کتابها ‹ خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها) ‹ بخش ۱۲
خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها)
بخش ۱۲ از ۲۱آنان را محور و الگوی فکری و عملی خود قرار دهیم. سئوال شورای مصلحت نظام که از سوی حضرت امام به منظور تصمیم گیری نهائی در حل مسائل کشور تشکیل گردیده است از دیدگاه برخی همان استحسان و مصالح مرسله» است که در بحثهای فقهی اهل سنت مورد استناد می.باشد نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ جواب: بسمه تعالی، شورای مصلحت از مقوله استحسان و مصالح مرسله نیست، اینها مربوط به شیوه های فقهی اهل سنت است. شورای مصلحت را از اول امام مدظله برای حکمیت بین مجلس و شورای نگهبان تعیین کردند گرچه گفته شد بعداً محدوده آن را تعمیم دادند ولی به هر حال چون نهادی است بر خلاف قانون اساسی و بر اساس ضرورتهای روز و جنگ تاسیس شد، باید همان گونه که حضرت امام در جواب نمایندگان فرمودند تمام کارها در آینده بر اساس قانون اساسی و حول آن انجام شود. سئوال حضرتعالی در رهنمودهائی که ارائه فرموده اید از سوئی به واگذاری نقش بیشتر به مردم و نیز حمایت از اقتصاد آزاد و تجارت آزاد تاکید فرموده اید. الزام این امر قبول بازار اقتصاد جهانی و نظام بین المللی است که امنیت و نیز امکان این مبادلات را فراهم میسازد، از سوی دیگر در مسائل مربوط به سیاست خارجی و جنبشهای آزادیبخش حضرتعالی معتقد به مبارزه با امپریالیزم و تشکیل هسته های مبارزاتی به منظور ضربه زدن به منافع امپریالیستها و حمایت بی دریغ از جنبشهای آزادیبخش هستید. به نظر حضرتعالی این دو امر چگونه قابل جمع هستند؟ جواب: بسمه تعالی، مقصود از آزادی در تجارت، شیوه غربی آن نیست، بلکه مقصود همان است که کراراً امام اشاره کردهاند که باید به مردم بیشتر بها داده شود و دولت خود را درگیر اموری که دست مردم است نکند و با نظارت و برنامه ریزی صحیح دست مردم را در تجارت و داد و ستد باز بگذارد و تنگ نظری نکند تا اولا استعدادهای مردمی بکار افتد و جریان تجارت رونق یابد و ثانیا دولت به کارهای اساسی خود برسد. البته این معنی منافاتی با کنترل بیشتر دولت در زمان جنگ و کمبود اجناس و احیاناً
کوپنی کردن بعضی چیزها که به اندازه نیاز موجود نیست .ندارد بنابراین مساله حمایت از نهضتهای اسلامی و تشکیل هسته های مقاومت در دنیا برای مبارزه با امپریالیسم هیچ ربطی و منافاتی با آزاد گذاشتن مردم در تجارت و تولید و تشویق آنان و دادن امکانات به آنان و برنامه ریزی نمودن برای صدور و ورود اجناس بر حسب نیاز کشور و منافع اقشار مردم ندارد و خلاصه کلام اینکه در تولید و صنعت و توزیع بجاست دولت ناظر و کنترل کننده باشد نه مباشر. سئوال: عده ای را عقیده بر این است که از مبرم ترین اقدامات در حوزه ها تغییر در ساختار آموزش آنهاست به این معنا که ابزار موجود در سیستم آموزشی فعلی برای رسیدن به استنباط حکم منطبق بر نیازهای جهان کنونی نیست به زبان دیگر علوم انسانی مانند (اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی و...) را باید در نظام آموزش حوزه وارد کرد. حضرتعالی این نظر را چگونه ارزیابی میکنید؟ جواب بسمه تعالی این معنا که ساختار آموزشی حوزه ها همزمان با نیازهای جدید و مکاتب گوناگون و تحولات علمی و صنعتی باید متحول شود و مسائل مستحدثه روز مورد تجزیه و تحلیل علمی و فقهی قرار گیرد قابل شک .نیست البته نه به این معنا که از اهمیت فقه و اصول کاسته شود هرگز؛ فقه و اصول باید به همان اهمیت گذشته مورد توجه باشد، ولی بسیاری از علوم دیگر که در گذشته مطرح نبوده هم باید در بافت نظام آموزشی حوزه ها قرار گیرد تا حوزه ها بتوانند پاسخگوی نیازهای جدید و مشکلات تازه فکری و عملی جوامع باشند. در مورد مسائل فقهی هم باید توجه شود که در گذشته فقهای عظام م رضوان الله علیهم در فضای انزوا از سیاست و حکومت به اجتهاد و استنباط بسیاری از احکام پرداخته بودند و در حالی که مساله حکومت در بافت نظام احکام اسلامی ملاحظه شده است، فقهای ما به دلیل دور بودن از حکومت و قدرت، بسیاری نکات و حقایق مربوط به آن را مورد توجه قرار نداده اند و در حقیقت کمتر درصدد ارائه فقه برای حکومت و اداره شئون مختلف زندگی مردم بوده اند، گرچه مواد خام مسائل حکومت را با اشکال مختلف و در حد اختصار مطرح نمودهاند ولی چون از حکومت دور بودند در فکر چاره جوئی و استنباط فقه حکومت و سیاست نبوده اند و امروز با رفتن
طاغوت و بوجود آمدن امید برای تشکیل حکومت اسلامی در همه ابعاد و زمینه ها وظیفه حوزه های علمیه سنگین تر از گذشته میباشد و باید هم در زمینه آموزش کلی حوزه ها و هم در استنباط فقهی مسائل سیاسی و اقتصادی و قوانین حقوقی و جزائی و غیره یک تحولی بوجود آورد و مسائل جدید و محل ابتلاء اعم از فکری و عملی بخصوص در دائره حکومت اسلامی از همان ماخذ و منابع اسلامی استخراج و استنباط گردد، اگر این مهم به شکل لجنه ای و گروهی شروع شود موفقیت و آثار مثبت آن بیشتر و دقیق تر خواه اهد بود. سئوال به نظر حضرتعالی آیا زمان آن نرسیده که یک تحول جدی و اساسی در سبک «رساله نویسی از سوی مراجع بوجود آید؟ اگر چنین است این تحول چگونه باید صورت پذیرد؟ جواب: بسمه تعالی در مورد تحول در سبک رساله ها باید گفت اگر تحول در نظام آموزشی و شیوه فقهی و استنباط مسائل مستحدثه رخ داد قهراً در سبک رساله های عملیه هم تحولی مناسب با زمان و نیازهای جدید نسل معاصر با انقلاب رخ خواهد داد، ان شاء الله تعالی. سئوال: آنچه تاکنون مطرح بوده است این است که تشخیص موضوع شان فقیه نیست، آیا با یکی شدن رهبری سیاسی و دینی همچنان میتوان بر این اصل تکیه نمود؟ جواب: بسمه تعالی با یکی شدن رهبری دینی و سیاسی فقیه نیز از بعد اینکه یک فرد از جامعه میباشد میتواند در تشخیص موضوع دخالت کند و نظر بدهد؛ ولی با توجه به تنوع موضوعات مختلف و پیچیدگی آنها و نیاز به کارشناسی در موضوعات محل ابتلاء در حکومت اسلامی باید فقیه در هر موضوعی به اهل خبره آن موضوع که از افراد عاقل و بی غرض متعهد و بصیر باشند مراجعه نماید و از این لحاظ خود نیز میتواند با اهل خبره به مشورت و تبادل نظر بنشیند؛ و این معنا عملی نمیشود مگر با دادن امکانات و آزادی اظهار نظر به خبرگان هر موضوعی و انتقال نظریات آنان به فقیه تا او پس از اطلاع کامل از نظریات مختلف بتواند به نظری صائب
در موضوعات برسد، در غیر این صورت از خطر اشتباه و دورماندن از واقعیات جامعه و متضرر شدن مردم و بدبینی آنان به اسلام و روحانیت نباید غفلت شود. سئوال تحولات سالهای اخیر در زمینههای مختلف فکری و عملی، به اثبات نرسیدن ادعاها و شعارها چندگانگی نظرات و.... نوعی سرخوردگی و حیرت را در میان نسل جوان که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند پدید آورده با توجه به اینکه این وضعیت خطر مذهب گریزی و پوچی را به دنبال دارد چه توصیه ها و پیشنهاداتی برای این معضل اجتماعی ارائه میفرمائید؟ جواب بسمه تعالی از اینکه نتوانسته ایم به تمام شعارها و اهداف انقلاب جامه عمل بپوشانیم نباید مایوس شویم باید به جای یاس و سرخوردگی به علل و رمز اصلی عدم که بین موفقیت پی برد و چاره ای اندیشید البته من به نسل جوان فداکار و انقلابی حق میآنچه بدست آورده با آنچه قرار بود بدست آورد و به او وعده میدادیم فاصله زیادی وجود دارد. ولی باید فکر کرد و به جنگ مشکلات رفت و اگر هم ناخالصی و بی صداقتی و یا بی کفایتی میبیند مایوس نشود و از طریق جدال «بالتی هی احسن» افکار و نظریات خود را به مسئولین و دست اندرکاران کشور و انقلاب تذکر دهد. از مسئولین نیز انتظار میرود به این خطر بزرگ توجه نمایند و کاری نکنند که نسل جوان ما بکلی از که اعتمادشان و ایمانشان را به طور کلی به روحانیت و دست برود و به جایی برسیم انقلاب و یا خدای ناکرده به اسلام از دست بدهند و بدانند باید در دادگاه عدل اله تاریخ آینده جوابگو باشند. سئوال برای مشکلات و نارسائی هائی که در ۱۰ سال گذشته بوجود آمده است عده ای به ذکر عوامل پرداخته، اند مانند نارسائی اندیشه مذهبی برای اداره جامعه و حکومت اسلامی، عدم لیاقت کافی مجریان امور بکارگیری شیوه های غلط عدم حاکمیت واقعی مردم در سرنوشت سیاسی جامعه و نیز فشارهای بین المللی به نظر حضرتعالی کدام یک از این عوامل نقش برجسته تری را ایفا کرده اند؟ جواب بسمه تعالی پنج عاملی که برای نارسائی ها و مشکلات کنونی برشمرده شد، هر کدام در جای خود درست و قابل توجه است. البته نارسائی اندیشه مذهبی را و
به این معنا باید گفت که چون فقه شیعه تاکنون برای حکومت و اداره جامعه مطرح نبوده، طبعا یک سری تنگناها و نارسائی هائی در آن وجود دارد که باید با بینش جدید حکومتی و انقلابی آن نواقص برطرف شود البته آنچه مورد نیاز بشر میباشد بطور پراکنده در آیات و روایات ذکر شده که باید با بینش عمیق و انقلابی مورد بررسی و شناخت قرار گیرد و مسائل مورد ابتلاء حکومت اسلامی از آنها و سیره پیامبر و ائمه اطهار استنباط گردد، و در مورد سایر عوامل باید گفت متاسفانه شیوههای غلط مدیریت کشور و نبودن کارها معمولا به دست اهلش و افراط و تفریطها و خود محوری ها و انحصار طلبیها و خط بازی ها و گروه گرائیها و حق کشیها و بی عدالتیها و بی اعتنائی به مردم و ارزشهای اصیل انقلاب تاکنون بیشترین ضربه را به انقلاب زده است که اگر تا دیر نشده جبران نشود دیگر قابل جبران نخواهد بود. درست است که فشارهای بین المللی و جنگ تاکنون ضایعات و خسارات زیادی برای ملت و انقلاب ما داشته است ولی اگر ما به همان وحدت کلمه اسلامی و ملی که قبل از پیروزی داشتیم برگردیم و انقلاب را در انحصار جناح خاصی قرار ندهیم و هر فرد و جناحی که به انقلاب و کشور و نظام و رهبری معتقد بود به فکرش بها و ارزش دادیم و تمام نیروهای خلاق کشور را بدور از تنگ نظریهای گذشته در بازسازی کشور سهیم نمودیم به یقین بر تمام مشکلات داخلی و خارجی فائق خواهیم شد، و در این صورت دیگر دولتهای بیگانه شرق و غرب چشم طمع به کشور و ذخائر و منابع آن نخواهند داشت و ما میتوانیم با اتکاء به نیروی عاقله و فعال کشور از وعده و وعیدهای متخصصین و مشاورین خارجی بی نیاز باشیم. بنابراین قبل از هرگونه بازسازی کشور باید در بینش اداره کشور و کیفیت آن و بازسازی سیاسی و فکری مدیریت انقلاب و کشور تحولی بوجود آید و این انتظاری است که همه اقشار و طبقات مردم از مقام معظم رهبری که تاکنون انقلاب را در لحظات حساس رهبری نموده اند دارند. والسلام علی جمیع اخواننا المسلمین و رحمة الله و برکاته. پیوستهای شماره ۱۶۳ و ۱۶۴ داخل متن کتاب آمده است
پیوست شماره ۱۶۵: مربوط به صفحات ۶۶۲ و ۶۹۰ و ۷۴۶ نامه معظم له به امام خمینی به مناسبت ایراد برخی اتهامات و شایعات در جراید و مطبوعات، مورخه ۶۸/۲/۱۸ بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک آیتالله العظمی امام خمینی مدظله العالی از سلام و تحیت و تبریک به مناسبت عید سعید فطر به عرض میرساند: نسبت به مسائل اخیر که در نوشتجات و سخنرانیها و جراید تعقیب میشود بنابر سکوت و محول نمودن امور به خدا داشتم ولی چون ممکن است ابهاماتی وجود داشته باشد سکوت مطلق را روا ندیدم و امرم دائر بود بین نامه نوشتن به حضرتعالی یا خطاب به مردم که استخاره با قرآن شریف با اول مساعدت کرد لذا ناچار شدم مصدع شوم؛ و هر چند برای حضرتعالی خواندن نامه من بسیار تلخ است ولی اجازه دهید نامه کسی که حدود چهل سال افتخار شاگردی و تعقیب اهداف حضرتعالی را داشته چند دقیقه وقت شما را اشغال کند ۱ - من از همان اول مبارزات که به رهبری حضرتعالی شروع شد صادقانه همچون سربازی فداکار انجام وظیفه میکردم و در همه مراحل و سختیها خود و خانواده و فرزندانم استقامت کردیم بر کسی هم منت ندارم که پاداش دهنده اعمال خداست. و الان نیز اهداف انقلاب و پیاده شدن اسلام اصیل با گوشت و پوست من عجین است و یک قدم هم عقب نشینی نکرده ام و از مسیر انقلاب جدا نیستم منتها به قدر شرائط و امکانات و اگر در ضمن صحبتها می :گفتم من در کنارم برای رفع مسئولیت در مقابل مراجعات و توقعات و انتظارات زیادی بود که قادر بر انجام آنها نبودم و بسا بعضی از مراجعین را ذی حق هم میدانستم چطور میشود من مخالف نظامی باشم که چهار سال است با تدریس ولایت فقیه در حوزه به نظر خودم پایه های علمی آن را محکم کرده ام؟! ۲ - تعیین من به عنوان قائم مقام رهبری از همان ابتدا بر خلاف نظر و میل من بود و به مجلس خبرگان هم همان اول نوشتم و به طور کلی من شخصاً به پست و مقام علاقه نداشته و ندارم مگر اینکه وظیفه شرعی ایجاب کند در نامه حضرت امیر (ع) به
استاندار آذربایجان آمده است ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه» (نهج البلاغه نامه ۵ و قهراً انسان عاقل حتی المقدور از تحمل امانت و مسئولیت سنگین گریزان است مگر اینکه ناچار باشد. چنانچه هیچ وقت آرزوی مرجعیت هم نداشته ام تا اینکه حساب کنم چه اقشاری به من میگروند یا نمیگروند. من اگر شرعاً جائز بود از اجتماع و اجتماعات به طور کلی منزوی میشدم. در ۳ – من حتی یک دقیقه با منافقین همکاری نداشته ام برخوردهای تند ما با آنان زندان و پس از انقلاب بر همه روشن است. اینان علاوه بر انحراف فکری و اخلاقی و نداشتن عواطف انسانی سرمایه های انقلاب و چهره های ارزنده آن و از جمله فرزند عزیز من را از ما گرفتند و هزاران افراد بی گناه را به شهادت رساندند و در جنگ تحمیلی با دشمنان ما همگام و همصدا شدند. با این وضع کدام انسان عاقل و متعهدی به آنان اعتماد میکند و حاضر است با آنان همکاری کند؟ راستی حضرتعالی تصور میکنید که من یا حتی افراد بیت من، منافقین و یا لیبرالها را بر مسئولین فعلی نظام که نوعاً از دوستان و همکاران صمیمی من هستند مقدم میدانیم و اگر به بعضی از مسئولین اعتراض شود این به معنی مقدم داشتن منافقین و لیبرالها است؟! ۴ - کانال اطلاعاتی من نه منافقین بودند و نه لیبرالها من علاوه بر خواندن نامه های مختلف مردم و بولتنهای خبری کشور هر روز با اقشار مختلف مردم از وزرا و نمایندگان مجلس و فرماندهان ارتش و سپاه و سایر ارگانها و ائمه جمعه شهرستانها و مردم عادی کشور ملاقات داشتم و همه آنان اشکالات و شکایات را مطرح میکردند و به خیال خودشان از من چاره جوئی میکردند آیا اینان همه نفوذی بودند؟! من با اینکه با دکتر پیمان هم زندانی بودم حدود چهار سال است ایشان را ندیده ام و از او و کارش هیچ خبر ندارم آقای مهندس بازرگان حدود یک سال و نیم قبل یک مرتبه به منزل من آمده و ظاهرا آقایان صباغیان و توسلی با ایشان بودند و آقای دکتر یزدی هم دوبار یا سه بار در ظرف چندین سال به منزل من، آمده و معمولا صحبتهای آقایان مربوط به محل حزب و روزنامه شان که توقیف است و برخوردهائی که با آنان میدور میزده است، و مرحوم دکتر سامی با اینکه در رژیم سابق هم به من و هم به بسیاری از طلاب و مبارزین خدمات شایانی کرد پس از زمان وزارتش در بهداری من اصلا او را شده
ندیدم تا کشته شد فقط یک مرتبه که کتک خورده بود در محل حزبشان به وسیله نامه از من استمداد کرده بود که من نه جواب دادم و نه کاری از من ساخته بود که برایش انجام دهم. و معمولا آقایان طالب، ملاقات پس از چند مرتبه تلفن به مسئول ملاقات و دفع الوقت من بالاخره از قبل خود من وقتی به افراد داده میشد، بیت من نه در اختیار منافقین بوده است و نه اینکه لیبرالها آنجا صف کشیده بودند به نحوی که جای دیگران در آنجا نباشد چنانچه در سخنرانیها گفته شد. مسئول ملاقات که قبلا آقای امیری بود و فعلا آقای متقی است از خود من سئوال میکرد افراد دیگر بیت در ملاقاتها هیچ نقشی نداشتند. البته نظر من به طور کلی در ملاقاتها نسبتا وسیع و معتقد بودم انسان باید همیشه حرفها را از موافق و مخالف بشنود تا بهتر بتواند تصمیم بگیرد. است آیا خدا راضی است بیتی که همیشه در مسیر انقلاب قدم بر میداشته و در مسائل اسلامی و انقلابی ایران و لبنان و فلسطین و هندوستان و افغانستان و آفریقا و اروپا و امثال ذلک به نفع اسلام و انقلاب فعالیت داشته و اظهار نظر میکرده و اهداف انقلاب و مقام معظم رهبری را تعقیب میکرده و فرضاً گاهی هم بر حسب احساس وظیفه و از روی دلسوزی اشکالاتی را هم تذکر میداده است و همیشه مورد حمله ضد انقلاب بوده یکدفعه به اتهام واهی نفوذ و نفوذیها مورد بی مهری واقع شود؟! آیا شایعات بی اساس و یا بافته های سید مهدی که معلوم نیست در چه شرائطی و با چه انگیزه هائی این مقدار رطب و یابس به هم بافته صحیح است ملاک قضاوت ها واقع شود؟! - و شاید او چون از ناحیه نظام ضربه خورد میخواسته است انتقام بگیرد و نیروهای فعال نظام را به یکدیگر بدبین کند چنانچه شد آیا درست است ما به بافته های او ترتیب اثر بدهیم؟! اصلا در آن شرائط اعترافات آدم مورد اعتماد هم شرعاً منشأ اثر نیست تا چه رسد به اعترافات مثل او حالا من در شناخت او اشتباه کرده بودم و ماهیت او برای من شناخته نبود و کم لذلک من نظیر لیس هنا محل ذکرها آیا آقایانی که او را شناختهاند و بر تناقض گوئیهای او واقفند است با بافته های او معامله وحی منزل صحیح - کنند، در صورتی که اشاعه کذب هم حکم کذب دارد مخصوصا اگر
بدبینی ها و دشمنی ها گردد؟ و علی فرض الصدق ما کل ما یعلم یقال، ولا کل ما یقال یکتب فی الاوراق و یبث فی الافاق. جا داشت آقایان به آیه شریفه «ان جائکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین توجه میکردند. به علاوه چرا نامه های او به من و به برادرش را به ما نرساندند تا موجب شناخت و آگاهی ما گردد ولی در اختیار بعضی افراد دیگر قرار گرفته بود؟ ضمنا سید مهدی یک روز هم عضو دفتر و بیت من نبود، این مطلب را همه کسانی که در قم با دفتر و بیت من سر و کار دارند میدانند او فقط از طرف من مسئول نهضتها بود و مرکز جدائی داشت و وقتی که من فهمیدم روی او حساسیت هست به او پیغام دادم به بیت من رفت و آمد نکند البته تا قبل از مصاحبه او از او دف دفاع کردم ولی پس از مصاحبه او طی نامه ای به حضرتعالی از او کاملا تبری جستم و از موضع گیریهای حضرتعالی نسبت به او تشکر کردم که لابد حضرتعالی اجمالا به یاد دارید و صورت آن ضمیمه است بالاخره شخص من پس از این حوادث نفس راحتی کشیدم و در این ماه مبارک رمضان علاوه بر انجام وظائف عبادی، ماه، بیش از هر ماهی دیگر به کارهای علمی اشتغال داشتم و لذت هم بردم خدا را شکر - و پدر من هم پس از شنیدن جریان خدا را شکر کرده بود که مسئولیت از من برداشته شده است. ولی آیا میصحیح موح بود که با بزرگ کردن بافته ها و القائات برای رهبر معظم ذهنیتی درست کنند که ناراحتی شدید ایشان گردد و جلو فعالیتهای اسلامی من هم گرفته شود، و دشمنان اسلام و انقلاب در داخل و خارج خوشحال شوند و برای توده مردم هم مساله ایجاد کنند؟! من به سهم خود فرضاً از غیبتها و اهانتها بگذرم ولی از تهمت ها و اشاعه اکاذیب هرگز نمیگذرم و چون معتقدیم روزی به گفته ها و نوشته ها و همه حسابها رسیدگی میشود برای شخص خودم هیچ ناراحت نیستم. از باب مثال عرض میکنم در نامه بعضی از آقایان آمده بود که دختر من در حضور من عکس حضرتعالی را پاره کرده است به همه مقدسات عالم این امر دروغ محض است، حالا فرض میکنیم این امر راست باشد آیا پخش آن به قداست حضرتعالی هم لطمه نمیزند؟! من طلبه فرضاً مقصر باشم آیا باید به اسم دفاع از مقام معظم رهبری کاری کرد که مردم به فقه و روحانیت و به همه چیز بدبین شوند؟ یا مثلا آقای سید هادی قبل از
ماه رمضان در اثر بحران از قم به قصد مشهد رفت ولی بعداً ترسیده بود و به مشهد نرفته بود تا اول ماه رمضان برای روزه ها به قم آمد و به منزل من هم رفت و آمد نداشت ولی دیدیم در بولتن مجلس به مشهد رفتن او را و چند سخنرانی هم از او نوشتند و یکی از تایید کرده بود، و شاید در بولتنهای دیگر هم نوشته باشند، این است مسئولین مشهد هم سنخ اخبار و شایعات!! فی روضه الکافی ج ۸ ص ۱۴۷) بسنده عن ابی الحسن الأول (ع) قال: قلت له: جعلت فداک الرجل من اخوانی یبلغنی عنه الشی الذی اکرهه فاساله عن ذلک فینکر ذلک و قد اخبرنی عنه قوم ثقات؟ فقال لی یا محمد کذب سمعک و بصرک عن اخیک فان شهد عندک خمسون قسامه و قال لک قولا فصدقه و کذبهم لاتذیعن علیه شیئا تشینه به و تهدم مروته فتکون من الذین قال الله فی کتابه: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم و فی اصول الکافی ج ۲ ص ۳۵۵) بسند صحیح عن ابی عبدالله (ع) قال: قال رسول الله (ص): «لا تطلبوا عثرات المومنین فان من تتبع عثرات اخیه تتبع الله عثراته، و من تتبع الله عثراته یفضحه ولو فی جوف بیته الی غیر ذلک من الاخبار الوارده فی هذا المجال. ه - صحبت هائی که من میکردم یا نامه های مختلفی را که در موضوعات مختلف به حضرتعالی مینوشتم خدا را گواه میگیرم که هدفی جز خدمت به اسلام و انقلاب و موقعیت مقام رهبری و ولایت فقیه، نداشتم و النصیحه لائمه المسلمین را یکی از وظائف مهم همه مسلمین میدانستم البته مدعی عدم خطا و اشتباه هم نیستم که برحسب حدیث نبوی «کل ابن آدم خطاء فخیر الخطائین التوابون»؛ ولی طبق تشخیص خودم سعی داشتم به وظیفه خود عمل کنم و در عین حال اگر حضرتعالی جداً به من میفرمودید تو دیگر حق نداری صحبت کنی من هرگز تخلف نمیکردم. نامه من به حضرتعالی راجع به اعدامها مورخه ۶۷/۵/۹ در اثر اطلاعاتی بود که از بعضی تندروی ها و تندروها در زندانها داشتم و هدفی جز حفظ حقوق و حریم اسلام و انقلاب و مقام معظم رهبری، نداشتم نه نفوذی در کار بود و نه محرکی. پس از اطلاع از دستور اعدامها به وسیله بعضی از قضات که خودشان جداً ناراحت بودند و برای چاره جوئی به من مراجعه کرده بودند من شب تا به صبح به جای خواب به عواقب کار میاندیشیدم و در روز بعد با آقایان قاضی خرم آبادی و سید هادی هاشمی مشورت
کردم هر دو آنان با نامه نوشتن به حضرتعالی مخالف بودند به عذر اینکه امام ناراحت میشود و به خیال خودشان مرا قانع کردند؛ ولی من پس از خواندن نماز ظهر و عصر و صرف غذا فکر کردم با وصفی که من اطلاع دارم تندروی هائی میشود و به حریم اسلام و مقام معظم رهبری لطمه خواهد زد در اثر احساس وظیفه نامه را نوشتم، و چون شورایعالی قضائی را در این قبیل موضوعات مسئول میدانستم فتوکپی آن را هم برای شورا فرستادم و پس از ارسال نامه ها به تهران به منزل آقای سید هادی تلفن زدم که ایشان به بیت حضرتعالی تلفن کنند که نامه را دریافت کنند و ایشان با استعجاب گفت مگر بنا نشد نامه ننویسید؟ و ضمنا من به دست خود به بعضی از قضات به حالت اعتراض مراجعه میکردند و به نظر من مورد اعتماد بودند رونوشت نامه ها را، دادم حالا پس از هفت ماه به خارج سرایت کرده افراد بیت من هیچ گناهی ندارند و جوسازی علیه آنان گناه است. که نامه به آقای نخست وزیر را هم من به دست خود حضوراً به حضرات آقایان موسوی اردبیلی، خامنه ای، هاشمی حاج احمد آقا و نخست وزیر در منزل خودم در یک شب با تقاضای آقایان به همه دادم که بعداً شنیده شد فردای همان شب رونوشت نامه دست یکی از نمایندگان مجلس بوده و به وسیله او هم به افراد داده شده، نه نفوذی در کار بوده و نه منافق و لیبرالی واسطه بوده است و اساسا چرا ما باید اگر مطلبی را حق و دانیم از ملتمان کتمان کنیم؟ البته نقشه های نظامی باید مخفی باشد که وظیفه میبه دست دشمن نیفتد. ۶ - با همه این مسائل که اجمالا بدون اعمال فنون دیپلماسی و با صراحت لهجه ای که از خود استاد بزرگوار رهبر انقلاب آموخته ام بیان شد در نامه ای که در تاریخ ۶۸/۱/۴ پیرو پیام حضرتعالی به مهاجرین جنگ تحمیلی قبل از حادشدن مسائل من به حضرتعالی نوشتم چنین نوشتم اینجانب تا حال معتقد بودم که تذکرات انتقادات نه فقط من موجب تضعیف نظام نمیشود بلکه از نظر اینکه اکثریت مردم را امیدوار ساخته و مسئولین را نیز درصدد رفع نواقص و توجه بیشتر به مسائل میسازد موجب تقویت انقلاب و نظام هم میباشد. مع ذلک اگر حضرتعالی تشخیص میدهید که این شیوه به مصلحت نیست و موجب تضعیف نظام و انقلاب میاینجانب شرعاً نظر حضرتعالی را بر نظر خود مقدم میدانم و هیچگاه غیر از خیر اسلام و باشد
مقابله و انقلاب را در نظر نداشته ام پس من هیچ گاه داعیه مقابله با نظام یا خدای ناکرده با حضرتعالی را نداشته ام. ضمنا نامه فعلی من مرتجلا نوشته شد و احدی به من القا نکرده و برای احدی هم تا حال آن را نخوانده ام تا مبادا باز به گردن بیت و نفوذ و نفوذی گذاشته شود، و معلوم شود که من حرفهای خودم را میزنم نه حرف های دیگران را؛ حرف زیاد دارم ولی بیش از این صحیح نیست حضرتعالی را خسته کنم. سلامت و طول عمر و توفیق بیشتر حضرتعالی را از خدای بزرگ مسئلت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ۲ شوال ۱۴۰۹ مطابق ۶۸/۲/۱۸ حسینعلی منتظری
امی باشم که چهار سال است با تدریس ولایت فقیه در حوله بنظر خودم پایه های علمی ان را محکم کرده ام ؟ ما بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک ایت اله العظمی امام خمینی منظم العلا بہار تاریخ پس از سلام و تحیت و تبریک بمناسبت عید سعید فطر بعرض میرساند نسبت ب ا ار اند که در نوشته با تو از انها الدائد تعقیب میشود بناء بر سکوت و تحول نمودن امور بخدا داشتم، ولی چون ممکن است ابهاماته وجود داشته باشد سکوت مطلق را روا ندیدم او امریم دار بود این نامه نوشتن بر تقا یا خطاب مردم که استخاره با قران شریف با او مساعدت درد دندان های شدیم میشوم چند برای رفت با خواندن ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا د د د د د ا ا ا اتارا گردی و عید الام حضر تقال را داشته چند دقیقه وقت شم را اشغال کند: این از جهان اول مبارزات که بر هبری حضرت ۱ شروع شد صادقانه همون سربازی دا کار انجام وظیفه میکردم و در هم رادار و سختیها خود و خانواده و فرزندانم استقامت کردیم، بورکی هم منت ندارم که پاد کار دهنده اعمال خدا است. والان نیز اهداف انقلاب و پیاده شدن اسلام اصیل با گوشت و پوست فر مجانی است و یک قدم هم عقب نشینی نکرده ام و از میر انقلاب جدا نیستم منتهی بعد شرائط و امکانات . و اگر در ضمن صحبتها میگفتم : « من در کنارم برای رفع مسئولیت در مقابل مراعات وتوقعات و انتظارات زیادی بود که قادر بر انجام انها بودم و با بعضی از مراجعینی رازی حق هم میدانستم . عه. گاه ۱۲ تعیین فربعنوان قائم مقام رهبری از مان ابتداء بر خلاف نظر دبیر من بود و مجلس خبرلمان امامان اول نوشتم و بطور کلی فر شخصاً ا به پست و مقام علاقه نداشته و ندارم مگراینکه وظیفه شرعی ایجاب کند، در نامه حضرت امیری با ستاندار اذر بایجان آمدنی است : ان ملک لیس لک بطعمة و لکن نے متلک امانته » (نہج البلاغه نامه) و قهر انسان عاقر حتی المقدور از تمرا بانت مسئولیت سنگینی گریزان است مکرانکه ناچار باشد، چنانچه هیچ دقت آرزوی مرجعیت هم نداشته ام تا اینکه حساب کنم چه اقشاری نمین میگردند یا نمیگردند، فی اگر شرعاً جائز بود از اجتماع و اجتماعات بطور کلی منزوی میشدم.، فرحتی یک دقیقه با منافقین همکاری نداشته ام و برخوردهای تند بابا نان در زندان پس از انقلاب برهمه روشن است اینان علاوه بر انحراف فکری و اخلاق و نداشتن عواطف ان نے سرمایه ها میانقلاب و چهره میدر زنگ آن و از جمله فرزند عزیز من را از تا گرفتند. و هزاران افراد به گناه را نبشهادت رساندند و در جنگ تحمیلی با دشمنان ما همگام و همصدا شدند. با این وضع کدام انسان عاقر و متعهدی با نان اعتماد میکند و حاضر است با آنان همکاری کند ؟ راستی حضر تقالی تصور میکنید که فریاحتی افراد بعت من منافقین و بالیر الها و ابر مسولانی فعلی نظام که نوعی از دوستان و همکاران صمیمی میبستند مقدم میدانیم و اگر بعضی از مسولانی اعتراض شود این بمعنی مقدم داشتن منافقین ولی الهات.
تاریخ ص ۲ ۴ کانال اطلاعاتی من نه منافقین بودند و نه لیر الا مر علاوه بر خواندن نامه های مختلف مردم و بواتن که میخوری سور ہر روز با اقشار مختلف مردم از وزرا و نمایندگان مجلس و فرماندهان ارتش و سپاه و سایر ارگانها و ام جمعه شهر فستانها و مردم عادی کشور علاقات داشتم و هم ازنان اشکالات و شکایات را مطرح میکردند و جای خودشان از اراده و میاره آیا اینان هم نفوذی بودند؟ یا اینکه با در این همه زندانی بودم حدود چهارسال است اینان را ندیده ام و از او کارش دکتر هیچ خبر ندارم . آقای مهندس بازرگان حدود یک سال ونیم قبل یک مرتبه منزل میآمله و هرگا اقایان بانیان و توستگی با ایشان بودند، و اقای دکتر یزدی هم دو بار یا سه بار در ظرف چندین سال بمنزل من آمده و معمولاً صحبتهای آقایان مربوط بحر خوب و روز نامه شان که توقف است و بر خوردگی کے کہ بازنان پیشے دور میزده است مرحوم دکتر به اینکه در رژیم سابق هم نیز هم به بسیاری از طلاب و مبارزین خدمات شایانی کرد پس از زمان وزارتش در بیداری میاصلاً او را ندیدم تا کشته شد، فقط یک مرتبه که کنار خورده بود در محل خربان بوسیله نامه از هر استمداد کرده بود که فرزند جواب دادم و نه کاری از فر ساخته بود که برایش انجام دهم. و معمولاً آقایان طالب ملاقات پر از چند مرتبه تلفن مستول علاقات و دفع الوقت فی بالاخره از قتل خود فروتی با فراد داده میشد، بیست میزنه در اختیار منافقین بوده است و نه اینکه لیرا لها الخاصف کشیده بودند بخوبی که جای دیگران در انجا نباشد چنانچه در سحر اینها گفته شد، مسئول ملاقات که قبلا اقای امیری بود و فعلا آقای متقی است از خود هنر سوال میکرد، افراد دیگر بیت در طاقاتها هیچ نقشی نداشتند. البته نظرم بطوری در ما انا اتنا وسیع است و معتقد بودم آن نباید همیشه حرفها را از موافق و مخالف بشود تا بهتر بتواند الصمیم ملاقات ن استا آیا خدا راضی است بیتی که میشه در پیر انقلاب قدم برمی داشته و ر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ایران و لبنان و اطنان و هندوس و افغانستان و افریقا وار و پا و امثال ذلک بنفع اسلام و انقلاب فعالیت داشته و اظهار نظر میکرده و اهداف انقلاب و مقام معظم رهور را تعقیب میکرده و فرضا گاهی هم موجب احساس وظیفه و از رو احساس وظیفه و از روی دلسوزی اشکالاتی رو هم تذکر میداده است و همیشه مورد حمله ضد انقلاب بوده یک دفعه با تمام واهی نفوذ و نفوذ بها مورد به مهدی واقع شود؟!. آیا شایعات بی اساس و یا بافته های سید مهدی که معلوم نیست دریچه شرایطی و با چه انگیزه کے کے این تعداد بطابت پاس بهم بافته صحیح است ملاک قضا و تها واقع شود ؟
مس لا تاریخ و شاید او چون از ناحیه نظام ضربه خورد میخواست تا ا ا ا ا ر د و ر و ا ا ا ا ا ا ر ا یکی دیگر به این کند. چنانچه شد به ایا درست است با بیافته های او ترتیب اثر بدهیم؟! اصلا در آن شرایط اعترافات آدم مورد اعتماد هم شرقی منشا ارنست تا چه رسد با اعترافات مشر او حالا مز در شناخت او اشتباه کرده بودم و ماهیت او برای من شناخته نبود و کم لذلک من نظر لیس هنا محمد ذکری - آیا آقایانے کہ اور شناخته اند و بر تناقض گونه های او واقفند صحیح است با بافته های او معامله معنی منزل کنند، در صورتیکه اش همه کذب هم حکم کذب دارد مخصوصا اگر موجب به ینی که در کمین ها گرد : وقمع فرض الصدق ما کل ما یعلم یقال، ولا کل ما یقال یکتب فی الاوراق ویبث فی الافاق. جا داشت اقایان با یه شریفه اور ان جائکم فاسق بنبأ فبینوا ان تصیبوا قو با بجباله قصه واع ما فعلتم نادینی بعلاوه چرا نامه های او نجم و به برادرش را بنمانوی اندند تا موجب شناخت و آگاهی ما گرد و در اعصار صفی افراد دیگر قرار گرفته بود ؟ توجه میکردند. ضمنا سید مهدی یک روز هم عضود فرو بیت مینبود، این مطلب را هم کسانیکه در قم با دفتروبیت فی شر کار دارند میدانند، او فقط از طرف فر مسئول انفتها بود و مرکز جدائی داشت، و وقتی که میفهمیدم روی او حقانیت است به او پیغام دادم به بلیت فر رفت و آمد نکند البته تا قبل از مصاحبه او از او دفاع میکردم ولی پس از مصاحبه او طی نامه ای بخیر نتایج از او کاملاً بر ترجیم و از موضع گیریهای صفر تا نسبت به او شکر کردم که لا بد حضرت ۱۲ جمالاً بیاد دارید و صورت آن میارز بالا خوه شخص نه پس از این خوادم نفس راحتی کشیدم و در این ماه مبارک رمضان علاوه بر انجام وظائف عبادی ماه بیش از هر ماهی دیگر ب کارهای علمی اشتغال داشتم و لذت هم بردم خدا را شکر و پدر فرهم پس از شنیدن جریان خدا را شکر کرده بود که متولیت از فی برداشته شدایت و یا یا صحیح بود که با بزرگ کردن بافته ه و القائات برای رهبر معظم ذهنیتی درست کنند که موجب ناراحتی شدید ایشان گردد و جلو فعالیتهای کلامی مریم گرفته شود و دشمنان اسلام انقلاب در را فرا اور خوشی یا شوند و برای توده مردم هم مساله ایجاد کنند؟! فر بهم خود فرضاً از غیبت والا نها بگذرم ولی از تهمت ها و اشاعه الکاذیب هرگز نمیگذارم. و چون معتقدیم روزی بگفته و نوشته ؟ و همه حسابها رسیدگی میشود برای شخصی خودم هیچ ناراحت نیستیم از باب مثال عرض میکنم در نامه بعضی از اقایان آملی بود که دختران در حضور فر یک حرفتان و اماده کرده است به مقدسات عالم این امر دروغ محض است، حالا فرض میکنیم این امر راست باشد آیا بخش آن بعد است حضور نشانه هم لطمه نمیزند ؟! من طلبه فرضاً مقصر باشم آیا باید باسم دفاع از مقام معظم رهبری کاری کرد که مردم بفقه و روحانیت و همه چیز بدبینی شوند؟! یا مثلا اقای سید هادی قبل از ماه رمضان در اثر بیکران از قم بقصد مشهد رفت ولی بعدا ترسیده بود و بمشهد نرفته بود تا اول ماه رمضان برای روزه ها بقم آمد و بمنزل فراهم رفت و آمد نداشت ولی دیدیم در بولتی مجلس مشهد رفتن او و چند گھرانے هم از او نوشتند و یکی از مسئولین مشهد هم تایید کرده بود ورش ید در بولتن تمامی دیگر اهم نوشته باشند این است سیخ اخبار سایت با شاهات ۱۹
ما نے رفضته الکافی (ج ۱۳۵۸) بند عن انا الی الموقع ا جعلت فداک تاریخ الرجل من أطوالی یبلغنی قال قلت له أجها و قد بفرز عند قوم ثقات ؟ فقال له : یا محمد کذب سملک و بصرک عن اخیک، فان شهد هندک خون قامته و قال یک قولا فصدقه و کذارم به لاتزی کلیه ار شیئا نشینه به وتهدم مروقه فتکون من الذین قال الله نے کتابه : و ان الذین یحبون ان تشیع الفاطمة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم . - ونے اصول الکان (۳۵۹۰۲۶) بند صلح عن ابن عبد الله قال قال رسول الله مش اے والا تطلبوا ثمرات المؤلفان خان من سبع مرات اخیه مبیع الله عثراته، ولن تقبع الله عمراته یفضحه و لونے خوف پیشده رز ۲- الا غیر ذلک من الاخبار الواردة فی هذا المجال. ه صحبتائے کہ فر میکردم یا نامه های مختلفی را که در موضوعات مختلف بخضرتها خدا را گواه میگیرم که در جز خدایت با سلام و انقلاب و موقعیت تمام رهبری و ولایت فیتها ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ن و به هم مینی یه البته مدتی عدم خطا و اشتباه هم نیستم که بر جب حدیث نبوی دود کل ابن اخطاء فیز الطائین التوابون . ور طبق تشخیص خود سعی داشته و وظیفه خود میکند و ر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا دا دی و دی وی دی وی دی را نداریم محبت کنی فر هرگز تخلف نمیکردم. نامه مر بحضرت طالع راجع با عدامها مورخه ۶۷/۵/۹ در اثر اطلاعی بود که از بیضی تندرویها و تندروها در زندانها داشتم و بدنه جر حفظ حقوق و حریم سلام و انقلاب و مقام معظم رهبری ندا ستم نه نفوذی در کار بود و نه محر که پس از اطلاع از دستور اعدامها بوسیله بعضی از قضاه که خودشان جدا آثار اهت بودند و برای چاره جوده بمبر مراجعه کرده بودند هر شب تا صبح بجای خواب اجواقب کار میاندیشیدم و در روز بعد با اقایان قاضی خرم آبادی و سید هادی هاشمی مشورت کردم هر دو انان با نامه نوشتن بخضر مقام مخالف بودند بعد اینکه امام ناراحت میشود و بیخیال خودشان مرا قانع کردند. و اخر پس از خواندن ناز نار و عصر مصرف غذا فکر کردم با صیفی که فر اطلاع دارم تند و یائے میشود و کریم اسلام و مقام معظم رهبری لطبه خواهد زد، در اثر احساس وظیفه نامه را نوشتم، مصون شورامی طالع قضائی را در این قبیل لوضوعات مسئول میدانستم فتوکپی ان را هم برای شورا فرستادیم و پس از ارسال نافته با بهتران بمنزل اقامی سید ها و میتلفن زدم که ایشان بیت حضر تنال تلفن کنند که نامه را دریافت کنند و ایشان با رستمیا ب گفت نگر باد شد نامه ننویسید؟ و ضمنا من بدست خود ببعضی از قضاه که حالت اعتراض مراجعه میکردند و بنظام مورد اعتماد بودند رو نوشت نامه را دادم های پس از صفت تخارج سرایت کرده افراد بیست خیر هیچ گناهی ندارند و جو سازی علیه آنان گناه است. ماه
بره حق تاریخ ه آموخته ام نامه اقای نخست وزیر را هم مز بدست خود حضور حضرات اقایان موسوی اردبیلی، خامنه ای که شمعی با حاج احد اقا، ونخست وزیر در منزل خودم در یک شب با تقاضای آقایان به دادم که بعدا شنیده شد فردای همان شب رو نوشت نامه بدست یکی از نمایندگان مجلس بوده و بوسیله او هم افراد داده شده نه نفوذی در تار بوده و نه منافق ولیپ والے واسطه بوده است، و است چرا ما باید اگر طبی راحت و وظیفه میدانیم از مامان کمان کنیم؟ البته نقشه های نظامی باید مخفی باشد که بدست دشمن نیفتد. با همه این مسال که اجالا بدون اعمال فون دیامی و با صراحت اره ای که از خود است و درد و درد را تا رسید بیان شده در نامه ای که در تاریخ ۱۳/ ۸ و پیر و پیام حضر تفال بها جون جنگ تحمیلی قبل از جادو شدن با کل فی بحفر تمام نوشتم چنین نوشتم : در این جانبت تا حال معتقد بودم که تذکرات و انتقادات فی بنه فقط موجود ضعیف اور بودم موجودات نظام نمیشود بلکه از نظر اینکه اکثریت و دم را دمید وار ساخته و سئولیتی را نیز در صدد رفع نواقص ورد توجه بیشتر مسائل میسازده موجب تقویت انقلاب و نظام هم میباشد. مع ذلک اگر حضر تقاله تشخیص میدهید که این شیوه مصلحت نیست و موجب تخفیف نظام و انقلاب میباشد این جانب شرعی نظر رفتار را بر نظرخود مقدم میدانم و هیچ گاه غیر از خیر اسلام و انقلاب را در نظر نداشته ام.» پس از هیچگاه دائمه مقابله با نظام یا خدای ناکرده مقابله با حضرت ید را نداشته ام. ضمنا نامه فعلی فرم حالا نوشته و احمدی بنی القاء نکرده و برای الهی هم تا حال آن را نخوا پا و تا مبادا با از گردن بیست و نفوذ و نفوذی گذاشته مواد و معلوم شود که فر حرفهای خودم را نیزنم نه حرفهای دیگران را حرف زیاد دارم ولی بیش از این صحیح نیست حضرتعالی را خسته کنم سلامت فطول محمر و توفیق بیشتر حفر بقایا را از خدای بزرگ مسالت مینمایم و اسلام لیک در تار و برکاته ۲ شوال ۱۴۰۹ مطابق ۶۸/۲/۱۸ خسروی و
پیوست شماره ۱۶۶: مربوط به صفحه ۶۶۴ دلایل مخدوش بودن نامه هایی که در اواخر عمر شریف حضرت امام به عنوان نامه ایشان منتشر میگردید. امام خمینی در انتهای وصیت نامه سیاسی الهی خود گفته است: ۱ - اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضاء من باشد با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم. ۲ - اشخاصی در حال حیات من ادعا نموده اند که اعلامیه های اینجانب را مینوشته اند، این مطلب را شدیداً تکذیب میکنم؛ تاکنون هیچ اعلامیه ای را غیر شخص خودم تهیه کسی نکرده است... ». با توجه به وصایای، فوق نامه هایی که در اواخر عمر شریف حضرت امام به نام ایشان منتشر شده است به دستخط حاج سید احمد خمینی بیشتر شباهت دارد تا به دستخط حضرت امام که ذیلا از نظر کارشناسی با آوردن نمونه هایی از خط آقای سید احمد خمینی و دستخط، امام دلایلی را در این رابطه عنوان میکنیم. - الف – از نظر ظاهری با توجه به حال وخیم امام خمینی دستخط ایشان در اواخر عمر لرزش آشکاری داشت؛ برای نمونه غزلی را که حدود سه ماه قبل از فوت نوشته است به همراه دستخط احمد آقا آورده و آنها را با دستخط ((۱۳۶۸/۱/۲۶) از نظر ظاهری مقایسه کرده ایم. به کلماتی که زیر آنها یک خط کشیده شده توجه شود. ب – از نظر کارشناسی امام عمدتا ه) را به صورت ویرگولی مینوشت و احمد آقا عمدتا به صورت دو چشم. به کلماتی که زیر آنها دو خط کشیده شده دقت شود. نمونه دستخط امام از وصیتنامه ایشان آورده شده است.
امام عمدتا سرکج کلمات را چسبیده و یا با فاصله کم مینوشته که همین نحوه نگارش خط ایشان را به لحاظ ظاهر باریک میکرد؛ حال اینکه احمد آقا سر کج کلمات را با گذارد که منجر به پهن شدن خط گردد. به کلماتی که زیر آنها دو خط فاصله میکشیده شده توجه شود. میامام عمدتا در نحوه نگارش است» الف را زیر ت قرار میدهد ولی احمد آقا «الف» را زیر «س» میگذارد به کلماتی که زیر آنها دو خط کشیده شده توجه شود. دستخط حضرت امام حدود سه ماه قبل از ارتحال: فریمان بسته ام روس اور چشم پر این تورد دیدم و به پیشیم تاریخ از خود شدم ذکر سن آنتی تروجیم یکا کے تصور اور مراد سردار شدم قم دار ارد نکند است با نم مشوار که برس کے بیان امام و به بازار شدم در میخانه کشایشه برویم شیر روز که سیر روسیه را آرام گیریم در سیر و زار مدیرت جا مه تری دریا کنیم و بترین کریم و سام فرقہ پر خراباتی و شیار (۳) وعظ شهر که از سند خود از ارم داد ا پر قدم رفاهی الوجه ندی گه ش به بزارید که در میکده م که یا دست بیت اینکه مید در در تیم آیم
نامه «۱۳۶۸/۱/۲۶» منتسب به امام خمینی به نام به ارین ارام نادرست فرزندان ریز نمایندگان ارم عصر شد ماری کوری و وزار ترم است اما با سلوم: شنیدم در جریان امر حضرت مری منظر نیستند وایندانیه فقیه در چه قرار است چینین زمانی که در ایران را از درمان است در مادرید و یا با تم نده سر خود را نموده است ناتینیه به نیافت نکرد و اشتاسفانه موفق نشد. از رف دیگر وظیفه شهر استان کرد تا تیم ا ا ا ا ا ا را تا الان رسیدم بگرد ندا بادلے پر خون ما صدر فرم را برار صلحت نظام و آمدم کنار گذاشته اشاره به خواران و برادران در آینده تا اندازه ام روشن خوانده شده سفارش این موضوع روزم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی بود رفت و در صورت تخطی رکود در تروریست بر اصاله مردم مرنه خواهد شد. توفیق مینگان را از فروان استان فرستادم ۹۷/۱/۲۹ روح پر آرک دستخط سید احمد خمینی در سال ۱۳۶۸»: بسم ہر ہر جمے ہرمم شنیدم دوستان عزیز حضرت امام رضوان ہوتا کے لیے سبت گرفت جمعیت در مراسم تشیع و تدفین وضعیت صدمات زیاد را ما شده به د کیم مین نه جبران کنم آفرین که تا بریتم بنظرم رسید بازداشتی از ایشان با بیریشان دارد فرنا از ادم را که در سه ماه قبل از رو با دوری امیگریشن رده اند را دید است شیر بر را میکنم انشا در مورد قبول افتر ویسے ہی امر فیز ۲۴ خرداد ۹۸۸
دستخط امام در وصیتنامه مربوط به سال «۱۳۶۱»: به نام خانه میاره به این شون شیف نمایا رد کرد که از تیم خانه ها فوت را نه یا به رفتار یک بدیم به ترسه مستکبران بر تو متنهای تخفیف تر شده از نانها پاند جوانان که ایستاتیک کویت میاشت یک جوان شدیم سایت به روی حیوان نا تربیت بپرسند مت ما دام نیست های مهم بار اترام هم مهر این همه ی گه شته این نمای زمان مانان و پیشی به ریت معلم درون درخت ایرانی سرسام آن را اینو د و ر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ایک اسمال سالم ساده میشود و نادر به به چیز از دست میشده و با دریا از این بیاید که با نشه ایراد نیند در یک بنده ه دانه ها است که در نه من نگا ر د و ر ا ا ا ا ا ا ایران را نمیافته کارای لب بامه د سر از بورها از امین الله جنایت چند نفره باز میان صحبت میشود یکی که شمار کند شد یک یگر مصرف میشود رسم است رست نیرون که نه خیار شبانه با میزنه با تای کار دارند ما در راه طوال نیست علی برای بسته و با سر شده آن نیست که بیاد رویند آنان که این سافت امی شنونه و با درینته بالمع از وضع دنیا دانسته به جهان و عمارت مساله انقلاب گرف ایما فیلم جتناب نا پید آن ماند بیانیه ای صحیح از شوند تا که همه بود هدایت بازنده و نیم ست به اند امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با نفت یا حمد بابان پوست نه ایجاب میکنم که روزی بنده نیست کنونی جهان است به بین ما نتصب بومی ایران با سایر نقابات و قرار اسنانه با وضعیت کش را استاند که در مان است دیرینه انتقد با بیان این شهید بگرنه به گرنا به این کشوری فوت شده از ناحیه رضاخان و به تازان هدر رف سری سال چهار نگر ایشان بار این دولت بارش گذاشته اند نه وابستگی نیم مانان روز تا اوضاع من که ما در امارات و افتاده دار تر د ا کر یا شر رسانه از سکات فرش ایراد به نه ها را در تمام شوند که در اوضاع مقیم با ریت و اوضاع دبیرستانها و دانا بها دار ضاع سینما و شرکته را در نیست جانها و زنها در نیست مهمانیهای ویترین رتنا سر خورده شده با نان حنیف مستین مسایه دو نان ها فوت درسی که به په نامه اشتران بسکرای میں پگاه زنانها گیفت هر که تعدان پرسید که بال سرمایه داران زمین خواران بزند که دانشگاه داران فرشاه است که بازگشت راه داره های بقا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ر ر ر راه رسید که این مانیا اور شمالی برای چند ده ست دوست نما و سایره این نگهداری نانی زانایانی به زمانی سابق درسی که بعد که روع به که گرین
دستخط سید احمد خمینی در انتهای رنجنامه این نامه پایان مام آنان در اول .. " رها را که از ویران او ایرانیان جنا باله با قوام کا با در بفراشید که همیشه با فکر و ذکر شما روز دوشم را اسید را این میگذرا جاپیاله ما == له آخر شد اسید به ما بودید بار دیگر از بابل ایران میز هم که با یک حرکت بلند یه کے کے خود را از طیف سید منوره شریک کرده و در دریا رثابت بیکران دوستداران امام شنا در سازید باید امروز از فراز و شمال سلامتی و دانه و پیروزی شما را اطرافیانیا بر عفریت علم و ضیافت خور استادم و نطاقه را بیا دردم ا از تکرار مکررات در این نامه مذر خواهی میکنم نامه و آخرما اگر تنذر نامه ستارگان ساخته است خود را بار امام این ایرانی در آنوقت کر فکر کنید که خدارا فوت میکند تا ما بهار دارای چه ایران و افق پر مرور زنده دل مالتی که میشد ا صرف امده که به کرات در کره صورت زنان بر دار کن من که باشید و رباب حرکت غیر مقدمی اس نے اول داستان قسم ورزنده اسلوم انتظام و ایران رای دو کره باشید کمی رکیه که چگونه حضرت امام سالها در همان زیر شعرق اتهامات واهی شاد پر انها و منافقین شهار تا اجر کردند و برار سمت نظام و دوم با تکی شته خون دل خوردند حضرت است به اگر از مانین و برانه رولین در شهر به اشنویه سالن باشید توان خرب افر اور آخرت در مقابر بیامبر اکرم بلو ها را خواهند گرفت ۹۸/۲/۹ و السلام مع شابع الهدی احمد فیز
پیوس ست شماره ۱۶۷: مربوط به صفحه ۶۷۱ نامه آقایان کروبی جمارانی و روحانی به معظم له ۲۹/ بهمن / ۱۳۶۷ بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک حضرت مستطاب آیتالله العظمی جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت افاضاته با سلام و تحیت پیش از پرداختن به موضوعات اصلی لازم میداند نکاتی را یادآور شود: الف: از آنجا که یکی از ویژگیهای حضرتعالی صراحت لهجه است انتظار داریم که از برخورد صریح و دور از مجامله ما نرنجید و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نکنید. ب این نامه را افرادی به محضر عالی مینویسند که در درازای نهضت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و تا به امروز از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالی به ثبوت رسیده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمی شما از نظر مقاومت و از خود گذشتگی و تحمل رنجها و فشارها شما را اسوه و الگوی کم نظیر دوران خفقان رژیم ستم شاهی میدانند و در این نگارش جز خیر خواهی و صلاح اندیشی و تذکرات مشفقانه و پیشگیری از ضربه و لطمه ناهنجار به مقام والای آنجناب نظر و اندیشه ای ندارند. ج این نامه پس از دیر زمانی بردباری و خویشتن داری در برابر یک سلسله برخوردها و موضع گیریهای سئوال برانگیز جنابعالی که برای ما در خور توجیه نبوده است، به حضرتعالی نگارش شده است. امید است که آن را بر پایه احساسات آنی جوانی و حساب نشده ما نگذارید و توجه داشته باشید که در پی دیر زمانی اندیشه و بررسی همه جانبه به تقدیم آن ناگزیر شدیم. با وجود این اگر شیوه نگارش دون شأن آن مقام معظم، است، پوزش میخواهیم چون ما را از آن گریزی نبوده است. والعذر عند کرام الناس مقبول. د: شما توصیه میفرمائید که: «لازم است مردم و کسانی که انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهای خود را بزنند امید است که به ما به عنوان سربازانی که در راه اسلام و انقلاب اسلامی ان شاء الله - فداکاری و خدمتگذاری کرده و میکنند این رخصت را بدهید که دور از هرگونه سانسور، انتقاد و نظریه خود را لااقل در نامه ای در بسته به حضور عالی بنگارند. اما مسائلی را لازم میدانیم با آنجناب در میان بگذاریم و در باره آن با کمال ادب و احترام توضیح بخواهیم بدین شرح است: ۱ – برخورد و موضع گیریهای حضرتعالی در ماجرای مهدی هاشمی برای بیشتر دوستان
مخلص و ارادتمندان روحانی شما که از نزدیک و دور شاهد موضع گیریهای شما بودند، شگفت انگیز و حیرت آور بود و هنوز نیز این شگفتی و حیرت ادامه دارد. شما خود میدانید که نامبرده و باند او عالم روحانی مرحوم شمس آبادی و نیز روحانی دیگری را به جرم ساده اندیشی و بنا به گفته خود او «عدم اعتقاد به مبارزه» ربودند و به وضع فجیعی به قتل رسانیدندو آنگاه که دستگیر شدند نیز بنابر پرونده موجود نامبرده در خدمت ساواک قرار گرفت و به همکاری با آنان و حشمت پرداخت. در پی پیروزی انقلاب اسلامی که از زندان آزاد گردید نیز به شرارت ادامه داد و دو فرزند بی گناه او را به وسیله باند خود ربوده و به قتل رسانید و آنگاه که از سوی حضرتعالی علیرغم هشدارها و تذکرات خیرخواهانه حضرت امام و برخی از مسئولان و دوستان، به مسئولیت نهضتها گماشته شد دانید که چگونه در افغانستان میان برادران مسلمان کشت و کشتار و میبرادر کشی راه انداخت و فتنه ها بر پا کرد و سرانجام خونهای ناحق ریخته گریبان او و باند او را گرفت و از سوی مسئولان نظام جمهوری اسلامی دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گرفت و به جنایات خود اعتراف کرد و به جزای اعمال خود رسید و در این میان انتظار میرفت که حضرتعالی در پی آگاهی از جنایتها و آدم رباییها و خون ریزیها و دهها جنایت و خیانت دیگر او، که در پرونده های او منعکس است و خود به خوبی از آن، آگاهید نه تنها از او و باند او اظهار تبری و انزجار کنید و از مسئولان امر کیفر هر چه سریعتر آنان را بخواهید بلکه از وجود چنین جنایتکاران خونخوار و خدا نشناسی در میان بیت خود به شدت نگران شوید و به خود آیید و در راه پاک سازی بیت خود از عناصر منحرف و وابسته به باند مهدی بکوشید و از مقامات و مسئولانی که در راه ریشه کن کردن این ماده فساد تلاش کرده اند سپاسگزاری کنید و خود را مرهون آنان، بدانید لیکن متاسفانه حضرتعالی نه تنها چنین نکردید بلکه تا واپسین روز زندگی او میکوشیدید که او را از کیفر قانونی برهانید؟! آیا این موضع حضرتعالی را میتوان با موازین قانونی مطابق دانست؟ ۲ - شما در سخنرانیها و موضع گیریهای خود از پایبندی به، قانون عدم تجاوز به قانون و حرکت بر پایه قانون فراوان سخن میگویید. پرسشی که برای ما مطرح است این است که آیا پیروی از قانون برای دیگران است؟! یعنی این مسئولان نظام جمهوری اسلامی و امت قهرمان پرور ایران هستند که باید قانون را رعایت کنند؟ لیکن اطرافیهای شما از هفت دولت آزادند؟! اگر چنین نیست پس چگونه :الف خبر کشته شدن حشمت و دو فرزند او به دست باند، مهدی نه تنها شما را تکان نداد بلکه تا آنجا که امکان داشت از قاتلان آنان حمایت کردید در صورتی که اگر حشمت و دو فرزند او باید به چنین کیفری میرسیدند این وظیفه دادگاه انقلاب و دستگاه های قضایی بوده، نه وظیفه مهدی و باند .او شما چگونه است که از دریافت قتل حشمت و فرزندان او، به
دست باند مهدی تکان نخوردید لیکن آنگاه که خبردار شدید مشتی منافق و محارب را طبق موازین قضایی محاکمه و اعدام کرده اند به نامه نگاری دست زدید و در دیدار با برخی از مقامات قضایی این کار را جنایت خواندید و آنانرا جانی نامیدید؟ شگفتا! مهدی و باند او اگر مردم را بدزدند و بکشند جانی نیستند لیکن مقامات قضایی نظام جمهوری اسلامی اگر شماری از توطئه گرانی را که نقشه براندازی دارند، محاکمه و اعدام کنند، جانی هستند؟! شما آنگاه که خبردار شدید که یکی از افراد باند مهدی اوراق و اسناد نخست وزیری را دزدیده است اظهار داشتید که شاید تصمیم داشته در آینده نخست وزیر بشود و میخواسته است اطلاعاتی از چون و چند کار نخست وزیری داشته باشد ب: آیا اگر فردا خبردار شوید یکی از علما العیاذ بالله - به بیت شما دستبرد زده است و شماری اسناد و مدارک را ربوده است و توجیه او این است که چون قصد دارد در آینده قائم مقام رهبر شود برای آشنایی با اوضاع و شرایط قائم مقامی به این کار دست زده است، با او چه رفتار و معامله ای خواهید کرد و چه دیدی نسبت به او خواهید داشت؟ آیا درباره او نیز چنین اظهارنظری خواهید فرمود؟ ج: سعید آیتالله زاده در حضور حضرتعالی به جعل سند علیه دکتر هادی و سید صادق روحانی اعتراف کرد و صریحاً اعلام داشت که با سند جعلی آنان را ساواکی جا زده است و در حقیقت با بدترین شیوه با آبرو و حیثیت آنان بازی کرده است شما که در باره قانون و حیثیت افراد آن گونه داد سخن میدهید لطفا بفرمایید که درباره این کار خلاف قانون نامبرده چه واکنشی از خود نشان دادید؟! د: حجة الاسلام آقای سیدهادی هاشمی بنابر اتهاماتی که در پرونده او موجود است و اعترافاتی که مهدی و باند او علیه نامبرده کرده اند طبق، قانون به بازجویی فراخوانده شد. حضرتعالی روی احترام به کدام قانون او را در بیت خود مخفی کردید و اعلام داشتید که بازجویی و محاکمه او، بازجویی و محاکمه من است؟ و نیز روی چه مجوزی شماری از هم پرونده های مهدی هاشمی مانند جعفرزاده قاتل را در درون بیت پنهان ساختید و اجازه ندادید که طبق قانون دستگیر و کیفر داده شوند؟ راستی کسی که تحت تاثیر اطرافیهای خود به این آسانی قانون را نادیده میگیرد و قانون شکنی ها و آدمکشی های آنان را نمیبیند چگونه میتواند از قانون دفاع کند و قانون را حاکم سازد؟! - ۳ – شما در سخنرانیها و موضع گیریهای خود از تبعیض نیز گله مندید و آنرا به حق برای اسلام و انقلاب اسلامی و جامعه روحانیت زیان آور میدانید. لیکن بار دیگر تحت تاثیر
جو حاکم در بیت خود درباره سعید آیتالله زاده خود تبعیض قائل میشوید و آنگاه که او را به اتهام جعل سند احضار میکنند از فرستادن او به بازجویی ممانعت به عمل میآورید و تنها با بازجویی او در حضور خود شما موافقت میفرمایید؟! و آنگاه که در حضور شما صریحاً اعتراف میکند علیه دکتر هادی و سید صادق روحانی سند جعل کرده است ولی از نوشتن این اعتراف سرباز میزند، شما نیز از او حمایت میکنید و با پرخاش میگویید چرا میخواهید از او نوشته بگیرید؟ آیا میخواهید او را به محاکمه بکشید؟ و این گونه به ماجرا پایان میبخشید و درست چند روز پس از این جریان طی یک سخنرانی اعلام میدارید که تبعیض غلط است، ما نباید میان خودی و بیگانه فرق بگذاریم ما باید از حکومت حضرت علی درس بیاموزیم که فرمود اگر عاریه مضمونه نبود اولین هاشمیهای بودی که دستت را قطع میکردم و... ۴ - شما از سانسور در رسانه های گروهی انتقاد میکنید و از این نگرانید که «اگر این طور باشد کار به جایی میرسد که حرف من طلبه را هم که از اول انقلاب در کنار مردم و همراه با انقلاب اسلامی بوده ام سانسور میکنند... »؟! شگفتا! چگونه است آنروزی که رسانه های گروهی بیانیه حضرت امام در باره مهدی هاشمی را پخش میکنند با پرخاش گویید که چرا این موضوع را بوق کرده اند؟ و آنگاه میکه خبر به شما میرسد که رادیو و تلویزیون میخواهد اعترافات مهدی هاشمی را پخش کند میکوشید که حتی با تهدید از پخش آن جلوگیری کنید و نگذارید امت اسلامی جنایات مهدی را از زبان او بشنوند به نظر شما سانسور پیام رهبر انقلاب اسلامی که درباره این انقلاب همه هستی خود را فدا کرده است در صورتی که شما صلاح بدانید بی اشکال است و سانسور اعترافات مهدی و باند او نیز باید انجام بگیرد و تنها سانسور نظریات شما خلاف قانون است؟! کنند. روزی به ه - شما اعلام میدارید که متاسفانه دیده میشود طوری شده است که افراد خوب از ترس پرونده سازی نمیتوانند نفس بکشند!! با پوزش از محضر عالی باید عرض کنیم سیاه باد روی آن شیادانی که دور شما را گرفته اند و هر روز به گونه ای برای شما جو را ترسیم میشما میباورانند که مردم تا آن پایه ناراضی هستند که به مقامات مسئول کشور و روحانیان، در کوچه و خیابان آشکارا هتاکی میکنند و روز دیگر وانمود میکنند که افراد خوب هم از ترس پرونده سازی نمیتوانند نفس بکشند و حضرتعالی نیز بدون مطالعه و اندیشه روی آن گفته ها آنرا باور میکنید و بر زبان میرانید اگر حکومت تا آن پایه ضعیف است که مردم در کوچه و بازار به مقامات مسئول کشور آشکارا ناسزا میگویند چگونه توان پرونده سازی دارد و چگونه افراد خوب نمیتوانند نفس بکشند؟
را به جرم به راستی افراد خوب از ترس نمیتوانند نفس بکشند که خوبان بیت شما بی پروا و آشکارا به امام، مسئولان و مقدسات این انقلاب همه گونه جسارتها را روا میدارند؟! آیا این اشرف خانم صبیه جنابعالی نیستند که از قم تا قهدریجان و تا هر جایی که صدای او برسد به امام عزیز و جان امت اسلامی اهانت میکند و عکس حضرت امام را در برابر چشمان شما از دیوار کند؟! آیا این سعید آیتالله زاده نیست که فرزند عزیز امام حجة الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی آنکه اجازه نداده است بیت امام نیز مرکز جاسوسان آدمکشان و باند بازان قرار بگیرد و برای رسیدن به قدرت باند آدمکشی تشکیل نداده است «احمد شاه» مینامد!! و حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی را به جرم آنکه از آغاز نهضت امام با فداکاری و پایداری در کنار امام ایستاده است و برای بیرون راندن دیگران از صحنه به جعل سند دست نزده است «اکبر شاه» میخواند!! آیا حضرتعالی شب نامه های نهضت آزادی را که در آن امام و مسئولان و اصولا نظام جمهوری اسلامی را به زیر سئوال میبرند مطالعه نمیکنید؟! آیا سخنرانیهای عناصر وابسته به انجمن حجتیه و پیروان تز اسلام منهای روحانیت را علیه مقامات و مسئولان کشور نمیشنوید؟! آیا خدا راضی است که با این گونه، سخنان برای رادیوهای بیگانه و ضدانقلاب خوراک تهیه کنید و اصل نظام جمهوری اسلامی را به زیر سئوال ببرید؟! حضرت آیتالله! شما خوب میدانید امت قهرمان پرور ایران هرگز تحمل کوچکترین اهانت به ساحت مقدس حضرت امام را ندارد و این حقیقت در دوران ستم شاهی بارها ثابت شده است. راستی اگر روزی این ملت با خبر شود که در بیت شما نسبت به عکس امام چه جسارتی شده است دانید با آن میبیت چه خواهند کرد؟! چه شما مداحی و ثناگویی را نکوهش کرده اید! آیا ممکن است توضیح بفرمایید که منظور شما میباشد تا آنجا که ما میدانیم در صدا و سیما خطبه های نماز جمعه نطق قبل از دستور و در قطعنامه ها جز از امام و حضرتعالی از هیچ مقامی مدح و ثنایی نمیشود و مداحی از ام از باب «فاما بنعمت ربک فحدث و من لم یشکر المخلوق لم یشکر «الخالق وظیفه هر مسلمان است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم امت حق شناس ایران از این وظیفه هرگز سر باز نخواهند زد. هرچند ممکن است باند آدمکشان را خوش نیاید. ۶ - شما همیشه در برخورد با مسئولان و مقامات قضایی از عفو زندانیان گروهکی سخن گویید و آزادی آنان را میخواهید با وجود آنکه بارها برای شما ثابت شده است که بسیاری از آنان به سبب اصرار و پافشاری شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسایی می
بیشتر از پاسداران و بسیجیان دست به آدمکشی و ترور زده و خون عزیزان ما را ریخته اند، لیکن هرگز این گونه رویدادها در موضع شما در پشتیبانی از زندانیهای گروهکی تغییری پدید نیاورده است. این موضع شما برای ما سئوال برانگیز است ما مطمئن هستیم که عناصر مرموز بیت، در این موضع گیری شما نقش اساسی دارند. غلط دادیم ۷ - شما در سخنرانیهای خود روی این نکته بارها تاکید دارید که برخی از شعارهایی که بوده، تند روی بود موجب رمیدن افکار جهانی شد! حتی در دیدار با هیئت فلسطینی سفارش کردید که اشتباهی را که ما مرتکب شدیم شما تکرار نکنید، شعار نابودی اسرائیل را سر ندهید. باید این نکته را یادآور شویم که استکبار جهانی برای منحرف کردن مسیر یک انقلاء نخست از این راه وارد میشود که به برخی از سردمداران انقلاب بباوراند که قاطعیت و انعطاف ناپذیری و ایستادگی روی آرمانهای انقلاب غیر عملی و موجب انزوای کشور انقلابی در جهان میشود و میکوشد افکار جهانی را به شکل لولوی سر خرمن، در برابر چشمان مسئولان انقلاب پیوسته به رژه وادارند غافل از آنکه افکار جهانی را مشتی زراندوزان بی وجدان رفاه طلبان بی درد و انسانهای تهی از انسانیت میسازند و آنانکه در کشورهای مقتدر و استکباری هنوز از انسانیت تهی نشده اند خود از بسیاری حقوق محرومند و در معادلات جهانی نقشی ندارند. مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید بکوشند شعارها و آرمانهایی را دنبال کنند که مورد پشتیبانی امت قهرمان پرور ایران است و خانواده های معظمی در راه تحقق آن آرمانها بهترین عزیزان خود را فدا کرده اند و هرگونه کمبود کاستی و ناراحتی را در راه پیشبرد آرمانهای مقدس انقلاب تحمل میکنند و مسلما هیچگاه از آرمانهای مقدس خود دست نمیکشند و به آن پشت نمیکنند. آری ما باید بکوشیم شعارها و آرمانهایی را که امت اسلامی در راه پیاده کردن آن قربانی ها داده، رنج ها برده و میبرد حفظ کنیم و جامه عمل بپوشانیم نه آنکه برای خوشایند بی تفاوتها، رفاه طلبها، سرمایه داران و سوداگران اروپاو آمریکا به شعارهای اسلامی-انقلابی پشت کنیم غیر عملی بخوانیم. و ۸ - شما میفرمایید هرکس» باید اعمال خود را محاسبه و اشتباهات خود را جبران کند. و در پی برطرف کردن نواقص و رفع اشتباهات بر آیند البته پیشنهاد ارزنده و اسلامی است و همه وظیفه مندند به حساب خود برسند پیش از آنکه به حساب آنان رسیدگی شود لیکن باید دید حضرتعالی در این زمینه چه گامی برداشتید؟ اگر حضرتعالی نگاهی به گذشته های خود بکنید و اشتباهات گذشته را دریابید، شاید امروز بتوانید در برخوردهای خود جانب احتیاط
نپذیرفتند. خدا و رعایت کنید و به این حقیقت برسید که ممکن است امروز نیز مانند دیروز در اشتباه باشید. شما یک روز به کتاب شهید جاوید تقریظ نوشتید و روز دیگر با فشار نیروهای منفی درصدد بر آمدید که آنرا رد کنید و توبه نامه بنویسید که برخی از دوستان نگذاشتند که هر دو کار اشتباه بود. شما شهید قهرمان محمد منتظری را تحت تاثیر گفته های دیگران، روانی خواندید. در صورتی که امام را هر چه تحت فشار قرار دادند تا کلمه ای علیه محمد به زبان آورد میداند که لیبرالها و ملی گراها از این اظهار نظر شما در باره او چه بهره برداریهای سوء کردند و در مجلس شورای اسلامی او را از قول شما دیوانه خواندند! شما علیرغم توصیه ها و تذکرات حضرت امام که از نجف درباره مهدی دید منفی داشت و نیز دوستان دلسوز، مهدی هاشمی را مسئولیت دادید و دست او را باز گذاشتید و در نتیجه دیدید که با بهره برداری سوء از امکانات به دست آورده به چه جنایاتی در ایران و افغانستان دست زد و امروز نیز علیرغم هشدارها و رهنمودهای حضرت امام و بیشتر دوستان وفادار و دلسوز، از پاکسازی بیت خود، خودداری میورزید و در نتیجه میبینیم که اطرافیان و نزدیکان شما برآنند که شما را گام به گام از راه انقلاب جدا سازند و شما را نسبت به انسانهای متعهد و فداکار و انقلابی بدبین سازند و آدمکشان و سرمایه دارها و لیبرالها را در دید شما قهرمان مبارزه با آمریکا جا !بزنند شما دیگران را از یک دندگی و لجاجت منع میکنید لیکن خود در برابر این همه دوستان دیرینه و خیل خیراندیشان که از سالهای متمادی و از دورآنهای بسیار گذشته آنان را میشناسید و به اخلاص و تعهد آنان ایمان دارید سرسختی نشان میدهید به گونه ای که انگار همه آنان در مسیر مخالف انقلاب حرکت میکنند و یا نمیفهمند و در اشتباهند و تنها چند نفری که گرداگرد شما حلقه زدهاند دلسوز انقلاب میباشند و درست میاندیشند! ۹ - شما پیوسته به مسئولان گوشزد میکنید که نیروها را کنار نزنید افراد کاری را حذف نکنید. لیکن میبینیم که امروز برخی عناصر درست کار و متعهد از بیت شما کنار زده شده و یا منزوی گردیدهاند و سعید آیتالله زاده با اهانت از افرادی که در باند نیستند کلید تحویل میگیرد!! ۱۰ - گفتن ندارد که در نظام جمهوری اسلامی کمبودها و کاستیهایی وجود دارد که برخی از آن از پیامدهای انقلاب نوپا و جنگ تحمیلی میباشد و اجتناب ناپذیر است و برخی نیز به سبب بی تجربگی و عدم کارآیی برخی از مسئولان به وجود آمده است و قهراً با تذکرات و راهنماییهای مشفقانه همراه با ارائه طرح و برنامه میتوان آنرا برطرف ساخت. اما این شیوه ای که شما در پیش گرفته اید که ضعفهایی را که اطرافیها و نزدیکان در نظر شما بزرگ و با بوق و کرنا به رخ مسئولان میکشید، بدون آنکه میگیرید جلوه میدهند، به دست
راه حلی ارائه دهید نه تنها شیوهای سازنده و اصلاحی نیست بلکه از یک سو برای دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی خوراک تبلیغاتی فراهم میکند و از سوی دیگر نظام را زیر سئوال میبرد و مینماید. این شیوه آنهایی است که کنار گود نشسته اند و همه مشکلات کشور را یک تضعیف روزه حل میکنند. شما خوبست به جای حمله به این و آن به ارشاد و راهنمایی بپردازید و ضمنا به کارهایی که که خود انجام میدهید بنگرید تا دریابید که تا چه پایه ای در صحنه عمل موفق بوده اید. آن بند ج درباره آن نتوان سخن گفت و این نمایندگان شما در دانشگاه ها که برخی از آنان مایه شرمساری و دور داشتن دانشجو از روحانی شده اند و دیگر مجالی برای شرح آن نیست. ما در پایان لازم میدانیم که راه امام و خط امام را به شما یاد آوری .کنیم. ما بر این باوریم که حضرتعالی اگر به زندگی و راه امام عنایت بیشتری داشته باشید و آنرا دریابید و به کار بندید در زندگی سیاسی شما ۱۸۰ درجه دگرگونی پدید خواهد آمد و راه دیگری در پیش خواهید گرفت. از ویژگیهای برجسته و ارزنده امام این است که تاثیر ناپذیرند و این ویژگیها معظم له را از بسیاری خطرها مصون داشته است در آن روزگاری که در نجف اشرف، در غربت به سر میبردند، نامه ها پیامها و فشارهای همه جانبه بیشتر یاران و دوستان ایشان نتوانست معظم له را تحت تاثیر قرار دهد و به پشتیبانی از منافقین و ادارد و چنانکه در بالا اشاره شد در باره شهید محمد نیز تلاشهای فراوانی شد تا امام کلمه ای علیه او بر زبان آورد و نیز درباره برخی از چهره هایی که در محافل روشنفکری محبوبیتی داشتند و نیز پیرامون برخی گروه ها و انجمن ها که متاسفانه امروز نیز در مراکز حساس جا خوش کرده اند، بارها تلاشهایی به عمل آمد تا از امام تاییدی بگیرند که به سبب بیداری و هوشیاری، امام همه آن تلاشها ناکام ماند و تاثیر ناپذیری امام همگان ثابت و آشکار گردید. موضع امام علیه مهدی هاشمی در نجف اشرف که حتی به برادران روحانی نجف، اجازه تحصن و اعتصاب برای نجات جان او را نداد آموزنده و پندآمیز است در این زمینه آقای انصاری که در خدمت حضرتعالی انجام وظیفه میکند و آقای سید حمید روحانی که در این نگارش میتوانند دیدگاه امام درباره مهدی در نجف را برای شما بازگو کنند. ما اطمینان داریم که حضرتعالی با الهام از تذکرات و رهنمودهای حضرت امام بزرگوار، میتوانید به بهترین شیوه ای در مقام اصلاح و پاکسازی بیت خود برآیید. عناصر ناباب را از درگاه خود برانید و نزدیکان را از دخالت در امور سیاسی و اجتماعی خود منع بر کنید. سهیم است، شما از اصلاحات فراوان سخن گفته اید و رهنمود داده اید لیکن هیچگاه جوسازیهای برخی از اطرافیها و نزدیکان نتوانستید به اصلاح بیت خود دست بزنید یعنی
اساسا به شما فرصت اندیشیدن در این باره را نداده اند. صداقت، درستی و سلامت نفس شما بر همگان آشکار است. لیکن آنچه که شما را آسیب پذیر ساخته است بیت و نزدیکان شما و منابع خبر شما است که متاسفانه ناسالم است. و این منابع خبری ناسالم و برخی نزدیکان ناصالح شما را به اشتباهات خطرناکی و اداشته اند و دشمن را به شکل دوست و دوستان را دشمن در برابر شما به نمایش میگذارند و عناصر لیبرال و منحرف مانند نهضت آزادی را به شما نزدیک میسازند ما از این نگرانیم که این روش و شیوه شما صبر برادران انقلابی و وفادار به شما را لبریز کند و آنرا به نگارش نامه ای سرگشاده و استفاده از رسانه های گروهی برای پاسخگویی به جنابعالی و توضیح حقایق برای امت اسلامی، ناگزیر سازد که از آن به خدا پناه میبریم. ما رسماً اعلام داریم که تا منابع خبری و تشکیلات درونی شما اصلاح نگردد، این ره به ترکستان است و هرگز نخواهید توانست وظایف و مسئولیتهایی را که در قبال اسلام و انقلاب اسلامی بر دوش دارید به درستی به پایان ببرید بلکه ممکن است خدای نخواسته به خود و اسلام و انقلاب زیانهای جبران ناپذیری وارد کنید. این حقیقت را میتوانید با مطالعه در زندگی برخی علما و مراجع گذشته که در محاصره اطرافیها و نزدیکان بوده اند به خوبی به دست آورید که قرآن میفرماید: لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب. والسلام علیکم و رحمة الله مهدی کروبی - مهدی جمارانی - سید حمید روحانی
پیوست شماره ۱۶۸: مربوط به صفحه ۶۷۱ نامه معظم له در پاسخ به نامه آقایان مهدی کروبی، امام جمارانی و سید حمید روحانی بسم الله الرحمن الرحیم حضرات حجج اسلام آقایان مهدی کروبی و امام جمارانی و سید حمید روحانی دامت افاضاتهم پس از سلام و تحیت نامه مورخه ۶۷/۱۱/۲۹ شما آقایان محترم واصل شد. اطلاع ضمن تشکر از توجه شما نسبت به اینجانب ناچارم تاسف عمیق خود را ابراز دارم که چرا سه نفر از بزرگانی که متصدی امور مهمی در کشور میباشند و مخصوصا مسئول و متصدی حفظ ارزشهای تاریخی انقلاب و کشور این مقدار از مسائل و واقعیات باشند که منشأ قضاوتشان بافته ها و نقلیات شایعه سازان مغرض و حدسیات افراد بی اطلاع به اصطلاح اطلاعاتی باشد، به نحوی که در یک نامه چندین تهمت و دروغ واضح وجود داشته باشد. بی و تعجب من از این است که آقایان انتظار دارند من درک و فهم خود را کنار بگذارم و تسلیم جوسازیها، شوم خداوند همه ما را از خطاها و لغزشها و اشتباهات حفظ فرماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۶۷/۱۲/۱ - حسینعلی منتظری *** باسمه تعالی نامه فوق در تاریخ فوق به عنوان جواب نامه آقایان نوشته شد ولی پس از مشورت باب «امت الباطل بترک ذکره فرستاده نشد، ولی چون آقایان نامه خود را که متضمن اکاذیبی است در بولتنهای خبری چاپ کرده اند لازم شد به عنوان دفاع از خود اجمالا فرستاده و نشر شود. والسلام علی من اتبع الهدی ۱۳۶۸/۱/۲۵ – حسینعلی منتظری
بسمه تعالی تاریخ بسم الله الرحمن الرحیم شماره حضرات صحیح سلام اقایان مهدی کروبی و امام جماران و سیده ا ا ا داستانا انا تم پس از سلام وتحیت نامه مورخه ۱۱/۲۹/ ۶۷ نجم اقایان محترم واصل شد. ۳ ضمن تشکر از توجه شم است بان جانب نا چهارم تاسف عمیق خود را ابراز دارم که چرا سه نفر از بزرگانه که متصدی امور مهمی در کشور میشند و مخصوصاً مسئول و متصدی حفظ ارزشهای تاریخی انقلاب و کشور، این مقدار از مسائل و واقعیات به اطلاع باشند که نشا قضاوت مان یافته ها و تعلیمات شایعه سازان معرض و حدسیات افراد نادان باشد بافته و حیات نجوری که در یک نامه چند اقامت و دروغ واضح وجود داشته باشد نوم و تعجب فر از این است که آقایان انتقاد دارد در در که همه خودرا کنار بگذارم ولید خداوند هم ما را از خطاها و فرم ها و اتباعات الافراد والسلام علیکم رحمة له وبرکاته یلی هاله و ۶۷/۱۲/۱ ماسه تلاها b نامه فوق در تاریخ فوق بعنوان جواب نامه اقایان نوشته شد و یا پس از شورت از باب است الباطل ترک ذکره فرستاده نشد ولی چون اقایان نامه خود را که متضمن اکاذیبی است در بولتن تمامی جبری چاپ کرده اند لازم شد بعنوان دفاع از خود اجمالاً فرستانه و نشر شود، و السلام ما من اتبع الهدی ۱۳۶۸/۱/۲۵
پیوست شماره ۱۶۹: مربوط به صفحه ۶۷۱ نامه معظم له به آقای هاشمی رفسنجانی ریاست وقت مجلس شورای اسلامی - در باره درج جوابیه معظم له در بولتن مجلس شورای اسلامی بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب حجة الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی دامت افاضاته پس از سلام و تحیت چون از قرار مسموع نامه حجج اسلام آقایان کروبی و امام جمارانی و سید حمید روحانی به اینجانب در بولتنهای خبری از جمله بولتن مجلس شورای اسلامی منتشر شده مقتضی است جنابعالی دستور دهید جواب آن که لفا ارسال میشود مطابق قانون مطبوعات در بولتن مجلس شورای اسلامی چاپ و منتشر شود. توفیق جنابعالی و مجلس شورای اسلامی را در راه ارتقاء اسلام و کشور از خداوند متعال مسألت مینمایم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۶۸/۱/۲۵ - حسینعلی منتظری
بسمه تعالی تاریخ شماره اقات بسم الله الرحمن الرحیم داست جناب مستطاب حجت الا سلام اقای هاشمی رفسنی نے ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ن پس از سلام و تحیت چی از فرار مو اماده همه سلام اقایان رو به و امام جما را و سید حمید روحانی باین جانب در بولتی که میخندی از جمله بولتی مجلس شورای اسلامی منتشر شده مقتضی است جنابعالی دستور دهید جواب آن که لفا ارسال میشود مطابق قانون مطبوعات در بولتن مجلس شورای اسلامی های منتشر شود. ۰ و توفیق اجنایت ها و مجلس شورای کلامی را در راه در تار اسلام کشور از خداوند ۶۸/۱/۲۵ متعال مسألت مینمایم و اسلام علیکم ورقه او راته د درد در دره دله
پیوست شماره ۱۷۰: مربوط به صفحه ۶۷۱ نامه مجدد آقایان کروبی جمارانی و روحانی به معظم له در رابطه با پاسخ مبهم حضرت آیتالله منتظری به نامه مدلل و مفصل مورخه ۶۷/۱۱/۲۹ اینجانبان لازم میدانیم نکات زیر را تذکر دهیم: ۱ - آیتالله منتظری بدون اینکه موارد خاصی را ذکر نمایند چند مورد از نامه یازده صفحه ای ما را دروغ و تهمت خوانده اند؛ در حالی که بهتر بود مواردی از نامه را که به نظرشان تهمت و کذب بوده مشخص میکردند تا ما دلائل و شواهد و اسناد خود را برای هر مورد ارائه میکردیم هم ۲ – در نامه ما به مطالب بسیاری اشارت شده بود چنانچه از ذکر مسائل بسیار دیگری خودداری گردیده بود. از طرفی ایشان از میان این همه مطالب مطروحه در نامه، چند مورد نامشخص را خلاف واقع دانسته اند. چه بسیار منطقی مینمود اگر معظم له در خصوص موارد دیگر نامه که به نظر ایشان هم خلاف نبوده توضیح و پاسخ صحیح ارائه میفرمودند، از جمله پاسخ میفرمودند که در خصوص آن همه دفاع از افراد فاسد و دف جنایتکاری چون سید مهدی هاشمی و باند تبهکار او چه توجیهی دارند؟ ۳ - در پاسخ ایشان جمله ای است بسیار مبهم که آقایان انتظار دارند من درک و فهم خود را کنار بگذارم و تسلیم جوسازیها شوم این قسمت از پاسخ این مساله را میرساند که مواضع غلطی که از سوی ایشان به طور مستمر ابراز شده و تمامیت نظام را به زیر سئوال برده و از سوئی باعث شده است که حضرت امام به خاطر مصالح عالیه نظام آن موضع قاطع را اتخاذ نمایند درک و فهم شخص آیتالله منتظری بوده و ایشان هنوز هم بر صحت تحلیلهای خاص و خلاف واقع خود اصرار دارند و از طرفی، طرفداران واقعی نظام و یا کسانی را که با نقطه نظرات ایشان مخالف بوده جوساز یا تسلیم شرائط جو میکه البته امید واریم که چنین نظری نداشته باشند. دانند ۴ - هنگامی که مخلصین از روی دلسوزی و مصلحت اندیشی، انتقادی سازنده را نسبت به ایشان عنوان کرده و یا به برخی از عیوب و نقصهای موجود در کار ایشان اشارت میکنند چرا با آنان به چشم دشمن یا افرادی جوساز ساده اندیش و افرادی
میکه دیگران آنها را پر کرده اند برخورد میشود؟ و از طرفی اگر افرادی مجهول الهویه یا حتی ضدانقلاب مطالب واهی و بی اساس را علیه نظام و ارگانها و مسئولین دلسوز مطرح کردند از سوی ایشان پذیرفته شده و حتی ایشان به عنوان بلندگوی آنها مطالب غیر صحیح و خلاف واقع را در سخنرانیها بیان کرده و یا در پیامهایشان منتشر میکردند. ما بر این نکته بارها تاکید داشته ایم که متاسفانه از نقاط ضعف بسیار مهمی بوده است که کار معظم له را به اینجا منتهی کرده است. در خاتمه بهتر بود ایشان که درصدد پاسخ بر آمده بودند از روی خیر خواهی و با صراحت به انتقادات دلسوزانه و مستدل، پاسخی مشخص و مدلل ارائه میفرمودند، نه اینکه به همان شیوه، سلف با برخوردی جو سازانه تنها به کلی گوئی پرداخته ضمن ذکر اینکه مواردی از نامه ما مجهول یا تهمت، بوده تنها بر ابهامات بیفزایند. به هر حال ما نیز تاسف عمیق خود را از برخورد مجهولانه معظم له با انتقادات دلسوزانه مندرج در نامه را ابراز میداریم مهدی کروبی - مهدی جمارانی - سید حمید روحانی
پیوست شماره ۱۷۱: مربوط به صفحه ۶۷۱ جوابیه آقای سعید منتظری به نامه آقایان کروبی، جمارانی و روحانی بسم الله الرحمن الرحیم خدمت حضرات محترم حجج اسلام آقایان امام جمارانی شیخ مهدی کروبی و سید حمید روحانی دامت افاضاتهم و پس از تحیت و سلام نظر به اینکه در نامه مورخ ۶۷/۱۱/۲۹ شما که اخیرا در بعضی از بولتنها درج گردید مسائلی مشاهده شد که برخی از موارد آن مستقیما به این حقیر مربوط میشود ضروری دیدم جهت آگاهی شما سروران و کسانی که احیاناً آن نامه را خوانده اند، توضیحاتی را معروض دارم و البته هرگز قصد دامن زدن به تنشهای موجود جامعه نامه پراکنیهای این چنینی را نداشته و فقط از باب اینکه بعضاً مطالب نوشته شده با استناد به نقلیات افراد ناآگاه و احیاناً مغرض مطرح شده است، جهت روشن شدن ابهامات و از باب اینکه دفاع از خود حق طبیعی و شرعی هر فرد میباشد، اقدام به نوشتن این نامه نمودم و سعی خواهم کرد توضیحاتم موارد غیر مربوط به اینجانب را هم در بر گیرد و در حد وسع و اطلاعات موجودم به آنها خواهم پرداخت لازم به ذکر است تقسیم بندی نامه بر اساس بندهای نامه فوق الذکر میباشد.) مسلمان ۱ – نوشته اید: «علیرغم هشدارها و تذکرات خیرخواهانه حضرت امام و برخی از مسئولان و دوستان مهدی هاشمی به مسئولیت نهضتها گماشته شد. لازم به ذکر است مسئولیتهای بدوی بعد از انقلاب او از طرف حضرت آیتالله منتظری نبوده و دوران همکاریش با سپاه عضویت در شورای فرماندهی و شروع کار نهضتها، با احکام آقایان مسئولین کشوری بوده است و حکم مسئولیت نهضتها بعداً از طرف ایشان نوشته شده بوده و همچنین اینطور نیست که با آنکه حضرت امام و سایر مسئولین تذکرات لازمه را داده باشند با این حال مسئولیت نهضتها به او سپرده شده باشد چون تذکرات حضرت امام بعد از مسئولیت نهضتها بوده و آقایان مسئولین محترم کشور هم بعضاً در امورات سپاه و همچنین نهضتها همکاریهایی با او داشته اند. نوشته :اید چنین جنایتکاری در میان بیت بود اولا همه میدانند او هرگز عضو
بیت و دفتر نبوده و اصلا همین مسئولیت نهضتها دلیلی است که او در امورات بیت نقشی نداشته و نمایندگان و خویشاوندان یک شخصیت صحیح نیست الزاما از اعضای بیت آن شخص به حساب آیند و ثانیا جنایات و خیانتهای این مفسد پس از دستگیریش روشن و آشکار گشت. ۲ - (الف) در مورد وی و سایر مربوطینش شاید شما پیام معروف آیتالله منتظری را در آن موقع به یاد نمیآورید که در آن تصریحاً با جمله «ولوبلغ مابلغ» خواستار رسیدگی شده بودند. البته ایشان در مورد همه زندانیان و منجمله او، تاکیدش بر این بوده که مبادا جو و مسائل این چنینی خدای ناکرده بر احکام الله اثر بگذارد و این مطلب از موضع گیری های ایشان در قضایای حشمت و جریانات مربوطه و هم در قضایای منافقین و... مشهود است؛ و اینکه در بعضی از روزنامه ها نوشته اند ایشان درس خود را به این جهت تعطیل نمودند کذب محض است و ایشان حتی یک روز هم درس را تعطیل نکردند بلکه چون خانواده های بازداشتی ها زیاد مراجعه میکردند و مزاحم بودند ایشان چند روزی ملاقات را تعطیل کردند و اینکه ایشان تاکیدشان همیشه بر برخورد با صبر و حلم در چهارچوبه قوانین اسلام بوده است و سفارش به اینکه مبادا جو خاص انسان را از اعتدال خارج کند بخشی نیز به نظرات فقهی مربوط است که از حد حقیر خارج میباشد. اما مطلبی که قابل ذکر است اینکه ایشان این نظرات را به شکل محرمانه و فقط برای اطلاع حضرت امام ارسال کردند و با پخش آن هرگز موافق نبوده اند و گرچه ایشان مطیع اوامر مقام معظم رهبری بوده و هستند اما در حد یک مشاور، حداقل این حق را به ایشان میدهید که اگر چیزی به نظرشان آمد به شکل محرمانه با استادشان مطرح نمایند و به مقتضای احادیث وارده «النصیحه لائمه المسلمین» وظیفه هر مسلمانی است، چه رسد به ایشان که چهل سال است به پیروی از حضرت امام شناخته شده اند. (ب) مسئله اسناد نخست وزیری تا آنجا که بنده اطلاع دارم سندی بیش نبوده و آن هم نه دزدی از نخست وزیری بلکه گزارش بودجه ای بوده که در اختیار نمایندگان مجلس قرار میگرفته و توسط نماینده مشخصی در اختیار شخص دیگری قرار گرفته و فکر میکنم صحیح نباشد مسئله این گونه مورد قضاوت قرار گیرد. مسئله تصمیم به
نخست وزیر شدن همانطور که از قالب کلمات پیداست مزاحی بیش نبوده و لازم به ذکر است فرد مورد بحث که سند در اختیارش قرار گرفته بوده مورد شناخت حضرت آقای کروبی میباشد و در دوران نهضتها امکاناتی از طرف ایشان در اختیار او قرار میگرفته است، گرچه چنین اسنادی سابق بر این حتی در روزنامه ها هم چاپ گشته است. (ج) جعل اسنادی که به اینجانب نسبت داده شده کذب محض است، چه رسد به اعتراف به آن و آن هم در حضور پدرم که در این مورد و دیگر موارد مربوطه حاضر به قسم و در صورت ظهور خلافش آماده پذیرش هر نوع عقوبتی خواهم بود. من ادله بیگناهی ام را در نامه مورخ ۱۳۶۶/۲/۶ برای برادران اطلاعات مشروحاً توضیح داده ام که لابد صلاح ندانسته اند انعکاسی داشته باشد در صورت لزوم دلایل و شواهد ان شاء الله قانع کننده ای ارائه خواهم داد که اظهارات مجرمی که برای فرار از مجازات دنیوی و کم شدن جرمش مذبوحانه به دنبال شریک جرم میگردد مورد استناد این و آن قرار نگیرد. (د) اخفای سید هادی صورت خارجی ندارد و در آن مسئله دو سال قبل، او احضار شد و خودش به تهران رفت و البته تاخیری دو سه روزه داشت، ولی بحثی از مخفی شدن در کار نبود و در مورد اخفای دیگرانی که اشاره فرموده اید و شخص ذکر شده در، نامه هرگز چنین چیزی نبوده است و راه تحقیق هم باز است. ۳ – در مورد احضار اینجانب و ممانعت، پدرم این مطلب هم واقعیت نداشته است و من تاکنون به دادگاه احضار نشده ام و مگر بنا بوده درباره احضار اینجانب از پدرم سئوال شود و مگر نه اینکه سه سال قبل بدون اطلاع پدرم چند ساعتی در خدمت آقایان بودم و این بار هم همین گونه عمل شد. ۴ - در مورد پخش اعترافات مهدی هاشمی خطاب به پدرم مرقوم فرموده اید: «آنگاه که خبر به شما میرسد که رادیو و تلویزیون میخواهد اعترافات را پخش کند میکوشید حتی با تهدید از پخش آن جلوگیری کنید باید بگویم نه شخص حضرت آیتالله منتظری و نه هیچکس در، بیت اطلاعی از اعترافات نداشتیم چه برسد به جلوگیری از پخش آن و دقیقاً یادم هست که آن روز استاد گرام جناب حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی خدمت آقا بودند که در اخبار تلویزیون گفته شد مشروح اعترافات