کتاب‌هادیدگاه‌ها - جلد اول ‹ بخش ۸

دیدگاه‌ها - جلد اول

بخش ۸ از ۱۸

در رابطه با مجمع تشخیص مصلحت نظام ۲۹۵ منعکس شد) و پیشنهاد این مصوبه نیز از سوی رهبری نبوده است، مجمع چگونه رأساً این موضوع را تصویب کرده است؟ آیا چنین رویه ای از اصل ۱۱۲ قانون اساسی قابل استنتاج است؟ البته آقای هاشمی در دفاع از این مصوبه گفت لزومی ندارد که در این قضایا نظر رهبری حتماً پرسیده شود (قریب به این مضمون (البته او در مذاکرات شورای بازنگری سال ۶۸ نیز گفته بود نظری که مجمع تشخیص مصلحت می‌دهد بدون تأیید رهبری نیز می‌تواند لازم الاجرا باشد! (مشروح مذاکرات، ج ۲، ص ۸۵۰) پاسخ با توجه به اشکالات قانونی ای که در کتابچه «حکومت مردمی و قانون اساسی برای مجمع تشخیص مصلحت یادآور شدم و در پاسخ به پرسش چهارم قسمتهایی از آن گفته شد جای تعجب نیست که مصوبات چنین مجمعی برخلاف صریح قانون اساسی باشد در نامه امام (ره) به ریاست جمهوری وقت نیز تصریح شده بود که نباید مجمع تشخیص قدرتی باشد در عرض قوای دیگر (صحیفۀ امام، جلد ۲۱، صفحه ۳۶۴) ولی عملاً مشاهده می‌شود که این مجمع یک مرکز قانون گذاری و قدرتی شده است در عرض مجلس شورا و قانون اساسی و حتی بالاتر از آنها. با این روش هیچ اعتباری برای قانون اساسی و مجلس شورا و شورای نگهبان باقی نمی‌ماند و پایه های اصولی نظام بیش از پیش سست خواهد شد. اینجانب در پاسخ به نشریه پیام هاجر در تاریخ ۱۳۷۹/۱/۲۶ نکاتی را در این زمینه گوشزد کرده ام که می‌توان به آن مراجعه نمود. و هنگامی که اساس مصوبه مورد نظر برخلاف قانون اساسی باشد دیگر بحث و سؤال از رضایت و عدم رضایت رهبری یا شرط بودن یا نبودن آن لغو و بی مورد خواهد بود؛ زیرا هیچگاه رضایت رهبری امر خلاف قانون یا خلاف شرع را قانونی و شرعی نمی‌کند. ناسازگاری اصل ۱۷۷ قانون اساسی دوّم با اصول حکومت مردمی ] پرسش ششم در اصل ۱۷۷ قانون اساسی مصوب سال ۶۸ آمده است که بازنگری در قانون اساسی با پیشنهاد مواد مورد نظر توسط رهبری و مشورت مجمع تشخیص مصلحت

امکان پذیر خواهد بود؛ با توجه به اینکه شورای نگهبان در اصل ۴ وظیفهٔ تطبیق قوانین با موازین اسلامی و در اصل ۹۸ تفسیر قانون اساسی را به عهده دارد آیا پیشنهاد بازنگری قاعدتاً نباید به شورای نگهبان محول می‌شد؟ پاسخ در یک ملاحظۀ نظری به نظر می‌رسد از آنجا که تمام امور کشور زیر نظر قوای سه گانه انجام می‌شود مناسب آن است که لجنه ای متشکل از کارشناسان هر سه قوه که در تجربه و عمل مداوم به نارساییها و بن بست های قانونی پی برده اند نظرات و پیشنهادات خود را به اطلاع ریاست جمهوری که حافظ قانون اساسی باید باشد برسانند و او پیشنهاد بازنگری را به مجلس بدهد و بعد از تصویب آن، نخبگانی از سوی مردم جهت بازنگری انتخاب شوند. و آنچه در بازنگری سال ۶۸ برای تجدید نظر در قانون اساسی پیش بینی شده است به هیچ وجه با اصول حکومت مردمی سازگار نیست و نقش مردم بسیار کمرنگ در نظر گرفته شده است زیرا بر اساس اصل مذکور اوّلاً: دستور بازنگری توسط رهبر داده می‌شود. ثانیاً: موارد بازنگری نیز توسط رهبری و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت که منصوبان اویند - پیشنهاد می‌شود. ثالثاً: ترکیب اعضای بازنگری هم به گونه ای پیش بینی شده است که اکثریت قاطع آنان از کسانی تشکیل گردند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم منصوبان رهبری باشند! تبیین مفهوم مصلحت ] پرسش هفتم مفهوم مصلحت به لحاظ ایدئولوژیک چگونه تبیین می‌شود؟ آیا به تعبیر مرحوم نائینی به اموری گفته می‌شود که نصی در رابطه با آن وجود ندارد؟ آیا به تعبیر مرحوم صدر مصلحت در حوزۀ منطقة الفراغ است؟ آیا به تعبیر مرحوم امام خمینی نقش زمان و مکان در اجتهاد است یا...؟ پاسخ دربارۀ واژۀ مصلحت و جایگاه آن از لحاظ ایدئولوژیک نکات زیر قابل توجه است: ۱ از نگاه قائلان به حسن و قبح عقلی همۀ احکام شرع تابع مصالح و مفاسد

در رابطه با مجم مجمع تشخیص مصلحت نظام ۲۹۷ واقعی هستند و شارع مقدس پنج مصلحت اساسی را ملاحظه کرده است که عبارتند از: مصلحت دین عقل، جان، ناموس (عرض) و مال که با رعایت آنها انسان می‌تواند به کمال مطلوب دست یابد. ۲ بسیاری از مصالح و مفاسد برای بشر قابل ادراک، است، ولی بعضی را باید از لسان شرع به دست آورد. بیشتر مصالح در احکام عبادی به ویژه در جزئیات آنها - قابل ادراک عقلی نیست؛ در حالی که اغلب احکام معاملات به معنای اعم برای عقل بشری قابل ادراک است هر چند در بعضی موارد شارع مقدس در همین حیطه نیز شرایطی را معتبر دانسته که شاید برای عقل قابل ادراک نباشد. ۳ مصالحی را که عقل قادر به ادراک آنهاست، گاه عقل تمام مصلحت موضوع آن را درک می‌کند و گاه برخی یا بخشی از مصالح آن را ادراک می‌نماید. در صورت اوّل به علت حکم پی برده است و در صورت اخیر حکمت آن را دریافت نموده است. ۴- مصالح واقعی یا در قالب احکام واجب و حرام و مستحب و مکروه مقید شده اند و یا رها هستند و بستگی به شرایط زمانی و مکانی مکلّف دارند؛ بنابراین احکام به تبع مصالح یا ثابت اند و یا متغیر اقتضا مصالح در قالب احکامگاه در شرایط عادی ملاحظه شده اند و گاه در شرایط اضطراری؛ به دیگر سخن گاه در شرایط اضطراری مصلحت خلاف حکم اولی را می‌کند. به عنوان مثال حرام اولی مثل خوردن مردار در زمان خاص و به طور موقت حلال می‌شود یا مستحب واجب و یا مکروه حرمت می‌یابد؛ چنانکه گفته اند: الضرورات تبیح المحظورات. احکام ثابتی که به لحاظ ضرورت تغییر یافته اند تابع شرایط ضروری هستند؛ یعنی تا زمانی که شرایط ضروری باقی است باقی، اند و زمانی که شرایط اضطراری برطرف شد حکم به حال اول باز می‌گردد؛ الضرورات تتقدر بقدرها. ۷ کشف مصالحی که تابع شرایط زمانی و مکانی هستند بر عهده کارشناسان است؛ مثلاً اینکه آیا با فلان کشور باید صلح کرد یا جنگید، آیا در بخش صنعت باید سرمایه گذاری کرد یا در بخش کشاورزی آیا کشاورزی باید مکانیزه باشد یا سنتی، آیا باید از مستشاران خارجی کمک گرفت یا خیر و ... در این گونه موارد عقلا و کارشناسان جامعه موظف اند در مورد آنها تصمیم گیری نمایند.

البته کشف مصالح و مفاسد متغیر و رعایت نسبت آنها در تزاحم با یکدیگر و با مصالح و مفاسد، ثابت مجال گسترده ای را می‌طلبد که در این چند صفحه نمی‌گنجد. استناد به واژهٔ مصلحت لازم است در یک چهارچوب و اصول مشخصی باشد که اجمالاً به آن اشاره شد؛ در غیر این صورت مصلحت گرایی محض یعنی نوعی مصلحت گرایی که اساساً قائل به احکام و مصالح ثابت نمی‌باشد و همه را متغیر می‌پندارد به آنجا می‌انجامد که مالک رئیس مذهب مالکیه) می‌گوید: امام به جهت مصلحت می‌تواند یک سوم افراد جامعه را به خاطر دوسوم دیگر بکشد! (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد ۱۰، صفحه ۲۴۶). پرسش هشتم آیا می‌توان از دیدگاه استراتژیک وظایف و اختیارات مجمع تشخیص مصلحت را شکستن مطلقیت اصل ۴ تلقی کرد آن هم به این منظور که بعد از سال ۶۸ راه برای تغییر سیستم و رابطه با سرمایه داری مدرن هموار شود؟ :پاسخ دربارۀ مجمع تشخیص مصلحت اندکی پیش به تفصیل سخن گفتم؛ و مسأله سرمایه داری مدرن نیز از جمله موضوعات مصالح متغیّر نظام و کشور است که باید توسط کارشناسان بصیر و زمان شناس و با ملاحظه منافع ملی در مورد آن تصمیم گرفته شود. ان شاء الله موفق و مؤید باشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۶/۲۲ حسینعلی منتظری

پاسخ به سؤالات فرهنگی و هنری جامعهٔ هنری و سینمایی ایران به نام خدا ۱۳۷۹/۷/۲ حضور محترم حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دام ظله با سلام و تحیت رسیده احتراماً، جامعه هنری و سینمایی ایران دیرزمانی است بر آن است تا به حضور آن فقیه مجاهد ه و از آرای فقهی و رهنمودهای فاضلانۀ آن مرجع عالیقدر بهره مند شود. اینجانب که همواره دغدغه رفع موانع فقهی هنر و ارائه نظریات مراجع را توسط نشر کتاب و نگارش مقاله و گفتگو داشته ام به دلیل حصر بیت آن حضرت توسط مخالفان جامعه باز و کثرت گرا نتوانستم از محضرتان استفاده کنم. از این رو پرسشهای ذیل را به امید دریافت پاسخهای روشنگرانه آن استاد فاضل و بی همتای حوزه دین ارائه نموده تا ان شاء الله در مجالی دیگر به حضورتان رسیده و از نظریات شما تلمذ نمایم. باکمال امتنان و پوزش از اینکه با سؤالات متعدد خود وقت شریف آن فقیه فرزانه را تضییع خواهم نمود. والسلام علیکم و رحمة الله. پرسشها: ۱۳۷۹/۶/۲۴ - فضلی نژاد سینما یکی از مظاهر تمدن تکنولوژیک است و این صنعت هنر آن چنان که باید توجه علما و فقها را به ظرفیتهای وافر خود در حوزه تبلیغات معنوی برنینگیخته است و حتی فقه هماره برای آن موانعی ایجاد کرده است. با این مقدمه آیا حضرتعالی الف - نمایش زن مسلمان بی حجاب را در سینما (تصویر) جایز می‌دانید؟ زن مسلمان بی حجاب ایرانی چه حکمی دارد؟

اسلام شکل خاصی برای زندگی ترسیم نکرده است ] بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیّت - تجربه نشان داده که اثر نمایش و فیلم و تصویر در افکار عمومی و تربیت جامعه از گفتار و نوشتار به مراتب بیشتر است و به تعبیر دیگر مشاهده و احساس بیش از تفکر و تعقل در جامعه اثر دارد. دین مقدس اسلام هرچند برحسب رعایت مصالح و اهداف آفرینش انسان برای زندگی بشر معیارهایی را مشخص نموده به گونه ای که روش و رفتار او در زندگی تکامل روحی و سعادت ابدی او سازگار و در تضاد نباشد، ولی هیچگاه شکل خاصی را برای زندگی ترسیم نکرده است؛ و هنر نیز یکی از نیازها و جلوه های زندگی است که در ساخت انسانها و شکوفایی استعدادهای درونی آنان نقش بسزایی دارد و با پیشرفت علم و تکنیک و تغییر شرایط زمانی و مکانی و محیط اجتماعی طبعاً تکامل در جلوه های هنر نیز ضرورت خود را نشان می‌دهد اسلام با تنوع و تفنّن در اشکال و مظاهر زندگی مخالف نیست بلکه با تکامل علم و تکنیک هماهنگ است؛ وگرنه نمی‌توانست خاتم ادیان الهی باشد. حکم نمایش بدون حجاب زن در فیلم] جواب :الف یکی از مقررات قطعی شریعت اسلام در رابطه با زندگی اجتماعی حفظ عفت فرد و جامعه است، بلکه جوامع غیردینی نیز برای عفت ارزش خاصی قائل می‌باشند هر چند برخی از امور را منافی عفت نمی‌دانند جاذبه خاص زن به ویژه زن جوان برای مرد قابل انکار نیست و طبعاً از طمع هوس بازان در امان نیست، و همهٔ عقلای جهان متاعهای نفیس و پرجاذبه را حتی الامکان می‌پوشانند تا رهزنان در آنها طمع نکنند. حجاب و پوشش برای زن مسلمان سمبل عفّت و متانت است، و به دستور اسلام

پاسخ به سؤالات فرهنگی و هنری ۵۳۰۱ زن باید خود را از اغیار بپوشاند و نباید بدون رعایت حجاب اسلامی خود را نمایش دهد، و کسی نمی‌تواند او را به رفع پوشش اسلامی وادار نماید؛ ولی اگر از باب فرض - زن مسلمان از این دستور تخلف نمود و یا زن غیر مسلمان بود و در نمایشی بدون حجاب شرکت نمود تماشای او به طور مستقیم و یا تماشای فیلم و تصویر او اگر موجب فساد و فحشاء و انحراف افکار نشود و قصد لذت جنسی نیز در بین نباشد مانعی ندارد. تک خوانی زن به شرط عدم فساد ] ب نمایش تک خوانی زن مسلمان و اصولاً تک خوانی زن مسلمان چه حکمی دارد؟ جواب صدای زن و گوش دادن به آن اگر مهیج شهوانی و یا موجب فساد باشد جایز نیست وگرنه مانعی ندارد؛ تک خوانی زن نیز اگر به حد غنا نرسد و فسادآور نباشد اشکال ندارد. [ آثار سینمایی مثبت که دارای صحنه های اروتیک است ] ج - نمایش آثاری از سینمای جهان که دارای صحنه های سکس اروتیک) است اما در پایان روح دینی از آنها استنباط می‌شود چه حکمی دارد؟ :جواب اگر نمایش این قبیل صحنه ها موجب فساد برای فرد یا جامعه نباشد اشکال ندارد؛ ولی باید توجه نمود که فساد امری عام و فراگیر است و منحصر به ارتکاب فحشاء نیست و اگر از باب فرض - ارائه و نمایش اینگونه فیلم ها و صحنه ها موجب سست شدن بنیان خانواده ها و یا برهم خوردن روابط خانوادگی باشد باز از مصادیق فساد محسوب است و لازم است اجتناب شود. سینما برای اصلاح جامعه و روابط اجتماعی و خانوادگی است نه سست کردن یا برهم زدن آنها، و هیچگاه احتمال ترتب مصلحت اجتماعی مجوز ارتکاب حرام قطعی نمی‌شود.

استفاده از بیت المال برای جذب هنرمندان خارجی ] د - آیا می‌توان از بیت المال مسلمین هنرمندان متعهد خارجی را برای آموزش از آنها به ایران دعوت کرد؟ جواب استفاده از بیت المال برای جذب و دعوت از هنرمندان متعهد جهت آموختن هنرهای حلال و مفید برای جامعه مانعی ندارد و اینکه ممکن است برخی از افراد از هنرهای حلال سوء استفاده کنند موجب حرمت تعلیم و تعلم هنر حلال نیست. انحصار زدایی از سینما ] ه آیا ایدئولوژیک شدن سینما و اینکه ایده رسمی حکومت را فقط ترویج کند صلاح است یا باید به سینمای جامعه مدنی (سینمای مطلوب جامعه مدنی) اندیشید؟ جواب سینما نیز مانند سایر مظاهر و ابزار تعلیم و تربیت نباید در انحصار جناح و قشری خاص باشد؛ همۀ جامعه حق دارند از ابزارهای مختلف آموزش و پرورش بهره مند گردند. البته به طور کلی امور مربوط به جامعه باید در کنترل و نظارت دولت یا ارگانی مردمی باشد که جلوی نمایش فیلمهای مبتذل و مخرب را بگیرد. هیچ جامعه ای رضایت نمی‌دهد که عفت عمومی یا ارزشهای دینی و اجتماعی آنان مورد هجوم تبلیغات سوء قرار گیرد و کنترلی در کار نباشد ولی لزوم نظارت و کنترل نباید مانع از استفاده های مشروع شود و یا در انحصار جناح خاصی قرار گیرد. جواز ورود روحانی به کار سینما ] و آیا به نظر شما روحانیون می‌توانند در کار عملی سینما وارد شوند؟ جواب: مجرد روحانی بودن موجب منع شرعی یا قانونی نسبت به کار سینمایی نیست، ولی آنچه از یک روحانی آگاه انتظار می‌رود و در تخصص او می‌باشد تبلیغ صحیح اسلام و ارشاد و راهنمایی مردم و حل مشکلات دینی آنان می‌باشد.

پاسخ به سؤالات فرهنگی و هنری - نشان دادن چهره معصومین در آثار سینمایی ] ۵۳۰۳ ز نشان دادن صورت معصومین در آثار سینمای دینی چه حکمی دارد؟ جواب اگر قداست آن بزرگواران کاملاً حفظ شود و هیچگونه اهانتی در عرف تماشاگران تلقی نشود و از روی آثار و شواهد صورتی قریب به واقعیت ارائه گردد دلیلی بر حرمت آن نداریم، ولی احتیاط خوب است. ح- سانسور و ممیزی از نظر فقیهی عالیقدر چون شما چه حکمی دارد و کیفیت آن در هنر و سینما چیست؟ جواب: پاسخ این پرسش از پاسخ پرسش ه) به دست می‌آید، البته کنترل و اشراف نیز نیاز به تخصص دارد و کار هرکس نیست. معیار موسیقی حلال و حرام برای شخص ] ط حکم حضرتعالی در باب موسیقی پاپ و خواندن زن با این نوع موسیقی چیست؟ جواب: موسیقی دارای انواع گوناگون است و به طور کلی همه آنها در روح و روان انسانها تأثیر عمیق دارد برخی از آنها حلال و برخی حرام است؛ و به طور اجمال آنچه که روح انسان را به دنائت و حقارت یا فحشاء و شهوات تحریک می‌کند و طبعاً جامعه را جذب مظاهر فساد می‌نماید و یا همچون مواد سکرزا عقل و تمیز انسان را تحت الشعاع قرار می‌دهد حرام است. و اگر از باب- فرض در مورد خاصی مفسده انگیز بودن آن احراز نشود گوش دادن به آن مانعی ندارد. مطلق رقص جز برای زن و شوهر نهی شده است ] ی - رقص جوانان با موسیقی چه حکمی دارد؟ رقص زن با موسیقی در سینما با چه کیفیتی جایز است؟

جواب در حدیثی معتبر از ناحیهٔ رسول خدا از مطلق رقص نهی شده، ولی بعید نیست که حدیث از رقص هر یک از زن و شوهر برای یکدیگر منصرف باشد. ارزیابی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ] ک نظر آن مرجع عالیقدر درباره صدا و سیمای جمهوری اسلامی چیست؟ :جواب اینکه پس از انقلاب اسلامی برنامه های صدا و سیما دچار تحول شده و اکنون برنامه های مفید و سازنده ای نیز از آنها منتشر می‌شود قابل انکار نیست ولی از نظر سیاسی در سالهای اخیر این رسانه ها در انحصار سیاست جناح خاصی قرار گرفته و اکثریت نیروها و جناحهای سیاسی و حتی بسیاری از افراد متعهد و وفادار به اسلام و انقلاب به طور کلی یا به طور نسبی محروم گشته اند در صورتی که بودجه این رسانه متعلق به همه ملت است و باید در راستای مصالح و اهداف همه اقشار و جناحها قرار گیرد نه اهداف یک جناح خاص، وگرنه افکار عمومی متوجه رسانه های خارجی خواهند شد. هنگامی که مردم مشاهده می‌کنند رهبران و صاحبان قدرت در کشورهای پیشرفته جهان توسط رسانه های آن کشورها مورد انتقاد جدی قرار می‌گیرند ولی در کشور خودشان صدا و سیما فقط توجیه کننده کار قدرتمندان و ثناگوی آنان می‌باشد و حاضر نیست هیچ نحو اعتراض و انتقادی را منعکس نماید طبعاً اعتمادشان هم از رسانه ها و هم از متصدیان امور سلب می‌شود و به رسانه های خارجی روی می‌آورند. تأسیس رادیو و تلویزیون خصوصی] ل به زعم شما آیا تلویزیونهای خصوصی قابل تأسیس است (با چه کیفیتی) ؟ جواب: ظاهر اصل چهل و چهارم قانون اساسی این است که رادیو و تلویزیون بخش دولتی است و خصوصی نیست مگر اینکه گفته شود این امر مربوط به شرایط آغاز انقلاب بوده و جنبۀ انحصار را نمی‌رساند؛ و در هر حال ظاهراً تأسیس رادیو و تلویزیون یا سایر رسانه های عمومی از ناحیه بخش خصوصی مانعی ندارد، بلکه به نفع جامعه نیز می‌باشد. هنگامی که ما به نظام و حکومت مردمی اعتقاد داریم طبعاً

پاسخ به سؤالات فرهنگی و هنری ملت به رسانه ها برای پخش افکار و نظریات خود نیاز دارد ولی به شرط اینکه کنترل شود تا از آنها برخلاف مصالح کشور یا موازین اسلامی سوءاستفاده نشود. ظاهراً بهانه اصلی مخالفان بخش خصوصی وحشت آنان از زیر سؤال رفتن نظام متکی بر فرد یا جناح خاصی است تضعیف نظام که مدتی است بهانه جلوگیری از آزادی رسانه ها و مطبوعات مردمی شده بر اساس همین حکومت فرد یا جناح خاص است؛ اما اگر مشروعیت نظام از اراده و خواست همۀ ملّت یا اکثریت آنان نشأت گیرد به یقین تکثر صداها ضرری به اصل نظام نمی‌زند بلکه تضارب افکار، شکوفایی نظام و استحکام آن را در پی خواهد داشت. توصیه به سیاست گذاران فرهنگی ] م - رهنمود شما به سیاستگذاران فرهنگی هنری ایران با توجه به مطالبات نوین مردم چیست؟ جواب: سفارش و تذکر من به سیاستگذاران فرهنگ و هنر کشور این است که توجه نمایند استعداد و خلاقیت جوانان کشور ایران از بسیاری از کشورهای دیگر برتر و بیشتر می‌باشد و آینده این امانت های الهی به دست ت آنان سپرده شده؛ در درجه اوّل تلاش نمایند آنان را در مسیر حق و عدالت و اهداف الهی از خلقت انسان هدایت نمایند، و از ترویج بی بندوباری و فرهنگهای مبتذل و پخش فیلم های زننده و فسادانگیز پرهیز نمایند و در مرحلهٔ بعد راضی نشوند جوانان ما در لابلای جنگ قدرت و کشمکشهای سیاسی هضم شوند و استقلال فکری و روحی خود را از دست بدهند و یا به بهانه های واهی از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف شوند. منشأ فکری این سیاستهای غلط همان مطلق اندیشی برخی از متصدیان و خود را معیار حق دانستن آنان می‌باشد که در نتیجه اکثریت جامعه را از صحنه سیاست کنار می‌زند و همین برخوردهاست که نظریه تفکیک دین از سیاست را در دینی اذهان جامعه تقویت می‌نماید. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۷۹/۷/۲ - حسینعلی منتظری

۱۳۷۹/۷/۶ «۳۱) مصاحبه با رادیو صدای ایران با عرض سلام و تحیت خدمت حضرت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری در آرزوی سلامت و آزادی آن حضرت درخواست دارم به این پرسشهای من، حسین مهری، برنامه ساز رادیو صدای ایران در لس آنجلس پاسخ دهید. ۱ - آیا مجلس خبرگان حق و اختیار دارد که به گفته حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی، قدم به عرصه سیاسی مملکت بگذارد و تصمیم گیری سیاسی کند؟ ۲ از دید شما، برقراری مجدد پیوندهای سیاسی میان ایران و آمریکا به سود و صلاح ملت ماست یا خیر؟ ۳ - آیا آیت‌الله سید علی خامنه ای صلاحیت مرجعیت ولایت مطلقه و اصولاً رهبری و انجام درس خارج فقه را دارند؟ ۴ با توجه به کارنامه آقای خاتمی، آیا هنوز تأیید اولیهٔ جنابعالی از ایشان بجاست؟ درباره کشتار زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ چه مطالبی به عرض آیت‌الله خمینی رساندید؟ و آیا اعتراض شما به این اعدامها بود که موضوع جانشینی جنابعالی را منتفی ساخت؟ با تجدید احترام حسین مهری حدود اختیارات مجلس خبرگان ] بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام در پاسخ به پرسشهای پنجگانه شما به نحو اجمال و فشرده یادآور می‌شوم ۱ - اعضای مجلس خبرگان چون از افراد کشور هستند هرکدام حق دارد نسبت به مسائل کشور و روند ادارۀ آن انتقاد و اظهار نظر نماید ولی خبرگان به عنوان یک

ارگان رسمی کشور حق دخالت در امور تقنینی و اجرا و قضایی کشور را ندارد. آنچه وظیفه آن است تعیین رهبر واجد شرایط و سپس نظارت مستمر بر اعمال او و جلوگیری از تخلفات و قانون شکنی های او می‌باشد که متأسفانه تا حال به وظیفهٔ نظارت مستمر خود عمل نکرده است. پیوندهای سیاسی میان ایران و آمریکا ] ۲ قطع ارتباط با آمریکا یک سیاست موقت در شرایط خاص بوده و ممکن مصالح سیاسی برحسب شرایط زمان عوض شود؛ و این یک موضوعی است که افراد متخصص و کارشناس در مسائل سیاسی و اقتصادی باید نسبت به آن نظر دهند، و اگر تشخیص دادند مصلحت در تجدید رابطه است قاطعانه اقدام شود. اگر بنا باشد سوءسابقه موجب ترک رابطه باشد انگلیس و روس در گذشته بیش از آمریکا به ایران ضربه زده اند، ملاک شرایط فعلی کشور و جهان است برای تفصیل در مسأله می‌توانید به جزوه پاسخ اینجانب به سؤالات کتبی جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه مورّخ ۱۳۷۷/۱۱/۱۲ در سایت اینجانب در اینترنت مراجعه فرمایید. - پس در رابطه با ایشان من نظر خود را در سخنرانی ۱۳ رجب ۱۴۱۸، ۱۳۷۶/۸/۲۳ گفته ام، هم جدا منتشر شده و هم در آخر خاطرات اینجانب آمده است. ۴ ایشان با همۀ تلاشی که دارند موفق نشده اند به وعده هایی که به ملت دادند وفا نمایند و معمولاً در برابر مخالفین خود سیاست عقب نشینی را اعمال می‌نمایند؛ مگر اینکه در این اواخر توفیقی برای ایشان حاصل شود. ۵- علی القاعده تذکرات مستمر اینجانب و از جمله راجع به اعدامها سبب این امر بوده است، ولی من بحمدالله از اینکه از مسؤولیت سنگین نجات یافته ام خوشحالم. حکومت مسؤولیت سنگینی است که انسان عاقل زیر بار آن نمی‌رود مگر اینکه بتواند حقی را به دست بیاورد و یا جلوی باطلی را بگیرد، همانگونه که مولا امیرالمؤمنین اند در خطبهٔ ۳۳ نهج البلاغه فرمودند. والسلام علیکم. ان شاءالله موفق باشید. ۱۳۷۹/۷/۶ قم المقدسة حسینعلی منتظری

۱۳۷۹/۷/۱۱ (۳۲) پاسخ به نامهٔ جمعی از شاگردان در مورد شروع درس فقه بسمه تعالی و علیه التکلان محضر مبارک حضرت استاد فقیه عالیقدر آیت‌الله العظمی منتظری دام ظلکم الوارف سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار مدت سه سال است شاگردان علاقه مندان و مقلدان جنابعالی از تلمذ و استفاضه از آن مرجع بزرگوار محروم مانده اند که خسارتهای جبران ناپذیری در پی داشته و دارد، خصوصاً اینکه جنابعالی با تعمیق بخشیدن و تبیین نظرات بزرگانی چون آیت‌الله العظمی بروجردی (ره) و مرحوم امام (ره) خلأ وجودی آنان را پر می‌فرمودید و اینک حوزه علمیه قم بیش از پیش تشنه و نیازمند آن افکار و انظار بلند در ابواب مختلف فقه بخصوص در باب پالایش نظرات و مطالب مطروحه ای در ارتباط با ولایت فقیه است که اینک با سؤالات و شبهات بسیاری که نوعاً خالی از دقت و تأمل نیست و در سطح اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی مطرح می‌شود روبروست. بر این اساس ما تعدادی از شاگردان جنابعالی، از آن استاد فرزانه خواستاریم با صلاحدید، از طریق تلویزیون مداربسته از بیت شریف و محصور خویش نظرات گرانسنگ خود را تبیین فرمایید یا حداقل موافقت کنید تا دروسی که در بیت فرموده اید پخش گردد. بی شک اجابت نمودن چنین درخواستی از مصادیق گرمی بخشیدن به حوزه و نظام است نظامی که سالیان متمادی رنجها و مشقات طاقت فرسایی را از عنفوان جوانی تاکنون جهت استقرار و اصلاح آن، تحمل فرموده اید و اینک نیز بیش از پیش برای حفظ، پالایش و اصلاح آن قلبتان همواره می‌تپد و لحظات تلخ حصر در زندان خانگی و دوری از مردم و علاقه مندان را به جان خریده اید و چون ما که درد هجران بی تابمان کرده است در دل با احکم الحاکمین می‌گویید: والله هو المستعان و الیه المشتکی

امیدواریم با قبول این خواسته متواضعانه ما را رهین منت خویش فرمایید. قال الله فی کتابه الکریم: - لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون والحمد لله، والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته - تعدادی از شاگردان حضرتعالی - غلامحسین ایزدی حسینعلی احمدیان - مرتضی احمدیان - حسن آشوری فرج الله الهی - حسن ایرجی - احمدرضا اسدی - محسن ابراهیمی - محمد اصفهانی وطن - مسعود ادیب علی انتشاری مهدی انتشاری ولی احراری محمدرضا ایروانی سیداصغر احمدی محمد اخلاقی محمدحسین ارجمندنیا رضا امیری رضا احمدی - غلامحسین ابوالحسنی منصور ابراهیمی - حسین انصاری - سیدرضا برقعی - مجتبی باقری - سلطانعلی تیموری محسن علوی پیام - رجبعلی جنتی - اسماعیل جعفرزاده - سیدکاظم حسینی - سید علیرضا حسینی - غلامرضا حجتی - سید محمد حسینی - سید محمد حسینی خیرآبادی محمدعلی حبیب اللهی - سیدحیدر حسینی - سیدابراهیم حجازی - خدادادی - حیدر علی رستمی - محمدعلی رحیمی - سیداکبر رحیمی - سیداصغر رحیمی - غلامرضا زارع - سیفعلی سهرابی محمود صلواتی علی شیاسی - حسن شیاسی - محمد شیاسی - عبدالله شفیعی - حیدر شریفیان علی شاه زیدی نعمت الله صالحی مصطفی صالحی - مهدی صالحی - سیدحسن صدیقی - سید صادق طباطبایی - سید محمدرضا طباطبایی - سید محمد باقر طباطبایی - علی طالب - سید محمد طباطبایی - محمد عبداللهیان - احمد عابدینی - مهدی عباسی - مهدی فاضل - غلامحسین قیصری - عبدالله قیصری - علی اصغر کیمیایی - محمدرضا کرباسی سیداحمد کاویانی قمی - محمد کثیری - مجتبی لطفی - محمد مهرابی - عباسعلی محمدی محمدحسن موحدی ساوجی سیّدعلی می‌رموسوی - مصطفی می‌راحمدی زاده - نعمت الله مکاریان - محمدتقی متقی ابراهیم محمدی - سیداحمد مجیدی محمود ملکی محمدرضا ملکی حسین مهدوی - غلامحسین نادی - جواد نجاتی - غلامرضا نقی - مصطفی نصر اللهی - مجتبی - نصر اللهی - حسنعلی نوریها - احمد علی نقی پور - محسن ولایتی.

پاسخ به نامه جمعی از شاگردان در مورد شروع درس فقه بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین حضرات علمای اعلام و فضلای محترم دامت توفیقاتهم پس از سلام و تحیت نامه آقایان محترم مبنی بر شروع تدریس توسط اینجانب در موقعیت حصر و زندان خانگی و پخش آن به وسیلهٔ تلویزیون مداربسته در منزل فرزندم احمد را دریافت نمودم. احساس مسؤولیت و توجه شما آقایان به موضوع مهم درس و بحث علمی قابل تقدیر است و از اظهار همدردی و تأسف شما نسبت به حصر موجود تشکر می‌نمایم و برای حل مشکلات و مصائب عدیده جهان اسلام و توفیق بیشتر شما در راه کسب مراتب عالیه علم و تقوا دعا می‌کنم؛ و یادآور می‌شوم: ادامه هدف اصلی از تأسیس حوزه های علمیه و تدریس و بحث های علمی و تربیت افراد فاضل و مجتهد و متعهد همانا تقویت بنیه دینی همۀ طبقات جامعه و حفظ و نشر اسلام در تمام عرصه ها بوده و هست و اگر خدای ناکرده ارزش حقیقی حوزه ها و درس و بحثهای علمی شناخته نشد و حوزه ها در تأمین هدف یاد شده موفق نبود باید به خدا پناه برد. هنگامی که مشاهده می‌شود حوزه های علمیه ملعبه سیاست بازیها و در مدار قدرتها و اهداف خاص قدرتمندان قرار گرفته و مراجع محترم و بزرگان و فضلای متعهد حوزه ها نوعاً در فضایی از نگرانی و خوف نسبت به انجام وظایف شرعی و اظهار حقایق و انکار منکر و دفع مظالم به سر می‌برند چه امیدی می‌توان داشت؟! هنگامی که از حوزه و دانشگاه استفاده ابزاری می‌شود و کانون تدریس فقه آل محمد ال و تجمعات دانشجویی مورد حمله و هجوم عده ای فریب خورده تحت حمایت ارگانهای رسمی و برخی مقامات مسؤول قرار می‌گیرد جوانان عزیز روحانی و دانشگاهی چه آینده ای را برای حوزه و مراکز علمی و دینی و مرجعیت و فقاهت پیش بینی می‌کنند؟! هنگامی که حوزه ها و علمای اعلام نتوانند از مظالم و تخلفات و تعدیات گوناگون جلوگیری نمایند و یا حداقل تذکر بدهند قضاوت ملت نسبت به آنها چه خواهد بود؟!

حوزه ای که استقلال خود را از دست داده و از تعرّض و سوءاستفاده های سیاسی بعضی جناحها مصونیت ندارد و در گوشه و کنار آن مراکزی درست شده همچون پادگانهای نظامی متشکل از تعدادی افراد ملبس به لباس روحانیت جهت حمله و تهاجم و تظاهرات و لعن و شعار و زنده باد و مرده باد، گفتن چگونه می‌خواهد و می‌تواند مسؤولیت صیانت از اسلام و آرمانها و جلوگیری از تخلفات و تعدیات قدرتمندان را انجام دهد؟! فرضاً اینجانب درسی را در حال حصر و یا از باب فرض رفع حصر شروع نمودم، هنگامی که فقاهت و تدریس اینگونه فاقد ارزش معنوی و ملعبه سیاست بازان باشد که هر درسی را موافق می‌ل و اهداف خویش نیافتند مورد تهاجم قرار دهند شما عزیزان چه انتظاری خواهید داشت؟! سابقاً در کتابچه «حکومت مردمی و قانون اساسی» یادآور شدم که در جهان امروز شوکت و عظمت هر کشور به فرهنگ و دانش آن کشور وابسته است و مظهر فرهنگ کشور ما حوزه های علمیه و دانشگاهها و مطبوعات می‌باشند که متأسفانه حیثیت و کیان این سه پایگاه فرهنگی به وسیله همین گروههای فریب خورده مورد تجاوز قرار گرفته است. اگر دشمنان اسلام و روحانیت برای شکستن حریم حوزه های علمیه و قداست مرجعیت شیعه می‌لیاردها تومان خرج می‌کردند نمی‌توانستند اینگونه که به دست خودیها انجام شد عمل نمایند. استقلال در تاریخ شیعه همواره عظمت و حرمت حوزه های علمیه به استقلال آنها از قدرتهای ظاهری و عدم دخالتهای ناروا بود و بر این اساس می‌توانست رسالت خویش را به انجام رساند و مورد احترام و پذیرش طبقات مختلف جامعه قرار می‌گرفت، حتی در زمان مرحوم امام که علاوه بر رهبری مقام مرجعیت را نیز دارا بودند ایشان همواره امور حوزه را به مراجع حوزه ارجاع می‌دادند و بر حوزه ها تأکید داشتند ولی متأسفانه پس از رحلت ایشان به این شیوه عمل نشد. اینجانب در گذشته ضمن نامهای خطر دولتی شدن و سیاسی شدن حوزه مقدسه قم و قرار گرفتن آن تحت سلطه و سیطره ارگانهای خاص امنیتی و نظامی را به مرجع بزرگوار مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی یادآور شدم و آن فقید سعید اقداماتی

پاسخ به نامه جمعی از شاگردان در مورد شروع درس فقه ۵۳۱۳ انجام دادند، اما با درگذشت ایشان وضعیت به حال قبل یا بدتر از آن برگشت. امروز نیز از بزرگان و مراجع و اساتید دلسوز و آگاه حوزه مقدسه انتظار می‌رود که احساس وظیفه نموده و با اتحاد و هماهنگی کامل در این رابطه تلاش نمایند و راضی نشوند میراث گرانبها و زحمات بزرگان و مراجع معزّز در تأسیس و تقویت حوزه های مستقل دینی و مردمی از بین برود. کشور نیاز به دولت و حکومت دینی و مردمی دارد ولی حکومت باید دینی باشد نه اینکه دین و کانونهای دینی حکومتی شده و تحت سلطه و ابزار حکومت قرار گیرند. بزرگان حوزه حتماً از بحرانهای ناشی از سوء استفاده های دینی که اساتید دانشگاهها و دانشجویان و جوانان عزیز کشور در اثر برخوردهای غلط و تند با آن مواجهند مطلع می‌باشند. اگر امروز ما نتوانیم نسل جوان را از خطر بی دینی و بی هویتی که متأسفانه روندی فزاینده یافته است - نجات دهیم و علل و زمینه های آن را کشف و علاج نماییم فردا در برابر تاریخ و نسلهای آینده و محکمه عدل الهی محکوم خواهیم بود. در خاتمه به شما فضلای محترم توصیه می‌کنم با وجود همه مشکلات موجود نباید دلسرد شوید و از کارهای علمی و تحقیقی دست بکشید. امروز سطح انتظار مردم از حوزه ها بیش از گذشته است؛ یک طلبه باید علاوه بر فقه و اصول و فلسفه نسبت به بسیاری از مسائل و مکاتب جدید آشنا باشد و شبهات و اشکالات آنها را بداند تا بتواند پاسخ علمی و منطقی بدهد و در مسائل مستحدثه روز که مورد احتیاج و نیاز ملت است تحقیق نموده و پاسخهای علمی و روشن تهیه نماید. سلامت و سعادت و توفیق شما را در راه خدمت به اسلام عزیز از خدای متعال مسألت می‌نمایم. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۴ رجب ۱۴۲۱ - ۱۳۷۹/۷/۱۱ حسینعلی منتظری

در مورد محکومیت حجة الاسلام آقای یوسفی اشکوری (مصاحبه با بخش فارسی رادیو آزادی) حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دام ظله ۱۳۷۹/۷/۲۲ با احترام خبرهای هرچند رسماً تأیید نشده حکایت از آن دارد که دادگاه ویژه روحانیت حجة الاسلام حسن یوسفی اشکوری را از جمله به انکار مسلّمات، دین ارتداد و فساد فی الارض متهم کرده است. قرائن نشان می‌دهد که این اتهامات بر شماری از گفته های آقای اشکوری در برلین و پاریس مستند شده اند آقای اشکوری از جمله گفته اند «بنده ادعایم این است که احکام اجتماعی اساساً تغییر پذیرند ولو آن بخشی که در خود قرآن آمده است... من سؤال می‌کنم از علما و فقهای اسلامی آیا موضوع بریدن دست دزد، آیا مسأله حجاب، آیا مسأله قضاوت زن ارث و مقوله هایی که به طور عام مربوط به زن است، آیا اینها اساساً قابل تغییر هستند یا نه؟ در جایی دیگر آقای اشکوری ضمن آنکه مسأله حجاب را از مقولاتی دانسته اند که در دایره احکام اجتماعی است نه در دایرۀ احکام مربوط به مسلّمات دین، می‌گویند: حجاب را هم بنده معتقد هستم که حجاب یک عرف است یک فرهنگ مربوط به زمان و مکانی خاص... اگر فرض را هم بر این گذاریم که تغییر پذیر نیست چیزی است که جزو امور شخصیه است...» با توجه به اینکه آقای اشکوری نیز مصادیق مورد نظر خود را به عنوان سؤال از حضرات علمای اسلامی پرسیده اند لطفاً نظر خود را دربارهٔ تعبیرات آقای اشکوری در مورد احکام یاد شده از جمله احکام مربوط به پوشش و حجاب نسوان بفرمایید. با تجدید احترام بخش فارسی رادیو اروپای آزاد - رادیو آزادی

بسم الله الرحمن الرحیم مدیریت محترم بخش فارسی رادیو آزادی پس از سلام و تحیت راجع به پرسش شما در رابطه با حجة الاسلام آقای یوسفی اشکوری و متهم ساختن ایشان از ناحیه دادگاه ویژه به ارتداد محاربه افساد فی الارض و امثال اینها، معروض می‌دارم که این قبیل اتهامات نسبت به ایشان هر شنونده ای را به تعجب وامی دارد. ۱- در اینکه احکام اسلام دو بخش است احکام قطعی دائم و احکام متغیر تابع تغییر مصالح و مفاسد و شرایط زمانی و مکانی شکی نیست. از باب مثال نجاست خون جهنده حیوان حکم دائم است ولی حرمت خرید و فروش آن در اعصار گذشته مورد اتفاق فقها بوده زیرا فایده آن منحصر به خوردن آن بوده و منفعت حلال نداشته است ولی در زمان ما که تزریق خون به بیماران مطرح است خرید و فروش آن برای تزریق و منافع دیگری اگر بر آن متصور باشد قطعاً بی اشکال است؛ و به طور کلی اسلام دین عقل و منطق است و احکام آن تابع مصالح و مفاسد است و گزافی نیست، در نهایت فلسفه احکام عبادی اسلام نوعاً برای ما مجهول است و پس از پذیرش اسلام باید تعبداً آنها را بپذیریم ولی فلسفۀ مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نوعاً برای اهل نظر واضح و روشن است و کمتر دارای مصالح غیبی محض می‌باشند؛ البته درک و تشخیص آنها کار هرکس نیست و نیاز به تخصص ویژه دارد. ۲- اینکه ایشان از علما و فقهای اسلامی راجع به مسائلی سؤال کرده اند که آیا قابل تغییر هستند یا نه باید گفت که سؤال غیر از انکار ضروری دین است. ما اگر راه سؤال و پرسش را سد نماییم سؤالها در دلها به صورت عقده و شک باقی می‌ماند، و با شک و تردید هیچگاه ایمان و اعتقاد حاصل نمی‌شود؛ افراد بایستی مشکلات و سؤالات خود را بپرسند تا شک آنان برطرف شود. به علاوه انکار ضروری دین به تنهایی موجب کفر و ارتداد نیست مگر اینکه طرف بداند که چیزی جزو دین است به گونه ای که انکار آن به انکار توحید و رسالت برگردد. مرحوم آیت‌الله خمینی (ره) در کتاب طهارت خویش ج ۳، ص ۳۲۸) می‌فرمایند: «اگر

در مورد محکومیت حجة الاسلام آقای یوسفی اشکوری ۳۱۷ می‌دانیم کسی اجمالاً به اصول دین و آنچه پیامبر آورده اعتقاد دارد لیکن برای او شبهه شده و خیال نمود که نماز و حج در اوّل اسلام واجب بوده اند نه در زمان ما، نمی‌توانیم او را غیر مسلمان به حساب آوریم؛ زیرا اسلام شهادت به توحید و رسالت است.» در صورتی که واجب بودن نماز و حج از مسأله حجاب بسیار واضح تر است. گذشته از همۀ اینها ارتداد وقتی موجب اعدام است که با جحود و عناد و جبهه گیری در برابر حق ملازم باشد و مجرد شک و تردید موجب اعدام نیست بلکه عقوبتی در پی ندارد و جای راهنمایی و ارشاد است. اگر واقعاً راست باشد که آقای اشکوری را به محاربه و افساد فی الارض متهم کرده باشند معلوم می‌شود آقایان با فقه اسلام آشنا نیستند. خوب بود اقلاً به بحث حدود تحریر الوسیله مراجعه می‌کردند «المحارب هو کل من جرّد سلاحه او جهزه لاخافة الناس و ارادة الافساد فی الارض» محارب کسی است که سلاح خود را از غلاف بیرون آورد یا مجهز نماید برای ترساندن مردم و قصد افساد در زمین و معنای افساد در زمین برهم زدن نظم اجتماعی و اقتصادی و سلب امنیت عمومی جامعه است. خیلی جرأت می‌خواهد کسی این قبیل جنایات را به امثال آقای اشکوری نسبت دهد. متأسفانه آقایان نوعاً در متن جامعه نیستند؛ قضاوت اکثریت جامعه ایرانی این است که وارد کردن این قبیل تهمتها بر آقای اشکوری یا آقایان نوری و باقی و گنجی و امثال آنان برای دفاع از دین نیست بلکه جنبه سیاسی و جناحی دارد؛ و طبعاً با استفاده ابزاری از نام دین - نسل جوان را نسبت به اسلام و انقلاب و روحانیت به طور کلی بدبین می‌کنند اگر برای آقایان حل شده برای اکثریت جامعه حل نشده که چگونه این قبیل بازداشتها و محاکمات و برخوردها با مخالفین سیاسی در رژیم سابق که انجام می‌شد ظالمانه بود و متصدیان آنها طاغوت بودند ولی در زمان ما که انجام می‌شود حکومت عدل علی الا است؟! امید است متصدیان این قبیل حکمهای سیاسی ناروا به خود آیند و تا دیر نشده در روش خویش تجدیدنظر نمایند. ان شاء الله موفق باشید. ۱۳۷۹/۷/۲۲ - حسینعلی منتظری

۱۳۷۹/۷/۲۷ (۳۴) پیام به مناسبت درگذشت والده مکرمه حجة الاسلام والمسلمین آقای عبدالله نوری بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ عبدالله نوری دامت افاضاته پس از سلام و تحیت با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت مؤمنه صالحه والده مکرّمة جنابعالی را به علت سکته ای که بر اثر فشارهای روحی ناشی از مشاهدهٔ اوضاع و احوال شما برای ایشان رخ داد دریافت نمودم و بسیار متأثر شدم؛ مادری داغدیده که فرزند شهید وارسته ای را نیز به پیشگاه خداوند متعال تقدیم داشته است. اینجانب این مصیبت ناگوار را به شما و پدر بزرگوار و برادران و خواهران جنابعالی و همۀ بازماندگان و علاقه مندان محترم تسلیت می‌گویم، و از خداوند قادر متعال برای والدهٔ شما رحمت واسعه حق تعالی و حشر با صدیقه کبری (سلام الله علیها) و برای همۀ بازماندگان محترم بخصوص پدر بزرگوارتان سلامت و صبر جمیل و اجر جزیل و برای جنابعالی سلامت و توفیق خدمت بیشتر به اسلام عزیز را مسألت می‌نمایم. گذار از زندگی و مرگ برای همه حق است همانگونه که خداوند متعال در خطاب به عقل کل و خاتم رُسل فرمودند: انک می‌ت و انهم می‌تون. امید است از مشاهده این قبیل صحنه های عبرت آمیز همۀ ما عبرت گرفته و در نحوه رفتار و کردار خویش در برابر خداوند قهار و بندگان خدا تجدیدنظر کنیم؛ و مسؤولین امور کشور به ویژه

متصدیان به اصطلاح «دادگاه ویژه» بدانند که مرگ و عواقب آن به سراغ آنان نیز می‌آید و توجه نمایند که: «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم دادگاهی که برخلاف قانون تأسیس گشته و روزبه روز با اعمال مستبدانه و خودسرانه، روحانیت اصیل را که علاوه بر حمایت از اساس دین همواره پناهگاه مظلومان بوده، تضعیف می‌نماید؛ و استقلال مرجعیت و روحانیت خدمتگزار را فدای اهداف سیاسی قشری خاص قرار داده و می‌دهد و هیچ گاه در برابر قوای سه گانه کشور پاسخگو نبوده و با محاکمات غیرعلنی و خودسرانه خویش آبروی اسلام و قوای کشور را می‌برد و با اینکه در یک آمارگیری بیش از هفتاد درصد مردم کشور مخالفت خود را با آن اعلام نموده اند باز به جنایات خویش ادامه می‌دهد. بسیار جای تعجب است که خبرگان و رؤسای قوای سه گانه کشور با مشاهده رفتار و احکام ظالمانه این دادگاه به سکوت خود ادامه می‌دهند و به تذکرات دوستانه و خیرخواهانه بزرگان و حقوقدانان و دلسوزان کشور در این زمینه توجه نمی‌شود. متصدیان و مسئولان رژیم گذشته در این قبیل مسائل حداقل نسبتاً عاقلانه عمل می‌کردند و به قضاوتهای مردمی و جهانی توجه می‌نمودند، ولی جای بسی است که افرادی دلسوز و خدمتگزار امثال جنابعالی و آقای یوسفی اشکوری با وجود بیماری شدید به ناحق در زندان بمانید و از وجود شما به نفع اسلام و کشور استفاده نشود. تأسف امید است خداوند کریم رحیم به مسؤولین ما توفیق رفتار عاقلانه را در همهٔ حالات عنایت فرماید. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۲۰ رجب ۱۴۲۱ - ۱۳۷۹/۷/۲۷ المقدسة حسینعلی منتظری

پیام به مناسبت شروع مجدد انتفاضه فلسطین بسم الله الرحمن الرحیم ۱۳۷۹/۷/۳۰ بیش از بیست روز است که قدس شریف و سرزمین فلسطین شاهد صحنه هایی خونین است، بیش از بیست روز است که تظاهرات مظلومانه و حق طلبانه ملت فلسطین توسط ارتش اسرائیل غاصب به خاک و خون کشیده شده و حتی به زنان و کودکان نیز رحم نمی‌شود و تاکنون متجاوز از یکصد شهید و هزاران مجروح به جای گذاشته است. ملت مظلوم فلسطین چیزی جز رسیدن به حقوق مشروع و از دست رفته خویش نمی‌خواهد. با اینکه بیش از نود درصد اراضی و سرزمین فلسطین متعلق به مسلمانان و مسیحیان منطقه بود با زور و خشونت و حمایت ابرقدرتها آنان از اراضی خویش رانده و آواره شدند و دولت غاصب و دست نشانده اسرائیل در سرزمین آنان با جمع آوری تعدادی صهیونیست از کشورهای مختلف جهان بنا نهاده شد، و هر روز به بهانه های واهی بر یورش و دست اندازیهای خود بر ملت فلسطین و کشورهای مجاور عرب افزود. از آن روز تاکنون ملت فلسطین با دست خالی به مبارزه و جهاد جهت بازگشت به سرزمین و خانه و کاشانه خویش و احقاق حقوق از دست رفتهٔ خود ادامه داده است. از روز نخست این اسرائیل بود که زمینه خشونت و خونریزی را فراهم نمود؛ اگر سرزمین فلسطین غصب نمی‌شد هرگز آنان دست به جهاد و مبارزه نمی‌زدند و ساکنین اراضی اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی مانند گذشته با صلح و صفا در کنار هم زندگی می‌کردند امروز نیز با اعمال سیاستهای محافظه کارانه و آمد و شدهای سیاسی و مذاکرات دیپلماسی بی روح بدون توجه به علت و ریشه اصلی بحران

همانگونه که تجربه تا حال نشان داده مشکل حل نمی‌شود، و تنها راه نجات از بحران احقاق حقوق ملت فلسطین و بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه خویش است، و هیچگاه زور و گذشت زمان حق را محو و ناحق را حق نمی‌سازد. به حکم خدا و عقل و وجدان املاک و اموال غصب شده را باید به صاحبان اصلی آنها برگرداند؛ زور حرکت قسری است و به قول فلاسفه حرکت قسری دوام ندارد. سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است نه صهیونیستهای جمع آوری شده از کشورهای جهان اورشلیم و مسجد الاقصی و سایر اماکن مقدسه همه متعلق به خداست و ملک شخصی هیچ فرد یا گروهی نیست یک روز در اختیار حضرت داود و سلیمان بود و بعد از آنان باید در اختیار همه بندگان موحد و مطیع خدا باشد. در قرون گذشته ملت یهود در بین مسلمانان محترم بودند و با آرامش زندگی می‌کردند. اگر روزی نازیها به ناحق یهود را قتل عام کردند آیا باید تاوان جنایات آنان را مسلمانان و مسیحیان و یهودیان ساکن فلسطین بپردازند؟ کسی نمی‌گوید یهود را باید به دریا ریخت و هرکس بگوید ناحق گفته؛ ولی حقوق غصب شده باید به صاحبان آنها برگردد. ابرقدرتهایی که در اشغال سرزمین فلسطین و تأسیس دولت اسرائیل نقش داشتند و اینک نیز از آن حمایت می‌کنند هیچگاه به فکر ملت یهود نبوده و نیستند، بلکه هدف آنان تشکیل پایگاهی نظامی برای تأمین منافع خود در بین بلاد اسلامی بوده و هست. متأسفانه امروز دنیا گرفتار تضاد عجیبی شده است از یک سو ابرقدرتها حمایت از حقوق انسانها و مبارزه با تروریسم را شعار خود قرار داده اند و از سوی دیگر با اینکه می‌دانند اسرائیل با زور و کشتار بیت المقدس و سرزمین فلسطین را اشغال نموده و هر روز به بهانه هایی فلسطینیان را مورد هجوم قرار می‌دهد با این حال از اسرائیل دفاع می‌کنند. از یک سو کشورهای اسلامی و جهان سوم را به اتهام داشتن یا تهیه سلاحهای اتمی و می‌کروبی تحت فشار قرار می‌دهند و از سوی دیگر اسرائیل را در تهیه این گونه سلاحهای کشتار جمعی آزاد گذاشته بلکه او را در این زمینه کمک می‌نمایند.

پیام به مناسبت شروع مجدد انتفاضه فلسطین چرخ اقتصاد آنان با نفت و انرژی کشورهای اسلامی در حرکت است ولی کمکهای خویش را به کشور غاصب اسرائیل سرازیر می‌نمایند و کشورهای عربی با این همه قدرت اقتصادی که در دست دارند هیچ امتیازی به نفع اسلام و ملت فلسطین کسب نمی‌کنند. امروز یک جناح سیاسی تندرو در اسرائیل با ایجاد صحنه هایی تحریک آمیز آتش جنگ و خونریزی را شعله ور ساخته و بحران جدیدی در منطقه ایجاد نموده است، احزاب و جناحهای معتدل نباید اجازه دهند یک اقلیت انحصارطلب و متعصب صهیونیست که اکثر یهودیان مذهبی نیز با روش آنان مخالفاند این چنین منطقه را به بحران کشیده و تظاهرات حق جویانه مسلمانان را در شهرهای مختلف به خاک و خون بکشند. ادامۀ اوضاع خشونت بار کنونی نه به مصلحت ملتهای منطقه ونه به مصلحت صلح جهانی است. قرآن کریم در حدود هزار و چهارصد سال قبل اوضاع تندروان ملت یهود را که دارای روحیه انحصار طلبی و نژاد پرستی و تجاوز به حقوق دیگران بودند در سوره اعراف این گونه پیشگویی نموده است: واذ تأذن ربک لیبعثن علیهم الی یوم القیامة من یسومهم سوء العذاب، ان ربک لسریع العقاب و انه لغفور رحیم به یاد آور هنگامی را که پروردگار تو اعلام نمود که به طور حتم خدا بر می‌انگیزاند علیه آنان تا روز قیامت کسانی را که آنان را در فشار و عذاب قرار می‌دهند خداوند هم به سرعت عقاب می‌کند و هم به جای خود بخشنده و مهربان است. اگر ملّت یهود می‌خواهد در رفاه و سلامت و صلح زندگی نماید باید کاری کند تا یک اقلیت صهیونیست از تجاوزات و قدرت طلبی ها دست برداشته و حقوق دیگران را به آنان برگردانند. رهبران فلسطینی نیز به این نکته توجه نمایند که حقوق ملت فلسطین نباید قربانی اختلاف مشی آنان و دعوای تندروی و کندروی و یا چپ و راست گردد؛ آنچه ملاک مشروعیت و مقبولیت آنان است همانا تلاش در راه احقاق حقوق ملت فلسطین و نجات آنان می‌باشد و همه باید در صف واحد در این راه گام بردارند؛ توگل ملت

فلسطین در مبارزاتشان به خدا باشد و توجه نمایند که ایمان و استقامت پیروزی را در پی خواهد داشت و همانگونه که در تاریخ ثبت شده حق گرفتنی است. امید است با همت و تلاش رهبران دلسوز منطقه، صلح و آرامش به منطقه بازگردد و ملت آوارۀ فلسطین اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی به خانه و کاشانه خویش برگردند و دست قدرتهای متجاوز نیز از منطقه کوتاه گردد. در پایان شهادت مظلومانه برادران فلسطینی را به خانواده های آنان و همه ملت فلسطین تسلیت گفته و از خداوند قادر متعال برای آنان صبر جمیل و اجر جزیل مسألت می‌نمایم. والسّلام علی جمیع الاخوة والاخوات و رحمة الله و برکاته. ۲۳ رجب ۱۳۷۹/۷/۳۰ - ۱۴۲۱ قم المقدسة حسینعلی منتظری

۱۳۷۹/۸/۲۰ (۳۶) در مورد مصاحبه با رسانه های خارجی پاسخ به نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه (تهران بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی منتظری مدتی است برخی از رادیوهای خارجی سؤالاتی از شما می‌کنند و حضرتعالی پاسخ می‌دهید. اگر چه بستن روزنامه ها و سانسور رسانه های دولتی و یک سویه بودن منفذی برای رساندن اخبار به مردم باقی نگذاشته و مردم به رادیوهای خارجی روی آورده اند؛ اما درباره این مصاحبه های شما سؤالاتی مطرح است و برخی جریانهایی که مخالف اطلاع رسانی شفاف به مردم هستند این مسأله را مستمسک قرار داده و علیه حضرتعالی در رسانه های خود جوسازی می‌کنند، از آنجا که مسلّماً حضرتعالی تحلیل و دلائلی برای این اقدامات خود دارید خواهشمندیم برای روشن شدن اذهان، دلایل این اقدام خویش را توضیح فرمایید. با تقدیر و تشکر از آن اسوه صبر و مقاومت. جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران بسم الله الرحمن الرحیم) پس از سلام و تشکر پاسخ مفصل به سؤال شما عزیزان در نامه نمی‌گنجد لذا فقط به چند نکته اشاره می‌کنم -۱- یکی از وعده هایی که هنگام انقلاب در مصاحبه ها و سخنرانیها به مردم داده می‌شد و در قانون اساسی نیز به تصویب رسید آزادی بیان و حفظ حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی همه اقشار ملّت بود؛ ولی متأسفانه امروز با وضعی مواجه شده ایم که حتی بسیاری از شهروندان صاحب نظر که سالها برای آزادی و عدالت و پیشرفت کشور و ملت مبارزه کرده اند از حداقل حقوق خویش و از جمله آزادی بیان

و ۳۲۶ انتقاد سازنده شده اند، و معمولاً به دنبال کوچکترین انتقاد از عملکرد محروم مسؤولین و قدرتمندان مواجه با تهمتهای ناروا و تهاجمات و بازداشتها و محاکمات فرمایشی و محرومیتهای اجتماعی می‌شوند تعداد رو به افزایش بازداشتها و محاکمات اصحاب مطبوعات و نویسندگان محقق و دلسوز به بهانه های واهی و طرح شکایتهای از پیش طراحی شده بهترین گواه این مطلب است. ۲- اینجانب به لحاظ وظیفهٔ اسلامی و نقش مؤثری که در اصل انقلاب و تأسیس نظام داشته ام نمی‌توانم نسبت به برخی انحرافات و مظالمی که بسا اصل نظام و حتّی اسلام عزیز را در بین ملت به ویژه نسل جدید مخدوش می‌کند بی تفاوت و تماشاگر باشم و خود را عقلاً و شرعاً موظف می‌دانم که نظر و اعتراض خویش را اعلام نمایم. از سوی دیگر مشاهده می‌شود که بسیاری از روزنامه هایی را که حتی نامی از من می‌بردند یکباره و به طور فله ای تعطیل کردند و کار را به جایی رساندند که هیچ روزنامه ای جرأت نکند کلمه ای از من منتشر نماید در صورتی که برخی نشریات وابسته بیش از ده سال است که از هر گونه اهانت و هتاکی و اشاعه دروغ و تهمت نسبت به اینجانب و شاگردان و وابستگان به من دریغ نکرده اند؛ و هیچگاه برای ما امکان دفاع که حداقل حق هر انسانی است فراهم نبوده است. با چنین بایکوت و تحریم مطلقی آیا آقایان به اینجانب حق نمی‌دهند که ولو از باب «الضرورات تبیح المحظورات نظریات و صدای حق طلبانه خود را با استفاده از وسائل ممکن اعلام نمایم؟! شما توجه دارید که در رژیم گذشته نسبت به رهبر فقید انقلاب نیز به همین شیوه عمل می‌شد و ایشان به ویژه در پاریس ناچار بودند نظریات خودشان را به وسیله رسانه های خارجی و از طریق مصاحبه با آنها منعکس نمایند، آیا مدیران آن رسانه ها از قبیل سلمان و ابوذر بودند؟ به علاوه بسیاری از مسؤولین و شخصیت های فعلی کشور نیز با اینکه رسانه ها و نشریات داخلی را در اختیار دارند با رسانه های خارجی نیز مصاحبه می‌نمایند. ضمناً متصدیان این قبیل خفقانها و بایکوتها بدانند که سیاست ظالمانه و غلط آنان سبب شده است که مردم اعتمادشان از رسانه های داخلی سلب و به رسانه های خارجی بیشتر توجه نمایند.

در مورد مصاحبه با رسانه های خارجی ۳۲۷ ۴ در خاتمه به آقایان متصدیان بازداشتها و محاکمات سیاسی جنجالی که متأسفانه رو به تزاید است و هر روز نسبت به افراد شناخته شده مخلص اسلام و انقلاب به بهانه دفاع از اسلام و انقلاب و امنیت و حیثیت نظام انجام می‌شود، دوستانه تذکر می‌دهم که هر چند آقایان مردم را عوام می‌پندارند ولی چنین نیست. مردم به خوبی تشخیص می‌دهند که این قبیل محاکمات صرفاً سیاسی و فرمایشی است و با هدف خوش آیند برخی مسؤولین و تقویت قدرت آنان و شکستن مخالفین سیاسی شان انجام می‌شود؛ در صورتی که این قبیل محاکمات نتیجه ای را جز بردن آبروی اسلام و کشور و خودشان در جهان و جدایی ملت از دولت و تضعیف قدرتها و ظلم به بندگان خدا و خانواده ها در پی نخواهد داشت همانگونه که در رژیم سابق هم نتیجه نداشت. ما در اسلام محاکمه سیاسی محض نداریم. شما در مدت حکومت رسول خدا و امیرالمؤمنین اند بلکه در زمان خلفای صدر اسلام نیز یک مورد محاکمه سیاسی از این قبیل را نخواهید یافت آنان تحمل شنیدن حرف مخالف را داشتند و با مردم مشورت می‌نمودند بجاست آقایان به جای این قبیل برخوردها و محاکمات جنجالی ملّت را در مسائل سیاسی به حساب آورند و با آنان قیم گونه عمل نکنند. چنین نیست که چند نفر در کشور عقل کل باشند و دیگران هیچ و محجور. مردم بیدار ما می‌پرسند این چه دستگاه قضایی اسلامی است که از یک سو مسأله مهم قتلهای زنجیره ای و تهاجمات وحشیانه به دانشگاهها و دانشجویان و شخصیتهای علمی و اسلامی و اجتماعات و سخنرانیها را نادیده می‌گیرد و از رسیدگی عادلانه و بی طرفانه نسبت به آنها طفره می‌رود و عاملین و آمرین قتلها و رجاله های مهاجم قانون شکن را آزاد می‌گذارد و از سوی دیگر متفکرین آزاداندیش و افراد مخلص نسبت به اسلام و انقلاب را به بهانههای واهی بازداشت و برخلاف قانون محاکمه و محکوم به زندانهای طویل المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی کند؟! در حالی که اندیشه و عقیده و اظهار نظر صرف قابل محاکمه و مجازات می‌نیست. ان شاء الله موفق باشید. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۹/۸/۲۰ - حسینعلی منتظری

پاسخ به برخی شایعات در موردکتاب «خاطرات» جناب آیت‌الله منتظری ۱۳۷۹/۱۰/۳ با درود فراوان پس از انتشار خاطرات شما بر روی پایگاه اینترنت و انتشار گستردهٔ آن در هفته نامه نیمروز و دیگر روزنامه های فارسی و خارجی در سراسر جهان و دستگیری فرزند برومندتان سعیدآقا، شایعاتی پخش شده است که این خاطرات و پاسخها توسط شما نوشته نشده است و گویا فرزند بازداشت شده شما را زیر فشار گذاشته اند تا با انجام مصاحبه ای کذایی این مسأله را به تأیید ایشان نیز برسانند خصوصاً با انتشار گزارش ۸۰ صفحه ای وزارت اطلاعات روی پایگاه جعلی منتظری داتکام که با Y ختم می‌شود این شایعه قوت گرفته است. مهر ورزیده و نظر خود را در این موارد و به ویژه پایگاه جعلی اینترنت که با « Y» تمام می‌شود و فعال نبودن پایگاه اینترنتی خود شما از چند روز پیش بیان بفرمایید. ۶ با سپاس و مهر بسیار بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت - ۱ چنین شایعاتی اگر وجود دارد اشتباه و بیجاست؛ امضا و مهر اینجانب در اوّل کتاب خاطرات ثبت است؛ هر چند بجا بود اینجانب هنگام وقوع حوادث خاطرات خود را روزانه یادداشت می‌کردم که طبعاً بسیار وسیعتر می‌بود، ولی بالاخره در سالهای اخیر برخی از دوستان در این رابطه پرسشهایی را مطرح می‌کردند و من پاسخ می‌دادم و نوار گرفته می‌شد و پس از پیاده شدن نوارها و بررسی مکرّر و اضافات از ناحیه خود اینجانب در زمان حصر با زحمات زیادی در سطح محدودی زیراکس شد

صحیح و هدفی جز ثبت صحیح تاریخ و بقای آن برای عبرت آیندگان و پاسخ به شایعات متضاد موجود در جامعه در بین نبود البته تاریخ هم وقایع شیرین دارد و هم وقایع تلخ و ناگوار و این امری است که باید انجام می‌شد پس چه بهتر که از ناحیه امثال من باشد که در متن بسیاری از حوادث بوده ام و بر دیگران نیز لازم است اطلاعات خود را منتشر نمایند که خدمتی است به تاریخ و انقلاب و فرهنگ کشور، و کتمان حقایق گناهی است نابخشودنی در همه کشورهای جهان وزارت خارجه آنها پس از مدتی حوادث و اسناد تاریخی را برای آیندگان منتشر می‌نمایند. متأسفانه در این رابطه فرزند اینجانب «سعید» را در حالی که مریض بود بازداشت و قسمتی از همان مقدار زیراکس شده خاطرات به اضافه برخی از نوشته های اینجانب را مأمورین دادگاه ویژه و اطلاعات با خود بردند و تا حال خبری از او نداریم. ۲- ایجاد سایتی جدید از ناحیهٔ دیگران به نام منتظری با تبدیل « i» به «Y» برای ایجاد تزلزل در سایت اینجانب امری است سبک و مبتذل و از نظر عرف و شرع مصداق بارز «تدلیس» است. ۱۳۷۹/۱۰/۳ - حسینعلی منتظری

پاسخ به پرسشهای ارسال شده ۱۳۷۹/۱۰/۱۷ جناب منتظری با درود فراوان و مهر بسیار ۱ آیا شما همچنان معتقدید که در ایران باید نظام ولایت فقیه باشد؟ ۲ نظر شما دربارۀ جمهوری بدون دخالت دین چیست؟ آیا آقای خاتمی به وعده ها و تعهدات خود عمل نموده است؟ ۴ آیا اصل زندانی نمودن آقایان باقی و گنجی به خاطر حمایت از شما بوده است و کنفرانس برلین بهانه است؟ ۵ آیا تمام قرآن قابل قانونگذاری هست یا بخشی از آیات نسخ شده است؟ ۶- اگر قرآن کلام و وحی خداست چرا کلمات پارسی و غیره در آن به کار رفته است و با اینکه زبان عرب جامع است چرا به جای کلمات غیر عربی از واژه های عربی استفاده نشده است؟ ۷ آیا چنانچه سیوطی نوشته است برخی از گفته های اصحاب وارد قرآن شده است با واژه های خودشان؛ سلمان فارسی کلمات فارسی، بلال حبشی کلمات حبشی صهیب رو می‌کلمات رو می‌و الی آخر؟ نظر شما درباره ازدواج بچه های ۹ ساله که مجلس تصویب کرد چیست؟ ۹ - خوانندگان زمان شاه با مدیریت فرزندان آقای... در خارج کنسرت می‌گذارند. نظر شما درباره این کنسرتهای سیاسی مالی خانواده... در خارج که در داخل ممنوع است و یادگار زمان محمدرضاشاه است چیست؟ - ۱۰ با این کارها خود نظام هم حرفهای مردم را تأیید می‌کند که در زمان شاه خیلی چیزها بهتر از امروز بوده است نظر شما چیست؟ آیا نفی کامل دیروز یا نه؟ با سپاس از پاسخی که خواهید فرمود. دکتر ح ع پاریس

جمهوری بدون دین و نقش عملکرد حاکمیت در ایجاد گرایش به آن] بسم الله الرحمن الرحیم پس از سلام و تحیت، اولاً از تأخیر جواب در اثر وجود گرفتاریها و مشکلات عذر می‌خواهم. و ثانیاً: پاسخ پرسشهای ۱ و ۲ : با مراجعه به کتاب خدا و سنت پیامبر و ائمه معصومین به دست می‌آید که دستورات دین مقدس اسلام منحصر در مسائل عبادی و اخلاقی نیست بلکه در رابطه با مسائل حکومتی و شرائط حاکم و مسائل سیاسی و اقتصادی و جزایی و به طور کلی در همۀ شؤون و نیازهای انسان اسلام دستور و برنامه دارد. و چون اکثریت قاطع مردم ایران مسلمان می‌باشند و اسلام را پذیرفته اند پس طبعاً طالب حاکمیت بر اساس موازین اسلامی می‌باشند و متخصص و کارشناس مسائل اسلامی فقیه عادل مدیر و مدبّر است، پس در حاکمیت به تصدّی یا نظارت او نیاز داریم. در قرآن کریم در سوره یونس می‌خوانیم افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یَهدی الا ان یُهدی فما لکم کیف تحکمون؟! آیا کسی که رهنمای حق است سزاوار پیروی است یا کسی که خود هدایت نمی‌شود مگر اینکه او را هدایت نمایند شما چگونه حکم می‌نمایید؟! و باز در قرآن کریم می‌خوانیم هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب آیا دانایان و نادانان یکسانند؟! صاحبان عقل توجه دارند. و در خطبه ۱۷۳ نهج البلاغه می‌خوانیم: «ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه سزاوارترین مردم به این امر حاکمیت بر مسلمین تواناترین و داناترین آنان به فرمان خداست در آن. و بالاخره به حکم عقل و شرع دانا بر غیر دانا و توانا بر غیر توانا و عادل غیر عادل مقدم است. بر البته در حکومت اسلامی حقوق همۀ طبقات جامعه و اقلیتها نیز در نظر گرفته

پاسخ به پرسشهای ارسال شده شده است و اسلام نسبت به آنان دستور و برنامه دارد. و انتخاب فرد واجد شرائط بر عهده مردم است که باید پس از تحقیق و مشورت او را انتخاب نمایند. و از نظر حدود اختیارات و مدت حکومت و سایر خصوصیات تابع نظر و انتخاب اکثریت است در چهارچوب شرائط اسلامی و علاوه بر اینکه حکومت حق مردم است حکومتی که متکی بر آرای مردم نباشد در جهان فعلی قابل دوام نیست و راه اجرای صحیح این امر تشکیل احزاب سیاسی آزاد و دربرگیرندۀ نخبگان فکری و سیاسی دارای تعهد جامعه است و حاکم باید پس از انتخاب شدن در امور عمومی و سیاسی مشورت نماید و در غیر تخصص خویش دخالت نکند و هر قسمت را به متخصص و کارشناس آن ارجاع نماید. و چون منتخب ملت است باید در برابر ملت و نمایندگان ملت پاسخگو باشد. و بالاخره حاکم مسلمین خدمتگزار ملت است نه آقابالاسر آنان. در تفصیل این مسائل می‌توان به مجلدات پنجگانه «مبانی فقهی حکومت اسلامی» ترجمه کتاب دراسات فی ولایة الفقیه» تألیف اینجانب مراجعه نمود. ولی متأسفانه عملکرد ولایت فقیه و حاکمیت اسلامی در ایران به ویژه در سالهای اخیر مورد رضایت اکثریت ملت نیست و به استبداد کشیده شده است، لیکن ما نباید عملکرد مدعیان حکومت دینی را به حساب اصل دین بگذاریم. و قبول نداشتن روش آنان موجب انکار حکم عقل و شرع گردد. آن حکومت دینی که آرزوی ملّت است و در آغاز به آنان وعده داده شده بود منافاتی با حقوق ملت و آزادیهای مشروع ندارد. کلمه «جمهوری اسلامی از مردمی بودن نظام بر اساس موازین اسلامی حکایت می‌کند. پس اساس و زیربنای نظام ما رضایت و اراده و آرای مردم بوده است، و بقای آن نیز طبعاً به رضایت آنان وابسته است. و ضمناً یادآور می‌شوم که در قانون اساسی ما تضادهای واضحی مشاهده می‌شود که باید در وقت مناسب اصلاح گردد و در این رابطه می‌توان به فصل پنجم از کتابچه حکومت مردمی و قانون اساسی اینجانب مراجعه نمود. هر چند به همین قانون اساسی موجود به ویژه فصل حقوق ملت آن اگر عمل می‌شد بسیاری از مشکلات برطرف می‌گردید.

[ مانع تراشی در برابر اصلاحات خاتمی و رفراندوم به عنوان آخرین راه حل ] پاسخ پرسش ۳ : در قانون اساسی ایران به ویژه پس از بازنگری، آن اهرمهای قدرت در اختیار رهبر قرار داده شده و مسئولیتهایی بر عهده رئیس جمهور، و طبعاً رئیس جمهور فاقد قدرت می‌باشد و این امر یکی از مشکلات قانون اساسی است یا باید این دو نهاد در یکدیگر ادغام شوند و فرد منتخب مصداق این دو نهاد در برابر ملت و نمایندگان آنان پاسخگو باشد یا اینکه اهرمهای قدرت در اختیار رئیس جمهور منتخب قرار داده شود و وظیفه رهبر منتخب برحسب تخصص او منحصر باشد در نظارت بر روند اداره کشور از جهت مطابقت با موازین اسلامی و در امور دیگر دخالت نکند. انتخاب آقای خاتمی از ناحیه اکثریت قاطع ملت در حقیقت اعتراض به روند موجود از قبل بود و ملت از او انتظارات بجایی .داشتند. و پس از انتخاب او تا اندازه ای فضای سیاسی کشور باز شد و مطبوعات نسبتاً آزاد شدند و خواسته های ملت را منعکس می‌کردند، و در سیاست خارجی نیز موفقیتهایی به دست آمد. ولی متأسفانه کارشکنی ها و مخالفتها و ایجاد بحران از ناحیهٔ جناح شکست خورده که بسیاری از اهرمهای قدرت را در اختیار دارند شروع شد مطبوعات آزاد به بهانه های واهی و شکایتهای فرمایشی تعطیل شد. و بسیاری از نویسندگان متعهد و منتقد بازداشت و با پرونده سازیهای مبتذل محاکمه شدند، و نوعاً در این موارد از نام مقدس دین و دفاع از ارزشها سوء استفاده می‌شد و طبعاً فرصتهای زیادی از دست رفت. و به نظر می‌رسد با وضع بحرانی فعلی انتظار پیشرفت کشور از نظر رشد اقتصادی و قدرت سیاسی و امنیت همه جانبه و رفع چالشها انتظاری است بیجا و تکرار و یدک کشیدن لفظ «اصلاحات» از ناحیهٔ هر دو جناح جنبه مسکن دارد و دردی را دوا نمی‌کند و نیاز به اصلاح اساسی و عملی احساس می‌شود و سرانجام چاره ای جز این نیست که برای تحقق، اصلاحات موانع موجود در ساختار نظام و قانون اساسی با اتکای به آرای عمومی از میان برداشته شود. مردم همانگونه که پایه گذار این نظام بودند و به آن رأی دادند، اصلاح ساختار سیاسی و قانونی آن نیز حق آنان می‌باشد،

پاسخ به پرسشهای ارسال شده ۳۳۵ و هیچ قدرتی حق ندارد این حق مشروع را از آنان سلب نماید. مردم در طلب اصلاحات هدفی جز نیل به همان اهداف اولیه انقلاب ندارند، اصلاح نظام به معنای تغییر کلی و مقابله با نظام اسلامی نیست بلکه به معنای رفع نقیصه ها و تضادها و جلوگیری از انحرافاتی است که در تجربه بیست ساله در اثر سوء مدیریت ها و خود محوری ها حاصل شده است. بسیاری از آقایان و متصدیان نظام اسلامی را که مردم به آن رأی دادند با اشخاص مساوی پنداشته و خودشان را تجسم کامل نظام و اسلام و ارزشها می‌پندارند، و مخالفت با اشخاص را مخالفت با اسلام قلمداد می‌کنند؛ و این است منشأ بسیاری از اشتباهات و ستیزه جویی ها و تکفیر و تفسیقهای ناروا و برخوردهای تندی که با منتقدین اصلاح طلب انجام می‌شود. آزادی خواهی اتهام اصلی زندانیان سیاسی مطبوعاتی ] پاسخ پرسش ۴ : اتهام اصلی آقایان باقی و گنجی و سحابی و سایر آزادی خواهان زندانی، همان آزادی خواهی مشروع است. کنفرانس برلین و سایر اتهامات وارده بهانه است. امروز روش حاکمیت به جایی رسیده است که کوچکترین انتقاد و آزادی قلم و بیان را هرچند دوستانه و سازنده باشد تحمل نمی‌کند و منتقدان و صاحب نظران مستقل و آزادی خواه را با اتهامات ناروا روانه زندان می‌کند و یا از حقوق اجتماعی و انسانی محروم می‌سازد؛ در مقابل گروههای فشار متشکل از افراد خام و تلقین پذیر را آزاد گذارد و آنان را عملاً تأیید می‌کند. می‌پاسخ پرسش ۵ : نسخ وحجیّت و جاودانگی قرآن ] قرآن کریم علاوه بر داشتن رهنمودهایی در رابطه با جهان بینی و خلقت عالم هستی و مبدأ و معاد و دنیا و آخرت و خلقت انسان جن و ملائکه و بیان احکام و دستورات کلی مربوط به زندگی فردی و اجتماعی، انسانها و ارائه ارزشهای اخلاقی و

اجتماعی از قبیل عدالت، تقوا اخوّت استقامت، صبر علم و دانش، انفاق در راه خدا و نظائر، اینها مشتمل بر داستانهای بسیار آموزنده از پیامبران پیشین و اقوام گذشته می‌باشد، و آن کتابی است، باقی و آورندۀ آن خاتم انبیای الهی است. و اما آیات منسوخ قرآن پس به چند مورد مخصوص مربوط بوده است، و بسیار محدود می‌باشد، و موقت بودن آنها از خود آیات منسوخه استفاده می‌شود و در کتب تفاسیر و روایات اهل بیت مطرح شده است و تأثیری در استفاده از آیات محکمهٔ قرآن ندارد و آیات محکمه به قوت و حجیت خود باقی است. تبادل زبانها و استفاده اعجازگونه قرآن از زبان عربی ] پاسخ پرسش ۶ : معنای اینکه قرآن کلام خدا و وحی است این نیست که به زبان و لغت جدید و غیر مأنوس برای مخاطبین خود می‌باشد بلکه به این معناست که همه آیات و مطالب قرآن از ناحیه خداوند به وسیلهٔ وحی بر پیامبراکرم و با همان زبان و لغت رائج زمان نازل شده است. بدیهی است که هر قوم و ملتی زبان خاصی دارند که مهمترین عامل تفهیم و ابراز مکنونات آنان می‌باشد زبان است که انسانها را به یکدیگر پیوند داده و منشأ زندگی اجتماعی و تمدن انسانها می‌باشد و طبعاً در مقام تعامل و تبادل فرهنگ بین اقوام مختلف بسا زبان و لغت قومی در زبان و فرهنگ اقوام دیگر وارد می‌شود. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنی نیست قوم عرب نیز در اثر ارتباط و تعامل با اقوام دیگر برخی از کلمات و الفاظ خود را به آنان عاریت داده و در عوض بعضی از کلمات را از آنان به عاریت گرفته و به اصطلاح آن را تعریب نموده و در محاورات رایج خود به کار برده است. قرآن نیز از همان زبان رایج استفاده نموده است و در عین حال انتخاب کلمات و مفردات و جمله ها و نحوه ترکیب آنها در قرآن کریم و نیز مراعات مقتضای حال و فضای متناسب با آن جمله ها به شکلی است که در حد اعجاز بوده است. با اینکه قرآن به همان زبان رایج نازل شده است مخالفین و معارضین با آنکه در فن خطابه و سخن و فصاحت و بلاغت سرآمد زمان خود بودند نتوانستند حتی یک سوره مانند آن بیاورند البته تفصیل این بحث در نامه نمی‌گنجد.

پاسخ به پرسشهای ارسال شده ۳۳۷ پاسخ پرسش ۷: [عدم تحریف در قرآن] اینکه کلمات یا جملاتی غیر از قرآن اضافه شده باشد برخلاف اجماع و ضرورت شیعه و سنّی است آری از برخی از اخبار فریقین استفاده می‌شود کلمات یا جملاتی از قرآن اسقاط شده ولی اکثریت قاطع علما و دانشمندان فریقین با این نظریه نیز مخالفند و ادله محکمی برای عدم وقوع تحریف و کم یا زیاد شدن در قرآن اقامه نموده اند که باید به کتب تفاسیر در این رابطه مراجعه نمود. و آیه شریفه : انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون به تحقیق که ما قرآن را نازل کردیم و ما حافظ آن می‌باشیم بهترین گواه بر بطلان تحریف و تغییر است. آری بسا جملاتی در شرح یا تطبیق برخی از آیات قرآنی از رسول خدا یا ائمه اسلام و یا برخی از صحابه نقل شده که متأخرین گمان کرده اند جزء قرآن می‌باشد. پاسخ پرسش ۸: سن بلوغ دختر ] بنابر مشهور نزد فقهای شیعه سن بلوغ دختر تمام شدن نه سال قمری است و بر این امر اخبار معتبره وارده از اهل بیت دلالت دارد و برحسب تاریخ معتبر ازدواج رسول خدا با عایشه و ازدواج حضرت امیر با حضرت زهرا چنین بوده است و نوعاً رشد و تمایل جنسی در دختران پیش از پسران پدید می‌آید. و در عربستان نوعاً دختران در نه سالگی دارای رشد جسمی و روحی بودند، و در غیر مناطق گرمسیر نیز بسیار این امر مشاهده می‌شود به ویژه با وضع تمدن امروز. ولی اگر فرضاً دختر دارای رشد و تشخیص نبوده و ازدواج به مصلحت او نباشد جائز نیست و لازم است از آن جلوگیری شود. برای تفصیل مسأله می‌توان به کتاب حجر از کتاب جواهر، مجلد ۲۶، ص ۳۸ مراجعه نمود.

پاسخ پرسش ۹: اینجانب از جریان مورد سؤال بی اطلاعم. پاسخ پرسش ۱۰ : متأسفانه در اثر عملکرد منفی بسیاری از متصدیان امور از آغاز انقلاب تاکنون و ندانم کاریها و سوء مدیریتهای آنان چنین قضاوتی در بین بسیاری از مردم وجود دارد. و تذکرات خیرخواهانه اینجانب هم در طول سالهای گذشته ناشی از احساس همین واقعیت بود به ویژه اینکه بسیاری از کارهای خلاف به نام اسلام و دین انجام می‌شود و طبعاً موجب دوری نسل جوان از دین می‌گردد ولی در عین حال مقایسهٔ کارهای این زمان با کارهای زمان شاه مقایسه درستی نیست. ان شاءالله سالم و موفق باشید. ۱۳۷۹/۱۰/۱۷ قم المقدسة - حسینعلی منتظری