کتابها ‹ خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها) ‹ بخش ۱۸
خاطرات آیتالله منتظری - جلد دوم (پیوستها)
بخش ۱۸ از ۲۱و انقلاب یاس و نا امیدی پدید گشته و نوعاً از ادامه تحصیل در حوزه های علمیه زده شده اند، و در حقیقت با توجه یا بدون توجه خواسته استعمارگران سیلی خورده از انقلاب و روحانیت شیعه عملا انجام شده. روحانیت و مراجع تقلید شیعه همیشه در مقاطع حساس جامعه تشیع و بلاد اسلامی را از شر استبدادهای داخلی و قراردادهای استعماری نجات داده و تضعیف این نیروی عظیم ملی بزرگترین خواسته کفر جهانی است و البته روحانیین همه معصوم نیستند و ممکن است لغزشهای اخلاقی یا حقوقی در بین آنان پیدا شود ولی هنگامی که مطابق قانون اساسی رهبر در برابر قوانین با دیگران مساوی است روحانیین دیگر نیز قهراً و به طریق اولی با دیگران مساوی هستند؛ منتها احضار متهم و محاکمه نباید با اهانت به متهم توام باشد و بخصوص قبل از ثبوت جرم نباید بازداشت و بازجوئیها اعلام شود، متهم روحانی باشد یا از طبقات دیگر؛ و مرجع همه تظلمات و محاکمات باید محاکم دادگستری باشد، و اگر فرضاً در روش محاکم دادگستری نقائصی وجود دارد آن نقائص باید برطرف شود. با وضع فعلی اقتصاد کشور دادگاه ویژه با تشکیلات عریض و طویل خود بودجه سنگینی را بر کشور و ملت تحمیل کرده که هیچ ضرورت ندارد و مصلحت اسلام و انقلاب و روحانیت اقتضا کند که این تشکیلات خلاف قانون اساسی منحل گردد و وظائف آن میبه قوه قضائیه و محاکم دادگستری ارجاع شود. ضمنا در دادگاه ویژه نه متهم حق تعیین وکیل دارد و نه دادگاه علنی است و نه تجدید نظر دارد و نه احکام آن به دیوان عالی کشور ارجاع میشود بلکه خود فعال مایشاء است و نوعاً بینه و شاهد عادل نیز در بین، نیست بلکه با گزارشهای سر و پا شکسته و اقرار متهم در شرائط خاص زندان که در آن شرائط شرعاً و قانوناً اقرار و اعتراف بی ارزش و اعتبار است و یا با علم، قاضی خودشان میبرند و میدوزند و به هیچ مقامی قابل شکایت نیست و در حقیقت معامله با روحانی متهم از معامله با هر گناهکار دیگری از هر طبقه باشد بدتر است و نوعاً رسیدگی به امور مربوط به علمای بزرگ و محترم به افرادی که از نظر علم و آگاهی در سطح پایین هستند محول میشود. بی نکته سوم: اینک جای گله است از حضرات علمای اعلام و حقوقدانان شورای
نگهبان با اینکه وظیفه دارند قانون اساسی کشور را که خون بهای شهدای عزیز است و امانتی است که به آنان سپرده شده - حفظ، نمایند چرا تا حال در برابر تخلفات از به قانون اساسی من جمله این تخلف بزرگ سکوت کرده اند؟ البته این گله توام با تقاضا سایر علمای اعلام و به نمایندگان مجلس شورا و به همه حقوقدانان و نویسندگان متعهد نیز متوجه است. آیا دفاع از حقوق ملت و حریم روحانیت و مرجعیت شیعه و حوزه علمیه و مردم مظلوم بر عهده ما نیست؟! میافتد، و آیا سکوت در برابر قانون شکنیها و تعدیات و حق کشیها و سلب آزادیها گناه نیست؟! با اکثر علما و فضلا و بزرگان و حقوقدانان که صحبت میشود از دادگاه ویژه و از کارهای خلافی که انجام میشود مینالند و شکایت دارند ولی متاسفانه همه مرعوب و ساکتند و نسبت به آنها بی تفاوت می.گذرند جمعی مشغول کارهای روزمره خود هستند و به اطراف نگاه نمیکنند تا ببینند چه میگذرد و برای دیگران چه اتفاق جمعی گرفتار ترس القا شده و جو اختناق تحمیلی بر جامعه شدهاند در صورتی که ترس بیجا از صفات مذموم انسان است انسان باید شجاع و قوی الاراده باشد و در برابر کجیها عکس العمل نشان دهد و جمعی نیز به نام حفظ نظام سکوت کرده و دعوت به سکوت کنند غافل از اینکه امر به معروف و نهی از منکر نه تنها باعث تقویت نظام است بلکه یک واجب همگانی است و نظامی که ملت برای آن فداکاری کرد و این همه شهید و معلول فدا شدند نظام اسلام و عدالت و آزادی و حفظ حقوق و دفاع از مظلومین و ایستادگی در برابر کجیها و تندیها بود، پس اگر در گوشه ای ظلم و بی عدالتی دیده شد حتی المقدور باید جلو آن را گرفت تا نظام عدالت تحکیم شود و سوژه تبلیغاتی از دست دشمنان گرفته شود و گرنه ملت دلسرد میشود و بی عدالتیها اصل نظام را زیر سئوال میبرد و بالاخره نظام از داخل میپوسد امروز همه جهان چون بلد واحد شده و قضایا خواهی نخواهی منعکس میشود چه ما ساکت باشیم یا معترض پس چرا عیبی را که دیگران با تحریفات و اغراقات منعکس میکنند خودمان واقع آن را نگوئیم و در رفع آن نکوشیم؟! بخصوص که در این موارد سکوت موجب حفظ نظام نیست بلکه موجب هدم نظام است. و در این میان علمای اعلام نسبت به مظلومین از ملت وظیفه سنگین تری دارند
چنانچه مولا امیرالمومنین (ع) فرمودند: «و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لاسغب مظلوم نهج البلاغه خطبه (۳) یعنی آنچه را خداوند بر عهده علما گذاشته که در برابر پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم بی تفاوت نباشند. برای خود مظلوم نیز سکوت روا نیست چنانچه در قرآن کریم فرموده: «لاتظلمون و لاتظلمون» و نیز فرموده است: «لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم که برای شخص مظلوم داد و فریاد رواست دفاع از حقوق حق طبیعی همه انسان هاست، و در حدیث شریف فرمود: من قتل دون ماله فهو «شهید یعنی هرکس در راه حفظ مال خود کشته شود شهید محسوب است، و در حدیث دیگر از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «ان الله فوض الی المومن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلا. اما تسمع الله تعالی یقول: والله العزة و لرسوله وللمومنین فالمومن یکون عزیزا و لا یکون ذلیلا یعنی خداوند همه امور شخص مومن را به خودش واگذار کرده ولی ذلت او را به او واگذار نکرده، آیا نمیشنوی خدای را که فرموده عزت برای خدا و رسول خدا و مومنین است. پس مومن عزیز است و نباید ذلیل، باشد یعنی نباید زیر بار ذلت برود. نکته چهارم: گاهی گفته میشود دادگاه ویژه روحانیت به دستور مرحوم امام (ره) تشکیل شد و ما باید از معظم له پیروی کنیم. اولا چنین دادگاهی با چنین عملکردی را که سراغ داریم علاقه مندان ایشان نباید به ایشان نسبت دهند و اگر کسی مرکز و محل چنین اشتباهاتی را به معظم له نسبت دهد در حقیقت خود آن اشتباهات را به ایشان نسبت داده است و نباید کانونی که مستلزم اشتباهات خلافکاریهای زیاد است ادامه پیدا کند. چنانچه در مواردی ضرورت دادگاه فوق العاده ای تشخیص داده شود بهتر است به قوه قضائیه دستور داده شود که یک شعبه دادگاه فوق العاده تشکیل دهد و به موارد استثنایی خاص مورد نظر رسیدگی نماید که طبعا چنین دادگاهی زیر نظر قوه قضائیه عمل میکند و مقررات آن را نیز رعایت میکند، و حرمت قانون اساسی نیز حفظ میشود؛ نه اینکه دادگاه مستقلی به نام دادگاه ویژه روحانیت با هزینه سنگین و مقررات مخصوص به خود در مقابل قوه قضائیه تشکیل شود و در اعمال خود پاسخگوی قوه قضائیه، نباشد کما اینکه خود رئیس قوه قضائیه در موارد مکرری از عملکرد دادگاه ویژه تبری جسته اند. ضمنا اینکه مرحوم امام (ره) یا هر مقام دیگری غیر از معصومین علیهم السلام را مطلق
و معصوم از هر خطا و اشتباه فرض کنیم به نحوی که هیچ کس حق تذکر یا اعتراض نداشته باشد خطر بزرگی را برای انقلاب و جامعه در پی دارد و سرانجام از استبداد مطلق سر در میآورد، و از این راه ضربههای بزرگ و جبران ناپذیری به اعتقادات و گرایشهای دینی ملت وارد خواهد شد. ثانیا: دادگاه ویژه ای که به دستور مرحوم امام (ره) تشکیل شد خیلی محدود و منحصر به تخلفات روحانیین بود ولی آنچه بعد از رحلت ایشان به این نام تشکیل شده و محور عمل قرار گرفته دائره آن بسیار وسیع است و چه بسیارند افراد غیر روحانی که به اتهامات واهی تحت تعقیب این دادگاه قرار گرفته و محکومیتهای سنگینی را متحمل شده اند، و اینک جمعی از آنان در زندان میباشند. در بند «د» از ماده ۱۳ قانون اختراعی این دادگاه مربوط به صلاحیتهای آن است: «کلیه اموری که از سوی مقام معظم رهبری برای رسیدگی ماموریت داده چنین آمده میشود». کند و در این بند دادگاه ویژه را ابزاری برای اعمال سیاستهای شخصی رهبر معرفی مینتیجه موقعیت اجتماعی و حیثیت ایشان را زیر سئوال میبرد اگر مقام رهبری به دستگاه قضائی کشور اعتماد ندارند چرا در اصلاح آن کوشش نمیکنند و چرا رسیدگی به جان و مال و عرض شصت میلیون جمعیت کشور را به آن سپرده اند و اگر اعتماد دارند چرا برای رسیدگی به امور مورد نظرشان تشکیلات وسیع دیگری را بر خلاف قانون اساسی ابداع کرده اند؟! در اینجا دوستانه به بانیان و متصدیان دادگاه ویژه توصیه میکنم با خود بیندیشند که از این تشکیلات عریض و طویل با هزینه هنگفت تحمیلی بر بودجه کشور چه سودی عاید و روحانیت و ملت شده است جز ایجاد اختناق و تضییع حقوق و بدبین کردن روحانیت و ملت نسبت به مسئولین؟ که نتیجه نهائی همه اینها تضعیف نظام اسلامی است. اگر پس از تفکر بدین امر واقف شدند خودشان برای انحلال آن و ارجاع وظائف مشروعه آن به قوه قضائیه اقدام نمایند و ضمنا چنانچه به مبانی شرع پایبندند نسبت به مشروعیت و یا عدم مشروعیت حقوقی که از مال ملت پایبند به قانون اساسی، به مصرف یک ارگان غیر قانونی و حقوق پرسنل آن میرسد توجه خاص مبذول دارند. شما ای مردم آزاده ایران که قلبتان برای اسلام و اجراء موازین اسلامی میطپد
و تشنه عدالت اسلامی هستید و در این راه این همه شهید و معلول دادید، از مقام ریاست جمهوری که در سو گند نامه خود متعهد شده است پاسدار قانون اساسی باشد و از نمایندگان مجلس و شورای نگهبان که قسم خورده اند حافظ دست آوردهای انقلاب و مدافع قانون اساسی باشند و از مراجع تقلید و از نویسندگان متعهد و از همه مردم عدالت خواه جداً بخواهید که برای احیای اصول پایمال شده قانون اساسی و قوانین اسلامی بکوشند و جلوی این قانون شکنیها و بی عدالتیها را بگیرند. شما طبقات ملت که موجد انقلاب اسلامی بودید حفظ آن نیز به عهده شماست و سکوت در مقابل جنایات گناهی است بزرگ ففی وصیة مولانا امیر المومنین (ع): «لاتترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلایستجاب لکم (نهج البلاغه الکتاب ۴۷). نکته پنجم: پنج در اینجا به مسئولین کیهان هوائی که برای خوانندگان خارج از کشور تهیه و چاپ میشود تذکر میدهم وظیفه شما بود اول درباره صحت و سقم آنچه مسئولین خبرگزاری جمهوری اسلامی به شما گفتهاند و همچنین آنچه به گفته شما طی تماس تلفنی با حجة الاسلام حسینیان یکی از مسئولین دادگاه ویژه روحانیت به شما گفته شده تحقیق و بررسی نمائید که راست است یا دروغ آنگاه اظهار نظر کنید، نه اینکه گفته های دروغ دو منبع مذکور را حقیقت پندارید و بر مبنای آنها قلم زنید. اینجانب با کمال صراحت میگویم آنچه را از قول دو منبع مذکور راجع به بیت اینجانب نقل کرده اید دروغ محض است مخصوصا این گفته آقای حسینیان که گفته پس از بازرسی تعداد کامیونت از این گونه اطلاعیه های توهین آمیز به ساحت حضرت امام (ره) به همراه برخی اسناد دیگر کشف شده هر انسان با وجدانی را متاثر کند که چرا مسیر انقلاب و روحانیت شیعه به جایی برسد که چنین اشخاص فرصت طلبی جرأت کنند با محاصره یک منطقه بزرگ و ایجاد رعب و وحشت مطلق العنان اموال دفتر و حسینیه شهدا و آرشیو چهارده ساله با ارزش و گرانبهائی را غارت کنند و برای توجیه کار ناهنجار خود چنین دروغهای شاخداری را که هیچ عاقلی باور نمیکند به هم ببافند و شما هم در نشریه ای که برای افراد خارج از کشور تهیه میشود چاپ و منتشر کنید مثل اینکه مفهوم اطلاعیه و یا مقدار ظرفیت پنج کامیونت برای آقایان روشن نیست شما با چاپ این قبیل دروغ های
شاخدار دیکته شده به خوانندگان خود القا میکنید که از خود استقلال ندارید و آنچه به شما تحمیل میشود مینویسید و بدین وسیله سایر اخبار و گزارشهای نشریه خودتان را کنید، و متاسفانه نشریات دیگری نیز به همین بلا گرفتار شده اند حتی نیز بی اعتبار مینشریه سازمان تبلیغات اسلامی نیز این دروغ ها را عینا درج نموده است و با اینکه طبق قانون مطبوعات باید جواب اتهامات را نیز درج کنند جوابیه های فرزند اینجانب احمد منتظری را چاپ نکردند و از طرف دیگر آقای حسینیان مجله پیامهاجر و بعضی جراید دیگر را تهدید کرد که اگر راجع به وقایع قم چیزی بنویسید مجله آنان را توقیف میبالاخره به جای حکومت قانون زور حکم فرماست. کند و در این میان بعضی از مقامات ضمن اظهار تاثر از حوادث انجام شده در بیت اینجانب اصرار داشتند که مسئولین بالا خبر نداشتند در جواب آنان باید گفت حالا که خبر پیدا کردند چه عکس العمل مثبتی نشان دادند نه اموال غارت شده برگردانده شده و نه عاملین جنایت مجازات شدند بلکه از قرار مسموع به جمعی از آنان پاداش زیارت بیت الله الحرام نیز داده شده ان شاء الله حجشان مقبول خواهد بود. نکته ششم: در تحریرالوسیله مرحوم امام (ره) در تعریف محارب و حد آن مطالبی ذکر شده که ملخص آن است محارب کسی است که در پناه اسلحه مردم را بترساند و فساد برپا کند چه در بیابان و چه در دریا چه در شهر و چه در غیر، شهر، چه در شب و چنین، چه در روز و شرط نیست که مهاجم از اشرار و اهل ریبه باشد؛ و حد محارب یا قتل است یا به دار آویختن یا قطع یک دست و یک پا برعکس یکدیگر یعنی دست راست و پای چپ و یا تبعید و بهتر است اگر محارب مرتکب قتل شده او را بکشند یا به دار آویزند و اگر اموال را به غارت برده دست و پای او را قطع کنند و اگر فقط سلب امنیت کرده تبعید شود». (تحریر الوسیله ج ۲ ص ۴۹۴ در شب ۲۵ بهمن ۱۳۷۱ تهاجم شبانه ای به بیت اینجانب با محاصره منطقه در پناه نیروهای مسلح و به کارگیری بیش از هزار نفر و ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت حتی از همسایگان انجام شد و قفلها و دربها را شکستند و اموال زیادی را به غارت بردند. این عمل وحشیانه مصداق کامل محاربه است. اگر یک دادگاه عادلانه و قانونی تشکیل شود عاملان این تهاجم غیر انسانی را محارب خواهد شناخت که مجازات آنان لااقل قطع دست و پاست.
حتی ولی چه باید کرد در حالی که اینجانب و سایر آقایانی که مورد هتک واقع میشوند المقدور در برابر حقوق از دست رفته خود صبر و سکوت را پیشه خود ساخته ایم. آقای حسینیان که رهبری این تهاجم را به عهده گرفته آزادانه دروغهای خود را منتشر و به جراید کشور تحمیل میکند و مسئولین جراید تهدید میشوند که اگر این موضوع را بنویسند تحت تعقیب قرار خواهند گرفت بناچار اینجانب اجمال واقعه را در این صفحات نوشتم تا اگر روزی نسیم آزادی وزیدن گرفت و جو اختناق شکسته شد و جراید کشور از بند سانسور آزاد شدند بتوانند نگارش اینجانب را به ضمیمه گزارشهائی که از ناحیه سایر دلسوزان مطلع از تخلفات و اقدامات مرموزانه دشمنان تنظیم شده برای آگاهی برادران و خواهران مسلمان منتشر نمایند. الی الله تعالی نشکو بثنا و حزننا و منه نستمد فی جمیع امورنا و السلام علی جمیع اخواننا و رحمة الله و برکاته. ۱۳۷۲/۲/۱۰ - قم – حسینعلی منتظری
پیوست شماره ۲۲۳: مربوط به صفحه ۷۳۶ اطلاعیه دفتر معظم له در مورد سخنرانی ایشان و حمله و غارت بیت و حسینیه و دفتر، مورخه ۱۳۷۱/۱۱/۲۸ به نام خدا در تاریخ ۱۳۷۱/۱۱/۲۱ حضرت آیتالله العظمی منتظری در پایان درس خارج فقه بیانات مشروحی پیرامون انقلاب اسلامی و حضور مردم و لزوم شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن ایراد داشتند و ضمن اینکه یادآور شدند باید انقلاب و اهداف عالی آن همچنان با قوت و عظمت باقی بماند فرمودند: اینکه میبینیم مردم ما در راهپیماییهای روزهای مهم مانند روز ۲۲ بهمن و روز قدس شرکت میکنند برای این است که مردم انقلاب را محصول خودشان میدانند و برای آن شهدای زیادی دادهاند و لذا با همه گرفتاری ها و فشارهائی که تحمل میکنند مع ذلک به اصل انقلاب و نظام و اهداف آن عشق میورزند و کسی این عشق و علاقه مردم را به حساب اشخاص، نگذارد عشق و علاقه مردم به اصل اهداف انقلاب میباشد. آنگاه ایشان با اشاره به سوابق خود در انقلاب و حمایت از شخص حضرت امام (قده) یادآور شدند: من تمام زندگی و عمرم را در راه انقلاب صرف نمودم و یک فرزند شهید و یک معلول در راه آن دادم و البته از کسی هم چیزی طلبکار نیستم وظیفه ام بوده است؛ ولی میخواهم بگویم من به خاطر احترام و اهمیت زیادی که برای انقلاب و رهبر فقید آن قائل بودم احیاناً تذکراتی میدادم و هدفم حفظ حیثیت و وجاهت معنوی امام قدس سره بود تا در سالیان متمادی چهره ملکوتی ایشان همچنان مقدس و محترم باشد و در تاریخ چهره ایشان ملکوک و مخدوش نگردد. معظم له سپس با اشاره به فتنه مفتنین یادآور شدند یکی از علمای تهران نقل کرده است که چندنفر از افراد رده بالای اطلاعات به او گفته اند در آن شرائط ما را مجبور کردند تا به دروغ گواهی دهیم که بیت فلانی آیتالله العظمی منتظری - در اختیار منافقین میباشد، و ما هم گواهی دادیم و اکنون ناراحت هستیم، آیا خدا از ما گذرد؟ ایشان میسپس تاکید کردند من هیچ گاه طالب مقام نبوده و نیستم و از هیچ چیز هم نمیترسم ولی برای انقلاب و اهداف آن دلم میسوزد، مبادا مردم از تقصیر
آن زده شوند، و اگر من سکوت کرده ام برای این است که اساس انقلاب اسلامی محفوظ بماند، مثل ما مثل آن دو نفر زنی است که سر بچه نزاع داشتند و پس از اینکه حکم شد بچه دو
آنکه مادر بود به خاطر حفظ بچه از حق خود گذشت ..........
نصف شود، آنگاه روز جمعه ۲۳ میرسید مبنی بر اینکه از طرف بعضی ارگانهای اخباری بهمن نظامی برای یک تظاهرات بعد از نماز جمعه به سوی بیت معظم له دعوت مینمودند، ولی عده ای قبول نکرده و بعضاً نیز قبول نموده و بالاخره بعد از نماز جمعه قم با تعدادی از افرادی که از جریان بی اطلاع بودند در حدود پانصد نفر را مقابل بیت ایشان مجتمع نمودند، و در این میان حدود شصت نفر شعارهای زننده ای سر دادند. آنگاه متن تحریف شده بیانات آیتالله العظمی منتظری را که تکثیر نموده بودند با ضمیمه های تحلیلی خودشان همراه با تهمت و افتراء و دروغ منتشر نمودند، و جمعی تابلوی دفتر را کندند و سپس بلندگوی اتومبیل سپاه خاتمه برنامه و دستور متفرق شدن را صادر نمود و مراسم پایان یافت. شاهدین صحنه می :گفتند بسیاری از حاضرین در مراسم فقط تماشاگر بودند و و آنهائی دادند بیش از پنجاه شصت نفر نبودند. که شعار میآنگاه در روز شنبه ۲۴ بهمن جمعیت طلاب درس فقه معظم له طبق روال هر روز در جلسه درس در حسینیه شهدا حاضر شدند ولی دیدند افراد جدیدی حدود صدنفر نیز آمده اند و احساس شد اینها قصد به هم زدن جلسه درس و شلوغ کردن را دارند. از این رو معظم له مصلحت را در اعلام تعطیلی جلسه درس تا بعد از ماه مبارک رمضان دیدند و از طرف ایشان اعلام شد. پس از اعلام تعطیلی همان عده اعزامی شروع به شعار دادن کردند و آنگاه یکی از آنان سخنانی در رد بیانات حضرت آیتالله العظمی منتظری ایراد نمود که مضمون آن همان مطالب تکراری روزنامه ها و جزواتی بود که هر چند گاه تحت عناوین مجعول و توسط بعضی ارگانها در چند سال اخیر منتشر گردیده بود و چیزی جز فحش، تهمت، تحریف سخنان ایشان و... نمیباشد حدود شش نفر از طلاب حاضر در حسینیه و نیز آقا روح الله نوه معظم له را بازداشت نمودند و البته تا این لحظه افراد بازداشت شده آزاد شده اند. آنگاه حدود ساعت ۱۰ شب یکشنبه حمله اصلی آغاز شد. شعاع و گستردگی آن در
امور زیر خلاصه میشود: ۱ - بیش از هزار نفر پاسدار و نیروی انتظامی و مامورین اطلاعاتی را در این حمله وارد نموده بودند. ۲ - خیابان اصلی ساحلی از پل حجتیه تا پل جدید نیروگاه کاملا مسدود و در اختیار نیروها قرار گرفته بود. ۳ - تمام وسائل تخریب و احتیاط از قبیل چندین دستگاه جرثقیل، آتش نشانی و دستگاه جوش و برش آهن وارد صحنه شده بود. حمله ۴ - حمله با کندن شیروانی های پیاده رو حسینیه آغاز شد و سپس سه درب بزرگ که اول و وسط و انتهای کوچه بود از جا کنده شد و آنگاه با شکستن قفلها و تخریب دربها به دفتر معظم له و حسینیه شهدا و قسمت مربوط به آرشیو و نیز جمع آوری دفاتر و نامه ها و استفتائات و آرشیو نامه ها و روزنامه ها و بولتنها آغاز شد و هر آنچه در این سه محل بود برده شد و خسارتهای زیادی وارد گردید موجودی پولهای وجوهات که حدود یک میلیون و سیصد هزار تومان بود و برای شهریه طلاب آماده شده بود و نیز وسائل شخصی و غیر شخصی از قبیل، ماشینها، کتاب، رادیو ضبط صوت، جارو برقی، دوربین عکاسی، کاغذ و نیز دستگاه تکثیر نوار و زیراکس دفتر که روزانه توسط آنها نوار و نوشته های درسی معظم له تکثیر و در اختیار طلاب گذاشته شد و همچنین آرشیو میعکسهائی مربوط به قبل از انقلاب از حضرت امام و فقیه عالیقدر و آلبوم عکسها و مجموعه سخنرانیهای شهید محمد منتظری و وسایل شخصی مربوط به آن شهید بزرگوار و اشیای دیگر و خلاصه هر آنچه در دسترس بود جمع آوری و بعضاً برده و مابقی توقیف شد. همه اینها در غیاب ایشان و بستگان انجام میشد و هیچ صورت جلسه ای تنظیم نشد و دربهای حسینیه و دفتر را پلمب نمودند. یادآوری میشود قبل از شروع تهاجم خطوط تلفنی منطقه قطع شد و افراد خانواده های مربوط به بیت معظم له و همسایگان ایشان تماما در محاصره قرار گرفتند و از تردد در کوچه و رفتن به منزل یکدیگر ممنوع شدند پایان کار حدود ساعت ۳ بعد از نیمه شب بود. پس از انتشار خبر حمله و غارت دفتر و حسینیه معظم له و نگرانی و تنفر شدید عمومی، بسیاری از فضلای حوزه با تلفن و پیغام احوالپر و همدردی مینمودند، و
از قرار مسموع آقایان آیتالله مومن و آیتالله محقق داماد در جلسه درس خود این برخورد را محکوم کردند و اظهار تاسف نمودند. به دنبال انتشار این خبر پول های وجوهات و مقداری از وسائل دفتر و حسینیه برگردانده شد ولی عمده آنها هنوز توقیف است. این بود خلاصه وقایعی که این روزها در قم اتفاق افتاد و نسبت به ساحت روحانیت و مرجعیت شیعه اهانت گردید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری احمد منتظری
پیوست شماره ۲۲۴: مربوط به صفحه ۷۳۶ متن مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی با آقای احمد منتظری فرزند معظم له راجع به هجوم شبانه به بیت فقیه، عالیقدر، مورخه ۷۱/۱۱/۲۸ جواب: بسم پیش کنند حتما خبرنگار این روزها بخصوص خارج از کشور صحبت های زیادی هست راجع به وضعیت بیت، ایشان وضعیت خود ایشان و صحبت از دستگیری ایشان و احتمالا دستگیری بستگان ایشان و حتی از علماء نزدیک به بیت محبت بفرمائید ضمن اینکه خودتان را معرفی میکنید بفرمائید این قضایا تا چه مقدار حقیقت دارد مطلبی را که مطرح میاین است که حاج آقا با اصل نظام و اصل انقلاب مخالف است شما روی این هم صحبت کنید خیلی تاکید دارند که ایشان با اصل نظام و اصل انقلاب مخالفند. الله الرحمن الرحیم کل صحبت در همین رابطه که ایشان فرمودند آمده است یعنی ایشان صحبت کرده اند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنید و مردم از انقلاب زده نشدهاند و این به معنی تایید کل نظام است. بعد بقیه صحبت به تبع این پیش آمده است یعنی اصل مطلب این بوده که مردم طرفدار کل نظامند طرفدار انقلاب، هستند بعد گفتند که بله من هم یک انتقاداتی را که خدمت حضرت امام میگفتم دقیقاً در همین رابطه بوده است دلم برای انقلاب میسوخته و میخواستم انقلاب آبرومند بماند و تا صد سال دیگر در مورد انقلاب قضاوت خوبی بکنند و گفتند انتقاداتی را که من میکردم در همین رابطه بوده است و اگر کسانی انتقاد نمیکردند و علیرغم اینکه انتقاد داشتند ساکت ماندند آنها میاشتباه کرده اند. بعد مثال که میزنند میگویند که آیتالله مشکینی آمده پیش من و کلی انتقاد داشتند و میگفتند یک جوری به حضرت امام بگوئید که من گفتم خود شما بگوئید، ایشان هم گفتند شما بگوئید بهتر است؛ که من نامه صفحه ای انتقادی که داشتم نظراتی را که صرفا نوشته بودم برای حضرت امام آن را برای ایشان خواندم ایشان خیلی خوشحال شدند و گفتند الحمد لله که حرف های ما را شما زده اید یعنی انتقاداتی بود که همه داشتند منتهی شهامت ایشان بوده که مطرح میکرده است و دیگران ساکت بوده اند و ایشان در همان صحبتشان پنج هم بودند
میگویند که آنها اشتباه کردند که ساکت بودند و انتقاد را باید گفت چون النصیحة لائمة المسلمین واجب است که انسان نظر اصلاحی خودش را برای امام مسلمین مطرح کند، کل صحبت در تایید نظام بوده است و اینکه نظام را همه قبول دارند و ممکن است به اشخاص کسی ایراد داشته باشد و راهپیمایی بکنید به معنای تایید کل نظام و کل انقلاب. صحبت ایشان هم نوارش و هم پیاده شدهاش هست در اختیارتان قرار گرفته یا خواستید خدمتتان میدهیم و همه قضیه این، بوده و این مساله هم که فرمودید در دنیا اخباری منتشر شده که ایشان ضد نظام است و چی شده دستگیر شده اند یا... فکر میکنم یک مقدار زیادی یا شاید همه اش بد عمل کردن بعضی باشد که یک چنین صحبتی را تحمل نکنند و بیایند و بچه ها را راه بیندازند بگویند بروید آنجا شعار بدهید و چکار بکنید و حتی درس را تعطیل بکنید و عملا بفهمانیم که ما اصلا طاقت شنیدن یک چنین انتقادات سازنده را هم نداریم. همین شعار انقلاب که از اول بود، استقلال آزادی جمهوری، اسلامی، واقعا اگر کسی مثل ایشان که این همه برای انقلاب زحمت کشیده این قدر آزاد نباشد که بیاید نظرات خودش را سر درس مطرح کند پس آزادی چی هست؟ خبرنگار پس روی این موضوع کار کنیم که دید ایشان نسبت به مسائل چی هست، آیا ایشان روی چه جنبه ای از مسائل انتقاد و یا نظر خاصی دارند توی صحبت اخیرشان تا آنجا که من شنیده ام چیزی را باز نکردند. جواب یک مقدارش درباره زندانیان سیاسی است که بیایید به مردم راست بگوئید چرا ما میگوئیم زندانی سیاسی نداریم که ایشان اشاره کردند به بچه هائی که قبل از انقلاب و در انقلاب سهیم بودند و زحمت کشیدند و حالا زندان هستند که نمونه اش آقای داود کریمی که قبل از انقلاب زندان بود و شکنجه دیده بود و بعد از انقلاب فرمانده سپاه تهران و فرمانده سپاه منطقه ۱۰ بود آقای محسنی فرمانده لشگر بود اینها به طرفداری از آقای منتظری الان در زندان هستند خب با این حال ما بگوئیم زندانی سیاسی نداریم. ایشان انتقادشان این است که چرا به مردم راست نمیگوئید مردم این قدر میفهمند که اینها سیاسی اند. خبرنگار: مواردی که شما افرادی را نام بردید میگوئید فقط به خاطر اینکه
آمد؟ رجب که طرفدار حضرت آقا بودند برایشان مشکلی یا محذوری پیش جواب: من اطمینان دارم به این خاطر است و از طرفداران علنی ایشان بوده اند یعنی خیلی ها طرفدارند و مخفی میکنند حالا به چه علت شاید دنبال این هستند که میخواهند زندگیشان را هم بکنند ولی اینها علنی هستند یعنی آخرین جلسه ای که ۲۵ شهادت امام کاظم (ع) بود یک روضه ای در منزل همین داود کریمی بود که علناً تبلیغ از آقای منتظری می، کردند صحبت ایشان را پشت بلندگو گذاشته بودند صحبتی که بعد از درس کرده بودند و خیلی علنی حمایت میکردند به این صورت هست که آن وقت اینها یک تهمتی هم به ایشان زده بودند که اینها میخواهند مبارزه مسلحانه با نظام بکنند، وقتی که آقای داود کریمی آزاد بود در بولتن سازمان تبلیغات نوشته بودند که گروهی از طرفداران آیتالله منتظری معتقد به مبارزه مسلحانه با نظام هستند که خود آقای داود گفت رفتم پیش آقای محمدی عراقی در سازمان تبلیغات چون قبلا در سپاه با هم آشنا بودیم و گفتم این چی است که نوشته اید اینکه دروغ است، گفت ایشان هم خیلی ناراحت شد و گفت بله ما تکذیب میکنیم بعد از چند وقت آقای داود کریمی را دستگیر دقیقاً کردند یعنی مشخص بود که این تهمت است کسی که خودش آزاد است و میرود و میگوید چرا این دروغ را نوشته اید نمیشود چنین کسی بخواهد مبارزه مسلحانه بکند. کریمی میخبرنگار: در صحبتی که اخیرا ایشان داشتند و همین طور فرمایش جنابعالی همه اش اعتقاد ایشان به خود نظام است آنچه که جزء است و شما میگوئید به خاطر تبلیغش طرفدار آقا را دستگیر کردند که حالا محذوری پیش آمده آن موارد چه هست، یعنی چه چیزی است که به قول خود شما تحملش نکردند یا تحملش مشکل بود؟ :جواب کلاً یک حالتی توی مملکت است که جنابعالی هم میدانید مثل اینکه اسم بردن از آیتالله منتظری طرفداری، صحبت کردن و تقلید از ایشان قاچاقی باشد. یک چنین جوی درست شده حالا کی درست کرده نمیدانم ولی یک چنین جوی موجود است که ملموس، هست این آقایان مخالف یک چنین چیزی هستند میگویند نه چرا این جو درست شده این جو کاذب است ما نباید تسلیم یک چنین
جوی بشویم، عقیده آزاد است و عقیده داریم که ایشان از طرفداران انقلاب و نظام هستند و مرجع تقلیدمان است میخواهیم از ایشان تقلید کنیم آزادانه باید بتوانیم از ایشان تبلیغ و تقلید بکنیم. خبرنگار: آیا میتوانیم فرض را بر این بگذاریم که جنابعالی دارید از طرف آقا صحبت میکنید؟ جواب: نه البته این جور نیست که من نظرات ایشان را بپرسم بیایم عرض کنم ولی کلاً یک چیزهای واضحی هست که اینها اتفاق افتاد الان ببینید این جوی که در کل دنیا درست شده تقصیر این بچه بازیهاست که در آورده اند. من خدمت آیتالله مومن بودم گفت: چند نفر از افراد اداره اطلاعات آمدند پیش من که بله مردم رفتند آنجا ایشان میحمله کردند، ایشان میشما گفت: گفتم ببین هم میدانید هم من آنها مردم نبودند مردم که نمیآیند از این کارها .بکنند حالا من هم میگویم چطور این جمعیت چند ده هزارنفری (شصت هزار نفری یا صدهزار نفری که در مشهد راه افتادند و آن کارها را کردند از اینها تعبیر میشود به اوباش ولی وقتی چهار صد پانصد نفر راه میافتند میآیند اینجا اینها را میگویند مردم نمیشود چهارصد پانصد نفر مردم باشند ولی جمعیت صدهزار نفری بشوند .اوباش بعداً به دنبالش حتما خبر دارید که اینجا شب یک شنبه حمله کردند و اصلا بدون اطلاع یک مرتبه ساعت ده شب خبر شدیم که بله آمدند دارند آهنهای پشت حسینیه را میبرند یعنی یک گره ای که با دست باز میشود نه تنها با دندان بازش کنیم سفت ترش هم بکنیم روز روشن میآمدند به ایشان میگفتند ما اینجا را میخواهیم خلوت کنیم راه باز بشود با کمال میل قبول میکردند چنانچه دیوار همین طور بود یک محوطه ای اینجا بود که ایشان همیشه میگفت من از این دیوار بدم میآید اینجا دور ما قلعه درست کردید ما را از دید ما را از مردم جدا کردید مسلما ایشان موافقت میکردند. آمدند یک چنین برخورد کردند بعد بدون اینکه به ما بگویند کلید مثلا در حسینیه را بدهید کلید درب دفتر را بدهید همین طور زدند شکستند واقعا اگر میگفتند که کلید را بدهید ما دودستی تقدیمشان میکردیم. خبرنگار صحبت از این است که شاید برخی از نقطه نظرات متفاوت ایشان
روی مسائلی است که جنبه اقتصادی دارد یعنی آن چیزی که دولت در زمینه اقتصادی دارد پیش میبرد این چیزیست که بیرون از کشور زیاد روی این قضیه دارد صحبت میشود. مساله رشدی را مطرح میکنند، یکی هم و اینکه خود آقا و یا بیت ایشان چه نظری راجع به مسائل اقتصادی مملکت، دارند سیاستهائی که دولت در زمینه اقتصادی پیش گرفته. جواب نظر خاصی ندارند یعنی من نشنیده ام از ایشان که بر فرض بر یک نرخی شدن ارز ایشان نظر داشته باشند چون نظری از ایشان کسی نخواسته که بخواهند نظر بدهند، یعنی واقعا اطلاعی ندارم و من شخصاً با ایشان صحبتی نداشته ام. خبرنگار صحبت دیگری که رویش خبرگزاریها کار کرده اند این بدین معنی است که حضرت آقا مخالف این نظر کلی حضرت امام هستند که رشدی را مرتد دانسته اند به خاطر بی احترامی که به ساحت رسول الله شده. جواب: نه خیر هیچ مخالفتی نبوده از همان وقت من یادم هست که دقیقاً نظرشان منطبق است. خبرنگار: گفته ای را از قول ایشان نقل کردهاند من این را نشنیده ام یعنی ایشان آقایان را غاصب حکومت خواندهاند و خودشان را دایه، حکومت این چیزی است که خبرگزاریها رویش زیاد کار کرده اند. جواب ایشان در تایید اینکه من دلم برای انقلاب میسوزد این را گفته اند که من مثل مادر انقلاب هستم چون بیشتر از همه زحمت کشیده، ام اتفاقا من یادم هست حدود یک سال پیش ایشان به چندنفر از مدرسین حوزه علمیه قم گفتند که ما اینجا میخواهیم طلبگی مان را بکنیم آقایان هم حکومتشان را بکنند ما کاری به آنها نداریم، ایشان میگفت من از اول گفته بودم که من مقام نمیخواهم و حالا هم میگویم. هر کس اندک شناختی از ایشان داشته باشد میداند که ایشان هیچ وقت دنبال ریاست و قدرت و این چیزها نبوده است. :خبرنگار در گزارشاتی که بوده عده ای از منسوبین آقا و یا نزدیکان بیت ایشان را دستگیر کرده اند و حتی صحبت از مجروح شدن و حتی کشته شدن عده ای
است این قضیه تا چه حدی صحت دارد؟ جواب اینجا روز شنبه که درس ایشان بود متاسفانه باز یک مقداری کسانی که یا طلبه های مبتدی بودند یا اصلا طلبه نبودند آمدند سر درس نشستند حدود ۱۰۰ نفر بودند که مشخص شد که اینها میخواهند درس را بهم بزنند و اغتشاش کنند، این بود که من خودم شخصاً از ایشان اجازه گرفتم که چنین جوی است ممکن است زد و خورد شود، ایشان گفت مصلحت است که درس تعطیل بشود تا جلوگیری از زد و خورد بشود. من خودم شخصاً اعلام کردم که تا بعد از ماه مبارک رمضان درس ایشان تعطیل است، بعد به دنبال این یکی از آنهائی که آمده بود درس را بهم بزند شروع به صحبت کرد و خیلی تهمتهای زیاد که حتی ایشان که میگویند بچه های انقلاب در زندانند منظورشان مجاهدین خلق و منافقین است یک چنین تهمت بزرگی با این حال شاگردان سکوت کردند تا صحبتش را کرد. بعد یکی از شاگردها گفت ما هم حرف داریم، تا آمد صحبت کند گفتند بزنیدش بزنیدش شروع کردند به زد و خورد چند نفر اینجا دستگیر شدند حدود ه نفر دستگیر شدند که آخرینش امروز ظهر آزاد شد و مجروح کسی نداشتیم و کشته هم نداشتیم. خبرنگار: از منسوبین خود آقا؟ جواب نوه ایشان بود که امروز ظهر آزاد شد. خبرنگار: باز صحبت از این بود که ریختهاند منزل آقا را قفل کرده اند عرض بکنم یا حصری یا محذوری برای ایشان فراهم شد یا نامه ها و بولتنهائی را که در دفتر بوده برده اند. جواب بله این چیزی که من داشتم عرض میکردم شاید دنبالش خدمتتان عرض میکردم که صحبت قطع شد. شب یکشنبه آمدند با اینکه کلید داشتیم و آماده بودیم که هر وقت گفتند کلید به آنها بدهیم همان طور درب را شکسته بودند و رفته بودند بدون هیچ صورت جلسه ای من قبل از انقلاب یادم هست که بالاخره میآمدند خانه و بازرسی میکردند با حضور صاحب خانه آمدند میگفتند این کتاب ها چند جلد کتاب چقدر پول چقدر، اسناد صورت جلسه میکردند و از طرف امضا میگرفتند. اینجا بدون اینکه ما حضور داشته باشیم و صورت جلسه ای تنظیم بشود یک مقدار
زیادی پول بود برای شهریه طلاب آماده شده بود یک مقدار پول نماز و روزه های استیجاری و چیزهای دیگر، کتاب، کامپیوتر جاروبرقی چیزهائی که هیچ ربطی نه به سیاست دارد و نه به هیچ چیز دیگر خیلی از اموال شخصی بود، خیلی مربوط به دفتر بود بدون هیچ صورت جلسه ای بردند و حسینیه را که مرکز درس ایشان بود و همیشه روضه اینجا برگزار میشد پلمب کردند که به همین صورت هست که امیدواریم زودتر آزاد بشود که درست نیست حسینیه در این موقعیت پلمب باشد ما ویدئو کلوپ درست میکنیم برای جوانان و یک تبلیغ هم میکنیم حالا در حسینیه را ببندیم صورت درستی به نظر نمیرسد و اینها بدون تنظیم هیچ صورت جلسهای اینها را برداشتند بردند و یک مقداری از آنها را پس دادند ظرف دیروز و امروز مثلا این آب سردکن که بیرون دیدید در پیاده رو این را نصف شب آمدند گذاشته و رفتهاند چون تحویل نگرفته بودند که حالا بخواهند تحویل بدهند همین طور گذاشته و رفته اند کامپیوتر هست و چیزهای دیگر که هنوز پیش آنهاست بیشتر آنچه که برده اند هنوز نیاورده اند ولی یک مقدار از کاغذهای سفید بود برده اند و امروز آورده اند این چیزهائی که اصلا به نظر نمیرسد به چه علتی برده اند. خبرنگار صحبت از این است که ایشان را ملزم به تغییر منزل کرده اند. جواب: نخیر هیچ نبوده. :خبرنگار ما در منزل قدیمی شان خدمت شما رسیدیم همین طور است؟ جواب اینجا محل ملاقاتهای ایشان است و آن شب هم به منزل ایشان هیچ کاری نداشتند. خبرنگار الان وضعیت مزاجی آقا چطور است؟ جواب: الحمدلله خوب است همان شب هم من تا دیدم مشغولند و خیلی سرو صداهای آمد من رفتم خدمت ایشان گفتم نکند از نظر روحی ناراحت بشوند دیدم نه زیادی میالحمد لله عین خیالشان نیست و مشغول نوشتن درس بودند. خبرنگار صحبت از منافقین کردید من حالا جسارتا عرض میکنم باز یکی از محورهای تبلیغاتی که روی این قضیه دارد صورت میگیرد اینکه قضیه مهدی
هاشمی و باند مهدی هاشمی اینها را به اصطلاح احیا بکنند و یا اینکه بیایند دوباره در ذهنها مطرح بکنند به هر شکلی که هنوز عوامل این چنین و یا از منافقین و اینها به بیت آقا یا دفتر ایشان رفت و آمد دارند و این را خود شما به چه شکل میدانید؟ :جواب اصلا باندی نیست که حالا بخواهد اینجا رفت و آمدی داشته باشد. برادر مهدی هاشمی که داماد ایشان است با این حال شاید حدود سه سال است که پایش را در دفتر نگذاشته است و هیچ رفت و آمدی ندارد چه رسد به غریبه ها، این باند مهدی هاشمی کلاً یک لولویی است که درست کردند مهدی هاشمی خودش سال ۶۶ اعدام شده و رفته است چند وقت یک بار مثل سریال تکراری میآورند مهدی هاشمی را که یادش زنده باشد ولی واقعیتی ندارد عرض میکنم برادرش داماد ایشان است رفت و آمد ندارد وای به حال کسانی که غریبه اند. :خبرنگار عرض کنم محور تبلیغاتی است که رسانه های بیگانه دارند مطرح میکنند و الا ما که ارادتمان به حضرتعالی و حضرت آقا هست باز من این موارد را مطرح میکنم و بیشتر روی اینها میخواهم نظرتان را بدانم بپرسم که آیا ایشان نظر خاصی روی تحولات فرهنگی جامعه دارند؟ ببینید یک سری گشایش یا یک سری رفع محذورهائی یا یک دیدهایی روی مسائل فرهنگی کشور هست مثلا همین ویدئو کلوپها و آزادکردن همین ویدئو یا یک مقدار اجازه دادن به نشر بعضی کتب و نشریات که ضاله هم نیستند برای گشایش فرهنگی، است نظر خاصی ایشان دارند؟ جواب راجع به این موارد صحبت نشده ولی کلاً ایشان نسبت به آزادی مطبوعات شدیداً معتقدند همه آزاد باشند نظرات مخالف گفته بشود جوابی اگر هست باز داده بشود تا باعث پیشرفت بشود، و اگر بنا باشد هیچ کس چیزی نگوید و یک تعداد بخصوص بگویند این درجا زدن است و پیشرفتی حاصل نمیشود. پیشرفت آن وقتی است که نظرات مخالف گفته بشود آن وقت خود بخود جواب داده میشود باز دوباره جواب آن جوابها داده میشود و دائما در حال پیشرفت باشد و کلاً معتقد به آزادی عقیده و آزادی مطبوعات و آزادی نشر کتاب هستند.
خبرنگار در باره فعالیتهای دیپلماسی و فعال کردن دیپلماسی کشور آقا نظر خاصی دارند، محدودیت یا محذوریت یا فرض بفرمائید تنگتر بشود قضایا یا خیر؟ جواب: خدمت ایشان صحبت خاصی نشده است ولی از اول یادم هست وقتی که انقلاب تازه پیروز شده بود ایشان خودشان میگفتند من خدمت امام رسیدم در قم یعنی همین منزل روبروی همین جا که مرحوم امام ساکن بودند ایشان گفته بودند بله انقلاب که پیروز این است که یک هیاتهای حسن نیت میفرستند کشورهای مخصوصا همسایه که بله این انقلاب پیروز شده و ما با شما هیچ دشمنی نداریم و میخواهیم با هم زندگی کنیم و میهمان جدید شما هستیم و هیئتهای حسن نیت بروند همه جا مخصوصا کشورهای همسایه که ایشان میگفتند من هرچه اصرار کردم حضرت امام قبول نکردند حالا به چه من نمیدانم من میدانم که ایشان نسبت به فعالیت دیپلماسی کاملا نظر مثبت دارند ولی جدیدا هیچ صحبتی نشده است. شده علت میرسم خبرنگار: یک مقدار راجع به برنامه های آقا بفرمائید که برنامه های آقا به چه شکل است؟ جواب ایشان عمده وقتشان صرف کارهای علمی میشود یعنی ایشان تحقیقاتشان را که کنند خود بخود روی کاغذ میآورند که هر وقت خدمتشان میرسم در حال نوشتن هستند تحقیقاتی که میکنند درسی که ایشان میفرمایند خوب درس بالای حوزه است، نوشته های ایشان پلی کپی میشود و اول درس داده میشود و این از امسال شروع شد و خیلی مورد استقبال طلاب واقع شد و عمده کارشان همین است تحقیق علمی و تدریس و بعداً نشر یک چنین تحقیقاتی به صورت کتاب حتی کتاب هایشان را خودشان تصحیح میکنند که اگر تجدید نظری دارند تصحیح بکنند خلاصه بیشتر کارهای علمی و فرهنگی :خبرنگار شکافی بین جناحهای مختلف در ایران ذکر کرده اند، نظر شما چیست؟ جواب ما از آنجا خبر نداریم که بین مسئولین نظام چه خبر است.
خبرنگار شکافی که بین جناح چپ است در حقیقت جناح چپ میخواهد یک بهره ای بگیرد و یا مسائل را میخواهد به سمت خاصی که مورد نظر است هدایت بکند. جواب من خبر ندارم ولی اگر این طور باشد که خیلی بد است یعنی مسئولین رده بالای نظام باید اشرافی داشته باشند که این کار انجام بشود یا نشود و واقعا اگر خبر داشته باشند (من نمیدانم من یقین ندارم که خبر داشته باشند) خوب خیلی چیز بدی است اینجا بگیر و بزن و ببند و ببر بدون هیچ حساب و کتابی واگر هم خبر نداشته باشند باز چه بدتر، که هیچ نمیدانم چه خبر است و بین جناحهای مختلف چی میگذرد یعنی من الان اطلاعی ندارم. میخبرنگار ایشان اصرار دارند همچنان درسشان را ادامه دهند؟ بود، جواب بله دقیقاً همین طور است و در همین درس ایشان به مناسبت ۲۲ بهمن صحبت کردند و شاید شش ماه یک بار اشارهای میکنند به چیزهائی که احساس وظیفه مربوط کنند، مواردی که به سیاست جهانی و یا مسائل داخلی مملکت باشد و واقعا اگر اینها تحمل میشد نشانه قدرت و عظمت نظام بود که نظام این قدر قوی است که هر نظر به فرض مخالفی را هم قبول میکند و با روی باز قبول میکند. نه این که بیاییم این قدر مخالفت کنیم با یک نظری که داده میشود و حساسیت نشان بدهیم و افراد را تحریک کنیم مثلا همین کاری که شد. ساعت ۱۰ شب آمدند تا ۲-۳ بعد از نیمه شب نمیشود گفت که اینها بی اجازه، آمدند و همه از سپاه بود، از اطلاعات از جاهای دیگر بودند بالاخره ارگانهای این نظام بودند و این متاسفانه نشانه این است که ما هیچ تحمل نظر مخالف را نداریم و اگر آن جور میشد خیلی بهتر بود که ما این قدر حکومتمان قوی است نظاممان قوی است که هر نظر مخالفی که باشد با کمال میل میپذیریم و یک چنین برخوردی را میبینید در روزنامه ها هر مخالفتی که با ایشان باشد با آب و تاب مینویسند و آزاد آزاد هستند در حالی که اینها جواب دارد. یک شهروند معمولی جمهوری اسلامی هم حق دارد از خودش دفاع کند یک وقتی که یک تهمتی به او میزنند بیاید جواب بدهد و ایشان این شخصیتی که حق بزرگی به این نظام دارند و الان هم موید هستند در همین پیامشان دقیقاً هست که از اصل
انقلاب هیچ کس سرد نشده در راهپیمایی شرکت کنید که موجب تقویت نظام بشود با این حال یک چنین کسی حق دفاع از خودش نداشته باشد که وقتی یک تهمت در روزنامه به ایشان میزنند بتواند بیاید در روزنامه جواب بدهد و جواب هم دارند بدهند ولی فعلا متاسفانه حق دفاع از خودشان را ندارند این موجب تاسف است. :خبرنگار ایشان چند تا شاگرد دارند؟ جواب حدود هزارتا از این اوراقی که تکثیر میکنیم مشخص میکنیم مشخص میشود. حدود هزار باید باشد. خبرنگار خیلی تشکر میکنم اگر جسارتی نیست ما عکسی هم از ایشان داشته باشیم اگر امکان داشته باشد. جواب من عرض میکنم به ایشان :خبرنگار چند ثانیهای زیارتی داشته باشیم و اجازه اگر بدهند عکسی داشته باشیم. جواب ایشان سئوال و جواب که صبح عرض کردم قبول نکردند. خبرنگار صحبت اصلا نمیخواهیم بکنیم فقط یک ملاقات. جواب: ایشان فرمودند من صحبتی داشتم کردم و صحبتی دیگر ندارم. :خبرنگار: ملاحظه کردید که حجم زیادی تحلیل ما دریافت کردیم از خارج از کشور جواب واقعا اگر بزرگوارانه برخورد میشد با این صحبتها پیش نمیآمد که آنها یک چنین تحلیلهائی بخواهند بکنند. والسلام علی عباد الله الصالحین و رحمة الله و برکاته.
پیوست شماره ۲۲۵: مربوط به صفحه ۷۳۶ نامه حجة الاسلام احمد منتظری به آیتالله مومن، مورخه ۷۱/۱۲/۱۰ بسم الله الرحمن الرحیم مدیریت محترم حوزه علمیه قم حضرت آیتالله جناب آقای مومن دامت برکاته پس از سلام و آرزوی موفقیت برای حضرتعالی؛ چنانچه استحضار دارید پس از حمله به حسینیه شهدا و دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری و محل آرشیو نامه ها و بولتن ها و شکستن دربها و بردن اشیاء زیادی از سه محل نامبرده در نیمه شب یکشنبه ۷۱/۱۱/۲۵ توسط مامورین رسمی اداره اطلاعات و سپاه قم حق شرعی و قانونی ما بود که به مرجعی قانونی شکایت کرده و لااقل خواهان استرداد اموال و اسباب و اثاثیه و جبران خسارات وارده گردیم اموالی را که شبانه و بدون ارائه هیچ حکمی و تنظیم صورت جلسه ای غارت کرده و با خود برده بودند اما به دو دلیل از آن منصرف شدیم: ۱ - با توجه به تقبیح این کار ناشایست توسط بسیاری از علماء و شخصیت ها و ملت عزیز هرکس که در جریان قرار گرفت فکر میکردیم در صدد جبران آن برآیند و لااقل هر چه زودتر اموال را مسترد گردانند و خسارات وارده را جبران نمایند. ۲ – امیدی به اینکه شکایت مفید فایده باشد، نداشتیم و اصلا معلوم نیست چه کسی یا ارگانی باید جوابگوی این مسائل باشد. اما چون جنابعالی خود مساله را پیگیری فرمودید صلاح در آن دیده شد که لیست اسباب و اثاثیه و لوازمی که هنوز بدون هیچ علت و دلیلی عودت داده نشده است به اطلاع رسانده شود، که خود این لیست حکایت از ناشایست بودن عمل مینماید، عملی که از نظر شریعت مقدس اسلام حتی در مورد اهل ذمه توجیه نمیشود چه رسد به یک مسلمان و یک عالم اسلامی و یک مرجع تقلید و استاد اکثر مسئولین مهم مملکتی. لیست وسائل مربوط به حسینیه و دفتر که هنوز عودت داده نشده است: ۱ - نسخه اصلی کتب فقهی و ترجمه های ولایت فقیه ۲ - نوارهای سخنرانی و مداحی ایام عزاداری در حسینیه شهداء
۳ - یک دستگاه کامپیوتر و پرینتر مربوطه حاوی دروس فقهی فقیه عالیقدر) ۴ – یک دستگاه تایپ ه - یک عدد نوار برگردان ویدئو ۶ - یک عدد هدفون ۷- دو عدد پرژکتور ۸ - سه عدد دوربین فیلمبرداری دو دستگاه ویدئو ۱۰ - پنج عدد ضبط صوت ۱۱ - یک عدد نوار پاک کن کاست ۱۲ – چند عدد میکروفون کوچک و بزرگ - ۱۳ - یک دستگاه تلکس فارسی ۱۴ - چهار عدد مهر مربوط به دفتر و رونوشت تعدادی از نامه های ارسالی دفتر ۱۵ - تعدادی قبض وجوهات
۱۶ - تعدادی چک بدون تاریخ و ..........
۱۷ – آرشیو دفتر مشتمل برنامه ها و مجلات و روزنامه ها و بولتنهای سالهای گذشته) ۱۸ - تعدادی نوار مستعمل امانتی طلاب جهت ضبط دروس فقهی ۱۹ – دو دستگاه زیراکس ۲۰ - دو عدد گوشی تلفن کوچک ۲۱ - پنج عدد گوشی تلفن معمولی ۲۲ - یک عدد رادیو ۲۳ - یک عدد تلویزیون ۲۴ - شش توپ پارچه مخصوص پلاکارد ۲۵ - چند سری لامپ چراغانی ۲۶ - چند عدد کلید مینیاتوری برق ۲۷ - مقداری لوازم یدکی ماشین ۲۸ - یک عدد ساعت دیواری ۲۹ - یک عدد وضوخانه بزرگ
۳۰ - کلیه شیروانیها و آهن آلات و قفسه های کفش .......... مربوط به حسینیه و دفتر
۳۱ – کلیه اتومبیلهای مورد استفاده فقیه عالیقدر و دفتر معظم له (لازم به ذکر است که اتومبیلهای فوق با اصرار مسئولین حفاظتی در اختیار ایشان
گذاشته شده بود و همچنین سه روز پس از این عملیات از طرف یگان حفاظت سپاه اتومبیل مربوط به ایشان عودت داده شد که ایشان فرمودند به هیچ وجه اتومبیل دولتی قبول نخواهم کرد. ۳۲ - چهار عدد درب چوبی آنقدر ناجور شکسته شده که شکسته شده آن را برده اند ولی تکه های آن موجود است و همچنین دهها قفل درب و کمد را به گونه ای شکسته اند که به هیچ وجه قابل استفاده نمیباشد. لیست وسائل مربوط به خانواده شهید محمد منتظری که هنوز عودت داده نشده است: ۱ - حدود صد عدد نوار سخنرانی از شهید محمد منتظری ۲ - تعدادی نوار مصاحبه های شخصیتها راجع به شهید محمد منتظری ۳ - یک عدد نوار ویدئو از شهید محمد منتظری ۴ - بیانیه ها و مصاحبه ها و.... شهید محمد منتظری راجع به دولت موقت و. ه - پاسپورت شهید محمد منتظری به اضافه دفترچه تلفن و یادداشتهای شخصی و... ۶ - تعداد زیادی عکسهای مختلف حضرت امام مربوط به قبل از انقلاب) ۷ - تعداد زیادی عکسهای مختلف فقیه عالیقدر مربوط به قبل از انقلاب) - چند حلقه فیلم از حضرت امام در پاریس و نجف لیست اموال شخصی که هنوز عودت داده نشده است: ۱ - یک عدد سکه بهار آزادی!! ۲ - یک عدد ساعت رومیزی ۳ – یک دستگاه تلفن بی سیم ۴ - نوارهای دروس حوزه و متفرقه ه - نوارهای سخنرانی و مصاحبه حضرت امام و فقیه عالیقدر (قبل از انقلاب) ۶ - یک عدد ضبط صوت کوچک ۷ - یک عدد ماشین اصلاح - دفترچه شخصی تلفن ۹ - دو عدد تابلو نقاشی بجاست لیست مواردی که برده شده و عودت داده شده است نیز آورده شود تا بهتر به نحوه عمل آقایان واقف شوید:
۱ – حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان پول نقد - ۲ – یک دستگاه موتور برق - سه عدد جاروی برقی ۴ - مقداری لوازم یدکی ماشین و آچارجات و.... ه - یک عدد ماشین اصلاح ۶ - چند عدد گوشی تلفن ۷ - یک عدد کمد بایگانی
- آلبومهای عکس شهید محمد منتظری و ..........
۹ - تعدادی پوستر از شهید محمد منتظری ۱۰ - یک عدد دوربین عکاسی ۱۱ - یک عدد موتور سیکلت ۱۲ - مقداری پارچه و کاغذ سفید ۱۳ – یک عدد منبع آب ۱۴ – مقداری لوازم تلفن ۱۵ - یک ساک محتوی البسه و چتر و... هفتم رمضان المبارک مطابق با ۷۱/۱۲/۱۰ دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری احمد منتظری
پیون ست شماره ۲۲۶: مربوط به صفحه ۷۳۶ نامه حجة الاسلام احمد منتظری به حجة الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، مورخه ۱۳۷۲/۱/۵ بسم الله الرحمن الرحیم ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران حضرت حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای هاشمی رفسنجانی پس از سلام و عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر و حلول سال نو و آرزوی موفقیت و سلامت برای جنابعالی پیرامون حوادث اخیر قم و تعرض به حریم یکی از استوانه های انقلاب اسلامی و رجعیت تقلید لازم دانستم مصدع اوقات شریف شوم که بنا بر نص قرآن کریم: لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم. از آن زمان که به یاد دارم والد معظم را به جرم دفاع از حریم اسلام و قرآن و ارزشهای الهی: آزادی، عدالت، استقلال و حق جوئی، در تبعید و زندان و شکنجه و فشار و رنج دیدم. راهی که برادر شهیدم محمد فرزند اسلام و قرآن - جان شریفش را بر آن نهاد. پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را پایان شب تیره مرارت و رنج فقیه عالیقدر و دیگر مبارزان اسلام میدانستم چرا که به پشتیبانی بی دریغ مردم رشید ایران و تقدیم هزاران شهید برای اعتلای کرامت انسانی و پیاده کردن تعالیم حقه قرآنی نظامی شکل گرفت که نوید بخش، آزادی، عدالت استقلال و معنویت بود اهداف عالیه اسلام عزیز در قالب قانون اساسی و با رای قاطبه مردم مبنای حکومت قرار گرفت و حکومت عدل امیرالمومنین علی (ع) به عنوان الگوی نظام نوپای اسلامی معرفی شد. نقش و شخصیت و عملکرد حضرت آیتالله العظمی منتظری در همه این مراحل روشن تر از آن است که محتاج به تذکر باشد. ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره همچون ناصحی دلسوز و مشاوری بصیر پشت سر امام راحل (ره) به اداره امور پرداخت و همواره کوشید چهره مقدس
رهبری انقلاب مصون از کمترین آسیب و آفتی باشد و هرگز مصلحت اندیشی های دنیوی او را از نصیحت لائمة المسلمین باز نداشته است. این نصایح و انتقادهای دلسوزانه که جلوه بارز وظیفه شناسی یک عالم بصیر به زمان است همیشه از سوی تازه به دوران رسیده ها به عنوان ضدیت با نظام و انقلاب معرفی شده و میشود. فقیه عالیقدر اگر چه پس از ارتحال امام راحل (ره) در بسیاری مسائل برای حفظ وحدت و صیانت از کیان نظام نوپای اسلامی سکوت کرده اما همواره در مسائل مهم و محوری و حفظ حقوق اساسی و آزادیهای شرعی و قانونی آراء خود را تقدیم خادمان انقلاب و نظام نموده است. باعث کمال تاسف است که هم و غم بعضی اشخاص و ارگانهایی که میبایست امنیت جامعه را حفظ کنند صرف بدبین کردن مردم و مسئولین نظام به فقیه عالیقدر میشود و روزنامه های نیمه دولتی بر خلاف نظر قانون و شرع ناجوانمردانه اتهامات ناروا میزنند و در مقابل از درج کمترین دفاع از ایشان طفره میروند. جناب آقای رئیس جمهور آیا معنای آزادی و حفظ حیثیت و آبرو و امنیت اجتماعی مصرح در قانون اساسی و شرع مبین همین است؟ برخورداری شخصیتهای اصلی انقلاب که به دلیل اختلاف سلیقه با مدیریت جامعه در کنار هستند از حداقل حقوق انسانی، معیار محک سلامت و بزرگواری حکومتهای انقلابی است. امیدوارم که جمهوری اسلامی و به ویژه دولت حضرتعالی از این امتحان الهی سربلند بیرون آیند. پس از این مقدمه نسبتا طولانی با توجه به اینکه جنابعالی در سفر اخیرتان به قم با فرستادن هیاتی نزد حضرت آیتالله العظمی منتظری اظهار محبت فرمودید و نشان دادید که هنوز سوابق طولانی خود را با ایشان از یاد نبرده اید لازم میدانم حوادث اخیر شهر مقدس قم را فهرست وار برای جنابعالی گزارش نمایم ۱ - در تاریخ ۲۱ بهمن ماه ۱۳۷۱ حضرت آیتالله العظمی منتظری پس از درس خارج فقه جهت تشویق حاضرین به شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن مطالبی را ایراد فرمودند و در ضمن این مساله را یادآور شدند که خودشان هیچ گاه به انقلاب اسلامی و اهداف عالیه آن پشت نکرده اند و تمامی صحبت ایشان تا پایان در تاکید همین مطلب و ذکر دلایلی شاهد بر این امر و چند جمله هم در دفاع از خودشان در قبال اهانتها و تهمتهای وارده بوده است که لابد در جریان آن هستید.
پس از درس که خدمت ایشان رسیدیم و نظر مشورتی عده ای از دوستان و شاگردان معظم له را با ایشان در میان گذاشتیم بنا شد که نوار سخنرانی به هیچکس داده نشود و فرمودند داعی بر پخش آن نداریم؛ اما وقتی عده ای نامشخص متن تحریف شده سخنان ایشان را همراه با تهمت و افترا و دروغ پخش نمودند و عده ای را تحریک کردند تا در مقابل بیت ایشان شعارهای اهانت آمیز بدهند ایشان فرمودند حال که تحریف شده صحبت مرا پخش کردند صحیح آن را در اختیار مردم قرار دهید این بود که نوار پیاده شد و در اختیار طالبین قرار گرفت. - روز شنبه ۷۱/۱۱/۲۴ عده ای معلوم الحال با آوردن عده ای از طلاب مبتدی در جلسه درس ایشان اغتشاش نموده و درگیری بوجود آوردند که منجر به دستگیری تعدادی از شاگردان معظم له گردید و در ساعت ۱۰ شب حمله ای توسط بیش از هزارنفر مامورین رسمی اطلاعاتی و نظامی به دفتر و حسینیه شهدا انجام شد که شرح آن در اطلاعیه دفتر معظم له مورخه ۷۱/۱۱/۲۸ منعکس گردیده که به پیوست تقدیم میشود. حمله ای که با محاصره خیابانها و کوچه های اطراف همراه بود و موجب رعب و وحشت اهالی منطقه گردید و به عنوان مثال همسر دوست قدیمی و برادرخوانده جنابعالی مرحوم آیتالله ربانی املشی همین که به خشونت مامورین اعتراض کرد مورد تعرض قرار گرفت و غش کرد و بی هوش شد و چون تلفنهای منطقه را هم قطع کرده بودند امکان استمداد از اورژانس وجود نداشت. ۴ - در تاریخ ۷۱/۱۱/۲۸ از خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و تقاضای مصاحبه با معظم له را نمودند که ایشان قبول نکردند وقتی این مطلب را به خبرگزاری منتقل نمودیم اصرار کردند که حتما مصاحبه ای انجام شود و دلیل آنها این بود که در تمام دنیا علیه ایران تبلیغاتی به راه افتاده و بسیار گسترده است و دائما هم مشغول هستند و خلاصه علیه کل نظام و انقلاب اسلامی تبلیغات میکنند؛ به همین دلیل بود که قرار شد این مصاحبه با اینجانب انجام شود که البته در انعکاس آن بسیار کم لطفی شد و مقدار زیادی هم با تحریف و تکذیب روبرو گردید. ه - در پی نفرت عمومی از تعرض به مقام مرجعیت و همدردی بسیاری از علما و طبقات مختلف مردم با ایشان مهاجمین با اشاعه اکاذیب و شایعات به توجیه اعمال
ناشایست خود دست زدند و شایعات بی اساسی را به صورت خبر نقل میکردند، این بود که لیست اموال و اثاثیه غارت شده را منتشر نمودیم که این نامه نیز به پیوست تقدیم میشود. لازم به تذکر است که هیچ یک از موارد مذکور در نامه فوق هنوز مسترد نگردیده است. در اینجا لازم میدانم این اطمینان را بدهم که شایعات مذکور کاملا خلاف واقع و کذب محض است البته آرشیو دفتر را نیز بردهاند که طبعا از هر اعلامیه و اطلاعیه و بولتن ممکن است یک برگ در آن موجود باشد که این مساله با مساله ای که آقایان درست کرده اند تفاوت بسیار دارد. حال جای این سئوال است که جنابعالی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی چه اقدامی برای جبران این بی عدالتیهای آشکار و چه تضمینی برای پیشگیری از اقدامات مشابه نموده اید؟ اطمینان دارم که جنابعالی از این گونه اقدامات ناشایست راضی نیستید اما آیا سکوت شما در برابر کسانی که میکوشند به هر قیمتی که شده فقیه عالیقدر را مخالف نظام و انقلاب جلوه دهند به صلاح جمهوری اسلامی است؟ چنانچه در مقابل این اعمال ناشایست سکوت نمایید نقطه سیاهی بر تارک نظام جمهوری اسلامی میماند که در قضاوت آیندگان تاثیری بس نامطلوب خواهد داشت. آیا سزاوار است نسبت به یادگارهای شهید بزرگوار اسلام محمد منتظری این گونه برخورد شود و حتی وسایل شخصی ایشان از قبیل پاسپورت کارت شناسایی، نوارهای سخنرانی و دست نوشته های او را به غارت ببرند؟ آیا احترام به خانواده شهدا به همین معنی است؟ آیا در کجای دنیا به این صورت عمل میشود که کاری ناشایست با این ابعاد انجام شود و هیچکس حاضر نباشد مسئولیت آن را به عهده بگیرد، در حالی که در موقع ضبط اموال و اثاثیه دفتر و حسینیه شهدا نیروهای عمل کننده از یکدیگر سبقت میگرفتند. اگر چنین حمله و غارتی در رژیم سابق به بیت یک مرجع تقلید انجام میشد جنابعالی چه کسی را مقصر میدانستید؟ مامورین یا مسئولین مملکتی را؟ و بالاخره وقتی فقیه عالیقدر با آن همه سوابقی که شما خود بر آن واقفید حق دفاع از خود را نداشته باشد و انتقادات او تحمل نشود و رفتاری این گونه نسبت به ایشان و
بیت شان انجام گیرد، چگونه از آزادی که رکن اصیل انقلاب است سخن گفته میشود؟ توفیق شما را در پیاده کردن اهداف عالیه انقلاب اسلامی یعنی عدالت، آزادی و استقلال و عمل به قانون اساسی که چکیده موازین شرع انور است از خدای بزرگ مسئلت مینمایم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۳۷۲/۱/۵ - احمد منتظری
پیوست شماره ۲۲۷: مربوط به صفحه ۷۳۶ جوابیه دفتر معظم له به نوشته جات هفته نامه کیهان هوایی جریده محترم کیهان هوائی بسمه تعالی *۱۰.۱ - پس از سلام – در شماره ۰۲۲ در شماره ۱۰۲۲ مورخ ۱۲ اسفند ۱۳۷۱ صفحه ۴ آن در جریده مطالبی تحت عنوان آقای منتظری خبر دستگیری مرا غربیها و دشمنان انقلاب منتشر کرده اند آمده است که سراسر کذب و خلاف واقع میباشد. اولا مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی با حضرت آیتالله العظمی منتظری نبوده بلکه با اینجانب احمد منتظری فرزند ایشان بوده است؛ ثانیا در هیچیک از عبارات نقل شده از مصاحبه حتی یک جمله صحیح و مطابق با واقع یافت نمیشود لذا خواهشمند است طبق قانون مطبوعات این تکذیب نامه را در اولین شماره و در همان صفحه و ستون عینا درج فرمائید. جای بسی تاسف است که مصاحبه خبرگزاری رسمی کشور در هیچیک از جراید داخلی منتشر نمیشود و در جریده ای که مخاطب آن فارسی زبانان خارج از کشورند نیز این گونه تحریف شده منعکس میگردد ای کاش مطبوعات ما با انعکاس اخبار واقعی، قضاوت و تحلیل را به عهده مردم رشید و فهیم ایران میگذاشتند. ضمنا متن کامل مصاحبه به پیوست ارسال میشود تا با چاپ آن رعایت عدل و انصاف و لااقل بی طرفی خود را ثابت نمائید. والسلام. ۷۱/۱۲/۱۳ - احمد منتظری رونوشت به خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه های کثیرالانتشار کشور
پیون ست شماره ۲۲۸: مربوط به صفحه ۷۳۶ جوابیه دفتر معظم له به نوشته جات هفته نامه کیهان هوایی جریده محترم کیهان هوائی بسمه تعالی پس از سلام - پیرو تکذیبیه مورخ ۷۱/۱۲/۱۳ و جوابیه مورخ ۷۱/۱۲/۲۶ آن جریده خواهشمند است طبق قانون مطبوعات این توضیحات را در اولین شماره خود درج فرمائید: ۱ – نوشته اید هیچ گونه توضیحی درباره دلایل کذب و خلاف واقع بودن خبر کیهان هوائی ارائه نشده است. قابل ذکر است که آن جریده مطالبی را به حضرت آیتالله العظمی منتظری نسبت داده است و من منکر ابراز چنین مطالبی از سوی ایشان شده ام کمترین آشنائی با موازین فقهی و حقوقی نشان میدهد که شما مدعی هستید و من منکر و اقامه بینه و دلیل بر عهده مدعی است که نه ارائه کرده اید و نه توان ارائه آن را دارید. مقایسه گزارش کیهان هوائی با متن کامل مصاحبه بهترین دلیل برخلاف واقع بودن گزارش آن جریده است. متن کامل مصاحبه را چاپ کنید و قضاوت را به مردم واگذارید. بسی ۲ – نوشته اید متن مصاحبه در دفتر نشریه موجود بوده و نیازی به ارسال آن نبوده است. جای تاسف است که علیرغم علم به واقع خلاف واقع نوشته اید. اگر حقیقت را نمیدانستید جهل داشتید و کارتان شاید قابل توجیه بود اما اینکه با دانستن حقیقت خلاف آن را نوشته اید به هیچ وجه قابل توجیه نیست. - ۳ – نوشته:اید تکذیبیه در آخرین ساعات روز شنبه ۷۱/۱۲/۱۵ واصل شد. حال آنکه تکذیبیه مذکور بعد از ظهر ۷۱/۱۲/۱۳ به دفتر شما فاکس گردید، حال از این اتاق به آن اتاق دو روز طول کشیده است مسئله داخلی خودتان است. - ۴ – نوشته اید هجوم در کار نبوده بلکه ورود به محوطه دفتر توسط نیروهای دادگاه ویژه روحانیت و با حکم رسمی از این نهاد قضایی صورت گرفت. اولا اگر حکم داشته اند چرا ارائه نکرده اند؟ ثانیا: آیا ورود رسمی نیاز به محاصره شبانه دفتر و انسداد خیابان های اطراف و قطع
تلفن منطقه وسیعی از شهر قم و بکارگیری بیش از هزار نفر مامور رسمی اطلاعاتی و نظامی و انتظامی دارد؟ ثالثا: اگر حکم داشتند چرا برای توقیف وسائل و اموال دفتر با حضور مسئولین دفتر صورت جلسه تشکیل ندادند؟ رابعا: ورود رسمی با ارائه حکم و گرفتن کلید به سادگی میسر بود اما شکستن دربها و قفلها با لگد و دیلم و دلر با هجوم سازگار است. فقط اینقدر بدانید که تعداد چهار درب را طوری شکسته اند که آنها را با خود بردهاند و تکه های آن در دفتر موجود است. خامسا قباحت تعرض به بیت مرجعیت در قم به حدی بوده است که تاکنون هیچیک از نهادهای قانونی مملکت مسئولیت آن را رسماً به عهده نگرفته است. خوشحالیم که بالاخره یکی از مطبوعات دولتی مسئول حوادث اخیر قم را معرفی کرد هر چند برای فارسی زبانان خارج از کشور آیا شهروندان ایرانی برای شنیدن رخدادهای کشورشان نامحرمند؟ بار دیگر بر رسالت مطبوعات یعنی انعکاس صحیح اخبار تاکید میکنم و این توصیه خیرخواهانه را مینمایم که شایسته بود به جای برآشفته شدن و اشکال به این و آن، اشکال خود را برطرف میکردید آیینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست ۷۲/۱/۴ - احمد منتظری رونوشت خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه های کثیرالانتشار کشور
پیوس ست شماره ۲۲۹: مربوط به صفحه ۷۳۶ جوابیه دفتر معظم له به نوشته جات هفته نامه کیهان هوایی جریده کیهان هوائی بسمه تعالی با، سلام ضمن ابراز تاسف و اعتراض به عدم درج تکذیبیه مورخ ۷۲/۱/۴ اینجانب که خلاف نص قانون مطبوعات است پیرو مطالب مندرج در صفحه ۸ شماره ۱۲۰۵ مورخ ۷۲/۱/۱۸ آن جریده طبق قانون مطبوعات تکذیبیه ذیل را در اولین شماره خود درج نمائید: ۱ - مدعی شده اید که از سوی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی تایید شد که مصاحبه با شخص آقای منتظری به مدت حدود نیم ساعت و در منزل ایشان صورت گرفته و اسنادی مانند نوار مصاحبه و عکسهای مربوط به آن در آرشیو خبرگزاری موجود است». مطلب فوق کذب محض است حضرت آیتالله العظمی منتظری مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی را نپذیرفتند و با اصرار آنها مصاحبه با اینجانب احمد منتظری فرزند ایشان انجام شد نوار مصاحبه موجود است و به پیوست ارسال میشود گرچه ممکن است در جواب بنویسید که نوار در دفتر نشریه موجود بوده و نیاز به ارسال مجدد نبوده است! شما در شماره ۱۰۲۴ مورخ ۷۱/۱۲/۲۶ جریده خودتان نوشتید: «اگرچه آقای احمد منتظری متن کامل مصاحبه خود با خبرگزاری جمهوری اسلامی را برای کیهان هوائی ارسال داشته اند اما به دلیل موجود بودن آن در نشریه این کار لزومی نداشته» از آنجا که دروغگو کم حافظه است فراموش کرده اید که قبلا اقرار نموده بودید که مصاحبه خبرگزاری با اینجانب را در اختیار دارید. در انتهای همین مصاحبه که متن پیاده شده آن در اختیار بسیاری از جمله شما و تمامی مطبوعات کشور است ذکر شده که حضرت آیتالله العظمی منتظری حاضر به مصاحبه نشدهاند و فقط خبرنگاران چند دقیقه ای با ایشان ملاقات داشتند و حتی ایشان اجازه ندادند عکسی گرفته شود پس از این ملاقات خبرنگاران در جلسه درس ایشان (بحث) اصول (کافی حاضر شدند و چند عکس از ایشان در جلسه درس
و پس از آن گرفتند و پس هم در نماز جماعت مغرب و عشا چند عکس گرفته شد. جای بسی تاسف است که روزنامهای دولتی نسبت به خبرگزاری رسمی کشور چنین ادعای کذبی را میکند و توسط سازمان خبرگزاری جوابی داده نمیشود حال چنانچه صلاح نمیدانید و یا اجازه ندارید که متن مصاحبه را چاپ کنید لااقل متن ۲۶ سئوال مطرح شده توسط خبرگزاری را بنویسید تا معلوم شود خطاب به اینجانب و یا خطاب به والد معظم بوده است.اگر باز هم اصرار دارید که مصاحبه با ایشان بوده است هر چه زودتر نوار آن را پخش نمائید. ۲ – از قول آقای حسینیان مدعی شده اید که برخلاف ادعای آقای احمد منتظری حکم مزبور به ایشان ارائه شد اما وی با توهین و... » این مطالب هم مشتمل بر چند کذب است: اولا: در آن شب حادثه همین که اینجانب از آن مطلع شدم در کوچه حاضر شدم اولین آمد، چیزی که مشاهده کردم آتش دستگاه برش بود که از زیر درب سر کوچه به داخل مینه قبل از آن و نه بعد از آن توسط هیچکس نه حکمی ارائه شد و نه مطالبه کلید گردید. ثانیا: هیچیک از اعضاء دفتر معظم له نیز در آن ساعت شب در دفتر حضور نداشتند تا بخواهند برخورد مودبانه یا غیر مودبانه داشته باشند. ثالثا: در مورد دو منزلی که ادعا شده اعضاء دفتر از آنها به عنوان خانه امن استفاده میکردند فقط اینقدر بگویم که دو منزل یکی از آنها در اجاره دفتر است و روزانه صدها نفر مراجعه کننده جهت انجام امور شرعیه دارد و دیگری آسایشگاه پاسداران باشد، و قسمتی از آن هم محل آرشیو نامه ها و بولتنهاست. معنی خانه امن هم معلوم میشد! رابعا در مورد این ادعا که تعداد پنج کامیونت اطلاعیه کشف شده است باید این نکته را یاد آور شوم که آرشیو دفتر مانند بسیاری آرشیوها شامل نامه ها، تلگرافات، بولتن ها، مجلات، روزنامه ها و اطلاعیه هائی است که ظرف ۱۴ سال پس از پیروزی انقلاب جمع آوری شده است و همچنین نوارهای سخنرانی و نوشته های مرحوم شهید محمد منتظری و چنین آرشیوی به خودی خود گنجینه ارزشمندی برای کشور و انقلاب محسوب میشد که آقایان با شکستن دربها و قفلها آنها را مانند سنگ و آجر بار
کرده اند و با خود برده اند و نه تنها این مجموعه ارزشمند را متلاشی کرده اند بلکه از آن وسیله ای ساختهاند برای تهمت و افتراء که چون کاغذ و نوشته جات است است و توهین آمیز به ساحت حضرت امام (ره) هم هست! پس اطلاعیه اینجانب با اطمینان کامل خاطر نشان میسازم که چنانچه طبع آرشیو همین است که ممکن است در آن از هر بولتن و نشریه و اطلاعیه یک برگ وجود داشته باشد اما به صورت متعدد هرگز نبوده است. البته خلاف بر عقلاء هیچ گونه صورت جلسه ای در سیره این مورد تنظیم نشد و بنابراین زمینه جعل و تهمت و افتراء موجود است که نه تنها ه کامیونت بلکه ۵ تریلی و یا ۵ کشتی و امثال ذلک هم گفته شود در ضمن لیست کامل اموال غارت شده به پیوست ارسال میشود این نکته هم لازم به تذکر است که برخلاف ادعای آقایان منزل آقای سعید منتظری اصلا بازرسی نشد و تنها محلی که با ارائه حکم و تنظیم صورت جلسه بازرسی شد منزل آقای سیدهادی هاشمی بود که صورت جلسه امضاء شده آن موجود است و تمام اشیاء ضبط شده داخل یک کارتن برده شده است نه کامیونت! الله خامسا: تمام این عملیات و هجوم به دفتر و حسینیه را آقای حسینیان یک بازرسی خوانده است. این چه نوع بازرسی است که نیاز به قطع تلفن منطقه وسیعی از شهر قم داشت و بیش از هزار عدد نیرو در آن دخالت داشتند؟ این چه نوع بازرسی است که چنان رعب و وحشت در بین اهالی منطقه ایجاد کرد که به عنوان مثال همسر مرح ربانی املشی همین که به خشونت مامورین اعتراض کرد چنان مورد تعرض قرار گرفت که غش کرد و بیهوش شد و به دلیل قطع تلفن امکان استمداد از اورژانس وجود نداشت و تا ساعت ۲/۵ بعد از نیمه شب هم اجازه ندادند او را از منزل بیرون ببریم؟ در پایان دوستانه به شما عرض میکنم که برای سعادت دنیا و آخرت همیشه این ندای ملکوتی و جان فزای قرآن کریم ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار» و همچنین این سخن عارفانه و حکیمانه امام راحل قدس سره الشریف را که عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت «نکنید مد نظر داشته باشید والسلام - ۷۲/۱/۱۸ – احمد منتظری
پیوست شماره ۲۳۰: مربوط به صفحه ۷۳۶ جوابیه دفتر معظم له به نوشته جات خبرنامه سازمان تبلیغات بسمه تعالی مسئولین محترم خبرنامه فرهنگی اجتماعی سازمان تبلیغات اسلامی *۱۰.V پس از سلام، با توجه به درج مطالب سرتا پا کذب در شماره ۱۲۸ آن خبرنامه خواهشمند است طبق قانون مطبوعات جوابیه ذیل را در اولین شماره خود درج نمائید. ۱ – نوشته اید که یک مقام آگاه در واکنش به شایعات اخیر در باره برخورد با آقای منتظری :گفت در این ماجرا حتی یک پاسدار شرکت نداشت و هیچیک از علما و اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از وی حمایت نکردند اولا خود پاسداران حمله کننده بهترین شاهد هستند، گرچه ممکن است در شرائط موجود جرئت تکذیب گفته های مقام آگاه شما را نداشته باشند اما وجدان بیدار آنها را به شهادت میگیرم و انتظار دارم که لااقل هر کدام که شخصاً در این حمله شرکت داشتند با نامه ای با امضاء محفوظ خبرنامه شما را در جریان بگذارند و جهت رضای خدا کتمان حقیقت نکنند. به علاوه مقداری از اثاثیه غارت شده دو روز بعد از ماجرا از طرف سپاه عودت داده شد و رسیدهای آن موجود است. در همین رابطه یکی از مسئولین سپاه قم اظهار میداشت که اگر آن شب ما نمیبردیم اطلاعات میبرد و.... ثانیا اینکه علما و اعضاء جامعه مدرسین از ایشان حمایت کردند یا نکردند امر واضحی است که بهترین شاهد آن شاگردان حاضر در آن بزرگواران هستند ضمن اینکه از خود آنان انتظار میرود چنانچه صلاح جلسات درس بدانند حقیقت را روشن تر نمایند. ۲ – از قول مقام آگاه ادعا کرده اید که از طرف معظم له راهپیمایی ۲۲ بهمن به مسخره گرفته شده و اینکه گفتهاند راهپیمایی ورزش هم هست. اولا چنانچه به خودتان زحمت میدادید و نوار سخنرانی ایشان را تهیه میکردید و مستقیما در جریان قرار میگرفتید قضاوت شما فرق میکرد و ای کاش چنین میکردید و تنها به اظهارات مقام آگاه استناد نمیکردید. آیا در محکمه عدل الهی میتوانید این عذر را بیاورید که مقام آگاه گفت و فقط ما نقل قول کردیم؟ الان هم
رسم جوانمردی و آزادگی و انصاف و دینداری این است که متن کامل بیانات ایشان را در خبرنامه بیاورید و قضاوت را بر عهده مردم بگذارید. اختیار با شما است. ثانیا این را که راهپیمایی ورزش هم هست چه کسی منکر است؟ و چنین تعبیری به هیچ وجه مسخره کردن راهپیمایی نیست اگر عین جملات ایشان و قبل و بعد آن را میآوردید مسئله کاملا تفاوت میکرد. اگر کسی چنین تعبیری را مسخره کردن راهپیمایی به حساب آورد باید این کلام رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه را که فرمود: «صوموا تصحوا» مسخره کردن روزه به حساب آورد و. مطلبی را که در همین رابطه لازم به ذکر میدانم و امیدوارم باعث دانم و امیدوارم باعث عبرت ما و شما و همه مسئولین و دست اندرکاران قرار گیرد اینکه چنین تعبیری را که راهپیمایی ورزش هست فقیه عالیقدر در هنگام تصدی قائم مقامی رهبری فرمودند و هرگز چنین برداشتی نشد، اما الان همان تعبیر اینقدر معرکه گرفته اند. سر .... توزیع کشف شده ۳ – در مورد اینکه چند وانت و کامیون اطلاعیه و شبنامه آماده است جواب مشروح را اینجانب در تکذیب اکاذیب کیهان هوائی و رسالت نوشتم ولی متاسفانه چون این دو نشریه خود را ملزم به رعایت قانون مطبوعات نمیدانند اقدام ب چاپ آن نکردند و خلاصه آن اینکه اینها اطلاعیه و شبنامه نبوده بلکه آرشیو دفتر بوده است که طی ۱۴ سال پس از انقلاب از انواع روزنامه، بولتن، مجله نامه ها، تلگرافات و غیره تشکیل شده بود و مهاجمین با متلاشی کردن و غارت این مجموعه ارزشمند زمینه چنین تهمتی را درست کردهاند و چون هیچ گونه صورت جلسه ای تنظیم نکردند ممکن است در آینده صلاح را در این ببینند که چیزهای دیگری را هم بر آن اضافه و وانت و کامیون تبدیل به تریلی و کشتی و... شود. اینجانب به عنوان مسئول دفتر حضرت آیتالله العظمی منتظری اطمینان کامل دارم که هیچگاه در دفتر ایشان اطلاعیه ای علیه حضرت امام خمینی قدس سره الشریف تکثیر نشده است، حتی اطلاعیه ای که در ظاهر به طرفداری فقیه عالیقدر و تعرض نسبت به بعضی مسئولین مملکتی منتشر شده بود وقتی متن آن را معظم له مطالعه کردند از آن اظهار تنفر شدید نمودند چه رسد به حضرت امام (ره) که استاد و مربی ایشان بوده اند. هنوز فقیه عالیقدر در جلسه درس خود به هنگام نقل نظریات فقهی از امام خمینی (ره) به عنوان الاستاذ الامام طاب ثراه نام میبرند آیا ممکن است چنین شاگرد با وفائی اجازه کنند
جسارت به چنان استاد فرزانه ای را بدهند؟ - ۶ ۶ ۴ – نوشته اید که از اموال دفتر ایشان فقط وسائل تکثیر اعلامیه های ضد امام توقیف شدند. کاملا مشخص است که همه این لاطائلات برای توجیه عمل ناشایستی است که انجام داده اند و مورد تقبیح همه قرار گرفتهاند، وگرنه نه اطلاعیه ضدامام وجود داشته و نه اموال توقیف شده منحصر به وسائل تکثیر بوده است بلکه وسائل مورد بحث ۶۴ مورد از قبیل دوربین، جاروبرقی موتورسیکلت منبع آب ساعت دیواری وضوخانه، پارچه و کاغذ سفید، لامپ، چراغانی ماشین، اصلاح گوشی تلفن نوارهای سخنرانی شهید محمد منتظری و پاسپورت و دفترچه تلفن و عکسها و وسائل شخصی آن شهید بزرگوار که مقداری از آن ملک صغیر است از جمله آنهاست که لیست کامل آن به پیوست ارسال میگردد. لازم به ذکر است که ۱۵ مورد آن دو روز بعد عودت داده شد ولی ۴۹ مورد دیگر آن که از جمله اموال آن شهید میباشد بدون هیچ مجوزی هنوز در دست مهاجمین است و اصولا توقیف در کار نبوده بلکه غارت شبانه و بدون ارائه حکم و تشکیل صورت جلسه انجام گرفته است و آن تعداد دستگاه غارت شده حتی برای تکثیر اوراق درسی و آثار علمی معظم له کافی نبود چه رسد به اینکه خدای ناکرده اعلامیه های مورد ادعای مقام آگاه هم هم هم تکثیر شود. ه – نوشته اید که بیت آقای منتظری از مردم و بازار نجف آباد میخواهد که دست به اعتصاب و اعتراض بزنند که با پاسخ منفی مواجه میشوند. این ادعا کذب محض بوده و قضیه کاملا برعکس است خبرهای متواتری از نجف آباد میرسید که مردم قصد اعتصاب دارند که از طرف فقیه عالیقدر و هم از طرف دفتر معظم له و هم از طرف حضرت حجة الاسلام والمسلمین ایزدی نماینده ایشان در نجف آباد نهی میشوند و جلو این کار گرفته میشود. مردم شریف نجف آباد و نماینده محترم ایشان در مجلس شورای اسلامی شاهد این امر هستند و تحقیق آن بسیار آسان است، و چنانچه اندک تدبیر و درایتی در این مقام آگاه وجود داشت این گونه سخنان بیهوده و تحریک کننده را ابراز نمیکرد. در پایان این نکته را یادآور میشوم که با عنایت به شأن سازمان تبلیغات اسلامی و خبرنامه با عنوان فرهنگی اجتماعی آن آیا صحیح است که وسیله دروغ پراکنی دیگران شوید؟ آیا اشاعه کذب و تهمت و افتراء با فرهنگ اسلامی سازگار است؟ حتما