادث و قضایای جزئی که مردم با آنها سر و کار دارند به قضاوتهای کلی برسیم؛ ایشان در رأس هرم قرار گرفته بودند و در اثر حسن ظن و اعتمادی که به مسؤولین امور داشتند کمتر به مسائل جزئی و نارضایتیهای مردمی توجه داشتند. ولی اینجانب در اثر تماسهای مداوم با طبقات مختلف جامعه و از چندین کانال از خواسته ها و نارضایتی ها مطلع میشدم و از جزئیات به کلیاتی میرسیدم و موضع گیریهایی که از اینجانب در سخنرانی ها و نامه های من به ایشان منعکس میشد ناشی از اینگونه نگرش بود. و هیچگاه قصد مخالفت با ایشان نداشتم بلکه هدفم اصلاح امور کشور و حفظ حرمت ایشان بود. د: با اینکه مسؤولین و متصدیان امور همه با یکدیگر آشنا و دوست بودند ولی پس از اینکه به قدرت رسیدند بسیاری از آنان گرفتار یک گونه انحصارطلبی شدند و بر این اساس بسیاری از نیروهای مفید و فعال کشور دفع شدند و صفا و صمیمیت گذشته فراموش شد و من به سهم خود بارها به خطر کودتای خزنده هشدار میدادم. و آنچه در این سالها از قدرت طلبی و انحصارگرایی یک جناح خاص مشاهده میگردد ادامه همان سیاست گذشته است.، در گذشته بسا انحصارطلبیهای جناحهای مختلف توسط مرحوم آیتالله خمینی تعدیل میشد ولی اکنون رهبری با یک جناح خاص همفکر و هماهنگ میباشد و در همین رابطه است که به جای استقرار نظام عدالت و قسط، نظام خودی و غیر خودی شکل میگیرد و بیگناهانی به زندان میافتند و یا کشته میشوند؛ و در مقابل، متجاوزین به حقوق مردم بدون هیچ دغدغه ای به کار خود ادامه میدهند و تشویق هم میشوند.
نتیجه این گونه سیاست این است که کارها در اختیار جناحی خاص قرار میگیرد و به تذکرات و انتقادات بی اعتنایی میشود و بر اساس سنت الهی و تجربه تاریخ هنگامی که کارهای بزرگ به دست افراد کوچک و کارهای کوچک به دست افراد بزرگ قرار داده شد اختلال امور و تضییع حقوق و مصالح کشور را در پی خواهد داشت، و بالاخره عدم تجربه و خودمحوری متصدیان امور و عدم تحمل انتقادات دیگران منشأ عمده مشکلات است. [ اصلاح قانون اساسی آخرین راه ] ج - اینجانب در برخی از نوشته های اخیر نظرم را در این رابطه ابراز داشته ام که سرانجام برای نیل به اهداف انقلاب راهی جز اصلاح قانون اساسی و ساختار کنونی نظام وجود ندارد البته به معنای رفع موانع اصلاحات اساسی نه به معنای مقابله با نظام اسلامی و براندازی، آن هر چند خشونت طلبان برای پیدا کردن بهانه سرکوبی آزادی خواهان و اصلاح طلبان چنین القا کرده و میک ج کنند. قائم مقامی امام خمینی و عوامل تخریب تعامل قائم مقام رهبری با ایشان ] ۴- جانشینی رهبری در قانون اساسی پیش بینی نشده بود، و خبرگان رهبری طبق نظر خودشان این مسأله را مطرح نمودند و در حقیقت خواسته و میل اکثریت مردم را منعکس نمودند، در صورتی که در آن شرایط به مصلحت نبود. ج ۵- قائم مقامی اینجانب در آن مقطع از ناحیهٔ مرحوم آیتالله خمینی نبود تا در این رابطه ایشان وظائفی را بر عهده من قرار دهند. پس از طرح این موضوع از ناحیه خبرگان مراجعات و انتظارات اقشار مختلف جامعه از اینجانب افزایش یافت و ارگانها و طبقات مختلف جامعه برای رفع مشکلات به من مراجعه میکردند و من نمیتوانستم در برابر خواسته ها بی تفاوت باشم. لذا علاوه بر سفارشهایی که در جهت حل مشکلات مراجعین توسط بیت اینجانب به ادارات مربوطه انجام میشد به معظم له نیز نامه هایی مینگاشتم و یا در
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ۳۵۹ ملاقاتها تذکر میدادم و ضمناً ایشان نیز در اثر شناختی که از من داشتند وظایفی را بر عهده اینجانب قرار میدادند که در کتاب خاطرات به آنها اشاره شده است، و من به اندازه توان خویش در انجام آنها کوشش میکردم البته گاهگاهی با کارشکنی ها و موانعی برخورد میکردم و از جمله: ۱- گاهی گزارشهایی از جریان امور به معظم له داده میشد که با واقع تطابق نداشت و بسا یک نفر به ایشان و به من گزارشهای متفاوتی میداد. و طبعاً ایشان ذهنیتی دیگر از اوضاع کشور پیدا میکردند و تذکرات من بی اثر میشد. ۲- جریان بسیار مرموزی در برخی ارگانها و از جمله وزارت اطلاعات به وجود د که بود در صدد تفتین و بی اعتبار کردن تذکرات امثال اینجانب بود و گفته ها و نوشته های خیرخواهانه من را به عنوان مقابله با ایشان و نظام وانمود میکردند؛ و کردند آنچه کردند. آمده عوامل مهارناپذیری دادگاههای انقلاب ] ج ۶ اینجانب از همان آغاز که دادگاه انقلاب تشکیل شد و تعیین قضات از طرف معظم له به اینجانب و آیتالله مشکینی محوّل شد از نظر قاضی خوب در مضیقه بودیم و پس از انتخاب برخی افراد در حد توان بر کار دادگاهها نظارت میکردم و در آن شرایط که اصولاً همه جا احساسات حاکم بود و جو خاص انقلاب زمینه بسیاری از تندرویها را ایجاد نموده بود تلاش میکردم با تنظیم شرح وظایف برای قضات و تشکیل کلاسهای توجیهی برای آنان و اعزام نمایندگان به زندانها با بسیاری از کارهای خلاف و تند برخورد کنم ولی تصمیم گیرنده فقط من نبودم؛ و تندرویها و فعالیت های مسلحانه گروههای فرصت طلب متأسفانه زمینه ساز عکس العمل متقابل دادگاهها شده بود در آن مقطع هم دادگاهها و هم گروهها تحت تأثیر عمل متقابل یکدیگر قرار گرفته بودند، و همین امر موجب ضایعات فراوانی برای کشور شد و در این زمینه تنها کاری که من توانستم با اصرار زیاد و تلاش مستمر انجام دهم تشکیل دادگاه عالی در قم بود که بدین وسیله جلوی هزاران اعدام و مصادره بیجا گرفته شد. ولی همین امر موجب سعایت و تفتین علیه من شد، و گفتند که منافقین در بیت من نفوذ کرده اند.
[ موضوع اختلاف با امام خمینی و نقش ماجرای سیدمهدی هاشمی ] ج ۷ اینجانب هیچگاه با شخص معظم له اختلاف شخصی نداشته و ندارم و همواره احترام ایشان را رعایت میکردم، ایشان هم استاد من و هم رهبر انقلاب بودند و هیچگاه نیز طالب مقام نبودم ولی حق و حقیقت و ارزشهای اسلامی و انسانی از همه چیز مهم تر و محترم تر است. و لذا از باب احساس وظیفهٔ عقلی و شرعی خود را موظف مییافتم که نسبت به اموری که آنها را برخلاف اسلام و مصالح کشور و ملت مییابم بی تفاوت نباشم. در مورد سید مهدی هاشمی نیز همچون هزاران متهم و زندانی دیگر من به کیفیت برخورد با او و سیاسی کردن موضوع و بازداشت افراد زیاد در این زمینه انتقاد و اعتراض داشتم نه با برخورد قضایی صحیح و معقول و به دور از انگیزه های سیاسی و جناحی در آن مقطع من احساس کردم مسألۀ سید مهدی بهانه ای شده است برای تصفیه حسابهای شخصی و گروهی و حذف بسیاری از نیروهای متعهد و وفادار به اسلام و انقلاب راهی جز پافشاری بر اصلاح قانون اساسی نیست ] ج - به نظر اینجانب در شرایط کنونی برای رفع مشکلات و نیل به اهداف اساسی انقلاب راهی جز پافشاری مردم و گروههای متعهد سیاسی برای اصلاح ساختار قانون اساسی و نظام اسلامی و رفع موانع اصلاحات وجود ندارد. ادامه شعارهای گذشته و تکرار آنها دردی را دوا نمیکند. آینده کشور و مصالح آن در گرو آگاهی و مقاومت مردمی و جدیت گروههای سیاسی روی اهداف و آرمانهایی است که به خاطر آنها انقلاب پدید آمد و شهدای بسیاری در راه آنها فدا شدند. و بالاخره تجدیدنظر متولیان و متصدیان امور در روش و برخورد خویش با طبقات ملت و توجه به اینکه، آنان خدمتگزاران ملات ند نه قیم و آقابالاسر آنان. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۱۱/۱۹ حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهای مجلهٔ دیدگاه (چاپ کانادا) ۱۳۷۹//۱۲/۷ بسمه تعالی حضرت آیتالله العظمی منتظری دام ظله با عرض سلام و عرض ادب امیدوارم که حال شما خوب و کسالتی نباشد. اینها مجموعه ای از سؤالاتی است که نسل جوان و روشنفکر غربی به دنبال جواب آن هستند برای بسیاری مفهوم نیست. با تشکر از جنابعالی که در این گفتمان شرکت فرمودید موفقیت شما را از خداوند متعال خواستارم. مکی آخوند مدیر مسؤول مجله دیدگاه چاپ کانادا بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت پاسخ مفصل پرسشهای شما در نامه نمیگنجد ولی از باب ما لا یدرک کله لا یترک «کله پاسخ مختصر هر پرسشی را به دنبال آن یادآور میشوم س [ حکومت دینی ] ۱ - اسلام چه از نظر سلسله قوانین و چه از نظر عمل، همان طور که گذشت زمان هم گواه بر این مدعاست توان رهبری و تشکیل یک امپراطوری عظیم را داشته است اما امروزه برخی بر این اعتقادند که در دنیای امروز اسلام دیگر توان چنین کاری را ندارد؛ به نظر حضرتعالی این تصور صحیح است؟ جواب دین مجموعه ای است از شناخت واقعیتهای حال و آینده و بایدها و نبایدهای اساسی که برای تأمین عدالت اجتماعی و زندگی بهتر و رفع نیازهای حال و آینده بشر و سیر و سلوک انسانها به سوی خدا از ناحیه خدای خالق قادر عالم به
نیازها تشریع شده است و اصل گرایش به دین مقتضای فطرت بشر و ندای جان همهٔ انسانهای بیدار است و روح همۀ ادیان الهی یکی بیش نیست، ولی ادیان الهی گذشته همچون کلاسهای درسی متفاوتی هستند که هر کدام محدود به برنامه ها و درسهای ویژه ای متناسب با سن و درک و نیاز دانشجو است لیکن پس از گذراندن مراحل دانشگاه فرد طالب علم به مرحله ای از علم میرسد که دیگر نیازی به معلم جدید ندارد و عقل او تکامل یافته و خود میتواند بر اساس علومی که تا حال آموخته مشکلات و مسائل جدید را حل نماید. دین مقدس اسلام در سلسله ادیان الهی همچون کلاس آخر دانشگاهی است که عقل جمعی انسانها در اثر تکامل به مرحله ای از بلوغ و رشد رسیده که میتواند با کوشش و اجتهاد مستمر برای هر زمان و هر مکان و هر شرایطی برنامه عملی متناسب با آن را از راه عقل و مبانی تشریع الهی استخراج نماید و بدین لحاظ خاتم ادیان الهی میباشد؛ و هیچ تضادی بین آن و عقل نیست بلکه هر کدام مکمل دیگری میباشد. و از تتبع در آیات کتاب و سنت پیامبر و ائمه معصومین به دست میآید که دستورات اسلامی منحصر در مسائل عبادی و اخلاق فردی نیست، بلکه در همه اموری که مورد نیاز بشر است از قبیل مسائل، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، جزایی، فرهنگی حکومت و شرایط حاکم منتخب و روابط بین حکام و مردم اسلام دستور و برنامه دارد. ۶ بر این اساس حکومت دینی اگر خوب تبیین و پیاده شود مطابق عقل و منطق است و با همه ازمنه و شرایط قابل تطبیق میباشد. و اگر میبینیم در مقام عمل با کارهای خلاف و نابسامانیها مواجه هستیم اشکال در عمل و کردار متصدیان است نه در اصل اسلام. اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست در مسلمانی ماست - انتخابات در اسلام ] س ۲ بارزترین مشخصه حکومت مردم سالاری حکومت متکی بر اکثریت عمومی) انتخابات است و انتخابات یکی از ارکان مهم و از دستورات اسلام است؛ به چه دلیل در اکثر بلاد اسلامی انتخابات به معنای دقیق کلمه پیاده نمیشود؟
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه ۱۳۶۳ جواب: با اینکه رسول خدا به اعتقاد ما معصوم از خطا و گناه بوده اند با این حال خداوند در خطاب به آن حضرت میفرماید و شاورهم فی الامر و آن حضرت در مسائل اساسی خطاب به مردم میفرمودند: «اشیروا علی». شما توجه دارید که کلمه «علی» در لغت عرب برای استعلاء و اشراف است. مقصود حضرت این بوده که بر من و کارهای من اشراف داشته باشید و راهنمایی کنید؛ و حکومت ظاهری رسول خدا و امیر المؤمنین لا براساس بیعت و انتخاب مردم تشکیل شد. ولی متأسفانه حکام اسلامی نوعاً به مردم بی اعتنا بوده اند و بلاد اسلامی در گذشته و حال گرفتار حکومتهای غیر مردمی بوده است در این حکومتها مردم نقشی نداشته و بر حاکمان نظارت نداشته اند به همین دلیل انتخابات که مظهر اراده مردم است یا وجود نداشته و یا به صورت کاذب و فرمایشی انجام میشده است. در کشور ما آشنایی نظری با احزاب سیاسی و سایر ملزمات دموکراسی همزمان با س تکاپوی نوگرایان و نخبگان سیاسی آشنا با فرهنگ و تمدن مغرب زمین آغاز شد و تحقق عملی آن با وقوع نهضت مشروطه حاصل گردید و این چیزی در حدود ۹۰ سال طول کشید؛ علت تأخیر در تطبیق را در چه میبینید؟ جواب: در گذشته بزرگترین مانع رشد فکری ملت ما حکومتهای استبدادی بوده است. بدیهی است با وجود چنین حکومتهایی تشکیل احزاب سیاسی مستقل مردمی امکان نداشته است. در نهضت مشروطه ملت ما توانست با همه کارشکنی ها - گام بلندی در جهت از بین بردن استبداد مطلق و تأسیس حکومتهای نسبتاً مردمی بردارد. نقش روحانیون بیدار و آزادیخواه و روشنفکران متعهد در رشد فکری جوامع مذهبی قابل انکار نیست متأسفانه این دو عامل تا زمان نهضت مشروطه در برابر قدرت طلبان انحصارگر ضعیف بود ولی در اثر پیشرفت روابط جهانی در زمان مشروطه و بعد از آن تا اندازه ای این ضعف برطرف شد.
س حکومتهای مستبد مانع اصلی تشکیل احزاب سیاسی و حکومتهای مردمی ] ۴- احزاب سیاسی آزاد ترجمان حال و سکاندار کشتی دموکراسیهای مدرن امروزی است، با این توصیف چرا در کشورهای اسلامی احزاب نمیتوانند از شفافیت خاص خود برخوردار و جایگاه واقعی خود را داشته باشند؟ جواب: همانگونه که اشاره شد مانع اصلی تشکیل احزاب سیاسی آزاد و تأسیس حکومتهای مردمی وجود حکومتهای مستبد و خودخواه بوده است. کشورهای اسلامی معمولاً گرفتار چنین حکومتهایی بودهاند. البته این گرفتاری مخصوص کشورهای اسلامی نیست بلکه هر کشوری که گرفتار حکومت استبدادی باشد طبعاً تشکیل احزاب سیاسی آزاد و مستقل و تحقق دموکراسی در آن با مشکل مواجه خواهد بود. س ۵ نظامهای توتالیتر فاشیستی و کمونیستی در قاره اروپا و همچنین حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری در جهان اسلام با ارائه شکل مثله شده ای از دموکراسی ادعا میکنند که بهترین نظامهای سیاسی آزاد را ارائه کرده اند؛ به نظر حضرتعالی راهکارهای عملی برای زدودن این نوع نظامها را در چه میبینید؟ جواب: تنها راه زدودن نظامهای استبدادی از جوامع بالابردن رشد فکری و فرهنگی ملتها و ایجاد روحیه شجاعت و ایثار در آنهاست تا هنگامی که ملتی رشد فکری پیدا نکند و ارزش استقلال سیاسی را درک و لمس نکند و حاضر نباشد در راه آن فداکاری و سرمایه گذاری نماید نمیتواند از یوغ استبداد نجات پیدا کند؛ در قرآن کریم میخوانیم ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (خداوند اوضاع هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه آنان روحیات خود را تغییر دهند. تحوّلهای جهش گونه و آنی نیز اگر با رشد و تعالی فرهنگ و فکر مردم و ایثار و فداکاری مستمر آنان همراه نباشد و تنها به احساسات و شعار و برخوردهای دفعی و حذفی بسنده شود، به زودی جوامع را به حالت اوّل یا بدتر از آن سوق خواهد داد.
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه س ۵۳۶۵ آیا احزاب سیاسی رکن اصلی نظام دموکراسی هستند؟ جواب بدیهی است که نظامهای دموکراسی متکی به آرا و افکار نخبگان و توده های فهمیده مردم است و احزاب آزاد بهترین مظهر اراده مردم میباشند. در گذشته ها نیز نظامهای عشیره و قبیله ای نمونه نازلی از احزاب سیاسی محسوب میشدند. س گذشته تاریخی احزاب سیاسی ایران از هر حیث شکست بوده است؛ علت را باید در کجا جستجو کرد؟ - جواب شکست احزاب در کشور ما عوامل متعددی دارد که باید مورد تحقیق قرار گیرد و از جمله آنها ساختار دو قشر مؤثر جامعه روحانیت و روشنفکران و رابطه ضعیف و احیاناً متضاد آنان میباشد روحانیت از پشتوانه قوی مردمی برخوردار بود ولی به دلیل بافت سنتی خود و عدم توجه به شرایط زمانی و مکانی جامعه هیچگونه تشکل سیاسی را پذیرا نمیشد. روشنفکران نیز هرچند تا اندازه ای تشکل پذیر بودند ولی به دلیل جدایی از توده ها و فاصله عمیق موجود بین روحانیون نتوانستند تأثیر مثبتی در توده ها داشته باشند. آنان و و از طرف دیگر عملکرد منفی و غیر مردمی برخی احزاب سیاسی در گذشته و وابستگی آنها به قدرتها و سوء استفادههای متصدیان موجب شد تا مردم ما از احزاب و تشکیلات سیاسی تلقی منفی پیدا کنند. س ۸ کدامیک از دو مقوله مقدم، ترند دموکراسی یا احزاب سیاسی؟ جواب نسبت این دو مقوله به یکدیگر نسبت علت و معلول است، احزاب سیاسی مقوّم و علت تحقق دموکراسی و حکومت مردمی است و طبعاً علت بر معلول تقدّم دارد. س - ۹ دنکورات روستو معتقد است که احزاب سیاسی زمانی پیدا میشوند که مردم مفهوم واقعی دموکراسی را دریافته و به مزایای انتخاب واقف گردند؛ آیا این ایده باعث دور و تسلسل
نمیشود، چراکه مردم دموکراسی را وقتی به دست میآورند که احزاب سیاسی آزاد وجود داشته باشد؟ جواب نیل به دموکراسی علت غایی احزاب آزاد است و علت غایی همیشه در مقام تصوّر و تصمیم گیری مقدم است بر علت صوری و مادی ولی در مرحله تحقق و عمل متأخر .است. در مرحله اوّل هدف و غایت باید مورد توجه قرار گیرد و نسبت به آن شناخت و میل و علاقه پیدا شود تا انسان به سراغ مقدمات و علل تحقق و خارجیت آن برود. - س ۱۰ قدرت برهنه را چگونه ارزیابی میکنید؟ و برای اینکه در جوامع اسلامی این پدیده رشد نکند چه باید کرد؟ جواب: مقصود از قدرت برهنه لابد قدرت بدون قید و مانع میباشد؛ انسانها هر چند صالح و عادل باشند ولی از خطا و اشتباه مصون نیستند، به علاوه حواشی آنان ممکن است از قدرت آنان سوء استفاده نمایند. پس طبعاً هر کجا قدرت بدون حد و مرز و نظارت مردم باشد لازمه آن استبداد و تضییع حقوق برخی از مردم خواهد بود، و تنها مانع آن محدود نمودن قدرت به وسیلهٔ قانون و تقویت و نظارت مردمی از خارج نظام میباشد؛ و راه آن تشکیل احزاب سیاسی مردمی و مطبوعات آزاد است. س تقدم حفظ ارزشها بر حفظ حکومت ] ۱۱ - یکی از فلسفه های بعثت انبیاء آزادی انسانها و رهایی آنان از قید اسارت است، قرآن میفرماید: یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم احکام مشقت باری که از روی جهل و نادانی چون زنجیر بر گردن خود نهاده بودند همه را زایل میکند چگونه میتوان این قانون فراموش شده الهی را در جامعه اسلامی پیاده کرد؟ جواب اگر ما کلیت اسلام و ارزشهای متعالی آن را به شکل صحیح و متناسب با زمان درک نموده و آن را با صداقت و خلوص ترویج و عمل نمودیم، و متناسب با زمان و فرهنگ جامعه آنان را متوجه مزایا و ارزشهای اسلامی کردیم، و از آن استفاده ابزاری برای کسب قدرت و ادامۀ حاکمیت خود ننمودیم، قطعاً موفق خواهیم ش شد که
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه ۳۶۷ هدف بعثت انبیای الهی را عملی سازیم و جامعه را از اوهام و خرافات و استبدادها و جهالت ها و انحرافات آزاد نماییم. س صلی الله علیه ۱۲- روش حکومت داری پیامبراکرم و امیرالمؤمنین چگونه بود؟ جواب پاسخ این سؤال در یک جمله خلاصه میشود: «حکومت در نظر آن بزرگواران وسیله بود نه «هدف آنان خود و حکومت ساده بدون تشریفات ظاهری خود را برای پیاده شدن ارزشهای اسلامی و تربیت صحیح انسانها و اقامه قسط و عدل در جامعه میخواستند نه اینکه اسلام را برای تقویت حاکمیت و قدرت خود بخواهند. همین نگرش به ارزشهای اسلامی فلسفه و علت اساسی همه فعالیتها و برخوردهای آن بزرگواران با دوست و دشمن بود؛ و براساس همین نگرش، آنان در مقام تزاحم و تعارض بین قدرت و حکومت خود و بین ارزشهای اسلامی قدرت را فدای ارزشها مینمودند رمز الگو ماندن حکومت ساده پیامبر و امیرالمؤمنین برای همیشه تاریخ و همه زمانها و مکانها در همین نکته مهم نهفته است. س ۱۳ - فاصله میان آزادی تحقق یافته و آزادی آرمانی مطلوب چقدر است؟ جواب: آزادی آرمانی هنگامی حاصل میشود که در پرتو آن هیچ حق مشروعی از خدا و فرد و جامعه تضییع نشود و تا رسیدن به این مرحله فاصله زیادی وجود دارد. هرچند متصدیان امور سوءنیت نداشته باشند ولی بالاخره برخی از جهالتها و سوء مدیریتها و خودمحوریها موجب برخی اشتباهات و خلافکاریها خواهد بود. س ۱۴ وجوه مشترک و افتراق آزادی دینی و آزادیهای امروزین در چیست؟ جواب آزادی دینی همان آزادی آرمانی است که به آن اشاره شد. ولی آزادیهای امروزین مورد توجه در غرب هرچند بسیاری از مظاهر استبداد را از میان برداشته است، ولی در پرتو آن برخی از حقوق لازم الاستیفایی که سعادت ابدی افراد و جامعه را در پی دارد مورد غفلت و بی اعتنایی واقع شده است.
حکومت بر مردم یا برای مردم ] س ۱۵ آیا حکومت بر مردم است یا برای مردم؟ جواب: حکومت در جهان بینی الهی اولاً و بالذات متعلق به خداوند است زیرا اوست که مالک تار و پود ما و همه جهان میباشد؛ و در مرحله بعد، خداوند مردم را بر تعیین سرنوشت و مقدرات خویش با رعایت شرایط و موازین اسلامی مسلط نموده و به آنان اختیار داده است که مطابق عقل و موازین الهی جوامع خود را اداره نمایند. پس در حقیقت حکومت حقی است که خداوند به مردم واگذار نموده است و هیچ فرد یا گروهی حق ندارد این حق را از آنان سلب یا محدود .نماید. البته رعایت موازین الهی که همراه حکم عقل و منطق میباشد بر انسان معتقد به خدا لازم و واجب است. متأسفانه تفصیل در نامه مختصر نمیگنجد. س - ۱۶ آیا برای آزادی سیاسی چهارچوبه خاصی در نظر هست؟ جواب چهارچوب آزادی سیاسی همان است که در پاسخ شماره ۱۳ به آن اشاره شد، بدین گونه که در پرتو آزادی هم حقوق الهی که خالق و مالک ماست و هم حقوق افراد و جامعه رعایت شود و هیچ حق مشروعی تضییع نگردد. س [ شوراها و احزاب] ۱۷ آیا تشکیل شوراهای شهر بدون پشتوانه احزاب سیاسی آزاد امکان پذیر است؟ جواب هر کاری نظیر حکومت یا شوراها که متعلق به جامعه و مردم است اگر بخواهیم مستند به همۀ مردم و منعکس کننده آرای اقشار و طبقات مردم باشد، راهی جز تشکیل احزاب سیاسی ندارد؛ زیرا حزب آزاد است که میتواند افراد زیاد و هم فکر را در مسیر تفاهم و تفاهم و تعقیب هدف واحد مجتمع سازد. - تنازع معلول تعصب ] س ۱۸ اخوت و برادری از قوانین مهم اسلام است که بر آن تأکید بسیاری شده است؛ چرا در این روزگار مسلمانان دشمن یکدیگر و با هم در حال جنگ اند؟
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه ۳۶۹ جواب: دشمنی و اختلاف کلمه و تنازع موجود بین مسلمانان یا معلول جهالت و عدم رشد فکری افراد و تعصبات بیجا و یا معلول تبلیغات و القائات قدرتهای استعمارگر در گذشته و حال است قدرتهایی که منافع مادی آنان در سایه همین اختلافات و ناهماهنگی های مسلمین تأمین میشود. اما اگر مسلمانان که در اصول با یکدیگر مشترکند در مسائل سیاسی و اقتصادی هماهنگ میشدند و در مراکز و مجامع جهانی از یکدیگر پشتیبانی مینمودند و بر محور اسلام و قرآن یک صدا بودند، اوضاع کشورهای اسلامی غیر از این بود که متأسفانه الآن مشاهده میکنیم. قرآن کریم میفرماید: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (با یکدیگر نزاع نکنید که ضعیف میشوید و قدرت شما از دست میرود [محاکمات سیاسی ] س ۱۹ زندانی سیاسی یکی از لوازم تفکیک ناپذیر حکومتهای پلیسی و دیکتاتوری است، - چه راه حل عملی برای از بین بردن این شیوه در جامعه مطرح میکنید؟ جواب در دستورات اسلامی و سیره رسول خدا و امیر المؤمنین الا این قبیل محاکمات سیاسی و زندانی سیاسی رائج در زمان ما وجود ندارد، و همانگونه که نوشته اید این قبیل امور مربوط به حکومتهای دیکتاتوری و پلیسی است؛ و راه خلاص از آن مبارزه در راه بیداری ملت و شکوفایی فکر و فرهنگ و ایجاد روحیه شجاعت و فداکاری در آنان میباشد. در مبارزه هم پیروزی وجود دارد و هم شکست، ولی بالاخره پیروزی با اهل استقامت است. و از رسول خدا نقل شده: کما تکونوا یُولّی، علیکم، همانگونه که هستید بر شما حکومت میشود. (نهج الفصاحة، شماره ۲۱۸۲) س - [ سه عامل تعارض نمایی اسلام و حقوق بشر] ۲۰ مسأله حقوق بشر یکی از معضلاتی است که امروزه گریبانگیر بسیاری از کشورهاست و از آن طرف کشورهای مترقی ادعا دارند که پرچمدار دفاع از حقوق بشرند و با توجه به این نکته که اسلام کاملترین قوانین حقوقی را در بر دارد علت این هجمه علیه اسلام را که گفته میشود اسلام حقوق بشر را پایمال میکند در چه میبینید؟
جواب از سه واقعیت نباید غفلت شود الف بد معرفی نمودن چهره نورانی اسلام و شریعت سهله سمحه از بعد نظری و ارائه تصویری خشن و ارتجاعی از آن از ناحیه برخی مدعیان علم و دانش. ب اعمال سیاستهای خشن و خلاف عقل و شرع به نام اسلام از ناحیه برخی حکام اسلامی. ج احساس خطر قدرتهای بزرگ جهانی نسبت به اسلام و اتحاد مسلمین زیر لوای اسلام و تشکیل یک قدرت عظیم اسلامی. این سه عامل موجب تهاجم جهانی به اسلام عزیز و تبلیغات سوء علیه آن بوده است. س ولایت فقیه ولایت فقه است نه فقیه ] ۲۱ - قاعده ولایت فقیه یکی از مسائل مهم مطرح شده در جامعه اسلامی است که اکثر قریب به اتفاق رهبران دینی بر این اعتقادند که ولایت فقیه مقید و در چارچوبه قوانین اسلام است؛ ولی عده ای آن را به صورت مطلق در نظر گرفته اند که این خود مخالف تمام اصول و قواعد اسلامی است. از نظر سیاسی و فکری این مسأله را چگونه ارزیابی میکنید؟ یعنی جواب هدف از ولایت فقیه که کارشناس مسائل اسلامی است اجرا و تنفیذ دستورات اسلامی و اداره امور مسلمین بر اساس احکام اسلامی است یا به تصدی خود فقیه اگر خودش متصدی اجراست و یا به نظارت او بر قوه مجریه در صورتی که رئیس قوه مجریه غیر او باشد و در حقیقت ولایت فقیه به معنای ولایت فقه احکام خداست بر رفتار اجتماعی انسانها. و بالاخره اسلامیت نظام ایجاب میکند که فقیه عادل که متخصص و کارشناس مسائل اسلامی است بر روند اداره کشور اشراف داشته باشد تا مبادا از موازین اسلامی تخلف شود. خداوند در قرآن کریم میفرماید: ان الحکم الا لله (حکم مخصوص خداوند است). فقیه از خود پیامبراکرم بالاتر نیست و خداوند در خطاب به آن حضرت فرموده اند و ان احکم بینهم بما انزل الله بین مردم به آنچه خدا نازل کرده حکم فرما. و
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه ۳۷۱ هیچگاه عقل و شرع اجازه نمیدهند که اظهار نظر و تصمیم گیری در مسائل پیچیده، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی نظامی و روابط بینالملل جهان امروز به فردی که تنها تخصص فقهی دارد واگذار شود. و به فرموده مرحوم آیتالله آقای حاج شیخ محمد حسین اصفهانی (اعلی الله مقامه) در حاشیه مکاسب ص (۲۱۴) «این قبیل امور باید به کسانی که در این امور بصیرت دارند ارجاع شود و فقیه به عنوان فقیه در استنباط احکام خدا اهل نظر است نه در اموری که مربوط به نظم بلاد و حفظ سرحدات و دفاع و جهاد میباشد پس وجهی نیست برای ارجاع این امور به فقیه». البته تفصیل مسأله در نامه نمیگنجد و میتوان به نوشته های مفصل اینجانب در این رابطه و از جمله به کتابچه «حکومت مردمی و قانون اساسی که در سایت اینجانب موجود است . مراجعه نمود. س فقه دوره انزوا و عملکرد سوء حاکمان دو علت ناکامی تجربه حکومت دینی ] ۲۲ - عده ای از متخصصین بر این باورند که ولایت فقیه در عمل نتوانسته است رسالت اصلی خویش را ایفا نماید و لذا از نظر فکری و تئوری هم ولایت فقیه زیر سؤال رفته است؛ حضرتعالی پیرامون این معادله چه میفرمایید؟ :جواب سرّ مطلب این است که اولاً فقهای شیعه در اثر انزوای سیاسی در طول قرنهای متمادی توفیق تبیین ابعاد حکومت دینی متناسب با زمان را پیدا نکردند و جمهوری اسلامی اولین تجربه حکومت دینی به وسیله فقهای شیعه بود. و ثانیاً: آقایان به حدود تخصص خویش اکتفا نکردند و در همه مسائل پیچیده تخصصی خواستند دخالت نمایند. وثالثاً: از مشورت با اهل نظر و تخصص نیز سر باز زدند و تحمل شنیدن تذکرات و راهنماییهای دیگران را نداشتند؛ و طبعاً کارهای خلاف و زننده ای انجام شد؛ و چون به نام اسلام انجام شد و میشود چهره پاک و منزه اسلام نیز بد معرفی شد. س ۲۳- دیگر از کارشناسان معتقدند که ولایت فقیه و استبداد دو روی یک سکه اند و آن هم به دلیل تجربه منفی ولایت فقیه مطلق که در ایران حاکم است؛ آیا این اعتقاد را صحیح میدانید؟
جواب: متأسفانه عوامل سه گانه مذکور در پاسخ قبل موجب شده است که در تلقی عده ای، ولایت فقیه و استبداد دو روی یک سکه به حساب آیند. س ۲۴- گروهی دیگر بر این باورند که ولایت فقیه در مرحله تطبیق با استبداد همراه است؛ اگرچه از نظر علمی این چنین نباشد؛ آیا این قاعده را قبول دارید؟ جواب: بالاخره از بُعدِ نظری طرح ولایت مطلقه فقیه و تفسیر ناصحیح از آن، و در مرحله عمل پایبند نبودن به قوانین موضوعه و دخالتهای ناروا در همه امور عاقبتی جز قضاوت منفی را در پی نخواهد داشت. شورای فقها مانع تکروی است ] س ۲۵ عده بسیاری از متخصصین مسائل اسلامی معتقدند که شورای فقها شورا در بالاترین قدرت تصمیم گیری را باید جایگزین ولایت فقیه مطلقه و فردی کرد. به این دلیل که مراجع تقلید منتخب از سوی مردم وارد میدان عمل شده باعث حل بسیاری از معضلات میشود؛ تاریخ هم شاهد بر این مدعاست راههای عملی برای تطبیق این تز در جامعه را در چه میبینید؟ جواب آیه شریفه و امرهم شوری بینهم مبین این نظریه است؛ زیرا کلمهٔ «امر» در کتاب و سنت بر حکومت و امورِ کلّی اجتماعی اطلاق میشده چنانکه در خطبه ۳ نهج البلاغه میخوانیم فلما نهضت بالامر نکثت طائفة...». و در فرمایش منقول از امام حسن مجتبی میخوانیم: «ولانی المسلمون الام بعده». با فرض ولایت همه فقها عادل یا به نصب و یا به عنوان قدر متیقن در امور حسبیه اگر بخواهیم وحدت کلمه و هماهنگی پدید آید هر چند مردم یک فرد را انتخاب نمایند ولی لازم است او تکروی نکند بلکه خود را با سایر فقها اهل نظر هماهنگ کند و با مشورت کارهای مهم اساسی انجام شود و در نتیجه بسیاری از اختلافات و دوگانگی ها برطرف میشود.
پاسخ به پرسشهای مجله دیدگاه - ۲۶ آیا شورا همان دموکراسی است؟ س جواب شو را میتواند یکی از مقدّمات و مظاهر دموکراسی باشد. س ۲۷ تا چه اندازه برپایی کنفرانسها میتوانند در جهت رفع مشکلات جوامع اسلامی نقش داشته باشند؟ جواب رشد و شکوفایی فکر بشر در اثر تضارب افکار و نقد و تفاهم به دست میآید. اگر کنفرانسها به دور از شعار و احساسات برگزار شود طبعاً موجب رشد و شکوفایی افکار خواهد بود. س ایرانیان خارج از کشور متصدیان را نقد کنند] ۲۸ - ایرانیان زیادی در خارج از کشور در حال گذران زندگی هستند که از قدرت زیادی برخوردارند، برای اینکه همه با یک ید واحد برای نجات میهن خود اقدام کنند چه پیشنهادهایی برای آنان دارید؟ جواب ایرانیان خارج از کشور اگر مصالح کشور و ملت خویش را در نظر بگیرند و هرچند به بسیاری از آنها ظلم شده است ولی با ایثار و گذشت و به دور از تعصبات گروهی و تکرار شعارهای تند و زننده انتقادات سازنده و نظریات مترقی خویش را به وسیله رسانههای جهانی القا، نمایند و دوستانه متصدیان امور را به اشتباهات انجام شده واقف نمایند و از آنان بخواهند که در روشهای ناصحیح تجدیدنظر نمایند، امید میرود تا اندازه ای مؤثر .باشد بالاخره اعمال تند و زننده نتیجه معکوس دارد و برخورد منطقی مؤثرتر است و قدر مسلم اینکه به وظیفه شرعی و انسانی امر به معروف و نهی از منکر عمل شده است. ان شاء الله موفق باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۱۲/۷ المقدسة حسینعلی منتظری
پاسخ به پرسشهای روزنامۀ داچ (چاپ هلند) ۱۳۷۹/۱۲/۲۰ آقای آیتالله العظمی حسینعلی منتظری از پاسخ شما به درخواست مصاحبه بسیار متشکرم. به طور طبیعی میدانم که چرا امکان مصاحبه حضوری با حضرتعالی وجود ندارد؛ اما از اینکه موافقت کردید تا از طریق پست شخصی (e mail) این مصاحبه انجام گیرد خیلی خوشحال هستم. مدتی طول کشید تا دربارۀ پرسشها فکر کنم؛ اگر تعداد سؤالها زیاد است لطفاً مهمترین آنها را برای پاسخ دادن انتخاب کنید. بدین وسیله میخواهم بهترین آرزوهایم را برای سلامتی و آزادی شما تقدیم دارم. با تقدیم احترامات و تشکر و سپاس از عنایت شما کارلین رلانتز س - ۱ به عنوان خبرنگاری که رویدادهای ایران را در چند سال گذشته پیگیری کرده ام، این برداشت را دارم که ولایت فقیه در شخص آیتالله خامنه ای قدرت مطلقه ای کسب کرده است. هر وقت که او سخنی بگوید، هیچکس حق انتقاد ندارد؛ در این راستا: الف آیا این قدرت مطلقه (منظور اولیه و اصلی در پوشش معرفی ولایت فقیه بود؟ ب آیا شرایط کنونی بیانگر این معنی نیست که دیکتاتوری شاه به دیکتاتوری دیگری تبدیل شده است، اگر چه به دیکتاتوری مذهبی؟ ج - آیا دیکتاتوری مذهبی از دیکتاتوری غیر مذهبی بهتر است؟ د آیا نظام ولایت فقیه به این شکل فرقی ندارد که چه کسی ولی فقیه باشد) با دموکراسی ناسازگاری ندارد؟ ه آیا در اسلام دموکراسی ممکن است؟ و به نظر شما آیا ولایت فقیه باید لغو گردد و یا آنکه باید قدرت آن محدود گردد؟ ز آیا روحانیون باید هر پست سیاسی را بگیرند؟
بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت و اعتذار از تأخیر جواب پاسخ مفصل به پرسشهای هشتگانه اصلی جنابعالی با شماره های فرعی آنها در نامه مختصر نمیگنجد ولی از باب «ما لا یدرک کله لایترک «کله به طور اجمال مطالبی را یادآور میشوم: [ ضرورت حکومت عادله و ویژگی های حکام ] جواب در این رابطه به چند نکته اشاره میشود: ۱- یکی از بنیادی ترین امور ضروری برای بشر وجود یک نظام اجتماعی و حکومت عادله است که حافظ نظم اجتماعی و تأمین کننده مصالح عمومی و پاسدار حقوق طبقات جامعه باشد. زیرا انسان ذاتاً موجود اجتماعی است و نیازهای او جز در سایه تعاون و همیاری برطرف نمیشود، و در این جریان معمولاً حوادثی رخ میدهد که منافع و خواسته های افراد با یکدیگر تصادم و برخورد میکند؛ و جز با گذراندن قوانین و مقررات و تشکیل قدرت اجرایی نیرومند حل و فصل نمیشود؛ بلکه در زندگی بسیاری از حیوانات و از جمله موریانه و مورچه و زنبور عسل که دارای زندگی اجتماعی میباشند نیز وجود نظام و برنامه های اجتماعی احساس میشود، که به طور غریزی زندگی اجتماعی آنها در سایه آن نظام و برنامه ها اداره میشود. و اگر از باب فرض قریب به محال انسانها به مرحله ای از تکامل اجتماعی و رشد اخلاقی برسند که ایثار و عدالت بر همه آنان سایه گستر شود به گونه ای که هیچ کس به حقوق دیگری تجاوز نکند، باز برای تأمین مصالح عمومی و سامان دادن به امور اقتصادی و بهداشتی و فرهنگی و ارتباطات و ایجاد راهها و امثال این نیازها وجود یک حکومت صالح قوی ضرورت دارد. ۲- از تتبع آیات قرآن کریم و سنت پیامبر اسلام و ائمه معصومین الام به دست میآید که دستورات اسلام منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی محض نیست، بلکه نسبت به همه نیازهای کلی انسانها از هنگام انعقاد نطفه تا پس از مرگ و قیامت و
پاسخ به پرسشهای روزنامه داچ ۳۷۷ اعتقاد از جمله مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، جزایی، حکومت و شرایط حاکم و روابط بین حکام و ملت اسلام دستور و رهنمود دارد. و برحسب جامعه اسلامی احکام اسلام بر اساس عقل و منطق است و با همه شرایط و زمانها قابل تطبیق میباشد و به همین لحاظ خاتم ادیان الهی است. ۳۔ بر اساس حکم عقل و شرع سپردن اداره جامعه به دست هرکس صحیح نیست بلکه حاکم منتخب لازم الاطاعة باید دارای شرایطی متناسب با کار او باشد؛ و از جمله دانش و عدالت و امانت و توانایی و تدبیر و قدرت بر اقدام است؛ و چون همانگونه که اشاره شد - اسلام نسبت به همۀ شؤون بشر دستور و رهنمود دارد، پس طبعاً حاکم اسلامی علاوه بر شرایط گذشته باید متخصص و کارشناس مسائل اسلامی باشد تا فرمانهای او بر افراد مسلمان متعهد لازم الاجرا، باشد و البته اسلام نسبت به حقوق اقلیت ها نیز توجه دارد و در اصطلاح به متخصص مسائل اسلامی «فقیه» میگویند. برحسب حکم عقل عالم بر غیر عالم و عادل بر غیر عادل و امین بر غیر امین و توانا بر غیر توانا و شجاع بر غیر شجاع مقدم است ولی در عین حال باید به وظایف قانونی خویش عمل نماید و حق استبداد و تکروی ندارد. ۴- در جهان بینی الهی حکمفرمایی اولاً و بالذات متعلق به خداست زیرا اوست که خالق و مالک تاروپود ما و همه جهان میباشد و وجدان هر انسانی حکم میکند به لزوم اطاعت و تسلیم در برابر دستورات او، و در مرحله بعد خداوند انسانها را تعیین بر مقدرات و سرنوشت خویش در چهارچوب رعایت موازین عقلی و اله مسلّط فرموده است و به آنان اختیار داده است که بر طبق موازین عقلی و الهی جوامع خویش را اداره کنند و حاکم عادل واجد شرایط را انتخاب نمایند. و هر چند به اعتقاد ما پیامبران و ائمه از خطا و گناه پاک و معصوم میباشند و با حضور آن بزرگواران که جامع همۀ کمالات میباشند آنان برای حاکمیت متعین - میباشند، ولی حکومت ظاهری پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب الا نیز براساس انتخاب مردم و بیعت آنان تشکیل شد زیرا هرچند حقانیت دین وابسته به انتخاب مردم نیست ولی حاکمیت و نظامی که متکی به انتخاب و رضایت مردم نباشد به ویژه در جهان پیشرفته امروز - عملاً دوام ندارد و همواره با عصیان و خشونت و سرکوب همراه است.
قرآن کریم در سوره شوری در وصف بندگان خدا فرموده است: «و امرهم شوری بینهم امور آنان با مشورت همگانی انجام میشود کلمه «امر» در فرهنگ قرآن و سنّت به معنای حکومت و فرمانروایی در امور کلی اجتماعی است. و در سوره آل عمران در خطاب به پیامبر فرموده است: ﴿و شاورهم فی الامر در امور با آنان مشورت کن و آن حضرت پیوسته در مسائل و حوادث مهم میفرمودند: «اشیروا» «علی بر عملکرد من اشراف داشته باشید و راهنمایی کنید، و او هیچگاه تکروی نمیکرد و حکومت او در چهارچوب دستورات الهی بود، چنانکه در سورۂ مائده میخوانیم و ان احکم بینهم بما انزل الله بین آنان به آنچه خدا نازل فرموده حکم کن. جمهوری اسلامی آرمانی و موعود جمهوری اسلامی موجود ] ۶ ۵ جمهوری اسلامی مرکب از دو کلمه «جمهوری» و «اسلامی» میباشد، کلمه «جمهوری حاکی از حکومت متکی به آرای مردم است و کلمه «اسلامی» حاکی از رعایت موازین و مقررات اسلامی است که طبعاً خواسته افراد مسلمان میباشد. متأسفانه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اولین تجربه ای بود که توسط خبرگان هر چند متعهد و دلسوز ولی بدون تجربه تنظیم شد. و در آن هنگام در اثر خاطره خوش از حکومت عادله و ساده بدون تشریفاتِ پیامبر اسلام و علیا که حتی در برابر تجاوز به زر و زیور یک زن غیر مسلمان عکس العمل شدید نشان داد و در اثر قداست فوق العاده ای که نوعاً برای شخص آیتالله خمینی در اذهان وجود داشت و وعده های آرمانی پرجاذبه ای که در آغاز انقلاب به مردم داده شده بود از کلمه ولایت فقیه یک حکومت ساده عادلانه صددرصد مردمی خداپسند همسان با حکومت معصومین ها تصور میشد و به نقائص و تضادهای موجود در آن قانون توجه نمیشد. در صورتی که وجود یک ولی فقیه غیر معصوم با در اختیار داشتن همه اهرمهای قدرت و بدون پاسخگویی به هیچ مقام و نهاد و عدم تحمل هیچ گونه اعتراض و انتقاد و یک رئیس جمهور مسؤول در برابر مجلس و ملت بدون داشتن هیچگونه اختیار و قدرت آن هم در سیاستهای
پاسخ به پرسشهای روزنامه داچ ۳۷۹ پیچیده جهان امروز که نیاز به تخصصهای گوناگون دارد قطعاً موجب بروز استبداد و تکروی و پیدایش مشکلات لاینحل خواهد بود. مولا امیرالمؤمنین با اینکه ما آن حضرت را معصوم میدانیم، در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه فرموده اند: «رفتار شما با من به گونۀ تسامح و سازش نباشد، مپندارید برای من شنیدن حق سنگین است و انتظار ندارم مرا بزرگ شمارید؛ زیرا کسی که شنیدن حق و عدالت برای او سنگین باشد عمل به آن دو برای او سنگین تر است. پس از گفتار حق و راهنمایی به عدالت دست برندارید که من خود را بالاتر و ایمن از خطا نمیپندارم مگر اینکه خدا مرا کفایت نماید. و بالاخره آنچه در آغاز در اذهان خبرگان و مردم از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه متصوّر بود غیر از این است که فعلاً مشاهده میشود. و استبداد از ناحیه هرکس باشد مذموم و موجب جدایی ملت از حکومت است، بلکه ضرر استبداد مذهبی از غیر مذهبی بیشتر است؛ زیرا استبداد غیر مذهبی به چهره دین و مذهب لطمه نمیزند، ولی اگر کارهای خودسرانه به نام اسلام و مذهب انجام شود چهره مذهب را در میان ملت و به ویژه نسل جوان مشوّه و کریه نشان میدهد. اصلاح قانون اساسی یگانه راه برون رفت از بن بست ] ۶ به نظر میرسد در شرایط فعلی تنها راه نجات از این بن بست، اصلاح قانون اساسی و ساختار حکومت به وسیله منتخبین ملت است که طبعاً متخصصین و کارشناسان راهکارهای عملی آن را ارائه خواهند داد و به نظر میرسد یکی از شیوه های آن ادغام دو نهاد رهبری و ریاست جمهوری است در یکدیگر، به اینگونه که فقیه منتخب ملت خود رئیس قوه مجریه باشد و او هر رشته را به کارشناس و آن رشته ارجاع دهد و چنین نباشد که غالب پست های سیاسی بدون تناسب به روحانیین محول شود و او و وزرای او باید در برابر مجلس و مردم پاسخگو باشند و آنان حق اعتراض و انتقاد سازنده داشته باشند. و طبعاً مطبوعات آزاد و رسانه های گروهی در این رابطه نقش واسطه دارند، هم سخنگوی دولت میباشند و هم سخنگوی ملت؛ و در نظام اسلامی مقام غیر مسؤول وجود ندارد و در متخصص
نتیجه شخص حاکم منتخب خدمتگزار مردم میباشد نه قیم و آقا بالاسر آنان، و حکومت او مطلق و نامحدود نمیباشد بلکه از نظر زمان و حدود و تعهدات و اختیارات تابع آرای مردم و نحوه انتخاب آنان و قوانین کشور میباشد. این روش ترکیبی است از دموکراسی و حکومت اسلامی و تلفیقی است از دین و دولت به این گونه که دولت منتخب عملاً دینی است نه اینکه دین دولتی و ابزار سیاست حاکم باشد. در آغاز انقلاب موقعیت ممتاز آیتالله خمینی بود که این دو نهاد را از یکدیگر جدا نمود ولی اینک وجهی برای جدایی عنوان ولی فقیه از ریاست قوه مجریه وجود ندارد. ۷ دین گریزی معلول عملکرد سوء حاکمیت ] اینکه بسا گفته میشود مردم از دین زده شده اند یا اینکه دولت باید از دین جدا باشد، یا نظام ولایت فقیه با دموکراسی سازگار نیست یا ولایت فقیه عین استبداد است، همه این گفته ها ناشی است از بدآموزی نسبت به چهره شریعت سهله سمحه اسلام و خشن جلوه دادن آن و عملکرد خشونت آمیز متصدیان امور و اینکه آنان خود را مجسمه دین پنداشته و انتقاد از خود و عملکرد خود را مخالفت با دین میپندارند و پاسخ انتقادات سازنده را با سرکوب اهل فکر و قلم و بازداشت آنان و محاکمات ساختگی و فرمایشی و تعطیل مطبوعات انجام میدهند، و در راه حفظ قدرت خویش برای جان و مال و آبروی بندگان خدا ارزشی قائل نیستند، و متأسفانه همه این خلافکاریها به بهانه دفاع از اسلام و نظام انجام می.شود. در صورتی که در اسلام و سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین این قبیل محاکمات سیاسی وجود ندارد این گونه محاکمات شیوه مستکبرین و حکومتهای استبدادی است. بسیار جای تعجب و تأسف است که حمله کنندگان به دانشگاهها و شخصیت ها و مجامع علمی و سخنرانیها و متعرضین به جان و مال و آبروی بندگان خدا آزاد و مورد تشویق نیز قرار میگیرند و نخبگان و تذکر دهندگان دلسوز علاقه مند به اسلام و کشور محکوم و زندانی میشوند نشریات جناح اصلاح طلب به بهانه های واهی و شکایتهای فرمایشی فله ای تعطیل و متصدیان آنها احضار و محاکمه و به اشدّ ا
پاسخ به پرسشهای روزنامه داچ مجازات محکوم میشوند ولی نشریات منتسب به جناح انحصارطلب در جعل و نشر اکاذیب و اهانت به بزرگان و نهادهای محترم و قانونی کشور صددرصد آزادند. اگر متصدیان امور به بقا و ثبات کشور و نظام اسلامی علاقه مند میباشند لازم است در روش خویش تجدیدنظر نموده و تا دیر نشده اشتباهات را جبران نمایند و بیش از این بر گذشتههای غلط اصرار نورزند وگرنه معلوم نیست سرنوشت کشور و نظام به کجا میانجامد. در بسیاری از کشورهای جهان مشاهده میشود که مسؤولین بالا در اثر برخی اشتباهات در برابر ملت خویش به اشتباه خود اعتراف میکنند و از آنان عذرخواهی مینمایند و این عمل موجب محبوبیت آنان میشود. بعد از گذشت بیست و دو سال از انقلاب اسلامی انتظار میرفت که روش مسؤولین کشور به گونه ای باشد که هموطنان خارج از کشور و به ویژه صاحبان سرمایه های مالی یا علمی داوطلب مراجعت به کشور باشند، نه اینکه برعکس سرمایه داران داخلی احساس امنیت نکنند و به جای سرمایه گذاریهای سازنده در ر سرمایه های خود را به خارج منتقل نمایند و یا در مسیر درآمدهای کاذب و یا مضر قرار دهند و نخبگان و جوانان تحصیل کرده که سرمایه های واقعی کشورند از کشور کشور خارج شوند. س غرض قانونگذار از نظارت شورای نگهبان ] ۲ شورای انتصابی نگهبان، کاندیداهای اصلاح طلب را در انتخابات رد کرد و بسیاری از قوانین مصوبه مجلس انتخابی را وتو کرد. در این ارتباط الف آیا این روش مطابق قانون اساسی است؟ ب ۔ اگر پاسخ مثبت است آیا نباید قانون اساسی اصلاح شود؟ جواب در اصل ۹۹ قانون اساسی میخوانیم: «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری ریاست جمهوری مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد اینجانب خود از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی بودم و ریاست آن را بر عهده داشتم انگیزه تصویب این اصل خاطره سوء دخالتهای ناروای رژیم سابق در انتخابات و تبدیل آن به یک نحو انتصابات بود