کتاب‌هاخاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها) ‹ بخش ۱۷

خاطرات آیت‌الله منتظری - جلد دوم (پیوست‌ها)

بخش ۱۷ از ۲۱

مرا بتعالی تاریخ ۱۸/۱۰/۸ شماره پیوست. بسم الله الرحمن الرحیم توسط ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب حجت‌الاسلام ارقامی کو بے دست افاضاته حضرات آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ایران دامت توفیق الهم مهمه ای که بر پس از سلام و تحیت این که با داشتن مطلب گفتی ز ا د ا د ر ا ط فعلی تصمیم به ادامه سکوت داشتم و چون سو ت ا ا ا ا ا ا ا ا ه ه و و و انتقالات نظام و کشور مربوط است نزد خدا و بعدان و ملت عزیز ما گناهی است با بخشودند ناچار شدم نکاتی را راجع به که رستوران خارجی که در این روز مطرح است تذکر دهم VV فی الوسائل (۱۳۲۰ م) : قال رسول الله من ایاکم والدین خانه امین الدین در وقال علی کے ایاکم والدین خانه هم باللیل و ذل بالنهار یا "۱" ۱۱% موضوع استقراض خارجی از ظر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا او را که تاکنون در اود ان اشد با بود هزاران رشید و محلول و مجروح و اسیر داده ام مخالف است، و از طرف دیگر از جمله مال وقتی مد که در آخرین زیاد تم از حضرت امام طاب ثراه مطرح نمودم نو الرازم داشتم توجه نمایندگان محترم ملت را بعواقب منفی و ذلت بار آن جلب نمایم می‌دانید که دولتهای استار در غرب شرق که م و لا لیگی قرض دادن و سرمایه گزار باشی کلند خارجی بدست آن است هیچگاه خیر و صلاح ملت ما در شد و شکوفائه اقتصاد ما و جهان سوم را نمی‌خواهند، دنجه برای انها مص است وابستگی اقتصادی و بدنبال آن وابستگی فرهنگی روسیان و بے آبرو کردن انقلاب و نظام اسلامی در جهان توم و نزد ماهای مودم و تضعفی است که چشم امید با انقلاب اسلامی ما دوخته اند.

ص۲ به تعالی تاریخ شماره پیوست. انان هر چند در که متقاضی یا سرمایه گذاری ا ر ا ا ا ا ا ا و و و و راه های خود می‌گردند و ما نباید جمعت با ساده لوحی و خوش باوری برخورد نمایم، اگر جاذ به معنوی و حیثیت جهانی انقلاب ما را گرفتند در حد تیر خلاصی را با نقلاب وارزشهای آن زده اند . برای بازسازی کشور خرید تکنولوژی و فرهای تخصص لدی الاحتیاج بمراتب مفید تر از استقراض و سرمایه گزاریهای خارجی است. شیشه در جهان سوم کدام کشور را سراغ دارید که گرفتار اعتراض شده باشد و توانسته باشد استقلال سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کند یا از زیر با تشرق نجات یا بد؟ استقراض خارجی وابسته کردن نسل آنے کشور است و آنان هر چه لعن و نفرین داشته باشند نگار هر لعن دسته با . ند گانه می‌کنند که تصویب کنندگان این قبیل طرحها بوده اند این جانب در آخرین دیدارم با رهبر فقید انقلاب حضرت امام قدس سره الشریف به پاره ای از خودرو و اسارت بار استقراض خارجی رشاده کردم و گفتم یعنی را رستوران خارجی زیر پا گذاشتن همه ارزشها و شعار ه می‌ده ساله است و ملت مسلمان و تقاوم ایران حاضر است گرسنگی بخورد و زیر بار دلت نرود. حضرت امام فرمودند: اقای موسوی هم با استخراجی مخالف سرست و دو روز بعد از بیست ایشان بیمه پیغام داده شد که حضرت امام فرمودند حق با فلانی است و بگویید اقایان زیر بار استقراض نروند. ور لبته شورایشی آن ها می‌شوند در بعضی از ر م ه ا ند ا ز کا ر ی تکراری شاری بالهند وبالت و سرمایه های داخلی بداء و امنیت و فرصت فعالیت بیشتر می‌بدهند. خداوند به ما توفیق خدمت با سلام و انقلاب کشور صبر و بردباری در باغ و کبودی و خوش نیست در کارتهم عنایت فرماید. و السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته ۱۳۶۸/۱۰/۸ جون

پیوست شماره ۲۱۸: مربوط به صفحه ۷۲۸ متن بیانات معظم له در ارتباط با مساله استقراض، خارجی، مورخه ۱۳۶۸/۱۰/۱۱ السلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته بسم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الله الرحمن الرحیم و به نستعین کنتم خیر امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر اولا به شما برادران و خواهران که از شهرستان انقلابی نجف آباد که پیشقدم در انقلاب و پیشقدم در جبهه ها بوده است و استقامت خودش را در همه مراحل حفظ کرده است و از سایر برادران و خواهرانی که از جاهای دیگر تشریف آورده اند، شهادت بی بی عالم حضرت زهرا (س) را تسلیت می‌گویم امروز بر حسب روایتی که از امام ششم امام صادق (ع) رسیده وفات حضرت زهرا که باید تعبیر به شهادت کرد می‌باشد. تعبیر روایت امام صادق (ع) این است و کان ذلک لثلاث خلون من جمادی الاخری». در روز وفات حضرت زهرا (س) اختلاف است چند روز را گفته اند؛ اما آنکه سند خوب دارد و تصریح هم شده است همین امروز است که سوم جمادی الاخری است. خداوند ان شاء الله به من و شما برادران و خواهران توفیق بدهد که همیشه پیرو دستورات پدر زهرا و حضرت زهرا و شوهر زهرا و فرزندان زهرا، باشیم ان شاء الله و در قیامت خداوند دست ما را از دامان این بزرگواران کوتاه نفرماید خدایا همه اینها که اینجا هستند عاشقان حضرت زهرا هستند تو را قسم می‌دهیم به حق حضرت زهرا (س) شر کفار و اجانب را از کشورهای اسلامی برطرف بفرما آمین (حضار و راه کربلا و مکه معظمه را با نابودی سر صدام و آل سعود بر همه دوستداران اهل بیت باز بفرما (آمین حضار). حضرت زهرا (س) خطبه مفصلی دارند که در مسجد مدینه و در حضور خلیفه اول ایراد فرموده اند و آن خطبه خیلی طولانی است. حضرت در ضمن خطبه شان فرمایشاتی راجع به نماز و ارکان دین و فروع مهمه دین از جمله نماز و روزه و... دارند، تا می‌رسد به امر به معروف و نهی از منکر عبارت حضرت زهرا (س) این است: «فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک»، خطبه خیلی مفصل است. می‌فرماید: خدا ایمان را

خدا به خاک می‌وسیله پاکی شما از شرک قرار داده است و الصلوة تنزیها لکم عن الکبر خدا نماز را قرار داده برای اینکه شما را منزه کند از کبر و بزرگ فروشی وقتی که انسان در مقابل افتد این معنایش این است که من کسی نیستم حتی پیغمبراکرم (ص) هم باید به خاک، بیفتد ائمه هم به خاک بیفتند همه بندگان خدا در مقابل خدا باید خاضع باشند. آن وقت حضرت ادامه می‌دهند تا اینکه می‌فرمایند «والامر بالمعروف و النهی عن المنکر مصلحة للعامة»، خداوند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده، برای چی؟ برای مصلحت، اجتماع معنایش این است که دین اسلام فقط یک وظایف شخصی نیست که انسان یک نمازی برای خدا بخواند دیگر کار به جامعه نداشته باشد. دین مقدس اسلام همین طور که وظایف فردی تشریع کرده وظایف اجتماعی هم تشریع کرده است. قرآن کریم هم می‌فرماید: «کنتم خیر امة اخرجت للناس» شما مسلمانها بهترین امت هستید که در روی زمین، آمدید چرا؟ برای اینکه شما این قدر رشد دارید این قدر درک دارید که علاوه بر وظایف، شخصی خدا یک وظیفه اجتماعی مهم هم به عهده شما گذاشته است هر یک از ما مرد باشد یا زن معمم باشد یا کشاورز باشد یا کاسب هرکس می‌خواهد باشد، حتی خانم ها، بخصوص خانمها را هم خدا اسم برده در سوره توبه دارد والمومنون و المومنات بعضهم أولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر یعنی همه زنهای مومنه، همه مردهای مومن اینها ولی هستند نسبت به یکدیگر یک نحوه ولایتی دارند، یک نحوه تسلطی دارند، منتها مقدار تسلطشان این است که امر به معروف و نهی از منکر کنند. پس این یک وظیفه ایست که فقط مال آخوند، نیست مال همه جامعه است در جامعه هر فردی جلوی انحرافات را به اندازه قدرتش باید بگیرد، هر فردی مصالح جامعه را به اندازه قدرتش باید گوشزد کند تا می‌تواند به نحو اثبات جلوی مفاسد را بگیرد، حتی اگر یک وقت نتوانست باید مبارزه منفی بکند ببینید این حضرت زهرا (س) که ما این همه برایش مجالس برپا می‌داریم اصلا این برپا داشتن مجالس برای این است که یاد بگیریم و برای ما درس باشد حضرت زهرا تشریف می‌آورند در مسجد مدینه، خطبه غرایی می‌خوانند و مصالح اسلام را می‌گویند و از امیرالمومنین (ع) دفاع می‌مردم نسبت به کاری که انجام دادهاند و این امیرالمومنین که این همه پیغمبر در غدیر خم و در مقاطع مختلف به عنوان خلیفه خودش معین کرده بود، حالا امیرالمومنین را کلاهی، کنند، به

عصم الله» از صحنه سیاست کنار زدند حضرت زهرا (س) توی مسجد دفاع می‌کند از امیرالمومنین، بعداً وقتی که دید به صحبتها آن طور که باید ترتیب اثر داده بشود نشد، از باب اینکه «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم مردم نوعاً طالب دنیا هستند، مولا امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند: «و انما الناس مع الملوک و الدنیا، الا من مردم همه با پادشاهان و با قدرتمندان دنیا هستند مگر کسی که خدا حفظش کند. خوب حضرت زهرا از راه مبارزه مثبت وارد شد و خطبه را خواند و بعد مبارزه منفی. چه مبارزه منفی که اثرش تا روز قیامت باقی است. الان از یک میلیارد مسلمان دنیا بپرسید که خوب مگر حضرت زهرا دختر پیغمبر نبود؟ می‌گویند چرا، مگر آیه تطهیر در شانش نازل نشده؟ چرا مگر پیغمبر در مباهله فاطمه زهرا را نیاورد؟ چرا مگر پیغمبر نفرمود: «فاطمه بضعة منی، فاطمه پاره تن من است؟ چرا خوب پس قبر حضرت زهرا کجاست؟ اگر مردم از حضرت زهرا تشییع کرده بودند همه خوب دیده بودند کجا دفن می‌شود. حضرت زهرا وصیت می‌کند وقتی مولا امیرالمومنین تشریف آوردند از مسجد، دیدند رقعهای زیر سر حضرت زهراست معلوم می‌شود نوشته بوده حضرت یا خودش خط داشته یا گفته نوشته اند مرا شب غسل، بده مرا شب کفن کن و شب دفن کن تشییع جنازه نکن نمی‌خواهم آنانی که به من ظلم کرده اند در تشییع من، در مراسم دفن من حاضر شوند. خوب این مبارزه منفی الان به یک میلیارد مسلمان بگو خوب، شما قبول دارید که حضرت زهرا دختر پیغمبر بوده این همه سفارش راجع به او شده، کو قبرش؟ چرا شب دفن شده؟ چرا گفت شب دفنم کنید؟ معلوم می‌شود ناراحت بوده از حکومت معلوم می‌شود ناراضی بوده از آنهایی که به جای پیغمبراکرم نشسته اند اگر همه چیزها را جواب دهند این را جواب ندارند بدهند. هر کس از صحابه، از اصحاب، قبر معینی دارد چطور قبر حضرت زهرا نامعلوم است؟ چطور مجهول است؟ این را می‌گویند مبارزه، منفی یعنی یک کاری کرد که تا روز قیامت بفهماند که از رفتار اینهایی که به دروغ خودشان را جانشین پیغمبر اکرم (ص) قلمداد کردند از دست اینها ناراضی است همین نهی از منکر است امر به معروف و نهی از منکر یک وقت به نحو مثبت است یک وقت مبارزه منفی است حضرت زهرا (س) در آن وقت می‌فرمایند: «والامر بالمعروف و النهی عن المنکر مصلحة للعامة این برای

مصلحت عمومی است برای مصلحت جامعه است یعنی همه افراد باید مصالح جامعه را در نظر بگیرند، منحصر به آخوند و زید و عمرو، سیاسی و غیرسیاسی نیست، مسائل اسلام فقط نماز و روزه نیست مسائل سیاسی، اسلام مسائل اقتصادی، اسلام، اینها همه مسائل اسلام است و لذا در همه مسائل اسلام افراد حق اظهار نظر دارند، اگر منکری باشد باید جلویش را بگیرند. دوم حالا روی این اصل من طلبه از باب اینکه یکی از افراد مسلمان جامعه هستم وظیفه ام است اگر چنانچه مسائلی را دیدم تذکر بدهم شما برادران و خواهران می‌دانید که با این همه سوابقی که من در انقلاب داشتم و تا حالا این را نگفتم، ولی حالا می‌گویم، من دوم شخص انقلاب بودم (تکبیر حضار) اول شخص انقلاب حضرت امام قدس سره بودند و شخص انقلاب من بودم با اینکه تعریف از خود درست، نیست آن وقتی که من در انقلاب فعالیت داشتم و همین طور فرزند شهید من گریه حضار بعضی از کسانی که الان پستهای حساسی دارند ما را مسخره می‌کردند می:گفتند شما دیوانه اید که اعلامیه چاپ می‌کنید علیه شاه مگر می‌شود با شاه مبارزه کرد در آن وقت ما پرچمدار انقلاب بودیم، زندانهایش را رفتیم کتکهایش را خوردیم بر هیچ کس هم منت ندارم، برای خدا کردم، اجرم را هم از خدا می‌خواهم چون نسبت به انقلاب از پایه گذاران انقلاب بودم اگر اشتباهی دیدم باید تذکر بدهم. دیدید شما در روزنامه ها در، مجلس در دانشگاه ها به وسیله جزوه ها اکاذیبی علیه من پخش کردند، توهین کردند دروغ شاخدار نوشتند گریه حضار) و من به خاطر حفظ وحدت و حفظ اصل انقلاب و اینکه دشمنان خارجی و منافقین نتوانند سوء استفاده کنند سکوت کردم و به سکوت خودم ادامه دادم فقط به خاطر خدا گریه حضار) اکاذیبی که به صورت جزوه پخش کردند در روزنامه ها چاپ کردند البته کسانی هم به به آنها جواب داده اند، چندنفر من سراغ دارم بر آنها جواب مستدل به صورت کتاب نوشته اند و من تا حال از پخشش جلوگیری کرده ام به خاطر حفظ وحدت و حفظ انقلاب، خیال نکنند جواب نداشته جواب داده شده است. البته من خودم فرصت ندارم ولی کسانی نوشته اند. اما امروز که من عنوان می‌کنم برای اینکه مساله ای اتفاق افتاده، پس من به عنوان دفاع از خودم تا حالا هیچ نگفتم سکوت کردم امکانات را هم از من گرفتند، من را

امکانات نداشتم آنها روزنامه داشتند هر چه می‌خواستند گفتند. شما یادتان هست سال قبل در ۲۲ بهمن من در همین حسینیه :گفتم رادیو و تلویزیون ایران و روزنامه ها کی گفته است که در اختیار دوسه نفر باشد؟ مال همه ملت، است چطور هرکس هرچه خواست توی روزنامه نوشت حتی علیه شخص من و من طلبه حتی تسلیت برای وفات پدرم دادم به روزنامه ها و گفتند چاپ نمی‌کنیم گریه (حضار این چرا؟ خوب اینها شده، عرض کردم من برای دفاع از خودم تا حالا سکوت کردم اما مساله ای اتفاق افتاده و آن مساله اینکه شما برادران یادتان است که یک وقت در زمان شاه خائن شاه منفور از آمریکا ۲۰۰ میلیون دلار می‌خواست قرض بکند، مساله کاپیتولاسیون آمد و مرحوم حضرت امام مبارزه کردند، قیام کردند و می‌شود بگویی انقلاب ما از آن وقت اوج گرفت. مساله کاپیتولاسیون شاه می‌خواست خواست ۲۰۰ میلیون دلار از آمریکا قرض .کند به خاطر این مساله حضرت امام مبارزه کردند، فرمودند قرض کردن از کشور خارجی، آن هم نزولش را بدهی، این فروختن اسلام و کشور است و آن سخنرانی عجیب را ایشان کردند. بعد از آن باز در زمان شاه خائن ۳۵ نفر از سرمایه داران آمریکا می‌خواستند در ایران سرمایه گذاری کنند و روزنامه ها همه نوشتند، آن وقت حضرت امام ایران نبودند یا ترکیه بودند یا نجف، حالا تاریخش من یادم نیست، از بس اختناق بود و نمی‌شد کاری کرد یک اعلامیه علیه سرمایه گذاری آمریکایی ها در منزل من در خاکفرج تهیه شد، من و مرحوم آیت‌الله ربانی که تصادف کرد و از دنیا رفت خداوند ان شاءالله درجاتش را عالی کند آمین) حضار) - نشستیم یک اعلامیه دو تایی تنظیم کردیم تا حالا هیچ جا منعکس نشده و بی - امضا به اسم حوزه علمیه منتشر کردیم نمی‌شد امضا کرد به یک زحمتی آن را پلی کپی کردیم و پخش کردیم. مرحوم آیت‌الله سعیدی از تهران آمد قم خانه ما در خاکفرج، گفت این اعلامیه شما اعلامیه خوبی بود اما حیف که بی امضاست بیایید امضا کنید. گفتم آقای سعیدی من آدم ترسویی نیستم ولی من تنهایی امضا بکنم اثرش کم است شما برو نه نفر دیگر امثال آقای مشکینی و دیگران اسم بردم برو نه نفر دیگر را پیدا کن حاضر بشوند امضا کنند من هم یکی ما ده تایی امضا می‌کنیم پخش می‌کنیم. عرض کردم آن وقت مرحوم حضرت امام در ایران نبودند. مرحوم آقای سعیدی از خانه ما رفت دنبال این کار یک وقت هم شنیدم مرحوم آقای سعیدی خودش برداشته یک چیزی هم خیلی

نوشته است به عنوان سرمایه گذاری آمریکایی ها و برای شخصیتها فرستاده، بازداشتش کردند در زندان هم شهیدش کردند یعنی شهادت مرحوم آیت‌الله سعیدی روی سرمایه گذاری آمریکایی ها بود که خارجیها می‌خواستند سرمایه گذاری کنند توی ایران این را هیچ کس شاید به این خصوصیت اطلاع ندارد و من برای شما الان عرض کردم. این حوادثی بوده است که شما جلوتر خبر نداشتید. شما می‌دانید من رئیس خبرگان قانون اساسی بودم و مرحوم آیت‌الله بهشتی هم به عنوان معاون بود قانون اساسی چاپ شده بروید ببینید اصل ۸۱ قانون اساسی می‌گوید دادن امتیاز تشکیل شرکتها و موسسات در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقا ممنوع است. یعنی ایران حق ندارد به خارجیان حتی امتیاز خدمات هم، بدهد امتیاز شرکت و تجارت و اینها حق ندارد بدهد، این هم اصل ۸۱ قانون اساسی. حالا اخیرا کسانی که روزنامه خوانده اید واقفید در روزنامه های همین روزها در مورد برنامه پنج ساله بوده است، کسی با برنامه مخالف نیست البته برنامه باید باشد برای بودجه کشور به عنوان برنامه پنج ساله کشور آمده اند یک چیزهایی را قطار کرده اند و قسمتهایی از آن را توی مجلس تصویب کرده اند و از روزنامه ها هر کس خوانده می‌بیند توی خود مجلس جنجال بوده است، اختلاف درش بوده، شاید این قسمتهایش به یک آراء خیلی کمی، حالا من نمی‌دانم در چه شرایطی نماینده ها بعضی هاشان تصویب کردند در تبصره ۲۹ آن همین چیزی که گزارش کمیسیون برنامه و بودجه مجلس است از جمله چیزهایی که دارد عقد قرارداد با پیمانکاران خارجی است. این خلاف نص صریح قانون اساسی است. بعد در آن درآمد فرضی خیالی برای کشور تنظیم شده است حدود ۱۲۰ میلیارد دلار ارز، یعنی ارز خارجی، یعنی در ۵ سال هر سالی ۲۴ میلیارد دلار درآمد ما باشد، درصورتی الان همه درآمد ارزی ما از نفت و گاز و صادرات و همه را که روی هم بریزیم به ۱۲ میلیارد دلار معلوم نیست برسد، یعنی به نصفش. آن وقت در آن چیزهایی به عنوان استقراض خارجی، قرضه خارجی البته تعبیر به تعهد کرده آنجا، تعبیر به استقراض، نکرده تعبیر به تعهد خارجی یعنی صحبت کنند با خارجیها، پول ازشون قرض کنند، بیایند سرمایه گذاری کنند خوب کی بدهد؟ - پنج سال، پنج تا دوازده تا شود ۶۰ میلیارد دلار ۶۰ میلیارد دلار داریم ۱۲۰ میلیارد دلار برنامه ریزی کنیم و که همین می

هم برای باقی، آن زمینه خالی است یعنی قرض کنیم آیندگان دنده شان نرم شود برای اینکه بچه های ما هستند جور ما را بکشند! کدام کشوری را ما سراغ داریم که زیر بار قرض خارجی رفته باشد و توانسته باشد بعد این قرضها را بدهد، در آخرین ملاقاتی که با مرحوم حضرت امام طاب ثراه داشتم فرزند ایشان شاهد است آنجا بودند، خدمت ایشان عرض کردم آقا این استقراض خارجی که الان در مجلس صحبت و زمزمه هست این به ضرر کشور است، این زیر پا گذاشتن همه شعارهای ده ساله است، این همه ما گفتیم استقلال، اگر ما از نظر اقتصاد وابسته به خارج شدیم استقلال فرهنگیمان هم از دست می‌رود استقلال سیاسی هم از دست می‌رود، فقیر می‌از دست می‌رود فقیر می‌شویم وابسته می‌شویم، ایشان آن وقت تقریبا تصدیق کردند. بعد از دو روز پیغام دادند تلفن کرده بودند به منزل ما که حضرت امام فرمودند حق با فلانی است بگویید نکنند، این چیزی است که در آخرین ملاقاتم با ایشان اتفاق افتاد. حدیث برایتان بخوانم در وسائل الشیعه جلد ۱۳ کتاب دین صفحه ۷۷ از پیغمبراکرم (ص) نقل شده است، قال رسول الله (ص): «ایاکم والدین فانه شین «الدین مبادا زیر بار قرض بروید، دینتان را باخته، اید دینتان را عیب دار کرده.اید برای اینکه قرض یعنی ذلت و قال علی (ع): «ایاکم والدین فانه هم باللیل و ذل بالنهار زیر بار قرض نروید، بپرهیزید از قرض شب غصه داری برای قرض و روز هم موجب ذلت .است این در صورتی است که از یک خودی قرض کنی حالا اگر از خارج قرض کنید خارجی ها که فکر من و شما نیستند، مسلمان از کافر قرض کند نزولش را بدهد نزول بدهیم به کفار! لابد کفار قربة الی الله آیند توی کشور ما سرمایه گذاری می‌آیند می‌کنند؟! لابد قربة الی الله می‌به ما قرض می‌دهند؟! این طوره؟ یا نه می‌آیند کشور را وابسته می‌کنند؛ من مطالبی خواستم بگویم یک مقداری گفتم و اینجا چند خطی نوشته ام برای اینکه بخوانم که ه می‌برای شما: موضوع استقراض خارجی از طرفی با حیثیت جهانی و ارزشهای اصولی انقلاب که تاکنون در راه آنها صدها هزار شهید و معلول و مجروح و اسیر داده ایم مخالف است (تکبیر (حضار و از طرف دیگر از جمله مسائل مهمی بود که در آخرین زیارتم از حضرت امام طاب ثراه مطرح نمودم شما می‌دانید که دولتهای استعمارگر غرب و شرق که معمولا کلید قرض دادنها و سرمایه گذاریهای خارجی به دست آنهاست، هیچ گاه

خیر و صلاح ملت ما و رشد و شکوفایی اقتصاد ما و جهان سوم را نمی‌خواهند، آنچه برای آنها مهم است وابستگی اقتصادی ما و به دنبال آن وابستگی فرهنگی و سیاسی و آبرو کردن انقلاب و نظام اسلامی در جهان سوم و نزد ملتهای محروم و مستضعفی است که چشم امید به انقلاب اسلامی ما دوخته اند. آنان هر چند در مساله استقراض و یا سرمایه گذاری خارجی ظاهرا قیافه دوستی و خیرخواهی به خود می‌گیرند ولی ما نباید با ساده لوحی و خوش باوری برخورد نمائیم اگر جاذبه معنوی و حیثیت جهانی انقلاب ما را گرفتند در حقیقت تیر خلاصی را به انقلاب و ارزشهای آن زدهاند برای بازسازی کشور حالا یک وقت ناچاریم تکنولوژی را بخریم به اندازه ضرورت متخصص از آنها بیاوریم، استخدام، کنیم که نوکرمان باشند حقوق برمان باشند نه اینکه بیایند سرمایه گذاری کنند یا قرض کنیم که آقا بالاسر باشند. برای بازسازی کشور خرید تکنولوژی و مغزهای متخصص لدی الاحتیاج به مراتب مفیدتر از استقراض و سرمایه گذاریهای خارجی است. - الان ببینید آرژانتین، برزیل این کشورهایی که گرفتار قرض شده اند روز به روز نزولش را هم نمی‌توانند بدهند هی روز به روز کمرشان خم تر می‌شود شما در جهان سوم کدام کشور را سراغ دارید که گرفتار استقراض شده باشد و توانسته باشد استقلال سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کند و یا از زیر بار قرض نجات یافته باشد؟ استقراض خارجی وابسته کردن نسل آتی کشور است و آنان هر چه لعن و نفرین داشته باشند نثار نمایندگانی کنند که تصویب کنندگان این قبیل طرح ها بوده اند. آینده این جور است، شما الان دارید به زمان شاه لعن می‌کنید نکنید یک کاری که آیندگان هم بیایند ما را لعن کنند. اینجانب در آخرین دیدارم با رهبر فقید انقلاب حضرت امام قدس سره الشریف به پاره ای از عوارض اسارت بار استقراض خارجی اشاره کردم و گفتم معنی استقراض خارجی زیر پاگذاشتن همه ارزشها و شعارهای ده ساله است و ملت مسلمان و مقاوم ایران حاضر است گرسنگی بخورد و زیر بار ذلت نرود تکبیر حضار) حضرت امام فرمودند: آقای موسوی نخست وزیر وقت هم با استقراض مخالف است و دو روز بعد از بیت ایشان به من پیغام داده شد که حضرت امام فرموده اند حق با فلانی است و بگوئید آقایان زیر بار استقراض نروند. البته مسئولین محترم ناچار می‌شوند در بعضی از برنامه ها تجدید نظر کنند و از بعضی از کارهای تکراری و شعاری بکاهند و به ملت و سرمایه های می

داخلی بها و امنیت و فرصت فعالیت بیشتری بدهند. باید یک کاری کرد که مردم دلگرم شوند پولشان را بیاورند برای بازسازی، برای سرمایه گذاری شعار، نباشد مردم باورشان بیاید اطمینان پیدا بکنند از متخصصین داخلی استفاده کنیم از سرمایه ها استفاده کنیم از دو میلیون ایرانی که آواره اند، خیلی شان اینها ضدانقلاب نیستند، می‌ترسند بیایند توی کشور دعوت کنیم بیایند در بازسازی کشور کمک کنند. علی ای حال من عرض کردم با اینکه برای دفاع از خودم امکانات در اختیار من نبود ولی می‌توانستم حرف بزنم، اما برای حفظ وحدت و حفظ انقلاب که خودم از پایه گذاران انقلاب بوده ام سکوت کردم حالا متاسفانه یک عده شده اند صد درصد انقلابی و به قول آنها ما شدیم ضدانقلاب دلم می‌سوزد برای این انقلاب که این همه شهید در این راه داده شد من فرزندم در این راه رفته نوه ام در این راه رفته شما هر کدام چند تا شهید داده اید، اگر خدای ناکرده ما گرفتار خارجیها، شدیم از نظر اقتصادی وابسته شدیم، دیگر فاتحه کشورمان خوانده است. لذا من وجداناً پیش خدا و ملت مسئولم با اینکه صدای من الان به جایی نمی‌رسد، امکانات در اختیار دیگران است، مجلس هم حالا در چه شرایطی تصویب کرده نمی‌دانم شاید این گفته من به گوش شورای نگهبان برسد، اقلاً شورای نگهبان حضرات آقایانی که آنجا هستند آنها در این چیزها تجدید نظر بکنند، شورای نگهبان وظیفه اش هست چیزهایی را که خلاف قانون اساسی یا خلاف استقلال کشور است جلویش را بگیرد ۲۰۰ میلیون دلار را حضرت امام فرمودند معنایش فروختن کشور است آن وقت الان شاید حدود ۳۰ میلیارد دلار یا بیشتر بشود. از ۱۲۰ میلیارد دلار، فوقش ما ۶۰ میلیارد دلار ۷۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشیم، باقیمانده آن همه اش وابستگی است. من برای رضای خدا برای دفاع از کشور این را گفتم حالا استعمار می‌خواهد شرقی باشد می‌خواهد غربی باشد می‌خواهد آمریکا باشد می‌خواهد غیر آمریکا باشد. آمریکا خارجی بود کشورهای دیگر هم خارجی اند، باید یک کاری بکنند مسئولین، بعضی خرجها را بزنند خرجهای تشریفاتی و شعاری و اینها را یک خرده کم کنند و با همانی که دارند با ملت هماهنگ بشوند تحبیب کنند ملت را و با همانی که ملت خودش دارد کشور بازسازی بشود می‌گویید، گرفتاریم آن طور که گرفتارتر

می‌شویم آن وقت آیندگان چه می‌گویند؟ می‌گویند خدا لعنت کند گذشتگان را برای اینکه خرابیهایشان را آباد کنند قرض کردند گردن ما گذاشتند، آینده ها می‌بدهند دیگر. باید خدایا به حق محمد و آل محمد به من و به همه برادران و خواهران توفیق بده بتوانیم در مقاطع حساس از اسلام و انقلاب و کشور دفاع کنیم. آمین حضار) خدایا به حق محمد و آل محمد خدمتگزاران به دین و کشور را تایید فرما. کسانی که بر خلاف مصالح کشور اقدام می‌کنند خارجیان و منافقین و کفار، شرشان را به خودشان برگردان خدایا به حق محمد و آل محمد به ملت، ایران به ملت مسلمان ایران برکت و وسعت عنایت بفرما که نخواهند گرفتار خارجیها بشوند. خدایا به حق محمد و آل محمد شهدای ما را با شهدای کربلا محشور فرما. به بازماندگان شهدا صبر و اجر عنایت بفرما. خدایا به حق محمد و آل محمد روح حضرت امام را شاد و خرسند بفرما. خدایا راه کربلا و عتبات عالیات و مکه مکرمه را به نابودی صدام و آل سعود باز بفرما. وحدت کلمه بین مسلمانها ایجاد فرما. خدایا به حق محمد و آل محمد این حالت خودبینی را از ما برطرف بفرما. تعجیل در فرج امام زمان بفرما. والسلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.

پیوست شماره ۲۱۹: مربوط به صفحه ۷۲۹ بیانات معظم له در آغاز درس خارج فقه در توضیح برخی مسائل و زیان استقراض خارجی، مورخه ۱۳۶۸/۱۰/۱۶ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم من هیچ مایل نبودم که جلسه در سمان، بحث فقهیمان را مشوب کنم به بعضی صحبتها، ولی بسا ضرورت اقتضا می‌کند که انسان چند دقیقه ای مزاحم شما باشد، امیدوارم که دیگر تکرار نشود و ناچار نباشیم وقت آقایان را بگیریم و جلسه مان همان برای درس و بحث باشد اگر یک ربعی مزاحمت می‌کنم از آقایان معذرت ممحض می‌خواهم. الان که اولا آقایان می‌دانند که روابط من با حضرت امام و با مسئولین محترم کشور که سر کار هستند از قدیم چه جوری بوده، من هم شاگرد حضرت امام بودم هم نزدیک به ایشان بودم و هم به من علاقه داشتند و یادم هست که مسائلی را که دیگران جرأت نمی‌کردند به ایشان بگویند به من می‌گفتند و من با ایشان صحبت می‌کردم. حدود چهار سال قبل در جبهه یک جنگی شده بود حال یادم نیست کدام عملیات بود، صدام گفته بود ما چهار هزار نفر از ایرانیها را کشتیم و بعد بعضی مسئولین در مقابل گفته بودند، نخیر اصلا ما چهار هزار نفر بیشتر توی جبهه نداشتیم، برای اینکه می‌خواستند مثلا یعنی جواب صدام را بدهند و فرماندهان جبهه که با ما زیاد مربوط بودند آمدند گفتند آخر این چه حرفی است زده شده افرادی که تو جبهه بودند گفتند آخر این خلاف واقع است تصادفاً چنین گزارشی را به حضرت امام داده بودند و ایشان در یکی از سخنرانیهایشان فرموده بودند و این خیلی انعکاسش در روحیه بچه هایی که در جبهه بودند بد بود. آنها می‌گفتند چطور به حضرت امام گزارش غلط داده اند. من خدمت حضرت امام بودم و فرزند ایشان آقای حاج احمد آقا هم آنجا بودند، من خدمت ایشان عرض کردم که آقا گزارش آن جوری که خدمت شما داده شده بود خلاف واقع بود و حضرتعالی هم، فرمودید، فرمودند بله بد شد، گزارش اشتباه به من داده بودند خود ایشان فرمودند. بعد من برحسب اینکه همیشه تذکراتم می

را خدمت ایشان می‌دادم خدمت ایشان عرض کردم، آقا حضرتعالی چون رهبر جهان اسلام هستید یک چنین اشتباهات کوچکی هم اگر بشود این بد است، خوب است حضرتعالی علاوه بر اینکه مسئولین محترم با شما تماس دارند یک افرادی را هم داشته باشید که خودتان به آنها اعتماد دارید اینها بیایند مثلا ماهی یک مرتبه، دو ماه یک مرتبه مسائل جبهه ها مسائل کشور را خدمت شما بگویند که اطلاعات حضرتعالی فقط از راه مسئولین نباشد و حتی توی صفها این تعبیراتی است که من به ایشان عرض کردم حتی توی صفها، مثلا توی صفهای کوپن توی اتوبوسها توی تاکسیه مردم حرفهایی می‌زنند اینها به گوش حضرتعالی برسد خوب است، و بعد خدمت ایشان عرض کردم من دارم افرادی را به سهم خودم که می‌آیند گاهی از اوقات مطالبی را به من می‌گویند حالا انسان لازم نیست همه را بگوید صددرصد درست است، اما از راه دیگر هم آدم بشنود خوب است. من وقتی خدمت ایشان این را عرض کردم گفتم حتی حتی آقای حاج احمد آقا نشناسد آنها را من هم نشناسم، غیر خودتان کس نداند، اینها بیایند ماهی یک مرتبه دو مرتبه و مسائل را بگویند. آقای هیچ هم حاج احمد آقا آنجا گفتند که امام، تعبیر به اینکه صرف نمی‌کند برایشان یا اینکه ایشان نمی‌توانند و مقدورشان نیست، یک چنین تعبیری، بیشتر به ذهنم می‌آید گفتند برای ایشان صرف نمی‌کند این جور رفت و آمدها و به جای اینکه ایشان یک کسانی داشته باشند شما که حضرت امام خیلی به شما اعتماد دارد، این سنخ مسائل را شما که می‌گوئید من کانالهای مختلف دارم این سنخ مسائل را ماهی یک مرتبه، دو ماه یک مرتبه خدمت ایشان بنویسید هر چه هست بنویسید، شما هم که با ایشان رو در بایستی ندارید من روی این، اصل جلوتر هم خدمت ایشان نامه هایی می‌نوشتم، تذکراتی می‌دادم اما از آن روز به بعد من زیاد خدمت ایشان نامه می‌نوشتم. حالا بعضی نامه ها شاید مثلا به مذاق بعضیها یا خوش نیامده یا ناراحت شدند و بالاخره به اینجا رسید «آل الامر الی ما آل که دیدیم بالاخره چی شد. ذهن ایشان بالاخره مشوب شد و بعد هم دیدید که در روزنامه ها و توی دانشگاه و توی مجلس و دیدید روزنامه ها هر چی بود و جزوه ها و این جور چیزها راجع به من نوشتند، و من خدا را گواه گیرم با اینکه خیلی حرفها را دلیل متقن داشتم استدلالهای متقن بر رد آنها داشتم اشتباهاتی بود ولی من دیدم یک کلمه بگویم رادیوهای بیگانه و خارجی و

استفاده کنند می‌اینها سوء و من شخصی فدای اصل نظام و انقلاب بشوم هیچ مانعی ندارد بگذار هر چی می‌خواهند بگویند و بعد ان شاء الله حقایق ظاهر می‌شود و روشن شود، خلاصه من حالت دفاعی به خودم نگرفتم امکانات دفاعی هم نداشتم، برای اینکه چیزهایی که توی روزنامه نوشته شد توی مجلس گفته شد توی دانشگاه گفته شد، روزنامه ها که در اختیار من نبود اصلا اسم من قاچاق شده بود که در روزنامه بنویسند، حتی تسلیت هم مثلا ما نوشتیم توی روزنامه ها نمی‌نوشتند خوب حالا گذشت، بالاخره اصل موضوع این جور بود. همه می‌در آخرین ملاقاتم خدمت ایشان که زمزمه استقراض خارجی و سرمایه گذاری در مجلس بود، من خدمت ایشان عرض کردم باز آقای حاج احمد آقا آنجا بودند، خدمت ایشان عرض کردم ایشان فرمودند بله آقای موسوی هم مخالف است، که من این را توی صحبتم، گفتم بعد که ما، آمدیم تلفن شده بود به خانه، ما، که بله حضرت امام فرمودند حق با فلانی است بگوئید حق با تو است و شما هم بگوئید که این کار را نکنند. این هم مساله استقراض و عقیده من هم این بود بالاخره هر چه باشد من به اندازه یک نماینده مجلس که دیگر حق این را دارم اظهار نظر بکنم، من که از پایه گذاران انقلاب بودم در وقتی که حضرت امام تبعید بودند به ترکیه، به نجف بودند، دانند که اینجا بالاخره محور انقلاب ما بودیم اون وقت اگر یک مساله ای را تشخیص دادم که به ضرر است تذکر دادم دیگر فرض کنید من هم مثل یکی از نماینده ها که در مجلس راجع به سرمایه گذاری خارجی و استقراض مخالفت می‌کند، و من توصیه می‌کنم که آقایان نوار صحبت من را حالا هر جوری هست گیر بیاورند گوش بدهند ببینند کجای این نوار من مخالفت با نظام یا گوشه ای به یکی از مقام ها و مسئولین رده بالا دارد؟ مسئولین رده بالای ما ۵۰ سال است با هم آشنائیم. قبل از آشنا انقلاب توی قم بودیم با هم بودیم بعضی هایشان شاگرد ما بودند، رفیق بودیم اگر چنانچه بخواهند یک ایادی به این وسیله تفتین، کنند بزرگترین ضربه به انقلاب از اینجا می‌خورد این که مرتب سفارش می‌شود به وحدت کلمه به توحید، وحدت کلمه که یک طرفه نیست من چیزی را به نظرم می‌رسد به ضرر کشور است الان هم عقیده ام است، حضرت امام هم نظرشان همین بود و نظرم را گفتم، فرض کنید مثل مخالفین در مجلس نمایندههای مخالف که توی روزنامه شما خواندید در این مدت

نمی‌دانم روزنامه ها را می‌خوانید یا نه - نظریه های مخالف هم منعکس می‌شد، خیلی ها مخالف بودند از نمایندهها من هم فرض کنید یکی از، مخالفین این معنایش مخالفت با نظام است؟ این معنایش مخالفت با مسئولین رده بالای کشور است؟ چطور می‌شود من مخالف با نظام و حکومت اسلامی و ولایت فقیه باشم، کدام یکی از علما ۴ سال بحث ولایت فقیه کردند؟ من در ظرف ۴ سال، مساله ولایت فقیه و حکومت اسلامی را از نظر علمی تثبیت کردم همه آنهایی که اهل تشخیص هستند حتی مسئولین بالا خودشان در سخنرانیهایشان گفتند که فلانی خدمت کرده به انقلاب و از نظر علمی پایه گذاری کرده حکومت اسلامی را ولایت فقیه را، دوجلد کتاب ولایت فقیه چاپ شده، جلدسومش هم ان شاء الله چاپ می‌شود و مسائلی که مورد ابتلای ولایت فقیه و حکومت اسلامی است آقایان توی درس ما بودند) چیزی که از نظر علمی من خودم تثبیت کردم اون وقت من مخالف ولایت فقیهم؟! من مخالف نظام اسلامی هستم؟! مخالف نظام اسلامی آنهائی هستند که حالا یا سادگی دارند یا هر چیز دیگری، تحت تاثیر یک جوهای غلط قرار می‌گیرند یک چیزهائی غلط بهشان می‌گویند تاثیر می‌گیرند و آن وقت جوسازی می‌کنند. این جوسازی ها منعکس می‌شود، اینها بد است اینها غیر از اینکه بین من و امثال من و مسئولین محترم مملکت بدبینی درست کنند و فتنه درست کنند هیچ نتیجه ای ندارد، و من در این میان برادران مسئول اطلاعات حالا اینها مسائل جزئی است اصلا دلم نمی‌خواست اینها را بگویم ولی انسان ناچار می‌شود به برادران توصیه می‌کنم اگر چیزی شنوید همان جور که می‌شنوید گزارش بدهید یک روزی در همین دفتر ما حدوداً شاید یک ماه قبل باشد یا چهل روز مسئول تلفن منزل ما مسئول تلفن دفتر که الان اینجا (هستند اونجا توی مجلس ملاقات، بود چیزی که من به ایشان گفتم در حدود ۱۵-۱۰ نفر آنجا بودند من گفتم که آقا من حدود ساعت ۸ (بعدازظهر) نشده بود تلفن کردم به تلفنخانه کسی نبود؛ این درست نیست که ساعت ۸ کسی توی تلفنخانه نباشد، تا ساعت ۹-۱۰ در تلفنخانه باشید بسا یک کسی از خارج از اینجا تلفن می‌هم می‌و کند، یک مساله ای می‌خواهد بپرسد یک کاری دارد کار دفتر ما غیر از مساله غیر از استخاره آیا چیز دیگری هست؟ این را من گفتم بعد مسئولین اطلاعات قم گزارش دادهاند و این را چاپ کردهاند که فلانی به مسئول تلفن گفت شما تا ساعت

هم و ۱۰ توی تلفنخانه باشید افراد یک وقت می‌خواهند خبر بدهند، خبر بگیرند و بعد تلفنها را هم به من وصل کنید!! کی من تلفن بر می‌دارم؟ کی تلفن به من وصل شده؟ تلفن که در اختیار خود برادران اطلاعات هست، گوش که می‌دهند. این چه جور گزارش است؟ آن وقت بعد هم دنبالش گفته است بله معلوم می‌شود فلانی هنوز می‌خواهد از منافقین و از کیها و.... خط بگیرد و خط بدهد و خبر بگیرد. خوب آیا این غیر از این است که بخواهند فتنه درست بکنند بین ما و مسئولین محترم کشور من نمی‌گویم مسئولین اطلاعات اطلاعاتشان را ندهند ولی صحیح اطلاع بدهید کی من گفتم خبر بدهند و خبر بگیریم؟ ما کی اسم خبر آوردیم؟ کی من تلفن را برمی دارم خبر بشنوم و گوش بدهم؟ آخر اینها درست نیست. اگر هم این جور چیزها توی دنیا رسیدگی نشود در قیامت رسیدگی می‌شود، مواظب باشید حرف زدنهایتان نوشته هایتان روی اساس باشد. بله واقعا آدم تعجب می‌کند گفتم اصل اینها مسائل جزئی است. یک آقای محترم از بزرگان حوزه دیشب به من می‌گفت که آقای هادی خامنه ای رفته است نجف آباد و نجف آبادیها را تحریک کرده و فرستاده بیایند پیش فلانی که فلانی صحبت بکند راجع به استقراض، اصلا آقای سید هادی خامنه ای با نجف آباد مربوطه؟ آخر این چه جور چیزهایی است که قاطی هم می‌کنند برای اینکه فتنه درست بشود در عین حال اینکه در اطلاعات توی همه ارگانها بچه های خوب هستند بچه های مخلص هستند شکی نیست اما انسان نمی‌داند یک وقت می‌بینی در هر جایی ممکن است یک آدمی، باشد یک عوضی، یک موسسه، یک، تشکیلات یک کارخانه اگر صدتا چرخ داشته باشد یک چرخ عوضی تویش باشد همه را فلج می‌کند. توی حوزه هم همین طوره توی همه تشکیلاتها همین طوره؛ بنابراین گزارشها روی حساب باشد، فتنه درست نشود من را می‌شود بگوئی که مخالف ولایت فقیهم؟ ما در کتاب ولایت فقیهمان نقل کردیم در البدر الزاهر ما هم هست، از مرحوم آیت‌الله العظمی آقای بروجردی که ایشان فرموده اند ولایت فقیه و حکومت اسلامی از ضروریات اسلام است اصل حکومت اسلامی از ضروریات اسلام است، این معنایش این است یعنی اگر کسی منکر بشود کافر است. آن وقت من مخالف ولایت فقیه هستم؟ من مخالف نظام اسلامیم؟ نظام اسلامی که این همه من برایش جان کنده ام زندان رفتم فرزندم، نوه ام برایش شهید شده اند، آن وقت من مخالفم؟ آخه این چه جور

تهمتی است که زده می‌شود؟ این چه جور حرفی است؟ اگر چنانچه انسان تذکر بدهد یک مساله ای را که احساس می‌کند ضرر دارد، به ضرر کشور می‌باشد عقیده ام هست که ضرر دارد، حالا ۱۰ سال دیگر معلوم می‌شود به عنوان تذکر، بگویم، فرض کن من هم مثل یکی از نمایندههای، مخالف این چه جور برخوردیست!! اگر ما جلوی انتقادها و تذکرات را بگیریم و نگذاریم افراد علاقه مند تذکر بدهند و انتقاد بکنند خدای نکرده نظام و کشور سقوط می‌کند. پیغمبراکرم با آن عظمتش می‌فرماید: «اشیروا «علی» نظر خود را به من بگویید، ایشان مشورت می‌کرد «النصیحة لامام المسلمین وظیفه همه افراد است نه فقط من طلبه اگر چنانچه انسان چیزی به ذهنش بیاید و نگوید خیانت کرده. این نشد که همه افراد وقتی می‌بینند ضرره هیچی نگویند بالاخره ما از این چهار تا بچه ای که راه می‌افتند دانند می‌هم می‌کند، همه من پیراهن بیشتر پاره کردیم توی انقلاب بیشتر بودیم با انقلاب سر و کار داشتیم با ره انقلاب سر و کار داشتیم نظر ایشان را می‌دانیم با مسئولین محترم کشور روابط داشتیم، می‌دانیم نظریات را اینها چه جور برخوردهای بچه گانه است اینهاست که به نظام و انقلاب ضربه می‌زند و نماز جمعه ای که پایگاه وحدت است را تضعیف من در مصاحبه ام هم گفتم نماز جمعه در ایران بی رودر بایستی مو بودم. من قبل از انقلاب در نجف آبادمان نماز جمعه می‌خواندم و نماز جمعه مهمی بود که ساواک ناراحت بود. بعد از انقلاب هم در همین منزل آیت‌الله یزدی آمدم خدمت امام عرض کردم، آقا حالا که دیگر قدرت دست خودتان است این نماز جمعه چقدر عظمت، دارد نمی‌پذیرفتند بالاخره هر جوری بود ما به ایشان قبولاندیم و ایشان پیغام دادند به مرحوم آیت‌الله طالقانی که نماز جمعه را بخوانند، بعد هم نصب ائمه جمعه کردند. نماز جمعه ای که پایه گذارش من بودم آن وقت توی نماز جمعه مثلا شعار علیه من بدهند؟! البته در تاریخ سابقه باز هم دارد اینها درست نیست اگر چنانچه بخواهیم نظام باقی باشد کشور باقی باشد باید باب انتقاد صحیح باز باشد، تذکر داده بشود و حرفها گفته بشود، و سعی هم بکنید همیشه کشور با عقل اداره بشود. عقل بر این جوها احساسات باید غالب بشود با جو و با این جور چیزها غیر از اینکه اختلاف و بدبینی و دوئیت درست شود چیزی به دست نمی‌آید من یقین دارم که ایادی آمریکا و مخالفین به این جور جوسازی ها دامن می‌زنند، این را من یقین دارم و آنها نمی‌خواهند و

بالاخره این انقلاب، بماند اینها می‌خواهند انقلاب را بپوسانند همین که همه به هم بدبین بشوند و سوء ظن داشته باشند همین کافی است برای اینکه وحدت و نظام از بین برود، فقط یک صورت بی مغز .بماند بگذارید این دلها به هم نزدیک باشد و با هم متحد باشند، بدبینی درست، نکنید فتنه درست نکنید جوسازی و این جور کارها درست نکنید. اگر این آقایانی که این جور کارهای خلاف می‌کنند یقین دارند قیامت نیست خیلی خوب بکنند، اگر یقین ندارند قیامت نیست و احتمالش را می‌دهند که قیامت هست، پس یک جور کارهای خلافی را سعی کنید نکنید زبانتان را حفظ کنید هر چیزی را نگوئید هر چیزی را ننویسید، و خلاصه من حسابم را می‌گذارم با قیامت خیلی حسابها ما داریم در قیامت که آنجا دیگر جای جوسازی، نیست حرفهایمان را آنجا می‌زنیم من حرف خیلی دارم، حرف هایی که هست مطابق موازین هم هست ولی خوب عرض کردم خدا را گواه می‌گیرم برای حفظ وحدت و انقلابی که برایش جان کنده ام، زندان رفتم، کتک خوردم دلم می‌خواهد باقی بماند و به دست نسل بعدی برسد لذا من از خیلی حرفها که دارم صرف نظر می‌کنم از خیلی حقوقم صرف نظر می‌کنم برای رضای خدا، و من احساس می‌کنم اصلا مثل اینکه ایادیی هست می‌خواهد ما را در مقابل مسئولین قرار بدهد و دوئیت و فتنه درست بکند. خداوند ان شاء الله به من و به همه، برادران از طلاب و فضلاء و مسئولین و به همه اطلاعاتی ها هم توفیق بدهد که خلاصه در مسائل فکر کرده پیش برویم. (آمین حضار) خدا ان شاء الله توفیق بدهد که بتوانیم برای حفظ نظام و اسلام و حکومت اسلامی هماهنگ باشیم و دلها را خدا ان شاء الله به هم نزدیک بکند. صحیح هم خدایا وحدت کلمه را حفظ بکن. خدمتگزاران به دین و کشور را تایید بفرما. کسانی که می‌خواهند فتنه ایجاد، بکنند اختلاف ایجاد بکنند سوء ظن ایجاد بکنند گرچه خیلی هایشان بسا آدمهای ساده ای هستند، خدایا متنبه شان فرما. و آنها هم که قصدشان فتنه است خدایا شرشان را برطرف فرما. خدایا رهبر انقلاب امام طاب ثراه را که واقعا پایه گذار انقلاب بودند درجاتشان است متعالی فرما. و به همه ما توفیق بده پیرو خط ایشان باشیم والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

پیوست شماره ۲۲۰ مربوط به صفحه ۷۳۰ نامه شاگردان درس معظم له به حضرات آقایان علما و مسئولین مملکتی بسمه تعالی ۱۳۶۸/۱۰/۱۸ همانطوری که آگاهید حضرت آیت‌الله العظمی منتظری حفظه الله، در روز دوشنبه ۱۳۶۸/۱۰/۱۱ پیش از برنامه مجلس عزاداری به مناسبت شهادت صدیقه طاهره (س) سخنانی در جمع دیدار کنندگان خود در زمینه استقراض خارجی به عنوان نظریه خود ایراد فرمودند که این سخنرانی از مجتهدی آگاه و از موضع ارشاد و با انگیزه وظیفه شرعی مطرح گردیده است. از آنجا که حق رای و اظهار نظر برای آحاد ملت آزاد می‌باشد و طرح نظرات یکی از اساسی ترین حقوق پیش بینی شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌باشد، به ویژه اظهار نظر از شخصیتی فرزانه و از بانیان انقلاب و نظام که از آغاز نهضت حضرت امام (قدس سره) همواره در کنار ایشان بوده اند و حضرت امام درآخرین نامه خود خطاب به ایشان در تاریخ ۱۳۶۸/۱/۸ فرمودند: شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند با کمال تاسف هم اکنون ما شاهد توهین روزنامه جمهوری اسلامی و راه اندازی گروه های فشار برای القاء تضاد بین ایشان و نظام هستیم که گویا هر اظهار نظری به معنای مخالفت با رهبری و نظام تلقی می‌گردد که چنین شیوه هایی نه تنها مناسب شان جمهوری اسلامی نیست بلکه تضادها و درگیریها و اختلاف بین نیروهای خط امام و وفادار به نظام را تشدید می‌کند و در نتیجه موجب شکستن قداستها و ارزشها می‌گردد. از اینرو ما امضا کنندگان زیر از جنابعالی می‌خواهیم که بیش از این اجازه ندهید با مقام مرجعیت شیعه چنین رفتاری انجام گیرد و احساسات و علائق علاقمندان به ایشان جریحه دار گردد و زمینه های درگیری و اختلاف را که قطعاً دشمنان را خوشحال خواهد کرد، فراهم آید.

توفیق خدمتگزاران صدیق انقلاب و جمهوری اسلامی ایران را از خدای متعال خواستاریم. در حاشیه نامه نامه ای که خدمت حضرتعالی ارسال گردیده است توسط جمعی از فضلای آگاه حوزه علمیه قم به نگارش درآمده و صرفا جهت اطلاع جنابعالی و افراد یاد شده در زیر، ارسال خواهد شد. جمع متذکر می‌گردد که امضا کنندگان زیر تنها برخی از کسانی هستند که نارضایتی خویش را از رفتارهای توهین آمیز به حریم مرجعیت ابراز داشته اند زیرا به دلیل لزوم سرعت عمل، آوری فردی امضاها و محدودیتهای حفاظتی و اختصاص نامه به برخی از فضلای حوزه امکان مشارکت گسترده طلاب را در امضای نامه سلب می‌کرد، بخصوص که بنای تهیه کنندگان این نامه توسعه امضا کنندگان و یا تهیه طومار نبوده و بدین انگیزه نبوده است که نامه ای سرگشاده باشد. گیرندگان: ۱ - حضرت آیت‌الله خامنه ای مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی ۲ - حضرت حجة الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی مقام معظم ریاست جمهوری اسلامی ایران ۶ - مقام معظم ریاست قوه قضاییه، حضرت آیت‌الله یزدی ۴ - ریاست محترم مجلس شورای اسلامی حضرت حجة الاسلام والمسلمین کروبی ه - حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی دبیر محترم شورای نگهبان ۶ - حضرت آیت‌الله مشکینی ۷ - حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی - جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ۹ - شورای مدیریت حوزه علمیه قم ۱۰ - حضرت آیت‌الله مهدوی کنی دبیر محترم جامعه روحانیت مبارز ۱۱ – مجمع روحانیون مبارز - ۱۲ - حضرت آیت‌الله جنتی سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳ - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

۱ - احمد صادقی اردستانی -۲- غلامحسین نادی - محمد صادق کاملان ۴- علی فاضل قائینی نجفی -۵ حسین عبد اللهیان -۶ نصرت الله واحدی - محسن کدیور ۸- محمدعلی - - - مهدوی راد -۹ سید محمد علی ایازی ۱۰ غلامحسین ایزدی -۱۱ علیرضا قمی ۱۲- احمد محسنی نژاد ۱۳- محمدحسین مغیثی ۱۴- عمادالدین باقی -۱۵ موسوی زنجانی ۱۶- قاسم جوادی ۱۷ محمدرضا مصطفی پور -۱۸ محمود فرزانه ۱۹ سید محمدکاظم حیدری - ۲۰ - محمد علی سلطانی ۲۱ - محمدرضا کرباسی -۲۲ مرتضی معینی ۲۳- مرتضی ثابت قدم ۲۴- محمدرضا زمانیان -۲۵ علی طالب ۲۶ محمد مرادی ۲۷- عباس شاکری حسین آبادی -۲۸ غلامحسین آذر ۲۹ مهدی عباسی ۳۰ سید حسین مقدس نژاد ۳۱- سید محمدباقر طباطبایی -۳۲ سید محمد حسینی -۳۳ مهدی ابراهیمی ۳۴- محمدعلی -۳۵ سید باقر موسوی -۳۶ محمود تقی زاده -۳۷ احمدی -۳۸- سعید کتابی پور ۳۹- سید مجید شکراللهی ۴۰ - حسینعلی احمدی ۴۱- سید علی سپهری ۴۲- نجفی ۴۳- سعیدی صالحی ۴۴ - علی جان کریمی (۴۵ - بهرام تقی اجاق فقهی ۴۶- محمد) محمدی قائینی ۴۷- سید تقی حسینی ۴۸- مهری ۴۹- سید محمدرضا طباطبایی ۵۰ - محمد نصر -۵۱ غلامحسین قیصری -۵۲- رجبعلی جنتی زاده ۵۳- عباس مخلصی ۵۴ - احمدرضا امینی -۵۵ مرتضی احمدیان ۵۶ الیاس مطهری -۵۷ ایمانی ۵۸- حسین ۵۹ - محمدعلی قاصری ۶۰- محمد حسین عرفانی ۶۱- مصطفی درایتی عربی - - ۶۲- محمدتقی جواهری -۶۳ حسن پویا ۶۴ علی اوسطی ناطقی ۶۵- علی انتشاری نی ۶۶- حسن رئیسی ۶۷ - عظیمی ۶۸- علی زعیم نیا ۶۹- سید امیرکاوه ۷۰- بنکدار ۷۱ ایزدی -۷۲ محمد حسن عارفی -۷۳ علیرضا نادری ۷۴ جعفر حسینی ۷۵ فرج الله مهدوی ۷۶ علی شریفی -۷۷ - اسماعیل ملکی ۷۸- محمدابراهیم ۷۹- فرهاد (ابوالقاسم شهلایی مقدم ۸۰ - مسعود الهی ۸۱ سید مصطفی موسوی مسجد جامعی ۸۲ محمد اسعدی -۸۳ غلامرضا کرباسچی ۸۴ مهدی عارفی فرد ۸۵- سید احمد اسلامی ۸۶- یدالله رحیمی ۸۷- محمد یغمایی ۸۸- اصغر صابری ۸۹ علی محمد نیاکان ۹۰ دادگر -۹۱ عبداللهی -۹۲ علیزاده ۹۳ گرامی ۹۴- رضا جوادی ۹۵ مرتضی علوی ۹۶- سعیدی ۹۷ کریمی -۹۸- جمالی -۹۹- اصغری ۱۰۰- نظری - ۱۰۲ - مجتبی باقری ۱۰۳ ملکوتی ۱۰۴ - عبد الله کاظمی ۱۰۵- حسنعلی ۱۰۱ - موسوی - - ابوطالبی -۱۰۶- سید محمد حسینی ۱۰۷ محمد اسفندیاری ۱۰۸ حسین علیزاده و بیست و هشت امضای دیگر که سند آن پیوست می‌باشد.

بسمه تعالی ۱۳۶۸/۱۰/۱۸ همانطوریکه آگاهید، حضرت آیت‌الله العظمی منتظری حفظه الله، در روز دوشنبه ۱۳۶۸/۱۰/۱۱، پیش ه از برنامه مجلس عزاداری بمناسبت شهادت صدیقه طاهره (س) سخنانی در جمع دیدار کنندگان خود در زمین استقراض خارجی به عنوان نظریه خود ایراد فرمودند که این سخنرانی از مجتهدی آگاه و از موضع ارشاد و با انگیزه وظیفه شرعی مطرح گردیده است از آنجا که حق رای و اظهارنظر برای آحاد ملت آزاد می‌باشد و طرح نظرات یکی از اساسی ترین حقوق پیش بینی شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌باشد، بویژه اظهار نظر از شخصیتی فرزانه و از بانیان انقلاب و نظام که از آغاز نهضت حضرت امام (قدس سره) همواره در کنار ایشان بوده اند و حضرت امام در آخرین نامه خود خطاب به ایشان در تاریخ ۱۳۶۸/۱/۸ فرمودند : " شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند " با کمال تاسف هم اکنون ما شاهد توهین روزنامه جمهوری اسلامی و راه اندازی گروههای فشار برای القاء تضاد بین ایشان و نظام هستیم، که گویا هر اظهار نظری به معنای مخالفت با رهبری و نظام تلقی می‌گردد، که چنین شیوه هائی نه تنها مناسب شان جمهوری اسلامی نیست، بلکه تضادها و درگیریها و اختلاف بین نیروهای خط امام و وفادار به نظام را تشدید می‌کند و در نتیجه موجب شکستن قداستها و ارزشها می‌گردد. از اینرو ۶ ما امضاء کنندگان زیر از جنابعالی می‌خواهیم که بیش از این اجازه ندهید با مقام مرجعیت شیعه چنین رفتاری انجام گیرد و احساسات و علائق علاقمندان به ایشان جریحه دار گردد و زمینه های درگیری و اختلاف را که قطعا دشمنان را خوشحال خواهد کرد، فراهم آید توفیق خدمتگزاران صدیق انقلاب و جمهوری اسلامی ایران را از خدای متعال خواستاریم .

در حاشیه نامه : نامه ای که خدمت حضرتعالی ارسال گردیده است، توسط جمعی از فضلای آگاه حوزه علمیه قم به نگارش درآمده و صرفا جهت اطلاع جنابعالی و افراد یادشده در زیر، ارسال خواهد شد. متذکر می‌گردد که امضاء کنندگان زیر تنها برخی از کسانی هستند که نارضایتی خویش را از رفتارهای - و توهین آمیز به حریم مرجعیت ابراز داشته اند، زیرا بدلیل لزوم سرعت عمل، جمع آوری فردی امضاها محدودیتهای حفاظتی و اختصاص نامه به برخی از فضلای حوزه، امکان مشارکت گسترده طلاب را در امضاء نامه سلب می‌کرد، بخصوص که بنای تهیه کنندگان این نامه توسعه امضاء کنندگان و یا تهیه طومار نبوده و بدین انگیزه نبوده است که نامه ای سرگشاده باشد. گیرندگان : ۱ - حضرت آیت‌الله خامنه ای، مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی ۲ - حضرت حجه الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، مقام معظم ریاست جمهوری اسلامی ایران - مقام معظم ریاست قوه قضائیه، حضرت آیت‌الله یزدی ۴ - ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، حضرت حجه الاسلام والمسلمین کروبی ۵ - حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی، دبیر محترم شورای نگهبان ۶ - حضرت آیت‌الله مشگینی ۷ - حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی ۸ - جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ۹ - شورای مدیریت حوزه علمیه قم ۱۰ - حضرت آیت‌الله مهدوی کنی، دبیر محترم جامعه روحانیت مبارز ۱۱ - مجمع روحانیون مبارز ۱۲ - حضرت آیت‌الله جنتی، سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳ - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

علیرضا قمی محمد محیی نژاد کا تی حتی معنی مجھتی باقری تواناک محمد علی محمد محمدعلی عربی حسرة عبداللهیا کے صادق کاملان مجددا کا سیدان کا مال دورت تقی بینی نامه هاکی Obe for محمد مست مهدی کیا ۴ محمد مرادی کی کتابی روی است مصطفی کو محمد رف عید محمد علی ایازی ارت کی منی آبادی علاما حسن علی توریها عبه قفی

محسن کدیور کرکدست علیرضا نادری ۱۴۶۸/۱۰/۱۷د رعلی فر ۱۸/۱۰/۱۸ علی نے قسیم صفحات ورامی محمد السعیدی بعیدی اصغری عبدالهی S که این زودی غلامرمت کرنا سیچی امید آمد اسلامی ۶۸/۱۰/۱۸ مل الوقت می‌د مریضی عمومی وسوی رضا حرارت معلوف تاسیم لو شکائی مقدم الاسلام سیلور می‌ل علیم لکل خدمہ العظیم کی ہے۔ جانا برت

قاصری ہو عظیمی حسن رئیسی ملی اور وا ناطقی ها سید حسین مقدس (۲) ر راعی زاده رحتعال. احمد سید محمد حسنی محمد اکراین ۸۸/۱۰/۱۸ حمد حسین ناناس اجا مقیمی محمد تاد سید اشراف اطارات ایانی چت خلیل تھے ماسی اسات

پیوست شماره ۲۲۱: مربوط به صفحه ۷۳۱ بیانات معظم له در پایان درس خارج فقه به مناسبت کنفرانس صلح مادرید، مورخه ۱۳۷۰/۸/۸ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم داستان ما متاسفانه بی بحث می‌شباهت نیست به داستان طلاب، مسیحی که در اسلامبول در وقتی که مسلمین شهر اسلامبول را گرفتند وارد مدرسه مسیحی ها شدند دیدند طلاب مسیحی کنند که آیا ناسوت حضرت مسیح را به صلیب کشیدند یا لاهوت حضرت مسیح را، در حالی که پایتختشان و مرکزشان و آبرو و حیثیتشان داشت می‌رفت آنها سرگرم این جور بحث ها بودند. متاسفانه داستان ما بی شباهت نیست به آنها امروز که روز هشتم آبان است روز کنفرانس به اصطلاح، مادرید آنجا دارند اسلام و حیثیت اسلام و قدس را همه را می‌فروشند به صهیونیستها و ما متاسفانه سرگرم یک مسائل فرعی جزئی هستیم، امروز روز کوچکی نیست امروز واقعا بایستی روز قیام مسلمانها باشد امروز باید مسلمانها عزا بگیرند مسلمانها یک میلیارد هستند چند تا از سران خود فروخته دارند با حیثیت اسلام و مسلمین بازی می‌کنند تا حالا اسرائیل هر چه زور خواسته گفته است، حالا رسماً می‌خواهند مشروعیتش بدهند به اسم کنفرانس صلح اسرائیل یک وجب هم از اراضی عقب نمی‌نشیند، بلکه طلبکار هم هست همین اخیرا سفیر اسرائیل در آمریکا گفته که فقط بیست درصد (۲۰) اراضی موعود دست، ماست هشتاد درصد (۸۰) آن هنوز دست اعراب است اینها همان برنامه از نیل تا فرات را دارند، آن وقت این خوش باوری است که یک کسی خیال بکند واقعا می‌خواهند صلح ایجاد بکنند، فقط هدف در این کنفرانس مشروعیت دادن به اسرائیل است که اعراب هم مشروعیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. ۶ این دولت خبیثه اسرائیل یک شجره خبیثهای بود که انگلستان در این منطقه کشت کرد آن هم با همکاری سران خود فروخته همانها امضا کردند، عبدالعزیز امضا کرد دیگران امضا کردند وجود دولت اسرائیل را و آمریکا بهرهاش را می‌برد، و هدف

ملت هم آمریکا این است که می‌خواهد در این منطقه قدرتی پا، نگیرد این منطقه ایست که خداوند تبارک و تعالی ذخائری از نظر معادن از نظر هوش قرار داده است هوش انسانی، استعداد انسانی ممتاز است در منطقه خاورمیانه منطقه خاورمیانه یک جو به آمریکا و اروپا نیاز ندارد و آمریکا و اروپا هستند که به این منطقه نیاز دارند اگر غیرت داشتند فقط یک ماه همین نفت و گاز این منطقه را به روی صنعت غرب می‌بستند همه شدند آنها فلج می‌چه اروپایش چه ژاپنش چه آمریکایش اینها همه نیاز دارند به این منطقه و اینها هیچ نیاز ندارند، اما متاسفانه یک میلیارد مسلمان در دنیا زمامدارانشان نوعاً افراد خائن و خود فروخته اند، با اینکه همه چیز در اختیارشان هست برای اینکه اعتماد به ملتشان ندارند و آنها را به خیانت شناخته اند اینها برای اینکه خودشان را نگاه دارند به آمریکا و غرب متوسل شدند مثل دولت پوشالی کویت که آمریکا را دعوت به منطقه کرد. الان هم با آمریکا پیمان نظامی منعقد کرده پایگاه به آمریکا داده است بحرین هم همین طور پایگاه به آمریکا، داده رسماً آمریکا را بر این منطقه مسلط کردند، اسرائیل هم سگ زنجیری آمریکاست در این منطقه. شما ببینید، آمریکا در کشورهای اسلامی اگر از نظر صنایع نظامی پیشرفتی حاصل بشود چه در پاکستان و چه در عراق اینها را کنترل می‌کنند ما طرفدار صدام نیستیم اما عراق یک صنایع نظامی پیشرفته ای داشت در پاکستان هم یک کارهائی دارند می‌کنند رسماً دارند تمام اینها را کنترل می‌کنند اما اسرائیل کنترل نمی‌شود، اسرائیل بمب هیدروژنی هم بسازد اشکال ندارد برای اینکه پایگاه آمریکاست باید آن قدرت باشد و مسلمانها قدرت نداشته باشند تا همه ذخائر و امکاناتشان برود خارج، آنها هم که به صورت دلار می‌رود در بانکهای خارج در اختیار بانک جهانی و در اختیار آمریکا و این هاست ده میلیارد ده میلیارد دلار به اسرائیل می‌دهد یک لقمه گاهی اوقات پیش اینها می‌اندازد اما عمدهاش در اختیار آنهاست. هم اتمی، خداوند تبارک و تعالی نعمت را بر مسلمانها تمام کرده اما سران چون خائنند من متاسفانه غیرت از مردم گرفته شده است. و انما الناس مع الملوک و الدنیا الا الله». امیرالمومنین (ع) می‌فرماید: نوعاً می‌فرماید: نوعاً همه مردم با قدرتها هستند می‌خواهند عصم جو کاسبی کنند، نان بخورند و غیرت اسلامیشان از میان رفته است. ای کاش یک غیرت خلیفه دوم در این مسلمانها که خود را پیرو او می‌دانند وجود داشت. ابوموسی

اشعری نماینده عمر در کوفه بود، یک کافر نصرانی برای خودش استخدام کرد، وقتی که خبر به خلیفه دوم رسید گفت که این کاتب نصرانی را عزلش کن و یک نفر مسلمان استخدام کن، بعد ابو موسی برای خلیفه نوشت که نمی‌دانی این چه آدم خوبی است «من غنائه و خیره و خبرته نمی‌دانی چقدر آدم خبره، ایست غنای نفس دارد و آدم خوبی است، بعد خلیفه در جوابش نوشت کسانی که خداوند تبارک و تعالی نخواسته است بر مسلمانها مسلط باشند آورده ای مسلط کرده ای؟ امین مسلمانها قرار داده ای؟ کاتب مسلمین قرار داده ای؟ ما نباید به اینها قدرت بدهیم ما نباید اینها را بر مسلمین مسلط کنیم. باز ابو موسی نوشت خلاصه اش بهتر از این نداریم و اینکه ان البلد لایصلح الا به» کشور اصلا اداره نمی‌شود الا به این، نصرانی عمر در جوابش نوشت که «مات النصرانی والسلام». می‌کنند اینها کاش غیرت عمر را داشتند اینها که قرآن یک میلیون یک میلیون چاپ می‌به کشورها می‌فرستند و به مسلمان ها دهند مگر قرآن شریف نفرموده: «یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم أولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائرة» می‌ترسیم حکومتمان را بگیرند دست توسل به آمریکا و صهیونیست ها دراز می‌کنیم. پس قرآن برای چی چاپ می‌کنید؟ امروز روزیست که ساکت نشستن گناه است و بیش از همه حوزه علمیه، علما و مراجع، بزرگان بایست صدایشان را بلند کنند، بایست سر و صدا راه بیندازند. آیا ما ساکت بنشینیم و بحث کنیم که مثلا استصحاب کلی قسم ثالث و یا نماز استیجاری چه جوری است و اینها هر بلائی می‌خواهند در کنفرانس مادرید به سر مسلمانها بیاورند؟ شما یقین هم داشته باشید از این کنفرانس چیزی نصیب مسلمانها نمی‌شود فقط اسرائیل ممکن است دروغی یک وعده هائی بدهد که مثلا تا پنج سال چنین و چنان می‌کنیم، از آن سیاستها که کیسینجر داشت و کلاه سر همه گذاشت. می‌اسرائیل الان می‌گوید که یک وجب عقب نشینی نمی‌کنم دشمن که خودش صریح اللهجه است کسانی که می‌روند می‌خواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند در راس همه آنها آمریکاست شوروی را هم به بازی گرفته است. آنچه به منافع صهیونیسم و آمریکا لطمه می‌زند اسلام است خود دولت آمریکا هم

اسیر صهیونیست هاست بوش هم برای اینکه می‌خواهد دوره بعد انتخاب بشود به اینها خوابند و یا اینکه ترسو و ضعیف و سران هم نوعاً خود آوانس می‌دهد، مسلمانها هم فروخته اند. هم گفت، قال رسول الله (ص): صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی: الفقهاء و الامراء. امراء خائن خودفروخته و فقهای ثناگوی دربار آنها، این دو تیپ اند که اسلام را می‌فروشند مسلمین را می‌فروشند و مسلمانها یا عاجزند یا ضعیفند، خیلی ها نادانند متاسفانه نگذاشته اند در مسلمانها رشد پیدا بشود دلشان را خوش کردند که به ظواهر اسلام عمل می‌کنیم وقتی که انگلیسها عراق را گرفته بودند یک نفر اذان می‌آن رئیس انگلیسها پرسید این چه چیزی می‌گوید؟ گفتند اذان می‌گوید، گفت به سیاست دولت بریتانیا لطمه ای که نمی‌زند گفتند، خیر گفت بگوید تا حنجره اش پاره شود. به ظواهر کار، ندارند آنها می‌خواهند قدرت دستشان باشد ذخائر و معادن دستشان باشد، ما هم فقیر و بدبخت و توسری خور و نوکر آنها باشیم. علی ای حال امروز روزیست که دارند اسلام و قدس و حیثیت مسلمین و حیثیت اسلام را به صهیونیستها می‌فروشند و اگر کاری از ما نمی‌آید و صدای ما به جایی نمی‌رسد اقلاً به صورت تعطیل درسمان و به راه افتادن بالاخره آخی بگوئیم. بنابراین همان طوری که اطلاع دارید علمای لبنان هم امروز را عزای عمومی اعلام کردند و قاعده اش این است که همه عزای عمومی اعلام کنند و ما چون راه دیگری نداریم امروز مباحثه مان تعطیل باشد به خاطر همین که این ناراحتی خودمان را از این کنفرانس بدینوسیله بفهمانیم. خداوند ان شاء الله شر کفار و اجانب و صهیونیستها را از سر کشورهای اسلامی برطرف بکند و یک بیداری و آگاهی به مسلمین عنایت فرماید. خداوند یک جو غیرت به سرانی که خودشان را بر کشورها مسلط کرده اند عنایت بکند. خداوند ان شاء الله به همه شما توفیق بدهد که بتوانید به اسلام و مسلمین خدمت کنید. والسلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.

پیوست شماره ۲۲۲: مربوط به صفحات ۷۳۶ و ۷۴۰ نامه سرگشاده معظم له به ملت مسلمان ایران در ارتباط با یورش به بیت ایشان و حدود اختیارات رهبری و عملکرد دادگاه ویژه روحانیت و غیر قانونی بودن آن مورخه ۱۳۷۲/۲/۱۰ بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خیر خلقه محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین. و ملت مسلمان و متعهد ایران، پس از سلام و تحیت و دعای خیر و صلاح برای شما همه مسلمین جهان و سلامت و توفیق خدمت بیشتر برای همه کسانی که با صداقت و خلوص به اسلام عزیز و ملت و کشور خدمت می‌کنند و با طلب رحمت و علو درجات برای همه شهدای گرانقدر اسلام و انقلاب و رفع شر همه استعمارگران و دشمنان اسلام و مسلمین که به بهانه های واهی اسلام و انقلاب و روحانیت و کشور ما را اهداف تبلیغات سوء خود قرار می‌دهند به عرض می‌رساند از آنجا که انقلاب اسلامی ایران دست آورد ایثار و فداکاری می‌لیونها نفر مومن مخلص و صدها شخصیت اسلامی و هزاران شهید و جانباز بوده است و نظام جمهوری اسلامی ثمره این انقلاب عظیم می‌باشد لذا ارزش و اهمیت این انقلاب و این نظام مقدس که به برکت اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین و در سایه توجهات حضرت حجة ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود آمده بر کسی پوشیده نیست، و لزوم حفظ و نگهبانی از این موهبت الهی بر همه مومنین متعهد امری است مسلّم و هیچ جای مسامحه و تعلل نیست و هرکس به هر عنوانی مستقیم یا غیر مستقیم با بد عمل کردن و تعدی از موازین اسلامی و قوانین مسلمه کشور موجب یاس و بدبینی مومنین و امیدواری دشمنان انقلاب و نظام شود مرتکب گناهی بزرگ خواهد بود. متاسفانه صدمات و لطمه هائی که در سالهای اخیر از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در اثر اشتباه کاریها و تندیهای نا اهلان و اشخاص ناوارد یا خود خواه بر نظام اسلامی وارد شده و برنامههای حساب شده و مرموزی که برای سست کردن اعتقادات دینی مومنین اجرا شده کم نیست و شرح آنها در این نامه نمی‌گنجد؛ ولی از همه خطرناکتر برنامه هائی است که به طور مرموز و ظریف و نوعاً دور از چشم و آگاهی ملت و

انسانها یا با ظاهری موجه پیدا می‌شود و با توجه به حدیث شریف: «الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم و همچنین حدیثی دیگر بدین مضمون نقل شده که روز قیامت بعضی از می‌بینند در نامه اعمالشان اعمالی نوشته شده که نه تنها در تمام عمر از آنان صادر نشده بلکه با آنها آشنا هم نبوده اند و چون از آن سئوال کنند در جواب گفته می‌شود می‌که تو با گروهی که این اعمال را مرتکب می‌شدند همراه بودی و مخالفت نمی‌کردی لذا اعمال آنان در نامه اعمال تو نیز نوشته شده و باید عقاب آن اعمال را هم بچشی» مسئولیت انسان سنگین می‌شود و سکوت روا نیست. لذا به یک نمونه از طرحهای مرموز دشمنان اسلام که برای لطمه زدن به انقلاب اسلامی و سست کردن عقائد مردم طرح ریزی شده اشاره می‌شود: آنچه تا کنون در زمان غیبت کبرای امام معصوم (ع) موجب بقای دین و حفظ ایمان مومنین بوده است همانا خدمات و فعالیتهای علمای مذهب حقه و فقهای آگاه به زمان و فداکاری و ایثار آنان در طول تاریخ بوده است چنانچه به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و پایه ریزی نظام اسلامی نیز به برکت تحرک و قیام علمای اسلام و تحریک ملت در صحنه های مختلف در پشت سر رهبر فقید انقلاب بوده است و لذا کفر جهانی و استعمار شکست خود را از دو ناحیه تشخیص، داده یکی حضور علمای اعلام در مسائل سیاسی و اجتماعی و رهبری آنان و دیگری همراهی طبقات مختلف ملت در اثر اعتمادی که به علمای دین و روحانیت اصیل، داشتند و بر این اساس دشمن نیز همت خود را صرف تضعیف این دو نیروی عظیم کرده و می‌کند. از طرفی لطمه زدن به اعتبار و حیثیت روحانیت شیعه و تحقیر مراجع تقلید در جامعه و مبتذل کردن امر فقاهت و مرجعیت و حوزه های علمیه، شیعه و از طرف دیگر تضعیف نیروی ایمان و اعتقاد در مردم و بی تفاوت کردن آنان در مقابل تهاجم به فرهنگ و دین آنان و روحانیت شیعه و مراجع تقلیدشان و بدین وسیله زیربنای انقلاب را سست نمودن تا در موقع مناسب ضربه نهائی را بر پیکر ثمره انقلاب و دست آورد آن وارد نمایند و آب از آب تکان نخورد. بر این اساس دشمن از ابتدای پیروزی سعی داشته هر یک از نیروهای اصیل انقلاب و من جمله روحانیت متعهد را به بهانه ای منزوی و مطرود و یا ملکوک و یا دلسرد، نماید و با کمال تاسف مشاهده می‌شود که به نام دفاع از انقلاب و نظام

اسلامی از چهره هائی که در انقلاب موثر بوده اند به نحوی انتقام گرفته می‌شود، و این اعمال نوعاً از ناحیه اشخاصی انجام می‌شود که نسبت به مسائل انقلاب و گذشته های آن بی اطلاع و یا هنگام انقلاب نسبت به آن بی تفاوت بوده اند که تفصیل آن کتابی بزرگ طلبد؛ و آنچه که امروز دشمنان بیشتر بدان عنایت دارند لطمه زدن به روحانیت متعهد و می‌ترور شخصیت های بارز روحانیت است و چون اکثر موارد اقدام شده در خفای از انظار عموم ملت بوده است و بیان و استدلال به آن مستلزم اطلاع قبلی از اصل قضایاست، لذا در این نامه مختصر خدمت ملت عزیزمان بیشتر به موردی استدلال می‌شود که مربوط به خود اینجانب است و از نزدیک شاهد آن بوده ام و کم و بیش اخبار آن از طریق بعضی جراید و رادیوها پخش شده است هرچند که آن جراید عقوبت و پی آمدهای سختی را به خاطر انتشار اخبار واقعه متحمل شدند و با اینکه کار مطبوعات به وزارت ارشاد مربوط است دادگاه ویژه روحانیت خودسرانه و مستقیما آنها را تحت فشار قرار داد و می-دهد ذکر داستان بیت خود نه به منظور خودنمائی و یا به عنوان استمداد است بلکه از باب مشت نمونه خروار گوشه هائی از آن را یاد آور می‌شوم تا نحوه برخوردهائی که با نیروهای مومن به اسلام و انقلاب انجام می‌شود برای افراد بی اطلاع روشن شود: پس از سخنان اینجانب در پایان درس روز ۲۱ بهمن ۱۳۷۱ که به منظور دعوت به راهپیمایی و تقویت اصل انقلاب و دفاع از جمعی از مومنین گرفتار و دفاع از شخص خود در برابر اهانتها و تهمتهای ناروای متناوب در محافل و جراید انجام گرفت تصمیم گرفته شد به خاطر عدم سوء استفاده دشمنان اسلام و انقلاب و کشور - نوار آن پخش نشود، ولی پس از تحریف سخنان من و پخش آن از ناحیه دیگران و رجاله بازیها و اهانتهای روز جمعه ۲۳ بهمن در برابر بیت، اینجانب و روز شنبه ۲۴ بهمن در حسینیه شهدا که سبب تعطیل درس اینجانب، شد ناچار به پخش نوار و پیاده کردن آن شدیم؛ و بالاخره در شب یک شنبه ۱۳۷۱/۱۱/۲۵ با هجوم بیش از هزار نفر نیروی مسلح و مجهز به وسائل تخریب به دفتر اینجانب و حسینیه شهدا و محل آرشیو نامه ها و تلگرافات و روزنامه ها و بولتنهای خبری چندین ساله مواجه شدیم، و با محاصره کامل منطقه حتی خانه های همسایگان و مجاورین بیگناه و قطع تلفن های منطقه و ایجاد رعب و هراس و برخوردهای تند که حتی منجر به وحشت و اغماء بعضی از

و خواهران محترمه نیز، شد بسیاری از اشیای دفتر و حسینیه و محل آرشیو از جمله نامه ها تلگرافات و اشیاء شخصی پاسداران بیت و بولتنهای خبری و نوارها و نوشته های یادگار مانده از فرزند شهیدم مرحوم محمد منتظری که متعلق به دو فرزند صغیر آن است و اشیاء شخصی و اوراق درسی و علمی و اثاث البیت و از جمله پولهای - شهریه و غیرها بدون اعلام و تشکیل صورت جلسه به غارت برده شد و اماکن نیز پلمب شد؛ البته پولها و بعضی اشیاء بعداً برگردانده شد ولی عمده اشیاء تا این تاریخ ارجاع مرحوم نشده است. وعده این هجوم و حمله حدود پنج ساعت به طول انجامید که ظاهرا برادران و خواهران کم و بیش از جزئیات آن آگاه شده اند. چون با پخش خبر ماجرا سیل تلفنها و گزارش های اشخاص حکایت از تقبیح عقلاء قوم و ملت عزیز می‌کرد و از کانالهای مختلف ارجاع اشیاء شنیده می‌شد به نظر رسید متصدیان این کار ناهنجار و غیر مشروع منفعل شده اند و تعقیب آن ضرورت، ندارد و به علاوه چون با عقل و منطق صحیح مواجه نبودم و مقابله با نادانیها و جنجال بازیها را به مصلحت نمی‌دیدم شخصاً بنا را بر سکوت و احاله امر به خدا گذاشتم ولی بالاخره مواجه شدم با جزوه ای مملو از اکاذیب و افترائات و اهانتها به عنوان سخنرانی یکی از مسئولین به اصطلاح دادگاه ویژه روحانیت» که ضمنا مسئولیت هجوم مذکور را نیز به عهده گرفته است و سپس مقاله ای در کیهان هوائی مورخه ۱۳۷۲/۱/۱۸ که آن هم متضمن اکاذیب و افترائات زیاد بود از جمله تکذیب [بیانیه] فرزند متعهد اینجانب آقای احمد منتظری که با اخلاص و صداقت وقایع را صادقانه منعکس کرده بود. روی این اصل ناچار شدم مطالبی را به نحو اختصار به عنوان دفاع از حقیقت و روحانیت و قانون که وظیفه هر مسلمان متعهدی است تذکر دهم، و چون شرح همه ماجرا در یک پیام مختصر نمی‌گنجد لذا آنچه مربوط به دادگاه ویژه که منشأ اصلی این برخورد و برخوردهای دیگر با علما و روحانیین متعهد و طلاب عزیز و بازداشت و پرونده سازی برای آنان باشد در این نامه یادآور می‌شوم باشد عقلای قوم در رفتار خود تجدید نظر کنند و بیش از این روحانیت شیعه را تضعیف نکنند. می‌در مقاله کیهان هوائی نوشته شده ورود به محوطه آقای منتظری با حکم رسمی ویژه به عنوان یک نهاد قضائی صورت گرفته است». دادگاه

اولا ورود با حکم رسمی نیاز به این همه نیرو و محاصره محل و مزاحمت همسایگان و قطع تلفنها و آوردن دلر و شکستن قفلها و دربها نداشت. ثانیا دادگاه رسمی معمولا اموال شخصی از قبیل جاروبرقی و ضبط صوت و ساعت دیواری و لوازم ماشین و وضوخانه و ماشین اصلاح و سکه بهار آزادی و امثال این اشیاء را با خود نمی‌برد. ثالثا: مسئولین دادگاه رسمی معمولا با ارائه حکم رسمی به صاحب خانه وارد می‌شوند و از اشیاء ضبط شده صورت جلسه تنظیم می‌کنند و از صاحب خانه امضا گیرند. می‌برخلاف بیت اینجانب که آقایان پس از محاصره ناگهانی منطقه به طور کامل و حبس ساکنین منازل و منع خروج و دخول همه اشخاص و محصور کردن پاسداران محافظ بیت و ضبط اثاثیه شخصی آنان خودسرانه دربها و قفلهای اطاقها و کمدها را شکستند و هرچه را خواستند ضبط کردند و بردند و از قرار گواهی بعضی از پاسداران، بیت افراد در بردن برخی از اشیاء با یکدیگر معارضه و کشمکش داشتند. اینکه کیهان هوائی از قول یکی از مسئولین دادگاه ویژه اظهار می:دارد: «حکم مزبور به آقای احمد منتظری ارائه شد اما وی با توهین و موضع گیری غیر مودبانه ای از همکاری با نیروهای دادگاه ویژه روحانیت امتناع ورزید و یا می‌گوید: «تلاش بر این بود که با حضور اعضای دفتر آقای منتظری بازرسی از این محل به عمل آید مجددا با برخورد غیر مودبانه اعضای دفتر مواجه شدیم اینها همه کذب محض است همه اهل خانه ها از جمله احمد خانه محصور شدند و آنان اصلا با احمد مواجه نشدند و در ساعت ده یعنی ساعت حمله شروع در دفتر اعضائی وجود نداشت تا با آقایان برخورد مودبانه و یا غیر مودبانه داشته باشند. انتظار می‌رود متن این حکم رسمی به هر نحو شده ارائه شود تا معلوم گردد به امضای کدام مقام حکم این غارتگری صادر شده است. در رابعا اینجانب به عنوان رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که خونبهای شهدای عزیز انقلاب است و امام راحل (طاب ثراه و حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و ملت شریف ایران از همه طبقات به آن رای دادند، و به منظور دفاع از مصالح اسلام و انقلاب و روحانیت شیعه وظیفه دارم مطالبی را راجع به دادگاه موسوم به «دادگاه ویژه روحانیت گوشزد، نمایم هرچند برای عده ای ممکن است تلخ باشد چنانچه معمولا طبیعت حق تلخ است:

دادگاه ویژه که عامل لطمه زدن به چهره و شخصیت بسیاری از علما و مراجع بوده و به بهانه های واهی در همه کارها حتی در کار مرجعیت شیعه و مراجع تقلید دخالتهای ناروا می‌کند و از قرار معلوم عامل تهاجم شبانه به بیت اینجانب و سلب امنیت از ساکنین منطقه و غارت اموال بوده است هیچ گونه مبنای قانونی نداشته و تشکیل آن برخلاف قانون اساسی است به چند دلیل دلیل اول در اصل شصت و یکم قانون اساسی آمده است: «اعمال قوه قضائیه به وسیله دادگاه های دادگستری است که باید طبق موازین اسلامی تشکیل شود». و معلوم است که دادگاه ویژه «روحانیت از دادگاههای دادگستری و زیر نظر قوه قضائیه نیست، و به قوانین و مقررات قضائی کشور اعتنا ندارد بنابراین حق دخالت در امور قضائی جرم است ندارد و متصدیان آن باید نزد خدا و ملت پاسخ گوی اعمال خلاف قانون خود باشند. دلیل دوم فرض کنید شخصی یا مقامی در کشور هر چند عالی رتبه مثلا تشکیلاتی به نام دادگاه ویژه با مقررات مخصوص به خود در مقابل قوه قضائی کشور اختراع کند که مستقل عمل نماید و در برابر اعمال خود به قوه قضائیه کشور پاسخ گو نباشد، بدون شک این عمل آن مقام مخالف قانون اساسی تلقی می‌شود که اگر از روی عمد باشد و اگر از روی غفلت و اشتباه باشد باید از اشتباه خود برگردد و خسارتهای وارده را جبران نماید. از طرف دیگر ما می‌بینیم که ذیل اصل یکصد و هفتم قانون اساسی راجع به رهبر کشور می‌گوید: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است»؛ بنابراین همان طور که رئیس جمهور مثلا حق ندارد دادگاهی مستقل در مقابل قوه قضائیه تشکیل دهد رهبر نیز چنین حقی ندارد و باید مطابق اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی مجلس رگان رهبری که مسئولیت بررسی عملکرد رهبری را داراست به این عمل رهبر رسیدگی نماید. ۶ دلیل سوم در اصل یکصد و دهم قانون اساسی وظائف و اختیارات رهبر در یازده فقره مشخص شده است و در بین آنها نامی از تشکیل دادگاه ویژه روحانیت برده نشده، بنابراین تشکیل آن قانونی نیست. لازم است توجه شود: انتخابات خبرگان رهبری از ناحیه، ملت و انتخاب مقام رهبری از ناحیه خبرگان هر دو بر اساس قانون اساسی کشور است و ملت به وسیله خبرگان رهبری را انتخاب می‌نمایند که عملا

پای بند قانون اساسی باشد و از آن تخلف نکند. دلیل چهارم دادگاه ویژه از ناحیه مجلس شورای اسلامی تصویب و تایید نشده، و مقررات آن نیز به تصویب مجلس نرسیده است. مادامی که مقرراتی به تصویب مرکز قانون گذاری کشور نرسد ارزش قانونی ندارد و اجرای آنها جرم محسوب می‌شود. اگر اینکه بنا باشد بدون مراجعه به کانون قانون گذاری قانون تراشی شود خطر استبداد و یا مرج کشور را تهدید می‌کند در جهان امروز قانون گذاری فردی و بی اعتنائی به قوه مقننه کشور خاطره سوء حکومتهای استبدادی شاهانه را به یاد می‌آورد و در نتیجه حرمت انقلاب ملت شکسته می‌شود تخلف از قوانین و مقررات موضوعه کشور علاوه بر تعدی به حقوق ملت است و آنان را بدبین و مایوس می‌کند در روابط بین الملل نیز اثر منفی دارد زیرا موجب بی اعتمادی دولتها و شخصیتهای حقوقی و اقتصادی جهان و بالنتیجه انزوای سیاسی و اقتصادی کشور خواهد شد. ضمنا مجلس شورای اسلامی نیز حق ندارد بر خلاف قانون اساسی قانونی را تصویب نماید. اینک تذکر چند نکته نکته اول معنی ولایت مطلقه فقیه این نیست که مقام رهبری فعال مایشاء باشد و بتواند بدون حساب و کتاب هر کاری انجام دهد و مثلا قانون اساسی و قوانین مصوبه کشور یا قوانین اسلامی را نادیده بگیرد بلکه معنی ولایت مطلقه فقیه اداره کشور بر طبق مصالح عالیه کشور در چهارچوب قوانین اسلامی و قانون اساسی است. چنانچه ولایت مطلقه پیامبر اکرم (ص) نیز بدین معنی است که در چهارچوب احکام خدا ملت را اداره کند. در این باره قرآن کریم در سوره انعام فرموده است: «ان الحکم الا الله» یعنی حکم و فرمان از ناحیه خداست و در سوره مائده فرموده است و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک یعنی بین آنان به آنچه خدا نازل فرموده حکم کن و از خواسته های آنان پیروی نکن و مواظب باش تو را از بعض آنچه خدا نازل کرده باز ندارند. در سوره نجم در شأن آن حضرت فرموده است و ماینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» یعنی آن حضرت از روی دلخواه سخن نمی‌گوید و آنچه می‌گوید وحی از جانب خداست.

پس حکومت پیامبر خدا نیز بر اساس وحی و احکام خداست و خود سرانه نیست. چون جمع کثیری از فقهای عظام ولایت فقیه را محدود به تصرف آنان در امور جزئی از قبیل اموال ایتام و دیوانگان و اشخاص غائب و قاصر می‌دانستند تعبیر به ولایت مطلقه در مقابل محدودیتی است که این جمع از فقها قائل بودند و منظور از آن ولایت در همه شئون سیاسی مسلمین و بلاد اسلامی است که او را به رهبری انتخاب کرده اند ولی در چهار چوب قوانین اسلامی و مقررات تصویب شده از ناحیه ملتی که رهبری او را پذیرفته.اند با فرض اینکه ملت به قانون اساسی رای داده و مجلس شورا به عنوان مرکز قانون گذاری تعیین شده و رهبر و خبرگان بر اساس قانون اساسی انتخاب شده اند، قهراً اختیارات رهبر در چهارچوب قانون اساسی و اختیاراتی است که در آن برای او تعیین شده است. اگر مقام رهبری بنا باشد برخلاف قانون عمل کند در این صورت ذیل اصل یکصد و هفتم که می‌گوید: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است» لغو خواهد بود و گنجاندن این جمله در متن قانون اساسی کاری ابلهانه تلقی می‌شود. اگر رهبر خود مختار مطلق باشد و حق داشته باشد برخلاف قوانین کشور عمل نماید اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی که رسیدگی به ناتوانی یا تخلفات رهبر و عزل و انعزال او را پیش بینی کرده لغو تلقی می‌گردد. تصویب این اصل در قانون اساسی بر اساس معصوم نبودن رهبر فقیه و احتمال تخلف عمدی یا قصور اوست نسبت به وظائف محوله. چون رهبر فقیه معصوم نیست و ممکن است از روی عمد یا اشتباه کار خلافی انجام دهد و اشتباه مرد بزرگ عواقب خطر ناکی را به دنبال دارد لذا معصوم نبودن او باید به وسیله الزام او به مشورت با فقهای دیگر و متخصصین فنون مختلف و به وسیله مراقبت خبرگان جبران شود. نکته دوم در اوائل انقلاب که بچه های انقلابی با روحیه انقلابی در مسائل دخالت می‌کردند چه بسا با روحانیین و معممین خطاکار نیز رفتارهای تندی انجام می‌شد که در نتیجه گاهی به اصل حیثیت روحانیت ضربه می.خورد برای جبران این امر دادگاهی به اسم دادگاه روحانیت تشکیل شده بود و به امور اخلاقی معممین رسیدگی می‌کرد، ولی به تدریج به وسیله آن دادگاه نیز کارهای تندی انجام می‌شد که مناسب

شئون روحانیت نبود و بسیاری از روحانیین بی گناه عملا هتک می‌شدند. بدین سبب بسیاری از شخصیتهای انقلاب و نظام و علمای اعلام و من جمله اینجانب چون با تندی های دادگاه مذکور مخالف بودیم از راه های مختلفی در انحلال آن کوشش نمودیم تا بالاخره منحل شد. ولی پس از مدتی شنیده شد بعضی از آقایان به مرحوم امام (ره) پیشنهاد تشکیل مجدد «دادگاه ویژه روحانیت را داده اند که اینجانب به وسیله تلفنگرام به معظم له یاد آور شدم که ما از دادگاه روحانیت خاطره خوبی نداریم و ضرر آن از نفع آن بیشتر است و به علاوه برخلاف قانون اساسی است خوب است به جای آن برای رسیدگی به کارهای خلاف طلاب و روحانیین در حوزه علمیه قم هیئتی از فضلای با تجربه تعیین شوند تا آنان خودشان رسیدگی کنند و پس از طی مراحل تذکر و توبیخ و تهدید اگر نیاز به محاکمه قانونی باشد خود، هیئت شخص متهم را به محاکم قضائی معرفی کند تا مثل سایرین محاکمه شود زیرا همه افراد ملت در برابر قوانین کشور مساویند، و حتی اینجانب آن تلفنگرام نام پنج نفر را به عنوان اعضای هیئت پیشنهاد کردم. یک روز از بیت مرحوم امام به قم نزد اینجانب آمدند و گفتند این هیئتی را که شما پیشنهاد کرده اید آیا قدرت دارند مثلا فلان شخص را که فعلا یکی از علما و مدرسین صاحب رساله در قم باشند) احضار و محاکمه کنند؟ معلوم شد طراحان دادگاه ویژه از تاسیس آن منظور سیاسی دارند و تهذیب روحانیت از مفاسد اخلاقی بهانه است و بالاخره دادگاه ویژه تشکیل شد و کارهائی انجام داد که لابد آقایان کم و بیش شنیده اید. در می‌و پس از رحلت امام راحل (ره) دادگاه ویژه خیلی وسیعتر و با اختیاراتی بیشتر و هزینه هائی هنگفت ادامه یافت و بیشتر از آن استفاده های سیاسی شده و می‌شود. تعرضهای مکرر و پی در پی و هتک حرمتهائی که نسبت به بعضی مراجع و علمای محترم و بیت و خانواده و فرزندان و افراد دفتر آنان کرده و می‌کنند و بازداشت بسیاری از فضلای مخلص اسلام و انقلاب به بهانه های واهی و محکوم نمودن آنان و یا ارعاب و تهدیدهای بیجا نسبت به آنان از عملکردهای دادگاه ویژه بوده؛ هر چند افراد و خطا کار را نیز بازداشت و محاکمه کرده اند ولی متاسفانه کاربرد آن تا حال روی هم رفته به مصلحت روحانیت و اسلام و کشور نبوده است. بسیاری از علما و روحانیین خوب و انقلابی هتک شدهاند و در روحیه طلاب جوان علاقه مند به اسلام فاسد