کتاب‌هاخاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها) ‹ بخش ۱۴

خاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها)

بخش ۱۴ از ۲۱

می‌باشند و می‌خواهند مرجع تراشی نمایند و ایشان را مرجع کنند و خود ایشان نیز شدن درصدد مرجع می‌باشند، و من می‌دانستم ذهن مرحوم حکیم را نسبت به امام پر کرده اند، لذا من در اولین سفرم که به نجف رفتم توسط آقای عمید زنجانی وقت ملاقات با آقای حکیم خواستم و با اینکه می‌گفتند ایشان معمولا وقت خصوصی به کسی نمی‌دادند، ولی من حدود سه ربع ساعت در مورد آقای خمینی با ایشان صحبت کردم و به ایشان عرض کردم من خدا را گواه می‌گیرم که از آن روزی که من با ایشان آشنا شدم یک قدم برای مرجعیت خودشان برنداشتند و حتی بعد از فوت مرحوم آقای بروجردی هرچه به ایشان اصرار کردند رساله چاپ کنند حاضر نشدند، تا اینکه مساله لوایح ضد اسلام رژیم که پیش آمد و ایشان احساس وظیفه نمودند و اعلامیه های کوبنده و تندی را علیه آنها منتشر نمودند مردم آن موقع به ایشان رو آوردند و ایشان را به عنوان مرجع قبول نمودند حالا مردم از ایشان استقبال کردند گناه ایشان چیست؟ و در مورد بودن افراد حزبی و نهضت آزادی در اطراف ایشان که آقای حکیم فکر می‌کردند به ایشان عرض کردم روزی من خدمت علامه طباطبایی رسیدم و ایشان نسبت به آقای خمینی گله مند بودند که آقایان نهضت آزادی توسط من از آقای خمینی ملاقات خصوصی خواسته و ایشان قبول نکردند و آنها ناراحت شدند و من این گله علامه را خدمت آقای خمینی عرض کردم و ایشان فرمود آقای طباطبایی توجه ندارند، و گفتند آنها هم مثل سایر مردم بیایند ملاقات من اگر من ملاقات خصوصی با نهضت آزادی بکنم سوژه ای می‌شود در دست رژیم که می‌خواهد قیام و نهضت ما را خراب کند و متهم به حزبی بنماید و دیگر آن وجهه اسلامی و مردمی اش خراب خواهد شد، گرچه بعضی از آنها را آدم خوبی می‌دانم؛ و من برای آقای خمینی گفتم اینها نظریاتی دارند در مسائل، سیاسی فرمودند: نظریات خود را یا به شما بگویند یا به من بنویسند. من که این داستان را برای آقای حکیم، گفتم ایشان با تعجب شدید گفتند عجب!! آقای خمینی این جهات را مراعات می‌کردند، این قصه خیلی برای آقای حکیم جالب بود که امام سعی دارند قیام خود علیه رژیم منتسب به گروه و حزب خاصی ننماید و فقط همان جنبه اسلامی و مردمی مطرح باشد. امام در عین اشتغال به مبارزات و کارهای سیاسی هیچ گاه از کارهای درسی و علمی خود کم نمی‌گذاشتند، یک روز یادم است در اوایل مبارزه با لوایح ششگانه شاه،

روزی خدمت ایشان رسیدم و در حالی که منزل ایشان در قم از مردم تهران و شهرستانها فضلاء پر شده بود و منتظر دیدار با ایشان بودند من دیدم امام به نوشتن درس خود که از تدریس آمده بودند مشغولند. من با تعجب گفتم آقا الان مردم در بیت شما منتظر صحبت و دیدار شما می‌باشند، وقت نوشتن درس حالا نیست که ایشان فرمودند: نه، ما نباید از کارهای علمی و درسی خود کم بکنیم ما باید کار آخوندی خود را کاملا انجام دهیم و این همان بحثهای فقه ایشان بود که به قلم ایشان می‌باشد و چاپ شده است و به نظر من این نکته را باید آقایان اهل علم و فضلاء از امام یاد بگیرند و هیچ گاه کارهای سیاسی و انقلابی آنها مانع کارهای درسی و علمی شان نشود؛ و اهمیت کار آقای خمینی که توانستند پیروز شوند این بود که ایشان از نظر علمی جا افتاده و غنی و شاخص بودند یعنی از نظر علمی ایشان مرجع تقلید و مورد توجه و علماء بودند و همین معنا پشتوانه شد برای کارهای سیاسی و مبارزاتی ایشان که مردم به ایشان رو آوردند و رمز و سر پیروزی ایشان علاوه بر قاطعیت و پشتکار و استقامت عامل مهمی که در راس همه عوامل می‌باشد همین بود که از نظر علمی ایشان قوی و غنی و مورد توجه همه بودند چنانچه از نظر معنوی و قداست و عرفان و معرفت نیز مردم به ایشان ایمان داشتند و باید ائمه جمعه و جماعات، فضلاء و طلاب به این نکته توجه نمایند و درس بگیرند و در ضمن کارهای اجتماعی، سیاسی و انقلاب درس و بحث را ترک نکنند و در همان حوزه خودشان مطالعه و درس و بحث داشته باشند، اقلاً آنچه را خوانده اند یادشان، نرود ما باید در هر پستی هستیم جوری باشیم را که بتوانیم رفع نیاز علمی جامعه و طلاب و مردم را بکنیم. بعد از فوت مرحوم آقای بروجردی گرچه رساله ایشان کم کم چاپ شده بود، ولی هنوز در بین مردم جا باز نکرده بود چون بعد از فوت ایشان مدتی مرحوم آقای سید عبدالهادی مرجع بودند و بعد از یک سالی هم که زمان ایشان بود اکثراً به آقای حکیم عده ای هم به آقای خوئی مراجعه کردند؛ و ما احساس کردیم که باید برای مرجعیت حضرت امام فعالیت، کرد و رژیم می‌خواست اسم ایشان به کلی از بین مردم محو شود و تبعید هم که ایشان بودند نمی‌خواست عنوان آیت‌اللهی و مرجعیت پیدا و من یادم هست در اولین بازداشت من در قم در بازجوییها، من از آقای خمینی به عنوان آیت‌الله نام می‌بردم که بازجو که شخصی به نام بکائی بود عصبانی شد و گفت کنند و

آیت‌الله ننویس و من اصرار بر نوشتن داشتم گفت برایت بد می‌شود، گفتم هرچه پس می‌خواهد بشود، یک دکتر را مثلا اگر با عنوان دکتر ننویسی توهین است، گفت در اوراق بازجویی بنویس که من خودم به اسم آیت‌الله نوشته ام و من نوشتم. لذا من و مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی (رحمة الله تعالی تصمیم گرفتیم به هر شکلی شده یک چیزی تنظیم نماییم که عده ای از فضلاء و علماء به مرجعیت ایشان شهادت بدهند و البته نظر ما اعلمیت ایشان بود ولی حداقل آنان به جواز تقلید و بلااشکال بودن آن شهادت دهند و بالاخره نوشته ای درست کردیم که ظاهرا ۱۲-۱۱ نفر از اساتید مرجعیت ایشان را امضا کردند و آنرا در همه جا منتشر کردیم که دستگاه و ساواک از این کار خیلی ناراحت و عصبانی شد و شهریه ایشان را تلاش می‌کرد از بین برود و توزیع نشود. و یادم است آن روزها که ایشان در حال تبعید بودند و مرحوم آقای حاج آقا مصطفی را دستگیر کرده بودند و شهریه ایشان در شرف تعطیلی بود، من خیلی تلاش کردم و به بازاریها و امثال آقای عسگراولادی و این طرف و آن طرف سفارش می‌کردم که به هر جوری شده نگذارند به شهریه ایشان ضربهای وارد شود و از وجوه شرعیه مردم تامین گردد و بالاخره کاری شد که هم مرجعیت ایشان تثبیت شد و هم شهریه می‌شد و آسیبی ندید. هم ایشان داده عمومی در مورد مرجعیت ایشان هنگامی که ایشان در تهران بازداشت بودند و علمای شهرستانها و بعضی مراجع مانند آقایان می‌لانی و مرعشی نجفی و شریعتمداری برای اعتراض به تهران عزیمت نموده بودند ما از نجف آباد به تهران رفتیم، البته علماء و راجع در منازل بزرگان بودند و رفت و آمد و تشریفات داشتند ولی من در مدرسه فیروزآبادی با طلاب، بودم ولی کارگردان جلسات علماء و مراجع بودیم و خود را در مجالس و محافل آنان می‌رساندیم و هرکار لازمی را به موقع انجام می‌دادیم، از جمله یک شب من و آقای امینی تصمیم گرفتیم متنی تنظیم نماییم و در جلسه علما که قرار بود فردا در قلهک در منزل آقای سید نورالدین طاهری شیرازی باشد، مطرح نماییم و به عنوان امام و آقایان محلاتی و قمی که آن موقع بازداشت بودند به عنوان احوالپرسی علمای شهرستانها خطاب کنیم و برای امام عنوان مرجع عالیقدر شیعیان را نوشتیم و فردا در جلسه به علما گفتیم آقایان اینجا تشریف آورده اید حداقل خوب است یک اعلامیه برای اربعین شهدای ۱۵ خرداد بدهید، که ناگهان مرحوم آقای

نمی‌حاج آقا مرتضی حائری گفتند ما اینجا نیامده ایم اعلامیه بدهیم، بلکه آمده ایم یک کاری بکنیم برای آقایان که بازداشت می‌باشند گفتم کاری از دست من و شما جز همین اعلامیه ها و دلگرم نمودن مردم و تشویق آنان بر نمی‌آید و هر کسی چیزی گفت و پیشنهاد ما را قبول نکردند ما گفتیم پس حداقل یک تلگراف احوالپرسی به آقای خمینی و دونفر دیگر مخابره کنید گفتند به دستشان نمی‌رسانند، گفتم نرسانند هدف ما تجلیل و حمایت از آنها و شخص آقای خمینی می‌باشد چون دولت منعکس کند که آقایان علما از شهرستانها به تهران برای چه هدفی آمده اند و حتی وانمود می‌شود که بعضاً برای معالجه چشم خود یا رفتن به مشهدمقدس به تهران آمده اند، چنانچه در دیدار پاکروان با بعضی چنین اظهار شده بود به هر حال پس از اصرار زیاد ما، اول مرحوم بنی صدر از علما همدان که آدم عالم و حری، بود، به من گفت شما یک آماده کنید تا شاید امضا، شود من گفتم متن آماده است و همان متن آماده شده از قبل را با عنوان مرجع تقلید شیعه ارائه دادم که موجب استنکار و تعجب آنان شد و هرکس چیزی گفت مبنی بر اینکه ایشان مرجع تقلید نیستند گفتم مرجع کسی است که از او تقلید کنند، گفتند چه کسی از او تقلید می‌کند؟ گفتم من! و لازم نیست متنی که همه مردم از کسی تقلید، کنند به علاوه شما بروید بین مردم ببینید ایشان مقلدین زیادی دارند به هر حال چندنفری با ما همصدا شدند و عده ای راجع به بعضی کلمات دیگر اعتراض داشتند که اصلاح شد در این هنگام یکی از بزرگان حاضر با عصای خود بلند شد که از جلسه برود بیرون و من درب اطاق را بر او بستم و گفتم نمی‌گذارم خارج شوید تا نگویید اشکال این متن کجایش است و بالاخره آن بزرگوار با خنده گفت سراغ و فلانی تو خیلی زرنگ و ناحق هستی و برگشت نشست و ما از همگی امضا گرفتیم اول هم همان شخص بزرگوار که می‌خواست فرار کند امضا نمود و چون می‌دانستیم چندنفری از علمای مهاجر هم پیش آقای شریعتمداری در باغ ملک هستند، رفتیم به آنها و با آقای خسروشاهی که آنجا بودند قضیه را در گوشی و محرمانه مطرح کردیم و ایشان با بلند صحبت کردن مساله را افشا نمودند و حاضرین در جلسه که چند نفر ساواکی هم در آنجا بود از قضیه مطلع شدند و ما از لو رفتن مساله ناراحت شدیم، ولی امضا را گرفتیم و به آقای امینی گفتم خلاصه قضیه لو رفت و ساواکیها مطلع شدند و من چون شناخته شدم متن تلگراف را به شما می‌دهم و از شما جدا شوم

شناسد. که اگر دستگیر شدم تلگراف از بین نرود، چون می‌دانی با چه زحمت و خون دلی این امضاها گرفته شد و ایشان قبول کردند و من جدا شدم و اتفاقا در حرم حضرت عبدالعظیم مرا تعقیب و سپس بازداشت کردند و در بازجویی در ساواک شهر ری سراغ آن متن را از من گرفتند و خیال می‌کردند اعلامیه بوده که من پخش می‌کردم و مرا در یک حمام که فوق العاده گرم نموده بودند برای شکنجه بردند که پس از نیم ساعت تمام لباسهایم کاملاتر شد و بالاخره پس از تهدید به زدن و کشتن، بعداً در بازجویی من به کلی منکر شدم و آنها سراغ آقای امینی را نه به اسم خاص از من گرفتند و فحاشی می‌کردند بالاخره بعد از یاس از، چیزی مرا با تعهد که فردا مجددا برگردم آزاد کردند و گفتند چه کسی تو را می‌شناسد گفتم آقای شریعتمداری، که به او فحش دادند گفتم آقای خوانساری به او هم فحش دادند. گفتم خدا مرا می‌فردا باز با اینکه رفقا مخالف بودند آمدم و بازجویی از من شد و تمام شد و آقای امینی که صحنه بازداشت مرا دیده بود فورا تلگرام را در باغچه مدرسه لاله زاری پنهان نموده بود و بعد از آزادی من گفتیم خوب چه کسی حالا این تلگرام را مخابره کند. قرار شد مرحوم آقای حاج شیخ عبدالجواد سدهی که چند تن از همشهریهای قوی ایشان را همراهی و حمایت می‌کردند ببرند برای مخابره که بردند و ما خوشحال بودیم مرجعیت آقای خمینی را ۳۳ نفر از علمای معروف شهرستانها امضا کردند. البته مراجع مانند آقایان، می‌لانی نجفی مرعشی و شریعتمداری را ما دیدیم صحیح نیست که با ما امضا کنند آنها خودشان قرار شد چیزی با امضا چهار نفر بنویسند که کردند و چون خطر اعدام امام در بین بود در متن مراجع چهارگانه آقایان می‌لانی، مرعشی شریعتمداری و حاج شیخ محمد تقی آملی هم عنوان مرجعیت امام ذکر شده بود که خطر را دفع نماید. که به هر حال رژیم در آن شرایط می‌خواست مرجعیت ایشان و شهریه جا نیفتد و ما تلاش می‌کردیم که به هر نحو شده مرجعیت ایشان و شهریه تثبیت شود تا خطر از بین برود و هم برای تاثیر در نهضت و روی مردم و من یادم است به طلاب مبارز می‌گفتم شما به جای اینکه یک شعار بدهید یا یک اعلامیه پخش کنید و دستگیر شوید کار بهتر و عمیق تر این است که از ایشان در منابر و محافل فتوا نقل کنید و اگر هم از دیگران تقلید می‌کنید یک فتوا هم از ایشان نقل، کنید اثر این کار برای مبارزه از

پخش یک اعلامیه مثلا شاید بیشتر باشد روی این جهت ما و آقای ربانی شیرازی خیلی اصرار داشتیم و می‌دانستیم وقتی دستگاه دید در هر شهر و روستایی رساله امام و فتاوای ایشان مطرح است دیگر هیچ کاری نمی‌تواند انجام بدهد. یادم است تیمسار مقدم در یکی از بازداشت ها به من گفت هفده نفر مرجع داریم، شما چرا از یک نفر اینقدر ترویج می‌کنید و خمینی خمینی می‌کنید؟ پرسید ایشان چندمین مرجع است به نظرت گفتم اول یا دوم و ظاهرا اول را آقای حکیم معرفی کردم، سپس گفت مراجع را بشمار من چهار نفر را شمردم گفت چرا آقای خوانساری را نشمردی؟ گفتم خوب ایشان هم باشد. بعد از فوت آقای حکیم با مرحوم آقای ربانی شیرازی تصمیم گرفتیم جلسه فاتحه ای در مسجد اعظم قم به عنوان آقای حکیم از طرف حوزه علمیه برگزار کنیم که آن روزها معلوم بود برای چیست و یکی از آقایان را برای سخنرانی دعوت کردیم و شرط کردیم که روی منبر مرجعیت امام را جدی اعلام نماید در این هنگام امام نجف بودند و ما می‌خواستیم در قم و در این موقعیت که آقای حکیم فوت شده اند مرجعیت امام اعلام گردد ولی آن شخص مدعو نیامد و چون برای جلسه اعلامیه پخش شده بود جلسه خیلی شلوغ شد و آقای شریعتمداری هم آمده بود وقتی دیدیم برای منبر کسی نبود، آقای شریعتمداری به آقای سید صالح طاهری گفت پس شما بروید منبر و جلسه را ختم کنید و ایشان قبول نمود. ومن و آن موقع که امام در ترکیه بودند، ما دیدیم اسم ایشان رو به فراموشی است، اصرار کردم به فضلا که جلسه با شکوهی در مدرسه فیضیه گرفته شود، و باز شخص مدعو نیامد برای منبر که آقای مشکینی و آقای نوری اول صحبت کردند و آقای مشکینی راجع به اختلاف ترک و فارس به عربی چند جمله ای گفتند بعداً صحبت کردم که برای اولین بار بود و گفتم حوزه علمیه قم بدون روح خدا روح ندارد و ایشان باید هرچه زودتر به ایران و حوزه بازگردند و از این قبیل حرفها و صحبت را با خطبه حضرت امام حسین درباره امر به معروف و نهی از منکر که در کتاب تحف العقول می‌باشد شروع و با تفصیل مطالب را طرح کردم و ساواکیها برای تهدید پلیس را به پشت بام مدرسه فرستادند و مجلس را زیر نظر داشتند و رفقا از اینکه من برای اولین بار صحبت کردم تعجب کرده بودند و هدف اصلی ما از این جلسه احیاء نام

امام بود که مدت ها فراموش شده بود و ما می‌خواستیم نام ایشان در ایران و حوزه بودوما همیشه مطرح باشد و آن روزها معروف بود دکتر اقبال گفته بود ما آقای خمینی را بردیم به نجف تا گرفتار گرگها شود و نابود گردد. خیال می‌کردند ایشان در نجف مطرود می‌شود، در صورتی که در نجف هم درس ایشان خوب گرفته بود و بر خلاف نظرشان بود و علت بردن ایشان به نجف این بود که مجلس ترکیه ظاهرا بیش از یک سال را به دولت آن کشور اجازه تبعید آقای خمینی در آنجا را نمی‌داد و گفتند ایشان در نجف گم می‌شود و ما هم اصرار داشتیم که نام ایشان در کشور و روی منابر و در محافل باشد و به عنوان مسئله گفتن و فتوا نام ایشان را احیا می‌ایشان را احیا می‌کردیم و رژیم سم می‌کرد با بازداشت افراد نگذارد به هیچ وجه از ایشان نامی برده شود و در قم هرکجا چیزی به نام ایشان مطرح می‌شد سکه به نام من و آقای ربانی شیرازی خورده بود و بعد از هر حادثه ای به سراغ ما می‌آمدند و ما را دستگیر می‌کردند؛ آقای مطهری هم آن موقع تهران بودند مثلا بعد از شهادت آقای سعیدی فورا آمدند و ما را بازداشت نمودند، چون ترسیدند برای تشییع جنازه او ما کاری انجام دهیم و در بین بچه ها فرزند من شهید محمد منتظری خیلی فعال بود مثلا گاهی تصمیم می‌گرفتیم از طلاب شهرستانها برای تثبیت مرجعیت آقای خمینی جداگانه اعلامیه و امضا بگیریم و برای این کار نیاز بود یک نفر باشد که هماهنگ کند کارها را و مرحوم محمد برای این کار خیلی فعال بود و سمج هم بود و اگر طرف قبول نمی‌کرد، با اصرار و سماجت از او امضا را می‌گرفت و با استدلال به اینکه مگر تو به اسلام و انقلاب عقیده نداری، طرف را راضی به امضا می‌کرد و او را قبل از من بازداشت کردند البته چندین بار بازداشت شد و همه اش هم برای اعلامیه هایی بود که از اشخاص امضا می‌گرفت و آن دفعه هم که محکوم به چند سال شد برای پخش اعلامیه در صحن مطهر بود در ایام عید نوروز که با عده ای اعلامیه پخش می‌نمودند که بلافاصله بعد از او مرا بازداشت کردند و حدود هفت ماه من به اتفاق آقای ربانی شیرازی بازداشت بودیم، ولی او را محاکمه و محکوم نمودند و از من و آقای ربانی تعهد می‌خواستند که به قم نرویم و ما قبول نمی‌کردیم و از محمد هم تعهد می‌خواستند و او حاضر نشد و او را به محاکمه تهدید کردند و او گفت محاکمه کنید من تعهد نمی‌دهم و بالاخره به سه سال محکومش کردند و ما را اگرچه آن موقع آزاد کردند ولی بعداً محاکمه و محکوم نمودند. یادم

هست ما آن موقع یک جلسه یازده نفره داشتیم که آقایان مشکینی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و آذری و قدوسی هم عضو بودند و آقای سید محمد خامنه ای نیز بود و یک اساسنامه از طرف آقای سید محمد خامنه ای تنظیم شده بود که مربوط به تشکیل حکومت اسلامی و اطلاعات خارجی و داخلی و ضد اطلاعات و کمیته شهرستانها و این قبیل امور بود که به سطح فکر آخوندی آن زمان نمی‌خورد و حدود ۶۰-۵۰ صفحه بود و من و آقای ربانی اساسنامه را در بازجویی ها منکر شده بودیم و در بازجویی ها می‌گفتیم جلسه مربوط به اصلاح کتب درسی حوزه بود، البته این موضوع هم در جلسه مطرح می‌شد، ولی هدف اصلی جلسه مساله مبارزات و تشکیل حکومت اسلامی و تشریح نیازهای مختلف آن بود و ما در بازجویی ها منظور اصلی را مخفی نگاه می‌داشتیم تا بعد از دستگیری آقای آذری و لو رفتن اسامی ما و منظور اصلی، ساواک خیلی روی ما حساس شد و گفته شد که حتی اساسنامه را پیش شاه برده ده اند و او هم حساس شده است و امور مالی آن جلسه محرمانه را من به عهده داشتم که یادم هست حدود ۱۷ عدد پنج تومان تا لحظه دستگیری داده بودیم و از افراد گرفته بودم. در اوائل امر بازداشت در بازجوییهای من و آقای ربانی فشار خیلی نبود ولی بعد از دستگیری آقایان قدوسی و آذری و کشف اساسنامه از لابلای کتب آقای آذری فشار روی ما زیاد شد و در این باره ما منکر چنین چیزی بودیم یک روز در بازجویی ازغندی معروف به من :گفت فلانی طفره، نرو کار شما مثل همان حزب ملل اسلامی است که ۵۵ نفر بودند و آقای کاظم بجنوردی و دیگران، بودند، گفتم آنها کار مسلحانه داشتند و از ما حرکت مسلحانه نبوده، گفت: من اسلحه هم می‌گذارم توی پرونده شما گفتم مگر همین طوری گذاشتنی است؟ گفت این سازمان اطلاعات و ضداطلاعات چیست که شما می‌خواسته اید درست کنید؟ من گفتم از این حرفها اصلا خبر ندارم و چیزی نمی‌دانم و در جلسه ما صحبت از اصلاح کتب درسی حوزه بوده بعد ازغندی و دکتر جوان از سران ساواک اینها ما را با آقای آذری مواجهه دادند و مرا بردند جایی و گفتند به پشت سر خود نباید نگاه کنی و بعد کسی را آوردند که من اول فکر کردم آقای هاشمی رفسنجانی باشد نمی‌دانستم جریان آقای آذری را و یک سری سئوالاتی از من کرد راجع به جلسه و اهداف و اعضای آن و من همان حرفهای قبلی را گفتم، سپس یک سری سئوالات از آن فرد پشت سر من نمود و آن وقت از من پرسید این آقا را

می‌شناسی؟ من هم بر خلاف دستور آنان نگاه کردم دیدم آقای آذری است، که آنان خیلی عصبانی شدند که چرا من آقای آذری را دیدم و شناختم و پرسید او چطور آدمی است؟ گفتم آدم خوبی است و حافظ قرآن هم می‌باشد گفت هرچه بگوید قبول می‌کنی که درست گفته؟ گفتم آدم خوبی است ولی معصوم نیست، ممکن است خطا و اشتباه بکند بعد از آقای آذری مرا پرسید ایشان هم گفت بله آقای منتظری است و یک مقدار از من تعریف نمود از او پرسید در آن جلسه که داشتید آقای منتظری هم بود که آن مسائل مطرح شد؟ آقای آذری که از کیفیت مواجهه و برخوردها متوجه شد که من مسائل جلسه محرمانه و هدف از آن اساسنامه را منکر شده ام، پاسخ دادند که من یادم نیست که آن شبها که این مطالب را مطرح کردیم آقای منتظری هم بودند یا نه، ممکن است آن شبها نبوده اند و این اظهار آقای آذری به نفع من شد و خطر از من دفع شد آقای ربانی هم منکر شده بود و خیلی منازعه با آنها کرده بود، ولی به هر حال اساسنامه روی پرونده ما در دادگاه بود که به سه سال محکوم شدیم. بعداً به هر حال ساواک تمام طرفداران ایشان را بازداشت و یا تبعید می‌کرد، وقتی از این کار اثری ندید مشغول تبلیغ علیه ایشان و امثال ما که طرفدار ایشان بودیم شد و مساله وهابیت و سنی بودن را علم کرد و کتاب شهید جاوید را بهانه، کرد واقعا این کتاب بهانه بود، چون این تهمت و شایعه در سطح وسیع عمل می‌شد و منحصر به مربوطین به آن کتاب نبود و بعضی روحانیون را واداشتند چیزها بگویند و یک سری جزوه هایی علیه ما این طرف و آن طرف منتشر کردند و از این و آن امضا گرفتند علیه ما و حتی شایع کردند که پول چاه نفت شماره چند عربستان برای فلانی و فلانی در ایران می‌آید و از این قبیل اراجیف و تهمتها. یکی از کارهای آن موقع که امام در حال تبعید بودند و بسیاری از طلاب زندانی و یا آواره می‌شدند و خانواده های آنان نیاز به کمک داشتند من خودم را موظف به کمک رساندن به آنها می‌دانستم و این موضوع را ساواک فهمیده بودو با این تهمتها و شایعه پراکنیها می‌خواست به من ضربه بزند و من هم خودم مورد مراجعه پولی بودم و هم اختیاراتی از طرف امام برای این موضوعات داشتم و یادم هست امام در یک نامه خیلی پر تخمه و در سطح بالا به من نوشته بودند که بیت من در اختیار شما است و شما در آنجا هر روز یک سری بزنید و چون علما بیت ایشان هم چون آقایان پسندیده،

اسلامی و اشراقی به امور حوزه و طلاب توجه می‌کردند و به امور سیاسی و مبارزه و اهداف امام دیگر نمی‌توانستند رسیدگی نمایند و لذا ایشان تعقیب آنها رادر آن نامه از من خواسته بودند و متاسفانه این وقتی بدستم رسید یک ساعت بعدش مرا گرفتند و من که نمی‌خواستم ساواک از آن مطلع شود چون پرونده مرا سنگین می‌نمود، هنگام دستگیری به بهانه رفتن به دستشویی رفتم و آن نامه را پاره و محو کردم. به هر حال سیاست رژیم آن موقع متهم کردن اطرافیان و طرفداران امام به وهابیت بود که بلکه بین مردم آنان خراب و بدنام شوند. یکی از صفات ویژه امام که همه ما باید از آن پیروی کنیم این بود که ایشان خود را وقف اسلام کرده بود و هرچه را ایشان تشخیص می‌داد به اسلام مربوط است روی آن ایستاد و از کسی ملاحظه ای نمی‌کردند. البته ممکن بود احیاناً یک گزارشی می‌اشتباهی در مورد خاصی به ایشان داده باشند مثل همان گزارشی که در مورد قیام جهیمان در خانه خدا در همان سال اول انقلاب به ایشان داده بودند که آنها را آدم های بدی معرفی کرده بودند و من که از آنان دفاع می‌کردم، ایشان این جریان را به دلیل اینکه هتک خانه خدا شده است محکوم نمودند، در حالی که ظاهرا بعد معلوم شد افراد خوبی بودهاند و برای اسلام قیام نموده بودند و نهضتشان مقدس بوده؛ ولی قاطعیت ایشان در مورد آنچه وظیفه تشخیص می‌دادند خیلی مهم و قابل توجه برای همه ما می‌باشد. ایشان روی ارزشها خیلی حساب می‌کردند و اهمیت می‌دادند و برای پیاده شدن آنها شهامت داشتند دنبال مرید بازی و اینکه چه کسی خوشش بیاید یا نیاید نبودند و شخص روحانی و عالم باید مثل ایشان باشد و برای او خدا و دین و ارزشها و معنویتها مطرح باشد، نه چیزهای دیگر و باید آنها در نظرش باشد نه آنکه فلان مرید و بازاری از او خوشش بیاید و امام این طوری بود که در مسیر اسلام و ارزشها از هیچ چیز نمی‌ترسیدند و واقعا هم اینطور بودند که نمی‌ترسیدند من از خودشان شنیدم که فرمودند: دفعه اول در قضیه ۱۵ خرداد که ایشان بازداشت شدند و ایشان را می‌خواستند شبانه به تهران ببرند مامورین خیلی با شتاب و عجله و با ترس عمل می‌کرده بودند و ایشان آنها را دلداری می‌داده که نترسند و حتی آنها از ترس مانع پیاده شدن امام از ماشین برای ادای نماز صبح در بین راه شده بودند، که با اصرار

ایشان درب ماشین را فقط باز کردند و ایشان تیمم نموده بودند و در ماشین نماز خواندند و جالب اینکه مامورین ساواک هیچ کدام نماز نخواندند، سروان عصار در قیطریه من از او شنیدم که :گفت من نذر کردم یک گوسفند برای حضرت عباس، که بتوانم ماموریتم را درست در مورد آقای خمینی انجام دهم این مقدار ترس و وحشت داشتند. به هر حال من و آقای ربانی شیرازی و سایر دوستان ایشان و پسرم محمد منتظری در راه امام خمینی خیلی تلاش کردیم و کتکهایی که از ساواک می‌خوردیم همه اش برای حمایت از ایشان بود در زندان ما را می‌زدند و می‌خواستند که ما از حمایت امام دست برداریم و ما می‌گفتیم از اهداف خودمان دست بردار نیستیم، برای نوشتن کلمه آیت‌الله برای امام هم من و هم محمد در تمام مراحل بازجویی های قم و تهران تحت فشار و تهدید و اذیت ساواک بودیم، ولی مقاومت کردیم. یکی از کارهای من تاسیس نماز جمعه در نجف آباد بود که خیلی جا باز کرده بود و افراد زیادی از اقشار مختلف مردم اصفهان و اطراف به آن حاضر می‌شدند و سرهنگ صدقی رئیس ساواک اصفهان گفته بود این نماز جمعه فلانی یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با رژیم است و من در نماز جمعه همه چیز می‌گفتم از مبارزات و امام و حکومت اسلامی و شرایط آن و این قبیل چیزها گفته شد که نوارهایش شاید در دست .باشد. یادم هست در آن موقع که نماز جمعه من در نجف آباد پا گرفته بود و منشأ آثار و برکاتی برای مبارزات شده بود نامه ای به امام که نجف بودند نوشتم به این مضمون که نماز جمعه خیلی برکات دارد و حضرتعالی برای رضای خدای متعال با آقای خوئی ترتیبی بدهید تا در ایران این فریضه الهی به دستور شما و آقای خوئی اقامه شود و دستور بدهید در شهرها هر کس موجه تر و مسن تر است آن شخص انتخاب و امام جمعه شود و اگر چندنفر موجه می‌باشند علی التناوب اقامه نمایند و یادآور شدم نماز جمعه تاسیس شد مبارزات ما زودتر به اهداف خود می‌رسد. و امام در جواب نوشته بودند که این معنی عملی نمی‌شود و شما معلوم می‌شود هنوز آخوندها را نشناخته اید تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب در قم به ایشان عرض کردم آقا اگر آن روز زمان شاه می‌فرمودید امکان اقامه نماز جمعه نیست و عذر داشتیم، دیگر امروز که قدرت دست شما است عذری نداریم و دستور بدهید این فریضه احیا و اقامه شود و

می‌ایشان اول امر قبول نمی‌کردند تا بالاخره با اصرار من اجازه فرمودند در تهران اول توسط مرحوم آقای طالقانی شروع شود که من نظر امام را به آقای طالقانی اطلاع دادم و ایشان نماز جمعه را شروع کردند و بعد در شهرهای دیگر شروع شد به تعیین امام جمعه و اقامه آن به هر حال من روی اقامه نماز جمعه خیلی پافشاری نمودم و می‌دانستم اساس و پایه تشکیل حکومت اسلامی می‌باشد، پیامبراکرم (ص) تا در مکه بودند نماز جمعه نمی‌خواندند ولی همین که حدود چهل نفر در مدینه به پیامبر ایمان آوردند ایشان دستور اقامه جمعه توسط اسعد بن زراره و مصعب بن عمیر که نمایندگان پیامبر در مدینه بودند دادند و هنوز ایشان به مدینه نیامده بودند که اولین نماز جمعه ای که در مدینه تشکیل شد با چهل نفر بود و لذا بعضی علمای شافعی گویند حداقل باید چهل نفر باشند تا جمعه اقامه شود، ولی ما شیعه می‌گوییم پنج نفر هم کافی است و بعداً که پیامبر به مدینه رفتند اولین نماز جمعه را خودشان با صدنفر خواندند در یک مسجد که بین قبا و مدینه واقع است و به نام مسجد مأة یا مسجد الجمعه معروف است و من آنرا دیده ام و علت اینکه کارهای سیاسی و اجتماعی پیامبر پا گرفت همان نماز جمعه بود که زیربنای حکومت اسلام در مدینه بود که می‌توانست در اجتماع حرفهای خود را با مردم بزند و اکنون عامل مهمی که حافظ انقلاب و کشور است و مردم را در صحنه نگاه داشته همین نماز جمعه ها است که خطیب مسائل مهم سیاسی روز را در روز جمعه به مردم گوشزد می‌کند، و لذا یک نماز عبادی سیاسی است و اینطور نیست که هر کسی خودش بتواند اقامه کند، حتما باید وابسته به حکومت اسلام باشد و من هم که آن روزها در نجف آباد نماز جمعه می‌خواندم از باب این بود که حکومت رژیم شاه را قبول نداشتم و درصدد تشکیل حکومت اسلامی بودم و خودم در این راه پیشقدم شده بودم که الحمدلله موفق شدیم تشکیل دهیم و البته باید مردم تشویق شوند که نمازهای جمعه گرم باشند. و خلاصه کلام اینکه من در طول این مدت برای تثبیت مرجعیت امام و تعقیب اهداف ایشان و حمایت از قداست و معنویت ایشان زجرها کشیدم و کتکها خوردم و برای تامین مالی خانواده های زندانی و تبعیدیها تقریبا من متصدی بودم و حتی افراد را برای رفتن به ملاقات تبعیدیها تشویق می‌نمودم، از جمله آقای مشکینی که به ماهان تبعید بودند، من افراد زیادی را به دیدن ایشان می‌فرستادم و این معنی در پرونده من منعکس است

علاوه بر که برای همین کارها ساواک مرا بازجویی می‌کرد و چون حضرت امام شدیداً مورد علاقه من بودند، و اولین کسی بودند که حکومت اسلامی را تشکیل دادند، دلم خواست هیچ سوژه ای علیه ایشان نباشد و اگر من نامه هایی به ایشان می‌نوشتم بر همین منظور بود و همه می‌دانند که به خاطر وقار و آن چهره ملکوتی که داشتند افراد معمولا جرأت حرف زدن با ایشان را نداشتند و شاید تنها من بودم که با صراحت مطالب خودم را با ایشان مطرح می‌کردم و این به دلیل علاقه شدیدی بود که من به ایشان داشتم و می‌خواستم ایشان همیشه با همان چهره ملکوتی و قداست معنوی باشند، آقای حاج احمد آقا آقازاده ایشان شاهدند که من کراراً به ایشان می‌گفتم باید حفظ جهات جسمی و بهداشت حضرت امام جهات معنوی و ملکوتی و قداست و موقعیت ایشان را هم حفظ کنیم تا چهره ولایت فقیه همیشه در تاریخ برای مثلا صد یا پنجاه سال آینده محفوظ بماند و دلم می‌خواهد در تاریخ چیزی و سوژه ای علیه ایشان هیچگاه نباشد و به حاج احمد آقا می‌گفتم والله من خودم را نسبت به امام از همه کس دلسوزتر و علاقه مندتر می‌دانم و یاد دارم در آخرین ملاقات که با ایشان داشتم (اعلی الله درجاته و آقای حاج احمد آقا و داماد ما آنجا بودند، من به ایشان اول مساله استقراض خارجی که بر سر زبانها افتاده و عوارض منفی آن را عرض کردم که این چیز بدی است و با آن شعارهای استقلال و نه شرقی و نه غربی ما منافات دارد و موجب وابستگی سیاسی اقتصادی و فرهنگی به شرق و غرب می‌شود و مرحوم سعیدی هم به همین جهت شهید شد که ایشان قبول فرمودند و بعد مساله جنگ داخلی لبنان و انتظار دخالت و اقدام از ناحیه ایشان که امام المسلمین هستند را به عرض ایشان رساندم و بعد عرض کردم آقا مطالبی که من می‌گویم یا نامه هایی که به شما می‌نویسم کسی به من درس نمی‌دهد و القا نمی‌کند، گرچه فعلا شایع کرده اند و شاید در ذهن حضرتعالی هم رفته باشد نه منافقین و نه نهضت آزادی به من کنند، بلکه این مسئولین ارگانها و شخصیت ها و افراد خود این مردم هستند که آیند و یا نامه می‌نویسند مرتبا و کمبودها و اشکالات را به من می‌گویند چیزی القا نمی‌می و راه حل پیشنهاد می‌کنند و عرض کردم آنچه هدف اصلی من از این نامه ها و تذکرات در ملاقاتها است این است که آن چهره پاک و مقدس و ملکوتی حضرتعالی همچنان مثل روز اول که تشریف آوردید به ایران باشد و کسی نتواند به حضرتعالی ایرادی و

اشکالی در آینده وارد سازد و اگر خلاف و یا تندی در جاهایی می‌شود، به حضرتعالی نسبت، ندهند شورای عالی قضایی و قوای اجرایی مسئول هستند به حضرتعالی منتسب نکنند، همیشه در دنیا این خلافها بوده، در زمان پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) نیز این کارها بوده ولی من می‌خواهم چهره حضرتعالی که سمبل اسلام و ولایت فقیه هیچ کس با شما باشد، برای همیشه مقدس و ملکوتی باقی بماند و مثل روز اول که می‌مخالف نبود و بر و فاجر به شما ایمان داشتند، من می‌خواهم همیشه و در آینده نیز این قداست و معنویت باقی بماند و کارهای خلاف را به اسم حضرتعالی انجام ندهند و حضرتعالی برای اینجور امور خلاف خرج نشوید. و من صریحاً عرض می‌کنم علاقه من به ایشان به حدی بود که یک ساعت هم از ایشان فاصله نگرفتم هدف من در نوشتن نامه ها حفظ موقعیت ایشان بود. ایشان به اسلام آبرو و قدرت دادند، ابر قدرت ها را به زانو درآوردند، اولین کسی بودند که حکومت اسلامی را تشکیل دادند، البته من در تشخیص خودم چه بسا اشتباه کرده باشم ولی هرگز نمی‌خواستم ایشان نگران شوند حالا اگر در ذهن ایشان چیزهایی بوده یا برداشتهایی از نامه ها و تذکرات من شده است ربطی به هدف من که فقط حفظ قداست و موقعیت ایشان بوده ندارد و من هیچگاه در برابر ایشان جبهه گیری نداشته ام و برای خودم در برابر ایشان هیچ ارزشی خدا شاهد است قائل نبوده.ام خودم را هم از ایشان جدا نمی‌دانستم ایشان را مثل یک رفیق به تمام معنا می‌دانستم که نظرش را برای رفیق خود می‌گوید و ما شرعاً وظیفه داریم که از باب النصیحه لامام المسلمین که وظیفه همه است خیر خواهی امام مسلمین بکنیم و تمام تذکرات و نامه های من از همین باب بوده است و نامه ها خصوصی و یا با یادداشت بوده است حالا چه شده است بعضی آنها را نشر داده و دیگران دیده اند، فعلا کاری به آن ندارم و و من هیچگاه در فکر آقایی یا مرجعیت و قائم مقام رهبری خود نبوده ام از همان اول هم که مطرح کردند، من طی یک نامه نوشتم طرح این معنی درست نیست چون هم توهین به حضرت امام است که در زمان حیات ایشان مرگ ایشان را تصویر نماییم و هم با وجود مراجع و بزرگان دیگر فعلا طرح نمودن من درست نیست و در آن نامه نوشتم ما امیدواریم خدای متعال طول عمر به امام بدهد که اصلا نیازی به تعیین قائم مقام نداشته باشیم و من همیشه خود را فانی در اسلام و اهداف حضرت امام می‌دانسته ام و از هیچکس دانسته ام و از هیچکس هم توقعی ندارم در هم

بوده است این جهت هدفم خدا بوده و همه تلاشها و ناراحتیها برای رضای خدای متعال و هر اندازه توانستم خدمت می‌کنم و هر وقت هم نتوانستم همان کار طلبگی ام را انجام می‌دهم و اگر آنرا هم نتوانستم ما دیگر آخر عمرمان است. هم نکته ای را که عرض می‌کنم این است که اجتهاد مراتب مختلفی دارد و یکی از چیزهایی که خیلی مهم است این است که مجتهد با وضع جامعه و روند اجتماعی کارهای جامعه آشنا باشد و مسائل و فتاوایی که می‌خواهد اظهار کند با این دید باشد، گاهی می‌شود مجتهد در اثر عدم آشنایی به اوضاع سیاسی، اقتصادی دنیا و نقشه های کفار برای اسلام و مسلمانان و روند امور جاری در سیاست های دنیا، فتاوایی می‌دهد که اصلا قابل پیاده شدن در جامعه نمی‌باشد. در چند سال پیش با یکی از بزرگان علما با هم به تهران می‌رفتیم و صحبت هایی از اسلام و حکومت آن شد، به ایشان گفتم آقا مگر شما نمی‌گویید اسلام دینی است جهانی که حتی باید آمریکا را مثلا اداره کند، آن هم تا روز قیامت اینطور که شما می‌گویید و برداشتی که شما از اسلام و احکام آن دارید چنین دینی حتی مدرسه فیضیه را هم نمی‌تواند اداره کند. ما اسلامی را می‌خواهیم که دنیا را بتواند اداره کند و قابل پیاده شدن در همه جا و همیشه باشد، و به نظر من این دید نسبت به اسلام که چگونه باید باشد اثر دارد در کیفیت اجتهاد و فتوا دادن و مجتهد اعلم کسی نیست که فقط در مسائل حیض و نفاس مثلا اعلم باشد، بلکه باید اعلم باشد در تمام مسائل مورد نیاز جامعه از قبیل مسائل سیاسی، اقتصادی و غیره و بداند سیاست جنگی، اقتصادی، نظامی اسلام در هر زمانی چگونه باید باشد و خلاصه اینکه باید مجتهد اعلم در این گونه مسائل هم اهل اطلاع باشد و هم صاحب نظر و دیدگاه خاص و امام (قدس سره) این چنین بودند که در این گونه مسائل هم دید وسیع داشتند و با همین دید نظر و فتوا می‌دادند. ایشان به تمام مسائل و سیاستهای جاری دنیا احاطه و اطلاع کافی داشتند، من سابقا یک بر کتاب عروه در مساله ولایت بر غیب و قصر نوشته بودم ولی با توجه به بحثی که چهار سال است در مورد ولایت فقیه دارم دیشب به آن حاشیه که مراجعه کردم دیدم باید این نظر آن روز من بکلی عوض شود زیرا آنچه را در طول چهار سال از روایات مختلف و جهات گوناگون مورد ملاحظه و دقت قرار دادم، قهراً در آن مساله فرعی اثر می‌گذارد و فتوای انسان عوض می‌شود. بنابراین مجتهد اعلم کسی است حاشیه

که در این گونه مسائل که در دنیای پیچیده امروز مطرح است صاحب نظر باشد، به صرف اینکه کسی در مسائل حیض و نفاس اعلم باشد ولی در مسائل ذکر شده که مورد نیاز جامعه است اهل اطلاع و نظر نباشد، نمی‌توان به آن مجتهد اعلم گفت و اعلمیت امام خمینی که نظر ما بود اینطوری بود که ایشان در تمام مسائل اسلامی مورد نیاز واقعا اعلم از دیگران بودند و درک و دید ایشان نسبت به مسائل دینی از دیگران وسیعتر و قوی تر بود واقعا و روایتی که می‌گوید: «العالم بزمانه لا یهجم علیه اللوابس» یعنی کسی که به زمان خود عالم باشد هیچگاه مشکلات بر او غالب نمی‌شوند در فتوادادن هم کسی که عالم به زمان خود باشد مشکلات بر او چیره و غالب نمی‌شود یعنی عالم به زمان بودن در کیفیت و نحوه فتوادادن او نیز موثر است هیچگاه در تنگنا و مشکلات فتوایی قرار نمی‌گیرد. خداوند ان شاء الله درجات حضرت امام عالی است متعالی سازد، همه علمای اعلام بزرگان شهدا ما که از دست ما رفته اند درجاتشان عالی سازد. خداوند به همه خدمتگذاران به کشور و انقلاب هم توفیق بدهد که بیشتر بتوانند خدمت کنند. و خداوند توفیق دهد که علما و بزرگان و خدمتگذاران این انقلاب بزرگ را که با گذشت ده سال هنوز اول کار، است چون هدف اصلی ما پیاده شدن اسلام واقعی و راستین در تمام دنیا است خداوند توفیق دهد که همگی بتوانیم خدمت کنیم و قدمهای دیگری برای اسلام و انقلاب برداریم و هرکس خدمت می‌کند، هر جایی که هست خداوند اجر و پاداش عنایت فرماید و خداوند به تمام بازماندگان محترم حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی (علیه صبر و اجر کامل عنایت نماید و از شما برادران هم که درصدد شناسایی و معرفی ابعاد مختلف امام (قدس سره) برآمده اید من تشکر کنم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. پیوستهای شماره ۱۸۶ و ۱۸۷ داخل متن کتاب آمده است

پیون ست شماره ۱۸۸: مربوط به صفحات ۷۰۹ و ۷۵۳ پیام تسلیت معظم له به آقای خامنه ای به مناسبت فوت والده ایشان بسمه تعالی تهران، حضرت مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج سید علی خامنه ای رهبر منتخب جمهوری اسلامی ایران دامت افاضاته پس از سلام رحلت سیده جلیله والده مکرمه شما را به جنابعالی و حجج اسلام اخوان معظم دامت افاضاتهما و همه بازماندگان محترم تسلیت می‌گویم و از خدای بزرگ رحمت و غفران و علو درجات برای آن مرحومه و صبر جمیل و اجر جزیل برای همه بازماندگان محترم و سلامت و توفیق خدمت به اسلام عزیز و مسلمین را برای جنابعالی مسألت می‌نمایم. والسلام علیکم و رحمة الله ۶۸/۵/۱۷ - قم، حسینعلی منتظری

بسمه تعالی تاریخ شماره تهران حضرت نقاب ها را اعلام و المران مقامی اور سید علی خامنه ای رهبد منتخب جمهوری اسلامی ایران داشت افاض قد پس از سلام رحلت سید جلیله والده مرد شما را بجنابعالی و همچ اسلام افران نظم و است افاضاتها هم با نواندگان محترم تسلیت می‌گویم و از خدامی بزرگ رحمت و غفران و علو درجات برای آن مرحومه و صبر جمیل و اجر جزیل برای هم بازماندگان محترم سلامت و توفیق خدمت با سلام عزیز و سلمانی را برای جا قبا ساکت می‌نام والسلام علیکم در حماته ۸/۵/۷ تم خیلی منتظری سلام

پیوست شماره ۱۸۹: مربوط به صفحات ۷۰۹ و ۷۵۷ پیام معظم له به آقای خامنه ای به دنبال هجوم شبانه به بیت و دفتر معظم له بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آیت‌الله آقای حاج سیدعلی خامنه ای دامت افاضاته از سلام و تحیت و تبریک به مناسبت عید نوروز و عید سعید فطر به عرض می‌رساند من برحسب سیره مستمره ای که تا حال داشته ام در حوادث و مصائب صبر می‌کنم و اهل شکایت به شخص یا به مقامی نبوده و نیستم چون امید به رسیدگی ندارم، الی الله تعالی اشکو بثی و حزنی و منه استمد فی جمیع اموری. امیدوارم خداوند قادر متعال اسلام عزیز و انقلاب و کشور و ملت مسلمان ایران و روحانیت شیعه و شخص جنابعالی را از نادانیها و تندی ها و عقده گشائیهای عناصر اطلاعات و دادگاه ویژه و فتنه جویان و حساد و ثناگویان متملق و منافق نجات دهد و روز به روز بر عظمت اسلام و مسلمین بیفزاید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۳۷۱/۱۲/۲۹ - ۲۶ رمضان المبارک ۱۴۱۳ حسینعلی منتظری

بسمه تعالی تاریخ شماره بسم الله الرحمن الرحیم جناب مستطاب آیه الکه اقای حاج سید علی خامنه ای درست اقایان فر بر جب دیده شده ای که تاحال داشته ام در حوادث ده با صبر می‌کنم بصائب و اما شکایت شخصی یا مقامی نبوده و یتیم چون امید برسید که ندارم ۲ الے اللہ تعالے اسکولی وجون ومنہ استمد فی جمیع الورکان امید وارم خداوند قادر متعال اسلام عزیز و انقلاب و کشور را در ایام ایران و روحانیت شید گیا تها شیعه و نص جنابعا را از نادانها و تندها و فقده - منافق عناصر اطلاعات و دادگاه ویژه و فتنه جوان و شاد و ناگویان تعلق و نفاق عسکر نجات دهد و روز بروز بر عظمت اسلام و مسلمین بیرانی و اسلام سلام رجمه اله و برکات ۱ ۱ ۱ ۱ ۱۳۷۱- ۲ رمضان المبارک ۱۴۳۸۳ ۲۶ هم قم المکتوفة

پیوست شماره ۱۹۰: مربوط به صفحه ۷۱۰ نامه معظم له به امام خمینی و ابراز نگرانی از تصمیم به بازنگری در قانون اساسی و تذکر برخی امور مهم دیگر، مورخه ۶۷/۹/۲۰ بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک آیت‌الله العظمی امام خمینی مدظله العالی پس از سلام و تحیات نکاتی به نظر می‌رسد که مناسب دیدم به عرض حضرتعالی برسانم: در مورد اصلاح و تتمیم قانون اساسی که این روزها زمزمه آن شروع شده گرچه حرف حقی است و تنگناهائی در قانون اساسی وجود دارد که البته در وقت مناسب باید برطرف گردد ولی آیا اکنون شرائط مناسب این کار وجود دارد؟ یادم هست در موقع تصویب قانون اساسی روحانیون اهل سنت در مورد مذهب رسمی کشور اصل ۱۲ و اصل (۱۱۵) سر و صدا و اعتراضات زیادی داشتند و برای دفع الوقت و اسکات گفته می‌شد هنگام اصلاح قانون اساسی به خواسته آنان توجه می‌شود، و اکنون اگر سفره قانون اساسی و اصلاح آن پهن شد معلوم نیست بتوان به خوبی جمع کرد. مسلمان و از طرف دیگر فعلا قانون اساسی یک قداست و حرمت خاصی دارد و اگر زیر سئوال رفت و مورد خدشه و آن قلت و قلت قرار گرفت با توجه به مواضع بسیاری از جناح های و معتقد به نظام و عدم شرکت اکثر آنان و بعضی از مراجع در اظهار نظر و رای گیری و همچنین زدگی اکثر مردم و سردی آنان که در انتخابات مجلس سوم به خوبی مشهود بود، معلوم نیست آنچه به دست می‌آید چقدر ارزش عمومی و ملی که جامع اشتات باشد داشته باشد و خوف آن هست که حرمت کنونی این قانون اساسی را که مورد تایید اکثریت قاطع مردم و جناحهای روشن فکر که متاسفانه فعلا مخالف شده اند و حضرتعالی و مراجع بوده از دست بدهیم و نتوانیم چیزی بهتر از آن جایگزین نمائیم. به هر حال اگر حضرتعالی چنین تصمیمی گرفته باشید بجاست از عوارض جنبی آن غفلت نشود. ۲ - متاسفانه تب ضد آخوندی در جامعه رو به افزایش است و بسیاری از روحانیون

می‌گویند در تهران امکان ندارد پیاده رفت و یا با ماشینهای عمومی مسافرت کرد بدون توهین و متلک البته این موضوع را من از دوسه سال پیش احساس می‌کردم و خدمت حضرتعالی هم عرض کردم ولی امروز گمان نمی‌کنم کسی منکر آن باشد و فعلا در مقام بیان علل و عوامل آن نیستم فقط خواستم به عرض برسانم که خودتان به هر نحو صلاح می‌دانید چاره ای بیندیشید و تا دیر نشده آبروی روحانیت را قبل از سقوط کامل حفظ کنید. به نظر می‌رسد در این موضوع دو چیز نقش اساسی دارد: الف - دادن پستهای دولتی و چشمگیر به روحانیین از قبیل ریاست جمهوری و وزارت و وکالت مجلس و امثال آنها که قهراً تمام عوارض منفی خود را متوجه روحانیت کرده است در صورتی که ضرورت ندارد پستهای حساس و چشمگیر اجرائی و یا پستهائی که با زدن و بستن و کشتن ملازم است به دست روحانیین باشد، مگر به مقدار ضرورت مثل امر قضاء مثلا به نظر می‌رسد اگر حضرتعالی دستور دهید حتی الامکان روحانیون از پست و مقام و قدرت دور شوند و کارها را به دست افراد مسلمان انقلابی متخصص بدهند و روحانیون نظارت دقیق بر کارها داشته باشند و احیاناً اعتراض هم بکنند مطمئناً مقدار زیادی از حساسیت مردم کم می‌شود و روحانیت مجددا معزز و ملجأ مردم خواهد شد و قهراً روحانیون تا حدودی از فساد که معمولا از قدرت ناشی می‌شود محفوظ مانند. است، من می‌ب - مساله برخورد با عناصر ناسالم و یا فاسد روحانیون می‌باشد که این روزها خوراک جدیدی برای جناحهای ضد آخوند داخلی و رادیوهای بیگانه درست نموده مخالف با برخورد صحیح با عناصر فاسد روحانی نیستم ولی شیوه ای که تاکنون عمل شده قطعاً به ضرر روحانیت و اسلام بوده و کل روحانیت و انقلاب را در انظار زیر سئوال برده که اگر این روند ادامه یابد عاقبت آن بسیار خطرناک است. به هر حال مناسب است حضرتعالی افراد عاقل و متعهدی را مامور فرمائید تا شیوه جدیدی را فکر کنند و پس از تایید حضرتعالی و رفع جهات نقص آن، با آن شیوه عمل شود. پس از مرقومه حضرتعالی در جواب نمایندگان مجلس که حرکت همگان را بر محور قانون اساسی نوید دادید امید زیادی در دلها به وجود آورد و بسیاری از مخالفین را خلع سلاح، کرد مناسب است این وعده عملی گردد بخصوص که از زبان مقام

و رهبری می‌باشد، و شروع شود نهادها و شوراهائی که به دلیل ضرورت زمان جنگ خلاف قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی درست شده به تدریج بدون غیره بر سر و صدا حذف گردد و قانون اساسی و قوانین مصوبه مجلس شورا و قوه مجریه و قوه قضائیه محور کارها گردد. ۴ - مساله کمبود اجناس ضروری و قیمتهای سرسام آور اجناس که معلول سخت گیری و تنگ نظری در امر صادرات و واردات است با بیکاریهای زیاد و درآمد کم اکثر مردم اگر زود حل نشود روز به روز نارضایتیها زیادتر و بسا موجب بحران کشور شود، چون بهانه جنگ گرفته شده و حل این مشکل احتیاج به یک تصمیم و دستور قاطعانه دارد، متاسفانه تنگ نظریهای بعضی از مسئولین و اشکال تراشی ها مانع آزادی تجارت و کسب و کار شده است و افراد متدین و خوب را از صحنه خارج کرده است. والسلام علیکم و ادام الله ظلکم. هم ۱ ج ۱۴۰۹/۱ – حسینعلی منتظری

مل تاریخ ۹۷/۹/۲۰ بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک آیت اله العظمی امام خ خمینی نه داده نگناج کے پس از سلام و تحیات نکاته بنظر برسد که مناسب دیدم بعرض حضرت نے برسانم ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ن سا ایا این روز از مرد و و و و و و و و و ا ا ا ا ا ا ا د د قانون اساسی وجود دارد که البته در وقت مناسب باید برطرف گردد و یا اما اکنون شرایط مناسب این کار وجود دارد؟ یادم است در موقع تصویب قانون اساسی روحانیون اهرست در بورد مذهب رسی نشود (اصل ۱۲ و صدره ۱۱) سر و صدا و اعتراضات زیادی داشند و برای دفع الوقت و اسکات گفته می‌شد هنگام اصلاح قانون اساسی خونه آنان توجه می‌شود و اکنون اگر سفره قانون اساسی و اصلاح آن پهن شد معلوم نیست بتوان بخوبی جمع کرد و از طرف دیگر فعلا قانون اساسی یک قدامت و حرمت خاصی دارد و اگر زیر سوال رفت و مورد خدشه و ان قلت والیت قرار گرفت با توجه بمواضع بسیاری از جناحهای سلمان و معتقد بنظام و عدم شرکت اکثر انان و بعضی از مواقع در اظهار نظر و رای گیری و هم چنین زندگی اکثر مردم و سردی آنان که در انتخابات مجلس سوم بخو به می‌شود بود معلوم نیست اینکه بدست می‌اید چه قدر ارزش عمومی وملی که جامع اشتات باشد داشته باشد، مصرف آن است که حرکت کند این قانون اسیا که مورد تایید اکثریت قاطع مردم و جناحهای روشن فکر) که متاسفانه فعلا مخالف شده اند) محضر تقان و مراجع بوده از دست بدهیم و نتوانیم چیزی بهتر از ان جای گزین نمائیم. بهر حال اگر حضر نباید چنین تصمیمی گرفته باشید بجا است از عوارض چینی آن غفلت نوده متاسفانه تب خنده آخوندی در جامعه و با فراش اس بسیاری از را نیند نمی‌کنید در تران ایران ندارد پیاده رفت را با ماشینهای عمومی مسافرت کرد بدون توهین و تملک البته این موضوع را از ازدو سال پیش حساس می‌کردم مقدمت حضرت تاج اہم عرض کردم ولی امروز نگان نمی‌کنم کی منکر آن باشد و فعلا در مقام بیان غل و عوامل آن نیستم فقط خود آسم بعرض برسانم که خودتان به ر خوار و می‌دانی چاره ای بیندیشید و تادیر شده آبروی موهایت را بر از توفان را حفظ کنید. بنظر می‌رسد در این موضوع دو چیز نقش اساسی دارد: در

صر تاریخ الف دادن پستهای دولتی و چشمگیر به روحانی از قبیل ریاست جمهوری و وزارت و وکالت مجالس و امثال آنها که قهراً تمام عوارض منفی خود را متوجه روحانیت کرده است در صورتی که حضورت ندارد پستهای چای و چشم گرا جرات و یا پستهائی که با زدن و بستن و کشتن ملازم است بدست رقصانیین باشد مگر بمقدار ضرورت شهر امر قضاء شداد بنظر برسد اگر حضر تفاح دستور دهید حتی الامکان روحانیون از پست و مقام و قدرت دور شوند و کارها را بدست افراد سلما انقلابا صفق هند و روحانیون نظارت دقیق بر کار داشته باشند و احیانا اعتراض اهم بکند و مطمئنا اقدار زیادی از هاست مردم کم می‌شود و روحانیت مجد در سفر از دیاجا مردم خواهد شد و قرا روحانیون تا حدودی از ف د که معمولا از قدرت ناشی می‌شود محفوظ می‌ماننده ب مساله برخورد با عناصر نا سالم و یا فاسد روحانیون می‌باشد که این روزه خوراک جدیدی برای جناحهای ضد خوند داخلی و رادیوهای بیگانه درست نموده است، فر مخالف بابر فورد صحیح با ناصر فاسد وها نیستم و باشوری که تاکنون مع رشد قطعا بر درد های و اسلام بوده و حل روحانیت و انقلاب را در انظار زیر سوال برده که اگر این روند ادامه یا بد عاقبت آن بسیار خطرناک استان بهر حال مناسب است حضرت کے افراد عاق و تعهدی را مامور فرمائید ایده جدیدی را ر ر ر د و ر ا ا ا د ر ا ا و ر و یا است با ان شیوه عمر شود. پس از مرقومه حضرتان در جواب نمایندگان مجلس کی حرکت همان رابر محور قانون اساسی نوید دادید امید زیادی در دلها بوجود آورد و بسیاری از مخالفین را خلع سلاح کرد مناسب است این ولد عملی کرد بخصوص که از زبان مقام رهبری می‌باشد و شروع شود نهاد ها و شورا ئی ئینکه بدلیل ضرورت زمان جنگ و غیره بر خلاف قانون اساسی مجلس شورای اسلامی درست شده بتدریج بدون سر و صدا حذف گردد و قانون اساسی و قوانین مصوبه مجلس شوری و قوه مجربه و قوه قضائیه محور کار می‌گردد ساله کمبود اجناس ضروری وقت کمی سرسام آور انار که معلم سختگیری و نان نظری دار صادرات و وارد است با بیکاری تامی زیاد و در آمد که اگر مردم اگر زود تر شود روز بروز نارضایتی ها را در وب رو به کران کشور شود چون بهانه جنگ هم گرفته شده مقصر این مشکل احتیاج بیک یتیم و دستور قاطعانه دارد متاسفانه تنگ نظریهای بعضی از مسئولینی والا تراشها مانع آزادی تجارت و کسب وکار داست و افراد متدین و خوب را از صحنه خارج کرده است . والسلام علیکم و رام اله معلم کاج ار ۱۳۰۹ (پیوست شماره ۱۹۱ داخل متن کتاب آمده است)

پیوست شماره ۱۹۲: مربوط به صفحه ۷۲۰ شکایت جمعی از شاگردان معظم له به دادستان عمومی شهرستان قم بسمه تعالی دادستان محترم عمومی شهرستان قم احتراما همان طوری که استحضار دارید در مورخه ۷۳/۱۰/۲ بعد از اتمام درس نماز جمعه قم عده ای در حدود ۲۰۰ نفر به مقابل حسینیه شهدا و بیت حضرت آیت‌الله العظمی منتظری آمده و اقدام به شعارگویی و اهانت به ایشان نمودند و سپس در روز شنبه ۷۳/۱۰/۳ در حالی که عده کثیری از فضلا و طلاب در محضر آیت‌الله العظمی منتظری مشغول استفاده از درس خارج فقه ایشان بودیم عده ای در حدود ۴۰-۳۰ نفر که دونفر آنها ملبس به لباس روحانیت بودند وارد حسینیه شهدا شدند و در جمع حضار نشستند و یکبار بطور جمعی اقدام به فرستادن صلوات جهت بهم زدن درس نمودند ولی موفق نشدند بلافاصله پس از پایان درس ایشان این عده از جای خود برخاسته و شروع به اهانت و هتاکی و بکار بردن الفاظ رکیک نسبت به شخص فقیه عالیقدر و طلاب و شاگردان معظم له نمودند، آنگاه اقدام به شکستن آینه و تریبون و واژگون کردن بخاری گازی و دریدن پرده ها کردند و با وضع بسیار زننده و ناشایستی که در شأن افراد مسلمان و مودب به آدابی اسلامی نمی‌باشد نسبت به کلیه حاضرین جسارت کرده و آنها را تهدید نمودند که چنانچه فردا یکشنبه ۷۳/۱۰/۴ در درس حاضر شوند به عنوان ضدانقلاب با آنان برخورد کرده و از درس جلوگیری خواهند کرد. در تاریخ ۱۷۳/۱۰/۱۰ اعلامیه ای در ۲۳ صفحه تحت عنوان تحلیلی اجمالی از علت حرکت روشنگرانه طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در ارتباط با آقای منتظری و دفتر ایشان در سطح وسیعی در شهر قم پخش گردیده که از ظواهر آن چنین بر می‌آید این اعلامیه آید این اعلامیه هم از طرف همان عده یا محرکین آنها تهیه شده باشد، و در این اعلامیه سراسر کذب انواع تهمتها و ناسزاها نسبت به ساحت فقیه عالیقدر و شاگردان مخلص معظم له وارد گردیده است از جمله شکستن آینه و واژگون کردن بخاری و شکستن تریبون را به شاگردان معظم له نسبت داده است. معهذا با عنایت به اینکه مطابق اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

حیثیت، جان، مال حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند و با توجه به اینکه مطابق اصل ۱۵۶ قانون اساسی، قوه قضاییه قوه ای مستقل است که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایفی است که از جمله آنها رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات تعدیات و احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع و کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام و اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم می‌باشد و اعمالی که از طرف این عده صورت گرفته است از مصادیق بارز «جرم» بوده و قوه قضاییه و محاکم دادگستری مطابق نص صریح قانون اساسی و قوانین عادی موظف به رسیدگی و تعقیب و مجازات مجرمین و پیشگیری از تکرار چنین اعمال مجرمانه ای می‌باشد، زیرا: ۱۳۶۲ :اولا توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک مطابق ماده ۸۶ قانون تعزیرات مصوب جرم بوده و موجب مجازات تا ۳۰ ضربه شلاق می‌باشد که این عده در روز جمعه ۷۳/۱۰/۲ در مقابل بیت معظم له و شنبه ۷۳/۱۰/۳ در حسینیه شهدا پس از درس ایشان اقدام به این عمل نمودند. ثانیا: اقدام آنان در شکستن تریبون و آینه و دریدن پرده ها و غیره از مصادیق بارز اتلاف اموال غیر و موضوع ماده ۱۳۲ قانون تعزیرات می‌باشد و با توجه به اینکه تعداد مجرمین حدود ۴۰-۳۰ نفر می‌باشد عمل آنها اقدام جمعی به نحو قهر و غلبه محسوب می‌شود ماده ۱۳۲- هر نوع نهب و غارت و اتلاف اموال و اجناس و امتعه یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از ۳ نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود جزای آن حبس از ۲ تا ۴ سال است». ثالثا در مورد راهپیمایی روز جمعه ۷۳/۱۰/۲ این مطلب حائز اهمیت است که کلیه راهپیماییها باید با اجازه مقامات مسئول و با اخذ مجوز از وزارت کشور باشد و برابر اطلاع فاقد چنین مجوزی بوده اند در این صورت خود این حرکت عملی خلاف واثقه این جمع قانون بوده و قابل تعقیب و مجازات می‌باشد. رابعا: در مورد اعلامیه ۲۳ صفحه ای که نسخه ای از آن پیوست می‌باشد، این نوع اشاعه اکاذیب و تهمت خود جرم بوده و از مصادیق بارز ماده ۱۴۰ قانون تعزیرات

می‌باشد، «ماده ۱۴۰ - هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا انتشار آنها یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع به کسی امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود نسبت دهنده مفتری خواهد بود... ». مسئله مهمی که در اعلامیه مورد بحث قابل توجه می‌باشد علاوه بر تهمت و ناسزاگویی و تحریف حقایق مسلّم تاریخی و غیره موضوع نقشه حمله به شخص فقیه عالیقدر و مجروح کردن وی می‌باشد که در صفحه ۲۰ اعلامیه مذکور به چنین امری اشاره شده است و با عنایت به تهدیدی که از این ناحیه جهت امنیت جانی و حیثیتی ایشان و شاگردان ایشان وجود دارد تقاضا دارد دستور فرمایید سریعا نسبت به تعقیب و مجازات مسببین و محرکین غائله مذکور که تعدادی از آنها توسط شاگردان جلسه شناسایی گردیده اند و اسامی آنها در ذیل ورقه آمده است اقدام نموده و از هرگونه اخلال و بی نظمی در حوزه مقدسه علمیه که آبروی نظام و انقلاب اسلامی می‌باشد پیشگیری نموده، از هتک حیثیت علما و مراجع و طلاب و تهدید و ارعاب اشخاص جلوگیری نمایند که سستی در این امر عواقب بس ناگوار و غیر قابل جبرانی برای نظام اسلامی و حوزه های علمیه و بلکه برای کیان اسلام و تشیع خواهد داشت. والسلام علیکم ورحمة الله - ۷۳/۱۰/۱۸ شاگردان درس حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامت برکاته رونوشت: مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه ای دامت برکاته ریاست محترم جمهوری حضرت حجة الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی ریاست محترم قوه قضاییه حضرت آیت‌الله یزدی اسامی بعضی از متهمین که مورد شناسایی قرار گرفتهاند از این قرار است ۱ جواد چناری ۲ قدرت امیرخانی ۳ حسین مقدسی ۴-عباسعلی سالدورگر ه-محسن صاحبیان ۶- محمد شجاعی ۷ حمید اسدی ۸-محمد قائمی ۹ - یوسف اسدزاده ۱۰ - جعفر شامخی ۱۱ حمیدرضا (ابوالفضل نوری

بسمه تعالی دادستان محترم عمومی شهرستان قم . " احتراما همانطوریکه استحضار دارید در مورخه ۷۳/۱۰/۲۰ بعد از اتمام نماز جمعه قم عده ای در حدود ۲۰۰ نفر به مقابل حسینیه شهدا و بیت حضرت آیت‌الله العظمی منتظری آمده و اقدام به شعار گوئی و اهانت به ایشان نمودند و سپس در روز شنبه ۷۳/۱۰/۳ در حالیکه عده کثیری از فضلا و طلاب در محضر درس آیت‌الله العظمی منتظری مشغول استفاده از درس خارج فقه ایشان بودیم عده ای در حدود ۴۰ ۳۰ نفر که ۲ نفر آنها ملبس به لباس روحانیت بودند وارد حسینیه شهداء شدند و در جمع حضار نشستند و یکبار بطور جمعی اقدام به فرستادن صلوات جهت بهم زدن درس نمودند ولی موفق نشدند بلافاصله پس از پایان درس ایشان این عده از جای خود برخاسته و شروع به اهانت و هتاکی و بکار بردن الفاظ رکیک نسبت به شخص فقیه عالیقدر وطلاب و شاگردان معظم له، نمودند آنگاه اقدام به شکستن آینه و تریبون و واژگون کردن بخاری گازی و دریدن پرده ها کردند و با وضع بسیار زننده و ناشایستی که در شان افراد مسلمان و مودب به آدابی اسلامی نمی‌باشد نسبت به کلیه حاضرین جسارت کرده و آنها را تهدید نمودند که چنانچه فردا یکشنبه ۷۳/۱۰/۲۰ در درس حاضر شوند بعنوان ضد انقلاب با آنان برخورد کرده و از درس جلوگیری خواهند کرد. در تاریخ ۷۳/۱۰/۱۰ اعلامیه ای در ۲۳ صفحه تحت عنوان تحلیلی اجمالی از علت حرکت روشنگرانه طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در ارتباط با آقای منتظری و دفتر ایشان در سطح وسیعی در شهر قم پخش گردیده که از ظواهر آن چنین بر می‌آید این اعلامیه هم از طرف همان عده یا محرکین آنها تهیه شده باشد، و در این اعلامیه سراسر کذب انواع تهمتها و ناسزاها نسبت به ساحت فقیه عالیقدر و شاگردان مخلص معظم له وارد گردیده است از جمله شکستن آینه و واژگون کردن بخاری و شکستن تریبون را به شاگردان معظم له نسبت داده است . معهذا با عنایت به اینکه مطابق اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند و با توجه به اینکه مطابق اصل ۱۵۶ قانون اساسی قوه قضائیه قوه ای مستقل است که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایفی است که از جمله آنها رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات» و «احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع و کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام و اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم» می‌باشد و اعمالی که از طرف این عده صورت گرفته است از مصادیق بارز «جرم» بوده و قوه قضائیه و محاکم دادگستری مطابق نص صریح قانون اساسی و قوانین عادی موظف به رسیدگی و تعقیب و مجازات مجرمین و پیشگیری از تکرار چنین اعمال مجرمانه ای می‌باشد زیرا اولا : توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک مطابق ماده ۸۶ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۶۲ جرم بوده و موجب مجازات تا ۳۰ ضربه شلاق می‌باشد که این عده در روز جمعه ۷۳/۱۰/۲ در مقابل بیت معظم له و شنبه ۷۳/۱۰/۳ در حسینیه شهدا پس از درس ایشان اقدام به این عمل نمودند. ثانیا : اقدام آنان در شکستن تریبون و آینه و دریدن پرده ها و غیره از مصادیق بارز اتلاف اموال غیر و موضوع ماده ۱۳۲ قانون تعزیرات می‌باشد و با توجه به اینکه تعداد مجرمین حدود

۳۰ ۴۰ نفر می‌باشد عمل آنها اقدام جمعی به نحو قهر و غلبه محسوب می‌شود ماده ۱۳۲ هر نوع نهب و غارت و اتلاف اموال و اجناس و امتعه یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از ۳ نفر بنحو قهر و غلبه واقع شود جزای آن حبس از ۲ تا ۴ سال است». ثالثا : در مورد راهپیمائی روزر جمعه ۷۳/۱۰/۲ این مطلب حائز اهمیت است که کلیه راهپیمائیها باید با اجازه مقامات مسئول و با اخذ مجوز از وزارت کشور باشد و برابر اطلاع واثقه این جمع فاقد چنین مجوزی بوده، اند در اینصورت خود این حرکت عملی خلاف قانون بوده و قابل تعقیب و مجازات می‌باشد. رابعاً : در مورد اعلامیه ۲۳ صفحه ای که نسخه ای از آن پیوست می‌باشد، این نوع اشاعه اکاذیب و تهمت خود جرم بوده و از مصادیق بارز ماده ۱۴۰ قانون تعزیرات می‌باشد ماده ۱۴۰ - هر کس بوسیله اوراق چاپی یا خطی یا انتشار آنها یا بوسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع به کسی امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود نسبت دهنده مفتری خواهد بود .... مسئله مهمی که در اعلامیه مورد بحث قابل توجه می‌باشد علاوه بر تهمت و ناسزاگوئی و تحریف حقایق مسلم تاریخی و غیره، موضوع نقشه حمله به شخص فقیه عالیقدر و مجروح کردن وی می‌باشد که در صفحه ۲۰ اعلامیه مذکور به چنین امری اشاره شده است و با عنایت به تهدیدی که از این ناحیه جهت امنیت جانی و حیثیتی ایشان و شاگردان ایشان وجود دارد تقاضا دارد دستور فرمائید سریعاً نسبت به تعقیب و مجازات مسببین و محرکین غائله مذکور که تعدادی از آنها توسط شاگردان جلسه شناسائی گردیده اند و اسامی آنها در ذیل ورقه آمده است اقدام نموده و از هر گونه اخلال و بی نظمی در حوزه مقدسه علمیه که آبروی نظام و انقلاب اسلامی می‌باشد پیشگیری، نموده از هتک حیثیت علماء و مراجع و طلاب و تهدید و ارعاب اشخاص جلوگیری نمایند که سستی در این امر عواقب بس ناگوار و غیر قابل جبرانی برای نظام اسلامی و حوزه های علمیه و بلکه برای کیان اسلام و تشیع خواهد داشت والسلام علیکم و رحمة الله، ۷۳/۱۰/۱۸ شاگردان درس حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامت برکاته رونوشت : مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه ای دامت برکاته ریاست محترم جمهموری حضرت حجة الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت‌الله یزدی اسامی بعض از متهمین که مورد شناسائی قرار گرفتهاند از این قرار است: ۱ - جواد چناری ۲- قدرت امیرخانی - حسین مقدسی ۴ - عباسعلی سالدورگر ۵ - محسن صاحبیان ۶ - محمد شجاعی ۷ - حمید اسدی ۸ - محمد قائمی ۹ - یوسف اسدزاده ۱۰ - جعفر شامخی ۱۱ - حمید رضا (ابوالفضل) نوری

پیوست شماره ۱۹۳: مربوط به صفحه ۷۲۶ بیانات معظم له در پایان درس خارج فقه پیرامون بحران خلیج فارس و کشتار مردم مسلمان عراق توسط نیروهای، آمریکا، مورخه ۱۳۶۹/۱۰/۲۹ بسم الله الرحمن الرحیم خداوند ان شاء الله لعنت کند آل صباح را که دو سه سال پیش پای آمریکا را در خلیج فارس و در این منطقه باز کرد و خدا سزایشان را داد و آنها را الحمدلله آواره کرد، و بعدش خدا لعنت کند آل سعود را که برای حفظ حکومت پوشالی تحمیلی خودشان باز پای آمریکا و ایادیش و همه قوای کفر را به منطقه باز کردند حرم امن خدا را که به دستور پیغمبراکرم (ص) باید منطقه حجاز از کفار پاک باشد، منطقه وحی خدا را در اختیار آمریکا و ایادی کفر قرار دادند برای حفظ حکومت پوشالی خودشان و بالنتیجه با پول منطقه ماها، پول ذخائری که مال اسلام است با پول اینها بمب و موشک بر سر مسلمان ها بریزند، فرق نمی‌کند وقتی که بمب و موشک به سر ملت عراق بریزند مثل این است که به سر ما ریخته اند، ما صدام را کار، نداریم صدام هم یکی مثل همانهاست اما مردم مسلمان بیگناه بغداد و بصره و شهرهای عراق بمب و موشک به سرشان ریخته می‌شود، بهانه این است که چرا آل صباح را از کویت بیرون کردند چطور آمریکا آن وقت که اسرائیل شهرهای فلسطین را اشغال کند، فلسطینی ها را قتل عام می‌کند مدافع اسرائیل است، خودشان پاناما و کشورهای آمریکای لاتین را اشغال کنند آن دخالت و در می‌کنند می‌هیچ اشکال ندارد، از ینگه دنیا پا می‌شوند می‌آیند اینجا و خلاصه تمام منطقه را مثل اینکه مال می‌دانند، به اسم حمایت کویت کویت چیه، آقاجان اینها می‌خواهند منطقه در می‌دانند خودشان اختیار خودشان، باشد صریحاً می‌گویند نفت را می‌خواهند، مال خودشان خلاصه خدا لعنت کند آنهائی که پای اینها را باز کردند اینجا و امیدواریم ان شاء الله همان طوری که آنها سزای عمل خودشان را دیدند و آواره شدند و ان شاء الله ذلیل تر می‌شوند اینها هم سزای عملشان را ببینند و ذلیل، بشوند خداوند ان شاء الله مسلمانها را از شر همه شان نجات بدهد. علی ای حال الان که قوای کفر آمده اند توی منطقه اسلام، منطقه اسلام ایران و غیر ایران ندارد در اسلام مرز نیست اسلام اسلام است، بمب و موشک

با پول خودمان به سر ملت مسلمان عراق بریزند مثل این است که به سر ما ریخته اند «ما غزی قوم فی عقر دار هم الا «ذلوا کفار را کشیده اند تو منطقه، خودمان، الان که اینها توی منطقه ما آمده اند و دارند روی سر ما بمب و موشک می‌ریزند حالا وقت مرگ بر آمریکاست، ، همه کشورهائی که یک خرده غیرت دارند حتی اروپا حتی مقابل کاخ سفید حالا آنجا دارند شعار می‌دهند می‌تینگ می‌دهند علیه جنگ و متاسفانه خاک مرگ بر سر ما ایران ریخته شده همین طور اینجا ساکت نشسته ایم آنها هر کار می‌خواهند بکنند، اقلاً هر جوری می‌توانند اشخاص باید اظهار تنفر، بکنند اظهار انزجار بکنند که به چه مناسبت قوای کفر بیایند به سر ما بمب و موشک بریزند ما حتی مرگ هم بهشان نگوئیم و اظهار مخالفت نکنیم با آنها و با مسلمانان نامردی که آمده اند با اینها همکاری می‌کنند از مصر و سوریه و ترکیه و امارات و ما اقلاً اظهار تنفر هم نکنیم. هم خداوند ان شاء الله به مسلمانها یک جو غیرت بدهد یک جو حمیت بدهد، یک میلیارد مسلمان همه امکانات مال خودشان همه بدبختیها برای این است که این سران دست نشانده خائنند و آن وقت آخوندهای درباری هم که از همین ها حمایت می‌کنند همین دارند حمایت می‌کنند، و پیغمبراکرم (ص) فرمود: صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی الفقهاء و الامراء امرای ظالم و خائن خودفروخته و فقهائی که حامی این سلاطین خائن هستند. حالا هم خدایا به حق محمد و آل محمد مسلمانها را مخصوصا شیعه علی بن ابیطالب و شیعه ائمه اثنی عشر هشتاد درصد مردم عراق شیعه مذهب و مستضعفاند- خدایا مسلمانان را از شر کفار و اجانب و ایادی و عمالشان و این سران خائن نجات بده. خدایا وحدت کلمه بین دلهای مسلمین ایجاد بفرما ما را به وظایفمان آشنا بفرما. اللهم اخذل الیهود و الکفره، اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا، بجاه محمد و آله.

پیوست شماره ۱۹۴: مربوط به صفحه ۷۲۶ پیام معظم له به آیت‌الله العظمی خوئی در باره حوادث خونین عراق، مورخه ۱۳۷۰/۱/۲ بسم الله الرحمن الرحیم نجف اشرف – محضر مبارک مرجع عالیقدر تشیع آیت‌الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خوئی مدظله العالی پس از سلام و تحیت اوضاع هولناک و حوادث خونین عراق و قتل عام مسلمانان آن کشور و اهانت به ساحت مقدسه عتبات عالیات صانها الله عن الافات و تخریب بلاد و قری توسط عوامل رژیم بعث و تجاوز به حریم مقدس حوزه علمیه هزار ساله نجف اشرف و مقام محترم مرجعیت عامه و بازداشت و تحت فشار قرار دادن حضرتعالی و جمعی از علماء اعلام حوزه مقدسه به دنبال مظالم و لجبازیهای ممتد رژیم بعثی و توطئه های مرموز استعمارگران آمریکائی و غربی و صهیونیسم جهانی و کشتارها و تخریبهای بی رحمانه و طمع آنان نسبت به اراضی و ذخائر و منابع غنی کشورهای اسلامی و همکاری سران خود فروخته قلوب همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان و از جمله ایران اسلامی را سخت متاثر و جریحه دار ساخته است. حساسیت اوضاع کنونی عراق به حدی است که کوچکترین مسامحه یا ضعف یا تمایل به معادلات سیاسی سیاست بازان با وجود توطئه های عمیق و پشت پرده جنایتکاران خارجی و داخلی ضایعات و خسارات جبران ناپذیری را برای کشور عراق و اسلام عزیز به دنبال خواهد داشت تاریخ گذشته عراق نشان داده است که مرا عظام و علماء اعلام عراق و حوزه مقدسه نجف اشرف بیشترین نقش را در کسب استقلال آن کشور و طرد استعمارگران خارجی داشته اند و امروز با توجه خاص قدرت های استعماری جهان بخصوص آمریکای جهانخوار و صهیونیسم جهانی و اشغال نظامی قسمتی از آن کشور توسط آمریکا و متحدین غربی از یک طرف، و جنایات و مظالم رژیم بعث از طرف دیگر انتظار همه مسلمانان متعهد و نیروهای انقلابی و آزادیخواه این است که حوزه مقدسه نجف اشرف و علماء اعلام عراق زیر نظر حضرتعالی ملت مظلوم عراق را در تحصیل استقلال و آزادی کشور هدایت کرده و در مقاطع گوناگون وظائف و تکالیف شرعیه مبارزین مسلمان را تعیین و با تاسی به سالار

ائمه شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام موضعگیری ها به شکلی باشد تا فشارها و تهدیدهای داخلی و خارجی کوچکترین خلل و سستی در انجام این وظیفه مهم اسلامی و ملی بوجود نیاورد، و ان شاءالله در پرتو توکل و استمداد از خدا و توسل به ارواح مقدسه بزرگوار شیعه سلام الله علیهم رهبری حضرات علماء و مرجعیت شیعه بتواند با فداکاری و ایثار و تداوم مبارزه و مقاومت تمام نیروهای آزادیخواه و وظیفه شناس عراقی را از هر جناح و ملیت و در هر موقعیتی که هستند بسیج و همآهنگ کند تا انقلاب آن کشور را به پیروزی نهائی و حاکمیت عدالت و آزادی و استقلال واقعی برسانند. و بر مسلمانان متمکن و سران متعهد کشورهای اسلامی است که از هیچ کمک و مساعدت مادی و و معنوی بخصوص رساندن مواد غذایی و داروئی به ملت مظلوم و مبارز عراق دریغ نفرمایند و تنها به اظهار تاثر و تاسف قناعت نکنند. همه اینجانب مصیبت شهادت هزاران مسلمان مبارز عراقی و مردان و زنان و بچه های بیگناه بی پناه را به دست آمریکای مهاجم و مستعمرین غربی و نوکران آنان از یک طرف، و عمال بی دین و بی وجدان رژیم بعث از طرف دیگر به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و به مراجع معظم بخصوص حضرتعالی و حوزه های علمیه و بازماندگان محترم شهدا و به همه مسلمانان جهان تسلیت می‌گویم؛ و از خداوند قادر متعال سلامت حضرتعالی و رفع فشار و خطر از جنابعالی و سایر علمای اعلام و برادران گرفتار و موفقیت نهائی ملت مظلوم عراق و همه مسلمانان جهان را در صحنه های مبارزات از صمیم دل مسئلت می‌نمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ه رمضان المبارک ۱۴۱۱ قم، حسینعلی منتظری

بر تعالی بسم الله الرحمن الرحیم / تاریخ ۱۳۷۰/۱/۲ شماره پیوست ہے نجف اشرف محضر مبارک وجع عالیق در می‌آید ایران نامه های ما باید با اعلام خود و ظله العا پس از سلام و کیت: اوضاع هولناک و حوادث خونین عراق وقتل عام مسلمان آن شود و اکانت بدات و ده ها ماه های این ها همین الانا و تخریب بلا وقتی توسط مواد رژیم بعث وتجاوز جرم تقدیم خونه علیه ازار را بفشار و مقام محترم مرجعیت هسته و بازداشت و تقریشی قرار دادن حضور تالیا و جمعی از علما اسلام مولی مقدسه به دنبال معالم لجبازیهای متد رژیم بعثی و توطئه های مرموز معمارگران امرسانی و فوری و صید منم مهنا و کشتارکه و خریدهای بی رحمانه وطمع انان نسبت به اراضی و زخائر ومنابع غنی کشور های کلامی و همکاری سران خود فروخته و بی به ک قلوب هم مسلمانان و از اینخواهان جهان و از جمله ایران اسلامی را سخت متاثر و جریحه دار ساخته است قاشیت اوضاع کنون عراق بعدی است که کوچکترین مامحمد یا ضعف یا تایل معادلات سیاسی سیاست بازان با وجود توطئه که ی عمیق عراق و اسلامی را خودا ده : پشت پرده جنایت کاران خارجی و داخلی، ضایعات و خسارات جبران ناپذیری را برای به رگری شتر من نقش را در کیک استقلال آن شود. عظام و تاریخ گذشته عراق نشان داده است که مراجع عظام و علماء اسلام عراق مصونه مقدسه و طرد استعمارگران خارجی داشته اند. و امروز با توجه خاص قدرتهای استار می‌جهان بخصوص امریطانی خود آگخوار و صهیونیسم جهانی ور شغال نظامی قسمتی از آن کشور توسط امریکا و تحدین عربی از یک طرف بعنایات و نظام رژیم بعث از طرف دیگر، انتظار همه مسلمانان متعهد و نروی انقلابی و آزادیخواه این است که خونه متقدمه نجف اشرف و علماء اسلام عراق زیر نظر حضر عالم ملت مظلوم عراق را در تحصیل استقلال و آزادی کشور بدایت کرده و در تقاطع گوناگون وظائف و تکالیف شرعیه امبارزین مسلمان را عیدین با تاسی به سالار شهیدان حضرت ابا عبدال الحسن علی اسلام موضعگر به شکلی باشد تا شاره و تهدید تمامی داخلی و خارجی کوچکتر من خلال وستی در انجام این وظیفه مهم اسلامی وملی بوجود نیاورد، وان شادرات در پرتو تو کل درستمداد از خدا و توسل با رواج تعد سهامه بزرگوار سیعه سلام اله علیهم رهبری حضرات علماء و مرجعیت شیعه بتواند با فداکاری دانیار و تداوم مبارزه و مقاومت، تمام نیروعه ای از ادیخواه و وظیفه شناسی عراق را از هر جناح ویلی و در هر موقعیتی که هستند بسیج دام آهنگ کند تا انقلاب آ کشور را به پیروزی نهاد و مالکیت عدالت و آزادی و استقلال واقعی برسانند . و بهم می‌مانان متمکن و سران متحد شوری می‌آکادمی ست که از هیچ کمک رو عدت مادی معنوی بخصوص رساندن مواد غذان و دا روز ملت مظلوم و بارز عراق دریغ نفرمایند و تنها با ظهار تأثر و تاسف قنابلت نکنند این جانب مصیبت شهادت هزاران سلمان مبارز عراق مردان و زنان بیمه های بیگانه به نهاد را در امریکا مهامهم و تمرین فرج و نوکران آنان از یک طرف و عمل به دین وبه بعد ان رژیم بعث از طرف دیگر حضرت و تعصر علاله متاح فرجه الشریف و مراجع منظم بخصوص حضر ت ا ا وخون کم می‌علیه بازماندگان محترم شهداء واحد مسلمانان جهان تسلیت می‌گویم و از خداوند قادر متعال سلامت حضرتعالی و رفع فشار و خطر از جنابعالی و سایر علماء اسلام برادران گرفتار و موفقیت بنائے ملت مظلوم عراق و همه سلمانان جهان را وله در صحنه های مبارزات از همیم دل مسألت می‌نمایم و اسلام علیکم ورحمه ال و ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا م م م السلام

پیوست شماره ۱۹۵: مربوط به صفحه ۷۲۶ پیام معظم له به مناسبت تشکیل کنفرانس صلح خاورمیانه، مورخه ۱۳۷۰/۵/۲۰ بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض، و من یتولهم منکم فانه منهم، ان الله لا یهدی القوم الظالمین فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائرة فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم نادمین (المائدة (۵۱-۵۲ صدق الله العلی العظیم. امریکای جهانخوار که به دعوت سران، سرسپرده منطقه خلیج فارس را رسماً اشغال نظامی کرد و به کشتارها و تخریبهای وحشیانه دست زد اینک با احساس پیروزی نظامی و نداشتن رقیب خود را قیم منطقه فرض کرده و برای کشورهای اسلامی نقشه های خطرناک طرح می‌کند و از جمله تصمیم دارد با تحمیل یک کنفرانس فرمایشی به نام صلح به اسرائیل غاصب این فرزند نامشروع استعمار - شرعیت سیاسی بدهد و سران خود فروخته را بر سر می‌ز مذاکره با اسرائیل بنشاند. آمریکا از یک طرف اسرائیل را در جنایتها و آدم کشیها و توسعه طلبیها و حتی تولید سلاح های خطرناک آزاد می‌گذارد و کمکهای کلان خود را در اختیار آن می‌گذارد، و از طرفی به نام حمایت از صلح منطقه کشورهای اسلامی را خلع سلاح و یا محدود می‌کند. خداوندا، اسلام به پیروان خود درس ایمان و استقامت و عزت و فداکاری می‌دهد و این همه فداکاری و مردانگی و شهادت در راه حق را تاریخ از مسلمانها ثبت و ضبط کرده است، اینک چه شده است کسانی که به نام اسلام عزیز بر کشورهای وسیع اسلامی با این همه ذخائر و امکانات مادی و معنوی حکومت می‌کنند این اندازه در مقابل کفر جهانی خودباخته و ذلیلند به نحوی که برای ادامه چند روز حکومت پوشالی خود شرف و حیثیت خود و ملتشان را می‌در صورتی که خداوند قادر متعال در آیات کثیره از قرآن کریم از موالاة و دوستی با کفار و اهل کتاب نهی کرده و فرموده است و ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم فروشند؟!

شیئا» (آل عمران، ۱۲۰.) آیا اینان سرنوشت شوم پادشاهان ظالم و حکام ستمگر را نخوانده و نشنیده اند؟! توجه ندارند کسانی که با فشار استعمار پیر بریتانیا وجود کشور اسرائیل را امضا کردند اینک تاریخ معاصر نام آنان را با چه ننگ و رسوائی یاد می‌و رسوائی یاد می‌کند و الان در جهنم سوزان خدا گرفتارند؟! اینان اگر فرضاً دین ندارند چرا اقلاً مردانگی و شهامت و غیرت را حفظ نمی‌کنند و زیر بار تحمیلات کفر و صهیونیسم جهانی می‌روند؟! باری شرکت در کنفرانسی که اسرائیل غاصب در آن شرکت داشته باشد خیانت به اسلام و شرعیت دادن به اسرائیل و پاگذاشتن روی حقوق حقه ملت فلسطین است. تا حال کدام صاحب خانه با دزد غاصب طماع کنفرانس صلح تشکیل داده و با او بر سر می‌ز مذاکره نشسته است؛ در این کنفرانس تحمیلی به طور قطع و یقین اسرائیل امتیاز می‌گیرد و یک جو امتیاز نمی‌دهد و فقط ننگ و عار ابدی برای شرکت کنندگان باقی خواهد ماند. هر کشوری که اجازه دهد این کنفرانس تحمیلی در آن کشور تشکیل شود به اسلام عزیز و ملت مظلوم فلسطین خیانت کرده و خونهای پاک هزاران شهید را زیر پا گذاشته است. ملتهای مسلمان باید به وظیفه مهم خود در برابر حکامی که به آرمان مسلمین خیانت می‌کنند توجه نمایند و در این مساله مهم سرنوشت ساز سرنوشت ساز بی تفاوت بر حسب نقل مورخین و از جمله طبری ج ۷ ص ۳۰۰ چاپ لیدن) سالار شهیدان سرور آزادگان حضرت سیدالشهداء (ع) از رسول خدا (ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنة رسول الله (ص) یعمل فی عباد الله بالاثم والعدوان فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله» الحدیث. نمانند. بر حس سکوت مسلمانان و مردم آزاده جهان در مقابل این رسوائی بزرگ موجب سخط خدا و لعن و نفرین آیندگان خواهد بود اینک که ملت مظلوم فلسطین برای احقاق حقوق خود و نجات قدس عزیز قیام کرده است و هر روز شهیدانی در این راه مقدس تقدیم می‌نماید، بر همه مسلمین واجب است آنان را در این جهاد مقدس به هر نحو ممکن یاری کنند و نگذارند بازیهای سیاسی چراغ این نهضت مقدس را خاموش

، نماید آنچه به زور گرفته شده جز به جهاد و زور به دست نمی‌آید. و در این میان بیش از همه ملت مسلمان ایران و بخصوص حوزه علمیه قم و مردم شریف و مبارز قم که پایگاه انقلاب اسلامی است باید به این وظیفه مهم توجه نمایند، و ان شاء الله زمینه پیاده شدن و عده امام صادق (ع) برحسب روایت بحارالانوار مرحوم مجلسی را فراهم نمایند ج۵۷ ص ۲۱۶ طبع بیروت.) والسلام علی جمیع اخواننا المسلمین و رحمة الله و برکاته ۳۰ محرم الحرام ۱۴۱۲ – ۱۳۷۰/۵/۲۰ قم – حسینعلی منتظری

بسم الله الرحمن الرحیم : و من یتولاهم مسلم کا انه فیلم، ان است الالهدی القوم الظالمین یا ایها الذین آمنو الانتحاروا الیهود والنصاری اولیاء لبعضهم أولیاء بعض فری الذین فی قوام مرض یسارعون فیهم یقولون نخی ان تصیبنا دائرة الی ان ی ا ا ا ا ا ا ا م م و و و العادات و انا الفهم نادمین و المائلة ۵۲۵۱) صدق الله العلی العظیم. ا ا ا ا او را که به اوت سران سر پرده منطقه ای ایرانیان کرد و یک بار او را با رایانه دست زد ایک با احساس پیروزی نظامی و نداشتن رقیب خود را تیم منطقه فرض کرد و برای کشورهای اسلامی نقشه های اراک طرح می‌کند. از جمله تصمیم دارد با کمیل یک کنفرانس فرمایشی بنام صلح باسرائیلی خاص این فرزند تا شروع استمارت شرعیت سیاسی بدید و یران خود رفته را بر سرمیز مذاکره با اسراید بنشاند . امریکا از طرف سایر را در جنایتها و آدمکشها و تو چلیها و حتی تولید سلاحهای خطرناک آزاد می‌گذارد و کمکهای کلان خود را در اختیار آن می‌گذارد و از طرف بنام حمایت از صلح منطقه کشورها می‌سلامی را خلع سلاح دیا محدود می‌کند . خداوند اسلام به پیروان خود در ایران و استاد و رانت و فداکاری دیدید ان ها را در دادند و شهادت در راه در تاریخ ا ا ا ا ا ا ا وا داد تا این که دارای این که نام سلام عزیز کشورهای وی اسلامی با ان هم دارد امکانات مادی و معنوی حکومت می‌کنند این دندان درد تا ر کر تا خود باخته و دلیلند بخونکه برای ادامه چند روز حکومت پوشاله خود شرف و حیثیت خود و دلشان را می‌فروشند ؟؟. در صورتیکه خداوند قادر متقال چند روز خود و را در آیات کثیره از قرآن کریم از موالاه و دوستی با کفار و هر کتاب نمی‌کرده و فرموده است. در وان تعبد و او تقوا الانر کم کرد هم شاه لان عمران آیا اینان سرنوشت شوم باد شایان ظالم و عام ستمگر را خواند و نمی‌داند؟ آیا توجه ندارند اینکه با فارسی تار پر بریتانیا وجود کشور برائیل را امضاء کردند اینک تاریخ معاصر نام آنان را ب جه نگ و سواد یاد می‌کند و الان در جهنم سوزان خدا گر فتارند ؟؟ - اینان اگر فرضا دین ندارند چرا از مردانگی بهاست و غیرت را حفظ می‌کنند زیر بار حملات گروه امونیم جهانی می‌روند؟ با واسط اموت باری شرکت در کنفرانی که پراتیک خاصی در آن شرکت داشته باشد خیانت با سلام و شرعیت دادن با سرانک و با گذاشتن روی حقوق حفر لیست تا حال کدام صاحب خانه با دزد غاصب طاع کنفرانی صلح شکل داده با او بر سرم زدند که نشسته است در این کنفرانی تکمیلی بطور قطع و اسرائیل امتیاز می‌گیرد و یک جو امتیاز نمی‌دهد و فقط ننگ و عار ابدی برای شرکت کنندگان با قی خواهد ماند ۱۲۰ فلسطین پاکستان مو م مظلوم فی من برای گرفتند زیر پا گذاشته است و ملتهای مسلمن باید وظیفه مهم خود در برابر مقامی که به آرمان سامانی حیات می‌کند توجه نمایند و در این شام مهم بر توست بے تفاوت نمانند. برجب نقل مورخین واز حمله طبری (۲ ۷حت چاپ لیدن) : سالار شدان و سرور آزادگان حضرت سید الشهداری از رسول خداحت نقل می‌کند که آن حضرت فرمود : ها من رأی سلطا نا جائز استعلا حرم الہ ناگنا کو مداله مخالفانسته رسول الله ما می‌ر نے باد داد می‌است ناک بالاثم والعدوان فلم بغیر علیه بفضل واقول کان حقاع الته أن یدخله مدخله الحدیث . سکوت مسلمانان و مردم آزاده جهان در تقابل این رسوائے بزرگ موجب خطا خدا ولعن و نفرین آیندگان خواهید بود ا ا ا ا ا حقوق خود و نجات قدسی از قیام کرد است در روز شهیدان در این راه تقدر تقدیم می‌اید بر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا د ا ر ا ر و یکی یاری و نگذارند بازیهای سیاسی چراغ این نهضت تقدس را خاموش نماید انچه بزور گرفته شده جز به کار و زور بدست نمی‌آید و در این میان بیش از هم مالت سلمان ایران درخصوص حوزه علمیه تم ومرمر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا اسلامی است باید این طایفه موم توجه نمایند و ان شاء الله زمینه پیاده شدن و علامام صادق تج بر حسب روایت بحار الانوار و و السلام مع مجمع اخوانها این ورحم انه وبرکاته ۳۰ محرم الحرام ۱۴۱۲ - ۱۳۷۰/۵/۲۰ است را فراهم نمایند (ج ۵۷ متر ۲۱ طبع بیروت

پیوست شماره ۱۹۶: مربوط به صفحه ۷۲۶ متن پیام معظم له به ششمین کنفرانس سران کشورهای اسلامی در داکار ۲ جمادی الثانیة ۱۴۱۲ – ۱۳۷۰/۹/۱۸ بسم الله الرحمن الرحیم - توسط وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سنگال - داکار - ششمین کنفرانس اسلامی و فقها الله تعالی لتقویة الاسلام. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین (آل عمران، ۱۳۹) «فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون، والله معکم، و لن یترکم اعمالکم (محمد، ۳۵) اینجانب با تو به حساسیت شرائطی که جلسه سران کشورهای اسلامی الله تعالی در آن تشکیل می‌شود برحسب وظیفه الهی و وجدانی لازم دیدم وفقهم نکاتی را تذکر دهم شما آقایان محترم به خوبی از جریانات تلخ این زمان و مصائبی که از ناحیه دشمنان اسلام اسلام عزیز و مسلمین را تحت فشار قرار داده اطلاع دارید. از طرفی توطئه دیرینه صهیونیسم جهانی با پشتیبانی آمریکا و غرب مسجد الاقصی قبله اول مسلمانان و قدس شریف و اراضی مسلمین را اشغال و در قلب جهان اسلام مانند یک غده سرطان جای گرفته و به کشتار وحشیانه مسلمین ادامه می‌دهد، و برنامه اشغال از نیل تا فرات خود را مجدانه تعقیب می‌نماید و اینک درصدد است رسمیت خود را نیز به سران کشورهای اسلامی تحمیل کند؛ و از طرف دیگر در هند و سریلانکا و منطقه های دیگر نیز مسلمانان بی دفاع تحت فشار و ظلم دولت های خونخوار و ظالم قرار گرفته اند و در مقابل بسیاری از سران کشورهای اسلامی یا در اثر بیگانگی از اسلام اصیل و ملت خود عمال بیگانگان شده اند، و یا در اثر ضعف روحی، ، اتکال اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری را از دست دادهاند و در نتیجه کشورهای اسلامی دچار تشتت و ضعف و انحطاط شده اند. و به خدا