کتابها ‹ خاطرات آیتالله منتظری ‹ بخش ۱۲
خاطرات آیتالله منتظری
بخش ۱۲ از ۱۹فرموده است: «و ان احکم بینهم بما انزل الله»:«حکم کن بین آنان به آنچه خدا نازل فرموده است»ً؛ اساسا فقیه از آن جهت که کارشناس احکام خداست ولایت از آن او میباشد. ما در قانون اساسی وظایفی را برای ولی فقیه مشخص کرده ایم که تخطی از آنها جایز نیست و این معنایش این است که او فراتر از قانون نیست، و مردم هم در چهارچوب قانون اساسی با ولی فقیه واجد شرایط بیعت میکنند، مردم میتوانند برای ولایت او زمان هم مشخص ً کنند مثلا برای چهار یا پنج سال او را انتخاب کنند، میتوانند این مسئولیت را به چند نفر به صورت شورایی یا غیر شورایی (تفکیک قوا) واگذار کنند، میتوانند اگر او فاقد شرایط شد او را عزل کنند بلکه در برخی موارد قهرا منعزل است؛ ما در قانون اساسی دست مردم را باز گذاشته ایم و این حق مردم است. حتی در زمان امام معصوم هم اگر چه حاکمیت او به عقیده ما از طرف خداست ولی اگر پشتیبانی و حمایت مردم نباشد امام معصوم هم عملا نمیتواند حکومت به معنای مصطلح تشکیل دهد؛ و بالاخره اصل ولایت فقیه بدین معنا که برحسب کتاب و سنّت در حاکم اسلامی شرایطی معتبر است که یکی از آنها فقاهت ًاست ظاهرا قابل تردید نیست.ً اخیرا مرحوم مهندس بازرگان در انجمن اسلامی مهندسین یک سخنرانی داشتند که متن آن را به ضمیمه یک نامه برای من فرستادند و در آن سخنرانی اظهارنظر کرده بودند که وظیفه و هدف انبیاء و ادیان الهی تزکیه مردم است و راجع به مسائل حکومتی برنامه ای ندارند و اینجانب در جواب ایشان یک نامه یک صفحه ای نوشتم (پیوست شماره ۶۰، صفحة ۹۰۴) ، و سال بعد هم نامه ای فرستادند که متأسفانه نتوانستم جواب بدهم. (پیوست شماره ۶۱ ، صفحة ۹۰۷) س: بعضی میگویند که پیش نویس قانون اساسی را آقای حبیبی از قانون اساسی فرانسه گرفته است. ج: من خبر ندارم، ظاهرا آیتالله خمینی وقتی که در پاریس بودند به آقای حبیبی گفته بودند که این پیش نویس را ایشان بنویسد و ایشان هم با کمک برخی آقایان دیگر آن را در ۱۵۱ اصل تنظیم کرده بودند، ممکن است که ایشان چون سالها در فرانسه بوده است اصلهایی از آن را با الهام از قانون اساسی فرانسه نوشته باشد؛ اگر آنها یک
فصل هفتم: انفجار نور ۴۵۹* چیز خوبی هم داشته باشند مگر عیبی دارد ما از آنها استفاده کنیم. متن این پیش نویس را دولت موقت چاپ کرد و به ما داد و اصرار هم داشت که همان متن را در مدت یک ماه بنشینیم تصویب کنیم، و حتی ما میگفتیم کلماتی از آن را عوض کنیم میگفتند نه عینا همین متن را تصویب کنید! ما گفتیم اینکه نمیشود ما باید نظر خودمان را مطرح کنیم. س: در آن پیش نویس اصل ولایت فقیً ه مطرح نبود، امام هم آن متن را قبلا دیده بودند، آیا در ارتباط با کل اصول این قانون و یا اصل ولایت فقیه که بعدا به آن اضافه شد مرحوم امام نظر موافق و یا مخالفی ابراز نداشتند؟ ج: در ارتباط با قانون اساسی امام هیچ چیز نفرمودند، من رئیس خبرگان بودم امام حتی یک بار هم نگفتند که شما چنین کنید یا یک جا اعتراض کنند که شما چرا چنان کردید، من از امام چیزی در این رابطه نشنیدم، گویا ایشان میخواستند دخالتی در این مسأله نداشته باشند، و بعد ایشان به قانون اساسی تصویب شده رأی دادند. (پیوست شماره ۶۲، صفحة ۹۱۰) چگونگی کار و اداره مجلس خبرگان س: کیفیت کار روی مواد قانون اساسی در کمیسیونها چگونه بود و حضرتعالی به عنوان رئیس مجلس خبرگان چه نقشی در تنظیم و تقسیم کار بین کمیسیونها داشتید؟ ج: اینکه افراد در چه کمیسیونی باشند متناسب با اطلاعات و تخصص و علاقه آنها تنظیم شده بود و برای تقسیم آنها رأی گیری میشد، ما هم نظر میدادیم، اصول قانون اساسی هم تقسیم شده بود که هر کمیسیون چند اصل را مورد بررسی قرار ً بدهند، تقریبا سنخیت را هم رعایت میکردیم که آن اصول که جنبه فقهی در آنها مورد نظر است در آن کمیسیون کسانی باشند که فقیه باشند، آنها که جنبه اقتصادی داشت در آن کمیسیون کسانی باشند که در آن رشته وارد باشند؛ ما خودمان هم یک کمیسیون داشتیم، در کمیسیون ما آقای حاج شیخ ابوالحسن شیرازی امام جمعه
قبلی مشهد، آقای محمّد رشیدیان، آقای رحمت الله مقدم مراغه ای و افراد دیگری بودند، یک بار آقای مراغه ای میً گفت من قبلا فکر میکردم که شما از مسائل دور هستید ولی الان میبینم که شما خوب در مسائل واردید، در کمیسیون تنظیم کننده خود من بودم افراد دیگر خیلی وقت صرف نمیکردند کارهای جنبی زیاد داشتند، من میدیدم در مجلس بعضی افراد دارند چرت میزنند یً ا مثلا آقای بنی صدر روزنامه میخواند، گاهی این بی اعتناییها بود، اما من وقت صرف میکردم و آن را یک مسئولیت میدانستم، اما باز این معنا در ذهن بود که اگر میتوانستیم قانون اساسی سایر کشورها را به دقت مطالعه کنیم و وقت بیشتری بگذاریم میتوانستیم چیزی بهتر ارائه بدهیم، منتها وقت محدود بود و فشار بود که همان پیش نویس را در مدت یک ماه تصویب کنیم چون نظام در حال شکل گیری بود، با این وصف سه ماه طول کشید، افراد در آن زمان عموما روحیه انقلابی داشتند یعنی ّجو عمومی جامعه به این شکل بود، مثلا امام آن روزها فرموده بودند نمایندگان مجلس سابق حقوقی که از دستگاه گرفته اند برای آنها حلال نیست و باید بیاورند تحویل بدهند، یک نفر هم در مجلس پولهای آنها را تحویل میگرفت، این آقا یک روز آمد به من گفت صد و هفتاد میلیون تومان پول پیش من جمع شده است من اینها را به چه کسی بدهم، من گفتم من نمیدانم برو خدمت امام و به ایشان بده، البته اگر من میگفتم پولها را به من بده به تو رسید میدهم اشکالی نداشت، اما ما وقت این چیزها را نداشتیم؛ از این طور چیزها در آن زمان فراوان بود، ماشینهای زیادی آنجا در مجلس بود که گرد و خاک و آفتاب میخورد، یک ماشین کوچک لوکس بود که میگفتند این را «نیک پی» شهردار تهران خریده برای ولیعهد، میگفتند چقدر طلا در آن به کار رفته است، که هنوز به دست ولیعهد نرسیده بوده است، از این چیزها خیلی آن وقت گفته میشد، کسی گوشش بدهکار نبود، به امام هم گاهی میگفتند امام هم به اطرافیان محول میکردند چون کارها خیلی زیاد بود و به این مسائل توجهی نمیشد. چند سال بعد از تنظیم قانون اساسی که بنا بود مشروح مذاکرات مجلس خبرگان را منتشر کنند اینجانب پیام مفصّلی داشتم که بهخصوص در آن بر اجرای صحیح قانون اساسی زیاد تأکید شده بود. (پیوست شماره ۶۳، صفحة ۹۱۲)
فصل هفتم: انفجار نور ۴۶۱* س: درباره ترکیب هیأت رئیسه مجلس خبرگان، آیا افراد دیگری نیز کاندیدا یا مطرح بودند؟ همچنین علت اصلی اینکه حضرتعالی اداره بسیاری از جلسات را به مرحوم آیتالله بهشتی واگذار کرده بودید چه بود؟ با توجه به اینکه در بعضی جلساتی که توسط آیتالله بهشتی اداره میشد حضرتعالی نیز حضور داشتید. ج: در شرایً ط آن روز تقریبا ریاست مجلس بین من و آقای بهشتی و آقای طالقانی دور میزد و بالاخره پس از رأی گیری مخفی، من به عنوان رئیس و مرحوم آقای بهشتی به عنوان نایب رئیس معین شدیم و انتخابات خیلی عادی و طبیعی بود؛ مرحوم آیتالله بهشتی از نظر قاطعیت و مدیریت خیلی قوی بودند و لذا بیشتر جلسه ها را ایشان اداره میکردند و من طبعا به کارهای مطالعاتی بیشتر علاقه داشتم تا کارهای اجرایی و اداری، در ضمن مدتی هم کسالت داشتم و در آن مدت اداره جلسه را به آقای بهشتی سپرده بودم. ملاقات با دانشجویان و مذاکره با امام در مورد آزادی گروگانها س: در ارتباط با تسخیر سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام که شهید محمّد هم در آن نقش داشت، گویا حضرتعالی ملاقاتی با دانشجویان داشتید و با مرحوم امام هم گفتگویی داشتید، نظر حضرتعالی در این زمینه چگونه بود؟ ج: آن وقت که سفارت آمریکا در ایران تصرف شد و «انقلاب دوم» نامیده شد من به خاطر مجلس خبرگان قانون اساسی در تهران بودم. یک روز برای دیدن آنها به آنجا رفتم، هم دانشجویان را تشویق کردم و هم با گروگانها صحبت کردم، یکی از آنها بود که خیلی خشن و طلبکار بود که چرا این صحنه برای آنها پیش آمده است، یکی دیگر از آنها فارسی میً دانست و قبلا در مجلس خبرگان برای مصاحبه پیش من آمده بود، من با او صحبت کردم که نگویید چرا با ما این گونه برخورد میشود این گناهش به گردن رؤسای شماست که با ایران بد عمل کردند، حمایتهایی که از شاه داشتند،
سرمایه های ایران را که بلوکه کردند و صحبتهایی از این قبیل. بعد یک مدت که گذشت من یک ملاقات با امام داشتم زمانی که انتخابات آمریکا داشت نزدیک میشد، مدت زمان ریاست کارتر به پایان میرسید و پیش بینی میشد که یک نفر از حزب جمهوری خواه آمریکا به سر کار بیاید، من به امام گفتم یکی از عوامل پیروزی انقلاب ما این بود که یک فضای باز سیاسی - با فشارهای دموکراتها بر نظام شاه- در ایران به وجود آمد و کارتر در به وجود آمدن این فضا خیلی نقش داشت. من نمیخواهم بگویم کارتر آدم خوبی است ولی ما همان وقت که در زندان بودیم یکی از زندانیان با خوشحالی میگفت جیمی جون (جیمی کارتر) میآید و مشکلات حل میشود و ما از زندان آزاد میشویم. بالاخره همین ایجاد زمینه باعث شد که نیروها بتوانند فعالیت کنند و حداقل انقلاب به سرعت و با خونریزی کمتر به پیروزی برسد، من به ایشان گفتم بالاخره ما یک روز باید قضیه گروگانها را حل کنیم، اگر در زمان کارتر و با ابتکار خود ما این کار حل بشود خیلی بهتر است. بالاخره دموکراتها در آمریکا بهتر از جمهوری خواه ها هستند، جمهوری خواه ها بیشتر با اسرائیل نزدیکند و سرمایه دارهای یهودی بیشتر در آنها نفوذ دارند. امام گفتند: «از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم». گفتم: «این یک مسأله واضحی است ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم، اگر یک امتیازی به اینها داده بشود بهتر از آن است که تحت فشار مجبور شویم در زمان جمهوری خواه ها این مسأله را حل کنیم، ممکن است به خاطر همین مسأله دموکراتها شکست بخورند و جمهوری خواه ها سر کار بیایند»ً؛ که ظاهرا ایشان مسأله را به مجلس شورا محول کرده بودند و در مجلس مذاکره با آمریکا تصویب نشده بود. برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری س: درباره اولین دوره ریاست جمهوری بفرمایید علت اصلی رویکرد عدّهای از شخصیتهای انقلاب از جمله دفتر امام به آقای بنی صدر چه بود، با توجه به اینکه شخصیتهای بزرگی در آن زمان در قید حیات بودند؟ ج: مرحوم امام در آن وقت مخالف بودند روحانیین در کارهای اجرایی وارد شوند،
فصل هفتم: انفجار نور ۴۶۳* وگرنه مرحوم بهشتی برای این جهت لیاقت کافی داشتند؛ و از میان غیرروحانیین ابتدا بیش از همه آقایان جلال الدین فارسی و بنی صدر مطرح بودند، بعد که آقای فارسی کنار رفتند آقای حسن حبیبی به جای ایشان مطرح شد - البته آقای مدنی هم در آن زمان مطرح بود- ولی آقای بنی صدر جاذبه اش بین روشنفکران بیشتر شده بود و شاید در اثر تبلیغات زیاد بوده است؛ و آقای حبیبی با اینکه مرد سزاوار و پخته ای است ولی خود ایشان کمتر خودشان را در معرض مقامها قرار میدهند. انتخاب اعضای شورای عالی قضایی و نصب قضات س: در اوایل انقلاب گویا انتخاب قضات نیز از سوی رهبر انقلاب به حضرتعالی واگذار شد، در این رابطه نیز توضیحاتی بفرمایید. ج: در مرحله اول تعیین قضات به عهده رهبر انقلاب بود و آقای خلخالی را خود ایشان نصب کردند، ولی ایشان با توجه به گرفتاریهای زیاد به من و آقای مشکینی فرمودند از طرف من شما دونفر این کار را انجام بدهید، آن وقت مراجعات و گرفتاریهای ما هم زیاد بود. در همان ایام بود که هم من و هم آقای مشکینی برای شرکت در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شدیم و در تهران بودیم، به همین جهت به آقای مومن و آقای شرعی گفتیم شما شناخت بیشتری نسبت به طلّاب و فضلای حوزه دارید افراد خوب را برای این کار گزینش کنید، آقایان افرادی را گزینش میکردند و برای ما مینوشتند که فلانی برای این مسئولیت صلاحیت دارد و ما هم حکم قضاوت برای آنها صادر میکردیم، آن وقت هنوز تشکیلات مرتب نبود حتی مخارج آنها را هم من میدادم، مخارج بسیاری از ائمه جمعه را هم من میدادم چون حقوق و بودجه ای برای این کار مشخص نشده بود و ما از وجوهات شرعی این گونه امور را اداره میکردیم، البته با وجه مختصری؛ و این امر واقعا مشکل نظام ما بود، وقتی که انقلاب ما پیروز شد اقلا هزار قاضی مجتهد عاقل عادل و آگاه به موازین حقوقی لازم داشتیم در صورتی که حتی ده نفر واجد شرایط و مهیّا در اختیار نداشتیم و چقدر از این ناحیه به نظام لطمه خورد.
بعدا مرحوم امام طی حکمی احراز مقام اجتهاد قضاتی را که داوطلب برای شرکت در شورای عالی قضایی بودند در هر دو دوره به اینجانب واگذار کردند که هر دوره پنج سال بود، و من در حد توان برای سر و سامان یافتن امور قضایی تلاش میکردم و در فرصتهای مختلف به آنها توصیه هایی داشتم تا به تدریج با شکل گرفتن تشکیلات قضایی کشور کارها به آنها محول گردید، و بعدا به تشکیل دادگاه عالی قضات و هیأت عفو زندانیان و کارهای دیگر اقدام شد که در جای خود در مورد هر یک توضیح خواهم داد. س: در همان زمان که حضرتعالی و آقای مشکینی متصدی نصب قضات بوده اید، دستورالعمل جامع و کاملی را در یازده بند خطاب به دادگاههای انقلاب سراسر کشور صادر نمودید که در آن به نکات ارزشمندی اشاره شده بود؛ نویسنده و پیشنهاددهنده این متن حضرتعالی بودید یا آقای مشکینی؟ ج: معمولا این قبیل دستورات در بیت اینجانب تنظیم میشد و ایشان هم امضا میکردند، در آن زمان صددرصد تفاهم وجود داشت. پیوست شماره ۶۴: دستورالعمل معظمله و آیتالله مشکینی به قضات دادگاههای انقلاب سراسر کشور، مورخه۴/۱۲/۵۸ بسم الله الرحمن الرحیم حضور محترم دادستانها و قضات دادگاههای انقلاب سراسر کشور جمهوری اسلامی ایران دامت توفیقاتهم پس از سلام، از آنجا که انقلاب ایران بر اساس اصول و قوانین حیاتبخش اسلام استوار است لذا هیچ یک از مؤسسات و ارگانهای انقلاب نمیتوانند بدون رعایت ضوابط دقیق اسلامی نقشی ایفا نمایند، به ویژه دادسراهای انقلاب که مسئول شناسایی و دستگیری و محاکمه عناصر ضدانقلاب میباشند.
فصل هفتم: انفجار نور ۴۶۵* اینجانبان که از طرف رهبر انقلاب حضرت آیتالله العظمی امام خمینی مسئول نصب قضات شرع شده ایم از عموم دادستانها و قضات شرع تقاضا میکنیم نکات زیر را نصب العین خود قرار دهند: ۱ - احراز جرم باید به وسیله طرق شرعی و موازین اسلامی انجام شود و به شایعه ها و یا شهادت افراد فاسد یا مغرض و یا مشکوک ترتیب اثر داده نشود. ۲ - ملاک و معیار قضاوت باید حق و عدالت و قوانین و دستورات اسلامی باشد، و قضات و دادستانها کمال احتیاط را رعایت کنند و تحت تأثیر احساسات و یا تبلیغات و جنجالها و انگیزه های غیر الهی و روحیه انتقام جویً ی و احیانا ّجوهای ساختگی و اوضاع و احوال محلی قرار نگیرند و به نفع و ضررهای شخصی ترتیب اثر ندهند و حتی المقدور در قضاوت نسبت به امور مهم با علماء معتمد و متعهّد و مسئول محل نیز مشورت کنند. ۳ - با متهمین و محکومین باید با آداب و اخلاق انسانی رفتار شود، بدون جهت با حیثیت و عرض بندگان خدا بازی نشود و از هر نحو اهانت و تحقیر و شکنجه پرهیز گردد. ۴ - پس از ثبوت جرم در مقام اجراء صراحت و قاطعیت به کار برده شود و از هر نحو ًاغماض و محافظه کاری و واسطه بازی و سفارش و شفاعت جدا باید پرهیز شود، که در حدیث است خداوند قهّار به پیغمبراکرم (ص) خطاب کرده و فرمود: «یا محمّد من عطل حدا من حدودی فقد عاندنی و طلب بذلک مضادتی» (هر کس حدی از حدود مرا تعطیل کند با من عناد و ضدیت کرده است.) اجراکنندگان حدود حق ندارند از مقدار تعیین شده تجاوز کنند که در صورت تجاوز به مقدار زائد، از آنان قصاص میشود. ۵ - اگر مجرم از روی جهل یا شبهه، کاری را انجام داده یا نحوه عمل مشکوک باشد حد شرعی اجرا نمیشود؛ چنانچه در حدیث است «ادرئوا الحدود بالشبهات». باید توجه شود اگر گناهکاری فرضا از روی شبهه رها گردد بهتر است از اینکه بی گناهی مؤاخذه شود. ۶ - خط مشی قضایی باید به گونه ای تنظیم گردد که مسئولیتها مشخص شود. قضات باید فقط در مسائل مربوط به انقلاب دخالت و اظهارنظر کنند و از دخالت در امور جزئی و عادی که از محدوده کار آنها بیرون است بپرهیزند، و قوای انتظامی
و پلیس و سپاه پاسداران نباید در کار دادستانی و قضات دخالت کنند و بدون دستور دادستانی و حکم حاکم شرع حق بازداشت و یا تعزیر و یا مصادره و توقیف اموال را ندارند، هرچند افراد انقلابی باشند، زیرا انقلابی بودن ارگانها مجوز هرج و مرج و بی انضباطی و بی نظمی نمیشود. پاسداران و پلیس باید فقط مجری دستورات دادستانها و قضات شرع باشند و در اجراء هیچ تخلف و یا کم و زیاد نکنند. ۷ - سعی شود دادسرای انقلاب اسلامی با دیگر بنیادهای انقلابی و دولتی هماهنگ باشد؛ این هماهنگی با تشکیل جلسات مشورتی منظم با مسئولین ارگانهای مختلف دولتی عملی خواهد شد. ۸ - در کار قضایی یک سازماندهی منظم و منسجم لازم است؛ کوشش شود در این سیستم از عناصر متدیّن و مبارز و دور از ساده اندیشی و یًا افکار انحرافی و التقاطی که ضمنا پایگاه مردمی نیز داشته باشند استفاده شود. ۹ - مصادره اموال باید بر اساس موازین اسلام باشد؛ ممکن است کسی مجرم باشد ولی همه اموال و یا بعضی از اموال او از راه مشروع به دست آمده باشد، دراین صورت مصادره جایز نیست؛ زیرا اموال مسلمانان محترم است. فقط مصادره اموالی جایز است که از راه غیرمشروع به دست آمده باشد، و در صورت مصادره مال مصادره شده را بایستی به افراد متدیّن و امین تحویل داد که بر طبق موازین اسلامی نسبت به آنها عمل کنند، نه اینکه اموال مصادره شود و به حال خود رها گردد. ۱۰ - هرچند وقت یک بار خلاصه پرونده ها و کارها به دفتر اعزام قضات در قم گزارش شود، و در دستور کار باشد که با دفتر اعزام قضات تماس گرفته شود. ۱۱ - لازم است دادسراها و قضات شرع رابطه خود را با ملت قطع نکنند و به مراجعات و مشکلات مردم توجه کنند و حتی المقدور گزارش کارهای انجام شده را در اختیار مردم ستمدیده و محروم قرار دهند. والسلام علیکم و علی جمیع اخواننا المسلمین و رحمة الله و برکاته. ۴/۱۲/۵۸ - قم، حسینعلی منتظری - علی مشکینی
فصل هفتم: انفجار نور ۴۶۷* پیوست شماره ۶۵: حکم امام خمینی (ره) به معظمله برای احراز اجتهاد قضات شورای عالی قضایی، مورخه۲۰/۳/۵۹ بسمه تعالی جناب مستطاب حجتالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت برکاته جنابعالی برای احراز مقام اجتهاد قضاتی که خود داوطلب شده و یا دیگران آنها را برای عضویت در شورای عالی قضایی معرفی کرده اند به هر نحو صلاح میدانید اقدام نمایید. از خدای تعالی ادامه توفیقات آن جناب را خواستارم. ۲۶ رجب ۱۴۰۰ - ۲۰ خرداد ۵۹ روح الله الموسوی الخمینی به دنبال فرمان امام این اطلاعیه از طرف آیتالله العظمی منتظری صادر شد: بسم الله الرحمن الرحیم حضرات حجج اسلام و المسلمین آقایان حاج میرزاعلی مشکینی، حاج شیخ حسین راستی کاشانی و حاج شیخ مسلم ملکوتی دامت برکاتهم پس از سلام، چون به مقتضای اصل ۱۵۸ قانون اساسی باید سه نفر قاضی مجتهد عادل برای شورای عالی قضایی به انتخاب قضات محترم کشور تعیین شود و برحسب آئین نامه ّمصوبه شورای انقلاب تشخیص واجدین شرایط ذکر شده به رهبر انقلاب حضرت آیتالله العظمی امام خمینیمدظله ّمحول شده و معظمله اجرای آن را به عهده اینجانب گذاشته اند و من در اثر کسالت ممنوع از حضور در جلسات میباشم، لذا از آقایان محترم تقاضا میکنم اجرای این مهم را بپذیرید. موجب تشکر است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۲۷ رجب ۱۴۰۰ - ۲۱/۳/۵۹ - حسینعلی منتظری
فصل هشتم: «دوران قائم مقامی» (۱۳۶۸ - ۱۳۶۴ه.ش) * گسترش توقعات و انتظارات مردم * ارجاع مسائل فقهی و سیاسی از سوی امام خمینی * ارائه پیشنهادها و انتقادها به امام (ره) و مسئولان * اعتراض به حصر علما و مراجع و برخوردهای حذفی با روشنفکران * تأکید بر آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی احزاب * تأکید بر قانون شوراها و سایر اصول تعطیل شده قانون اساسی * تأکید بر جذب مغزها و سرمایه های معنوی کشور * طرحها و پیشنهادها
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۷۱* موضوع قائم مقامی رهبری س: مجلس خبرگان حضرتعالی را به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب کردند، لطفا بفرمایید جزئیات این قضیه از چه قرار است و چه کسانی و با چه مقدماتی آن را به اجرا درآوردند؟ آیا شما از این تصمیم مطلع بودید؟ آیا با آن موافق بودید؟ آیا شما علائمی بر این مسأله که احیانا امام با آن مخالف است احساس کرده بودید؟ آیً ا خبرگان قانونا چنین حقی را داشتند که برای رهبر قائم مقام معیً ن کنند؟ لطفا در این زمینه توضیحاتی بفرمایید. ج: اصل قضیه را بدون اطلاع من اقدام کرده بودند. خبرگان جلسه ای تشکیل داده بودند و خودشان این را پیشنهاد کرده بودند، گویا آقای هاشمی و آقای خامنه ای و بعضی افراد دیگر کارگردان بوده اند، این طور هم نبوده که بیایند رأی بدهند که ما فلانی را انتخاب کردیم، ظاهرا چنین حقی هم نداشتند، چون خبرگان برای این بوده که در صورتی که برای رهبر پیش آمدی بشود رهبر معین بکنند، به عنوان قائم مقام در قانون اساسی چیزی پیش بینی نشده بود، کار آنها هم به عنوان تعیین و نصب نبوده، آنها گفته بودند همان طور که امام مورد توجه ملت بود و ملت به ایشان علاقه داشتند بعد از امام هم آن کس که ما اطلاع داریم مورد توجه ملت است و ملت به او علاقه دارند فلانی است، ۱ بنابراین عملا ایشان به عنوان رهبر آینده مشخص است، در واقع خبر داده بودند از اینکه ایشان همان محبوبیت امام را در میان مردم دارند و مورد علاقه و ۱ هرچند حضرت آیتالله العظمی منتظری در سال۱۳۶۴ توسط مجلس خبرگان به صورت رسمی به عنوان رهبر آینده ای که مورد تایید مردم است معرفی گردیدند اما از قبل از پیروزی انقلاب نیز معظم له به عنوان برجسته ترین فرد برای جانشینی امام خمینی و کسی که توان ادامه این راه حساس و خطیر را دارد نزد مردم و حضرت امام (ره) مطرح بوده است; اسناد به دست آمده از ساواک (پیوست شماره ۶۶) و حساسیت ویژه نسبت به ایشان مبین این نکته است. از همان اوایل پیروزی انقلاب شعار: «قائم مقام رهبری آیت حق منتظری» یکی از شعارهای رایج مردم ایران محسوب میشد. حتی اکثر کسانی که با مطرح شدن ...اصل «ولایت فقیه» در قانون اساسی مخالف بودند به طور ضمنی شایستگی و رویکرد عمومی مردم به آیتالله منتظری را میپذیرفتند; به قول یکی از بزرگان که به اصل ولایت فقیه منتقد بود: «ولایت فقیه قبایی است که تنها به قامت ...
تأیید مردم هستند، و مضمون مصوبه و اطلاعیه مجلس خبرگان در این مورد نیز همین بود، گفته بودند ایشان این مزایا را دارند، و هر کس صحبتهایی کرده بود، از نظر علم، از نظر سیاست و...؛ و بنا بوده که این تصمیم مخفی باشد، من هم از این جریان خبر نداشتم، اما امام جمعه قزوین آقای باریک بین در نماز جمعه قزوین قضیه را فاش میکند و بعد از ایشان آقای هاشمی هم در نماز جمعه تهران مطرح میً کند؛ من واقعا با این معنا مخالف بودم برای اینکه باید میگذاشتند که این مسأله مسیر طبیعی خود را طی میکرد، گذشته از اینکه این مطلب چه بسا توهین به امام تلقی میشد و شاید هم باعث تحریک مراجع و بزرگان میگردید، و این کار درستی نبود که ما عدّهای را تحریک کنیم و نسبت به ما مخالف شوند، همان گونه که آقای حاج سید صادق روحانی دوروز در جلسه درسشان راجع به این موضوع صحبت کرده بودند که چرا مثلا خبرگان این تصمیم را گرفته اند، دیگران هم اگر اعتراضی نکردند در ذهنشان لابد چنین چیزهایی بوده است. نامه به آیتالله مشکینی رئیس مجلس خبرگان در همین رابطه من در همان زمان که زمزمه این مسائل بود یعنی در مورخه ۳۰/۶/۱۳۶۴ نامه ای به آیتالله مشکینی که رئیس مجلس خبرگان بود نوشتم، به مرحوم آیتالله حاج شیخ عباس ایزدی امام جمعه نجف آباد و آیتالله طاهری امام جمعه اصفهان نیز مخالفتم را ابراز داشتم و جدا از آنان خواستم با دوستان ... آیتالله خمینی میبرازد و اگر کمی اغماض کنیم و این قبا را گشادتر نماییم به قامت آیتالله منتظری نیز میبرازد». مرحوم حاج سیداحمد خمینی نیز در رنجنامه خود به این واقعیت اذعان میکند که قائم مقامی آیتالله منتظری در سال۵۸ مطرح بوده است; گرچه او چنین بیان میکند که خودش در آن سال این موضوع را مطرح کرده است. پذیرش جانشینی آیتالله منتظری برای رهبری انقلاب اسلامی در حالی از سوی مردم صورت پذیرفت که شخصیتهای بزرگواری همچون آیتالله مطهری و آیتالله بهشتی در قید حیات بودند، بلکه خود آنان نیز مؤیّد این اقبال عمومی بودند; چه، آنجا که آیتالله بهشتی در نامه خود به امام خمینی (ره) دلایل مخالفت خود با لیبرالها را برمی شمرد، یکی از آن دلایل را مخالفت آنان با رهبری آینده آیتالله منتظری میداند. از همین روست که مجلس خبرگان رهبری اول هم هنگام اعلام رسمی قائم مقامی ایشان، این نکته را مورد نظر داشته و در مصوبه خود آن را با صراحت بیان میدارد.
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۷۳* ً صحبت کنند؛ من واقعا با تعیین خود مخالف بودم، این سبب شد که توقعات بیشتری متوجه من شود و از آن طرف کاری هم که دست من نبود، برای بعضی آقایان هم ممکن بود این سئوال پیش بیاید که آخر به چه ملاکی؟ و با چه مجوزی؟ بالاخره خوب بود مسائل به شکل طبیعی پیش میرفت، بعد هم که خبرگان بودند هر چه را که مصلحت میدانستند عمل میکردند، به نظر من تعیین قائم مقام کار درستی نبود و به ضرر من و ضرر کشور هم تمام شد. پیوست شماره ۶۷: مصوبه اجلاسیه فوق العاده مجلس خبرگان در آبان ماه ۱۳۶۴ (نقل از مشروح مذاکرات دوره اول مجلس خبرگان) ماده واحد: حضرت آیتالله منتظریدامت برکاته در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول از اصل ۱۰۷ قانون اساسی است و مورد پذیرش اکثریت قاطع مردم برای رهبری آینده میباشد و مجلس خبرگان این انتخاب را صائب میداند. پیوست شماره ۶۸: نامه معظمله به مجلس خبرگان رهبری خطاب به آیتالله مشکینی ریاست مجلس خبرگان تاریخ ۳۰/۶/۱۳۶۴ بسم الله الرحمن الرحیم حضور محترم برادر ارجمند آیتالله مشکینی ریاست مجلس خبرگان دامت برکاته پس از سلام و آرزوی موفقیت برای جنابعالی و اعضاء محترم مجلس خبرگان دامت برکاتهم بحق محمّد و آله الطاهرین، به عرض میرساند از قرار مسموع در جلسه ای که چند ماه قبل در رابطه با اصل ۱۰۷ قانون اساسی و تعیین شرایط و
خصوصیات برای رهبر آینده تشکیل شده صحبت از حقیر فقیر سراپا تقصیر به میان آمده و تصمیم نهائی به جلسه آینده موکول شده است. اینجانب با ایمان و احترام نسبت به آقایان محترم و موقعیت خطیر و قانونی مجلس خبرگان تذکرا عرض میکنم که در شرائطی که بحمدالله و منته رهبر بزرگ اسلام و انقلاب حضرت امام خمینیمدظله العالی با برخورداری کامل از نعمت صحّت و سلامت و توفیقات الهی در رهبری انقلاب و کشور موفق و مشمول الطاف خاصه خدای منان و دعای خیر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) میباشند و با وجود شریف حضرات علماء اعلام و مراجع تقلید دامت برکاتهم در چنین شرائطی مطرح نمودن شخص مخلص شایسته و صلاح نبوده است. ما همه امید وافر داریم و در دعاهای خود از خدای منان پیوسته خواسته و میخواهیم که خداوند متعال تا ظهور حضرت ولی عصر ارواحناله الفداء به رهبر بزرگ انقلاب طول عمر و سلامتی کامل عنایت فرماید تا دیگر نیازی به تعیین یا اعلام خبرگان معظم نباشد. وانگهی تعیین شخص، آن هم من طلبه، یک نحو اهانت نسبت به معظمله و حضرات آیات عظام تلقی میشود، و طول عمر و قصر عمر دست خداست و نباید ملاک قضاوت باشد. البته بحث کلی مانعی ندارد ولی بحث شخصی ظاهرا به مصلحت نیست. والسلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته. حسینعلی منتظری آیتالله مشکینی هم جواب مفصّلی برای این نامه من نوشتند، و گرچه ایً شان قاعدتا نظرشان نبوده که نامه پخش شود ولی چون زمان زیادی از آن گذشته و همچنین برای ثبت در تاریخ بد نیست که آورده شود. (پیوست شماره ۶۹، صفحة ۹۲۱)
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۷۵*
س: احساس میفرمایید کسی روی این قضیه عنایتی داشته است؟ ج: من نمیدانم، میگویند آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای خیلی دنبال قضیه ّو مصر بوده ًاند، ظاهرا آقایان حسن نیت داشته اند و نظرشان احتیاط برای آینده نظام بوده است و اکثر آقایان تعریف و تمجید کرده بودند، ولی همان وقت بعضی میگفتند احتمالا توطئه ای در قضیه بوده؛ من اگر بدبینانه تحلیل کنم میگویً م اصلا شاید آن قضیه مقدمه جریانات بعد بوده که مسأله را سر زبانها بیندازند و بعد زمینه را از بین ببرند، برای اینکه اگر قضیه به صورت طبیعی پیش میرفت مسائل به اینجاها کشیده نمیشد و این همه بدبینی به روحانیت به وجود نمیآمد و دشمنان هم سوءاستفاده نمیکردند؛ از قدیم میگفتند اگر میخواهید کسی را خراب کنید به طور غیر طبیعی او را بالا ببرید و بعد مقدمات سقوط او را فراهم کنید. بالاخره مرا سر زبانها انداختند، توقعات و حسادتها و حساسیتها شروع شد و در نهایت جریانات مرموز ذهنیتی برای امام و دیگران درست کردند، البته من که - الحمدالله- ًاصلا انتظار مقام و موقعیت را نداشتم و ندارم، ولی این کار غلطی بود، هم به ضرر من بود هم به ضرر انقلاب؛ و اصلا خبرگان حق نداشتند که قائم مقام تعیین کنند، این در قانون اساسی پیش بینی نشده بود؛ بالاخره من مخالف بودم، خیلی از کسانی هم که به من علاقه مند بودند با این قضیه مخالف بودند. س: آن وقت آیا احساس میشد که حضرت امام هم مخالفتی دارند؟ ج: من نمیدانم، اگر ایشان در آن وقت مخالف بودند لازم بود همان وقت ولو با کنایه یا پیغام به من یا دیگری و یا به خبرگان میفرمودند، زیرا مصلحت نظام از همه چیز مهمتر بود؛ بلکه بعضی از آقایان نقل کردند پس از تعیین شما از طرف خبرگان ۱ خدمت ایشان رسیدیم و به ایشان گفتیم ایشان خیلی خوشحال شدند. البته در یک مورد هم که من با امام صحبتی داشتم ایشان میفرمود: «شما خودتان یک رهبر هستید، شما برج بلند اسلام هستید، در صحبتهایتان دقت بیشتری بکنید، من خبر دارم رئیس جمهور آمریکا وقتی که میخواهد صحبت بکند ششصد نفر صحبت او را ۱ کتاب «بیعت یا حماسه قرن» صفحه۷۴ به بعد.
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۷۷* بررسی میکنند بعد صحبت میکند». من گفتم: «آقا شما خودتان هم همین کار را میکنید؟» گفتند: «نه، من هم بد میکنم». پیوست شماره ۷۰: صورت جلسه خبرگان رهبری درباره قائم مقامی آیتالله العظمی منتظری، مورخه۲۴/۴/۶۴ در جلسه مورخه ۲۶/۴/۶۴ فوریت طرح مذکور در ورقه تصویب گردید. سیدحسن طاهری بسم الله الرحمن الرحیم خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز ۲۴/۴/۶۴ مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل ۱۰۷ قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد حضرت آیتالله منتظریدامت برکاته را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور تعیین میکنند. پیوست شماره ۷۱: دستورالعمل اجرایی ماده واحده در مورد رهبری آینده، مورخه۲۵/۴/۶۴ بسمه تعالی هیأت رئیسه محترم مجلس خبرگان احتراما جهت اجرای سریع و منظم ماده واحد مصوبه مورخ ۲۴/۴/۶۴ در مورد شناسائی رهبری آینده، ماده واحده زیر در چند بند به صورت طرح و آئین نامه، پیشنهاد و تصویب فوری و اولویت آن تقاضا میگردد: ماده واحد:ماده واحده مصوبه در مورد شناسائی رهبری آینده بر اساس بندهای زیر به بحث و بررسی گذاشته میشود:
۱ - در اجرای ماده واحده مزبور کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون ویژه مرکب از نه نفر تشکیل میگردد. ۲ - خبرگان موظفند تا یک ماه پس از تصویب این ماده واحده، اسامی کسانی که به نظرشان صلاحیت رهبری و مرجعیّت آینده را دارا میباشند حتی الامکان با استناد و توضیح به کمیسیون ویژه تقدیم نمایند. ۳ - کمیسیون ویژه بعد از جمع آوری و وصول نظرات به طور مداوم، جلسات مشترک با هیأت تحقیق تشکیل داده و حداکثر در مدت دوماه در حضور پیشنهادکنندگان بررسیهای لازم را به عمل میآورد. ۴ - هیأت رئیسه پس از وصول گزارش کمیسیون ویژه با ارسال گزارش مزبور به خبرگان آنان را به اجلاسیه فوق العاده دعوت مینماید. ۵ - ادامه اجلاسیه فوق العاده تا خاتمه بحث مربوطه و تصمیم گیری خواهد بود. ۶ - در جلسات اجلاسیه گزارش کمیسیون در مورد افراد به بحث گذاشته میشود. ۷ - درباره هر فرد، با پیشنهاد حداکثر سه نفر مخالف و سه نفر موافق هر کدام حداکثر ۲۰دقیقه بحث میکنند. ۸ - مخبر کمیسیون در ابتدا جهت گزارش یک ساعت و نیم، و در هر مورد دفاع ۱۵ دقیقه فرصت خواهد داشت. ۹ - اگر پیشنهادی را کمیسیون حذف کرده بود پیشنهاددهنده حق دارد در مدت ۳۰دقیقه از پیشنهاد خود دفاع، و بعد از دفاع او یک نفر مخالف و یک نفر موافق به طوری که در بند ۷ گفته شد بحث میکنند. ۱۰ - رأی گیری در مورد افراد به صورت مخفی و برای تصویب حداقل رأی سه چهارم تعداد خبرگان حاضر در جلسه لازم است. ۱۱ - روال جلسه در غیر موارد مذکور در بندهای این ماده طبق آیین نامه داخلی عمل خواهد شد. به کمیسیون آیین نامه ارجاع گردید. سید حسن طاهری
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۷۹*
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۸۱* اعتراض به برخورد با آیتالله سید صادق روحانی س: آیا قضیه برخورد با آیتالله سید صادق روحانی در ارتباط با همین صحبتی بود که در مورد قائم مقامی رهبری شما کرده بودند؟ ج: بله آقای حاج سید صادق روحانی دو روز در این رابطه سر درس صحبت کرده بودند، بعد بدون اطلاع من رفته بودند در خانه ایشان و مزاحمشان شده بودند و درس ایشان را نیز تعطیل کردند و ایشان را محصور نمودند؛ آقای ری شهری که آن وقت وزیر اطلاعات بود آمد اینجا، من به او گفتم: «آقای ری شهری! این کار درست نیست و به ضرر من هم هست، ممکن است آقای آسیدصادق روحانی فکر کند که از ناحیه من این کار صورت گرفته، من با این کار مخالفم». گفت: «آخه ایشان نباید این حرفها را بزند». گفتم: «ایشان یک آدم ملّایی است و حق اظهارنظر دارد، برای صد یا دویست نفر از شاگردانش یک مطلبی را گفته روز بعدش هم همان حرفها را تکرار کرده، اگر ایشان راه میافتاد میآمد در صحن و سخنرانی میکرد و مردم را راه میانداخت و تظاهرات و سروصدا میکرد آن وقت میگفتند خلاف نظام کار کرده است، اما این اندازه باید به ایشان حق داد که نظرش را در درسش بگوید». من فکر میکنم الان هم آقای روحانی فکر میکند من باعث شدم که جلوی درس ایشان گرفته شود، با اینکه من با این کارها جدا مخالف بودم، و با آقای ری شهری هم سر این قضیه دعوا کردم منتها او به حرف من گوش نداد. مخالفت با حصر آیتالله قمی ًاصلا مسأله حصر علما و مراجع از بدعتهای جمهوری اسلامی است و قدرت روحانیت و مرجعیّت را شکست. من نسبت به حصر آیتالله قمی نیز اعتراض داشتم، از جمله یک شب سران و مسئولین در منزل من بودند، به وسیله آقای حاج احمدآقا به مرحوم امام پیغام دادم که حصر آقای قمی و آقای روحانی به ضرر اسلام و انقلاب و نظام است، آقای قمی با این همه مبارزات در حصر باشند به حساب حضرتعالی
گذاشته میشود و بد است؛ احمدآقا هم ظاهرا قبول کرد ولی در عمل کاری صورت نگرفت و حصر ایشان ادامه یافت. اعتراض به برخورد با آیتالله شریعتمداری من به بازداشت و زندانی کردن آقای رستگار هم که در منزلش برای مرحوم آقای شریعتمداری فاتحه گرفته بود و او را به این خاطر زندانی کرده بودند اعتراض کردم، بالاخره آیتالله شریعتمداری یک مرجع بود که از دنیا رفته بود و قاعده اش این بود که خود امام خمینی برای ایشان فاتحه میگرفت؛ من این مطلب را به آقای ری شهری آن وقت که وزیر اطلاعات بود گفتم؛ یک روز آمده بود اینجا گفت: «من الان منزل آقای گلپایگانی بوده ام، این مطلب را به آقای گلپایگانی گفته ام به شما هم میگویم، آقای شریعتمداری همین دوسه روزه رفتنی است، مبادا عکس العملی از خودتان نشان بدهید! «، در حقیقت آمده بود تهدید کند، من به او گفتم: «بالاخره آقای شریعتمداری یک مرجع است که تعداد زیادی از ترکها به ایشان علاقه دارند، من اگر جای امام بودم در صورتی که آقای شریعتمداری فوت میشد در مسجداعظم یک فاتحه برای او میگذاشتم، با این کار مردم خوشحال میشدند و احساس میکردند که مسائل شخصی در کار نیست، به نظر من فاتحه گرفتن برای ایشان یک کار عقلایی است». گفت: «این نظر شما را به بالا بگویم؟» گفتم: «بگو»؛ این قضیه تمام شد، آقای ری شهری رفت، بعد هم آقای شریعتمداری از دنیا رفت، جنازه او را که شبانه آورده بودند آقای حاج آقا رضا صدر خواسته بود بر او نماز بخواند نگذاشته بودند، بعد از چند روز من رفتم جماران دیدم آقای شیخ حسن صانعی و احمدآقا این مطلب را دست گرفته اند که بله، منتظری میگوید امام برای شریعتمداری فاتحه بگذارد، و این کار را مسخره میکردند! تا اینکه یک شب که ما با امام جلسه داشتیم در آن جلسه همه مسئولین، آقای هاشمی، آقای خامنه ای، آقای موسوی اردبیلی، آقای موسوی نخست وزیر و احمدآقا هم بودند، در ضمن صحبتها من این مطلب را به امام گفتم که:
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۸۳* «چه اشکال داشت طبق وصیت آقای شریعتمداری که به آقای صدر گفته بودند تو بر من نماز بخوان در آن نیمه شب اجازه میدادند آقای صدر بر آقای شریعتمداری نماز بخواند، این به کجای انقلاب لطمه میزد؟ ولی حالا که نگذاشته اند آقای صدر همه این جریانات و جریان بازداشتش را در یک جزوه هفتادهشتاد صفحه ای نوشته است، خیلی هم محترمانه نوشته به کسی هم توهین نکرده است، اما این نوشته در تاریخ میماند و بعد در آینده حضرتعالی را محکوم میکنند، میگویند آقای خمینی نگذاشت به یک نفر مرجعی که رقیبش بود نماز بخوانند»؛ وقتی من این حرف را زدم امام ناراحت شدند و جمله تندی راجع به آقای شریعتمداری گفتند که من خیلی تعجب کردم و حکایت از این داشت که ذهن ایشان را نسبت به آقای شریعتمداری خیلی مشوب کرده اند، گفتم بالاخره ایشان وصیت کرده بودند که این شخص بر او نماز میت بخواند و مانع شدند. مرحوم آیتالله گلپایگانی نیز راجع به جلوگیری از تشییع و احترامات لازمه نسبت به جنازه آن مرحوم اعتراض کردند. (پیوست شماره ۷۲، صفحة ۹۲۸) در همان جلسه من راجع به بازداشت و زندانی کردن آقای مفتی زاده نیز با ایشان صحبت کردم و گفتم او در بین مردم کردستان مورد توجه است و به انقلاب هم خدمت کرده است و زندانی بودن او سوژه ای است که علمای اهل سنّت در کشورهای دیگر نیز آن را به رخ ما میکشند و ما را محکوم مینمایند و میگویند: «این چه وحدتی است بین شیعه و سنّی که شما آن را مطرح میکنید؟!» ایشان از صحبت من بسیار عصبانی شدند و جمله ای را نسبت به آقای مفتی زاده فرمودند. صحبت با حضرت امام راجع به خلافکاریهای اطلاعات باز من در همان جلسه بعضی از خلافکاریهای اطلاعات را برای امام گفتم، گفتم: «آقا من میترسم کار به جایی برسد که یک روزگاری برای اینکه امتیاز به ملت بدهیم مجبور شویم اطلاعات را منحل کنیم، همان طورکه رژیم شاه آخر کار با انحلال ساواک
میخواست این کار را انجام دهد ولی دیر شده بود«، گفتم: «وقتی «کگب» در «سیا» نفوذ میکند و یا «سیا» در «کگب» نفوذ میکند «که دو سازمان جاسوسی فوق العاده پیچیده و مجرب و کهنه کارند» احتمال بدهید که عوامل خارجی در اطلاعات ما نفوذ پیدا کنند و کارهای خودشان را بکنند و آبروی اسلام و انقلاب را ببرند«؛ البته افراد مخلص و بچه های خوب هم در اطلاعات بوده و هستند، ولی یک عده فقط کار خودشان را میکردند و آگاهانه یا ناآگاهانه به انقلاب لطمه میزدند. واقع مطلب این است که اطلاعات چون با اسرار جامعه سر و کار دارد باید در انتخاب کارمندان آن بسیار دقت شود و به دست افراد متدیّن و عاقل و دلسوز و با تجربه و آگاه به مسائل اسلامی و در عّین حال با عاطفه و سر نگه دار سپرده شود؛ در صورتی که پرسنل اطلاعات فعلی بسیً ار متفاوتند، بعضی واقعا واجد شرایط مذکوره میباشند، ولی برخی از رده های پایین افراد جوان و خام و بی اطلاع و تلقین پذیر میباشند، به آنان گفته میشود «سربازان گمنام امام زمان» و این جمله در آنان ایجاد غرور میکند، و بسا در این میان بعضی رده های بالا از خامی آنان سوءاستفاده میکنند و به آنان دستورات غلطی میدهند و آنان هم دستورات را وحی منزل میدانند و در نتیجه بسا به اسلام و انقلاب و حیثیت اشخاص محترم و بی گناه ضربه میزنند، بدون اینکه با توبیخ و مجازاتی مواجه شوند. ماجرای کودتا و انتساب آن به آیتالله شریعتمداری س: جریان آمدن آقای حاج احمدآقا خمینی نزد شما راجع به قضیه آقای شریعتمداری و قطب زاده چیست؟ ج: وقتی که آقای قطب زاده را بازداشت کردند ما شنیدیم که ایشان سوء قصدی راجع به مرحوم امام داشته و در چاهی نزدیک محل سکونت ایشان موادی کار گذاشته اند که کشف شده و آقای شریعتمداری هم از این موضوع اطلاع داشته اند. روزی آقای حاج احمدآقا در قم به منزل ما آمد و در حالی که آقای حاج سیدهادی نیز حضور داشت به نحو تهدیدآمیز گفت: «امشب قطب زاده در تلویزیون مطالبی را
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۸۵* راجع به آقای شریعتمداری میگوید، شما مواظب باشید حرفی نزنید و چیزی نگویید! «. بعد شب مصاحبه آقای قطب زاده از تلویزیون پخش شد و در این راستا بود که به سراغ آقای شریعتمداری رفتند، و من از صحّت و سقم قضایا بی اطلاع بوده و هستم.ً بعدا شنیدم آقای حاج احمدآقا در زندان سراغ آقای قطب زاده رفته و به او گفته ًاست شما مصلحتا این مطالب را بگویید و اقرار کنید و بعد امام شما را عفو میکنند، ولی بالاخره او را اعدام کردند؛ و باز بعدها از طریق موثقی شنیدم که جریان ریختن مواد منفجره در چاه نزدیک محل سکونت مرحوم امام به کلی جعلی است و واقعیت نداشته است و منظور فقط پرونده سازی برای مرحوم آقای شریعتمداری بوده است، والعلم عندالله. گسترش توقعات و انتظارات مردم س: بعد از اعلام رسمی مسأله قائم مقامی توسط مجلس خبرگان و تبلیغات وسیعی که به دنبال آن صورت گرفت ارتباطهای مردمی با شما و نیز حجم ملاقاتها و سخنرانیهای شما خیلی گسترده شد، بهخصوص در مسائل سیاسی و تضادهای اجتماعی، آیا احساس نمیفرمودید که اینها یک نوع تنشهایی را در داخل نظام ایجاد کند و حساسیتهایی را برانگیزد؟ ج: این گونه نبود که وقتی خبرگان این مسأله را اعلام کرد مراجعات زیاد شده باشد بلکه توقعات و انتظارات زیاد شد، از همان ابتدا که انقلاب پیروز شد مراجعات به منزل من خیلی زیاد بود، طبقات مختلف مردم میآمدند، من برای آنها صحبت میکردم و صحبتهای من هم در مطبوعات منعکس میشدً ، گاهی مثلا در یک روزنامه دوسه قسمت از من مطلب آمده بود، منتها وقتی که خبرگان مسأله قائم مقامی را به صورت رسمی مطرح کرد توقعات از من زیادتر شد؛ مرحوم امام هم وقتی انقلاب پیروز شد در همین قم گروهی را مشخص کرده بودند که به کارهای مردم رسیدگی کنند، ولی بعد حاج احمدآقا و دیگران این برنامه را جمع کردند و گفتند هر کس کاری دارد به ادارات و نهادها مراجعه کند؛ اما خانه من به شکلی بود که همه میآمدند، افرادی
که مشکل داشتند کار میخواستند یا ظلم به آنها شده بود، چندنفر را گذاشته بودم که مسئول این کار بودند به حرفهای آنها گوش میکردند و به کار آنها رسیدگی میکردند و خیلی گرفتاریها هم از این طریق حل میشد. من وقتی میدیدم توقعات هست، اشکالات هم به گوش من میرسید حتی خود مسئولین میآمدند اشکالاتی را مطرح میکردند، احساس وظیفه و تکلیف میکردم و به عنوان عمل به وظیفه تذکرات و راهنماییهایی را که به نظرم میرسید میگفتم، خیلی از آنها هم منعکس میشد، بعضی از آنها را هم طی نامه هایی سرّی به مرحوم امام مینوشتم، هدفم این بود که مشکلات برطرف شود و آنها که خلاف کرده اند تنبیه شوند، بالاخره من خودم را از مردم منقطع نکردم. گاهی خلافکاریهای بزرگی از کسانی که به خارج میرفتند به من گزارش میکردند که در جریان آن قرار میگرفتم. یک روز آیتالله موسوی اردبیلی آمدند در حالی که نامه های زیادی جلوی من بود و من مشغول مطالعه آنها بودم، گفت: «شما همه اینها را میخوانید؟!» گفتم: «بله»، گفت: «پس کی مطالعه میکنید و درس میخوانید؟» گفتم: «مگر شما که رأس شورای عالی قضایی هستید نامه های مردم را نمیخوانید؟» گفت: «نه، کی میتواند همه این نامه ها را بخواند! » بالاخره من نامه ها را میخواندم با اقشار مختلف مردم ملاقات میکردم و در نتیجه مشکلات و اشکالات را مطرح میکردم. س: ارتباطهای حضرتعالی در آن دوره با مسئولین کشور چگونه بود؟ ج: آنها زیاد میآمدند اینجا، رؤسای سه قوه میآمدند، نخست وزیر میآمد، وزرا میآمدند، گاهی هیأت دولت همه میآمدند اینجا ناهار میخوردند، صحبت میکردند، خیلی چیزها را هم من به آنها پیغام میدادم، تلفنی با آنها صحبت میکردم. گاهی اوقات هم به ملاقات امام میرفتم، ولی خوب چون اشتغالات داشتم این ۱ ملاقاتها زیاد نبود؛ آقای دکتر رستمی به من میگفت: «شما که الان قائم مقام رهبری هستید باید رختخوابتان را همان جا در کنار رختخواب امام بیندازید و همیشه ۱ از اساتید با سابقه دانشگاه و از بستگان آیتالله منتظری.
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۸۷* آنجا باشید«، گفتم: «آخر من طلبه هستم درس و اشتغالات دارم، من که نمیتوانم همیشه آنجا باشم»؛ بالاخره من در قم بودم و ایشان در تهران و بعضی افراد هم در مورد من هرچه میخواستند به امام میگفتند و این یک اشکال قضیه بود. از طرف دیگر من در ملاقاتهای خود با امام خیلی صریح صحبت میکردم برخلاف دیگران که خیلی ملاحظه کاری میکردند، من خودمانی با ایشان حرف میزدم، گاهی میگفتم آقا من حرفهایی را میزنم که ممکن است شما را ناراحت کند بعد مشکلات و اشکالات را مطرح میکردم، احمدآقا هم گاهی نشسته بود، بعضی ها میآمدند دست امام را میبوسیدند و عقب عقب میرفتند ولی من با امام بحث میکردم به خاطر اینکه احساس وظیفه میکردم، میگفتم این نانی است که ما برای ملت پخته ایم ما باید اشکالها را بگوییم بلکه برطرف شود، من خودم را مسئول میدانستم برای اینکه جزو افرادی بودم که در انقلاب دخالت داشتم و اگر چنانچه حقی از کسی تضییع میشد من خودم را مسئول میدانستم. از آقایی شنیدم که از قول احمدآقا میگفت: «آقای منتظری باید از آقای... یاد بگیرد، آقای... میآید دست امام را میبوسد و عقب عقب برمی گردد ولی آقای منتظری میآید با امام یکودو میکند»؛ بالاخره من تذکردادن را وظیفه شرعی خود میدانستم. من از باب اینکه از اول در انقلاب همگام با مرحوم امام بوده و در غیاب معظمله مورد مراجعه انقلابیون بودم همه توقع داشتند که در مسائل و مشکلات اظهارنظر کنم، و بعد از پیروزی انقلاب هم همیشه بیت و دفتر من مورد مراجعه طبقات مختلف مردم بود و مسئولین هم نوعا با مراجعه به من و طرح مشکلاتشان تقاضای پیام و رهنمود میکردند، و ضمنا برخی از درسهایم هم از رادیو و تلویزیون پخش میشد و مورد توجه قرار میگرفت، و اما بعدا معلوم شد همه این امور بر خلاف میل آقای حاج سیداحمد خمینی است که در این رابطه ایشان نامه ای به من نوشتند. در این نامه بالصراحه عنوان نموده بود که باید من در کناری باشم و در مسائل اظهارنظر نکنم و یا لابد طبق میل آنان عمل نموده و کارهای آنان را توجیه نمایم، و اما اینکه حتی با پخش درسهای من هم مخالفت کرده بود چه هدفی داشت خدا میداند. (پیوست شماره ۷۳، صفحة ۹۳۰)
س: فکر نمیکنید لازم بود بیشتر با امام ملاقات داشته باشید و کارها را با ایشان هماهنگ کنید؟ ج: یعنی من هر روز بلند شوم بروم تهران؟! همین اندازه را هم که میرفتم بعضی ها ناراحت بودند و پیش امام جوّسازی میکردند. از یک طرف مرا انداخته بودند سر زبانها و توقعات مردم، از آن طرف گوش هم نمیدادند. ارجاع مسائل فقهی و سیاسی از سوی امام خمینی (ره) س: حضرت امام در مسائل سیاسی و اجرایی کشور ارجاعاتی را به حضرتعالی داشتند، همان گونه که در مسائل فقهی احتیاطات و بعض مسائل مشخص فقهی را به حضرتعالی ارجاع فرموده بودند؛ اگر مواردی از آنها را در نظر دارید بفرمایید. ج: البته چون فاصله زمانی زیاد شده بعضی از آنها در نظرم نیً ست ولی اجمالا آنچه یادم هست یکی مسأله شورای انقلاب بود؛ آن وقت که من برای شرکت در مجلس خبرگان در تهران بودم ایشان پیغام داده بودند که من هم در شورای انقلاب شرکت کنم، آن زمان ده یازده نفر از جمله آیتالله بهشتی، آقای هاشمی، آقای مهندس بازرگان و دیگران در شورای انقلاب بودند؛ و من به ایشان نوشتم چون در تهران به صورت موقت هستم و میخواهم برگردم به سراغ درس و بحثم، نمیتوانم عضو باشم اما تا وقتی که در تهران باشم شرکت میکنم، به همین جهت تا وقتی که در تهران بودم در جلسات شورای انقلاب شرکت میکردم. (پیوست شماره ۵۰، صفحة ۴۲۸) مورد دیگر در مسأله احتکار بود؛ فتوای ایشان در تحریر این است که فقط در همان پنج شش چیز یعنی گندم و جو و مویز و خرما و روغن و زیتون احتکار حرام است ولی نظر من مطلق بود، و من نظر خودم را پیش از اینکه کتاب ولایت فقیه چاپ شود به صورت جدا چاپ کرده بودم، ایشان آن را خوانده بودند، بعد حاج احمدآقا به من گفت - از آقای محمّدی گیلانی هم شنیدم- که ایشان گفته بودند: «نظر ایشان از ما
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۸۹* اوسع است و مجلس میتواند طبق نظر ایشان عمل کند«؛ واقع مطلب این است که ایشان خیلی خوش استعداد و خوش فکر و دقیق بودند اما از حافظه خوبی برخوردار نبودند، این یک واقعیت است؛ من یادم هست آن وقت که ما پیش ایشان درس میخواندیم ایشان یک مبنایی داشتند و میگفتند، دوسه ماه بعد مبنای خودشان را فراموش میکردند، از طرف دیگر ایشان در این سن حوصله اینکه دوباره به مبانی مراجعه کنند را نداشتند، مسأله هم مورد ابتلا بود، چیزهایی در جامعه وجود دارد که الان جزو ضروریات زندگی مردم است و آن زمانها نبوده، مثلا آیا میشود گفت روغن زیتون جزو ضروریات است ولی دارو جزو ضروریات نیست؟ بالاخره نظر من در باب احتکار اوسع بود و ایشان مجلس را به نظر من ارجاع داده بودند. مورد دیگر در مسأله تعزیرات بود؛ تعزیرات را میگویند به نظر حاکم شرع بستگی دارد، بعد اینها در مجلس مشکل داشتند که ما چه بکنیم آیا بنویسیم که هر حاکم شرعی هر کار دلش خواست بکند و هرگونه به نظرش آمد تعزیر کند؟ به این شکل یک نوع هرج و مرجی لازم میآید، از طرف دیگر حاکم شرعهای ما اغلب مجتهد نبودند، به همین جهت خواسته بودند یک حدودی برای آن معین بکنند، این مسأله را هم ایشان به من ارجاع داده بودند، مدتی آقای یزدی و دیگران برای تنظیم قانون آن پیش من میآمدند و از نظریات من در آن کمیسیونی که مربوط به این کار بود نوشته هایی را در این زمینه تنظیم کردند، و نوشته و امضای مرا گرفتند. باز در مناسک حج که مسائلی پیش آمده بود، آقای حاج سید جعفر کریمی به من گفتند: «ما این مسائل را از امام پرسیده ایم و ایشان گفته اند نظر شما را بپرسیم و هر چه نظر شما باشد بر طبق آن عمل کنیم». یکی هم راجع به حکم مفسد فی الارض بود؛ که به نظر من نفس مفسد فی الارض بودن در حکم اعدام موضوعیت دارد و ایشان این را کافی نمیدانستند، به همین جهت گفته بودند این مسأله را طبق فتوای فلانی عمل کنید؛ من عقیده ام این است که محارب هم از مصادیق مفسد است، منتها مفسد نه به این
وسعت که هرکس هر کار خلافی کرد بگوییم مفسد فی الارض است، بلکه مفسد کسی است که به طور کلی وضع اجتماعی جامعه را به هم میزند، بالاخره در این مورد هم گفته بودند به فلانی مراجعه کنید. اوایل انقلاب هم رسیدگی به اموال جزیره کیش را که میگفتند دارد حیف و میل میشود ایشان به من محول کردند؛ و همین باعث شد که ما یک سفر به جزیره کیش برویم و بعد چند نفر را برای رسیدگی به کارهای آنجا گذاشتیم. دیگر مسأله تعیین قضات بود؛ که به طور کلی به من و آقای مشکینی واگذار کرده بودند، فقط آقای خلخالی را در اول انقلاب ایشان خودشان نصب کردند، ولی بعدا که در مجلس خبرگان قانون اساسی بودیم و سراسر کشور به قاضی نیاز داشتند مرحوم امام آقای قدوسی را به عنوان دادستان انقلاب نصب کرده بودند و در رابطه با تعیین قضات فرموده بودند فلانی و آقای مشکینی هر کس را تعیین کردند کافی است؛ ما هم آقای مومن و آقای شرعی را مسئول شناسایّی طلاب در قم قرار دادیم، اینها شناسایی میکردند و به ما مینوشتند که به نظر ما آقای فلانی برای این منصب صلاحیت دارد، ما هم بر اساس گواهی آنان حکم آنها را امضا میکردیم؛ بعد برای اینکه کار دقیق تر شود بنا شد از آنها امتحان بگیریم و آقای حاج شیخ یحیی سلطانی برای این کار معین شد تا اینکه به تدریج کار قضاوت سیستم مشخصی به خودش گرفت. تعیین صلاحیت اعضای شورای عالی قضایی را هم امام به من محول کرده بودند، من هم پنج شش نفر از جمله آقای مشکینی، آقای سید جعفر کریمی، آقای فاضل لنکرانی و آقای خاتم یزدی را معین کرده بودم که قضاتی را که میخواهند برای عضویت در شورای عالی قضایی کاندیدا شوند امتحان کنند و در صورت قبولی میتوانستند برای شرکت در این شورا کاندیدا بشوند و سایر قضات به آنها رأی بدهند، چون طبق قانون رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور را امام نصب میکردند و سه نفر دیگر از میان قضات و بر اساس رأی آنان مشخص میشدند و نتیجه هم از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات اعلام میشد.
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۹۱* تعیین صلاحیت ائمه جمعه را هم به من ارجاع داده بودند؛ چون از همان اول روی تشکیل نماز جمعه من عنایت داشتم و تأکید داشتم که ایشان برای شهرستانهای مختلف امام جمعه نصب کنند، و ایشان فرمودند: «خود شما این کار را انجام بدهید»، من به ایشان عرض کردم «تعیین امام جمعه از شئون رهبری است و خود حضرتعالی اقدام فرمایید»، ولی بالاخره من از طرف ایشان تعیین میکردم. مورد دیگر تعیین نماینده ولی فقیه در سپاه بود که این مسأله هم از سوی ایشان به من محول شد؛ من اول آقای طاهری خرم آبادی را برای این کار معین کردم، بعد از مدتی ایشان آقای محمّد رضا فاکر را به جای خودش معین کرده بود. باز تعیین ائمه جمعه و قضات خارج از کشور را به من محول کرده بودند؛ که تا این آخر ً هم به عهده من بود، مثلا برای شیعیان افغانستان من از طرف ایشان امام جمعه و قاضی معین میکردم. مورد دیگر مسأله عفو زندانیان بود؛ که برای این منظور از طرف من چهارنفر معین شده بودند: آقایان سید محمّد ابطحی کاشانی، محمّدی گیلانی، قاضی خرم آبادی و سید ّمحمد موسوی بجنوردی، این چهارنفر افرادی را در زندانها داشتند که تحقیق میکردند و به آقایان گزارش میشد که فلانی صلاحیت عفو دارد و اینها نتیجه را به من مینوشتند و من مینوشتم که از طرف حضرت آیتالله العظمی امام خمینی مورد عفو واقع شد، این کار خیلی مفید بود و بسیاری از افراد از همین طریق از زندان نجات پیدا کردند. در مورد تعیین نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها هم با امام صحبت کرده بودند و امام گفته بودند من در این مسائل دخالت نمیً کنم و به من ارجاع داده بودند؛ بعدا اعضای ستاد انقلاب فرهنگی آقایان دکتر عبدالکریم سروش و دکتر علی شریعتمداری و دونفر دیگر آمدند پیش من که شما برای دانشگاهها نماینده معین کنید و من این کار را انجام میدادم، بعد کم کم یک هیأتی را معین کردیم به عنوان هیأت مرکزی که بر کار نمایندگان در دانشگاهها نظارت داشته باشند، آنها سه نفر
بودند: آقای احمد جنتی، آقای عباس محفوظی و آقای محمّدی گیلانی، و کم کم این جهت در دانشگاهها تثبیت شد، البته بعضی از نمایندگان موفق بودند بعضی هم نتوانستند کاری انجام دهند. کار دیگر، تعیین شورای مدیریت حوزه علمیه قم بود؛ بدین صورت که من یک روز خدمت امام رفتم و به ایشان عرض کردم: « سابقا شما میفرمودید ما قدرت نداریم که حوزه را تنظیم کنیم ولی الان که قدرت دست شماست بجاست این کار انجام شود، حوزه یک مدیریت میخواهد یک نظمی میخواهد اینکه میگویند حوزه نظمش در بی نظمی است درست نیست»؛ ایشان فرمودند: «پیش آقای گلپایگانی بروید ایشان هم حاضر شوند». من رفتم منزل آیتالله گلپایگانی و جریان را مطرح کردم و گفتم امام فرموده اند که خدمت شما بیاییم؛ بالاخره بنا شد سه نفر را آیتالله گلپایگانی معین کنند، سه نفر را هم من از طرف امام معین کنم، آیتالله گلپایگانی سه نفر خودشان را معرفی کردند و ما قبول کردیم ولی سه نفر که من معین کرده بودم یکی از آنها آقای مشکینی بود که آیتالله گلپایگانی نپذیرفتند، بعد ایشان را عوض کردم که آیتالله گلپایگانی راضی بشوند، این سه نفر آقای دوزدوزانی، آقای راستی و آقای کریمی بودند و سه نفر آیتالله گلپایگانی آقایً ان صابری همدانی، افتخاری و طاهر شمس بودند، بعدا آقایان جامعه مدرسین نیز سه نفر ضمیمه کردند. از جمله امور دیگری که مرحوم امام به من محول نمودند رسیدگی به شکایت ورثه مرحوم آقای حسین همدانیان در رابطه با موقوفات آن مرحوم بود که گفته میشد بر خلاف نظر آن مرحوم عمل میشود، و من پس از بررسی کامل نتیجه کار را طی نامه ای به ایشان نوشتم و نظر من مورد توجه ایشان قرار گرفت و آن را تأیید کردند. (پیوست شماره ۷۴، صفحة ۹۳۶)
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۹۳* پیوست شماره ۷۵: ارجاع حل مشکل تعزیرات توسط امام خمینی به معظمله در پاسخ پرسش فقهای شورای نگهبان، مورخه۷/۷/۶۵ بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیتالله منتظری دام ظله العالی با عرض سلام، در مورد حل مشکل تعزیرات که موضوع از طرف حضرت اماممدظله العالی به حضرتعالی ارجاع شده بود - چنانکه حضورا نیز به عرض رسید- جمله ای که مرقوم فرموده بودید راهگشا نبود، چون اشکال عمده این بود که برحسب نظر حضرت امام تعیین تعزیرات در تخلف از احکام سلطانیه باید از طرف حاکم یا وکیل او باشد و چون باید قضیً ه رنگ قانون داشته باشد حتما باید از کانال مجلس و شورای نگهبان بگذرد و با سوابقی که در جریان آن قرار گرفتید در عمل کار دچار مشکل شد و امام بزرگوار تعیین تکلیف را به جنابعالی ارجاع فرمودند اما در آن مرقومه راه حلی ارائه نشده بود، لذا مقتضی است با توجه به همه جوانب کار که هم اشکال شرعی رفع شود و هم مجلس و شورای نگهبان بتوانند وظیفه شان را ایفا کنند، نظر صریح و روشن خود را اعلام فرمایید، با تشکر. از طرف فقهای شورای نگهبان - احمد جنتی باسمه تعالی پس از سلام، هر چند تعیین مقدار تعزیر و مراتب آن شرعا به نظر حاکم محول شده است ولی آقایان محترم توجه دارید که اکثر حکام فعلی واجد شرایط قضاء و حکم نیستند و به علاوه بی تجربه و ناهماهنگ میباشند، و از طرفی تعطیل امور قضائی و تعزیرات موجب تضییع حقوق و هرج و مرج و بلکه اختلال نظام میشود، بنابراین لازم است بهترین و کم ضررترین راه انتخاب شود بدین طریق که کمیسیون قضائی مجلس شورا، قوانین و مقرراتی را متناسب با جرمها با رعایت شرائط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و مراتب تأدیب از وعظ و توبیخ و تهدید و درجات تعزیر تنظیم نمایند و به تصویب مجلس شورا برسانند، و حضرات آقایان محترم اعضاء شورای نگهبان صحّت و عدم مخالفت آنها را با موازین شرعیه و قانون اساسی از هر جهت غیر از جهت محول بودن به نظر حاکم بررسی و تأیید نمایند، و در نتیجه به مقدار زیاد، احکام صادره هماهنگ و جلو بسیاری از اشتباهات گرفته میشود؛ و در حقیقت آقایان حاکم، و قضات محاکم مجری میباشند. والسلام علیکم و شکرالله سعیکم. ۷/۷/۶۵ - حسینعلی منتظری
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۹۵* پیوست شماره ۷۶: ارجاع حکم مفسد فی الارض به نظر معظمله، مورخه۹/۵/۶۶ حضرت آیتالله العظمی امام خمینی دام عزه اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است به نظر آیتالله منتظری جایز است، و این مسأله در محاکم قضایی مورد احتیاج است. اگر اجازه میفرمایید در مراجع قضایی طبق نظر ایشان عمل شود. ادام الله عمرکم الشریف. عبدالکریم موسوی اردبیلی بسمه تعالی مجازید طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید. ۹/۵/۶۶ - روح الله الموسوی الخمینی
پیوست شماره ۷۷: ارجاع پاسخگویی به برخی از مسائل قضایی در زمان جنگ توسط امام خمینی به معظمله، مورخه۱۱/۲/۶۵ بسمه تعالی محضر مقدس حضرت امام مدظله برای حل مشکل جبهه موافقت فرمایید که: ۱ - سازمان قضائی نیروهای مسلّح موظف است در زمان جنگ به جرائم در رابطه با جنگ از قبیل توطئه، جاسوسی، خّیانت، کارشکنی، تمرد و آنچه لطمه برای جنگ و امنیت کشور داشته باشد طبق ضوابط شرعی و بدون رعایت تشریفات قانونی و آئین دادرسی رسیدگی نموده حکم قطعی صادر نماید. ۲ - شورای عالی قضایی موظف است در زمان جنگ در مراکزی که شورایعالی دفاع پیشنهاد مینماید دادگاه زمان جنگ تشکیل دهد، دادرسی در این دادگاه یک مرحله ای و بدون تشریفات آئین دادرسی و مجازات بر طبق موازین شرعی و قوانین خواهد بود. بسمه تعالی خدمت حضرت آیتالله العظمی آقای منتظری دامت برکاته حضرت امام مدظله فرمودند که به سئوالات بالا حضرتعالی جواب فرمایید. ۱۱/۲/۶۵ - احمد خمینی باسمه تعالی شورای عالی قضائی دستور لازم را نسبت به دو فقره بالا صادر نمایند مع الاحتیاط فی انتخاب الافراد. حسینعلی منتظری
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۹۷*
پیوست شماره ۷۸: ارجاع تصمیم گیری درباره برخی از مسائل قضایی- اجرایی توسط امام خمینی به معظمله به دنبال سئوال وزیر کشور وقت، مورخه۲/۲/۱۳۶۵ بسمه تعالی محضر مبارک رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خمینی دام ظله العالی با سلام و تحیات، با توجه به عنایت خاصی که در مورد عدم تضعیف قوه مجریه و حفظ حیثیت مسئولان آن دارید و با توجه به اشکالاتی که برخوردهای قوه قضائیه با مسئولان اجرائی نموده، مواردی خدمتتان پیشنهاد میگردد در صورتی که صلاح بدانید جهت اجرا به شورای محترم عالی قضائی توصیه و امر فرمایید: ۱ - با توجه به حساسیت نقش معاونین استاندار و بخشداران و شهرداران مراکز استانها احضار آنها در دادگاه محل خدمت، عواقب سوئی به بار میآورد و آنها را از ادامه خدمت باز میدارد؛ پیشنهاد میشود نامبردگان مانند فرمانداران و استانداران احضار آنها توسط دادسرای عمومی تهران انجام گیرد. ۲ - با توجه به نقش مهم استانداران که طبق قانون مسئول امنیت استان هستند، اطلاعات خواسته شده در مورد پرونده های مطروحه در دادسراها در اختیار آنان قرار گیرد و جلب و یا احضار مسئولان اجرائی استان با در جریان قراردادن و هماهنگی آنان صورت گیرد. ۳ - موارد مطروحه در دادگاه که مربوط به مسئولان اجرائی است حتی الامکان به طریقی غیر از جلب و احضار حل و فصل نمایند؛ و در صورت احضار، کسانی متصدی پرونده باشند که در جریان مسئولیتها و وظائف اجرائی باشند - مثلا شخص دادستان محترم عمومی تهران-تا از احضار بیجا و یا سوءتفاهمات جلوگیری شود. با آرزوی طول عمر و توفیق برای جنابعالی و پیروزی نهائی رزمندگان. سید علی اکبر محتشمی، وزیر کشور بسمه تعالی جناب حجتالاسلام آقای محتمشی وزیر محترم کشور، حضرت امام فرمودند جنابعالی با آقای نخست وزیر و ریاست محترم دیوانعالی کشور و آقای دادستان کل کشور جلسه ای در خدمت حضرت آیتالله العظمی منتظری تشکیل داده و به آنچه در این جلسه رسیدید مورد قبول حضرت اماممدظله العالی است. احمد خمینی
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۴۹۹*
پیوست شماره ۷۹: پیشنهاد تعیین اعضای شورای مدیریت حوزه علمیه قم توسط حضرت آیتالله العظمی منتظری به حضرت امام خمینی و تأیید معظمله، مورخه ۵/۱۲/۵۹ باسمه تعالی محضر مقدس آیتالله العظمی امام خمینی مدظله العالی پس از سلام، همان گونه که خاطر شریف مستحضر است مدتی پیً ش حضورا مسائل مربوط به حوزه علمیه قم و لزوم ایجاد نظم و رسیدگی به اوضاع درسی و اخلاقی و جریانات داخلی آن به عرض حضرتعالی رسید، و رهنمودهایی فرمودید و بنا شد برای انجام این مسئولیت شورائی از فضلاء مدرسین حوزه علمیه قم تشکیل شود. برحسب نظر حضرتعالی و مشورت و نظرخواهی از حضرت آیتالله العظمی آقای گلپایگانی شورائی مرکب از آقایان حجج اسلام: راستی، کریمی، طاهر شمس، دوزدوزانی، صابری و افتخاری دامت افاضاتهم تشکیل شد و قدمهای مؤثّری تا حال برداشته اند، چنانچه رهنمودهای جدیدی دارید مرقوم فرمایید. ادام الله ظلکم الشریف. حسینعلی منتظری بسمه تعالی شورای مزبور کارهایی را که میخواهند انجام دهند پس از نظرخواهی در امور مهمه از حضرت آیتالله گلپایگانیدامت برکاته مانعی ندارد، ان شاءالله موفق باشید. ۲۲/ع۲/۱۴۰۱ - روح الله الموسوی الخمینی
فصل هشتم: دوران قائم مقامی ۵۰۱*